اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۲ فروردین۱۳۹۳ساعت 13:21  توسط narsis | 

اظهارات یونسی درباره تحقق امپراطوری بزرگ ایران در منطقه با واکنش های گسترده و منفی داخلی و بین المللی مواجه شد و تلاش رزمندگان اسلام در کشورهای عراق و سوریه را که با هدف دفاع از حرم اهل بیت صورت می گیرد زیر سوال برد. البته این نخستین بار نیست که مشاور رییس جمهور با اظهارات نسنجیده خود باعث ایجاد تنش می شود و پیش از این نیز اظهارات وی درباره اقوام موجب واکنش های منفی در داخل شده بود.

 

اظهارات اخیر علی یونسی درباره احیای امپراطوری در فلات ایران و به پایتختی بغداد برای وی دردسرساز شد و او را به دادگاه ویژه روحانیت کشاند.

 

به گزارش رجانیوز ، خبرگزاری رسا در خبری آورده است: علی یونسی مشاور رییس جمهور در امور اقوام برای ادای توضیحاتی درباره اظهارات اخیرش از سوی دادستان ویژه روحانیت به دادگاه ویژه احضار شد

 

علی یونسی روز یکشنبه ۱۷ اسفند در «همایش بزرگ هویت ایرانی» در «مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن» با بیان اینکه « در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم گذشته.» افزود: «چرا که جغرافیای ایران و عراق غیر قابل تجزیه است و فرهنگ ما غیر قابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا یکی شویم

 

دستیار ویژه حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های مذهبی در ادامه با تأکید بر این‌که «از منافع مردم منطقه دفاع می‌کنیم چرا که همه آنها مردم ایران هستند»، افزود: «همه کسانی که در فلات ایران زندگی می‌کنند مورد حمایت ما خواهند بود و از آنها در برابر خطر تحجر اسلامی، تکفیر و الحاد، سلطه عثمانی جدید، سلطه وهابیت، سلطه غرب و صهیونیستم دفاع می‌کنیم

 

وی در ادامه سخنان خود گفت که «ایران از زمان تولد جهانی بوده‌است و به صورت یک امپراطوری متولد شده‌است» وی به اظهارات اخیر نخست‌وزیر اسرائیل نیز اشاره کرده و گفت: «نتانیاهو صریحاً اعتراف به عظمت و نفوذ ایران کرده‌است و گرچه مدعی شده ایران ۴ کشور منطقه را بلعیده‌است اما ایران تلاش بر کمک به این کشورها داشته‌است.» بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز دوشنبه ۲۷ بهمن گفته‌بود که "امپراطوری ایران" در حال احیا است».

 

بیان چنین سخنانی از فردی که در سال‌های نه چندان دور سکان هدایت یکی از مهمترین نهادهای امنیتی کشور را برعهده داشته است، بعید بود  سخنان نسنجیده دستیار ویژه روحانی درحالی که وی در دولت اصلاحات سمت وزارت اطلاعات را عهده دار بود با توجه به اوضاع بشدت بحرانی این روزهای منطقه و به اوج رسیدن تقابل محور مقاومت با تروریست‌ها و حامیان منطقه‌ای آنها به ویژه در تکریت، بهانه‌ای برای تبلیغات ضد ایرانی رسانه‌ها و شبکه‌های غربی و عربی تبدیل شده است همچنین موجب واکنش شدید مقامات کشور عراق علیه جمهوری اسلامی ایران شد.

 

در داخل کشور نیز نمایندگان مجلس و کارشناسان منطقه به اظهارات یونسی واکنش نشان دادند.

 

در همین راستا ۱۰۹ نفر  از نمایندگان مجلس با امضای "تذکر کتبی" از حسن روحانی خواستند  به دلیل تکرار اظهارات حاشیه ساز از سوی علی یونسی رئیس جمهور حکم به عزل وی بدهد.

در بخشی از تذکر کتبی نمایندگان آمده است:

آقای یونسی دستیار ویژه جنابعالی در امور اقوام و ادیان از زمان شروع به کارشان در این جایگاه مهم بارها با مواضع نسنجیده و اقدامات اختلاف‌برانگیز و برنامه‌های تفرقه‌ساز امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را مورد تهدید قرار دادند.... جمعی از نمایندگان مجلس مصرّانه از جنابعالی می‌خواهند با توجه به روحیه تذکرناپذیر آقای یونسی و اصرار وی بر ادامه این مواضع ناپسند و حساسیت سیاست‌های داخلی و خارجی ناشی از مواضع مسئولان جمهوری اسلامی ایران از شما می‌خواهند آقای یونسی را از این جایگاه عزل کنید و اجازه ندهید این مواضع نسنجیده و بحران‌آفرین ادامه یابد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:33  توسط narsis | 

 

عزاداري براي اهل بيت(علیهم السلام) يك شعار سراسر شعور و از افضل وسايل تقرّب به خداوند تعالي است كه در آن، هم تولّي و هم تبرّي نهفته است. و اين شعار بزرگ براي حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت سيّد الشّهداء علیه السلام به جهات خاصّ، بايد هر چه باشكوه‌تر برگزار گردد .

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه» به مناسبت ایام فاطمیه بخشی دیگر ازپرسش ها وپاسخ های آیت الله العظمی مظاهری درخصوص حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)  که درکتاب اندیشه های ناب به چاپ رسیده را منتشرمی کند.

  * از زيارات حضرت زهرا (سلام الله علیها)، كداميك معتبرتر است؟

  زيارتي را كه محدّث قمي عليه الرّحمه در مفاتيح الجنان در اعمال روز سوّم جمادي الثّاني نقل فرموده‌اند، در حالي ‌كه از حيث لفظ كوتاه است، لكن بسيار پرمحتوا و عميق و از نظر سند و دلالت، در كمال اعتبار است.

* اينكه قسمتي از شبانه روز يا روزي از هفته به نام حضرت زهرا (سلام الله علیها) مي‌‌باشد، چه حكمتي دارد؟

  در رواياتي وارد شده است كه ايّام هفته هر يك به نام يكي از حضرات معصومين(علیهم السلام) است و لذا زيارات و نمازهاي مخصوصه براي آن وارد شده كه علماء و محدثين بزرگ در كتاب‌هاي خود نقل‌ فرموده‌اند. و حكمت اين مسائل آن است كه در هر روز و ساعتي، قلب و دل و ذهن و فكر ما به ياد آن بزرگوران معطّر و منوّر باشد و به‌ اين وسيله، از عنايات و فيض الهي‌ و هدايت‌هاي آنان برخوردارگشته و از معصيت‌ها و خطاها در امان قرار بگيريم.

* صلوات حضرت زهرا (سلام الله علیها) داراي چه اهميّتي است؟ و عبارت «سرّ مُستَودَع» يعني چه؟

 اين صلوات، نزد بزرگان به ويژه اهل سير و سلوك و معنا، داراي اهميّت بسيار است، مخصوصاً ختم آن صلوات، كه 135 مرتبه به عدد كلمة «فاطمه» به حروف ابجد است. و مراد از «سرّ مستودع» در آن صلوات، حضرت وليّ الله الاعظم مهدي موعود«ارواحنا‌فداه» است.

 * طريقة صحيح نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها)را بيان فرماييد؟

  آنچه را محدّث قمي  در «مفاتيح الجنان» آورده‌اند، بسيار خوب است . 

* اينكه بعضي در خواب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را زيارت كرده‌اند و مشاهده نموده‌اند هنوز تورّم بازو بهبود نيافته است، يعني چه؟

  خواب، حجّت نيست؛ لكن مسلّم است كه مظلوميّت آن بزرگوار، بالاست و تا زماني كه با الطاف الهي به وسيلة‌ ظهور منتقم آل محمّد(علیه السلام)، حضرت مهدي موعود«عجّل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشّريف» دشمنان آن حضرت منكوب نشوند، وجود مقدّس ايشان غمناك است .

 - منشأ اختلاف زمان شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)در چيست؟ به‌‌ نظر حضرتعالي كدام زمان معتبرتر است؟

 ظاهراً چون لفظ هفتاد و نود در زبان عربي شبيه به همديگر نوشته مي‌شود «سبعون و تسعون»، لذا دو گونه نقل مشهور در خصوص زمان شهادت آن بزرگوار شده است: يكي هفتاد و پنج روز بعد از وفات نبيّ مكرّم  و يكي نود و پنج روز، يعني سيزدهم جمادي الاولي و سوّم جمادي الثّاني .و به نظر اينجانب بنا بر قرائني، شهادت آن حضرت در سوّم جمادي الثّاني واقع شده و روايت صحيح السّند هم بر آن دلالت دارد .

 - چرا براي شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)عزاداري ده روزه (دهة فاطميّه) برگزار مي‌شود؟

 عزاداري براي اهل بيت(علیهم السلام)يك شعار سراسر شعور و از افضل وسايل تقرّب به خداوند تعالي است كه در آن، هم تولّي و هم تبرّي نهفته است. و اين شعار بزرگ براي حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت سيّد الشّهداء  به جهات خاصّ، بايد هر چه باشكوه‌تر برگزار گردد؛ زيرا وجود مقدّس حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، اسوة‌ دفاع از ولايت و امامت است و وجود مقدّس امام حسين ، اُسوة‌ دفاع از عدالت و آزادي و آزادگي و قيام عليه ظلم و ستم است؛ قال الله تعالي:]وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ[ .

 - آيا اقامة مجالس عزا و جشن در ايّام شهادت و ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیه)ضرورت دارد؟

  اقامة اين مجالس، علاوه بر اين‌که از مصاديق روشن و بارز تعظيم شعائر الهي است: ]وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ[.از افضل موجبات تقرّب به آن حضرات است؛ زيرا اين مجالس، توسّل به آن بزرگواران محسوب مي‌شود و مورد تأکيد ائمّة اطهار(علیهم السلام) بوده است و چنانکه آنان فرموده‌اند: بايد در عزاي آنان عزادار و غمناك باشيم و در سرور آنان هم شادمان و فرحناك باشيم .

 - آيا برپايي بعضي از مجالس که همراه با برخي از اعمال خاصّ و نامتعارف و به بهانة «عيد الزّهراء» در بعضي از ايّام سال مي‌باشد، صحيح بوده و مستندِ شرعي دارد؟ و آيا اين‌گونه امور، بر خلاف وحدت بين مسلمين نيست؟

 اين‌گونه امور، که ً‌ابزار و بهانه‌اي براي دشمنان اسلام در جهت ايجاد اختلاف بين مسلمين و نيز بهانه‌اي براي وهن دين و اهانت به شيعيان و مذهب تشيّع شده است، نبايد انجام شود، و براي اظهار ارادت و تولّي به حضرت صدّيقة طاهره (س) و‌تبرّي از دشمنان غاصب و فاسق ايشان، بايد به ساحت مقدّس آن حضرت توسّل شود و در مجالس، زيارات ايشان و زيارت شريفة عاشورا كه از افضل زيارات است، خوانده شود و بايد بدانيم که ثواب و پاداش حفظ وحدت بين مسلمين در روايت‌هاي اهل‌بيت(علیهم السلام) ره‌اندازه‌اي است كه شركت در نماز جماعت مخالفين، همانند شركت در نماز رسول گرامي تلقّي شده ، ولي متأسّفانه اين وحدتِ مورد تأكيد قرآن و سنّت،‌آن‌گونه‌كه لازم است رعايت نمي‌شود و همين امر موجب بهره‌برداري و تسلّط دشمنان شده است.

 - اينكه فرموده‌اند: «سلمان از ما اهلبيت است» آيا موجب محرميّت سلمان با حضرت زهرا (سلام الله علیها) مي‌باشد؟

 فرمودة رسول اكرم ص تنزيل و كنايه است، كه براي بيان عظمت مقام و درجة حضرت سلمان عليه‌الرّحمة‌والرّضوان، فرموده‌اند و ربطي به مَحرميّت ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:23  توسط narsis | 
اعتدال یعنی یونسی، یونسی یعنی اعتدال!فرهنگ نیوز: علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی است. آن چه از این سمت طولانی برمی‌آید، آن است که وی باید به‌دنبال ایجاد وحدت میان همه ایرانیان خصوصاً اقلیت‌های دینی و قومی و مذهبی گام بردارد اما ظاهراً وی توجه چندانی به وظیفه ذاتی جایگاه خود نداشته و تحت تأثیر جریانات فکری خاصی قرار دارد.

علی یونسی و نماد شیر و خورشید

علی یونسی که در کارنامه خود سابقه تصدی وزارت اطلاعات را هم دارد، سریالی از حواشی را در سمت تازه خود، برای دولت "تدبیر و امید" به‌بار آورده است. در این بین اما اظهارات وی درباره "نماد شیر و خورشید" یادآور ماجرای انحرافی طرح "مکتب ایرانی" از سوی اسفندیار رحیم مشایی در دولت "محمود احمدی نژاد بود".

اردیبهشت سال ۹۳ در حالی که عمر روی کار آمدن دولت جدید به یک‌ سال نرسیده بود، حجت‌الاسلام علی یونسی دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی با سخنان حاشیه‌ساز خود به تیتر یک روزنامه‌ها تبدیل شد. وی در سخنان خود از مزایای نماد "شیر و خورشید" سخن گفت و تصریح کرد که اگر وی اختیار داشت، ترجیح می‌داد نماد هلال احمر را تغییر دهد و "شیر و خورشید" را جایگزین آن کند! بلافاصله بعد از انتشار سخنرانی یونسی، رسانه‌های ضدانقلاب نیز با ذوق‌زدگی به بازتاب سخنان وی پرداختند؛ سایت گویا سخنان یونسی درباره بازگشت نماد شیر و خورشید را «باور نکردنی» توصیف کرد و نوشت: «برای بیان چنین سخنانی در متن جمهوری اسلامی٬ گوینده باید در جایگاهی همانند جایگاه علی یونسی نشسته باشد.» بر‌خلاف ذوق‌زدگی رسانه‌های ضدانقلاب، در داخل کشور این سخنان بهت و تعجب بسیاری از افراد، اعم از شخصیت‌های سیاسی و مردم عادی را در پی داشت و اعتراضات فراوانی را در پی داشت.(1)

نتیجه تأسف‌آور این اظهارنظر سئوال‌برانگیز علی یونسی، شادمانی و استقبال گسترده رسانه‌های معاند جمهوری اسلامی ایران بود.(2)

البته نکته جالب در این سخنان عجیب دستیار رییس‌جمهور، عدم توجه وی به یک حقیقت واضح است. حقیقتی که در تاریخ انقلاب ثبت شده و نشان می‌دهد که حذف نماد شیر و خورشید به دستور امام‌خمینی(ره) انجام شده است و به همین سبب بسیاری از دلسوزان انقلاب، تذکرات جدی به رییس‌جمهور دادند.(3)

علی یونسی و جدیدترین ماجرایش

در روزهای پایانی سال 93 اما علی یونسی بار دیگر خبرساز شد. وی سخنانی باورنکردنی برزبان آورد و گفت: «امپراتوری ایران به پایتختی بغداد در حال شکل‌گیری است!»(4)

اینکه اصولاً ایشان در چه جایگاهی قرار گرفته که اجازه دارد این‌گونه جملات بحران‌آفرینی را بیان کند، خود جای سئوالی اساسی است اما واکنش‌های خارجی و داخلی این حرف نابجا حکایتی بس طولانی و تأسف‌آور را پیش چشمان همه دلسوزان ایران اسلامی قرا می‌دهد.

نتیجه سخنان غیرمسئولانه یونسی این بود که وزارت خارجه عراق به به‌عنوان نزدیک‌ترین متحد کشور ما در میان ممالک عربی، سخنان یونسی را رسماً محکوم می‌کند(5) این اتفاق در حالی روی می‌دهد که جهان استکبار با همه توان برای ایجاد تفرقه بین ملت ایران و عراق کوشش می‌کند و منطقاً تمامی مسئولان کشور خصوصاً اهالی دولت اعتدال باید در راستای خنثی‌سازی توطئه دشمنان دو ملت مسلمان ایران و عراق گام بردارند.

متأسفانه عراقی‌ها از سخنان نسنجیده "یونسی" برآشفتند که البته ناراحتی آنها هم قابل درک است. در ادامه واکنش‌های مسئولان عراقی، وزیر خارجه عراق "ابراهیم جعفری" گفت: «عراق به هیچ دولت و کشوری اجازه نداده و نخواهد داد که حاکمیتش را نقض کند.»(6) نکته منفی در این بیانات آن است که وی یکی از نیروهای علاقه‌مند به افزایش رابطه با ایران است اما سخنان یونسی سبب شد تا وی نیز واکنش تندی از خود نشان بدهد.

در ادامه اما بعضی رسانه‌های منطقه غرب آسیا که ارادتمند آل‌سعود بوده و مستقیم و غیرمستقیم از حکام نه‌چندان خوشنام عربستان تغذیه می‌شوند، با همه توان کوشیدند تا پروژه ایران‌هراسی را با هدف دور کردن مردم کشورهای همسایه از ایران را پیش برده و اهداف پلید خود را پیگیری کنند. محور اصلی تبلیغات آنها نیز، سخنان غیرقابل قبول یونسی با موضوع ایجاد امپراتوری ایران به مرکزیت بغداد بود.

رفتارهای دستیار رییس‌جمهور باعث بروز پرسش‌های بی‌شماری می‌شود. آیا یونسی نمی‌داند که سخنانش به‌پای دولت اعتدال نوشته می‌شود؟ آیا وی اطلاع ندارد که ناظران خارجی، خطاهای اهالی دولت یازدهم را به‌پای جمهوری اسلامی ایران ثبت می‌کنند؟  

یونسی و انحراف و باقی قضایا

آنچه در این ماجرا بیش از همیشه به چشم می‌آید، تکرار سخنانی شبیه حرف‌های "مشایی" از زبان دستیار رییس‌جمهور "حسن روحانی" است. وی حرف‌هایی بر زبان آورده که چیزی نیست جز تکرار نظرات "جریان انحرافی". این یک واقعیت است که سخن گفتن از ایران باستان، امپراتوری ایران و نظایر آن، بی‌شباهت به بزرگ‌نمایی اغراق‌آمیز نام کوروش توسط چند عضو معدود دولت "احمدی‌نژاد" نیست.

یونسی طلبکار شد

اینکه علی‌یونسی چرا و چگونه اجازه حضور در دولت یازدهم را یافته است، چندان مشخص نیست. از سوی دیگر شاهدیم که وی آزادانه سخنان مسأله‌ساز را تکرار می‌کند و دولت و اعضایش هم درصدد توجیه حرف‌های او برمی‌آیند.

 در همین راستا مرضیه افخم به عنوان سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ یک خبرنگار عراقی گفت: « آنچه که از سوی مشاور محترم رییس جمهوری اسلامی ایران مطرح شده و ایشان نیز مجددا با شفافیت بیشتری تصریح کرده اند، تنها تأکید بر پیوستگی عمیق و غیرقابل تفکیک تمدنی و فرهنگی بین ملت ایران و عراق بوده است!»(7)

البته محمدرضاصادق مشاور رسانه‌ای "حسن روحانی" هم در سخنانی وارد عرصه دفاع از سخنان علی یونسی شد تا یکی دیگر از مدافعان وی در دولت یازدهم باشد. صادق از یک‌سو گفت که سخنان علی یونسی تحریف شده و اصل حرف وی چیز دیگری بوده است و از سوی دیگر هم گفت که از علی یونسی خواسته است که سخنانش را تکذیب کند!(8)

متأسفانه واکنش علی یونسی به تذکر مشفقانه مجلس و فعالان سیاسی هم به‌شدت عجیب و باورنکردنی بود. وی گفت: «متاسفانه دوستان در داخل مسئله را  جناحی و سیاسی کرده‌اند  در صورتیکه این  منافع جمهوری اسلامی است، حالا به دلیل اینکه این حرف‌های اساسی را من گفتم نباید حرف و هدف را مخدوش و صحبت‌های من را تحریف کنند و به خاطر دشمنی با من نباید با منافع ملی دشمن شوند»(9)

آنچه مسلم است مشی دولت یازدهم در حمله به عناصر داخلی و فعالان سیاسی خصوصاً منتقدان، این‌بار در سخنان عجیب "علی یونسی" متبلور شده است.

دسته‌گل بعدی "علی یونسی" چه خواهد بود؟
دفع خطر احتمالی در هر شرایطی، حکمی برآمده از خرد و نشانه تدبیر است. سخت نیست پیش‌بینی این امر که "علی یونسی" با تفکراتی که تاکنون از خود بروز داده است، دیر یا زود بار دیگر خبرساز خواهد شد. کسی که درباره "پرچم شیر و خورشید" اقدام به بیان سخنان غیرقابل قبول می‌کند و بدون رعایت مصالح ملی و دینی، جملاتی غلط‌انداز درباره نوع ارتباط ایران با مردم مسلمان عراق را در تریبونی عمومی بیان می‌کند، چرا باید باز هم در این جایگاه باقی بماند؟ با چنین روندی باید منتظر باشیم و ببینیم وی چگونه سایر خطوط ممنوعه و هنجارهای ملی و دینی را بی‌محابا رد کرده و چالشی جدید برای کشور و به‌تبع آن برای دولت موسوم به "اعتدال" ایجاد می‌کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:43  توسط narsis | 

 

در حالی که سخنان غیرمسئولانه مشاور رئیس جمهور موجی از واکنش های ضد ایرانی در در پی داشته است، دولت فقط در صدد توجیه این سخنان برآمده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:42  توسط narsis | 
 

فرهنگ نیوز - مهدی مهدیان: شکی نیست که سال 93 یکی از پربارترین و موفق ترین سال های مدیریت دستگاه قضائی کشور بوده است. این در حالی است که اثبات این ادعا تنها با اشاره به ورود قاطعانه قوه قضائیه در جریان پرونده اختلاس معروف 3هزار میلیاردی و اعدام سرکرده آن و همچنین محاکمه محمدرضا رحیمی که در کارنامه خود مسئولیت معاون اولی رئیس جهور دولت دهم را هم دارد، ممکن است. اما این پایان افتخارات سال 93 قوه قضائیه نبود، چرا که محاکمه آقازاده جنجالی یعنی «م-ه» و صدور حکم به دور از هیاهو ها و تحت تاثیر قرار گرفتن از سوی حامیان مفسدین اقتصادی را می توان به عنوان تکمیل کننده پازل مقابله با مفسدین اقتصادی توسط این قوه مستقل جمهوری اسلامی ایران دانست.

مردم منتظر اجرای حکم «م-ه» هستندطبق اعلام برخی رسانه ها، شنیده ها حاکی از آن است که «م-ه» آقازاده جنجالی به واسطه سه اتهام در پرونده‌اش که بررسی آن 28 جلسه به طول انجامید، مجموعاً به 15 سال حبس محکوم شده است این در حالی است که در جریان رسیدگی به پرونده بسیاری از حامیان وی، «م-ه» را بی گناه می دانستند. اما این حکم عملا خط بطلانی بر همه گمانه زنی های افرادی بود که سعی داشتند این آقازاده را بی گناه جلوه دهند.

در طول مدتی که قوه قضائیه به وسیله قضات خبره در حال رسیدگی به پرونده سنگین «م-ه» بود بارها توسط مسئولین عالی دستگاه قضا اعلام شد که فشارهای زیادی از طرق مختلف به قوه قضائیه درباره این پرونده وارد می شود اما همواره این قوه در تلاش بود تا به دور از تاثیرپذیری از فشارها به کار خود و روند محاکمه ادامه دهد که عملا این اتفاق افتاد تا امیدها مجددا در دلهای پابرهنگان و کوخ نشینان تشنه عدالت روشن تر از گذشته شود.

محاکمه «م-ه» و صدور حکم و اجرای آن این روزها به یکی از خواسته های جدی مردمی از قوه قضائیه تبدیل شده بود که با توجه به دربرگیری وسیع آن در جامعه بسیاری از مردم چشمانشان به صدور حکم و مهمتر از آن اجرای قاطعانه آن است. این روزها یکی از پرسشها و دغدغه جدی مردم این بود که چرا آقازاده ها در جمهوری اسلامی ایران در برابر عدالت نسبت به افراد عادی جامعه یکسان نیستند؟ پرسشی که اعلام این حکم حداقل بخشی از پاسخ آن بود و مطمئنا پاسخ قاطعی بود به حامیان این شخص متهم که وی را بی گناه می دانستند و حتی بعضا اعلام می کردند که «م-ه» تبرئه می شود.

اما جدا از این بحث حکم صادر شده توسط قوه قضائیه از طرق دیگری هم قابل بررسی است:

اول اینکه با توجه به جهانی بودن بخشی از اتهام وارده به «م-ه» درباره پرونده استات اویل و کرسنت که پای کشورهای خارجی را هم به این پروژه فساد باز کرده بود، این پرونده رنگ و بوی جهانی گرفته بود. با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران که یکی از دلایل محکم برپایی آن اجرای عدالت بود، با صدور حکم و قطعا اجرای آن می تواند همه نقشه های جهانی را بر علیه جمهوری اسلامی ایران در باب ناتوانی در برخورد با مفسدین داخلی را نقش بر آب کند.

دوم اینکه این پیام برای حامیان داخلی مفسدین قابل شنیدن است، پیامی که اگر چه همواره در جامعه اسلامی ایران قابل شنیدن بود اما از آنجایی که گوش این افراد به رسانه های غربی و دشمن جمهوری اسلامی ایران بود عملا شنوایی خود را به منظور دریافت این گونه پیام های ضد فساد جمهوری اسلامی از دست داده بود.

سوم اینکه، بدون شک ملت ایران مهمترین پشتوانه نظام ایران هستند که بارها و بارها این ادعا را در مناسبت های مختلف و در شرایط حساس به اثبات رساندند و از آنجایی که مبارزه با فساد یکی از مهمترین مطالبه آنها از نظام و قوه قضائیه بوده است، مطالبه ای که عملی شدن آن شاید دیرو زود شد اما سوخت و سوز نداشت؛  اجرای این حکم می تواند موجب دلگرمی آنها و همچنین مستحکم تر شدن آنها به منظور حمایت از کشور و نظام شود.

اما نکته پایانی اینکه در زمان اقامت «م-ه» در لندن، مردم از بازگشت وی به کشور و دستگیری آن حتی به صورت موقت نا امید بودند، اما این اتفاق افتاد و در ادامه وقتی که این آقازاده با وثیقه ده میلیاردی به طور موقت آزاد شد برخی از مردم بر این باور بودند که وی هرگز محاکمه نمی شود و به همین روند شرایط وی ادامه خواهد داشت. اما وی محاکمه هم شد تا همه نگاه ها به این باشد که آیا قوه قضائیه به منظور صدور حکم و اعلام آن تحت تاثیر حامیان این مفسد اقتصادی قرار می گیرد یا خیر که عملا می توان گفت قوه قضائیه و قاضی پرونده سرافرازانه تحت تاثیر این هیاهوها قرار نگرفتند.

اما در مرحله آخر که اجرای حکم است عملا شرایط حساس تر از گذشته است چرا که اجرای دقیق حکم عملا مرحله نهایی برخورد قاطعانه قوه قضائیه با مفسدین اقتصادی است. همانطور که با قاطعیت حکم نهایی محمدرضا رحیمی یکی از خطوط قرمز رئیس دولت دهم اجرا شد، حکمی که شاید خیلی ها در زمان معاون اولی وی حتی در خواب هم نمی دیدند، اما این حکم اجرا شد تا عملا اجرای حکم «م-ه» و دیگر آقازاده‌ها و مفسدین دور از ذهن ملت ایران که همواره تشنه عدالت بودند نباشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:41  توسط narsis | 
 

 

فرهنگ نیوز، سی و ششمین جلسه سینما روایت به اکران و بررسی فیلم سینمایی «تک تیرانداز آمریکایی» هالیوود از بت‌من و سوپرمن تا آمریکایی‌های واقعیساخته کلینت ایستوود محصول سال 2014 سینمای آمریکا اختصاص داشت. این فیلم بر اساس داستان زندگی مشهور ترین تک تیرانداز ارتش آمریکا که در عراق چندین نفر را به قتل رسانه، ساخته شده است. در جلسه نقد و بررسی این فیلم سعید مستغاثی و عباس کریمی عباسی به عنوان کارشناس منتقد حضور داشتند و رسول شادمانی کارشناس و مجری برنامه بود.

انتقاد مقام معظم رهبری از تک تیر انداز آمریکایی

در ابتدای نشست نقد و بررسی فیلم«تک تیرانداز آمریکایی»، رسول شادمانی ضمن معرفی کوتاهی از فیلم و با بیان اینکه کلینت ایستوود این فیلم را بر اساس زندگی «کریس کایل» تک تیرانداز ارتش آمریکا ساخته است، «تک تیرانداز آمریکای» را فیلمی مهم عنوان کرد که توانسته است در 6 عنوان جوایز آکادمی اسکار نامزد دریافت جایزه شود. شادمانی افزود:«تک تیرانداز آمریکایی» منتقدان زیادی داشته و دارد و از جمله نظر مقام معظم رهبری است که فرمودند این فیلم برعلیه مسلمانان ترویج خشونت می کند. مجری نشست سپس از عباس کریمی عباسی خواست تا درباره سینمای کلینت ایستوود صحبت کند.

تفکر ایستوود استفاده از خشونت برای از بین بردن خشونت

عباس کریمی عباسی روزنامه نگار و منتقد سینما ابتدا با بیان تاریخه کوتاهی از فعالیت های سینمایی کلینت ایستوود کارگردان «تک تیرانداز آمریکایی» با بیان اینکه وی در ابتدای دوران بازیگری اش از سوی یک تهیه کننده سینما با عنوان«جوجه اردک زشت» خطاب شده است، گفت: حالا این جوجه اردک زشت به یکی از پرکارترین و موثرترین کارگردانان سینمای آمریکا تبدیل شده است. کسی که در دوران بازیگری یکی از بهترین بازیگران سینمای وسترن به شمار می رفت و آثار ماندگاری مانند «به خاطر یک مشت دلار» و «خوب، بد، زشت» را بازی کرده و در مقام کارگردانی فیلم ضد وسترن «نابخشوده» را ساخته است.  

کریمی با تقسیم سینمای ایستوود به چند بخش افزود: در بخش اول کلینت ایستوود بازیگری است که در فیلم هایش به خصوص در «هری کالاهان» معتقد است باید برای از بین بردن خشونت از خشونت استفاده کرد یعنی همان چزی که جرج بوش در سال 2001  و بعد از حادثه 11 سپتامبر گفت و سیاست دولت آمریکا است. در بخش دوم ایستوود به کارگردانی روی می آورد و فیلم هایی مانند «پل های مدیسون کانتری» و«عزیز میلیون دلاری» را ساخت. این کارگردان هالیوودی فیلم هایی را کارگردانی کرد که هر کدام مضامین خارق العاده ای در هالیوود داشتند و شاید برای نخستین بار «مثلث عشقی» در سینمای ایستوود مطرح شد، موضوعی که تا چند سال در سینمای ایران داغ بود. در بخش سوم ایستوود به سمت فیلم های به شدت ملی گرا رفت و درباره تاریخ آمریکا و قهرمانان آمریکایی به فیلمسازی پرداخت، «نامه هایی از ایوجیما» و« پرچم های پدران ما» از جمله آثار این بخش هستند. در این دوران ایستوود تلاش می کند از نماد های ملی آمریکا به خصوص پرچم این کشور در فیلم هایش استفاده کند.

چرا «تک تیرانداز آمریکایی» شکست خورد؟

شادمانی این سوال را از کریمی پرسید که چرا با وجود اینکه «تک تیرانداز آمریکایی» فارغ از محتوای آن فیلم خوش ساختی است و در 6 رشته نیز نامزد اسکار شده بود، فقط یک جایزه گرفت؟ کریمی در پاسخ با اشاره به اینکه در هر 6 رشته ای که فیلم کلینت ایستوود در آن نامزد شده بود، فیلم های بهتری نیز وجود داشتند، وجود حاشیه ها را در عدم موفقیت این فیلم بی تاثیر ندانست و با اشاره به مخالفت های صورت گرفته درباره این فیلم و ترویج خشونت در آن، یکی از دلایل عدم توفیق «تک تیرانداز آمریکایی» را ترس از باب شدن این نوع فیلم ها دانست که در آن خشونت و کشتار توجیه می شود.

کلینت ایستوود از کارگردانی شجاع تا سفارشی ساز

در ادامه نشست سعید مستغاثی با بیان اینکه از ساخت چنین فیلم سفارشی توسط ایستوود شگفت زده شده است، گفت: کلینت ایستوود سینمای خود را از فیلم های وسترن شروع کرد و در طول دوران کارگردانی اش نشان داد که فیلمسازی شجاع است. وی در فیلم «جی ادگار» به زندگی موسس «FBI» پرداخت و فساد چند رئیس جمهور آمریکا را  شجاعانه به تصویر کشید اما بلایی بر سر ایستوود آوردند که تا چند سال حتی یک فیلم هم نتوانست بسازد.

مستغاثی «تک تیرانداز آمریکایی» را یک وسترن جنگی نامید که در آن به گاوچران بودن کریس کایل اشاره شده است. این منتقد سینما افزود: ژانر وسترن اساسا یک ژانر نژادپرستانه است، زمانی سرخ پوست ها در آن بد بودند و اکنون اعراب و مسلمانان. مستثغاثی گفت: به نظر من کلینت ایستوود در سن 84-85 سالگی با ساخت این فیلم دست به یک انتحار زده است. وی افزود: سینمای آمریکا در چند سال اخیر به سمت فیلم های سفارشی رفته و همین امسال  اگر فیلم «Exodus» را در مقابل فیلمی مانند «10 فرمان» بگذاریم می بینیم هیچ کدام از چالش هایی که حضرت موسی (ع) با آن روبرو بوده در این فیلم نیست و کاملا استرلیزه شده است.

سبک زندگی اساس سینمای آمریکا

شادمانی با طرح این موضوع که جامعه آمریکا هیچ گاه قهرمان واقعی نداشته و هالیوود به سمت قهرمان سازی کاذب برای آمریکایی ها رفته است، گفت: عاقبت این قهرمان های دروغین به جایی می رسد که سربازی جانی به عنوان قهرمان معرفی می شود و مخاطب آن را قبول نمی کند، این نشان می دهد که دیگر هالیوود در قهرمان سازی موفق نیست. مستغاثی نیز در این باره گفت: اساس سینمای آمریکا را قهرمان ها و قهرمان سازی تشکیل داده است. اما امسال آنچه که با سال های گذشته تفاوت داشته این است که سینمای آمریکا به جای قهرمانان غیر واقعی مانند «بت من» و «سوپرمن» این بار به سراغ شخصیت های واقعی رفته است. افرادی که در آمریکا زندگی می کنند، در جامعه آن بزرگ شده اند و سبک زندگی آمریکایی دارند. آمریکایی تلاش می کنند سبک زندگی آمریکایی را با تمامی خوبی ها و بدی هایش به نمایش بگذارند. آنها از گذشته نیز تلاش کرده اند تا سبک زندگی خود را در فیلم هایشان به نمایش بگذارند. چیزی که در سینمای ما غایب است و امسال در جشنواره فیلم فجر 90 درصد فیلم ها هیچ نشانه ای از سبک زندگی ایرانی- اسلامی نداشتند.

درسی که ایستوود به کارگردانان سینمای دفاع مقدس داد

در ادامه مجری نشست نقد و بررسی فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» از کریمی خواست تا درباره مسائل فنی این فیلم توضیحاتی را بیان کند. این منتقد سینما با بیان اینکه «تک تیرانداز آمریکایی» با سایر فیلم های ایستوود متفاوت است، گفت: کارگردان در این فیلم از یک ساختار کاملا کلاسیک استفاده کرده است. برعکس فیلم «سقوط شاهین سیاه» که کارگردانش تلاش کرده بود با استفاده از تکنیک دوربین روی دست فضای هیجانی را به مخاطب انتقال دهد و به نظرم یکی از بهترین فیلم های جنگی به شمار می رود، اما ایستوود در این فیلم از ریل و کرین استفاده کرده و با مدیوم شات های آمریکایی تلاش کرده تا سبک زندگی آمریکایی را به نمایش بگذارد. کریمی افزود: مشابه فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» را می توان آثار متعددی در سینمای جهان نام برد  که دو فیلم بسیار برجسته آنها «دشمن پشت دروازه های شهر» و «تک تیرانداز» است. این منتقد سینما افزود: به نظر می رسد که فشار های سیاسی در پشت ساخت چنین فیلمی وجود داشته است اما ایستوود با وجود ساخت یک اثر سفارشی آن را با کمال دقت و توجه ساخته است. اگر قرار است از کل فیلم تنها یک نکته را یاد بگیریم این است که در سینمای دفاع مقدس هم اگر می خواهیم کار سفارشی انجان دهیم آن را به درستی انجام دهیم. کریمی یکی از نکات بارز این فیلم را عدم دست کم گرفتن دشمن عنوان کرد و گفت: در سینمای دفاع مقدس شاهد بودیم که دشمن دست کم گرفته می شود چیزی که در سینمای پروپاگاندای اروپا درباره جنگ جهانی دوم وجود دارد و سرباز های آلمانی به راحتی کشته می شوند، اما در «تک تیرانداز آمریکایی» دشمن سرسخت و هوشمند نشان داده می شود تا تماشاگر به ارزش کاری که قهرمان فیلم انجام می دهد پی ببرد.

ضدیت با مظاهر اسلام از «جن گیر» تا « تک تیرانداز آمریکایی»

سعید مستغاثی در پاسخ به پرسشی درباره ضدیت این فیلم با اسلام  و ایران گفت: تا جایی که در خاطرم هست 2 فیلم تاکنون با صدای اذان که اذانش حالت رعب آوری داشته است آغاز شده اند. ابتدا جن گیر در سال 1973 و دومی تک تیرانداز آمریکایی در سال 2014، چنانچه در جن گیر هم می بینیم گفته می شود که باید رفت و شیطان را در لانه اش سرکوب کرد تا به سراغ فرزندان ما نیاید. این دقیقا تفکر دولت آمریکا است که می گوید باید در دنیا جنگ به راه انداخت تا دشمنانم به خاک من نیایند. این منتقد افزود: در این فیلم باز هم دشمنی با ایران را می بینیم، در یک صحنه ساختگی المیپک در رشته تیراندازی عراق اول و ایران دوم می شود.

مستغاثی افزود: «تک تیرانداز آمریکایی» دست به یک تابو شکنی زده است و در آن کشتار زنان و کودکان که در همه جنگ ها جزو خطوط قرمز به شمار می رود، توجیه شده است و نشان داده می شود اگر کودک یا زنی کشته می شود به خاطر این است که تروریست است.

درخواست نتانیاهو از آمریکا برای چگونه ضربه زدن به ایران

رسول شادمانی در انتهای نشست با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری سال ها است که دغدغه سبک زندگی دارند و آن را در بیانات خود مطرح می کنند، گفت: گویا آمریکایی ها بیشتر از سینماگران ایرانی صحبت های رهبر انقلاب را گوش کرده اند و به سبک زندگی در فیلم هایشان پرداخته اند.

مستغاثی در این زمینه گفت: در سال 2006 سازمان سیا به مناسبت سالگرد تاسیسش اقدام به انتشار اسنادی نمود. در این اسناد نشان داده شده است که در سال 1995 و بعد از دوران جنگ سرد، میان هالیوود و سازمان سیا  همکاری های نزدیکی شکل می گیرد و جلسات مشترکی برگزار می شود. حاصل این جلسات دفترچه ای  به نام «جنگ صلیبی برای آزادی» می شود. در این دفترچه که به توصیه «جان فورد» در اختیار فیلمنامه نویسان قرار می گیرد المان های سبک زندگی آمریکایی بیان شده و از فیلمسازان خواسته می شود که بر اساس این دفترچه به ترویج سبک زندگی آمریکایی در فیلمنامه هایشان بپرازند. برای آمریکایی ها ترویج سبک زندگی خود بسیار مهم تر از هر چیز دیگری است. نتانیاهو در سخنرانی خود که در سال 2002 در کنگره آمریکا کرده است به صراحت از آمریکایی ها می خواهد تا با استفاده از تلویزیون به جنگ جمهوری اسلامی ایران برود. این دقیقا همان ترویج سبک زندگی غربی از طریق شبکه های ماهواره ای است.

این منتقد سینما افزود: متاسفانه ما در سینمایمان هیج توجهی به سبک زندگی نداریم. تنها علی حاتمی بود که در فیلم هایش توانست گوشه ای از سبک زندگی را به نمایش بگذارد اما بعد از او دیگر کسی را نداریم.

لازم به ذکر است در جلسه نقد و بررسی فیلم «تک تیرانداز آمریکایی»، کتاب «فرهنگ فیلم‌های جنگی جهان» نوشته رابرت داونپورت، ترجمه مسعود فراستی از مجموعه کتاب های سینمایی «نشر ساقی» معرفی شد.«فرهنگ فیلم‌های جنگی جهان» فیلمشناخت تولیدات سینمای جهان در چنین ژانری در طول قرن بیستم است. دایرة‌المعارفی سینمایی‌ که بیش از ۸۰۰ فیلم جنگی خارجی را پوشش می‌دهد. رابرت داونپورت که تألیف کتاب را بر عهده داشته بر این باور است که ژانر جنگی یکی از کامل‌ترین ژانرها در سینماست زیرا چنین ژانری برخوردار از مهم‌ترین ویژگی سینما یعنی کشمکش در ابعاد گوناگون است.  

جلسه اکران و بررسی فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» شامگاه یکشنبه 24 اسفند ماه در مجتمع فرهنگی اسوه برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:40  توسط narsis | 
در شرایطی که کمتر از یک روز از انتشار نرم افزار تلفن همراه KHAMENEI.IR شامل آرشیو تمامی سخنرانی ها و پیام های رهبر انقلاب در ۲۵ سال اخیر نمی گذرد که این برنامه کاربردی به برترین اپلیکیشن های خبری فروشگاه مجازی اپل تبدیل شده است.

به گزارش رجانیوز به نقل از مشرق، روز گذشته پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، خبر از رونمایی نرم افزار تلفن همراه KHAMENEI.IR برای سیستم عامل های اندروید و آی.او.اس (اپل) داد.

کاربران در این برنامه می توانند علاوه بر دریافت به لحظه ی آخرین رویدادهای مرتبط با رهبر انقلاب، متن کامل تمامی بیانات، پیام ها، نامه ها و خاطرات ایشان از سال ۶۸ تا امروز را به صورت آفلاین و با قابلیت جستجوی پیشرفته، بر روی گوشی تلفن همراه خود داشته باشند.

دسترسی آسان به محصولات و تولیدات KHAMENEI.IR از جمله پیامک های خبری و تصاویر دیدارها، کلیپ های صوتی و متن زندگی نامه از دیگر امکانات این نرم افزار است.

قرار گرفتن این برنامه در کمتر از ۲۴ ساعت بر روی فروشگاه های مجازی اپل اتفاق نادری است که نشان دهنده تمایل بیش از پیش کاربران مختلف در سراسر جهان برای استفاده از آن است.

کاربران تلفن های همراه اپل از طریق ورود به فروشگاه مجازی این شرکت و کاربران تلفن های همراه مجهز به سیستم عامل اندروید از طریق ورود به برنامه کاربردی بازار می توانند این برنامه را نصب کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:34  توسط narsis | 
 
مزایده دو باشگاه استقلال و پیروزی برای دومین بار هم به دلیل نداشتن مشتری لغو شد. به همین دلیل پیشنهاد می‌شود سازمان خصوصی‌سازی امتیازات ویژه ذیل را بصورت اشانتیون روی این دو باشگاه بگذارد شاید روی زمین نماندند و کسی پیدا شد آنها را بخرد:
 
۱. سازمان خصوصی‌سازی موظف می‌شود ظرف حداکثر یک ماه بالاخره معلوم کند نام این باشگاه پیروزی است یا پرسپولیس!
 
۲. سازمان خصوصی‌سازی ضمانت می‌کند در آینده بیش از یک عضو هیئت مدیره باشگاه پیروزی بصورت همزمان در زندان نباشند! خداییش ضایع است دیگر الان دو نفر با هم در زندان هستند! اگر هم به دلایلی لازم شد بیش از یک عضوشان برود زندان، امیررضا خادم بعنوان نماینده تام الاختیار وزیر ورزش در امور پرسپولیس و استقلال بجای نفر دوم می‌رود زندان. قول می‌دهد!
 
۳. سازمان خصوصی‌سازی قول می‌دهد نظر مثبت امیر قلعه‌نویی را جلب کند تا حتی در صورت رفتن او از استقلال، «علی» برای حفاظت از سایر مربیان باشگاه در نشستهای خبری در استقلال بماند!!!
 
۴. سازمان خصوصی‌سازی تلاش می‌کند با انعقاد قراردادی دو طرفه با پلیس بین الملل هر گونه زدن بیشتر از ۵ گل به استقلال در کلیه نقاط دنیا را ممنوع اعلام کند!
 
۵. سازمان خصوصی‌سازی تضمین می‌کند طی حداقل ۱۵ سال آینده هر کدام از بازیکنان پرسپولیس که توانستند در یک بازی سه گل به استقلال بزنند، حداقل برای سه هفته قرار دادشان تمدید شود و مثل ایمون زاید از باشگاه نروند!
 
۶. سازمان خصوصی‌سازی ضمن زنده نگه داشتن یاد پایان رأفت و سهراب انتظاری موظف می‌شود هر طور شده بازیکنان مطرح پرسپولیس را حداقل برای دو فصل متوالی روی جلد نشریات و در سطح اول فوتبال کشور نگه دارد. 
 
۷. سازمان خصوصی سازی فحش می‌گذارد اگر کسی یکبار دیگر حاجی فتح الله زاده را بعنوان مدیرعامل استقلال پیشنهاد دهد! لااقل بگذارید یک فصل او مطرح نباشد!
 
۸. سازمان خصوصی‌سازی با همکاری سازمان لیگ تضمین می‌کنند استقلال تحت هیچ شرایطی به دسته یک و پرسپولیس به نیمه دوم جدول سقوط نکنند!
 
۹. سازمان خصوصی سازی همینجوری یک ستاره به پرسپولیس می‌دهد تا روی پیراهنشان نصب کنند تا الکی مثلاً آنها هم قهرمان آسیا شده‌اند!
 
۱۰. سازمان خصوصی سازی با همکاری دپارتمان داوری تضمین می‌کنند هر وقت استقلال از پرسپولیس دو هیچ جلو افتاد داور همانجا سوت پایان بازی را بزند!
 
۱۱. سازمان خصوصی سازی تا ۲۰ سال هزینه گرفتن آزمایش ایدز، هپاتیت، آرتروز خروسی، کوتاه‌تر بودن یک پا از آن یکی به اندازه بیست سانت و... از بازیکنان خارجی در شرف پیوستن به استقلال و پیروزی را تقبل می‌کند تا بیش از این بازیکنان ایدزی و هپاتیتی و معلول در پاچه این دو تیم نرود!
 
۱۲. سازمان خصوصی سازی قول می‌دهد بازی‌های بین دو تیم حداقل سه تا در میان برنده داشته باشد!
 
۱۳. سازمان خصوصی سازی با کتک هم شده دکتر صدر را مجبور خواهد کرد بعد از هر بازی استقلال و پیروزی با هر تیمی بیاید و یک ساعت با شور و هیجان درباره کیفیت بازی و و اینکه نسبت فوتبال با زندگی مثل نسبت شبنم صبحگاهی با زردچوبه هندی است صحبت کند.
 
۱۴. سازمان خصوصی سازی صدا و سیما را مجبور خواهد کرد بعد از هر گلی که بازیکنان دو تیم می‌زنند دوربینها را برای دو دقیقه خواموش کند تا بازیکنان با خیالی آسوده خوشحالی کنند!
 
۱۵. اگرچه سخت است، اگرچه خداوکیلی خیلی سخت است، اما سازمان خصوصی سازی تمام توان رسانه‌ای خود را بکار خواهد بست تا کاری کند مردم باور کنند این بازیکنی که مثل یوزپلنگ دارد وسط زمین می‌دود، واقعا بخاطر قطع نخاع از خدمت معاف شده و کارت معافیتش هیچ مشکلی ندارد! بلکه یک کم فشار روانی از روی بازیکنان دو تیم برداشته شود!
 
پیشنهاد ویژه:
سازمان خصوصی سازی علاوه بر همه اینها در یک اشانتیون ویژه، هفت بسته شش تایی آب معدنی، ۱۰ توپ دولایه فوتبال، ۱۵ متر باند پزشکی با دو تا گاز استریل، یک بابا مغازه ۱۲ متری نبش ظهیرالاسلام (جهتاجارخ دادن و تامین مخارج باشگاه!)، چهار تا بیلبیلک نشانه گذاری جهت استفاده در تمرین، دو عدد کلمن (در سایزهای مختلف) و ۱۱ تا شورت ورزشی نیز می‌گذارد روی این دو تیم. بازیکنان ذخیره می‌توانند شورت بازیکنان اصلی را بپوشند! بیاید بخرید دیگه بابا!
رجانیوز - محمدرضا شهبازی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:33  توسط narsis | 

 

حجّت الاسلام پناهیان با دو ویژگی خاص قابل شناخت است؛ نگاه عمیق به مسائل و نگریستن به وقایع از زاویه ای متفاوت. پامنبری های حجّت الاسلام، با این دو ویژگی به خوبی آشنا هستند و سالهاست که با آن خو گرفته اند. «سخنوری» را که به دو مقوله فوق اضافه کنیم، بیشتر می شود راز پرمخاطب بودن این منبری پایتخت را درک کرد.

 
به گزارش "رجانیوز" به نقل از خبرگزاری دانشجو، نزدیک شدن به پایان سال و حضور در آستانه بهاری که به عطر و یاد «مادر» عجین شده است، بهانه خوبی است تا با این روحانی انقلابی، پرسش و پاسخی متناسب با این حال و هوا داشته باشیم. آنچه پیش رو دارید، سؤال و جواب کوتاه  و البته متفاوت خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو با حجّت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان است. 
 
در سال ۹۳ چه رویدادی برای شما خوشحال کننده تر بود؟ همچنین از چه رویدادی بیشتر از سایر رویدادها ناراحت شدید؟
 
اخبار یمن خوشحال کننده ترین و پررویی‌ آمریکایی‌ها ناراحت کننده ترین اخبار بود. آمریکایی‌ها مدّتی است در فضای سیاسی بین الملل وقیحانه تر اظهارنظر می‌کنند، در حالیکه بیشتر از سالهای قبل در موضع ضعف قرار دارند. اینکه دشمن شما در اوج ضعف به شما که در اوج قدرت هستید جرأت گستاخی پیدا کند خیلی ناراحت کننده است. این ناراحتی، تنها برای ما نیست بلکه تمام دردمندان و مظلومان جهان که تنها امیدشان اقتدار ایران اسلامی است ناراحت می‌شوند.
 
به یاد ماندنی ترین جمله حضرت آقا در سال ۹۳ از دیدگاه شما کدام است؟
 
ملّت ما عاشق مبارزه با صهیونیزم است.
 
حال و هوای شما در نوروز ۹۴ با توجه به تقارن آن با ایّام فاطمیه چگونه است؟ عید را کجا سپری می‌کنید؟
 
بنده ایّام عید را به قم و مشهد مقدس مشرف خواهم شد. اساساً ایّام عید بهترین جا برای ما، حرم اهل بیت علیهم السلام است که حکم خانۀ پدری را برای ما دارد. بعضی از سالها هم سری به مناطق دفاع مقدس می‌زنیم که مقتل شهداست و بسیار انرژی بخش و نور آفرین است ولی امسال به دلیل جلسات فاطمیه توفیق پیدا نکردیم.
 
با توجه به اینکه عید نوروز سنّت های خاص خودش را دارد و مردم ما همه ساله آداب آن را به جا می آورند و نیز تقارن این ایّام با عزای بی بی دوعالم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیه، پیشنهاد شما درخصوص چگونگی برگزاری این آیین و مراسمات چیست؟
 
عید نوروز با عزاداری برای حضرت زهرا سلام الله علیه منافات ندارد. جدا از اینکه مردم فرصت بیشتری برای شرکت در مجالس اهل بیت (ع) پیدا می‌کنند، اساساً محافل عزاداری‌های ما آنچنان که برخی تصور می‌کنند ماتمکده نیست، انسان در عزاداری اهل بیت (ع) نشاط پیدا می‌کند؛ نشاطی که در تفریحاتِ رایج نیست. پس اگر نشاط لازمۀ عید است، نشاط برآمده از محبّت اهل بیت (ع) زیباترین نشاط است.
 
دیگر ویژگیهای برجستۀ عید نوروز، صلۀ رحم و مسافرت است که این هردو مطلقاً با ایّام فاطمیه منافات ندارند. ضمن آنکه مگر چند روز از ایّام نوروز مقارن ایّام فاطمیه است.  امیدوارم کسی در ایّام عید داغدار نشود و در سوگ نزدیکان خود نباشد وگرنه سوگ اهل بیت (ع) مغایرتی با نوروز ندارد.
 
سال ۹۴ یک ویژگی خاص دارد؛ شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه در ابتدا و انتهای آن قرار دارد. نگاه آقای پناهیان به سالی که ابتدا و انتهایش به این مناسبت گره خورده، چگونه است؟
 
امیدوارم مردم در این سال فاطمی، موجبات رضایت و خوشحالی حضرت فاطمه (س) را با دفاع هوشمندانه از حقّ فراهم کنند و خداوند متعّال هم به برکت آن حضرت، نعماتش را بر امّت اسلامی روزافزون فرماید.
 
حضرت آقا ابتدای هر سال، شعار خاصی را برای آن سال انتخاب می فرمایند. وظیفه مؤمنین در قبال این نامگذاری ها چیست؟
 
این نامگذاری‌ها در واقع بیان راهبردهایی برای پیشرفت جامعه است. اگر مسئولین و مردم کارهای خود را ذیل این راهبردها برنامه ریزی کنند در پیشرفت مملکت تحولات خوبی رخ خواهد داد. شهید شاطری هر سال برنامه های خود را در اوّل سال متناسب با نامگذاری حضرت آقا تنظیم می‌کردند و به همین دلیل برکت و موفقیت فراوانی در کار او وجود داشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:28  توسط narsis | 

 

متأسفانه برخی شخصیت‌ها در عین اینکه می‌گویند نمی‌خواهیم در کار قضایی دخالت کنیم اما با سخنان خود به نوعی دخالت در کار قاضی می‌کنند و بر وی فشار وارد می‌کنند.

گروه سیاسی – رجانیوز: رئیس قوه قضاییه به اظهارات اخیر هاشمی رفسنجانی در گفتگو با یکی از روزنامه های اصلاح طلب واکنش نشان داد و گفت القای تبرئه یک متهم، سخنی خلاف و قابل پیگیری قضایی است.

به گزارش رجانیوز، رئیس قوه قضاییه امروز چهارشنبه در جلسه عالی مسئولان دستگاه قضایی با بیان اینکه «تا به حال نشان داده‌ایم که در رسیدگی به پرونده‌ها کاری به گرایش‌های مختلف سیاسی نداریم» گفت: متأسفانه برخی شخصیت‌ها در عین اینکه می‌گویند نمی‌خواهیم در کار قضایی دخالت کنیم اما با سخنان خود به  نوعی دخالت در کار قاضی می‌کنند و بر وی فشار وارد می‌کنند. خصوصاً القای این نکته که ممکن است متهم تبرئه شود ولی به نحو دستوری او را محکوم کنند. این سخن خلاف است و نشر این سخنان قابل پیگیری قضایی است.

آملی لاریجانی افزود: توقع این است، افرادی که از شخصیت‌های نظام هستند براساس موازین و در جهت احقاق حق سخن بگویند و اینگونه نباشد که اگر پرونده‌ای علیه ما یا بستگان ما است، دستگاه قضایی را متهم کنیم.

رئیس قوه قضاییه تأکید کرد: روش ما و مسئولان عالی قضایی حفظ استقلال دستگاه قضایی است و آنچه مهم است احترام و اقتدار نظام اسلامی فراتر از شخصیت‌های نظام است.

رئیس قوه قضاییه در حالی به القای تبرئه متهمان واکنش نشان داده و آن را خلاف قانون دانسته است که در روزهای اخیر رسانه های نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی در گزارش ها ویا گفتگو با وکیل مهدی هاشمی مدعی شدند که دادگاه حکم به تبرئه مهدی هاشمی داده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی نیز در گفتگو با یکی از روزنامه های اصلاح طلب از تبرئه فرزندش خبر داده بود.

وی در این گفتگو اظهار کرد:  چون دادگاه علنی نیست، نمی‌توانم حرف‌های آنجا را بزنمولی ماحصلی که به من اطلاع داده شده، این است که اینها بدون هیچ دلیلی تعداد زیادی اتهام درست کرده بودند. مثلا همین قضیه استات‌اویل قبلا سه‌بار مطرح شده بود و هر سه‌بار گفتند که هیچ ردی از مهدی هاشمی در آن نیست و هیچ اسمی از مهدی هاشمی در قراردادی که عباس یزدان‌پناه بست، دیده نمی‌شود.

عضو مجلس خبرگان در ادامه این گفتگو با اشاره به اینکه آقای اعلمی (نماینده مجلس) از اظهارات وزیر نفت درباره عدم اتهام مهدی در پرونده استات اویل قانع شده بود، استدلال کرد که فرزندش نقشی در این پرونده نداشته است. هاشمی رفسنجانی با بیان این مطلب افزود: بقیه (اتهامت) هم عین همین‌ها بود. یعنی هیچ چیز نداشتند. تا به حال دادگاه دلیلی برای جرم مهدی پیدا نکرده است. البته هنوز حکم نداده است.

هاشمی رفسنجانی در ادامه اما به صورت تلویحی اظهار کرد قاضی پرونده مهدی از بالا دستور می گیرد: «من نمی‌خواهم دخالت کنممن از اول به رهبری و رییس قوه‌قضاییه و همه گفته‌ام. قاضی را نمی‌شناسم و هیچ وقت ندیده‌ام. به اینها گفتم اگر مهدی جرمی کرده باشد، ترجیح من این است در دنیا جزایش را ببیند و به آخرت نیفتد. چون آخرت خیلی سخت است و اگر جرمی نکرده، این در شأن جمهوری اسلامی نیست که انسانی را که جرم ندارد، به دلیل مسایل سیاسی، متهم یا محکومش کنند. من باید از جمهوری اسلامی دفاع کنم. نظر من این است. بنابراین در دادگاه هیچ دخالتی نکردم. با اینکه قاضی روحانی است، من اصلا ندیده‌ام و نخواسته‌ام ببینم. الان دادگاه تمام شده و مهدی و وکلایش آخرین دفاعشان را به‌صورت لایحه نوشتند که نزدیک دوهزار صفحه و خیلی‌خواندنی است و بعدها می‌تواند یک کتاب شود. ما هم نمی‌خواهیم در کار قوه‌قضاییه دخالت کنیم. حرف من با همه اینها این است که از بالا دستور ندهید و اگر از بالا دستور دادید، خلاف موازین قضایی و شرع است.»

با این حال اظهارات هاشمی رفسنجانی که به عقیده کارشناسان استقلال قاضی و دستگاه قضا را زیر سئوال میبرد امروز با واکنش رئیس دستگاه قضا مواجه شد.

این در حالی است که  دادگاه انقلاب تهران حکم پرونده مهدی هاشمی را صادر کرده است و احتمالاً اوایل هفته آینده این حکم ابلاغ می‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:24  توسط narsis | 

 

در قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری آمده است:«بنده عقیده‌ام این است که اگر حتّی در مسئله‌ی هسته‌ای هم همان‌جور که آنها دیکته میکنند ما پیش برویم و دیکته‌ی آنها را قبول کنیم، باز هم حرکت مخرّب آنها و تحریمهای آنها برداشته نخواهد شد؛ انواع و اقسام مشکلات را باز هم درست میکنند؛ چون با اصل انقلاب مخالفند.»

برای دریافت تصویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:17  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، فرهنگ نیوز قصد دارد به بازخوانی و معرفی شهدای مظلوم تدارکات و پشتیبانی (لجستیک) دفاع مقدس بپردازد.در قسمت‌های پیشین پرونده شهدای مظلوم لجستیک زندگینامه چند تن از شهدا را بررسی نمودیم که از اینجا (+در دسترس شما مخاطبین گرامی می باشد .در این قسمت به مطالعه قسمتی از زندگی نامه سردار شهید "عبدالله عرب‌نجفی" می‌پردازیم .

عبدالله در سال 1333 در شهر کلاته خیج، استان سمنان دیده به جهان گشود.  پایه های اعتقادی و مذهبی در کانون خانواده در وجودش شکل گرفته بود.

با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهه های جنوب شد. سردار حاج عبدالله عرب‌نجفی از فرماندهان دوران دفاع مقدس تیپ 12 قائم آل محمد (عج) و همچنین فرمانده لجستیک تیپ قائم آل محمد بعد از دفاع مقدس بود.
او تا پایان جنگ در جبهه حضور موثر داشت و سرانجام در تاریخ 27/10/72 در حین انجام ماموریت و بر اثر سانحه رانندگی به یاران شهیدش پیوست.

سردار شهید حاج عبدالله عرب‌نجفی در سن39  سالگی به فیض شهادت نائل شد و در گلزار شهدای کلاته خیج به خاک سپرده شد.

یکی از همرزمانش در عملیات مرصاد روایت می کند:

شهید حاج عبدالله عرب نجفی در عملیات مرصاد، فرمانده گردان کربلا بود.

پسر دوازده ساله اش را هم با خودش آورده بود . از همان اول کار توی تنگه ماندو حتی روی ارتفاع هم نیامد. با اینکه تیر بار دشمن لحظه ای امان نمی داد قد راست ایستاده و با صدای گرمش به بچه ها روحیه می داد. و به آنها می گفت (( بعد از خدا امیدم به شماست . یک لحظه هم از آنها غافل نشوید بهشان امان ندهید و...))

ترس این را داشتم که هدف قرار گیرد. هرچه می گفتم:  شما هم هم یک اسلحه بردار می گفت :اگه لازم بشه از اسلحه شما استفاده می کنم. شاید از تنها چیزی که ترس نداشت مرگ بود. از روز اول جنگ بند پوتین هایش را بسته بود. خودش را به خطر می انداخت تا مجروحین را به عقب بیاورد حتی جنازه شهدا را مثل پدری دلسوز کول می کرد و می آورد. همیشه می گفت من لیاقت ندارم که فرمانده این بچه ها باشم. اینها همه نماز شب می خوانند. اون وقت من به آنها دستور می دهم من از روی هر کدام از آنها خجالت می کشم.

فرازی از وصیت نامه سردار شهید حاج عبدالله عرب‌نجفی

ای مردم هر انسانی از تقوی به خدا می رسد و به درگاه خداوند بی تقوایان راه ندارند پس تقوی را پیشه کنید.

برادران اسلام غریب است اسلام را در هر حال یاری کنید و بدانید که خداوند با صابران است.

و اما ای برادر مسئول شما هر مسئولیتی که بر عهده داری خدای تبارک و تعالی را نظاره گر اعمال و رفتار خود بدان که مولی علی(ع) فرمودند حق را بگویید هر چند به ضررتان باشد. مردم را دلسرد نکنید که خداوند شما را نخواهد بخشید.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:9  توسط narsis | 
 

 

 

 

 اظهارات اخیر علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقلیت های مذهبی با واکنش منفی رسانه های خبری و مردم منظقه مواجه شده است.

به گزارش رجانیوز، علی یونسی روز یکشنبه ۱۷ اسفند در «همایش بزرگ هویت ایرانی» در «مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن» با بیان اینکه « در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم گذشته.» افزود: «چرا که جغرافیای ایران و عراق غیر قابل تجزیه است و فرهنگ ما غیر قابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا یکی شویم.»

دستیار ویژه حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های مذهبی در ادامه با تأکید بر این‌که «از منافع مردم منطقه دفاع می‌کنیم چرا که همه آنها مردم ایران هستند»، افزود: «همه کسانی که در فلات ایران زندگی می‌کنند مورد حمایت ما خواهند بود و از آنها در برابر خطر تحجر اسلامی، تکفیر و الحاد، سلطه عثمانی جدید، سلطه وهابیت، سلطه غرب و صهیونیستم دفاع می‌کنیم.» 

وی در ادامه سخنان خود گفت که «ایران از زمان تولد جهانی بوده‌است و به صورت یک امپراطوری متولد شده‌است» وی به اظهارات اخیر نخست‌وزیر اسرائیل نیز اشاره کرده و گفت: «نتانیاهو صریحاً اعتراف به عظمت و نفوذ ایران کرده‌است و گرچه مدعی شده ایران ۴ کشور منطقه را بلعیده‌است اما ایران تلاش بر کمک به این کشورها داشته‌است.» بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز دوشنبه ۲۷ بهمن گفته‌بود که "امپراطوری ایران" در حال احیا است»

هر چند یونسی تلاش کرد در توضیحات خود اعلام کند که منظورش آنگونه که رسانه ها مطرح کرده اند، یعنی ایجاد امپراطوری ایرانی نبوده است، اما رسانه های سعودی با برجسته کردن این اظهارات مشکوک، پروژه ایران هراسی را با سرعت هر چه تمام تر در دستور کار خود قرار داده اند، به نحوی که در عرض چند ساعت، جریانات سیاسی رسانه ای وابسته به قطر و سعودی با محوریت الجزیره و العربیه، افکار عمومی منطقه خاورمیانه را تحت تاثیر شدید خود قرار داده اند.

این و اکنش حتی کار را به موضع گیری ابراهیم جعفری، وزیر امور خارجه عراق نیز کشاند تا اون نیز از این اظهارات ابراز گلایه کند.

بیان چنین سخنانی از فردی که در سال‌های نه چندان دور سکان هدایت یکی از مهمترین نهادهای امنیتی کشور را برعهده داشته است، را نباید اتفاقی تصور کرد.  بعید بود  سخنان نسنجیده دستیار ویژه روحانی درحالی که وی در دولت اصلاحات سمت وزارت اطلاعات را عهده دار بود با توجه به اوضاع بشدت بحرانی این روزهای منطقه و به اوج رسیدن تقابل محور مقاومت با تروریست‌ها و حامیان منطقه‌ای آنها به ویژه در تکریت بدون پیش زمینه مطرح شده باشد، حال آنکه این سخنان بهانه‌ای برای تبلیغات ضد ایرانی رسانه‌ها و شبکه‌های غربی و عربی تبدیل شده است همچنین موجب واکنش شدید مقامات کشور عراق علیه جمهوری اسلامی ایران گردیده است.

در این راستا علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و حجت الاسلام حمید رسایی نائب رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در گفتگویی با خبرنگار رجانیوز ضمن واکنش به اظهارات خلاف واقع مشاور رییس جمهور خواستار برخورد جدی رئیس جمهور با وی شدند.

در همین راستا، علاالدین بروجردی به رجانیوز گفت: مقامات عراق از سیاست های جمهوری اسلامی ایران نسبت به کشور اسلامی همسایه غربی خود – عراق- آگاهند و به خوبی می دانند چنین سخنانی به هیچ وجه منطبق بر سیاست جمهوری اسلامی ایران نیست و مطالبی که از طرف آقای یونسی عنوان شده و یا منسوب به ایشان است هیچگونه تناسبی با این سیاست ها ندارد و حتما غیر قابل قبول و مردود می باشد و دولت باید نسبت به چنین سخنانی با توجه به مسئولیت آقای یونسی در دولت پاسخگو باشد.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد: من معتقدم که دولت هم حتما با چنین سخنانی مخالف هست. البته چندین نوبت از اینگونه سخنان از قول آقای یونسی در رسانه ها منتشر شده است.

حجت الاسلام حمید رسایی، نایب رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز با اشاره به عملیات آزادسازی تکریت ، اظهار کرد که چنین خطای بزرگی با عذرخواهی حل نمی شود و بهتر است رئیس جمهور علی یونسی را از سمت خود عزل کند.

رسایی در این باره اظهار داشت: آقای یونسی سال های متمادی وزیر اطلاعات کشور بوده و یک چهره ناشناخته نسبت به امور بین‌المللی نیست و درحال حاضر نیز وضعیت جمهوری اسلامی را در منطقه به خوبی میداند، از طرفی وی به عنوان مشاور رییس جمهور نیز مشغول به فعالیت می باشد، علاوه بر این موضوع امروز نیروهای مردمی عراق با همت و تلاش خودشان و همچنین کمک های معنوی و دیپلماتیک کشورهای همسو به خوبی توانسته اند بحران داعش در عراق را خنثی بکنند و شهر تکریت را در آستانه آزادی قرار دهند، مواردی که بیان شد نشان دهنده آن است که  آقای یونسی به صورت خوشبینانه ناشی از غفلت وی و حالت بدبینانه اش ناشی از قرار گرفتن در یک بازی سیاسی که بیان آن مطالب منجر به سو استفاده دشمنان ما و دشمنان مردم عراق در منطقه قرار گرفته است.

وی در ادامه افزود: طبیعی است که چنین خطای بزرگی با بزرگترین عذر خواهی نیز حل نمی شود. همچنین اینگونه رفتارهایی که موجب هزینه برای کشور می‌شود و از یونسی مسبوق به سابقه نیز میباشد و برای آنکه از شیوع اینگونه مسائل گرفته بشود و این فتنه خاموش شود،بهتر است آقای روحانی ایشان را عزل کنند تا به مردم عراق و مردم منطقه و دولت هایی که در صدد سو استفاده هستند این پیام رسانده شود که این موضع نابجا وغلط آقای یونسی موضع جمهوری اسلامی ایران هرگز نمی باشد.

رسایی خاطر نشان کرد: علاوه براین دولتی ها جای آنکه سخن از از امپراطوری ایران بزنند بهتراست هویت گم شده ایران را که با سیاست های غلط دولت در عرصه بین المللی دچار خدشه شده است ترمیم نمایند.

نماینده مردم تهران در مجلس همچنین گفت: اين نوع سخنان جنجالي اطرافيان، حاميان و مشاوران روحاني که مسبوق به سابقه نيز هست و در یک سال و نیم دولت يازدهم بسيار شنيده شده، تحليلگران و خواص را به ياد مواضع اسفنديار رحيم مشايي و حاشيه سازی اش در دولت دهم مي اندازد. مشايي در آن دوران هر از چندي با بيان يکي از اعتقادات دو پهلو و چند بعدی و بعضا انحرافی اش در خصوص اسلام و انقلاب حاشيه سازي مي کرد و تلاش داشت اذهان را از سمت مسائل اصلي به سوي برخي مسائل فرعي جلب کند. طرح مکتب ايراني، دوستي با مردم اسرائيل، اعلام پايان دوران اسلام گرايي، طرح برداشت هاي صوفي گرايانه و طريقت مآبانه از اسلام، بيان نوعي از پلوراليسم و دين جهاني و عقايد التقاطي فرهنگي (مانند نشريه خاتون) گرچه به خودي خود عقايد منحرف و خطرناکي هستند اما طرح آنها از سوي مشايي در جايگاه مشاور و همراه رئيس جمهور باعث ايجاد حاشيه سازي در مسير خدمت و حرکت رئيس جمهور مي شد آن هم رئيس جمهوري چون احمدي نژادي که بر اساس وعده خدمتگزاري با رأی بالا مورد اقبال مردم قرار گرفته بود.

امروز نيز در دولت یازدهم اگر نگاهي به مواضع برخي مشايي هاي دولت جديد بيندازيم ، شباهت هاي فراواني در عقايد اشتباه آنها با اسفنديار مشايي مي بينيم. بدون تعارف یکی از مشایی های دولت یازدهم را باید حجت الاسلام علي يونسي دانست.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:5  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:54  توسط narsis | 
ایده انتخاب روزی از سال به عنوان «روز جهانی زن» ، نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار «حق رأی برای زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در 23 فوریه 1909 پیشنهاد کردند که روز یکشنبه آخر فوریه هر سال، یک تظاهرات سراسری در آمریکا به مناسبت «روز زن» برگزار شود.

آیا معاونت زنان رئیس جمهور پیرو فمینیسم است؟ / روزی مخصوص توهین به زنان محجبه در سال 1910، دومین کنفرانس زنان سوسیالیست که «کلارا زتکین» از رهبران آن بود به مسئله تعیین «روز بین المللی زن» پرداخت.

در سال 1913 «دبیرخانه بین المللی زنان» به عنوان یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم ، «هشتم مارس» را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، به عنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد. در همان سال زنان زحمتکش و همچنین زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم «8 مارس» را به شکل تظاهرات و گردهمایی برگزار کرد.

تیتر روزنامه های فرانسوی در 8 مارس؛ حجاب اسارت است

«شادی ضابط» دانشجوی زن مسلمان در مقطع دکترای علوم ارتباطات و اطلاعات «دانشگاه استاندال گرونوبل » در فرانسه با بیان احساس واقعی خود نسبت به «روز جهانی زن» به عنوان راهکار فریبکارانه غرب در حل بحران زن، فضای واقعی حاکم بر روز جهانی زن در کشورهای اروپایی مدعی آزادی و مدافع حقوق زنان را اینگونه تشریح کرد:

"تیتر تحریک آمیز است . میدانم، اما این احساس واقعی من است ، در طی دو سه سال اخیر «هشت مارس» هر چند که « روز جهانی زن »نامیده شده باشد، روز من نیست. چون در کشوری که من در آن زندگی و تحصیل می کنم این روز ، روزی است که در آن بیشتر از هر روز دیگری  به من به عنوان زن محجبه توهین می شود. «تلویزیون فرانسه» را که در این روز و روزهای نزدیک به آن روشن می کنی یا مطبوعات را که ورق می زنی هر از چندگاهی کسانی را پیدا می کنی که از حقوق و احترام به زن حرف می زنند و در این گذار هم، یکی بر سر زن محجبه می کوبند. در این روز بیشتر از هر روز دیگری به ما یادآوری می شود که خودباخته ایم و مطیع، که نمی توانیم بفهمیم که حجاب اسارت است و مدرنیته چیز دیگری می خواهد و بنابراین باید نجاتمان داد و آگاهمان کرد. جالب اینجاست که اکثر این هایی که مشغول گفتن این حرف‌هایند، چند دقیقه قبلش معمولا ابراز خوشحالی و رضایت کرده اند که زن امروزی خودش سرنوشتش را بدست می گیرد و هر چه می کند انتخاب خودش است.

خیلی جالب است که در کشوری مثل فرانسه همه این حق را دارند که بر سرنوشت خود مسلط باشند و برای آینده خود تصمیم بگیرند و« آزادی انتخاب» از ارزش های اجتماعی محسوب می شود ، اما همین که کسانی پیدا شوند که نخواهند مطابق هنجارهای جامعه رفتار کنند، می شوند؛ خودباخته و شایسته تحقیر و توهین. ما خودباخته و مطیع نیستیم . ما انتخاب کرده ایم که اسیر و مطیع استبداد مد و زیبایی و دلربایی و روابط جنسی و دیگر نقش های از پیش تعیین شده و ارزشمند شناخته دنیای مدرن برای زن نباشم."

برگزاری جشن های 8 مارس در ایران، در ابتدا به وسیله کمونیست ها و حزب توده صورت می گرفت.

با انقلاب اسلامی ، رهبر کبیر انقلاب بطور صریح با اهداف چنین تجمعاتی به مخالفت برخاست و پس از آن، روز «ولادت حضرت فاطمه (س)» به عنوان روز زن انتخاب گشت. اما جشن 8 مارس که در سال های 58 و 59 همچنان در مجامع عمومی از جمله در دانشگاه ها و انجمن ها و بعد از آن تا قبل از 1370 به طور غیر عمومی و محدود برگزار می شد،  در سال های دهه 1370 دوباره در مجامع عمومی مطرح شد.

در سال 1377، «کنگره زن، دانشگاه، فردای بهتر» در دانشگاه تهران برگزار شد و در برخی از انجمن ها نیز این روز جشن گرفته شد.

اما اولین بار، دوسال بعد از روی کار آمدن «دولت خاتمی» بود که در فرهنگسرایی در تهران، مراسم 8 مارس به طور علنی و رسمی برگزار شد.

در سال 1378 صدها نفر از فعالان زن، جشن هشت مارس را در «خانه کتاب» برگزار کردند. سال بعد، به همت «مرکز فرهنگی زنان» هشت مارس در خانه هنرمندان جشن گرفته شد و در آن از چهار فعال سیاسی به نام های«شیرین عبادی»، «مهرانگیز کار»،«سیمین بهبهانی» و«شهلا لاهیجی» تجلیل به عمل آمد.

در سال 1380، تهران و بسیاری از شهرستان ها شاهد تجمع های هشت مارس بودند و جلسات گوناگونی در دانشگاه ها و انجمن ها راجع به معضلات زنان برگزار شد. ماهنامه زن نیز از طرف مرکز فرهنگی زنان منتشر شد.

در سال 1381، جشن هشت مارس به عنوان همایش اعتراضی با شعار زنان برای صلح، صلح برای همه در پارک لاله برگزار شد. سخنرانان این مراسم ضمن محکوم نمودن حمله آمریکا به عراق و نیز حمله به سیاست های دولت ایران، به طرح خواسته های خود پرداختند.

در سال 1382، به دعوت چند تشکل ا جمله انجمن فرهنگی زنان، کانون هستیا اندیش، انجمن ایران مهر، کانون نو اندیشان جوان و ... قرار شد که جشن هشت مارس در پارک لاله برگزار شود که از آن ممانعت به عمل آمد.

در سال 1384، تظاهراتی علنی با وجهه هایی کاملا مخالف نظام برگزار گردید و در سال 1388 بر اساس منشور 5 ماده ای آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی(که در حوزه حقوق زنان و در زمان انتخابات 1388 منتشر شده بود) در نظر گرفته شد.

فراخوان تجمع 17 اسفند 1389 مصادف با 8 مارس توسط افرادی چون شیرین عبادی، مهناز افخمی، فریبا داوودی مهاجر، لادن برومند و شادی صدر انجام شد. این دعوت بر پایه اهداف بیانیه 30 دی 1388 صورت گرفت که حمایت از همجنس بازی زنان، قانون شدن روسپیگری، و حمایت از تز چند شوهری ، به عنوان برخی از این اهداف اعلام گردیده بود. 

معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده سخنران اجلاس برابری جنسیتی

و در اسفند ماه  1393 «شهیندخت مولاوردی» ؛ معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده سخنران «اجلاس کمیسیون مقام زن» در بیستمین سالگرد اجلاس پکن شد. اجلاسی که اصل موضوع این اجلاس تحت عنوان «برابری جنسیتی» است که جمهوری اسلامی ایران به علت تناقض موضوعات «کنوانسیون منع همه اشکال تبعیض علیه زنان» با شرع و قوانین جمهوری اسلامی‌ایران به آن نپیوسته است.

در این سفر گروهی، جمعیتی بیش از صد نفر از اعضای NGOهای حوزه زنان، مولاوردی را در نیویورک همراهی می‌کنند و تاسف بارتر از همه اینکه  برخی از اعضای تیم سازمان های غیر دولتی دریافت‌کننده ویزای نامحدود سفر به آمریکا از سوابق ضد امنیتی همچون فعالیت در فتنه 88، همکاری با نهادهای بین‌المللی در سیاه‌نمایی درخصوص وضعیت زنان و کودکان ایرانی در موضوعاتی همچون ایدز، همجنس‌گرایی و روسپی‌گری و عضویت در حلقه‌های فمنیستی برخوردار هستند که کارنامه منفی آنها حساسیت زیادی در مورد مخاطرات گزارش‌های آتی آنها در اجلاس بین‌المللی نیویورک برانگیخته است.

در هیئت دولتی‌های سفر کرده به نیویورک نیز نام برخی از افراد نامرتبط دیده می‌شود که از آن جمله می‌توان به سهیلا جلودارزاده مشاور وزیر صنعت، تندگویان مشاور وزیر نفت و کرکه آبادی مدیرکل بانوان استانداری سمنان و رحمتی همسر سفیر ایران در سوئیس اشاره کرد و متاسفانه اعضای هیئت دولت جمهوری اسلامی ایران علیرغم مخالفت اسلام با برابری جنسیتی  در پنل «برابری جنسیتی مرجع ملی زنان» شرکت خواهند کرد.

با اوصافی که از روز 8 مارس بیان شد این سوال باقی است که چرا 101 نفر از زنان مسلمان ایرانی در اجلاسی شرکت می کنند که هیچگونه مناسبت و همخوانی  با شرع و قانون جمهوری اسلامی ایران ندارد و هزینه گزافی از بیت المال صرف سفری می شود که معلوم نیست چه تبعات فرهنگی اجتماعی متناقض با اصول اسلامی کشور ما داشته باشد و بجای اینکه این پول هنگفت صرف امور مهم زنان کشور شور در سفر به نیویورک به هدر خواهد رفت.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:53  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:50  توسط narsis | 

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس، در پی پخش مستند «چی بپوشیم» به کارگردانی مسعود زارعیان در برنامه مصیر از شبکه یک و پخش ناقص و سوءاستفاده از بخش هایی از آن در شبکه های اجتماعی، کارگردان این مستند «چی بپوشم» یادداشتی را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده که می توانید در زیر بخوانید:

خلاصه ماجرا این است که در اسفندماه، کلیپی 7 دقیقه ای از مستند 36 دقیقه ای «چی بپوشم» در برنامه مصیر از شبکه یک سیما پخش شد.

بلافاصله بخش هایی از این کلیپ به شکل هدفمند در فضای مجازی قرار گرفت؛ صراحت فیلم در بیان مسائل اجتماعی باعث شد این تصاویر به سرعت در صفحه های مختلف بازنشر شود و طی مدت کوتاهی چندصد هزار بازدید کننده پیدا کند؛ همچنین موضوع بحث برخی شبکه های اجتماعی شده و نظرات و بازخوردهای بیشماری را در پی داشته باشد.

فیلمساز باید حرفش را با فیلمش بزند، ولی چون بخش زیادی از فیلم دیده نشده، مجبور به توضیح مختصر چند نکته هستم.
اول خطاب به مخاطبان؛ همه می دانیم یکی از وظایف رسانه بازتاب دلسوزانه مسایل اجتماعی است برای یافتن راه حل؛ نه قضاوت یک طرفه و به دور از واقعیت.

نمایش این فیلم با موضوع مهم حجاب و پوشش زنان ایرانی در رسانه ملی باز هم ثابت کرد که برای دیدن واقعیات اجتماعی نیاز به رسانه های وابسته خارجی و خبرنگاران خارج نشین نداریم؛ ما می توانیم با نگاه منصفانه و در نظر گرفتن جوانب مساله، در رسانه های داخلی به سوی حل آن حرکت کنیم، همین طور که «چی بپوشم» از شبکه یک و دو سیما پخش شد و امثال آن باز هم پخش خواهد شد.

پس اگر به دنبال دیدن مسائل جامعه مان هستیم به رسانه دلسوز خودمان اعتماد کنیم نه به رسانه هایی که با دلار و پوندهای دشمنان تاریخی ایران اداره می شوند.
دوم خطاب به مسئولان؛ این فیلم بالاخره پخش شد. پس از ده ها بار بازبینی و چندین بار اصلاح هنگام مونتاژ. مدتی به آرشیو محرمانه رفت و برگشت و بالاخره پخش شد و این حاصل ایستادگی فیلمساز بر حق مخاطبان فیلم و سعه صدر مدیران بود. پس می شود به فیلمساز داخلی اعتماد کرد و کمتر سخت گرفت، تا اگر بناست حرفی گفته شود توسط فیلمسازی گفته شود که اینجا نفس می کشد و از این مردم و برای این مردم فیلم می سازد.

سوم خطاب به منتشرکنندگان فیلم؛ اگر واقعا دغدغه ای نسبت به آزادی های علنی و یواشکی زنان ایران دارید، بدترین راه ممکن را برای تحقق آن انتخاب کرده اید. جوسازی و ایجاد موج های مخرب فرهنگی و قرار دادن مردم مقابل هم و تشویق مردم به رفتار غیرقانونی، چیزی جز هرج و مرج و شکاف فرهنگی به دنبال نخواهد داشت.
اگر دلسوز هستید، دنبال راه های گفت وگوی آرام و منطقی باشید، نه شعار و جنجال و تخریب.
والسلام علی من اتبع الهدی
به گزارش فارس می توانید این مستند را در اینجا ببینید.
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:46  توسط narsis | 
محسن مس چی، معاون امور بین الملل مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، در گفت وگو با خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) با اشاره به این موضوع که 80 درصد از سرمایه گذاران شبکه های رسانه ای صهیونیست ها هستند، اظهار کرد: در کتاب «جهان زیر سلطه صهیونیست» عنوان شد که همه جریان اخبار و اطلاعات در جهان از طریق جهار خبرگزاری مهم دنیا همچون رویترز، فرانس پرس، اسوشیتد پرس و یونایتد پرس به تبادل اخبار و اطلاعات پرداخته می شود.

وی ادامه داد: عجیب ترین موضوع این است که 80 درصد از سرمایه گذاران این شبکه های رسانه ای صهیونیست ها هستند یعنی 80 درصد جریان اخبار و اطلاعات در دنیا جریان صهیونیستی و معارض با اندیشه های الهی است.

مس چی افزود: امروزه شبکه های اجتماعی می توانند کارهای بسیار مفید، مؤثر و ارزشمندی را در اجتماع بنیانگذاری می کنند و بسیار تأثیرگذار هستند. متأسفانه هم اکنون شرایطی پیش آمده است که جهان استکبار بر این شبکه های اجتماعی تحمیل شده اند و عمدتا سرمایه گذاران آنها سرمایه گذاران صهیونیسیتی هستند و اهداف غیرانسانی دارند و اهداف مالی و تجاری برایشان مهم است به همین دلیل شبکه های اجتماعی مسیر را برای فعالیت گروه های متخلف و سوءاستفاده گر باز کرده اند.

دشمن به خوبی از شبکه های اجتماعی استفاده می کند
معاون امور بین الملل مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی تصریح کرد: امروزه گروه های جدیدی به نام بوکوحرام، داعش و ارتش آزاد و ... بسیار فعال شده اند و یکی از بزرگترین روش کاری و مؤثرترین ابزارشان شبکه های اجتماعی، صنعت رسانه ای و تبلیغات است که آنها از این ابزارها استفاده می کنند.
 
 
وی با اشاره به فعالیت شبکه اجتماعی خلیفه بوک تصریح کرد: متأسفانه اعضای این شبکه به نام های حقیقی شناخته نمی شوند و همگی با نام های مستعار فعالیت می کنند. البته این شبکه اجتماعی از موتور جستجوگر بسیار ضعیفی برخوردار است اما با حمایت جهان استکبار در آینده تقویت خواهند شد.

مس چی اظهار کرد: خلیفه بوک در مقابل امامت است و اسلام، خلیفه گری را در مقابل انسان امامت و ولایت مطرح کرده اند که اینها نشان دهنده تعرض این اندیشه به اندیشه ولایت و امامت است و درواقع همان امتداد خط تاریخی مسیر اشتباهی است که امروز به خلیفه بوک رسیده اند. آنها از همین شبکه های اجتماعی در جهت کارهای خلاف در راستای تبلیغ استفاده می کنند که البته همه این شبکه ها قابل شناسایی و قابل ردیابی و حذف است اما جهان استکبار و آمریکا و کشورهای غربی کاملا از این ها حمایت می کنند، اما به نتیجه نخواهند رسید.

بهترین راه مقابله با خلیفه بوک، استفاده از ابزارهای تبلیغاتی است
وی بیان کرد: ما به عنوان کشوری که طلایه دار انقلاب، امامت و ولایت است باید از این شبکه های اجتماعی و تبلیغات رسانه ای و از رسانه های مختلف جهان، اینترنت، مطبوعات به نفع عالی استفاده کنیم. رشد و گسترش شبکه های اجتماعی مثبت و در مسیر امامت و ولایت و در مسیر اسلام صحیح و تقویت و حمایت از آنها در نقاط مختلف دنیا می تواند بهترین کار در مقابله شبکه های اجتماعی همچون خلیفه بوک باشد.
 
 
مس چی اظهار کرد: ما باید برای گروه های مختلف اجتماعی شبکه های اجتماعی داشته باشیم تا بتوانیم در این شبکه ها به ترویج اندیشه ناب محمدی بپردازیم.

وی ادامه داد: اشغال فیزیکی، نظامی و حمله های فیزیکی و مسائل اینچنینی در گذشته های تاریخی انجام می شده است که جای خود را امروزه از دست داده است و امروزه کسی که می خواهد حکومت کند، حتما باید از این ابزار به خوبی و در جهت صحیح استفاده کند که مهم ترین وجه پیروزی استفاده از این ابزار است.
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:45  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:56  توسط narsis | 
 

فرهنگ نیوز، مهرداد بذرپاش نماینده مردم تهران و عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به اقدام دولت در حذف نماد هسته‌ای کشورمان از اسکناس‌های 5 هزار تومانی به فارس اظهار داشت: تغییر شکل اسکناس مصداق الکی مثلاً یک کاری کرده‌ایم، است که امیدواریم این الکی مثلاًها راجع به صنعت هسته‌ای کشورمان در مذاکرات اینگونه اتفاق نیفتد.

تغییر شکل اسکناس؛ «الکی مثلاً یک کاری کرده‌ایم»
وی افزود: صنعت هسته‌ای ما الکی مثلاً صنعت هسته‌ای نیست که که بشود با آن شوخی کرد بلکه یکی از مؤلفه‌های غرورآفرین کشور است.

نماینده تهران در مجلس همچنین تصریح کرد: امیدواریم نیت سیاسی در بنفش کردن اسکناس 5 هزار تومانی وجود نداشته باشد، امیدواریم نیت سیاسی در میان نباشد که خیلی بد است با پول بیت‌المال اینگونه رفتار کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:56  توسط narsis | 
گروه طنز رجانیوز - محمدرضا شهبازی:
یکی از نماینده‌های مجلس چند روز پیش گفته بود که مقدار قابل توجهی از پولهای آزاد شده توافق ژنو با «چمدان» از کشور خارج شده است. خبرنگاری هم همین موضوع را از آقای سیف، رییس بانک مرکزی پرسیده است. طبق روایت سایت شبکه خبر(اینجا)، حاصل این سوال و جواب این بوده است:
 
خبرنگار: آیا بانک مرکزی خروج چمدانی ارزهای توافق ژنو ازکشورمان را تائید می‌کند یا خیر؟
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند.
خبرنگار: آیا خروج این ارزها در راستای تعادل بازار بوده است؟
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
 
اگر این خبرنگار و سایر خبرنگارها و حتی سایر افرادی که خبرنگار هم نیستند بیشتر از این گیر می‌دادند و در آن روز سوالهای دیگری هم می‌پرسیدند احتمالاً چنین اتفاقاتی می‌افتاد:
 
روز – داخلی- ادامه جلسه پرسش و پاسخ
 
خبرنگار: آیا بانک مرکزی خروج چمدانی ارزهای توافق ژنو ازکشورمان را تائید می‌کند یا خیر؟
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
خبرنگار: با زنبیل خارج شده است؟!
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
خبرنگار: با زنبیل وارد شده است؟
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
خبرنگار: زنبیل و ساک و چمدان و بقچه نکته انحرافی قضیه بوده است؟
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
خبرنگار: موفق باشید!
آقای سیف: حتماً بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
 
روز – خارجی – دمِ درِ بانک مرکزی
 
عابر پیاده ‌(در حالی که به خودش می‌پیچید): آقا ببخشید سرویس بهداشتی کدوم وره؟
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
عابر پیاده(در حالی که بیشتر به خودش می‌پیچید): چی؟
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
عابر پیاده(در حالی که قرمز شده است): آقا مسخره بازی در نیار... ریخت!
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
عابر پیاده: (در حالی که دیگر به خود نمیپیچد!): بیا... دیدی ریخت!
آقای سیف: گفتم که بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
 
 
روز – خارجی – جلوی پارکینگ خانه
 
خانم (خانمی میانسال در حالی که دست پسر کوچکی را در دست دارد): ببخشید آقا ساعت چنده؟
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
خانم: چنده؟
آقای سیف: بانک مرکزی بدجور به وظایف خود عمل می‌کند!
خانم (در حالی که دارد دست پسرش را می‌کشد و می‌دود تا زودتر دور شود): وا... خدا مرگم بده... ببین گرونی چه به روز مردم آورده... پس چی میگفتن تورم صفر شده؟!
 
شب – داخلی – پذیرایی
 
پسر: بابا مدیرمون گفته فردا دویست هزار تومن بیاریم مدرسه واسه حق برنامه‌های فوق العاده در زنگ تفریح. خودمم ۵۰ تومن لازم دارم.
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
پسر: ببین بابا من مثل اون خبرنگارها نیستم اینطوری بپیچونیم ها!
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
پسر: من هم باشم مدیرمون اونطوری نیست! حالا خروج اونهمه پول رو پیچوندی و چیزی نگفتی اما مدیرمون این دویست تومن رو از حلقومت میکشه بیرون... خود دانی...
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:55  توسط narsis | 
 
تابناک: حاج ابراهیم همت از آن دست شهداست كه هر چه درباره‌اش گفته و نوشته شود، باز هم سخنان تازه و نكاتی می‌توان از آنها به دست آورد؛ «تابناک»، در روزهای پایانی سال که اتفاقا همزمان با سالگرد شهادت سردار سرافراز سپاه اسلام است، گزارشی از زندگی حاج ابراهیم همت را برای مخاطبان ارائه می‌کند.
 
شهید «محمد ابراهیم همت» در دوازدهم فروردین ۱۳۳۴ در «شهرضا»، یکی از شهرهای استان «‌اصفهان» در خانواده‌ای مستضعف و متدین به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۲ وارد دانشسرای اصفهان شد و پس از دریافت مدرک تحصیلی فوق دیپلم، به سربازی رفت. در حین سربازی و پس از آن، روی به مبارزه با رژیم طاغوت آورد و با گروه‌های مبارز مسلمان مرتبط شد.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همت فعالیت‌های خود را گسترش داد؛ «کمیته انقلاب اسلامی» را در «شهرضا» راه‌اندازی كرد و با كمك دوستانش، هسته اولیه «سپاه» شهر را شكل داد. در اواخر سال ۱۳۵۸، بر حسب ضرورت، به «خرمشهر» و سپس به «بندر چابهار» و «کنارك» و استان «سیستان و بلوچستان» رفت و به فعالیت‌های گسترده فرهنگی پرداخت.
 
در خرداد سال ۱۳۵۹ به منطقه «کردستان» فرستاده شد و بنا بر آماری که از یادداشت‌های آن شهید به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر ۱۳۵۹ تا دی ماه ۱۳۶۰ (با فرماندهی مدبرانه او)، ۲۵ عملیات موفق در خصوص پاک‌سازی روستاها از وجود اشرار، آزادسازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ضد انقلاب داشته است.
 
 
پس از آغاز جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق، شهید «همت» به صحنه کارزار وارد شد و در سالیان حضور در جبهه‌های نبرد، خدمات شایان توجهی از خود بر جای گذاشت و افتخارها آفرید و به همراه شهید حاج احمد متوسلیان، تیپ محمد رسول‌الله (ص) را تشکیل داد و در عملیات «‌ فتح‌المبین» مسئولیت بخشی از عملیات، به عهده این سردار دلاور بود. در عملیات پیروزمندانه «‌بیت‌المقدس» در سمت معاونت تیپ محمد رسول‌الله (ص) فعالیت كرد. با آغاز عملیات «‌رمضان» در تاریخ ۲۳/۴/۶۱ در منطقه «شرق بصره»، فرماندهی تیپ ۲۷ حضرت رسول (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا هنگام شهادتش در سمت فرماندهی آن انجام وظیفه كرد. 
 
در « والفجر مقدماتی» مسئولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل« لشکر ۲۷ حضرت محمد رسول‌الله (ص)، ‌لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدالشهدا (ع)» بود را بر عهده گرفت و سرانجام در عملیات خیبر، در جزیره مجنون، و در هفدهم اسفند ۱۳۶۲، این جان ناآرام و شیدا، بهانه وصل به معبود را با تركشی كه بر پیكرش نشست، پیدا كرد و شهد دلنشین شهادت را لاجرعه سر كشید. خدایش با اولیا محشور گرداند.
 
آنچه در ادامه می خوانید خاطراتی در خصوص این شهید بزرگوار است که گویای معنویت و اتصال ایشان به خداوند متعال و همچنین توانایی های شگرف این فرمانده دلاور و نام آور ایران اسلامی می باشد.
 
در اوائل مهرماه سال ۱۳۶۱، محمد ابراهیم همت به طور همزمان در دو سِمَت منصوب شد: هم به عنوان فرمانده لشکر نصر؛ متشکل از تیپ های ۲۷ محمد رسول الله (ص)، ۳۱ عاشورا، ۲۱ امام رضا(ع) و ۱۸ جواد الائمه(ع)، و هم به عنوان فرمانده ی سپاهی قرارگاه عملیاتی ظفر. در این عملیات، به صوابدید همت، مسئولیت فرماندهی تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) را که تحت امر قرارگاه ظفر قرار گرفته بود، رضا چراغی عهده دار شد.
 
همت با آن که به اقتضاء مسئولیت جدید خود، باید در قرارگاه هدایت عملیات را به عهده می گرفت، اما از هر فرصتی برای سرکشی به رزمندگان بسیجی سود می جست. چه این که در شب نهم مهرماه قید ماندن در قرارگاه را زد و برای بدرقه ی گردان های عازم حمله، به سنگر دیدگاه مشرف به نقطه ی رهایی نیروها آمد.
 
یکی از کادر های ارشد اطلاعاتی تیپ ۲۷ در عملیات مسلم بن عقیل(ع)، در شرح این واقغه می گوید:
 
« ... شب عملیات مسلم بن عقیل در دیدگاه ایستاده بودم. حاج همت و دیگر برادران هم حضور داشتند. بی سیم کار می کرد. اوضاع شلوغ بود و گردان ها از نقطه ی رهایی عبور کرده بودند. حاج همت ساکت و آرام به آسمان خیره شده بود و اشک می ریخت.
 
کمتر کسی به ایشان توجه داشت. همه سرگرم کار خودشان بودند. از حالت حاجی تعجب کردم. ابتدا به خودم اجازه ندادم چیزی بپرسم، اما طاقت نیاوردم. جلو رفتم، حال او را جویا شدم. حاج همت به بالا اشاره کرد و گفت: خوب به ماه نگاه کن. به آسمان نگاه کردم. به نظر می رسید ماه در حال حرکت است. حاج همت ادامه داد: ماه، لحظه به لحظه، نیروهای ما را همراهی می کند. جایی که نیروها در معرض دید دشمن قرار می گیرند، ماه زیر ابر می رود و جایی که از دید دشمن خارج می شوند و نیاز به روشنایی دارند، ماه از زیر ابرها بیرون می آید و همه جا را روشن می کند.
 
از آنجا که حاجی اعتقاد شدیدی به امدادهای غیبی و رهبری عملیات از سوی آقا امام زمان (عج) داشت، به شدت منقلب شده بود و طاقت نیاورد. از پشت بی سیم به فرمانده گردان ها ندا داد تا به حرکت ابرها و ماه توجه داشته باشند. چند دقیقه بعد، صدای فرماندهان از پشت بی سیم به گوش رسید، آن ها هم از شوق، گریه می کردند.»
 
از نهم مهر، تا بیست و پنجم آبان ۱۳۶۱، به مدت بیش از چهل و پنج شبانه روز، همت و رزمندگان خاکی پوش تحت امرش، طی دو عملیات پی در پی مسلم بن عقیل و زین العابدین(ع)، جنگی سخت و از حیث موانع طبیعی منطقه ی کوهستانی سومار؛ بسیار پیچیده را تجربه کردند. به رغم آنکه اهداف اصلی این عملیات تامین نشدند، اما؛ نفس استقرار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بر ارتفاعات مشرف به شهر مندلی عراق و بزرگراه استراتژیک مندلی- بغداد ، برای رژیم متجاوز صدام حسین، که در آن ایام خود را برای برگزاری هفتمین دور اجلاس سران جنبش عدم تعهد در پایتخت عراق مهیا کرده بود، به منزله ی تهدیدی حیثیتی به شمار می آمد. در همین رابطه، مسئول وقت واحد اطلاعات- عملیات تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) می گوید:
 
«... همت به هیچ وجه یک فرمانده تک بعدی و یک جانبه گرا نبود. چه اینکه نگاهش، صرفا به گرفتن یک موضع و چند قله از تصرف دشمن، محدود نمی شد و دیدیم که بعد از مسلط شدن بچه ها بر ارتفاعات مشرف به مندلی، بلافاصله در صدد برآمد از این موفقیت تاکتیکی نظامی، بهره برداری رسانه ای استراتژیکی به عمل بیاورد. روی همین حساب هم، بلافاصله در جایگاه فرمانده قرارگاه ظفر، ترتیبی داد که تمامی نمایندگان آژانس های خبری خارجی مقیم تهران را، برای بازدید از موفقیت نظامی، به محور سومار دعوت کنند. 
 
اول برای خبرنگارهای خارجی در قرارگاه ظفر یک نشست توجیهی ترتیب داد که طی آن، خودش داخل سوله، پای نقشه ی منطقه ی عملیات ایستاد و گزارش جامعی از نحوه ی تک و چگونگی حمله را به آن ها داد. بعد هم همه را با خودش به سنگر دیدگاه مشرف بر شهر مندلی و جاده ی مندلی- بغداد برد و تک تک آن ها را با دوربین ۱۲۰*۲۰ توجیه کرد و در مصاحبه ای هم که با او داشتند، گفت: ما، ماه هاست به کشورهای عضو جنبش عدم تعهد هشدار داده ایم که پایتخت عراق برای میزبانی اجلاس عدم تعهد از امنیت برخوردار نیست، ولی هشدار مار را جدی نگرفتند. حالا که شما نماینده های خبرگزاری های بین المللی در اینجا، با چشم های خودتان دیدید که اتوبان مندلی- بغداد در تیررس نیروهای ایرانی قرار گرفته، بار دیگر به مجامع جهانی اخطار می کنیم که بغداد برای برگزاری آن کنفرانس، به هیچ وجه امن نیست!
 
الغرض؛ نتیجه این شد که بعد از انعکاس این مانور ژورنالیستی همت در رسانه های آمریکای و اروپایی، کشورهای عضو جنبش عدم تعهد رسما اعلام کردند که به دلیل نا امنی بغداد، بهتر است کشور دیگری این اجلاس را برگزار کند و میزبانی اجلاس، به هندوستان محول شد. لذا، داغ رهبری کشورهای عدم تعهد برای چهار سال آینده ( یعنی ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶ ) بر دل سیاه صدام ماند... همت چنین اعجوبه ای بود آقاجان! » 
 
البته لازم به ذکر است که عملیات مسلم بن عقیل و مانور تبلیغاتی حساب شده ی همت بر روی اشراف نیروهای ایرانی بر اتوبان مندلی- بغداد، در تلفیق با یورش شهادت طلبانه ی عقاب تیز پرواز نیروی هوایی ارتش جمهور ی اسلامی، خلبان شهید عباس دوران به هتل بین المللی الرشید بغداد در تیرماه سال ۱۳۶۱ بود که موجبات باور پذیری اخطار های ایران برای لغو برگزاری اجلاس سران جنبش عدم تعهد در عراق را فراهم آورد.
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:53  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز: چندی پیش روزنامه شرق، به گفت و گوی عزت الله ضرغامی رییس سابق رسانه ملی با خبرگزاری ایلنا اشاره کرد و بر اساس آن آورده بود: «ضرغامی» به رفتارجناحی رسانه‌ملی اعتراف کرد. آنچه تاکنون منتقدان می‌گفتند و مدیران رسانه‌ملی کتمان می‌کردند حالا بر زبان مدیرعامل سابق صداوسیما جاری شده ‌است. او در پاسخ به این سوال که از اصلی‌ترین انتقادات به ریاست شما در سازمان صداوسیما نادیده گرفتن یک جناح سیاسی در برنامه‌های رسانه‌ملی است، به ایلنا گفت: «آن مساله در چارچوب اهداف صداوسیما بود.» این درحالی ‌است که او در یکی از آخرین اظهار نظرهای دوران ریاستش بر صداوسیما گفته ‌بود: «رسانه‌ملی با حفظ استقلال که یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ١٠ساله صداوسیماست و عدم تاثیرپذیری از جریان‌های سیاسی، نقش مهمی در همگرایی آحاد جامعه در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی داشته است.»

هر چند این اظهارات خیلی زود از سوی ییس سابق رسانه ملی تکذیب شد و وی در این رابطه گفت که «بنای حذف هیچ جریانی در دوره من در صداوسیما نبوده است. من معتقدم مشی و سیاست‌های سازمان همواره براساس مصالح ملی، منافع عمومی و رعایت سیاست‌های کلان نظام و دستگاه‌های مسوول در قوای سه‌گانه انجام گرفته و اقدام رسانه ملی همواره همین بوده است؛ لذا حذف هیچ جریانی مورد تایید من نیست. هرگز حذف یک جریان سیاسی را تایید نمی‌کنم. مثال‌های فراوانی برای تصدیق این موضوع وجود دارد...  که برنامه‌های پخش‌شده در مقاطع انتخابات این ادعا را ثابت می‌کند.» اما سودجویی روزنامه شرق از یک مصاحبه و تحلیل و تفسیری که این روزنامه اصلاح طلب بر اظهارات تکذیب شده رییس سابق رسانه ملی رفته، جای بسی تامل و مداقه دارد. نکته قابل توجه اینکه مشابه همین مطلب و با دقیقا همین رویکرد، نیمی از صفحه نخست روزنامه آرمان را نیز از آن خود نمود.

«شرق» که اظهارات تکذیب شده ضرغامی را به عنوان بهانه ای برای تحت فشار قرار دادن مدیریت جدید صدا و سیما قرار داده، در ادامه گزارش خود اینگونه می آورد: «بسیاری معتقدند روندی که صداوسیما در دوران مدیریت ضرغامی طی کرد آن را بیش‌ازپیش از یک رسانه‌ملی به یک رسانه جناحی بدل کرد. پس از روی‌کارآمدن دولت نهم قیاس میان برخورد دوگانه رسانه عمومی با دولت اصلاحات و دولت وقت بسیار ساده‌تر شد. رسانه‌ملی در فقدان رسانه‌های فراگیر و نبود تریبون برای گفت‌وگوی گرایش‌های فکری غیراصولگرا با مردم، به وارونه‌نمایی اقدامات دولت احمدی‌نژاد در جهت بی‌نقص‌جلوه‌دادن آن می‌پرداخت. اوج عملکرد جناحی صداوسیما را می‌توان در مناظرات انتخاباتی سال ٨٨ دید. بسیاری معتقدند مدیریت مناظرات و ندادن فضا و امکان پاسخگویی به آنهایی که نامشان در مناظرات آمده‌ بود، اوج رفتارهای جناحی این رسانه ‌بود.»

«شرق» که اصرار دارد رسانه ملی ضرغامی را در اختیار جریان اصولگرایی نشان دهد در ادامه می آورد: «رویکرد صداوسیما به اصلاح‌طلبان نادیده‌انگاشتن این جریان و چهره‌های اصلی آن بود، اما برای احمدی‌نژاد و دولتش هم این در، روی یک پاشنه نچرخید و دوران ماه عسل آنها هم بالاخره به سرآمد. هرچه زاویه دولت دهم از اصولگرایان بیشتر می‌شد نگاه رسانه‌ملی به دولت، همتراز با آن تغییر می‌کرد. دولت پیشین که ابتدا به‌شدت مورد حمایت رسانه جناح اصولگرا بود هم رفت و دولت اعتدال و امید آمد. رسانه‌ملی اما انگار میل چندانی به «روحانی» هم نداشت که بارها از سوی این دولت از همان ابتدا مورد انتقاد قرار گرفت.»

تمامی تحلیل های این روزنامه منتسب به اصلاح طلبان در حالی است که کمتر کسی است که فراموش کند نگاه رسانه ملی به دولت احمدی نژاد (علی الخصوص دولت دهم) نگاهی چالشی و انتقادی بود و انتقادات وارده به دولت دهم، انتقاد به عملکرد و نقاط ضعف بود نه انتقاد از جریان و بازی های سیاسی!

برخورد رسانه ملی در دوران ضرغامی دقیقا همان نقطه مطلوب بود: «عملکرد مثبت مورد حمایت و نقاط ضعف به بوته نقد کشیده شود».

البته بر کسی پوشیده نیست که متاسفانه برخی دولتمردان ما (چه در دولت قبلی و چه در دولت فعلی) برخلاف شعارهای زیابی نقدپذیری، رابطه خوبی با شنیدن انتقادات ندارند و همین امر نیز موجب می گردد که انواع برچسب ها بر پیشانی منتقدان چسبنده شود.

تخریب دوران ضرغامی با چه هدفی؟!

اما در این بین یک سوال پیش می آید و آن اینکه، حال که ضرغامی مدیریت رسانه ملی را به فردی دیگر تحویل داده و از ساختمان شیشه ای عزیمت کرده، چه لزومی بر نبش قبر و تحت فشار قرار دادن وی در زمان ریاستش بر صدا و سیما وجود دارد؟!

اگر مخاطب تنش هایی که بین دولت یازدهمی‌ها و سازمان صدا و سیما را پس از جلوس روحانی بر ساختمان پاستور، خوب به یاد داشته باشد؛ پاسخ به سوال فوق چندان سخت نمی شود.

اصلاح طلبان و اعتدالیون در عمر حدود یک ساله ای که با ضرغامی مجبور به همکاری و مشترکات اداری بودند، بارها و بارها با رسانه ملی به تعارض و تنش رسیدند که یکی از این تنش ها تاخیر حدود یک ساعته در یکی از گفت و گو های رییس جمهور با مردم بود و دولتی ها اصرار داشتند که مجری منتخب آنها می بایست در برابر آقای رییس جمهور قرار بگیرد اما رسانه ملی حق انتخاب مجری را برای خود قائل بود.

البته این یکی از تنش هایی بود که طی این مدت رسانه ای شد و به میان مردم آمد اما منابع آگاه بارها و بارها از ساختمان پاستور خبر آوردند که رییس رسانه ملی چندان بر طبق میل دولتی ها گام بر نمی دارد! اما هیچ گاه به این سوال پاسخ ندادند که مگر رسانه ملی در اختیار دولت است که می بایست بر طبق میل و سیاست های آن جرکت نماید؟!

گذشت و گذشت تا اینکه سرافراز جای ضرغامی را در رسانه ملی گرفت. هر چند اصلاح طلبان از چندی قبل از تغییرات در ساختمان شیشه ای، فشار را بر رییس جدید آغاز کرده بودند و بعضا این فشارها طعم تهدید نیز به خود می گرفت، اما پس از حضور سرافراز در جام جم نیز همان فشارها با ادبیاتی دیگر مانند اینکه «امیدواریم شاهد اتفاقات گذشته در رسانه ملی نباشیم»، ادامه یافت و همراهان دولت جنس فشار خود را تغییر دادند لیکن با لحنی متفاوت به استقبال رییس جدید رسانه ملی رفتند.

حال و پس از گذشت چند ماه از مدیریت سرافراز در سازمان صدا و سیما، اصلاح طلبان با انتقادهای تند از مدیریت قبلی این سازمان عملا می خواند اینگونه به مدیریت جدید القا کند که حق ندارد روند قبلی را در مدیریت خود حاکم کند!

شاید از نگاه ژورنالیستی و عوام اینگونه ادبیات چندان صحیح نباشد و اصلاح طلبان و حتی حامیان دولت در جایگاهی نباشند که برای سازمان صدا و سیما خط و نشان بکشند و آن را از حق و حقوق خود مطلع سازند، اما سبقه تاریخی اصلاحات بخوبی نشان می دهند که آنها هرجا که منافع شان به خطر بیفتد حاضرند دست به یقه شده و حتی مجلس شورای اسلامی را نیز رو به انحلال سوق دهند!

به نظر می رسد اصلاح طلبان که این روزها «از اینجا مانده و از آنجا رانده» شده اند و دولت روحانی نیز چندان روی خوشی به آنها نشان نمی دهد، بیش از پیش احساس خطر کرده و پس از مناصب دولتی و اجتماعی و شهری، اکنون به فکر نفوذ در سازمان صدا و سیما افتاده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:52  توسط narsis | 
 

رجانیوز: در حالی که رسانه های خبری و کارشناسان از توافقات شفاهی ایران و آمریکا برای امضای توافق سیاسی تا پایان ماه مارس خبر می دهند ، وزیر امور خارجه فرانسه همانند توافق ژنو اعلام کردت عهداتی که ایران پذیرفته کافی نیست.

وزیر خارجه فرانسه با بیان اینکه دور جدید مذاکرات هسته ای در حالی قرار است ۲۴ اسفندماه برگزار شود که مقامات ایرانی و آمریکایی حصول توافق اولیه تا پایان ماه مارس را بسیار نزدیک عنوان کرده اند. این در حالی است که طبق یک طراحی اولیه، تیم ایرانی در مدت نزدیک به دو سال، سعی کرده با راهبرد مذاکرات را ادامه دهد که ابتدا طرح اولیه توافق را با امریکا در جلسات متعدد دو جانبه جمع بندی کرده و در نهایت در جمع کشورهای ۱+۵ به بحث بگذارد تا توافق اولیه ایران و امریکا به توافق نهایی همه طرف ها منجر شود، رویکردی که البته موجبات دلخوری برخی طرف های حاضر در مذاکرات را نیز به دنبال داشته است.

با این حال در دور نهایی مذاکرات مقدماتی که موجب به امضاء توافق ژنو شد، فرانسه در یک تقسیم کار کاملا آشکار در جلسه مشترک ۱+۵ طرح اولیه مورد توافق ایران و امریکا را نپذیرفت تا بر این اساس امکان دریافت امتیازاتی بیش از آنچه در جلسات مشترک ایران و امریکا به تصویب رسیده بود، برای امریکا و غرب فراهم شود، تاکتیکی که البته جواب داد و موجبات افزایش سطح امتیازات طرف مقابل شد.

در همین حال به نظر می رسد فابیوس در آخرین ماه های باقیمانده به پایان مهلت تمدید توافق، نقش مشابهی را برای خود در نظر گرفته است، چنانکه  وزیر امور خارجه فرانسه امروز نسبت به مذاکرات اخیر ظریف و کری واکنش نشان داد و در این باره گفت: تعهدات ایران (برای توافق جدید) به شش قدرت جهانی کافی نبوده و به کار بیشتری نیاز است.

وزیر خارجه فرانسه با بیان اینکه "ما طرفدار یک توافق قطعی هستیم. اما در حال حاضر مشکلاتی وجود دارد" گفته است: «در مورد تعهداتی که  دولت ایران باید نسبت به حجم و سطح غنی سازی، حوزه نظارت و مدت زمان محدودیت برنامه هسته‌ای بدهد، کمبودهایی وجود دارد که باید مورد بحث قرار گیرند.»

این در حالی است که بر اساس سیاست مذاکراتی دولت و وزیر امور خارجه، طرف ایرانی برای حصول نتیجه در توافق هسته ای ابتدا در فکر بستن با آمریکا است و پس از توافق ایجاد شده میان ایران و آمریکا، متن مورد توافق به سایر کشورهای ۱+۵ ارائه می شود تا سند نهایی به امضای ۷ کشور برسد.

چنین سیاستی در طول مذاکرات هسته ای به ریاست محمد جواد ظریف پیگری شده است و اولین نتیجه آن توافق ژنو در سوم آذر سال گذشته بود. اما دو هفته پیش از امضای توافق ژنو و در حالی که رسانه های خبری از توافق آمریکا و ایران برای دستیابی به توافق هسته ای خبر داده بودند و قرار بود این توافق به امضای وزرای امور خارجه دیگر کشورها برسد، لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه با حضور در محل مذاکرات مخالفت خود را با امضای توافق هسته ای اعلام کرد.

استدلال فابیوس این بود که هیچ اعتمادی به ایران وجود ندارد و ایران برای اینکه حداقل اعتماد ایجاد شود باید گام های بسیار بزرگی بردارد.

این موضع گیری فرانسه سبب شد که امضای توافق ژنو دو هفته به تاخیر بیافتد و طی دو هفته تیم ایرانی مجبور شد این بار نه برای جلب نظر آمریکا بلکه برای جلب رضایت فرانسوی ها امتیازات بیشتری را واگذار کند.

این "بازی دیپلماتیک"، که غربی ها از آن نتیجه گرفتند بار دیگر در آستانه توافق سیاسی (مرحله اول) در حال تکرار است.

در حالی که گفته می شود مقامات آمریکایی با ایجاد محدودیت های بسیار گسترده تر از آنچه که در توافق ژنو علیه برنامه هسته ای ایران اعمال شده، در مرحله اول به دنبال توافق بر روی کلیات هستند و طرف ایرانی برای آنکه این توافق به امضا برسد این محدودیت های را پذیرفته با این حال، لوران فابیوس بار دیگر وارد میدان مذاکرات شده است و از کافی نبودن تعهدات جدید ایران گلایه کرد.

حال اگر تیم هسته ای بخواهد بر مبنای همان سیاست توافق ژنو عمل کند بار دیگر باید برای جلب رضایت فرانسوی ها تعهدات بیشتر از آنچه که در دیدار با طرف آمریکایی پذیرفته، بپذیرد.

ظریف اظهارات اوباما را تایید کرد؟

هر چند فابیوس اعتقاد دارد محدودیت های ایجاد شده برای ایران در نتیجه مفاد توافق مرحله اول کافی نیست، با این حال وزیر امور خارجه ایران به صورت ضمنی اظهارات اوباما مبنی بر اعمال محدودیت های ۱۰ ساله برای برنامه هسته ای ایران را تایید کرد.

محمد جواد ظریف روز پنج شنبه ۱۴ اسفند در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی "سی‌ان‌ان" اظهار داشت که ایران احتمالا پیشنهاد اعمال محدودیت ۱۰ ساله در برخی از جوانب برنامه هسته‌ای خود را بپذیرد. وی از دادن جزئیات بیشتر در این مورد خودداری کرد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، کریستین امانپور خبرنگار سی‌ان‌ان در رابطه با اظهارات چند روز گذشته باراک اوباما مبنی بر لزوم توقف ۱۰ ساله برخی از فعالیت‌های حساس هسته‌ای ایران از آقای ظریف سوال کرد که وزیر خارجه ایران در پاسخ گفت: «بستگی دارد که این موضوع را چگونه تعریف کنید، اگر توافقی صورت بگیرد، ما (ایران) آماده‌ایم که برخی محدودیت‌های مشخص برای یک بازه زمانی معین را قبول کنیم، اما من نمی‌خواهم جزئیات مذاکرات را در رسانه‌ها مطرح کنم».

رییس جمهور آمریکا روز ۱۲ اسفند در مصاحبه با خبرگزاری رویترز گفته بود که حصول توافق نهایی اتمی با ایران مستلزم این است که جمهوری اسلامی دستکم به مدت ۱۰ سال فعالیت‌های هسته‌ای حساس خود را کنار بگذارد و غرب هم بتواند از توقف این فعالیت‌ها مطمئن شود.

 نخست وزیر رژیم صهیونیستی در بخشی از اظهاراتش در کنگره  درباره جزییات توافق نهایی گفت: امتیاز دوم توافقی که قرار است با ایران به امضا برسد برداشتن تمام محدودیت‌ها از فعالیت هسته‌ای ایران «پس» از ۱۰ سال است.

انگونه که از اظهارات مقامات داخلی و خارجی برمی آید محدودیت هایی که آمریکا علیه ایران در ازای توافق مرحله اول در نظر گرفته بسیار گسترده است و در نظر دارد این محدودیت ها را حداقل برای ۱۰ سال آتی نیز حفظ کند. با این حال  این سئوال وجود دارد وقتی قرار است محدودیت ها برای سالیان طولانی حفظ شود، طرف ایرانی به چه علت محدودیت های بیشتر علیه برنامه هسته ای را میپذیرد؟ ایا صرف مانور تبلیغاتی در داخل کشور آن هم در آستانه انتخابات مچلس دلیل امضای چنین توافقی است و یا آنکه برخلاف اخبار منتشر شده، تعهداتی که آمریکا در نتیجه توافق نهایی می پذیرد سنگین تر از تعهدات ایران است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:47  توسط narsis | 
 

 

پس از بازگشت محبعلی، داماد نعمت زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت از میلان ایتالیا؛ خبرنگار «معماری نیوز» روز شنبه ۱۶ اسفند ماه در تماس تلفنی با وی، از وضعیت غرفه ایران در اکسپو پرسید که با انقاد و توهین های شدید وی مواجه شد.

معماری نیوز ضمن اظهار تاسف از این برخورد، بدون هیچ دخل و تصرفی، متن کامل مصاحبه و فایل صوتی را برای مشخص شدن نحوه تعامل نماینده دولت در یک رویداد مهم جهانی و برخورد وی با رسانه ها را منتشر می کند. 
 



متن کامل مصاحبه:

معماری نیوز: سلام علیکم

محبعلی: سلام

معماری نیوز: جناب آقای محبعلی؟

محبعلی: بفرمایید

معماری نیوز: حال شما چطوره؟ خوبین؟ من سلطانی هستم. سردبیر سایت خبری معماری نیوز

محبعلی: خوب...

معماری نیوز: خوبید انشااله؟ رسیدن بخیر

محبعلی: سلامت باشید

معماری نیوز: سوال داشتم خدمتتون آقای محبعلی. وضعیت اکسپو در چه وضعیتی هست؟

محبعلی: شما که نوشتین هر چی که میخاستین

معماری نیوز: ما چیزهایی که میدونستیم رو نوشتیم

محبعلی: از کجا میدونستی؟

معماری نیوز: خدا منابع آگاه رو حفظ کنه. اخبار میرسه دیگه.

محبعلی: پس برو از همون منابع بگیر اطلاعاتت رو

معماری نیوز: آخه شما اونجا تشریف داشتین. منابع ما که نبودن اونجا

محبعلی: پس چرا نوشتین اگه میدونین درست نبوده؟

معماری نیوز: نه. نمیگم درست نبوده. شما تنها سفر کرده بودین. برای همین میپرسم اونجا وضعی

چطور بوده و از شما کسب خبر کنیم

محبعلی: خوب به منابعتون بگین برن اونجا خبردار بشن

معماری نیوز: به هر حال شما مامور شدین دیگه. درسته؟ باید به هر حال گزارش بدین از عملکردتون

محبعلی: من به تو گزارش بدم؟

معماری نیوز: نه. به من که نباید گزارش بدین. به افکار عمومی باید گزارش بدین

محبعلی: من نباید گزارش بدم

معماری نیوز: شما نباید گزارش بدید؟

محبعلی: نه

معماری نیوز: آخه یه سفر شخصی که نبوده/

محبعلی: من به مافوقم گزارش میدم و هر کاری که مافوقم بخاد و صلاح بدونه ایشون انجام میده

معماری نیوز: آخه یه بحثی هم هست، این منافع ملی هست و ما فوق شما هم تا حدودی اختارات دارن که بتونن.....

محبعلی: تو اگه منافع ملی رو میفهمیدی، هر چرت و پرتی که بهت گفتن رو نمی نوشتی بچه جون. فهمیدی؟

معماری نیوز: شما از وزارت نفت مامور شدین به وزارت صنعت. درسته؟

محبعلی: به توچه اصلا؟

معماری نیوز: بحث به تو چه نیست. شما باید پاسخگو باشین الان به رسانه ها

محبعلی: نه نیستم. اصلا به توچه؟

معماری نیوز: میدونید که همه مصاحبه هایی که ما و خبرنگارا میکنن داره ضبط میشه. و الفاظی هم که شما دارین به کار میبرین در شان نماینده دولت نیست که رفته برای پیگیری یک پروژه ملی

محبعلی: من الان باید با تو حرف بزنم؟

معماری نیوز: من شما خطاب میکنم شما رو. شما نمی تونی تو بگین

محبعلی: من باید با تو حرف بزنم؟

معماری نیوز: بله شما با رسانه مجبورید که حرف بزنید

محبعلی: تو غلط کردی که همچین چیزی میگی

معماری نیوز: دارین توهین میکنین آقای محبعلی. درسته؟

محبعلی: هر چی

معماری نیوز: شما به یک خبرنگار دارین توهین میکنین.

محبعلی: به دورغ هایی که نوشتین؛ برو ادامه بده

معماری نیوز: به هر حال ما کل اسناد رو منتشر نکردیم. ما منتظر شدیم که شما برگردین...

محبعلی: همه رو منتشر کن

معماری نیوز: اگر آقای نعمت زاده نسبت فامیلی با شما نداشتن این مسئولیت دوباره به شما داده میشد؟

محبعلی: همه رو برو منتشر کن

معماری نیوز: سوال دارم میپرسم از خدمتتون. چون میخایم منتشر کنیم

محبعلی: همه رو برو منتشر کن

معماری نیوز: عرضم یه چیز دیگه است. چون شما از وزارت نفت مامور شدین

محبعلی: همه رو برو منتشر کن

معماری نیوز: میخام بدونم شما صلاحیت خودتون رومیتونین تایید کنید که برای اکسپو ایران بعنوان مدیر اجرایی.....

محبعلی: تو میخای تشخیص بدی؟

معماری نیوز: نه من دارم از شما میپرسم

محبعلی: تو چقدر سواد داری؟

معماری نیوز: من آدم بیسوادی هستم

محبعلی: من فوق لیسانس شهرسازی ام. لیسانس معماری ام.

معماری نیوز: پس تو وزارت نفت اونوقت سمتتون چی بوده؟

محبعلی: اونجا «یه غل دو غل» بازی میکردم

معماری نیوز: پس با این سابقه شما میتونید اکسپو رو مدیریت کنین؟

محبعلی: آره دیگه. تو اکسپو هم «یه قل دو قل» بازی میکنم.

معماری نیوز: پس آبروی کشور میره درسته؟

محبعلی: برو گم شو بابا. تو اگه آبرو میفهمی اون چرت و پرت ها  و دروغ ها رو نمی نوشتی. اگه یه مقدار وطن پرست بودی میومدی اول از خودم میپرسیدی بعد مینوشتی.

معماری نیوز: ماموریت شما ۸ روز بود. ما منتظر موندیم که شما بیاین. اما مدت زیادی شما اونجا موندین.

محبعلی: صبر میکردی. هیچ اتفاقی نمی افتاد

معماری نیوز: الان این اطلاع رسانی شده. شما باید برای افکار عمومی جواب بدید. درسته؟

محبعلی: تو الان کار خودتو کردی دیگه. اطلاعت رو رسوندی دیگه. من پاسخ نمیخام بدم.

معماری نیوز: آهان. پس پاسخگو نیستید شما؟

محبعلی: نه. اون چیزایی که شما نوشتید من پاسخ نمیدم.

معماری نیوز: ما یه تعداد سوال دیگه هم داریم. چطور میشه خدمت برسیم و حضورا اینا رو بپرسیم از خدمتتون؟

محبعلی: نه من وقتش رو ندارم

معماری نیوز: آخه نمیشه که. شما پروژه ملی دستتون هست. نمیشه پاسخ ندید که.... 

محبعلی بدون خداحافظی تلفن را قطع کرد...

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:43  توسط narsis | 
 

رهبر انقلاب اسلامی هوا، آب و خاک را سه عنصر اصلی در محیط زیست برشمردند و گفتند: برای حل مسائلی همچون آلودگی هوا در کلان شهرها، و پدیده گرد و غبار و همچنین کمبود آب و فرسایش خاک، بیشتر از تبلیغات، باید کار و تلاش جدی و پیگیری مستمر انجام داد.

رجانیوز: حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار مسئولان و دست اندرکاران منابع طبیعی و حفظ محیط زیست، حل مسائل و مشکلات زیست محیطی همچون آلودگی هوا، پدیده ریزگردها و دست اندازی به جنگل ها و مراتع و فضاهای سبز را نیازمند برنامه ریزی، تدبیر، پیگیری مستمر و جدی و قاطعیت دستگاههای مرتبط دانستند و تأکید کردند: حفظ محیط زیست یک وظیفه حاکمیتی است که باید با  تهیه سند ملی محیط زیست و  پیوست زیست محیطی برای همه طرحهای عمرانی و صنعتی و همچنین جرم انگاری تخریب محیط زیست، به این وظیفه بسیار مهم، عمل شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری ، رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دیدگاه اسلام در خصوص اهمیت حفظ زمین و ثروتهای عمومی کره خاکی گفتند: اسلام و ادیان الهی همواره بر لزوم احساس مسئولیت انسان در قبال طبیعت و حفظ تعادل میان انسان و طبیعت تأکید کرده اند زیرا عامل اصلی بروز مشکلات زیست محیطی بر هم خوردن این تعادل است.
حضرت آیت الله خامنه ای، چالش زیست محیطی را چالشی فراگیر در سراسر جهان برشمردند و با اشاره به آثار بلندمدت مسائل زیست محیطی، خاطرنشان کردند: تجربه‌های کشورهای مختلف نشان می دهد بسیاری از مشکلات محیط زیستی قابل پیشگیری و دارای راه حل هستند.
ایشان به عنوان نمونه به موضوع آلودگی هوا در کلان شهرها و پدیده ریزگردها اشاره و تأکید کردند: این مشکلات، با صبر و حوصله و تدبیر و پیگیری لازم، قابل حل هستند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مسئله محیط زیست، مسئله این دولت یا آن دولت، مسئله‌ی این شخص یا آن شخص و مسئله این جریان و یا آن جریان نیست بلکه موضوعی کشوری و ملی است که باید برای حل مشکلات مرتبط با آن، همه دست به دست یکدیگر دهند.

رهبر انقلاب اسلامی هوا، آب و خاک را سه عنصر اصلی در محیط زیست برشمردند و گفتند: برای حل مسائلی همچون آلودگی هوا در کلان شهرها، و پدیده گرد و غبار و همچنین کمبود آب و فرسایش خاک، بیشتر از تبلیغات، باید کار و تلاش جدی و پیگیری مستمر انجام داد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به جنگل ها و مراتع به عنوان ریه های تنفسی شهرها و عوامل نگهدارنده خاک، از دست اندازی افراد سودجو به جنگل ها و منابع طبیعی بخصوص در شمال کشور ابراز تأسف شدید کردند و افزودند: دستگاههای مسئول باید قاطعانه با تعدی به جنگل ها به هر بهانه ای اعم از هتل سازی و جذب گردشگر و ساخت حوزه علمیه و برخی توجیهاتِ به ظاهر قابل قبول ، مقابله کنند.
ایشان پدیده زمین خواری و اخیراً کوه خواری و ساخت و ساز در ارتفاعات را از دیگر مسائل رنج آور و اسف بار دانستند و تأکید کردند: باید در قانون، اینگونه اقدامات جرم تلقی شوند و افراد سوءاستفاده کننده بی هیچ اغماضی مورد تعقیب قضایی قرار گیرند و اگر  در دستگاهها نیز کوتاهی انجام گیرد، باید با عوامل این کوتاهی هم بشدت برخورد شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حفظ محیط زیست یک وظیفه حاکمیتی است افزودند: تهیه سند ملی برای محیط زیست، پیوست محیط زیستی برای همه طرح های عمرانی، صنعتی و تجاری، پالایش و بازنگری قوانین برای جرم انگاری تخریب محیط زیست، و تقویت نظارت های بی اغماض از مهمترین راهکارها برای حفظ محیط زیست و مقابله با سود جویان و قانون شکنان است.
حضرت آیت الله خامنه ای، نقش آفرینی مردم برای حفظ محیط زیست و فرهنگ سازی در جامعه بوسیله رسانه ملی را مهم ارزیابی و خاطرنشان کردند: مطالبی که باید بیان شوند، امروز گفته شد و از این پس مردم باید قضاوت کنند که کدام دستگاهها به وظیفه خود برای حفظ محیط زیست عمل می کنند و کدام دستگاهها برای حفظ محیط زیست، تلاش و اقدام لازم را انجام نمی دهند.
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:38  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز - محمدحسین امینی: مدعا این است که مشکل اصلی کشور ما اقتصاد نیست! بلکه مشکلات اقتصادی نیز به «فرهنگِ مصرف» برمی‌گردند. شاید ادعای بزرگی باشد با مخالفانی بسیار. به‌هرحال بسیاری هستند که فکر می‌کنند اگر تولید داخلی تقویت شود موفقیتِ اقتصادی «به دست آوردنی» می‌شود. عده زیادی گمان می‌کنند اگر به «بهره‌وری» برسیم مشکلاتمان بسیار کاهش میابد. خیلی‌ها معتقدند اگر دست از «تصدی‌گری دولتی و حاکمیتی» در اقتصاد برداریم گره مهمی از کارمان باز می‌شود. خیلی‌ها گمان می‌کنند اگر بانک‌ها و مؤسسات مالیِ ما به مدرن‌ترین شیوه‌های مدیریت ریسک مجهز شوند و جسارتِ «دادن اعتبارات پر ریسک» را پیدا کنند فعالان نوپای اقتصادی جان می‌گیرند و اوضاع خوب می‌شود. خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر تعرفه‌ی واردات کالای خارجی را بالا ببریم، اگر مرزها و اسکله‌هایمان را بهتر و بیشتر کنترل کنیم، اگر جلوی قاچاق را محکم‌تر بگیریم، و اگر معوقات بانکی را وصول کنیم روزگارمان بهتر خواهد شد. خیلی‌ها معتقدند اگر از وابستگی به نفت خلاص شویم معجزه‌ای رخ خواهد داد. خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر نظام مالیاتی‌مان درست شود، رویِ بهبود اقتصادی را خواهیم دید. بخصوص عده‌ی کسانی که فکر می‌کنند «اگر تولید داخلی جان بگیرد بهبود مهمی رخ خواهد داد» بسیار زیاد است. و این لیست را نیز می‌توان بسیار گسترش داد.

اما نگارنده‌ی این یادداشتِ مختصر بر این باور است که آن چیزی که ما را به همه‌ی راهکارهای «مفید و مؤثر» یاد شده محتاج و نیازمند کرده است چیزی است که در اغلبِ این راهکارها چاره‌ای برایش دیده نشده! درواقع ما مرهم را زمانی روی زخم می‌گذاریم که هنوز آن را ضدعفونی نکرده‌ایم!

زخم اصلی اقتصاد ایران چطور باید ضدعفونی شود؟

قصه شاید کمی عجیب به نظر بیاید و خلاف عرف مباحث رایج اقتصادی. اما به همین اصول ساده و پذیرفته‌شده‌ی کنونی یک‌بار دیگر دقت کنیم. همین‌که تا عرضه‌ی یک کالا کم می‌شود قیمت آن متأثر می‌شود و بالا می‌رود آیا به این خاطر نیست که انسان – و در نگاه جمعی، جامعه‌ی انسانی - نمی‌تواند تقاضایش را با عرضه متناسب کند؟ آیا مسئله عبارت از این نیست که ما قادر نیستیم «میزان تقاضا» مان را متناسب با «میزان عرضه» تغییر دهیم؟ خیلی ساده‌اش این می‌شود: آیا قصه این نیست که ما نمی‌توانیم «قانع» باشیم؟!

مارکت اکونومی[1] یا همان اقتصادِ بازار یا همان «زندگی با پول دیگران!» یا همان «زیستنِ اعتباری» چه تناسبی با مفهوم «قناعت» دارد؟ بگذارید مثالی بزنیم. اگر مردمان یک روز – به هر دلیل – تصمیم بگیرند که «چیزی نخرند مگر وقتی ضرورتی در کار باشد»، پس‌ازاین تصمیم، چه بر سر بازار خواهد آمد؟ اینجا مشخصاً هیچ فرقی نمی‌کند که بازارِ موردنظر مملو از کالاهای «داخلی» باشد یا کالاهای «وارداتی» یا حتی کالاهای «قاچاق». پرسش اینجاست که اگر «مصرف‌کننده» تصمیم بگیرد پیش‌فرض را بر «نخریدن» بگذارد مگر اینکه خلافش برای او ثابت شود، در میان و بلندمدت چه اتفاقاتی در اقتصاد خواهد افتاد؟

به نظر می‌رسد «قناعت به مقدار نیاز» باطل‌السحر قریب به‌ اتفاق تجارت‌های پرسود امروزی است. اگر مصرف‌کنندگان بتوانند خود را به «خریدهای ضروری» قانع کنند و از «اَبَر صنعتِ تبلیغات» تأثیر کمتری بپذیرند، تولیدکنندگان مجبور خواهند شد 1. کمتر تولید کنند 2. ارزان‌تر بفروشند.

تولید «با حجم کمتر»، در صورت حاکمیت عقل و تدبیر به تولید «باکیفیت بیشتر» می‌انجامد. بسیاری از بی‌کیفیتی‌های رایج به دلیل این است که تولیدکننده (تولیدکننده‌ی نوع نه لزوماً برند خاص) به سبب نیاز سازی های ناشی از تبلیغات، با حجم وسیعی از تقاضای مهندسی‌شده مواجه است اما «کیفیت» مواد اولیه و «دقت» نیروی کار او محدود است. نتیجه این می‌شود که او از استانداردهای کیفیت مواد اولیه و دقت نیروی کار می‌کاهد تا بر حجم تولید خود بیفزاید. اگر او بداند که مشتری 1. زیاد نمی‌خرد 2. جنسی که کیفیت نداشته باشد نمی‌خرد 3. جنسی که گران باشد نمی‌خرد، تمام تلاش خود را خواهد کرد تا بر «بهره‌وری» بیفزاید. یعنی هزینه‌ی تولید خود را کاهش دهد تا بتواند جنس را ارزان‌تر عرضه کند.

اخلاقیاتی مانند 1. کمتر خریدن 2. گران نخریدن و 3. بی‌کیفیت نخریدن اخلاقیاتی هستند که در صورت رواج آن‌ها در میان مصرف‌کنندگان، اقتصاد بازار به‌شدت دچار تزلزل می‌شود. تزلزلی که به سود جامعه و سلامت بازار است! فعالان اقتصادی باید متوجه باشند که هیچ فعالیت انسانی نمی‌تواند هم «به زیان اکثریت انسان‌ها» باشد هم «ادامه» پیدا کند. اینکه هرروز با شیوه‌های گوناگونِ مدیریت افکار و مهندسی اجتماعی و با تمام قوا تلاش کنیم برای مردم «نیاز سازی» کنیم و سپس با فروش کالا و خدمات خود، نیازهایی را که درواقع «خودمان ساخته‌ایم» برطرف نماییم بازی خوبی نیست! انسان‌ها بالاخره خواهند فهمید چون «همه‌ی انسان‌ها را برای همیشه نمی‌شود فریب داد».

اگر به کسانی که معوقات کلان بانکی دارند رجوع کنیم و از آن‌ها بپرسیم که چرا خود را به این حد بدهکار کرده‌اند پس از شنیدن پاسخ‌هایشان احتمالاً متوجه خواهیم شد که آن‌ها عمدتاً افرادی هستند که 1. قانع نبوده‌اند و روی سودهای کلان حساب بازکرده‌اند. 2. رکود اقتصادی محاسباتشان را برهم زده است.

درست است که آن‌ها بابت تعهد بیجا خطا کرده‌اند و باید به خطایشان هم رسیدگی شود اما این را نمی‌شود کتمان کرد که خودِ ما مصرف‌کنندگان هستیم که در تجار و تولیدکنندگان کالا و خدمات «طمع» ایجاد می‌کنیم تا بیشتر و بیشتر در توهم و قهقرا فرو بروند! اگر مصرف‌کننده اقدامی نکند، میدان اقتصاد برای همیشه میدان تاخت‌وتاز و رقابت شخصیت‌های متهوری خواهد بود که تا وقتی سرشان به واقعیت‌های قانونی برخورد نکند هرگز به مرز رؤیاپردازی‌های زیاده‌خواهانه‌ی خود نمی‌رسند.

امتناعِ «مقاومت» در غیاب بسنده به نیازها/ضرورت‌ها/حداقل‌ها

«نیاز» بدن ما به خوراک و پوشاک چقدر است؟ «نیاز» ما به خواب چقدر است؟ «حداقل» کیفیت پوشاک چقدر است؟ ما به چه کمیت/کیفیت از تفریح، واقعاً «نیاز» داریم؟ ما برای طی چه فواصلی به خودرو عمومی/شخصی «نیاز» داریم؟ وجود چه لوازمی در منزل‌ها «ضروری» است؟ دسترسی به چقدر از انواع انرژی برای زندگی «ضروری» است؟ به چقدر خبر «نیاز» داریم؟! به چه اندازه تحصیل «نیاز» داریم؟! چقدر درآمد ماهانه «ضروری» است؟ همسر ما چه «حداقل» های ظاهری باید داشته باشد؟ فرزندان ما به چقدر توجه، واقعاً «نیاز» دارد؟ ...

چند صد پرسش دیگر ازاین‌دست می‌توان طرح کرد؟ رهبر فرزانه‌ی انقلاب در مبحث سبک زندگی پرسش‌های مهمی درزمینه‌ی سبک زندگی طرح کرده بودند.[2] به‌راستی ما چطور می‌توانیم «سبک زندگی» مان را بر چیزی مفیدتر از «قناعت» مبتنی کنیم؟ آن‌ها که با قناعت زندگی می‌کنند «چه چیز ندارند» که ما بدون قناعت آن چیز را داریم یا می‌توانیم داشته باشیم؟[3]

اقتصاد ما از نفتی بودن رنج می‌برد و علت هم این نیست که ما نفت داریم! اگر نفت داشته باشیم اما پول حاصل از فروش آن را مثلاً ذخیره‌ی آیندگان کنیم، نفت البته چیز بدی نیست. نفت وقتی بد است که ما پول آن را «هزینه» می‌کنیم. اما کجا هزینه می‌کنیم؟ آیا روی «ضرورت‌ها» و «نیازها» و تحصیلِ «حداقل‌ها» هزینه می‌کنیم؟

شاید به نظر برسد این حرف‌ها بیشتر نصیحت است. اما قصه اینجاست که یک نصیحت، پس از بارها و بارها شنیده نشدن ناخودآگاه به یک فریاد تبدیل می‌شود! فریادی که اگر کسی هم بر سر انسان نزند، روزگار دست‌آخر آن را بر سر انسان خواهد زد.

ما دیگر نمی‌توانیم مانند سابق «مصرف» کنیم. هدفمندی یارانه‌ها به‌هیچ‌عنوان به‌اندازه‌ی «هدفمندی مصرف» اهمیت ندارد. اگر همه‌ی بازار داخل را هم تولیدات و خدمات ایرانی مملو کند و هیچ اثری از جنس یا خدمات خارجی یافت نشود، باز ما یک اقتصاد بازاری - اما این بار از نوع داخلی - خواهیم داشت. باز تولیدکننده‌هایی خواهیم داشت که به دلیل حجم تقاضای ناشی از مهندسی اجتماعی «طمع» خواهند کرد و تلاش خواهند نمود برای مهندسی اجتماعی بیشتر و فروش بیشتر و سود بیشتر... یعنی ایرانی شدنِ اقتصاد «به‌هیچ‌وجه» چاره‌ی نهایی درد ما نیست.

ما باید به این فکر کنیم که چطور می‌شود «قناعت» را سکه‌ی رایج کرد. تا قیامت هم بگوییم و بشنویم و پوستر بسازیم و فریاد بزنیم که «مصرفِ فلان چیز در ایران چند برابر مصرف جهانی است» کمک چندانی نمی‌کند. مگر مقدار مصرف کالاها در جهان مناسب است که ما مدام مقدار مصرف داخلی را با مقدار مصرف جهانی مقایسه می‌کنیم؟! مگر دنیا راه درستی در پیش گرفته؟ هرچند دفع افسد به فاسد کاری عقلانی است اما «مبنا گرفتن فاسد» نمیتواند عقلانی باشد. ما باید الگوهای سالم را مبنا قرار دهیم و ترویج کنیم.

نگاه‌های سلبی و تحذیری «لازم» اند اما اگر فکر کنیم «کافی» هم هستند سادگی کرده‌ایم. تا کی باید به مردم هشدار بدهیم که در فلان مورد 10 برابر دنیا مصرف می‌کنند؟ یک‌بار بیاییم با خودمان روراست باشیم: چه چیز باعث «سرطانِ مصرف» شده است؟ آیا غیرازاین است که مصرف‌کننده‌ی ایرانی عموماً تصمیم ندارد «قانعانه» رفتار کند؟ چه عواملی مانع رواج «قناعت» است؟ فرمِ تبلیغاتِ کالا و خدمات؟ چرا جلویش را نمی‌گیریم؟ مهندسی اجتماعی و مدیریت افکار باهدف دعوت به مصرف بیشتر؟ چرا جلویش را نمی‌گیریم؟ کمرنگ بودن قناعت در زندگی مسئولین و چهره‌ها؟ چرا به آن اعتراض نمی‌کنیم؟ یاد ندادن «شیوه‌های قناعت» به بچه‌ها در مدرسه؟ چرا یاد نمی‌دهیم؟ تشویق و تهییج بی‌دلیل مردم در مناسبت‌های مختلف - مانند عید - برای خرید لباس و نو کردن لوازم؟ چرا این کار را می‌کنیم؟ آیا اینکه جو انداخته‌ایم که انگار سالی دست‌کم دو بار - یکی در شهریور و یکی در اسفند - باید «کلی خرید» انجام شود تیشه بر ریشه‌ی قناعت نزده؟ چرا این جو را ایجاد می‌کنیم؟ منظورمان دقیقاً چیست؟

ما چطور فکر کرده‌ایم که ممکن است بشود جمعیتی را نسبت به «میزانِ مصرفش» آگاه کرد و به او هشدار داد، اما همزمان برای فروشندگان کالا و خدمات «اجازه‌ی هر نوع تبلیغ» قائل شد؟ کدام عقل به ما اجازه داده که آب را در ظرفِ سوراخ بریزیم و متوقع باشیم پُر شود؟!

واقعیت این است که اهداف اقتصاد مقاومتی بدون «رواج قناعت» یا همان «هدفمندی مصرف» اساساً محقق نخواهند شد. ما در بهترین حالت به یک قدرت اقتصادی تبدیل می‌شویم که همه‌ی دنیا به تولیدات کالا و خدمات آن نیازمند است اما همچنان همه‌ی جمعیت آن گرفتار سرطان مصرف هستند! آمریکایی‌ها در فوریه 2015 بالغ‌بر 295000 شغل ایجاد کردند! این رقم برای یک ماه بسیار بالا به نظر می‌آید. اما آیا اقتصاد این کشور هم اقتصاد مناسبی است؟ کارِ بیشتر، برای درآمدِ بیشتر، برای مصرفِ بیشتر.....و مصرفِ بیشتر تا شغل‌های ایجادشده از میان نروند!!

«یکپارچگی با فساد» نمی‌تواند آرمان باشد!

در بازی اقتصادِ بازار، توپ یا در زمین «طمعِ تولیدکننده» است یا در زمین «طمعِ مصرف‌کننده»! به همین دلیل هم هست که بازیگران این اقتصاد به هیچ ماده و بند اخلاقی پایبند نیستند. اگر ریشه‌ی این اقتصاد در خاکِ فاسدِ «طمع به سود» و «تحریک برای مصرف بیشتر» نبود، بر شاخِ آن قارچ‌هایی مثل «بهشت‌های مالیاتی» نمی‌رویید! همین 21 بهمن امسال بود که روزنامه لوموند اقدام به افشای یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های فرار مالیاتی جهان کرد و نام افشاگری‌اش را "سویس‌ لیکس" گذاشت! افتضاحی که در مرکز آن، شعبه‌ی سویسی بانک بریتانیایی اچ اس بی سی - بزرگ‌ترین بانک انگلیس و دومین بانک بزرگ جهان - در سال‌های ٢٠٠٦ و ٢٠٠٧ بیش از ١٨٠ میلیارد دلار دارایی مشتریان خود – شامل بیش از 100 هزار حساب مخفی اشخاص حقیقی و بیش از 20 هزار حساب مخفی اشخاص حقوقی! - را از چشم اداره‌های مالیاتی مخفی کرده بود! و رادیو فرانسه گزارش این فساد عظیم را با ذکر این جملات همراه کرد که « آنچه روزنامه لوموند فاش ساخته است، فقط قسمت کوچکی است ازآنچه هم‌اکنون در جهان در زمینه‌ی تقلب مالیاتی و فرار مالیاتی صورت می‌گیرد. آنچه تاکنون آشکار گردیده، فقط همانند قله یک کوه یخ است که بدنه‌ی بزرگ آن در آب دریا مخفی است. برآوردها نشان می‌دهند که نزدیک به 30 هزار میلیارد دلار در حساب‌ها و شرکت‌های "آف شور" بهشت‌های مالیاتی جهان مخفی شده است. این رقم نجومی از جمع تولید ناخالص داخلی آمریکا و ژاپن بیشتر است!»

اگر آن‌طور که مرکز امنیت نوین آمریکا - در گزارشی[4] به قلم ایلان گلدنبرگ مدیر برنامه امنیتی خاورمیانه و رابرت دی. کاپلان - مدعی شده است «آرمانِ یکپارچگی هرچه بیشتر اقتصاد ایران با جامعه جهانی» به واقع آرمانِ دولت جدید ایران باشد، با شناختی که از اقتصاد بازار، نحوه‌ی توسعه‌ی آن و بخصوص کارنامه‌ی تاریک آن داریم باید بگوییم که این آرمان نه‌تنها با «قناعت» و «مصرف هدفمند» سازگار نیست، بلکه هیچ تناسبی حتی با اخلاق و انسانیت ندارد!

آرمان اقتصادی ایران قطعاً یکپارچگی با «اقتصادِ فاسد جهانی» نیست. آرمان ما «اقتصاد مقاومتی» است. اما باید توجه داشت که همین فرایندِ اقتصاد مقاومتی، اگر با اولویت «اصلاح الگوی مصرف» پیگیری شده بود، شاید لازم نبود که در گام اول، آن‌هم با این وسعت و تفصیل، به حل پیچیدگی‌های «حمایت از تولید» و «هدفمندی یارانه‌ها» و «کاهش وابستگی به نفت» و امثال آن مشغول شویم. رواج قناعت و «هدفمندی مصرف» می‌توانست به‌مثابه‌ی تکنیکی دیده شود که بخش مهمی از مشکلات اقتصاد ما را قبل از حل، «ساده‌سازی» می‌کند.

پی نوشت:

[1] - Market Economy

[3] - قال رسول‌الله ص: القناعة کنز لا یفنی؛ رسول گرامی اسلام فرمودند «قناعت گنجی است که پایان ندارد» / قال رسول‌الله ص: القناعة مال لا ينفد؛ رسول گرامی اسلام فرمودند «قناعت مالى است که تمام نمی‌شود»

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:30  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:26  توسط narsis | 


تولد زينب(س) و گريه پيامبر بر مصايب آن

زينب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص) رسيد. رسول خدا (ص) براى ديدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:

((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم )).

فاطمه (س) نوزاد كوچكش را به سينه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزيزش را در آغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ريختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالى كه شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم ، چرا گريه مى كنى ؟!

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,گریه پیامبر,روز پرستار,حرم حضرت زینب,روایت از حضرت زینب

رسول خدا (ص) فرمود: ((گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)).

در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نواده عزيزش را مى بوسيد، گاهى نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند)).(1)

ولادت و پرورش زينب

درست ترين گفتار آن است كه سيدتنا زينب كبرى (س) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنيا آمده ، و تربيت و پرورش ‍ آن دره يتيمه و مرواريد گرانبها و بى مانند در كنار پيغمبر اكرم (ص) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و غذاي خود را از وجود مطهر زهراي مرضيه(س) تناول نموده ، و از دست پسر عموى پيغمبر، اميرالمؤ منين (ع) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكيزه ، و با سعادت و نيكبختى ، و پرورش يافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشيده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربيت و پرورش و تعليم و آموختن و تهذيب و پاكيزه گردانيدن او قيام نموده و ايستادگى داشتند، و همين بس است كه مربى و مؤ دب و معلم او ايشان باشند.(2)

گريه جبرئيل بر مصايب زينب (س)

روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب (س)، حسين (ع) كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: ((خداوند به من خواهرى عطا كرده است )). پيامبر(ص) با شنيدن اين سخن ، منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت . حسين (ع) پرسيد: ((براى چه اندوهگين و گريان شدى ؟)).< p/> پيامبر(ص) فرمود: ((اى نور چشمم ، راز آن به زودى برايت آشكار شود.))

تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا (ص) آمد، در حالى كه گريه مى كرد، رسول خدا (ص) از علت گريه او پرسيد، جبرئيل عرض ‍ كرد: ((اين دختر (زينب ) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گريبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصيبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن (ع) گردد و از اين مصايب دردناك تر و افزون تر اينكه به مصايب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد.))

پيامبر (ص) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب (س) نهاد و گريه سختى كرد، زهرا (س) از علت آن پرسيد. پيامبر (ص) بخشى از بلاها و مصايبى را كه بر زينب (س) وارد مى شود، براى زهرا(س) بيان كرد.

حضرت زهرا (س) پرسيد: ((اى پدر! پاداش كسى كه بر مصايب دخترم زينب (س) گريه كند كيست ؟ پيامبر اكرم (ص) فرمود: ((پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصايب حسن و حسين (ع) گريه مى كند))(3)

بشارت تولد زينب و گريه على (ع)

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,گریه پیامبر,روز پرستار,حرم حضرت زینب,روایت از حضرت زینب

هر پدرى را كه بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و حرم گرديد، جز على بن ابى طالب (ع) كه ولادت هر يك از اولاد او سبب حزن او گرديد.

در روايت است كه چون حضرت زينب متولد شد، اميرالمؤ منين (ع) متوجه به حجره طاهره گرديد، در آن وقت حسين (ع) به استقبال پدر شتافت و عرض كرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى كردگار خواهرى به من عطا فرموده

اميرالمؤ منين (ع) از شنيدن اين سخن بى اختيار اشك از ديده هاى مبارك به رخسار همايونش جارى شد. چون حسين (ع) اين حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه ، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصيبت و سبب حزن و اندوه پدر گرديد، دل مباركش ره درد آمد و اشك از ديده مباركش بر رخسارش جارى گشت و عرض كرد: ((بابا فدايت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گريه مى كنيد، سبب چيست و اين گريه بر كيست ؟))

على (ع) حسينش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود: ((نور ديده ! زود باشد كه سر اين گريه آشكار و اثرش نمودار شود.))كه اشاره به واقعه كربلا مى كند. همين بشارت را سلمان به پيغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گرديد.

چنان كه در بعض كتب است كه حضرت رسالت در مسجد تشريف داشت آن وقت سلمان شرفياب خدمت گرديد و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنيت گفت . آن حضرت بگريست و فرمود: ((اى سلمان جبرييل از جانب خداوند جليل خبر آورد كه اين مولود گرامى مصيبتش غير معدود باشد تا به آلام كربلا مبتلا شود، الخ ))(4)

نامگذارى زينب از طرف خداوند

هنگامى كه زينب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش اميرالمؤ منين (ع) آورده و گفت : اين نوزاد را نامگذارى كنيد! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .

در اين ايام حضرت رسول اكرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤ منين على (ع) به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد انتخاب كنيد. رسول خدا (ص) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .

در اين هنگام جبرئيل (ع) فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر(ص) ابلاغ كرده و گفت :

نام اين نوزاد را ((زينب )) بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براى او بر برگزيده است .

بعد مصايب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر اكرم (ص) گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد.(5)

فرزند فاطمه

ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,گریه پیامبر,روز پرستار,حرم حضرت زینب,روایت از حضرت زینب

عليا حضرت زينب ، نخستين دخترى است كه از فاطمه (س) به دنيا آمده ، و او پس از امام حسن و امام حسين (ع) بزرگترين فرزندان فاطمه (س) بوده ، و نيز گفته اند:

دليل بر آن است كه راويان حديث و بيان كنندگان اخبار در ايام اضطهار - يعنى روزگار غلبه و چيرگى ظلم و ستم ستمگران بر مؤ منين - هر گاه مى خواستند از اميرالمؤ منين على (ع) روايتى نقل كنند مى گفتند:

اين روايت از ابى زينب است ، و اينكه اميرالمؤ منين (ع) را به اين كنيه مى ناميدند، براى آن است كه زينب كبرى (س) پس از امام حسن و امام حسين - عليهماالسلام - بزرگترين فرزندان آن حضرت بوده ، و اميرالمؤ منين (ع) نزد دشمنانش به اين كنيه معروف نبوده است .(6)

تغذيه زينب از زبان پيامبر

حضرت زينب (س) مانند دو برادرش حسن و حسين (ع) از زبان رسول الله (ص) تغذى مى كرد.

همان طور كه در بسيارى از اخبار آمده است ، پيغمبر (ص) زبان خود را در دهان حسنين مى گذاشت ، آنان با مكيدن زبان پيغمبر تغذيه مى شدند و از همين طريق گوشت و پوست بدنشان مى روييد و رشد مى كرد، در مورد حضرت زينب (س) نيز همين عمل را انجام مى داد.

در جلد اول از كتاب خرايج راوندى (صفحه 94) معجزه يكصد و پنجاه و پنج (155) از حضرت صادق (ع) چنين روايت كرده است :

امام صادق (ع) فرمود: پيغمبر (ص) پيوسته نزد فرزندان شير خوار فاطمه مى آمد، از آب دهان خود آنان را تغذيه مى كرد و سپس به فاطمه (س) مى فرمود به آنان شير ندهيد))(7)

لقب هاى حضرت زينب (س)

الف ) زينب كبرى : اين لقب براى مشخص شدن و تمييز دادن او از ساير خواهرانش (كه از ديگر زنان اميرمؤ منان به دنيا آمده بودند) بود.

ب )الصديقة الصغرى : چون (( صديقة )) لقب مبارك مادرش ، زهراى مرضيه (س) است ، و از سويى شباهت هاى بى شمارى ميان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زينب را (( صديقه صغرى )) ملقب كردند.

ج ) عقيله / عقيله بنى هاشم / عقيله الطالبين :

(( عقيله )) به معناى بانويى است كه در قومش از كرامت و ارجمندى ويژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد.

د) ديگر لقب ها:

از ديگر لقب هاى حضرت زينب ، موثقه عارفه ، عالمه غيرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و كامله است . (8)

كنيه حضرت زينب (س)

كنيه آن عليا حضرت (( ام كلثوم )) است ، و اين كه ايشان را (( زينب كبرى )) مى گويند، براى آن است كه فرق باشد بين او و بين كسى از خواهرانش كه به آن نام و كنيه ناميده شده است .

چنان كه ملقبه به (( صديقه صغرى )) شده است ، براى فرق بين او و مادرش صديقه كبرى فاطمه زهراصلوات الله عليهما. (9)

پاورقي

1- خطابه زينب كبرى (س) پشتوانه انقالب امام حسين (ع) صفحات 55 - 57 اثر دانشمند محترم محمد مقيمى از انتشارات سعدى ، به نقل از طراز المذهب ، ص 32 و 22.

2- زينب كبرى ، ص 139.

3- الخصائص الزينبيه ، ص 155 ناسخ التواريخ زينب (س) ص 47

4- ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى (س)، ج 1، ص 45 و 46.

5- فاطمه زهرا (س) دل پيامبر، ص 854

6- زينب كبرى ، ص 137 و 138

7- پيام آور كربلا، ص 17

8- ره توشه راهيان نور، ص 258.

9- زينب كبرى ، ص 137.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۳ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:48  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
۹۳/۱۲/۲۲ - ۹۳/۱۲/۲۹
۹۳/۱۲/۱۵ - ۹۳/۱۲/۲۱
۹۳/۱۲/۰۱ - ۹۳/۱۲/۰۷
۹۳/۱۱/۲۲ - ۹۳/۱۱/۳۰
۹۳/۱۱/۱۵ - ۹۳/۱۱/۲۱
۹۳/۱۰/۲۲ - ۹۳/۱۰/۳۰
۹۳/۰۹/۱۵ - ۹۳/۰۹/۲۱
۹۳/۰۹/۰۸ - ۹۳/۰۹/۱۴
۹۳/۰۹/۰۱ - ۹۳/۰۹/۰۷
۹۳/۰۸/۲۲ - ۹۳/۰۸/۳۰
۹۳/۰۸/۱۵ - ۹۳/۰۸/۲۱
۹۳/۰۸/۰۸ - ۹۳/۰۸/۱۴
۹۳/۰۸/۰۱ - ۹۳/۰۸/۰۷
۹۳/۰۷/۲۲ - ۹۳/۰۷/۳۰
۹۳/۰۷/۱۵ - ۹۳/۰۷/۲۱
۹۳/۰۷/۰۸ - ۹۳/۰۷/۱۴
۹۳/۰۶/۲۲ - ۹۳/۰۶/۳۱
۹۳/۰۶/۱۵ - ۹۳/۰۶/۲۱
۹۳/۰۶/۰۸ - ۹۳/۰۶/۱۴
۹۳/۰۶/۰۱ - ۹۳/۰۶/۰۷
۹۳/۰۵/۲۲ - ۹۳/۰۵/۳۱
۹۳/۰۵/۱۵ - ۹۳/۰۵/۲۱
۹۳/۰۵/۰۸ - ۹۳/۰۵/۱۴
۹۳/۰۵/۰۱ - ۹۳/۰۵/۰۷
۹۳/۰۴/۲۲ - ۹۳/۰۴/۳۱
۹۳/۰۴/۱۵ - ۹۳/۰۴/۲۱
۹۳/۰۴/۰۸ - ۹۳/۰۴/۱۴
۹۳/۰۴/۰۱ - ۹۳/۰۴/۰۷
۹۳/۰۳/۲۲ - ۹۳/۰۳/۳۱
۹۳/۰۳/۱۵ - ۹۳/۰۳/۲۱
۹۳/۰۳/۰۸ - ۹۳/۰۳/۱۴
۹۳/۰۳/۰۱ - ۹۳/۰۳/۰۷
۹۳/۰۲/۲۲ - ۹۳/۰۲/۳۱
۹۳/۰۲/۱۵ - ۹۳/۰۲/۲۱
۹۳/۰۲/۰۸ - ۹۳/۰۲/۱۴
۹۳/۰۲/۰۱ - ۹۳/۰۲/۰۷
آرشيو
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو