اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 13:21  توسط narsis | 
افسران - یا فاطِمَةُ اِشْفَعی لی فِی الْجَنَّةِ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:24  توسط narsis | 
افسران - یادمان نرود صدها هزار شهید خرج من و تو شدند./.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:24  توسط narsis | 

اما روز دختر برای دخترانی که پدر ندارند شاید روزی خاص‌تر باشد؛ دخترانی که پدرانشان را به هر دلیلی از دست داده اند.

معمولا دختر علاقه زیادی به پدر دارد وابستگی که دختران به پدر دارند را شاید نتوان حتی به زبان آورد. که این وابستگی به نوعی دو طرفه است.

آن طرف در سرزمینهای اشغالی فلسطین کودکان بی گناه هر روز به خاک و خون کشیده می‌شوند و پدران خود را از دست می‌دهند روز دختر برای آنها هم متفاوت است که بدون تبریک پدر تنها نظاره گر جنازه پدرانشان هستند.

امروز اگرچه غزه توانست با مقاومت خود حصر غزه را بشکند؛ اما با گذشت بیش از یک ماه جنگ، دختران زیادی هستند که پدر ندارند و پدران زیادی بر جای ماندند که از دخترانشان تنها یک خاطره مانده است.

۳ سال از سالروز شهادت شهید داریوش رضایی نژاد می گذرد و هنوز هم دختر این شهید بزرگوار جای خالی پدرش را حس می کند.

آرمیتا فرزند شهید رضایی نژاد که پدرش را جلوی چشمان او به شهادت رساندند دختر کوچک ایرانی امروز می توانست خاص ترین روز زندگیش باشد؛ آرمیتا حالا پدری ندارد که مانند خیلی از پدرانی که دخترانشان را بغل می کنند و این روز راتبریک می‌گویند به او هم تبریک بگوید.

آرمیتا حالا حسرت تبریک گفتن پدر را در دل دارد او امرور دختر ایران است و همه پدرانی ایرانی به آرمیتای عزیز به مناسبت روز دختر تبریک می‌گویند تا هیچ وقت جای خالی پدر شهیدش را احساس نکند.

دختران زیادی هستند که امروز می توانستند از پدران خود تبریک دریافت کنند اما پدرانشان خون خود را هدیه کرده اند تا دختران و پدران زیادی در امنیت و آسایش زندگی کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:23  توسط narsis | 

گردن بزنید ولی تصاویر را منتشر نکنید!این روزنامه به نقل از منابع نزدیک به گروه تروریستی داعش افزود: این ممنوعیت شامل پخش تصاویر سربریدن افراد از همه کانال های رسانه ای تروریست ها یا نزدیک به آن، صفحه های شخصی تروریست ها در شبکه های اجتماعی ˈ فیسبوکˈ و ˈتویترˈ راشامل می شود.

براساس اعلام سرکرده داعش، انتشار تصاویر سربریدن فقط با اجازه قبلی از سوی شورای رهبری این گروهک، امکان پذیراست وهرگونه تخطی از این دستور، مجازات شدیدی را درپی دارد.

جنایات وحشیانه و غیر انسانی داعش در سوریه و عراق با خشم و واکنش جهانی روبه رو شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:22  توسط narsis | 
در گفتگو با فرهنگ نیوز
فرهنگ نیوز، , وحید یامین‌پور با بازدید از دومین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی، در غرفه پایگاه خبری فرهنگ انقلاب اسلامی حضور یافت و در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگ نیوز، نقش شبکه های اجتماعی را در پیشبرد اهداف فرهنگی مفید البته آسیب پذیر عنوان کرد. مشروح این گفت‌وگو به شرح زیر است.

فرهنگ نیوز: با توجه به حضور چشمگیر جبهه فرهنگی در شبکه‌های اجتماعی، آیا این گرایش را روندی مثبت می‌دانید؟ و آیا فعالیت در شبکه‌های اجتماعی را می‌توان حرکتی فرهنگی به حساب آورد؟

شکی نیست که فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی به هر حال فرصتی را ایجاد می‌کند که می‌توان از آن برای انتقال اخبار و شکستن انحصار رسانه‌ای جبهه معارض بهره گرفت. منتها من این فضا را بدون آسیب و بدون آفت نمی‌بینم. آفتش را هم نه از باب آفت‌های اخلاقی که همه بیان می‌کنند که ممکن است آدم از فضاهای غیر اخلاقی و... سردرآورد، خیر.

نگاه من نگاه پدیدار شناسانه است، یعنی معتقدم این شبکه‌ها به تدریج اخلاق و خوی خاص خودشان را تولید می‌کنندو به تدیج یک زندگی دوم(second life) برای کسانی که خیلی از وقت‌شان را در فضای برخط صرف می‌کنند، تحمیل می‌کنند. و به نوعی آنها را از دایره فرهنگ خارج می‌کنند. چون شبکه‌های مجازی و اجتماعی و کلا فضای سایبر یک تربیت ویژه  و منطق ویژه‌ای را اقتضا می‌کند که خیلی با منطق خلوت و درنگ و منطق تفکر و منطق ارتباط چهره به چهره(face to face) سازگاری ندارد و در تعارض با اینهاست.

لذا ما باید حواسمان باشد که علی رغم استفاده و حضور در این فضا حق نداریم زندگی دوم داشته باشیم، حق نداریم کار فرهنگی را صرفا در کار خبری خلاصه کنیم. این خیلی اجحاف است که فکر کنیم کار فرهنگی یعنی کار خبری کردن، تسلسل پیام‌ها و خبرهای مکرر که حتی واجد مضامین دینی باشند آنها را از مضمون و محتوا خالی می‌کند و دریافت کننده این پیام‌ها و اخبار دیگر درکی از آن معنا نخواهد داشت و در واقع معنازدایی می‌شوند و این خیلی اتفاق بدی است.

فرهنگ نیوز: اتفاقاتی که این روزها در وزارت ارشاد می‌افتد از مجوز گرفتن کتاب‌هایی با مضامین غیر ارزشی تا آنچه که در سینما و تئاتر شاهد آن هستیم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ و چه حرکتی باید صورت بگیرد تا جلوی این اتفاقات گرفته شود؟

واکنش‌ها به وزارت ارشاد تا حالا بد نبوده و وزارت ارشاد هم تا حالا نشان داده که خیلی از اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد بیشتر از سر نادانی و بی برنامگی است نه ضرورتاً از سر توطئه.

این تلنگرها طبیتا باید منجر شود که وزیر ارشاد و سایر مسئولین فرهنگی دولت یازدهم دقت نظرشان را بیشتر کنند و با حساسیت‌های حوزه فرهنگی بیشتر آشنا شوند.

به نظر من آقای جنتی و بعضی از همکاران‌شان اصلا حوزه فرهنگی و حساسیت‌هایش را درست نمی‌شناسند. شخصیت‌ها و جریان‌ها را نمی‌شناسند. مجله آسمان مصاحبه‌ای با ایشان قبل از اینکه به عنوان وزیر انتخاب شوند داشته که دوست دارم همه این مصاحبه را بخوانند. ایشان نه با رمان آشناست، نه با موسیقی و نه با فیلم و تئاتر... اصلا معلوم نیست چرا ایشان آمده و وزیر فرهنگ و ارشاد شده؟! آدمی که اینقدر از فضای محصولات فرهنگی و حوزه فرهنگ و هنر دور است طبیعتا میزان اشتباهاتش زیاد است.

حالا یا ایشان باید خودش را به این فضا برساند که بعید میدانم بتواند، و یا اینکه کنار برود. فکر می‌کنم دولت هم به این نتیجه رسیده که آقای جنتی را از حوزه فرهنگ و هنر کنار بکشد تا بیشتر از این لطمه به خود دولت نزده ، حتی اگر فرهنگ را رها کنیم به چهره دولت دارد لطمه می‌زند. بالاخره مراجع و علما موضع گرفتند، رهبری چقدر مواجهه جدی کردند...

به نظرم دولت خودش به زودی به این نتیجه می‌رسد که آقای جنتی را جابه‌جا کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:21  توسط narsis | 
نگاهی به مقوله چادرمشکی
فرهنگ نیوز،  همواره با آغاز فصل تابستان و آغاز سونامی بدحجابی، مسئولان به فکر حل معضل بدحجابی و ترویج عفاف و حجاب می‌افتند و با پایان این فصل تقریباً سایه آن کمرنگ می‌شود تا تابستان سال آینده!

اما اگرچه دستگاه‌های مختلفی در امر حجاب و عفاف دخیل هستند و معضل بدحجابی با دخالت بیش از ۲۰ دستگاه اصلاح‌پذیر است. اما در این میان کسی به معضلات افراد محجبه‌ای که به دستور اسلام حجاب کامل اختیار کرده‌اند توجه نکرده است و همه درصدد رفع مشکلات بدحجابان هستند که البته امری لازم و نکوست.

نکته این است که به دلیل هجوم و سونامی بدحجابی و با همراهی تبلیغات شبانه‌روزی ماهواره‌ها و در سایه کم توجهی مسئولین داخلی، این روزها پیدا کردن فروشگاهی که بتواند پوشش یک خانم محجبه را تأمین کند کار بسیار سختی شده است و گزارش میدانی بسیاری از رسانه‌ها ازجمله رسانه ملی حکایت از گلایه‌های مردمی دارد که برای پیدا کردن یک مانتوی شکیل،اسلامی و مطابق با عرف و شرع باید روزها و شاید هفته‌ها سرتاسر تهران را بگردند و عمد تا با مشکل مواجه می‌شوند.

عدم‌حمایت دولت از تولیدکنندگانی که قرار است پوشاک با معیارهای ایرانی –اسلامی تولید کنند بازار را به سمت واردات بی‌رویه‌ای می‌کشاند که عمدتاً به دلیل ورود قاچاق به کشور باقیمت ارزان در اختیار مردم قرار می‌گیرد و عملاً تولیدکنندگان پوشاک داخلی و متعاقب ان تولیدکنندگان لباس‌های ایرانی- اسلامی با معضل مواجه و ترجیحاً از تولید سرباز می‌زنند.

در همین زمینه هرچند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت گذشته ، بنیاد ملی مد و لباس ایرانی- اسلامی را راه‌اندازی کرد اما متأسفانه طرح‌های تولیدشده در این بنیاد در دولت گذشته به دلیل عدم‌حمایت وزارت صنعت مسکوت ماند و در دولت جدید نیز این بنیاد مسیری متفاوت را انتخاب تا با بازی در پازل بدحجابی عمدتاً خود مروج پوشاک‌های غیر عرفی باشند!

جدای از مسئله امکان دسترسی راحت به فروشگاه‌های داری پوشاک اسلامی، به نظر می‌رسد قیمت‌های تعیین‌شده برای لباس‌های استاندارد بسیار گران و ظاهراً بدون یارانه است و عمدتاً خریداران این نوع از پوشاک را با مشکل مواجه می‌کند.

این معضل برای کسانی که حجاب چادر را انتخاب کرده‌اند بیش‌ازپیش است. جالب اینجاست که با توجه به اينكه ايران کشوری اسلامي و دارای جمعیت هفتادمیلیونی است ، بيشترين ميزان مصرف چادر مشكي را در بين كشورهاي منطقه و حتي جهان به خود اختصاص داده است. به‌گونه‌ای که بازار پررونق و مناسبي نيز در ايران به وجود آمده و كشورهاي شرق آسيا، به‌ویژه ژاپن و كره ‌جنوبي، كه در آن چادر مشكي مصرف نمی‌شود، نبض "بازار"  چادر مشكي ايران را به‌دست گرفته‌اند. که این به دلیل توليد نشدن چادر در کشور می باشد!

متأسفانه بر طبق آمار منتشرشده ، سالانه نيم ميليارد دلار سود نصیب  وارد کنندگان پارچه چادر مشکي به کشور مي‌شود و بر اساس آخرين آمارهاي رسمي، سازمان توسعه تجارت ارزش واردات رسمي چادر مشکي در سال ۸۸ را ۱۳۲ ميليون دلار اعلام کرد که اين رقم ازنظر حجم وزني ۳۹ هزار و ۹۴۸ تن است.یعنی صنعت نساجي کشور درزمینهٔ چادر مشکی تعطیل است!

نکته قابل تأمل درزمینهٔ عدم‌حمایت از تولید چادر مشکی در ایران، انحصاری شدن و وابستگی به واردات و درنهایت گران شدن این کالای ارزشمند است.شاید بد نباشد که ببینیم چه حمایتی از بدحجابی می‌شود و چه حمایتی از پوشش اسلامی.

یک خانم بدحجاب که پوشش او به‌اندازه یک روسری نصف و نیمه ۱۵ هزارتومانی و یک مانتوی کوتاه ۳۰ هزارتومانی و یک شلوار کوتاه ۴۰ هزارتومانی است و البته بسته به جنس و کیفیت ممکن است پایین‌تر و یا بالاتر باشد، سرجمع ۸۵ هزارتویمان هزینه می‌کند. اما یک خانم چادری مجبور است برای خرید یک چادر حداقل ۸۰ هزارتومان و برای یک مانتوی بلند قابل‌استفاده در زیر چادر نیز ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان هزینه کند. یعنی  یک هزینه دو برابری. با این اوصاف به راحتی می توان به این سؤال پاسخ داد که بدحجابان بیشتر حمایت می شوند یا بانوان محجبه چادری؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:20  توسط narsis | 

 

علی‌رغم مخالفت شورای عالی فضای مجازی به عنوان تنها نهاد بالادستی سیاستگذار در حوزه سایبر، خدمات نسل سوم تلفن همراه با حضور شخص وزیر ارتباطات، مدیران دو اپراتور ایرانسل و همراه اول رونمایی شد!



براساس پیوست ابلاغی حکم رهبر انقلاب به شورای عالی فضای مجازی ارائه خدماتی نظیر افزایش پهنای باند اینترنت و ارائه خدمات نسل جدید ارتباطی، منوط به تأمین زیرساخت داخلی و شبکه ملی اطلاعات شده است. پس از بی‌اعتنایی وزارت ارتباطات به جلسات کارشناسی برگزار شده با حضور اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی، دبیر این شورا در نامه‌ای به شخص وزیر ارتباطات، تقابل راه‌اندازی خدمات نسل سوم تلفن همراه بدون تامین زیرساخت‌های لازم مصرح در احکام قانونی ابلاغی و تهیه پیوست فرهنگی- اجتماعی را متذکر شد که بر حسب اطلاعات به دست آمده تاثیری در حرکت خلاف قانون این وزارتخانه نداشته است.
همچنین آیت‌الله مکارم‌شیرازی، از مراجع عالیقدر تقلید در پاسخ به استفتای جمعی از متخصصین و فعالین فضای مجازی با همین مضمون، عینا مفاهیم مدنظر رهبر انقلاب در پیوست ابلاغی شورای عالی فضای مجازی را در قالب فتوایی صادر نمودند. براساس متن فتوای صادره، اقدام وزارت ارتباطات برای ارائه خدمات اینترنت پرسرعت همراه و همه خدمات نسل سوم و بالاتر، پیش از کسب مجوزهای لازم و الزامات شبکه ملی اطلاعات، اقدامی عجولانه و برخلاف موازین انسانی و اخلاقی ارزیابی شده است و آمده است: «مسئولان محترم نباید تنها به درآمدهای مادی این برنامه بیندیشند و نباید آن را نوعی روشنفکری دینی و آزادی علمی تصور کنند، بلکه لازم است با شورایعالی فضای مجازی که مرجع قانونی اینگونه امور است مطلب را در میان بگذارند و پس از رعایت اموری که جلوی جنبه‌های منفی این کار را می‌گیرد اقدام کنند، مسئولان قضایی نیز نباید در این امر حیاتی بی‌تفاوت باشند.»
بی‌توجهی وزارت ارتباطات به الزامات قانونی تهیه «پیوست فرهنگی» خدمات نسل سوم تلفن همراه در حالی رخ می‌دهد که به طور مثال در کشوری مثل ترکیه با ساختار حاکمیتی لائیک، براساس قوانین فرهنگی- اجتماعی تهیه شده، اینترنت پرسرعت و خدمات نسل سوم تلفن همراه با قابلیت دانلود، انتشار و تماشای فیلم تنها پس از تایید والدین به شماره‌های متعلق به نوجوانان و کودکان ارائه می‌شود. همچنین از حقوق قانونی پر استفاده در این کشور می‌توان به سرویس کنترل تماس فرزندان توسط والدین اشاره کرد که اختصاصا اپراتورها را موظف به ارائه خدمات به خانواده‌های ترک کرده است.
این در حالی است که هم‌اکنون در کشور ما علی‌رغم رونمایی عجولانه خدمات نسل سوم تلفن همراه با اصرار غیرقانونی وزارت ارتباطات بدون تامین الزامات پیوست فرهنگی، حتی زیرساخت‌های امنیتی لازم برای ارائه خدمات به ایرانیان نیز تدارک دیده نشده است!
با این وجود محمود واعظی، وزیر ارتباطات در مراسم رونمایی پرحاشیه از خدمات جدید تلفن همراه گفت: «اخلاق و فرهنگ جزو اولویت‌های اصلی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است و ما به اپراتورهای نسل سوم اجازه فعالیت در محدوده‌ای که قابل کنترل نیست، نمی‌دهیم(!)»
البته وی توضیح نداد چگونه وزارت ارتباطات بدون ملزم ساختن اپراتورهای همراه اول و ایرانسل به اجرای پیوست فرهنگی تهیه نشده همراه با عدم تامین زیرساخت‌های تکنولوژیک لازم برای صیانت از مرزهای اخلاقی، امنیتی و فرهنگی می‌تواند زیرمجموعه‌ مجری نسل سوم تلفن همراه را ملزم به اجرای حدود اخلاق و فرهنگ نماید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:15  توسط narsis | 
 

یکی از خوانندگان مشهور که دارای آلبوم‌های معروفی در فضای مجازی است، پس از راه‌اندازی شبکه زیرزمینی تولید شوهای مبتذل برای تلویزیون‌های ماهواره‌ای، با هوشیاری مقام قضایی و پلیس اطلاعات و امنیت عمومی خراسان رضوی در حالی به دام افتاد که تلاش نیروهای انتظامی برای دستگیری دیگر عوامل مرتبط با این شبکه در تهران و مشهد ادامه دارد.

«خراسان» در ادامه نوشت: ماجرای فعالیت‌های زیرزمینی اعضای این شبکه در مشهد، زمانی لو رفت که قاضی ویژه مبارزه با جرایم رایانه‌ای در حال رصد فضاهای مجازی به کلیپی از یک خواننده معروف برخورد کرد که در تصاویر مبتذل آن، چند دختر جوان ایرانی نیز دیده می‌شدند. با توجه به تصاویر پشت صحنه منطقه فیلمبرداری‌شده، این احتمال قوت گرفت که شوی مبتذل به صورت زیرزمینی و در ایران تهیه شده باشد؛ بنابراین به دستور قاضی محمد رضازاده، گروهی از ماموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی، بررسی دقیق این ماجرا را در دستور کار قرار دادند.
 
همزمان با رصدهای اطلاعاتی، ماموران انتظامی به سرنخ‌هایی دست یافتند که نشان می‌داد برخی از شوهای مبتذل تلویزیونی که در شبکه‌های ماهواره‌ای معاند نظام نیز به نمایش گذاشته می‌شود توسط یکی از خوانندگان معروف، در مشهد تولید شده است. با به دست آمدن اطلاعات تکمیلی در این‌باره، مأموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی خراسان رضوی با نظارت مستقیم مقام قضایی، عملیات شناسایی اعضای این شبکه را آغاز کردند. فعالیت‌های غیرمحسوس در مناطقی که احتمال فیلمبرداری صحنه‌های مبتذل وجود داشت بیانگر آن بود که صحنه‌های مذکور در یکی از باغ‌های مشهد فیلمبرداری شده است و جوان ۲۶ ساله‌ای به نام «ش» نیز آوازخوانی شوهای تلویزیونی را برعهده دارد.
 
ماموران انتظامی در ادامه تحقیقات خود، در یک عملیات غافلگیرانه که با صدور دستورات ویژه‌ای از سوی قاضی شعبه ۸۲۵ مجتمع قضایی شهید قدوسی مشهد همراه بود موفق شدند عامل اصلی این شبکه و خواننده معروفی که آلبومی به نام «ف» را نیز در کارنامه خود دارد، در مشهد شناسایی و دستگیر کنند. با اعترافات این خواننده که شوهای مذکور به صورت زیرزمینی تهیه شده است، دیگر عواملی که در تولید آثار مبتذل نقش داشتند نیز تحت تعقیب قرار گرفتند. این در حالی است که برخی از دخترانی که در تصاویر مبتذل دیده می‌شوند نیز شناسایی شده‌اند و احضار آنها به دادسرای مشهد ادامه دارد.
 
در ادامه رسیدگی به پرونده «شوهای مبتذل تلویزیون‌های ماهواره‌ای» همچنین مشخص شد که برخی از این فیلم‌ها در یکی از باغ‌های اطراف تهران تصویربرداری شده است و افراد دیگری نیز در تدوین شوهای مذکور نقش داشته‌اند که دستور دستگیری آنان از سوی قاضی رضازاده با هماهنگی پلیس تهران صادر شده است.
 
بررسی های بیشتر در تاریکخانه این پرونده حساس، ماموران را به سوی بروشورها و تابلوهای تبلیغاتی‌ای کشاند که در ادامه تحقیقات پرونده از مخفیگاه اعضای این شبکه کشف شد. پیدا شدن لوازم مذکور حاکی از آن است که افراد مذکور همزمان با تولید شوهای مبتذل به امور تبلیغی در تصاویر تهیه‌شده می‌پرداختند که این موضوع نیز توسط مقام قضایی در حال بررسی است.
 
ادامه بررسی‌ها مشخص کرد که برخی اطرافیان و نزدیکان خواننده معروف نیز در تهیه و تولید شوهای تلویزیونی نقش داشته‌اند که تحقیقات در این‌باره ادامه دارد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:13  توسط narsis | 

 

 

ایمان گودرزی که بیشتر مستندهای او درباره بحث ترور و منافقان است از روند ساخته شدن این آثار و تاثیری که بر مخاطب دارند، سخن گفت.


رسوایی تروریست ها مقابل کارگردان ایرانی!

 

به گزارش سراج24، ایمان گودرزی درباره مستندهایی که تاکنون تولید کرده است و تاریخچه شروع کار مستندسازی اش عنوان کرد: من مستندسازی را از سال ۸۲ شروع و در این فاصله کارهای زیادی را در این فاصله انجام دادم که ابتدا نه به شکل حرفه ای بلکه به صورت یک دغدغه برایم مطرح بود.

وی ادامه داد: بعدها محیط اطرافم را بهتر شناختم و سعی کردم مستند برای من تریبونی باشد برای بیان مسئله ها و دغدغه هایی که در جامعه فراموش شده اند. از جمله دغدغه های من در آن زمان فضای سیاسی وقت بود که اکثر رسانه ها به شکل خاصی اخبار را پوشش می دادند و در فضای مجازی هم کاری انجام نمی گرفت و من خواستم در این مستندها لایه های پنهانی مواردی را که به دلیل مدیریت ناصحیح برای مردم پنهان می ماند مورد واکاوی قرار دهم.

شهدایی که به جبهه‌ها نرفتند

گودرزی به اولین مستندهای خود با محوریت دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: من در اولین مستندها سراغ فضای دفاع مقدس رفتم زیرا احساس کردم خانواده های شهدا ناگفته ها و دردهای پنهان زیادی دارند. شهدای سلاح های کشتار جمعی و شهدای سلاح های شیمیایی از جمله این سوژه ها بودند مخصوصا افرادی که قربانی جنگ بودند شهدایی بودند که شاید مستقیما به جبهه نرفته بودند یعنی مردم عوام هم از دیگر قربانیان جنگ بودند. به طور مثال مردمی که در کوچه و خیابان به شهادت می رسیدند و یا زن باردار خانه داری که هم خودش و هم کودکی که در شکم داشت شیمیایی شده بودند. من در این مستندها به فرم، تکنیک و حتی تجهیزات حرفه ای فکر نمی کردم بلکه هدف ما بیشتر این بود که محتوای خود را نشان دهیم و دغدغه‌مان را بیان کنیم.

این مستندساز با اشاره به اینکه مستندهایش در طول سالها جسورانه تر و شفاف تر شدند، گفت: بعدها نوع پرداخت من در مستندها و ایده هایم دقیق تر شدند و سعی کردم سراغ موضوعاتی بروم که کمتر کسی به آنها پرداخته بود. به طور مثال تروریسم از جمله موضوعاتی بود که ذهن من را به خود مشغول می کرد و همیشه درباره آن مطالعه می کردم. سوال من این بود که اینها چه کسانی هستند که دست به ترور می زنند چه رفتار و منش و آدابی دارند. از کجا می آیند و ...

منافقان؛ دشمنانی این طرف مرزها

کارگردان «سازمانی برای جدایی» اضافه کرد: من در حین مستندهایی که می ساختم در حدود ۵ سال تحقیقاتی هم درباره شهدای ترور داشتم و در اوقات فراغت درباره گروهک هایی که داعیه انقلاب داشتند تحقیقاتی را جمع آوری، منابعی را مطالعه و از روی آنها یادداشت برداری می کردم. یکی از نکات جالب در این بحث برای من این بود که هر گاه ما از جنگ یا قربانیان و شهدای آن حرف می زنیم یاد بیگانگان می افتیم یعنی دشمنانی که از آن سوی مرزها عده ای را شهید کردند اما در بحث منافقین موضوع به این ترتیب نبود. به طور مثال در این تحقیقات متوجه شدم که دو نفر در یک فامیل، یک نفر قاتل دیگری شده است یا کسانی که در یک محله با یکدیگر زندگی کرده اند و دوستان چند ساله یکدیگر بوده اند روی هم اسلحه می کشند.

وی اضافه کرد: برای من خیلی مهم بود که این افراد بیگانه نبودند و در کوچه پس کوچه های اطراف خود ما زندگی می کردند و از آن طرف مرز نیامده اند. در مطالعاتم از این افراد می‌خواندم که به راحتی روی دوستان و آشنایان صمیمی خود اسلحه می کشند. من در تحقیقاتم دوست داشتم این افراد را پیدا کنم و درباره افکار و رفتارشان سوال کنم. ابتدا بسیاری از اطرافیانم از این ایده تعجب می کردند و می گفتند این کار شدنی نیست که قاتل را پیدا کنی و او جلوی دوربین بخواهد درباره حرکت خود توضیحی بدهد.

کارگردان «رویای سیاه» با اشاره به اولین مستند خود درباره منافقان خاطرنشان کرد: بالاخره تحقیقات و اصرارهای ما برای کاوش درباره این منافقان نتیجه داد و ما توانستیم کسانی را که در این سازمانها بودند پیدا کنیم و با آنها سخن بگوییم اینها جلوی دوربین می آمدند و خود را معرفی می کردند. البته این نوع مستند ابتدا برای خود مسئولان هم آشنا نبود و من بعد از گفتگو با مسئولان شبکه ها در نهایت توانستم درباره مستند «پایانی بر پایان» با گروه سیاسی شبکه خبر به توافق برسم. هر چند آنها هم ابتدا از ما خواستند که ۱۳ قسمت بسازیم زیرا معتقد بودند که بحث منافقان تمام شده است اما بعد از آن به دلیل استقبال مخاطبان چند سری دیگر ۱۳قسمتی هم ساختیم و کار در نهایت به ۵۰ قسمت تبدیل شد.

این مستندساز در بیان دلیل خود از موفقیت «پایانی بر پایان» عنوان کرد: یکی از موفقیت های این مستند و اقبال مخاطب به آن این بود که مستند ما کارشناس و تحلیلگر نداشت. یکی از نقاط ضعف مستندهای ما در ایران این است که به خاطر رسیدن به سرعت و کمبود هزینه ها از همان ابتدا سراغ کارشناس می رویم. ما هزینه های برای مستند داریم که مقرون به صرفه نیستند و تولید یک مستند قوی و با کیفیت گاهی به تحقیقات گرانی نیاز دارد. بنابراین گاهی مستندسازان به جای تحقیقات و یا به جای استفاده از سوژه اصلی خود مستند به سراغ کارشناس می رود و عقبه تاریخی موضوع را از آن کارشناس جویا می شوند.

اکثر مستندها در ایران دقیقه ۹۰ ساخته می شود

گودرزی اضافه کرد: خوشبختانه تحقیقات ما در این ۵ سال به صورت مطالعات شخصی بود و دغدغه ای بود که خودم آن را دوست داشتم و شاید چون در کنار دیگر مستندهایی که می ساختم به این تحقیقات پرداختم زمان کمتری برای من دربر داشت و گرنه اکثر مستندها در ایران دقیقه ۹۰ ساخته می شود و از نقطه کارشناسی و تحقیقات ضربه می خورند.

وی درباره پیدا کردن سوژه های خود در مستند «پایانی بر پایان» بیان کرد: موسسه راهبردی دیده بان در پیدا کردن این سوژه ها به ما کمک کرد ما با این سوژه ها صحبت می کردیم بعضی از آنها نمی پذیرفتند به طور مثال می گفتند ازدواج کرده اند و چون دیگر هیچ ارتباطی با سازمان منافقان ندارند نمی خواهند درباره این مباحث صحبت کنند اما بسیاری از افراد هم خودشان علاقه مند بودند که در برابر دوربین بنشینند و از تجربیات و خاطرات و مسائلی که با منافقان داشتند سخن بگویند.

کارگردان مستند «رویای سیاه» با اشاره به تجربه هایی که در طول تحقیقات خود برای پیدا کردن سوژه مستندهایش درباره منافقان بدست آورده است، گفت: من برای پیدا کردن این افراد به شهرهای زیادی سفر کردم شاید بتوان گفت حداقل به ۱۵ استان و شهرهای داخل آن رفتم و با عوامل تیم خود در حدود یک هفته در این شهرها اسکان داشتیم. خاطرم هست برای یکی از این مصاحبه ها به ارتفاعات گیلان رفته بودیم در آنجا به ما گفتند که از یک خانواده همه توسط منافقان ترور شده و الان فقط مادر این خانواد باقی مانده است. ما برای گفتگو با مادر این خانواده جاده صعب العبوری را پیمودیم شاید بتوان گفت در حدود ۳ ساعت از میان سنگلاخ ها عبور کردیم راه به قدری سخت بود که گاهی می خواستیم برگردیم.

قربانیان ترور تا نوک یک کوه

گودرزی در ادامه بیان کرد: ما در نهایت به نوک یک کوه رسیدیم که در اطراف آن تنها در حدود ۲۰ خانواده زندگی می کردند اما برای ما این جالب بود که حتی تروریسم به آنجا هم وارد شده است و آنها هم قربانی ترور بودند.

وی با بیان اینکه «پایانی بر پایان» انعکاس خوبی در میان مردم پیدا کرده بود، گفت: این اولین کار من در حوزه ترور و منافقین بود که انعکاس بسیار خوبی پیدا کرد بنابراین باعث شد من همزمان در حین ساخت و تولید مستند به ایده هایی دیگر برای مستندهای بعدی خود فکر کنم. از جمله مستندهای بعدی که ساختم عملیات مرصاد بود. در این مستند این برای من جالب بود که در تمام عملیات ها عراقی ها به ایران حمله می کردند اما در عملیات مرصاد این منافقان بودند که از خود ایران به ایرانی ها حمله می کنند.

کارگردان مستند «رویای سیاه» با تاکید بر اینکه وقتی نام منافق می آید همه فکر می کنند باید منافق شمایل عجیبی داشته باشد، گفت: اتفاقا ما در گفتگوها دیدیم که اینها انسانهایی هستند که نگاه ساده ای داشتند و به دلیل همین نگاه ساده و نداشتن بصیرت خیلی زود فریب می خورند.

به من می‌گفتند سفارشی ساز هستم

گودرزی درباره انتقادها به این نوع مستندها و اینکه ممکن است برچسب سفارشی خوردن به این نوع کارها بخورد عنوان کرد: کسانی که کار اجرایی می کنند همیشه پشت سرشان این برچسب ها زده می شود زمانی که من این کارها را می ساختم بعضی می گفتند شما سفارشی ساز هستید. پول دریافت می کنید تا حرف جمهوری اسلامی ایران بزنید اما این حرف را کسانی می زدند که به نظر من از بخش مردمی جامعه جدا هستند. اتفاقا ما برای اینکه بگوییم که کار ما سفارشی نیست سراغ خود این آدم‌ها رفتیم کسانی که با منافقان زندگی کردند و زمانی عضو همین سازمان‌ها بودند.

وی اضافه کرد: در حال حاضر بخشی از جامعه همیشه نق می زنند در حالی که ما برای قانع کردن مخاطب تحقیقات زیادی داشتیم و سراغ تصاویر و افرادی رفتیم که هرگز دیده نشدند بعضی با دیدن همین‌ها؛ باز هم قانع نمی شوند.

گودرزی با اشاره به مستند دیگر خود با عنوان «رویای سیاه» گفت: از دیگر کارهایی که در طول این سالها ساختم مستند رویای سیاه بود که آن را در ۱۵ قسمت کار کردم این مستند هم درباره سازمان مجاهدین تولید شد و من فکر نمی کردم زمان پخش آنقدر مخاطب پیدا کند. به طوری که یکی از مسئولان شبکه به من می گفت که نرم افزاری در شبکه وجود دارد که پیام های مرتبط با یک برنامه را دریافت می کند این مسئول به من گفت زمانی که هر مجموعه مستند رویای سیاه روی آنتن می رود همزمان پیامک های زیادی به این نرم افزار ارسال می شود به طوری که سیستم نرم افزاری هنگ می کند.

«سازمانی برای جدایی» از ربودن فرزند یک مادر می گوید

وی همچنین با اشاره به مستند «سازمانی برای جدایی» که سال گذشته ساخته شد و توانست در جشنواره عمار برگزیده شود گفت: مستند «سازمانی برای جدایی» ماحصل همه کارهای من درباره منافقان و بحث ترور بود که از چندین جشنواره هم مورد توجه قرار گرفت و البته بهترین جشنواره ای که دوست داشتم جشنواره عمار بود. در این مستند نشان داده می‌شود که فرزند خانم عبداللهی توسط منافقان ربوده می شود و بعد این زن برای پیدا کردن فرزند خود به عراق و سایر کشورهای اروپایی و آمریکایی سفر می کند. وی ۴ سال به انتظار فرزند خود در مقابل درهای اردوگاه اشرف می نشیند اما جواب نمی گیرد او حتی نزد احمد شهید و دیگر مسئولان سازمان های حقوق بشری می رود و در تمام این مدت دوربین ما نیز با او سفر می کند اما در نهایت در انتهای فیلم دیده می شود که نمی تواند فرزند خود را پیدا کند.

گودرزی به آخرین مستند خود درباره بازسازی حوادث آمل اشاره و گفت: تصویر برداری این مستند هم اکنون تمام شده و ما در حال تدوین آن هستیم. این هم از موضوعات مهمی است که من دوست داشتم به آن بپردازم. حادثه ۶ بهمن سال ۶۰ دارای ابعاد زیادی بود و ما با گفتگوهایی که با مردم آمل داشتیم و بازسازی بعضی از آن صحنه ها سعی کردیم دغدغه های خود را بیان کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:13  توسط narsis | 
 

سیستم «تربیت نخبگان» آمریکا با هدف مدیریت برنامه‌های آینده نگرانه جهان سوم و کشورهای در حال توسعه است که با روی گشاده اقدام به عضوگیری جهانی می‌کند.

 

 
 
 
روزنامه کیهان در گزارشی نوشت: در شرایطی که جنگ درون گروهی آشکار میان افراطی ترین جریان های حامی دولت یازدهم و کابینه به علت عدم حضور شخص رئیس جمهور روحانی در جلسه استیضاح فرجی دانا، وزیرعلوم سابق، کماکان ادامه دارد تلاش هایی از سوی افرادی همچون جهانگیری معاون اول دولت برای مدیریت فضا آغاز شده است.

گروهی عدم حضور رئیس جمهور در جلسه استیضاح را نشانه ای از تصمیم جدی دولت برای پشت پا زدن به جریان افراطی اصلاحات می دانند که هزینه‌های زیادی با ایجاد بحث های انحرافی در اطراف کابینه ایجاد کرده است. در مقابل این هجمه‌ها جهانگیری و برخی از نزدیکان دیگر روحانی با داغ نگاه داشتن پرونده بورسیه های وزارت علوم در دولت دهم سعی در بالانس گمانه های پیرامونی دارند. علی رغم مهم بودن احتمالات مطرح شده اصل ماجرای حساسیت شدید گروه هایی از سیاسیون که اتفاقا از بیشترین نزدیکی با جریان حداقلی مطالبه گر "سازش با آمریکا" نیز برخوردار هستند بر سر پرونده بورسیه‌ها قابل بررسی است.

* 3000 بورسیه بی سواد؟!

سوالاتی که اکنون میان جامعه نخبگانی و دانشگاهیان در فضای شبکه های اجتماعی و بحث های خودمانی مطرح می شود خود موید همین موضوع است. آیا همه 3000 بورسیه وزارت علوم در دولت دهم "معدل پایین" ، "کم سواد" و "بی کفایت" بوده اند؟! علت اصرار بر کل "لیست بورسیه ها" به جای نام آوردن از پنجاه، صد یا حتی مثلا پانصد نفر از افراد لیست مذکور چیست؟ چرا در اقدامی ضد‌امنیتی کل لیست مذکور با اصرار معاون فرجی دانا توسط یکی از بدنام ترین افراد رسانه ای باند مهدی هاشمی در محیط ناامن اینترنت منتشر شد؟ چرا اصرار بر ابقاء و تثبیت گروهی ثابت از اساتید دانشگاه، روسای دانشکده ها و بیش از 140 مدیر فعال در فتنه در محیط علمی کشور تا این اندازه برای جریانی خاص مهم است؟! به نحوی که شخصی مثل فرجی  دانا با همه القابی که ثناگویان اصلاحاتی به وی نسبت می دهند "باید" به پای این پرونده بدون حمایت رسمی شخص رئیس جمهور و دولت قربانی می شد؟!

* شبکه انتشار دانش یا ...؟!

کلید این ماجرا در بررسی طرح های وزارت خارجه آمریکا با هدف جذب نخبگان کشورهای مهم و تاثیر گذار در آینده جهان با انگیزش تربیت و حفظ جریان نخبگانی است. در صفحه اصلی وزارت خارجه این کشور به وضوح از طرح‌هایی همچون "تحصیل در آمریکا"، "پروژه تبادل"، "طرح آیرکس"، "برنامه فولبرایت" و "بورسیه هیلاری کلینتون" پرده برداری شده است. در قالب همه این برنامه ها دولت آمریکا "موظف است" قراردادهایی با دانشجویان نخبه معرفی شده توسط حاکمیت کشورهای هدف و یا مسیرهای کشف علمی دیگر منعقد ساخته و حمایت و تربیت و پایش و ارتباط‌گیری با این افراد را برای همیشه ادامه دهد.

با این مقدمه می توان این گونه تصور کرد که آمریکایی‌های مهربان به تنهایی وظیفه انتشار علم در جهان را برعهده گرفته و حتی حمایت مالی از دانشجویان مستعد ایرانی، افغان یا حتی اروپایی را به جان خریده اند! مروری کوتاه بر روابط خصمانه آمریکا با ملت ها و دولت ها در جهان پایه های سست چنین تحلیلی را به آسانی نابود خواهد ساخت. ما در دنیایی زندگی می کنیم که سل پس از قریب به 70 سال از اکتشاف داروی آن هنوز در مناطق مختلف جهان قربانی می گیرد اما آمریکا به عنوان ابرقدرتی جهانی حاضر به ریشه کنی حتی یک بیماری در سطح بین المللی نشده است! در دنیایی که آب، غذا، دارو و حتی واکسن بیماری های مرگبار در آن رایگان نیست پشت پرده برنامه "هدایت و حمایت نخبگانی" وزارت خارجه آمریکا چه می تواند باشد؟

* تحریم نفت و گاز و هسته ای!

بازگردیم به پرونده بورسیه های ایرانی! در سایت فارسی وزارت خارجه آمریکا در ذیل توضیح طرح "Education USA" یا "تحصیل در آمریکا" آمده است: "طبق بند 501 مصوبه کاهش تهدید ایران، روادید شهروندان این کشور که در بخش هایی مثل نفت، گاز طبیعی، انرژی هسته ای یا حوزه دانش هسته ای و مهندسی هسته ای خواهان دریافت ویزا هستند، مورد پذیرش واقع نخواهد شد و ویزای تحصیلی در چنین مواردی صادر نمی شود."

پس حمایت از تحصیل در آمریکا دست کم برای متقاضیان ایرانی دارای محدودیت هایی است! واضح است دولتی که ایران را از تامین قطعات هواپیماهای مسافربری باز می دارد و حتی در مراحلی از تحریم ها دست بر محصولات استراتژیکی همچون گندم به عنوان قوت غالب مردم و دارو به عنوان نیازی غیرقابل چشم پوشی می گذارد انگیزشی قوی از بازگذاردن مسیر حضور بورسیه‌های ایرانی از ابتدای انقلاب تا کنون وجود داشته است. بخشی از این اهداف را می توان در قالب جذب و به کار گیری نخبگان ایرانی در کرسی‌های علمی خود آمریکا توجیه کرد اما با این حساب وزارت خارجه آمریکا نباید طرح "بازگشت نخبگان" را با مفهوم قطعی حمایت از مهاجرت معکوس متخصصین تربیت شده در بهترین دانشگاه های آمریکایی به ایران و برخی کشورهای دیگر ارائه می داد!

* مهاجرت معکوس

براساس طرح 50 ساله وزارت خارجه آمریکا مهاجرت معکوس نخبگان کشورهای جهان سوم پس از تربیت در سیستم ابداعی غرب با قابلیت تبدیل نیروهای وطن پرست بومی به شهروندان جهانی معتقد به آرمان ها و ارزش های فراملی موجب می شود "عقبه گفتمانی" در طرح های ملی کشورهای دیگر همیشه در دست اقلیت یک درصدی سیستم لیبرال سرمایه داری باشد. با چنین برنامه ریزی اگر بنا باشد در کشوری مثل ایران، حتی 70 سال پس از اکتشاف نفت نیز هیچ برنامه علمی برای مدیریت منابع، درآمدها و حتی تلاش برای بومی سازی مدل "قراردادهای نفتی" وجود نداشته باشد تنها کافی است عقبه ای از پیش تربیت شده برای مدیریت برخی واحدهای حیاتی و حساس، حمایت و تعبیه و هدایت شوند. علی رغم این که اغلب "نخبگان جهانی شده" نیز لزوما خائن و بی وطن نیستند و حتی بعضا میل درونی شدیدی به اصلاح سیستم ملی خود دارند به علت مجهز شدن نامحسوس به برنامه هایی از پیش تعیین شده به طور معمول قادر به کنترل مبادی فکری و ذهنی خود نیستند.

در حال حاضر بیش از 200 مرکز متعلق به بهائیان، سلطنت طلبان و انواع فرقه ها و گروه های سیاسی معاند از خود ایرانیان مقیم خارج از کشور وظیفه ارتباط گیری با دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا و اروپا را برعهده دارند که در طول هر ترم تحصیلی از 500 تا بیش از 15 هزار دلار به هر دانشجو کمک هزینه تحصیل و اقامت هدیه می‌کنند. به این لیست مجموعه بسیار بزرگی از اندیشکده‌های علمی- سیاسی و تجاری را اضافه کنید که به صورت آشکار با دولت متبوع خود در ارتباط هستند و وظیفه دارند از بورسیه های ایرانی حمایت علمی و مالی به عمل آورند.

* گزینش مدیران آینده جهان

در حقیقت سیستم "تربیت نخبگانی" آمریکا با هدف مدیریت برنامه های آینده نگرانه جهان سوم و کشورهای در حال توسعه است که با روی گشاده اقدام به عضوگیری جهانی می کند. در دست داشتن فکر و نقشه های مدیران آینده جهانی هدفی ارزشمند است که صرف میلیاردها دلار هزینه در مسیر عملیاتی شدن آن برای آمریکا حقیقتا صرفه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد.

اما چنین سیستمی در صورتی موفق عمل خواهد کرد که مبادی ورودی آن در کشورهای دیگر کنترل شده عمل کنند. اگر بنا باشد آمریکا هزینه اقامت، تحصیل و بهره مندی دانشجویان ایرانی از بخشی قابل توجه از علم جهان اول را تقبل کند و در انتها "نخبگان انقلابی ضد‌لیبرال سرمایه‌داری" با انگیزش های قوی ملی در تقابل با چالش‌های فراملی دریافت کند که کل سیستم فشل است! در واقع با چنین برنامه ریزی آمریکایی ها فقط هزینه "مسلح شدن" نخبگان ایرانی به علم روز را پرداخت کرده اند و با دست خود ابزار برتری جویی را به ملت های تحریم شده‌ای همچون ایران بخشیده اند!

* کنترل شاهراه حیاتی

بر اساس اخبار و اطلاعات منتشر شده در خود آمریکا، سیستم بسیار بسته تر از آنچه ما تصور می کنیم عمل می‌کند! گزینش، معرفی، حمایت و هدایت نخبگان شناسایی شده در کشورهایی مثل ایران به دست سرپل های تربیت شده خود سیستم مشهور به "انتشار دانش" در دوره های قبل در مبادی دانشگاهی و علمی صورت می گیرد. پس حفظ شبکه اساتید دانشگاه، مدیران وزارت علوم و حفظ ساختار شرکت های دانش بنیان کمین کرده در اطراف دانشگاه از اهمیتی فوق العاده برخوردار است که قربانی شدن امثال فرجی دانا را قطعا توجیه می کند.

بنا نیست هیچ دانشجویی بدون طی مسیر هدایت نخبگانی مورد اطمینان آمریکایی ها از جانب وزارت علوم در قالب لیست بورسیه ها به جهان اول معرفی شود که اگر چنین شود به زودی آمریکایی ها ناچار خواهند شد عطای چنین پروژه ای را به لقایش ببخشند و پذیرش دانشجویان بورسیه ایرانی را هم تحریم کنند!

 

* انقلابیون کم سواد!

فرجی دانا در دفاعیات خود به صراحت از تغییرات ایجاد شده در قانون بورسیه ها انتقاد کرد. به طور مثال در بخشی متذکر شد: "از سال 85 مبنای کار به تدریج به سمتی می‌رود که در سال 87 با بندی مواجه می شویم که در آن بند می آید افرادی که دارای سوابق و خدمات برجسته درعرصه ایثارگری، فرهنگی،‌آموزشی و فن آوری می باشند می بایست پس از تشکیل پرونده در اداره کل دانشجویان خارج برجسته بودن آنها احراز گردد."

البته وی در خلطی که از نگاه تیزبینانه نمایندگان ملت نیز دور نماند در ادامه بحث تلاش می کند به نوعی به القاء این موضوع بپردازد که اضافه نمودن این بند به معنای حذف شرایط علمی و بورسیه نمودن دانشجویانی است که صرفا از معدل 12 یا 13 برخوردار هستند و به قول معروف از صلاحیت علمی برخوردار نیستند.

فرجی دانا همچنین با ذکر موارد ثبت شده در قانون اعلام می کند: " :درگزارش بورسیه ها ی ما هدف از اعزام که برای دوستان مبین است تامین هیات علمی مورد نیاز دانشگاهها [است] که با هدف تامین هیات علمی در مناطق محروم و هدف اعزام بود. قانون اعزام در سال 64 مبنای کار است و آئین نامه‌هایی که شورای بورس مرجع آن بوده است."

* تقابل ساختگی تخصص و تعهد

پس این گونه می توان نتیجه گرفت که حقیقتا در وزارت علوم نیز برای بخش بازگشت نخبگان و به کارگیری بورسیه هایی که نظام نیز برای تامین بخشی از هزینه های تحصیل آنها مایه گذاشته، برنامه هایی وجود دارد. با این حساب با هزینه کرد حداقلی ما و حداکثری آمریکایی‌ها تربیت هیئات علمی، مدیران، وزیران و وکلای آینده کشور به دست سیستمی سپرده می شود که حتی در مبانی انسانی نیز از اشتراکی با سیستم ایرانی- اسلامی برخوردار نیست. تاکید بر عدم در نظر گرفتن "بنیه فکری انقلابی" گزینش شوندگان برای تکیه زدن بر مناصب مدیریتی آینده جامعه در این مرحله مهم خود یک ممیزی جالب توجه است که با همه مبانی تئوریک جمهوری اسلامی در بحث انتخاب و تربیت مدیران تضاد دارد!این همان بحث کلیدی "جدایی تخصص از تعهد" مورد نظر جبهه تکنوکرات های حزب کارگزاران سازندگی است که در این دعوای کلیدی در قالب ظریف و دغل بازانه شرط معدل و تعهد انقلابی بورسیه هادر تقابل با یکدیگر، مطرح شده است. گویی هر آن که از تعهد انقلابی و سوابق ایثارگری برخوردار است فاقد شرایط علمی است و 3000 بورسیه سوپر انقلابی معدل 12 در دولت دهم به خارج اعزام شده اند! جالب اینجاست که طیف مذکور هرگز برای بورسیه‌های دوره کارگزاران و اصلاحات که بعضا با مدارک اهدایی دانشگاه آزاد و به صورت جهشی بر سر دوره های دکترا و پسا دکترای انگلیس و آمریکا به خرج دولت فرود آمدند، گریبان  چاک نداد! در شرایطی که تلاش می شود عملا فکر گنجاندن شرط "تعهد" برخلاف ریل گذاری عالمانه امام خمینی (ره) از سیستم تربیت مدیران آینده کشور در آمریکا و انگلیس، حذف شود، مبادی و زیرساخت‌های ارتقاء درجه شهروندی و حمایت شغلی و سازمانی از نخبگان فراملی در مرحله بازگشت به کشور کاملا شکل گرفته است. به نحوی که مجموعه ای از شرکت های دلالی مرتبط با شرکت چندملیتی خارجی در کشور تنها حاضر به استخدام نیروهایی هستند که توسط گلوگاه های همین سیستم تربیت و تایید شوند.

با این حساب توپ ثروت و قدرت به ندرت و با در نظر گرفتن احتمالات دور و دراز ممکن است مجددا به دست نخبگان ملی جویای راهکارهای بومی متکی به اقتصاد و سیاست درون زاد بیفتد. افشای عقبه اقتصادی سیستم "انتشار دانش" را به شماره بعد موکول می کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:11  توسط narsis | 
 

بازدید غلامعلی حدادعادل از پشت صحنه «پرده‌نشین» با گفتگوی کوتاهی با او در مورد این سریال و یکی دو سوال سینمایی دیگر همراه بود.

به گزارش تسنیم ظهر امروز غلامعلی حداد عادل نماینده مجلس شورای اسلامی در پشت صحنه «پرده‌نشین»؛ سریال جدید بهروز شعیبی حاضر شد و به گفتگو با عوامل این فیلم پرداخت.

در انتهای این بازدید خبرنگار تسنیم گفتگوی کوتاهی با حداد انجام داد. اما حداد پیش از اینکه به سوالات پاسخ دهد، گفت: خوشحالم که به دعوت کارگردان محترم سریال «پرده‌نشین» فرصت حضور سر صحنه این سریال را پیدا کردم. تا آنجایی که من از فیلم نامه این مجموعه تلویزیونی آگاه هستم،این سریال به بخشی از هویت زندگی اسلامی ایرانی مربوط است که در یک فضای اقتصادی این جلوه معنوی را در میان اقشار اجتماعی نشان می‌دهد.از طرف دیگر، خوشحالم که یک مکان قدیمی که جزو میراث فرهنگی تهران است را برای این سریال انتخاب کرده‌اند. کاروانسرای خانات در همان محله ای در تهران است که من به دنیا آمدم. از 60 سال پیش من از وجود چنین سرایی مطلع بودم و خوشحالم که بازسازی شده است. سرای خانات علاوه بر اینکه کارکرد اقتصادی خود را دارد می توان برای فعالیتهای فرهنگی و هنری هم استفاده شود.

حداد عادل ادامه داد: در تمدن اسلامی بازار نقطه مقابل معنویت نبوده است بلکه متن زندگی است. بازار در شهرهای اصلی ایران به منزله ستون فقرات شهر بوده است و به قلب شهر یعنی مسجد جامع و امامزاده شهرمنتهی می شده است. یعنی بازاری یا مشتری انتهای مسیرش حضور در یک فضای معنوی بوده است.همین حضور مسجد در قلب بازار باعث می شد که یاد خدا در دل کسبه باقی بماند.عمولا در مساجد مدرسه و حوزه‌های علمیه هم بود. وجود یک معلم اخلاق که صاحب نفس بود باعث تربیت بازاریان میشد.  بعضی وقتها بازاریان در کلاس این روحانیون درس می خواندند. همین فضای معنوی باعث میشد که بازار نیز خالی از غل و غش و هرگونه کلاهبرداری شود.

خبرنگار تسنیم از حداد پرسید که نکته اصلی این سریال پرداخت دوباره به روحانیت است. فکر می‌کنید این سریال چه‌قدر در این رویکرد موفق باشد که حداد گفت: نکته خاص سریال ترکیب بازار و روحانیت  است که به اعتقاد من جنبه ی مثبتی دارد ولی بعضا روشنفکران بر اساس آموزه های مارکسیستی و غربی آن را منفی می دانند و نقد می کنند.روحانیت بخش مهمی از واقعیت زندگی اجتماعی و تاریخی ما بوده است که پرداخت و نگاه به آن در دوران پهلوی همیشه ممنوع بوده است. طبیعی هم هست،  آنها دشمن روحانیت بودند و خودشان را  هم دشمن روحانیت می دانستند و هیچ وقت علاقه نداشتند که جنبه های رومثبت روحانیت را در هنر و جاهای دیگر عرضه کنند.اما بعد از انقلاب فیلمسازان جوان با واقیعت‌های هویتی جامعه ما مواجه شدند و با جامعه روحانیت آشتی کردند

حدادعادل در پاسخ به سوالی که خواستار ارزیابی مصداقی او از فیلم‌های موفق در نمایش چهره روحانیت گفت:اما اینکه در کدام یک از فیلم ها و سریال ها موفق تر بودند من نمی‌توانم قضاوت کنم چون همه آن‌ها را ندیده‌ام. اما این را می‌توانم بگویم که مجموعا مردم از فیلم‌هایی که زندگی طبیعی‌شان را نشان می‌دهند بیشتر استقبال می‌کنند، چون واقیعیت را لمس می کنند و فرق طبیعی بودن و تصنعی بودن را خیلی زود می فهمند. 

حداد ادامه داد: در سالهای اخیر فیلم های متعددی تولید شده است که نقش اول آن را روحانی ایفا می کرده است و به لطف انقلاب و این هنر مردمی،  مردم دیگر آن فاصله عجیب دوران پهلوی با روحانیت را ندارد و آرام و آرام حس می‌کنند که روحانیت هم بخشی از زندگی آنهاست و آن تصوری که از روحانیت ایجاد شده بود و هر کسی انگ و رنگی به آن می چسباند به کمک هنرمندان زدوده شده است .

در پایان این گفتگو از حدادعادل در مورد اکران یک فیلم جنجالی و حاشیه‌ساز در سینمای ایران پرسیده شد و حداد گفت: من فیلم «عصبانی نیستم» را ندیده‌ام که بتوانم داوری کنم. چون بعضی وقت ها یک اثر هنری به دلیل نقل قول های جزئی غلط معرفی می‌شد. ممکن است این اثر هنری بد باشد و اکران آن مضر اما بعد از دیدن می شود در موردش قضاوت کرد. اما به نظرم برای جلوگیری از این حاشیه‌ها راه‌هایی وجود دارد. در مجلس هشتم گاهی وزارت ارشاد برخی فیلم‌ها را به ما نشان می‌داد . حالا هم اگر کمیسیون فرهنگی مجلس این فیلم را ببیند به نظرم راهکار مناسبی است.به این ترتیب نمایندگان یا با توضیح منظور فیلم می‌توانند از به وجود آمدن تنش و جنجال در جامعه جلوگیری کنند و یا با توضیح معایب فیلم می‌توانند، مسئولین را به عدم اکران آن توجیه کنند. در هر صورت همکاری مجلس با وزارت ارشاد مفید است و من این راه را توصیه می‌کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:9  توسط narsis | 
 

 یکی از برنامه‌های تلویزیونی محبوب بسیاری از کودکان دهه 60 سریال یا جُنگ «مدرسه موش‌ها» بود که با شعر «ک مثل کُپُل...» آغاز می‌شد. اما کم‌تر کسی می‌داند که شاعر این شعر کودکانه یک روحانی است.

این روحانی سال‌هاست تلویزیون را ترک کرده و به کنج خلوت علمی خود رفته و تحصیل و تدریس علوم دینی را در پیش گرفته است. شاعر «ک مثل کپل» حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابوالقاسم حسینی ژرفاست.
 
این روزها که موش‌های خاطره‌انگیز در قالب فیلم سینمایی «شهر موش‌ها 2» برگشته‌اند ابوالقاسم حسینی ژرفا در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره چگونگی سرایش شعر «ک مثل کپل...» اظهار کرد:‌ من بیش‌تر از 30 سال است در حوزه علمیه در کسوت روحانیت‌ هستم. علت این‌که تا به حال نخواسته‌ام درباره این موضوع صحبت کنم؛ چه کار «مدرسه موش‌ها» و چه خیلی از سروده‌های دیگری که برای کودکان و نوجوان داشته‌ام، این است که ممکن است آدم‌ها با این مباحث وارد حاشیه شوند.
 
او در ادامه درباره ماجرای سرودن این شعر گفت: من در آن زمان در رادیو و تلویزیون در جمع دوستان اداره‌کننده گروه کودک و نوجوان کار می‌کردم. البته کارمند رسمی نبودم و هیچ‌وقت هم نشدم. آقای ناصر عنصری رییس آن گروه بودند. آقای علیرضا رضاداد هم در همان گروه بودند. بنده به همراه آقای رضاداد از آموزش و پرورش به رادیو و تلویزیون رفته بودیم.
 
حسینی ژرفا افزود: اگر اشتباه نکنم، خانمی به نام اسدی تهیه‌کننده «مدرسه موش‌ها» بودند. همسرشان هم از تهیه‌کننده‌های تلویزیون بود که دو - سه سال بعد از آن ماجرا هم به خارج از کشور رفتند و من دیگر خبری از آن‌ها ندارم. من با خانم اسدی مرتبط بودم. کار برای نوروز آن سال نوشته شده بود. شاید سال 61 یا 62 بود. وقت گرفته بودند و استودیوی تلویزیون را برای زمان مقرری گرفته بودند. آن موقع گرفتن استودیو کار سختی بود. دو - سه استودیوی خاص وجود داشت و در برنامه‌های مناسبتی اگر زمان برنامه‌ای به هم می‌خورد، کل روند برنامه مختل می‌شد.
 
او سپس این‌گونه تعریف کرد: در گروه کودک به همراه آقای عنصری، آقای رضاداد و دوستان دیگر نشسته بودیم که خانم اسدی با نگرانی آمدند و فرمودند شعری که برای تیتراژ «مدرسه موش‌ها» گفته شده، رد شده است. زمان بسیار محدودی حدود نیم ساعت به وقت آفیش استودیو مانده بود. ایشان با ناراحتی گفتند من برای ضبط وقت گرفته‌ام. اگر شعر نرسد، برنامه به هم می‌خورد. دو - سه روز هم بیش‌تر تا عید نمانده بود. من از قبل اهل شعر بودم. آن زمان‌ها هم حداکثر حدود 20 سال داشتم. به آقای عنصری و خانم اسدی عرض کردم اگر اجازه بدهید، خودم شعر را می‌گویم. خانم اسدی خیلی خوشحال شدند. چون من از نیروهای اصلی گروه بودم، خیال‌شان راحت بود که دیگر خیلی مسأله تصویب ندارد. حساسیت‌های اول انقلاب خیلی زیاد بود. آن موقع گاهی یک تصویر یا کلمه که الآن در فرهنگ جامعه کاملا عادی شده، حساسیت‌برانگیز بود.
 
 
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابوالقاسم حسینی ژرفا
این شاعر ادامه داد: من به اتاق مجاور رفتم. 10 تا 15 دقیقه طول کشید. بسم‌الله گفتم، تمرکز کردم و این شعر را در هفت - هشت بیت سرودم که همین شعر «ک مثل کپل / صحرا شده پر ز گل...» بود. البته بعد که خواستند آهنگش را بگذارند، یکی - دو کلمه را تغییر دادند. از اتاق که بیرون آمدم، خانم اسدی خیلی تعجب کردند و خوشحال شدند. شعر را برای اجرا به گروه دادند و قصه تمام شد. بعد هم من به جهت روحیات خودم که انزواطلبم، به قم آمدم و مشغول تحصیل و بعد تدریس شدم. همیشه هم هنر را دنبال می‌کنم، اما خودم را دور نگه داشته‌ام. این همه قصه من است و هرگز نه از کسی گله دارم که چرا نامم در کار نیامده و نه دلبستگی‌ای به این مسائل دارم.
 
او افزود: آن سال‌ها من در صداوسیما بیش‌تر با نام خانوادگی‌ام که «حسینی» است، معروف بودم. «ژرفا» تخلص شعری من است. حالا هم در حوزه علمیه «حسینی ژرفا» و «ژرفا» نامیده می‌شوم. آن موقع به این نام شناخته نمی‌شدم؛ به همین دلیل ممکن است همکاران آن دوره مرا به نام «حسینی ژرفا» نشناسند.
 
حسینی ژرفا در پاسخ به این سؤال که در حال حاضر هم در زمینه شعر کودک فعالیتی دارد یا نه، گفت: گه‌گاهی برای دل خودم شعر کودک می‌نویسم. حتا دوست داشتم در مجموعه شعرم که با عنوان «چشم شرقی» منتشر شد، بعضی شعرهای کودکم را بیاورم، اما بنا به این ملاحظه که در حوزه علمیه آدم‌ها به آثار و درس‌های‌شان شناخته می‌شوند و انجام بعضی کارها اگرچه عیبی ندارد، اما بیرون از صلاح شناخته می‌شود، این کار را نکردم.
 
او همچنین عنوان کرد: زمانی حدود دو دهه از شاعران پرکار بودم، اما الآن مدتی است که خیلی به‌ندرت در جمعی حاضر می‌شوم که حتا شعرهای بزرگسالم را بخوانم. من هم مثل اکثر شاعران انقلاب غزل کار می‌کنم. گاهی شعر نو هم می‌نویسم، اما غزل بیش‌تر تاب تحمل موضوعات انقلاب را داشت. در شعر انقلاب نوعی عرفان جمعی وجود داشت و غزل می‌توانست برای گفتن از آن پاسخ بدهد؛ به همین جهت نسل من و شاعرانی مثل علیرضا قزوه و عبدالجبار کاکایی که با هم بودیم، شاید بی آن‌که دل‌مان بخواهد، به غزل وابسته شدیم.
 
این شاعر در پاسخ به این سؤال که آیا با مرضیه برومند – کارگردان «مدرسه موش‌ها» - هیچ آشنایی‌ای ندارد، گفت: خانم برومند را من در ساختمان آن‌جا می‌دیدم. ولی من و آقای رضاداد جوان‌های تازه‌سال بودیم که آن سال‌ها تازه به تلویزیون رفته بودیم و طبیعی بود که کارگردان‌هایی که از ما باتجربه‌تر بودند با ما ارتباط مستقیم نداشته باشند، مگر این‌که برای بازخوانی متون و تصاویر نیازی پیش بیاید.
 
او افزود: موضوع دیگر این بود که من بیش‌تر در قسمت نوجوان بودم و خانم برومند کار نوجوان نمی‌ساختند، به همین دلیل من در خدمت‌شان نبودم. البته کودک و نوجوان یک گروه بود به ریاست ناصر عنصری، ولی در تقسیم‌بندی کارها من در بخش نوجوان بودم. آن زمان سریالی به نام «نان‌آوران» ساخته شد که من با سرکار خانمی که تهیه‌کننده آن بود، ارتباط مستقیم داشتم یا با آقای جلیلی، فیلم‌ساز مشهور، ارتباط داشتم که در بخش نوجوان بودند، اما با خانم برومند ارتباطی نداشتم.
 
او همچنین اظهار کرد: در آن سال‌ها تلویزیون مثل الآن نبود. خیلی وقت‌ها نام‌ها زده نمی‌شد. شاید هفت - هشت سرود هم با تم نوجوان یا کودک در همان سال‌ها ساخته شد که من گفتم، ولی اصلا حتا کلمه‌ای از آن‌ها به خاطرم نمی‌آید که نشانی بدهم. آن‌ سال‌ها خیلی از بخش‌های برنامه‌های کودک و نوجوان مبتنی بر سرود بود و به سرود اعتنای بیش‌تری می‌شد. هر روز دست کم یک سرود داشتیم. سرودسازی رواج داشت. آن موقع مرحوم بیگلری آهنگساز کارها بودند و تعدادی از شعرهای آن سرودها را هم بنده می‌گفتم.
 
حسینی همچنین گفت: مقداری هم متن برای رادیو و تلویزیون نوشته‌ام. سال‌های 60 تا 64، حدود 90 درصد متن‌های برنامه‌های مناسبتی را می‌نوشتم. حدود سی – چهل برنامه کامل مناسبتی برای رادیو نوشته‌ام که خیلی طولانی و یکی – دو ساعته بودند که در آن‌ها گه‌گاهی مصاحبه کار می‌شد و بقیه متن‌خوانی بود. آن موقع رادیو خیلی فعال بود. ما هم دو – سه نفر بودیم که برنامه می‌نوشتیم. بیش‌ترین همکاری من با رادیو و تلویزیون همان کارها و فعالیت در ساختمان رادیو در میدان ارگ بود که خاطرات خیلی خوبی هم از آن دارم.
 
او درباره علت کناره‌گیری‌اش از رادیو و تلویزیون گفت: این سال‌ها را نمی‌دانم، اما قضایی که آن زمان به‌ویژه در تلویزیون وجود داشت، فضایی بود نیازمند آدم‌هایی که از روابط عمومی بسیار قوی برخودار باشند، اجتماعی و بانشاط باشند و به تعبیر روان‌شناسانه برون‌گرا باشند، اما من از نوجوانی اهل مطالعه و اندیشیدن بودم. زمانی علی معلم روی یکی از شعرهای من نوشته بود که شعرش هم مثل اسمش ژرفاست. آدم‌های این تیپی نمی‌توانند در مجموعه‌هایی فعالیت کنند که برون‌گرایی حرف اول را می‌زند. در چنین فضاهایی افراد باید خیلی فعال باشند. من به یاد دارم که در آن سال‌ها هر بار سفر خارجی پیش می‌آمد، من خودم کناره می‌گرفتم. تا به حال هم در طول عمرم یکی - دو سفر خارجی بیش‌تر نرفته‌ام. این‌ها روحیات من است، به همین دلیل احساس کردم نمی‌توانم خیلی خودم را با تلویزیون وفق بدهم. بعد هم به حوزه آمدم. حالا هم حدود 40 کتاب دارم.
 
حسینی ژرفا سپس عنوان کرد: هنوز ارتباط معنوی و تماسی‌ام با صداوسیما بیش‌تر از خیلی‌هاست و دست کم چند ساعت در روز تلویزیون و همین‌طور فیلم‌های سینمایی می‌بینم و ارتباطم با هنر و موسیقی زیاد است. کارهای علمی هم در زمینه هنر انجام می‌دهم. در حوزه ما مدرسه اسلامی هنر داریم و دانشجویان فلسفه هنر و حکمت هنر پذیرش می‌کنیم. ارتباط من با فیلم و هنر هنوز هم برقرار است.
 
متن اجراشده شعر «مدرسه موش‌ها»:
 
«ک مثل کپل
 
صحرا شده پر ز گل
 
گ مثل گردو
 
بنگر به هر سو
 
ب مثل بهار
 
هپچه، هپچه
 
فکر کن بسیار
 
پ مثل پسته
 
نباش خسته
 
ایییشش!
 
م مثل موش
 
قیو، قیو، موش
 
برخیز و بکوش
 
برخیز و بکوش
 
خ مثل خونه
 
نگیر بهونه
 
آ مثل آواز
 
قصه شد آغاز»
 
 فیلم سینمایی «شهر موش‌ها 2» به کارگردانی مرضیه برومند از روز چهارشنبه، پنجم شهریورماه، بر پرده سینماهاست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:8  توسط narsis | 
افسران - غزه پیروز است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:2  توسط narsis | 

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار با رئیس‌جمهور و اعضای کابینه، ضمن حمایت از دولت، توصیه‌هایی مشفقانه و راهبردی را خطاب به دست‌اندرکاران قوه مجریه بیان فرمودند که بررسی جوانب هر کدام از این توصیه‌ها، خود موضوعی مستقل است. ایشان در بیانات دیروزشان، فتنه را از خطوط قرمز خوانده و تاکید کردند؛ «آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسه‌ رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.»



چه برداشتی از این توصیه می‌توان داشت و عمق این سخن چقدر است؟ برای پاسخ به پرسش‌های اینچنینی باید بار دیگر مروری بر ماهیت و خاستگاه فتنه سبز داشته باشیم. در نگاهی اجمالی آنچه در سال 88 روی داد را می‌توان از دو منظر مورد بررسی و تحلیل قرار داد. منظر شماره یک که از آن به عنوان تحلیل خرد می‌توان یاد کرد، حوادث و رخدادهای سال 88 را در حد یک نزاع سیاسی به منظور کسب قدرت - ابتدا در سطح ریاست جمهوری و سپس در اندازه حکومت- می‌بیند و روایت می‌کند. این منظر اگر چه عاری از واقعیت نیست اما محدود کردن قضیه به این زاویه دید، باعث در پرده ماندن لایه‌های عمیق‌تر می‌شود. ندیدن این لایه‌های زیرین، تبعات خاص خود را در نوع نگاه و تصمیم‌گیری‌های بعدی خواهد داشت.
منظر شماره دو، با چشم اندیشه حوادث و رخدادهای سال 88 را می‌نگرد و به لایه‌های پنهان و عمیق قضیه می‌پردازد. عده اندکی از ضدانقلابیون خارج نشین آشکارا به ریشه‌های این قضیه پرداخته و درباره آن گفته و یا نوشته‌اند. نپرداختن این جماعت به ریشه‌های فتنه 88 از دو حال خارج نیست. اول آن که اغلب سوادی برای این کار ندارند و دوم آن که باسوادهایشان می‌دانند اگر بخواهند به ریشه‌‌ها بپردازند، باید اعترافاتی کنند که بسیاری از شعارهای سطحی و روبنایی خودشان را زیر سوال می‌برد. یکی از این معدود اسناد در این زمینه، مقاله‌ای مفصل است که فرهاد خسروخاور - استاد جامعه‌شناسی مقیم پاریس- سال گذشته به زبان انگلیسی منتشر کرده است. وی به درستی زیربنای ماجرای سال 88 را نه در ادعای تقلب و نحوه برخورد نظام و مسائلی از این دست که در نحوه نگرش طرف‌های ماجرا به اسلام و نسبت آن با حکومت معرفی می‌کند و البته حرف دقیق و درستی است. دو طیف در این ماجرا وجود دارند. طیفی که معتقد به سیاسی بودن و ماموریت اسلام برای تشکیل حکومت هستند و طیفی که اعتقادی به بروز و ظهور دین در حکومت ندارند. پیروزی انقلاب اسلامی، نگرش طیف نخست را بر کرسی نشاند و عصاره و محور اصلی این تفکر «ولایت فقیه» است. به نوشته خسروخاور، هدف بنیادین فتنه‌گران در سال 88 به چالش کشیدن همین اصل - ولایت فقیه - بود. توجه داشته باشید که سطح بحث و چالش شخص ولی فقیه نیست، بلکه اصل و تفکر ولایت فقیه است.یعنی همان حاکمیت اسلام و اجرای قوانین آن که استقلال و آزادی حاصل از آن خشم قدرت‌های  استکباری را در پی داشته و دارد.
با این اوصاف، انتساب  ریشه فتنه به مشتی فریب خورده و اراذل و اوباش کف خیابان که عربده می‌کشند و شیشه می‌شکنند و شکم سفره می‌کنند، نازل‌ترین سطح تحلیل است و با قاطعیت می‌توان گفت از این نازل‌تر، نگاه آن عده‌ای است که چند جمله جنجالی و البته ناصواب در یک مناظره را ریشه فتنه معرفی می‌کنند!
بررسی و تحلیل همه‌جانبه فتنه 88 از منظر کلان، خارج از حوصله این ستون است اما همین اندک برای روشن شدن حد و مرز‌ها به نظر کافی می‌رسد.
رفتارشناسی جریان فتنه در قبال دولت یازدهم جالب و قابل تامل است. از ابتدای پیروزی آقای روحانی در انتخابات سال 92 به دفعات این گزاره از سوی برخی جریانات تکرار شده است که دولت یازدهم مدیون فلان شخص و بهمان جریان است. البته سهم‌خواهی در عالم سیاست امر غریبی نیست و درباره دولت‌های پیشین نیز این قضیه موضوعیت داشته است. ماجرا وقتی جالب و البته قابل تامل می‌شود که جریانات و محافل فتنه‏گر که تا دیروز با انواع و اقسام توهین‌‌ها به حضور روحانی در انتخابات می‌تاختند، امروز با نعره «انا شریک» می‌خواهند خود را سرسفره جای دهند!
اصحاب فتنه، سرمایه تاریخی، سیاسی و اجتماعی خود را از دست داده‌اند و خیلی وقت است می‌دانند که همه چیز را باخته‌اند، اما گستاخ‌تر از آن هستند که گوشه‌ای بنشینند، ماست خود را بخورند و کشک خود را بسابند. روغن ریخته را نذر دولت یازدهم کرده و سهم می‌خواهند و مدعی هستند هواداران پرشمار ما بودند که روحانی را راهی پاستور کردند و رئیس جمهور نباید آنها را ناامید کند. ناامید نکردن این مردم نیز معنایش این است؛ آن آقایی که سال‌هاست به خارج فرار کرده و هر کاری از دستش برآمده علیه نظام کرده و هرچه خواسته علیه انقلاب و حتی امام(ره) گفته حالا بیاید و از قضا در یکی از  مراکز حساس نظام هم پستی بگیرد!
دولت یازدهم مانند دولت‌های پیش از خود، چیزی جدا از جمهوری اسلامی نیست. از همین رو رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار روز گذشته به دولتمردان فرمودند؛ «این را بدانید که موفقیت شما، موفقیت و سرافرازی نظام اسلامی است.»
معادله پیچیده‌ای نیست. آنهایی که با آمریکا و رژیم صهیونیستی همدست بوده و نشان داده‌اند  که کمر همت به براندازی نظام جمهوری اسلامی بسته‌اند، چطور می‌توانند با دولت برخاسته از همین نظام، همراه و همدل باشند و چرا گمان می‌کنند دولت یازدهم آنقدر ساده است که تخم مرغ‌هایش را در سبد سوراخ آنها بگذارد؟
توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی به دولت روحانی درباره خط قرمز بودن فتنه و فتنه‌گران، صرفاً یک هشدار سیاسی نیست. این توصیه یک فرمول عینی و عملی برای سلامت و موفقیت دولت یازدهم است. رسوخ و نفوذ فتنه‌گران به بدنه دولت، آن را گرفتار حواشی و بیراهه‌‌ها کرده و تابلو‌ها و اهدافی غیرواقعی را در این مسیر جلوی پای دولتمردان می‌گذارد، وقت و انرژی دولت را هدر می‌دهد و در نهایت مانند تله‌های انفجاری عمل کرده و میزبان خود را اگر نگوییم متلاشی، حداقل مجروح می‌کند. دولت چنانچه نگران میزان محبوبیت خود است، باید هرچه بیشتر در خدمت به مردم کوشا باشد. نظرات جماعتی مجازی که تنها هنرشان مبارزه با ابزار «لایک» و بزرگ‌ترین نگرانی‌شان «پهنای باند» است، نباید دولت را در تشخیص مطالبات مردم و میزان درستی جهت‌گیری‌های خود، دچار خطای محاسباتی کند.
دست بر پشت مار مالیدن
به تلطف نه کار هشیار است
کان بداخلاق بی‌مروت را
سنگ بر سر زدن سزاوار است

محمد صرفی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:1  توسط narsis | 

 

یک عضو فراکسیون افراطیون در مجلس ششم به تمسخر تشکیلات جدید‌التأسیس اصلاح‌طلبان موسوم به «ندا» پرداخت.



احمدپورنجاتی در فیس‌بوک نوشت: شنیده‌ام یک فقره «آقا صادق خرازی» به قصد قربت و لابد برای پیشبرد روند اصلاح‌طلبی، یک تشکیلات درست کرده‌اند به نام «ندا»؛ نسل دومی‌های اصلاحات! مبارک است!!
وی ادامه می‌دهد: البته «ما ملت شریف و شهیدپرور و همیشه حاضر در صحنه»، بخیل نیستیم اما متأسفانه اندکی «دو هزاری» ما کژ و کوژ شده و متوجه نمی‌شویم که برخی عزیزان- که بنابر اخبار هدهد فضول- در انتخابات 92 عنایتشان شامل حال سردار قالیباف بود، همچنین یهویی دچار «ویار اصلاحات پاستوریزه» شده‌اند و انشاءالله برای مجلس آینده، «ندا»یشان در خواهد آمد؟!
وی ادامه می‌دهد: این «نوه»ی نسل سومی «عمه جان» بنده هم قصد دارد تشکیلاتی درست کند به نام: «نسا»؛ نسل سومی‌های اصلاحات!
از سوی دیگر علی افشاری از نوچه‌های مشترک نهضت آزادی و حزب مشارکت که اکنون در آمریکا به سر می‌برد، «ندا» را محافظه‌کار خواند و در وبسایت رادیو زمانه نوشت: گرایش سیاسی حزب ندای ایرانیان، عقب‌نشینی به دوران ماقبل اصلاح‌طلبی گروه‌های خط امامی و عقبگرد از تحولات سیاسی و نظری اصلاح‌طلبان از نیمه دوم دهه هفتاد است.
تفاوت اصلی آنها در نزدیک شدن به آیت‌الله خامنه‌ای و سرمایه‌گذاری روی اعتمادسازی با رهبری است و بار اصلی مشکلات در مواجهه با رأس هرم قدرت را ناشی از تندروی اصلاح‌طلبان معرفی می‌کنند. آنها می‌خواهند در انتخابات شرکت کنند و از این طریق اهداف اصلاح‌طلبانه را جلو ببرند.
وی می‌افزاید: اما سر بر آوردن این گروه مؤید شکل‌گیری محافظه‌کاری سیاسی در بخشی از فعالان سیاسی داخل کشور است که از تنگناهای سیاست‌ورزی هزینه‌دار مستأصل شده‌اند.
وی تصریح می‌کند: عقبگرد اصلاح‌طلبان و فاصله‌گیری از مشی موسوی و کروبی و همراهی آنها با معیارهای تحول‌خواهی محافظه‌کار، زمینه را برای شکل‌گیری تشکلی مانند ندا مساعد کرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 15:0  توسط narsis | 

 


گفت: این روزنامه‌های زنجیره‌ای و اصلاح‌طلبان مدعی حمایت از رئیس‌جمهور چرا در سالگرد دولت ایشان، به جای شرح موفقیت‌های دولت یازدهم، همه تیترها و مقاله‌ها و گزارش‌های خود را به مسائل حاشیه‌ای خودشان اختصاص داده‌اند؟!
گفتم: آنها فقط تظاهر می‌کنند که حامی دولت هستند و با یک نگاه متوجه می‌شوی که هیچ‌وقت منافع حزبی خودشان را برای دولت آقای روحانی هزینه نکرده و نمی‌کنند!
گفت: وقتی هم که به آنها اعتراض می‌شود، هر کدامشان تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازد.
گفتم: چه عرض کنم؟! دو تا برادر دراز کشیده و می‌خواستند بخوابند. اولی به دومی گفت؛ پاشو چراغ را خاموش کن! و دومی گفت؛ خودت پاشو! و خلاصه بعد از کلی جر و بحث قرار شد ساکت باشند و هرکس اول حرف زد، چراغ را خاموش کند. سه روز گذشت و هیچ‌کدام از جای خود تکان نخوردند، همسایه‌ها نگران شدند و فکر کردند هر دو مرده‌اند. اولی را غسل و کفن کردند و هنگامی که به سراغ دومی رفتند، فریاد زد من زنده‌ام! و برادر اولی کفن را کنار زد و گفت؛ حرف زدی! پس پاشو چراغو خاموش کن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 14:59  توسط narsis | 
افسران - السلام علیک یا اخت الرضا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 14:57  توسط narsis | 

 

سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حاشیه مراسم بزرگداشت شهدای بسیج کارمندان، با حضور در جمع خبرنگاران با اشاره به سرنگونی پهپاد متجاوز صهیونیستی در داخل ایران، گفت: نیازی به مهندسی معکوس این پهپاد نداریم هرچند قدرت و توان آن را داریم.

وی ادامه داد: اینکه برخی می‌گویند این پهپاد از اسرائیل به پرواز درآمده درست نیست. ما از مبدا آن به صورت تقریبی مطلعیم ولی فعلا قضاوتی نمی کنیم.

سلامی افزود: این پهپاد به محض ورود به کشور رهگیری شد و برای اینکه از نیت اطلاعاتی آنها باخبر شویم مدیریت شد تا به داخل بیاید و در موقعیت مناسب آن را هدف قرار دادیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 11:49  توسط narsis | 
 
یکی از آفاتی که همواره گریبان گیر هنرمندان و فضای هنری در کشورمان بوده و هست، رفتارهای مبتذل اقلیتی بوده است که این رفتار خود را به اسم همه فعالان آن رشته هنری تمام کرده اند.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،یکی از آفاتی که همواره گریبان گیر هنرمندان و فضای هنری در کشورمان بوده و هست، رفتارهای مبتذل اقلیتی بوده است که این رفتار خود را به اسم همه فعالان آن رشته هنری تمام کرده اند.

یکی از این رشته های هنری، رشته موسیقی است. علیرغم اینکه هنر موسیقی نیز می تواند همانند سایر رشته های هنری در خدمت فرهنگ جامعه‎ ایران اسلامی قرار گیرد، وضع به گونه ای شده که عرصه برای هنرمندان این رشته تنگ شده و مردم نیز به نوعی نسبت به این رشته و فعالان آن دیدگاهی بعضاً منفی پیداکنند.



شاید بتوان گفت اصلی ترین دلیلی که باعث بروز این مسئله شده است؛ رفتارهای مبتذل و تولیدات خارج از حدود عده‎ قلیلی است که در این رشته فعالیت می کنند و فضا را خراب می‎کنند.

به عنوان مثال اخیرا آوازه خوانی پیداشده است که علیرغم اینکه در ایران زندگی می کند، در شبکه های معاند اجراهای زنده‎ی تلویزیونی می‎کند. وی اخیرا نیز تلاش می کند تا در شهر تهران اجرای زنده داشته باشد و بساط آوازخوانی زنان را در ایران دوباره به راه اندازد.

وی که در ایران زندگی می کند و به راحتی در محافل عمومی ظاهر می شود؛ مجوز خوانندگی ندارد. اما به راحتی آلبوم تولید می کند و در شبکه های اجتماعی قرار می دهد. جالب تر اینجاست که معلوم نیست چگونه یک فردی که مجوز انتشار آلبوم ندارد، می تواند مجوز برگزاری کنسرت را از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کند و در فرهنگسرای وابسته به وزارت ارشاد-فرهنگسرای نیاوران- کنسرت برگزار کند!
مهدیه محمدخانی مدتی است که به سراغ خوانندگی آمده و در شبکه هایی نظیر«من و تو۱» و «بی‎بی‎سی» حضور پیدا کرده و آوازخوانی کرده است.این مسئله از دوحالت خارج نیست: اول این که وزارت فرهنگ و ارشاد دچار سهل انگاری شده است و یا دوم این که عمدی در کار بوده است که این فرد که با شبکه های معاند هم همکاری می کند توانسته است دوبار به اجرای زنده و تکخوانی در تهران بپردازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 11:36  توسط narsis | 
 

تلاش طیفی از اصلاح‌طلبان جوان برای ایجاد تشکلی جدید و دفاع از «نو اصلاح‌طلبی» با واکنش منفی خاتمی و اعضای حزب منحله مشارکت مواجه شد.

 

صادق خرازی اخیرا تشکیلاتی موسوم به ندا (نسل دوم اصلاح طلبان) را راه‌اندازی کرد اما طیف مخالف با حالتی قیم‌مآبانه و انحصارطلبانه با موضوع مواجه شده‌اند، شبیه رفتاری که در ترور شخصیت محمدرضا عارف و سپس حذف وی از انتخابات سال 92 داشتند. آنها آن زمان عارف را اصلاح‌طلب قلابی و تحریک شده نهادهای امنیتی خواندند.خاتمی در واکنش به ایجاد تشکل ندا و تصریح آنان بر نواصلاح‌طلبی گفته است: حضور تشکل‌های مختلف در ذات اصلاح طلبی است و گروه‌های مختلف می‌توانند فعال باشند، البته اولویت من فعال شدن تشکل‌های موجودی بود که بعضی از آنها محدود شده‌اند.وی ادامه می‌دهد: یادآور شده بودم، این طور تلقی نشود که اصلاح طلبی بد بوده است و حالا قرار است اصلاح طلبی خوب ایجاد شود، اما متاسفانه این شائبه ایجاد شده که باید اصلاح‌کنند و ان‌شاءالله دارند اصلاح می‌کنند.

همزمان احد شیرزاد از افراطیون مجلس ششم (فراکسیون مشارکت) به روزنامه اعتماد گفت: آنها نباید مدعی چیزی باشند که نماینده‌اش هستند. هویت جریان جدید باید مشخص شود. برخی فکر می‌کنند اگر قالب جدید ایجاد شود بهتر می‌توانند مجوز بگیرند و فعالیت کنند. این امر قابل درکی است اما نیاز نیست که در این مسیر پیشینیان و خاستگاه سیاسی را نقض کنند. اصلاح‌طلبان به اندازه کافی معارض و مخالف تریبون‌دار دارند، دیگر نیازی نیست جریانات جدید و نوظهور که خود را اصلاح‌طلب نیز می‌دانند، به این مسئله دامن بزنند. از دید من باید جایگاه افراد و مؤسسین اعلام شود. بگویند هیئت مؤسس چه کسانی هستند. بیان نام نسل دوم اصلاح‌طلبان کافی نیست، به آقای خرازی نمی‌خورد که لیدر نسل دوم اصلاح‌طلبان باشد. فاصله محسوسی بین آقای خرازی و سایر دوستان تشکل ندا وجود دارد.وی افزود: تجربه نشان می‌دهد دیپلمات‌ها سیاستمداران خوبی نیستند.

همچنین محسن صفایی فراهانی از اعضای مرکزیت حزب منحله مشارکت گفته است برای اصلاح‌طلبی تشکیلات جدید شروطی وجود دارد. هر گروه جدیدی که در عرصه سیاسی بخواهد فعالیت کند، باید دارای شناسنامه باشد و با هویت و تعریفی جامع وارد میدان شود. نه اینکه فقط در شب انتخابات متولد شود و بعد از رای آوردن کاندیدای مورد نظر خود ناپدید شود.وی درباره تشکل جدید «ندا» که متشکل از «نسل دوم اصلاح‌طلبان» است، توضیح داد: راه‌اندازی تشکل ندا به آن معناست که اصلاحات باید با یک نگاه جدید وارد عرصه سیاست شود و به نظر من این تعریف کاملا اشتباه است.وی افزود: اصلاحات، نیاز به بازنگری ندارد و از مشی سیاسی خاصی برخوردار است.در همین حال صادق زیبا کلام در مصاحبه با آریا اظهار داشت: تشکیلات ندا برای عبور از هاشمی و خاتمی راه‌اندازی شده است. صادق خرازی پیش از این درباره تشکیلات جدید گفته بود: اگر قرار باشد که اصلاحات در صحنه اجتماعی و سیاسی باقی بماند، چاره‌ای ندارد که رفتار خود را بازنگری کند و پوست‌اندازی کند. چاره‌ای ندارد که از موقعیت خودش و از موقعیت اصلاحات و اصلاح طلبان باز تعریف جدید ارائه کند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 11:32  توسط narsis | 

 

هنوز هم که هنوز است وقتی به قربانیان جریان فتنه فکر می‌کنیم، دلمان می‌سوزد. دلمان می‌سوزد که چرا باید کسی مثل شجریان با آن سطح هنری بالا، از چنان درک سیاسی-اجتماعی پایینی برخودار باشد که در سیاه چاله‌ی فتنه گیر کند و دیگر نتواند محبوب هنر انقلاب باشد. و یا چرا کسی مثل حسین زمان، با آن سابقه‌‌ی مبارزاتی پیش از انقلاب و رزمندگی در دوران دفاع مقدس، گول سیاه بازی فتنه‌گران را بخورد و با دستان خودش، تاریخ مصرف صدایش را تمام کند.

گروه رصد رسانه های ضد انقلاب، هنوز هم که هنوز است وقتی به قربانیان جریان فتنه فکر می‌کنیم، دلمان می‌سوزد. دلمان می‌سوزد که چرا باید کسی مثل شجریان با آن سطح هنری بالا، از چنان درک سیاسی-اجتماعی پایینی برخودار باشد که در سیاه چاله‌ی فتنه گیر کند و دیگر نتواند محبوب هنر انقلاب باشد. و یا چرا کسی مثل حسین زمان، با آن سابقه‌‌ی مبارزاتی پیش از انقلاب و رزمندگی در دوران دفاع مقدس، گول سیاه بازی فتنه‌گران را بخورد و با دستان خودش، تاریخ مصرف صدایش را تمام کند.

به گزارش بولتن نیوز،
حضور در جریان فتنه از ابتدای آن و اصرار بر همراهی این جریان با وجود معلوم شدن ماهیت آن، تقاضا از دادستان برای هم‌سلول شدن با تاجرزاده، اعتراض به نیروی انتظامی به بهانه‌ی طرح تفکیک جنسیتی، دفاع وی از جوانان اخلال‌گر وابسته به جریان فتنه و ماجرای بازداشت او در تاریخ 26 خرداد سال 88، یک سر فعالیت‌های سیاسی حسین زمان را تکشیل داده و سر دیگر آن را امضا و اعلام حمایت وی از نامه‌ی مردمی به رییس جمهور روحانی برای رفع حصر سران فتنه تشکیل می‌دهد که نشان از پافشاری این خواننده‌ی موسیقی پاپ بر مواضع سیاسی اشتباهش در این چند سال اخیر دارد:
«در پی فراخوان جمع آوری امضا برای نامه‌ی مردمی به رییس جمهور برای رفع حصر از همراهان جنبش سبز حسین زمان با امضای خود از این طرح حمایت کرد. به گزارش کلمه، حسین زمان، می‌نویسد: با امضای این نامه بار دیگر به جناب آقای روحانی اعلام می‌کنم که بزرگترین و بعبارتی اصلی‌ترین دلیل من برای رای دادن به شما متعهد شدن‌تان در قبال تلاش و کوشش برای آزادی عزیزان و یاران محصور و در بندمان بود و امیدوارم در عمل صداقت‌تان را به مردمی که به شما رای دادند نشان دهید و ثابت نمایید که تنها یک شعار تبلیغاتی نبوده است.»
حال با این شرایط، حسین زمان در آخرین مطلبی که در فیس‌بوک منتشر کرده نوشته است:
«بعد از حدود نه ماه پیگیری مجوزم برای اجرای زنده‌ی موسیقی، هیچیک از مسئولین وزارت ارشاد حاضر نشدند به من پاسخ دهند که چرا از این حق محرومم. مدیر کل دفتر موسیقی ارشاد طی چند روز گذشته حتی حاضر نشد یک دقیقه از وقت خود را برای پاسخگویی به من اختصاص دهد. من از ایشان دیگرمجوز نمی‌خواهم، تنها میخ‌واستم بدانم چرا نباید بتوانم و چرا از این حق محرومم کرده‌اند.
جناب آقای پیروز ارجمند، مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد لطفا زحمت بکشید و به من و کسانی که به من محبت دارند توضیح دهید چرا؟ این کار سختی است؟ وقت شما را می‌گیرد؟ این وظیفه‌ی شماست تا از حقوق هنرمندان عرصه‌ی موسیقی دفاع کنید. اگر کاری هم نمی‌توانید برای امثال ما انجام دهید شفاف‌سازی کنید. این مسئولیت شماست.
سکوت و عدم پاسخگویی از عهده‌ی هر کسی بر می‌آید. باور کنید اگر چه بزرگترین آرزویم حضور بر روی صحنه است‌، حقی که بیش از ده سال است از من گرفته شده ولی دیگر از هیچیک از شما درخواست مجوز ندارم. ولی باید بدانم چرا من محروم شده‌ام؟ به کدام جرم و خطایی این امکان از من گرفته شده؟ شجاعت داشته باشید و رسما اعلام نمایید.»
نمی‌دانیم حسین زمان خودش را به آن راه زده یا اینکه واقعا نمی‌داند اصرار وی به همراهی با جریان فتنه، یکی از بزرگ‌ترین جرم‌هایی‌ست که می‌توان مرتکب شد و بخاطر همین است که در این شرایط قرار گرفته. و باز هم نمی‌دانیم آیا واقعا براساس ادعای او، مسئولین دفتر موسیقی وزارت ارشاد به او نگفته‌اند که چرا ممنوع‌الکار است یا اینکه گفته‌اند و زمان، خودش را به نشنیدن زده است.
البته ما امیدواریم و انتظار داریم که مسئولین فرهنگی و هنری کشور در خصوص مسئله‌ی فتنه، صریح و شفاف باشند و تکلیف آنهایی که دامن‌شان به این ننگ آلوده باقی مانده را معلوم کنند. و از سوی دیگر، آرزو می‌کنیم همه‌ی آنهایی که در این دام افتاده‌اند، نه از سر ناچاری و منافعی که به ایشان می‌رسد، بلکه از روی درک و بصیرت پی به اشتباه‌شان برده و از رأفت اسلامی نظام بهره ببرند و از آن مهمتر، آخرت خود را برای دنیای دیگران خراب نکنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 11:31  توسط narsis | 

 

مدیرمسئول هفته‌نامه ۹ دی در پاسخ به ادعای علیزاده طباطبایی درباره انتشار خبر گریه مهدی هاشمی در دادگاه گفت: آیا اگر بنویسیم او در دادگاه عطسه کرده جرم مرتکب شده‌ایم؟ چطور ادعای رسانه‌های افراطی درباره لبخند مهدی هاشمی در دادگاه جرم نیست؟
به گزارش پایگاه 598، حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس در مورد ادعای وکیل مهدی هاشمی مبنی بر این که رسایی جزئیات دادگاه غیرعلنی را در هفته نامه ۹ دی منتشر کرده و این یک جرم عمومی است و دادستان باید پیگیری کند، گفت: از ادعای وکیل مهدی هاشمی تعجب کردم چون ایشان خود را حقوقدان می داند نباید چنین ادعایی را مطرح می کرد.

مدیر مسئول هفته نامه ۹ دی گفت: هیچ جزیی از محتوای پرونده دادگاه غیرعلنی مهدی هاشمی در ۹ دی منتشر نشده و اگر شده بود وکیل وی جرأت نمی کرد در برابر انظار عمومی از مهدی هاشمی دفاع کند.

رسایی گفت:‌ آنچه در هفته نامه ۹ دی منتشر شده موضوع گریه مهدی هاشمی در جلسه دادگاه بوده است که حتی گفته نشده این گریه مربوط به محتوای پرونده وی بوده و بیان حالت متهم، شامل انتشار مطالب و محتوای دادگاه غیرعلنی نمی شود.

رسایی گفت: آیا اگر مهدی هاشمی در دادگاه عطسه کرد و رسانه ای نوشت که وی در جلسه دادگاهش عطسه کرده محتوای پرونده را منتشر کرده و جرم محقق شده؟ آیا اگر رسانه ای نوشت که مهدی هاشمی در جلسه دادگاه روی صندلی نشست یا ایستاد یا درب دادگاه را باز کرد، محتوای پرونده غیرعلنی را منتشر کرده؟

نماینده مردم تهران گفت: چطور وقتی در جلسه روز اول برخی از رسانه های افراطی مدعی اعتدال نوشتند مهدی هاشمی با روحیه عالی در جلسه دادگاه حاضر شد و لبخند بر لب داشت، آقای وکیل اعتراض نکرد که محتوای جلسه غیرعلنی دادگاه منتشر شده؟ اما وقتی نوبت به انتشار خبر گریه وی رسید رسانه ها باید خفه شوند.

عضو کمیسیون اصل ۹۰ گفت: البته با این تفسیر آقای طباطبایی وقتی وی در مصاحبه های خود می گوید که مهدی هاشمی کیفرخواست را قبول ندارد و آن را در جلسه رد کرده در حقیقت محتوای جلسه غیرعلنی را منتشر کرده است.

مدیر مسئول ۹ دی گفت: ظاهراً برخی ها فقط ادعا می کنند که می دانند آزادی در دانشگاه ها یعنی چه ولی حتی نمی دانند آزادی در رسانه یعنی چه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 11:12  توسط narsis | 
 

نظرات مختلفی درباره استفاده از کراوات در میان مردم و به ویژه آقایان وجود دارد. برخی معتقدند با استفاده از کراوات در مراسم رسمی خوش تیپ تر می شوند و می توانند با اعتماد به نفس بیشتری در جمع ظاهر شوند...

انقلاب نیوز ؛نظرات مختلفی درباره استفاده از کراوات در میان مردم و به ویژه آقایان وجود دارد. برخی معتقدند با استفاده از کراوات در مراسم رسمی خوش تیپ تر می شوند و می توانند با اعتماد به نفس بیشتری در جمع ظاهر شوند، برخی دیگر هم اگر در تمام عمر خود از کراوات استفاده نکرده باشند، حاضر نمی شوند شب دامادی خود را بدون بستن کراوات سپری کنند تا مبادا در میان دوست و آشنا متهم به بی سلیقگی شوند. به هر حال این نوع پوشش که نمادی از کشورهای غربی است. خواسته یا ناخواسته و گاهی هم شاید از سر اجبار توسط برخی از آقایان استفاده می شود.

 
 http://enghelab-news.ir/enghelab-news/kerevat.jpg
 
 
اصل قضیه در این است که آدم ها وقتی احساس خود ارزشمندی را از دست بدهند و نزد خودشان احساس شرافت درونی به لحاظ شخصیتی و اعتقادی نداشته باشند دیگر نسبت به داشته های خود احساس غرور و افتخار نخواهند کرد. مهم نیست این احساس با انجام چه کاری در انسان به وجود آید. ممکن است گاهی با بستن کراوات و گاهی هم با نوع راه رفتن و یک رفتار یا با یک دیدگاه و نظراتی که متعلق به ساختار وجودی یک شخص نیست، احساس خودباختگی و از خود تهی شدگی در انسان به وجود بیاید.
 
به هر حال موضوع کراوات را باید در کنار سایر جوانب بررسی کرد. نقطه مقابل کراوات را با این مثال میتوان عنوان کرد: فرض کنید فردی اروپایی از لباس های مختص کشورهای دیگر استفاده کند. اگر این فرد بخواهد دشداشه، عبا، چفیه و عقال را که لباس اعراب مسلمان است بپوشد، دیگران چه نوع تحلیلی راجع به این شخص خواهند داشت؟ به طور حتم این فرد با نگاه خودباختگی مورد نقد قرار می گیرد. بنابراین در مورد کراوات هم می توان استفاده از این وسیله یا پوشش را که نماد کشورهای غربی است نشانه دور شدن از هویت دانست.
 
کت و شلوار نماد فرهنگ غربی نیست. برخی لباس ها نماد یک کشورند. به عنوان مثال، پاپیون نماد کشور انگلیس است یا کت هایی که نماد سناتورهای آمریکایی است و پشت آنها چاک دارد و دو شاخه است. در حال حاضر کت و شلوار با توجه به فراگیر شدن، دیگر حالت سمبلیک ندارند.
 
کت و شلوار جای لباس های بهتری را در کشور ما گرفته. ما پیش از کت و شلوار، لباس های محفوظ تر و زیباتری را که متناسب با فرهنگ شرقی خودمان بود داشتیم. دوره ای که رضاخان پوشیدن کت و شلوار و کلاه شاپو را اجبار کرد از لباس های ملی خود فاصله گرفتیم. اساساً باید نسبت به موضوع لباس ملی عمیق تر فکر کنیم ، کت و شلوار، لباس ملی را از فرهنگ کلان ما گرفت ولی باید قبول کرد بالاخره کت و شلوار به دلیل فراگیر شدن، حساسیت نسبت به کراوات را ندارد.
 
در بسیاری از کشورها به خصوص کشورهای شرق آسیا کت و شلوار می پوشند اما از کراوات استفاده نمی کنند. کراوات به پوشش رسمی و دیپلماتیک کشورها تبدیل شده اما کت و شلوار را همه می پوشند و تداعی کننده فرهنگ غربی نیست. با این وجود موضوع لباس ملی حفره های فرهنگی جامعه ماست. هر چند در خرده فرهنگ های ایران لباس ملی وجود دارد اما در کل، لباس ملی به معنای خاص نداریم.
 
بررسی، تحلیل و جمع بندی در آیات و روایت کار مجتهدین است ولی بحثی کلی وجود دارد تحت عنوان حرام بودن تشبه به کفار. استفاده از هر چیزی که ظاهر ما را به کفار و کسانی که هم کیش ما نیستند شبیه کند، جایز نیست. روشن است که این نوع مرزبندی ظاهری نیست؛ مرزبندی هویتی است. مرزبندی در همه ادیان وجود دارد اما مرزبندی هایی بد است که فاصله ها را بدون معنا ایجاد کند.
 
دنیای غرب به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم به این نتیجه رسید که دنیا را به یک دهکده جهانی تبدیل کند. و جهان به سمت استفاده از خط و زبان مشترک، پول واحد، لباس یکسان و... حرکت کند. این موضوع آسیب بزرگی به لحاظ انسان شناختی و جامعه شناسی - که در قرآن هم صراحتاً به آن اشاره شده - وارد می کند. خداوند متعال در آیه 13 سوره حجرات می گوید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ». بعد هم می فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». مهم ترین ملاک این است که اولویت خدا باشد ، پوشش بر اساس رضای خداوند انتخاب شود، بینش و نگاه ما خدایی باشد و چنین انسانی در مدار درستی قرار بگیرد. دنیای امروز به سمت یکسان سازی و مدیریت واحد با تعریف خاص پیش می رود و معلوم است که در این میان چه چیزهایی را از دست خواهیم داد. به لحاظ جهانی هم چه تمدن هایی که زیر پای این تفکر له نشده و از هویت خود فاصله نگرفته است. ما میراث دار فرهنگ کهن هستیم. برای این ادعا هم دلیل داریم چون پیشینه چند هزار ساله ای را پشت سر گذاشته ایم تا به این نقطه باشکوه فرهنگی برسیم.
 
نباید با این موضوع کودکانه برخورد کنیم و خود را در معرض تاراج بی دقتی هایمان قرار دهیم. طبیعی است آدمی که نتواند برای خودش تصمیم بگیرد، دیگران برایش تصمیم می گیرند و او را در همین مناسبات فرهنگی رها می کنند. نباید مسحور چیزی شویم که متعلق به هویت قومی، وطنی و اعتقادی ما نیست.برخی می گویند در شب عروسی حتما باید از کراوات استفاده کنید و اگر این کار را نکنید اشکال بزرگی دارد!!! چرا اشکال دارد؟؟؟ به راستی استفاده از کراوات که بخشی از فرهنگ غرب است اینقدر در شب عروسی برای داماد و مهمانان واجب است؟!
 
نظر مقام معظم رهبری پیرامون استفاده از کروات :
 
به طور کلی پوشیدن کراوات و دیگر لباس هایی که پوشش و لباس غیرمسلمان محسوب می شوند به طوری که پوشیدن آنها منجر به ترویج فرهنگ منحط غربی شود جایز نیست و فرقی بین شب عروسی و غیر آن نیست. ( ترجمه اجویه الاستفتاتات مقام معظم رهبری چاپ وزیر ص 503، ص 1379) علی الاحوط از پوشیدن کراوات اجتناب شود.
 
 
 
نظر چند تن از مراجع عظام تقلید در رابطه با استفاده از کراوات:
 

آیت الله وحید خراسانی

اگر کراوات شعائر غیر مسلمین حساب شود جایز نیست و اگر شعائر نباشد اشکال ندارد.
 
 
 

آیت الله صافی گلپایگانی

سزاوار نیست مسلمین از کراوات استفاده کنند بلکه احتیاط ترک استفاده از آن است.
 
 
 
آیت الله ناصر مکارم شیرازی
 
بهتر است از کراوات استفاده نشود و اگر جنبه اشاعه فرهنگ کفار را داشته باشد اشکال دارد.
( استفتائات جدید، ج 1، ص 505)
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 10:59  توسط narsis | 
جریان اصلاح طلبی در افول؛
فرهنگ نیوز، چندی است برخی از اصلاح طلبان به دنبال تاسیس تشکل های سیاسی جدید هستند.دکتر عارف نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ که به علت عدم استقبال مردم، عرصه را قبل از انتخابات به روحانی واگذار کرد در این میان از دیگران باسابقه تر است.

وی پس از انتخابات اقدام به تاسیس بنیاد امید ایرانیان نمود و هم اکنون در برخی از استان های کشور نیز دفاتر این بنیاد فعالیت می کند. این بنیاد محل رفت و آمد جوانان و دانشجویان و نو اصلاح طلبانی است که حتی در زمان دوم خرداد ۷۶ شاید سنشان اجازه شرکت در انتخابات را نیز به آنها نداده بود. اخیرا نیز صادق خرازی از اصلاح طلبان میانه رو اقدام به تاسیس تشکل دیگری با نام "ندا" نموده است که مخفف نسل دوم اصلاح طلبان است.

فریب مردم فقط برای یک صندلی؟!در این میان برخی از نام و نشان دارهای اصلاح طلبی اگرچه روی خوش به این تحرکات نشان نداده اند، اما به صورت علنی مخالفتی را هم ابراز ننمودند. حال این سوال پیش می آید که هدف از این تحرکات پس از انتخابات ۹۲ چیست و  سردمداران اصلاح طلبی به دنبال چه هستند؟ به راستی چه نیازی باعث شده است تا اصلاح طلبان دست به دامن جوانان شوند؟ این سوالات را می توان به دو شیوه ی بدبینانه و خوش بینانه پاسخ داد.

۱-      اگر خوش بینانه نگاه کنیم ؛ با توجه به سوابق شخصیتهای مطرح اصلاح طلبان در جریان فتنه ۸۸ ، بسیاری از این افراد به دلیل مواضع نابخردانه خود در سال ۸۸ و توهین به رای مردم، درواقع شناسنامه فعالیت سیاسی خود را نزد مردم باطل نموده اند و مردم دیگر حاضر به اعتماد به کسانی که به خاطر منافع حزبی حاضر شده اند آن خسارت عظیم را به کشور و نظام وارد کنند نیستند.

اصلاحات در انتخابات گذشته ریاست جمهوری از همین نقطه آسیب دید و مجبور شد از نامزد حداقلی خود یعنی دکتر عارف نیز دست بکشد و  بنابر اجبار با حسن روحانی از نیروهای راست سنتی دست بیعت بدهد. جایگاه از دست رفته جریان اصلاحات به گونه ای است که شخصیت اول این جریان یعنی محمد خاتمی نیز جرات حضور در عرصه های عمومی را از ترس اعتراضات مردمی ندارد و شاید بتوان گفت توسط مردم به نوعی حصر و بایکوت شده است. حال اصلاح طلبان قصد دارند با تربیت نیروهایی بدون سابقه و جوان که تصور بدی از سوابقشان در ذهن مردم وجود ندارد، شخصیت های جدیدی را در دنیای سیاست بیافرینند و از آن طریق بتوانند ادامه حیات دهند. افرادی که هم از تجربه گذشته درس گرفته باشند و هم از نظر فکری و سیاسی به اصلاح طلبان نسل اول وابسته باشند و درواقع ابزار آنان برای ورود مجدد به حاکمیت شوند.

اما اصلاح طلبان با این شیوه نمی توانند بدون ابراز پشیمانی و عذرخواهی از مردم از آن همه ظلمی که در حق نظام روا داشته اند فرار کنند. حافظه تاریخی مردم اهانت به تصویر امام(ره)، ماجرای عاشورای ۸۸ و آن همه آشوب را در کشور از یاد نمی برد. چگونه مردمی که به افراد با سابقه در سال ۸۸ اعتماد نمودند و جواب اعتماد آنها آنگونه داده شد، حاضر شوند به یکسری جوان بی نام نشان که کارنامه ای نیز نداشته اند اعتماد کنند؟

۲-      اما اگر بدبینانه و یا واقع بینانه به این مساله بنگریم، اصلاح طلبان در حال برنامه ریزی برای مجلس آینده هستند. قصد دارند مجلسی با مختصات مجلس ششم در جهت اهداف حزبی خود تشکیل دهند و در این راه چند مشکل وجود دارد: اول عدم اعتماد مردم به چهره های شاخص؛ نمونه ی آن را نیز می توان در شکست کواکبیان، خباز و ... در انتخابات مجلس فعلی و شکست لیست اصلاح طلبان در انتخابات شوراهای شهر گذشته در تهران و شیراز و دیگر شهرهای بزرگ دانست. آنان می دانند که چهره های شاخص آنان دیگر محبوبیتی در میان مردم ندارند. دوم اینکه به دلیل مواضع غیر قانونی و فعالیت علیه نظام، بسیاری از اصلاح طلبان توان عبور از فیلتر قانون و شورای نگهبان را جهت ورود به عرصه انتخابات ندارد. لذا به دنبال کشف چهره هایی جدید هستند که از عدم شناخت مردم نسبت به آنها استفاده نماند و همچنین به دلیل نبود هیچ سابقه ای مشکل قانونی برای ورود به عرصه انتخابات نداشته باشند. همچنین اصلاح طلبان با شکل دهی چنین تشکل هایی می توانند به صورت منسجم وارد فعالیت انتخاباتی شوند و نیروی لازم جهت ستادهای انتخاباتی خود را از یک سال قبل آموزش داده اند.

۳-      این اقدام اصلاح طلبان نوعی فریب مردم است و نشان می دهد این گروه همچنان حاضر نیست با مردم صادق باشد و در شعار و عمل یکسان عمل کند. چرا که از یک سو حاضر نیستند اشتباه خود را در سال ۸۸ جبران نمایند و از سوی دیگر برای حضور در عرصه سیاسی باردیگر متوسل به حیله و مکر شده اند، اما نشان دهنده ضعف اجتماعی این جریان نیز می باشد. اگر اصلاح طلبی یک جریان اجتماعی بود، قادر بود خود را بازتولید کند و نیاز به چنین اقداماتی نداشت اما می بینیم که اصلاح طلبی چنان دچار ضعف گفتمانی و از دست دادن هویت سیاسی شده است که بزرگان آن به دنبال پرورش نسل دوم هستند حال آنکه وجود هر نسلی متکی به قدرت نسل قبل است.

۴-      فقط سیاست های ماکیاولی است که به خود اجازه می دهد بر روی عدم آگاهی توده مردم برنامه ریزی کند و قدرت را به دست گیرد. درواقع اصلاح طلبان با مخفی کردن اهداف خود در پی فریب مردم هستند که البته یک جریان با پایگاه اجتماعی قوی هیچگاه دست به دامن چنین نیرنگ هایی نمی شود.

در نظام سیاسی مبتنی بر اخلاق گروه ها باید با ارائه اهداف خود و از طریق آگاهی بخشی به توده ها موفق به جلب نظر آنان شوند اما می بینیم که اصلاح طلبان به جای بیان نظرات خود، از آنجا که می دانند این نظرات خریداری در میان مردم ندارد، به دنبال عوض کردن صورت مساله رفته اند و افکار عمومی را به بازی گرفته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 10:54  توسط narsis | 

جریان اصلاح طلب که از عملکرد صدا و سیما در ایام فتنه سال ۸۸ بسیار شکایت دارند و هنوز هم عملکرد روشنگرانه صدا و سیما در آن زمان را از منظر خود نابخشودنی می دانند، این روزها از هر فرصتی برای زیر سوال بردن رسانه ملی بهره برداری می کنند و انتقادات خود را بیان می دارند.

یکی از نزدیک ترین این فرصت ها اظهار نظر رئیس جمهور محترم در مورد صدا و سیما بود. دکتر روحانی با بیان اینکه متاسفانه خدمات دولت گفته نمی شود، گفت: کار رسانه ملی در این مورد خلاف تاکید امام راحل است، امام همواره تاکید داشتند که خود دولت خدمات خود را به مردم بگوید، پس چرا خدمات دولت گفته نمی شود، حالا بماند دلیل اینکه نمی گذارند خدمات دولت تبیین شود.

او با اشاره به شرایط یک سال گذشته ادامه داد: کدام دولت با شرایط مشکلاتی که همه می دانند دولت را تحویل گرفته بود، چرا صندوق بین المللی، بانک جهانی و رسانه های خارجی باید کار دولت را در زمینه اقتصاد و موفقیت های کسب شده بگویند اما رسانه ملی نگوید، اهدافی در پشت آن است که ما بعدا آن را تبیین می کنیم.

رییس جمهوری گفت: همه مسوولان در دولت با وجود مظلومیت ، باید به وظیفه خود عمل کنند و  بدانند که یاری خداوند از هر کسی دیگر بالاتر است .

همین اشارات روحانی کافی بود تا فردای آن روز روزنامه ها و سایت های حامی دولت لب به گلایه گشایند و همه انتقادات در مورد صدا و سیما را به یکباره بیان کنند.

دیگر آنتن خالی برای دولتی‌ها باقی نمانده است / چرا روحانی از رسانه ملی ناراضی است؟در یکی از این موارد روزنامه آرمان در یادداشتی با عنوان «چرا روحانی از رسانه ملی ناراضی است» به قلم «محمد بهشتی» نوشت:

«همگان به خوبي آگاهند كه هزینه‌های اين نهاد فرهنگي از بودجه کشور و بیت‌المال پرداخت مي‌شود، پس برای بیان واقعیت‌ها و نشان دادن آنچه مردم باید بدانند حرص و ولعي فراوان بايد داشته باشد. از اين روست كه حمايت از اين رسانه  همواره مورد تاکید دولتمردان منصف قرار گرفته است.

از سوي ديگر اين رسانه در كشور از جامعيت فوق‌العاده‌اي برخودار است بنابراين آگاهان بر اين باورند كه بايد در صداوسيماي ملي از استفاده‌های گروهی و جناحی پرهیز شود.

آنچه در سال‌هاي اخير و به ویژه ۵سال اخیر شاهد بوده‌ایم این است که مدیران این رسانه بعضا یکجانبه و به دور از تمام توصیه‌ها و قوانینی که در رابطه با برخورد بی‌طرفانه وجود داشته، به صورت جانبدارانه از دولت يا جناحي خاص حمايت تام و تمام داشته‌اند و از سوی ديگر دولت‌هايی هم بوده‌اند كه از سوی این رسانه رنگ جناحی بر اقدامات و عملكردشان زده شده است.

هرچند اين فعاليت‌ها در برخی اوقات از جمله انتخابات نمود بیشتری پیدا مي‌كرد و به وضوح  این مسئله قابل رویت بود اما امروز شاهد آن هستیم که انتقادات از برخی مدیران صداوسیما در حال افزایش است و دیگر این انتقاد محدود به یک جناح نیست و حتی اصولگرایان نیز لب به  انتقاد  گشوده‌اند و ابراز شکوه و شکایت از عملکرد آنها می‌کنند.»

در کنار این نقد البته ده ها نقد مشابه مطرح شد و عملکرد صدا و سیما در قبال این دولت مورد سوال قرار گرفت و اما نگاهی کوتاه به آمارهای موجود و برنامه های صدا و در در مقاطع مختلف، نقطه مقابل نظرات را نشان می دهد.

نقد انتقادات مطرح شده از سوی رسانه های حامی دولت از دو منظر قابل بررسی است که اولین آن، نگاهی به آمار حضور دولتی ها در صدا و سیما،دومین برنامه های ویژه صدا و سیما در راستای برنامه های دولت و سومین آن عدم اعطای فرصت به منتقدان توافق ژنو و چهارمین آن عدم استقبال دولتی ها از برنامه های انتقادی صدا و سیما می باشد.

* سنگ تمام صدا و سیما برای پوشش عملکرد دولت

ریاست جمهور در حالی از عدم همکاری صدا و سیما می نالد که رسانه ملی در طول عمر یک سال و چند ماهه دولت برای آن سنگ تمام گذاشته و براساس تازه ترین آماری که از میزان حضور مسؤولان دولتی در صدا و سیما به دست آمده، دولتی ها از مدیران استانی گرفته تا معاون اول رئیس جمهور در کمتر از ۱۰ماه، حجم وسیعی از زمان برنامه های صدا و سیما را به خود اختصاص داده اند.

این آمار خیره کننده که در ۲ بازه زمانی اول مرداد ۱۳۹۲ تا اول خرداد ۱۳۹۳ برای مراکز استانی و اول مرداد ۱۳۹۲ تا آخر فروردین ۱۳۹۳ برای شبکه های سراسری بررسی شده، تنها بخش هایی از اختصاص برنامه های صدا و سیما به مسؤولان دولتی را مورد محاسبه قرار داده است.

بررسی آمار محدود نشان از ترافیک ۲۵۰هزار دقیقه ای(بیش از ۴هزار ساعت) دولتی ها روی آنتن رسانه ملی دارد به گونه ای که گویی یک تکصدایی بی سابقه دولتی در این رسانه دنبال شده است. این حجم وسیع از حضور مقامات دولتی در برنامه های صدا و سیما در شرایطی است که برخی مقامات دولتی و مشاوران رئیس جمهور همواره تلاش کرده اند اینگونه القا کنند که آنتن تلویزیون و رادیو به اندازه کافی در اختیار دولت نیست! (۱)

البته زمانی که این تعداد ساعت در کنار ساعات پخش بخش های خبری در رابطه با فعالیت های دولت قرار دهیم یقینا به ساعاتی بیشتر از این خواهیم رسید.

* همراهی ویژه رسانه ملی در برنامه های خاص دولت

اگر دوستان دولتی فراموش کرده اند، هنوز بسیاری به یاد دارند که رسانه ملی در ایام روزهایی که دولت کارناوال گزارش عملکرد صد روزه را به راه انداخته بود(که البته ارائه این گزارش یک بار بیشتر انجام نشد که آن یک بار هم عمدتا به تخریب دولت پیشین اختصاص داشت)، صدا و سیما بهترین بخش های خبری را به دولتی ها اختصاص داده بود تا در زمانی باز، فعالیت ها و عملکرد خود را برای مردم تشریح کنند.

بگذریم از آنکه حمایت از طرح «نه به یارانه» به جایی رسید که حتی چوچانگ سریال پایتخت نیز از آن سخن گفت و از مردم خواست که از دریافت یارانه انصراف دهند و در ایام ثبت نام یارانه نیز صدا و سیما به صورت گسترده و با مشارکت همه افراد تاثیرگذار وارد میدان شد و نهایت امر نیز شد آنچه شد!

* توافق ژنو و امتناع رسانه ملی از طرح نکات مخالفان

حمایت صدا و سیما از دولت و مهم ترین برنامه دولت تدبیر و امید کار را به جایی رساند که رسانه ملی از طرح نکات منتقدان توافق ژنو امتناع ورزید و پس از آنکه ۱۹ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در واکنش به سخنان همراه با عصبانیت رئیس جمهور در جمع اساتید که منتقدان توافقنامه ژنو را کم سواد و تغذیه شده از جایی دانست و ضمن گلایه از اساتید دانشگاه به دلیل عدم حمایت از توافقنامه ژنو، آنها را نیز ترسو خواند، طی نامه ای از ضرغامی خواستند تا فرصتی فراهم کند و منتقدان و موافقان توافقنامه ژنو به مناظره بنشینند، مدیریت رسانه ملی حتی از این مار نیز سر باز زد.

ضرغامی در ژاسخ به درخواست نمایندگان مجلس از آنها عذرخواهی کرد و نوشت:

«با این حال لازم است به استحضار برسانم در این مقطع زمانی، سیاست رسانه ملی در موضوع مذاکرات هسته ای کاملا تبیینی و حمایتی است و تضعیف دولت و دستگاه دیپلماسی کشور با به چالش کشیدن سیاست ها و اقدامات در حال انجام به صلاح کشور نمی باشد.»

* عدم استقبال دولتی ها از برنامه های چالشی و انتقادی

داستان زمانی شنیدنی تر می شود که همین دولتمردان مظلوم و بدون تریبون، از حضور در برنامه های چالشی صدا و سیما سرباز می زنند و ترجیح می دهند که صرفا در برنامه های تک صدایی شرکت داشته باشند و به عنوان نمونه، در ۳ برنامه گفتگو محور، چالشی و پرمخاطب تلویزیون طی ۳ روز متوالی(در اردبیبهشت ماه سال جاری)، مجریان این برنامه ها در برابر سوالات بسیار بینندگان ناگزیر به بیان یک واقعیت تلخ شدند و آن اینکه وزرای کابینه و نمایندگان دولت در این برنامه ها شرکت نمی کنند.

نخستین برنامه، "مناظره" بود که جمعه ها بعدازظهر روی آنتن می رود. "مناظره" آن روز(۱۹اردیبهشت) به بحث خودرو و قیمت آن اختصاص داشت که این موضوع، به دغدغه بسیاری از مردم کشورمان مبدل شده است. در ابتدای برنامه و نیز در اواسط آن هنگامی که حضار سوالی را از دولت مطرح می کردند، مجری "مناظره" در یک جمله پاسخ تامل برانگیزی داد: از دولت دعوت کردیم اما آنها نیامدند!

"نگاه یک" دومین برنامه ای بود که شنبه شب(فردای مناظره) روی آنتن رفت. مجری این برنامه نیز در پاسخ به سوالات و پیامک های مخاطبانش در ابتدا و پایان برنامه گفت: باتوجه به سال فرهنگ و نیز موضوع مهم نمایشگاه کتاب، بارها از شخص علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران زیرمجموعه وی جهت حضور در این برنامه و پاسخ به سوالات دعوت کردیم اما آنها نیامدند!

"پایش" سومین برنامه تلویزیون برای سومین روز متوالی بود که علیرغم اعلام قبلی، آخوندی، وزیر راه و شهرسازی در آن غیبت داشت. مجریان "پایش" نیز در برابر سوالات پرشمار بینندگان درباره علت غیبت وزیر، در حالی که بحث این هفته به موضوع مسکن اجتماعی اختصاص داشت، تنها به این جمله بسنده کردند: هفته گذشته با وزیر راه و شهرسازی و دفتر وی هماهنگ کرده بودیم اما روز گذشته به صورت غیرمترقبه اعلام کردند که نمی آیند!

این موارد تنها یک یادآوری بود برای دولتی که مدعی احترام به مخالف و منتقد است و اگر به اصول اولیه نقادی پایبند باشد باید بپذیرد که صدا و سیما تنها وظیفه اطلاع رسانی از خدمات دولت را ندارد(که این وظیفه را در برابر دولت فعلی به احسن وجه انجام داده است) بلکه وظیفه بازگو کردن مشکلات مردم را نیز داراست که این مسئله اعتماد عمومی را برای رسانه ملی به همراه خواهد داشت.

پی نوشت: 

۱- صداوسیما؛ بیش از ۴ هزار ساعت در قرق مدیران دولت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 10:52  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز :پهپاد های صهیونیستی که یک روز نطقه قوت این رژیم منحوس محسوب می شدند در سال های اخیر و در مقابله این رژیم با ایران و کشور های تحت حمایت ایران دچار شکست های مفتضحانه ای در عملیات های جاسوسی خود شده اند. به طور مثال می توان از سرنگون شدن پهپاد اسرائیل در نطنز و همچنین سرنگون شدن پهپاد های اسرائیل در جنگ اخیر غزه به دست گروه های مقاومت یاد کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 10:50  توسط narsis | 

 رجا نیوز ، این اقدام با واکنش گسترده و جدی افکار عمومی و همچنین علما و کارشناسان فرهنگی و مذهبی روبرو شده است؛ چرا که تجربه نشان داده است که ورود فناوری‌های نوین به جامعه ایرانی بدون درنظر گرفتن پیوست‌های فرهنگی و دینی آن می‌تواند ضربه‌های سنگینی را به بافت اجتماعی ایران به ویژه جوانان وارد کند.

در همین زمینه، امروز آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی‌ در پاسخ به استفتایی‌ در مورد خدمات اینترنت پر‌سرعت همراه قبل از تحقق شرایط قانونی گفت: لازم است مسئولان، این امر را با شورای عالی فضای مجازی که مرجع قانونی اینگونه امور است در میان بگذارند و پس از رعایت اموری که جلوی جنبه‌های منفی این کار را می‌گیرد اقدام کنند.

متن استفتا به شرح ذیل است:
 
محضر مبارک مرجع عالی قدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدّ ظلّه العالی)
 
باعرض سلام و ادب و احترام
 
با توجه به آنکه وزارت ارتباطات اعلام کرده است به زودی مجوز «خدمات اینترنت پر‌سرعت همراه و تمام‌ خدمات نسل سوم و بالاتر ارتباطات همراه» را به اپراتورهای تلفن همراه کشور ارائه خواهد کرد و با عنایت به آنکه حتی در کشور‌های لائیک ضوابط و ساز و کار‌های مختلفی برای ایجاد امنیت اخلاقی و روانی کاربران و حفاظت از آنان در برابر آسیب‌های این نوع خدمات از جمله دسترسی آسان به مطالب، فیلم‌ها و عکس‌های ضداخلاقی و ضد‌انسانی، شایعه‌پراکنی و فتنه‌انگیزی، تضعیف بنیان خانواده جاسوسی و فروش اطلاعات محرمانه کشور و خانواده‌ها و امثال آن فراهم شده است ولی در کشور ما هنوز بسیاری از این زیر ساخت‌ها فراهم نشده ‌و با وجود مفاسدی که وجود دارد امکان نظارت بر آن ممکن نیست.
 
ضمن توجه به آنکه بسیاری از کشور‌های مستقل دنیا از طریق ساز و کار های مختلف توانسته‌اند بخش عمده خدمات فضای مجازی مورد نیاز مردم را از طریق شرکت‌های داخلی ارائه دهند که موجب امنیت و سلامت خدمات و ایجاد منافع اقتصادی برای مردم می‌گردد ولی در کشور ما با وجود تاکیدات قانونی برای اجرای پروژه «شبکه ملی اطلاعات» به عنوان پیش نیاز افزایش پهنای باند اینترنت فرصت‌سوزی دولت‌های مختلف باعث تاخیر در اجرای این پروژه شده است و با توجه به آنکه طبق قوانین کشور وجود "پیوست فرهنگی" برای چنین طرح‌هایی الزامی است که هنوز این خدمات در کشور ما فاقد "پیوست فرهنگی" مورد تایید نهاد های قانونی است؛
 
مستدعی است در صورت صلاحدید نظر خود را در مورد اعطای مجوز برای "خدمات اینترنت پر سرعت همراه و کلیه خدمات نسل سوم و بالاتر ارتباطات همراه" قبل از تحقق شرایط قانونی و الزامات ایمن و سالم‌سازی آن اعلام نمائید.
 
با آرزوی سلامت و طول عمر حضرتعالی
 
جمعی از فعالان فضای مجازی
 
آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در پاسخ اعلام کرد:
 
واکنش آیت الله مکارم به اقدام عجولانه وزارت ارتباطاتبسمه تعالی
 
با اهداء سلام و تحیت؛
 
با توجه به مفاسد متعددی که برای گسترش دادن خدمات اینترنت پر سرعت همراه ذکر کرده‌اید از جمله دسترسی جوانان و حتی نوجوانان به مطالب و فیلم‌ها و عکس‌های آلوده و فیلم‌هایی که ضدیت با اخلاق و عقاید اسلامی دارد و با عنایت به اینکه مجوز‌های قانونی برای این کار گرفته نشده و مخالفت با قوانین جمهوری اسلامی جایز نیست و با توجه به اینکه شبکه ملی اطلاعات که می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند فراهم نشده به یقین اقدام بر این کار عجولانه یعنی خدمات اینترنت پر‌سرعت همراه و تمام خدمات نسل سوم و بالاتر کاری بر‌خلاف شرع و بر‌خلاف موازین اخلاقی و انسانی است و مسئولان ‌نباید تنها به درآمد‌های مادی این برنامه بیندیشند و نباید آن را نوعی روشن فکری دینی و آزادی علمی تصور کنند بلکه لازم است با شورای عالی فضای مجازی که مرجع قانونی اینگونه امور است مطلب را در میان بگذارند و پس از رعایت اموری که جلوی جنبه‌های منفی این کار را می‌گیرد اقدام کنند، مسئولان قضایی نیز نباید در این امر حیاتی بی‌تفاوت باشند.
 
همیشه موفق باشید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 10:49  توسط narsis | 

امام کاظم علیه‌السلام: خردمند وعده‌‏اى را که از عهده انجامش برنمى‏‌آید، نمى‏‌دهد و به آنچه که در امیدواریش سرزنش شود، امید نمى‏‌بندد.
امام موسی کاظم علیه‏‌السلام فرمودند:
خردمند به کسى که مى‏‌ترسد تکذیبش کند، سخنى نمى‌‏گوید.
و از کسى که مى‏‌ترسد مضایقه کند، چیزى نمى‏‌خواهد.
و وعده‌‏اى را که از عهده انجامش برنمى‏‌آید، نمى‏‌دهد.
و به آنچه که در امیدواریش سرزنش شود، امید نمى‏‌بندد.
و به کارى که مى‏‌ترسد در آن درماند، اقدام نمى‏‌ورزد
 
متن حدیث:
الإمامُ الکاظمُ علیه‏‌السلام:
إنَّ العاقِلَ لا یُحَدِّثُ مَن یَخافُ تَکذیبَهُ ، ولا یَسألُ مَن یَخافُ مَنعَهُ ، ولا یَعِدُ ما لا یَقدِرُ علَیهِ ، ولا یَرجو ما یُعَنَّفُ بِرَجائهِ ، ولا یَتَقَدَّمُ عَلى ما یَخافُ العَجزَ عَنهُ.
 
«تحف العقول،صفحه ۳۹۰»
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 10:44  توسط narsis | 
هاشمی رفسنجانی در حکمی، فواد صادقی، از متهمین فتنه 88 را به عنوان مشاور رسانه‌ای و فرهنگی خود منصوب کرد.



هنوز بیش از یکی دو ماه از زمان انتصاب جنجالی و حاشیه‌ساز عبدالحسین هراتی، فرد هتاک به امام‌خمینی(ره) و نظام و انقلاب اسلامی در دانشگاه آزاد که با وساطت و پیگیری دفتر هاشمی رفسنجانی صورت گرفته بود، نمی‌گذرد؛ هاشمی رفسنجانی در ماجرای عبدالحسین هراتی و پس از سوال اعتراض‌گونه محمدحسین صفارهرندی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام از وی درباره نسبت رئیس مجمع با این فرد هتاک به حضرت امام‌خمینی(ره)، گفته بود: «ایشان (هراتی) در دوران ریاست‌جمهوری بنده بدون هیچ سابقه سوء مدتی در اواخر دوره با معاونت اجرایی ریاست‌جمهوری همکاری انتشاراتی داشت که البته بنده هم حکم نداده بودم. بعد از پایان آن دوره وی منفصل شد و مدت‌ها از وی بی‌خبر بودیم تا اینکه اخیرا با مراجعه به رئیس دفتر این جانب و اعلام آمادگی برای همکاری و خدمت به نظام، بدون اطلاع از سوابق چند سال گذشته ایشان، در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول به کار شد که بلافاصله پس از افشای مقاله هتاکانه، از مسئولیت چند روزه خود عزل شد و در دفتر هم من حکم نداده بودم و مشاور بنده هم نبود و در دفتر بنده هیچ‌گونه مسئولیتی ندارد.»
هرچند هاشمی و دفترش این موضوع را تکذیب می‌کنند اما برخی سایت‌های خبری عکسی از هراتی منتشر کرده بودند که در یکی از دیدارهای هاشمی در جمع مشاوران وی نشسته است.
با این حال، پس از ماجراهای عبدالحسین هراتی و تلاش‌های هاشمی برای عدم انتساب وی و مواضع هتاکانه‌اش به خود و همچنین تلاش برای اعلام بی‌خبری از مواضع روز هراتی، خبر رسید که هاشمی رفسنجانی «فواد صادقی» را به عنوان مشاور رسانه‌ای و فرهنگی خود برگزیده است. انتصابی که احتمالا بار دیگر برای رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حاشیه‌ساز خواهد شد.
فواد صادقی از جمله افرادی است که در فتنه 88 بازداشت شد. وی مدیریت سایت‌هایی همچون آینده و بازتاب امروز را برعهده داشته است. سایت آینده از جمله سایت‌های بسیار فعال در راستای انتشار مواضع فتنه‌گران در سال 88 بود و حتی در مسئله‌ای همچون ترور شهید علی‌محمدی توسط صهیونیست‌ها، با انتشار نامه‌ای که نام شهید علی‌محمدی پیش از انتخابات در ذیل آن به عنوان حمایت از یکی از کاندیداهای انتخابات 88 درج شده بود، این ترور را نیز به جمهوری اسلامی نسبت داد!
به گزارش تسنیم، سایت آینده حتی در برهه انتخاب رئیس مجلس خبرگان که در آن آیت‌الله مهدوی‌کنی به جای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس خبرگان انتخاب شد، در گزارشی از اتفاقات روز انتخاب رئیس، به طور ضمنی به آیت‌الله مهدوی‌کنی اهانت کرد.
لازم به ذکر است که چندی پیش فواد صادقی با دستور وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی و در پی سوال نماینده تهران از ربیعی، از مجموعه این وزارتخانه اخراج شد.
فواد صادقی که از مدتی قبل در صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر در وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی مسئولیت گرفته بود، با دستور وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی از مجموعه این وزارتخانه اخراج شد.
حجت‌الاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تایید این خبر اظهار داشت: این اقدام به دنبال سوال بنده از علی ربیعی در این زمینه انجام شده بود. بنده از وزیر کار پرسیده بودم که چرا فواد صادقی با سوابق ضد انقلابی و محکومیت قطعی و نقشی که در فتنه 88 داشته، در یکی از زیرمجموعه‌های وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی مسئولیت گرفته است؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 10:34  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/06/01 - 93/06/07
93/05/22 - 93/05/31
93/05/05 - 93/05/21
93/05/08 - 93/05/14
93/05/01 - 93/05/07
93/04/22 - 93/04/31
93/04/05 - 93/04/21
93/04/08 - 93/04/14
93/04/01 - 93/04/07
93/03/22 - 93/03/31
93/03/05 - 93/03/21
93/03/08 - 93/03/14
93/03/01 - 93/03/07
93/02/22 - 93/02/31
93/02/05 - 93/02/21
93/02/08 - 93/02/14
93/02/01 - 93/02/07
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
92/12/05 - 92/12/21
92/12/08 - 92/12/14
92/12/01 - 92/12/07
92/11/22 - 92/11/30
92/11/05 - 92/11/21
92/11/08 - 92/11/14
92/11/01 - 92/11/07
92/10/22 - 92/10/30
92/10/05 - 92/10/21
92/10/08 - 92/10/14
92/10/01 - 92/10/07
92/09/22 - 92/09/30
92/09/05 - 92/09/21
92/09/08 - 92/09/14
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو