اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 13:21  توسط narsis | 

 

وزیر خارجه کشورمان گفت: افزایش نفرت مردم ایران از آمریکا به دلیل اثرات ناشی از تحریم‌ها از دستاوردهای تحریم‌ها برای آمریکا است.

محمدجواد ظریف در سخنرانی شامگاه چهارشنبه در اندیشکده شورای روابط خارجی نیویورک گفت: اگر هدف، اطمینان یافتن از صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران است، حل و فصل این مسئله بسیار آسان است. اما مشکل اینجاست که دولت آمریکا در بحث تحریم‌ها غرق شده و کنگره آمریکا خواستار باقی ماندن تحریم‌ها است.
وی گفت: افزایش تعداد سانتریفیوژهای ایران از 200 عدد قبل از وضع تحریم‌های غیرقانونی به 20 هزار عدد فعلی یکی از دستاوردهای تحریم‌ها برای آمریکا بوده است.
وزیر خارجه اظهار داشت: افزایش نفرت مردم ایران از آمریکا به دلیل اثرات ناشی از تحریم‌ها یکی دیگر از دستاوردهای تحریم‌ها برای آمریکا است.
وی در بخش دیگری از این سخنرانی گفت: ما بارها اعلام کرده‌ایم که حداکثر شفافیت را داریم اما طبق هر توافقی، تاسیسات نظامی خارج از محدوده بازرسی‌ها هستند.
وزیر خارجه در باره نشست پاریس نیز گفت: برخی حاضران در نشست پاریس به نحوی در ایجاد و تقویت گروه تروریستی داعش ایفای نقش نموده و در حال حاضر این گروه جنایتکار به سراغ خالقان خود رفته است.
وی نشست پاریس را «ائتلاف توبه‌کاران» نامیده و گفت: داعش نه دولت است نه اسلامی است، بلکه یک سازمان پیچیده تروریستی است.
نمره مردودی آمریکا
در پایبندی به تعهدات
وزیر امور خارجه کشورمان همچنین در مصاحبه‌ای با رادیو ملی آمریکا اظهار داشت: آمریکا در پایبندی به تعهدات خود نمره مردودی می‌گیرد.
محمدجواد ظریف در مصاحبه با رادیو ان‌پی‌آر گفت: برخی تصور می‌کنند که دستیابی به توافق با ایران یک ایده بدی است اما من فکر می‌کنم اگر شما میان دستیابی به توافق با عدم توافق را مقایسه کنید بسیار مشخص است که دستیابی به توافق قابل ترجیح‌تر است.
وی ادامه داد: برنامه هسته‌ای ایران یک برنامه تسلیحاتی نیست بلکه صلح‌آمیز بوده و ایران این برنامه را کنار نخواهد گذاشت.
وزیر خارجه کشورمان در بخش دیگری از این مصاحبه با تاکید بر بی‌اعتمادی ملت و مسئولان ایرانی به آمریکا گفت: اگر شما می‌بینید که مردم و رهبران آنها نسبت به راهی که آمریکا با مسائل برخورد می‌کند شکاک هستند این مسئله به این دلیل است که آمریکا به دنبال فشارهای اقتصادی و نظامی علیه ایران است و همین مسئله حتی آمریکا را در راه دستیابی به یک راه‌حل که منافع این کشور را تأمین می‌کند کور کرده است.
ظریف تاکید کرد: هیچ مکانیزم بین‌المللی وجود ندارد که بسنجد آمریکا تا چه حد به تعهدات خود عمل کرده است. اگر این امکان وجود داشت من مطمئنم که آمریکا نمره مردودی می‌گرفت.
وی در مورد تعلیق و محدود سازی برنامه هسته‌ای ایران نیز گفت: ما درباره تعلیق گفت‌وگو نمی‌کنیم و تنها صحبت از محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران کردیم.
کنفرانس پاریس
 ائتلاف پشیمان‌شدگان بود
وزیر خارجه کشورمان در مورد کنفرانس پاریس نیز اظهار داشت: کنفرانس پاریس ائتلاف پشیمان‌شدگان بود. آنها مردمی هستند که زمانی آنها را مسلح کرده و تأمین مالی کردند. اکنون می‌خواهند با آنها مبارزه کنند و این مسئله نشان می‌دهد که آنها در طول سه سال گذشته سیاست غلطی در پیش گرفتند. در واقع بشار اسد این گروه‌های تروریستی را ایجاد نکرده است بلکه 11 سال پیش با مداخله آمریکا در عراق به وجود آمد.
وی تاکید کرد: آمریکا در مبارزه با داعش جدی نیست. زیرا شما نمی‌توانید با یک گروه تروریستی برخورد کنید که پایگاه آن در سوریه است و شما آن را در سوریه تغذیه کرده‌اید. شما می‌توانید چنین فشاری را بر دولت سوریه داشته باشید که تنها نیرویی است که در برابر این گروه‌های تروریستی مقاومت کرده است.
ظریف در پاسخ به سوالی درباره بازداشت خبرنگار واشنگتن پست در ایران نیز گفت: جیسون رضائیان یک شهروند ایرانی است و در واقع تابعیت دوگانه دارد. من در جایگاهی نیستم که درباره وی اطلاعاتی ارائه دهم و حتی اطلاعاتی ندارم که بخواهم آنها را با شما در میان بگذارم.
وی ادامه داد: من معتقدم که به نفع همه کس است که در فضای مثبت کار کنند. این همان چیزی است که من در طول ماه‌های گذشته بر اساس آن عمل کرده‌ام. من معتقدم مردم باید عدالت و قانون را رعایت کنند، اگر جرمی انجام داده باشند با عدالت مواجه شوند. البته اگر وی هیچ جرمی به عنوان شهروند ایرانی انجام نداده باشد در این صورت تعهد ما این است که به عنوان دولت ایران به دنبال آزادی وی باشیم.
ظریف در بخش دیگری از اظهاراتش، افزود: اکنون بگذارید که من به شما بگویم که برخی شهروندان ایرانی بدون هیچ توضیحی در کشورهای آسیای شرقی در زندان به سر می‌برند. یکی از آنها چند ماه پیش در زندان درگذشت. تحریم‌های آمریکا تنها قابل پیگیری در سرزمین آمریکایی است و نباید نقض تحریم‌های آمریکا به عنوان جرمی در کشورهایی مانند تایلند، فیلیپین و مالزی محسوب شود. بیایید با واقعیات بر اساس واقعیات رفتار کنیم.
وزیر خارجه همچنین گفت: به طور شخصی من جیسون را می‌شناسم. وی به عنوان خبرنگار با من کار کرده است. وی یک خبرنگار منصف  بوده است، بر همین اساس من امیدوارم که زمان بازداشت او کوتاه باشد و به تلاش‌های خود ادامه خواهم داد که این بازداشت طولانی نشود. اما نکته مهم این است که یک شهروند ایرانی توسط مقامات ایرانی بر اساس قانون ایران مورد بازجویی قرار می‌گیرد.
ظریف در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: به روحانی رأی داده شد، زیرا وی کسی بود که اعلام کرد می‌خواهد روابط خوبی با غرب داشته باشد، زیرا وی معتقد بود که رئیس‌جمهور پیشین در این مسئله سوء مدیریت داشته است. اما وی هرگز اعلام نکرده است که برنامه هسته‌ای ایران را کنار می‌گذارد.
انتقاد ظریف از گزارش حقوق بشری بان کی مون
وزیر امور خارجه کشورمان همچنین در دیدار با بان کی مون دبیر کل سازمان ملل اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران متعهد به کمک به تقویت امنیت منطقه بوده و روابط خوب با همسایگان و کمک به بهبود شرایط و مبارزه با افراطی‌گری و تروریسم را مورد توجه دارد.
وی همچنین با اشاره به گزارش حقوق بشری بان کی مون درباره ایران گفت: این که در منطقه ما فقط در مورد کشور ایران گزارش حقوق بشری منتشر می‌شود قابل پذیرش نیست و تهیه چنین گزارش‌هایی تداوم نگاه سیاسی و دوگانه به مسائل حقوق بشر است.
دبیر کل سازمان ملل نیز در این دیدار اظهار داشت: ایران نقش بسیار موثری دارد و بازیگر مهمی در منطقه است و می‌تواند برای حل مشکلات نقش سازنده‌ای را ایفاء کند و استفاده از ظرفیت ایران باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه 29 شهریور1393ساعت 12:57  توسط narsis | 

 


گفت: دکتر روحانی رئیس‌جمهور کشورمان گفته است «برنامه‌ای برای ملاقات با اوباما ندارم ولی همه چیز ممکن است»!
گفتم: خب! اوباما چی گفته؟!
گفت: اوباما گفته است؛ «من هم برنامه‌ای برای دیدار با روحانی ندارم ولی اگر او بخواهد استقبال می‌کنم»!
گفتم: ای دل غافل! انگاری قرار است باز هم اقدامات «نابجایی» اتفاق بیفتد.
گفت: چرا نفوس بد می‌زنی؟! از کجا می‌گویی؟!
گفتم: بچه‌ای با قهر از سر سفره کنار رفته بود و می‌گفت آبگوشت دوست ندارم! مادرش محض احتیاط مقداری گوشت‌کوبیده برایش کنار گذاشت و بچه در حالی که زیرچشمی مراقب اوضاع بود به مادرش گفت؛ من که قهر کرده‌ام و چیزی نمی‌خورم! ولی این گوشت کوبیده را برای هرکس کنار گذاشته‌ای، خیلی کم است!

+ نوشته شده در  شنبه 29 شهریور1393ساعت 12:57  توسط narsis | 
روسای جمهور ایران و آمریکا می‌گویند برنامه‌ای برای ملاقات با یکدیگر در نیویورک ندارند اما روحانی می‌گوید هر چیزی ممکن است و اوباما نیز از این دیدار استقبال می‌کند!



به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی« ان بی سی» آمریکا، با اشاره به اینکه مبارزه با گروه‌های تروریستی در منطقه باید توسط مردم و دولت‌های منطقه انجام گیرد، گفت: برای مبارزه با تروریسم باید به ریشه‌های مسئله پرداخت اگر در منطقه ما مشکلی وجود دارد مردم و دولت‌های منطقه خیلی بیشتر از دیگران مشکل را حس می‌کنند و ریشه‌های آن را می‌شناسند تا دیگرانی که هزاران کیلومتر با این منطقه فاصله دارند و تجربه سالیان دراز هم نشان داده که در مبارزه با تروریسم موفقیتی نداشته‌اند.
وی اضافه کرد: از ارتفاع ۱۰ هزار پایی و ۱۵ هزار پایی با هواپیمای با خلبان و یا بدون خلبان هدفی را درست و یا نادرست بمباران کردن، راه حل درستی برای مبارزه با تروریسم نیست. در افغانستان و پاکستان و مناطق دیگر این بمباران‌‌ها مشکلی را نتوانست حل کند البته ممکن است جایی و در شرایطی نیاز به بمباران هم باشد اما این مسئله باید با اجازه مردم و دولت آن کشور انجام شود بدون هماهنگی با دولت و رضایت مردم آن کشور این کار مبارزه با تروریسم نیست و نام دیگری دارد که به آن تجاوز می‌گویند.
بهترین کار برای مقابله با داعش
 کمک به دولت‌های منطقه  است
روحانی افزود: بهترین کار برای مقابله با داعش این است که به مردم و دولت‌های منطقه کمک کرد و باید مردم عراق و نیروهای مسلح عراق با این تروریست‌ها بجنگند و همه در این راه به ارتش و مردم عراق کمک کنند در سوریه هم اگر قصد و نیت کمک وجود دارد باید به نیروهایی که متعلق به آن کشور است و با گروه‌های تروریستی می‌جنگند، کمک شود.
رئیس‌جمهور در پاسخ به سوالی درباره عدم حضور ایران در اجلاسی که به نام ائتلاف علیه تروریسم تشکیل شده، تاکید کرد: تاکنون ائتلاف‌های متعدد را تشکیل دادند بعد از مدتی هم ناچار شدند بدون اینکه به نتیجه‌ای برسند از منطقه خارج شوند. ما در برابر تروریسم به وظیفه انسانی خود عمل می‌کنیم و نسبت به همسایگان خود احساس مسئولیت می‌کنیم .
ائتلاف ضد داعش کمی مضحک است
روحانی با تاکید بر اینکه دولت ایران یک دولت مسئول است و نسبت به مردم منطقه احساس مسئولیت و احترام می‌کند، گفت: این ائتلاف کمی مضحک است چون در داخل این ائتلاف کسانی هستند که این گروه‌های تروریستی را بوجود آوردند و در داخل این ائتلاف کشورهایی هستند که پول این گروه‌‌ها را تامین می‌کردند و هنوز هم می‌کنند و در داخل این ائتلاف کسانی هستند که حمایت‌های سیاسی و حتی تسلیحاتی از این گروه‌های تروریستی کردند با این شرایط چه کسی باور می‌کند آنهایی که اینها را به وجود آوردند و کمک و هدایت کردند و اطلاعات و تجهیزات به آنها دادند امروز بخواهند مبارز واقعی علیه آنها باشند؟ ما تردید و شک فراوانی نسبت به نیت آنها داریم اما در کنار ملت عراق و سوریه، فلسطین، لبنان و افغانستان برای مبارزه با تروریسم خواهیم بود.
رئیس‌جمهور درباره توجه به نقش ایران در مبارزه با تروریسم تصریح کرد: ایران یک کشور مسئولی است که سال‌هاست در حال مبارزه با تروریسم می‌باشد و ایران کشوری است که در واقع قربانی تروریسم است. بنابراین مردم ایران و دولت ایران علیه تروریسم به وظیفه خود عمل می‌کند.
فتوای مرجعیت در عراق جلوی داعش را گرفت
روحانی با اشاره به اینکه ما هیچ‌وقت حمایت‌های خود را از مردم عراق یا دیگر ملت‌ها دریغ نکردیم، افزود: همه می‌دانند آن کسی که در عراق توانست در برابر داعش بایستد هواپیما و بمب نبود فتوای مرجعیت بزرگ اسلامی در عراق بود که با یک فتوا توانست جلوی داعش را بگیرد لذا نیاز به فتوا داریم، نیاز به نیرویی داریم که ملت‌ها را بسیج بکند، نیاز به کلامی داریم که آن کلام بتواند میلیون‌ها انسان را به حرکت دربیاورد و نیاز به سخنی داریم که آن سخن مورد اعتماد مردم باشد. ما در عراق دیدیم یک مرجع تقلید بنام آیت‌الله سیستانی چگونه با فتوا شرایط عراق را کاملا دگرگون کرد.رئیس‌جمهور درباره مشاوره و حضور برخی فرماندهان نظامی ایران در عراق، گفت: هر کمکی که دولت عراق از ما بخواهد بر علیه تروریسم انجام می‌دهیم و آن را رسما اعلام کردیم. در اولین روزهایی که گروه‌هایی تروریستی وارد موصل شدند با آقای مالکی صحبت کردم و گفتم ما از هر نظر آماده‌ایم به دولت و مردم عراق در برابر تروریست‌‌ها کمک کنیم. ممکن است فرماندهان نظامی ما هم به عراق رفت‌و‌آمد داشته و مشاوره هم بدهند. هر کمکی از دست ما برآید برای اینکه تروریسم در این منطقه ریشه‌کن بشود انجام می‌دهیم، البته در چارچوب خواست مردم منطقه، دولت‌های منطقه و مقررات بین‌المللی.
عتبات مقدسه در عراق خط قرمز ماست
روحانی درباره اینکه آیا ایران در عراق نیروی‌زمینی دارد، اظهارداشت: ما نیروی زمینی در عراق نداریم نیازی نبوده، نه ارتش عراق از ما درخواست کرد، نه مردم عراق و فکر نمی‌کنم مردم عراق و دولت و ارتش عراق نیاز داشته باشند و از ما درخواست نیرو بکنند. تاکنون چنین درخواستی مطرح نشده است.
رئیس‌جمهور با بیان اینکه عتبات مقدسه یعنی شهرهای مذهبی همه شیعیان و مسلمانان جهان و بغداد اگر در خطر باشد این خط قرمز ما است، تصریح کرد: برای اینکه این شهر‌ها به اشغال تروریست‌‌ها درنیایند از هر توانی استفاده خواهیم کرد و نخواهیم گذاشت بغداد به دست تروریست‌ها بیافتد و یا شهرهای مقدسی مثل کربلا و نجف در اشغال تروریست‌‌ها قرار بگیرد.
وی در باره احتمال حمایت ایران از اعزام نیروی‌زمینی آمریکا به عراق، اظهار داشت: ما که حتما حمایت نمی‌کنیم و این کار را کار ناصحیحی می‌دانیم برای اینکه تجربه گذشته نشان داده که این نیرو‌ها کارایی لازم را ندارند وقتی هم که در عراق بودند هر روز انفجار در عراق رخ می‌داد و فلوجه را نتوانستند از تروریست‌‌ها پس بگیرند. بنابراین وقتی نتوانستند شهر فلوجه را از تروریست‌‌ها پس بگیرند حالا چطور می‌خواهند با یک نیروی کم شمار، کار بزرگ زمینی انجام بدهند.
در خصوص مبارزه با تروریسم
 نیازی نمی‌بینیم با آمریکا مذاکره کنیم
روحانی در پاسخ به سوالی درباره گفت‌وگوی ایران و آمریکا درحاشیه مذاکرات هسته‌ای درباره داعش گفت: مذاکرات اصلی ما با آمریکا و یا با هر یک از کشورهای ۱+۵ برای موضوع هسته‌ای است اما در حاشیه آن ممکن است هر گفت‌وگویی انجام بگیرد اما در خصوص مبارزه با تروریسم نه نیازی می‌بینیم با آمریکا مذاکره کنیم و نه نیازی می‌بینیم با آنها همکاری داشته باشیم اما بدنبال فعالیت درچارچوب خواست مردم و دولت عراق هستیم.
رئیس‌جمهور در پاسخ به سوالی درباره مذاکرات هسته‌ای و موانع اصلی این مذاکرات تاکید کرد: از طرف ایران این تصمیم جدی است که ما مذاکرت را ادامه بدهیم و این اراده قاطع در طرف ایران وجود دارد که مسائل هسته‌ای را با مذاکره به حل و فصل نهایی برساند. ما راهی جز مذاکره نمی‌دانیم و نمی‌بینیم و برخلاف بعضی‌‌ها که می‌گویند روی میز ما خیلی چیز‌ها قرار دارد و خیلی شلوغ است میز ما شلوغ نیست و روی میز ما فقط صفحه‌های منطق و مذاکره و استدلال و تعامل وجود دارد.
رئیس شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: ما معتقدیم در مسئله هسته‌ای راه روشن است ما همچنان معتقدیم که با مذاکره، مسائل حل‌و‌فصل خواهد شد و تردید نداریم که مسائل با مذاکره حل می‌شود ممکن است نسبت به زمان آن بحث باشد که امروز یا فردا اما در این که تنها راه حل مسئله هسته‌ای مذاکره است و با مذاکره به حل‌و‌فصل نهایی خواهد رسید هیچ تردیدی نداریم آن چه بحث است آن است که در چه زمانی ما به توافق نهایی خواهیم رسید.
دولت انتقادکنندگان را تشویق می‌کند
وی افزود: دولت من فراجناحی و فراحزبی است از همه احزاب و از همه جناح ‌ها در این دولت حضور دارند. فضای امروز دانشگاه‌های ما از گذشته بهتر است. همه سازمان‌های مردم نهاد در ایران فعالیت بسیار خوبی دارند و لایحه‌ای برای حقوق آنها در حال آماده شدن است که تقدیم مجلس می‌کنیم.
روحانی گفت: امروز در انتقاد از دولت نه تنها کسی با مانعی مواجه نمی‌شود بلکه بنده و همه اعضای دولت انتقادکنندگان را تشویق می‌کنیم حتی بعضی از سخنانی که منصفانه هم نیست نسبت به آن عکس‌العملی نشان نمی‌دهیم ما از هیچ رسانه‌ای شکایت نکردیم، ما از هیچ سخنرانی شکایت نکردیم و کاملا افتخار می‌کنیم که در کشور ما همه نظرات خودشان را آزادانه بیان می‌کنند.
برنامه‌ای برای دیدار با اوباما ندارم
رئیس‌جمهور در پاسخ به سوالی درباره ملاقات با اوباما درصورت سفر به نیویورک گفت: فعلا در برنامه من چیزی به عنوان ملاقات با رئیس‌جمهور اوباما وجود ندارد. در دنیای سیاست همه چیز امکان‌پذیر است اما در عین حال موضوع آمریکا یک موضوع خاصی است، شرایط خاصی دارد و بین ایران و آمریکا سالیان دراز تخاصم و تنش وجود داشته است.
روحانی خاطرنشان کرد: اراده دولت من بر این است که سطح تخاصم و تنش را پایین بیاوریم و شرایط را برای اینکه دو ملت بتوانند به هم نزدیک‌تر شوند، فراهم کنیم، به اعتقاد من ملت ایران یک ملت بسیار بزرگ با سابقه تمدن بسیار عظیم است و امروز مردم آمریکا هم مردمی فعال در صحنه علمی، فرهنگی و اقتصادی هستند رابطه نزدیک این دو ملت می‌تواند خیلی از مشکلات را حل بکند. رابطه نزدیک‌تر می‌تواند راه‌های جدیدی را پیش روی سیاستمداران آمریکا بگذارد به هر حال معتقدم به آینده باید بیشتر نگاه کنیم تا گذشته.
وی در پاسخ به این سوال که می‌توانید پیش‌بینی کنید رئیس‌جمهور آمریکا به ایران سفر کند، اظهار داشت: به هر حال این عدم رابطه و شرایط ایران و آمریکا تا قیامت که نخواهد بود. به هر حال زمانی دریک شرایط مناسبی، در دوره این دولت یا دولت بعدی ویا بعد از آن، مسئله ایران و آمریکا حل خواهد شد و این‌گونه نیست که ۱۰۰ سال دیگر هم همین‌طور باشد.
روحانی در خاتمه تاکید کرد: در شرایطی که منافع ایران بر این قرار بگیرد که شرایط روابط با آمریکا عوض شود، آن روز هر دولتی در ایران سرکار باشد قاعدتا بر مبنای منافع کشورتصمیم می‌گیرد.
رویترز: اوباما برنامه‌ای برای دیدار با روحانی ندارد اما استقبال می‌کند!
به گزارش رویترز، یک مقام آمریکایی که نامش فاش نشده است تصریح کرد که جان کری وزیر خارجه آمریکا احتمالا دیدار دو‌جانبه‌ای را با محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در شهر نیویورک خواهد داشت و دو طرف در خصوص مسئله هسته‌ای تهران و سایر مسائل گفت‌وگو و رایزنی خواهند کرد.
بر اساس این گزارش این مقام آمریکایی افزود: در شرایط کنونی هیچ نشستی بین اوباما و روحانی برنامه‌ریزی نشده است. رئیس‌جمهور آمریکا برای برگزاری چنین نشستی به خوبی شناخته شده است و از آن استقبال می‌کند ولی این انتخاب واقعا با ایران است.سال گذشته اوباما و روحانی که تازه به ریاست جمهوری ایران برگزیده شده بود تماس تلفنی تاریخی پس از برگزاری نشست مجمع عمومی سازمان ملل داشتند. گرچه روحانی و اوباما در آن زمان در نیویورک بودند ولی ملاقاتی نداشتند.همچنین این مقام آمریکایی تاکید کرد که احتمال برگزاری نشست وزرای خارجه ایران و ۶ قدرت جهانی در مذاکرات هسته‌ای در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل وجود دارد. در آستانه مذاکرات هسته‌ای، ویلیام برنز معاون وزیر خارجه و وندی شرمن معاون امور سیاسی وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه با مقام‌های ایرانی دیدار و گفت‌وگو کردند.

+ نوشته شده در  شنبه 29 شهریور1393ساعت 12:56  توسط narsis | 
 
دومین جلسه محاکمه ضارب شهید علی خلیلی دوشنبه در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، 25 تیر ماه سال 90 حجت الاسلام علی خلیلی در جریان نهی از منکر پسر جوانی به نام احسان با ضربه های چاقوی وی مجروح شد.

وی بلافاصله به بیمارستان منتقل شد که در ابتدا چند بیمارستان از پذیرش او خودداری کردند. تحقیقات در این زمینه نشان داد، متهم قصد سوار کردن دختر جوانی به زور را داشته که علی خلیلی با مشاهده این صحنه برای تذکر به سمت پسر جوان رفت اما با ضربه چاقو از ناحیه گردن مجروح شد.

جانباز ناهی از منکر ساعت 19 یکشنبه سوم فروردین امسال بر اثر بیماری طولانی پس از جراحات وارده، دعوت حق را لبیک گفت و به فیض شهادت نایل شد.

پس از شهادت ناهی از منکر پرونده او برای رسیدگی در اختیار بازپرس شعبه دهم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت.

بازپرس جنایی به متخصصان پزشکی قانونی ماموریت داده ، با انجام معاینات تخصصی علت اصلی مرگ را مشخص کنند.

در ادامه رئیس سازمان پزشکی قانونی گفت: گزارش کارشناسی حاکی از این است که فوت شهید علی خلیلی با ضربه وارده به شاهرگ در حادثه سال ۹۰ مرتبط بوده است.

با تکمیل تحقیقات برای ضارب به اتهام قتل عمدی قرار مجرمیت صادر و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

سرپرست دادگاه کیفری استان تهران نیز پرونده را به شعبه 113 دادگاه کیفری ارجاع کرد .

12 خرداد نخستین جلسه دادگاه برگزار شد که با توجه به اعتراض متهم به نظریه پزشکی قانونی ، جلسه دادگاه تجدید شد. در ادامه کارشناسان پزشکی قانونی پس از بررسی پرونده همان نظر قبلی را اعلام کردند.

با اعلام نظر پزشکی قانونی ، قاضی حسین اصغرزاده ، رئیس شعبه 113 دادگاه کیفری ، برای دوشنبه -31  شهریور- وقت رسیدگی فوق العاده صادر کرد

+ نوشته شده در  شنبه 29 شهریور1393ساعت 12:55  توسط narsis | 
 

دادستانی فرانسه اعضای گروه تروریستی منافقین را از تهامات تبرئه کرد.

 

به گزارش سرویس سیاسی انقلاب نیوز ؛ دادستانی فرانسه روز چهارشنبه 9 نفر از اعضای گروه منافقین را که متهم به پولشویی و فساد بودند، از اتهامات مطرح شده تبرئه کرد.

5 زن و 4 مرد در میان 167 نفری بودند که پلیس فرانسه در سال 2003 آنها را به اتهام ارتباط با تروریسم و پولشویی بازداشت کرده بود.

پس از آن 24 نفر تحت بازجویی رسمی قرار گرفتند که از جمله می‌توان به "مریم رجوی" رئیس گروهک منافقین اشاره کرد.

به گزارش رویترز، دادگستری فرانسه تمامی افراد بازداشت شده را در سال 2006 تبرئه کرد و فقط بازجویی‌ها از 9 نفر را به اتهام احتمالی پولشویی ادامه داد.

اما دادستانی فرانسه امروز اعلام کرد که تمامی این 9 نفر از اتهامات تبرئه شدند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 13:6  توسط narsis | 
 

مستند «درآغوش یاران» درباره افشاگری جدا شدگان از جنایات و فساد منافقین در اردوگاه اشرف منتشر می شود.

 

مستند «درآغوش یاران» درباره افشاگری جدا شدگان و اعضای فرار کرده از اردوگاه اشرف درباره جنایات و فساد منافقین ( تروریستهای مجاهدین خلق) ، مسعود رجوی و مریم رجوی که از سیما پخش شد منتشر می شود.

گفتنی است تماشای این فیلم برای افراد کمتر از 14 سال توصیه نمی شود.

 

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 13:6  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز، فمنیسم و جنبش اصالت به زن یکی از موضوعاتی است که در دهه آخر قرن نوزدهم با بهانه‌هایی مانند استثمار زن و ضایع شدن حق او راه‌اندازی شد. بهانه‌ای برای مساوی بودن و یکسان بودن؛ یکسان بودن و حقوقی که به تعبیری باید به‌طور یکسان بین دو جنس متفاوت با ساختارهای و ویژگی‌های متنوع و بعضاً متضاد تقسیم می‌شد. بهانه‌هایی که می‌توانست این دو جنس را به هم نزدیک و در واقع دور کند.

 
شلیک به نقش‌های زنانه
 
فمنیست‌ها به برخی از نقش‌هایی که زنان بر عهده دارند، ایراد وارد می‌کنند. نقش‌هایی که با اصالت زن تطبیق دارد، مثلاً مادری در نگاه فمنیسم از مهم‌ترین مصادیقی است که از آن به عنوان یکی از نقش‌های کلیشه‌ای یاد می‌کنند و آن را نه تنها کمالی برای زن نمی‌دانند، بلکه عامل تحقیر زنان و حربه جامعه مردسالار برای استمرار سلطه خود تلقی می‌کنند. فمنیست‌ها بین «مادر زیست شناختی» و «مادر اجتماعی» تفاوت قائل می‌شوند. به اعتقاد آن‌ها هیچ دلیل ذاتی وجود ندارد که مادر زیست شناختی که عهده‌دار تولد فرزند است، با مادر اجتماعی که عهده‌دار تربیت و پرورش اوست یکی باشد.
 
 
طرفداران این تفکر سعی می‌کنند مادری را نقشی اجتماعی یعنی نقشی غیر بیولوژیک جلوه دهند. وقتی مادری نقشی اجتماعی شود، اولاً باید به طور مساوی میان زن و مرد تقسیم شود، ثانیاً می‌توان با تغییر الگوهای رایج در این باره مراکزی را برای این کار اختصاص داد و تربیت فرزند را که از نظر ایشان مانعی سر راه پیشرفت زن است از دوش وی برداشت. چرا که مادر دانستن زن تنها در حد تولد فرزند قابل قبول است، ولی اینکه مسئولیت تربیت و پرورش جسمی و روحی فرزندان هم با مادران باشد ظلم به وی است. خلاصه اینکه فمنیست‌ها یا اصل مادری را مسئله اصلی زنان می‌دانند یا تفسیر موجود در جامعه از مادری را ظلم می‌شمارند.
 
کارد و پنیر نه! قلب و عقل
 
شاید جالب باشد که موضوع زن و اصالتش را از نظر اسلام هم بدانیم، یک نگاه ایدئولوژی و کامل. اسلام با توجه به نیازهای فردی و اجتماعی زن و مرد به تبیین نقش‌های جنسیتی می‌پردازد. از نظر اسلام خانواده محل آرامش، آسایش و رفاقت بین زن و شوهر است. هیچ بنیانی نزد خداوند شریف‌تر از تشکیل خانواده نیست. اهمیت این ماجرا تا جایی است که در اسلام، مسلمانان با ازدواج، دین‌شان کامل می‌شود و اعمالی که انجام می‌دهند بعد از تأهل ثواب و پاداش بیشتری پیدا می‌کند.
 
حتی در مقابل بدترین افراد امت اسلام کسانی هستند که زندگی بدون همسر را پیشه کرده‌اند. خانواده بهترین محل تلاقی ویژگی‌های مکمل زن و مرد است. می‌توان رابطه زن و مرد در خانواده را به نقش قلب و عقل در بدن انسان تشبیه کرد که عدم وجود هر یک، مانع از بروز کارکرد مورد انتظار از بدن می‌شود و هر دو به یک اندازه به دیگری نیازمند است.
 
برخلاف دیدگاه‌های فمنیستی که خانواده را محل سرکوب زن و میدان مسابقه برای سلطه‌جویی جنسیتی معرفی می‌کنند، در دین اسلام خانواده محل بهره‌برداری زن و شوهر از ویژگی‌های جنس مخالف است. اسلام خانواده را بهترین محل ارضای صحیح قوای جنسی می‌داند که در پناه آن، هم سلامت جسمی و هم آرامش روانی حاصل می‌شود. اما مهم‌تر از همه این‌ها خانواده نخستین کانون برای تربیت نسل فردای جوامع است. همه این موارد در سایه آرامشی حاصل می‌شود که مدیریت صحیح زن در خانواده آن را به دست آورد. مدعیان دفاع از حقوق زنان مشارکت اجتماعی زنان را تنها در پرتو قدرت اقتصادی می‌دانند و تحقق حقوق آن‌ها را در درآمد مستقل.
 
فمنیسم در ایران
 
برای زمان ورود این نگاه و اثرگذاری آن بر زنان ایرانی تقریباً منبع موثق و رسمی نیست. اما آن طور که از شواهد و قرائن بر می‌آید در ابتدا و در دوره قاجار، همزمان با سفر پادشاهان و مسئولان مملکتی به خارج از کشور تنها اخبار نهضت زنان در غرب در نشریات داخلی انعکاس یافت و فعالیت‌های متمدنانه! در تشکیل مدارس دخترانه به سبک جدید و تشکیل انجمن‌های زنان خلاصه می‌شد.
 
اما ظهور سلسله پهلوی، فصل جدیدی در تاریخ زنان ایران گشود و غرب‌زدگی نیمه پنهان چهره خود را آشکار ساخت. کشف حجاب در سال ۱۳۱۷ بهانه آزاد کردن نیمی از نیروهای انسانی جامعه یعنی بانوان بود و به اصطلاح عده‌ای نقطه عطفی! در تاریخ جنبش فمنیسم در ایران به شمار می‌رفت. مسابقه انتخاب دختر شایسته، تشکیل کاخ‌های جوانان و تشکیل شهرک‌های دختران دیگر نمونه‌های ظهور این پدیده در ایران بود؛ فعالیت‌هایی که همگی متأثر از الگوهای غربی آن هم از نوع مبتذل دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی بودند؛ ابتذالی که جلوه مشخص آن حضور کسانی همچون اشرف پهلوی به عنوان رئیس سازمان زنان کشور به شمار می‌رود. در ادامه این روند هم بود که مطبوعاتی چون زن روز، دختران و پسران، اطلاعات هفتگی و جوانان که در عصر پهلوی مسئولیت الگوسازی غربی برای زن ایرانی را به عهده داشت، فیلم‌ها و سرودها و آهنگ‌هایی را ترویج می‌کردند که به گونه‌ای به موضوع زن مربوط می‌شد.
 
پیروزی انقلاب، باعث رکود این جنبش مروج ابتذال در کشور بود؛ رکودی که از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۱ ادامه داشت. اما از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۶۷ یعنی در اوج دوران جنگ تحمیلی جریان فمنیسم باز هم به جامعه زنان راه یافت اما تحرکات سیاسی ضدانقلاب به فعالیت‌های فرهنگی گرایش پیدا کرد و تلاش کرد گروه‌های مختلف در اروپا و امریکا با یکدیگر به همگرایی دست پیدا کنند؛ در حقیقت به جریان انداختن جنبش زنان بهانه‌ای بود تا ضد انقلاب و سلطنت طلب‌ها جبهه واحد فرهنگی علیه انقلاب و زنان مسلمان به راه اندازند.
 
 
 
پایان جنگ و پذیرش قطعنامه ۵۹۸، فضای کشور را تغییر داد، این بار الگوهای توسعه، طعمه به جریان انداختن جنبش دفاع از حقوق زنان بود؛ بنیاد پژوهش‌های زنان ایرانی در خارج از کشور تشکیل و طرفداران جنبش فمینیسم در ایران همچون شهلا لاهیجی، محسن سعیدزاده، شیرین عبادی و رخشان بنی‌اعتماد در سمینارهای سالانه این بنیاد شرکت می‌کردند. در آن سال‌ها البته برنامه‌های دیگری نیز برای موج دادن به این جنبش در کشور در دستور کار قرار گرفت؛ برنامه‌هایی همچون درج مقالاتی در نشریات فمنیستی داخل کشور از سوی خارج نشینان و انتشار مطالبی از سوی نیروهای داخلی در نشریات فمینیستی خارجی.
 
تحولی دیگر
 
این فعالیت‌ها و روند اجرای آن ادامه داشت تا دوم خرداد سال ۱۳۷۶، و انتخاب شدن سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور. از آن به بعد این برنامه‌ها با رویکرد دیگری ادامه یافت؛ فضای مطبوعات کشور به سمت نقد دیدگاه‌های اسلامی در حوزه زنان و اشاعه افکار فمنیستی گرایش پیدا کرد؛ موضوعی که به شدت با فرهنگ ایرانی که در کنار توجه به اصول اخلاقی نظیر فتوت، درستکاری، وفای به عهد و تأکید بر جایگاه خانواده و تکریم و تقدیس نقش مادری و همسری، بر رعایت حریم‌ها و هنجارها در رفتار جنسی تأکید مضاعف دارد در تناقض بود.
 
اشاعه دهندگان فرهنگ نوپدید فمنیستی در ایران، فراموش کرده بودند که فرهنگ ایرانی از خیلی قبل‌ترها با آموزه‌های دینی پیوند دارند؛ ارزش‌هایی که با حاکمیت نظام اسلامی، مورد تأکید بیشتری هم قرار گرفته بود. از این منظر مهم‌ترین حوزه چالش فمنیسم ایرانی چالش با آموزه‌های دینی فرهنگ ایرانی شد. برای همین فمنیسم ایرانی جایگاهی محکم و قابل توجه در میان بانوان ایرانی نیافت. از سوی دیگر این جنبش در ایران یک نفره، نماینده همه مکتب‌های فمنیستی است. روی دیگر این مسأله هم نوشتن کتب و مقالاتی در زمینه حقوق زنان از سوی اساتیدی چون شهید مطهری بود که به هیچ‌عنوان در قالب نگرش‌های فمینیستی نمی‌گنجید؛ زیرا این نوشته‌ها همه برگرفته از آموزه‌های اسلامی و عرف ایرانی است و تکریم زن را درکنار تکریم نهاد خانواده مطرح می‌کند.
 
تلاش مضاعف برای اشاعه تفکر فنیسم
 
در مقابل مروجان اندیشه‌های فمنیستی در ایران، بیشتر از جریانات بین‌المللی تبعیت می‌کنند و درصدد طرح و برجسته کردن مسائلی همچون خشونت علیه زنان و بزرگ‌نمایی آمار و ارقام این مسئله هستند، در این راستا تلاش برای کمرنگ نشان دادن و حذف تفاوت‌های جنسیتی در محیط‌های آموزشی و وضع برخی قوانین که رنگ و بوی برابری زن و مرد دارد نیز همواره در دستور کار این افراد قرار داشته است. نگاهی اجمالی بر این جریان گویای این نکته است که در سال‌های پایانی دهه ۶۰ و نیمه اول دهه ۷۰، تلاش عمده جریان فمنیستی در داخل کشور، تغییر قوانین مدنی در جهت الگوی برابری میان دو جنس است، فعالیتی که تلاش می‌کرد مواد حقوقی مدنظر اسلام را غیر مستند نشان دهد و حتی بر ناکارآمدی برخی قوانین تاکید کند.
 
 
مهم‌ترین ویژگی این اقدام، پرهیز از رویارویی مستقیم و مقابله جویانه با قوانین اسلامی بود و تلاش می‌شد این قبیل اقدامات در راستای پویایی فقه شیعه و باز بودن باب اجتهاد تفسیر شود. در سال‌های انتهایی دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰، عمده تلاش این جنبش متمرکز شد بر برنامه‌هایی همچون اشتغال زنان به عنوان مهم‌ترین جنبه مشارکت سیاسی و اجتماعی، حذف کلیشه‌های جنسیتی از متون آموزشی و تدریس و آموزش متون بین‌المللی که با گرایشات فمنیستی تدوین شده بودند.
 
آثار تلخ نتیجه تفکری اشتباه
 
بدیهی است چنین نگاهی به یکی از ارکان مهم و اثرگذار جامعه، یعنی زنان دارای پیامدهایی باشد. پیامدهایی که می‌توانند مفید یا مضر باشند. بدیهی است که در این یادداشت کوتاه نمی‌توان تمام ابعاد این تفکر را بررسی کرد و شرح نمود، اما به طور خلاصه به چند مورد اشاره می‌شود.
 
الف) تضعیف و تخریب عنصر مهم خانواده: همان‌طور که گفته شد، یکی از مهم‌ترین شعارها و آموزه‌های جنبش فمنیستی نقد و نفی نهاد خانواده است، اگر چه مواضع فمنیستی در نقد خانواده یکسان نیست اما وجه مشترک همه آن‌ها توجه نداشتن به جایگاه مادری و همسری است که برای آن اصالت قائل نیستند و معتقدند جایگاه بهره کشی از زن است و به عنوان نقش غیر صحیح به زنان تحمیل شده است. همین نگاه مشترک می‌تواند عامل اصلی تخریب خانواده شود. برای اینکه وجود مادر و یا همسر یکی از ارکان مهم خانواده است و با حذف آن یا کم کار شدن این عنصر مهم عملاً شیرازه خانواده با مشکل مواجه می‌شود.
 
 
ب) فراری شدن از ازدواج: یکی دیگر از آسیب‌های این جریان بالا رفتن سن ازدواج است و کم شدن تمایل خانم‌ها برای تشکیل حانواده است. قوانین برابر میان زنان و مردان، حضور گسترده زنان در مشاغل تمام‌وقت، تعارض تعهدات بیرون از خانه و درون خانه (مانند تعهد در برابر کارفرما) اقدام به ازدواج در کشورهای غربی را تا حدود زیادی کاهش داده است. بنا بر گزارشی درصد زنان ازدواج نکرده در سنین ۲۰ تا ۲۴ سال از ۳۶ درصد در سال ۱۹۷۰ به ۵۱ درصد در سال ۱۹۸۰ در آمریکا از ۴۶ درصد به ۵۲ درصد در فرانسه از ۴۵ درصد به ۵۷ درصد در اتریش رسیده است.
 
این ارقام در داخل کشور به صورت متقن موجود نیست اما بالا رفتن سن ازدواج به خصوص برای دخترانی که در بیرون از خانه مشغول به کار هستند بسیار بارز و قابل توجه است.
 
ج) افزایش طلاق در جامعه: یکی دیگر از آسیب‌های این نوع تفکر ایجاد استقلال کاذب و غیر مؤثر است؛ استقلال نادرستی که در زن به وجود می‌آید و نیازهایش را تنها در ظواهر مرد خلاصه می‌کند. همین عامل مهم و بسیار اثرگذار در مورد خانم‌ها باعث تخریب و از بین رفتن رابطه بین زن و شوهر می‌شود. همین نارضایتی‌ها و احساس دست و پاگیر بودن شوهر و سلطه طلبی‌اش! در برابر خانم‌ها باعث ایجاد نارضایتی می‌شود و جریان زندگی را به سمت تفکیک سوق می‌دهد. متاسفانه این آسیب در کشور ما هم به وجود آمده است. آمار دختران و زنانی که بعد از استقلال مالی و بعضاً جایگاه اجتماعی به این نتیجه رسیده‌اند که می‌توانند مستقل از مرد زندگی کنند رو به افزایش است.
 
د) مشکلات جسمی و روحی زنان: بدیهی است اگر در رابطه با هر موضوعی بخواهیم به ظرفیت‌ها و توانایی‌ها توجه کنیم باید ظرف و مظروف با هم هماهنگ باشند. مثلاً برای حمل یک سنگ چند تنی باید از جرثقیل مناسب آن استفاده کرد نه از نفربر انسانی.
 
ساختار جسمی و روحی زن به طور خاصی آفریده شده که دارای لطافت‌ها و ظرافت‌های خاص خود است. با اینکه پیروان و علاقه مندان جنبش فمنیسم این عامل را عنصری برای بهانه تراشی و بهره کشی و محدود نمودن زنان در جامعه می‌دانند. اما حقیقت‌هایی که جنبه علمی هم دارد و ریشه منطقی دارد معتقد به این اختلاف در ساختار روحی و جسمی است. بدیهی است تحمل مشکلات و ظرفیت‌هایی که به سبب مسئولیت به مردان سپرده می‌شود در مواجهه با خانم‌ها تا حد زیادی فرق کند. همین عامل باعث از بین رفتن ساختار جسمی و روحی زنان می‌شود. ایجاد مشکلات روحی و جسمی پیش از موعد در زنان یکی از نتایج این جنبش و تابعیت از آن است.
 
سیدمجتبی مؤمنی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 13:2  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز، اصلاح طلبان که اکنون به مدد دولت از تیم رسانه ای نسبت وسیعی برخوردار شده اند، تجربه فراوانی در جوسازی و هوچی گری رسانه ای دارند. تاریخ هیچگاه فراموش نمی کند مواردی را که روزنامه های زنجیره ای از سوی یک اتاق فکر واحد تغذیه می شدند و جو جامعه را ملتهب می کردند.

شاید امروز کسی از واژه «زنجیره ای» برای رسانه های اصلاحات بهره نجوید اما کمتر کسی است که وجود یک اتاق فکر واحد را پشت پرده روزنامه ها و رسانه‌های اصاح طلبان انکار کند. البته برای دستیابی به این مهم نیازی چندانی به اقدامات استراتژیک و تحقیقات میدانی و منطقه ای نیست. همین که در یک روز خاص اکثریت رسانه های اصلاح طلب با یک تیتر همسو بر روی گیشه های مطبوعاتی قرار می گیرند، خود موید این مدعاست که تیترهای همسو نمی تواند امری اتفاقی و پیش بینی نشده باشد؛ حال اگر دریابیم که این اتفاق بارها و بارها به وقع پیوسته است پس به خوبی می توان بر این امر واقف شد که اصلاح طلبان این روزها از یک هجمه رسانه ای برخوردارند نه یک رسانه صرف!

اما نکته ای که این روزها به سوژه اول رسانه های اصلاح طلب تبدیل شده، بحث گشت ۴۰۰۰ نفری ارشاد انصار حزب الله است. بحثی که هر روز یکی از روزنامه های اصلاحات به آن می پردازد و با جوسازی رسانه ای خبر از یک خفقان و بگیر و ببند فرهنگی در جامعه و سطح شهر می دهند!

نخستین گام از سوی روزنامه شرق برداشته شد. شرق چندی پیش در گفت و گو با عبدالمجید محتشمی دبیر کل انصار حزب الله به بررسی این موضوع پرداخت. هر چند شرق می خوسات طوری عنوان کند که به عنوان یک رسانه بی طرف به گفت و گو با محتشمی نشسته اما مصاحبه خود را اینگونه پایان می دهد: «دبیرکل انصار حزب‌الله همچنین درباره اظهارات اخیر وزیر کشور، که اقدامات خودسرانه و بدون مجوز را غیرقانونی دانسته بود، گفته: "در مورد آقای رحمانی‌فضلی ما با ایشان مکاتبه داشتیم و تلاش کردیم دغدغه ایشان را برطرف کنیم. امیدواریم که اینچنین شده باشد." این درحالی است که روز شنبه، حسینعلی امیری، قائم‌مقام وزیر کشور گفته بود: «تاکنون هیچ درخواستی مبنی بر صدور مجوز فعالیت آمران‌به‌معروف و ناهیان‌ازمنکر از سوی هیچ حزبی به وزارت کشور نداشته‌ایم. هرگونه فعالیتی در زمینه امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر بدون مجوز قانونی حتی اگر با نیت خیر انجام شود، نقض قانون است.»

متممی که شرق به اظهارات محتشمی در پایان مصاحبه می زند به خوبی نشان می دهد که این رسانه هیچ گاه نمی تواند از موضع بی طرف با فرد مصاحبه شوند گفت و گو کند!

نگاهی گذرا به  واکنش رسانه های بیگانه چون رادیو زمانه، رادیو فردا، بی بی سی و ... به فعالیت انصار حزب الله به خوبی نشان می دهد که رسانه های اصلاح طلب به شکلی کاملا نامحسوس همسو با رسانه هایی چونBBC گام بر می دارند. هر چه BBC نگران آزادی در جمهوری اسلامی است، شرق و آرمان و ... نیز سنگ آزادی در ایران را به سینه می زنند.

البته جوسازی رسانه ای اصلاح طلبان برای اقدام انصار حزب الله به همین جا ختم نمی شود. پس از شرق این بار نوبت به آرمان رسید تا با یک تیتر جنجالی به استقبال «گشت ارشاد انصار حزب الله» برود!

آرمان که به شدت علاقه دارد امر به معروف و نهی از منکر انصار حزب الله را اقدامی غیرقانونی جلوه دهد، در ابتدای مطلب خود می آورد: «” قانون” رکن رکین هر ساختاری است و عدول از آن منجر به از هم پاشیدگی ساختار. هر مقوله‌ای در جامعه با رویکردهای مختلف و سلایق متفاوت روبروست و بدیهی است تامین نظر و توجه به همه این سلایق و علایق مختلف و متکثر امکان‌پذیر نبوده و برای سامان‌بخشی مطلوب در این عرصه تنها راه میسر و ممکن که هزینه‌ها را کاهش و ناهنجاری‌ها را مهار کند، عمل به مر صریح قانون است.»

البته آرمان از هندوانه گذاشتن زیر بغل دولت هم غافل نشده و در ادامه یادداشت خود آورده است: «دولت تدبیر و امید که با گفتمان اعتدال پای در عرصه قدرت اجرایی گذاشت، حرکت در چارچوب قانون را به عنوان پارادایم غیرقابل فروکاست خود برگزیده و همین رویکرد، آرامشی مقبول و مطلوب را در سپهرهای مختلف حکمفرما کرده است. حال طیفی که از آنان با عنوان انصار حزب‌ا... یاد می‌شود این روزها پس از سال‌ها سکوت و عدم کنش میدانی یکبار دیگر زمزمه‌های ورود به عرصه کنش اجتماعی را طنین‌انداز کرده‌اند که این نکته با حساسیت‌ها و واکنش‌های مختلفی روبرو شده است. حساسیت‌هایی از جمله عبور از چارچوب‌ها و الزامات قانونی که دولت بطور جد اعلام داشته آن را نخواهد پذیرفت. »

آرمان در حالی این یادداشت را با عنوان «آخرین جزئیات از گشت انصار حزب الله...» منتشر کرده که به نظر می رسد قرار است «انصار حزب الله» در کنار نام  حزب اللهی، و حزب الله (جناح مومن و انقلابی) و در آخر مساوی با «اصولگرایی» قرار گیرد و زین پس هر جایی که نامی از گشت ارشاد انصار حزب الله به گوش برسد فورا اصولگرایی و حزب اللهی در ذهن تداعی شود.

هر چند در این مقال به دنبال بررسی عملکرد انصار حزب الله نیستیم، اما کمتر عقل سلیمی می پذیرد که اقدامات خوب و بد عده ای به پای عده‌ای دیگر گذاشته شود؛ اتفاقی که گویا این روزها اتاق فکر رسانه ای اصلاح طلبان به دنبال آن هستند.

این نوع هجمه رسانه ای رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب به اصولگرایی را نیز با توجه به فعالیت های این جریان و تیترهای رسانه های وابسته به آن، در راستای «تخریب اصولگرایی» به عنوان رقیب قدرتمند انتخابات مجلس دانست، رقیبی که اکنون فرصت فعالیت های ساختارشکن را از اصلاحات گرفته است و در صدر فعالیت های خود در مجلس به امور اقتصادی، فرهنگی و دغدغه‌های مردمی پرداخته است.

علی ایحال؛ به قول شاعر «این نیز بگذرد...» و باید منتظر ماند و دید پس از پایان پروژه «اصوگراهراسی» از سوی رسانه های اصلاح طلب، آنها به سراغ چه پروژه تازه ای می روند و چه افکاری را در سر می پرورانند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 13:0  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، جامعه شناسان و روانشاسان اجتماعی گدایی و تکدی گری را یکی از شغل های کاذب می دانند. اما این شغل کاذب دارای اسیب های اجتماعی و فرهنگی زیادی است. متأسفانه برخی باورهای غلط و ترحم های نابجا به طور فزاینده ای این شغل را افزایش داده و برای آن انواع هم تعریف کرده است.

این انواع شامل مدل ها و ورژن های جدیدی برای آن شده است که تقریبا در همه فضای اجتماع رشد پیدا کرده است، مانند مدل هایی که در وسایل نقلیه عمومی رواج پیدا کرده است. اتوبوس، تاکسی و بدترین اش در مترو. هر کدام از این گروه های متکدی برای کارشان سبک و سیاق خاصی دارند. 

یکی از مواردی که این روزها در کوچه و بازار و در حاشیه خیابان ها هم کم وجود ندارد، گدایی کردن به همین شیوه ی مدرن است. جوانی یا جوانانی که با استفاده از ابزارهای هنری به خصوص آلات موسیقی به گدایی کردن می پردازند. در گذشته کوچه گردهایی بودند که با دستگاه آکاردئون در کوچه ها پرسه می زدند و با خواندن برخی قطعات معروف و خاص از هنرشان استفاده می کردند یا برخی با خواندن برخی تصنیف های عاشقانه یا عارفانه در مدح اهل بیت امرار معاش می کردند؛ اما این روزها استفاده کردن از هنر و آلات موسیقی کمی فرق کرده است. مثل اینکه یک نفر با بوم و قلم در برابر یک منظره ایستاده است و سعی در به تصویر کشیدن منظره مقابلش دارد یا یک جوان با ویولن به دیواری تکیه داده و ساز می زند و یا اینکه دو یا سه جوان به همراه چند ابزار موسیقی در گوشه ای نشسته اند و مشغول نواختن اند. همه و همه این ها از مدل های جدید گدایی محسوب می شود.
 
وجه مشترک همه این موارد ظاهر هنری و استفاده از وسیله ای برای جمع کردن پول است. این وسیله گاهی کلاه هنرمند است که به صورت وارونه روی زمین قرار گرفته یا این که جعبه یکی از ابزارها, مانند کیف ویولن یا سنتور است. که به صورت نیمه باز در کنار آنها قرار دارد و تعدادی اسکناس چند هزار تومانی در آن است. منظره ای که در ذهن مخاطب احساس ترحم را به جوشش می اندازد.
 
این مورد که تا چندی پیش در برخی نقاط خاص مانند نزدیک دانشگاه ها و محیط هایی همچون کافی شاپ ها وجود داشته؛ این روزها دیگر محیط خاصی را شامل نمی شود. این گروه ها حالا در حاشیه پیاده روها و در مقابل فروشگاه های مختلف، از لوازم آرایش گرفته تا مانتو فروشی و لوازم التحریر هم می نشینند. حال این سوال پیش می آید که آیا این ها کسانی هستند که به لحاظ مالی دارای مشکل اند و توانایی اداره مالی زندگی شان را ندارند؟ و به جایی رسیده اند که دیگر هیچ کاری از آنها بر نمی آید؟
 
 
چندی قبل خبرگزاری ها محتوایی را منتشر کردند مبنی بر این که لباس و بعضا زيور آلات ميليوني مارك‌ دار آويزان به سر و گردن و دستان برخی از این نوازندگان که شاید هنرمند هم باشند؛ نشان مي‌دهد؛ این جماعت حتي مثل گداهاي نسل قبل هيچ اصراري به مظلوم‌ نمايي و نمايش فلاكت ندارند. آن ها با سر و وضع مرتب و بعضا شیک و به روز مشغول گدایی کردن هستند.
 
ابزار قیمتی در دست متکدیان هنر
 
در ادامه همین موضوع نکته جالب دیگری هم وجود دارد و آن ابزارهای مورد استفاده برای گدایی هنری است. برخی معتقدند تعدادی از ابزار آلات موسيقي اين افراد و تجهيزات جانبي آن، چند ده ميليون تومان!! قيمت دارد. علی.ن، دانشجوی موسیقی دانشگاه تهران است. او معتقد است بعضی از آلات موسیقی در دست این افراد دیده تا هفت میلیون تومان هم ارزش دارد. او می گوید اگر این ها گدا هستند و تکدی گری می کنند چطور می توانند چنین ابزارهای با کیفیت و گرانی را تهیه کنند. 
 
علاوه بر این موارد نکته های دیگری در مورد این ژانر متکدی وجود دارد. این متکدی ها با نشستن در حاشیه پیاده رو ها علاوه بر اینکه زیبایی بصری شهر را برهم می زند به نوعی سیاه نمایی و احساس ناخوشایندی به مخاطبان و در واقع رهگذران القا می کند. احساس نا امیدی و ناخوشایندی برای کسانی که در جامعه زندگی می کنند و با نگاه ترحم آمیز به این جوانان نگاه می کنند از اثرات این اتفاق است.
 
نکته ی دیگر در همین باره اصالت تکدی گری است. این نوع از گدایی با این که ظاهری متفاوت دارد ولی ماهیت آن در واقع همان گدایی کردن است و همان آسیب های اجتماعی را دارد که گدایی به سبک و سیاق های دیگر در معابر دارد. 
بلد نیستند 
 
محمد رضا . ع؛ در یکی از هنرکده های موسیقی حوالی میدان ونک مشغول به تدریس است. او می گوید: تاکنون تعداد زیادی از این نوازنده ها را دیده است؛ او معتقد است در قالب های هنری خاصی ساز نمی زنند و بعضی های شان حتی قواعد موسیقایی را هم رعایت نمی کنند.
 
او معتقد است برخی از این افراد صرفا می توانند صدایی از آلت موسیقی شان در بیاورند و نوازندگی شان به خصوص در مورد ویولن اصلا اصولی نیست. او می گوید: من قطعا نمی توانم در مورد همه این افراد نظر قاطع و بدون تغییربدهم. اما در مواردی که دیده ام معتقدم این ها این کاره نیستند. با این توضیحات می توان علت نیازمند بودن به کمک مالی و یا در برخی موارد نیاز به جلب توجه و ترحم را هم از جمله عواملی دانست که این افراد به گدایی هنری روی می آوردند؛ دانست. 
 
تکدی گری فارغ از هر دلیلی که داشته باشد، ریشه های پویایی و فعالیت های کارآمد و صحیح را از بین می برد و همچنین از جامعه صحنه ای سیاه به نمایش می گذارد که در یک جمله به مخاطب این پیام القا می شود که وضعیت جامعه آنقدر سیاه شده است که دیگر متمولین و شیک پوش ها هم برای امرار معاش راهی جز تکدی گری ندارند. پیامی که فارغ از مشکلات موجود در جامعه با واقعیت ها فاصله ای بسیار دارد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 12:57  توسط narsis | 

 

در روزهایی که اصلاح طلبان مطابق پیش بینی ها از روحانی به عنوان نردبان سیاسی خود استفاده کردند، امروز تنها جامه خود را تغییر و با نامی ظریف چون «ندا» بار دیگر به دنبال بر هم زدن آرامش جامعه هستند. این یک پیش بینی یا پیشگویی نیست؛ بلکه مسیری که امروز «ندا» در پیش گرفته همان راهی است که «اصلاحات» در سال۷۶ پیش روی خود قرار داده بود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 12:56  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، پوشش یکی از شئون انسانی است و این شأن انسان به خصوصیات متفاوت فردی، اجتماعی وی مربوط می‌شود و می‌توان گفت که لباس پرچم وجود آدمی است که از اعتقادات و فرهنگ و آداب و رسوم وی سخن می‌گوید. ظاهر آدم و طرز لباس پوشیدن می‌تواند جلوه ای از شخصیت فرد باشد. گاهی پیش می‌آید که نمی‌توانیم تشخیص دهیم چه لباسی را کجا باید بپوشید و به خودمان بگوییم جایی می‌روم که آدم‌های زیادی هستند و همه هم بالاخره چیزی خواهند پوشید.
  لباس های تنگ با بدن چه می کنند +تصاویر
هر قدر هم که تلاش کنید، مورد پسند همه سلیقه‌ها قرار نمی‌گیرید. پس اضطرابِ «چه بپوشم» را کنار گذاشته و با آرامش، لباسی را انتخاب کنید که با آن راحت هستید؛ زیرا که جسم و روح تاثیرگذار بر روی هم دارند. برای دانستن بیشتر در این حوزه، سراغ دکتر حکمت رفتیم تا برایمان در این حوزه، بیشتر صحبت کند. در این گفت‌وگو سعی شده است که به مباحث مطرح در خصوص لباس و تأثیرات آن در سلامت جسم و روح لباس پرداخته شده است.
 
برای شروع صحبت تأثیرات لباس بر سلامت جسمی و روحی انسان را برای  هفته نامه استان آذربایجان غربی شرح می‌دهید؟
می‌توان گفت که لباس به نوعی همزاد انسان بوده، همچنین یک نماد فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و ملی برای انسان به حساب می‌آید که بیانگر روحیات فرد پوشنده لباس است و تأثیری که پوشیدن لباس در زندگی انسان‌ها و تمدن‌های گذشته داشته بیانگر اهمیت آن بین اقوام و ملل از گذشته تا زمان حال است. به نوعی پوشش هر قوم و ملت، نشان دهنده فرهنگ آن قوم است.
 
لباس از جنبه‌های متفاوتی بر افراد تاثیرگذار است مثل تأثیرات اخلاقی، جسمی، روانی و اجتماعی و دینی... که از جنبه روانی می‌توان گفت که حس برتری و برتری طلبی که در انسان وجود دارد راهنمایی برای انتخاب لباس در افراد می‌باشد تا با پوشیدن آن احساس برتری بردیگران را ابراز و حس برتری خود را راضی نگه دارد. به دلیل اینکه افراد به هیچ وجه دوست ندارند دیگران عیوب جسمی آن‌ها با خبر شوند ممکن است به وسیله لباس بعضی از کاستی‌های خود را بپوشاند.
 
همچنین در قرآن کریم در سوره اعراف آمده است که لباس را به شما ارزانی داشتیم تا عیوب خود را بپوشانید و زینت شما باشد که می‌توان با استناد به این دو هدف را برای لباس بیان کرده «عیب پوشی، خودآرایی» و هر دو به منشأ روانی پیدایش لباس مربوط می‌شود، چون آشکار شدن عیوب، عامل از بین رفتن شخصیت انسان و آراستگی عامل بازیابی شخصیت او می‌باشد.
 
حال اگر بخواهیم تأثیر لباس از نظر جسمانی بر فرد را بررسی کنیم می‌توان گفت که پوشش انسان را از عوارض بد طبیعی و غیرطبیعی حفظ می‌کند. همچنین نگهبان جسم و جان انسان است ولی اگر به نکاتی در انتخاب لباس مثل سایز، جنس، راحتی و نکاتی از این قبیل دقت نکرد همین محافظ در صورت درست انتخاب نشدن باعث صدمه به جسم فرد می‌شود.
 
اگر بخواهیم وارد جزئیات بشویم، بفرمائید کفش‌های پاشنه بلند چه تاثیری بر بدن می‌گذارد؟
از سال‌ها پیش کفش پاشنه بلند در بین خانم‌ها محبوبیت زیادی داشته و هنوز نیز این محبوبیت وجود دارد، اما همیشه پزشکان در مورد پی‌آمدهای احتمالی آن برای سلامتی هشدار داده‌اند. وقتی خانم‌ها از کفش پاشنه بلند استفاده می‌کنند راحتی خود را فدای مد می‌کنند و به طبع پاشنه‌های بلند پا را زیباتر نشان می‌دهد ولی تأثیر تدریجی و صدمات غیر قابل جبران که به دلیل بالا بودن پا از حالت صحیح و نادرست آن بیشتر از آنچه که انتظار دارید خود را نشان می‌دهد. وقتی فرد کفش پاشنه بلند می‌پوشد مهم است بداند که دقیقاً چه چیزی را دارد برای زیبایی فدا می‌کند.
 
 
این نوع کفش قد را بلندتر می‌کند و به برخی حس اعتماد به نفس بیشتری می‌دهد، اما در زمان پوشیدن این تو کفش‌ها آناتومی صحیح بدن دچار تغییر می‌شود و چون عضلات پا از حالت عادی کشیده‌تر می‌شود مشکلاتی مثل کمر دردهای شدید و همین طور واریس و پیچ خوردگی و شکستگی مچ و زانو را ایجاد می‌کند.
 
حتی اگر تمام عمر روی پاشنه ۱۰ یا ۱۵ سانتی‌متر راه بروید و زمین هم نخورید، گرفتار سایر عوارض این کفش خواهید شد. یکی از این عوارض کوتاه شدن طول عضلات پشت ساق پاست. یعنی اگر خانمی بیش از ۶ ماه به طور مداوم کفش پاشنه بلند بپوشد، طول عضلات پشت ساق پایش کوتاه می‌شود و نتیجه این عارضه کج شدن پا و کوتاه شدن قد نیست که برخی افرادی که از کفش‌های پاشنه بلند استفاده می‌کنند می‌گویند، عضلات پای ما که کوتاه نشد. بلکه محصول این پدیده از بین رفتن قوس کف پاست.
 
البته معمولاً خود فرد متوجه کف پای صافش نمی‌شود، ولی حتماً کمر دردهای ناشی از آن آزارش خواهد داد. یکی دیگر از عوارض کفش پاشنه بلند، فشار بیشتر به زانوهاست. کفش‌های دارای پاشنه بلند و پهن، ۲۶ درصد میزان فشار روی زانوی فرد را افزایش می‌دهند. همچنین کفش‌هایی با پاشنه بلند و نازک، ۲۲ درصد فشار روی زانو را افزایش می‌دهند. از طرفی سلامت غضروف بین استخوان‌های مفصل زانو، به مایع مفصلی زانو بستگی دارد. چرا که تغذیه این غضروف از طریق همین مایع صورت می‌گیرد. وقتی فشار روی مفصل زیاد شود، هم غضروف فشار بیشتری را تحمل می‌کند و هم تغذیه آن از مایع مفصلی دچار اشکال می‌شود، به مرور زمان این پدیده باعث بروز آرتروز مفصل زانو می‌شود. وقتی خانمی پاهایش در کفش پاشنه بلند لیز می‌خورد به سرعت تعادل خود را از دست می‌دهد و به سختی راه می‌رود. پاشنه کفش ممکن است باعث رگ به رگ شدن یا پیچ خوردن قوزک پا یا زانو شود.
 
وزن بدن روی پاشنه و پنجه به صورت مساوی تقسیم می‌شود تا به تعادل لازم برسد. اگر کف پا این وزن درست تقسیم نشود نمی‌توانید تصور کنید که چه آسیب‌هایی به بدن خواهد رسید. بدن به سمت جلو تغییر جهت پیدا می‌کند، یعنی نوک انگشتان و جایی که تحمل این همه فشار را ندارد، که باعث می‌شود فشار این تغییر را زانوها تحمل کنند. کفش پاشنه بلند فشار زیادی را هم به جلو و هم به پشت زانو وارد می‌کند؛ پوکی استخوان در زنانی که در بزرگ‌سالی و جوانی کفش پاشنه بلند استفاده می‌کنند رایج‌تر از افرادی است که از کفش‌های تخت یا طبی استفاده کرده‌اند و در بعضی از خانم‌هایی که کفش پاشنه بلند می‌پوشند تنها زمانی دچار مشکل خواهند شد که تصمیم به پوشیدن کفش تخت بگیرند.
 
تاندون آشیل آن‌ها هنگام راه رفتن با کفش تخت به شدت کشیده می‌شود و احساس ناخوشایندی را در پا ایجاد می‌کند. اما به افرادی که علاقه به پوشیدن این نوع کفش‌ها دارند توصیه می‌شود که برای پیشگیری از عوارض چون کمردردهای مقطعی یا پا درد به تمرین‌های کششی بپردازند. اما زمانی وضع وخیم‌تر می‌شود که علاوه بربلند بودن پاشنه کفش از کفش‌هایی با پنجه باریک نیز استفاده شود. به هر دلیل این روزها درمیان خانم‌ها و نیز آقایان، پوشیدن کفش‌هایی که نوک باریک دارند، مد شده است. کفش‌هایی که در کوچه و خیابان پای خیلی‌ها می‌بینی اولین چیزی که به خاطر می‌آورد این است که پای بیچاره این همه فشار را چگونه تحمل می‌کند؟ اما زمانی که پای صحبت افرادی که از نوع کفش‌ها استفاده کرده‌اند می‌نشینید می‌بینید که چه دردهایی را تحمل کرده‌اند.
 
فرو رفتن ناخن به داخل گوشت، یکی از عوارض پوشیدن کفش‌های تنگ و نوک باریک و ضایعه شایعی است که بیشتر برای شست پا پیش می‌آید. در این بیماری به دلیل فشار فیزیکی، معمولاً بافت حاشیه ناخن شست پا به سمت ناخن فشرده می‌شود و در نهایت ناخن به داخل بافت کناری فرو می‌رود. این عارضه معمولاً دردناک است و کم کم عفونت هم به آن اضافه می‌شود.
 
فرو رفتن ناخن به گوشت تنها عارضه دردناک کفش‌های نوک باریک نیست و بسیاری از کسانی که به پوشیدن این کفش‌های خطرناک عادت دارند، دچار عارضه‌ای می‌شوند که به مراتب پر دردسرتر از قبلی است. این عارضه در واقع انحراف دائمی انگشت شست پا به سمت انگشت دوم است، که می‌توان به طور قطع گفت که ۸۱ درصد از افرادی که از کفش‌های نوک باریک استفاده می‌کنند دچار این عارضه می‌شوند. به غیر از این دو عارضه کفش‌های نوک باریک عوارض متعدد دیگری نیز به همراه دارند که می‌توان به پینه، میخچه و کج شدن و خمیدگی انگشتان اشاره کرد. درنهایت می‌توان به جرات گفت پوشیدن کفش‌هایی با نوک باریک و پاشنه‌های بلند، صرف‌نظر از مد بودنشان اصلاً به صلاح پاهای شما نیست.
 
در قدیم استفاده از کلاه و دستار بسیار مرسوم بوده است، علت این استفاده چه بوده است؟
در گذشته کلاه علاوه بر کاربرد تزئینی، شغل، نژاد و طبقه اجتماعی افراد را نیز نشان می‌داد. گاهی کلاه مطابق با مراسم و تشریفات و آیین‌های مذهبی خاص پوشیده می‌شد. اما در کنار همه این‌ها در قدیم از کلاه به عنوان محافظی برای سر در برابر سرما استفاده می‌کردند، به دور از اینکه توجهی به شکل و ظاهر آن داشته باشند. دستارها را می‌توان از گروهی شال‌ها دانست که برای محافظت از ناحیه سر مورد استفاده قرار می‌گرفتند که به دور سر و گردن پیچیده می‌شد. دستارها برخلاف کلاه‌ها بیشتر توسط نوکرها، کنیزان و ندیمه‌ها پوشیده می‌شد. امروزه اقوامی همچون کردها نوعی کلاه بر سر می‌کنند که شبیه دستار پیچیده می‌شود. مردم برای پوشاندن سرشان از کلاه و دستار استفاده می‌کردند. به این ترتیب ناحیه سینوس‌ها از آسیب‌های احتمالی مصون می‌ماند. خانم‌ها پارچه‌هایی به سرشان می‌بستند و روسری را روی آن به سر می‌کردند. این روش محافظت، مانع از بروز بیماری‌های مختلف می‌شود.
 
ما همچنان هنوز هم این روش‌ها را برای محافظت از بدن توصیه می‌کنیم چون آدم‌ها و بیماری‌ها نسبت به گذشته فرقی نکرده‌اند. به دلیل اینکه امروزه مردم از این روش‌ها کمتر استفاده می‌کنند، شیوع بعضی بیماری‌ها بیشتر شده چون سنت‌ها فراموش شده‌اند. علت دیگری که افراد از این نوع پوشش سر باز می‌زنند اعتقاد به شکیل نبودن این نوع پوشش دارند و فکر می‌کنند که ظاهری زیبا بهتر از سلامت آن‌هاست؛ اما بهتر است افرادی که به هر دلیل ضعفی در بدنشان دارند از جمله بچه‌های کوچک، افراد مسن و خانم‌های باردار جزو گروه‌هایی هستند که به تقویت بدنشان نیاز دارند و بهتر است از دستار یا به صورت امروزی آن هد بندها و گذاشتن کلاه کمک بگیرند. در مجموع می‌توان گفت افرادی که به هر دلیلی ضعیف، در معرض خطر، قصد سفر دارند یا مجبور به کار زیاد هستند با این روش‌ها می‌توانند از بدنشان محافظت کنند. مشکلاتی چون سردردها، سینوزیت‌ها، دردهای دست، کمردردها، پادردها و انواع واریس را می‌توان با کمک و استفاده از کلاه و دستار از بروزشان پیشگیری و جلوگیری کرد. البته این روزها می‌توان برای بستن از وسایل جدیدتری کمک گرفت. برای مثال می‌توان به جای دستار و کلاه‌های نمدی روزگار گذشته از شال گردن، هد بند و کلاه‌های بافتنی و چرمی استفاده کرد. به هر حال، می‌توانید جایگزین‌هایی برای این کار پیدا کنید.
 
برای مشاهده اینفوگرافی روی تصویر کلیک نمایید
 
در قدیم شال گردن وجود نداشت و ادامه دستار دور گردن هم پیچیده می‌شد. خانم‌ها هم دنباله روسری را به عنوان مثال استفاده می‌کردند اما این روزها شال گردن‌ها جایگزین این شیوه قدیمی شده‌اند و همان کار دستارها را انجام می‌دهند اما عیبشان این است که گوش‌ها را نمی‌پوشانند و فقط از ناحیه گلو محافظت می‌کنند. در نتیجه فقط می‌توانند از گلودرد پیشگیری کنند.
 
آیا لباس‌های تنگ مانند شلوار جین موجب مشکلات در سیستم بدن خواهد شد؟
گاهی تاثیرگذاری در اندازه لباس است که اگر تنگ و چسبان باشد باعث بسته شدن راه ترشح غدد و چربی و بروز حساسیت و عرق سوز شدن به ویژه در فصل گرما می‌شود. لباس‌های تنگ همیشه در ذهن تداعی کننده این است که خیاط همیشه پارچه کم می‌آورد. اما این لباس‌های تنگ اگر محصول جبر زمانه نباشند، حاصل مد که هستند. اما این مد برای سلامت بدن خطرناک است.
 
لباس تنگ، عروق پوست را تحت تأثیر قرار داده و در قسمت‌هایی مانع گردش صحیح خون می‌شود، به خصوص اگر تنگی لباس در ناحیه لگن،‌ زانو، سینه و حلقه آستین‌ها باشد. همین اختلال جریان خون باعث همان عارضه شایع لباس‌های تنگ می‌شود، یعنی احساس کوفتگی و خستگی. البته گاهی این تنگی به حدی زیاد می‌شود که قسمت‌هایی از پوست کبود می‌شود یکی دیگر از مشکلات لباس‌های تنگ مشکلات گوارشی است. همچنین پوشیدن لباس زیر تنگ، باعث افزایش احتمال ابتلا به عفونت مثانه در خانم‌ها می‌شود.
 
 
از عارضه‌های دیگر این لباس‌ها، نوعی کهیر به نام کهیر فشاری است. این نوع کهیر در اثر فشار موضعی بر بدن ایجاد می‌شود. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد پوشیدن لباس‌های خیلی تنگ در بلند مدت، احتمال گسترش تومورهای سرطانی را در بافت سینه افزایش خواهد داد. یکی از شایع‌ترین عارضه‌های پوشیدن شلوار جین تنگ این است که باعث عفونت مثانه می‌شود. چون در این لباس‌ها امکان تبادل هوا وجود ندارد، شانس رشد قارچ‌ها افزایش می‌یابد. آنجا محیطی تاریک، مرطوب برای رشد سریع قارچ‌ها در کشاله ران است که خودشان را با خارش و سرخی نشان می‌دهند.
 
اما از مهم‌ترین عارضه‌هایی که به آن توجه نمی‌شود این است که پوشیدن این نوع شلوار با فاق‌های کوتاه بر باروری و سلامت بدن تأثیر زیادی دارد. در بررسی‌های اخیر پزشکان مشخص شده است پوشیدن شلوارهای فاق کوتاه و چسبان، جریان خون را مختل می‌کند و همین امر یکی از عواملی است که در دهه‌های اخیر باعث بروز ناباروری در جوانان شده است.
 
آیا جنس لباس‌ها نیز موجب تأثیر بر سلامت روحی و جسمی ما را دارد؟ با در نظر گرفتن این امر که در این روزها لباس‌هایی با جنس پلاستیکی بیشتر استفاده می‌شود...
اگر پوست حساسی داشته باشید حتماً پوشیدن بعضی از لباس‌ها با اینکه جنس خوب و مرغوبی دارند، باعث بروز حساسی‌هایی در پوست شما می‌شوند که علت آن رنگ یا نوع بافت و یا جنس پوشاکی است که مورد استفاده شما قرار گرفته است. الیاف طبیعی مانند ابریشم و پشم از پروتئین ساخته شده‌اند و الیافی مانند کتان از سلولز گیاهان تهیه می‌شوند.
 
پلیمرهای مصنوعی شامل نایلون، پلی‌استر، فایبرگلاس و چرم است. همه انواع الیاف‌های طبیعی و مصنوعی موجب بروز حساسیت‌های تماسی یا تحریک پوست می‌شوند، اما نوع آلرژیک به ندرت دیده می‌شود. برای مثال بعضی از افراد ممکن است به الیاف پشمی حساس باشند در این افراد با استفاده از این لباس‌ها حالت آلرژیک و افزایش حساسیت ایجاد نمی‌شود. واکنش‌های آلرژیک یا تحریکی ممکن است به علت استفاده از لباس‌هایی از جنس چرم، رزین‌های فرمالدئید، مواد افزودنی شیمیایی، رنگ‌های گوناگون، چسب‌ها و عوامل تیره کننده که در روند ساختن لباس وجود دارد، مشاهده شود.
 
در فصل تابستان از لباس‌هایی از جنس کتان و نخ که رنگ سفیدی دارند و باعث حساسیت نمی‌شوند، استفاده کنید، لباس‌های از جنس پلی استر، مواد مصنوعی، نایلونی، چرمی می‌تواند بر روی پوست اثر بگذارند و باعث واکنش‌های آلرژیک شوند. لباس‌هایی که از جنس الیاف مصنوعی با رنگ و بوی خاص هستند ممکن است باعث شروع آلرژی شوند. سعی کنید لباس‌هایتان از جنس الیاف طبیعی باشد یا حداقل لباس‌های زیرتان از جنس نخی و سفید باشد.
 
لباس ممکن است علت اصلی حساسیت‌ها باشد، گاهی جنس لباس باعث بیماری نیست ولی همان طور که در سؤال قبلی گفتم اندازه لباس مثلاً لباس‌های تنگ و چسبان، با بستن راه ترشح غدد چربی و عرق باعث عرق سوز شدن مخصوصاً در فصل گرما می‌شود که بعضی این عارضه را به جنس لباس مربوط می‌کنند.
 
آیا غرب نسبت به پوشش ایرانیان برنامه ریزی کرده است و برنامه‌ای برای آن در نظر گرفته است؟
امروزه جوامع غربی به کمک فناوری نوین تلاش می‌کند تا با نام تجدد، دمکراسی و گسترش آزادی و حقوق بشر، و تساوی و برابری حقوق زنان و مردان، فرهنگ غرب را در همه کشورها گسترش دهد. فضای جهانی امروز، بستری را ایجاد کرده است که در آن هویت فرهنگی تمامی ملل در معرض تغییرات اساسی قرار گرفته است. سینما، رسانه‌ها، اینترنت، ماهواره و حتی کالاهای غربی هجمه‌ای وسیع و همه جانبه ای به فرهنگ کشورهای جهان سوم آغاز کرده‌اند تا در مبانی اعتقادی و فکری آن‌ها تردید و تشکیک ایجاد کرده و زمینه نابودی ارزش‌ها، آداب و سنن آن‌ها را به وجود آورند. ارزش‌ها و هنجارهای خود را جایگزین کنند و زمینه همگرایی با فرهنگ غرب را پدید آورند.
 
فرجام این روند بحران هویت است که اولین نمود آن تقلید و پیروی از الگوهای لباس – مد غربی است. بحران هویت اساسی‌ترین بحرانی است که گریبان گیر جوامع در حال نوسازی است، زیرا با ورود طرز فکر جدید و بروز تحولات و تغییرات سریع در جامعه، ارزش‌های سنتی به شدت در معرض خطر و تهدید قرار می‌گیرند.
 
 
در ایران نیز تبلیغات مد لباس و لوازم آرایشی که به وسیله وسایل ارتباط جمعی مورد تبلیغ قرار می‌گیرند مورد استقبال جوانان واقع شده است. با توجه به جوان بودن جمعیت کشور، علاوه بر تأثیر شبکه‌های ماهواره‌ای بر نحوه نگرش جوانان به مسائل سیاسی، ما شاهد تغییر در الگوهای فرهنگی جوانان کشور نسبت به بسیاری مسائل از جمله مدل لباس و آرایش نیز هستیم. یکی از دلایل پررنگ شدن این موضوع، علاوه بر رفاه اقتصادی، گسترش روزافزون استفاده از ماهواره در خانواده‌ها است
 
. از این نکته نیز نباید غافل شد که جامعه ما یک جامعه در حال رشد است و در این میان موجی که بر طبقه بالا و متوسط تأثیر می‌گذارد، طبقات پایین جامعه را هم متأثر می‌کند، به طوری که ما در جوانان طبقات پایین جامعه هم میل به تغییر در نوع لباس و آرایش را مشاهده می‌کنیم، هر چند مسائل مالی، آن‌ها را در ابراز این نوع کنش اجتماعی دچار محدودیت می‌کند. در جامعه جوانی چون ایران، انتخاب نوع پوشش و سبک آرایش، بی‌تأثیر از برنامه‌های ماهواره نیست.
 
سخن پایانی... 
می‌توان بحث را این گونه تمام کرد که در کشور ما جوانان از پوشیدن لباس – مدهای غربی منع می‌شوند اما الگوهایی لباس ایرانی ارائه و معرفی نمی‌شوند و اگر هم نمایشگاهی در خصوص پوشش‌های اسلامی ایرانی برگزار شود مدل‌ها به اندازه‌ای جذاب و گیرا نیست که جوانان را تشویق به استفاده از آن بکند.
 
الگوی فعلی لباس در کشور ما خود الگویی وارداتی و غربی است و با مدهای جدید لباس که خاستگاه غربی دارد، سنخیت و قرابت دارد و این رویه نوجوانان و جوانان را دچار سردرگمی می‌کند. از یک سوی از تقلید از الگوهای لباس بیگانه منع می‌شوند و از سوی دیگر با خلأ الگوهای لباس ملی مواجه هستند. بنابراین باید با مهندسی فرهنگی و تعامل صحیح با شرایط نوین و حفظ هویت دینی و ملی و متناسب با ارزش‌ها و هنجارها و در نظر گرفتن نوع پوشش در سلامت روح و جسم و شرایط مختلف جامعه و نیاز سنجی اقشار مختلف الگوی لباس اسلامی - ایرانی که از جذابیت نیز برخوردار باشد را طراحی کنند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 12:56  توسط narsis | 

 

کارکنان بخش اعطای مجوز پنتاگون نگران این یودند که بسیاری از افراد دارای ناتوانی‌های ذهنی که چهل سال پیش در مستند «هوستون» به تصویر کشیده شده بودند همچنان زنده باشند و خود و خانواده‌هایشان از اینکه چهره در هم شکسته آنها در یک فیلم هالیوودی نشان داده می‌شود شوکه شوند.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،شواهد و قرائن نشان می‌دهند که هالیوود، صنعت فیلم‌سازی پرزرق و برق آمریکا، هنوز هم به عنوان یکی از اهداف اصلی نفوذ و دستکاری بسیاری از سازمان‌های دولتی آمریکا،‌ بالاخص سیا، مطرح است. اغلب مباحثی که در مورد تبلیغات سینمایی در جریان هستند به بحث در مورد گذشته‌ها می‌پردازند و در حالیکه تعدادی از کارشناسان امر توجهات را معطوف به روابط طولانی‌مدت و علنی هالیوود با پنتاگون نموده‌اند اما مطالب کمی در مورد تأثیرگذاری پنهانی بر هالیوود پس از واقعه 11 سپتامبر به رشته تحریر درآمده است. پیش از این 33 قسمت از فصل‌های کتاب «عملیات هالیوود» در مشرق ترجمه و منتشر شد. آنچه در ادامه می‌آید بخش سی و چهارم از این کتاب است.

 

نگذار روشنایی بتابد

در سال 1983 شرکت «کنون فیلمز» آماده می‌شد تا یک فیلم سینمایی با عنوان «عشاق ماریا» تولید کند. در این فیلم «جان ساواج» نقش یک کهنه سرباز عذاب کشیده جنگ جهانی دوم را ایفا می‌کرد که ناتوان از فراموش کردن صحنه‌های وحشتناک جنگ بود و به همین خاطر زندگی زناشویی‌اش در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود. تهیه‌کنندگان این فیلم خواهان این بودند که فیلم خود را به همراه یک کلیپ یک دقیقه‌ای از فیلم مستند «جان هوستون» با عنوان «بگذار روشنایی بتابد» ارائه دهند. این مستند تکان دهنده که در پایان جنگ جهانی دوم فیلم برداری شده بود روایتگر زندگی چند کهنه سرباز جنگ بود که به خاطر مشکلات اعصاب و روان ناشی از تجربه‌های خود در طول دوران جنگ در بیمارستان بستری شده بودند. این بیماران رنجور، لرزان و دارای لکنت زبان که از فراموشی نیز رنج می‌بردند تصویری دلخراش بودند از واقعیت بیماران مبتلا به اختلال تنش‌زای پس از رویداد که یکی از اختلالات وحشتناک و کمتر شناخته شده مرتبط با جنگ به شمار می‌رود.

 

با این حال، ارتش از به تصویر کشیده شدن دلسوزانه اما غیرقهرمانانه این کهنه سربازان رنج‌دیده و مجروح توسط «هوستون» بیزار بود. این فیلم مستند زمانی ساخته شده بود که «هوستون» خود هنوز در ارتش خدمت می‌کرد و در اصل قرار بود برای عموم مردم به نمایش در آید، اما مقامات ارتش پس از تماشای فیلم تصمیم خود را عوض کرده و اکران عمومی آن را به مدت سی و پنج سال ممنوع کردند. این ممنوعیت در سال 1981 برداشته شد و ارتش ـ به توصیه دفتر مشاوره عمومی خود ـ آن را در دسترس عموم قرار داد. این بدان معنا بود که هرکس می‌توانست به هر طریقی که می‌خواهد از فیلم مذکور استفاده کند بدون اینکه مجبور باشد از ارتش یا هر کس دیگری کسب اجازه کند.

 

با این حال، تهیه‌کنندگان فیلم «عشاق ماریا» از این موضوع آگاه نبودند و جهت استفاده از بخش‌هایی از مستند «هوستون» در فیلم خود کسب مجوز از ارتش را لازم می‌دانستند. تهیه‌کنندگان فیلم بر اساس این تصور اشتباه از طریق فرآیند معمول پنتاگون اقدام کرده و یک نسخه از فیلم نامه خود را برای ارتش ارسال کردند به این امید که به آنها اجازه داده شود بخشی از مستند «بگذار روشنایی بتابد» را در فیلم خود استفاده کنند.

 

اما ارتش به جای اینکه واقعیت را درباره دسترسی عمومی به مستند مذکور بیان کند خود را به ندانستن زد.

 

«ریک ایکر» از محققان شرکت «کنون فیلمز» در نامه‌ای به تاریخ 19 جولای 1983 که ابتدا اشتباهاً برای نیروی دریایی ارسال کرده بود نوشت: «به همراه این نامه نسخه‌ای از جدیدترین دست‌نویس فیلم‌نامه «عشاق ماریا» پیوست گردیده است. همانطور که در صفحه 1 این فیلم‌نامه می‌توانید مشاهده کنید، ما بسیار علاقمندیم مجوز استفاده از حدود یک دقیقه از مستند «جان هوستون» با عنوان «بگذار روشنایی بتابد» را دریافت کنیم. نظر به اینکه کلیپ مذکور آنگونه که در حال حاضر استنباط می‌گردد برای بخش آغازین فیلم ما لازم و ضروری است در نتیجه تقاضا می‌شود نیروی دریایی سریعاً به درخواست ما پاسخ دهد.

 

«مطمئن هستم که شما هم موافقید که استفاده از این کلیپ با نیات خیرخواهانه صورت می‌گیرد و هدف از اینکار به‌هیچ‌وجه افترا زدن به نیروی دریایی یا مردان مشاهده شده در مستند فوق‌الذکر نیست. هدف ما ارائه تصویری واقع‌گرایانه از صحنه‌های وحشتناک زندگی در اردوگاه اسرا و انعطاف پذیری سربازان جنگجوی آمریکایی است.»

 


 

 

نیروی دریایی این درخواست را به ارتش انتقال داد و سه هفته بعد در تاریخ 8 آگوست سرهنگ «پاتریک دی چیزولم» رئیس دایره سیاست و برنامه ریزی دفتر روابط عمومی ارتش طی یادداشتی از دفتر مشاوره عمومی ارتش خواست تا در رابطه با ارائه بهترین پاسخ به درخواست مذکور به وی مشاوره حقوقی دهد. اما همانطور که سرهنگ «چیزولم» می‌دانست ارتش به تازگی مستند «هوستون» را در دسترس عموم قرار داده بود و این فیلم از طریق مرکز ملی صوتی و تصویری اداره خدمات عمومی واقع در اسپرینگفیلد ایالت ویرجینیا قابل خریداری بود. و همانطور که سرهنگ «چیزولم» می‌دانست تهیه‌کنندگان فیلم «عشاق ماریا» در راستای استفاده از بخشی از مستند «هوستون» در فیلم خود نیازی به کسب مجوز از ارتش نداشتند.

 

«توماس سی رایت» دستیار دفتر مشاوره عمومی ارتش در یادداشتی به سرهنگ «چیزولم» به تاریخ 12 آگوست 1983 نوشت: «همانطور که یادداشت شما خاطرنشان می‌سازد، این فیلم در نتیجه انتشار آن توسط ارتش در اوایل سال 1981 هم‌اکنون در دسترس عموم قرار دارد. بنابراین جهت استفاده از فیلم نیازی به کسب اجازه از ارتش نیست.»

 

با این حال، کارکنان دفتر سرهنگ «چیزولم» نگران این یودند که بسیاری از افراد دارای ناتوانی‌های ذهنی که چهل سال پیش در مستند «هوستون» به تصویر کشیده شده بودند همچنان زنده باشند و خود و خانواده‌هایشان از اینکه چهره در هم شکسته آنها در یک فیلم هالیوودی نشان داده می‌شود شوکه شوند.

 


 

 

«رایت» در نامه خود به «چیزولم» نوشت: «کارکنان شما درباره نقض حریم خصوصی افراد نمایش داده شده در مستند مذکور اظهار نگرانی کرده‌اند. اگرچه ارتش نمی‌تواند شرکت «کنون فیلمز» را ملزم سازد در رابطه با حفظ کرامت افراد مذکور از خود حساسیت نشان دهد، اما اگر شما بخواهید چنین کاری کنید ما هیچگونه اعتراضی نداریم.»

 

یک هفته بعد در تاریخ 19 آگوست سرهنگ «چیزولم» پاسخ درخواست شرکت سازنده فیلم را داد و تمام تلاش خود را به کار گرفت تا این شرکت را از بکارگیری بخش‌هایی از فیلم مستند «هوستون» منصرف کند. او از ناآگاهی تهیه‌کنندگان درباره عدم نیاز به کسب مجوز از ارتش بهره گرفت و نه تنها به آنها اطلاع نداد که مستند «بگذار روشنایی بتابد» در دسترس عموم قرار گرفته است بلکه همچنین اظهار داشت که ارتش نمی‌تواند استفاده از این مستند در فیلم «عشاق ماریا» را مورد تائید قرار دهد.

 

«چیزولم» خطاب به «ایکر»، محقق شرکت «کنون فیلمز»، نوشت: «ما در جریان بازبینی فیلم‌نامه «عشاق ماریا» متوجه شدیم که شخصیت اصلی فیلم یک تفنگدار دریایی سابق است و نه یک سرباز [ارتش]، و شخصیت دوم فیلم، یعنی «چادویکـ»، نیز یک سرهنگ تفنگداران دریایی است. مستند «بگذار روشنایی بتابد» درباره پرسنل ارتش است و آنها را در یونیفورم ارتش به تصویر می‌کشد. از این نقطه نظر درست یا مناسب نیست که از مستند «بگذار روشنایی بتابد» در فیلمتان که درباره یک تفنگدار دریایی سابق است استفاده کنید. ما همچنین نگران این هستیم که به کرامت و حریم خصوصی افرادی که در مستند «بگذار روشنایی بتابد» به تصویر کشده شده‌اند خدشه وارد گردد. با توجه به این موارد، ارتش نمی‌تواند بر استفاده از مستند مذکور جهت معرفی یک داستان ساختگی درباره یک تفنگدار دریایی صحه گذارد.»

 

علی‌رغم تمام تلاش سرهنگ «چیزولم» جهت پنهان نگاه داشتن حقیقت اما یک نفر از اعضای بخش مجوز شرکت سازنده فیلم متوجه شد که مستند «بگذار روشنایی بتابد» در دسترس عموم قرار دارد. تهیه‌کنندگان در نهایت قسمت کوچکی از مستند «هوستون» را در ابتدای فیلم خود استفاده کردند.

 

«مارجوری دیوید» از فیلم‌نامه نویسان فیلم «عشاق ماریا» در رابطه با تلاش ارتش جهت گمراه ساختن فیلم‌سازان می‌گوید: «چیز مهمی نیست. این کار صرفاً ارائه اطلاعات دروغ است.»

 

اما اگر تهیه‌کنندگان متوجه اشتباه خود نشده بودند و به تاکتیک ارتش مبنی بر ارائه اطلاعات دروغ تکیه کرده بودند در آن صورت فیلم «عشاق ماریا» با صحنه‌ای از یک فیلم مستند که به مدت سی و پنج سال توسط ارتش ممنوع گردیده بود آغاز نمی‌شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 11:38  توسط narsis | 
 

امیرحسین ثابتی

اخیرا آقای هاشمی با بیان خاطره ای از دوران پیش از انقلاب، به طور غیر مستقیم آیت الله مصباح یزدی را به گوشه نشینی و مبارزه نکردن با شاه متهم کرده و در ادامه مدعی شده به همین علت نیز حضرت آیت الله خامنه ای به مدت 10 سال با ایشان قهر بوده اند.
 
در این باره توجه به چند نکته ضروری است:
 
1. آقای هاشمی در حالی ادعای عجیب و تازه ای را علیه علامه مصباح مطرح کرده است که پیش از هر چیز در «صحت» خاطره نگاری های ایشان تردید جدی وجود دارد، چنانچه چند ماه قبل نیز به بهانه مستند «من روحانی هستم» بسیاری از حامیان دو آتشه آقای هاشمی در صحت خاطرات وی درباره ماجرای مک فارلین تردید کردند چرا که معتقدند بودند وی در بیان خاطراتش عادت به بیان «روایت کامل» از حقایق تاریخی ندارد. در این باره مهدی رحمانیان مدیرمسئول روزنامه شرق که نزدیک ترین روزنامه به حزب کارگزاران و هاشمی رفسنجانی است، در اردیبهشت سال جاری در برنامه «گفت وگوی روز» رادیو گفت وگو به این مساله اشاره کرد و گفت:
 
«آقای هاشمی برخی از مسائل را گفته است، اما بخش های مهم تری از مسائل را نگفته است. گفتن نصف حقیقت با دروغ فرقی ندارد.»
 
پیش از این نیز آقای هاشمی در چند نوبت؛ با طرح ادعاهای عجیب درباره تاریخ انقلاب، مسایلی را مطرح کرده بود که نه تنها مستندات قابل توجهی برای تایید آن وجود نداشت بلکه شواهد و قرائن تاریخی در تضاد با آن ادعاها قرار داشت. به عنوان مثال وقتی وی در مهر سال 92 بار دیگر مدعی شد «امام در سالهای اول بعد از انقلاب خواستار حذف شعار مرگ بر آمریکا شده بودند»،  برای رد این ادعا کافی بود تا آخرین مواضع امام  در زمان حیات شان مرور شود؛ از جمله پیام قطعنامه در 29 تیر 67 که می فرمایند: «از خدا می‏خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبۀ مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ امریکا و شوروی را به صدا درآوریم.»
 
لذا اساسا وقتی صحت خاطرات آقای هاشمی بنا بر مستندات آشکار تاریخی محل تردید واقع می شود و حتی برخی از اصلاح طلبان و چهره های نزدیک رسانه ای حامی وی نیز بر این موضوع تاکید دارند که وی خیلی از مسایل مهم تاریخی را کامل بیان نمی کند، آیا می شود عقلا و منطقا خاطرات دیگر ایشان را که بازهم در تعارض با قرائن تاریخی قرار دارد پذیرفت و باور کرد؟
 
2. درباره ادعای اخیر آقای هاشمی هم روایات تاریخی متعددی وجود دارد که به مخاطب ثابت می کند اگر وی باز هم «خلاف واقع» بیان نکرده باشد، حتما روایت کاملی از تاریخ را ارائه نکرده است. چنانچه حجه الاسلام  سید حمید روحانی مورخ با سابقه  تاریخ انقلاب که شخص امام در سال 67 بواسطه اعتمادی که به وی داشتند ماموریت نگارش تاریخ انقلاب را به وی محول کرده اند، ضمن رد قطعی روایت هاشمی از این ماجرا توضیح می دهد:
 
« واقعاً این اظهارات از آقای هاشمی درباره آقای مصباح بوده باشد، عجیب است چرا که خود ایشان هم می‌‌دانند که آقای مصباح از شاگردان ممتاز و مبارز حضرت امام بود که از آغاز نهضت مبارزه، امام را یاری کرد. یکی از اختلافات آقای مصباح و هاشمی درباره سازمان مجاهدین یا همان سازمان منافقین بود؛ آیت‌الله مصباح بنا به بصیرتی که داشتند، حمایت ازسازمان مجاهدین(منافقین) را حرام می‌دانستند اما آقای هاشمی در برهه‌ای برخلاف نظر آقای مصباح بعضاً از این گروه حمایت می‌کرد. لذا آقای مصباح حمایت از این سازمان را حرام می‌دانست نه مبارزه با شاه را. وقتی نشریه بعث منتشر می شد، آقای مصباح به دلیل آنکه این نشریه را آلوده به تفکرات آقای شریعت‌مداری می‌دانست تصمیم گرفت نشریه انتقام را منتشر کند که در این زمینه اصطکاک بین آقای هاشمی و مصباح به وجود آمد و بعدها مشخص شد که نظر آقای مصباح درست بوده است؛ درباره حمایت از سازمان مجاهدین نیز همین طور شد و مشخص شد که تحلیل آیت الله مصباح درباره این گروه چقدر دقیق بوده است.»
 
همچنین شخص آیت الله مصباح نیز در گفتگویی با مرحوم عسگراولادی که متن آن را به تازگی سایت ایشان منتشر کرده است، با روایت این ماجرا  از اصرار اقای هاشمی در آن جلسه برای دفاع از «مجاهدین خلق» سخن می گوید؛ تا جایی که ایشان در پاسخ به اصرارهای آقای هاشمی می گوید: «من تا کسی را نشناسم که برای اسلام کار می‌کند،‌ با او همکاری نمی‌کنم. از اول تا آخر این گفت‌وگو مقام معظم رهبری هم نشسته بودند و هیچ نمی‌گفتند و فقط صحبت‌‌های آقای هاشمی بود و جواب‌های بنده. پس از این گفت‌وگو آقای هاشمی با نارحتی منزل ما را ترک کردند و رفتند.  البته کمک‌های آقای هاشمی به منافقین را نیز نباید فراموش کرد. چه پول‌هایی که به آن‌ها داد. در حال حاضر هم نمی‌گویم که آن‌ها کار بدی کردند. شاید وظیفه‌شان در آن شرایط همان بود، اما من چون حجتی نداشتم، مشارکت نکردم. »
 
3. اما فراتر از ادعای آقای هاشمی در اتهام زنی به علامه مصباح در این ماجرا،  به نظر می رسد آنچه محل اصلی این تنازع است موضوعی مهم تر و کلان تر مطرح است و آن، تقابل دو نوع نگاه متفاوت به موضوع «التقاط فکری» است.
 
به بیان دیگر، ریشه اختلاف اصلی آقایان مصباح و هاشمی فقط به ماجرای خاص تفاوت دیدگاه در نوع برخورد با مجاهدین خلق در دهه 50 باز نمی گردد، بلکه نوع نگاه آنها به مسایل کلان از جمله مواجهه با پدیده های «التقاطی» را باید ریشه اصلی بسیاری از اختلافات این دو نفر در موضوعات مختلف حتی بعد از انقلاب دانست.
 
نگاه اول در این منازعه، آیت الله مصباح است که نگاهی کاملا «بدبینانه» به افراد و جریان های «التقاطی» دارد. به بیان دیگر، ایشانبه راحتی به افراد و جریان هایی که شناخت درستی از اسلام ندارند و می خواهند با ترکیب قرآن و کتب مارکس و مائو، به مبارزه علیه شاه بپردازند اعتمادی ندارند. اما در مقابل نگاه آقای هاشمی وجود دارد که نه تنها به این جریان ها اعتماد کامل دارد بلکه برای گرفتن رضایت دیگر علما از جمله آیت الله مصباح نیز وقت گذاشته و خواستار حمایت آنها از مجاهدین خلق می شود.
 
این مساله البته محصور به دهه 40 یا 50 و پیش از انقلاب نیست، بلکه مشی آقای هاشمی همواره دفاع از افراد و جریان های التقاطی و در مقابل، مشی علامه مصباح نیز مقابله صریح و قاطعانه با چنین تفکراتی است. چنانچه آقای هاشمی در سالهای بعد از انقلاب بویژه پس از جنگ، با بستر سازی برای بوجود آمدن «تکنوکرات ها» در کشور سر آغاز رشد یک جریان فکری- عملی «التقاطی» گشت؛ همان جریانی که سالها بعد در دهه 80 حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران از بنیان های فکری آن پرده برداشت و صراحتا تاکید کرد این حزب یک حزب «لیبرال- دموکرات- مسلمان» است. اظهاراتی که به صراحت التقاطی بودن نزدیک ترین جریان سیاسی به آقای هاشمی در در سالهای بعد از انقلاب را ثابت می کرد.
 
در واقع آقای هاشمی همانطور که در سالهای قبل از انقلاب از حامیان پر و پاقرص مجاهدین خلقی بود که اندیشه آن ها را ترکیبی ناهمگون از کمونیسم و اسلام شکل می داد، بعد از انقلاب نیز بستر ساز یک جریان التقاطی دیگر اما این بار با ترکیب اسلام و لیبرالیسم گشت.
 
در مقابل آنچه همواره از کنش و مواضع سیاسی آیت الله مصباح در سالهای بعد از انقلاب نیز دیده می شد، همان حساسیت همیشگی ایشان به «التقاط فکری» بود، چنانچه در سالهای نخست انقلاب، یک پای ثابت مناظرات فکری با جریان های کومنیستی و چپ گرا فردی جز علامه مصباح نبود و در سالهای بعد از دوم خرداد نیز که عبدالکریم سروش به همراه دیگر همفکرانش در حال تکرار شبهات مختلف علیه اسلام و نظام جمهوری اسلامی بود، فردی جز آیت الله مصباح او را به مناظره زنده تلوزیونی دعوت نکرد؛ هر چند به خاطر طفره رفتن سروش و حاضر نشدن به مناظره با ایشان، علامه هر هفته از قم به تهران می آمد تا به عنوان سخنران قبل از خطبه های نماز جمعه تهران، به طور مبنایی پاسخ سخنگوی اصلی «التقاطی های دهه 70» بیان کند.
 
4. اما حمایت های آقای هاشمی از التقاطی های  چپ گرا در سالهای قبل از انقلاب، بعد از انقلاب نیز چند جای دیگر خودش را نشان داد و اگر از ماجرای حمایت مسعود رجوی، رییس گروهک تروریستی منافقین در اردیبهشت سال 92 از حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری بگذریم، باید اوج این مساله را در روزهای حساس فتنه 88 جستجو کرد، از جمله 16 آذر 88 که مسعود رجوی باصدور بیانیه ای با استناد به برخی مواضع آقای هاشمی به ضرورت مبارزه با اصل جمهوری اسلامی پرداخت؛ اگر چه تردیدی وجود ندارد که حمایت خبیثی مانند رجوی از مواضع آقای هاشمی به معنای تطبیق نیت و مواضع این دو نفر نیست اما در عمل ثابت شداگر از ابتدا در برابر «التقاطی ها» موضع محکمی وجود نداشته باشد، تعجبی ندارد که چند دهه بعد نیز در برخی مواضع، برخی «همپوشانی» ها خود را نشان دهد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 11:35  توسط narsis | 
 
سوال ظریف از آمریکا درباره تحریم ها

وزیر امور خارجه کشورمان در مصاحبه با نشریه نشنال اینترست خطاب به دولت آمریکا این سوال را مطرح کرد که از تحریم‌ها چه چیزی عایدتان شده است؟

به گزارش تسنیم،‌ محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران که برای شرکت در مذاکرات ۱+۵ هم اکنون در نیویورک به سر می برد در مصاحبه با نشریه آمریکایی نشنال اینترست خطاب به سردمداران واشنگتن این سوال را مطرح کرد که از تحریم‌ها چه چیزی عایدتان شده است؟
 
خبرنگار نشنال اینترست از ظریف پرسید امیدوار هستید که با خانم "اشتون" به چه نتیجه‌ای برسید؟ آیا امکان دارد که نقشه راهی حاصل شود؟ و وزیر خارجه ایران جواب داد: خوب، من واقعا امیدوارم که این موضوع حاصل شود. من معتقدم که ما یک نقشه راه داریم. ما در نوامبر گذشته در ژنو توافق کردیم که توافق طولانی مدتی را با دو هدف داشته باشیم. یک هدف این بود که اطمینان حاصل شود که برنامه هسته‌ای ایران صرفا صلح‌آمیز باقی بماند و هدف دوم از میان برداشته شدن تمامی تحریم‌ها است و من معتقدم که ما می‌توانیم به هر دو هدف به راحتی دست یابیم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 11:33  توسط narsis | 

 


گفت: روزنامه واشنگتن‌پست نوشته است، رهبر ایران با گفتن «نه» به دعوت آمریکا برای شرکت در «ائتلاف مبارزه با داعش» این ائتلاف را در اولین نشست آن در پاریس با شکست روبرو کرد.
گفتم: روزنامه نیویورک‌تایمز هم نوشته است؛ اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای که نظر آمریکایی‌ها در مورد مبارزه با داعش را باعث تفریح دانسته بود، اجلاس پاریس را نابود کرد.
گفت: پایگاه خبری اخبارالیوم نوشته است؛ رهبر ایران بسیار هوشمند و توانمند است و می‌داند که داعش مترسک آمریکاست و آمریکا در پی مبارزه با آن نیست.
گفتم: روزنامه ایندیپندنت هم به دعوت آمریکا از ایران برای پیوستن به ائتلاف ضد داعش اشاره کرده و نوشته است؛ آمریکا باید می‌دانست که ایران نشان داده است برای مبارزه با داعش نیازی به دیگران ندارد.
گفت: بعد از شکست اجلاس پاریس سخنگوی کاخ‌سفید گفته است؛ اگر راهبرد اوباما در ائتلاف برای مبارزه با داعش شکست بخورد، آمریکا ممکن است به خاورمیانه لشکرکشی کند!
گفتم: بدجوری سوخته! یارو افتاده بود توی جوب برای اینکه ضایع نشه صدای قوطی در می‌آورد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 11:31  توسط narsis | 

 

ارگان فتنه‌گران حلقه لندن ضمن مصاحبه با دو عضو حزب افراطی و منحله مشارکت به گروه منتقد «ندا» (نسل دوم اصلاح‌طلبان) حمله کرد.



حمیدرضا جلایی‌پور در مصاحبه با «جرس»، گروه  ندا را «اصلاح‌طلب بدلی» توصیف کرد و گفت: این حزب چندان تاثیرگذار نخواهد بود چون جوان‌محور است، نماینده گروه اجتماعی جدیدی نیست، از همین ابتدا از همراه کردن چهره‌های با نفوذ و سنگین وزن سیاسی ناکام بوده و تا آنجایی که من اطلاع دارم حتی برخی از بچه‌هایشان هم بعد از انتشار چند نقد مستدل به ندای ایرانیان در هفته‌های گذشته از آن فاصله  گرفته‌اند.
همچنین کیانوش راد عضو فراکسیون مشارکت درمجلس ششم با حمله به نو اصلاح‌طلبان که منتقد تندروی‌های گذشته جریان اصلاحات هستند گفت: آنها در فضای سایه روشن حرکت می‌کنند و این قابل قبول نیست.
در حالی که مشارکتی‌ها واضع شعار عبور از خاتمی بودند کیانوش راد مدعی شد، تشکیلات ندا را باید با عیار خاتمی سنجید و آنها باید نسبت خود را با سران جنبش سبز معلوم کنند.
«ندا» شعارهایی مانند خروج از حاکمیت، فتح سنگر به سنگر و آشوبگری علیه قانون را که از سوی طیف تندرو اصلاح‌طلبان انجام گرفته به نقد کشیده و خواستار عبور از این رویکردهاست.
مدعیان اصلاحات و فتنه‌گران توضیح نمی‌دهند که اگر آنگونه که ادعا می‌کنند، تشکیل گروه ندا را بی‌اهمیت می‌دانند، چرا اینهمه از آن عصبانی هستند و بیشترین اظهارنظرهای خود را به تخریب چهره این گروه اختصاص داده‌اند؟! و بالاخره اگر وحشت نکرده‌اند چرا اینطور می‌لرزند؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 11:30  توسط narsis | 
 

نگاهی به وضعیت برخی از گروه‌های سیاسی که در جریان انتخابات اخیر از سوی مردم عراق طرد شده‌اند می‌تواند بیانگر واقعیت وزن سیاسی این گروه‌ها باشد.

 

 
سایت رجانیوز در گزارشی نوشت: در انتخابات پارلمانی سال جاری عراق گروه‌ها و جریانات مختلف سیاسی، لیست‌ اسامی کاندیداهای خود را ارائه دادند. در بین شیعیان نیز لیست‌های مختلفی ارائه شد، اما در شهر مقدس کربلا لیستی با عنوان "ائتلاف الرفاه و السلام(الشیرازیة)" منتسب به آقای صادق شیرازی به صورت گسترده منتشر شد. اعضای این لیست خود را از نزدیکان و منتسبان به دفتر آقای شیرازی معرفی کرده و حتی برخی از چهره های سیاسی شهر کربلا از مدیریت این ائتلاف توسط اعضای دفتر آقای شیرازی خبر می دادند.

 

 

رئیس ائتلاف رفاه والسلام و آقای صادق شیرازی

هر چند به نظر می رسید که دفتر آقای سید صادق شیرازی نسبت به این مساله واکنش نشان دهد اما سکوت تایید آمیز دفتر وی نشان داد مجموعه مرتبط با آیت الله شیرازی سودای فعالیت سیاسی در قالب تصاحب کرسی های پارلمان عراق دارد.

این در حالی بود که پیش از این آیت الله شیرازی و اعضای دفتر وی در سخنرانی ها و بیانیه ها  به گونه ای سخن می گفتند که نشان دهند علی الظاهر تمایلی برای ورود مستقیم به معادلات سیاسی ندارند. هر چند در ماجرای فتنه سال 88 سخنرانی از سوی صادق شیرازی توسط رسانه های ماهواره ای و اینترنتی منتسب به وی منتشر شد که نشان از حمایت او از جریان فتنه داشت.

البته در سالهای اخیر در شبکه های ماهواره ای و اینترنتی منتسب به وی بارها به مسئولان نظام و آرمان های نظام اسلامی توهین شده است با این حال آنچه که از سوی دفتر وی منتشر می شود بیانگر آن است که تمایلی برای ورود به عرصه سیاست ندارند.

 این عدم تمایل ظاهری ریشه در وقایع مربوط به انفلاب اسلامی ایران دارد.

در واقع پس از فاصله گرفتن مرحوم آقای سید محمد شیرازی از انقلاب اسلامی، عملا وی و نزدیکانش بنا را بر دوری از سیاست، و به نحوی جدایی دین از سیاست گذاشتند. آقای سید صادق شیرازی نیز از همان ابتدای جوانی شهره به این مسأله بود.

با این حال در زمانی که ده ها شبکه ماهواره ای منتسب به دفتر وی در عراق و برخی دیگر از کشورها فعال است دفتر وی تصمیم گرفت به صورت چراغ خاموش با سازماندهی ائتلافی برای مجلس عراق ورود به عرصه سیاست را تجربه کند.

اما در عمل، این حرکت سیاسی چندان هم هوشمندانه و چراغ خاموش نبود ، انتشار عکس های اعضای ائتلاف رفاه والسلام با آیت الله سید صادق شیرازی و رئیس دفتر وی نشان داد که خانواده شیرازی به صورت جدی به دنبال تصاحب حداقل یک کرسی در پارلمان عراق هستند.

 

 

حتی وکیل آیت الله شیرازی در کربلا نیز در مرقومه ای حمایت خود را از رئیس ائتلاف «رفاه والسلام» اعلام کرد.

این در حالی بود که رسانه های وی این چنین وانمود می‌کردند که اگر چه آقای سید صادق شیرازی در ایران مقلد و طرفداران زیادی ندارد، اما در عراق بسیار محبوب است و تمامی اهالی کربلا پیرو ایشان هستند. حتی در مراسم میلیونی پیاده‌روی اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)، عکس‌های سید صادق شیرازی از نجف تا کربلا به صورت گسترده دیده می‌شد، تا شاید این چنین القا شود که وی در بین توده‌های شیعیان عراق نیز پرطرفدار است.

اما نتایج انتخابات بیانگر واقعیت دیگری بود. واقعیت حاکی از این است که حتی یک نفر هم از "ائتلاف الرفاه و السلام(الشیرازیة)" منتسب به آقای سیدصادق شیرازی، به پارلمان راه پیدا نکرد. این در حالی بود که هرکدام از لیست‌های منتسب به چهره‌های شیعی همانند ابراهیم الجعفری، نوری المالکی، سیدعمار حکیم، سید مقتدی صدر و... ، توانستند تعدادی از کرسی‌های پارلمان این کشور را به دست بیاورند.

 

 

رئیس دفتر آقای شیرازی در کنار اعضای ائتلاف «رفاه والسلام»

در انتخاب نخست وزیر و اختلاف نظری که بین شیعیان بروز کرده بود، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مذکور مذاکره و آینده حکومت این کشور را رقم زدند. در نهایت نیز پست نخست وزیری به حزب الدعوه و هرکدام از وزارت‌خانه‌ها به احزاب و گروه‌های مختلف سیاسی رسید. و حتی یک کرسی وزارت‌خانه یا پارلمان و یا حتی کرسی معاونت وزارت به این جریان منتسب به آقای سید صادق شیرازی نرسید.

هر چند آقای صادق شیرازی و دفتر وی در اولین اقدام خود در عرصه سیاست با عدم استقبال مردم روبرو شد و ائتلاف «رفاه والسلام» در انتخابات پارلمانی عراق به صورت کامل شکست خورد با این حال تغییر مشی از روش های تفرقه افکنانه و عمق بخشیدن به سطح خواسته ها، دغدغه ها، واقع بینی و دوری از پازل طراحی شده توسط دشمنان اسلام می تواند آینده بهتری را در عرصه سیاسی برای دفتر وی رقم بزند.

اعضای دفتر آقای شیرازی باید این موضوع را درک کرده باشند حتی آن جمعیتی که به اعتقادشان از طرفداران آیت الله صادق شیرازی به حساب می آیند نهایتا افرادی هستند که برنامه های تلویزیونی شبکه های ماهواره ای وی را به دلیل علائق مذهبی مشاهده می کنند و آیت الله شیرازی و دفتر وی را به عنوان شخص بصیر سیاسی و یک نهاد اثرگذار نمی گردند و به همین دلیل است که لیست رفاه والسلام کمترین ارا را در میان لیست های ائتلافی شهر کربلا کسب کرد.

اما ابهامی که باقی می‌ماند این است که جریان منتسب به آقای سید صادق شیرازی، که در دو کشور ایران و عراق از حمایت توده‌ای برخوردار نیست، و به زعم خودشان با تبرعات مالی تعدادی از تجار شیعه، شبکه تلویزیونی تأسیس کرده‌اند پس از مشخص شدن وزن شان توسط مردم کربلا(که به زعم آنها بیشترین حامیان آقای شیرازی در این شهر هستند)  آیا تغییر مشی داده و معتقد به فعالیت سیاسی شده است و از اقدامات تفرقه افکنانه خود دست بر می دارند و یا اینکه همچنان معتقدند اقدامات تفرقه افکنانه سبب می شود طرفدارانی ار بین برخی گروه های شیعه پیدا کنند و این گونه بتوانند مقلدان آقای شیرازی را افزایش دهند؟

یکی از شیعیان عربستانی در گفتگویی، با نگارنده اظهار داشت: هنگامی که کتاب‌هایی در رد عفت جناب عایشه، از جمله کتاب "فاحشه...چهره دیگر عایشه" نوشته یاسر الحبیب (طلبه‌ی جوانی که منتسب به جریان آقای سیدصادق شیرازی است، اما آقای سیدصادق شیرازی هیچ‌گاه حاضر نشد از این جوان تفرقه‌انگیز اعلام برائت کند و سکوت معناداری اختیار کرد) منتشر شد، فشارهای بیشتری بر شیعیان عربستان وارد شد. آیا عقل سلیم کسی که ادعای شیعه‌گرایی دارد، حکم به عملی می‌کند که برای شیعیان ضرر دارد یا سعی می‌کند خطرات را برای شیعیان به حد اقل ممکن برساند؟

با این حال امید است نتیجه این انتخابات برای اعضای دفتر آیت الله شیرازی این نتیجه بدیهی را مشخص کرده باشد که لزوم چهره شدن در قامت یک مرجع دینی، به پخش برنامه هایی نیست که به دلیل موازین غیر شرعی آن در هیچ رسانه شیعی دیگر منتشر نمی شود، بلکه مرجعیت دینی به مولفه های دیگر وابسته است که فاصله زیادی با اقدامات اینچنینی دارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 14:31  توسط narsis | 

 

مهدی مقدم خواننده ای که با وجود انتشار سه آلبوم مجاز، به دلیل همکاری با تعدادی از شبکه های ماهواره ای نتوانسته مجوز برپایی کنسرت را دریافت کند از جریانی که طی یک دهه اخیر با شبکه ها و سایت های مبتذل به جان موسیقی ایران افتاده حرف زد. او در گفتگوی اختصاصی با “مشرق” عنوان کرد: آنهایی که اوایل دهه هشتاد می خواستند به فرهنگ ما لطمه بزنند، خیلی دقیق و درست موسیقی را شناسایی کردند و آنرا وسیله تخریب و تهاجم قرار دادند. چون موسیقی پاپ یک شاخه هنری نوپا بود و از طرف دیگر بین جوان ها بُرد و تاثیر گذاری داشت و از همه مهم تر اغلب کسانی که به عنوان خواننده در آن حضور داشتند جوان های کم تجربه ای مثل من بودند که استعداد فریب خوردن داشتند!

پشیمانی خواننده معروف از همکاری با شبکه های ماهواره ای
مقدم ادامه داد: اگر درایت مسئولان فرهنگی کشور نبود، موسیقی پاپ در همان سالهای نخست از بین می رفت و چیزی از آن باقی نمی ماند و مردم ما برای تماشای کنسرت ها باید به کشورهای مجاور می رفتند و در مبتذل ترین فضاها، آهنگ های مبتذل را می شنیدند اما با تدبیر مسئولان نه تنها مبارزه را به دشمن نباختیم بلکه الان موسیقی سالم به یکی از دستاوردهای فرهنگی ما تبدیل شده و تاکنون میلیون ها نفر در کنسرت های مختلف داخل کشور شرکت کرده اند.

خواننده آلبوم های خونسرد و سونامی که به خاطر پخش آثارش از شبکه های ماهواره ای حق فعالیت نداشت و پس از مدت ها از دو سال پیش با آلبوم جدیدش (احتیاط) دوباره به جمع خواننده های مجاز پیوست، گفت: بهترین سال هایی که می توانستم در آن پیشرفت داشته باشم به خاطر فریبکاری شبکه ها و بی تجربگی خودم “دود” شد و وقتی دور و برم خالی شد و هیچ کسی سراغ از من نگرفت و همان جریانی که به دنبال بایکوت کردن موسیقی داخل کشور بود دام خود را برای جوان های دیگر پهن کرد. الان که موج جدیدی از تخریب ها آغاز شده دوست دارم به خواننده های نسل جدید بگویم: فریب دانلود و شهرت را نخورید. هیچ کسی جز سیستم فرهنگی داخل کشور نمی تواند به شما کمک کند.

وی با بیان اینکه گذشت زمان و از دست دادن فرصت های خوب باعث شده تا من خودم را قضاوت کنم و بابت اشتباهاتم عذر بخواهم، افزود: واسطه هایی که وعده سرخرمن می دهند هرگز دلسوز وضعیت خواننده های داخلی نبوده اند و نیستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 14:7  توسط narsis | 

 

طبق آمار سایت معتبر الکسا، در حال حاضر کشور ایران رتبه اول بازدید از سایت وایبر را در جهان داراست.

به گزارش پایگاه 598، طبق آمار سایت معتبر الکسا، در حال حاضر کشور ایران رتبه اول بازدید از سایت وایبر را در جهان داراست.
 
به این ترتیب با احتمالی قوی می‌توان گفت که کشورمان رتبه نخست استفاده‌کنندگان از این پیام‌رسان را در جهان داراست که در نوع خود جالب توجه و قابل تامل است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 14:6  توسط narsis | 
 
آقای هاشمی رفسنجانی در تازه‌ترین اظهارنظر خود گفته است دانشگاه آزاد برای نیاز مردم تاسیس شده و هدف از تشکیل این دانشگاه فعالیت اقتصادی برای یک فرد یا گروه خاصی نبوده است.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه 598، رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی ظهر دیروز در جلسه هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی خراسان با اشاره به اینکه دانشگاه آزاد با هدف اقتصادی ایجاد نشده است، گفت: سال‌ها گفته شده دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس احساس نیاز مردم تشکیل شده و هیچ کار اقتصادی به نفع فرد یا گروهی در جریان نبوده است.

 رفسنجانی بدون اشاره به ماهیت اختلافاتی که در سال‌های اخیر پیرامون دانشگاه آزاد به وجود آمد گفت: دانشگاه 3 - 2 سال گرفتار تشنجاتی شد تا اینکه با آمدن دولت روحانی مرحله‌ای جدید به‌وجود آمد که با توجه به مدیریت آقای میرزاده توانستیم دانشگاه را به خوبی آماده کنیم.

 او همچنین درباره دانشگاه آزاد گفت: خوشبختانه متقاضی جهت حضور در دانشگاه آزاد زیاد است حتی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور تمایل پیدا کرده‌اند که به ایران بازگردند تا در این دانشگاه تحصیل کنند.

به گزارش «وطن امروز»، اظهارات آقای هاشمی درحالی است که اتفاقاتی که در دانشگاه آزاد افتاده و می‌افتد و نیز رفتار و اظهارات وی در چند سال اخیر درباره این دانشگاه، حاکی از واقعیات دیگری است.

ماجرای وقف دانشگاه آزاد یکی از اتفاقاتی است که نوع نگاه آقای هاشمی به این دانشگاه را نشان می‌دهد.

وقف دانشگاه آزاد در سال 89 مطرح شد. بر این اساس رئیس هیات موسس خواستار وقف دانشگاه شد. اگرچه پس از این ماجرا، اتفاق یکشنبه سیاه مجلس رخ داد و با حضور به موقع دانشجویان جلوی آن گرفته شد اما نوع نگاه آقای هاشمی به موضوع وقف بسیار قابل تامل بود. در همان زمان برخی رسانه‌ها اظهاراتی را از زبان هاشمی درباره وقف منتشر کردند.

بر اساس گزارش این رسانه‌ها، هاشمی در جلسه هیات موسس درباره وقف گفته بود: «ما وقتی می‌خواستیم این دانشگاه را تاسیس کنیم 6-‌5 نفر بودیم که رفتیم به ثبت شرکت‌ها و اینجا را به ثبت رساندیم. از جهت قانونی و قانون ثبت شرکت‌ها، مالک محسوب می‌شویم و در صورت فوت ما فرزندان ما می‌توانند برای تصاحب دانشگاه اقدام کنند. ما طبق قانون ثبت شرکت‌ها مالک هستیم و می‌توانیم این مال را وقف کنیم و اگر وقف را باطل کنند ممکن است فرزندان ما نسبت به مالکیت دانشگاه اقامه دعوی کنند!»

البته اشاره آقای هاشمی به مجوز دخل و تصرف فرزندان وی در این دانشگاه، درحالی است که همه فرزندان آقای هاشمی به صورت ویژه در دانشگاه آزاد حضور فعال و مستمر داشته‌اند.

محسن هاشمی، فرزند ارشد آقای هاشمی اکنون معاون عمرانی دانشگاه آزاد است. مهدی هاشمی نیز سال 88 با حکم نماینده هیات موسس و امنا در همه واحدهای برون‌مرزی دانشگاه آزاد اسلامی توانست از ایران برود. یاسر هاشمی نیز در این دانشگاه که «برای نیاز مردم تاسیس شد»، دارای پست و مشاور رئیس دانشگاه آزاد است. فاطمه هاشمی نیز در دانشگاه آزاد دارای سمت است. او اکنون مدیرگروه رشته علوم سیاسی واحد تهران جنوب دانشگاه آزاد است. حتی فائزه هاشمی با آن روحیات و مختصات رفتاری هم در دانشگاه آزاد پست گرفته و معاون آموزشی و دانشجویی واحد پردیس دانشگاه آزاد اسلامی شده است. بنابراین همه فرزندان آقای هاشمی در دانشگاه آزاد دارای سمت بوده و هستند. در راس خانواده نیز خود آقای هاشمی قرار دارد که رئیس هیات موسس و هیات امنای دانشگاه آزاد است.

 البته در کنار این موضوعات که شائبه خانوادگی بودن دانشگاه را به‌وجود آورده، برخی اخبار مبنی بر سوء‌استفاده از امکانات دانشگاه آزاد در برهه‌های مختلف نظیر انتخابات نیز درباره این دانشگاه منتشر شد. در انتخابات دهم ریاست جمهوری و نیز فتنه 88 بارها اخباری درباره سوء‌استفاده از اموال این دانشگاه برای یک جریان سیاسی مطرح شد.

 البته 4سال پس از فتنه 88 و انتخاب روحانی به عنوان رئیس دولت، حضور برخی افراد مساله‌دار و محکومان مرتبط با فتنه 88 در این دانشگاه باز هم شائبه‌های مطرح درباره این دانشگاه را قوت بخشید که در این میان انتصاب «عبدالحسین هراتی» به عنوان سرپرست اداره کل اسناد و مدارک دانشگاه آزاد بسیار خبرساز شد. هراتی در سال 88 توهین‌های بسیار زشت و سخیفی را علیه امام خمینی  مطرح کرد. البته پس از افزایش اعتراضات به این ماجرا و عزل او از این منصب، هاشمی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره این ماجرا توضیح داد و مشخص شد هراتی از طریق دفتر هاشمی در دانشگاه آزاد مشغول به کار شده بود.

به هر حال به‌رغم اظهارنظر صریح آقای هاشمی درباره نبودن هدف انتفاع مالی در تاسیس دانشگاه آزاد اما واقعیت‌هایی درباره این دانشگاه وجود دارد که به نظر می‌رسد آقای هاشمی قبل از هرچیز باید درباره آنها پاسخگو باشد. 

منبع: وطن امروز

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 14:5  توسط narsis | 

  اگر ایستادگی رهبری و مردم نبود ...سیروس ناصری نایب رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت اورینتال کیش و دیک چنی معاون رئیس‌جمهور امریکا، دو نفر اصلی زمینه‌ساز قرارداد نفتی هالیبرتون- اورینتال در ایران بودند. سفر چنی به ایران در سال ۷۹ که برای آماده‌سازی قراردادهای نفت و گاز در ایران صورت گرفت، تا مدت‌ها محرمانه باقی ماند. در همین سفر محرمانه بود که دیک چنی به علت عارضه قلبی، حتی چند روزی را میهمان یکی از بیمارستان‌های تهران بود. مقام معظم رهبری بعدها در سال ۱۳۸۵ در جمع مردم گرمسار از این سفر محرمانه سخن به میان آوردند. ایشان ضمن اشاره به دیپلماسی فعال دولت نهم فرمودند: «بحمدالله پایگاه سیاسی کشور و منزلت اجتماعی ملت ایران در جهان افزایش پیدا کرده است. قبل‌ها، دشمنان ما خیال می‌کردند زمینه را فراهم کرده‌اند یا فراهم خواهند کرد و با یک حرکت دست، می‌توانند کشور را از این رو به آن رو کنند. امریکایی‌ها این حرف را گفتند. چند سال قبل از این، عده‌ای از سیاسیون امریکایی به طور محرمانه و مخفیانه ـ ما مطلع نشدیم، بعد که برگشتند مطلع شدیم ـ به ایران آمده بودند و با بعضی از محافل نامساعد با نظام نشست و برخاست کرده بودند؛ وقتی رفتند گفتند در ایران کسانی هستند که منتظر یک اشاره ما هستند تا علیه نظام شلیک کنند. امروز حقیقت برای آنها روشن شده است.

نه فقط نمی‌توانند سلطه پیدا کنند، حتی لطمه هم نمی‌توانند بزنند. ملت بیدار و متحد است. ما دل‌هایمان به هم نزدیک است. ملت به مسئولان خود اعتماد دارد؛ می‌داند که آنان آنچه می‌کنند و آنچه می‌گویند، برای شخص، برای قدرت و برای زر و زور نیست. با نگاه باز نیازها و مصالح کشور مشاهده می‌شود و مردم هم تشخیص می‌دهند.»

اما شاید اوج این همه نامه موسوم به نامه ۲۰۰۳ باشد. نامه‌ای بدون امضا که از طریق سفارت سوئیس برای مقامات امریکایی ارسال شد و حرف و حدیث‌های زیادی را نیز با خود به همراه داشت. مطابق آنچه بعدها «دنیس راس»، مشاور ارشد جورج بوش پدر و پسر، فرستاده ویژه کلینتون در مسائل خاورمیانه و مشاور خارجه باراک اوباما طی مقاله‌ای در مجله نیوزویک به چاپ رساند، صادق خرازی مسئول نوشتن نامه به امریکایی‌ها شده بود و او خود نامه را تنظیم کرد. مطابق آنچه «تریتا پارسی» رئیس شورای ایرانیان امریکایی‌تبار موسوم به «نیاک» افشا کرد این نامه بعد از مشورت‌های طولانی صادق خرازی با محمد خاتمی نوشته شده است. در این نامه عقب‌نشینی‌های غیرقابل انتظاری صورت پذیرفته بود و عملاً فلسطین و لبنان نیز به امریکا فروخته شده بود. مطابق آنچه در این نامه ذلت‌بار آمده بود، در ازای «خروج نام ایران از محور شرارت» و «فروش قطعات هواپیما به ایران» از سوی امریکا، ایران متعهد می‌شد فعالیت‌های هسته‌ای خود را شفاف کند و از خلع سلاح حماس و حزب‌الله حمایت کند.  این همه در حالی بود که ایران به صورت داوطلبانه اجرای پروتکل الحاقی را پذیرفته بود. اجرای پروتکل زمینه‌ساز بازدیدهای متعدد و گسترده بازرسان آژانس از تأسیسات هسته‌ای ایران را فراهم آورد.

در واقع مطابق با این پروتکل آنها می‌توانستند هر نقطه‌ای را که مناسب بدانند برای بازرسی انتخاب کنند و بدون ممانعت ایران نسبت به بازدید از آن اقدام نمایند. سیاست تنش‌زدایی اصلاحات پایانی نداشت. نامه جنجالی ۲۰۰۳ دولت خاتمی به امریکا، به واسطه‌گری «تیم گولدیمن» سفیر وقت سوئیس در تهران از طریق «باب نی» نماینده حزب حاکم جمهوریخواه و عضو سابق کنگره امریکا برای «روو» مهمترین مشاور جورج بوش ارسال شده بود. «تیم گولدیمن» سفیر سوئیس در تهران، «باب نی» را برای انتقال پیشنهاد مذاکره ایران به کاخ سفید برگزیده بود، چون می‌دانست نماینده سابق ایالت جنوبی اوهایو تنها نماینده‌ای است که در کنگره امریکا به زبان فارسی آشنایی دارد و بویژه به موضوعات مرتبط با ایران علاقه‌مند است. گفته می‌شود گولدیمن پیش‌تر نیز به ایرانیان برای نگارش متن پیشنهادی کمک کرده است! در آغاز نامه از زبان گولدیمن نوشته شده بود: «بعد از صحبت کردن درباره این مسئله با صادق خرازی، من فهمیدم که آنها می‌خواهند مطمئن بشوند که اگر در مرحله اولیه همه‌چیز به هم خورد، قرارهایی که گذاشته‌اند و شرایط جدیدی که گذاشته‌اند افشا نشود چون نمی‌خواهند مشکل داشته باشند. به هرحال من این موضوع را به طور شفاف فهمیدم که دولت ایران می‌خواهد این مسئله را به صورت جدی با امریکا حل کند.» طی این نامه ایران تضمین‌های زیادی به امریکا می‌داد. در متن نامه آمده بود:

ایرانی‌ها باید از لحاظ امنیتی اطمینان کامل بدهندکه ایرانیان هیچ طرحی و برنامه‌ای برای ساخت(wmd سلاح‌های کشتارجمعی) ندارند. همکاری کامل با آژانس (IAEA) براساس اجازه ایرانی‌ها بر تمام (۲+۹۳ و تمام عهده‌نامه‌های آینده آژانس)

 تروریسم: برخورد قاطع علیه هرگونه عمل تروریستی در خاک ایران، همکاری کامل و تبادل اطلاعات مربوط به این موضوع.
 عراق: هماهنگی ایرانی‌ها برای برقرار کردن امنیت در عراق و تأسیس یک عراق دموکراتیک و دولت دموکراتیک که متشکل باشد از تمام گروه‌های مذهبی و قبایل در عراق.
 خاورمیانه: ۱- قطع هرگونه کمک مادی به فلسطینی‌ها (حماس، جهاد و…) از طرف خاک ایران و اجبار این گروه‌ها که اقدامات خونبار را قطع کنند علیه مردمی که در مرزهای ۱۹۶۷ قرار دارند.
۲- کاری کنند که حزب‌الله یک گروه سیاسی- اجتماعی در لبنان شود.
در مقابل نیز امریکا تعهداتی می‌داد: امریکا حمایت‌هایی که برای تغییرات سیاسی به طور مستقیم(!) در حال انجام است، دیگر انجام ندهد. لغو تمام تحریم‌های تجاری، پول‌های بلوکه شده و لغو دست یافتن به WTO

 عراق: تعقیب و پیگرد منافقین، حمایت از بازگرداندن اعضای منافقین به ایران، حمایت از برگرداندن ایرانی‌هایی که در عراق هستند. ترکیه به شمال عراق حمله نکند. احترام گذاشتن به آداب و رسوم ایرانیان و احترام گذاشتن به روابط مذهبی دیرینه ایران و نجف و کربلا.دست یافتن به انرژی صلح آمیز هسته‌ای، فناوری زیست شناسی و فناوری‌های شیمیایی.قبول کردن ایران به عنوان کشوری که حلال مسئله امنیتی منطقه است با احتساب میزان دفاعی که می‌تواند از خود کند (منظور پیشرفت‌های نظامی که ایران داشته است.) متن نامه آنقدر ذلیلانه و ساده انگارانه بود که بعد از انتشار عمومی آن واکنش‌های قابل توجهی را در میان سیاسیون موجب شد. نخستین بار ۲۵ سپتامبر سال ۲۰۰۶ (۵ مهر ۸۵) بود که شبکه چهار رادیو بی.بی.سی از ارسال نامه دولت خاتمی خبر داد. در گزارش رادیو بی.بی.سی به زمینه‌های ارسال این نامه نیز اشاره شده بود. «آوریل ۲۰۰۳ میلادی، در شرایطی که تانک‌های امریکایی در خیابان‌های بغداد حرکت می‌کردند، این نگرانی در تهران شدت می‌گرفت که شاید پس از عراق نوبت ایران باشد.» دولتمداران اصلاح طلب اگرچه نخست ترجیح دادند در مقابل این خبر سکوت کنند، اما کمی بعد تکذیب‌ها آغاز شد و در همین میان محمد حسین عادلی که در آن زمان معاون وزیر امورخارجه ایران بود، طی مصاحبه‌ای با بی.بی.سی اصل نامه را تأیید کرد و گفت: «آن نامه برای امریکایی‌ها فرستاده شد تا نشان دهد که ما آماده گفت‌وگو و حل معضلات هستیم. این اقدام در راستای سیاست‌های محمدخاتمی بود که می‌خواست همه راه‌های مسالمت‌آمیز را بیازماید.» صادق خرازی سفیر وقت ایران در پاریس و از نزدیکان محمد خاتمی نیز در جلسه بررسی سیاست خارجی دولت هشتم در بنیاد باران گفت: «ما برای اعتمادسازی اقدام به نگارش این نامه کردیم.» او افزود: «در سال ۲۰۰۳ دیوار بی‌اعتمادی بلندی میان ایران و امریکا وجود داشت و هر لحظه ممکن بود امریکا به ما حمله کند(!). به همین خاطر به پیشنهاد من دولت هشتم نامه‌ای به امریکا نوشت و همراهی‌اش با برخی سیاست‌های خاورمیانه‌ای امریکا مثل سازش در فلسطین و لزوم تبدیل حزب‌الله لبنان به یک حزب سیاسی و شفاف سازی فعالیت‌های هسته‌ای ایران را اعلام کرد.» خرازی همچنین تصریح کرد: «اما دیوار بی‌اعتمادی میان ایران و امریکا به قدری بلند بود که امریکایی‌ها حتی نامه را بررسی نکردند.»  اما کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه امریکا هنگام شهادت در برابر کنگره، پیشنهاد ایران را در سال ۲۰۰۳ رد کرد و علاوه بر آن «فلاینت لورت» یک مسئول سابق در وزارت امورخارجه امریکا را به خاطر مطلع نکردن فوری وی از این موضوع در آن هنگام مورد سرزنش قرار داد و این همه نشان از آن داشت که باز این اتهام برای رایس و جمهوریخواهان قابل پذیرش نبوده و نیست.

اینها همه نشانی از آن واقعیت است که در برابر زورگو و قلدری همچون ایالات متحده -که عده ای امروز تحت عنوان کدخدا، قیمومیت او برای خود را پذیرفته و در حال مذاکره با او هستند- هر قدر که کرنش و تواضع صورت گیرد، استیلا و خوی گرگی او روزافزون شده و او در مطالبات خود «حد یقف» نخواهد گذارد. به عبارت دیگر تصور اینکه مذاکره با شیطان بزرگی که برخی آن را کدخدا نامیده اند، بتواند عایدی برای مردم و سیاسیون به ارمغان آورد تصوری پوچ و ناشی از مغز معیوب و غرب باور و منفعلانه چنین افرادی است.

سخن آنجاست که اگر ایستادگی رهبری و مردم نبود، اگر استقامت و شهامت دولت قبل در برابر سلطه گری همانند آمریکا نبود، وضع امروز ایران ، غزه، لبنان و سایر نقاط جهان اسلام به چه روزی مبدل می شد؟ وقتی رئیس دولت موسوم به اصلاحات، به راحتی حزب الله لبنان و فلسطین را در ازای احترام گذاردن آمریکا به سنت های ایرانی(!) که عبارتی کاملا گنگ، وقیح و مبتذل است می فروشد ، اگر این آرزو به حقیقت مبدل شده بود دیگر جنگ افتخار آفرین مردم لبنان و غزه سرافراز ، می توانست به پیروزی و سربلندی نایل شود؟ این تازه در حالی است که با دقت در نتایج تاریخی دریوزگی اصلاح طلبان آمریکایی از کدخدا، بی اعتنایی و جواب رد کدخدا به اصلاح طلبان را مشاهده کرده و برای امروزمان نتیجه لازم را اخذ کنیم. اینکه رئیس دولت ایران علاوه بر واگذاری همه تضمین های لازم برای دخالت غربی ها به امور داخلی ایران و بازرسی های نامحدود هسته ای و نظامی و ... به آمریکا، همه آنچه عمق استراتژیک انقلاب اسلامی در منطقه بوده را به طرف آمریکایی واگذار می کند اما آمریکاییان حتی حاضر نمی شوند تا نامه او را پاسخ گویند، تا چه رسد به لغو تحریم ها و احترام گذاردن به حقوق هسته ای ملت و... می تواند به خوبی این واقعیت را نشان دهد که نتیجه امروز مذاکره با کدخدا چه خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 14:4  توسط narsis | 
 
اعتراف اصلاح‌طلبان به انتقام جویی از رفسنجانی/ اصلاح‌طلبان «عالیجناب سرخپوش» را «سبزقبا» کردنداین ویژه‌نامه  با عنوان «آنچه هاشمی ننوشت» بازخوانی تاریخ شفاهی پیرامون ابعاد شخصیتی رفسنجانی را در دستور کار قرار داده و در این زمینه یادداشت‌هایی از چهره‌‌های نهضت ملی تا رادیکا‌های اصلاح‌طلب را منتشر کرده است؛ چهره‌هایی همچون هاشم صباغیان، حسین مرعشی،‌ مصطفی معین،‌ محمدعلی ابطحی، ابراهیم اصغرزاده و ‌مرتضی الویری به تقدیس هاشمی در قالب خاطره‌خوانی پرداخته‌اند.
 
در دیباچه این شماره نیز در مطلبی با عنوان «عالیجنابی که سرخپوش نبود» سردبیر در پنج اپیزود به تقبییح رفتار اصلاح‌طلبان و توجیه رفتار تند اصلاح‌طلبان با اکبر هاشمی رفسنجانی در دهه ۷۰ پرداخته و تاکید کرده است «اصلاح‌طلبانی که به هاشمی نه گفتند؛‌امروز که نگاه می‌کنیم آن تصمیم‌ها مبتنی بر محاسبه‌ای دوراندیشانه نبود، حداقل خام‌اندیشانه بود و حداکثرش خصلتی و انتقام‌جویانه.»
 
نکته جالب‌تر فراز دیگری از این توبه‌نامه است که سردبیر این نشریه اصلاح‌طلب تصریح می‌کند: «شاید اگر سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان چنان به مواجه با اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم نرفته بود،‌شش سال بعد انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران (۱۳۸۴) دومرحله‌ای نمی‌شد.»
 
این تلاش اصلاح‌طلبان افراطی برای تقدیس هاشمی و توجیه عملکردشان در سال‌های دوم خرداد در حالی است که هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه در مقابل افراط این جریان مدعی اصلاح‌طلبی، برای اولین بار بحث لزوم «اعتدال» را مطرح کرد.
 
بی‌اخلاقی اصلاح‌طلبان در زمان انتخابات مجلس باعث شد هاشمی از حضور در انتخابات مجلس ششم انصراف دهد،‌ اما اینک و در آستانه انتخابات مهم مجلس دهم اصلاح‌طلبان با ابراز پشیمانی از برخورد‌های افراط‌گرایانه با رفسنجانی درصددند وی را برای راهبری جریان خود پیشقراول قرار دهند، نکته‌ای که بعید به نظر می‌رسد هاشمی و حتی ناطق‌نوری برخوردهای تند اصلاح‌طلبان را در اوج سال‌های دهه ۷۰ با خود فراموش کنند و با عبور از شعار «فراجناحی» به لیدر اصلاح‌طلبان تبدیل شوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 14:3  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، پای درد و دل دختران جوان و نوجوان که می نشینی، می شنوی که برخی از آنان تبرج و زیبا جلوه دادن خود را به خاطر بی اعتنایی و بی مهری پدران خود انجام می دهند و به زبان ساده تر مهر و محبت را از نامحرمان با زبان بی زبانی درخواست می کنند.

 امام صادق (ع) فرمود: «اذا احببت رجلا فاخبره؛ اگر به کسى علاقه و محبت داشتى، او را آگاه کن».

بسیاری از کارشناسان بر این اعتقادند که بسیاری از بدحجابی های دختران امروز جامعه به خاطر کمبود محبتی است که آنان از سوی پدران خود احساس می کنند. این در حالی است که اسلام ناب محمدی درباره محبت کردن به دختران بسیار سفارش نموده است.

 
 
اگر خواستی کسی را بیشتر هدیه دهی به دختران بیشتر بده
چنانچه پیامبر گرامی اسلام(ص) دختران را حتی در دادن هدایا بر پسران مقدم دانسته و می فرمایند: هرکسی به بازار رود و تحفه ای بخرد و آن را برای خانواده اش ببرد همانند حمل کننده صدقه به سوی نیازمندان است و باید دختران را در دادن هدایا بر پسران مقدم بدارد، زیرا هر کس دخترش را خوشحال کند مانند آن است که برده ای از نسل حضرت اسماعیل را آزاد ساخته است.(الامالی، صدوق، ص۵۷۷)
 
همچنین آن حضرت فرمود: میان اولاد خود در دادن هدیه به مساوات عمل کنید و اگر خواستی کسی را بیشتر هدیه دهی به دختران بیشتر بده.(الخلاف، طوسی، ج۳، ص۵۶۴) 
رسول حق (ص) فرمود : خداوند به دختر مهربان تر از پسر است، كسى كه باعث خوشحالى دخترش شود، خداوند روز قيامت او را خوشحال مى كند.
 
 
فرزندانی که در دوران کودکی و نوجوانی به مقدار کافی از محبت پدر و مادر بهره مند بوده اند دارای اراده  قوی و روان سالم می باشند ، برعکس افرادی که در خانواده های خشن زندگی می کنند و از مهر و محبت پدر و مادر بی بهره بوده اند، در بزرگسالی با مشکلات روحی و روانی مواجه می شوند و احساس حقارت می کنند.
کرامت و بزرگواری از عوامل سلامت رفتاری است، بنابراین در کنار مهرورزی والدین به فرزند روح بزرگواری را در او تقویت می کنند.
 
حضرت به قدری از این گفتار وی خشمگین شد
روزی رسول خدا (ص) حسن و حسین(ع)  را می بوسید. شخصی به نام اقرع بن حابس گفت: من ده فرزند دارم و هرگز هیچ یک را ازآن ها را نبوسیده ام. آن حضرت فرمود: هر کس رحم نکند بر او رحم نمی شود. برپایه روایتی آن حضرت به قدری از این گفتار وی خشمگین شد که چهره اش برافروخت و به او فرمود: اگر خدا عاطفه را از دلت کنده است با تو چه کنم؟ هر کس بر خردسالان ما مهر نورزد و بزرگان ما را احترام نکند از ما نیست.(بحارالانوار، ج۴۳،ص۲۸۲-۲۸۳)
 
بهترین وسایل پرورش صحیح عواطف کودکان
خطاب کردن کودک با گل واژه هایی چون « عزیزم » ، « نور چشمم » ، « میوه ی دلم » و ... که سرشار از عاطفه و محبت است به کودک نیروی ویژه ای می بخشد و او را شاداب نگه میدارد . حضرت زهرا(س) در خطاب به فرزندان از واژه هایی چون « قُرَّةَ عینی » نور دیده ام ، « ثمره فؤادی » میوه دلم استفاده می کردند . بنابراین می توان گفت یکی از بهترین وسایل پرورش صحیح عواطف کودکان نوازش کودک و ابراز مهر و محبت به اوست. 
 
« وَ کانَ النّبی صلّی الله علیه و آله إذا أصبح مَسَحَ علی رُؤُسِ وُلده » روش رسول اکرم (ص) در خانواده این بود که همه روزه صبح دست محبت به سر فرزندان خود می کشید . (محمد باقر مجلسی ، بحار ، ج ۲۳ ، ص ۱۱۴)
 
امام صادق ( ع ) می فرماید : مردی که نسبت به فرزندان خود محبت بسیار دارد مشمول رحمت و عنایت مخصوص خداوند بزرگ است .(الحدیث ، روایات تربیتی از مکاتب اهل بیت (ع) ، ص ۵۹)
 
چگونه والدین می توانندگوش شنوای حرف های مگوی فرزندان خود باشند؟
کارشناسان تربیت اسلامی بر این اعتقاد هستند که والدین باید تا ۴ سال اول زندگی فرزندان خود ارتباط مناسب روحی و روانی با آنان برقرار کنند تا بتوانند در دوران نوجوانی و جوانی گوش شنوای حرف های مگوی آنان باشند. آنان معتقدند که پدران و مادران در ۷ سال اول باید با فرزندان خود ارتباط پوستی و لمسی داشته باشند چنانچه پیامبر اعظم اسلام در این باره این گونه سفارش نموده اند.
 
 
پیامبر گرامی اسلام ( ص ) فرمود : فرزندان خود را بسیار ببوسید زیرا برای شما در هر بوسیدن درجه ای است . (محمد باقر مجلسی ، بحار ، ج ۲۳ ، ص ۱۱۳)
در ۷ سال دوم باید پدران و مادران نه بالفظ "من می گویم"، بلکه با دیدن و شنیدن با فرزندان خود رابطه تنگاتنگ، گرم و صمیمی برقرار کنند تا فرزندان شان در سن جوانی این مهر و محبت را از نامحرمان درخواست نکنند.
 
دختران به مونس های گران بها و حسنه
البته باز هم اسلام درباره مهرورزی به دختران و ارتباط برقرار کردن پدران با آنان تاکید خاصی می کند؛تا آنجا که دختران به مونس های گران بها و حسنه تعبیر شده اند.
پیامبر خدا ( ص ) فرمود : دختران خود را ناخوش ندارید زیرا آنها مونس های گران بهایی هستند . (محمد محمدی ری شهری ، منتخب میزان الحکمه ، ص ۶۱۳) 
و امام صادق ( ع ) فرمود : پسران نعمتند و دختران حسنه و خداوند از نعمت ها بازخواست می کند و برای حسنات پاداش می دهد . (همان)
 
از جمله آثار مهم محبت به فرزندان و کودکان ، عزت نفس ، اعتماد به نفس و خودباوری است . کودکانی که به قدر کافی از والدین محبت دیده اند وقتی بزرگ می شوند ، دارای صلابت و عزت و اراده قوی هستند . کودکی که مهر و عشق را تجربه می کند ، این احساس را به درون می ریزد ، خودپذیری را می آموزد و خود را موجودی دوست داشتنی در نظر می گیرد و به خودش احترام می گذارد .
 
هر شخص زمانی خود را خوشبخت تلقی می کند که بداند او را دوست دارند و می پذیرند 
محبت پدران و مادران نسبت به فرزندان عامل مهم و موثری در رشد طبیعی آنان است ، زیرا فرزند به یقین می رسد که همواره محبوب دیگران است و می تواند خود را به خانواده پرمهر خود نسبت دهد . زیرا هر شخص زمانی خود را خوشبخت تلقی می کند که بداند او را دوست دارند و می پذیرند .
 
کودکان درس محبت ، رحم ، شفقت ، نیکوکاری ، وفاداری ، صفا ، خلوص نیت ، رشادت ، شهامت ، شجاعت ، تقوا ، ادب ، تواضع ، عزت نفس و ... را در نخستین سال های زندگی خود و در دامن پرمهر و محبت پدر و مادر می آموزند. البته احترام، ادب و وفای میان والدین و فرزندان نتیجه نهایی این ارتباط سالم و تنگاتنگ و پرعطوفت است.
 
متاسفانه در دنیای مدرن امروز ، اینترنت، وایبر ، ماهواره و تجمل گرایی باعث شده است تا پدران خلوتی را برای دختران خود پیدا نکنند و در بازی ها و تفریحات دختران خود سهیم نباشند گویی خانواده ها ظاهرا در کنار یکدیگرند اما در حقیقت به دور از هم زندگی می کنند زیرا بسیاری از افراد خانواده خود را با فضای مجازی سرگرم می کنند و از دنیای واقعی ارتباطات غافل شده اند.
دختران تمام نسل ها به ارتباط تنگاتنگ و سرشار از محبت پدران خود نیازمندند و غفلت پدران از این نیاز مهم دختران خود باعث شده است تا بدحجابی و روابط ناسالم میان دختران و پسران در جامعه گسترش پیدا کند. در کنار تمام خوراک های مسموم از جمله ماهواره، نباید از تجمل گرایی حاکم بر زندگی امروز خانواده ها غافل شد که باعث شده است تا پدران به خاطر بالا رفتن سطح توقع همسر و فرزندان خود در حقیقت نتوانند فرصت پیدا کنند تا با نشاط در کنار خانواده خود باشند و زمانی را  به با هم بودن، گفتگو، بازی کردن و شنیدن حرف های مگوی دختران خود اختصاص دهند .
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 14:2  توسط narsis | 
روایت سید حسن نصرالله از شهادت پسرش
فرهنگ نیوز ، شهید هادی نصرالله به تاریخ ۱۹ ژانویه سال ۱۳۷۹ در لبنان به دنیا آمد. وی در سنین نوجوانی به حزب الله پیوست و اینکه فرزند آقای دبیرکل بود باعث نشد مقررات برای او با دیگران تفاوت داشته باش. عضویت در تشکیلات حزب الله مستلزم طی مراحل شدید گزینش امنیتی بود که این کار در مورد افرادی مانند هادی نصرالله (پسر سیدحسن نصرالله) در زمان ورودش به حزب الله نیز انجام شد. مسئولان حفاظت اطلاعات حزب الله او را خواستند و درمورد او تحقیق کردند. او با لبخند پاسخ داد: «من پسر سیدحسن نصرالله هستم.» در جوابش گفته شد: «مهم نیست. اطلاعات شخصی ات را بنویس.»

 

سیدحسن نصرالله: من، پدر شهید شدمهادی نصرالله پیش پدر خود می رود و به او می گوید: «پدر شما دستور دادید که من را اذیت کنند و اجازه ورود به گروه را به من ندهند.» سیدحسن نصرالله در پاسخ گفت: «سیستم مقاومت این گونه است باید جوابگو باشید.» و به این ترتیب سید هادی نصرالله مجبور شده بود ۱۴ صفحه در مورد خود بنویسد و بدین ترتیب رسما عضو حزب الله شد و سالها در آن به خدمت پرداخت.

سرانجام روز دوازدهم سپتامبر سال ۱۹۹۷ سه تن از رزمندگان حزب‌الله در حمله به یکی از مواضع ارتش اسرائیل در نزدیکی پایگاه صهیونیست‌ها در محور «سجد» در «جبل الرفیع» در منطقه اشغالی «اقلیم التفاح» در جنوب لبنان به شهادت رسیده و پیکر آنان به دست نیروهای اسرائیلی افتاد. تلویزیون اسرائیل بدون اطلاع از هویت این سه نفر، تصویر خون‌آلود آنان را به نمایش گذاشت، به سرعت مشخص شد که یکی از این سه تن، سید هادی، فرزند سید حسن نصر‌الله، دبیر کل حزب‌الله است.

انتشار این خبر همانند بمبی در جامعه لبنان صدا کرد و تحول بسیار مهمی در پی داشت. در تاریخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلی و چه در مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل، هیچ‌گاه دیده نشد که فرزند یکی از رهبران گروهای سیاسی و یا شبه نظامیان در راه مبارزه کشته شده باشد.

این واقعه، موجی از احساسات جوشان همدردی، احترام و شیفتگی را نسبت به دبیر کل حزب‌الله در میان همه طوایف مذهبی لبنان در پی داشت، به گونه‌ای که همه آحاد ملت لبنان از هر دین و مذهبی، تحت تأثیر شدید این واقعه قرار گرفتند. رهبران سیاسی لبنان نیز یکی پس از دیگری به دیدار سید حسن نصر‌الله رفته و ضمن گفتن تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سید هادی نسبت به شخصیت مبارز و صادق دبیر کل حزب‌الله، مراتب قدردانی و احترام خود را ابراز داشتند.

 

 

سید حسن نصرالله در کتاب سید عزیز ماجرا را اینگونه روایت می کند: فرزندم، سید هادی، دو سالی بود که درس را رها کرده بود و پس از چند ماه آموزش های مختلف؛ به مقاومت پیوست و در چندین عملیات مقاومت شرکت کرد. من می‌دانستم که او در خط مقدم می‌جنگد. حضور او در جبهه، با اجازه و اطلاع من بود. البته هیچ کس، چه پسرم باشد و چه دیگران، بدون اجازه‌ی بنده به عنوان مسئول، حق حضور در خط مقدم را ندارد.

هم‌رزمان او تا مدتی نمی‌دانستند که او پسر من است و شناختی از او نداشتند. سیدهادی هم همیشه از اسم مستعار «یاسر» استفاده می‌کرد. در محورهای عملیاتی معمولاً از اسم مستعار و اسم‌هایی همچون: جهاد، کمیل، یاسر و ... استفاده می‌کنند. و خیلی هم کسی در صدد شناخت هم‌رزمانش نیست. بنابراین، چند ماهی هویت سید هادی برای هم‌رزمانش مخفی بود تا این که شناخته شد.

هرگاه از جبهه برمی‌گشت، برای من از اخبار و رویدادهای خطوط مقدم جبهه می‌گفت. ما هم بهتر می‌توانستیم از وضع رزمنده‌ها در جبهه آگاه شویم. سید هادی تا لحظه‌ی شهادت، یک رزمنده‌ی عادی بود و هیچ مسئولیتی نداشت. تازه عقد کرده بود و مشغول آماده کردن خانه و زندگی‌اش بود که ازدواج کند. یک عکس دو نفره هم که با او دارم و منتشر شده، در مجلس عقد او است.

دو روز قبل از رفتن، برای خداحافظی نزد من آمد و گفت: «انشاءالله برای انجام مأموریتی عازم منطقه‌ی اشغالی هستیم. شما اجازه می‌دهید؟» گفتم: «بله و برای‌تان دعا می‌کنم.» خداحافظی کرد و رفت.

آن‌ها در منطقه‌ی اشغالی با دشمن درگیر شده بودند. مسئولان عملیات به من اطلاع دادند که تماس ما با چهار نفر از این بچه‌ها قطع شده است؛ اما نگفتند که این چهار نفر چه کسانی هستند. از لحظه‌ی اولی که این خبر را به من دادند، به دلم افتاده بود که سیدهادی هم یکی از این چهار نفر است. نیمه‌های شب، گفتند یکی از این چهارنفر برگشته و سه نفر دیگر به شهادت رسیده‌اند. معمولاً در چنین مواردی، ما پیگیری می‌کنیم تا حقیقت موضوع روشن شود. تا ساعت سه‌ی صبح بیدار ماندم و در آخر با بچه‌ها تماس گرفتن و گفتم: «خجالت نکشید، تردید هم نکنید، به دلم افتاده که سیدهادی هم جزو این سه نفر است. حقیقت را به من بگویید تا من بدانم به مادرش چه بگویم و چه کار کنم.» گفتند: «همینطور است، سیدهادی یکی از این سه شهید است.»

 بچه‌ها نمی‌خواستند به من بگویند و من پیش‌دستی کرده بودم و سرانجام واقعیت را به من گفتند. گفتم: «مشکلی نیست، سیدهادی هم مثل یکی از این شهدا.»

تا پانزده ساعت پس از درگیر شدن آن‌ها با دشمن، شک داشتیم و احتیاط می‌کردیم؛ تا این که دیگر یقین کردیم که سید هادی به شهادت رسیده و اسیر نشده است. چند روز بعد، تلویزیون فیلمی از دو جسد را به نمایش گذاشت و ما دیدیم که یکی از این دو جسد، شهید سید هادی است.

صبح فردای آن روز، من به مادرش گفتم: «سید هادی در عملیاتی شرکت کرده و تماس ما با او قطع است. ممکن است به شهادت رسیده باشد یا اسیر شده باشد، البته شاید هم برگردد. شما در جریان باشید.»

ایشان هم وقتی این را شنید، گفت: «بسیار خب. من دعا می‌کنم که یا برگردد، یا شهید شود، ولی به دست صهیونیست‌ها نیفتد؛ چرا که اسارت او پیروزی بزرگی برای دشمن خواهد بود و ممکن است از آن برای تخریب روحیه‌ی حزب‌الله و مجاهدان سوء استفاده کنند. البته من برای شهادت فرزندم دعا می‌کنم.» دو ـ سه ساعت بعد، خبر شهادت سید هادی را به او دادم.

جنازه‌ی سید هادی دست دشمن بود و می‌خواست آن را تبادل کند. ما حاضر به تبادل پیکر سید هادی با دشمن نشدیم. در تبادل با رژیم صهیونیستی، اسرا در اولویت بودند. بدن شهید، بالاخره یک روز باز می‌گردد، ولی اصل بر این است که اسرا زودتر بازگردند. الحمدلله، ما به دلیل این که صبر کردیم، توانستیم در کم‌تر از یک سال، هم پیکر سید هادی و هم بقیه‌ی شهداء و هم تعداد خوبی از اسرا را در این تبادل آزاد کنیم و بازگردانیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 14:0  توسط narsis | 
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 13:56  توسط narsis | 
 

 9 دی نوشته است:

روزنامه اصلاح طلب اعتماد در راستای هجمه های اخیر افراطیون به احکام اسلامی نظیر قصاص، درصدد قبح زدایی از کشف حجاب برآمد و در یادداشتی مغالطه آمیز نوشت حجاب صرفا مسئله ای عقیدتی است و رعایت نکردن آن، امنیت اجتماعی را به هم نمی زند! این روزنامه در راستای خط خبری رسانه های ضدانقلابی همچون من و تو و بی بی سی فارسی که همواره ضدیت خود با حجاب را نمایش می دهند در شماره روز چهارشنبه گذشته خود نوشته است: «اگر کسی نماز نخواند، قطعا برخورد امنیتی و قضایی با او راه‌حل نیست، زیرا نخواندن نماز، امنیت و نظم را نقض نمی‌کند، در حالی که از نظر مسلمانان این عبادت خیلی مهم است. در مقابل توقف خودرو در محل ممنوع، با عکس‌العمل و جریمه پلیس مواجه می‌شود که به معنای برخورد حقوقی و امنیتی است. حال پرسش این است که طرح‌کنندگان مساله حجاب از کدام منظر به موضوع نگاه می‌کنند؟ آیا فقدان حجاب نظم و امنیت را به هم می‌زند یا یگ گزاره دینی در خطر قرار می‌گیرد؟ اگر دومی است، در این صورت باید گفت عدم رعایت حجاب اهمیت بسیار کمتری از ترک نماز یا روزه یا سایر احکام دینی دارد، پس چرا به این احکام پرداخته نمی‌شود؟ ولی اگر از منظر دیگر، یعنی برهم‌زننده نظم اجتماعی به موضوع نگاه شود، در این صورت اصلی‌ترین روش برای برخورد با مساله، پلیس و دادگاه است و شیوه‌های دیگر در مراتب بعدی قرار می‌گیرند. البته در این صورت باید چند نکته را روشن کرد.

اول اینکه چه حدی از بی‌توجهی به حجاب نظم اجتماعی را تهدید می‌کند؟ آیا این حد مربوط به حجاب شرعی است؟ در این صورت آیا می‌توان گفت عدم رعایت حجاب شرعی در هر حدی که باشد، نظم اجتماعی را تهدید می‌کند، قطعا پاسخ مثبت نیست، همان طور که نخواندن نماز هم ربطی به نظم اجتماعی ندارد. تعیین این حد بسیار مهم است. حتی در مکان‌های گوناگون نیز حد مذکور فرق می‌کند.»

نویسنده این یادداشت که گویا نظم اجتماعی و امنیت در جامعه اسلامی را امری جدای از دین و شریعت می داند در پایان نوشت: «بنابراین مساله حجاب ربطی به نظم اجتماعی ندارد، پس اگر چنین است چرا رعایت حجاب را برای زنان غیرمسلمان و حتی خارجی ها الزامی می کنند؟ و اگر مساله مربوط به نظم اجتماعی است چرا در فیلم ها از معیارهای کاملا دوگانه استفاده می شود؟ و نیز چرا اصرار دارند که زنان ایرانی در خارج یا برنامه های خارج از کشور نیز باحجاب ظاهر شوند، آنجا که ربطی به نظم اجتماعی در ایران ندارد؟ پس مساله عقیدتی و انجام یک دستور دینی است»

گرچه مغالطه این استدلال روشن و نیازی به پاسخ ندارد امام ذکر این نکته مفید است که دین مورد نظر نویسنده یادداشت، یک دین فردی و سکولار است که ارتباطی با اجتماع و امنیت و نظم ندارد.

گفتنی است علاقه وافر برخی روزنامه های جریان اصلاح طلب به انتشار مطالبی علیه حجاب و مشکل آنها با حجاب بیش از آنکه مساله ای بینشی و ناشی از یکخطی سیاسی باشد یک مساله انگیزشی و ناشی از رفتار و سلوک شخصی غیر متدینانه و ظاهر غربی شده گردانندگان و خبرنگاران این طیف روزنامه هاست به گونه ای که نگاهی به صفحات برخی خبرنگاران و نویسندگان این روزنامه ها در شبکه های اجتماعی و مشاهده عکسهای منتشر شده از آنها به خوبی این مدعا را تایید می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 13:56  توسط narsis | 

 

در حالی که مجمع روحانیون مبارز و شخص سیدمحمد خاتمی، کارنامه ای سیاه در فتنه ۸۸ و تائید ادعای دروغین تقلب و شعله ور نمودن آتش فتنه داشته اند، چندی است سعی نموده اند به عرصه سیاسی کشور بازگردند.

باشگاه خبرنگاران، بستری شدن رهبر معظم انقلاب در روزهای گذشته حواشی جالب و درخور توجهی را به خود دیده است و پیش از همه چیز وحدت و همدلی میان نیروهای اجرایی و بدنه اجتماعی را به نمایش گذاشته است.

طی این مدت افراد و گروه های فراوانی(از همه گرایش های سیاسی) به عیادت رهبر معظم انقلاب رفتند و به اثبات رساندند که ولایت فقیه محوری ترین عامل وحدت در نظام اسلامی است که جایگاهی رفیع در میان همگان دارد.

اما در این برخی از ورشکستگان سیاسی نیز فرصت را مناسب دیدند و گروهی که از حدود یک سال گذشته تا کنون همه تلاش خود را برای احیای یک چهره سیاسی به کار بسته اند، با غنیمت شمردن این فرصت گرانمایه، سعی نمودند تا همان پروژه یک ساله را دنبال کنند.

مجمع روحانیون مبارز که از انتخابات سال ۸۸ به بعد، با توجه به تحرکات رهبران خود نتوانسته کارنامه قابل قبولی در میان مردم داشته باشد، با بسنده نمودن  به ارسال نامه ای به رهبر معظم انقلاب با امضای سید محمد خاتمی، تلاش دیگری در جهت تطهیر چهره این مجمع و شخص امضا کننده این نامه داشته است.

سید محمد خاتمی در حالی با رهبر معظم انقلاب نامه نگاری می کند، که مواضع و عملکرد وی و هم قطارانش طی یک سال گذشته نشان از جهت گیری خاصی دارد که ارسال این نامه نیز در همان جهت گیری قابل تفسیر و بررسی است.

نامه نگاری به رهبری یا ادامه احیای خاتمی؟

پس از آنکه سید محمد خاتمی و به عبارت بهتر مجمع روحانیون مبارز با جدیت هرچه تمام تر به شائبه تقلب در انتخابات سال ۸۸ دامن زده، نهادهای قانونی کشور را متهم به تقلب و طرفداری از یک نامزد خاص نمودند و به طور صریح سخن از برگزاری یک رفراندم را به میان آوردند، تا مدت ها به حذف خود از صحنه سیاسی قانع بودند و در هنگام برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی بود که دریافتند با قهر سیاسی آنها، مردم با نظام قهر نمی کنند. از آن پس بود که چاره کار را در بازگشت خود دیدند و خواستند طوری بازگردند که حتی نیازی به توبه و عذرخواهی از ملت نیز نداشته باشند.

انتخابات سال ۹۲ نقطه عطفی در راه اجرای راهبرد احیای خاتمی بود و پس از آن بود که اصلاح طلبان تلاش خود را برای بازگشت خاتمی چند برابر کردند و بدین ترتیب بود که در ۳۰ آذر ۹۲ در جلسه هفتگی اصلاح طلبان طرحی با نام " احیای محمد خاتمی" به تصویب رسید و مقرر شد مقدمات سفر وی به قم و دیدار با علما و مراجع فراهم شود.
در این جلسه پیشنهاد شد از برخی مراجع برای وی وقت ملاقات گرفته شود تا در روز ۱۹ دی به قم سفر کند اما در همان جلسه سخنان مخالفی پیدا شد و یکی از حاضران گفت:

" با توجه به مواضع مراجع در قبال فتنه ۸۸، بنده معتقدم در صورتی که شورای تامین قم موافقت کند، وی تنها می تواند با صانعی و بیات دیدار کند و به تهران برگردد" و بدین ترتیب نخستین مرحله اجرایی طرح احیا با شکست روبرو شد.

اما این پایان کار نبود و مرگ نلسون ماندلا فرصت دیگری را برای احیای خاتمی به وجود آورد و در همین راستا تعدادی از اصلاح طلبان در نامه ای با لحن بی سابقه از رییس جمهور خواستند تا "مصرانه" از خاتمی درخواست کند در مراسم مذکور حضور یابد که البته روحانی در نهایت پاسخ مطلوب اصلاح طلبان را به آنها نداد.

احیای خاتمی و تشکل متبوعش آن چنان غیرممکن به نظر می آمد که آنها از حضور در مجامع عمومی(مانند راهپیمایی ها، انتخابات و...) سر  باز ‌زدند و خاتمی نیز برای شرکت در انتخابات به اطراف تهران رفت و در روز ۲۲ بهمن۹۲ نیز اردکان را برای مسافرت انتخاب کرد و در این میان چاره ای نبود جز آنکه اعضای مجمع روحانیون مبارز پس از سال‌ها غیبت رسانه‌ای، در ۱۹بهمن۹۲ در حرم مطهر امام خمینی(ره) حضور یافتند.

این حضور خاتمی در یک مراسم نیمه رسمی، نخستین تلاش موفقیت آمیز اصلاح طلبان بود و دور از چشم مردم انجام شد.

پس از این اقدامات نیز دو حادثه دیگر رخ داد که یکی دیدارهای مکرر مسئولان دولت روحانی با خاتمی(در نوروز۹۳) و دیگری حضور پرحاشیه و جنجالی خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی بود که جملگی نتوانست به تطهیر چهره مجمع روحانیون بینجامد.

نامه نگاری به رهبری، آخرین دستاویز مجمع روحانیون

مجمع روحانیون که نتوانست در طول یک سال گذشته با اقدامت یادشده پروژه احیای خاتمی را با موفقیت به اتمام رساند، این بار از فرصت بستری شدن رهبر معظم انقلاب استفاده کرده است با ارسال یک نامه سعی در القای این مهم نماید که مشکل و تعارضی با حاکمیت نظام ندارد و بدین ترتیب راه فعالیت مجدد سیاسی را بر خود هموار سازد.

لازم به ذکر است عقیده صحت انتخابات سال۸۸، نه یک عقیده تحمیلی بلکه باور قلبی خود ایشان نیر می باشد و خاتمی در جلسه مشترک با برخی اصحاب رسانه با اشاره به اتفاقات سال ۸۸ عنوان کرده است: من قبل و بعد از انتخابات به میرحسین موسوی گفتم که در انتخابات رای نخواهد آورد.

وی همچنین در این جلسه بر این موضوع تاکید کرده است که معتقدم احمدی نژاد در سال ۸۸ رای آورد و پیروز انتخابات بود.(۱)

اما این سخنان و اعترافات مشابه آن درحالی بیان شده است که جریان اصلاحات (مجمع روحانیون و...) هیچ گاه درباره ادعای دروغین تقلب که از آن حمایت کرده اند، به صراحت ابراز پشیمانی و عذرخواهی نکرده است.

این در حالی است که راه حقیقی بازگشت این گروه و سایر گروه های مشابه نه نامه نگاری های این چنینی بلکه در آمدن از تناقضات خویش، توبه به درگاه پروردگار، اعتراف به ظلمی که در حق نظام اسلامی روا داشته اند و عذرخواهی از مردم است. عذرخواهی ای که با توجه به حجم انبوه فعالیت های تخریبی این جریان علیه نظام اسلامی، ممکن است با جواب مثبت مردم ایران اسلامی مواجه نشود.

پی نوشت:

۱- اظهارات منتشرنشده خاتمی درباره فتنه ۸۸/به‌موسوی گفتم درانتخابات‌ رای نمی‌آوری

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 13:53  توسط narsis | 

 

حمید حسینی در روزنوشت های خود در صفحه شخصی خود به ملاقات دو ساعته با رضا ضراب در استانبول اشاره و مطرح می‌کند که ضراب از گفت‌وگوی او با روزنامه زمان ترکیه گلایه داشته است.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،خزانه‌دار اتاق بازرگانی تهران با اشاره به مزایده فروش شرکت هواپیمایی انر ترکیه متعلق به بابک زنجانی هشدار داده که مسئولان دادستانی و هواپیمایی کشور اجازه ندهند این اموال به غارت برده شود.
 
حمید حسینی در روزنوشت های خود در صفحه شخصی خود به ملاقات دو ساعته با رضا ضراب در استانبول اشاره و مطرح می‌کند که ضراب از گفت‌وگوی او با روزنامه زمان ترکیه گلایه داشته است.
 
وی پس از این به روزنوشت خود در حدود یک ماه پیش اشاره و عنوان می‌کند که در آن مصاحبه نحوه همکاری ضراب و زنجانی در انتقال پول را توضیح داده و تشریح کرده است که که دولت و بانک مرکزی نقشی در این رابطه نداشته‌اند، بانک مرکزی ارز را به فعالان اقتصادی و پیمانکاران فروخته و آنان برای انتقال وجه از بانک کونلن چین یا هالک بانک ترکیه به سراغ امثال ضراب و زنجانی رفته و با رضایت معامله کرده و اکنون هم شاکی نیستند.
 
حسینی پس از این صراحتا بیان می کند که امثال ضراب و زنجانی در انتقال پول و دورزدن تحریم‌ها به ایران کمک کرده‌اند و شایسته تقدیر هستند.
 
او همچنین در پایان این نوشته خود به مزایده فروش شرکت هواپیمایی انر ترکیه متعلق به بابک زنجانی اشاره می کند و توضیح می دهد: این شرکت پس از دستگیری شمس از همکاران بابک زنجانی‌ رها شده و صاحبان قبلی این شرکت در حال حساب سازی جهت خرید اموال هستند، لازم است مسئولان دادستانی و هواپیمایی در این رابطه هشیاری به خرج داده و نگذارند این اموال به غارت برده شود.
 
متن کامل نوشته حمید حسینی:
 
«دیروز با اقا رضا ضراب در استانبول جلسه‌ای دو ساعته داشتم و ایشان از مصاحبه من با روزنامه زمان ترکیه گلایه‌مند بود، قبل از اینکه تحریف‌های روزنامه زمان را توضیح دهم بخشی از روزنوشت ٢٧ مرداد ماه که ١٢ روز قبل از چاپ مصاحبه که در سایت من قابل دسترس است تکرار می‌کنم و در نوشته بعدی گفت‌وگوی طولانی خود با رضا ضراب را منتشر می‌کنم:
 
از دیروز چند بار از روزنامه زمان ترکیه (تودی) تماس گرفته و اصرار بر ملاقات و مصاحبه داشتند. لذا امروز با خبرنگار، عکاس و مترجم آنان قرار گذاشتم. سوالاتشان را از روابط ایران و ترکیه شروع و سپس به سراغ ضراب و زنجانی رفتند، این روزنامه که متعلق به اپوزوسیون ترکیه است درصدد اثبات تخلف ضراب بود و اینکه چرا دادگاه ایران ایشان را احضار ومحاکمه نکرده است. من نحوه همکاری ضراب و زنجانی در انتقال پول توضیح دادم و تشریح کردم که دولت و بانک مرکزی نقشی در این رابطه نداشته‌اند، بانک مرکزی ارز را به فعالان اقتصادی و پیمانکاران فروخته و آنان برای انتقال وجه از بانک کونلن چین یا هالک بانک ترکیه به سراغ امثال ضراب و زنجانی رفته و با رضایت معامله کرده و اکنون هم شاکی نیستند.
 
من اعلام کردم که امثال ضراب و زنجانی در انتقال پول و دورزدن تحریم‌ها به ایران کمک کرده‌اند و شایسته تقدیر هستند و اگر زنجانی دستگیر شده به خاطر بدهی نفتی است نه انتقال پول. خبرنگار این روزنامه خیلی تلاش کرد که دولت و بانک را طرف معامله ضراب و بابک نشان دهد و من مستدل پاسخ دادم و همکاری با بانک‌ها را مربوط به صرافی بانک‌ها دانستم نه خود بانک و این خبرنگار بعد از یک و نیم ساعت بحث و گفتگو اتاق را ترک کرد.
 
این خبرنگار ترک روزنامه‌ای را نشان داد که مزایده فروش شرکت هواپیمایی انر ترکیه متعلق به بابک زنجانی به زودی برگزار خواهد شد. این شرکت پس از دستگیری شمس از همکاران بابک زنجانی‌ رها شده و صاحبان قبلی این شرکت در حال حساب سازی جهت خرید اموال هستند، لازم است مسئولان دادستانی و هواپیمایی در این رابطه هشیاری به خرج داده و نگذارند این اموال به غارت برده شود.»

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 13:52  توسط narsis | 

 


گفت: 43 افسر بلندپایه رژیم صهیونیستی بعد از شکست این رژیم در جنگ 50 روزه غزه، استعفا کردند.
گفتم: خب! که چی؟!
گفت: آنها طی نامه‌ای خطاب به نتانیاهو نوشته‌اند؛ حمله اسرائیل به غزه احمقانه بود و علاوه بر سرافکندگی اسرائیل خشم افکار عمومی به خاطر کشتار مردم عادی غزه را نیز به دنبال داشت. و تاکید کرده‌اند دیگر نمی‌خواهیم در این اقدامات احمقانه سهیم باشیم!
گفتم: چرا در بحبوحه حملات وحشیانه به مردم مظلوم غزه استعفا نکردند؟!
گفت: فلان فلان شده‌ها فیلم بازی می‌کنند و ادای دموکراسی درآورده‌اند وگرنه خودشان جنایتکارتر و احمق‌تر از رئیسشان هستند.
گفتم: چه عرض کنم؟! از یارو پرسیدند اسب تندتر می‌دود یا خر؟ گفت؛ اگر تعریف از خودم نباشد، خر!

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 13:48  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/06/22 - 93/06/31
93/06/05 - 93/06/21
93/06/08 - 93/06/14
93/06/01 - 93/06/07
93/05/22 - 93/05/31
93/05/05 - 93/05/21
93/05/08 - 93/05/14
93/05/01 - 93/05/07
93/04/22 - 93/04/31
93/04/05 - 93/04/21
93/04/08 - 93/04/14
93/04/01 - 93/04/07
93/03/22 - 93/03/31
93/03/05 - 93/03/21
93/03/08 - 93/03/14
93/03/01 - 93/03/07
93/02/22 - 93/02/31
93/02/05 - 93/02/21
93/02/08 - 93/02/14
93/02/01 - 93/02/07
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
92/12/05 - 92/12/21
92/12/08 - 92/12/14
92/12/01 - 92/12/07
92/11/22 - 92/11/30
92/11/05 - 92/11/21
92/11/08 - 92/11/14
92/11/01 - 92/11/07
92/10/22 - 92/10/30
92/10/05 - 92/10/21
92/10/08 - 92/10/14
92/10/01 - 92/10/07
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو