اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۲ فروردین۱۳۹۳ساعت 13:21  توسط narsis | 
روش برخورد امام هادی با جریانات فکریفرهنگ نیوز، بدیهی است که جریان‎های فکری و کلامی مسموم و منحرف و اندیشه های آنان در نقاط مختلف تاریخ بشریت وجود داشته و همواره این مسأله از دغدغه های جوامع انسانی است و به جرأت می توان گفت که جهان معاصر در یکسری از بحران‎های فکری فرو رفته و این مسأله قابل مقایسه با هیچ دوره ای نیست.


از سویی از این مسأله نمی توان به سادگی عبور کرد که در طول تاریخ همواره تاثیرگذاری و تاثیرپذیری، یکی از ویژگی های آدمی بوده و تاکنون کسی منکر این حقیقت آشکار نشده است. چه بسا تفکر و اندیشه انسانی ناخودآگاه، تحت تأثیر یک سلسله روحیات و علایق و گرایش های مثبت قرار گیرد و فضای فکری وی از اندیشه ها، آرای رایج و حاکم بر جامعه علمی متأثر شود؛ از این رو بدیهی است که عناصر داخلی یا بیرونی در شکل گیری آراء و عقاید و افکار موثر افتد. همچنان که پیامبران و ائمه معصومین(ع) از این ویژگی به نحو مطلوب بهره برده اند. اما در این میان برخی نیز از این فضا سوءاستفاده کرده و به طرح افکار انحرافی خویش به دلایل گوناگونی پرداخته اند.

جامعه‎ عصر امام هادی(ع) نیز از این امر مستثنی نبوده و به سبب رشد و گسترش فرهنگ های بیگانه و نشر عقاید و افکار گوناگون آنان از دوره های پیشین به ویژه عصر امام رضا(ع) و امام جواد(ع) شاهد بحران هایی هستیم که در ادامه به تبیین این جریانهای فکری و کلامی و معرفی آنان و نیز شیوه های برخورد امام هادی(ع) با ایشان خواهیم پرداخت.
اما آنچه اهمیت دارد این حقیقت است که تأثیرپذیری(مستقیم و غیرمستقیم) جریان ها بدین معنا نبوده که سبب جهت گیری کلی تفکرات جامعه ی شیعه شود؛ چرا که اسلام شیعی بطور کلی همه ی ابعاد تکامل و ترقی بشر را مدنظر قرار داده و به این موضوع ارزش ویژه ای داده است.
به عبارتی دیگر، تأثیرپذیری بدان معنا نیست که افکار شیعه در دامن گرایش دیگری تولد یافته و یا متکی بر آن باشد، بلکه تفکرات شیعی به هیچ وجه از گرایش ها و افکار انحرافی تأثیر نپذیرفته، بلکه توسط ائمه معصوم(ع) بر سایر جریانهای فکری و کلامی نیز تأثیرات فراوانی را گذاشته است.

انحراف شناسی جریان‌های فکری و کلامی در اندیشه امام هادی(ع)

از نگاه حضرت هادی(ع)، مهمترین ریشه ها و علل انحرافات در جریانهای فکری و کلامی کج اندیش و منحرف آن عصر عبارت از جهل به نفس، غفلت از خویشتن خویش، خود فراموشی و خود فریبی می باشد، که البته این نگاه می تواند در همه ی اعصار صادق باشد؛ چرا که اگر انسان نداند، دارای چه فطرت و سرشت الهی، غایت و هدف متعالی، ظرفیت و استعداد وجودی و مقام و منزلتی در دستگاه آفرینش است، یا از این حقایق غفلت نماید دچار فراموشی و نسیان می گردد و گرفتار انحراف درحوزه های فکری، عقلی و عقیدتی می شود که در این حال، نه تنها خویشتن خویش را گم کرده و دچار از خودبیگانگی، خودباختگی، خیانت به نفس و مرگ تدریجی خواهد شد، چه بسا افکار و افعال انحرافی خود را عین هدایت و خوشبختی بپندارد که نوعی خودفریبی تدریجی و ناپیدا می باشد و به تدریج در میان جامعه نیز تسری پیدا خواهد کرد.

همانگونه که جامعه در عصر امام هادی(ع) نیز دچار چنین وضعیتی شده بود. بر این اساس می توان مهمترین علل گرایش جریانات فکری و کلامی به عقاید و افکار انحرافی و مسموم سازی فضای جامعه از منظر امام هادی(ع)را به دلایل ذیل دانست:

1)خدافراموشی

امام هادی(ع) با استشهاد به فرمایش پیامبراکرم(ص) فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛هرکس خودش را نشناخت، مطمئنا خالق خود را هم نمی شناسد».(1)
بر مبنای این بینش، اگر انسان در اثر نادانی، غفلت از حقیقت خویش و فراموشی خدای سبحان، به خود فراموشی برسد در واقع از هسته ی مرکزی که همان فطرت الهی، توحیدی و کمال طلب است فاصله می گیرد که نتیجه ی آن«خودکشی تدریجی و نامرئی» یا «مرگ ارزشهای فطری و گرایشهای عالی انسانی» است.
همانگونه که قرآن کریم نیز در این رابطه می فرماید:«و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسهم انفسهم اولئک هم الفاسقون».(2)
بنابراین طبق فرمایش امام هادی(ع) و نیز قرآن کریم، ریشه انحرافات این جریانات فکری و کلامی در آن عصر، جهل به خویشتن بود که در نتیجه عدم معرفت به خدا(خداشناسی) و نیز عدم معرفت به غیرخود(دگرشناسی) حاصل شده بود. حضرت از این امر با عنوان اهمال یا سهل انگاری نسبت به خود و سرنوشت خویشتن یاد می کند.
همانگونه که امام علی(ع) نیزاین امر را به زیبایی به تصویر می کشند: «جسم را شش حال است: صحت، مرض، مرگ، حیات، خواب و بیداری. روح را نیز چنین است: حیاتش علم، مرگش جهل، مرضش شک، صحتش یقین، خوابش غفلت و بیداریش مایه حفظ اوست».(3)

2)گمراهی معرفتی

امام هادی(ع) با استناد به آیه ای از قرآن کریم، گمراهی معرفتی را دومین علل انحراف شناسی جریانات فکری آن روزگار معرفی می کنند: «قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا».(4)
طبق فرمایشات قرآنی حضرت، ریشه گمراهی«عملی» در گمراهی«علمی و معرفتی» می باشد، زیرا این گروه های فکری و کلامی منحرف و کج اندیش از طریق غیر مستقیم و غیرفطری عملی را انجام می دهند و به خودفریبی می پردازند که در پی آن منکر را معروف و زشت را زیبا می بینند، نفس آنها کارهایشان را که جز انحراف و انحطاط اخلاقی و خطای عملی نیست، نیکو جلوه می دهد: «بل سولت لکم انفسکم امرا»(5) و نفس فریب خورده از درون و شیطان از برون، اعمال آنها را زینت می دهند: «زین لهم اعمالهم الشیطان».(6)
به تعبیر آیه یاد شده، آنها گمان می برند که افکار، اندیشه، انگیزه، اخلاق و اعمال زشت آنها حُسن و خوب است. یعنی نفس مسئوله و اماره از درون(علت قریب) و شیطان از برون(علت بعید) آنها را دچار سوء فاعلی و سوء فعلی نموده ولی در نظر آنان عملشان بصورت حسن فاعلی و فعلی نشان داده می شود که این انحرافی بس بزرگ و خطرناک برای فرد و جامعه است، زیرا سبب سقوط، نزول و انحطاط خواهد شد؛ چنانکه اقوام عاد، ثمود، بنی اسرائیل و... دچار آن شدند.

3)هواپرستی

گناه و پیروی از هواهای نفسانی، عاملی ویرانگر است که قلب آدمی را تاریک می کند و قابلیت درک حقایق را از آن می گیرد. آنگاه که قلب انسان از درک حقایق محروم گردد، استعدادهای مثبت او ازمیان میرود و استعدادهای منفی او رشد می کند. نتیجه این فرآیند آن خواهد شد که شخصیت انسان تا مرز الحاد و بی دینی تنزل یابد: «ثم کان عاقبه الذین اساواالسوآی ان کذبوابایات الله وکانوا بهایستهزوون»،(7) همان گونه که جریان های فکری و کلامی منحرف در عصر امام هادی(ع) نیز دچار چنین وضعیتی شده بودند.
در این باره که هواپرستی درقلب، آنان را از تشخیص درست بازداشت و مانع حرکت تکاملی شان شد، امام هادی(ع) به نقل از جد گرامیشان امام رضا(ع) فرمودند: «هیچ چیزی بدتر از گناه قلب انسان را تباه نمی کند؛ زیرا قلب که دچار خطا شود بر آن حالت می ماند تا آنکه آلودگیها بر آن چیره شود و آن را واژگون کند».(8)
بنابراین از دیدگاه امام هادی(ع)، جامعه ای که «هواپرستی» در آن متبلور باشد و پیروی از تمنیات، امیال و هواهای نفسانی بر آن حاکم گردد، جامعه ای بیمار و منحرف می گردد. به همین جهت است که در آموزه های اسلامی نیز آمده که «ان اخوف مااخاف علیکم اثنان، اتباع الهوی و طول الامل».(9)

4)ایمان تقلیدی

یکی از عواملی که در رشد و تعالی انسان تاثیر بسزایی دارد،ایمان است. انسان در صورتی می تواند کمالات وجودی خود را بروز دهد و حرکت تکاملی خود را آغاز کند که با نور ایمان، فراروی خویش را روشنی بخشد(10) و در پرتو آن راه رشد و بالندگی را بپیماید.
پس بدیهی است به هر اندازه که ایمان در درون انسان تقویت گردد به همان میزان رفتار آدمی جهتگیری صحیح تری را دارد و در نتیجه احتمال آسیب نیز به حداقل ممکن خواهد رسید. به عبارتی اگر ایمان تقلیدی با باورهای قلبی، حمایتهای عقلانی و بینشی همراه گردد، از آسیب پذیری آن جلوگیری می شود. اما اگر این ایمان بر پایه معرفت عقلی نباشد، احتمال آسیب پذیری آن زیاد است.
به همین دلیل امام هادی(ع) ایمان عقلی را به ایمان قلبی گره می زند و به نقش سازنده ی این مساله در رشد و بالندگی شخصیت انسان اشاره می نماید: «یرفع الله الذین امنوا؛ خداوند کسانی از شما را که ایمان آورده اند بلند مرتبه می گرداند»(11) و از سویی به جریان های فکری و کلامی مسموم و منحرف با آیه ای دیگر از قرآن تمسک جسته و میفرماید: «بی تردید بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی هستند که کفر ورزیده اند»(12). این مساله از دیدگاه امام هادی(ع) به این سبب است که ایمان، هم جهت تکاملی را تعیین می کند و هم مسیر را روشن می سازد.

جریان‌های فکری و کلامی عصر امام هادی(ع)

بدیهی است قطعا شناخت جریان های فکری و کلامی دوران امام هادی(ع) و شیوه های برخورد حضرت علاوه بر طرح چارچوب تئوریک و نظری پیرامون این امر، مستلزم درکی جامع، نخست از وضعیت فکری- فرهنگی عصر امام(ع) و سپس معرفی هریک از جریانات منحرف است که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
الف.جامعه شناختی فکری- فرهنگی عصر امام هادی و شاخص ترین جریانهای فکری و کلامی موجود
پس از تصرف سرزمینهای زیادی در اقصی نقاط دنیا توسط سپاهیان اسلام، شهرهای مختلف جهان از شرق آسیا تا غرب آفریقا و جنوب اروپا تحت سیطره حکومت یکپارچه مکتب اسلام در آمدند و ملیت های گوناگون با زبان، آداب، رسوم و فرهنگ های متفاوت پا به جهان اسلام گذاشتند.
بدیهی است این فرهنگ ها در یکدیگر آمیخته شده و از هم تأثیر می پذیرفتند و به این ترتیب فرهنگ های ایرانی، رومی و نیز آفریقایی و اروپایی وارد فرهنگ اسلامی شد.
در عصر امام صادق(ع) فلسفه ها و خطوط فکری گوناگونی با هجوم به جامعه اسلامی، شک و شبهه هایی را گسترش داد. اندیشه تصوف دامنه دارشد و افکار گوناگون فقهی و نیز عمل به رای، قیاس و استحسان شکل گرفت.
امام باقر و امام صادق(ع) از شرایط و جو انتقال علوم استفاده نموده، به تشکیل جلسات مناظره در زمینه های گوناگون علوم جدید و نیز تربیت شاگردان پرداختند. بدین جهت چون پُربار ترین حلقه های درسی آن زمان در زمینه های مختلف مناظرات و مباحث علمی این بزرگواران بود، طالبان و صاحب نظران علوم برای تبادل نظر و استفاده بیشتر در مناظرات ایشان شرکت نموده و به طرح سوالات خود می پرداختند و ایشان به پاسخگویی و بیان نظرات خود مبادرت می نمودند.
لذا بر این مبنا برای تبیین اصول مذهب شیعه و اشاعه ی فقه و تفکر شیعی در قالب همین جلسات بهترین بهره را بردند و پایه های مذهب شیعه که از زمان حیات رسول خدا پی ریزی شده بود، در زمان این بزرگواران محکم و استوار گشت؛ چنانکه پس از ایشان، در عصر امام کاظم(ع) نیز با وجود تمامی فشارها و اختناقها، انسانهایی پرورش یافتند که هرکدام استوانه ای در فقه و کلام شیعی به حساب آمدند و اگر انحرافاتی در سطح جامعه شیعیان مشاهده می شد، این مسأله از سوی افراد ضعیف النفسی بود که جز در شرایط خاصی زمینه ی رشد نداشتند.(13)
دوران امامت امام هادی(ع) نیز از نظر فرهنگی، گرایشها و کشمکشهای فکری و اعتقادی از موقعیت و گستردگی ویژه ای برخوردار بود و بحثهای علمی و اعتقادی و برخورد افکار و بینشهای گوناگون با یکدیگر نسبت به موضوعات دیگر، جایگاه ویژه ای داشت. اظهار تمایل حکمرانان عباسی این دوره چون سایر ادوار گذشته نسبت به مسائل علمی و فرهنگی، باز شدن دروازه های علوم فلسفه و کلام ملتهای دیگر بر روی مسلمانان و ترجمه ی بسیاری از کتابهای علمی آنان به زبان عربی، راه یافتن دو تن از امامان شیعه- امام رضا و امام جواد(ع)- همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، به دستگاه خلافت و فراهم آمدن موقعیت استثنایی برای بحث و مناظره با دانشمندان سران مکتبها و گروههای مختلف، از مهمترین عوامل پیدایش این شرایط بود.
پیدایش چهره های برجسته ی علمی در زمینه های مختلف دانشهای عقلی و نقلی در این دوره نشانه ی بارز دیگری بر گستردگی سفره ی دانش بشری در این مقطع زمانی بود.
در چنین جوی اصطکاک افکار و بینش ها با یکدیگر امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است، به ویژه با توجه به این واقعیت که زمامداران عباسی از این جریان به عنوان حربه ای برای ایجاد اختلاف در جامعه ی اسلامی و مشغول کردن مسلمانان به خود و تضعیف موقعیت امامان شیعه و مبانی فکری و عقیدتی آنان استفاده می کردند.
به هر سوی از آشفته بازاری که از نظر اعتقادی و فکری در جامعه حاکم گشته بود، نمی توان به سادگی عبور کرد که در این مساله نقش حکومت نیز بی تأثیر نبود؛ چرا که به واقع این زمامداران عباسی بی رغبت نبودند که مردم به ظاهر آزادانه دارای هرگونه اعتقاد فکری باشند و آنان نیز با خیالی آسوده به حکومت داری خویش بپردازند.
به هر تعبیر با این اوضاع آشفته، چه بسیار سوداگران و منفعت طلبانی بودند که جز به تجاوز و تعدی کارشان نینجامید و در این راه از هیچ نیرنگی در پیشبرد مقاصدشان دریغ نکردند که دامنه ی این مسأله حتی به تحریف تحریک، مسموم و انحراف افکار و فرهنگ جامعه نیز کشیده شد.
در این عصر چندین جریان فکری و کلامی عمده همچون واقفیه، غلات، مفوضه، جبریه، صوفیه و مجسمیه، اشاعره و معتزله جامعه را با بحرانهای فراوان عقیدتی- فکری مواجه ساخته بودند.

واقفیه

یکی از فرقه های منحرف در باب جریانهای فکری و کلامی دوران امامت امام هادی(ع) واقفیه بودند که امامت علی بن موسی الرضا(ع) را نپذیرفته و پس از شهادت پدر گرامی ایشان، امام موسی بن جعفر(ع) متوقف در ولایت پذیری ائمه شده و در امامت و رهبری جامعه دچار ایستایی شدند؛ آنان با انکار امامان پس از امام کاظم(ع) و موضع گیری در مقابل امامان، حتی مردم را نیز از پیروی ایشان منع می کردند(14) و گستاخی بیشتر زمانی بود که حتی حاضر می شدند پیرامون مسکوت نگه داشتن مسأله ی امامت، مبالغی را نیز به عنوان رشوه بپردازند.(15) در رأس گروه منحرف واقفیه افرادی چون علی بن حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی، عثمان بن عیسی و حمزه بن ربیع بودند.
اینان در پیشبرد اهداف خود که تا عصر امام هادی(ع)نیز همچنان ادامه داشت از سه شیوه ی ذیل بهره می جستند:
1. بهره برداری از اصل قائمیت: واقفیه در پیشبرد باطل خود از اصل قائمیت استفاده کردند و تبلیغ می کردند، امام موعود و غایب که ظهور خواهد کرد، موسی بن جعفر(ع) است.
علی بن جعفر می گوید «مردی نزد برادرم موسی بن جعفر(ع)آمد و از آن حضرت راجع به امر امامت سوال کرد. حضرت فرمود: گروهی پس از مرگ من با تکیه بر اصل قائمیت فتنه به پا خواهند کرد و می گویند موسی بن جعفر(ع)همان امام قائم است و حال آنکه قائم موعود چندین سال بعد از من خواهد آمد».(16)
2. عیب تراشی: واقفیه تبلیغ می کردند که چون حضرت رضا(ع) عقیم است و فرزندی ندارد، نمی تواند امام باشد.
ابن قیاما که از سردمداران واقفیه بود، نامه ای به حضرت رضا(ع) نوشت که چگونه مدعی امامت هستی، در حالی که فرزند نداری؟ امام رضا(ع) در پاسخ او نوشت: «از کجا می دانی که مرا فرزندی نباشد و دیری نپاید که خداوند پسری به من عنایت خواهد کرد که به وسیله ی وجود مبارکش حق و باطل را از یکدیگر جدا می کند».(17)
محمدبن فضیل می گوید:به حضرت رضا(ع) عرض کردم فدایت شوم،عاقبت کار آنان که در امامت به پدرتان موسی بن جعفر(ع) درنگ کرده اند، چگونه است؟ فرمود: «خدا لعنت کند آنان را که چه دروغ بزرگی می گویند، آنان می پنداراند که من عقیم هستم و امامت من و فرزندانم را بعد از موسی بن جعفر(ع) انکار می کنند».(18)
3. عدم غسل پدر: طبق اعتقاد شیعه هرگاه امامی از دنیا برود، باید امام بعد امور مربوط به غسل و کفن و نماز او را انجام دهد، واقفیه می گفتند، چون حضرت رضا(ع) برای غسل پدرش به بغداد نرفت، پس امام نیست.
وقتی این سخن در عصر امام هادی(ع) نیز مطرح گشت، ایشان همان کلام جدش امام رضا(ع) را تکرار فرمودند که اگر این کار برای علی بن الحسین(ع) در حالی که زندانی و دربند بوده است و از طریق عبیدالله بن زیاد در زندان کوفه به سر می برده است، امکان دارد که به نحوی از زندان خارج شود که زندانبان ها متوجه نشوند و در مراسم غسل پدر(امام حسین) شرکت نماید، برای کسی که امامت را صاحب است و زندانی و اسیر نیست به طریق اولی امکان دارد که از مدینه به بغداد آید و متولی امور مربوط به غسل و کفن پدر خود شود.(19)

غلات

غلات انسان هایی تندرو، افراطی و بی منطق بودند که درباره امامت، مبالغه ی بیش از اندازه نموده و امام را تا سرحد الوهیت و پرستش بالا می بردند و با بهره گیری از عقاید انحرافی خویش بسیاری از واجبات الهی را حرام و بسیاری از گناهان کبیره را بر خود حلال شمرده بودند. در خصوص پدید آمدن این گروه در تشیع هرچند علل بسیاری برای آن بر شمرده اند اما به نظر می رسد این موضوع در سه علت مهم و عمده ی دشمن ستیزی، اباحه گری و عشق افراطی قابل رهیابی است و عقاید این گروه نیز در دو بخش قابل بررسی است: یک بخش عقایدی است که به هیچ وجه با عقاید شیعه اشتراکی نداشته و به خود غلات اختصاص دارد و بخش دیگرعقایدی است که اصل آنها در عقاید شیعه بوده و غلات آن را بصورت انحرافی تفسیر کرده اند.
عقاید مختص به غلات عبارتند از: اعتقاد به الوهیت و خدایی امامان و رهبران برخی از فرقه های غلات، اعتقاد به نبوت امامان یا رهبران برخی از فرقه ها مانند ادعای نبوت برای مختار ثقفی، اعتقاد به حلول جزء الهی در حضرت علی(ع)و برخی از امامان، اعتقاد به تناسخ، تشبیه یا جسم انگاری خداوند متعال.
برخی عقاید به ظاهر مشترک میان غلات و شیعه وجود دارد که به هیچ وجه ائمه به آن معتقد نیستند و عبارتند از: عقیده وصایت و جانشینی حضرت علی(ع)، اعتقاد به مهدویت، رجعت، بداء و تاویل قرآن.
سرکردگان این فرقه ی انحرافی در عصر امام هادی(ع) عبارت بودند از: علی بن حسکه قمی،محمدبن نصیر نمیری،حسن به محمد معروف به ابن بابا قمی،فارس بن حاتم قزوینی و قاسم بن یقطین قمی.
علی بن حسکه معتقد به الوهیت و ربوبیت امام هادی(ع) و رسالت و نبوت خود و سقوط همه ی واجبات و فرایض دینی بود. محمد بن نصیر نمیری نیز با ابن حسکه در مسائل بالا هم عقیده بود، علاوه بر آنکه قائل به تناسخ بود و ازدواج با محارم و همچنین لواط را روا می شمرد.

مفوضه

در کنار فرقه ی منحرفی غلات، گروهی دیگر به نام مفوضه بودند که با استناد به این آیه از قرآن کریم«لمن شاء منکم ان یستقیم» و امثال این آیات عوام را فریب می دادند و نیز ادعا داشتند خداوند جهان و پدیده ها را آفرید و انسان را خلق کرد و به این دنیا آورد، تکالیف و مقررات را معین کرده و کار خلق را به خودشان واگذار نموده است و دیگر کاری به کار آنها ندارد، در حالی که این اندیشه نوعی خلع خدا از قدرت می باشد.

جبریه

جبر را می توان به معنای نفی فعل اختیاری از انسان و انتساب همه ی افعال به خدا دانست. شهرستانی ضمن بیان این مطلب، جبریه- یعنی طرفداران عقیده جبر- را دارای اصنافی می داند که از آن جمله جبریه خالصه و جبریه متوسطه هستند. گروه نخست برای انسان هیچگونه قدرت و عملی قائل نیستند و تمام افعال انسان را به خدا نسبت می دهند. گروه دوم، برای آدمی قدرتی را اثبات می کنند اما آن را در فعل او موثر نمی دانند.(20)
در عصر امام هادی(ع) همچون ایام پدران بزرگوارش نیز این نظریه- جبریه- مسلمانان را روزگاری دراز به خود مشغول داشت و با بروز درگیری های سخت مباحث کلامی که میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی درآن ادوار واقع شد، بر تفرقه و چند دستگی آنها افزود که در نتیجه گروهی قائل به جبر شدند. این فرقه انحرافی نیز مردم را با این آیه از قرآن کریم گمراه می کردند که: «فمنهم من هدی الله فمنهم من حقت علیه الضلاله؛ از امتها کسانی بودند که خدایشان هدایت کرد و گروهی از آنان گمراهی شان محقق شد».(21)

صوفیه

از دیگر فرقه های منحرف از جریانهای فکری و کلامی که با رخنه در جامعه ی اسلامی، در عصر امام هادی(ع) نیز سبب بدنامی شیعه و تشویش افکار عمومی جامعه مسلمانان شده بود، «تصوف»بود. پیروان این مکتب، با نمایاندن چهره ای زاهد، عارف، خداپرست، بی میل به دنیا و پاک و منزه از پستی ها و آلایش های دنیایی، مردم را گمراه می کردند. آنها نیز چون سایر فرقه ها از همگی این عنوانها در راستای اهداف سودجویانه خود در زمینه های گوناگون بهره مند می شدند.
آنها در اماکن مقدسی چون مسجد پیامبر(ص) گرد هم می آمدند و به تلقین اذکار و اوراد با حالتی خاص می پرداختند، به گونه ای که مردم با دیدن حالت آنها می پنداشتند با پرهیزگارترین افراد روبرو هستند و تحت تأثیر رفتارهای عوام فریبانه ی آنان قرار می گرفتند.(22)

مجسمیه

این فرقه که برداشتهای غلطی از آیاتی چون «یدالله فوق ایدیهم» و «ان الله علی العرش استوی» داشتند، خداوند سبحان را جسم می پنداشتند و به مجسمیه شهرت یافتند. همچنین آنان برداشتهای بسیارسطحی و ابتدایی از دین داشتند و از درک مجردات و چیزهایی که از سیطره جسم و ماده خارج است، بسیار ناتوان بودند. از این رو همواره بسیاری از حقایق هستی را که خارج از دایره ماده بود، انکار می کردند یا آن را تا عالم ماده پایین می کشیدند. کم کم آنها و اندیشه های بدوی و یکسویه شان دربین شیعیان رسوخ کرد و عقاید آنان را نیزتحت تاثیر سطحی نگری و کوته بینی خود قرار داد.

اشاعره

اشاعره نیز گروه منحرف دیگری از جریانهای فکری و کلامی در عصر امام هادی(ع) بودند که می پنداشتند، خداوند را در روز رستاخیز خواهند دید. حتی آنها بر این عقیده بودند که خداوند با همین چشم مادی قابل دیدن است.

معتزله

اعتزال در لغت به معنای کناره گیری است و نام معتزله بر دو گروه در فرهنگ اسلامی اطلاق شده است. یک دسته معتزله‎ی سیاسی اند و دسته‎ی دیگر که محل بحث ماست، معتزله کلامی می باشند. در اندیشه ی معتزله، عقل و احکام عقلی نقشی اساسی و تعیین کننده در کشف و استنباط عقاید دینی و نیز استنباط و دفاع از این عقاید را بر عهده دارد.
این گروه اعتقاد داشتند که هر مسأله ای را باید بر خرد آدمی عرضه کرد و تنها با یافتن توجیهی عقلانی برای آن، قابل پذیرش خواهد بود. مبنا و اساس این مکتب بر این عقیده استوار بود که «همه ی معارف اعتقادی معقول است»[الملل و النحل،ج1،ص42]و جایی برای تعبد در عقاید وجود ندارد؛ همچنین معتزله مانند دیگر متکلمان به نقل نیز رجوع می کردند، اما مفاد و محتوای نصوص دینی تنها در صورت توافق با عقل قابل قبول بود؛ در غیر این صورت به تاویل و توجیه نصوص می پرداختند.
به اعتقاد معتزله، کلام الهی مخلوق و حادث است و اعتقاد به قدیم بودن قرآن کفر است. در مقابل، تمام اصحاب حدیث و عامه اهل سنت، به قدیم بودن قرآن اعتقاد داشتند. مأمون به تشویق و حمایت معتزله، دستوری صادر کرد که بر طبق آن، معتقدان به قدم قرآن باید تادیب می شدند.

روش‌های برخورد حضرت با ایشان

هدایت آفرینی و بصیرت افزایی

امام هادی(ع) در تحقق بخشی گام نخست خویش در برخورد با جریانهای فکری و کلامی عصرشان شیوه های هنرمندانه ای را نیز از خود به یادگار گذاشته است که در سه مولفه ی شرایط و آداب، مهارتها و فنون و نیز اهداف و آرمانها در برخورد با جریان های فکری و کلامی جهت هدایت آفرینی و بصیرت افزایی برای سرکردگان و افراد این جریانهای فکری و کلامی و نیز مردم قابل طرح و بررسی است.

شناخت موضوع مورد بحث و گفت‌وگو

امام هادی(ع) در جریان گفتگوها و برخوردهای هدایت افزای خویش با جریانهای فکری و کلامی به این مساله اعتقاد داشتند که هریک از دو طرف بحث بایسته است نسبت به آن تفکری که در صدد اثبات و یا نفی آن هستند، شناخت کافی داشته باشند؛ چرا که از دیدگاه ایشان ناآگاهی از آن فکر و جزئیاتش،گفت و گو را به دشنام و ناسزاگویی های بی جهت و نیز جدل و مغالطات جدلی تبدیل می کند که آن وسیله و پوششی است برای جبران ضعف دفاع طرفین بحث. در حالی که اگر آنان نسبت به موضوع بحث شناخت و آگاهی داشته باشند، به خوبی می دانند چگونه بحث را آغاز و در آن وارد شوند و چگونه با روشن بینی و آرامش فکری و استدلال قوی،متانت کلام و نیز تکیه بر دلایل متقن آن را به پایان برسانند.
شاید استدلال های امام هادی(ع) در این زمینه تکیه بر کلام الهی است: «ان الذین یجادلون فی آیات الله بغیر سلطان اتاهم ان فی صدورهم الا کبر ما هم ببالغه فاستعذ بالله انه هو السمیع البصر؛ کسانی که در آیات خدا مجادله می کنند، بدون آنکه هیچ حجتی داشته باشند، در سینه هایشان نیست مگر(آرزوی) بزرگی ای که هرگز بدان نرسند، به خدا پناه جوی که او شنوا و بیناست»(23)، «بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یاتهم تاویله کذلک کذب الذین من قبلهم فانظر کیف کان عاقبه الظالمین؛ بلکه چیزی را که به علم آن نرسیده اند و از تاویل آن بی خبرند، دروغ شمرده اند.کسانی که پیش از آنها بودند نیز چنین تکذیب کردند، بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود».(24)
بنابراین افرادی که بدون احاطه و شناخت موضوع وارد«میدان محاوره و گفت و شنود»می شوند، ناگزیرند پایان کار خود را در دوراهی و تکذیب حق و واقعیت ختم نمایند.

ایجاد محیط آرام برای بحث آزاد

شاید ضروری ترین مسأله در یک گفتگو برای فکر شخصی انسان، وجود محیط آرام و دور بودن از جَوِ خشونتی است که انسان را از بازگشت به خویشتن و اندیشه و تفکر صحیح و منطقی باز می دارد، چرا که انسان در حالت رضا و خوشنودی خود، گاهی تابع محیط اجتماعی می شود که جامعه تحت تأثیر جو خشونت شورانگیزی فکر مشخصی را تأیید و یا رد می کند، که به طور ناخودآگاه انسان تسلیم آن جو می شود، گویا انسان در آن جوِ عمومی گداخته و ذوب می شود و مسأله ای که انسان، آزادی فکر و شخصیت خاص و ممتاز خود را از دست می دهد.
تاریخ گواهی می دهد که امام هادی(ع) در برخوردهای خویش با جریان های فکری و کلامی علاوه بر این که خود این مسأله را- ایجاد محیط آرام- رعایت می نمودند، حتی بر حرکت اطرافیان خویش نیز نظارت می کردند و از این که محیط، علیه طرف مقابل، متشنج و ناآرام باشد، ناخرسند می شدند.
هنگامی که حضرت هادی(ع) با علی بن حسکه یکی از سرکردگان منحرف غلات به بحث می نشیند و وی را در نظریاتش که معتقد بود که امام هادی(ع) خدا و خالق جهان هستی است و من هم نماینده او هستم به بن بست می کشاند، حاضران با خندیدن شروع به ناامنی جَو می نمایند و آرامش محیط را بر هم میزنند، اما امام هادی(ع) که متوجه متشنج شدن محیط شده است، ضمن نهی آنان از این عمل فرمودند: «...آرام باشید من از چنین سخنانی بیزاری می جویم و از چنین گفتاری به خدا پناه می جویم...».(25

رعایت اخلاق اسلامی و اصرار بر اصول دینی

یکی دیگر از آدابی که امام هادی(ع)در برخورد با جریانهای فکری و کلامی در سیره بصیرت افزایشان به کار می بستند، رعایت اخلاق اسلامی و اصرار بر اصول متعالی اسلام بود؛ چرا که حضرت باور داشتند به عنوان داعی الی الله وظیفه و رسالتی جز هدایتگری و روشنگری در جهت اعتلای کلمه ی حق ندارند. بر این اساس در تمامی برخوردهای خویش با ایشان از بالاترین(سرکردگان) تا پایین ترین(پیروان) از آسیب های اخلاقی و مهلکات شخصیتی هم چون: عُجب، حسد، تکبر، غرور، نفاق، دورویی، تعصب و...پرهیز نموده و در عوض با جایگزینی اصل انصاف و منطق به اثبات حقانیت کلام و سخنان خویش می پرداختند.
از باب نمونه امام هادی(ع)در گفتگوهایی که با برخی از مروجین افکار منحرف در طرح شبهات و به تشنج کشیدن فضای جامعه- انجام داده اند،مواردی چند از این قبیل را به وی متذکر شده اند،از جمله اینکه:«هر چه می خواهید از ما بپرسید اما انصاف را فرو منهید و از باطل حذر کنید».(26)

تفکرآفرینی و تصحیح اشتباهات

تفکرآفرینی و تصحیح اشتباهات یکی دیگر از تلاش های هنرمندانه ی همراه با حکمت امام هادی(ع) در برخورد با جریانهای فکری و کلامی است؛ چرا که ایشان باور دارند گاه فردی به دلیل شرایط محیطی و یادگیری های غلط و تجربیاتی بد، از دیدگاهی نادرست به رخدادها و وقایع پیرامون خود می نگرد و طبعا عملکرد او نیز- که بر همین تصورات وجمع بندیهای غلط استوارگردیده است- اشتباه خواهد بود.
از این رو حضرت در بخشی از اهداف خویش به دنبال اعطای بینش تفکر و اصلاح نگرش افراد در این گونه جریان های فکری و کلامی است که به زیبایی نیز در برخوردهای ایشان با آنان به عنوان یک روان شناس زُبده آن را به کار گرفته است.

وفاق و همگونی اجتماعی

امام هادی(ع)به عنوان رهبریِ اسلامی در راستای پیگیری اهداف و آرمانهای خویش در برخورد با جریانهای فکری و کلامی دورانشان ثابت نمود که وفاق و همگونی اجتماعی در جامعه محقق نخواهد شد،مگر با حرمت نهادن به اصول مشترک بین همه ی ادیان و مذاهب و نیز تکریم همه ی شخصیت های دینی از سایر فرق و نحل؛چرا که اگر انسان درگفتگوها تنها درصدد تثبیت نظریات و آراء خویش باشد،تنها به اثبات منطق خویش اقدام نموده است.
اعمال چنین بینش دانش افزایی از سوی امام هادی(ع)اجرای همان دستورالعمل قرآنی خطاب به رسول اکرم است که:«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله؛...بگو ای اهل کتاب!بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما،بعضی دیگر را- غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد».(27)
لذا امام هادی(ع)نیز با بهره جستن از این بینش قرآنی در گفتگو با این گروههای منحرف فکری و کلامی پیرامون مباحثی چون توحید،پیامبران الهی و نزول کتابهای آسمانی و...اصل وفاق و همگونی اجتماعی را تجلی می بخشیدند.
چند جریان فکری و کلامی عمده همچون واقفیه، غلات، مفوضه، جبریه، صوفیه، مجسمیه، اشاعره و معتزله جامعه ی عصر امام هادی(ع) را با بحران های فراوانی که از تأثیرات آنها در پیدایش فرق انحرافی گوناگون به سادگی نمی توان عبور نمود، مواجه ساخته بودند؛ جریان های فکری و کلامی منحرفی که در چارچوب تئوریک و نظری اندیشه های امام هادی(ع) نشأت یافته از خدا فراموشی، گمراهی معرفتی، هواپرستی و ایمان تقلیدی می بودند.
حال نکته ی حائز اهمیت این است که هرچند برخی این دوره را بسیار طلایی و شکوفا به لحاظ ترجمه آثار علمی بسیار از زبانهای گوناگون یونانی، فارسی، سریانی، هندی، لاتین و... به عربی می دانستند، اما به حق امام هادی(ع) نیز چون پدر و جد گرامی شان با علم به این قضیه که همگی این افراد در کار خویش یقینا حُسن نیت نداشته و سعی می نمایند تا از این بازار داغ انتقال علوم به محیط اسلام فرصتی برای نشر افکار، عقاید و اندیشه های منحرف و مسموم خود به دست آورند، به مقابله با ایشان اقدام نمودند.
حضرت با چنین بینشی و با آگاهی از جامعه شناختی عصر خویش در دو گام اساسی انقلاب فکری عمیقی ایجاد کردند تا در برابر این امواج سهمگین عقاید و افکار مسموم برخوردهای مناسبی را اتخاذ نمایند.
بنابراین امام هادی(ع) در گام نخست برخورد با این جریان های فکری و کلامی از قبیل افکار و ادیان پیشین، عقاید خرافی، جریان های الحادی، التقاطی و نیز آراء و اندیشه های فلسفی و... با راهبرد هدایت آفرینی و بصیرت افزایی به خَلق شیوه های کاربردی در برخوردهایشان پرداختند؛ چرا که ایشان در این راه وامدار خاندان پاک و گرامیشان بودند، لذا توانستند به زیباشناختی شیوه هایی در این برخوردهای حکیمانه دست یابند که قطعا بهره گیری از آن در امور تبلیغ دین برای مبلغان محترم نیز سودمند است.
به واقع روشهای هنرمندانه ی امام هادی(ع)در گام نخست در برخورد با جریانهای فکری و کلامی با لحاظ نمودن شرایط و آداب،مهارتها و فنون و نیز اهداف و آرمانها را می توان همچون اضلاع مثلثی در شخصیت امام هادی(ع)در برخورد با این گروههای منحرف از هر جریان فکری و کلامی تصور نمود که هر انسان منصف در هر جایگاه و مرتبه ای را نخست به ژرف اندیشی و سپس به تصدیق و تحسین وا می دارد.
*زهرا شیخوند

---------------------------------------------------------------
منابع:
1- حرعاملی، وسائل الشیعه، ج18، ص280
2- حشر/19
3- شریف، شرح الغرر و الدرر، ج2، ص329
4- کهف/104-103
5- یوسف/18
6- عنکبوت/38
7- روم/10
8- طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص440
9- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج7، ص83
10- بقره/257
11- مجادله/11
12- انفال/55
13- جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص403
14- هادی منش، تلاشها و مبارزات امام هادی، ص33
15- بحارالانوار، ج11، ص112
16- طوسی، رجال کشی، ص459؛ به نقل از سیره امام رضا(ع)، ص196
17- شیخ کلینی، اصول کافی، ج1، ص320
18- رجال کشی، ص450
19- مسعودی، اثبات الوصیه، ص199
20- شهرستانی، الملل و النحل، ج1، ص85
21- نحل/36
22- تلاش ها و مبارزات امام هادی، ص32
23- غافر/56
24- یونس/39
25- وسائل الشیعه، ج18، ص554
26- وسائل الشیعه، ج18، ص554
27- آل عمران/64

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 21:15  توسط narsis | 
.

 

 

اگر مفاد تفاهم‌نامه لوزان عیناً در توافق نهایی تیرماه 94 تأیید شود، ما دست‌کم برای مدت ۱۰ سال، به رفع شدنِ ۲.۵ درصد نیازمان در داخل کشور قانع شده‌ایم و ۹۷.۵ درصد از نیازمان را باید از منابع خارجی تأمین کنیم

فرهنگ نیوز - محمدحسین امینی: دکتر علی‌اکبر صالحی، 17 تیر 1393 در رابطه با زمان مورد نیاز برای تفاهم لوزان فقط 125هزارم درصد از نیاز ایران را تامین می کند /  فقط اجازه غنی سازی برای 2 هفته برق هسته ای داریم!رسیدن 190 هزار سو گفت: «نیاز ما برای یک فاصله زمانی موردتوافق هشت‌ساله‌ی آینده برای تأمین سوخت نیروگاه اتمی بوشهر حدوداً 190 هزار سو است تا بتوانیم پس از پایان این قرارداد، سوخت موردنیاز این نیروگاه، راکتور تحقیقاتی تهران و همچنین راکتور آب‌سنگین اراک را تأمین کنیم.»[1]

حداکثر پنج سال تا 190 هزار سو
سید عباس عراقچی، 22 تیر 1393 : «در مورد بحث غنی‌سازی، موضع ما روشن و منطقی است. همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند برنامه غنی‌سازی ما بر اساس نیاز واقعی کشور طراحی‌شده، و این نیاز واقعی مربوط به تأمین سوخت رآکتورهای قدرتی یا همان نیروگاه‌های برق هسته‌ای خواهد بود. بنابراین این نیاز عملی باید حتماً در نظر گرفته شود و باید با توجه به این نیاز برای برنامه غنی‌سازی ایران پارامترهای لازم تعریف شود. با توجه به این‌که سوخت بوشهر طی چند سال آینده توسط دولت روسیه تأمین می‌شود ما عجله‌ای نداریم برای آنکه به آن مرحله برسیم؛ بلکه چشم‌اندازی را برای خودمان در نظر گرفتیم و به سمت آن چشم‌انداز حرکت می‌کنیم. البته این‌که می‌گویم عجله‌ای نداریم، در فاصله همان 2 یا سه و یا حداکثر 5 سالی است که مقام معظم رهبری به آن اشاره فرمودند.»[2]

فعلاً 10 سال با 5 هزار سو!!
متن تفاهم‌نامه لوزان، 13 فروردین 1394: «بر اساس راه‌حل به‌دست‌آمده، دوره زمانی برنامه جامع اقدام مشترک در خصوص برنامه غنی‌سازی ایران 10 ساله خواهد بود... از 19 هزار سانتریفیوژ فعلی ایران، 6000 سانتریفیوژ باقی خواهد ماند که 5000 تا[3] در نطنز خواهد بود. به‌جز نطنز در نقطه‌ی دیگری غنی‌سازی صورت نخواهد گرفت.»

از «حصول 190 هزار سو در 5 تا 8 سال» در تیر 93، تا «۵ هزار سو ثابت برای 10 سال!» در فروردین 94 حرکتی از 100 به حدود ۲.۵ انجام گرفته است!

اگر مفاد تفاهم‌نامه لوزان عیناً در توافق نهایی تیرماه 94 تأیید شود، ما دست‌کم برای مدت ۱۰ سال، به رفع شدنِ ۲.۵ درصد نیازمان در داخل کشور قانع شده‌ایم و ۹۷.۵ درصد از نیازمان – برای همین تهران، بوشهر و اراک فعلی – را باید از منابع خارجی تأمین کنیم.

رهبر انقلاب، 27 مرداد 1389 ما می‌خواهیم سوخت را توليد كنيم. چندين هزار مگاوات. ما به سوخت هسته‌اى نياز داريم. نيروگاه‌هاى هسته‌اى بايد به وجود بيايد. خوراك اين نيروگاه‌ها بايد در داخل توليد بشود. اگر قرار شد براى خوراك اين نيروگاه‌ها به خارج متوسل بشويم و محتاج باشيم، امور كشور نخواهد گذشت. بنابراين حق ماست و دنبال اين را خواهيم گرفت.[4]

تنها غنی کنندگان اورانیوم در جهان عبارت‌اند از اعضای 1+5، ژاپن، هلند، کره شمالی، هند، پاکستان و ایران. گرچه درست است که میگویند «معمولاً» کشورهای سازنده‌ی نیروگاه تحویل سوخت آن را نیز تضمین می‌کنند، اما تا امروز چه چیزی در مورد ایران «معمولی» بوده است؟! مهندس حسین آب نیکی از مدیران ارشد سابق صنعت غنی‌سازی، رییس مرکز توسعه سازمان انرژی اتمی ایران و از نزدیک‌ترین دوستان و همکاران شهید احمدی روشن در مصاحبه‌ای می‌گوید «نه در توافق ژنو و نه در بیانیه لوزان هیچ کشور خارجی متعهد به تأمین سوخت نیروگاه بوشهر نشده است.»[5]
 

علی‌اکبر صالحی، 20 فروردین 94: نمی‌توانیم میلیاردها دلار هزینه کنیم و نیروگاه بسازیم ولی تأمین سوخت را به دیگران واگذار کنیم که اگر نخواستند بدهند، ‌میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری معلق بماند![6]

 
125 هزارمِ درصد از چشم‌انداز!

اولین منفعت غنی‌سازی و صنایع بومیِ مرتبط برای ایران رفعِ بدون وابستگیِ سه نیاز داخلی بود: 1.سوخت نیروگاه برق بوشهر، 2.سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، 3.سوخت رآکتور آب‌سنگین اراک.

مصطفی سالاری استاندار بوشهر ۱۹ فروردین ۹۴ در گفتگو با ایرنا می‌گوید که «شبکه سراسری اکنون نیازی به برق تولیدی نیروگاه اتمی بوشهر ندارد! لذا این نیروگاه از ساعت 23 دیشب، به مدت حدود دو ماه از مدار خارج شد تا امکان در مدار بودن نیروگاه در ایام اوج مصرف شبکه سراسری در تابستان سال آینده فراهم شود.»[7]

حالا بیایید فرض کنیم زمانی خواهد رسید که شبکه سراسری به برق این نیروگاه هسته‌ای نیاز پیدا کند! در آن زمان، یعنی درحالی‌که نیروگاه تولید برق بوشهر روشن باشد و کار کند و بهانه‌ای در کار نباشد، این نیروگاه 2 درصد نیاز کشور را تأمین می‌کند.[8] در همین وضعیت - و بدون اینکه نیاز دو رآکتور دیگری[9] که با روسیه قراردادش را خواهیم بست را در نظر بگیریم - میزان غنی‌سازی تفاهم شده در لوزان می‌تواند سوخت موردنیاز ما را برای حدود «2 هفته از سال!» برآورده کند.

از طرفی طبق مصوبه مجلس و هدف گزاریِ انجام‌شده قرار است که 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای تولید در کشور شود. مهندس حسین آب نیکی از مدیران ارشد سابق صنعت غنی‌سازی و رییس مرکز توسعه سازمان انرژی اتمی ایران و در مصاحبه‌ای می‌گوید 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای نیازمند حدود ۳ میلیون سو ظرفیت غنی‌سازی است![10]

به گفته علیرضا منادی عضو هیئت‌رئیسه مجلس، فریدون عباسی رئیس وقت سازمان انرژی اتمی در نشست غیرعلنی 21 فروردین 92 در مجلس شورای اسلامی گزارشی از روند پیشرفت‌ها و فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان به نمایندگان ارائه داد و ازجمله گفت «این سازمان قصد دارد با تکیه‌بر توان دانشمندان خود، 20 راکتور هسته‌ای را جهت تولید 20 هزار مگاوات برق احداث کند... تولید 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای توسط نیروگاه‌های کشور در 5 سال آینده محقق خواهد شد.»[11] و کمتر از 9 ماه بعد، با تغییر دولت و روی کار آمدن دولت آقای حسن روحانی، علی‌اکبر صالحی رئیس جدید سازمان انرژی اتمی در هفتم دی 1392 در برنامه نگاه یک می‌گوید «نیروگاه‌های برق هسته‌ای گران‌قیمت هستند... باید نحوه تأمین مالی این طرح مشخص شود همچنین به دنبال چرخه سوخت لازم هم باید باشیم... در افق بلندمدت حدود 25 سال طول می‌کشد تا ما به 20 هزار مگاوات برسیم!»[12] یعنی ظرف 9 ماه و با تغییر دولت، 5 سال تبدیل می‌شود به 25 سال تا کاملاً روشن باشد که حتی حساب‌وکتاب فنی و صنعتی هم از این دولت به آن دولت کلی توفیر دارد!!

به‌هرحال جای شکرش باقی است که کسی در اصلِ «چشم‌انداز بودنِ 20 هزار مگاوات» شک ندارد! ما از این چشم‌انداز 20هزار مگاواتیِ مصوب مجلس شورای اسلامی اکنون به 5 درصد آن (یعنی 1000 مگاوات) دست‌یافته‌ایم، که این 1000 مگاوات را هم با فرض نهایی شدنِ مفاد تفاهم لوزان، تنها 2 هفته در سال می‌توانیم «تأمینِ سوخت» کنیم و برای باقی زمان‌ها (حدود 50 هفته دیگر!) نیاز به واردات سوخت خواهیم داشت.[13] لذا با یک حساب سرانگشتی و ساده، بروندادِ «صنعت غنی‌سازی» ما دست‌کم برای مدت 10 سال، عبارت خواهد بود از تأمین «2.5 درصد از 5 درصد!» از چشم‌انداز مصوب مجلس!

پرسش به‌سادگی اینجاست که صنعتی که قرار است به مدت ده سال، 2.5 درصد از 5 درصد - یعنی 125 هزارم درصد![14] – از  چشم‌انداز مصوب و رسمی کشور را تأمین کند چقدر «وجود» خواهد داشت؟!

تحقیق و توسعه روی کاغذ!

منفعت دوم غنی‌سازی و صنایع مرتبط را «ایجاد بسترهای بسیار مناسب برای رشد و توسعه در همه شاخه‌های علمی و فنی و صنعتی کشور» دانسته‌اند. بدین ترتیب ما صنعت هسته‌ای را صرفاً برای سوخت نیروگاه‌ها و رآکتورهای تحقیقاتی‌مان نخواسته‌ایم.

از سوی متصدیان مذاکرات نیز گفته و تأکید شده بود که در این مورد اجازه اعمال محدودیت نمی‌دهند و حتی گفته می‌شود که مجوز تحقیق و توسعه در تفاهم‌نامه لوزان اخذ شده است.

اما مهدی محمدی کارشناس مسائل سیاسی 17 فروردین 94 در خلال مناظره تلویزیونی با محمدحسن بهشتی پور کارشناس هسته‌ای گفت «یکی از اصلی‌ترین کارهایی که تیم ما به دنبال آن بوده اینکه تحقیق و توسعه‌ی بدون محدودیت را تضمین کنند. آن چیزی که در متن بیانیه مشترک آمده این است که در تحقیق و توسعه، راجع به تعداد، گستره و جدول زمانی دو طرف باید توافق کنند... این البته صراحت ندارد که برنامه تحقیق و توسعه ما محدود شود ولی صراحت هم ندارد که محدود نشود!... دروغ‌گویانِ آمریکایی‌ در فکت‌شیتِ خود گفته‌اند که بر تعداد ماشین‌های پیشرفته ما محدودیت اعمال می‌شود... مجموعه‌ای که محدود شود دیگر تحقیق و توسعه نیست و دانشی در آن تولید نمی‌شود.»[15]

همچنین مهندس حسین آب نیکی از مدیران ارشد سابق صنعت غنی‌سازی می‌گوید «اینکه گفته‌شده در طول ده سالی که محدودیت‌ها را پذیرفتیم ماشین سانتریفیوژ IR8 مان را تست می‌کنیم و به صنعتی سازی می‌رسانیم و بلافاصله بعد از رفع تعلیق می‌توانیم با استفاده از ماشین با سوی ۲۴ (که ۲۴ برابر ماشین‌های فعلی ظرفیت تولید دارد) صنعت غنی‌سازی‌مان را توسعه دهیم، محل تأمل است. باید به این نکته توجه کنیم که زمانی می‌توانیم این کار را بکنیم که در طول این سال‌ها بتوانیم ماشین IR8 را علاوه بر یک ماشین به تعداد چند ده ‌تایی و نیز یک زنجیره و چند زنجیره برسانیم و تولید، تست، نصب و گاز دهی کنیم. وقتی توانستیم این مراحل را انجام بدهیم یعنی فرآیند تحقیق و توسعه در مورد این ماشین طی شده است. بعد می‌توانیم بگوییم که این ماشین تولید و تحقیقاتش تمام شده است و آماده ورود به عرصه تولید صنعتی است. لذا حتی اگر زمانی این محدودیت‌هایی که ما می‌پذیریم رفع شد ماه‌ها و شاید سال‌ها زمان لازم داریم تا بتوانیم فرآیند صنعتی سازی ماشین IR8 یا هر ماشین دیگری را به سرانجام برسانیم.»[16]

پس کارشناسان بر این باورند که اگر ایران اجازه تزریق گاز را فقط برای سانتریفیوژهای IR1 - مستقر در نطنز - داشته باشد، و یا اگر تعداد و گستره و جدول زمانی تحقیقات ما به هر نحوی محدود گردد، موفق به تحقیق و توسعه در صنایع غنی‌سازی نخواهیم شد.

اگر منفی نبافیم چه می‌شود؟!

یک‌بار اجازه بدهیم - دست‌کم در ذهنمان - همه‌چیز خوب پیش برود! تصور کنیم الآن یک ماه پس از توافق نهایی است! دیدید بیهوده بدبین بودیم؟! تحریم‌ها چهار نوع بود. تحریم‌های شورای امنیت که به‌طور کامل در همان هفته دوم لغو شدند و در قطعنامه جدید صادرشده هم هیچ اشاره‌ای به هیچ شکلی از تحریم نشده است! تحریم‌های اتحادیه اروپا هم که چون به‌کلی هسته‌ای بودند طبق مفاد توافقنامه فوراً لغو شدند. و اما در مورد آمریکا، هرچند کنگره 2.5 ماه پیش طرحی داد که اوباما هم گفت «وتو نمی‌کنم!» و در آن طرح قرار بر این بود که اوباما حق نداشته باشد تحریم‌ها را برای مدت 30 روز لغو کند و باید منتظر نظر کنگره شود و غیره، اما آن طرح بالاخره یا توسط اوباما وتو شد یا اصلاً رأی نیاورد یا هرچه! خلاصه اینکه تمام ۱۷ دستور تحریمی رئیس‌جمهور آمریکا – که 11 موردش را همین اوبامای بدکردار صادر کرده بود! – توسط شخص او و فوراً و بدون مزاحمت کنگره لغو شد. فقط ماند ۵ قانون تحریمیِ مصوب کنگره که لاجرم باید توسط خود کنگره لغو می‌شد و هیچ راه دیگری هم نداشت. اما با توجه به اینکه ما اصلاً به امور داخلی آمریکا کاری نداشتیم و فقط با دولت آمریکا طرف حساب بودیم و به همین دلیل محکم‌کاری‌هایمان را هم در متن توافق نهایی انجام دادیم، کنگره نیز دست‌آخر مجبور شد که ۵ قانون تحریمی خود را لغو کند. حالا دیگر هیچ تحریم هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی وجود ندارد.

آیا دردسر بزرگ‌تری در پیش است؟

رهبر انقلاب، 18 اسفند 1384 برخي دولت‌های غربي حق استفاده ايران از انرژي هسته‌اي را به رسميت شناخته‌اند؛ به رسميت شناختن اين حق مسلم و قانوني،‌ امتيازي ظاهري و پوچ و بي‌معناست، چراکه اين حق در معاهدات جهاني به رسميت شناخته‌شده و براي استفاده از آن نيازي به اروپایی‌ها براي به رسميت شناختن آن نداريم.[17]

در بهترین حالت، و اگر همه‌چیز خیلی خوب پیش برود، امتیازی که طرف مقابل به ما داده عبارت از این است که «حق مسلم ما» را به رسمیت شناخته است! و از «تحریم» ما صرف‌نظر کرده است. یعنی مشخصاً در مورد اول به «وظیفه» خود عمل کرده، و در مورد دوم دست از «رفتار غیرمنطقی» خود برداشته است.

و اما در سوی دیگر، ما، صنعت غنی‌سازی اورانیوم را برای دست‌کم ده سال به وضعی برده‌ایم که «تقریباً وجود نداشته باشد» (در حالِ تأمین نیازهای 125 هزارمِ درصد از چشم‌انداز!) ، همچنین توسعه علمی و تحقیقاتی در این صنعت را نیز به خاطر عدم توان تزریق گاز به سانتریفیوژهای جدیدتر بسیار محدود و عملاً بی‌فایده و تزئینی کرده‌ایم. یعنی مشخصاً در مورد اول به «چشم‌انداز مصوبِ حوزه انرژی» بی‌توجهی کرده‌ایم و در مورد دوم به «استعدادِ توسعه علمی کشور.»

پس حتی در بهترین سناریو، طرف مقابل تنها به یکی از وظایفش تن می‌دهد و دست از لجاجت می‌کشد، حال‌آنکه ما به یکی از چشم‌اندازهایمان بی‌توجه می‌شویم و رشد استعدادهایمان را نیز عقب می‌اندازیم. و باز توجه داریم که این‌ها بهره‌های مترتب بر وقوع «بهترین سناریو» هستند که وقوع آن به‌هیچ‌وجه ضمانت نشده است.

گرچه نگارنده حتی با فرض وقوع بهترین حالت هم متوجه نوعِ بُرد-بُردِ موردنظر نمی‌شود! اما یک‌چیز را خیلی خوب می‌توان متوجه شد: حتی اگر همه‌چیز دقیقاً طبق سناریوی خوب پیش برود، طرف غربی با احتمال بالایی دچار یک تلقی خیلی مهم، خیلی دردسرساز و البته خیلی غلط[18]! می‌شود: «اگر به ایران فشار اقتصادیِ "کافی" وارد شود، ممکن است بتوان به جسمِ بی‌جانِ فرضیه‌ی «تغییر رفتار» جان تازه‌ بخشید!»

و تجربه نشان داده که یک تلقیِ غلط، هرچقدر مهم‌تر و مؤثرتر باشد، خارج کردن آن از ذهنِ نتیجه‌گرای غربی‌ها سخت‌تر و پُردردسرتر و زمان‌برتر است.

پانوشت:

[1] - ایران برای تامین سوخت نیروگاه بوشهر به ۱۹۰هزار سو غنی سازی نیاز دارد

[3] - از نوع IR1

[8] - نیاز کشور به برق حدود 50 گیگاوات است و توان نیروگاه بوشهر 1 گیگاوات.

[9] - تا ۹ سال ديگر قرار است 2 واحد رآکتور جديد برق هسته‌ای هزار مگاواتي در داخل سايت هسته‌ای بوشهر اضافه شود که ظرفيت 1000 مگاواتی فعلی به 3000 مگاوات برسد.

[10] - همان مورد 5

[13] - «نیروگاه بوشهر در سال به 30 تن سوخت نیاز دارد... نطنز و فردو با 10 هزار ماشین سانتریفیوژ کنونی هم باید سال‌ها کار کنند تا سوخت یک سال بوشهر را تأمین کنند...» مشروح سخنان صالحی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، 21 فروردین 94

[14] - کاملاً روشن است که اگر یک درصد را به 8 بخش تقسیم کنید، یکی از آن هشت بخش می‌شود 125 هزارم درصد!!!

[16] - همان مورد 5

[18] - مسئله‏ انرژى هسته ‏اى‏، براى ما فقط اين نبود كه ما مى‏خواستيم يك فناورى داشته باشيم، ديگران مى‏خواستند ما نداشته باشيم؛ بخش ديگر قضيه اين بود كه قدرت‌های متجاوز،زورگو مى‏خواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند.دیدار با هیات دولت 2 فروردین 87.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 21:14  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز ، مشاری بن‌راشد العفاسی در جدیدترین تصاویری که توسط خود او در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، با لباس خلبانی ارتش کویت در جنگنده‌های نظامی دیده می‌شود.

مشاری العفاسی، از قاریان برجسته و امام جماعت مسجد بزرگ کویت است. اخیرا این قاری مشهور تصاویری از خود با لباس خلبان جنگی در صفحات شخصی خود در توئیتر، اینستاگرام و فیس‌بوک منتشر و از تهیه نماهنگی که نام آن را «عاصفة الحزم»(طوفان قاطعیت) گذارده، خبر می‌دهد.

این اقدام العفاسی به سرعت در شبکه‌های اجتماعی اطلاع‌رسانی و با موج وسیعی از انتقادات و البته استقبال نیز مواجه شده است.

العفاسی در این پست‌ها، از آماده ساختن ترانه‌ای حماسی که نام اصلی آن «نداء‌الوطن» است و با تعبیر «عاصفة الحزم»(طوفان قاطعیت) معرفی شده، به نوعی بیان می‌کند که به جمع حامیان نیروهای ائتلاف عربی در مواجه با مردم یمن پیوسته است.

در حقیقت العفاسی با انتشار عکس‌های خود که زمانی در خدمت نیروی هوایی کویت بوده و سوار بر جنگنده‌‌های نظامی این کشور است، و نیز نمایش فیلمی با همین موضوع، در ساختن نماهنگ جدید خود بهره برده و با اذعان به این‌که سرود وی «عاصفة الحزم» نام دارد، نقش خلبان یکی از جنگنده‌های «طوفان قاطعیت» را ایفا می‌کند.

این قاری پیش از این با این نماهنگ در بین ایرانی ها شناخته می شد.

قطعه مشهور مشاری بن‌راشد العفاسی معروف به خالقنا یا رب | دانلود فایل

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 21:13  توسط narsis | 
 
"علامه" برای کسانی است که 50 سال، در علوم مختلف مطالعه و تدریس داشته و در اغلب علوم متعارف حوزوی نیز صاحب نظرند. دقت علما در بر کار بردن عنوان «علامه» آن‌قدر زیاد است که طی چند دهه گذشته شاید نتوان بیش از 10 نفر را ذکر کرد.
آیا سید حسن خمینی "علامه" است؟ /مقایسه مدارج علمی علماو سید حسن خمینی
به گزارش فرهنگ نیوز ، چند روز پیش، در همایش بزرگداشت بانو خدیجه ثقفی، همسر امام خمینی (ره)، که با حضور اعضای بیت امام و برخی از مسئولین تشکیل شد، آقای هاشمی رفسنجانی نیز یکی از سخنرانان مراسم بودند و در اوایل سخنرانی خود از حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی این‌گونه تقدیر کرد: «علامه حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن آقا خمینی مجتهد نمونه‌ای است که با هوش بالا به خوبی مسایل را تحلیل می‌کند و درس خارج ایشان در قم مورد توجه است و از جمله کارهای ایشان و برادرانشان سید یاسر و سید علی که تفاوت بین آنها نمی‌بینم این است که آثار امام و اسناد مربوط به ایشان را حفظ کنند.»
 
مشرق نوشت؛ اولین کلمه این عبارت باعث شد که بحث‌های زیادی شکل بگیرد و افراد زیادی نسبت به عنوانی که آقای هاشمی به کار بردند، اظهار تعجب کردند. در ادامه به نکاتی در این باره اشاره خواهیم کرد:

تعریف برخی از عناوین حوزوی

در عرف حوزوی عناوین زیادی وجود دارد که بر اساس آنها طلاب را مخاطب قرار می‌دهند؛ مثلا طلبه‌ای که چند سال از درس حوزه را خوانده باشد، حجت الاسلام و طلبه‌ای که استاد درس خارج فقه یا اصول است و اجازه اجتهاد نیز دارد، اغلب حجت الاسلام و المسلمین و يا آیت الله می‌خوانند و تنها کسانی را آیت الله العظمی می‌گویند که جز مراجع معروف یا مراجع دارای رساله باشند.

این عناوین هرچند متر و معیار مشخص و دقیقی ندارد،‌ اما آنقدرها هم بی‌پایه و اساس نیست، مثلا هیچ‌کس در حوزه، طلبه سطح یک را آیت الله و یا استادی را که 30 سال درس خارج داده است، حجت الاسلام نمی‌خواند. برخی از عناوین نیز هستند که برای افراد خاصی استفاده می‌شود. مثلا، لفظ علامه برای کسانی است که سال‌ها، حداقل 40 یا 50 سال، در علوم مختلف مطالعه و تدریس داشته و در اغلب علوم متعارف حوزوی نیز صاحب نظر هستند. دقت علما در بر کار بردن عنوان «علامه» آنقدر زیاد است که طی چند دهه گذشته شاید نتوان بیش از 10 نفر را ذکر کرد که با عنوان علامه مشهور شده‌اند، دقت علما روی استفاده از الفاظ حوزوی به قدری است که شهید مطهری با آن همه آثار و مقالات و سخنرانی‌ها در موضوعات مختلف، در میان حوزویان به عنوان علامه خطاب نشده است.

آثار علامه‌های معروف در چند دهه اخیر

از بین علمایی که طی چند دهة گذشته به عنوان علامه شناخته شده‌اند، افرادی به چشم می‌خورند که عمر خود را در راه تدریس و تحقیق علمی گذرانده‌اند و بیش از 60 یا 70 سال سابقه علمی دارند. برخی از این افراد عبارتند از: علامه طباطبایی، علامه جعفری، علامه امینی، علامه حسن زاده آملی. برای اینکه شأن و جایگاه علمی این افراد معلوم شود، برخی از آثار ایشان را نقل می‌کنیم که هر کدام از این علما با یکی از آثارشان انقلابی در عرصه حوزه و علوم انسانی و دفاع از اسلام و تشیع به راه انداختند.

 

این آثار و سوابق چند ده سالة هر یک از علما در تدریس و تحقیق در حوزه علمیه نشان می‌دهد که عنوان «علامه» به راحتی قابل دستیابی نیست و باید زحمات و تلاش‌های زیادی در حوزه علمیه کشید تا دیگران شما را به عنوان «علامه» بشناسند.

سید حسن خمینی چه آثاری در فضای علمی دارد؟

حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی سال‌هاست که در قم مشغول تحصیل و تحقیق و تدریس دروس حوزی است. سایت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) سوابق تدریس وی در حوزه را اینگونه نقل کرده است:

 

«سید حسن خمینی دو سال بعد از ورود به حوزه علمیه قم (سال 1370) در مدرسه کرمانی ها فعالیت در زمینه تدریس مقدمات را شروع و در مدت 8 سال کتابهایی نظیر: جامع‌المقدمات، سیوطی، مغنی اللبیب و مختصرالمعانی، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدرس کرده از سال 1379 به مدت 10 سال به تدریس سطوح عالی پرداخته و در این مدت کتابهایی نظیر: رسائل، مکاسب محرمه، بیع، خیارات و کفایه را در کارنامه فعالیتهای تدریسی خود دارد و بعضی از این کتب را حتی 2 یا 3 بار به تدریس نشسته است.

درس فلسفه سید حسن آقا که با تدریس کتاب منظومه مرحوم ملاهادی سبزواری از سال 1385 شروع شده است، در آبان سال 1391 به پایان رسید.

تدریس خارج اصول حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی از سال تحصیلی 90-1389 شروع شده و هم اکنون در محل مدرسه دارالشفای قم ادامه دارد و کلاس درس وی از کلاس های پررونق حوزه قم است.»

این سوابق نشان می‌دهد که سیدحسن آقا در 20 سال گذشته بیشتر مشغول به مطالعه دروس حوزوی بوده و به قول طلبه‌ها ممحض در علوم حوزوی شده است.

به گفته سایت مذکور، آثار ایشان عبارتند از:

این آثار و سوابق تدریس نشان می‌دهد که ایشان سال‌ها در حوزه به تدریس و تحقیق اشغال داشته است، اما نشان می‌دهد که ایشان تا متخصص در همه یا اغلب دروس حوزوی فاصله زیادی دارند اگرچه دارای استعداد قابل توجهی هستند ولی در ابتدای راه هستند و باید تلاش زیادی در فضای حوزوی داشته باشند تا بتوانند به مدارج بالای علمی دست یابند، 

آقای هاشمی، سخنان امام به فخرالدین حجازی را به یاد بیاورید

آقای هاشمی با به کاربردن عنوان «علامه» در همایشی رسمی و در مقام یک سخنران، نشان دادند که دقیقا معنای این لفظ را مدنظر دارند و می‌خواهند سید حسن خمینی را به عنوان یک علامه معرفی کنند. در صورتی که همان‌گونه که بیان شد، این لقب را بیشتر برای علمای متبحر در چندین علم و علمای باسابقه به کار می‌برند و سیدحسن آقا هرچند بیش از 20 سال است که در فضای حوزه تدریس و تحقیق دارند، اما برای عنوان «علامه» هنوز جوان به شمار می‌آیند. به نظر می‌رسد که به کار بردن این‌گونه القاب و عناوین برای فردی که هنوز در ابتدای راه است، بیشتر برای مقاصد سیاسی و در نهایت باعث تخریب شخصیت سیدحسن آقا می‌شود.

نکته دیگری که باید به آقای هاشمی تذکر داد، تملقی است که ایشان نسبت به سیدحسن آقا دارند و باعث تعجب است که آقای هاشمی حساسیت‌های زیاد حضرت امام (ره) نسبت به تملق را از یاد برده‌اند و این رفتار ناپسند را درباره سیدحسن آقا تکرار می‌کنند. 

یکی از اتفاقات تاریخی مهم درباره تملق از حضرت امام در دیدار با نمایندگان اولین دوره مجلس رخ داد. در آن جلسه، مرحوم فخرالدین حجازی که نفر اول منتخب مردم شهر تهران بود، به نمایندگی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی سخنانی را ایراد کرد و در بخشی از آن با بیانی بسار شیوا به تجلیل از امام پرداخت. وی سخنرانى خود را با جمله‌ی «بأبى أَنْتَ وَ امّى» آغاز کرد و بقیة سخنرانى را نیز به تعریف و تمجید از مقام والاى حضرت امام اختصاص داد. این سخنان مرحوم حجازی با واکنش حضرت امام مواجه شد.

ایشان افراد را از بیان چنین تعاریف و تمجیدهایی برحذر داشتند و تذکر دادند که انحطاط و سقوط اخلاقی افراد از همین‌گونه رفتارها و تمجیدها آغاز می شود.

حضرت امام در آغاز سخنان آن روز خود تأکید کردند: «من خوف این را دارم که مطالبى که آقاى حجازى فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان براى من یک غرور و انحطاطى پیش بیاید. من به خداى تبارک و تعالى پناه مى‌برم از غرور. من اگر خودم را براى خودم نسبت به سایر انسان‌ها یک مرتبتى قائل باشم، این انحطاط فکرى است و انحطاط روحى. من در عین حال که از آقاى حجازى تقدیر مى‌کنم که ناطق برومندى است و متعهد، لکن گله مى‌کنم که در حضور من مسائلى که ممکن است من باورم بیاید فرمودند. پیروزى ما مرهون اسلام است. نه مرهون من است و نه مرهون شما و نه مرهون هیچ قوه‌اى، مرهون اسلام است.»

این مطالب در سال 1359 از سوی حضرت امام و در دیدار با اولین دوره نمایندگان مجلس ایراد شده است و آقای هاشمی یکی از حاضران در آن جلسه بوده و بعید است که این سخنان حضرت امام را از یاد برده باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 21:7  توسط narsis | 
رجانیوز:  در حالی که وزیر علوم آذر ماه ۹۳ در جلسه رای اعتماد اعلام کرد «فتنه خط قرمز ماست»، عصر روز دوشنبه دانشگاه صنعتی امیرکبیر به بهانه افتتاح انجمن منحله این دانشگاه پس از سالها، شاهد گردهم آمدن فتنه گران بود.

 
به گزارش رجانیوز، در این برنامه محمد رضا خاتمی و ابراهیم اصغرزاده که هر کدام به اتخاذ مواضع ساختارشکنانه شهره هستند در آمفی تئاتر این دانشگاه حاضر شدند و سخنانی بر زبان آوردند که نشان از برنامه ریزی گسترده جریان های سیاسی تندروی بیرون از دانشگاه برای برای برهم زدن نظم دانشگاه ها در آینده نه چندان دور دارد.
 
در این برنامه خاتمی در بخشی از سخنانش اعلام کرد: «دانشجویان  در فضاي علمي بررسي كنند چرا سرنوشت روساي جمهور، روساي مجلس و نخست وزير دوران جنگ چنين مي‌شود كه آنها يا فتنه‌گر و ساكت فتنه معرفي مي‌شوند يا خائن و فاسد؟»
 
اصغرزاده نیز در میان شعارهای ساختارشکنانه تعدادی از دانشجویان گفت: «فكر نمي‌كردم روزي در دانشگاه پلي تكنيك سخنراني كنم كه مجيد توكلي و محسن ميردامادي در زندان هستند. كميته‌هاي انضباطي قرار بود كه كمك حال دانشجويان باشد تا آنها را در برابر فشار محكمه‌هاي قضايي حفظ كنند. من به عنوان يك دانشجوي انقلابي شرمنده دانشجوها و خانواده‌هايي هستم كه به علت فعاليت در دانشگاه از تحصيل محروم و ستاره‌دار شدند.»
 
تمام این اتفاقات در حالی بوقوع پیوست که این برنامه با چراغ سبز و همکاری کامل احمد معتمدی رییس دانشگاه امیرکبیر و وزیر ارتباطات دولت اصلاحات برگزار شد، فردی که می توان از وی به عنوان حامی اصلی تحرکات افراطیون در این دانشگاه طی یک سال اخیر نام برد.
 
همچنین مجتبی صدیقی، احمد فهیمی فر و جعفر میلی منفرد نیز به عنوان دیگر چهره های موثر حامی فتنه گران در این دانشگاه نقش مهمی در پشتیبانی از تندروها واحیای این تشکل منحله دارند، و با همه این اوصاف مشخص نیست چرا آقای فرهادی که در جلسه رای اعتماد خود به صراحت بر «خط قرمز بودن فتنه» تاکید کرد، امروز هیچ موضعی نسبت به این اتفاق اتخاذ نکرده است؟
 
گفتنی است انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر که سالها پیش به دلیل انجام فعالیت های غیرقانونی و مواضع و اقدامات ساختارشکنانه اش منحل شده بود، در حالی روز گذشته با اندکی تغییر در اسم، احیا شده است که بدون تردید این اتفاق در آینده نه چندان دور باعث بازگشت فضای رادیکال و اقدامات پیاده نظام دشمن در این دانشگاه خواهد شد، چنانکه پیش از این نیز حوادثی مانند انتشار نشریات موهن، آتش زدن عکس رییس جمهور در سال ۸۵، ارتباط با سرویس های امنیتی- رسانه ای بیگانکان در دهه ۸۰ و ... بخشی از سابقه این تشکل افراطی است که امروز با عنوان «انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه» اعلام موجودیت کرده است.
 
ضروری است اعضای کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی و دیگر نهادهای نظارتی باید بیش از هر زمان دیگر باید نسبت به این اتفاقات هوشیار بوده تا تحرکات افراطیون در دانشگاه ها طی ماه های آینده موجب برهم خوردن نظم دانشگاه و متوقف شدن فضای علمی محافل آکادمیک نشود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 21:2  توسط narsis | 
رجانیوز: شب گذشته رسانه ملی در اقدامی کم سابقه و تعجب انگیز به جای پخش سریال «در حاشیه» اقدام به پخش بخشهایی از میتینگ سیاسی اخیر هاشمی رفسنجانی و حامیانش نمود.

 
به گزارش رجانیوز، هفته گذشته بود که به بهانه بزرگداشت مرحوم خدیجه ثقفی همسر امام خمینی (ره) جمعی از اعضای جریان چپ، اصلاح طلبان و تعدادی از فعالان بدنام فتنه ۸۸ به همراه هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی، حسن روحانی و تعدادی از مقامات دولتی در تهران گرد هم آمدند.
 
 
در این برنامه هاشمی رفسنجانی در بخشی از سخنانش ضمن «علامه» خطاب کردن سید حسن خمینی! اظهارات تند و معناداری را مطرح کرد و با انتساب خاطره جدیدی به بیت امام، باز هم برای پیشبرداهداف سیاسی خود، خاطراتش را به از دنیا رفتگان نسبت داد.
 
با این حال و در حالی که سخنان هاشمی در این همایش بسیار کم سابقه بود و بسیاری آن را واکنش به برخورد قوه قضاییه با مهدی هاشمی تلقی کردند، شب گذشته صدا و سیما تحت فشارهای شدید این طیف سیاسی، به پخش بخشهایی از این میتینگ سیاسی اقدام کرد.
 
این در حالی است که بهره برداری حزبی و کاملا جناحی از نام و بیت امام طی سالهای گذشته به عنوان استراتژی ثابت هاشمی و جریان حامی وی افزایش یافته و انتظار می رفت صدا و سیما در برابر این سوءاستفاده سیاسی از نام امام و همسر ایشان، عقب نشینی نکند.
 
در هر صورت به نظر می رسد در شرایطی که مقامات ارشد دولت و رسانه های دولتی طی یک سال و نیم گذشته بارها و بارها با تاختن بر صدا و سیما، تلاش کرده اند تا با ایجاد فشار بر آن بسترساز پخش برنامه های مورد نظر خود شوند، مسئولان رسانه ملی نه تنها نباید در برابر این فشارها تسلیم شوند بلکه دقیقا آنجایی که به نام امام ولی به کام برخی افراد و جریان های سیاسی بهره برداری حزبی- انتخاباتی می شود، بازتاب رسانه ای آن برای افکار عمومی را برعهده نگیرد.
 
لازم به ذکر است در این همایش هاشمی حرفهای معناداری بر زبان آورده است که خلاصه ای از فیلم آن را مشاهده می فرمایید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 21:0  توسط narsis | 
رجانیوز: سرانجام پس از نزدیک به یک سال غوغاسالاری رسانه های دولتی و برخی مقامات ارشد دولت یازدهم درباره بورسیه های تحصیلی دولت قبل و ادعای غیر قانونی بودن آنها، رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه ای به وزارت علوم اعلام کرد اکثر قریب به اتفاق این بورسیه ها روال قانونی خود را طی کرده اند و این وزارتخانه موظف است نسبت به ادامه دانشجویان اقدام کند.

 
به گزارش رجانیوز، از همان روزهای نخست آغاز به کار دولت یازدهم زمانی که مشخص شد بسیاری از وعده های انتخاباتی مطرح شده اجرایی نیست، رسانه های زنجیره ای با طرح دروغ بزرگی به نام ۳۰۰۰ بورسیه غیر قانونی! مدعی شدند دولت جدید در برابر این مساله ایستادگی کرده و مانع ادامه دانشجویان خواهد شد.
 
همزمان رییس جمهور، وزیر علوم و تعدادی دیگر از مقاماتی دولتی نیز با طرح این مساله افکار عمومی را به سمت و سوی خاصی بردند و جالب آنکه در بسیاری از زمانهایی که دولت  در مذاکرات به بن بست می رسید یا در اجرای وعده های انتخاباتی خود ناکام می ماند، به یکباره این مساله مطرح می شد تا افکار عمومی از مسایل اصلی کشور منحرف شود و دولت در میان مردم «قهرمان» مبارزه با فساد قلمداد شود.
 
اما سرانجام پس از مدتها کش و قوس در این باره و بیان اظهارات موافقان و مخالفان این موضوع در رسانه های مختلف، رییس کمیسیون اصل ۹۰ با انتشار نامه ای خطاب به وزیر علوم اعلام کرد بر اساس بررسی های این کمیسیون، اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان بورسیه به طور کاملا قانونی مشغول به تحصیل شده اند و وزارت علوم موظف به ادامه تحصیل آنهاست.
 
این در حالی است که پیش از این نیز در گزارشی که وزارت علوم قبل از آمدن محمد فرهادی منتشر کرده بوده به صراحت تاکید شده بود که از میان چند هزار دانشجوی بورسیه دولت قبل، تنها ۳۶ نفر از آنها به علت اعلام اطلاعات نادرست به مسئولان وقت، بورسیه شان غیر قانونی است و باید ابطال شود.
 
با این حال در همان گزارش آمده بود که بیش از ۸۰۰ نفر از دانشجویان دیگر به علت مشکلاتی مانند کسری معدل، کبر سن  و... بورسیه شان لغو شده است، اما کمیسیون اصل ۹۰ مجلس اعلام کرده است که تمامی این موراد منطبق با قانون بوده است و وزارت علوم با بررسی جناجی و ناعادلانه، این پرونده ها را منطبق با قانون بررسی نکرده و با ارائه ناقص قانون به افکار عمومی، مدعی غیر قانونی بودن این بورسیه ها شده است، زیرا بر اساس نص صریح قانون بورس، هیچ کدام از این موراد غیر قانونی محسوب نمی شوند.
 
به عنوان مثال اگر دانشجویی معدل دوره کارشناسی اش ۱۲ ولی معدل دوره کارشناسی ارشد اش ۲۰ باشد بر اساس قانون می تواند از بورسیه تحصیلی استفاده کند، زیرا اگر معدل دوره کارشناسی ضرب در عدد ۳ و معدل کارشناسی ارشد ضرب در عدد ۲ و مجموع این دو عدد بالای ۷۵ باشد، مشکل معدل ملغی بوده و بورسیه تحصیلی کاملا قانونی است.
 
این در حالی است که مسئولان فعلی وزارت علوم با علم به این قانون، این مساله را به افکار عمومی اعلام نکرده و مثلا دانشجویی که معدل کارشناسی وی مثلا زیر ۱۴ بوده را بورسیه غیر قانونی اعلام کرده اند در حالی که بر اساس این قانون، اگر همان دانشجو معدل دوره کارشناسی ارشدش به مقداری بالا باشد که طبق فرمول یاد شده، بالای ۷۵ باشد بورسیه اش قانونی است.
 
با این اوصاف پیش بینی می شود در شرایطی که سناریوی نخ نمای «فسادیابی دولت یازدهم»  دیگر با مانور روی دروغ بزرگ ۳۰۰۰ بورسیه غیر قانونی جواب نمی دهد، جدید ترین بازی روانی برای منحرف کردن افکار عمومی تحت عنوان یک فساد یابی جدید به زودی رونمایی خواهد شد! اما سوال جدی این جاست که آیا روزی می شود که بشود  به راحتی درباره برخی پرونده های مالی جنجالی مانند «کرسنت» نیز در رسانه ها مطالب مختلفی منتشر شود یا فقط قرار  است هر چند وقت یک بار برخی موضوعات مانند بورسیه ها و ... به عنوان مصداق فساد یابی دولت یازدهم مطرح شود؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 20:59  توسط narsis | 

اظهارات یونسی درباره تحقق امپراطوری بزرگ ایران در منطقه با واکنش های گسترده و منفی داخلی و بین المللی مواجه شد و تلاش رزمندگان اسلام در کشورهای عراق و سوریه را که با هدف دفاع از حرم اهل بیت صورت می گیرد زیر سوال برد. البته این نخستین بار نیست که مشاور رییس جمهور با اظهارات نسنجیده خود باعث ایجاد تنش می شود و پیش از این نیز اظهارات وی درباره اقوام موجب واکنش های منفی در داخل شده بود.

 

اظهارات اخیر علی یونسی درباره احیای امپراطوری در فلات ایران و به پایتختی بغداد برای وی دردسرساز شد و او را به دادگاه ویژه روحانیت کشاند.

 

به گزارش رجانیوز ، خبرگزاری رسا در خبری آورده است: علی یونسی مشاور رییس جمهور در امور اقوام برای ادای توضیحاتی درباره اظهارات اخیرش از سوی دادستان ویژه روحانیت به دادگاه ویژه احضار شد

 

علی یونسی روز یکشنبه ۱۷ اسفند در «همایش بزرگ هویت ایرانی» در «مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن» با بیان اینکه « در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم گذشته.» افزود: «چرا که جغرافیای ایران و عراق غیر قابل تجزیه است و فرهنگ ما غیر قابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا یکی شویم

 

دستیار ویژه حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های مذهبی در ادامه با تأکید بر این‌که «از منافع مردم منطقه دفاع می‌کنیم چرا که همه آنها مردم ایران هستند»، افزود: «همه کسانی که در فلات ایران زندگی می‌کنند مورد حمایت ما خواهند بود و از آنها در برابر خطر تحجر اسلامی، تکفیر و الحاد، سلطه عثمانی جدید، سلطه وهابیت، سلطه غرب و صهیونیستم دفاع می‌کنیم

 

وی در ادامه سخنان خود گفت که «ایران از زمان تولد جهانی بوده‌است و به صورت یک امپراطوری متولد شده‌است» وی به اظهارات اخیر نخست‌وزیر اسرائیل نیز اشاره کرده و گفت: «نتانیاهو صریحاً اعتراف به عظمت و نفوذ ایران کرده‌است و گرچه مدعی شده ایران ۴ کشور منطقه را بلعیده‌است اما ایران تلاش بر کمک به این کشورها داشته‌است.» بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز دوشنبه ۲۷ بهمن گفته‌بود که "امپراطوری ایران" در حال احیا است».

 

بیان چنین سخنانی از فردی که در سال‌های نه چندان دور سکان هدایت یکی از مهمترین نهادهای امنیتی کشور را برعهده داشته است، بعید بود  سخنان نسنجیده دستیار ویژه روحانی درحالی که وی در دولت اصلاحات سمت وزارت اطلاعات را عهده دار بود با توجه به اوضاع بشدت بحرانی این روزهای منطقه و به اوج رسیدن تقابل محور مقاومت با تروریست‌ها و حامیان منطقه‌ای آنها به ویژه در تکریت، بهانه‌ای برای تبلیغات ضد ایرانی رسانه‌ها و شبکه‌های غربی و عربی تبدیل شده است همچنین موجب واکنش شدید مقامات کشور عراق علیه جمهوری اسلامی ایران شد.

 

در داخل کشور نیز نمایندگان مجلس و کارشناسان منطقه به اظهارات یونسی واکنش نشان دادند.

 

در همین راستا ۱۰۹ نفر  از نمایندگان مجلس با امضای "تذکر کتبی" از حسن روحانی خواستند  به دلیل تکرار اظهارات حاشیه ساز از سوی علی یونسی رئیس جمهور حکم به عزل وی بدهد.

در بخشی از تذکر کتبی نمایندگان آمده است:

آقای یونسی دستیار ویژه جنابعالی در امور اقوام و ادیان از زمان شروع به کارشان در این جایگاه مهم بارها با مواضع نسنجیده و اقدامات اختلاف‌برانگیز و برنامه‌های تفرقه‌ساز امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را مورد تهدید قرار دادند.... جمعی از نمایندگان مجلس مصرّانه از جنابعالی می‌خواهند با توجه به روحیه تذکرناپذیر آقای یونسی و اصرار وی بر ادامه این مواضع ناپسند و حساسیت سیاست‌های داخلی و خارجی ناشی از مواضع مسئولان جمهوری اسلامی ایران از شما می‌خواهند آقای یونسی را از این جایگاه عزل کنید و اجازه ندهید این مواضع نسنجیده و بحران‌آفرین ادامه یابد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:33  توسط narsis | 

 

عزاداري براي اهل بيت(علیهم السلام) يك شعار سراسر شعور و از افضل وسايل تقرّب به خداوند تعالي است كه در آن، هم تولّي و هم تبرّي نهفته است. و اين شعار بزرگ براي حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت سيّد الشّهداء علیه السلام به جهات خاصّ، بايد هر چه باشكوه‌تر برگزار گردد .

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه» به مناسبت ایام فاطمیه بخشی دیگر ازپرسش ها وپاسخ های آیت الله العظمی مظاهری درخصوص حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)  که درکتاب اندیشه های ناب به چاپ رسیده را منتشرمی کند.

  * از زيارات حضرت زهرا (سلام الله علیها)، كداميك معتبرتر است؟

  زيارتي را كه محدّث قمي عليه الرّحمه در مفاتيح الجنان در اعمال روز سوّم جمادي الثّاني نقل فرموده‌اند، در حالي ‌كه از حيث لفظ كوتاه است، لكن بسيار پرمحتوا و عميق و از نظر سند و دلالت، در كمال اعتبار است.

* اينكه قسمتي از شبانه روز يا روزي از هفته به نام حضرت زهرا (سلام الله علیها) مي‌‌باشد، چه حكمتي دارد؟

  در رواياتي وارد شده است كه ايّام هفته هر يك به نام يكي از حضرات معصومين(علیهم السلام) است و لذا زيارات و نمازهاي مخصوصه براي آن وارد شده كه علماء و محدثين بزرگ در كتاب‌هاي خود نقل‌ فرموده‌اند. و حكمت اين مسائل آن است كه در هر روز و ساعتي، قلب و دل و ذهن و فكر ما به ياد آن بزرگوران معطّر و منوّر باشد و به‌ اين وسيله، از عنايات و فيض الهي‌ و هدايت‌هاي آنان برخوردارگشته و از معصيت‌ها و خطاها در امان قرار بگيريم.

* صلوات حضرت زهرا (سلام الله علیها) داراي چه اهميّتي است؟ و عبارت «سرّ مُستَودَع» يعني چه؟

 اين صلوات، نزد بزرگان به ويژه اهل سير و سلوك و معنا، داراي اهميّت بسيار است، مخصوصاً ختم آن صلوات، كه 135 مرتبه به عدد كلمة «فاطمه» به حروف ابجد است. و مراد از «سرّ مستودع» در آن صلوات، حضرت وليّ الله الاعظم مهدي موعود«ارواحنا‌فداه» است.

 * طريقة صحيح نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها)را بيان فرماييد؟

  آنچه را محدّث قمي  در «مفاتيح الجنان» آورده‌اند، بسيار خوب است . 

* اينكه بعضي در خواب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را زيارت كرده‌اند و مشاهده نموده‌اند هنوز تورّم بازو بهبود نيافته است، يعني چه؟

  خواب، حجّت نيست؛ لكن مسلّم است كه مظلوميّت آن بزرگوار، بالاست و تا زماني كه با الطاف الهي به وسيلة‌ ظهور منتقم آل محمّد(علیه السلام)، حضرت مهدي موعود«عجّل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشّريف» دشمنان آن حضرت منكوب نشوند، وجود مقدّس ايشان غمناك است .

 - منشأ اختلاف زمان شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)در چيست؟ به‌‌ نظر حضرتعالي كدام زمان معتبرتر است؟

 ظاهراً چون لفظ هفتاد و نود در زبان عربي شبيه به همديگر نوشته مي‌شود «سبعون و تسعون»، لذا دو گونه نقل مشهور در خصوص زمان شهادت آن بزرگوار شده است: يكي هفتاد و پنج روز بعد از وفات نبيّ مكرّم  و يكي نود و پنج روز، يعني سيزدهم جمادي الاولي و سوّم جمادي الثّاني .و به نظر اينجانب بنا بر قرائني، شهادت آن حضرت در سوّم جمادي الثّاني واقع شده و روايت صحيح السّند هم بر آن دلالت دارد .

 - چرا براي شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)عزاداري ده روزه (دهة فاطميّه) برگزار مي‌شود؟

 عزاداري براي اهل بيت(علیهم السلام)يك شعار سراسر شعور و از افضل وسايل تقرّب به خداوند تعالي است كه در آن، هم تولّي و هم تبرّي نهفته است. و اين شعار بزرگ براي حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت سيّد الشّهداء  به جهات خاصّ، بايد هر چه باشكوه‌تر برگزار گردد؛ زيرا وجود مقدّس حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، اسوة‌ دفاع از ولايت و امامت است و وجود مقدّس امام حسين ، اُسوة‌ دفاع از عدالت و آزادي و آزادگي و قيام عليه ظلم و ستم است؛ قال الله تعالي:]وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ[ .

 - آيا اقامة مجالس عزا و جشن در ايّام شهادت و ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیه)ضرورت دارد؟

  اقامة اين مجالس، علاوه بر اين‌که از مصاديق روشن و بارز تعظيم شعائر الهي است: ]وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ[.از افضل موجبات تقرّب به آن حضرات است؛ زيرا اين مجالس، توسّل به آن بزرگواران محسوب مي‌شود و مورد تأکيد ائمّة اطهار(علیهم السلام) بوده است و چنانکه آنان فرموده‌اند: بايد در عزاي آنان عزادار و غمناك باشيم و در سرور آنان هم شادمان و فرحناك باشيم .

 - آيا برپايي بعضي از مجالس که همراه با برخي از اعمال خاصّ و نامتعارف و به بهانة «عيد الزّهراء» در بعضي از ايّام سال مي‌باشد، صحيح بوده و مستندِ شرعي دارد؟ و آيا اين‌گونه امور، بر خلاف وحدت بين مسلمين نيست؟

 اين‌گونه امور، که ً‌ابزار و بهانه‌اي براي دشمنان اسلام در جهت ايجاد اختلاف بين مسلمين و نيز بهانه‌اي براي وهن دين و اهانت به شيعيان و مذهب تشيّع شده است، نبايد انجام شود، و براي اظهار ارادت و تولّي به حضرت صدّيقة طاهره (س) و‌تبرّي از دشمنان غاصب و فاسق ايشان، بايد به ساحت مقدّس آن حضرت توسّل شود و در مجالس، زيارات ايشان و زيارت شريفة عاشورا كه از افضل زيارات است، خوانده شود و بايد بدانيم که ثواب و پاداش حفظ وحدت بين مسلمين در روايت‌هاي اهل‌بيت(علیهم السلام) ره‌اندازه‌اي است كه شركت در نماز جماعت مخالفين، همانند شركت در نماز رسول گرامي تلقّي شده ، ولي متأسّفانه اين وحدتِ مورد تأكيد قرآن و سنّت،‌آن‌گونه‌كه لازم است رعايت نمي‌شود و همين امر موجب بهره‌برداري و تسلّط دشمنان شده است.

 - اينكه فرموده‌اند: «سلمان از ما اهلبيت است» آيا موجب محرميّت سلمان با حضرت زهرا (سلام الله علیها) مي‌باشد؟

 فرمودة رسول اكرم ص تنزيل و كنايه است، كه براي بيان عظمت مقام و درجة حضرت سلمان عليه‌الرّحمة‌والرّضوان، فرموده‌اند و ربطي به مَحرميّت ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:23  توسط narsis | 
اعتدال یعنی یونسی، یونسی یعنی اعتدال!فرهنگ نیوز: علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی است. آن چه از این سمت طولانی برمی‌آید، آن است که وی باید به‌دنبال ایجاد وحدت میان همه ایرانیان خصوصاً اقلیت‌های دینی و قومی و مذهبی گام بردارد اما ظاهراً وی توجه چندانی به وظیفه ذاتی جایگاه خود نداشته و تحت تأثیر جریانات فکری خاصی قرار دارد.

علی یونسی و نماد شیر و خورشید

علی یونسی که در کارنامه خود سابقه تصدی وزارت اطلاعات را هم دارد، سریالی از حواشی را در سمت تازه خود، برای دولت "تدبیر و امید" به‌بار آورده است. در این بین اما اظهارات وی درباره "نماد شیر و خورشید" یادآور ماجرای انحرافی طرح "مکتب ایرانی" از سوی اسفندیار رحیم مشایی در دولت "محمود احمدی نژاد بود".

اردیبهشت سال ۹۳ در حالی که عمر روی کار آمدن دولت جدید به یک‌ سال نرسیده بود، حجت‌الاسلام علی یونسی دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی با سخنان حاشیه‌ساز خود به تیتر یک روزنامه‌ها تبدیل شد. وی در سخنان خود از مزایای نماد "شیر و خورشید" سخن گفت و تصریح کرد که اگر وی اختیار داشت، ترجیح می‌داد نماد هلال احمر را تغییر دهد و "شیر و خورشید" را جایگزین آن کند! بلافاصله بعد از انتشار سخنرانی یونسی، رسانه‌های ضدانقلاب نیز با ذوق‌زدگی به بازتاب سخنان وی پرداختند؛ سایت گویا سخنان یونسی درباره بازگشت نماد شیر و خورشید را «باور نکردنی» توصیف کرد و نوشت: «برای بیان چنین سخنانی در متن جمهوری اسلامی٬ گوینده باید در جایگاهی همانند جایگاه علی یونسی نشسته باشد.» بر‌خلاف ذوق‌زدگی رسانه‌های ضدانقلاب، در داخل کشور این سخنان بهت و تعجب بسیاری از افراد، اعم از شخصیت‌های سیاسی و مردم عادی را در پی داشت و اعتراضات فراوانی را در پی داشت.(1)

نتیجه تأسف‌آور این اظهارنظر سئوال‌برانگیز علی یونسی، شادمانی و استقبال گسترده رسانه‌های معاند جمهوری اسلامی ایران بود.(2)

البته نکته جالب در این سخنان عجیب دستیار رییس‌جمهور، عدم توجه وی به یک حقیقت واضح است. حقیقتی که در تاریخ انقلاب ثبت شده و نشان می‌دهد که حذف نماد شیر و خورشید به دستور امام‌خمینی(ره) انجام شده است و به همین سبب بسیاری از دلسوزان انقلاب، تذکرات جدی به رییس‌جمهور دادند.(3)

علی یونسی و جدیدترین ماجرایش

در روزهای پایانی سال 93 اما علی یونسی بار دیگر خبرساز شد. وی سخنانی باورنکردنی برزبان آورد و گفت: «امپراتوری ایران به پایتختی بغداد در حال شکل‌گیری است!»(4)

اینکه اصولاً ایشان در چه جایگاهی قرار گرفته که اجازه دارد این‌گونه جملات بحران‌آفرینی را بیان کند، خود جای سئوالی اساسی است اما واکنش‌های خارجی و داخلی این حرف نابجا حکایتی بس طولانی و تأسف‌آور را پیش چشمان همه دلسوزان ایران اسلامی قرا می‌دهد.

نتیجه سخنان غیرمسئولانه یونسی این بود که وزارت خارجه عراق به به‌عنوان نزدیک‌ترین متحد کشور ما در میان ممالک عربی، سخنان یونسی را رسماً محکوم می‌کند(5) این اتفاق در حالی روی می‌دهد که جهان استکبار با همه توان برای ایجاد تفرقه بین ملت ایران و عراق کوشش می‌کند و منطقاً تمامی مسئولان کشور خصوصاً اهالی دولت اعتدال باید در راستای خنثی‌سازی توطئه دشمنان دو ملت مسلمان ایران و عراق گام بردارند.

متأسفانه عراقی‌ها از سخنان نسنجیده "یونسی" برآشفتند که البته ناراحتی آنها هم قابل درک است. در ادامه واکنش‌های مسئولان عراقی، وزیر خارجه عراق "ابراهیم جعفری" گفت: «عراق به هیچ دولت و کشوری اجازه نداده و نخواهد داد که حاکمیتش را نقض کند.»(6) نکته منفی در این بیانات آن است که وی یکی از نیروهای علاقه‌مند به افزایش رابطه با ایران است اما سخنان یونسی سبب شد تا وی نیز واکنش تندی از خود نشان بدهد.

در ادامه اما بعضی رسانه‌های منطقه غرب آسیا که ارادتمند آل‌سعود بوده و مستقیم و غیرمستقیم از حکام نه‌چندان خوشنام عربستان تغذیه می‌شوند، با همه توان کوشیدند تا پروژه ایران‌هراسی را با هدف دور کردن مردم کشورهای همسایه از ایران را پیش برده و اهداف پلید خود را پیگیری کنند. محور اصلی تبلیغات آنها نیز، سخنان غیرقابل قبول یونسی با موضوع ایجاد امپراتوری ایران به مرکزیت بغداد بود.

رفتارهای دستیار رییس‌جمهور باعث بروز پرسش‌های بی‌شماری می‌شود. آیا یونسی نمی‌داند که سخنانش به‌پای دولت اعتدال نوشته می‌شود؟ آیا وی اطلاع ندارد که ناظران خارجی، خطاهای اهالی دولت یازدهم را به‌پای جمهوری اسلامی ایران ثبت می‌کنند؟  

یونسی و انحراف و باقی قضایا

آنچه در این ماجرا بیش از همیشه به چشم می‌آید، تکرار سخنانی شبیه حرف‌های "مشایی" از زبان دستیار رییس‌جمهور "حسن روحانی" است. وی حرف‌هایی بر زبان آورده که چیزی نیست جز تکرار نظرات "جریان انحرافی". این یک واقعیت است که سخن گفتن از ایران باستان، امپراتوری ایران و نظایر آن، بی‌شباهت به بزرگ‌نمایی اغراق‌آمیز نام کوروش توسط چند عضو معدود دولت "احمدی‌نژاد" نیست.

یونسی طلبکار شد

اینکه علی‌یونسی چرا و چگونه اجازه حضور در دولت یازدهم را یافته است، چندان مشخص نیست. از سوی دیگر شاهدیم که وی آزادانه سخنان مسأله‌ساز را تکرار می‌کند و دولت و اعضایش هم درصدد توجیه حرف‌های او برمی‌آیند.

 در همین راستا مرضیه افخم به عنوان سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ یک خبرنگار عراقی گفت: « آنچه که از سوی مشاور محترم رییس جمهوری اسلامی ایران مطرح شده و ایشان نیز مجددا با شفافیت بیشتری تصریح کرده اند، تنها تأکید بر پیوستگی عمیق و غیرقابل تفکیک تمدنی و فرهنگی بین ملت ایران و عراق بوده است!»(7)

البته محمدرضاصادق مشاور رسانه‌ای "حسن روحانی" هم در سخنانی وارد عرصه دفاع از سخنان علی یونسی شد تا یکی دیگر از مدافعان وی در دولت یازدهم باشد. صادق از یک‌سو گفت که سخنان علی یونسی تحریف شده و اصل حرف وی چیز دیگری بوده است و از سوی دیگر هم گفت که از علی یونسی خواسته است که سخنانش را تکذیب کند!(8)

متأسفانه واکنش علی یونسی به تذکر مشفقانه مجلس و فعالان سیاسی هم به‌شدت عجیب و باورنکردنی بود. وی گفت: «متاسفانه دوستان در داخل مسئله را  جناحی و سیاسی کرده‌اند  در صورتیکه این  منافع جمهوری اسلامی است، حالا به دلیل اینکه این حرف‌های اساسی را من گفتم نباید حرف و هدف را مخدوش و صحبت‌های من را تحریف کنند و به خاطر دشمنی با من نباید با منافع ملی دشمن شوند»(9)

آنچه مسلم است مشی دولت یازدهم در حمله به عناصر داخلی و فعالان سیاسی خصوصاً منتقدان، این‌بار در سخنان عجیب "علی یونسی" متبلور شده است.

دسته‌گل بعدی "علی یونسی" چه خواهد بود؟
دفع خطر احتمالی در هر شرایطی، حکمی برآمده از خرد و نشانه تدبیر است. سخت نیست پیش‌بینی این امر که "علی یونسی" با تفکراتی که تاکنون از خود بروز داده است، دیر یا زود بار دیگر خبرساز خواهد شد. کسی که درباره "پرچم شیر و خورشید" اقدام به بیان سخنان غیرقابل قبول می‌کند و بدون رعایت مصالح ملی و دینی، جملاتی غلط‌انداز درباره نوع ارتباط ایران با مردم مسلمان عراق را در تریبونی عمومی بیان می‌کند، چرا باید باز هم در این جایگاه باقی بماند؟ با چنین روندی باید منتظر باشیم و ببینیم وی چگونه سایر خطوط ممنوعه و هنجارهای ملی و دینی را بی‌محابا رد کرده و چالشی جدید برای کشور و به‌تبع آن برای دولت موسوم به "اعتدال" ایجاد می‌کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:43  توسط narsis | 

 

در حالی که سخنان غیرمسئولانه مشاور رئیس جمهور موجی از واکنش های ضد ایرانی در در پی داشته است، دولت فقط در صدد توجیه این سخنان برآمده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:42  توسط narsis | 
 

فرهنگ نیوز - مهدی مهدیان: شکی نیست که سال 93 یکی از پربارترین و موفق ترین سال های مدیریت دستگاه قضائی کشور بوده است. این در حالی است که اثبات این ادعا تنها با اشاره به ورود قاطعانه قوه قضائیه در جریان پرونده اختلاس معروف 3هزار میلیاردی و اعدام سرکرده آن و همچنین محاکمه محمدرضا رحیمی که در کارنامه خود مسئولیت معاون اولی رئیس جهور دولت دهم را هم دارد، ممکن است. اما این پایان افتخارات سال 93 قوه قضائیه نبود، چرا که محاکمه آقازاده جنجالی یعنی «م-ه» و صدور حکم به دور از هیاهو ها و تحت تاثیر قرار گرفتن از سوی حامیان مفسدین اقتصادی را می توان به عنوان تکمیل کننده پازل مقابله با مفسدین اقتصادی توسط این قوه مستقل جمهوری اسلامی ایران دانست.

مردم منتظر اجرای حکم «م-ه» هستندطبق اعلام برخی رسانه ها، شنیده ها حاکی از آن است که «م-ه» آقازاده جنجالی به واسطه سه اتهام در پرونده‌اش که بررسی آن 28 جلسه به طول انجامید، مجموعاً به 15 سال حبس محکوم شده است این در حالی است که در جریان رسیدگی به پرونده بسیاری از حامیان وی، «م-ه» را بی گناه می دانستند. اما این حکم عملا خط بطلانی بر همه گمانه زنی های افرادی بود که سعی داشتند این آقازاده را بی گناه جلوه دهند.

در طول مدتی که قوه قضائیه به وسیله قضات خبره در حال رسیدگی به پرونده سنگین «م-ه» بود بارها توسط مسئولین عالی دستگاه قضا اعلام شد که فشارهای زیادی از طرق مختلف به قوه قضائیه درباره این پرونده وارد می شود اما همواره این قوه در تلاش بود تا به دور از تاثیرپذیری از فشارها به کار خود و روند محاکمه ادامه دهد که عملا این اتفاق افتاد تا امیدها مجددا در دلهای پابرهنگان و کوخ نشینان تشنه عدالت روشن تر از گذشته شود.

محاکمه «م-ه» و صدور حکم و اجرای آن این روزها به یکی از خواسته های جدی مردمی از قوه قضائیه تبدیل شده بود که با توجه به دربرگیری وسیع آن در جامعه بسیاری از مردم چشمانشان به صدور حکم و مهمتر از آن اجرای قاطعانه آن است. این روزها یکی از پرسشها و دغدغه جدی مردم این بود که چرا آقازاده ها در جمهوری اسلامی ایران در برابر عدالت نسبت به افراد عادی جامعه یکسان نیستند؟ پرسشی که اعلام این حکم حداقل بخشی از پاسخ آن بود و مطمئنا پاسخ قاطعی بود به حامیان این شخص متهم که وی را بی گناه می دانستند و حتی بعضا اعلام می کردند که «م-ه» تبرئه می شود.

اما جدا از این بحث حکم صادر شده توسط قوه قضائیه از طرق دیگری هم قابل بررسی است:

اول اینکه با توجه به جهانی بودن بخشی از اتهام وارده به «م-ه» درباره پرونده استات اویل و کرسنت که پای کشورهای خارجی را هم به این پروژه فساد باز کرده بود، این پرونده رنگ و بوی جهانی گرفته بود. با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران که یکی از دلایل محکم برپایی آن اجرای عدالت بود، با صدور حکم و قطعا اجرای آن می تواند همه نقشه های جهانی را بر علیه جمهوری اسلامی ایران در باب ناتوانی در برخورد با مفسدین داخلی را نقش بر آب کند.

دوم اینکه این پیام برای حامیان داخلی مفسدین قابل شنیدن است، پیامی که اگر چه همواره در جامعه اسلامی ایران قابل شنیدن بود اما از آنجایی که گوش این افراد به رسانه های غربی و دشمن جمهوری اسلامی ایران بود عملا شنوایی خود را به منظور دریافت این گونه پیام های ضد فساد جمهوری اسلامی از دست داده بود.

سوم اینکه، بدون شک ملت ایران مهمترین پشتوانه نظام ایران هستند که بارها و بارها این ادعا را در مناسبت های مختلف و در شرایط حساس به اثبات رساندند و از آنجایی که مبارزه با فساد یکی از مهمترین مطالبه آنها از نظام و قوه قضائیه بوده است، مطالبه ای که عملی شدن آن شاید دیرو زود شد اما سوخت و سوز نداشت؛  اجرای این حکم می تواند موجب دلگرمی آنها و همچنین مستحکم تر شدن آنها به منظور حمایت از کشور و نظام شود.

اما نکته پایانی اینکه در زمان اقامت «م-ه» در لندن، مردم از بازگشت وی به کشور و دستگیری آن حتی به صورت موقت نا امید بودند، اما این اتفاق افتاد و در ادامه وقتی که این آقازاده با وثیقه ده میلیاردی به طور موقت آزاد شد برخی از مردم بر این باور بودند که وی هرگز محاکمه نمی شود و به همین روند شرایط وی ادامه خواهد داشت. اما وی محاکمه هم شد تا همه نگاه ها به این باشد که آیا قوه قضائیه به منظور صدور حکم و اعلام آن تحت تاثیر حامیان این مفسد اقتصادی قرار می گیرد یا خیر که عملا می توان گفت قوه قضائیه و قاضی پرونده سرافرازانه تحت تاثیر این هیاهوها قرار نگرفتند.

اما در مرحله آخر که اجرای حکم است عملا شرایط حساس تر از گذشته است چرا که اجرای دقیق حکم عملا مرحله نهایی برخورد قاطعانه قوه قضائیه با مفسدین اقتصادی است. همانطور که با قاطعیت حکم نهایی محمدرضا رحیمی یکی از خطوط قرمز رئیس دولت دهم اجرا شد، حکمی که شاید خیلی ها در زمان معاون اولی وی حتی در خواب هم نمی دیدند، اما این حکم اجرا شد تا عملا اجرای حکم «م-ه» و دیگر آقازاده‌ها و مفسدین دور از ذهن ملت ایران که همواره تشنه عدالت بودند نباشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:41  توسط narsis | 
 

 

فرهنگ نیوز، سی و ششمین جلسه سینما روایت به اکران و بررسی فیلم سینمایی «تک تیرانداز آمریکایی» هالیوود از بت‌من و سوپرمن تا آمریکایی‌های واقعیساخته کلینت ایستوود محصول سال 2014 سینمای آمریکا اختصاص داشت. این فیلم بر اساس داستان زندگی مشهور ترین تک تیرانداز ارتش آمریکا که در عراق چندین نفر را به قتل رسانه، ساخته شده است. در جلسه نقد و بررسی این فیلم سعید مستغاثی و عباس کریمی عباسی به عنوان کارشناس منتقد حضور داشتند و رسول شادمانی کارشناس و مجری برنامه بود.

انتقاد مقام معظم رهبری از تک تیر انداز آمریکایی

در ابتدای نشست نقد و بررسی فیلم«تک تیرانداز آمریکایی»، رسول شادمانی ضمن معرفی کوتاهی از فیلم و با بیان اینکه کلینت ایستوود این فیلم را بر اساس زندگی «کریس کایل» تک تیرانداز ارتش آمریکا ساخته است، «تک تیرانداز آمریکای» را فیلمی مهم عنوان کرد که توانسته است در 6 عنوان جوایز آکادمی اسکار نامزد دریافت جایزه شود. شادمانی افزود:«تک تیرانداز آمریکایی» منتقدان زیادی داشته و دارد و از جمله نظر مقام معظم رهبری است که فرمودند این فیلم برعلیه مسلمانان ترویج خشونت می کند. مجری نشست سپس از عباس کریمی عباسی خواست تا درباره سینمای کلینت ایستوود صحبت کند.

تفکر ایستوود استفاده از خشونت برای از بین بردن خشونت

عباس کریمی عباسی روزنامه نگار و منتقد سینما ابتدا با بیان تاریخه کوتاهی از فعالیت های سینمایی کلینت ایستوود کارگردان «تک تیرانداز آمریکایی» با بیان اینکه وی در ابتدای دوران بازیگری اش از سوی یک تهیه کننده سینما با عنوان«جوجه اردک زشت» خطاب شده است، گفت: حالا این جوجه اردک زشت به یکی از پرکارترین و موثرترین کارگردانان سینمای آمریکا تبدیل شده است. کسی که در دوران بازیگری یکی از بهترین بازیگران سینمای وسترن به شمار می رفت و آثار ماندگاری مانند «به خاطر یک مشت دلار» و «خوب، بد، زشت» را بازی کرده و در مقام کارگردانی فیلم ضد وسترن «نابخشوده» را ساخته است.  

کریمی با تقسیم سینمای ایستوود به چند بخش افزود: در بخش اول کلینت ایستوود بازیگری است که در فیلم هایش به خصوص در «هری کالاهان» معتقد است باید برای از بین بردن خشونت از خشونت استفاده کرد یعنی همان چزی که جرج بوش در سال 2001  و بعد از حادثه 11 سپتامبر گفت و سیاست دولت آمریکا است. در بخش دوم ایستوود به کارگردانی روی می آورد و فیلم هایی مانند «پل های مدیسون کانتری» و«عزیز میلیون دلاری» را ساخت. این کارگردان هالیوودی فیلم هایی را کارگردانی کرد که هر کدام مضامین خارق العاده ای در هالیوود داشتند و شاید برای نخستین بار «مثلث عشقی» در سینمای ایستوود مطرح شد، موضوعی که تا چند سال در سینمای ایران داغ بود. در بخش سوم ایستوود به سمت فیلم های به شدت ملی گرا رفت و درباره تاریخ آمریکا و قهرمانان آمریکایی به فیلمسازی پرداخت، «نامه هایی از ایوجیما» و« پرچم های پدران ما» از جمله آثار این بخش هستند. در این دوران ایستوود تلاش می کند از نماد های ملی آمریکا به خصوص پرچم این کشور در فیلم هایش استفاده کند.

چرا «تک تیرانداز آمریکایی» شکست خورد؟

شادمانی این سوال را از کریمی پرسید که چرا با وجود اینکه «تک تیرانداز آمریکایی» فارغ از محتوای آن فیلم خوش ساختی است و در 6 رشته نیز نامزد اسکار شده بود، فقط یک جایزه گرفت؟ کریمی در پاسخ با اشاره به اینکه در هر 6 رشته ای که فیلم کلینت ایستوود در آن نامزد شده بود، فیلم های بهتری نیز وجود داشتند، وجود حاشیه ها را در عدم موفقیت این فیلم بی تاثیر ندانست و با اشاره به مخالفت های صورت گرفته درباره این فیلم و ترویج خشونت در آن، یکی از دلایل عدم توفیق «تک تیرانداز آمریکایی» را ترس از باب شدن این نوع فیلم ها دانست که در آن خشونت و کشتار توجیه می شود.

کلینت ایستوود از کارگردانی شجاع تا سفارشی ساز

در ادامه نشست سعید مستغاثی با بیان اینکه از ساخت چنین فیلم سفارشی توسط ایستوود شگفت زده شده است، گفت: کلینت ایستوود سینمای خود را از فیلم های وسترن شروع کرد و در طول دوران کارگردانی اش نشان داد که فیلمسازی شجاع است. وی در فیلم «جی ادگار» به زندگی موسس «FBI» پرداخت و فساد چند رئیس جمهور آمریکا را  شجاعانه به تصویر کشید اما بلایی بر سر ایستوود آوردند که تا چند سال حتی یک فیلم هم نتوانست بسازد.

مستغاثی «تک تیرانداز آمریکایی» را یک وسترن جنگی نامید که در آن به گاوچران بودن کریس کایل اشاره شده است. این منتقد سینما افزود: ژانر وسترن اساسا یک ژانر نژادپرستانه است، زمانی سرخ پوست ها در آن بد بودند و اکنون اعراب و مسلمانان. مستثغاثی گفت: به نظر من کلینت ایستوود در سن 84-85 سالگی با ساخت این فیلم دست به یک انتحار زده است. وی افزود: سینمای آمریکا در چند سال اخیر به سمت فیلم های سفارشی رفته و همین امسال  اگر فیلم «Exodus» را در مقابل فیلمی مانند «10 فرمان» بگذاریم می بینیم هیچ کدام از چالش هایی که حضرت موسی (ع) با آن روبرو بوده در این فیلم نیست و کاملا استرلیزه شده است.

سبک زندگی اساس سینمای آمریکا

شادمانی با طرح این موضوع که جامعه آمریکا هیچ گاه قهرمان واقعی نداشته و هالیوود به سمت قهرمان سازی کاذب برای آمریکایی ها رفته است، گفت: عاقبت این قهرمان های دروغین به جایی می رسد که سربازی جانی به عنوان قهرمان معرفی می شود و مخاطب آن را قبول نمی کند، این نشان می دهد که دیگر هالیوود در قهرمان سازی موفق نیست. مستغاثی نیز در این باره گفت: اساس سینمای آمریکا را قهرمان ها و قهرمان سازی تشکیل داده است. اما امسال آنچه که با سال های گذشته تفاوت داشته این است که سینمای آمریکا به جای قهرمانان غیر واقعی مانند «بت من» و «سوپرمن» این بار به سراغ شخصیت های واقعی رفته است. افرادی که در آمریکا زندگی می کنند، در جامعه آن بزرگ شده اند و سبک زندگی آمریکایی دارند. آمریکایی تلاش می کنند سبک زندگی آمریکایی را با تمامی خوبی ها و بدی هایش به نمایش بگذارند. آنها از گذشته نیز تلاش کرده اند تا سبک زندگی خود را در فیلم هایشان به نمایش بگذارند. چیزی که در سینمای ما غایب است و امسال در جشنواره فیلم فجر 90 درصد فیلم ها هیچ نشانه ای از سبک زندگی ایرانی- اسلامی نداشتند.

درسی که ایستوود به کارگردانان سینمای دفاع مقدس داد

در ادامه مجری نشست نقد و بررسی فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» از کریمی خواست تا درباره مسائل فنی این فیلم توضیحاتی را بیان کند. این منتقد سینما با بیان اینکه «تک تیرانداز آمریکایی» با سایر فیلم های ایستوود متفاوت است، گفت: کارگردان در این فیلم از یک ساختار کاملا کلاسیک استفاده کرده است. برعکس فیلم «سقوط شاهین سیاه» که کارگردانش تلاش کرده بود با استفاده از تکنیک دوربین روی دست فضای هیجانی را به مخاطب انتقال دهد و به نظرم یکی از بهترین فیلم های جنگی به شمار می رود، اما ایستوود در این فیلم از ریل و کرین استفاده کرده و با مدیوم شات های آمریکایی تلاش کرده تا سبک زندگی آمریکایی را به نمایش بگذارد. کریمی افزود: مشابه فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» را می توان آثار متعددی در سینمای جهان نام برد  که دو فیلم بسیار برجسته آنها «دشمن پشت دروازه های شهر» و «تک تیرانداز» است. این منتقد سینما افزود: به نظر می رسد که فشار های سیاسی در پشت ساخت چنین فیلمی وجود داشته است اما ایستوود با وجود ساخت یک اثر سفارشی آن را با کمال دقت و توجه ساخته است. اگر قرار است از کل فیلم تنها یک نکته را یاد بگیریم این است که در سینمای دفاع مقدس هم اگر می خواهیم کار سفارشی انجان دهیم آن را به درستی انجام دهیم. کریمی یکی از نکات بارز این فیلم را عدم دست کم گرفتن دشمن عنوان کرد و گفت: در سینمای دفاع مقدس شاهد بودیم که دشمن دست کم گرفته می شود چیزی که در سینمای پروپاگاندای اروپا درباره جنگ جهانی دوم وجود دارد و سرباز های آلمانی به راحتی کشته می شوند، اما در «تک تیرانداز آمریکایی» دشمن سرسخت و هوشمند نشان داده می شود تا تماشاگر به ارزش کاری که قهرمان فیلم انجام می دهد پی ببرد.

ضدیت با مظاهر اسلام از «جن گیر» تا « تک تیرانداز آمریکایی»

سعید مستغاثی در پاسخ به پرسشی درباره ضدیت این فیلم با اسلام  و ایران گفت: تا جایی که در خاطرم هست 2 فیلم تاکنون با صدای اذان که اذانش حالت رعب آوری داشته است آغاز شده اند. ابتدا جن گیر در سال 1973 و دومی تک تیرانداز آمریکایی در سال 2014، چنانچه در جن گیر هم می بینیم گفته می شود که باید رفت و شیطان را در لانه اش سرکوب کرد تا به سراغ فرزندان ما نیاید. این دقیقا تفکر دولت آمریکا است که می گوید باید در دنیا جنگ به راه انداخت تا دشمنانم به خاک من نیایند. این منتقد افزود: در این فیلم باز هم دشمنی با ایران را می بینیم، در یک صحنه ساختگی المیپک در رشته تیراندازی عراق اول و ایران دوم می شود.

مستغاثی افزود: «تک تیرانداز آمریکایی» دست به یک تابو شکنی زده است و در آن کشتار زنان و کودکان که در همه جنگ ها جزو خطوط قرمز به شمار می رود، توجیه شده است و نشان داده می شود اگر کودک یا زنی کشته می شود به خاطر این است که تروریست است.

درخواست نتانیاهو از آمریکا برای چگونه ضربه زدن به ایران

رسول شادمانی در انتهای نشست با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری سال ها است که دغدغه سبک زندگی دارند و آن را در بیانات خود مطرح می کنند، گفت: گویا آمریکایی ها بیشتر از سینماگران ایرانی صحبت های رهبر انقلاب را گوش کرده اند و به سبک زندگی در فیلم هایشان پرداخته اند.

مستغاثی در این زمینه گفت: در سال 2006 سازمان سیا به مناسبت سالگرد تاسیسش اقدام به انتشار اسنادی نمود. در این اسناد نشان داده شده است که در سال 1995 و بعد از دوران جنگ سرد، میان هالیوود و سازمان سیا  همکاری های نزدیکی شکل می گیرد و جلسات مشترکی برگزار می شود. حاصل این جلسات دفترچه ای  به نام «جنگ صلیبی برای آزادی» می شود. در این دفترچه که به توصیه «جان فورد» در اختیار فیلمنامه نویسان قرار می گیرد المان های سبک زندگی آمریکایی بیان شده و از فیلمسازان خواسته می شود که بر اساس این دفترچه به ترویج سبک زندگی آمریکایی در فیلمنامه هایشان بپرازند. برای آمریکایی ها ترویج سبک زندگی خود بسیار مهم تر از هر چیز دیگری است. نتانیاهو در سخنرانی خود که در سال 2002 در کنگره آمریکا کرده است به صراحت از آمریکایی ها می خواهد تا با استفاده از تلویزیون به جنگ جمهوری اسلامی ایران برود. این دقیقا همان ترویج سبک زندگی غربی از طریق شبکه های ماهواره ای است.

این منتقد سینما افزود: متاسفانه ما در سینمایمان هیج توجهی به سبک زندگی نداریم. تنها علی حاتمی بود که در فیلم هایش توانست گوشه ای از سبک زندگی را به نمایش بگذارد اما بعد از او دیگر کسی را نداریم.

لازم به ذکر است در جلسه نقد و بررسی فیلم «تک تیرانداز آمریکایی»، کتاب «فرهنگ فیلم‌های جنگی جهان» نوشته رابرت داونپورت، ترجمه مسعود فراستی از مجموعه کتاب های سینمایی «نشر ساقی» معرفی شد.«فرهنگ فیلم‌های جنگی جهان» فیلمشناخت تولیدات سینمای جهان در چنین ژانری در طول قرن بیستم است. دایرة‌المعارفی سینمایی‌ که بیش از ۸۰۰ فیلم جنگی خارجی را پوشش می‌دهد. رابرت داونپورت که تألیف کتاب را بر عهده داشته بر این باور است که ژانر جنگی یکی از کامل‌ترین ژانرها در سینماست زیرا چنین ژانری برخوردار از مهم‌ترین ویژگی سینما یعنی کشمکش در ابعاد گوناگون است.  

جلسه اکران و بررسی فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» شامگاه یکشنبه 24 اسفند ماه در مجتمع فرهنگی اسوه برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:40  توسط narsis | 
در شرایطی که کمتر از یک روز از انتشار نرم افزار تلفن همراه KHAMENEI.IR شامل آرشیو تمامی سخنرانی ها و پیام های رهبر انقلاب در ۲۵ سال اخیر نمی گذرد که این برنامه کاربردی به برترین اپلیکیشن های خبری فروشگاه مجازی اپل تبدیل شده است.

به گزارش رجانیوز به نقل از مشرق، روز گذشته پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، خبر از رونمایی نرم افزار تلفن همراه KHAMENEI.IR برای سیستم عامل های اندروید و آی.او.اس (اپل) داد.

کاربران در این برنامه می توانند علاوه بر دریافت به لحظه ی آخرین رویدادهای مرتبط با رهبر انقلاب، متن کامل تمامی بیانات، پیام ها، نامه ها و خاطرات ایشان از سال ۶۸ تا امروز را به صورت آفلاین و با قابلیت جستجوی پیشرفته، بر روی گوشی تلفن همراه خود داشته باشند.

دسترسی آسان به محصولات و تولیدات KHAMENEI.IR از جمله پیامک های خبری و تصاویر دیدارها، کلیپ های صوتی و متن زندگی نامه از دیگر امکانات این نرم افزار است.

قرار گرفتن این برنامه در کمتر از ۲۴ ساعت بر روی فروشگاه های مجازی اپل اتفاق نادری است که نشان دهنده تمایل بیش از پیش کاربران مختلف در سراسر جهان برای استفاده از آن است.

کاربران تلفن های همراه اپل از طریق ورود به فروشگاه مجازی این شرکت و کاربران تلفن های همراه مجهز به سیستم عامل اندروید از طریق ورود به برنامه کاربردی بازار می توانند این برنامه را نصب کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:34  توسط narsis | 
 
مزایده دو باشگاه استقلال و پیروزی برای دومین بار هم به دلیل نداشتن مشتری لغو شد. به همین دلیل پیشنهاد می‌شود سازمان خصوصی‌سازی امتیازات ویژه ذیل را بصورت اشانتیون روی این دو باشگاه بگذارد شاید روی زمین نماندند و کسی پیدا شد آنها را بخرد:
 
۱. سازمان خصوصی‌سازی موظف می‌شود ظرف حداکثر یک ماه بالاخره معلوم کند نام این باشگاه پیروزی است یا پرسپولیس!
 
۲. سازمان خصوصی‌سازی ضمانت می‌کند در آینده بیش از یک عضو هیئت مدیره باشگاه پیروزی بصورت همزمان در زندان نباشند! خداییش ضایع است دیگر الان دو نفر با هم در زندان هستند! اگر هم به دلایلی لازم شد بیش از یک عضوشان برود زندان، امیررضا خادم بعنوان نماینده تام الاختیار وزیر ورزش در امور پرسپولیس و استقلال بجای نفر دوم می‌رود زندان. قول می‌دهد!
 
۳. سازمان خصوصی‌سازی قول می‌دهد نظر مثبت امیر قلعه‌نویی را جلب کند تا حتی در صورت رفتن او از استقلال، «علی» برای حفاظت از سایر مربیان باشگاه در نشستهای خبری در استقلال بماند!!!
 
۴. سازمان خصوصی‌سازی تلاش می‌کند با انعقاد قراردادی دو طرفه با پلیس بین الملل هر گونه زدن بیشتر از ۵ گل به استقلال در کلیه نقاط دنیا را ممنوع اعلام کند!
 
۵. سازمان خصوصی‌سازی تضمین می‌کند طی حداقل ۱۵ سال آینده هر کدام از بازیکنان پرسپولیس که توانستند در یک بازی سه گل به استقلال بزنند، حداقل برای سه هفته قرار دادشان تمدید شود و مثل ایمون زاید از باشگاه نروند!
 
۶. سازمان خصوصی‌سازی ضمن زنده نگه داشتن یاد پایان رأفت و سهراب انتظاری موظف می‌شود هر طور شده بازیکنان مطرح پرسپولیس را حداقل برای دو فصل متوالی روی جلد نشریات و در سطح اول فوتبال کشور نگه دارد. 
 
۷. سازمان خصوصی سازی فحش می‌گذارد اگر کسی یکبار دیگر حاجی فتح الله زاده را بعنوان مدیرعامل استقلال پیشنهاد دهد! لااقل بگذارید یک فصل او مطرح نباشد!
 
۸. سازمان خصوصی‌سازی با همکاری سازمان لیگ تضمین می‌کنند استقلال تحت هیچ شرایطی به دسته یک و پرسپولیس به نیمه دوم جدول سقوط نکنند!
 
۹. سازمان خصوصی سازی همینجوری یک ستاره به پرسپولیس می‌دهد تا روی پیراهنشان نصب کنند تا الکی مثلاً آنها هم قهرمان آسیا شده‌اند!
 
۱۰. سازمان خصوصی سازی با همکاری دپارتمان داوری تضمین می‌کنند هر وقت استقلال از پرسپولیس دو هیچ جلو افتاد داور همانجا سوت پایان بازی را بزند!
 
۱۱. سازمان خصوصی سازی تا ۲۰ سال هزینه گرفتن آزمایش ایدز، هپاتیت، آرتروز خروسی، کوتاه‌تر بودن یک پا از آن یکی به اندازه بیست سانت و... از بازیکنان خارجی در شرف پیوستن به استقلال و پیروزی را تقبل می‌کند تا بیش از این بازیکنان ایدزی و هپاتیتی و معلول در پاچه این دو تیم نرود!
 
۱۲. سازمان خصوصی سازی قول می‌دهد بازی‌های بین دو تیم حداقل سه تا در میان برنده داشته باشد!
 
۱۳. سازمان خصوصی سازی با کتک هم شده دکتر صدر را مجبور خواهد کرد بعد از هر بازی استقلال و پیروزی با هر تیمی بیاید و یک ساعت با شور و هیجان درباره کیفیت بازی و و اینکه نسبت فوتبال با زندگی مثل نسبت شبنم صبحگاهی با زردچوبه هندی است صحبت کند.
 
۱۴. سازمان خصوصی سازی صدا و سیما را مجبور خواهد کرد بعد از هر گلی که بازیکنان دو تیم می‌زنند دوربینها را برای دو دقیقه خواموش کند تا بازیکنان با خیالی آسوده خوشحالی کنند!
 
۱۵. اگرچه سخت است، اگرچه خداوکیلی خیلی سخت است، اما سازمان خصوصی سازی تمام توان رسانه‌ای خود را بکار خواهد بست تا کاری کند مردم باور کنند این بازیکنی که مثل یوزپلنگ دارد وسط زمین می‌دود، واقعا بخاطر قطع نخاع از خدمت معاف شده و کارت معافیتش هیچ مشکلی ندارد! بلکه یک کم فشار روانی از روی بازیکنان دو تیم برداشته شود!
 
پیشنهاد ویژه:
سازمان خصوصی سازی علاوه بر همه اینها در یک اشانتیون ویژه، هفت بسته شش تایی آب معدنی، ۱۰ توپ دولایه فوتبال، ۱۵ متر باند پزشکی با دو تا گاز استریل، یک بابا مغازه ۱۲ متری نبش ظهیرالاسلام (جهتاجارخ دادن و تامین مخارج باشگاه!)، چهار تا بیلبیلک نشانه گذاری جهت استفاده در تمرین، دو عدد کلمن (در سایزهای مختلف) و ۱۱ تا شورت ورزشی نیز می‌گذارد روی این دو تیم. بازیکنان ذخیره می‌توانند شورت بازیکنان اصلی را بپوشند! بیاید بخرید دیگه بابا!
رجانیوز - محمدرضا شهبازی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:33  توسط narsis | 

 

حجّت الاسلام پناهیان با دو ویژگی خاص قابل شناخت است؛ نگاه عمیق به مسائل و نگریستن به وقایع از زاویه ای متفاوت. پامنبری های حجّت الاسلام، با این دو ویژگی به خوبی آشنا هستند و سالهاست که با آن خو گرفته اند. «سخنوری» را که به دو مقوله فوق اضافه کنیم، بیشتر می شود راز پرمخاطب بودن این منبری پایتخت را درک کرد.

 
به گزارش "رجانیوز" به نقل از خبرگزاری دانشجو، نزدیک شدن به پایان سال و حضور در آستانه بهاری که به عطر و یاد «مادر» عجین شده است، بهانه خوبی است تا با این روحانی انقلابی، پرسش و پاسخی متناسب با این حال و هوا داشته باشیم. آنچه پیش رو دارید، سؤال و جواب کوتاه  و البته متفاوت خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو با حجّت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان است. 
 
در سال ۹۳ چه رویدادی برای شما خوشحال کننده تر بود؟ همچنین از چه رویدادی بیشتر از سایر رویدادها ناراحت شدید؟
 
اخبار یمن خوشحال کننده ترین و پررویی‌ آمریکایی‌ها ناراحت کننده ترین اخبار بود. آمریکایی‌ها مدّتی است در فضای سیاسی بین الملل وقیحانه تر اظهارنظر می‌کنند، در حالیکه بیشتر از سالهای قبل در موضع ضعف قرار دارند. اینکه دشمن شما در اوج ضعف به شما که در اوج قدرت هستید جرأت گستاخی پیدا کند خیلی ناراحت کننده است. این ناراحتی، تنها برای ما نیست بلکه تمام دردمندان و مظلومان جهان که تنها امیدشان اقتدار ایران اسلامی است ناراحت می‌شوند.
 
به یاد ماندنی ترین جمله حضرت آقا در سال ۹۳ از دیدگاه شما کدام است؟
 
ملّت ما عاشق مبارزه با صهیونیزم است.
 
حال و هوای شما در نوروز ۹۴ با توجه به تقارن آن با ایّام فاطمیه چگونه است؟ عید را کجا سپری می‌کنید؟
 
بنده ایّام عید را به قم و مشهد مقدس مشرف خواهم شد. اساساً ایّام عید بهترین جا برای ما، حرم اهل بیت علیهم السلام است که حکم خانۀ پدری را برای ما دارد. بعضی از سالها هم سری به مناطق دفاع مقدس می‌زنیم که مقتل شهداست و بسیار انرژی بخش و نور آفرین است ولی امسال به دلیل جلسات فاطمیه توفیق پیدا نکردیم.
 
با توجه به اینکه عید نوروز سنّت های خاص خودش را دارد و مردم ما همه ساله آداب آن را به جا می آورند و نیز تقارن این ایّام با عزای بی بی دوعالم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیه، پیشنهاد شما درخصوص چگونگی برگزاری این آیین و مراسمات چیست؟
 
عید نوروز با عزاداری برای حضرت زهرا سلام الله علیه منافات ندارد. جدا از اینکه مردم فرصت بیشتری برای شرکت در مجالس اهل بیت (ع) پیدا می‌کنند، اساساً محافل عزاداری‌های ما آنچنان که برخی تصور می‌کنند ماتمکده نیست، انسان در عزاداری اهل بیت (ع) نشاط پیدا می‌کند؛ نشاطی که در تفریحاتِ رایج نیست. پس اگر نشاط لازمۀ عید است، نشاط برآمده از محبّت اهل بیت (ع) زیباترین نشاط است.
 
دیگر ویژگیهای برجستۀ عید نوروز، صلۀ رحم و مسافرت است که این هردو مطلقاً با ایّام فاطمیه منافات ندارند. ضمن آنکه مگر چند روز از ایّام نوروز مقارن ایّام فاطمیه است.  امیدوارم کسی در ایّام عید داغدار نشود و در سوگ نزدیکان خود نباشد وگرنه سوگ اهل بیت (ع) مغایرتی با نوروز ندارد.
 
سال ۹۴ یک ویژگی خاص دارد؛ شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه در ابتدا و انتهای آن قرار دارد. نگاه آقای پناهیان به سالی که ابتدا و انتهایش به این مناسبت گره خورده، چگونه است؟
 
امیدوارم مردم در این سال فاطمی، موجبات رضایت و خوشحالی حضرت فاطمه (س) را با دفاع هوشمندانه از حقّ فراهم کنند و خداوند متعّال هم به برکت آن حضرت، نعماتش را بر امّت اسلامی روزافزون فرماید.
 
حضرت آقا ابتدای هر سال، شعار خاصی را برای آن سال انتخاب می فرمایند. وظیفه مؤمنین در قبال این نامگذاری ها چیست؟
 
این نامگذاری‌ها در واقع بیان راهبردهایی برای پیشرفت جامعه است. اگر مسئولین و مردم کارهای خود را ذیل این راهبردها برنامه ریزی کنند در پیشرفت مملکت تحولات خوبی رخ خواهد داد. شهید شاطری هر سال برنامه های خود را در اوّل سال متناسب با نامگذاری حضرت آقا تنظیم می‌کردند و به همین دلیل برکت و موفقیت فراوانی در کار او وجود داشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:28  توسط narsis | 

 

متأسفانه برخی شخصیت‌ها در عین اینکه می‌گویند نمی‌خواهیم در کار قضایی دخالت کنیم اما با سخنان خود به نوعی دخالت در کار قاضی می‌کنند و بر وی فشار وارد می‌کنند.

گروه سیاسی – رجانیوز: رئیس قوه قضاییه به اظهارات اخیر هاشمی رفسنجانی در گفتگو با یکی از روزنامه های اصلاح طلب واکنش نشان داد و گفت القای تبرئه یک متهم، سخنی خلاف و قابل پیگیری قضایی است.

به گزارش رجانیوز، رئیس قوه قضاییه امروز چهارشنبه در جلسه عالی مسئولان دستگاه قضایی با بیان اینکه «تا به حال نشان داده‌ایم که در رسیدگی به پرونده‌ها کاری به گرایش‌های مختلف سیاسی نداریم» گفت: متأسفانه برخی شخصیت‌ها در عین اینکه می‌گویند نمی‌خواهیم در کار قضایی دخالت کنیم اما با سخنان خود به  نوعی دخالت در کار قاضی می‌کنند و بر وی فشار وارد می‌کنند. خصوصاً القای این نکته که ممکن است متهم تبرئه شود ولی به نحو دستوری او را محکوم کنند. این سخن خلاف است و نشر این سخنان قابل پیگیری قضایی است.

آملی لاریجانی افزود: توقع این است، افرادی که از شخصیت‌های نظام هستند براساس موازین و در جهت احقاق حق سخن بگویند و اینگونه نباشد که اگر پرونده‌ای علیه ما یا بستگان ما است، دستگاه قضایی را متهم کنیم.

رئیس قوه قضاییه تأکید کرد: روش ما و مسئولان عالی قضایی حفظ استقلال دستگاه قضایی است و آنچه مهم است احترام و اقتدار نظام اسلامی فراتر از شخصیت‌های نظام است.

رئیس قوه قضاییه در حالی به القای تبرئه متهمان واکنش نشان داده و آن را خلاف قانون دانسته است که در روزهای اخیر رسانه های نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی در گزارش ها ویا گفتگو با وکیل مهدی هاشمی مدعی شدند که دادگاه حکم به تبرئه مهدی هاشمی داده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی نیز در گفتگو با یکی از روزنامه های اصلاح طلب از تبرئه فرزندش خبر داده بود.

وی در این گفتگو اظهار کرد:  چون دادگاه علنی نیست، نمی‌توانم حرف‌های آنجا را بزنمولی ماحصلی که به من اطلاع داده شده، این است که اینها بدون هیچ دلیلی تعداد زیادی اتهام درست کرده بودند. مثلا همین قضیه استات‌اویل قبلا سه‌بار مطرح شده بود و هر سه‌بار گفتند که هیچ ردی از مهدی هاشمی در آن نیست و هیچ اسمی از مهدی هاشمی در قراردادی که عباس یزدان‌پناه بست، دیده نمی‌شود.

عضو مجلس خبرگان در ادامه این گفتگو با اشاره به اینکه آقای اعلمی (نماینده مجلس) از اظهارات وزیر نفت درباره عدم اتهام مهدی در پرونده استات اویل قانع شده بود، استدلال کرد که فرزندش نقشی در این پرونده نداشته است. هاشمی رفسنجانی با بیان این مطلب افزود: بقیه (اتهامت) هم عین همین‌ها بود. یعنی هیچ چیز نداشتند. تا به حال دادگاه دلیلی برای جرم مهدی پیدا نکرده است. البته هنوز حکم نداده است.

هاشمی رفسنجانی در ادامه اما به صورت تلویحی اظهار کرد قاضی پرونده مهدی از بالا دستور می گیرد: «من نمی‌خواهم دخالت کنممن از اول به رهبری و رییس قوه‌قضاییه و همه گفته‌ام. قاضی را نمی‌شناسم و هیچ وقت ندیده‌ام. به اینها گفتم اگر مهدی جرمی کرده باشد، ترجیح من این است در دنیا جزایش را ببیند و به آخرت نیفتد. چون آخرت خیلی سخت است و اگر جرمی نکرده، این در شأن جمهوری اسلامی نیست که انسانی را که جرم ندارد، به دلیل مسایل سیاسی، متهم یا محکومش کنند. من باید از جمهوری اسلامی دفاع کنم. نظر من این است. بنابراین در دادگاه هیچ دخالتی نکردم. با اینکه قاضی روحانی است، من اصلا ندیده‌ام و نخواسته‌ام ببینم. الان دادگاه تمام شده و مهدی و وکلایش آخرین دفاعشان را به‌صورت لایحه نوشتند که نزدیک دوهزار صفحه و خیلی‌خواندنی است و بعدها می‌تواند یک کتاب شود. ما هم نمی‌خواهیم در کار قوه‌قضاییه دخالت کنیم. حرف من با همه اینها این است که از بالا دستور ندهید و اگر از بالا دستور دادید، خلاف موازین قضایی و شرع است.»

با این حال اظهارات هاشمی رفسنجانی که به عقیده کارشناسان استقلال قاضی و دستگاه قضا را زیر سئوال میبرد امروز با واکنش رئیس دستگاه قضا مواجه شد.

این در حالی است که  دادگاه انقلاب تهران حکم پرونده مهدی هاشمی را صادر کرده است و احتمالاً اوایل هفته آینده این حکم ابلاغ می‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:24  توسط narsis | 

 

در قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری آمده است:«بنده عقیده‌ام این است که اگر حتّی در مسئله‌ی هسته‌ای هم همان‌جور که آنها دیکته میکنند ما پیش برویم و دیکته‌ی آنها را قبول کنیم، باز هم حرکت مخرّب آنها و تحریمهای آنها برداشته نخواهد شد؛ انواع و اقسام مشکلات را باز هم درست میکنند؛ چون با اصل انقلاب مخالفند.»

برای دریافت تصویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:17  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، فرهنگ نیوز قصد دارد به بازخوانی و معرفی شهدای مظلوم تدارکات و پشتیبانی (لجستیک) دفاع مقدس بپردازد.در قسمت‌های پیشین پرونده شهدای مظلوم لجستیک زندگینامه چند تن از شهدا را بررسی نمودیم که از اینجا (+در دسترس شما مخاطبین گرامی می باشد .در این قسمت به مطالعه قسمتی از زندگی نامه سردار شهید "عبدالله عرب‌نجفی" می‌پردازیم .

عبدالله در سال 1333 در شهر کلاته خیج، استان سمنان دیده به جهان گشود.  پایه های اعتقادی و مذهبی در کانون خانواده در وجودش شکل گرفته بود.

با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهه های جنوب شد. سردار حاج عبدالله عرب‌نجفی از فرماندهان دوران دفاع مقدس تیپ 12 قائم آل محمد (عج) و همچنین فرمانده لجستیک تیپ قائم آل محمد بعد از دفاع مقدس بود.
او تا پایان جنگ در جبهه حضور موثر داشت و سرانجام در تاریخ 27/10/72 در حین انجام ماموریت و بر اثر سانحه رانندگی به یاران شهیدش پیوست.

سردار شهید حاج عبدالله عرب‌نجفی در سن39  سالگی به فیض شهادت نائل شد و در گلزار شهدای کلاته خیج به خاک سپرده شد.

یکی از همرزمانش در عملیات مرصاد روایت می کند:

شهید حاج عبدالله عرب نجفی در عملیات مرصاد، فرمانده گردان کربلا بود.

پسر دوازده ساله اش را هم با خودش آورده بود . از همان اول کار توی تنگه ماندو حتی روی ارتفاع هم نیامد. با اینکه تیر بار دشمن لحظه ای امان نمی داد قد راست ایستاده و با صدای گرمش به بچه ها روحیه می داد. و به آنها می گفت (( بعد از خدا امیدم به شماست . یک لحظه هم از آنها غافل نشوید بهشان امان ندهید و...))

ترس این را داشتم که هدف قرار گیرد. هرچه می گفتم:  شما هم هم یک اسلحه بردار می گفت :اگه لازم بشه از اسلحه شما استفاده می کنم. شاید از تنها چیزی که ترس نداشت مرگ بود. از روز اول جنگ بند پوتین هایش را بسته بود. خودش را به خطر می انداخت تا مجروحین را به عقب بیاورد حتی جنازه شهدا را مثل پدری دلسوز کول می کرد و می آورد. همیشه می گفت من لیاقت ندارم که فرمانده این بچه ها باشم. اینها همه نماز شب می خوانند. اون وقت من به آنها دستور می دهم من از روی هر کدام از آنها خجالت می کشم.

فرازی از وصیت نامه سردار شهید حاج عبدالله عرب‌نجفی

ای مردم هر انسانی از تقوی به خدا می رسد و به درگاه خداوند بی تقوایان راه ندارند پس تقوی را پیشه کنید.

برادران اسلام غریب است اسلام را در هر حال یاری کنید و بدانید که خداوند با صابران است.

و اما ای برادر مسئول شما هر مسئولیتی که بر عهده داری خدای تبارک و تعالی را نظاره گر اعمال و رفتار خود بدان که مولی علی(ع) فرمودند حق را بگویید هر چند به ضررتان باشد. مردم را دلسرد نکنید که خداوند شما را نخواهد بخشید.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:9  توسط narsis | 
 

 

 

 

 اظهارات اخیر علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقلیت های مذهبی با واکنش منفی رسانه های خبری و مردم منظقه مواجه شده است.

به گزارش رجانیوز، علی یونسی روز یکشنبه ۱۷ اسفند در «همایش بزرگ هویت ایرانی» در «مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن» با بیان اینکه « در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم گذشته.» افزود: «چرا که جغرافیای ایران و عراق غیر قابل تجزیه است و فرهنگ ما غیر قابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا یکی شویم.»

دستیار ویژه حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های مذهبی در ادامه با تأکید بر این‌که «از منافع مردم منطقه دفاع می‌کنیم چرا که همه آنها مردم ایران هستند»، افزود: «همه کسانی که در فلات ایران زندگی می‌کنند مورد حمایت ما خواهند بود و از آنها در برابر خطر تحجر اسلامی، تکفیر و الحاد، سلطه عثمانی جدید، سلطه وهابیت، سلطه غرب و صهیونیستم دفاع می‌کنیم.» 

وی در ادامه سخنان خود گفت که «ایران از زمان تولد جهانی بوده‌است و به صورت یک امپراطوری متولد شده‌است» وی به اظهارات اخیر نخست‌وزیر اسرائیل نیز اشاره کرده و گفت: «نتانیاهو صریحاً اعتراف به عظمت و نفوذ ایران کرده‌است و گرچه مدعی شده ایران ۴ کشور منطقه را بلعیده‌است اما ایران تلاش بر کمک به این کشورها داشته‌است.» بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز دوشنبه ۲۷ بهمن گفته‌بود که "امپراطوری ایران" در حال احیا است»

هر چند یونسی تلاش کرد در توضیحات خود اعلام کند که منظورش آنگونه که رسانه ها مطرح کرده اند، یعنی ایجاد امپراطوری ایرانی نبوده است، اما رسانه های سعودی با برجسته کردن این اظهارات مشکوک، پروژه ایران هراسی را با سرعت هر چه تمام تر در دستور کار خود قرار داده اند، به نحوی که در عرض چند ساعت، جریانات سیاسی رسانه ای وابسته به قطر و سعودی با محوریت الجزیره و العربیه، افکار عمومی منطقه خاورمیانه را تحت تاثیر شدید خود قرار داده اند.

این و اکنش حتی کار را به موضع گیری ابراهیم جعفری، وزیر امور خارجه عراق نیز کشاند تا اون نیز از این اظهارات ابراز گلایه کند.

بیان چنین سخنانی از فردی که در سال‌های نه چندان دور سکان هدایت یکی از مهمترین نهادهای امنیتی کشور را برعهده داشته است، را نباید اتفاقی تصور کرد.  بعید بود  سخنان نسنجیده دستیار ویژه روحانی درحالی که وی در دولت اصلاحات سمت وزارت اطلاعات را عهده دار بود با توجه به اوضاع بشدت بحرانی این روزهای منطقه و به اوج رسیدن تقابل محور مقاومت با تروریست‌ها و حامیان منطقه‌ای آنها به ویژه در تکریت بدون پیش زمینه مطرح شده باشد، حال آنکه این سخنان بهانه‌ای برای تبلیغات ضد ایرانی رسانه‌ها و شبکه‌های غربی و عربی تبدیل شده است همچنین موجب واکنش شدید مقامات کشور عراق علیه جمهوری اسلامی ایران گردیده است.

در این راستا علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و حجت الاسلام حمید رسایی نائب رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در گفتگویی با خبرنگار رجانیوز ضمن واکنش به اظهارات خلاف واقع مشاور رییس جمهور خواستار برخورد جدی رئیس جمهور با وی شدند.

در همین راستا، علاالدین بروجردی به رجانیوز گفت: مقامات عراق از سیاست های جمهوری اسلامی ایران نسبت به کشور اسلامی همسایه غربی خود – عراق- آگاهند و به خوبی می دانند چنین سخنانی به هیچ وجه منطبق بر سیاست جمهوری اسلامی ایران نیست و مطالبی که از طرف آقای یونسی عنوان شده و یا منسوب به ایشان است هیچگونه تناسبی با این سیاست ها ندارد و حتما غیر قابل قبول و مردود می باشد و دولت باید نسبت به چنین سخنانی با توجه به مسئولیت آقای یونسی در دولت پاسخگو باشد.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد: من معتقدم که دولت هم حتما با چنین سخنانی مخالف هست. البته چندین نوبت از اینگونه سخنان از قول آقای یونسی در رسانه ها منتشر شده است.

حجت الاسلام حمید رسایی، نایب رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز با اشاره به عملیات آزادسازی تکریت ، اظهار کرد که چنین خطای بزرگی با عذرخواهی حل نمی شود و بهتر است رئیس جمهور علی یونسی را از سمت خود عزل کند.

رسایی در این باره اظهار داشت: آقای یونسی سال های متمادی وزیر اطلاعات کشور بوده و یک چهره ناشناخته نسبت به امور بین‌المللی نیست و درحال حاضر نیز وضعیت جمهوری اسلامی را در منطقه به خوبی میداند، از طرفی وی به عنوان مشاور رییس جمهور نیز مشغول به فعالیت می باشد، علاوه بر این موضوع امروز نیروهای مردمی عراق با همت و تلاش خودشان و همچنین کمک های معنوی و دیپلماتیک کشورهای همسو به خوبی توانسته اند بحران داعش در عراق را خنثی بکنند و شهر تکریت را در آستانه آزادی قرار دهند، مواردی که بیان شد نشان دهنده آن است که  آقای یونسی به صورت خوشبینانه ناشی از غفلت وی و حالت بدبینانه اش ناشی از قرار گرفتن در یک بازی سیاسی که بیان آن مطالب منجر به سو استفاده دشمنان ما و دشمنان مردم عراق در منطقه قرار گرفته است.

وی در ادامه افزود: طبیعی است که چنین خطای بزرگی با بزرگترین عذر خواهی نیز حل نمی شود. همچنین اینگونه رفتارهایی که موجب هزینه برای کشور می‌شود و از یونسی مسبوق به سابقه نیز میباشد و برای آنکه از شیوع اینگونه مسائل گرفته بشود و این فتنه خاموش شود،بهتر است آقای روحانی ایشان را عزل کنند تا به مردم عراق و مردم منطقه و دولت هایی که در صدد سو استفاده هستند این پیام رسانده شود که این موضع نابجا وغلط آقای یونسی موضع جمهوری اسلامی ایران هرگز نمی باشد.

رسایی خاطر نشان کرد: علاوه براین دولتی ها جای آنکه سخن از از امپراطوری ایران بزنند بهتراست هویت گم شده ایران را که با سیاست های غلط دولت در عرصه بین المللی دچار خدشه شده است ترمیم نمایند.

نماینده مردم تهران در مجلس همچنین گفت: اين نوع سخنان جنجالي اطرافيان، حاميان و مشاوران روحاني که مسبوق به سابقه نيز هست و در یک سال و نیم دولت يازدهم بسيار شنيده شده، تحليلگران و خواص را به ياد مواضع اسفنديار رحيم مشايي و حاشيه سازی اش در دولت دهم مي اندازد. مشايي در آن دوران هر از چندي با بيان يکي از اعتقادات دو پهلو و چند بعدی و بعضا انحرافی اش در خصوص اسلام و انقلاب حاشيه سازي مي کرد و تلاش داشت اذهان را از سمت مسائل اصلي به سوي برخي مسائل فرعي جلب کند. طرح مکتب ايراني، دوستي با مردم اسرائيل، اعلام پايان دوران اسلام گرايي، طرح برداشت هاي صوفي گرايانه و طريقت مآبانه از اسلام، بيان نوعي از پلوراليسم و دين جهاني و عقايد التقاطي فرهنگي (مانند نشريه خاتون) گرچه به خودي خود عقايد منحرف و خطرناکي هستند اما طرح آنها از سوي مشايي در جايگاه مشاور و همراه رئيس جمهور باعث ايجاد حاشيه سازي در مسير خدمت و حرکت رئيس جمهور مي شد آن هم رئيس جمهوري چون احمدي نژادي که بر اساس وعده خدمتگزاري با رأی بالا مورد اقبال مردم قرار گرفته بود.

امروز نيز در دولت یازدهم اگر نگاهي به مواضع برخي مشايي هاي دولت جديد بيندازيم ، شباهت هاي فراواني در عقايد اشتباه آنها با اسفنديار مشايي مي بينيم. بدون تعارف یکی از مشایی های دولت یازدهم را باید حجت الاسلام علي يونسي دانست.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:5  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:54  توسط narsis | 
ایده انتخاب روزی از سال به عنوان «روز جهانی زن» ، نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار «حق رأی برای زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در 23 فوریه 1909 پیشنهاد کردند که روز یکشنبه آخر فوریه هر سال، یک تظاهرات سراسری در آمریکا به مناسبت «روز زن» برگزار شود.

آیا معاونت زنان رئیس جمهور پیرو فمینیسم است؟ / روزی مخصوص توهین به زنان محجبه در سال 1910، دومین کنفرانس زنان سوسیالیست که «کلارا زتکین» از رهبران آن بود به مسئله تعیین «روز بین المللی زن» پرداخت.

در سال 1913 «دبیرخانه بین المللی زنان» به عنوان یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم ، «هشتم مارس» را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، به عنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد. در همان سال زنان زحمتکش و همچنین زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم «8 مارس» را به شکل تظاهرات و گردهمایی برگزار کرد.

تیتر روزنامه های فرانسوی در 8 مارس؛ حجاب اسارت است

«شادی ضابط» دانشجوی زن مسلمان در مقطع دکترای علوم ارتباطات و اطلاعات «دانشگاه استاندال گرونوبل » در فرانسه با بیان احساس واقعی خود نسبت به «روز جهانی زن» به عنوان راهکار فریبکارانه غرب در حل بحران زن، فضای واقعی حاکم بر روز جهانی زن در کشورهای اروپایی مدعی آزادی و مدافع حقوق زنان را اینگونه تشریح کرد:

"تیتر تحریک آمیز است . میدانم، اما این احساس واقعی من است ، در طی دو سه سال اخیر «هشت مارس» هر چند که « روز جهانی زن »نامیده شده باشد، روز من نیست. چون در کشوری که من در آن زندگی و تحصیل می کنم این روز ، روزی است که در آن بیشتر از هر روز دیگری  به من به عنوان زن محجبه توهین می شود. «تلویزیون فرانسه» را که در این روز و روزهای نزدیک به آن روشن می کنی یا مطبوعات را که ورق می زنی هر از چندگاهی کسانی را پیدا می کنی که از حقوق و احترام به زن حرف می زنند و در این گذار هم، یکی بر سر زن محجبه می کوبند. در این روز بیشتر از هر روز دیگری به ما یادآوری می شود که خودباخته ایم و مطیع، که نمی توانیم بفهمیم که حجاب اسارت است و مدرنیته چیز دیگری می خواهد و بنابراین باید نجاتمان داد و آگاهمان کرد. جالب اینجاست که اکثر این هایی که مشغول گفتن این حرف‌هایند، چند دقیقه قبلش معمولا ابراز خوشحالی و رضایت کرده اند که زن امروزی خودش سرنوشتش را بدست می گیرد و هر چه می کند انتخاب خودش است.

خیلی جالب است که در کشوری مثل فرانسه همه این حق را دارند که بر سرنوشت خود مسلط باشند و برای آینده خود تصمیم بگیرند و« آزادی انتخاب» از ارزش های اجتماعی محسوب می شود ، اما همین که کسانی پیدا شوند که نخواهند مطابق هنجارهای جامعه رفتار کنند، می شوند؛ خودباخته و شایسته تحقیر و توهین. ما خودباخته و مطیع نیستیم . ما انتخاب کرده ایم که اسیر و مطیع استبداد مد و زیبایی و دلربایی و روابط جنسی و دیگر نقش های از پیش تعیین شده و ارزشمند شناخته دنیای مدرن برای زن نباشم."

برگزاری جشن های 8 مارس در ایران، در ابتدا به وسیله کمونیست ها و حزب توده صورت می گرفت.

با انقلاب اسلامی ، رهبر کبیر انقلاب بطور صریح با اهداف چنین تجمعاتی به مخالفت برخاست و پس از آن، روز «ولادت حضرت فاطمه (س)» به عنوان روز زن انتخاب گشت. اما جشن 8 مارس که در سال های 58 و 59 همچنان در مجامع عمومی از جمله در دانشگاه ها و انجمن ها و بعد از آن تا قبل از 1370 به طور غیر عمومی و محدود برگزار می شد،  در سال های دهه 1370 دوباره در مجامع عمومی مطرح شد.

در سال 1377، «کنگره زن، دانشگاه، فردای بهتر» در دانشگاه تهران برگزار شد و در برخی از انجمن ها نیز این روز جشن گرفته شد.

اما اولین بار، دوسال بعد از روی کار آمدن «دولت خاتمی» بود که در فرهنگسرایی در تهران، مراسم 8 مارس به طور علنی و رسمی برگزار شد.

در سال 1378 صدها نفر از فعالان زن، جشن هشت مارس را در «خانه کتاب» برگزار کردند. سال بعد، به همت «مرکز فرهنگی زنان» هشت مارس در خانه هنرمندان جشن گرفته شد و در آن از چهار فعال سیاسی به نام های«شیرین عبادی»، «مهرانگیز کار»،«سیمین بهبهانی» و«شهلا لاهیجی» تجلیل به عمل آمد.

در سال 1380، تهران و بسیاری از شهرستان ها شاهد تجمع های هشت مارس بودند و جلسات گوناگونی در دانشگاه ها و انجمن ها راجع به معضلات زنان برگزار شد. ماهنامه زن نیز از طرف مرکز فرهنگی زنان منتشر شد.

در سال 1381، جشن هشت مارس به عنوان همایش اعتراضی با شعار زنان برای صلح، صلح برای همه در پارک لاله برگزار شد. سخنرانان این مراسم ضمن محکوم نمودن حمله آمریکا به عراق و نیز حمله به سیاست های دولت ایران، به طرح خواسته های خود پرداختند.

در سال 1382، به دعوت چند تشکل ا جمله انجمن فرهنگی زنان، کانون هستیا اندیش، انجمن ایران مهر، کانون نو اندیشان جوان و ... قرار شد که جشن هشت مارس در پارک لاله برگزار شود که از آن ممانعت به عمل آمد.

در سال 1384، تظاهراتی علنی با وجهه هایی کاملا مخالف نظام برگزار گردید و در سال 1388 بر اساس منشور 5 ماده ای آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی(که در حوزه حقوق زنان و در زمان انتخابات 1388 منتشر شده بود) در نظر گرفته شد.

فراخوان تجمع 17 اسفند 1389 مصادف با 8 مارس توسط افرادی چون شیرین عبادی، مهناز افخمی، فریبا داوودی مهاجر، لادن برومند و شادی صدر انجام شد. این دعوت بر پایه اهداف بیانیه 30 دی 1388 صورت گرفت که حمایت از همجنس بازی زنان، قانون شدن روسپیگری، و حمایت از تز چند شوهری ، به عنوان برخی از این اهداف اعلام گردیده بود. 

معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده سخنران اجلاس برابری جنسیتی

و در اسفند ماه  1393 «شهیندخت مولاوردی» ؛ معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده سخنران «اجلاس کمیسیون مقام زن» در بیستمین سالگرد اجلاس پکن شد. اجلاسی که اصل موضوع این اجلاس تحت عنوان «برابری جنسیتی» است که جمهوری اسلامی ایران به علت تناقض موضوعات «کنوانسیون منع همه اشکال تبعیض علیه زنان» با شرع و قوانین جمهوری اسلامی‌ایران به آن نپیوسته است.

در این سفر گروهی، جمعیتی بیش از صد نفر از اعضای NGOهای حوزه زنان، مولاوردی را در نیویورک همراهی می‌کنند و تاسف بارتر از همه اینکه  برخی از اعضای تیم سازمان های غیر دولتی دریافت‌کننده ویزای نامحدود سفر به آمریکا از سوابق ضد امنیتی همچون فعالیت در فتنه 88، همکاری با نهادهای بین‌المللی در سیاه‌نمایی درخصوص وضعیت زنان و کودکان ایرانی در موضوعاتی همچون ایدز، همجنس‌گرایی و روسپی‌گری و عضویت در حلقه‌های فمنیستی برخوردار هستند که کارنامه منفی آنها حساسیت زیادی در مورد مخاطرات گزارش‌های آتی آنها در اجلاس بین‌المللی نیویورک برانگیخته است.

در هیئت دولتی‌های سفر کرده به نیویورک نیز نام برخی از افراد نامرتبط دیده می‌شود که از آن جمله می‌توان به سهیلا جلودارزاده مشاور وزیر صنعت، تندگویان مشاور وزیر نفت و کرکه آبادی مدیرکل بانوان استانداری سمنان و رحمتی همسر سفیر ایران در سوئیس اشاره کرد و متاسفانه اعضای هیئت دولت جمهوری اسلامی ایران علیرغم مخالفت اسلام با برابری جنسیتی  در پنل «برابری جنسیتی مرجع ملی زنان» شرکت خواهند کرد.

با اوصافی که از روز 8 مارس بیان شد این سوال باقی است که چرا 101 نفر از زنان مسلمان ایرانی در اجلاسی شرکت می کنند که هیچگونه مناسبت و همخوانی  با شرع و قانون جمهوری اسلامی ایران ندارد و هزینه گزافی از بیت المال صرف سفری می شود که معلوم نیست چه تبعات فرهنگی اجتماعی متناقض با اصول اسلامی کشور ما داشته باشد و بجای اینکه این پول هنگفت صرف امور مهم زنان کشور شور در سفر به نیویورک به هدر خواهد رفت.

+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:53  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:50  توسط narsis | 

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس، در پی پخش مستند «چی بپوشیم» به کارگردانی مسعود زارعیان در برنامه مصیر از شبکه یک و پخش ناقص و سوءاستفاده از بخش هایی از آن در شبکه های اجتماعی، کارگردان این مستند «چی بپوشم» یادداشتی را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده که می توانید در زیر بخوانید:

خلاصه ماجرا این است که در اسفندماه، کلیپی 7 دقیقه ای از مستند 36 دقیقه ای «چی بپوشم» در برنامه مصیر از شبکه یک سیما پخش شد.

بلافاصله بخش هایی از این کلیپ به شکل هدفمند در فضای مجازی قرار گرفت؛ صراحت فیلم در بیان مسائل اجتماعی باعث شد این تصاویر به سرعت در صفحه های مختلف بازنشر شود و طی مدت کوتاهی چندصد هزار بازدید کننده پیدا کند؛ همچنین موضوع بحث برخی شبکه های اجتماعی شده و نظرات و بازخوردهای بیشماری را در پی داشته باشد.

فیلمساز باید حرفش را با فیلمش بزند، ولی چون بخش زیادی از فیلم دیده نشده، مجبور به توضیح مختصر چند نکته هستم.
اول خطاب به مخاطبان؛ همه می دانیم یکی از وظایف رسانه بازتاب دلسوزانه مسایل اجتماعی است برای یافتن راه حل؛ نه قضاوت یک طرفه و به دور از واقعیت.

نمایش این فیلم با موضوع مهم حجاب و پوشش زنان ایرانی در رسانه ملی باز هم ثابت کرد که برای دیدن واقعیات اجتماعی نیاز به رسانه های وابسته خارجی و خبرنگاران خارج نشین نداریم؛ ما می توانیم با نگاه منصفانه و در نظر گرفتن جوانب مساله، در رسانه های داخلی به سوی حل آن حرکت کنیم، همین طور که «چی بپوشم» از شبکه یک و دو سیما پخش شد و امثال آن باز هم پخش خواهد شد.

پس اگر به دنبال دیدن مسائل جامعه مان هستیم به رسانه دلسوز خودمان اعتماد کنیم نه به رسانه هایی که با دلار و پوندهای دشمنان تاریخی ایران اداره می شوند.
دوم خطاب به مسئولان؛ این فیلم بالاخره پخش شد. پس از ده ها بار بازبینی و چندین بار اصلاح هنگام مونتاژ. مدتی به آرشیو محرمانه رفت و برگشت و بالاخره پخش شد و این حاصل ایستادگی فیلمساز بر حق مخاطبان فیلم و سعه صدر مدیران بود. پس می شود به فیلمساز داخلی اعتماد کرد و کمتر سخت گرفت، تا اگر بناست حرفی گفته شود توسط فیلمسازی گفته شود که اینجا نفس می کشد و از این مردم و برای این مردم فیلم می سازد.

سوم خطاب به منتشرکنندگان فیلم؛ اگر واقعا دغدغه ای نسبت به آزادی های علنی و یواشکی زنان ایران دارید، بدترین راه ممکن را برای تحقق آن انتخاب کرده اید. جوسازی و ایجاد موج های مخرب فرهنگی و قرار دادن مردم مقابل هم و تشویق مردم به رفتار غیرقانونی، چیزی جز هرج و مرج و شکاف فرهنگی به دنبال نخواهد داشت.
اگر دلسوز هستید، دنبال راه های گفت وگوی آرام و منطقی باشید، نه شعار و جنجال و تخریب.
والسلام علی من اتبع الهدی
به گزارش فارس می توانید این مستند را در اینجا ببینید.
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:46  توسط narsis | 
محسن مس چی، معاون امور بین الملل مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، در گفت وگو با خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) با اشاره به این موضوع که 80 درصد از سرمایه گذاران شبکه های رسانه ای صهیونیست ها هستند، اظهار کرد: در کتاب «جهان زیر سلطه صهیونیست» عنوان شد که همه جریان اخبار و اطلاعات در جهان از طریق جهار خبرگزاری مهم دنیا همچون رویترز، فرانس پرس، اسوشیتد پرس و یونایتد پرس به تبادل اخبار و اطلاعات پرداخته می شود.

وی ادامه داد: عجیب ترین موضوع این است که 80 درصد از سرمایه گذاران این شبکه های رسانه ای صهیونیست ها هستند یعنی 80 درصد جریان اخبار و اطلاعات در دنیا جریان صهیونیستی و معارض با اندیشه های الهی است.

مس چی افزود: امروزه شبکه های اجتماعی می توانند کارهای بسیار مفید، مؤثر و ارزشمندی را در اجتماع بنیانگذاری می کنند و بسیار تأثیرگذار هستند. متأسفانه هم اکنون شرایطی پیش آمده است که جهان استکبار بر این شبکه های اجتماعی تحمیل شده اند و عمدتا سرمایه گذاران آنها سرمایه گذاران صهیونیسیتی هستند و اهداف غیرانسانی دارند و اهداف مالی و تجاری برایشان مهم است به همین دلیل شبکه های اجتماعی مسیر را برای فعالیت گروه های متخلف و سوءاستفاده گر باز کرده اند.

دشمن به خوبی از شبکه های اجتماعی استفاده می کند
معاون امور بین الملل مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی تصریح کرد: امروزه گروه های جدیدی به نام بوکوحرام، داعش و ارتش آزاد و ... بسیار فعال شده اند و یکی از بزرگترین روش کاری و مؤثرترین ابزارشان شبکه های اجتماعی، صنعت رسانه ای و تبلیغات است که آنها از این ابزارها استفاده می کنند.
 
 
وی با اشاره به فعالیت شبکه اجتماعی خلیفه بوک تصریح کرد: متأسفانه اعضای این شبکه به نام های حقیقی شناخته نمی شوند و همگی با نام های مستعار فعالیت می کنند. البته این شبکه اجتماعی از موتور جستجوگر بسیار ضعیفی برخوردار است اما با حمایت جهان استکبار در آینده تقویت خواهند شد.

مس چی اظهار کرد: خلیفه بوک در مقابل امامت است و اسلام، خلیفه گری را در مقابل انسان امامت و ولایت مطرح کرده اند که اینها نشان دهنده تعرض این اندیشه به اندیشه ولایت و امامت است و درواقع همان امتداد خط تاریخی مسیر اشتباهی است که امروز به خلیفه بوک رسیده اند. آنها از همین شبکه های اجتماعی در جهت کارهای خلاف در راستای تبلیغ استفاده می کنند که البته همه این شبکه ها قابل شناسایی و قابل ردیابی و حذف است اما جهان استکبار و آمریکا و کشورهای غربی کاملا از این ها حمایت می کنند، اما به نتیجه نخواهند رسید.

بهترین راه مقابله با خلیفه بوک، استفاده از ابزارهای تبلیغاتی است
وی بیان کرد: ما به عنوان کشوری که طلایه دار انقلاب، امامت و ولایت است باید از این شبکه های اجتماعی و تبلیغات رسانه ای و از رسانه های مختلف جهان، اینترنت، مطبوعات به نفع عالی استفاده کنیم. رشد و گسترش شبکه های اجتماعی مثبت و در مسیر امامت و ولایت و در مسیر اسلام صحیح و تقویت و حمایت از آنها در نقاط مختلف دنیا می تواند بهترین کار در مقابله شبکه های اجتماعی همچون خلیفه بوک باشد.
 
 
مس چی اظهار کرد: ما باید برای گروه های مختلف اجتماعی شبکه های اجتماعی داشته باشیم تا بتوانیم در این شبکه ها به ترویج اندیشه ناب محمدی بپردازیم.

وی ادامه داد: اشغال فیزیکی، نظامی و حمله های فیزیکی و مسائل اینچنینی در گذشته های تاریخی انجام می شده است که جای خود را امروزه از دست داده است و امروزه کسی که می خواهد حکومت کند، حتما باید از این ابزار به خوبی و در جهت صحیح استفاده کند که مهم ترین وجه پیروزی استفاده از این ابزار است.
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:45  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:56  توسط narsis | 
 

فرهنگ نیوز، مهرداد بذرپاش نماینده مردم تهران و عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به اقدام دولت در حذف نماد هسته‌ای کشورمان از اسکناس‌های 5 هزار تومانی به فارس اظهار داشت: تغییر شکل اسکناس مصداق الکی مثلاً یک کاری کرده‌ایم، است که امیدواریم این الکی مثلاًها راجع به صنعت هسته‌ای کشورمان در مذاکرات اینگونه اتفاق نیفتد.

تغییر شکل اسکناس؛ «الکی مثلاً یک کاری کرده‌ایم»
وی افزود: صنعت هسته‌ای ما الکی مثلاً صنعت هسته‌ای نیست که که بشود با آن شوخی کرد بلکه یکی از مؤلفه‌های غرورآفرین کشور است.

نماینده تهران در مجلس همچنین تصریح کرد: امیدواریم نیت سیاسی در بنفش کردن اسکناس 5 هزار تومانی وجود نداشته باشد، امیدواریم نیت سیاسی در میان نباشد که خیلی بد است با پول بیت‌المال اینگونه رفتار کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:56  توسط narsis | 
گروه طنز رجانیوز - محمدرضا شهبازی:
یکی از نماینده‌های مجلس چند روز پیش گفته بود که مقدار قابل توجهی از پولهای آزاد شده توافق ژنو با «چمدان» از کشور خارج شده است. خبرنگاری هم همین موضوع را از آقای سیف، رییس بانک مرکزی پرسیده است. طبق روایت سایت شبکه خبر(اینجا)، حاصل این سوال و جواب این بوده است:
 
خبرنگار: آیا بانک مرکزی خروج چمدانی ارزهای توافق ژنو ازکشورمان را تائید می‌کند یا خیر؟
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند.
خبرنگار: آیا خروج این ارزها در راستای تعادل بازار بوده است؟
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
 
اگر این خبرنگار و سایر خبرنگارها و حتی سایر افرادی که خبرنگار هم نیستند بیشتر از این گیر می‌دادند و در آن روز سوالهای دیگری هم می‌پرسیدند احتمالاً چنین اتفاقاتی می‌افتاد:
 
روز – داخلی- ادامه جلسه پرسش و پاسخ
 
خبرنگار: آیا بانک مرکزی خروج چمدانی ارزهای توافق ژنو ازکشورمان را تائید می‌کند یا خیر؟
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
خبرنگار: با زنبیل خارج شده است؟!
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
خبرنگار: با زنبیل وارد شده است؟
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
خبرنگار: زنبیل و ساک و چمدان و بقچه نکته انحرافی قضیه بوده است؟
آقای سیف: بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
خبرنگار: موفق باشید!
آقای سیف: حتماً بانک مرکزی وظایف خود را انجام می‌دهد.
 
روز – خارجی – دمِ درِ بانک مرکزی
 
عابر پیاده ‌(در حالی که به خودش می‌پیچید): آقا ببخشید سرویس بهداشتی کدوم وره؟
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
عابر پیاده(در حالی که بیشتر به خودش می‌پیچید): چی؟
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
عابر پیاده(در حالی که قرمز شده است): آقا مسخره بازی در نیار... ریخت!
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
عابر پیاده: (در حالی که دیگر به خود نمیپیچد!): بیا... دیدی ریخت!
آقای سیف: گفتم که بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
 
 
روز – خارجی – جلوی پارکینگ خانه
 
خانم (خانمی میانسال در حالی که دست پسر کوچکی را در دست دارد): ببخشید آقا ساعت چنده؟
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
خانم: چنده؟
آقای سیف: بانک مرکزی بدجور به وظایف خود عمل می‌کند!
خانم (در حالی که دارد دست پسرش را می‌کشد و می‌دود تا زودتر دور شود): وا... خدا مرگم بده... ببین گرونی چه به روز مردم آورده... پس چی میگفتن تورم صفر شده؟!
 
شب – داخلی – پذیرایی
 
پسر: بابا مدیرمون گفته فردا دویست هزار تومن بیاریم مدرسه واسه حق برنامه‌های فوق العاده در زنگ تفریح. خودمم ۵۰ تومن لازم دارم.
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
پسر: ببین بابا من مثل اون خبرنگارها نیستم اینطوری بپیچونیم ها!
آقای سیف: بانک مرکزی به وظایف خود عمل می‌کند!
پسر: من هم باشم مدیرمون اونطوری نیست! حالا خروج اونهمه پول رو پیچوندی و چیزی نگفتی اما مدیرمون این دویست تومن رو از حلقومت میکشه بیرون... خود دانی...
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:55  توسط narsis | 
 
تابناک: حاج ابراهیم همت از آن دست شهداست كه هر چه درباره‌اش گفته و نوشته شود، باز هم سخنان تازه و نكاتی می‌توان از آنها به دست آورد؛ «تابناک»، در روزهای پایانی سال که اتفاقا همزمان با سالگرد شهادت سردار سرافراز سپاه اسلام است، گزارشی از زندگی حاج ابراهیم همت را برای مخاطبان ارائه می‌کند.
 
شهید «محمد ابراهیم همت» در دوازدهم فروردین ۱۳۳۴ در «شهرضا»، یکی از شهرهای استان «‌اصفهان» در خانواده‌ای مستضعف و متدین به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۲ وارد دانشسرای اصفهان شد و پس از دریافت مدرک تحصیلی فوق دیپلم، به سربازی رفت. در حین سربازی و پس از آن، روی به مبارزه با رژیم طاغوت آورد و با گروه‌های مبارز مسلمان مرتبط شد.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همت فعالیت‌های خود را گسترش داد؛ «کمیته انقلاب اسلامی» را در «شهرضا» راه‌اندازی كرد و با كمك دوستانش، هسته اولیه «سپاه» شهر را شكل داد. در اواخر سال ۱۳۵۸، بر حسب ضرورت، به «خرمشهر» و سپس به «بندر چابهار» و «کنارك» و استان «سیستان و بلوچستان» رفت و به فعالیت‌های گسترده فرهنگی پرداخت.
 
در خرداد سال ۱۳۵۹ به منطقه «کردستان» فرستاده شد و بنا بر آماری که از یادداشت‌های آن شهید به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر ۱۳۵۹ تا دی ماه ۱۳۶۰ (با فرماندهی مدبرانه او)، ۲۵ عملیات موفق در خصوص پاک‌سازی روستاها از وجود اشرار، آزادسازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ضد انقلاب داشته است.
 
 
پس از آغاز جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق، شهید «همت» به صحنه کارزار وارد شد و در سالیان حضور در جبهه‌های نبرد، خدمات شایان توجهی از خود بر جای گذاشت و افتخارها آفرید و به همراه شهید حاج احمد متوسلیان، تیپ محمد رسول‌الله (ص) را تشکیل داد و در عملیات «‌ فتح‌المبین» مسئولیت بخشی از عملیات، به عهده این سردار دلاور بود. در عملیات پیروزمندانه «‌بیت‌المقدس» در سمت معاونت تیپ محمد رسول‌الله (ص) فعالیت كرد. با آغاز عملیات «‌رمضان» در تاریخ ۲۳/۴/۶۱ در منطقه «شرق بصره»، فرماندهی تیپ ۲۷ حضرت رسول (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا هنگام شهادتش در سمت فرماندهی آن انجام وظیفه كرد. 
 
در « والفجر مقدماتی» مسئولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل« لشکر ۲۷ حضرت محمد رسول‌الله (ص)، ‌لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدالشهدا (ع)» بود را بر عهده گرفت و سرانجام در عملیات خیبر، در جزیره مجنون، و در هفدهم اسفند ۱۳۶۲، این جان ناآرام و شیدا، بهانه وصل به معبود را با تركشی كه بر پیكرش نشست، پیدا كرد و شهد دلنشین شهادت را لاجرعه سر كشید. خدایش با اولیا محشور گرداند.
 
آنچه در ادامه می خوانید خاطراتی در خصوص این شهید بزرگوار است که گویای معنویت و اتصال ایشان به خداوند متعال و همچنین توانایی های شگرف این فرمانده دلاور و نام آور ایران اسلامی می باشد.
 
در اوائل مهرماه سال ۱۳۶۱، محمد ابراهیم همت به طور همزمان در دو سِمَت منصوب شد: هم به عنوان فرمانده لشکر نصر؛ متشکل از تیپ های ۲۷ محمد رسول الله (ص)، ۳۱ عاشورا، ۲۱ امام رضا(ع) و ۱۸ جواد الائمه(ع)، و هم به عنوان فرمانده ی سپاهی قرارگاه عملیاتی ظفر. در این عملیات، به صوابدید همت، مسئولیت فرماندهی تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) را که تحت امر قرارگاه ظفر قرار گرفته بود، رضا چراغی عهده دار شد.
 
همت با آن که به اقتضاء مسئولیت جدید خود، باید در قرارگاه هدایت عملیات را به عهده می گرفت، اما از هر فرصتی برای سرکشی به رزمندگان بسیجی سود می جست. چه این که در شب نهم مهرماه قید ماندن در قرارگاه را زد و برای بدرقه ی گردان های عازم حمله، به سنگر دیدگاه مشرف به نقطه ی رهایی نیروها آمد.
 
یکی از کادر های ارشد اطلاعاتی تیپ ۲۷ در عملیات مسلم بن عقیل(ع)، در شرح این واقغه می گوید:
 
« ... شب عملیات مسلم بن عقیل در دیدگاه ایستاده بودم. حاج همت و دیگر برادران هم حضور داشتند. بی سیم کار می کرد. اوضاع شلوغ بود و گردان ها از نقطه ی رهایی عبور کرده بودند. حاج همت ساکت و آرام به آسمان خیره شده بود و اشک می ریخت.
 
کمتر کسی به ایشان توجه داشت. همه سرگرم کار خودشان بودند. از حالت حاجی تعجب کردم. ابتدا به خودم اجازه ندادم چیزی بپرسم، اما طاقت نیاوردم. جلو رفتم، حال او را جویا شدم. حاج همت به بالا اشاره کرد و گفت: خوب به ماه نگاه کن. به آسمان نگاه کردم. به نظر می رسید ماه در حال حرکت است. حاج همت ادامه داد: ماه، لحظه به لحظه، نیروهای ما را همراهی می کند. جایی که نیروها در معرض دید دشمن قرار می گیرند، ماه زیر ابر می رود و جایی که از دید دشمن خارج می شوند و نیاز به روشنایی دارند، ماه از زیر ابرها بیرون می آید و همه جا را روشن می کند.
 
از آنجا که حاجی اعتقاد شدیدی به امدادهای غیبی و رهبری عملیات از سوی آقا امام زمان (عج) داشت، به شدت منقلب شده بود و طاقت نیاورد. از پشت بی سیم به فرمانده گردان ها ندا داد تا به حرکت ابرها و ماه توجه داشته باشند. چند دقیقه بعد، صدای فرماندهان از پشت بی سیم به گوش رسید، آن ها هم از شوق، گریه می کردند.»
 
از نهم مهر، تا بیست و پنجم آبان ۱۳۶۱، به مدت بیش از چهل و پنج شبانه روز، همت و رزمندگان خاکی پوش تحت امرش، طی دو عملیات پی در پی مسلم بن عقیل و زین العابدین(ع)، جنگی سخت و از حیث موانع طبیعی منطقه ی کوهستانی سومار؛ بسیار پیچیده را تجربه کردند. به رغم آنکه اهداف اصلی این عملیات تامین نشدند، اما؛ نفس استقرار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بر ارتفاعات مشرف به شهر مندلی عراق و بزرگراه استراتژیک مندلی- بغداد ، برای رژیم متجاوز صدام حسین، که در آن ایام خود را برای برگزاری هفتمین دور اجلاس سران جنبش عدم تعهد در پایتخت عراق مهیا کرده بود، به منزله ی تهدیدی حیثیتی به شمار می آمد. در همین رابطه، مسئول وقت واحد اطلاعات- عملیات تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) می گوید:
 
«... همت به هیچ وجه یک فرمانده تک بعدی و یک جانبه گرا نبود. چه اینکه نگاهش، صرفا به گرفتن یک موضع و چند قله از تصرف دشمن، محدود نمی شد و دیدیم که بعد از مسلط شدن بچه ها بر ارتفاعات مشرف به مندلی، بلافاصله در صدد برآمد از این موفقیت تاکتیکی نظامی، بهره برداری رسانه ای استراتژیکی به عمل بیاورد. روی همین حساب هم، بلافاصله در جایگاه فرمانده قرارگاه ظفر، ترتیبی داد که تمامی نمایندگان آژانس های خبری خارجی مقیم تهران را، برای بازدید از موفقیت نظامی، به محور سومار دعوت کنند. 
 
اول برای خبرنگارهای خارجی در قرارگاه ظفر یک نشست توجیهی ترتیب داد که طی آن، خودش داخل سوله، پای نقشه ی منطقه ی عملیات ایستاد و گزارش جامعی از نحوه ی تک و چگونگی حمله را به آن ها داد. بعد هم همه را با خودش به سنگر دیدگاه مشرف بر شهر مندلی و جاده ی مندلی- بغداد برد و تک تک آن ها را با دوربین ۱۲۰*۲۰ توجیه کرد و در مصاحبه ای هم که با او داشتند، گفت: ما، ماه هاست به کشورهای عضو جنبش عدم تعهد هشدار داده ایم که پایتخت عراق برای میزبانی اجلاس عدم تعهد از امنیت برخوردار نیست، ولی هشدار مار را جدی نگرفتند. حالا که شما نماینده های خبرگزاری های بین المللی در اینجا، با چشم های خودتان دیدید که اتوبان مندلی- بغداد در تیررس نیروهای ایرانی قرار گرفته، بار دیگر به مجامع جهانی اخطار می کنیم که بغداد برای برگزاری آن کنفرانس، به هیچ وجه امن نیست!
 
الغرض؛ نتیجه این شد که بعد از انعکاس این مانور ژورنالیستی همت در رسانه های آمریکای و اروپایی، کشورهای عضو جنبش عدم تعهد رسما اعلام کردند که به دلیل نا امنی بغداد، بهتر است کشور دیگری این اجلاس را برگزار کند و میزبانی اجلاس، به هندوستان محول شد. لذا، داغ رهبری کشورهای عدم تعهد برای چهار سال آینده ( یعنی ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶ ) بر دل سیاه صدام ماند... همت چنین اعجوبه ای بود آقاجان! » 
 
البته لازم به ذکر است که عملیات مسلم بن عقیل و مانور تبلیغاتی حساب شده ی همت بر روی اشراف نیروهای ایرانی بر اتوبان مندلی- بغداد، در تلفیق با یورش شهادت طلبانه ی عقاب تیز پرواز نیروی هوایی ارتش جمهور ی اسلامی، خلبان شهید عباس دوران به هتل بین المللی الرشید بغداد در تیرماه سال ۱۳۶۱ بود که موجبات باور پذیری اخطار های ایران برای لغو برگزاری اجلاس سران جنبش عدم تعهد در عراق را فراهم آورد.
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 19:53  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
۹۴/۰۲/۰۱ - ۹۴/۰۲/۰۷
۹۳/۱۲/۲۲ - ۹۳/۱۲/۲۹
۹۳/۱۲/۱۵ - ۹۳/۱۲/۲۱
۹۳/۱۲/۰۱ - ۹۳/۱۲/۰۷
۹۳/۱۱/۲۲ - ۹۳/۱۱/۳۰
۹۳/۱۱/۱۵ - ۹۳/۱۱/۲۱
۹۳/۱۰/۲۲ - ۹۳/۱۰/۳۰
۹۳/۰۹/۱۵ - ۹۳/۰۹/۲۱
۹۳/۰۹/۰۸ - ۹۳/۰۹/۱۴
۹۳/۰۹/۰۱ - ۹۳/۰۹/۰۷
۹۳/۰۸/۲۲ - ۹۳/۰۸/۳۰
۹۳/۰۸/۱۵ - ۹۳/۰۸/۲۱
۹۳/۰۸/۰۸ - ۹۳/۰۸/۱۴
۹۳/۰۸/۰۱ - ۹۳/۰۸/۰۷
۹۳/۰۷/۲۲ - ۹۳/۰۷/۳۰
۹۳/۰۷/۱۵ - ۹۳/۰۷/۲۱
۹۳/۰۷/۰۸ - ۹۳/۰۷/۱۴
۹۳/۰۶/۲۲ - ۹۳/۰۶/۳۱
۹۳/۰۶/۱۵ - ۹۳/۰۶/۲۱
۹۳/۰۶/۰۸ - ۹۳/۰۶/۱۴
۹۳/۰۶/۰۱ - ۹۳/۰۶/۰۷
۹۳/۰۵/۲۲ - ۹۳/۰۵/۳۱
۹۳/۰۵/۱۵ - ۹۳/۰۵/۲۱
۹۳/۰۵/۰۸ - ۹۳/۰۵/۱۴
۹۳/۰۵/۰۱ - ۹۳/۰۵/۰۷
۹۳/۰۴/۲۲ - ۹۳/۰۴/۳۱
۹۳/۰۴/۱۵ - ۹۳/۰۴/۲۱
۹۳/۰۴/۰۸ - ۹۳/۰۴/۱۴
۹۳/۰۴/۰۱ - ۹۳/۰۴/۰۷
۹۳/۰۳/۲۲ - ۹۳/۰۳/۳۱
۹۳/۰۳/۱۵ - ۹۳/۰۳/۲۱
۹۳/۰۳/۰۸ - ۹۳/۰۳/۱۴
۹۳/۰۳/۰۱ - ۹۳/۰۳/۰۷
۹۳/۰۲/۲۲ - ۹۳/۰۲/۳۱
۹۳/۰۲/۱۵ - ۹۳/۰۲/۲۱
۹۳/۰۲/۰۸ - ۹۳/۰۲/۱۴
آرشيو
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو