X
تبلیغات
دانشجو
اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 13:21  توسط narsis | 

شهدا

خبرگزاری تسنیم: مدیرکل بنیادشهید و امورایثارگران استان مرکزی گفت: شهید مرتضی امینی که درهنگام شهادت، جوان ۱۷ساله کربلاهای ایران بود پس از ۲۶سال گمنامی شناسایی شده و رجعت کرد.

حجت الاسلام حسن هنرمند در گفت و گوی اختصاصی با خبرگزاری تسنیم در اراک، با اشاره به شناسایی پیکر مطهر شهید مرتضی امینی اظهار کرد: با تفحص کمیته جست و جوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح پیکر مطهر شهید مرتضی امینی که 26سال پیش در سن 17سالگی مفقود شده بود کشف و تفحص شد.

وی افزود: این شهید که در یکم فروردین ماه سال 1350 به دنیا آمد، در هنگام اعزام به جبهه محصل بوده و بعنوان بسیجی به جبهه های نبر حق علیه باطل اعزام شده که در 29فروردین ماه 1367 مفقود و به درجه شهادت نائل شد.

حجت الاسلام هنرمند تصریح کرد: پیکر مطهر این شهید در منطقه عملیاتی فاو تفحص شده است.

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی با اشاره به مراسم بزرگداشت یاد و خاطره این شهید گفت: مراسم شام غریبان و وداع با این شهید امشب همزمان با نماز مغرب و عشا با حضور پدر و مادر و خانواده شهید تازه تفحص شده و با مشارکت یکی از پایگاه های بسیج اراک برگزار می شود.

حجت الاسلام هنرمند افزود: مراسم دیگری نیز فردا صبح همراه با قرائت زیارت عاشورا از سوی اداره کل بنیاد شهید استان مرکزی در نظرگرفته شده که پس از آن از ساعت 10صبح مراسم تشییع پیکر این شهید برروی دستان مردم شهیدپرور استان مرکزی آغاز و تا بهشت زهرا ادامه دارد.

وی تصریح کرد: مراسم یادبود این شهید همزمان با عصر پنجشنبه(فردا) و مقارن با بزرگداشت سالگرد شهادت شهدای پاسدار که به دست گروهک پژاک در سالهای گذشته به شهادت رسیدند در مسجد سیدهای اراک از ساعت 3عصر برگزار می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:13  توسط narsis | 
گفت: بعد از حمایت اتحادیه اروپا از انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، برخی از اعضای این انجمن به فکر بازگشایی آن افتاده‌اند!
گفتم: ولی اعضای اصلی انجمن و نزدیک به 30 نفر از خبرنگاران عضو آن به آمریکا و انگلیس پناهنده شده‌اند.
گفت: با این حساب اتحادیه اروپا باید انجمن را در انگلیس یا آمریکا راه‌اندازی کند ولی یکی دو نفر از گردانندگان انجمن در ایران هستند.
گفتم: یکی از این دو نفر که اعتراف کرده به دستور آمریکا و برای موسسات وابسته به سازمان «سیا» نظرسازی جعلی و تقلبی تهیه می‌کرده و یکی دیگر هم مطابق اسناد موجود از آمریکا برای سیاه‌نمایی علیه ایران اسلامی پول کلان دریافت کرده بود.
گفت: پس قطعنامه اتحادیه اروپا چیست؟!
گفتم: یارو توی اتوبوس دستهایش را مثل دسته‌های کوزه به کمرش زده بود. یکی از مسافران گفت؛ آقا! این چه طرز ایستادنه؟ دستهایت را بنداز! و یارو نگاهی به دستهایش کرد و گفت؛ پس هندونه‌ها کو؟!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:10  توسط narsis | 


نماینده مجلس:وزارت صنعت حدود 3 هزار نفر از افراد تحصیل کرده را که سال‌ها در مباحث اقتصادی و نظارت بر کنترل بازار کار کرده‌اند، اخراج کرده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا ، به نقل از تسنیم نادر قاضی پور نماینده مردم ارومیه درمجلس شورای اسلامی صبح امروز در نشست علنی وکلای ملت در اخطار قانون اساسی خطاب به هیئت رئیسه پارلمان اظهار داشت: وزارت صنعت حدود 3 هزار نفر از افراد تحصیل کرده را که سال‌ها در مباحث اقتصادی و نظارت بر کنترل بازار کار کرده‌اند، اخراج کرده است. 


وی ادامه داد: این افراد تحصیل کرده هستند و زن و بچه دارند و 5 سال تمام برای وزارت صنعت کار کرده‌اند اما این وزارت خانه آنها را یک شبه اخراج کرده است. بنابراین از وزارت صنعت می خواهیم تا بحث اخراج این افراد را که بیشتر از استان‌های کردستان و سیستان و بلوچستان هستند، بررسی کند.

این نماینده مجلس با اشاره به بحث تحقیق و تفحص از فدراسیون فوتبال خاطرنشان کرد: تحقیق و تفحص از فدراسیون فوتبال قرار بود، به صحن علنی بیاید اما به دلیل خبر برخی رسانه‌ها، موضوعاتی مطرح شد و در نهایت این تحقیق و تفحص در صحن علنی قرائت نشد و ما از این موضوع قانع نشده‌ایم. 

در ادامه حجت الاسلام ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس در پاسخ به این اخطار گفت: دستگاه ذی ربط موضوع اخراج این کارمندان وزارت صنعت را مورد بررسی قرار دهند.

همچنین علیرضا منادی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در خصوص تحقیق و تفحص از فدراسیون فوتبال گفت: درباره این صحبت آقای قاضی‌پور که گفتند ما قانع نشدیم، باید بگویم درباره این تحقیق و تفحص جلسه‌ای در دفتر ما برگزار شد و دوستان از موضوعات مطرح شده قانع نشدند، بنابراین دوستان فدراسیون فوتبال قرار شد برای ما گزارشی بیاورند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:9  توسط narsis | 


سکوت معنادار دولت در مورد هزینه 7 میلیاردی برای استخر و سونای ساختمان سفید ریاست جمهوری

در حالی که چندی پیش خبرهایی در خصوص هزینه 7 میلیارد تومانی تغییرات و بازسازی‌های اساسی در ساختمان سفید نهاد ریاست جمهوری منتشر شده بود، تا کنون هیچ یک از مسئولین دولتی هیچ توضیحی در این رابطه ارائه نکرده اند.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی دانا، در حالی که چندی پیش خبرهایی در خصوص هزینه 7 میلیارد تومانی تغییرات و بازسازی‌های اساسی در ساختمان سفید نهاد ریاست جمهوری منتشر شده بود، تا کنون هیچ یک از مسئولین دولتی پاسخی در این رابطه ارائه نکرده اند.

به نظر می رسد سکوت دولت تدبیر و امید در این رابطه به دلیل عادی بودن این هزینه برای دولت است.

درحالی که دولت تبلیغات گسترده ای برای انصراف مردم از یارانه ها انجام می دهد و 7 روز هم از ثبت نام جدید یارانه ها می گذرد، ولی هنوز هزینه های کلانی در سطح دولت می شود.

به عنوان مثال گفته می شود که در ایام نوروز هزینه های پیامک تبریک روحانی به مردم در حدود 950 میلیون تومان بود.

همچنین هزینه  تأسیسات رفاهی مانند، سونا، استخر، سالن های ورزشی و امکانات لوکس در ساختمان ریاست جمهوری به 7 میلیارد نیز رسیده است.

قطعاً این هزینه ها در راستای اقتصاد مقاومتی نبوده و دولت برای تأثیرگذاری بیشتر کلامش در ازای انصراف مردم از یارانه ها باید خود نیز در ظاهر ساده گرایی را رعایت کرده و از ریخت و پاش ها جلوگیری کند.

این هزینه ها در حالی صورت می گیرد که دولت از ابتدای ورود خود از خزانه های خالی صحبت کرده است و هم اکنون نیز طی یک فراخوان گسترده از مردم درخواست کرده است تا از دریافت یارانه خود انصراف بدهند.

قطعا دولت باید برای این هزینه های اضافه و ریخت و پاش ها جوابی درخور به مردم ارائه کند تا افکار عمومی را در این خصوص توجیه کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:8  توسط narsis | 


اظهارات جنجالی بیژن زنگنه وزیر نفت در جمع تعدادی از کارکنان وزارت نفت و طرح این ادعای دروغ که « آقای روحانی برای من (زنگنه) تعریف می کرد که یکی از وزرای پیشین نزد من آمد و گفت...

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از رجانیوز، اظهارات جنجالی بیژن زنگنه وزیر نفت در جمع تعدادی از کارکنان وزارت نفت و طرح این ادعای دروغ که « آقای روحانی برای من (زنگنه) تعریف می کرد که یکی از وزرای پیشین نزد من آمد و گفت که من رفته‌ام امارات و خواهش کرده‌ام تا یک مقدار پول گرفتم و به ایران آوردم و آقای روحانی گفت وقتی این وزیر رفت من گریه کردم. که چرا کار کشور باید به جایی برسد که یک وزیر از شیخ اماراتی خواهش کند تا 4 قران پول برای امور جاری کشور به ما بدهد.» باعث شد تا وی امروز در جمع نمایندگان حاضر شده و به سوالات آنها پاسخ دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:7  توسط narsis | 



مهدی هاشمی قطعاً به زودی در دادگاه حاضر می شود/ادعای

نماینده مردم خرم آباد در مجلس گفت: بی گناهی و گناهکار بودن این فرد در محاکم قضایی و دادگاه مشخص خواهد شد و باید دانست که با سخنان این چنین کسی تبرئه نمی‌شود؛ وی قطعا به زودی در دادگاه حاضر خواهد شد و باید پاسخگو باشد.

ابراهیم آقامحمدی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و نماینده مردم خرم آباد در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی دانا،‌ در خصوص اظهارات اخیر مهدی هاشمی مبنی بر مزخرف بودن اتهامات وارده بر وی و لزوم برخورد دستگاه قضا با مفاسد اقتصادی،‌ اظهار داشت: بی گناهی و گناهکار بودن این فرد در محاکم قضایی و دادگاه مشخص خواهد شد و باید دانست که با سخنان این چنین کسی تبرئه نمی‌شود.

وی افزود: مهدی هاشمی قطعاً به زودی در دادگاه حاضر خواهد شد و در آن جا باید پاسخگو اعمال و اتهامات وارده به خودش باشد.

آقا محمدی همچنین در خصوص ذهنیتی به وجود آمده در جامعه در خصوص چرایی کندی سرعت رسیدگی به پرونده آقا زاده‌ها، تصریح کرد: من هم این احساس را در جامعه درک می‌کنم که انگار هرجه جرم سبک تر باشد و مجرمش یک فرد عادی و بی مقام باشد سخت‌تر با وی برخورد می‌شود؛ ولی هرچه جرم سنگین تر باشد و مجرم یقه سفید تر باشد در محاکمه اش تعلل می‌شود.

وی در ادامه گفت: البته ممکن است این امر به دلیل حجم بالای پرونده و لزوم رسیدگی به جهات مختلف پرونده باشد ولی لازم است دستگاه قضایی این مسائل را شفاف تر بازگو کند و در روند رسیدگی سرعت بیشتری اعمال کند.

این عضو کمیسیون امنیت ملی با اشاره به برخی اقدامات در خصوص مخفی نگه داشتن نام متهمین و به اختصار نوشتن آن، خاطرنشان کرد:  متاسفانه شفاف سازی خوبی چه در رابطه با این فرد و چه در خصوص دیگر متهمین صورت نمی گیرد و اطلاع دقیقی به مردم داده نمی‌شود.

وی در بخش دیگری از سخنانش ضمن اشاره بر عدل پیغمبر(ص) و علی(ع) در دوران حکومتشان،عنوان کرد: آن چیزی که اسلام را در میان سایر مکاتب متمایز کرده اینست که عدالت در آن جلوه و نمود بیشتری نسبت به دیگر ادیان دارد و لذا دستکاه قضایی سیره علوی در حکومت داری را همچون گذشته بیش از پیش در خصوص این افراد بکار گیرد.

آقا محمدی ضمن تاکید بر این موضوع که استفاده از رانت مقابله با عدالت علی(ع)، ادامه داد: اینکه کسی بخواهد از مقام خودش یا پدرش در جهت مال اندوزی استفاده کند، از نظر اسلام مذموم و ناپسند است .

این عضو کمیسیون امنیت ملی ضمن تاکید بر این مطلب که هیچ کس نمی تواند ادعایی نسبت به انقلاب داشته باشد،‌ بیان داشت: ما همه مدیون و وامدار انقلاب هستیم. آن کسی که الان رئیس فلان سازمان و نهاد است اگر انقلاب و نفس مسیحایی امام نبود ،هیچ گاه در چنین جایگاهی نبوده و نمی‌توانسته الان از مقامشان سوء استفاده کنند.

وی گفت: فرزندان اصیل انقلاب هروقت احساس کنند که عده‌ای انقلاب را ارث پدر خودشان می‌دانند به خروش خواهند آمد و مقابل این رفتارها می ایستند و تمام این نابه‌سامانی‌ها را درست خواهند کرد. اما بهتر است نهادهای نظارتی و قضایی با برخورد به موقع و قانونی و حکومتی جلوی این رانت‌خواری‌ها و سوءاستفاده ها را بگیرند وبرخورد قاطع داشته باشند.

آقامحمدی خاطرنشان شد: نظام اسلامی باید تبعیض، ظلم، تجاوز به حقوق دیگران و نابرابری‌ها را از نظام اسلامی برچیند و دست تمام طمع‌کاران را از بیت المال قطع کند چرا که این ها سفارش امیرالمونین (ع) است.

نماینده مردم خرم آباد در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:‌ آقازاده ها در زمان علی(ع) در کارحکومت اسلامی اخلال ایجاد کردند و بساط جمل و کربلا را به وجود آورند و ما نیز باید مراقب آقازاده‌های زمان باشیم که به آن راه نروند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:4  توسط narsis | 


سفر رییس‌جمهور به استان سیستان و بلوچستان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:3  توسط narsis | 
آیت‌الله سیستانی در پاسخ پرسش جمعی از مومنین درباره نحوه ورود به شبکه‌های اجتماعی، مانند اینترنت ضمن بیان حدود شرعی ورود به این شبکه‌ها، توصیه‌هایی را به کاربران مسلمان داشت.
به گزارش پایگاه 598 به نقل از ایسنا، متن سوال جمعی از مومنین و پاسخ و توصیه‌های این مرجع تقلید به شرح زیر است.
 
«سوال
 
با پیشرفت علم و تکنولوژی و گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مسائل جدیدی برای خانواده‌ها پیش آمده که لازم است آنها را مطرح کنیم.
 
۱- آیا جایز است زن و دختر با هر شخصی که می‌خواهد نامه نگاری کند، آن هم بدون اطلاع شوهر و پدر و همچنین ﭘسران با دختران نامحرم؟
 
۲- هنگامی که مرد از همسرش و یا از دخترش و یا پسرش و یا از خواهرش می‌پرسد که چه فعالیتی را بر روی اینترنت و با چه کسانی انجام می‌دهید، ﮔاهی جواب می‌دهند که: ( ارتباط با شما ندارد، و نباید در امور شخصی ما دخالت کنی )، آیا این درست است؟
 
۳- آیا شوهر و یا پدر چنین حقی دارد که اگر همسر یا فرزندان، ارتباط با دیگران را ادامه دهند مخصوصا اگر این صحبت‌ها با دیگران در خفا بوده و باعث شک و شبهه به ارتباط‌های حرام باشد، ایشان را بازخواست کند. و به تعبیر دیگر وظیفه شوهر نسبت به همسر و پدر نسبت به فرزندان در این گونه موارد چیست؟
 
پاسخ و توصیه‌های این مرجع تقلید
 
ارتباط زن و مرد نامحرم از راه ارسال ﭘیام‌های نوشتاری و یا ﮔفتاری جایز نیست مگر به همان مقدار که به طور مستقیم جایز است. و شایسته نیست زن طوری رفتار کند که شک و شبهه شوهر را برانگیزد و همچنین است حکم فرزندان نسبت به پدر و مادر، بلکه در بعضی از موارد این کار حرام است، مانند این که رفتار زن به طوری شبهه انگیز باشد که از نظر عقلا با رعایت حقوق شوهر، منافات داشته باشد یا رفتار فرزند موجب اذیت پدر و یا مادر از جهت شفقت و دلسوزی برای فرزند باشد.
 
و اگر رفع مشکل متوقف بر اطلاع شوهر یا پدر و یا مادر از محتوای ﭘیام‌های ارسالی و دریافتی باشد در صورتی که محذوری در پی نداشته باشد متعین است. به طور کلی باید توجه داشت شوهر و پدر در مقابل همسر و فرزند مسئولیت شرعی دارند، خداوند می‌فرماید (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ) ((ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خود را از آتشی که سوخت آن مردم و سنگ‌ها هستند حفظ کنید، فرشتگانی درشت‌گفتار و سخت‌گیر بر آن آتش موکلند، هر چه خدا بگوید نافرمانی نمی‌کنند و همان می‌کنند که به آن مأمور شده‌اند)).
 
بنابر این زن و فرزند باید شوهر و پدر را در انجام این وظیفه کمک کنند و اگر نکنند بر آنها است که به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر طبق ضوابط آن عمل نمایند.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:1  توسط narsis | 
جا دارد که دولت محترم، مثلا رئیس‌جمهور و یا سخنگوی دولت، ضمن محکوم کردن ناهنجاری‌های یاد شده قول مقابله جدی با آن را بدهند و یا به مردم اطمینان بدهند که قصد مبارزه با مفاسد اقتصادی، پیشگیری از ریخت و پاش‌ها و اجتناب از هزینه بیت‌المال در موارد غیرضروری و... را دارند.
به گزارش پایگاه 598 ، حسین شریعتمداری در یادداشتی با عنوان "یارانه نقدی دریافت یا انصراف؟" در کیهان نوشت:

این روزها، دریافت و یا انصراف از دریافت یارانه نقدی به یکی از پردامنه‌ترین مسائل روز تبدیل شده و بخش قابل توجهی از اخبار و گزارش‌ها و دغدغه مسئولان به ویژه دولتمردان را به خود اختصاص داده است. دولت از چند ماه قبل، تبلیغات گسترده‌ای را با تاکید بر ضرورت اختصاص یارانه به اقشار محروم و کم درآمد و تشویق خانوارهای بی‌نیاز به انصراف از ثبت‌نام آغاز کرده بود. این تبلیغات طی چند روز گذشته و با آغاز مهلت ده روزه ثبت‌نام اینترنتی سرپرست خانوارها، حجم و شتاب بیشتری گرفته است. دیروز وزیر اقتصاد و دارایی با حضور در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد نزدیک به ۱۰میلیون نفر از صاحبان ثروت و بی‌نیاز از دریافت یارانه را شناسایی کرده‌ایم که در صورت ثبت نام از لیست یارانه‌بگیران حذف خواهند شد و یک خبر اعلام نشده دیگر حکایت از آن دارد که تاکنون تعداد انصراف‌دهندگان، کمتر از رقمی است که انتظار می‌رفت. هرچند اعلام رسمی این رقم به بعد از پایان ثبت نام‌ها موکول شده است.

و اما، در این باره اشاره به نکاتی ضروری تلقی می‌شود؛

۱- طرح هدفمندی یارانه‌ها، نیاز مبرم و گره‌گشایی بود که دستکم طی ۲۵سال گذشته هیچیک از مسئولان برجسته نظام و صاحبنظران در ضرورت اجرا و عملیاتی شدن آن کمترین تردیدی نداشتند ولی دولت‌های مدعی‌اصلاحات و سازندگی علی‌رغم این احساس نیاز، حاضر به اجرای طرح یادشده نبودند و پی‌آمدهای اولیه اجرای این طرح یعنی، افزایش قیمت حامل‌های انرژی و به تبع آن افزایش بهای سایر کالا و خدمات را با منافع حزبی و گروهی و سازمان رأی خود ناسازگار می‌دانستند. این طرح نهایتا در دولت احمدی‌نژاد و با جسارت قابل تقدیر ایشان به عرصه عمل وارد شد که هرچند برخی از دستاوردهای حاصل از اجرای آن را نمی‌توان نادیده گرفت ولی متاسفانه به دلایلی در ادامه راه از مسیر اصلی و پیش‌بینی شده خارج شد و به نتیجه‌ای که انتظار می‌رفت نرسید.

درباره علت ناتمام ماندن طرح هدفمندی یارانه‌ها در دولت قبلی می‌توان به چند عامل اشاره کرد. بعد از آغاز مرحله اجرایی طرح، دو جریان اصلاحات و سازندگی که از یکسو، جرأت و جسارت اجرای آن را در دوران حاکمیت خود نداشتند و از سوی دیگر، دستاوردهای طرح یادشده را کسب یک پیروزی چشمگیر برای دولتی می‌دانستند که چشم دیدن آن را نداشتند، به سنگ‌اندازی در مسیر اجرای طرح روی آوردند و بی‌اعتناء به منافع ملی و نیاز حیاتی کشور، تبلیغات سنگین و پرحجمی را علیه آن سامان داده و به میدان آوردند.

بعد از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها همانگونه که از قبل انتظار می‌رفت و پیش‌بینی شده بود، بهای حامل‌های انرژی افزایش یافت که دولت با سهمیه‌بندی سوخت موفق به مهار آن شد و در همان حال پروژه جمع‌آوری اطلاعات برای خوشه‌بندی و توزیع عادلانه یارانه‌ها متناسب با توان و بضاعت مالی مردم را در دست اجرا داشت که در صورت عملی شدن می‌توانست نقش تعیین‌کننده‌ای در سامان‌بخشی به اقتصاد کشور و پیشگیری از هرز رفتن منابع مالی در پرداخت بی‌رویه یارانه‌ها را در پی داشته باشد.

اما همزمان با افزایش بهای حامل‌های انرژی قیمت بسیاری از کالا و خدمات مورد نیاز مردم نیز به گونه‌ای غیرطبیعی و در مواردی به صورت جهشی افزایش یافت و عرصه را بر مردم، مخصوصا اقشار محروم و کم‌درآمد تنگ کرد. در این هنگام، متأسفانه دولت دهم به آفت ویرانگر حلقه انحرافی مبتلا شده بود و بیشترین وقت و ظرفیت خود را به جای آن که صرف ادامه طرح هدفمندی یارانه‌ها و چاره‌اندیشی برای مقابله با سختی معیشت مردم کند، به امور حاشیه‌ای و نه فقط غیر ضروری بلکه بازدارنده و خسارت‌آفرین اختصاص داده بود.

هجوم تبلیغاتی سنگین شرکت سهامی اصلاحات و کارگزاران که از سوی رسانه‌های بیگانه و مافیای اقتصادی نیز به شدت پشتیبانی می‌شد، با وادادگی دولت و حاشیه‌سازی‌های مشکوک حلقه انحرافی در هم آمیخت و دولت دهم را از ادامه اجرای طرح هدفمندی‌ یارانه‌ها دور کرد و در مقابل هجوم تبلیغاتی مجموعه مورد اشاره که سمت و سوی تبلیغات انتخاباتی نیز داشت، به مقابله به مثل تبلیغاتی روی آورد، تا آنجا که شعار افزایش مبلغ یارانه‌ها از ۴۵ هزار تومان به ۲۵۰ هزار تومان را پیش کشید و...

۲- امروزه اما، برخی از سردمداران همان جریانی که هجوم تبلیغاتی سنگین علیه طرح هدفمندی یارانه‌ها را در دولت احمدی‌نژاد سامان داده بودند، در یک چرخش یکصد و هشتاد درجه‌ای- شاید به دلیل قانونی بودن طرح و الزام به اجرای آن- از ضرورت اجرای طرح سخن می‌گویند و با فراموش کردن عمدی سنگ‌اندازی‌ها و تخطئه‌های قبلی خود علیه همین طرح، از جمله این که حذف یارانه برخی از اقشار - حتی پردرآمد- را پایمال کردن حق آنها می‌دانستند! مردم را به انصراف از دریافت یارانه تشویق می‌کنند. این چرخش یکصد و هشتاد درجه‌ای و برخورد متناقض اگر چه درخور ملامت است ولی طرح هدفمندی یارانه‌ها یک طرح ملی است که اجرای آن می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در سامان‌دهی اقتصاد کشور و حمایت نهایی از اقشار محروم و کم‌درآمد داشته باشد، از این روی باید همراهی با دولت در پیشبرد و اجرای این طرح را یک وظیفه دینی و ملی تلقی کرد.

۳- دولت برای تشویق به انصراف از دریافت یارانه، دست به تبلیغات بسیار گسترده و کم‌سابقه‌ای زده است که بیشترین حجم این تبلیغات را رسانه ملی و ده‌ها شبکه رادیویی و تلویزیونی آن بر عهده دارد ولی در تنظیم و ارائه این تبلیغات کاستی‌ها و کج‌سلیقگی‌هایی دیده می‌شود که در پاره‌ای از موارد تبلیغات یاد شده را به ضدتبلیغ تبدیل می‌‌کند. از جمله آن که؛

الف: حجم انبوه تبلیغات آنهم با سوژه‌های تکراری در بسیاری از موارد، نقش‌کاهنده‌ای در پذیرش و اقناع مخاطب دارد و علاوه بر دلزدگی، تردیدآفرین نیز هست. به بیان دیگر، دو، دو تا فقط در ریاضیات است که چهار تا می‌شود.

ب: در کلیپ‌های تبلیغاتی صداوسیما- مخصوصا سیما- برخی از کسانی جلوی دوربین آمده و ضمن اعلام انصراف از دریافت یارانه دیگران را هم به انصراف تشویق می‌کنند که اساسا یارانه گرفتن آنها عجیب و غریب است. مثلا؛ فلان فوتبالیست یا هنرپیشه، یا کارخانه‌دار و بوتیک‌دار و در یک مورد، مدیر فلان بانک و... که معمولا از درآمدهای کلان برخوردارند و اعلام انصراف آنها نمی‌تواند برای دیگران الگو و قابل استناد باشد.

ج: در برنامه‌های تبلیغاتی سفارش شده به صدا و سیما و نیز مصاحبه‌های دولتمردان بر ضرورت انصراف خانوارهای بی‌نیاز تاکید می‌‌شود که اقدام شایسته‌ای است ولی کمتر به نتیجه و دستاورد این انصراف اشاره می‌کنند و حال آن که آنچه انگیزه‌آفرین است، اطلاع مخاطب از نتیجه‌ای است که انصراف وی و امثال او در پی دارد. به عنوان مثال، قرار است درآمد حاصل از هدفمندی یارانه‌ها، صرف ساماندهی بهداشت و درمان و تدارک امکانات مورد نیاز مراکز درمانی باشد. از این روی، اشاره به مشکلات درمانی مردم و مثلا تهیه فیلم از دشواری‌های یک بیمار مستضعف می‌تواند بسیاری از افراد را در مقیاس گسترده‌ای به انصراف از دریافت یارانه تشویق کند.

د: برخی از مفاسد کلان اقتصادی، وجود دهها هزار میلیارد تومان بدهی معوقه بانکی، پرداخت دستمزدهای کلان به شماری از افراد، نظیر تعدادی از فوتبالیست‌ها، ریخت و پاش‌های غیرضروری و... باعث شده که طیفی از مردم نسبت به محل هزینه درآمد حاصل از هدفمندی یارانه‌ها دچار تردید شوند. در همین زمینه باید به برخی از هنجارشکنی‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دولت و بی‌توجهی به باورهای دینی و ملی مردم نیز اشاره کرد که امروزه، اعتماد ملت به دولت را با آسیب جدی روبرو کرده است.

مجموعه این موارد اعتمادسوز می‌تواند در بی‌رغبتی مردم به همکاری با دولت موثر باشد و هست و جا دارد که دولت محترم، مثلا رئیس‌جمهور و یا سخنگوی دولت، ضمن محکوم کردن ناهنجاری‌های یاد شده قول مقابله جدی با آن را بدهند و یا به مردم اطمینان بدهند که قصد مبارزه با مفاسد اقتصادی، پیشگیری از ریخت و پاش‌ها و اجتناب از هزینه بیت‌المال در موارد غیرضروری و... را دارند.

۴- بی‌اعتمادی مورد اشاره به دولت باعث شده است که طیفی از مردم، ضمن اعلام بی‌نیازی از دریافت یارانه و یا به دلیل مناعت طبع- و علی‌رغم نیاز- تصمیم بگیرند یارانه را دریافت کرده و سپس مبلغ آن را به نفع نیازمندان هزینه کنند! این طیف باید توجه داشته باشند- و برای آنان توضیح داده شود - که اولا؛ کمک به دولت در اجرای طرح هدفمندی یارانه‌‌ها، یک وظیفه دینی و ملی است که انصراف بی‌نیازان از دریافت یارانه نقش موثری در اجرای موفق آن خواهد داشت و نتیجه این موفقیت مستقیما به سبد منافع ملی - مخصوصا اقشار نیازمند - ریخته می‌شود و از اتلاف بیت‌المال پیشگیری می‌کند و ثانیا؛ خزانه دولت، با کشوی دخل فلان مغازه بقالی متفاوت است و برداشت از آن در یک چرخه قانونی و تحت نظارت مراکز نظارتی، از جمله مجلس شورای اسلامی صورت می‌پذیرد . البته گفتنی است بخشی از هزینه‌های غیرضروری از حساب‌ در اختیار و یا ردیف بودجه‌ای که به برخی مراکز اختصاص داده شده پرداخت می‌شود که دولت محترم می‌تواند از آن جلوگیری کند.

۵- اساس و مبنای طرح هدفمندی یارانه‌ها، همانگونه که از نام آن پیداست، پرداخت یارانه به کسانی است که نیازمند آن هستند و به طور طبیعی و منطقی افراد بی‌نیاز نمی‌توانند و نباید در آن سهمی داشته باشند. به عنوان مثال چرا باید خانواری که در تنگی معیشت به سر می‌برد، سهم خود از بیت‌المال را برای تأمین بنزین و آب و برق و سایر امکانات عمومی خانوارهای بی‌نیاز هزینه کند و خود از این مواهب که متعلق به همگان و عموم مردم است، غیر از پی‌آمدهای ناگوار و خسارت‌بار آن، نظیر هوای آلوده، ترافیک سنگین، تحمل کم‌آبی و... سهمی نداشته باشد؟!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 15:0  توسط narsis | 

رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با اشاره به عمل جراحی گوش وزیر صنعت در آلمان گفت: این عمل جراحی در ایران امکان‌پذیر بود و آقای نعمت‌زاده خودشان باید درباره این عمل جراحی پاسخ دهند.

به گزارش  تسنیم، علی‌اصغر پیوندی در نخستین نشست خبری خود به مناسبت هفته سلامت در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره تغییرات مدیریتی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، اظهار داشت: تغییرات مدیران در این دانشگاه به خصوص در زمینه تغییر رؤسای بیمارستان‌ها به هیچ‌وجه وجهه سیاسی نداشت زیرا بنده خودم آدم سیاسی نیستم و همیشه نیز به دنبال منش اعتدال بودیم و در آینده نیز این مسیر ادامه پیدا خواهد کرد.
 
وی در توضیح بیش‌تر علت تغییرات مدیریت در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تصریح کرد: این تغییرات بر اساس 2 مولفه فرد و عملکرد صورت پذیرفت یعنی بر اساس توانمندی عملکرد افراد و همچنین به دلیل خواسته برخی از آن‌ها بود که می‌خواستند این تغییر صورت پذیرد، به هر حال همه عملکردها در سیستم‌های نظارتی معلوم می‌شود و باید تغییرات بر اساس توانمندی افراد انجام شود.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه داد: یکی دیگر از دلایل مهم این تغییرات مدیریتی برای هماهنگی بیش‌تر با برنامه‌ها و سیاست‌های اعتدال دولت بود و این هماهنگی به معنای آن نیست که مدیران گوش به فرمان رئیس دانشگاه باشند. به هر حال باید در دانشگاه تغییراتی صورت می‌پذیرفت و صندلی‌هایی جابه‌جا می‌شد زیرا در گذشته آن صمیمیت بین دانشجو و اساتید دانشگاه وجود نداشت.
 
* وزیر صنعت درباره جراحی گوش خود در آلمان باید پاسخ دهد
 
پیوندی که خود متخصص گوش، حلق و بینی است در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر این‌که آیا علم پزشکی کشورمان به خصوص در رشته گوش، حلق و بینی آن‌قدر پایین است که وزیر صنعت باید در آلمان گوش خود را جراحی کند، بیان داشت: بنده نیز این عمل جراحی بر گوش نعمت‌زاده وزیر صنعت را شنیده‌ام. باید عنوان کنم این عمل جراحی در ایران انجام می‌شود و در همین دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی صورت می‌پذیرد ولی علت این‌که چرا وزیر صنعت چنین عمل جراحی را انجام داده است باید از خود وی بپرسیم، به هر حال شاید در سفر آقای نعمت‌زاده به آلمان شرایطی پیش آمد که وی دست به چنین عمل جراحی بزند ولی خود وی باید درباره این عمل جراحی پاسخ دهد به هر حال آقای نعمت‌زاده وزیر این مملکت هستند و برای نیز عزیز خواهند بود.
 
* زیرمیزی بیمارستان‌های دانشگاهی بسیار کم است
 
وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره این‌که دانشگاه در ماه‌های گذشته چه مقدار از دریافت‌های غیرمتعارف پزشکی را به بیماران برگردانده است و چه اقداماتی انجام شده است، عنوان کرد: هرزگاهی مسئله زیرمیزی در رسانه‌ها مطرح می‌شود و این در شرایطی است که مقام معظم رهبری توصیه کرده‌اند که مقوله دریافت غیرمتعارف اشاعه و گسترش نیابد زیرا به رابطه پزشک و بیمار لطمه وارد می‌کند ولی در مجموع در نظام سلامت این مشکل (زیرمیزی) وجود دارد.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه داد: البته دریافت‌های غیرمتعارف براساس پرونده‌های کمیسیون ماده 11 تعزیرات از بیمارستان‌های دانشگاهی بسیار کم است ولی در مجموع راهکارهایی برای برطرف کردن این معضل صورت پذیرد و بهترین آن اصلاح تعرفه‌ها و پرداخت‌های مناسب است.
 
* حادثه روحانی ناهی از منکر 
 
پیوندی در ادامه پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره این‌که چه تضمینی وجود دارد حادثه عدم پذیرش روحانی ناهی از منکر توسط بیمارستان‌ها به خصوص بیمارستان‌های دانشگاهی در آینده رخ ندهد، گفت: ما در حوزه سلامت هیچ تضمینی نمی‌توانیم بدهیم که چنین اتفاقی دیگر تکرار نشود ولی باید زیرساخت‌ها و راهنماهای بالینی مشخصی داشته باشیم که چنین حوادثی دیگر تکرار نشود و تلاش ما نیز بر این است است که دیگر این اتفاق رخ ندهد زیرا این حادثه یک ناهنجاری تلقی می‌شود و باید با ارتقای زیرساخت‌های اورژانس‌ها از تکرار این حادثه جلوگیری کرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:58  توسط narsis | 

جوان نوشت:

يك: وسط فيلم چند بار سينه‌ام به جزر و مد مي‌افتد. گريه هجوم مي‌آورد به چشمانم. هجوم مي‌آورد به سينه‌ام، دنبال راهي است كه دوباره به تعادل برسد پس سينه‌ام را مثل قايقي كوچك بالا و پايين مي‌برد. يك بار حتي مي‌ترسم بين آن همه آدم بلند بزنم زير گريه. چطور آن همه شاعرانگي در نگاه يك چريك كت و شلواري مي‌تواند جمع شود؟ اصلاً مگر يك چريك كت و شلوار هم مي‌پوشد؟

دو:‌قهرمان‌ها مثل سرو مي‌زيند. بالا كه مي‌روند سر به پايين نمي‌گردانند. انگار نه انگار كه آن حوالي جاذبه‌اي وجود داشته باشد. درختان معمول اين طور نيستند. كمي كه بالا مي‌روند دوباره سر خم مي‌كنند به سمت جاذبه زمين، پس زير بار مي‌روند. اما سرو زير بار نمي‌رود. همه شيره جانش را فقط و فقط براي يك چيز مي‌سوزاند. سرو مفتون امر مقدس و دور و دست نيافتني مي‌شود كه ديده و به آن ايمان آورده. سرو مي‌داند يكي شدن با آن «نور فوق كل نور» ممكن نيست اما كششي او را به سمت خود فرا مي‌خواند.
 
سه: راستش قبل از اينكه فيلم شروع شود نگران بودم «چ» شايد با آن تصوير ذهني‌ام از چمران نسازد. چمران براي من بي‌اعتنايي محض يك مرد كامل براي دنيا و مافي‌هاست؛ يكي كه برق چشمان بچه‌هاي يتيم لبناني را به همه زرق و برق نبوغ علمي خود و زندگي مجللش در امريكا ترجيح دهد و حتي نتواند از شرم، كودكانش را به آغوش بكشد پس ابراهيم‌وار به زن و بچه‌هايش هم نه بگويد.
 
چهار: گريه‌ام گرفت وقتي فضاي روزگار و انديشه‌ها و دلمشغولي‌هاي خودم را با تو قياس كردم. چقدر آن تميز كردن عينكت در هلي‌كوپتر معني داشت مصطفي. شايد مي‌خواستي بگويي قهرمان كه با پره‌هاي هلي‌كوپتر پيش نمي‌رود، با عينك بي‌غبار جلو مي‌رود. قهرمان كه نمي‌گذارد غبارهاي درون و بيرون به بيراهه‌اش ببرد.
 
چقدر آدم بايد پر آن طاووس‌هاي عاشق جلوه‌گري را در قلبش كنده باشد كه برسد به اني لا احب الافلين. برسد به اينكه اصغرجان! خميني هم خودش سرباز خداست. برسد به اينكه قلبش چريك باشد اما پرهيز كند از گلوله، ‌به اينكه چريك باشد اما كت و شلوار بپوشد. اينكه چريك باشد اما چريك بازي نكند. اينكه باشد اما نباشد، اينكه كوه باشد اما مثل سايه جابه‌جا شود. اينكه هر لحظه كوچ كند، هر لحظه مسافر باشد.
 
پنج: مراقب نباشي فريب چند حلقه آتش را مي‌خوري و براي هيچ، هياهويي به پا مي‌كني. تا مطمئن نشديد و هدف رو تشخيص نداديد، حق نداريد دست به ماشه ببريد. اين صداي قهرمان است هم در فيلم، ‌هم در قلب من. بشنويد صداي اذان رو. وقتي برادر به روي برادر اسلحه مي‌كشه يعني صداي الله‌اكبر رو نشنيده. مي‌شنويد صداي الله‌اكبر رو؟
 
شش: شيفته آرامش و اطمينان و طمأنينه و توكلت وسط آن همه هياهو و غوغا هستم.
 
هفت: ما ملت صلح هستيم. ما قرن‌هاست كه شروع‌كننده هيچ جنگي نبوده‌ايم. چريك‌هاي ما براي صلح جنگيده‌اند. اين چريك را مي‌شود به دنيا نشان داد. چريكي كه مدهوش زيبايي يك گل آفتابگردان مي‌شود، مسحور شعله يك شمع.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:57  توسط narsis | 

برهان/ زهرا خندان؛ در موضوع استفاده از رنگ مشکی برای بانوان، گرچه می‌توان ادله‌ی مختلف روانی، اجتماعی و حتی پیشینه‌ی تاریخی فرادینی و فراقومی ارائه داد، نسبت دادن آن به دین به‌عنوان دستور اولیای دین، کاری آسان نخواهد بود؛ چراکه شیوه‌ی دین اسلام در برخورد با چنین موضوعات اجتماعی و فرهنگی، ارائه‌ی ملاک است، نه تعیین مصداق.

 
ابتدا باید فلسفه‌ی ‌حجاب را شناخت و اصل کلی و ملاک اصلی را از قرآن و سنت دریافت و نظرات فقها را دانست تا بتوان به یک نظر جامع در ارتباط با استفاده از رنگ مشکی در حجاب بانوان رسید.
 
در قرآن و روایات معصومین، اصل کلی و تغییرناپذیری وجود دارد که زن نباید لباس محرک و شهوت‌انگیز بپوشد. حجاب یعنی عدم داشتن جذابیت در مقابل نامحرم و پوشیدن لباسی که نگاه را به خود جذب نکند. درست است در جامعه‌ی اسلامی که حجاب در آن رعایت می‌شود، ابتدا مردان مکلف هستند چشم خود را از نامحرم بپوشانند، اما از آنجایی ‌که انسا‌ن‌های هرزه‌دل و هرزه‌نگاه در جامعه حضور دارند، زنان نیز به داشتن پوششی که مردان نامحرم را جذب ننماید مکلف شده‌اند.
 
با توجه به اجماع مراجع تقلید در ارتباط با برتر بودن چادر مشکی و بررسی روایات مبتنی بر عدم کراهت مشکی بودن عبا (چادر) و توجه به روان‌شناسی رنگ‌ها که رنگ مشکی را رنگ مرزبندی می‌داند و از نظر روانی نیز وقتی انسان پارچه‌ی مشکی را می‌بیند دیگر رغبتی به نگاه کردن پیدا نمی‌کند و خودبه‌خود نظر را برمی‌گرداند، اما نگاه به رنگ‌های روشن، چشم را باز و رغبت مشاهده و تمرکز بر دیدن را چندبرابر می‌کند، می‌توان این فرضیه‌ را مورد مداقه قرار داد که برای حضور اجتماعی و حضور در مقابل نامحرمان، چادر مشکی بهترین پوشش برای بانوان است.
 
فلسفه‌ی حجاب
 
برای آنکه بتوان هر موضوعی را به‌خوبی واکاوی کرد، نیاز است ابتدا فلسفه‌ی آن موضوع را دریابیم. اگر فلسفه را شناختیم، می‌توانیم پیامدها، نتایج و پیشنهادات خود را برای آن موضوع ارائه دهیم. حجاب دو فلسفه‌ی اساسى دارد که با یکدیگر ارتباط تام دارند:
 
1. مصونیت زن در برابر طمع‏‌ورزى‌‏هاى هوس‏بازان.
 
2. پیشگیرى از تحریکات شهوانى خارج از ضوابط و هنجارهاى الهى و تأمین سلامت و بهداشت معنوى جامعه.
  
حجاب با این نقش و کارکرد مهم و اساسى، باید دارای پیامى قاطع با خود باشد و آن این است که در برابر همه‌ی مردان نامحرم نوعى هشدار و اعلام «دور باش» ‏دهد. اگر حجاب نتواند این پیام را منتقل کند، علت وجوبی خود را از دست می‌دهد. اکنون باید دید چه عواملى در رساندن این پیام و اثرگذارى آن مؤثر است:
 
1. حدود و میزان پوشش: بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده‌‏تر باشد، نقش نیرومندترى در دورسازى هرزه‌دلان خواهد داشت. اگر نگاه‏‌هاى آلوده را، همچنان که در روایات آمده است، تیرهاى زهرآلود شیطان بدانیم، پوشش زن همانند قوسى است که تیر از آن کمانه مى‏‌کند و منحرف مى‌‏شود و از اصابت و نفوذ در هدف بازمى‌‏ماند. برعکس هر اندازه بدن زن برهنه‌‏تر باشد، تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید.
 
2. کیفیت پوشش: میزان ضخامت و حتى کیفیت دوخت لباس، خود بخش مهمى از حجاب را تشکیل مى‏‌دهد. بدون شک لباس‌‏هاى نازک و تنگ و بدن‌‏نما، فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏‌هاى هرزه و آلوده و به فساد کشاننده‌‌ی جامعه است. در مقابل، لباس‏‌هاى غیربدن‌‏نما، دیده‌‏ها را از خود دور مى‌‏سازد و سلامت معنوى نفوس را تأمین مى‌‏کند. در این ارتباط، روایتی است که «رسول خدا می‌‌فرمایند: هلاکت زنان امت من در دو چیز سرخ‌‌فام است: طلا و لباس نازک.»[1](جوادی آملی، 1391: 162)
 
3. رنگ‏ها: تردیدى نیست که برخى از رنگ‌‏ها دیده‌‏ها را خیره مى‏‌سازد و پاره‌‏اى دیگر نگاه‏‌ها را از خود مى‌‏راند و دور مى‌‏سازد. در عین حال، علماى دین نسبت به رنگ‏‌ها تأکید چندانى نکرده‌اند، ولى بر این مسئله پاى مى‌‏فشارند که لباس نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشى از آن باشد.
 
«مسئله‌‌ی ﻧﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﻛﻠﻴﺪﻱ‌‌ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺩﺭ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﭘﺎﻙ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﻴﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﻳﻢ قبل ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﻪ ﭘﻮﺷﺶ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﻪﻛﺎﺳﺘﻦ ﻭ ﻓﺮﻭﻧﻬﺎﺩﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻲ‌‌ﺩﻫﺪ؛ ﭼﺮﺍﻛﻪ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ‌‌ﻫﺎ ﺑﻪ‌‌ﺷﺪﺕ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻥ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻲ‌‌ﭘﺬﻳﺮﻧﺪ. ﻧﮕﺎﻩ نقطه‌‌ی ﺁﻏﺎﺯﻳﻦ ﺩﺭ ﻛﺸﺶ‌‌ﻫﺎﻱ ﺟﻨﺴﻲ ﻣﻴﺎﻥ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﻣﻬﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ، ﺩﺭیچه‌‌ی ﻗﻠﺐ ﻭ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ‌‌ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎﻱ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﻲ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﻣﺼﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻣﺎﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺎﻟﻢ‌‌ﺳﺎﺯﻱ ﻣﺤﻴﻂ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﻲ‌‌ﺑﺎﻳﺴﺖ ﺩﺭ زمینه‌‌‌ی ﻧﮕﺎﻩ ﻭ ﻋﻮﺍﻣﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﺴﺘﺮ ﻧﮕﺎﻩ‌‌ﻫﺎﻱ ﺗﺤﺮﻳﻚ‌ﺁﻣﻴﺰ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ می‌‌ﻛﻨﻨﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ‌‌ﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﺳﻴﺎﺳﺖ‌‌ﻫﺎﻱ ﻻﺯﻡ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻛﺎﻫﺶ ﻧﮕﺎﻩ‌‌ﻫﺎﻱ ﺟﻨﺴﻲ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ.» (حق‌شناس، 1386: 62) از عوامل بسترساز تحریک‌‌آمیز می‌‌توان به پوشش‌‌های رنگارنگ و خیره‌‌کننده، نازک و بدن‌‌نما اشاره نمود. بنابراین برای جلوگیری از زمینه‌‌ی فساد، باید پوششی را برگزید که «نه» باشد به نگاه‌‌های هرزه و راه ندهد به دل‌‌های هوس‌‌باز.
 
دلایل استفاده از چادر مشکی
 
1. آیات
 
برخی آیات مستقیم به مسئله‌ی پوشش و فلسفه‌ی آن پرداختند که آیات زیر از این دسته‌اند:
 
خداوند سبحان خطاب به زنان پیامبر می‌فرماید: «ای همسران پیامبر، شما همچون زنان دیگر نیستید، اگر تقوا پیشه کنید، پس به‌گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید. در خانه‌های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین (که اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار می‌دادند) در میان مردم ظاهر نشوید و نماز را به‌پا دارید و زکات بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت کنید.»[2]
 
برپا داشتن نماز و پرداختن زکات و پیروی از رسول خدا، دستور همگانی است. وجوب پوشش نیز در سوره‌ی نور وظیفه‌ی زنان مسلمان برشمرده شده است. پس می‌توان این آیه را تسری داد به تمام زنان مسلمان که می‌خواهند پیرو سنت الهی باشند. در اینجا نیز به صراحت بیان شده که پوششی داشته باشید که بیماردلان در شما طمع نورزند. پس این پوشش مد نظر خداوند است. اگر پوششی نتواند از نگاه هرزه جلوگیری کند، نمی‌توان به آن لقب پوشش اسلامی را داد. و در آیه‌ای دیگر، خطاب به تمام زنان مسلمان می‌فرماید: «ای رسول ما، به زنان بگو پاهایشان را به زمین نکوبند تا زینت پنهانشان دانسته شود (و صدای خلخالی که به پا دارند به گوش برسد).»[3]
 
این آیه نیز به عدم جلب توجه کردن پوشش صحه می‌نهد.
  
با اندکی تمرکز بر آیات دیگر، می‌توان حجاب برتر را از سیره‌ی اهل بیت دریافت نمود:
 
«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا»[4]
 
بهترین الگو براى شما نه تنها در این میدان، بلکه در تمام زندگى، شخص پیامبر است. این ناخداى بزرگ به هنگامى که کشتی‌اش گرفتار سخت‏‌ترین طوفان‌‌ها مى‏‌شود، کمترین ضعف و سستى و دستپاچگى به خود راه نمى‌‏دهد. او هم ناخداست، هم لنگر مطمئن این کشتى، هم چراغ هدایت است و هم مایه‌‌ی آرامش و راحت روح و جان سرنشینان.
 
جمله‌ی «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَهٌ» مفهومش این است که براى شما در پیامبر تأسى و پیروى خوبى است، مى‏‌توانید با اقتدا کردن به او، خطوط خود را اصلاح کنید و در مسیر «صراط مستقیم» قرار گیرید (مکارم شیرازی، 1363، ج 17: 242 و 243).
 
با توجه به این آیه‌‌ی شریفه، می‌‌توان دریافت کسی‌ که شبیه‌‌ترین مردم به رسول خدا باشد و همچنین رسول خدا او را «بضعه منی» (یعنی بخشی از وجود من) خطاب کرده باشند، می‌‌تواند الگو و اسوه‌‌ی حسنه برای مسلمانان باشد.
 
در آیه‌ی شریفه‌‌‌ی دیگری، حضرت حق می‌‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی‌الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول إن کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر»[5]
 
بدیهى است براى یک فرد باایمان همه‌‌ی اطاعت‌‌ها باید به اطاعت پروردگار منتهى شود و هرگونه رهبرى باید از ذات پاک او سرچشمه گیرد و طبق فرمان او باشد، زیرا حاکم و مالک تکوینى جهان هستى اوست و هرگونه حاکمیت و مالکیت باید به فرمان او باشد.
 
در مرحله‌ی بعد مى‌‏فرماید: «و اطاعت کنید پیامبر خدا را» و در مرحله‌‌ی سوم مى‌‏فرماید: اطاعت کنید «اولى‌‌الامر (اوصیاى پیامبر) را» که از متن جامعه‌‌ی اسلامى برخاسته و حافظ دین و دنیاى مردم‌‌اند. سپس مى‏‌فرماید: «اگر در چیزى اختلاف کردید، آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید. اگر ایمان به پروردگار و روز بازپسین دارید، این براى شما بهتر و پایان و عاقبتش نیکوتر است.»
 
«اولى‌الامر» چه کسانى هستند؟ همه‌ی مفسران شیعه در این زمینه اتفاق‌نظر دارند که منظور از «اولى‌الامر» امامان معصوم هستند که رهبرى مادى و معنوى جامعه‌ی اسلامى، در تمام شئون زندگى، از طرف خداوند و پیامبر به آن‌ها سپرده شده است و غیر آن‌ها را شامل نمى‌‏شود (مکارم شیرازی، 1354، ج 3: 434 تا 436).
 
این آیه نیز صحه می‌گذارد بر اطاعت از سبک زندگی رسول خدا و ائمه‌ی اطهار. اگرچه بانوی گران‌قدر اسلام حضرت زهرا (س) جزء امامان نیستند، اما در روایتی، امام عصر (عج) حضرت زهرا (س) را الگوی خویش قرار داده است. پس سبک زندگی فاطمی، به‌ویژه در زمینه‌ی پوشش و حجاب، می‌تواند الگویی برای مسلمات باشد.(*)
ادامه دارد...
 
منابع:
 
[1]. تنبیه الخواطر و نزهه النواظر،ج1،ص3
[2]. احزاب، 32 و 33.
[3]. نور، 31.
[4]. احزاب، 21.
[5]. نساء، 59.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:57  توسط narsis | 

 گروه فرهنگی-رجانیوز: کدام یک از ما از داشتن نسخه‌ای کارگشا برای سیر و سلوک بدمان می‌آید؟ حالا اینکه چقدر همت و اراده برای عمل کردن به اینجور نسخه‌ها داریم به کنار، اما آن چیزی که نمی‌توان انکارش کرد، علاقه فطری ما به قرب الهی و البته بدست آوردن دستورالعملی برای رسیدن به این هدف است.

احتمالا همین میل فطری هم هست که هر روز یک نفر علم عرفان و طریقت بلند می‌کند و جمعی از مردم را گرد خود جمع می‌نماید.

حالا شاید ما با خواندن این چند خط منتظر باشیم تا اینبار هم دستورالعمل‌هایی شامل چند ذکر و عمل مستحبی در اوقات و مکان‌های خاص پیشنهاد داده شود. اما دستورالعملی که قرار است اینجا داده شود کمی متفاوت است.

کتاب «سلوک با همسر» راهی جلوی پای ما قرار می‌دهد تا به خدا نزدیکتر شویم اما از راهی متفاوت که شاید خیلی حواسمان به آن نبوده است. برای مایی که معمولاً دنبال نسخه‌های عجیب و غریب با توصیه‌هایی سخت و غیرطبیعی می‌گردیم، اینکه کسی بهترین راه نیل به تقرب را دقت در رفتارهای خانوادگی معرفی کند شاید عجیب باشد.

سلوک با همسر با زیر عنوان «نه حرف من، نه حرف تو، حرف خدا» به من و شما تذکر می‌دهد که آب در کوزه است و ما تشنه لبان می‌گردیم. نویسنده که از شاگردان آیت الله حاج سیّد عبدالله جعفری تهرانی و آیت الله حاج شیخ علی پهلوانی بوده است، با بهره گیری از روش سلوکی آن دو عارف واصل به نکات ارزشمندی در سیر الی الله توجّه داده و آنچه را که طالبان قرب الهی باید در مقام تخلیه و تحلیه ی آن در سلوک با همسر خویش داشته باشند، به خوبی تبیین کرده است.

مؤلف در بخشی از این کتاب آورده است: «از عارف بزرگوار مرحوم آقا سید هاشم حداد- قدس سره- که از شاگردان سلوکی حضرت جمال العارفین مرحوم آیة الله سید علی قاضی- قدس الله نفسه- بوده، نقل شده است که می فرموده: «انسان اگر بخواهد واصل شود، شروع آن از خانه و زن و بچه است.»

نویسنده آیات و روایات و حکایاتی از شیوه عملی بزرگانی چون آیت الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی، آیت الله بهجت، آیت الله پهلوانی، علامه طباطبایی، ملا مهدی نراقی، آقا شیخ غلام رضا یزدی، آیت الله بروجردی، رجب علی خیاط، آقا شیخ محمد ابراهیم آیتی، امام خمینی، آقاشیخ محمد بهاری همدانی، سید بن طاووس، مقام معظم رهبری، علامه حسن زاده آملی، و اشعاری از حافظ، باباطاهر را در این کتاب بیان کرده است و همچنین در اول هر پاراگراف مخاطب خود را با لفظ ای عزیز، مورد خطاب قرار داده و بعد از آن نصایح و سفارشات قرآن و اولیاء الله و نکاتی از بزرگان و عرفای دین که در کتب مختلف وجود دارد، آورده است.

نویسنده در باب رفق و مدارا می نویسد: «ای عزیز! سهم رفق و مدارا در زندگی سعادتمندانه ات به اندازه ای است که سید مخلصین ( صلی الله علیه و آله ) فرمود: مدارا با مردم، نیمی از ایمان و رفق با آنان، نیمی از زندگی است.»

در جای دیگری از کتاب در مورد خشم و غضب می نویسد: «ای عزیز! یکی از اموری که سرمایه ها و اندوخته های سلوکی و معنوی ات را خاکستر کرده و به باد می دهد و تو را در دره سقوط قرار داده و به وادی هلاکت می کشاند، شعله خشم و غضبی است که نشأت گرفته از رضایت محبوب حقیقی ات - جل جلاله - نباشد.

خواندن این کتاب 312 صفحه‌ای علاوه بر اینکه می‌تواند یکی از مهمترین عواملی که سد سلوک و تقرب ما شده است را به بما بنمایاند، در واقع کیفیت زندگی و تعاملات خانوادگی ما را هم بالاتر می‌برد و کمک می‌کند تا خانواده‌اش شادتر، سالم‌تر و اسلامی‌تر داشته باشیم.

این کتاب که به بیان سبک زندگی منطبق بر فطرت توحیدی پرداخته ، مشتمل بر 25 عنوان است. محبوب ترین بنا، تکریم والدین، حسن خلق، سوء خلق، صبر بر سوء خلق، حلم و پرهیز از شتاب زدگی، رفق و مدارا، پرهیز از خشم و غضب، توهین، تحقیر و ایذاء، پوزش خواهی و پوزش طلبی، آتش قهر، انصاف، مهرورزی، خوش گویی، شریک در دعا، همیاری و همکاری، هدیه دادن، تشکر و سپاس گزاری، منت گذاری، وفای به عهد، قناعت و ساده زیستی، پاسخ به نیازهای غریزی جنسی، تعاون، نیازمندی به موعظه و مطالعه و سخن آخرین فصلهای این کتاب است که هر کدام از این عناوین به بخش های مختلفی تقسیم شده اند و مؤلف در رابطه با آنها توضیحاتی داده است.

در واقع همه موضوعات و مسائلی که می‌تواند مبتلابه یک زندگی زناشویی و خانوادگی باشد و در تعاملات روزمره اعضای خانواده رخ دهد در این کتاب مطرح شده و آنگونه که مورد پسند سبک زندگی اسلامی است به آن پرداخته شده است؛ البته نه فقط بعنوان راهی برای کاهش تنشهای خانوادگی بلکه بعنوان مسیری جهت رسیدن به قرب الهی و تکامل. مولف کتاب با آوردن حکایت‌های اخلاقی و تربیتی از بزرگان در جای جای کتاب علاوه بر اینکه خواندن کتاب را برای مخاطب عام دلنشین و شیرین نموده است، عملاً راهکارهای عملی هم پیش پای او قرار داده تا کتاب جنبه کاربردی هم پیدا کند.

کتاب خواننده خود را مخاطب قرار می‌دهد و بسیاری از جمله‌ها با عبارت «ای عزیز» آغاز می‌شود. البته نویسنده  متواضعانه در مقدمه کتاب نوشته است که این خطاب «ای عزیز» در واقع به نفس خود اوست که نیازمند توجه و بکارگیری این توصیه‌هاست.

کتاب «سلوک با همسر» در حالی که یکسال از انتشار آن می‌گذرد به چاپ سوم رسیده و در مجالس اخلاقی و تربیتی به یک کتاب مرجع تبدیل شده که خیلی از کارشناسان و مشاوران تربیتی و خانواده مطالعه آن را به مراجعان خود پیشنهاد می‌دهند.

کتاب «سلوک با همسر» به قلم «ص.ج» و توسط نشر تراث و با قیمت 9700 تومان منتشر شده است. برای تهیه آن می‌توانید عدد 5 را به شماره 09203051664 ارسال کنید تا کتاب با پیک و هزینه ارسال 2300 تومانی (مجموعا 12هزار تومان) برای شما در تهران ارسال شود. ارسال برای شهرستانها با دریافت هزینه پست خواهد بود. به درخواست ده جلد و بیشتر تخفیف ده درصدی تعلق خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:56  توسط narsis | 
کتاب «زبان خدا» کتابی است با زبانی داستانی و البته مستدل به روایت یکی از مشهورترین دانشمندان معاصر دنیا به نام فرانسیس س. کولینس. کسانی که سری در علم ژنتیک داشته باشند یا چیزهایی درباره تاریخچه کشفDNA خوانده باشند،‌ حتماً این دانشمند را می‌شناسند
گروه فرهنگ و هنر، کتاب «زبان خدا» کتابی است با زبانی داستانی و البته مستدل به روایت یکی از مشهورترین دانشمندان معاصر دنیا به نام فرانسیس س. کولینس. کسانی که سری در علم ژنتیک داشته باشند یا چیزهایی درباره تاریخچه کشفDNA خوانده باشند،‌ حتماً این دانشمند را می‌شناسند.

به گزارش بولتن نیوز، دکتر کولینس از متخصصان پیشتازِ ژنتیک در آمریکا است و مدت مدیدی هم هدایت طرح بین المللی ژنوم انسان را بر عهده داشت. وی در ابتدا «لا ادری» بود و هنگامی که دکترای شیمی گرفت دیگر به ملحدی تمام عیار تبدیل شده بود. اما وقتی وارد دانشکده پزشکی شد و قدرت حقیقی مذهب را در میان بیماران خود مشاهده کرد، کم‌کم دیدگاه او تغییر کرد. او همچنین در سمت ریاستِ طرح بسیار موفقِ ژنوم انسانی، هماهنگی کارهای هزاران متخصص ژنتیک را در شش کشور دنیا بر عهده داشت.
 
نویسنده این کتاب که یکی از مشهورترین دانشمندان جهان است با زبانی شیوا در کتابش ارتباط بین علم و دین را تصدیق و با برهان با آن مواجه می‌شود. استدلال‌های او فنی و در عین حال صادقانه و عقلانی است و هر کس که می‌خواهد بداند چگونه علم و ایمان می‌توانند با هم آشتی کنند و هر کس نگران است که علم جدید بر دین می‌تازد و هر کس به بحثی روشن در باب یک مسئله حیاتی روزگار ما علاقه‌مند است، باید این کتاب را بخواند.
 
چگونه یک کافرمطلق یک خداشناس شد؟
 
این کتاب در سه بخش و یک ضمیمه تألیف شده است.
 
بخش اول شکاف بین علم و ایمان که است که شامل دو فصل از کفر تا ایمان و جنگ عقاید است و نویسنده در این بخش داستان زندگی خودش را شرح داده که چگونه از یک کافر مطلق تبدیل به یک مومن به خدا شده است. بخش دوم پرسش های عظیم وجود انسان نام دارد و شامل سه فصل مبدأ کائنات و زندگی روی زمین و کشف رموز کتاب خداوند است. بخش سوم در مورد ایمان به علم ـ ایمان به خدا است و شامل بحث های آفرینش، گالیله و داروین، الحاد و لا أدری، اصالت خلقت، طراحی هوشمند، عقل کل حیات و ره پویان حقیقت است. در ضمیمه کتاب نیز از رویه اخلاقی علم و پزشکی؛ اخلاق زیست پزشکی، ژنتیک پزشکی، نقش دین در اخلاق زیست شناسی بحث می شود.
 
ما از زبان خداوند در خلق دنیا متحیریم
 
در مقدمه‌ای که نویسنده بر این کتاب نوشته است،‌ او داستان را از روزی آغاز می‌کند که در کاخ سفید کنار بیل کیلتون ایستاده بود تا به عنوان مدیر پروژه بین المللی ژنوم انسان که با قدرت تمام  بیش از یک دهه برای رونمایی از زنجیره DNA  زحمت کشیده بودند، این موفقیت را به همه دنیا اعلام کنند. در این برنامه هم رئیس جمهور آمریکا و هم نویسنده کتاب  اذعان می‌کنند که بشر امروز در حال یادگیری زبانی است که خدا با آن حیات را آفریده است و آنها از پیچیدگی و زیبایی و شگفت آور این زبان دچار حیرت زیادی شده‌اند. او در این مقدمه می‌نویسد:
 
آنجا چه خبر بود؟ چرا یک رئیس جمهور و یک دانشمند احساس می‌کنند ارتباط با خدا را پیش بکشند؟ مگر جهان بینی علمی و جهان بینی معنوی با یکدیگر متضاد نیستند؟ دلیل پیش کشیدن خدا در این دو سخنرانی چه بود؟ آیا تعبیر شاعرانه بود یا مزورانه؟ آیا تلاش خودخواهانه ‌ای برای به دست آوردن دل معتقدان بود یا خلع سلاح معتقدان به این مطالعه که ممکن بود بگویند با این کار، شان انسان در حد یک ماشین پایین می‌اید؟ نه. لا اقل برای من نه. درست برخلاف اینها. برای من تجربه دست یابی به زنجیره ژنوم انسان و ظاهر کردن پراهمیت‌ترین متون، هم  یک دست آورد علمی پایدار و هم موقعیتی برای عبادت خدا بود.
 
یک دانشمند می‌تواند یک مومن صادق به خدا باشد
 
بسیاری ممکن است با این سخنان احساس سردرگمی کنند و فرضشان بر این باشد که یک دانشمند سرسخت نمی‌تواند یک مومن صادق به خدای متعال نیز باشد. هدف این کتاب ابطال این تصور است که ایمان به خدا می‌تواند انتخابی کاملا خردورزانه باشد و قوانین ایمان،‌در واقع مکمل قوانین علم هستند.
 
گفتنی است کتاب «زبان خدا» به قلم فرانسیس س.کولینس در 268 صفحه، با شمارگان 1200 نسخه و به قیمت 5300 تومان به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شده است.
 
علاقه مندان برای تهیه این کتاب می‌توانند  با شماره تلفن 02188956922 تماس بگیرند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:54  توسط narsis | 
 
 

از آنجایی که این نامه در محافل عمومی پادگان اشرف برجای مانده بود،می تواند به شرایط هراس انگیز اعضای این فرقه در آن ایام دارد و سران فرقه تلاش کرده اند با پخش این نامه در بین اعضا به ایشان اعلام کنند که در عراق باقی خواهند ماند.
پادگان اشرف بعنوان قرارگاهی برای منافقین محاسبه می شد دیگر برای اعضای سازمان ارزشی بالاتر از زادگاهشان پیدا کرده بود و اخراج منافقین از اشرف بزگترین حادثه روانی را برای اعضای سازمان و مدیرانشان حاصل کرد.
اسناد برجای مانده از پادگان اشرف نشان میدهد که پس از استقرار دولت عراق بعد از صدام،منافقین همواره تلاش های گسترده ای را برای توجیه حضورشان در اشرف و بهره گیری از ارگان های بین المللی صورت داده اند.

موارد زیر به بخشی از این تلاش ها اشاره دارد،نامه زیر به «محمد سید المحدثین» رئیس کمیسیون خارجه رجوی و نفر شماره ۳ سازمان نگاشته شده است:




از آنجایی که این نامه در محافل عمومی پادگان اشرف برجای مانده بود،می تواند به شرایط هراس انگیز اعضای این فرقه در آن ایام دارد و سران فرقه تلاش کرده اند با پخش این نامه در بین اعضا به ایشان اعلام کنند که در عراق باقی خواهند ماند.


با همه این اعمال ۱۹فروردین سال ۱۳۹۰، اعضای سازمان ماموریت گرفتند تا با نیرو‎های عراقی مستقر در مقابل پادگان اشرف درگیر شوند، هدف رجوی از این درگیری یک خونریزی تمام‌عیار بود تا بعدا بتواند با هیاهوی تبلیغاتی، از آن برای مظلوم‌نمایی استفاده کند. بیش از ۳۰ کشته در این درگیری بر جای ماند که بعدا، به گفته جداشده‎‎های این گروهک، معلوم شد که تعداد زیادی از آن‎ها با گلوله‎‎های خود سازمان و از پشت سر هدف قرار گرفته بودند! سرکردگان منافقین غیر ازمجبورسازی نیرو‎ها به خودزنی با استفاده از امکانات، روابط و تسلیحاتی که در طول سال‎‎ها زندگی در خاک عراق جمع‎آوری کرده بودند، سعی کردند با به ناآرامی کشاندن فضای این کشور، حکم اخراج تروریست‎‎ها را تا حد امکان از اولویت‎‎های این کشور خارج کنند؛ رد پای گروهک منافقین در بسیاری از عملیات‎‎های تروریستی علیه مردم بی‎گناه عراق موید این مطلب بود.

سرانجام هشت ماه بعد، با امضای توافقنامه میان دولت عراق و سازمان ملل، نخست‎وزیری عراق موافقت کرد تا بستن پادگان اشرف را به تاخیر بیندازد، هرچند که این تاخیر به لطف حمایت‎‎های آمریکا بار‎ها تمدید شد، اما اراده مصمم مردم عراق سبب شد تا اعضای سازمان منافقین سرانجام مجبور به ترک پادگان اشرف، به‎عنوان اولین مرحله و شاید مهم‎ترین مرحله از مراحل اخراج از خاک عراق شوند. تخلیه پادگان اشرف در هفت مرحله صورت گرفت و در هر مرحله در حدود ۴۰۰ نفر با مشایعت سربازان عراقی و نیرو‎های سازمان ملل، اشرف را به مقصد کمپ لیبرتی ترک کردند تا در این کمپ موقت، مراحل ثبت ‎نام برای پذیرش پناهندگی را در حضور نمایندگان سازمان ملل طی کنند.

در جریان تخلیه اشرف، اعضای منافقین دستور داشتند تا هرآنچه از لوازم این پادگان را که باز هم با پول نفت اهدایی صدام خریداری شده بود و به مردم عراق تعلق داشت، به لیبرتی منتقل کرده و مابقی لوازم را نابود کرده و بسوزانند تا در اختیار دولت عراق قرار نگیرد. اما در همین میان نکته جالب اینجا بود که اعضای منافقین در عین تخریب لوازم باقی‎مانده در اشرف، هیچ صدمه‎ای به بنا‎های این پادگان نزدند زیرا در حین تخلیه اشرف همواره امید داشتند که با رایزنی‎‎ها و لابی‎‎های سرکردگان در اروپا و آمریکا، دوباره به این پادگان بازخواهند گشت!باقی‎ماندن حدود ۱۰۰ نفر از اعضای اشرف تا ماه‎‎ها بعد از انتقال حدود ۳۰۰۰ نفر از نیرو‎ها به کمپ لیبرتی، آن هم به‌بهانه فروش تاسیسات باقی‎مانده در اشرف، به این دلیل بود که تا آخرین لحظه ممکن، کنترل اشرف را از دست ندهند.

اما سرانجام در سحرگاه ۱۰ شهریور سال ۱۳۹۲ گروهی به نام فرزندان انتفاضه شعبانیه، یعنی فرزندان شیعیانی که در سال ۱۹۹۱ در جریان انتفاضه شعبانیه عراق علیه صدام به دست گروهک منافقین قتل‎عام شده بودند، وارد اشرف شده و با به هلاکت رساندن ۵۲ نفر از اعضای باقی مانده در اشرف که اتفاقا از اعضای رده بالای این گروه بودند، باعث شدند که مابقی افراد از این پادگان متواری شده و با کمک پلیس عراق به کمپ لیبرتی انتقال داده شوند و به این ترتیب پرونده پادگان اشرف برای همیشه بسته شد. شاید رجوی که پیوسته شعار می‎داد «اگر کو‎ه‎‎ها از جا بجنبند، اشرف زجا نجنبد!» هیچ‎گاه تصورش را هم نمی‎کرد که اعضای سازمانش روزی با این خفت و خواری مجبور به ترک پادگان اشرف شوند، آن هم اشرفی که به‎تعبیر رجوی «ناموس مجاهدین» بود!

منبع:موسسه دیده بان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:52  توسط narsis | 


 
دختر رئیس جمهور کشورمان با خانواده احمد نارویی دیدار و به آنها تسلیت گفتند.
به گزارش "ندای انقلاب" ساعتی قبل خانم مولاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان، دختر روحانی و همسر استاندار سیستان و بلوچستان با خانواده عبدالحمید و احمد نارویی دیدار و درگذشت احمد نارویی را به خانواده آنها تسلیت گفتند.

گفتنی است مولوی احمد نارویی معاون مولوی عبدالحمید ۲۶ اسفند سال گذشته بر اثر تصادف فوت شد.. این حادثه در جاده چشمه زیارت بخش مرکزی زاهدان اتفاق افتاده بود

مولوی احمد نارویی داماد مولوی عبدالحمید و امام جمعه موقت مسجد مکی و معاون امور مالی حوزه علمیه مکی زاهدان است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:51  توسط narsis | 

 
فریبا داوودی مهاجر مشاور سابق خاتمی این روزهای با وضعیت حقارت آمیز در آمریکا روزگار می گذراند.
به گزارش ندای انقلاب، فریبا داوودی مهاجر مشاور محمد خاتمی و مدیرکل زنان وزارت کشور دولت اصلاحات بود که پس از فتنه 88 از کشور متواری شد.



داوودی مهاجر در زمان مشاورت محمد خاتمی و پیش از متواری شدن از کشور


وی با کشف حجاب علنی در تلویزیون دولت آمریکا اوج حقارت خود را نشان داد و این روزها با برهنگی خود مشغول زندگی در موطن سیاسی اش است.

تصاویر زیر حال و هوای این روزهای مشاور سابق محمد خاتمی را نشان می دهد.

در این تصویر داوودی مهاجر به همراه چند ضدانقلاب دیگر همچون حسین حاج فرج دباغ(سروش)، علی افشاری(داماد مهاجر)، کوروش صحتی دیده می شود
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:50  توسط narsis | 

 
یکی از مراجع تقلید گفت: قیمت‌های دلخواه و نیز رکود سرمایه‌ها در بانک‌ها سبب شده است ‏اقتصاد پیشرفت نکند در حالی‌که مسئولان باید بر قیمت‌ها و وضعیت بازار اشراف و نظارت داشته ‏باشند.‏
به گزارش "ندای انقلاب"، آیت‌الله حسین نوری همدانی ظهر امروز در جمع سرپرست و ‏مدیران کمیته امداد امام خمینی با اشاره به کار مقدس کمیته امداد اظهار کرد: این یک توفیق الهی ‏است که نصیبتان شده تا در عرصه‌های مختلف بتوانید محرومیت‌ها را از بین ببرید.‏

وی افزود: امام صادق(ع) در روایتی می‌فرمایند خداوند متعادل بندگانی دارد که تلاش آنها در راستای ‏رفع احتیاجات نیازمندان است و این افراد در روز قیامت از عذاب پروردگار ایمن خواهند بود.‏

این مرجع تقلید با اشاره به روایت دیگری از حضرت محمد(ص) خاطرنشان کرد: دو خصلت است که ‏بالاتر از آنها نیست، ایمان به خدا و منفعت‌رسانی به مردم؛ از شرک به خداوند و ضرر رساندن به ‏دیگران هم خصلت‌هایی پلیدتر وجود ندارد.‏

وی ادامه داد: کمیته امداد در حوزه‌های اقتصاد و فرهنگ خدمات زیادی داشته و این ویژگی اسلام ‏است که همه ابعاد زندگی بشر را مورد توجه قرار می‌دهد.‏

آیت‌الله نوری همدانی با تاکید بر اهمیت اقتصاد در یک جامعه اسلامی گفت: سرمایه‌های مادی ‏مردم معمولا در بانک‌ها متمرکز می‌شود در حالی‌که دین ما با تمرکز پول و راکد کردن آن مخالف ‏است؛ سرمایه‌های مادی باید در جریان باشند و کیفیت آن هم به‌گونه‌ای باشد که همه مردم ‏بهره‌مند شوند و فقر و بیکاری برطرف شده و ثروت برای مسلمانان به وجود بیاید.‏

استاد برجسته حوزه علمیه قم مسابقه پرداخت سود بیشتر به مردم از سوی بانک‌ها را مورد توجه ‏قرار داد و افزود: کار تولید دردسرهایی دارد به همین دلیل مردم تصمیم می‌گیرند سرمایه‌های خود ‏را به صورت ایمن در بانک بگذارند و سودش را بگیرند در حالی‌که اسلام می‌گوید پول باید در دسترس ‏مردم قرار گیرد و در رگ‌های جامعه جاری شود.‏

وی تصریح کرد: در اسلام حرام است این‌که پولی را بدهید و بدون اینکه کاری انجام شود سودش را ‏بگیرند.‏

آیت‌الله نوری همدانی با بیان اینکه در غرب نیز ثروتمندان معدودی تمام سرمایه‌ها را در اختیار ‏گرفته‌اند و حتی بر دولت‌ها و حکومت‌ها تسلط دارند گفت: به همین دلیل سرمایه‌داران غربی هر روز ‏ثروتمندتر شده و ۹۹ درصد مردمشان فقیرتر می‌شوند، سیاست‌های ریاضت اقتصادی است که ‏موجب ظهور جنبش وال استریت و اعتراضات مردم شده است.‏

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: ملت باید دارای تفکر اقتصادی باشند و سرمایه‌های خود را در حوزه ‏تولید و اشتغال به کار گیرند؛ در حال حاضر برخی افراد وام‌های کلانی از بانک‌ها گرفته‌اند و پس هم ‏نمی‌دهند ولی این پول‌ها باید در خدمت افزایش تولید باشد.‏

وی اشراف بر قیمت‌ها و تورم را یکی از امور مهم در برنامه‌ریزی اقتصادی دانست و گفت: قیمت‌ها ‏باید در همه جا یکسان باشند در حالی‌که این وضعیت در کشور ما دیده نمی‌شود و کنترلی بر وضعیت ‏بازار وجود ندارد، افزایش قیمت‌ها کاملا دیده می‌شود و کسی نیست که بر آنها نظارت کند البته ‏نباید همه این مشکلات را ناشی از تحریم‌ها دانست.‏

آیت‌الله نوری همدانی با بیان اینکه قیمت‌های دلخواه و نیز رکود سرمایه‌ها در بانک‌ها سبب شده ‏است اقتصاد پیشرفت نکند افزود: کمیته امداد می‌تواند با فرهنگ‌سازی در این زمینه‌ها به پیشرفت ‏اقتصادی کمک کند.‏

استاد برجسته حوزه علمیه قم بیان داشت: همه مردم وظیفه دارند در حوزه فرهنگ و اقتصاد با ‏عزمی ملی و جهادی وارد عمل شوند تا در مقابل دشمنان با قدرت بایستیم؛ چندی پیش در ‏گزارشی دیدم که نوشته بود تعداد بیسوادان و افراد زیر خط فقر مملکت ما فراوان هستند در ‏حالی‌که نباید این وضعیت وجود داشته باشد.‏

وی در ادامه به گزارشات متناقض در مورد وصول طلب‌های ایران بر اساس توافق ژنو گفت: نباید ‏خلاف‌گویی وجود داشته باشد.‏
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:49  توسط narsis | 
 

 
کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا» در مورد حضورش در حرم حضرت زینب(س) گفت: وقتی به کسی در مراسمی مانند اسکار هدیه می‌دهند می‌گویند چند کلمه‌ای را حرف بزند. در این لحظه من احساس می‌کنم که هیچ جایزه‌ای بهتر از این نبود که خداوند به من داده است.
به گزارش "ندای انقلاب"، ابوالقاسم طالبی کارگردان فیلم سینمایی «قلاده‌های طلا» که همراه با کاروان زائران سوریه به این کشور سفر کرده است در هنگام گرفتن عکسی که خبرنگار از وی در محل حرم حضرت زینب (س) ثبت کرده بود، گفت: "من خوشبخترین کارگردان دنیا هستم، چرا که در اینجا حضور دارم."

وی افزود: وقتی به کسی در مراسمی مانند اسکار هدیه می‌دهند می‌گویند چند کلمه‌ای را حرف بزند. در این لحظه من احساس می‌کنم که هیچ جایزه‌ای بهتر از این نبود که خداوند به من داد که عتبه بوسی حرم دختر حضرت زهرا(س) را انجام بدهم. این عقیده من است.


وی در مورد پارچه‌ای که به سر بسته بود، گفت: این پارچه را یکی از خدمه حرم به من داد و گفت که این پارچه چند وقتی بر روی ضریح قرار داشته است و همچنین چون روز وفات حضرت ام البنین(س) هم بود و مشکی هم بود. این سربند را استفاده کردم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:48  توسط narsis | 
بازیکن تیم فوتبال نوجوانان سوریه در شهر حمص بر اثر پرتاب خمپاره از سوی گروه‌های تروریست وابسته به القاعده به شهادت رسید.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران «طارق غریر» بازیکن تیم فوتبال نوجوانان سوریه بر اثر اصابت خمپاره از سوی تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.

این بازیکن تیم فوتبال نوجوانان سوریه در شهر حمص بر اثر پرتاب خمپاره از سوی گروه‌های تروریست مخالف دولت سوریه جان خود را از دست داد.

به نوشته الفجر، این بازیکن قرار بود روز 20 آوریل(31 فروردین) به همراه سایر هم بازی‌های خود در اردوی آماده سازی تیم فوتبال نوجوانان سوریه شرکت کند.

تیم فوتبال نوجوانان سوریه خود را برای مرحله نهایی مسابقات قهرمانی آسیا که در تایلند برگزار می‌شود، آماده می‌کند.

پیش از این نیز گروه های تروریسی مخالف دولت سوریه در جریان برگزاری یک دیدار از مسابقات فوتبال نوجوانان سوریه با پرتاب خمپاره به ورزشگاه تشرین دمشق، «یوسف سلیمان» بازیکن تیم الوثبه را به شهادت رساندند و تعدادی دیگر از بازیکنان این تیم و تیم بنی یاس را زخمی کردند.




+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:47  توسط narsis | 
در داخل مناسبات در بین نفرات بعضی وقت ها آنان به صورت محفلی می گفتند اینکه نفرات هر چه سریعتر برای عملیات آماده شوند در واقع بچه ها را شکنجه می‌کردند؟
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاراندیده‌بان نوشت؛‌ قادر رحمانی از جمله جداشده های سازمان نقاق عنوان می کند: بعد از عملیاتهای نامنظم 72 ـ صدام دستور توقف عملیات مجاهدین به دلیل بحرانی شدن رابطه با ایران و نقض پیمان های بین المللی را داد. به قول مسعود (رجوی) خرجش به دخلش نمی ارزید؟ اما همه این عملیات ها با شکست فاحش روبرو شد و این دلیل اصلی توقف عملیات ها بود ولی بچه ها که نباید دست خالی باشند.

پس بهتر است مسئولین سازمان کاری برای آنها دست و پا کنند.

قرعه کشی شروع می شود البته در قرعه کشی اسامی تمامی نفراتی که بعد از عملیات موسوم به فروغ به سازمان پیوسته اند ، بیرون آمد. سناریو این بود که بچه ها بیائید پیام رهبری را درک کنیم می خواهیم عملیات های نامنظم را شدت ببخشیم هر کس تقاضای شرکت در عملیات دارد گزارش درخواست بنویسد ما رسیدگی می کنیم. بعد از پیام مسئولین بالا و در نهایت سخنان مریم ، بچه ها اسم نویسی می کنند اما نفراتی که از قبل انتخاب شده بودند جمع آوری شدند. یکسری از بچه های همه جا بی خبر نیز مات و گیج بودند که وای چرا ما ماندیم لابد روی ما حساب نمی شود و ….؟

نفرات را در اسکان و مقداری را در مقر موسوم به هنگ حنیف جمع می کنند. سناریوی وحشتناکی برای بچه ها نوشته شده است. ماجرا این است چک امنیتی؟

بعد از بازداشت بیش از پانصد نفر از افراد در قرارگاه اشرف ، بازجویی های وحشتناک و غیرانسانی شروع شد. بازجوهای سازمان در میان ناباوری نفرات با خشم فریاد میزدند همه باید اعتراف کنید داخل ارتش آزادیبخش ملی نفوذ کرده اید؟!! می خواستید رهبری را ترور کنید؟ شکنجه ها شروع می شود.

پرویز احمدی معلم ساده دلی که فریب مجاهدین را خورد و به اشرف منتقل گردید از شدت شکنجه کشته می شود. یکی از شاهدین شکنجه و مرگ پرویز احمدی به من گفت: بعد از آخرین بازجویی قفسه سینه اش شکسته بود تا صبح داخل سلول ناله کرد حتی بعضی وقتها به او تنفس مصنوعی نیز می دادیم اوایل صبح بازجویان و شکنجه گران بیرمن رجوی او را از سلول بردند و دیگر برنگشت. بعدا در کمال بیشرمی و نامردمی مسئولین سازمان مجاهدین اعلام کردند پرویز احمدی درعملیات داخل شهید شده و چه رشادتهایی که از خود نشان نداده است؟!! البته چند نفر دیگر هم بودند که زیر شکنجه ی وحشیانه بازجوهای سازمان کشته شدند.

گذر زمان باعث شده اسامی یادم نماند ولی به غیر از نفراتی که تحت بازجویی کشته شدند افراد زیادی نیز زیر شکنجه دست و پایشان شکست یا مشکلات جسمی پیدا کردند. آخر بهای عملیات نامنظم بچه ها بود که باید از سوی مسئولین مجاهدین پرداخت می شد؟؟ حالا چه فرقی می کند به قول جناب مسعود برای این چک امنیتی (شکنجه و بازجویی های وحشیانه و غیرانسانی) نباید خیلی شاکی باشید ، فرض کنید، رفته اید عملیات و آنجا مجروح شده اید؟!! این کمترین بهایی است که می پردازید؟ شما آمده اید اینجا (قرارگاه اشرف) جان خود را فدا کنید؟!!

مسئولین مجاهدین که توجیه شکنجه و بازجویی وحشیانه از نفرات را در دوران چک امنیتی برعهده داشتند از سر سپردگان مسعود (رجوی) بودند. در داخل مناسبات در بین نفرات بعضی وقت ها آنان به صورت محفلی می گفتند اینکه نفرات هر چه سریعتر برای عملیات آماده شوند در واقع بچه ها را شکنجه می کردند؟!! البته در توجیه های بعدی مسئولین سازمان فهمیدیم که اینها (شکنجه گران) شکنجه نمی کردند بلکه فداکاری می کردند تا بچه ها آماده مبارزه شوند؟!!

برخی از کسانی که در شکنجه ی بچه ها دردوران چک امنیتی نقش مستقیم داشتند عبارت بودند از :
1ـ جواد عالمیان ، 53 ساله کاملاً مطیع اوامر مسعود رجوی است.
2ـ حسن عزتی با اسم مستعار نریمان ، 54 ساله به معنی واقعی کلمه عنصر ایدئولوژیک و سر سپرده رجوی.
3ـ ناصر رشیدی ، 49 ساله از بچه های بسیار ورزیده ی سازمان که وقتی حتی اسم رهبری در نشست ها گفته می شد ایشان بی اختیار می گریست؟!!
4ـ قدرت حیدری ، به غیر از سرسپردگی ایدئولوژیک به سازمان به شکلی مستمر در چارچوب های تشکیلاتی طرح ارائه می دهد.
5ـ جواد خراسان ، فرمانده بسیاری از شکنجه گرها و بازجوهای سازمان که شخصیت منفی و رفتار وحشیانه اش زبانزد همه نفرات حاضر در اشرف است. ( در حال حاضر ایشان مسئول و مامور سرکوب و کنترل نفرات در کمپ پناهندگان آلبانی از سوی مسعود و مریم رجوی است.

اگر به رهبران مجاهدین گفته شود که بابا جان شرم کنید هیچ آدم منطقی و عاقلی با نیروی خودش ، این کار را ( شکنجه) نمی کند چرا نیروهای خود را شکنجه می کنید و به قتل می رسانید؟ پاسخ آنها عجیب است جناب مسعود یک جمله در این رابطه دارد فکر می کنم محققین و روشنفکران فراموش کردند چنین توجیه و سخنی را بکار بگیرند!
مسعود (رجوی) : شرم یک امر انقلابی است هر کس در مناسبات شرم کند باید به او گفت تو داری کمتر شرم می کنی!! از دید مسعود کلمات چقدر جایگاه واقعی خود را پیدا کرده اند؟! به قول مریم (رجوی) به کلماتی که به آنها خیانت شده باید معنی داد؟! روزگاری نسرین ( مهوش سپهری ـ برده ی بی فکر مریم و مسعود ) نیز به بچه های منتقد و معترض می گفت: کاری نکنید چادر از رو ببندیم این تشکیلات عمر رهبری ماست و از بس شرم شده که نزدیک است انقلاب به ثمر نهائی خود برسد؟!!
قضاوت با خوانندگان این خاطرات است با کسانی که در باره ی مجاهدین عادلانه قضاوت خواهند کرد من یک شاهدم نه یک قاضی.
البته می خواستند به من نیز درس قضاوت بدهند ولی امثالی مثل فرشته یگانه ، نسرین ، فهیمه اروانی و یا قدرت و جواد خراسان کجا و فریب خوردگان ساده دلی چون ما کجا؟ هیچ تشابه شخصیتی بین ما و آنها نیست. چون تمامی ارزشهایی که داخل سازمان ترویج شده توسط چنین اشخاصی بود که شکنجه و جاسوسی برای بیگانگان را براحتی توجیه می کردند!! مثلاً برادر رحمان (عباس داوری از سران مجاهدین) معمولا در ملاقات مسئولین سازمان با مقامات عراقی (رژیم صدام) حضور داشت و با روحیه انقلابی!! اسناد جاسوسی و اطلاعات مربوط به بمباران شهرهای ایران را در دوران جنگ به آنها میداد ، مگر می شود من خودم را با رحمان یا کسانی مثل بهنام یا فرید مقایسه کنم؟
اینها نفراتی هستند که حتی در رابطه با هم رده های خود نیز به خاطر حفظ موقعیت تشکیلاتی و رده خواهی از هیچ رذالتی کوتاهی نکردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:46  توسط narsis | 
جمعی از اعضای پارلمان اروپا با وجود طرح دعاوی حقوق‌بشری، رئیس گروهک تروریستی منافقین را در جمع خود پذیرفتند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگارانسازمان تروریستی منافقین بیش از 17 هزار شهروند ایرانی اعم از مسئول و شهروند عادی را در جنایت‌های متعدد تروریستی به شهادت رسانده‌اند. آنها همچنین سابقه سیاه مشابهی علیه کردها و شیعیان عراق دارند و به عنوان مزدور در خدمت رژیم صدام قرار داشتند اما پس از فروپاشی رژیم صدام، دچار فلاکت مضاعف شدند به نحوی که شماری از آنان در کناره گروه‌های تروریستی تکفیری، مشغول وحشی‌گری علیه مردم سوریه هستند.

در حالی که سازمان منافقین تا چند سال پیش  در فهرست گروه‌های تروریستی اروپا بوده، جمعی از اعضای پارلمان اروپا با مریم قجرعضدانلو ابریشمچی(رجوی) ملاقات کرده و مدعی شدند بالاترین اولویت را به حقوق‌بشر می‌دهند!

اروپایی‌ها 10 سال پیش نیز در جریان برخی توافقات هسته‌ای با ایران تعهد دادند که به سازمان تروریستی منافقین اجازه فعالیت نخواهند داد اما رژیم‌هایی نظیر فرانسه نقض تعهد کرده و اجازه فعالیت به این سازمان را دادند. اکنون نیز بقایای سازمان ورشکسته منافقین هرچند وقت یکبار با دادن پول و جمع‌آوری برخی اتباع آفریقایی و کشورهای فقیر اروپای شرقی، اقدام به راه‌اندازی نمایش تجمع می‌کند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:46  توسط narsis | 
روحانی افراط‌گرای بریتانیایی که سال‌ها به عنوان امام جمعه مسجد فینسبری‌پارک در شمال لندن بوده و سخنرانی‌های آتشینی در این مسجد انجام می‌داده است به احتمال زیاد به حبس ابد محکوم خواهد شد.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاراناینا نوشت؛ تعیین هیئت منصفه برای محاکمه «ابوحمزه المصری» روحانی افراط‌گرای بریتانیایی در نیویورک آغاز شده است.

ابوحمزه 54 ساله، امام جماعت سابق مسجد فینسبری‌پارک در شمال لندن بود به همراه چهار نفر دیگر که همگی متهم به اقدامات تروریستی هستند با صدور حکم نهایی دادگاه عالی بریتانیا در سال 2012 به آمریکا مسترد شد.

ابوحمزه متهم به حمایت از شبکه القاعده، توطئه ربودن گردشگران خارجی در یمن و ایجاد یک اردوگاه آموزش القاعده در ایالت اورگون آمریکاست اما او این اتهامات را رد می‌کند.

ابوحمزه به همراه چهارتن دیگر که به فعالیت‌های تروریستی متهم شده‌اند و همگی در بریتانیا زندگی می‌کردند، از سوی آمریکا تحت پیگرد قرار داشتند؛ اما استرداد آنها از بریتانیا به آمریکا سال‌ها به طول انجامید.

ابوحمزه که به گفته وکلایش به بی‌خوابی مزمن مبتلاست و به دلیل 8 سال حبس، دچار افسردگی شده است به ترویج اندیشه ایجاد خلافت اسلامی و حمایت از گروه‌های تندرو از جمله شبکه القاعده مشغول بود و در سال 2004 برای مدتی بازداشت شد.

وی همچنین تلاش داشته است اردوگاهی را برای آموزش اقدامات تروریستی برپا کند و در آدم‌ربایی در یمن که منجر به مرگ چهار گروگان شد، دست داشته است.

ابوحمزه متولد مصر سال‌ها به عنوان امام جمعه مسجد فینسبری‌پارک در شمال لندن بوده و سخنرانی‌های آتشینی در این مسجد انجام می‌داده است. وی یک چشم خود را بر اثر جراحات در جنگ در افغانستان از دست داده و دست راستش مصنوعی است.

از دیگر اتهامات وی فراهم کردن تجهیزات برای گروه القاعده و طالبان است و سنگین‌ترین حکم ابوحمزه حبس ابد خواهد بود.



+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:45  توسط narsis | 
"خدا به شما پاداش نيک بدهد" و "شهادت بر شما مبارک باشد" از جمله عباراتی بودند که تشییع کنندگان به فرزند تصویربردار شبکه خبری "المنار" می‌گفتند و وی درحالی‌که لبخند برلب داشت از آنان استقبال می‌کرد.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران مراسم تشییع پیکر شهید «محمد منتش» تصویربردار شبکه خبری "المنار" که روز گذشته درحال پوشش تصاویر بازپس‌گیری شهرک معلولا در قلمون هدف تیراندازی تروریست‌های تکفیری قرار گرفت و به شهادت رسید در شهرک "کفر صیر" برگزار شد.

در این مراسم که از ساعت پنج ونیم بعد از ظهر به وقت محلی در زادگاه این تصویربردار شهید برگزار شد، اهالی شهرک کفر صیر، رزمندگان حزب‌الله و مقاومت اسلامی، سران کشوری و لشکری، طرفداران مقاومت اسلامی و گروه پیشاهنگان امام مهدی(عج) حضور داشتند.

فرزند شهید محمد منتش درحالی که یونیفرم نظامی حزب‌الله را به تن داشت و شال سبز رنگی بر گردن انداخته بود با یک سینی مملو از شیرینی از شرکت کنندگان در مراسم تشییع پدرش استقبال کرد.

"خدا به شما پاداش نيک بدهد" و "شهادت بر شما مبارک باشد" از جمله عباراتی بودند که تشییع کنندگان به فرزند شهید منتش می‌گفتند و وی درحالی‌که لبخند برلب داشت از آنان استقبال می‌کرد.

پیکر شهید محمد منتش با کنیه "ابوجعفر" با تابوتی پيچيده در پرچم حزب‌الله و با شعارهای "لبیک یا زینب(س)" و "لبیک یا حسین(ع)" بر روی دوش تشییع کنندگان خیابان‌های کفیر صیر را پیمود و به گلزار شهدا رسید.

پیکر این تصویربردار پس از اقامه نماز به امامت «شیخ عبدالکریم عبید» معاون رئیس شورای اجرایی حزب‌الله در گلزار شهدا و در جوار سایر شهدای حزب‌الله به خاک سپرده شد.










+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 14:43  توسط narsis | 


در داخل مناسبات در بین نفرات بعضی وقت ها آنان به صورت محفلی می گفتند اینکه نفرات هر چه سریعتر برای عملیات آماده شوند در واقع بچه ها را شکنجه می کردند؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از دیده بان،قادر رحمانی از جمله جداشده های سازمان نقاق عنوان می کند: بعد از عملیاتهای نامنظم ۷۲ ـ صدام دستور توقف عملیات مجاهدین به دلیل بحرانی شدن رابطه با ایران و نقض پیمان های بین المللی را داد. به قول مسعود (رجوی) خرجش به دخلش نمی ارزید؟ اما همه این عملیات ها با شکست فاحش روبرو شد و این دلیل اصلی توقف عملیات ها بود ولی بچه ها که نباید دست خالی باشند.

پس بهتر است مسئولین سازمان کاری برای آنها دست و پا کنند.
قرعه کشی شروع می شود البته در قرعه کشی اسامی تمامی نفراتی که بعد از عملیات موسوم به فروغ به سازمان پیوسته اند ، بیرون آمد. سناریو این بود که بچه ها بیائید پیام رهبری را درک کنیم می خواهیم عملیات های نامنظم را شدت ببخشیم هر کس تقاضای شرکت در عملیات دارد گزارش درخواست بنویسد ما رسیدگی می کنیم. بعد از پیام مسئولین بالا و در نهایت سخنان مریم ، بچه ها اسم نویسی می کنند اما نفراتی که از قبل انتخاب شده بودند جمع آوری شدند. یکسری از بچه های همه جا بی خبر نیز مات و گیج بودند که وای چرا ما ماندیم لابد روی ما حساب نمی شود و ….؟
نفرات را در اسکان و مقداری را در مقر موسوم به هنگ حنیف جمع می کنند. سناریوی وحشتناکی برای بچه ها نوشته شده است. ماجرا این است چک امنیتی؟
بعد از بازداشت بیش از پانصد نفر از افراد در قرارگاه اشرف ، بازجویی های وحشتناک و غیرانسانی شروع شد. بازجوهای سازمان در میان ناباوری نفرات با خشم فریاد میزدند همه باید اعتراف کنید داخل ارتش آزادیبخش ملی نفوذ کرده اید؟!! می خواستید رهبری را ترور کنید؟ شکنجه ها شروع می شود.
پرویز احمدی معلم ساده دلی که فریب مجاهدین را خورد و به اشرف منتقل گردید از شدت شکنجه کشته می شود. یکی از شاهدین شکنجه و مرگ پرویز احمدی به من گفت: بعد از آخرین بازجویی قفسه سینه اش شکسته بود تا صبح داخل سلول ناله کرد حتی بعضی وقتها به او تنفس مصنوعی نیز می دادیم اوایل صبح بازجویان و شکنجه گران بیرمن رجوی او را از سلول بردند و دیگر برنگشت. بعدا در کمال بیشرمی و نامردمی مسئولین سازمان مجاهدین اعلام کردند پرویز احمدی درعملیات داخل شهید شده و چه رشادتهایی که از خود نشان نداده است؟!! البته چند نفر دیگر هم بودند که زیر شکنجه ی وحشیانه بازجوهای سازمان کشته شدند.


گذر زمان باعث شده اسامی یادم نماند ولی به غیر از نفراتی که تحت بازجویی کشته شدند افراد زیادی نیز زیر شکنجه دست و پایشان شکست یا مشکلات جسمی پیدا کردند. آخر بهای عملیات نامنظم بچه ها بود که باید از سوی مسئولین مجاهدین پرداخت می شد؟؟ حالا چه فرقی می کند به قول جناب مسعود برای این چک امنیتی (شکنجه و بازجویی های وحشیانه و غیرانسانی) نباید خیلی شاکی باشید ، فرض کنید، رفته اید عملیات و آنجا مجروح شده اید؟!! این کمترین بهایی است که می پردازید؟ شما آمده اید اینجا (قرارگاه اشرف) جان خود را فدا کنید؟!!
مسئولین مجاهدین که توجیه شکنجه و بازجویی وحشیانه از نفرات را در دوران چک امنیتی برعهده داشتند از سر سپردگان مسعود (رجوی) بودند. در داخل مناسبات در بین نفرات بعضی وقت ها آنان به صورت محفلی می گفتند اینکه نفرات هر چه سریعتر برای عملیات آماده شوند در واقع بچه ها را شکنجه می کردند؟!! البته در توجیه های بعدی مسئولین سازمان فهمیدیم که اینها (شکنجه گران) شکنجه نمی کردند بلکه فداکاری می کردند تا بچه ها آماده مبارزه شوند؟!!
برخی از کسانی که در شکنجه ی بچه ها دردوران چک امنیتی نقش مستقیم داشتند عبارت بودند از :
۱ـ جواد عالمیان ، ۵۳ ساله کاملاً مطیع اوامر مسعود رجوی است.
۲ـ حسن عزتی با اسم مستعار نریمان ، ۵۴ ساله به معنی واقعی کلمه عنصر ایدئولوژیک و سر سپرده رجوی.
۳ـ ناصر رشیدی ، ۴۹ ساله از بچه های بسیار ورزیده ی سازمان که وقتی حتی اسم رهبری در نشست ها گفته می شد ایشان بی اختیار می گریست؟!!
۴ـ قدرت حیدری ، به غیر از سرسپردگی ایدئولوژیک به سازمان به شکلی مستمر در چارچوب های تشکیلاتی طرح ارائه می دهد.
۵ـ جواد خراسان ، فرمانده بسیاری از شکنجه گرها و بازجوهای سازمان که شخصیت منفی و رفتار وحشیانه اش زبانزد همه نفرات حاضر در اشرف است. ( در حال حاضر ایشان مسئول و مامور سرکوب و کنترل نفرات در کمپ پناهندگان آلبانی از سوی مسعود و مریم رجوی است.

اگر به رهبران مجاهدین گفته شود که بابا جان شرم کنید هیچ آدم منطقی و عاقلی با نیروی خودش ، این کار را ( شکنجه) نمی کند چرا نیروهای خود را شکنجه می کنید و به قتل می رسانید؟ پاسخ آنها عجیب است جناب مسعود یک جمله در این رابطه دارد فکر می کنم محققین و روشنفکران فراموش کردند چنین توجیه و سخنی را بکار بگیرند!
مسعود (رجوی) : شرم یک امر انقلابی است هر کس در مناسبات شرم کند باید به او گفت تو داری کمتر شرم می کنی!! از دید مسعود کلمات چقدر جایگاه واقعی خود را پیدا کرده اند؟! به قول مریم (رجوی) به کلماتی که به آنها خیانت شده باید معنی داد؟! روزگاری نسرین ( مهوش سپهری ـ برده ی بی فکر مریم و مسعود ) نیز به بچه های منتقد و معترض می گفت: کاری نکنید چادر از رو ببندیم این تشکیلات عمر رهبری ماست و از بس شرم شده که نزدیک است انقلاب به ثمر نهائی خود برسد؟!!
قضاوت با خوانندگان این خاطرات است با کسانی که در باره ی مجاهدین عادلانه قضاوت خواهند کرد من یک شاهدم نه یک قاضی.
البته می خواستند به من نیز درس قضاوت بدهند ولی امثالی مثل فرشته یگانه ، نسرین ، فهیمه اروانی و یا قدرت و جواد خراسان کجا و فریب خوردگان ساده دلی چون ما کجا؟ هیچ تشابه شخصیتی بین ما و آنها نیست. چون تمامی ارزشهایی که داخل سازمان ترویج شده توسط چنین اشخاصی بود که شکنجه و جاسوسی برای بیگانگان را براحتی توجیه می کردند!! مثلاً برادر رحمان (عباس داوری از سران مجاهدین) معمولا در ملاقات مسئولین سازمان با مقامات عراقی (رژیم صدام) حضور داشت و با روحیه انقلابی!! اسناد جاسوسی و اطلاعات مربوط به بمباران شهرهای ایران را در دوران جنگ به آنها میداد ، مگر می شود من خودم را با رحمان یا کسانی مثل بهنام یا فرید مقایسه کنم؟
اینها نفراتی هستند که حتی در رابطه با هم رده های خود نیز به خاطر حفظ موقعیت تشکیلاتی و رده خواهی از هیچ رذالتی کوتاهی نکردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 فروردین1393ساعت 18:0  توسط narsis | 
اعلام چنین مواضعی خط عبور از دولت اعتدال را توسط این جریان سیاسی ترسیم کرده و در آینده ای نزدیک این خط پررنگ ، نمود عینی تری پیدا خواهد کرد.

حملات اصلاح طلبان به سیاست های اقتصادی  دولت شدت گرفت
به گزارش خبرنگار وبگردی باشگاه خبرنگاران ،  حملات گاه و بیگاه رسانه ها و شخصیت های مختلف اصلاح طلب به دولت تدبیر و امید که در این روزها سیر صعودی نیز گرفته و همزمانی آن با انتشارگلایه های محمد خاتمی از حسن روحانی ، از اتخاذ تاکتیکهای جدیدی در میان سیاستمداران وامدار اردوگاه اصلاح طلبی حکایت می کند.

عیسی سحرخیز از معاونان مطبوعاتی دولت اصلاحات و عضو حزب منحله مشارکت روز گذشته در فیس بوکش بااشاره به اهداء هدایای دولت به برخی از خبرنگاران در برخی رسانه ها نوشته است :” بیشتر خوشحال می شدم اگر وزارت کار به جای دادن پانصد هزار تومان "عیدانه " و "سبد کالای نقدی" به تعدادی محدود خبرنگاراقتصادی، در روزهای پایانی سال 1392 آن چه را که خواست اکثر قریب به اتفاق روزنامه نگاران ایران بود به عنوان عیدی به اعضای این صنف تقدیم می کرد تا دست کم یکی از وعده های انتخاباتی رئیس جمهور تحقق یابد.

وی در ادامه افزوده است :” نمی دانم که آن دوست توزیع کننده ی هدایای 500 هزارتومانی حال با اطلاع وزیر دست به این اقدام زده یا برای خودشیرینی به این کار پرداخته است. از این رو پرسشم از وزرای کار و ارشاد این است که بگویند اصل ماجرا چه بوده و این هدیه چه تعداد خبرنگار و کدام حوزه های خبری را دربرگرفته است؟
خوشحال می شوم که جناب ربیعی اعلام کند که روحش از این ماجرا بی خبر بوده است و به محض خبردار شدن فرد متخلف را توبیخ یا از کار برکنار کرده است”

آنچه که جالب توجه به نظر می رسد آن است که با شروع ثبت نام شهروندان برای دریافت یارانه ها در میان تمامی تشکل های منسوب به اصلاح طلب، تنها جریانی نزدیک به آنها که حاضر به انتشار بیانیه و حمایت از انصراف رایانه ها می شود، تشکلی غیرقانونی با مدیریت ابراهیم یزدی بوده است . وی در بیانیه‌ای اعلام کرد که خود و همفکرانش از مردم دعوت می‌کنند برای کمک به دولت داوطلبانه از دریافت یارانه انصراف دهند.

اما رییس دفتر دولت اصلاحات در فیس بوکش خبر از اتخاذ تاکتیک دیگری دردرون اصلاح طلبان می داد . محمد علی ابطحی در فیس بوکش خطاب به دولتمردان می نویسد :” مسئولان رسیدگی کنند! با این همه میلیارد اختلاس در این چندساله اخیر دست و دل مردم می لرزد. نه که به گرفتن یارانه نیاز داشته باشند، می ترسند که یک گروه دیگر یک جا بالا بکشند.!”

تاکتیک فاصله گرفتن اصلاح طلبان در مواجه با سیاست های اقتصادی اخیر دولت یازدهم زمانی پررنگ تر می نماید که رسانه ها  خبری را از دیدگاههای خاتمی در جمعی خصوصی منتشر می کنند . این رسانه ها نوشته اند که محمد خاتمی در جمعی از اعضای مجمع روحانیون گفته است:"  من به روحانی هم گفته ام که اگر او نسبت به مسائل اجتماعی و اقتصادی کم اهمیت باشد و نتواند پاسخ مطالبات مردم را بدهد، دولتش بیشتر از 4 سال دوام نخواهد آورد."

به نظر می رسد اعلام چنین مواضعی توسط مهره های مطرح اصلاح طلب و عدم اعلام رسمی از انصراف یارانه ها توسط تشکل های اصلی این جریان در رسانه های عمومی ، خط عبور از دولت اعتدال را توسط این جریان سیاسی ترسیم کرده و در آینده ای نزدیک این خط پررنگ ، نمود عینی تری پیدا خواهد کرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 فروردین1393ساعت 17:59  توسط narsis | 

یکی از اصلاح طلبان در صفحه فیس بوک خود با بیان نکاتی تعجب برانگیز حملات و انتقاد تندی را از حسن روحانی رییس جمهور دولت یازدهم به زبان آورد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، یکی از اصلاح طلبان در صفحه فیس بوک خود با بیان نکاتی تعجب برانگیز حملات و انتقاد تندی را از حسن روحانی رییس جمهور دولت یازدهم به زبان آورد.
 
بنا بر این گزارش بهروز شجاعی که از عناصر فعال جریان اصلاح طلبی می باشد و همچنین در انتخابات شورای شهر در لیست این جریان سیاسی حضور داشت در فیس بوک خود با اشاره به گروگان گرفتن 5 مرزبان ، وظیفه حسن روحانی را عذرخواهی در قبال اتفاقات رخ داده دانست و نوشت: دولت تدبیر و امید بدون شک در به گروگان گرفتن این پنج مرزبان، به درازا انجامیدن گروگانگیری و شهادت دانایی فر مقصر است.
 
وی افزوده است: آن طور که از شواهد امر مشخص است دولت آنطور که باید و شاید این گروگانگیری را جدی نگرفت و همه امکانات و... ظرفیت‌های خود را برای آزادی این پنج فرزند ایران زمین بسیج نکرد، آزادی این پنج نفر نیازمند یک کار دقیق دیپلماتیک و اطلاعاتی بود و کم از مذاکرات ژنو نبود اما تلاش های صورت گرفته بیشتر بر روی دوش یک وزارتخانه بود. دولت و شخص رئیس جمهور باید از ملت ایران و به ویژه خانواده ای این عزیزان عذرخواهی کند.
 
وی همچین در ادامه دیگر نهاد ها و دستگاه هایی را که تلاش برای ازادی 5 گروگان کرده اند را متهم به سنگ اندازی در کار دولت عنوان می کند و خواستار معرفی انان به مردم می شود !!
 
این کاندیدای اصلاح طلب انتخابات شورای شهر  در ادامه با استنباطی تعجب برانگیز خواستار برگزاری نماز جمعه اهل سنت در تهران شده و در این رابطه نوشته است:  نقش علمای اهل سنت و به ویژه مولوی عبدالحمید در بازگشت این مرزبانان به وطن غیرقابل انکار است، امیدوارم مسئولان نظام با این اتفاق در سیاست‌های خود نسبت به اهل سنت و اقلیت‌های مذهبی تجدیدنظر کنند،
 
گفتنی است بهروز شجاعی از آخرین نفرات حاضر در لیست اصلاح طلبان به سر لیستی مسجد جامعی رئیس فعلی شورای شهر در انتخابات اخیر بود.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 فروردین1393ساعت 17:58  توسط narsis | 
امیرحسین ثابتی از فعالان رسانه ای در صفحه شخصی خود در یکی از شبکه های اجتماعی نوشت: روز گذشته سعید جلیلی به دانشگاه امیرکبیر رفت تا در جشن هسته ای دانشجویان این دانشگاه سخنرانی کند.
به گزارش پایگاه 598 به نقل از فارس، امیرحسین ثابتی از فعالان رسانه ای در صفحه شخصی خود در یکی از شبکه های اجتماعی نوشت: روز گذشته سعید جلیلی به دانشگاه امیرکبیر رفت تا در جشن هسته ای دانشجویان این دانشگاه سخنرانی کند.

اقلیت افراطی که همیشه کارشان عربده کشی و تلاش برای برهم زدن سخنان جریان مخالفشان است، خیلی تلاش کردند تا حرف جلیلی شنیده نشود یا سخنرانی وی نیمه کاره رها شود، اما مواضع منطقی و محکم جلیلی همراه با حضور پر رنگ دیگر دانشجویان، نه تنها باعث شد جلیلی بیش از یک ساعت همه حرفهایش را بزند، بلکه در پایان برنامه «لمپن ها» با آبرو ریزی کامل مجبور به ترک سالن شدند و آنچه در ذهن همه باقی مانده بود، رفتار مشابهشان با احمدی نژاد در سال 85 و خاتمی در سال 83 بود.

همان روزی که خاتمی در برابر عربده کشی های هواداران دیروزش در دفتر تحکیم وحدت گفت: «فقط دیکتاتورها هستند که غیر خودشان را قبول ندارند و نمی گذارند مخالفانشان حرف بزنند ... در همه چیز انحراف ایجاد کرده اید، حالا هم نمی گذارید 4 نفر حرف بزنند و حرف بشنوند؟ آدم هایی که تحمل دیگران را ندارند خدا نکند به قدرت برسند. چند نفرید که هو می کنید؟ آدم باشید! کاری نکنید بگویم از سالن بیرونتان کنند ...»
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 فروردین1393ساعت 17:56  توسط narsis | 
انور بیجارزهی مجری بومی استان از بی برنامه ای مراسم سفر ریاست جمهوری گلایه کردو گفت : قرار بود من مجری باشم اما در وسط برنامه تریبون را از من گرفتند و به رضا رشید پور دادند.
به گزارش پایگاه 598، انور بیجارزهی مجری بومی استان در گفتگو با عصر هامون، از بی برنامه‌گی مراسم  سفر ریاست جمهوری گلایه کرد.

وی گفت : قرار بود من مجری باشم اما در وسط برنامه تریبون را از من گرفتند و به رضا رشید پور دادند.
رشید پور در ابتدای اجرای برنامه با ادعای اینکه نه ماه پیش شعار " دکتر کلید رو رو کن دنیا رو زیر رو کن" از زاهدان جان گرفت مردم را ترغیب به سر دادن این شعار در استادیوم هفده شهریور زاهدان پیش از آغاز سخنرانی روحانی کرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 فروردین1393ساعت 17:56  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
92/12/05 - 92/12/21
92/12/08 - 92/12/14
92/12/01 - 92/12/07
92/11/22 - 92/11/30
92/11/05 - 92/11/21
92/11/08 - 92/11/14
92/11/01 - 92/11/07
92/10/22 - 92/10/30
92/10/05 - 92/10/21
92/10/08 - 92/10/14
92/10/01 - 92/10/07
92/09/22 - 92/09/30
92/09/05 - 92/09/21
92/09/08 - 92/09/14
92/09/01 - 92/09/07
92/08/22 - 92/08/30
92/08/05 - 92/08/21
92/08/08 - 92/08/14
92/08/01 - 92/08/07
92/07/22 - 92/07/30
92/07/05 - 92/07/21
92/07/08 - 92/07/14
92/07/01 - 92/07/07
92/06/22 - 92/06/31
92/06/05 - 92/06/21
92/06/08 - 92/06/14
92/06/01 - 92/06/07
92/05/22 - 92/05/31
92/05/05 - 92/05/21
92/05/08 - 92/05/14
92/05/01 - 92/05/07
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو