اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 13:21  توسط narsis | 
 

 

حمله به زائران خانه خدا در ششم ذیحجّه سال 1407 قمری نشان داد که سردمداران وهابی عربستان، نه تنها لیاقت خدمت به حرمین شرفین در این کشور را ندارند، بلکه برای اثبات سرسپردگی خویش حاضرند احکام مُحکم الهی را نیز زیر پا بگذارند.


لکه ننگی بر دامان آل سعود که با آب زمزم هم شسته نمی‌شود/سالروز شهادت حجاج ایرانی در مکه + فیلم

 

به گزارش «سراج24»، بنا بر نظر امام خمینی (ره) مسلمانان باید در حج به صِرف صورت قناعت نکنند و از چنین کنگره عظیمی که امکان برپایی‌اش برای هیچ مقام و دولتی ممکن نیست مگر اراده خدا، به نفع اسلام و مسلمین استفاده شود در همین رستا با نظر ایشان  به عنوان صاحب فتوا و حاکم شرع مبسوط الید و مصلح دینی، همه ساله مراسمی به نام «برائت از مشرکین» در مکه و پیش از شروع مناسک حج برگزار می‌شد و طی آن هزاران تن از حجاج ایرانی، به همراه حجاج غیر ایرانی، پس از پیمودن مسیرهایی، در محل معینی تجمع می‌کردند و ضمن شنیدن سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایی مبنی بر تحلیل اوضاع جهان اسلام و صدماتی که از سوی دشمنان بر ملل مسلمان وارد می‌آید به محکوم کردن آنها می‌پرداختند و سپس آرام متفرق می‌شدند و به فعالیت‌های عادی می‌پرداختند.


برخورد های مقدماتی
در طول سال‌های 1358 تا 1366 بارها ایرانیان به جرم بیان شعار بر ضد امریکا و اسرائیل دستگیر، زندانی و شکنجه شدند و در پی آن منازعاتی بین مسئولین دو کشور برخاسته بود. حتی درباره اجتماعی بودن حج و فتاوی علمای حجاز و نظریات و فتاوی امام خمینی‌(ره)، بحث‌های گوناگونی پیش آمد که در نهایت ملک خالدبن عبدالعزیز پادشاه وقت عربستان سعودی نامه‌ای به امام خمینی فرستاد، بر این مبنا که برخی روحانیون حجاز حج را مراسم و مناسکی صرفاً فردی خواندند و توجه به مسائل اجتماعی و برپایی تظاهرات در حج را مزاحم حاجیان و حتی بدعت معرفی کردند. اجتناب از سب و لعن دشمنان را حق دانستند و آن را انحراف از دین و جسارت به مکه و کعبه مطرح کردند و حتی دولت سعودی بر این معنی تأکید داشت که از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در مراسم حج جز تلبیه و دعا و نیایش روایتی وارد نشده و شعار دادن بر ضد دشمنان و فریاد زدن مغایر اهداف حج و معصیت است.


پاسخ پر معنا حضرت امام خمینی به نامه پادشاه عربستان
حضرت امام در 18/7/60 در پاسخ به پادشاه عربستان نوشتند که «... این جانب تمام گرفتاری‌ها و بدبختی‌های مسلمین و دولت‌های کشورهای اسلامی را در اختلاف و نفاق بین آنان می‌دانم. چرا باید دولت‌های اسلامی با داشتن قریب یک میلیارد جمعیت و در دست داشتن ذخیره‌های زیر زمینی، خصوصاً موج‌های نفت که رگ حیات ابر قدرت‌هاست و برخورداری از تعلیمات حیاتبخش قرآن کریم و دستورات عبادی، سیاسی پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - که مسلمانان را به اعتصام به «حبل الله» دعوت و از تفرقه و اختلاف تحذیر می‌فرماید و با داشتن ملاذ و ملجأیی چون حرمین شریفین، که در عهد رسول الله - صلوات الله علیه - مرکز عبادت و سیاست اسلامی بوده و پس از رحلت آن بزرگوار مدت‌ها نیز چنین بوده است و طرح فتوحات و سیاسات از آن دو مرکز بزرگ سیاسی عبادی ریخته می‌شده است، اکنون به واسطه کج‌فهمی‌ها و غرض‌ورزی‌ها و تبلیغات وسیع ابرقدرت‌ها کار را به آنجا بکشانند که دخالت در امور سیاسی و اجتماعی، که مورد احتیاج مبرم و از اهم امور مسلمین است، در حرمین شریفین جرم شناخته شود و پلیس سعودی در داخل مسجد الحرام و در جایی که به حکم خدا و به نص قرآن مجید برای همه کس حتی منحرفین محل امن است با چکمه و سلاح به مسلمانان حمله کرده و آنان را مضروب و دستگیر نمایند و به زندان بفرستند. جرم این مسلمانان شعار بر ضد امریکا و اسرائیل، این دشمنان خدا و رسول بوده است... اگر دولت حجاز از این فریضه عبادی - سیاسی، که هر سال در مواقف کریمه حرمین شریفین با حضور میلیونی مسلمانان تشکیل می‌شود، استفاده سیاسی اسلامی می‌نمود، احتیاج به امریکا و هواپیماهای آواکس آن و سایر ابرقدرت‌ها نداشت و مشکلات مسلمانان حل می‌شد. می‌دانیم که امریکا این هواپیماها را از آن جهت در اختیار عربستان قرار داده است تا به نفع خود و اسرائیل از آنها استفاده نماید. چنان‌که دیدیم آواکس‌های امریکایی برای تفرقه بین ایران و سایر مسلمانان عرب گزارشی سرتاسر دروغ داد مبنی بر بمباران مراکز نفتی کویت توسط ایران... اخیراً به این نکته تأکید می‌کنم که از مکتوب شما ظاهر می‌شود که گزارش‌های دروغ و انحرافی به شما داده می‌شود. چنان‌که نوشته‌اید شعارهای زائران ایرانی موجب نارضایتی و تنفر زائران بیت الله شده است. بهتر بود شما اشخاص امینی را مأمور گزارش‌ها نمایید تا معلوم شود شعار ضد اسرائیل و امریکا موجب تنفر و نارضایتی زائران نشده، بلکه برخورد مأموران دولت سعودی و ضرب و هتک و به حبس کشیدن مهمانان خدای متعال، به جرم شعار علیه اسرائیل و امریکا، موجب تنفر و نارضایتی مسلمانان جهان و بخصوص زائران بیت الله الحرام و حرم معظم رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - شده است. از خداوند متعال خواستارم که مسلمانان را از خواب غفلت بیدار و عظمت اسلام را روز افزون فرماید؛ و مسلمانان و خصوص دولتمردان را به آنچه صلاح اسلام و مسلمین است هدایت فرماید...»


این روال تا 1366 ش ادامه داشت، اما در این سال، پس از برگزاری تظاهرات آرام و باشکوه وحدت در مدینه، مقرر شده بود که مراسم برائت از مشرکین ـ پس از توافق و هماهنگیِ مقامات ایرانی و مسئولان سعودی در مورد محل برگزاری مراسم و مبدأ و مقصد راهپیمایان و زمان شروع و خاتمه مراسم در مکه برگزار شود.


در روز نهم مرداد ماه 1366 شمسی برابر با ششم ذیحجّه سال 1407 قمری، هزاران زائر ایرانی و تعدادی از زائران دیگر کشورهای اسلامی در مکه معظّمه و خانه خدا، در حال انجام فریضه الهی برائت از مشرکین بودند که به دست ماموران دولت وهابی عربستان سعودی مورد تهاجم وحشیانه قرار گرفته و به شهادت رسیدند. زائران خانه خدا، مراسم برائت را همه ساله با الهام از تعالیم اسلام و قرآن برگزار می‏کنند و در آن، ضمن دعوت مسلمانان به اتحاد، بیزاری خود را از دشمنان اسلام به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی اعلام می‏دارند.

بر اثر این یورش بی‏رحمانه در خانه امن الهی، چهارصد نفر از حُجّاج ایرانی به شهادت رسیده و بیش از هزار نفر نیز زخمی شدند. حمله به زائران خانه خدا نشان داد که سردمداران وهابی عربستان، نه تنها لیاقت خدمت به حرمین شرفین در این کشور را ندارند، بلکه برای اثبات سرسپردگی خویش حاضرند احکام مُحکم الهی را نیز زیر پا بگذارند.


 برگزاری مراسم برائت از مشرکین در جریان اجتماع بزرگ و پرشکوه حجّ، تاثیر آن را دوچندان می‏کند. با توجه به این اهمیت، رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏ای، همه ساله بر انجام هرچه باشکوه‏تر مراسم برائت از مشرکین تاکید داشته و دارند.


روز ششم ذیحجه سال 1366 (ه . ش ) ، حاجیان ایرانی به همراه برخی از حجاج سایر کشورها که به صف ایرانیان پیوسته بودند ، راهپیمایی عظیم برائت از مشرکین را در مکه معظمه آغاز کردند .حجاج بیت الله الحرام در این راهپیمایی باشکوه ضمن اظهار تنفر از آمریکا و اسرائیل ، از همه کافران و مشرکان اعلام برائت نموده ، مسلمانان سراسر جهان اسلام را به اتحاد ویکپارچگی ، جهت مبارزه بی امان با سلطه قدرتهای شیطانی ، در راس آنان شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار ، دعوت نمودند. گویی در و دیوار شهر مکه و ملائکه آسمان ، همصدا با حجاج شعار می دادند . عرب و عجم ، مبهوت و مسحور این طنین الهی شده بودند .


راهپیمایان ، پس از استماع پیام تاریخی رهبرانقلاب اسلامی حضرت امام خمینی( ره) ، با شعار الله اکبر ، لا اله الا الله و مرگ بر آمریکا برای ادای نمازمغرب روانه حرم شدند که  پس از طی مسافتی ، در حالی که جلوی جمعیت عظیم راهپیمایان ، زنان و گروهی جانبازان در حرکت بودند ، ناگهان ستونهایی از نظامیان آل سعود هویدا شد . آنان لحظه ای بعد ، به طرف صفوف حمله کردند و با باطوم بر سرو روی زائران بی گناه کوبیدند . این گروه ازیک سو ، و گروه دیگری نیز از بالای پله ها و ساختمانها ، سنگ و آجر ، آهن ، شیشه و بلوک سیمانی بر سر و روی مردم می ریختند . پس از آن ، شلیک گازهای سمی و خفه کننده آغاز شد و به دنبال آن رگبار گلوله ها به قصد کشتن راهپیمایان برائت ازمشرکین به سوی آنان سرازیر گردید و پیکرهای پاک آسمانی که جرمشان اعلام برائت و بیزاری از آمریکا ، اسرائیل و ایادی ناپاک آنها بود ، درخاک و خون غلتیدند .


چادرها از سر زنان افتاد ، افراد زیادی به زیر دست و پا له شدند و عده ای به وسیله گازهای خفه کننده و رگبار گلوله ها، به شهادت رسیدند . این جنایتکاران حتی به آمبولانسهای حامل مجروحان نیز یورش می بردند و مانع از جمع آوری آنان می شدند . این جنایت در جمعه خونین مکه ، به قدری فجیع بود که برای مرتکبان و بانیان آن ، جز لکه های ننگ ابدی در صفحات تاریخ و فضاحت و رسوایی نزد ملتها ، اثری باقی نگذاشت .


توطئه از پیش تعیین شده سعودی
به نظر می‌رسد ماجرای جمعه خونین موضوعی تصادفی نبوده است و از مدتها پیش مسئولان سعودی برای اجرای آن اتخاذ تصمیم نموده بودند. برای اثبات این ادعا تنها به برخی شواهد اشاره می‌گردد که موارد بسیار دیگری نیز از این قبیل می‌توان به عنوان شاهد مثال ذکر نمود:

1ـ در روز پنجم ذیحجه (1 روز پیش از واقعه)، بیمارستان‌ها و سازمان‌های بهداری اعلام کردند که هیچ مراجعه کننده ایرانی را برای درمان در روز ششم ماه نخواهند پذیرفت.


2ـ یکساعت قبل از شروع راهپیمایی، درهای ورودی به بنای بزرگ مخصوص حجاج اردنی و فلسطینی بسته شد و به هیچ کس اجازه داخل یا خارج شدن از آن داده نمی‌شد.

3ـ سطح بام بناهای واقع در جانب چپ راهپیمایی از کپسول‌های خالی و سنگ‌ها و آجرها و ابزار آلات از کار افتاده که در طول برخورد به سوی حجاج پرتاب گردید انباشته شده بود. برخی از صاحبان این خانه‌ها ابراز داشته بودند که این وسایل چند روز قبل از جانب حکومت سعودی به بام آنها منتقل گردیده بود.

4ـ تغییر آرایش پلیس که برخلاف سال‌های قبل در دو سوی مسیر نایستاده و صف آرایی آنها در انتهای مسیر حرکت حجاج و یا قرار گرفتن فرماندهان پلیس در پشت سر نیروها برخلاف گذشته که فرماندهان 100 متر در جلوی گردان خود می‌ایستاده‌اند.


5ـ در سال‌های گذشته با توقف اتومبیل‌های سواری در مسیر راهپیمایی سعی در ایجاد موانع فیزیکی برای گسستن صفوف راهپیمایان داشتند اما در آن سال از توقف خودرو‌ها در طول خیابان محل برخورد نهایی منع کردند و اتومبیل‌ها را از نزدیک شدن به مسیر مسجد ملک تا تقاطع خیابان عبدالله بن زبیر باز داشتند.


6ـ در سالهای گذشته مأموران پلیس در میان راهپیمایان حاضر می‌گردیدند تا از انتشار جزوه‌های پیشگیری نمایند اما در آن سال هیچیک از آنان داخل راهپیمایی نگردیدند و باتون به دست صف آرایی نموده بودند.

جدای این قبیل نمونه‌های میدانی باید به سخنان متفاوت در ملاقات وزیرخارجه سعودی در ریاض با کاردار جمهوری اسلامی و ملاقات وزیر حج و امور اوقاف سعودی با نماینده ایران در روز چهارم ذیحجه و تفاوت لحن مذاکرات آنها اشاره نمود.

همچنین عملکرد رسانه‌ها که در این گونه موارد بیش از هر چیز به جذابیت‌های خبر و پرداختن به ابعاد کشته‌ها و زخمی‌ها و... علاقه نشان می‌دهند، در این موضوع کاملاً متفاوت بود و از همان ابتدا بیش از هر چیز به تطهیر مسئولان سعودی پرداخته بودند.


 

این حادثه جانسوز ، که وصف و شرح آن در کلام نمی گنجد ، نه تنها قلب مسلمانان جهان ، که دل آزادگان دنیا را نیز به درد آورد و همه را در عزا و ماتمی بزرگ فرو برد . لیکن به قول امام عزیزمان ، خمینی کبیر : ما در عین حال که شدیداً متأثر و عزادار از این قتل عام بی سابقه امت محمد صلی الله علیه و آله و پیروان ابراهیم حنیف و عاملین به قرآن کریم گردیده ایم ، ولی خداوند بزرگ را سپاس می گزاریم که دشمنان ما و مخالفین سیاست اسلامی ما را از کم عقلان و بی خردان قرار داده است . چرا که خودشان هم درک نمی کنند که حرکتهای کورشان ، سبب قوت و تبلیغ انقلاب و معرفی مظلومیت ملت ما گردیده است و درهر مرحله ای سبب ارتقای مکتب و کشورمان را فراهم کرده اند...»

مراسم برائت از مشرکین پس از توقف در سال‌های 1367 تا 1369 و علیرغم تضییقات و تحریم‌ها، از 1370 هجری شمسی مجدداً، در مکه انجام شد؛ در 1370 در روز ششم ذیحجه 1411، در مقابل بعثه مقام معظم رهبری؛ در سال 1371 برابر با، ششم ذیحجه 1412 در اطراف بعثه رهبر معظم انقلاب و از سال 1372 به بعد، به رغم توافق سال 1370 با دولت سعودی برای برگزاری مراسم برائت، به علت تضییقات و اجتناب از خونریزی، در منی و عرفات همه ساله در زیر چادرها برگزار گردیده است.

دانلودفیلم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 18:7  توسط narsis | 
 

اظهارات دیوید کامرون به گونه‌ای بود که برخلاف آنان که می‌پنداشتند دیدار بین رئیس‌جمهور ایران و نخست‌وزیر انگلیس، ذوب شدن یخ‌های بین تهران ـ لندن را به دنبال خواهد داشت، نه تنها چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، بلکه این اظهارات بر سردی روابط و منجمدتر شدن آن می‌افزاید.


قصه پرغصه ذوق‌زدگان رابطه با روباه پیر!

 

دکتر یدالله جوانی * - روابط دیپلماتیک بین ایران و بریتانیا دارای یک سابقه سیصد ساله با فرازوفرودهای بسیاری است. در طول بیش از دو سال اخیر، روابط دیپلماتیک و کنسولی بین دو کشور به دلیل حمله برخی دانشجویان به سفارتخانه انگلیس و اشغال آن، تقریباً به‌طور کامل قطع بوده و دیگر مناسبات نیز به حداقل کاهش یافته است.
سیاست نظام جمهوری اسلامی طی ۳۶ سال گذشته، داشتن رابطه با تمامی کشورها براساس منافع مشترک و احترام متقابل مبتنی بر سه اصل حکمت، عزت و مصلحت بوده و تنها در این‌خصوص، کشورهایی چون رژیم صهیونیستی مستثنی شده‌اند. آمریکایی‌ها خود در سال ۱۳۵۸ به قطع رابطه با جمهوری اسلامی اقدام کردند و اکنون جمهوری اسلامی، برقراری هر نوع رابطه با دولت این کشور را مشروط به تغییر سیاست‌های خصمانه ایالات متحده در قبال ملت ایران می‌داند. انگلیسی‌ها نیز خود به‌دنبال حوادث پیش‌آمده برای سفارت این کشور در تهران، روابط‌شان را با تهران قطع کردند. در حالی که اقدام کسانی که به سفارت انگلیس وارد شدند، هیچ‌گاه مورد تأیید و حمایت مسئولان و دولتمردان نظام جمهوری اسلامی قرار نگرفت. البته حرکت کسانی که سفارت انگلیس در تهران را مورد هجوم قرار دادند، در واقع واکنشی بود به سیاست‌ها و اقدامات خصمانه دولت انگلیس در قبال ملت ایران در موضوعات مختلف که به صورت نسنجیده انجام شده بود و برخی نیز در مورد پاره‌ای از مسائل رخ داده در ماجرای سفارت، مشکوک هستند و برای نگاه مبنی بر دست داشتن انگلیسی‌ها در آنچه اتفاق افتاد، دلایلی دارند. سیاست نظام از مقطع وقوع این حادثه تا به امروز، برقراری رابطه مجدد با رعایت منافع ملی و براساس اصول سه‌گانه حکمت، عزت و مصلحت بوده است. اما طی این مدت، این انگلیسی‌ها بودند که با شرط‌گذاری‌هایی برخلاف اصول سه‌گانه، خواهان نوعی رابطه از موضع برتر بوده‌اند!
متأسفانه در ایران، کسانی هستند که عمدتاً با ترجیح منافع شخصی، گروهی و جریانی بر منافع ملی، خواهان برقراری رابطه با انگلیس تحت هر شرایط هستند، همانطور که چنین نگاهی را در برقراری رابطه با آمریکا دارند. با روی کار آمدن دولت یازدهم، این نگاه در ایران پررنگ‌تر شد تا جایی که برای اولین بار، مقدمات دیدار مقامات دو کشور در عالی‌ترین سطح در حاشیه اجلاس سران سازمان ملل در نیویورک تدارک دیده شد. با انجام دیدار بین دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران و دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس، یک ذوق‌زدگی عجیبی در عده‌ای پدید آمد و آنان، رفتارهایی داشتند که گویا در پی این دیدار، به شکل معجزه‌آسایی بسیاری از مشکلات ایران حل خواهد شد. نشانه‌های زیادی از این نوع رفتار مبتنی بر ذوق‌زدگی را می‌توان در تصاویر و تحلیل‌های ارائه‌شده در برخی از شبکه‌های اجتماعی و وبگاه‌ها دید. اما نکته قابل توجه، بروز و ظهور همین نوع رفتارهای مبتنی بر ذوق‌زدگی در روزنامه‌های مدعیان اصلاحات و طرفداران دولت و از جمله روزنامه دولتی ایران در روز پنج‌شنبه سوم مهر ۹۳ است.
تأمل در تیترهای صفحه اول چند روزنامه، این ذوق‌زدگی را نشان ‌می‌دهد:
الف ـ روزنامه ایران: پایان ۳۵ سال رابطه سرد
ب ـ روزنامه آرمان: دیدار تاریخی در پرونده ایران و انگلیس
ج ـ روزنامه آفتاب: تحول تاریخی در دیپلماسی
د ـ روزنامه اعتماد: روحانی ـ کامرون دیدار پس از ۳۶ سال
هـ ـ روزنامه ابتکار: نیویورک پلی در مسیر تهران ـ لندن
و ـ روزنامه مردم‌سالاری: بهار روابط تهران ـ لندن
برخی از این روزنامه‌ها در قالب سرمقاله و یادداشت، آنچنان با ذوق‌زدگی از این دیدار به عنوان یک دستاورد بزرگ یاد کردند که گویا، دولت کنونی ایران موفق شده نگاه‌های خصمانه در غرب نسبت به جمهوری اسلامی را تغییر دهد. از میان این تحلیل‌ها، تحلیل روزنامه دولتی ایران بسیار قابل تأمل است.
این روزنامه در بخشی از مطلب خود ذیل تیتر اصلی با عنوان «پایان ۳۵ سال رابطه سرد» در صفحه اول، چنین آورده است: «تصویب قطعنامه «جهان علیه خشونت و افراط» در مجمع عمومی سازمان ملل که سال گذشته و در جریان نخستین سفر روحانی به نیویورک صورت گرفت، به تنهایی می‌توانست نشان‌دهنده ظرفیت‌های دیپلماسی دولت اعتدال باشد. اما دیدارهای پرحجم و در سطح بالای رئیس‌جمهوری با مقام‌های مطرح خارجی در دومین سفر رئیس‌جمهور به مقر سازمان ملل، هم آن ظرفیت‌ها را تثبیت کرد و هم دریچه‌های تازه‌ای را به روی دیپلماسی فعال ایران گشود. تعداد دیدارهای دیپلماتیک روحانی در نیویورک تا روز گذشته یعنی دوم مهرماه به ۸ رسید.... اما خبرسازترین آنها، دیدار روحانی با دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلستان بود که در صدر اخبار جهان قرار گرفت، زیرا این نخستین دیدار مقام‌های دو کشور در این سطح، پس از انقلاب اسلامی است. در اغلب این دیدارها، مذاکرات هسته‌ای به همراه فعالیت گروه‌های تروریستی، اصلی‌ترین موضوعی بود که درباره آن، میان روحانی و روسای کشورها بحث و گفت‌وگو شد و در ادامه نیز به ظرفیت‌های دوجانبه روابط ایران با این کشورها پرداخته شد. به هر روی، این دیدارهای پر حجم و نیز سطح و اندازه آنها در این سفر نشان‌دهنده رویکرد تازه جهان به ایران و تثبیت پیامدهای مثبت دیپلماسی فعال دولت یازدهم است. این درحالی است که تا پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، برخی کشورها در جهت انزوای سیاسی ایران در جهان حرکت کرده بودند، امری که تکانه‌های انتخابات خرداد ۹۲ خلاف آن را عملی کرد.»
اما برخلاف این نوع رفتارها و اظهارات مبتنی بر ذوق‌زدگی که می‌پنداشتند به تعبیر روزنامه ایران با دیدار روحانی و کامرون، ۳۵ سال رابطه سرد ایران و انگلیس پایان یافته و به تعبیر روزنامه مردم‌سالاری، بهار روابط تهران و لندن شروع شده است، دیوید کامرون با سخنان اهانت‌آمیز و نشئت‌گرفته از همان ذات خبیث کفتار پیر علیه ایران، اثبات کرد که این ذوق‌زدگی‌ها، تا چه اندازه سست‌بنیان و غیرواقع‌بینانه بوده است.
کامرون تنها چند ساعت پس از این دیدار و در مجمع عمومی سازمان ملل در سخنان خود، با اشاره به اختلافات جدی با ایران، جمهوری اسلامی را به حمایت از تروریسم، تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای و برخورد نامناسب با مردمش متهم کرد و روابط با ایران را مشروط به تغییر رفتار ایران در این حوزه‌ها کرد!
نخست‌وزیر انگلیس در اظهارات خود با دخالت آشکار در امور ایران، فهرستی از بایدها و نبایدها را برای جمهوری اسلامی ردیف کرد و بهبود روابط تهران ـ لندن را به اقدامات ایران براساس این فهرست‌ مشروط کرد!
اظهارات دیوید کامرون به گونه‌ای بود که برخلاف آنان که می‌پنداشتند دیدار بین رئیس‌جمهور ایران و نخست‌وزیر انگلیس، ذوب شدن یخ‌های بین تهران ـ لندن را به دنبال خواهد داشت، نه تنها چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، بلکه این اظهارات بر سردی روابط و منجمدتر شدن آن می‌افزاید. البته تمام کسانی که واقع‌بین هستند و در سیاست خارجی معتقد به رعایت منافع ملی و حفظ عزت ایرانیان هستند، از اظهارات دیوید کامرون علیه ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، به هیچ عنوان شگفت‌زده نشدند؛ زیرا نخست‌وزیر انگلیس براساس ماهیت خبیث استعمار پیر سخن گفته است و تعجب و شگفتی از برخی افراد و گروه‌ها و مسئولان دولتی در ایران است که با نادیده انگاشتن تجارب گذشته، با ذوق‌زدگی، به‌دنبال سراب می‌دوند. ملت ایران باید با چشمانی باز، مراقب این ذوق‌زدگی‌ها باشد و بیهوده به سراب، دل خوش نکند تا اولاً شرمنده تاریخ نشویم و ثانیاً به استقلال کشورمان و عزت ملی آسیبی وارد نشود.

 

* مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 18:6  توسط narsis | 
 

 

جعفر توفیقی مشاور سابق وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در گفت و گو با روزنامه اصلاح طلب آرمان از احتمال معرفی سرپرست وزارت علوم به عنوان گزینه پیشنهادی برای تصدی وزارت علوم خبر داده است.


دولت چه کسی را برای وزارت علوم معرفی میکند؟

 

جعفر توفیقی مشاور سابق وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در گفت و گو با روزنامه اصلاح طلب آرمان از احتمال معرفی محمدعلی نجفی سرپرست وزارت علوم به عنوان گزینه پیشنهادی وزارت علوم خبر داده است.
او گفته که "آقای روحانی چه قبل از استیضاح و چه در جریان آن اعلام کرد که سیاست‌هایش با تغییر افراد تغییر نخواهد کرد و به نظرم این یک موضع‌گیری مهمی است. بنابراین آقای دکتر نجفی هم که آمدند، اعلام کردند همین سیاست را ادامه خواهند داد. البته طبیعی است که هر مدیری مشی رفتاری خود را دارد  اما آنچه آقایان روحانی و نجفی اعلام کردند این است که این سیاست‌ها تداوم خواهد داشت. بنابراین من تصورم این است که چه آقای نجفی باشند چه فرد دیگری معرفی و وزیر شود این سیاست‌ها ادامه پیدا خواهد کرد".

توفیقی در پاسخ به این سوال که چقدر احتمال دارد نجفی به عنوان وزیر به مجلس معرفی شود، گفت که "اینها حوزه احتمالات است اما آقای دکتر نجفی مدیر با سابقه و با تجربه است و سابقه مدیریت در آموزش عالی را نیز دارد و مدیریت موفقی داشته است و من این احتمال را زیاد می‌دانم که ایشان به عنوان وزیر معرفی شود".

وی درباره اینکه  باتوجه به اینکه آقای نجفی یک بار نه مجلس را تجربه کرده آیا امکان گرفتن رای اعتماد وجود دارد؟ اظهار داشته است "البته آن رای عدم اعتماد مربوط به وزارتخانه دیگری بود و رای خیلی نزدیکی هم بود. به نظر من این ظرفیت وجود دارد که با ارتباطات نزدیک با مجلس این بار بتوان رای منفی را به مثبت تبدیل کرد".

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 18:6  توسط narsis | 

/ ندا و بازگشت سران فتنه به نظام

 

اصلاح‌طلبان که به گفته فعالان حزبی خود در بازه زمانی سال‌های 88 تا 92 حال و روز خوشی نداشته‌اند، اکنون می‌خواهند پرچم احزاب منحل‌ شده خود را بر دست گرفته و بلند کنند و پربی‌راه نیست که اصلاح طلبان «اکنون» را زمان مناسبی برای بازگشت به حاکمیت ولو با رنگ و لعاب جدید می‌دانند.


 چه کسی ندای بازگشت بدون هزینه خاتمی را سر داد؟/ ندا و بازگشت سران فتنه به نظام

 

به گزارش «سراج24»، در فضای سیاسی کشور کمی غیرعادی به نظر می رسد از دل یک تشکیلات، حزب و جریان، به صورت مخفیانه و یک شبه، تشکلی جوان به وجود بیاید. در ظاهر در جریان اصلاحات این اتفاق افتاد و تشکلی بدون سر و صدا، به ناگاه اعلام موجودیت کرد و نام خود را "ندا" برگرفته از "نسل دوم اصلاح طلبان" نهاد. این تشکل که در راس آن به نوعی صادق خرازی دیپلمات اسبق کشورمان حضور داشت، از سوی جریان اصلاحات به شدت مورد تاخت و تاز قرار گرفت و عده ای نیز آن را به تمسخر گرفتند. احمد پورنجاتی عضو حزب منحله مشارکت در روزهای ابتدایی تاسیس این حزب با نگاه تمسخرآمیز درباره «ندا» گفت: «شنیده‌ام یک فقره آقا صادق خرازی به قصد قربت و لابد برای پیشبرد روند اصلاح‌طلبی، یک تشکیلات درست کرده‌اند به نام ندا «نسل دومی‌های اصلاحات»، مبارک است؛‌ این نوه نسل سومی عمه‌جان بنده هم قصد دارد تشکیلاتی درست کند به نام نسا «نسل سومی‌های اصلاحات!»

محمدرضا تاجیک مشاور خاتمی دیگر منتقد تشکل ندا و مبدع بحث نواصلاح‌طلبی هم به انتقاد از ندای ایرانیان پرداخت و درباره تشکیل حزب تازه تاسیس «ندا» به هفته‌نامه صدا گفت: «ندا» صدای نواصلاح‌طلبی نیست و به نظر من احزاب اصلاح‌طلب عمدتاً نگاه شکسته‌ای به حزب و بازی حزبی داشته‌اند.

برخی از اصلاح‌طلبان که حضور ندا را شکاف جدیدی در جریان خود می‌دانستند این حزب نوظهور را «اصلاح‌طلب بدلی» خواندند، روزنامه آرمان اولین رسانه اصلاح‌طلبی بود که اعضای موسس ندا را «اصلاح‌طلب بدلی» توصیف کرد.

اما شاید یکی از جدی‌‌ترین منتقدان حزب ندا محمد قوچانی عضو حزب کارگزاران باشد که جوان‌بودن یک تشکل را پاشنه‌آشیل کارکرد حزبی عنوان می‌کند و می‌گوید: «من فکر می‌کنم جوانان اصلاح‌طلب باید در احزاب در کنار شخصیت‌های باتجربه جناح اصلاح‌طلب کار کنند و کار حزبی- سیاسی را بیاموزند. بنده نیز به همین خاطر در حزب کارگزاران فعال شده‌ام تا اصول کار حزبی را بیاموزم. ایجاد یک حزب جدید با محوریت جوانان را به صلاح نمی‌دانم و معتقدم این یک پرش و جهش به جلو است، همانطور که در ادبیات مصطلح می‌گویند غوره نشده می‌خواهد مویز شود، لذا این جوانان به زودی به اشتباه خود در این زمینه پی خواهند برد.»

هر چند معلوم نیست این سیاق ترفندی برای سریعتر شناخته شدن این جریان بود و یا اینکه اصلاحات با ایجاد تشکل جدید مخالف بوده و هست؟ به هر روی هر آنچه بود این جریان که ابتدا مخالف استبداد رهبرانش بود، ولی با همان رهبران هم مشورت کرده است؛ رهبرانی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 88، هر آنچه در توان داشتند کردند تا نظام را مجبور به قبول خواسته های غیر قانونی اشان بکنند. صادق خرازی از همان آغاز هجمه‌ها به تشکل جوانش تاکید کرد که «ندا نسخه جدید مشارکت نیست»، البته نکته‌ای که با حضور حداکثری جوانان حزب مشارکت در این تشکل که اکثر آنها نیز از دوستان و نزدیکان سیدمحمد خاتمی هستند،‌ حکایت دیگری داشت.

تحلیلگران سیاسی نقش خاتمی را در تشکل ندا یک نقش راهبردی و کلیدی عنوان کردند، نکته‌ای که صادق خرازی نیز در مقام دبیرکلی بر آن صحه می‌‌گذارد و هماهنگی ندا با خاتمی را تایید می‌کند. وی به روزنامه الحیاة که از او پرسیده آیا با آقای خاتمی هماهنگ هستید، گفته است: «بله، فکر می‌کنیم که آقای خاتمی رئیس بلامنازع جریان اصلاحات است و تحت هر شرایطی اینگونه باقی خواهد ماند.»

آنگونه که برخی رسانه ها گزارش کرده اند، به دنبال برگزاری جلسات متعددی که به ریاست خاتمی و با حضور سران احزاب و چهره‌های جبهه دوم خرداد برگزار شده، سناریوهایی جهت چگونگی بازگشت به عرصه سیاسی کشور و انتخابات مجلس آینده طراحی شده است.

به دنبال راهبرد انتخاب شده در این جلسات، دور جدید فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی جبهه دوم خرداد جهت برون‌رفت از انسداد موجود با تشکیل 3 حزب «اتحاد ملت ایران اسلامی»، «جوانان اصلاح‌طلب ایران اسلامی» و احتمالا «تشکل ندای ایرانیان» کلید بخورد. از سوی دیگر به برخی چهره‌های عضو حزب منحله مشارکت و بنیاد باران، ماموریت داده شده تا نقشه راه فعالیت سیاسی خود را ترسیم و تقدیم جلسه راهبردی اصلاح‌طلبان به مدیریت محمد خاتمی نمایند. همچنین افرادی همچون بهزاد نبوی نیز از سوی خاتمی مسئولیت نظارت و هدایت و کنترل آنها را برعهده خواهند گرفت.

براساس این گزارش، خرازی حتی  در برابر هجمه‌ها به تشکل ندا به خاطر ایجاد تفرقه در جریان اصلاح‌طلبی، از نقش محوری خاتمی در «ندا» رونمایی می‌کند که این رویکرد موید محوریت خاتمی برای این تشکل است.او درباره مشورت خود با خاتمی درباره این حزب در شرف تاسیس به خبرنگاران می‌گوید: «من درباره تشکیل این حزب با سیدمحمد خاتمی مشورت کردم و وی موافقت خود را با ایجاد این تشکل و هر تشکل سیاسی دیگر اعلام کرد.»

*مانیفست حمایت از خاتمی

آنگونه که خبرگزاری فارس نوشته البته کارگردانی خاتمی در حزب «ندا» تنها به مشورتی ساده ختم نمی‌شود چراکه اولین بیانیه حزب ندا که در واقع مانیفست هر حزب تازه تاسیس تلقی می‌شود، هیچ ابایی از تقدیس خاتمی ندارد و می‌نویسد «در فضای سرد و سنگین اولین انتخابات پس از انتخابات 1388 یعنی انتخابات مجلس نهم که بخشی از تشکل‌های اصلاح‌طلب، ناامید و سردرگم، چندان رغبتی برای حضور نداشتند، تدبیر، مسئولیت‌شناسی و دوراندیشی حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، با وجود مخالفت‌های بسیاری، آغازگر دوران جدیدی برای اصلاحات و اصلاح‌طلبان بود.»

یکی دیگر از اعضای تشکل ندا نیز با تصریح به نقش‌آفرینی خاتمی در این تشکل می‌گوید: ما اعلام کرده‌ایم که ندا حزبی اصلاح‌طلب است، به اصلاحات باور دارد، آقای خاتمی را محور اصلاحات می‌داند و معتقد است که ایشان اصلاح‌طلب‌ترین فرد موجود است.

*بازسازی احزاب اصلاح‌طلب با حمایت از ندا

شاید بتوان تجدیدنظر و نوسازی در احزاب و ساختار سیاسی اصلاح‌طلبان را مهم‌ترین کارویژه اصلاح‌طلبان پس از انتخابات ریاست‌جمهوری 92 دانست؛ در واقع یک بازسازی همه‌جانبه که ناظر به انتخابات مجلس دهم طراحی شده است.

دقیقا بر همین اساس صادق خرازی لیدر این جریان که تاکنون با دیپلماسی خاص خود پاسخ منتقدان را داده است،‌ در گفت‌وگو با روزنامه الحیاة که از او درباره انتخابات آینده می‌پرسد، به کارکرد انتخاباتی ندا اشاره می‌کند و می‌گوید: «فکر می‌کنم که (حزب ندا) نقشی موثر در انتخابات آتی ایفا خواهد کرد».

اصلاح‌طلبان که به گفته فعالان حزبی خود در بازه زمانی سال‌های 88 تا 92 حال و روز خوشی نداشته‌اند، اکنون می‌خواهند پرچم احزاب منحل‌ شده خود را بر دست گرفته و بلند کنند و پربی‌راه نیست که اصلاح طلبان «اکنون» را زمان مناسبی برای بازگشت به حاکمیت ولو با رنگ و لعاب جدید می‌دانند.

«استراتژی بازگشت به حاکمیت» چندی است که از سوی اصلاح‌طلبان آغاز شده است و آنها با آنچه به عنوان خاتمیسیم از آن یاد می‌کنند، تلاش دارند راهبردهای این استراتژی را طراحی کنند.
محمد قوچانی فعال اصلاح‌طلب در جدیدترین یادداشت خود به تبیین نقش و جایگاه سیدمحمد خاتمی در جریان اصلاحات پرداخت و نوشت «امروزه دفاع از خاتمی ضرورت اصلاح‌طلبی است، در واقع اصولگرایان باید بدانند که خاتمی خط قرمز ماست و این نه شخص‌پرستی که نهادگرایی است؛ نهاد ملی اصلاحات.»

اما سوال اساسی اینجاست که نظام خاتمی را یکی از سران فتنه ای معرفی می کند که "گناه نابخشودنی" است. نهاد ملی اصلاحات چگونه می‌خواهد استراتژی بازگشت بدون هزینه به نظام را اجرایی کند؟ اساسا آیا تنها خواستن او می تواند زمینه بازگشت او را فراهم کند؟ اکنون 5 سال از فتنه 88 می گذرد و به نظر نظام اهمیتی برای توبه سران فتنه قائل نیست و هیچ منفعتی از آن نبرده و نخواهد برد اما این رافت اسلامی را برای کسانی که روزگاری در کشور مسئولیتی بر عهده داشته اند، لحاظ کرده است تا بتوانند به دامان نظام اسلامی بازگردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 18:5  توسط narsis | 
واکنش محمد جواد ظریف به یک خبر جنجالی + فیلم
 

 

 فرهنگ نیوز ، محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه کشورمان در واکنش به خبرهایی به نقل از وی در شورای روابط خارجی آمریکا مبنی بر اینکه اگر در بحث هسته‌ای با ما تفاهم نکنید در انتخابات آتی مردم ما را حذف خواهند کرد، به خبرگزاری دانشجو گفت:‌ این خبرها بر اساس ترجمه غلط است.
 
فایل منتشر شده از  اظهار محمد جواد ظریف را در فایل زیر ببینید:


۲۶۳۱۴۳۴_۶۰۹ (۱).flv | دانلود فیلم

براساس این گزارش؛ محمد جواد ظریف در پاسخ به هاله اسفندیاری از محکومین فتنه ۸۸ و مدیر بخش خاورمیانه موسسه تحقیقاتی وودرو ویلسون در شورای روابط خارجی آمریکا می‌گوید که اگر غربی ها قدر فرصت ایجاد شده را ندانند و با دولت آقای روحانی توافق نکنند، مردم ۱۶ ماه بعد در انتخابات مجلس پاسخ آنها را با رای دادن به جریانات غرب ستیز خواهند داد.
 
لازم به ذکر است ،محمد جواد ظریف در جریان سفر به نیویورک به منظور برگزاری دور جدیدی از مذاکرات هسته‌ای و همچنین شرکت در شصت و نهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، در جریان مصاحبه‌ای که با خبرنگار ارشد شبکه آمریکایی پی بی اس در محل شورای روابط خارجی آمریکا ترتیب داده شده بود در مورد عواقب به نتیجه نرسیدن مذاکرات در ایران صحبت‌هایی عنوان کرد که با واکنش‌های برخی رسانه‌ها و مطبوعات در داخل مواجه شد. البته این اظهار نظر وزیر امور خارجه کشورمان در داخل با سکوت برخی دیگر  از جریان‌های مطبوعاتی نیز همراه بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 18:2  توسط narsis | 

 

فرهنگ نیوز: کریستینا فرناندز کرچنر، رئیس جمهوری آرژانتین در سخنرانی خود در سازمان ملل ضمن اعلام حمایت از یک دولت مستقل فلسطینی، رویکرد کشورهایی همچون ایالات متحده در حمله به داعشی که پیشتر و برضد سوریه مورد حمایت واشنگتن بوده است را زیر سئوال برد.فرناندز افزود: «نام حزب الله لبنان پیش از این در فهرست سازمانهای تروریستی گنجانده شده بود و روشن شده است حزب الله یک حزب بزرگ و به رسمیت شناخته شده در لبنان است.»رئیس جمهوری آرژانتین گفت: «شما ایران را در پی انفجاری که در سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس در سال ۱۹۹۴ میلادی روی داد متهم کردید و تحقیقاتی که ما انجام دادیم دخالت ایران را در این انفجار تأیید نکرد.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 18:2  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، هنرمندان بسیاری هستند که با روحیه «اعتدال» ی دولت یازدهم این روزها حال و روز خوشی را سپری می‌کنند. از فیلم سازی هایی برای سیاه نمایی از اوضاع داخلی ایران و مطابق سلیقه جشنواره های خارجی گرفته تا استفاده از بازیگرانی که به مسائل دینی و عرفی ایران پایبند نیستند.

 
در این میان، به "اصطلاح هنرمندان" دیگر رشته ها نیز از این موضوع مجزا نیستند. از این جمله می توان کاریکاتوریستی را نام برد که به سال ۱۳۵۵ متولد شده، فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه آزاد تهران است و مروری بر آثار منتشره از سوی نشان می‌دهد که وی هیچ خط قرمزی در حوزه سیاست ندارد و بعضاً بنا بر علایق و سلایق رسانه‌ها و خارج نشینان نیز قلم می زند.
 
در حالی این روزها از بزرگمهر حسین پور در بین اصلاح طلبان با عنوان «استاد» نام برده می‌شود که کاریکاتورهای تند سیاسی و همچنین کارهایی با مضامین جنسی وی شهرت زیادی پیدا کرده‌اند. اما در بین تمامی آثار وی، همانند دیگر هنرمندان غیر متعهد به مبانی و ارزش ها، چند نکته مهم بیش از پیش توجه مخاطب را جلب می‌کند که در ذیل به بخشی از آن‌ها اشاره می‌شود:
 
بی تفاوتی به مقوله حجاب:
 
یکی از موضوعاتی که در بین این قشر از هنرمندان و بازیگران، به خصوص در هوای اعتدال به چشم می خورد، عدم رعایت ارزش ها و موازین شرعی در جشنواره های خارجی و یا در تصاویر خصوصی و نظراتی است که در مورد پوشش از ایشان در اینترنت منتشر می شود. 
 
 از نکاتی که در بین آثار این کاریکاتوریست به چشم می‌آید بی تفاوتی به مقوله حجاب است. البته استفاده از واژه «بی تفاوتی» شاید با نگاه خوش‌بینانه نگارنده باشد؛ چراکه وقتی یک کارتونی است صراحتاً گشت ارشاد را با طرح‌هایش زیر سؤال برده و آن را اصلی‌ترین عامل افسردگی و روحیه خراب دختران جامعه می‌داند، نمی‌توان مدعی شد که این فرد مشکلی با حجاب نداشته باشد!
 
 
از سوی دیگر نمونه‌های زیادی در بین آثارش به چشم می‌خورد که وی با طراحی دختران مانتویی و بدحجاب عملاً به حمایت از این قشر دختران و جوانان جامعه می‌پردازد؛ اقدامی که حتی در دین مبین اسلام نیز نهی شده اما همچنان هستند افرادی که در پی ترویج بی عفتی در بین زنان و بی غیرتی در بین مردان تلاش می‌کنند!
 
سیاست زدگی و خدمت به ضدانقلاب از مسیر هنر:
تلاش به سیاه نمایی از وضع سیستم مدیریتی کشور و از هم پاشیدگی خانواده ها و وجود رابطه های خارج از عرف بین بازیگران فیلم های سینمایی و دیگر آثار و القای ناامیدی و ضعف به بیننده و همچنین پرداختن بی پرده به مضامین جنسی از جمله خدماتی است که این گروه به ضدانقلاب ارائه می دهند.
 
در همین راستا یکی دیگر از نکاتی که در آثار بزرگمهر خودنمایی می‌کند، طرح‌هایی با مضمون جنبش سبز و حمایت از فتنه ۸۸ است. آثاری که امروز نام او را در رسانه‌های بیگانه و در کنار افرادی چون مانا نیستانی و نیک آهنگ کوثر مطرح کرده است.  بر همین اساس بزرگمهر حسین پور امروز در حالی به یک اسطوره برای رسانه‌های معاند تبدیل شده که انتشار طرح‌های وی نیز مصداقی بر غیرهمسویی او با سیاست‌های داخلی است! شاید بتوان طرح او از «ندا آقا سلطان» را در صدر کارهای حمایتی او از جنبش سبز و فتنه ۸۸ قرار داد.
 
 
القاء سیاه نمایی از جامعه ایران:
 
بخشی از آثاری که توسط این گروه از هنرمندان با تم اجتماعی منتشر می شود، اغلب با القا سیاه نمایی از جامعه آزاد ایران همراه است. اتفاقی که البته محدود به فضای «کارتون» و «کاریکاتور» نمی‌شود و طی چند ماه اخیر که دولت یازدهم روی کار آمده آثار فراوانی در این رابطه مخصوصاً در حوزه سینما به چشم آمده است.
 
این به اصطلاح کاریکاتوریست نیز در برخی آثارش جامعه ایران را به شکلی بازگو کرده که حتی پرندگان نیز در آن آرامش ندارند؛ چه رسد به مردم و همه جوان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند! آیا به‌راستی جوّی که امروز در ایران حکم‌فرماست همان جوّی است که حسین پور در برخی آثارش از آن یاد می‌کند؟! سؤالی که پاسخش را می‌سپاریم به وجدان او و لاغیر!
 
هوای «اعتدال» چه هوایی است؟
 
اما در پایان لازم به تذکر است که «بزرگمهر حسین پور» تنها به عنوان نماینده آن دسته هنرمندانی معرفی می شوند که حالشان در هوای اعتدال خوب است. هوایی که در آن «ارزشی و غیرارزشی» معنایی ندارد و کاریکاتوریستی که با طرح هایش آمریکا و اسرائیل را به چالش می کشاند، هم ردیف طراحی قرار می گیرد که با طرح هایش برای «ندا آقا سلطان» پیراهن مشکی به تن می کند!
 
البته هنرمندنماهایی که با «ژست روشنفکری» حتی حاضرند روی وطن و اعتقادات هم‌وطنان خود نیز پا بگذارند کم نیست. همین چند روز قبل بود که اظهارات سخیف عباس کیارستمی در رابطه با دفاع مقدس گوش به گوش و دهان به دهان پیچید و ثابت کرد برخی جنبه «اعتدال» را ندارند!
 
البته لیست سیاهه «روشنفکران» اهالی چندان محدود نیست و افرادی چون «اصغر فرهادی»، «رخشان بنی اعتماد» و «محمود دولت آبادی» و ... نیز در این سیاه جای می گیرند.
 
به نظر می رسد در روزهایی که دولت اعتدال روی کار آمده هوای هنر کشور تک فصلی و معتدل است و دیگر خبری از چهارفصل پاییز و زمستان و بهار و تابستان نیست که نیست!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 18:1  توسط narsis | 
/ آیت‌الله نوری: یاوه‌گویی کامرون پاسخ قاطع می‌طلبد

گروه سیاسی - رجانیوز: حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید امروز در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم، با بیان این که موضوع داعش به مساله روز تبدیل شده است، ابراز داشت: ‌اینها جمعیتی جنایتکار، تروریست و آدمکش هستند که به هیچ یک از قوانین اسلامی پایبند نیستند.

به گزارش رجانیوز به نقل از رسا، این مرجع تقلید با بیان این که اینها از نظر عقیدتی ثمره شوم وهابیت تندرو هستند، گفت: هیچ گاه این مساله از عقاید شیعه نشات نگرفته، از عقاید اهل سنت هم نیست و ثمره شوم افکار و اندیشه های وهابیت افراطی است.
 
 
حضرت آیت الله مکارم شیرازی افزود: البته وهابیت معتدل از داعش ابراز برائت کرده اند و حتی مفیتان وهابی حکم به فکر و بیگانگی آنها از اسلام داده اند.
 
وی خاطرنشان کرد: داعش از نظر عملی از سوی عربستان سعودی و قطر تقویت مالی شد، تقویت تسلیحاتی از سوی اسرائیل، آمریکا و غرب انجام شد و ترکیه هم متاسفانه آتش بیار معرکه شده و تسهیلات برای شان فراهم کرد.
 
این مرجع تقلید با اشاره به این که این مساله به قدری روشن است که کسی نمی توان آن را پنهان کند، گفت: آنها امروز بیدار شده اند و متوجه شده اند که مار در آستین خود پرورش داده اند و به فکر نجات خود هستند اما راهی که انتخاب کرده اند راه درستی نیست.
 
حضرت آیت الله مکارم شیرازی با تاکید بر این که تروریسم با بمباران هوایی چند منطقه که البته به کشته شدن مردم بیگناه نیز منجر می شود، ریشه کن نخواهد شد، گفت: با بمباران هوایی می خواهند داعش و تروریسم را ریشه کن کنند؛ این راه حل نیست،‌ راه حل راهی است که ایران، سوریه، عراق و حزب الله پیموده اند.
 
وی تصریح کرد: اگر این راه نبود الان داعش بر عراق و بغداد مسلط شده بود؛ الان باید منابع مالی آنها را قطع کنند، متاسفانه هنوز برخی دول عربی به آنها پول می دهند و از برخی کشورها تسلیحات دریافت می کنند.
 
این مرجع تقلید گفت:‌ اگر این مساله قطع شود آنها نابود خواهند شد. افزون بر این باید با ریشه های اعتقادی آنها نیز مبارزه کرد. 
 
حضرت آیت الله مکارم شیرازی با تاکید بر این که علمای اسلام باید دست به کار شوند و ریشه های اعتقادی آنها را بزنند، گفت: باید فریاد زد که اقدامات و فعالیت های آنها میانه ای با اسلام و قرآن ندارد.
 
وی با اشاره به کنگره خطر جریان های تفکیری در قم که در ماه های آینده در قم برگزار می شود، گفت: این کنگره در راستای روشنگری و هم اندیشی علمای اسلام برای مقابله با جریان های تفکیری با حضور اندیشمندان جهان اسلام برگزار خواهد شد.
 
واکنش به اظهارات گستاخانه دیوید کامرون
 
حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان این که غربی ها نمی توانند کاری بکنند، به اظهارات دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس در مجمع عمومی سازمان ملل واکنش نشان داد و گفت: وی با رییس جمهور کشورمان دیدار کرد، اما به فاصله کمتر از دو ساعت در مجمع عمومی سازمان ملل فحاشی می کند.
 
وی افزود: برخی می گویند انگلیسی ها ادب و هوش بسیار خوبی دارند، اما این مساله ثابت کرد که نخست وزیر انگلیس مستثناست، نه ادب دارد و نه هوش درستی، از یک سو ملاقات می کنند و برای حل مشکلات جهان راه حل ارائه می دهند اما از سویی دیگر فحاشی می کنند.
 
نخست وزیر انگلیس نه ادب دارد و نه هوش
 
این مرجع تقلید با بیان این که نخست وزیر انگلیس نه ادب دارد و نه هوش، گفت: ما کارنامه سیاهی از آنها در تاریخ کشورمان سراغ داریم، به جای این که از سیاهی کم کنند،‌ لجن بر آن می ریزند، آیا این هوش و عقل است؟ اگر با این تدبیر می خواهید با داعش مبارزه کنید به یقین به جایی نخواهد رسید.
 
وی با تاکید بر این که غرب اهلیت شایستگی مبارزه با تروریسم را ندارد، برای رفع مشکلات امت اسلام و نابودی جریان های تروریستی تکفیری دعا کرد و گفت: مبارزه با داعش را به اهلش واگذار کنید شما اهل آن نیستند فقط کمک به آنها نکنید کافی است.
 
حضرت آیت الله مکارم شیرازی در بخش دیگری از سخنان خود در مسجد اعظم قم، با اشاره به روایتی از امام حسن عسکری(ع) به بیان نکات اخلاقی برای حاضران پرداخت.
 
وی ورع و پرهیزکاری، صدق حدیث، ادای امانت و حسن خلق در برخورد با مردم را از جمله صفات شیعیان بر اساس حدیث امام حسن عسکری(ع) ذکر کرد.
 
وی با تاکید بر این که باید در عمل شیعه بودن خودن را به اثبات برسانیم نه با ادعا، تصریح کرد: دو دستور مهم در این حدیث است، ‌دستور نخست این است که کاری کنید وحدت مسلمانان به هم نخورد. دستور دیگر نیز این است که باید در عمل شیعه مولا علی(ع) باشیم.
 
این مرجع تقلید با بیان این که افراطی گری مورد قبول ائمه معصومین(ع) نیست و نباید کاری کرد که وحدت امت اسلامی به هم بخورد، گفت: البته حساب ناصبی ها جدا است،‌ اما کسانی که این گونه نیستند باید با آنها مدارا کرد.
 
این مرجع تقلید اضافه کرد: الان یک گروه تندرو و آدمکش پیدا شده اند که معتدل های اهل سنت هم از آنها بیزار هستند، اما در بین شیعیان این گونه افرادی نیستند و همین سبب شده که دنیا به عقلانیت و اعتدال شیعه پی ببرد. 
 
آیت‌الله نوری همدانی: یاوه‌گویی کامرون پاسخ قاطع می طلبد
 
حضرت آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید امروز در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، سخنان سخیف و دور از ادب و عرف دیپلماتیک نخست وزیر انگلیس علیه جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل را محکوم کرد.
 
 استاد برجسته حوزه علمیه قم از انگلیس به عنوان استعمار پیر یاد کرد و گفت: ‌سابقه استکباری و استعماری انگلیسی ها بسیار سیاه است و مردم ما عملکرد نفرت انگیز آنها را از یاد نبرده اند.
 
وی تاسیس رژیم صهیونیستی در قلب خاورمیانه و جهان اسلام را ایده انگلیسی ها برای توطئه گری دانست و گفت: نام انگلیس با مکاری و حیله گری همراه و عجین شده است.
 
 
حضرت آیت‌الله نوری همدانی با اشاره به اظهارات کامرون علیه ایران، تصریح کرد: آقای کامرون فکر می کند هنوز قرن نوزدهم است و انگلیسی ها فکر می کنند هنوز آقای جهان هستند و از موضع بالا می توانند با ملت های جهان سخن بگویند.
 
این مرجع تقلید با تاکید بر این که انقلاب اسلامی ملت های جهان را بیدار و هوشیار کرده است، گفت: به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی امروز دنیا بیدار شده، استکبار پریشان شده و دشمنان این کلک ها به جایی نمی رسند. استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم خواستار موضع گیری قاطعانه مسؤولان و دستگاه دیپلماسی در قبال این گونه یاوه گویی ها شد.
 
حضرت آیت الله نوری همدانی در بخش دیگری از سخنان خود بر لزوم کمک مردم برای بازسازی غزه تاکید و تصریح کرد: در جنگ اخیر مردم غزه و زیرساخت های این منطقه محاصره شده خسارت ها و صدمه های بسیاری دیده و لازم است با کمک و همت مردم این ویرانی ها و خرابی ها بازسازی شود.
 
این مرجع تقلید از مردم خواست با هر میزان توانایی و تمکن مالی به یاری مردم مظلوم غزه بشتابند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 17:59  توسط narsis | 
قویا خبر ایجاد کمپین سینماگران را رد می‌کنم/ آقای ظریف با هنرمندان تماس گرفت و پوستر را از وزارت خارجه فرستادند/
 

گروه فرهنگی – رجانیوز: روز گذشته اخبار ضد و نقیضی از ایجاد یک کمپین توسط 6سینماگر مطرح ایرانی با شعار «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» در فضای رسانه‌ای کشور پخش شد که در همان ساعات اول حضور برخی چهره‌های سینمایی مطرح جبهه انقلاب از جمله «مجید مجیدی» در کمپینی با آن شعار حقارت‌آمیز شائبه ساختگی بودن این کمپین را در ذهن مخاطبان ایجاد کرد.

به گزارش "رجانیوز"، به همین دلیل پس از اعلام خبر ایجاد این کمپین این تحلیل قوت گرفت که با به بن‌بست خوردن مذاکرات هسته‌ای دولت سعی دارد با سوءاستفاده از نام هنرمندان و چهره‌های فرهنگی برای امضای هر توافقی با آمریکا زمینه‌ای اجتماعی درست کند.

در همین راستا و پس از انتشار مطلبی در رجانیوز درمورد احتمال عدم اطلاع این هنرمندان از محتوا و شعارهای کمپین مورد اشاره، صبح امروز «مجید مجیدی» در گفتگو با خبرگزاری مهر با تائید خبر روز گذشته‌ی «رجانیوز» اعلام کرده است که شعار «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» به هیچ وجه مورد تایید امضاکنندگان این حرکت نیست و این کمپین نیز با درخواست دولت با تماس شخص جواد ظریف با هنرمندان و برای کمک به تیم مذاکره کننده و تامین منافع مردم ایران، حاضر در این لیست تشکیل شده است.

مجیدی در صبحت‌هایش با تاکید بر اینکه از این حرکت هنرمندان سوءتعبیر شده است، بیان کرده است: «چند روز پیش از سوی آقای جواد ظریف وزیر امور خارجه با ما تماسی گرفته و خواسته شد که عده‌ای از هنرمندان که وجهه بین‌المللی دارند در مسیر مذاکرات هسته‌ای و برای احقاق حقوق حقه مردم ایران، دولت را یاری رسانند و به همین منظور پوستری از سوی وزارتخانه آماده شد که ما نیز آن را تایید کردیم و موکدا تشکیل یک کمپین را رد می‌کنم

کارگردان «بید مجنون» افزوده است: «این مذاکرات از سوی دولت جمهوری اسلامی به منظور حل مشکل پرونده هسته‌ای انجام می‌گیرد و تاکید همه ارکان نظام بر این است که با حفظ شان و حقوق مردم باشد و همه هنرمندان از جمله ما 6 نفری که حمایت خود را از مذاکرات اعلام کردیم، حرفمان جز حفظ عزت نظام و مردم ایران نیست.»

مجیدی با اشاره به اینکه درخواست وزارت خارجه مبنی بر انجام این امر با سرعت بوده است، بیان کرده است: «من و دیگر دوستانی که این حرکت را قبول کردیم در جهت منافع ملی کشور اقدام کردیم و دلیل تفسیرها و تعبیرهای غلط که از روز گذشته در برخی رسانه ها منتشر شده است، نمی دانم.»

وی همچنین با طرح این پرسش که « کدام عقل سلیمی می پذیرد که ایران به هر قیمتی بر سر پرونده هسته ای با غرب به توافق برسد» افزوده است: «همه ما بارها در سخنان مقام معظم رهبری شنیده‌ایم که ایشان فرموده اند به مذاکره‌کنندگان هسته‌ای اعتماد دارند و با چنین تاکیدی دیگر حجت بر همه ما تمام است. ما هم با علم به اینکه تیم مذاکره کننده هسته ای امین مردم و نظام هستند به این حرکت پیوستیم و هدف اول و آخرمان هم حفظ منافع ملی بوده است. من به شدت این تعبیرِ غلط که شعار «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» را به حرکت ما نسبت داده است، رد می کنم و این سوال را می‌پرسم که کدام عقل سلیمی می پذیرد که ایران به هر قیمتی بر سر پرونده هسته ای با غرب به توافق برسد که اگر قرار بود هر آنچه آنها می گویند ما بپذیریم، مذاکرات تاکنون چندین باره به نتیجه رسیده بود.»

کارگردان «بچه‌های آسمان» با اشاره به اینکه شاید در ترجمه مفاهیم سوءتعبیرهایی رخ داده است، بیان کرد: «نه نظر دولت و نه قطعا نظر ما این نبوده است که بگوییم به هر قیمتی باید مذاکرات به نتیجه برسد. به اعتقاد من باید بررسی شود که ریشه این سوءتعبیرها کجاست تا نه دولت تضعیف شود نه هنرمندان.»

مجیدی با تاکید بر اینکه هنرمندانی که به این حرکت پیوستند هدفشان کمک به دولت بوده است، توضیح داده است: «من قویا خبر ایجاد یک کمپین را رد می کنم و توضیح می دهم که این حرکت در پی پیغام دوستانه آقای ظریف به هنرمندان و درخواست وزیر برای همراهی چهره های بین المللی سینمای ایران با تیم مذاکره‌کننده هسته ای برای کمک به روند مذاکرات انجام شد. ایشان اینگونه مدنظرشان بود که با توجه به اینکه هنرمندان چهره هایی هستند که نزد مردم وجاهت و محبوبیت دارند، همراهی آنها با روند مذاکرات می تواند مسیر را هموارتر کند.»

وی با ابراز تعجب از برخی تفسیرهای غلط که از آنها به شیطنت رسانه ای تعبیر کرد، گفته است: «این تعبیرهایی که از دیروز به گوش ما می رسید برای همه افرادی که به این حرکت پیوستند حیرت آور است.»

این کارگردان مطرح سینمای ایران که این روزها مشغول ساخته پروژه بین المللی «محمد (ص)» است در پایان بیان کرده است: «این سوءتفاهم ها و تعبیرهای غلط باید به شکل منطقی رفع شود. من یقین دارم که نظر همه ارکان نظام و مردم و هنرمندان بر این است که حق و عزت ملت ایران باید در مذاکرات هسته ای به رسمیت شناخته شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 17:58  توسط narsis | 
 

آیت الله مکارم شیرازی برای رونمایی از مستند «فاکتور صوری» با موضوع مبارزه با بانکدرای ربوی پیام صادر کردند.

به گزارش سفیرفیلم، آیت الله مکارم شیرازی برای رونمایی از مستند «فاکتور صوری» با موضوع نقد و بررسی نظام بانکی و مبارزه با بانکدرای ربوی پیام صادر کردند.
 
پیام آیت الله مکارم شیرازی عصر امروز ۸ مهرماه در مراسم رونمایی از این مستند در سالن جابر بن حیان دانشگاه صنعتی شریف توسط سیدمهدی کرباسی، کارگردان مستند قرائت شد.
 
متن کامل پیام ایشان بدین شرح است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
هنگامی که نظام اسلامی پیروز شد با انبوهی از مشکلات روبه رو شد از جمله مشکل بانک های رباخوار بود. جمعی از محققان و علمای دین و دانشمندان اقتصادی علوم بانکی نشستند و راهی برای اصلاح نظام بانک های رباخوار و تبدیل آن به بانک بدون ربا بعد از مطالعات فراوان بدست آوردند که سود تنها بر محور عقود شرعیه واقعیه باشد نه سود در برابر پول و آن را به همه بانک ها ابلاغ کرده اند و آموزش دادند و افکار همه راحت شد که از بانک داری ظالمانه رباخوار قبلی رهایی یافته اند.
 
ولی متاسفانه چیزی نگذشت که با انحراف از مسیر عقود شرعیه و قناعت کردن به اسناد صوری و غیرواقعی آن نظام بانکداری اسلامی را منحرف ساختند و تا حد زیادی آلوده رباخواری شدند.
 
از تمام کسانی که برای جلوگیری از این گونه کارهای انحرافی در نظام بانکی تلاش می کنند به سهم خود تشکر میکنم.
 
ناصر مکارم شیرازی
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 17:57  توسط narsis | 
 

یکی از سایت‌های خبر نزدیک به مقامات دولتی، از موافقت حسن روحانی برای فعال شدن ستادهای شهرستانی خود برای انتخابات مجلس دهم خبر داد!

به گزارش جهان، سایت نزدیک به یکی از مقامات دولتی در اقدامی عجیب خبر از آغاز فعالیت های انتخابات دولت در انتخابات مجلس آینده داد!

در یادداشتی که این سایت خبری منتشر کرده است آمده است: ...دولت، در این میان نقش مهمی را در فضای انتخابات مجلس نهم بازی خواهد کرد و قطعا روحانی می‌تواند مهره تاثیرگذار این رقابت سنگین باشد. جریان اصلاحات به سختی به دنبال پیوند با دولت برای رسیدن به یک لیست مشترک برای انتخابات مجلس است. این گروه حتی پیام ائتلاف خود را به گوش رئیس جمهور رسانده است.

"مصطفی داننده" نویسنده این مطلب که از نویسندگان سایت آقای هاشمی رفسنجانی نیز هست، در ادامه تحلیل خوددر مطلبی عجیب می نویسد: "شنیده‌ها حاکی است که روحانی در پاسخ به این درخواست، حضور فعال دولت در انتخابات با توجه به محدودیت‌های قانون اساسی و اصل بی طرفی را درست ندانسته است اما موافقت خود را برای فعال شدن ستادهای شهرستانی خود برای انتخابات مجلس دهم اعلام کرده است."

 

به گزارش جهان، مشخص نیست در صورت صحت این خبر، در حالی که نزدیک به ۱۸ ماه تا انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده، چگونه دولتی‌ها دست به این اقدام انتخاباتی زده اند. این در حالی است که اوصلا دخالت دولت در انتخابات مجلس اقدامی غیرقانونی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 17:56  توسط narsis | 
 

 یک فعال فرهنگی گفت: خنده‌های ملیح و زشت مسئولان کشور به گرگ‌ها من را اذیت می‌کند.

سردار سعید قاسمی در گفتگو با خبرنگار دانشگاه"خبرگزاری دانشجو"، درباره دیدار روحانی با کامرون اظهار داشت: علی‌رغم همه کوتاه آمدن مقابل غرب و همچنین با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری که فرمودند همواره گزافه‌خواهی‌های غرب بیشتر می‌شود، سوالم از دستگاه دیپلماسی این است که چرا به آن‌ها لبخند می‌زنند؟
 
وی ابراز داشت: خنده‌های ملیح و زشت مسئولان کشور به گرگ‌ها من را اذیت می‌کند.
 
این فعال فرهنگی تصریح کرد: با کسی کاری ندارم و اگر همه نمایندگان می‌خواهند از این دیدار خوشحال باشند، اما من به دلیل زخم‌هایی که از قدیم از جانب دشمنان بر بدن دارم، خوشحال نمی‌شوم.
 
سردار قاسمی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری خاطرنشان کرد: این راهی که مسئولان در مقابل غرب می‌روند، به ترکستان است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 17:55  توسط narsis | 

 

دانشجوی بودایی ژاپن که در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران تحصیل می‌کند با حضور در دفتر آیت‌الله علوی گرگانی از اساتید حوزه علمیه قم به دین مبین اسلام مشرف شد.

به گزارش ایرنا آیت‌الله «سیدمحمد علی علوی گرگانی»، بعد از ادای شهادتین این دانشجوی ژاپنی و پذیرش دین مقدس اسلام و مذهب حقه تشیع خطاب به وی، گفت: امیدوارم سفیر خوبی برای دین مبین اسلام و ثابت قدم در راهی که انتخاب کردید، باشید. وی با بیان اینکه امروزه فرقه‌های انحرافی زیادی اسلام را کج فهمیده‌اند بیان داشت: برخی‌ها اسلام را خوب نفهمیده‌ و خلاف می‌کنند و دیگران آنها را به نام اسلام می‌شناسند.
علوی گرگانی افزود: تشرف به دین اسلام یکی از توفیق‌های الهی است.
«محمد» دانشجوی ژاپنی تازه مسلمان شده گفت: اسلام دین کامل و بسیار غنی است و گرایش به دین اسلام خیلی زیاد است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 13:20  توسط narsis | 

 


گفت: نتانیاهو در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل بدجوری به اظهارات صریح آقای روحانی در دفاع از برنامه هسته‌ای ایران، افشای ماهیت فریبکارانه ائتلاف ضد داعش و... حمله کرده است.
گفتم: غلط زیادی کرده! خب! دیگه چی؟!
گفت: نتانیاهو ادعا کرده که نظامیان اسرائیلی در رعایت حال غیرنظامیان در جنگ غزه مستحق قدردانی جهانی هستند! و با نظامیان دیگر کشورها تفاوت فراوانی دارند.
گفتم: دور از جون همه حیوانات، آموزگاری به دانش‌آموزان می‌گفت؛ ما همگی از نسل آدم و حوا(ع) هستیم. یکی از شاگردان گفت؛ آقا اجازه! بابای ما میگه که ما از نسل میمونیم. آموزگار گفت؛ ببین پسرجان! ما اینجا با مسائل خانوادگی شما کاری نداریم!...

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 13:19  توسط narsis | 

 

از قرار اطلاع شاعری که بعد از همکاری با «داریوش اقبالی» در زمینه تصنیف‌های ضدانقلابی و ضداسلامی، با «فائقه آتشین» در زمینه سرودن شعری در مدح هم‌جنس‌گرایان به تفاهم رسید این روزها به یک گروه تئاتری پیوسته و به عنوان بازیگر روی صحنه می‌آید.



این نمایشنامه را «م-چ» نوشته و با سرمایه‌گذاری شرکت اپراتور همراه سوم «رایتل» با حضور برخی از بازیگران سریال‌های طنز مثل «شبهای برره» به صحنه رفته است، و کارگردانی آن‌را «ر-ح» برعهده دارد.
مشخص نیست در حالیکه باید صلاحیت عوامل ذی‌ربط در یک نمایشنامه را زیرمجموعه معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأیید کند، صلاحیت این شاعر ضدانقلاب را چه کسی تأیید کرده است که امروز نامش را روی بیلبوردهای شهر و ایستگاه‌های مترو مشاهده می‌کنیم؟!
ای کاش یک بار برای همیشه مسئولان فرهنگی و هنری نظام، ضمن بردن لایحه ای به مجلس، تکلیف همکاران ضدانقلاب را به صورت قانونی روشن می‌کردند، تا این همه شاهد تخلفات قانونی عده‌ای موج‌سوار، برای چند دلار بیشتر نباشیم.
کسانی که برای دلار حاضرند همه‌چیز خود را به حراج بیگانه بگذارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 13:17  توسط narsis | 

 

با حکم قاضی اصغرزاده، ضارب شهید علی خلیلی به قصاص نفس محکوم شد.



قاضی اصغرزاده با اعلام این خبر گفت: پس از بررسی پرونده و استماع دفاعیات متهم و وکلای هر دو طرف دادگاه حکم به قصاص ضارب علی خلیلی داد.
25 تیر ماه سال 1390 حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد. در این حادثه جوان 19 ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
خلیلی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از 15 دقیقه در خون خود می‌غلتید.در این حادثه تعدادی از مراکز اورژانس بیمارستانی از پذیرش علی خلیلی امتناع کردند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های خصوصی در ازای واریز مبلغ 6 میلیون تومان حاضر به پذیرش وی شد. سرانجام علی خلیلی که به دلیل شدت خونریزی به حالت اغما رفته بود بستری شد اما پزشکان امید زیادی به مداوای وی نداشتند.
علی خلیلی پس از مرخص شدن از بیمارستان در منزل بستری شد اما هر از گاهی به دلیل مشکلات ناشی از حادثه رخ داده به بیمارستان منتقل شده و بستری می شد.
وی بهمن سال 92 نیز مجدداً در بیمارستان بستری شد و پس از یک ماه به خانه منتقل شد اما سرانجام عصر دوم فروردین امسال در بیمارستان بعثت دعوت حق را لبیک گفته و جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و به دیدار اباعبدالله الحسین و یارانش شتافت.
قاضی اصغرزاده 17 خرداد گفت‌وگویی را با خبرگزاری فارس درباره زمان برگزاری جلسه بعدی دادگاه انجام داد و گفت: تاریخ بعدی دادگاه شهید علی خلیلی پس از نظر نهایی پزشکی قانونی مشخص می‌شود.
وی افزود: پرونده جهت بررسی مجدد به کمیسیون پزشکی قانون ارجاع داده شده است.
رئیس شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران درخصوص اینکه پیش بینی شما برای بازگشت پرونده از کمیسیون پزشکی قانونی چه تاریخی است گفته بود: نمی توانیم پیش بینی کنیم اما معمولا اینگونه بررسی‌ها یک تا دو ماه به طول می‌انجامد.
وی افزود: پرونده جهت بررسی مجدد به کمیسیون پزشکی قانونی ارجاع داده شده است.
سرانجام پس از گذشت نزدیک دو ماه در روز اول مهر امسال در شعبه 113 دادگاه کیفری و به ریاست قاضی اصغرزاده دومین جلسه محاکمه ضارب خلیلی برگزار و به اتهامات این فرد رسیدگی شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 13:17  توسط narsis | 

 

نخست وزیر انگلیس پس از دیدار با دکتر حسن روحانی در نیویورک، در سخنان خود در مجمع عمومی سازمان ملل، اتهامات گستاخانه‌ای از جمله حمایت ایران از تروریسم را به کشورمان نسبت داد. البته تمامی اتفاقات با توجه به سوابق تاریخی غرب قابل پیش‌بینی بود و به‌راحتی می‌شد حدس زد که «دست چدنی» کامرون به‌زودی رو خواهد شد، اما ازآنجاکه عده‌ای در داخل کشور همچنان سودای ارتباط با غرب را در سر می‌پرورانند، بازهم می‌گویند «انشاء الله گربه بوده!»
 

کاریکاتور/ حیله روباه پیر

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 13:9  توسط narsis | 
کیهان
فرهنگ نیوز ، سیدمحمد خاتمی در ملاقاتی به بهانه هفته دفاع مقدس، ضمن اظهار تأسف از سوءاستفاده از عناوین مقدس در بسیاری از جوامع از جمله ایران، گفت: گاهی حتی برای عناوین غیرمقدس و ضدتقدس از عناوین مقدس استفاده می‌کنند اما در عنوان «دفاع مقدس»، این «مقدس» بسیار بجا به کار برده می‌شود زیرا وقتی جنگ می‌شود جنگی که تجاوزکارانه و برای اشغال سرزمین ما و برای تحقیر ملت ما و انتقام‌گیری از ملتی است که می‌خواهد بر سرنوشت خود حاکم باشد، منافع ما را به خطر می‌اندازد و به ما تحمیل می‌شود و امروز ماهیت آن مشخص است، جنگی است که ما باید در برابر آن مقاومت کنیم و اینست دفاع مقدس.

تعیین تکلیف یکی از سران فتنه برای بسیج!خاتمی همچنین گفته است: نگذارید دفاع مقدس و ارزش‌ها انحصاراً در اختیار سیاست‌بازان قرار بگیرد. دفاع مقدس متعلق به کل کشور و انقلاب و تاریخ است؛ بخصوص برخی از تازه به دوران رسیده‌ها که حتی از دور نیز دستی بر آتش جنگ نداشتند، امروز می‌خواهند جنگ و ایثارگری را وسیله‌ای برای حذف دیگران قرار دهند و ایثارگران و خانواده‌های آنها بهترین کسانی هستند که نباید اجازه دهند ارزش‌ها و عناوین مقدس دستاویز معاملات سیاسی به ویژه حذف نیروهای ارزنده‌ای قرار گیرد که در دلبستگی آنها به انقلاب شکی نیست و اجازه ندهند برخی افراد افراطی که ربطی به جنگ ندارد، میدان‌دار شوند.

این اظهارات در حالی است که افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی در دوره ریاست جمهوری خاتمی به طور برنامه‌ریزی شده و سازمان یافته چه در تشنجات خیابانی و چه در سطح رسانه‌ای و تریبونی، اقدام به اهانت و هتاکی علیه دفاع مقدس و فرهنگ بسیجی کردند. زمزمه شعار توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد، خشونت‌طلب معرفی کردن مدافعان کشور، مقایسه سرداران دفاع مقدس با پل پوت دیکتاتور کامبوج، دارای مشکل روانی خواندن قائلان به دفاع مقدس و فرهنگ شهادت‌طلبی، سرزنش اصل دفاع مقدس و جنگ‌طلب و ماجراجو خواندن نیروهای انقلابی به ویژه حضرت امام، انداختن تقصیر جنگ به گردن جمهوری اسلامی... ده‌ها نمونه اراجیف مشابه از این دست، از جمله شاهکارهای دوران مدیریت خاتمی و هم‌طیفان وی بود و با این وصف عجیب است که خاتمی از مقدس بودن دفاع مقدس سخن بگوید یا نگران به انحصار در آمدن ارزش‌های دفاع مقدس باشد.

در عین حال باید گفت اگر رکن اصلی دفاع مقدس، مقاومت به هر قیمت و سرفرود نیاوردن در مقابل تعدی دشمنان بود طیف تجدید نظرطلبانی که خاتمی تنها ابزار آنان بود، منطق تسلیم در برابر تهدیدهای دشمن را تئوریزه کرده و به اجرا گذاشتند که دعوت به سرکشیدن جام زهر تسلیم از سوی ۱۳۰ نماینده مدعی اصلاح‌طلبی و همراه شدن برخی اجزای دولت در تهدید به استعفا و خروج از حاکمیت در بحبوحه لشکرکشی‌های آمریکا به منطقه از جمله آنهاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 13:5  توسط narsis | 
کیهان
فرهنگ نیوز ، بسیاری از سایت‌های زنجیره‌ای نظیر بالاترین، کلمه، جرس، روزنت، فردا، ملی مذهبی و... ضمن انتشار مطالبی به روحانی به خاطر این اظهار نظر صریح و درست حمله کردند. جرس به  خشم فتنه‌گران از روشنگری روحانی درنیویورکقلم یکی از فتنه‌گران دارای سوابق همکاری با نشریات زنجیره‌ای نوشت: دولت باید برای پیشبرد مذاکرات هسته‌ای و موفقیت در مذاکرات تقویت شود! نباید به دولت نقدی وارد کرد که انتقاد مصداق بی‌تدبیری و خروج از مسیر مبهم اعتدال است. «کسی به خاطر فعالیت روزنامه‌نگاری در ایران دستگیر نمی‌شود.» این جمله در چند سال اخیر بارها و بارها از زبان احمدی‌نژاد و دار و‌دسته‌اش شنیده شده، این بار تنها فرد گوینده تغییر کرده، احمدی‌نژاد جایش را به روحانی داده است، حرف همان حرف است و نگاه همان نگاه!
 
وی می‌افزاید: حرفی هم بزنیم می‌شود دوری از مسیر اعتدال و تدبیر! لابد این تدبیر و اعتدال تنها باید از سوی ما باشد! و دولتی که خود شعار تدبیر می‌داد به دام بی‌تدبیری و فرافکنی دولت پیشین خود بیافتد. آقای روحانی! لابد فردا که برگشتید باز هم در تلویزیون با مردم سخن می‌گویید و از عدم فراموشی وعده‌ها حرف می‌زنید و لابد عده‌ای هم فریاد تشویق برایتان سر می‌دهند و «روحانی مچکریم» عده‌ای، گوش همه ما را پر می‌کند و لابد وقتی نقد و اعتراضی می‌کنیم متهم می‌شویم به تضعیف دولت و دوری از مسیر اعتدال! اما من یادم نمی‌رود که مسعود باستانی، ریحانه طباطبایی، ساجده عرب‌سرخی، مرضیه رسولی و ده‌ها تن دیگر هنوز به جرم روزنامه‌نگاری در زندان هستند و هر بار این را فریاد می‌زنم.
 
جرس افزود: لابد باز هم جملات عوام‌فریبانه‌تان را به زبان می‌آورید که «برخی مسائل خارج از کنترل دولت است و غیره» اما شما که با ساز ‌وکار حکومت در نظام جمهوری اسلامی آشنایی داشتید و با علم به بسیاری از مشکلات وارد انتخابات شدید و وعده آزادی دادید! وعده حقوق شهروندی دادید! وعده عدل و داد دادید! پس چگونه است که به تازگی متوجه شدید بسیاری عوامل خارج از کنترل دولت است؟ یا سخنان و وعده‌های انتخاباتی شما فریب‌کاری بوده است و یا سخنان امروزتان. یکی به من پاسخ دهد خط اعتدال آقای روحانی از کجا می‌گذرد؟ از دروغ‌گویی و فریب؟
 
این همه رطب و یابس بافتن رسانه‌های زنجیره‌ای برای کتمان یک واقعیت است و آن اینکه عناصر دستگیر شده به خاطر جرایم امنیتی و همکاری با سرویس‌های جاسوسی بیگانه یا گروهک‌های برانداز و نقش‌آفرینی در آشوب ۸۸  دستگیر شده‌اند هر چند که در پوشش فعالیت مطبوعاتی عمل می‌کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 13:4  توسط narsis | 
انگلیسی‌ها جایگزین معتدل جمهوری‌ اسلامی را تعیین کردند
فرهنگ نیوز ، «دیوید آلتون» از اعضای مجلس اعیان انگلیس در یادداشتی در پایگاه خبری «هیل» خواستار حمایت از گروهک منافقین برای تضعیف ایران شد.
 
عضو مجلس اعیان انگلیس:برای ضربه به ایران از مجاهدین خلق حمایت کنیداین نماینده انگلیسی در یادداشتی با عنوان «تغذیه کروکودیل‌ها» به رأی هفته گذشته یک دادگاه فرانسوی اشاره کرد که نه نفر از اعضای گروه منافقین را از اتهام‌های مرتبط با تروریسم یا تخلفات مالی تبرئه کرده بود. وی این حکم را به منزله پایان گمانه‌زنی‌های کشورهای جهان درباره مشروعیت این گروه دانسته است.
 
 آلتون می‌نویسد بسیاری از کشورها در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد از بیم آنکه مبادا آسیبی به مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ وارد نشود اشاره‌ای به آنچه به زعم وی «تخلفات حقوق بشری ایران» است، نمی‌کنند. وی سپس با اشاره به جمله‌ای از وینستون چرچیل، چنین می‌نویسد: «اینکه ما دائما خواسته‌های یک تئوکراسی بنیادگرا را برآورده کنیم ـ کاری که کشورهای غربی در سالهای گذشته کرده‌اند ـ اقدامی عبث است.»
 
  همچنین اضافه می‌کند: «وینستون چرچیل شخصیت کسانی که این خواسته‌ها را برآورده می‌کنند را به کسی تشبیه کرده که به کروکودیل غذا می‌دهد بلکه وی آخرین نفری باشد که توسط آن بلعیده می‌شود.»
 
وی سپس خواستار حمایت کشورهای غربی از گروهک منافقین به عنوان یک «جایگزین معتدل» نظام ایران شده است: «آیا این خواسته زیادی است که امید داشته باشیم غرب با توجه به تبرئه اعضای مجاهدین وجود یک جایگزین میانه‌رو که از نظام فعلی ایران قابل اعتمادتر است را به رسمیت بشناسد؟»
 
سپس خواستار آن شده است که کشورهای غربی با حقانیت‌بخشیدن به گروه موسوم به «شورای ملی مقاومت ایرانیان» به ایران ضربه بزنند: «به صراحت بگویم، حقانیت‌بخشی به شورای ملی مقاومت ایران، ضربه‌ای به رژیم ایران است.»
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 13:0  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، تبلیغ در معنای عام، هم کاربرد کلان دارد و هم کاربرد خُرد. کاربرد کلان آن می‌تواند در تبلیغ یک فرهنگ یا یک دین در سطح یک جامعه صورت گیرد. اما کاربرد خرد آن می‌تواند در تبلیغ یک کالای مادی برای عده‌ی معدودی از افراد صورت گیرد.

 
آنچه که در این متن مورد بررسی و آسیب شناسی است؛ تبلیغ کالاها، اجناس و محصولات مختلف است که معضلاتی را در جامعه پدید آورده است. بیلبوردهای سطح شهر، مجله‌ها، روزنامه‌ها، وب‌سایت ها، آگهی‌های رادیویی و تلویزیونی و... تنها بخشی از مکان‌های تبلیغی است که هرروزه پیش چشم ما قرار می‌گیرد. این تبلیغات گسترده و حجیم دو معضل کلی برای جامعه پدید آورده است:
 
۱-   ایجاد نیـاز کاذب
 
مواجهه‌ی ناخواسته با تبلیغات کالاهای مختلف نیاز کاذب ایجاد می‌کند. مشغول تماشای سریال تلویزیونی هستید که یک‌باره تصویر قطع می‌شود و تبلیغ یک اسپری موبر مقابل چشمان شما قرار می‌گیرد!
 
در حال عبور از خیابان هستید که بر دیوارها و پل‌های هوایی تبلیغات تلفن‌های همراه زیبا و شکیل مقابل چشمان شما قرار می‌گیرد. شما همواره به شکل ناخواسته با تبلیغات بازرگانی مواجه می‌شوید. حال آنکه اصولاً باید وقتی مشاهده‌گر تبلیغات باشید که نیاز به خرید یک کالای معلوم دارید.
 
باید دانست که در سبک زندگی دینی، بازارگردی منع شده است (مفاتیح الحیات ص ۶۱۱). مواجهه‌ی ناخواسته با تبلیغات کالاها تقریباً همان تأثیری را بر شما می‌گذارد که بازارگردی می‌گذارد. یکی از عیوب این کار همین ایجاد نیاز کاذب است.
 
فردی که دچار نیاز کاذب شود در حقیقت دچار «مصرف‌زدگی» شده است. بسیار دیده می‌شود که فردی تلفن همراهی را خریداری می‌کند و سه ماه بعد با مشاهده‌ی تبلیغات یک تلفن همراه جدید، آن تلفنی که سه ماه پیش خریده بود از نظر او می افتد و هوس می‌کند که تلفن همراه خود را با ضرر هنگفتی بفروشد و آن تلفن همراه جدید را بخرد! و این به معنای مصرف‌زدگی است.
 
 
فرد مصرف‌زده سوای از این که دچار بحران اقتصادی می‌شود؛ دچار بحران «عدم رضایت» نیز خواهدشد. وی به فردی تبدیل می‌شود که هیچ‌گاه از دارایی‌های خود راضی نیست و همیشه به دنبال خرید یک جنس نو است. همچنین «تنوع طلبی بیجا» نیز بحران بعدی است که آن فرد بدان دچار می‌شود.
 
همان‌طور که مشاهده می‌شود، مواجه کردن مردم با تبلیغاتِ ناخواسته، معضلاتی جدی در شخصیت  و زندگی فرد فرد مردم و در نتیجه جامعه ایجاد می‌کند.
 
۲-  معضــلات اخلاقی
 
چالش بعدی و مهمی که امروزه به واسطه‌ی تبلیغات بازرگانی با آن مواجه هستیم مسائل اخلاقی است. در کشورهای غربی که رژیم‌های سکولار بر آن جوامع حاکم است؛ راهی برای اخلاق در حوزه‌های مختلف باز نمی‌شود.
 
بسیار دیده می‌شود که برای تبلیغ یک کالای تجاری، بدن نیمه برهنه‌ی یک زن در پوستر تبلیغاتی قرار می‌گیرد تا با توسل به قوه‌ی شهویه‌ی مردم، توجه آن‌ها به آن کالا جلب شود. یا برای افزایش بازدید یک شبکه‌ی ماهواره ای از مجری‌های خبرگوی زن با یقه‌های باز و صورت‌های آرایش کرده استفاده می‌شود تا اشتیاق بیشتری برای مشاهده‌ی آن بخش خبری در مخاطب ایجاد شود.
 
اما این قضیه فقط به کشورهای سکولار غربی محدود نمی‌شود. متأسفانه در کشورما نیز چنین سوء استفاده ای از زنان در برخی مجلات صورت می‌گیرد. کافی است تا سری به گیشه‌های روزنامه فروشی بزنید تا تصویر کلوزآپ صورت‌های مملو از آرایش بازیگران زن سینما و تلویزیون را ببینید. این تصاویر به همراه تیترهای بزرگی که در کنار آن‌ها قرار می‌گیرد تلاش می‌کنند تا با توسل به قوه ی شهویه‌ی مخاطبین، فروش مجله را بالا ببرند؛ و این یعنی سوء استفاده از جسم زن برای افزایش فروش یک کالا!
 
 
از آنجا که این مجلات «زرد» هستند، در تمام گیشه‌های روزنامه فروشی با قیمت مناسب یافت می‌شوند.
 
جالب است بدانیم که اصلاً اصطلاح «روزنامه نگاری زرد» برای اولین بار در مورد مجلات و روزنامه‌هایی به کار رفت که با تیراژ بالا و قیمت ارزان و مطالب کم ارزش چاپ می‌شدند تا در تمام گیشه هاحضور یابند و بتوانند موجی را در سطح جامعه به راه بیندازند و فرهنگی را به خورد مردم بدهند.
هم اکنون مجله ی SMS مصداقی از مجلات این چنینی است.
 
اما سوای از مطبوعات، ویترین‌های فروشگاه‌ها نیز به عنوان مکان‌های تبلیغی، به وجود آمورنده‌ی بحران‌های اخلاقی هستند. کافی است سری به یک بازار بزنید تا در ویترین لباس فروشی‌ها مانکن‌هایی را ببینید که مدل‌های زننده ای از لباس برتن آن‌هاست. پوشاک هالیدی یکی از همین فروشگاه‌های زنجیره ای است که در سراسر کشور شعبه دارد و به بهانه ی تبلیغ اجناس خود، مدل‌هایی را باب می‌کند که کاملاً نامتناسب با فرهنگ اسلامی-ایرانی است. این فروشگاه زنجیره ای به راحتی و بدون ممانعت دستگاه‌های قضایی و انتظامی کار خود را انجام می‌دهد.
 
 
در مورد تبلیغات تلویزیونی نیز باید گفت که در سال‌های نخست انقلاب، استفاده از زنان در تبلیغات بازرگانی ممنوع بود. بعدها استفاده از زنان نیز مجاز شد و اخیراً در برخی از آگهی‌های بازرگانی، تصویر زنانی با چهره‌های آرایش کرده مقابل چشم بینندگان قرار می‌گیرد.
 
این تبلیغات چگونه موجب اضمحلال فرهنگی می‌شود؟
 
تبلیغاتی که معضلات اخلاقی ایجاد می‌کنند دو شکل از تأثیرگذاری را دارند:
۱-     تأثیرات تحریکی
۲-     تأثیرات ترویجی
 
تبلیغاتی که تأثیر تحریکی دارند؛ به نوعی یکی از نیازهای انسان را تحریک می‌کنند. مثلاً در تبلیغاتی که در آن از زنان آرایش کرده استفاده می‌شود؛ سعی می‌شود با تحریک قوای جنسی مخاطبِ جنس مخالف، توجه وی به آن تبلیغ جلب و تمایل وی به خرید آن محصول زیاد شود. همچنین مجله و روزنامه ای که با استفاده از تیترهای خاص، حس کنجکاوی مخاطب را تحریک می‌کند تا وی وادار به خرید آن مجله شود نیز در حقیقت تأثیر تحریکی دارد. وقتی مخاطب مجله را خریداری می‌کند متوجه می‌شود تیتر مورد نظر تنها بازی با کلمات بوده است!
 
اما تبلیغاتی که تأثیر ترویجی دارند، در کنار تبلیغ محصول مورد نظر، مدلی از لباس یا چهره و... را برای مخاطبِ هم‌جنس ترویج می‌کنند. در حقیقت این تبلیغات برای مخاطب الگوسازی می‌کنند.
 
یک پژوهش انجام شده نشان می‌دهد که حدود ۸۰ درصد از زنانی که مانکن‌ها را در تلویزیون دیده بودند و ۶۶ درصد زنانی که تصویر این مانکن‌ها را در مجلات دیده بودند؛ به شدت احساس ناخوشایندی نسبت به خودشان پیدا کرده بودند. چراکه آنان با دیدن این مانکن‌ها تصور می‌کنند که زیبا نیستند و باید خود را به شکل آن مانکن دربیاورند تا زیبا باشند! (به نقل از مشرق) 
این تأثیر منفی تبلیغات نه تنها مشکلات فیزیولوژیکی ناشی از جراحی‌های بینی و قد و کاشت گونه و... را زیاد می‌کند؛ بلکه مخاطب را دچار نوعی احساس عدم رضایت از خود می‌کند که در نهایت منجر به کاهش عزت نفس وی می‌شود.
مثلاً پوشاک هالیدی که ذکر آن رفت؛ در وب‌سایت خود تصاویری از مدل‌های مختلف پوشش را قرار داده است که هم تأثیر تحریکی دارند و هم ترویجی.
 
تبلیغ صحیح چگونه است؟
تبلیغات صحیح مبتنی بر آگاهی است؛ نه اغوا. تبلیغ صحیح تبلیغی است که در آن مخاطب نسبت به کالای تبلیغی، اطلاعات لازم را به دست می‌آورد. پس از کسب اطلاعات لازم، او خود تصمیم می‌گیرد که آن کالا را خریداری کند یا خیر. اما تبلیغ غیر صحیح-همانطور که گفته شد- نه مبتنی بر آگاهی، بلکه مبتنی بر اغـــوا است. در تبلیغ غلط- مخاطب جایگاه تصمیم گیری در مورد خرید یا عدم خرید آن کالا پیدا نمی‌کند؛ بلکه وی به کمک فنون اقناع، وادار به خرید آن محصول می‌شود و اینجاست که گفته می‌شود اغواگری صورت گرفته است.
 
 
اگر بخواهیم یک مثال از تبلیغات صحیح بزنیم، تبلیغات برخی مواد غذایی است که از سیمای ملی پخش می‌شود و در آن با نشان دادن تجهیزات مکانیزه و بهداشتی کارخانه‌ی مورد نظر و فرایند تولید محصول، به مخاطب آگاهی لازم در مورد آن محصول داده می‌شود.
 
مواردی که بیان شد بخشی از ظرافت‌هایی است که در امر تبلیغ باید مورد توجه مخاطب تبلیغ و منبع تبلیغ قرار گیرد تا مبادا به بهانه ی تبلیغ یک کالا، جامعه‌ی مخاطبین دچار استحاله‌ی فرهنگی شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 12:59  توسط narsis | 
 آیا خیابان‌های پایتخت با خودروهای لوکس و گران‌قیمت خداحافظی می‌کنند!؟

 گروه سیاسی - رجانیوز: رژه خودروهای لوکس و گران‌قیمت در خیابان‌های پایتخت، این روزها به تفریح برخی از افراد تبدیل شده است؛ کالاهایی لوکس که در ویترین فروشگاه‌های اتومبیل در سطح شهر نیز خودنمایی می‌کنند.

به گزارش رجانیوز، آمار‌ها نیز حاکی از افزایش واردات این خودروها در سال‌های اخیر است؛ به گونه‌ای که بیش از ۱۱۶ خودرو با حجم موتور بیش از ۲۵۰۰ سی سی وارد کشور شده است و حتی پیش‌بینی شده که رقم واردات خودرو از ۳ میلیارد دلار سال گذشته تا پایان سال‌جاری به ۵ میلیارد دلار برسد.

 

این مساله در دورانی که وضعیت خاص اقتصادی بر کشور حاکم است و تمام تلاش‌های دیپلماتیک دولت یازدهم معطوف به سامان دادن به اوضاع اقتصادی کشور است، قطعا امری غیرکارشناسی است؛ چرا که خروج بالای ارز در قالب واردات کالاهای غیر ضروری می‌تواند ضربه‌ای به تولیدات داخلی وارد نماید. همچنین این رویه موجب تشویق و ترویج تجمل گرایی می‌شود که با آموزه‌های اسلامی در تقابل است. 

در همین زمینه، رهبر انقلاب در دیداری که با هیئت دولت به مناسبت هفته دولت در تاریخ ۵ شهریور امسال داشتند، توصیه‌های متعددی در زمینه مسائل اقتصادی به دولت کردند. همچنین ایشان در خصوص واردات خودرو‌های گران قیمت و لوکس گفتند: «موضوع واردات، فقط از طریق تعرفه حل نخواهد شد و دولت باید درخصوص واردات کالاهای غیر ضروری و تجملی سخت گیری بیشتری انجام دهد و اِعمال قدرت کند.»

پس از این نشست بود که «محمدباقر نوبخت»، سخنگوی دولت و معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری نیز در پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین نقدی که مقام معظم رهبری از دولت یازدهم در این دیدار داشتند چه بود، به توصیه‌های ایشان به تولید داخلی و واردات خودروهای گران ‌قیمت اشاره کرد و گفت: «ایشان روی تمرکز و توجه به استفاده از ظرفیت داخلی تأکید داشتند و فرمودند نباید با واردات ماشین‌های گران قیمت، فرهنگ غیرانقلابی هم ترویج یابد.»

در همین راستا، هیات دولت در آخرین جلسه خود و در اقدامی عملی و تحسین برانگیز، مصوبه‌ای را تصویب کرد که با توجه به ممنوعیت ورود خودروهای سواری با حجم موتور بالای ۲۵۰۰ سی‌سی، خودروهایی را که بدون توجه به این ممنوعیت به گمرکات وارد شده‌اند، از شمول مقررات کالاهای متروکه قابلِ عرضه به بازار خارج کرد و ملزم کرد تا به خارج از کشور مرجوع شود. 

آقای نوبخت در حاشیه جلسه هیئت دولت درباره این مصوبه گفت: «موضوع واردات خودروهای سواری با حجم موتور بالای ۲۵۰۰ سی‌سی در این جلسه مورد توجه قرار گرفت. پیش از این تسهیل‌نامه‌ای در هیات دولت وجود داشت که طی آن امکان واردات این خودرو‌ها برای افراد خاص و ساکنین برخی از جزایر در جهت تشویق و ترغیب آن‌ها فراهم می‌شد و یک روش هم مطالبه شده بود مبنی بر اینکه این خودرو‌ها که ممنوعیت واردات داشتند متروکه می‌شدند و بعد امکان ورودشان وجود داشت. در مصوبه امروز هیات وزیران این راه بسته شد و نه تنها واردات این نوع خودور‌ها ممنوع است، بلکه اگر متروکه هم باشند، حتما باید مرجوعه باشد و نباید تحت هیچ شرایطی به داخل کشور بیایند.»

این اقدام قابل تقدیر هیات دولت و شخص رئیس‌جمهور می‌تواند یک نمونه از اقدام عملی مسئول اصلی اجرایی کشور در زمینه مبارزه با شکاف طبقاتی محسوب شود؛ چرا که در تاریخ انقلاب اسلامی نیز می‌توان برخی از اقدامات متضاد را در این زمینه مشاهده کرد.

 

به عنوان مثال، اکبر هاشمی رفسنجانی در زمانی که سکان ریاست جمهوری ایران را برعهده داشت، در خطبه‌های نماز جمعه ابتدای آبان ماه سال ۱۳۶۹ علاوه بر حمله به ساده زیستی و زهد از مسولان خواسته بود که به مانور تجمل روی آورند.

او در سخنان خود گفت: «اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش‌مسلکانه، وجهۀ جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است، زمان آن رسیده که مسؤولین به مانور تجمل روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب، مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند… هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیرمسلمان، ملتی مفلوک جلوه ننماییم، لازم است تا جلوه‌هایی از تجمل در چهرۀ کشور و مسؤولین حاکمیتی رویت شود.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 12:59  توسط narsis | 
تفاوت مشی امام و هاشمی در برخود با افراطی‎ترین جریان پس از انقلاب/

گروه تاریخ انقلاب اسلامی - رجانیوز: طی ۱۱ سال رهبری امام خمینی جریان‌های مختلف افراطی و منحرف از خط اصیل انقلاب در جامعه و فضای سیاسی کشور بروز یافتند که بنیانگذار جمهوری اسلامی به تناسب حیطه تأثیر و میزان خطرشان با آنها برخورد کردند. جریانات تجزیه طلب پنهان شده پشت نقاب قومیت‌ها و گروهک موسوم به مجاهدین خلق از جمله این جریان‌ها هستند که هرکدام با تندروی‌های مخصوص به خود، به مردم و انقلاب ضررهایی زدند و امام بحران به‌وجود آمده ناشی از تندروی آنها را مدیریت و کنترل کرده و با آنها برخورد می‌کنند.

در هریک از این مقاطع حساس، مواضع و عملکرد افراد و جریان‌های مدعی در خط امام و انقلاب بودن و مرزبندی یا عدم مرزبندیشان با جریانات تندرو که توسط امام با آنها برخورد می‌شود، سنگ محکی برای پایبندی آنها و صداقت در ادعایشان است. این مرزبندی در مواضع و عملکرد آنقدر مهم است که عدم توجه و عمل به آن، گاهی باعث غلتیدن به دامان همان گروه تندرو در طول زمان می‌شود.
 
*به جرأت می‌توان گفت یکی از بی‌نظیرترین و در صورت اغماض کم نظیرترین جریانات تندرو و افراطی به‌وجود آمده در طول عمر سی و پنج‌ساله انقلاب اسلامی، «باند سیدمهدی هاشمی» بوده است.
 
کارنامه زندگی شخصی و سیاسی مهدی هاشمی پر از تندروی و افراط در زمینه‌های مختلف است. او قبل از انقلاب در قهدریجان گروهی تشکیل داده بود که به برخوردهای خشن و ضرب و شتم مخالفین و مضروب نمودن آنها معروف بود. در کارنامه این گروه که به هدفی‌ها معروف بودند چندین فقره آدم ربایی و حداقل ۴ قتل از جمله قتل ‌آیت‌الله شمس آبادی از روحانیون اصفهان به چشم می‌خورد. مهدی هاشمی و یارانش سال ۵۵ به خاطر قتل ‌آیت‌الله شمس آبادی دستگیر و زندانی شده و تعدادی از آنها به اعدام محکوم شدند. مهدی هاشمی که پیش از دستگیری نیز با ساواک ارتباطاتی داشت طی نامه‌ای به رئیس ساواک اصفهان تمایل خود به همکاری را اعلام کرده و به خاطر معافیت و تخفیف در مجازات به خاطر همکاری با مأموران امنیتی اطلاعات خود را در اختیار آنها گذاشت. ولی طولانی شدن روند پرونده و همزمانی آن با ایام انقلاب، باعث شد آنها در روزهای منتهی به ۲۲بهمن از زندان فرار کنند.
 
مهدی هاشمی که برادرش‌سالها قبل از انقلاب با دختر ‌آیت‌الله منتظری ازدواج کرده بود، پس از انقلاب در پرتو دوستی‌اش با شهیدمحمدمنتظری و وابستگی به بیت ‌آیت‌الله منتظری به سطوح بالای سپاه راه می‌یابد و پس از شهادت شهید منتظری هم به خاطر حمایت‌های ‌آیت‌الله منتظری که برادرش ریاست دفترش را به عهده گرفته به فعالیت‌های خود در نهضت‌های آزادی بخش سپاه ادامه می‌دهد. دیدگاه مهدی هاشمی راجع به صدور انقلاب با نگاه حضرت امام در تضاد بود چرا که امام خمینی صدور انقلاب را از روش‌های فرهنگی میسر و صحیح می‌دانستند، ولی مهدی هاشمی صدور انقلاب را تنها از طریق ایجاد حرکت‌های مسلحانه در سایر کشورها و حمایت از آنها میسر می‌دانست.
 
کم کم باند مهدی هاشمی متحدان استراتژیکی در بیوت برخی روحانیون و ائمه جمعه، مجلس، دولت و نهادهای مختلف می‌یابند و در معادلات سیاسی داخلی نیز ایفای نقش می‌کنند. انتشار شبنامه‌های مختلف علیه مخالفین و حتی جعل سند علیه آنها از دیگر اقدامات آنها بود.
 
 
امام خمینی از قبل از انقلاب و به خاطر ماجرای قتل ‌آیت‌الله شمس آبادی مهدی هاشمی را فردی خطرناک و غیرقابل تأیید می‌دانست. به همین خاطرحاضر به حمایت از تحصنی که در کلیسای سنت ماری فرانسه و در حمایت از برخی زندانیان سیاسی که در بین آنها نام سیدمهدی هاشمی نیز وجود داشت نشد.[1] 
 
امام پس از انقلاب و مسلط شدن مهدی هاشمی بر واحد نهضت‌های آزادی بخش سپاه، نسبت به مراقبت از او هشدار می‌دهند. طی ملاقاتی که مسئولان اطلاعات سپاه با امام داشتند امام صراحتاً به آنها می‌گویند: «در مورد فعالیت اینها(مهدی هاشمی و باند او) کنترل داشته باشید و آنها را زیرنظر داشته باشید. اینها باید قلع و قمع شوند. »[2] پس از تأسیس وزارت اطلاعات نیز هشدارهای اینچنینی توسط امام به ‌آیت‌الله ری شهری داده می‌شود.
 
مهدی هاشمی و بخشی از باند او نهایتاً در سال ۶۵ دستگیر می‌شوند و پس از اعترافات و طی مراحل دادرسی، مهدی هاشمی و یک نفر دیگر به اعدام محکوم می‌شوند.
 
ماجرای برخورد با مهدی هاشمی و باند او حدود یکسال به طول می‌انجامد. با توجه به گسترده بودن ابعاد فعالیت‌های باند مهدی هاشمی، سیر رسیدگی به پرونده فراز و نشیب‌های فراوانی را طی می‌کند. تعلیق چندین روزه ملاقات‌های ‌آیت‌الله منتظری، نامه‌نگاری‌های متعدد ایشان با امام خمینی، احضار هادی هاشمی و تبعید او به سمنان و فرار او از آنجا و دیدارهای چندین باره مسئولان امنیتی کشور با ‌آیت‌الله منتظری بخش کوچکی از چالش‌های یک‌ساله رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی است.
 
‌آیت‌الله ری‌شهری وزیر اطلاعات وقت نیز که مسئول این قضیه بود، همه مراحل را با امام راحل چک می‌کرد تا مبادا به واسطه خطا یا اشتباهی، این مأموریت حساس و خطیر با حواشی روبرو شود. امام نیز به‌طور کتبی یا شفاهی راجع به موضوعات اظهارنظر و راهنمایی می‌کردند.
 
ایشان همچنین در اولین روزهای پیگیری پرونده توسط وزارت اطلاعات نامه‌ای به ‌آیت‌الله منتظری می‌نویسند و به او گوشزد می‌کنند که ارتباط افراد بدسابقه‌ای مثل مهدی هاشمی به ضرر ایشان است. امام در پایان نامه خود چنین می‌نویسند:
 
« من تأکید می‌کنم که شما دامن خود را از ارتباط با سیدمهدی پاک کنید که این راه بهتر است والّا هیچ عکس‌العملی در رسیدگی به امر او از خود نشان ندهید که رسیدگی به امر جنایات مورد اتهام حتمی است. »[3] 
 
سیدمهدی هاشمی پس از دستگیری به جرایم مختلفی که قبل و بعد از انقلاب توسط او و یارانش انجام شده اعتراف می‌کند. قتل ‌آیت‌الله شمس آبادی، همکاری با ساواک، قتل مهندس بحرینیان رئیس کمیته انقلاب اسلامی اصفهان، قتل عباسقلی حشمت و دوفرزندش، تخریب برخی نهادها و مسئولان کشور از طریق پخش شبنامه، سازماندهی افراد همسو با جریان خود در حوزه‌های علمیه تحت پوشش ‌آیت‌الله منتظری از مهمترین سرخط‌های اقدامات او در داخل کشور است.
 
در خارج از کشور نیز اعتقاد به مشی مسلحانه برای صدور انقلاب و پیاده کردن منویات گروه نتایج فاجعه باری از جمله جنگ بین گروه‌های انقلابی افغانی و کشته شدن چندهزار نفر را به دنبال دارد.
 
تسامح هاشمی همزمان با کشیدن ترمز افراطی‌ها توسط امام خمینی
 
با وجود جدیت و عدم مسامحه امام در برخورد با باند افراطی سیدمهدی هاشمی و در طول یکسال مراحل رسیدگی به پرونده که ‌آیت‌الله منتظری همه تلاش خود را مصروف حمایت از مهدی هاشمی و سنگ‌اندازی در رسیدگی به این پرونده می‌کرد؛ آقای هاشمی رفسنجانی نه تنها موضعی در برابر این جریان افراطی نمی‌گیرد بلکه روند مسامحه کاری و مدارا با آنها را در پیش می‌گیرد. این مسامحه به نحوی است که آقای هاشمی رفسنجانی در برابر دیدگاه‌هایی که معتقد به برخورد با جریان منحرف و تندرو مهدی هاشمی بودند پیشنهاد محول کردن مأموریت‌های خارجی به عنوان رایزن فرهنگی یا سفیر به آنها را ارائه می‌داده است.
 
یک نمونه این پیشنهادات مربوط به سال ۶۵ و قبل از دستگیری مهدی هاشمی است. مهدی هاشمی در بخشی از اعترافات خود راجع به انتقال اخبار دیدارها و ملاقات‌های ‌آیت‌الله منتظری به او و جمعی از یارانش توسط برادرش هادی هاشمی (رئیس دفتر ‌آیت‌الله منتظری) می‌گوید: «حاج احمدآقا از قول یکی از دوستان مجلس… نقل نموده که خطر فلانی(یعنی این حقیر) از مسعود رجوی برای انقلاب بیشتر است، که آقا شدیداً به او اعتراض کرده‌اند و بعداً آقای هاشمی جریان پیشنهاد مسافرت من به خارج از کشور را مطرح نموده‌اند. »[4] 
 
‌آیت‌الله منتظری نیز درباره این پیشنهاد هاشمی می‌گویند: «یک وقت این اواخر بود که آقای هاشمی رفسنجانی در یک جلسه‌ای در منزل ما مطرح کردند که روی سید مهدی هاشمی حساسیت هست. خوب هست ایشان را بفرستیم در خارج از کشور در یک سفارتخانه‌ای باشد و در ایران نباشد.»[5] 
 
 
 
آقای هاشمی رفسنجانی بعدها در توجیه این پیشنهاد خود چنین می‌گوید: «می‌دانستیم آقای منتظری زندانی شدن سید مهدی را تحمل نمی‌کند. فکر می‌کردیم اگر به عنوان سفیر به خارج از کشور برود، از بیت دور می‌شود. البته همه موافق نبودند و می‌گفتند: اگر به خارج برود، دستش باز‌تر می‌شود. چون در نهضت‌های خارج از کشور هم بود که شاید کارهای افراطی کند»[6] 
 
جالب آنکه او در پاسخ به این سؤال که «چرا مثل امام موضع نگرفتید؟ یعنی ضرورت برخورد با کسی که پرونده دارد و متهم است. » می‌گوید: «ملاحظاتی داشتیم. به امام هم گفتیم. ولی ایشان که همه حرف‌های ما را قبول نمی‌کردند. وزارت اطلاعات گزارش‌هایی به امام می‌داد. بعد‌ها از خانم امام شنیدیم که امام با خواندن آن گزارش‌ها عصبانی می‌شدند.»[7]
 
نکته جالب توجه در این اظهارت، این نکته است که هاشمی هنوز که هنوز است برخلاف امام حاضر به موضع گیری صریح راجع به سیدمهدی هاشمی نیست و جرایم باند مهد هاشمی این مطلب را به گونه‌ای بیان می‌کند که حتی نوع نگاه امام را معلول گزارش‌های وزارت اطلاعات می‌داند. امری که ‌آیت‌الله منتظری نیز سعی بر القای آن دارد: «وزارت اطلاعات هم در این بین نقش مؤثری را ایفا می‌کرد. از ناحیه مسئولان وزارت اطلاعات گزارش‌های مختلفی به ایشان داده می‌شد که برخی از آنها حدسیات و تحلیل‌های غلط و برخی اکاذیبی بود که به عنوان واقعیات به ایشان گزارش می‌شد و ایشان گزارش‌های آنان را وحی منزل می‌پنداشتند.»[8] 
 
اما مدارای آقای هاشمی رفسنجانی خلاف نظر امام در برخورد با گروه منحرف مهدی هاشمی حتی در زمان بازداشت مهدی هاشمی نیز ادامه می‌یابد. او در بخشی از خاطرات خود می‌نویسد: «شب با دیگر سران قوا مهمان احمد آقا بودیم. امام هم در جلسه شرکت کردند. از امام درخواست کردیم آن قسمت از نوار مصاحبه سید مهدی [هاشمی] که به ضرر آقای منتظری تمام می‌شود، منتشر نشود. قبول فرمودند و نیز عجالتاً از بازداشت سید هادی صرف نظر کردند، به امید اینکه بعد از انتشار مصاحبه‌ها وضع اصلاح شود. »[9] 
 
اما نسخه پیچی‌های آقای هاشمی رفسنجانی بر خلاف نظر امام تمامی ندارد و نمونه دیگر مدارا با باند مهدی هاشمی، پیشنهاد مأموریت خارجی این بار به سیدهادی هاشمی(داماد و رئیس دفتر ‌آیت‌الله منتظری) است.
 
لازم به ذکر است در جریان رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی، با توجه به اینکه برادرش هادی رئیس دفتر ‌آیت‌الله منتظری بود و نقش مهمی در معادلات داشت، اعترافاتی علیه او بیان شد که نشانگر مجرم بودن او بود و به نوعی او نیز یکی از متهمان این پرونده محسوب می‌شد.
 
از سوی دیگر پس از دستگیری مهدی هاشمی وتعدادی از افراد باند او، شب نامه‌ها و اعلامیه‌هایی منتشر می‌شد که با پیگیری‌های وزارت اطلاعات مشخص شد هادی هاشمی آنها را مدیریت می‌کند. اعلامیه‌هایی که امام خمینی در نامه‌ای به آیت‌الله ری‌شهری وزیر وقت اطلاعات درباره‌شان می‌نویسند: «و با توجه به جوسازی‌ها و اعلامیه‌هایی که با اسامی مختلف توسط افراد ضدانقلاب و منحرف وابسته به مهدی هاشمی پخش گردیده است که نه تنها سوء ظن را بیشتر می‌کند که خود دلیل مستقلی است بر خط انحراف از انقلاب و اسلام جنابعالی موظف هستید به جمیع جوانب این امر با کمال دقت و انصاف رسیدگی نمایید…» همچنین نقش آفرینی هادی هاشمی در مسائل مختلف و تأثیر اقدامات او بر آیت‌الله منتظری به حدی است که برخی از افراد نزدیک به آیت‌الله منتظری نیز خواستار برخورد با او هستند:
 
«یکبار حضرت امام فرمودند آقای طاهری[اصفهانی] مرا قسم دادند که مهدی را رها کنید و هادی را بگیرید؛ چون همه فتنه‌ها زیر سر هادی است.»[10] 
 
پس از احضار و بازجویی از هادی هاشمی، او مسئولیت بخشی از اتهامات را پذیرفته و برخی دیگر از تخلفات را انجام دستورات آیت‌الله منتظری عنوان کرد. منتسب کردن بخشی از جرایم و تخلفات توسط هادی هاشمی به آیت‌الله منتظری بر پیچیدگی ماجرا می‌افزود. از آنجایی که مجرم بودن هادی محرز بود وزیر اطلاعات وقت طی نامه‌ای به امام پیشنهاد تبعید هادی هاشمی و جدایی او از دفتر آیت‌الله منتظری را می‌دهند. امام خمینی تصمیم‌گیری راجع به این موضوع را به نظر سران سه قوه محول می‌کنند. در این جلسه هاشمی رفسنجانی پیشنهاد می‌کند مأموریتی خارجی به او محول شود!
 
آیت‌الله ری شهری وزیر اطلاعات وقت، ماجرای این پیشنهاد و برخورد حضرت امام را اینگونه روایت می‌کند: «رؤسای سه قوه پس از بحث در این‌باره به نظر واحدی نرسیدند. یک نظر این بود که به وی مأموریتی در خارج از کشور محول شود. یک نظر موافق تبعید بود. نظر دیگر این بود که اگر حضرت امام با رفتن وی به خارج از کشور موافق نباشند، تبعید صورت گیرد.
 
پیشنهاد اول با من مطرح شد که با آن مخالفت کردم. زیرا اولاً آقای هادی هاشمی یک مجرم بود. چگونه می‌توان به یک مجرم، شرافت نمایندگی و کارگزاری جمهوری اسلامی ایران را در خارج از کشور واگذار کرد.
 
ثانیاً هدف اصلی، دور شدن او از آقای منتظری بود. اگر او به حکم حضرت امام تبعید می‌شد، در آینده نیز کسی جرأت بازگرداندن تبعیدی امام را نمی‌کرد. اما مأموریت خارج، به هرحال پایان یافته و او مجدداً در کنار آقای منتظری جای خواهد گرفت و این نقض غرض اصلی خواهد بود. حضرت امام نیز با این پیشنهاد مخالفت کردند. »[11] 
 
آقای هاشمی رفسنجانی همچنین در خاطرات خود بدون اشاره به نادیده گرفتن جرایم هادی هاشمی در این‌باره می‌نویسد: «احمد‌آقا تلفن کرد و گفت نظر وزارت [اطلاعات] این است که آسید‌هادی [هاشمی] را بگیرند. گفتم درست نیست، اکنون که آقای‌منتظری حرکت خوبی کرده‌اند، دیگر ایشان را برنجانیم و احتمالاً برای حفظ آقای‌سید‌هادی این اقدام شده و ممکن است نتیجه مذاکرات چند روز پیش من باشد»[12] 
 
آنچنان که مشهود است، در مرامنامه مبارزه با افراطی گری که آقای هاشمی رفسنجانی به آن پایبند است، امثال مهدی هاشمی‌ها به عنوان تندرو شناخته نمی شوند چنانکه در قضیه برخورد با باند مهدی هاشمی که یکی از بزرگترین مصادیق کشیدن ترمز افراطیون در جمهوری اسلامی توسط شخص امام بوده، رویکرد ایشان، رویکردی متفاوت با حضرت امام است.
 
شاید بر همین اساس بتوان این ماجرا را معیاری برای تفاوت تشخیص مصادیق افراط در نگاه امام خمینی و هاشمی رفسنجانی دانست. به تعبیری محور تضاد امام با جریانات و گروه‌ها و دستجاتی بود که سعی در انحراف خط کلی و اصلی انقلاب اسلامی داشته‌اند، مثل مجاهدین خلق و باند سیدمهدی هاشمی. اما هاشمی رفسنجانی برخلاف روش امام، «محور تضاد» را با جریانات انقلابی و به تعبیر دیگر طیف حزب اللهی جامعه قرار داده و آنها را اساساً افراطیونی می‌داند که برای انقلاب مضر هستند.
 
او با نادید گرفتن جرایم و انحرافات بیش از حد گروه تندرو وجنایتکاری مثل باند سیدمهدی هاشمی با آنها مدارا کرده و پیشنهاد سفیر شدن آنها را مطرح می‌کند و‌ سال‌ها بعد نیز افراد همسو با این جریان، همچون عطریانفر و کرباسچی از اعضای تأثیرگذار حزب کارگزاران سازندگی می‌شوند، اما در برخورد با جریانات حزب اللهی و انقلابی جامعه چون مخالفش هستند هیچگونه مدارا نکرده و حتی با تحریف سیره امام می‌کوشد آنها را چالش اصلی امام معرفی کند.
 
[1] - ر. ک به صخره سخت، خاطرات علی جنتی و صادق طباطبایی
[2] - سنجه انصاف، ص ۴۶
[3] - صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۳۶
[4] - سنجه انصاف، ص ۳۷۰
[5] - خاطرات ‌آیت‌الله منتظری، ص ۶۰۵
[6] - مصاحبه با سایت آینده، بخش دوم
[7] - همان
[8] - خاطرات ‌آیت‌الله منتظری، ص ۶۶۹
[9] - اوج دفاع، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال ۶۵، ۱۲ آذر
[10] - سنجه انصاف، ص۱۹۵
[11] - سنجه انصاف، ص ۲۰۲
[12] - اوج دفاع، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال ۶۵، ۲۴ آذر
[13] - دفاع و سیاست، ص۲۲۵
[14] - همان، ص ۲۳۴
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 12:54  توسط narsis | 
 

وزارت اطلاعات از حمید رسایی به دلیل طرح سوال از وزیر در مورد دیدار با اعضای حزب منحله مشارکت و ماجرای حضور "فرزند معنوی" وزیر در جلسه محرمانه با نمایندگان شکایت کرد

 
به گزارش دانا، وزارت اطلاعات از حمید رسایی، عضو کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی شکایت کرد.
 
شکایت این وزارتخانه به این دلیل مطرح شده که حمید رسایی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی 2 سوال از وزیر اطلاعات مطرح کرده بود.
 
رسایی در این طرح سوال از وزیر اطلاعات خواسته بود تا اولا در خصوص دیدار با اعضای حزب منحله مشارکت و از سوی دیگر درباره ماجرای حضور "فرزند معنوی" آقای وزیر در جلسه محرمانه با نمایندگان مجلس توضیحاتی ارائه دهد.
 
در این باره لازم به ذکر است اخیرا وزیر اطلاعات جلسه ای دوستانه با شورای مرکزی حزب منحله مشارکت داشته است. حزبی که در دوره حاکمیت اصلاح‌طلبان و مجلس ششم نقش براندازی داشته و در مجلس ششم مهمترین نقش را برای مبارزه با اصول مهم و ایدئولوژیک قانون اساسی ایفا کرده است. از سوی دیگر نیز وزیر اطلاعات در جلسه ای که اواخر سال گذشته با برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی داشت، فردی را همراه با خود وارد جلسه با نمایندگان می کند که در آن جلسه وقتی نمایندگان خواستار معرفی همراهان وزیر شدند، آقای علوی همه همراهانش را معرفی می کند اما از معرفی این فرد جوان خودداری کرده است. همین موضوع موجب ناراحتی برخی نمایندگان مجلس نیز شده بود.
 
در این خصوص اما حمید رسایی در گفتگو با شبکه اطلاع رسانی دانا ضمن تایید این خبر اظهار داشت: بنده شکایت وزارت اطلاعات را حتما پیگیری می کنم و پای سوالاتی که از وزیر اطلاعات داشته ام می ایستم.
 
البته شکایت وزارت اطلاعات از این نماینده مجلس شورای اسلامی در شرایطی مطرح شده که نمایندگان مجلس در نطق های خود و طرح سوال آزاد هستند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 12:53  توسط narsis | 
حسام‌الدین آشنا: شاید ایران 88 می‌توانست افغانستان 93 باشد؛
 

گروه سیاسی – رجانیوز: «حسام‌الدین آشنا» که از ابتدای آغاز به کار دولت یازدهم به عنوان یکی از چهره‌های حاشیه‌ساز نزدیک به رئیس‌جمهور شناخته می‌شود و هر چند وقت یکبار با یک اظهارنظر جنجالی، پای خود را به تی‌تر نخست خبرگزاری‌های کشور باز می‌کند، در روزهای اخیر باز هم دسته گل کاشته است. 

به گزارش رجانیوز، مشاور رسانه‌ای آقای روحانی در گفتگو با یک نشریه سیاسی اصلاح‌طلب گفته است: «اگر در سال ۸۸ به جای برخی عزیزان، آقای روحانی مسئولیت شورای عالی امنیت کشور را بر عهده داشت آیا اصلا آن اتفاقات می‌افتاد؟ یا اتفاقی نمی‌افتاد؟ ترسو بودن یک نیروی امنیتی، متضمن نگاهی پیشگیرانه است. در افغانستان ما الان با اختلاف دو کاندیدای ریاست‌جمهوری مواجه هستیم. شاید ما در سال ۸۸ می‌توانستیم کاری را بکنیم که افغان‌ها در سال ۹۳ می‌کنند. بلوغ سیاسی دو طرف انتخابات، بلوغ سیاسی مردم و از همه مهم‌تر مجرب بودن نهاد شورای عالی امنیت ملی می‌توانست از خیلی حوادث پیشگیری کند.» 

نسخه‌پیچی وضعیت فعلی انتخابات افغانستان برای حل مساله پیچیده فتنه ۸۸ در حالی از سوی آشنا مورد تاکید قرار گرفته که اساسا ساختار سیاسی و وضعیت انتخاباتی در این دو مورد به طور کامل با یکدیگر متفاوت است. 

مردم افغانستان با هوشمندی خود توانستند از تبدیل یک جنجال سیاسی به بحران بین‌المللی و سوءاستفاده دشمنان خارجی خود جلوگیری کنند. ضمن اینکه ساختار انتخاباتی در این کشور و وضعیت حفظ سلامت آرای مردم در وضعیت متفاوتی به سر می‌برد. 

اما این مساله درباره فتنه ۸۸ کاملا برعکس است؛ چرا که بخشی از نیروهای طیف بازنده انتخابات تلاش کردند تا زمینه را برای دخالت خارجی و اعمال فشار از سوی غرب به مسئولین کشور برای ابطال انتخابات فراهم شود. 

این افراد تا جایی پیش رفتند که یک رقابت ساده انتخاباتی را که از ابتدایی‌ترین موضوعات یک حکومت مردم سالار است، به عرصه انتشار نظریات ساختارشکنانه خود علیه اصل نظام تبدیل کردند. 

طیف فتنه‌گر ۸۸ در این مسیر حتی از توهین و هتاکی علیه باورهای اصیل دینی و اعتقادی مردم ایران هم کوتاهی نکردند و فاجعه عاشورای آن سال را رقم زدند؛ فاجعه‌ای که رسانه رسمی گروهک تروریستی منافقین هنوز از آن به عنوان «رستاخیز علیه جمهوری اسلامی ایران» یاد می‌کند. 

ساختار قبیله‌ای افغانستان می‌طلبید که با هوشمندی همه گروه‌های سیاسی و مردمی، از دخالت خارجی در این کشور جلوگیری شود. اهمیت این مساله از سوی هر دو کاندیدای انتخابات نیز درک شد و همراهی اشرف غنی احمدزی با عبدالله عبدالله سبب شد تا از وقوع یک بحران امنیت ملی برای این کشور جلوگیری شود. 

با این حال، اگر آقای آشنا بر توصیه خود تاکید دارند، می‌توان انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ را نیز با معیار افغانستان ۹۳ تحلیل کرد؛ به ویژه آنکه فرد پیروز تنها با حدود ۲۵۰ هزار رای توانست کرسی ریاست جمهوری را در اختیار بگیرد و قطعا فضا برای ایجاد حاشیه و جنجال بیشتر فراهم بود. 

اگر مشاور رئیس‌جمهور واقعا به تجربه کشور همسایه در زمینه نحوه حل و فصل اختلافات سیاسی اعتقاد دارد و قانون اساسی کشور را برای پاسخ به همه ایرادات و اشکالات ناکافی می‌داند، می‌تواند به نحوه انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیس‌جمهور کشور مراجعه کند و مشاهده کند که اگر رقبای انتخاباتی او نیز می‌خواستند روش پیشنهادی وی را در دستور کار خود قرار بدهند، چه بلایی بر سر کشور و عالیترین دستگاه اجرایی کشور می‌آمد. 

قطعا اگر بنا بر ادعای تقلب در انتخابات و سپس کسب سهم از قدرت باشد، رقبای انتخاباتی دکتر حسن روحانی در سال ۹۲ بسیار محق‌تر از فتنه‌گران سال ۸۸ هستند؛ چرا که آقای روحانی تنها با نیم درصد رای بیشتر توانست در انتخابات به پیروزی برسد؛ نه مانند انتخابات ریاست جمهوری دهم که اختلاف رای فرد پیروز با نفر دوم بیشتر از ۱۰ میلیون رای بود. 

بد نیست آقای مشاور، مشاورانی را نیز برای خود در نظر بگیرد تا پیش از بیان هر اظهارنظری، به تبعات منفی آن برای وجهه عمومی دولت فکر کنند و سپس از آقای آشنا بخواهند تا سخنرانی‌ها و ایده‌های خود را اندکی تعدیل کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 12:52  توسط narsis | 
 ایران نشان داد که آمریکا «لخت» است/ آپارتاید هیتلر را به اسم حقوق‌بشر تکرار می‌کنند

گروه سیاسی - رجانیوز: سعید جلیلی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح امروز در مراسم افتتاحیه دومین کنفرانس بین المللی «افق نو» در هتل لاله تهران،گفت: بشر امروز وارث تمدنی است که از چند قرن پیش به نام روشنگری، انسان را به تاریکی مضاعف کشانده است. تعریف ناقص از حقیقت و هستی ظلم بزرگ جاهلیت مدرن به انسان است. این نگاه که مملو از تحقیرانسان است کرامت و آزادی واقعی او را نادیده گرفته و ابعاد شخصیتی انسان را محدود می کند. در این نگاه حیات انسان در دوره ای کوچک خلاصه و حرکت به سوی کمال از او گرفته می شود.

به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، وی افزود: در این نگاه انسان ها تنها از زاویه سود و زیان مادی اهمیت پیدا می کنند و ارزیابی می شوند و زن به عنوان نیمی از طرفیت جوامع انسانی نه تنها از این قاعده مستثنی نمی باشد بلکه بر او ظلمی مضاعف روا می شود. نقش زن در رسالت بزرگ او برای تربیت انسان و جامعه بلکه با نگاهی ابزاری در خدمت نظام سرمایه داری قرار می گیرد.
 
 
دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ادامه داد:این ارمغان جاهلیت مدرن است که متاسفانه مقولاتی از جنس سیاست و قدرت ،فرهنگ و هنر را در ذیل این نگاه کوتاه، ناقص و درست از حیات انسان قرار می دهند. در این رویکرد دولت شکل می گیرد تا مهم ترین کار ویژه آن حفظ  مالکیت ملاکان باشد و جالب اینکه افرادی که سهام دار عمده شرکت های برده داری بودند، در این نگاه به عنوان پدر آزادی معرفی می شوند؛ چرا که توانسته بودند به عنوان دبیر انجمن مستعمرات کارولینای شمالی برده داری مدرن را تئوریزه نمایند و چپاول و غارت ملل ستمدیده را تحت اندیشه لیبرال دموکراسی توجیه نمایند.
 
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: این رویکرد امروز به مدد استفاده از رسانه، هنر و فن آوری‌های نوین ارتباطی و با استفاده از سایر ساز و کارهای سیاسی امکان ویژه‌ای برای تزویر و فریب پیدا کرده است. اگر زمانی جنایتکارانی مثل هیتلر ابایی نداشتند از تبعیض نژادی صحبت کنند، امروز همان آپارتاید اعمال می شود اما به اسم حقوق بشر. مدعیان حقوق بشر امروز کسانی هستند که جنایات فاشیستی رژیم صهیونیستی در کشتن صدها کودک بی گناه را تئوریزه، توجیه و به شکل وقیحانه‌ای حمایت می‌کنند.
 
جلیلی خاطرنشان کرد: امروز دنیا شاهد است که فاشیستی ترین رفتارها در کشتن انسان‌های بی‌گناه و حمایت از آن با افتخار توسط نظام های لیبرال دموکراسی صورت می گیرد. چرا؟ چون فکر می‌کنند با ابزار سیاسی همراه با استخدام هنر و رسانه می‌توانند واقعیت‌ها را پوشاند و وارونه نشان دهند. هزاران کودک زیر شدیدترین بمباران ها توسط مدعیان حقوق بشر و دموکراسی کشته می‌شوند اما نه تنها شورای امنیت قطعنامه‌ای صادر نمی‌کند بلکه ابزار هنر و رسانه نیز آن را می پوشاند و فراتر از آنکه در همین جهان به اصطلاح آزاد شبکه های تلویزیونی که به دفاع از مظلومین بر می‌خیزد، تهدید به قطع ماهواره می‌شوند.
 
وی در ادامه بیان داشت:نمونه دیگر از فریب و تزویر نظام سلطه موضوع تروریسم است. مردم منطقه ما به خوبی شاهدند قدرت هایی که شعار مبارزه با تروریسم آنها گوش فلک را کرد نموده است. چگونه خود آنها گروه های تروریستی را می سازند و پشتیبانی و تقویت می کنند. سپس به بهانه آنها به کشورها یورش می برند و اشغال می‌کنند. صدها هزار انسان بی گناه کشته می شوند. پس از چندسال خود اینها اذعان میکنند نتوانسته اند با تروریسم مبارزه کنند و تنها ابراز تاسف آنها نه از کشته شدن صدها هزار انسان بی گناه در افغانستان و عراق و سوریه است بلکه تاسف از آن است که چرا هزینه ها بیش از فایده بوده است.
 
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد:مثال دیگر تزویر و فریبکاری ، موضوع مبارزه با سلاح های هسته ای است. امروزه مردمدنیا شاهدند کسانی ادعای مبارزه با سلاح هسته ای را دارند که خود دارای هزاران کلاهک هسته ای هستند و همین امروز هم مشغول ساخت و آزمایش نسل های جدید این سلاح هستند . کشورهای خود را به انبار مرگ بارترین سلاح ها قرار داده اند. اما کسی نباید در این باره حتی سوال کند. نظام سلطه و تزویر اطمینان دارد نه تنها قطعنامه ای صادر نخواهد شد بلکه فیلم و مستندی نیز نباید ساخته شود. نه تنها به عنوان متهم و مجرم معرفی نخواهد شد بلکه با تزویر و فریب می تواند خود را در جایگاه مدعی نیز معرفی کند.
 
دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی در ادامه بیان داشت:یک مثال برای این موضوع شاید جالبی باشد؛ جمهوری اسلامی ایران عضو NPT است و سلاح هسته ای را نامشروع و ناکارآمد می داند. قائل به شعار « سلاح هسته ای یرای هیچ کس و انرژی صلح آمیز هسته ای برای همه» است. به عنوان عضو NPT بیشترین همکاری را با آژانس داشته است و آژانس بارها اعلام کرده است که هیچ انحرافی از فعالیتهای صلح آمیز هسته ای نداشته است. تاسیسات هسته ای ایران زیر نظر دوربین ها و بازرسان آژانس قرار دارد. نظام سلطه و فریب به سرکردگی رژیم آمریکا بیش از ده سال است سعی دارد به افکار عمومی دنیا و به خصوص مردم امریکا درباره فعالیت ها القاء نگرانی نماید و بدون هیچ دلیلی و به بهانه های واهی کارکردن تعدادی سانتریفیوژ زیر نظر آژانس برای مصارف صلح آمیز هسته ای را تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی وانمود کند.
 
جلیلی ادامه داد: این درحالی است که آمریکا جدا از نگهداشت زرادخانه های هسته ای و ساخت و آزمایش نسل های جدید سلاح های هسته ای که خطری برای امنیت جهانی و مردم امریکاست، چند دهه است به شهادت اسناد اداری خود امریکا 178  کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غنای بالا در دورن خاک امریکا گم شده است اما نه تنها قطعنامه ای صادر نمی شود، حتی جان شهروندان امریکایی نیز در این باره چنان بی اهمیت است که این خبر علی رغم غیر قابل انکار بودن آن به شدت بایکوت می شود.
 
وی در ادمه تاکید کرد: چطور دولت امریکا برای وجود مواد غنی شده زیر نظر آژانس  و برای مصارف صلح آمیز اظهار نگرانی می کند اما برای مفقود شدن 178 کیلوگرم اورانیوم غنی شده آن هم در داخل خاک امریکا که جان و امنیت شهروندان امریکا که جان و امنیت شهروندان امریکا را تهدید می کند برای چند دهه سکوت نموده  و این خبر بایکوت می شود. این مثال و صدها مثال مشابه نشان می دهد قدرت های استکباری نه تنها حقوق سایر ملت ها بلکه حقوق و امنیت ملت خود را نیز نادید می گیرند. آنچه امروز توسط قدرت های استکباری دنبال می شود صرفا منافع عده ای اندک و صاحبان کلوپ های ثروت و قدرت است.
 
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخشی دیگر از سخنانش با اشاره به وقوع انقلاب اسلامی در ایران اظهار داشت: انقلاب اسلامی ایران با الهام از آموزه های پیامبران الهی بر مبنی اندیشه های متعالی نوید بخش تمدنی جدید است. تمدنی که نگاه  آن به هستی  تمام وجوه آن را شامل می شود. تمدنی که سیر انسان را نه تنها در حیات مادی بلکه در مسیری تا سوی خدا ترسیم می کند. تمدنی که نیک فرجامی و سعادت را برای انسان هم در حیات دنیا و هم در حیات دیگر می خواهد. تمدنی که در کنار عقل و تجربه و شهود، استفاده از آموزه های وحیانی را فرصتی بزرگ برای سعادت انسان و جوامع بشری می داند. تمدنی که دو شاخص مهم ایمان و عمل صالح را ملاک و مبنای ارزیابی های خود قرار می دهد. تمدنی که براساس مبانی فوق در اقتصاد، سیاست، ارتباطات و هنر مدل های متعالی و مبتنی بر کرامت  و آزادی واقعی انسان ارائه می کند.
 
وی افزود: انقلاب اسلامی ایران نشان داد می‌توان در مقابل نظام سلطه ایستاد، مقاومت کرد، پیروز شد و پیشرفت رد و امروز تمام نگرانی نظام سلطه از شکل گیری و ریشه دواندن  و تکثیر چنین تمدنی است اما روز به روز به عجز و ضعف خود در برابر این تمدن غنی بیشتر پی می برند. تمام قدرت های سلطه گر پشتیبان شاه بودند اما ملت ما اراده کرد شاه رفت.  تمام قدرت های استکباری در جنگ 8 ساله صدام علیه ملت ما پشتیبان صدام بودند و هر آنچه توانستند از سلاح شیمیایی- مرگبارترین جنگ افزارها را در اختیار صدام قرار دادند. اما ملت ما پیروز شد امروز خود آنها اعتراف می کنند ایران نه بدون امریکا بلکه در مبارزه با امریکا پیشرفت نموده و به قدرتی بزرگ تبدیل شده است و اقتدار ایران غیر قابل انکار است.
 
جلیلی در خاتمه بیان داشت: ملت ایران لخت بودن نظام سلطه و پوشالی بودن قدرت موهوم آمریکا و قدرت های استکباری را در برابر ایمان ملت ها نشان داد. الگوی انقلاب اسلامی تکثیر شده است. با الهام از این الگو جنوب لبنان آزاد می شود، در تمام جنگ ها ناکام می ماند و شکست می خورد. پس می توان ایستاد، مقاومت کرد، پیروز شد، پیشرفت کرد و تکثیر شد. وقتی نظام سلطه با سخت افزار و جنگ افزار نتوانست در برابر نرم افزار انقلاب اسلامی موفق شود، مطمئن باشید در جنگ نرم و در عرصه های فرهنگی، هنری و رسانه‌ای شکست های بزرگتری را متحمل خواهد شد. آنگاه که چراغ حقیقت روشن شود باطل خواهد رفت چرا که باطل رفتنی است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 12:51  توسط narsis | 
 

 

فارس- از همان اولین روزهای پیروزی انقلاب به همراه تعداد دیگری از دوستان خود، تشکیلات «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» را راه اندازی کردند.

با ایجاد ناامنی‌های ضدانقلاب در منطقه کردستان، به همراه شهید بزرگوار محمد بروجردی به این منطقه رفت و جز بنیانگذاران «سازمان پیشمرگان کرد مسلمان» شد.

سال 60 به این نتیجه رسید که دیگر امکان کار کردن با سازمان مجاهدین انقلاب نیست و از آنها جدا شد و به سپاه پاسداران پیوست.

وی پس از تیرماه سال 78 مدتی فرماندهی قرارگاه ثارالله و بعد از فتنه سال 88 نیز مسئول سیاسی ـ اجتماعی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بود.

آنچه در زیر می‌خوانید، مصاحبه‌ تفصیلی خبرنگاران سیاسی خبرگزاری فارس است با سردار محمدحسین نجات معاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موضوع «جریان شناسی انقلاب؛ ریزش ها و رویش ها». با این توضیح که این گفتگو اندکی پیش از انتصاب وی به معاونت فرهنگی سپاه انجام شده است.

** عده ای نمازشب می‌خوانند اما اسلام را قبول ندارند

* «ریزش ها و رویش‌ها» همیشه یکی از بحث های مهم در طول سالهای پس از انقلاب بوده است. با توجه به اینکه حضرتعالی عضو سازمانی بودید که این سازمان ریزش کمی هم در طول سالهای پس از انقلاب نداشت (مخصوصا در دو دهه اخیر)، آیا این افراد از اول «خائن» بودند یا عوامل دیگری مثل عدم شناخت از انقلاب باعث ریزش آنها شد؟

ما از ابتدای انقلاب با 3 جریان سیاسی روبه‌رو بودیم. یک جریان که اصطلاحا نام آن را «جریان معتقد به خط امام(ره)» گذاشتند که ویژگی‌ آنها دنبال کردن خط اسلام ناب محمدی بود که بعدها خود حضرت امام(ره) آن را توضیح دادند.

آنها به دنبال پیاده کردن احکام اسلامی با توجه به عنصر زمان و مکان و ایجاد نوعی حکومت دینی براساس آموزه‌های اسلام و گسترش انقلاب اسلامی و صدور انقلاب به سراسر دنیا بودند.

جریان دوم، گرچه مخالف دیکتاتوری بود و با نظام‌های خودکامه مخالفت داشت و خود را مقید به اسلام نیز می‌دانست، اما اسلام آنها فرمولی برای اداره کشور نداشت و تصور آنها این بود که چون اسلام برای اداره کشور نیامده، ما باید فرمول لیبرال دموکراسی غرب را برای اداره کشور عاریه بگیریم.

آنها اعتقادی به «جمهوری اسلامی» نداشتند و به «جمهوری مسلمانان» معتقد بودند بود و یکی از نمادهای اصلی این جریان در اوایل انقلاب، «نهضت آزادی» بود.

اعضای نهضت آزادی با اینکه معتقد به اسلام بودند، نماز شب می‌خواندند و مفسر قرآن بودند اما این موضوع را که اسلام دین حکومت است، باور نداشتند و می‌گفتند ما باید از غرب و شرق الگو بگیریم.

جریان سوم، جریانی بود که اصولا اسلام را در هیچ شکلی قبول نداشت و مدل شرق و غرب را برای اداره کشور تجویز می‌کرد و معتقد بود راه پیشرفت کشور، برداشت یک الگو از شرق یا غرب است.

«جبهه ملی»، «حزب توده»، «حزب ملت ایران» و امثالهم از جمله مصادیق جریان سوم هستند. چون اینها اصل انقلاب را هم قبول نداشتند، از همان ابتدا آنها را «ضدانقلاب» نام نهادند و آنها در عمل هم نشان دادند که دنبال سرنگونی انقلاب هستند.

این سه جریان در طول سالهای پس از انقلاب دائما به یکدیگر تبدیل شدند، افرادی که روزی جزء گروه اول بودند، تحت تاثیر افکار نهضت آزادی، به گروه دوم گرایش پیدا کردند و مقام معظم رهبری و پیش از ایشان نیز حضرت امام(ره)، ریشه‌های این تغییر را دنیاگرایی، آلودگی نفس‌، اسیر مال دنیا شدن و امثالهم دانستند.

** علل ریزش در سازمان مجاهدین انقلاب

البته برخی تغییرات هم به دلیل قدرت‌طلبی برخی جریان‌ها بود؛ مثلا جریان مجاهدین انقلاب در دهه اول انقلاب و در زمان حضرت امام(ره) کاملا انقلابی بودند. کم‌کم برخی اعضای این سازمان در نحوه دخالت ولایت فقیه و نحوه دخالت نماینده ایشان در تشکیلات سازمان با هم اختلاف پیدا کردند و معتقد شدند که نماینده ولی فقیه در سازمان باید یک عضو ناظر باشد و نباید دخالت کند. برعکس نظر حضرت امام راجع به نماینده خود در سازمان.

همین نگاه باعث جدایی آنها از سازمان شد تا اینکه بعدها در سال 70 با اضافه کردن پسوند «ایران» و حذف نام و علائم جهادی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، اعلام موجودیت کردند.

* مخالفت با ولایت فقیه از دهه 70

البته در اوایل سال 70 شاید به خاطر جذب افرادی که همراهشان بودند نظیر طیفی که با آقای بهزاد نبوی بودند، تعدادی واقعا اعتقاد به ولایت فقیه و نظام اسلامی داشتند اما از سال 70 تا 78، جریان مسلط بر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کاری کردند که آن طیف موافق با ولایت فقیه به مخالفت با آن برخاستند.

شما اگر نگاه کنید، می‌بینید که افراد متشرع و نماز شب خوان در سازمان کم نیست، اما جریان استحاله در داخل آنها طوری عمل کرد که این افراد به مخالفت با ولایت فقیه پرداختند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مهر1393ساعت 12:50  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز، تغییر سبک تغذیه و سبک زندگی و همچنین پوشش از جمله مواردی است که در سال های اخیر باعث بروز مشکلات بسیاری در سلامتی مردان و زنان و تاثیر گذاری در میزان فرزندآوری آنان شده است. دکتر سمانه موهبتی، کارشناس ارشد طب سنتی اسلامی ایرانی، در گفت وگویی در خصوص مشکلات و دلایل این نوع عدم باروری توضیحاتی ارائه کرد.

 
طب سنتی درباره فرآیند افزایش جمعیت و اینکه چه کارهایی باید انجام داد تا نسلی سالم و پر انرژی به وجود آورد، چه می‌گوید؟
بحث سلامتی یک بحث تخصصی است. بحث تنظیم خانواده نیز، بر می‌گردد به زمانی که اعلام کردند که می‌خواهند میزان جمعیت را مدیریت و کنترل کنند. در زمینه مدیریت جمعیت مخالفتی وجود ندارد، چون به هر حال برطرف کردن نیازهای یک کشور از طریق مدیریت جمعیت امکان پذیر خواهد بود، اما نکته مهم در این میان، به کارگیری روش‌های جلوگیری از بارداری یا بالعکس است.
 
 
داروهای مربوط به جلوگیری عوارضی را به همراه داشته که امروزه کم و بیش بروز پیدا کرده است از جمله: افزایش آمار سرطان‌های سینه، رحم و ...، بسته شدن عروق قلبی و... که از مصرف قرص‌های جلوگیری به وجود آمده و در مواردی مصرف این داروها حتی باعث ناباروی نیز شده است. وازکتومی نیز، روش دیگری است که یکسری از اساتید طب سنتی بر روی این عمل کار کرده‌اند و عوارض آن را نیز مورد بررسی قرار دادند. از جمله این عوارض این است که آقایان بعد از عمل وازکتومی می گویند آن را احساس می‌کنند و به همین دلیل پشیمان هستند که چرا این کار را انجام داده‌اند.
 
پس به اعتقاد طب سنتی، ابزار جلوگیری از بارداری عوارضی دارد که گویا باید بعداً منتظر آن‌ها باشیم.
در طب سنتی جماع و ارگاسم تعریف مشخصی دارد و سمومی است که از بدن دفع می‌شود. این در حالی است که این موارد در طب امروز هیچ تعریف و جایگاهی ندارد. در نتیجه برداشتن رحم، تخمدان و وازکتومی مانور زیادی داده نمی‌شود و تنها به این مهم رسیده‌اند که اگر تخمدان‌ها نگه داشته شود و تنها خود رحم را بردارند عوارض کمتری خواهد داشت، اما باید به این نکته هم توجه کرد که برداشتن رحم و تخمدان باعث می‌شود که هورمون‌ها کلاً به هم بریزند و عوارض جسمی واضحی ایجاد شود.
 
نظر شما راجع به سیاست‌های کاهش جمعیت چیست و چه ضرری بر روند افزایش جمعیت داشته است؟
در کشور چین، تصمیم بر کنترل جمعیت گرفته شد و برای پیش بردن برنامه‌های کاهش جمعیت، لباس‌های کوتاه و کمربندهایی که از سرب ساخته شده‌اند را درنظر گرفتند و تولید آن را آغاز کردند که به خاطر عدم پوشش مناسب کمر، این ناحیه سرد می‌شود و چنین اتفاقی موجب خواهدشد در مردها و حتی زن‌هایی که از این نوع لباس‌ها استفاده می‌کنند، ناباروری ایجاد شود.
 
 
بعد از مدتی تمام این وسایل نه تنها در ایران، بلکه در کل دنیا مد شد که عوارض آن را در آینده ای نه چندان دور شاهد خواهیم بود. یکی از مسائلی که طب سنتی آن را قبول دارد و طب امروز آن را نمی‌پذیرد، این است که یکی از علت‌های ناباروری اختلال در مهره‌های ستون فقرات است که روی عصب فشار می‌آورد و باعث بروز اختلال در عصب رسانی و تولید اسپرم، به خصوص در قابلیت و تعداد آن‌ها می‌شود.
 
نوع پوشش لباس در خانم‌ها  هم از نظر توان باروری تاثیرگذار است؟
بانوان نیز، در صورت پوشیدن لباس‌هایی که کمر و شکم آن‌ها را گرم نگه ندارد، موجب سردشدن رحم می‌شود و رحم نمی‌تواند به درستی نطفه را در خودش حفظ کند و در نهایت یا موجب سقط‌های مکرر و یا عدم بارداری می‌شود. به این مسئله باید ناتوانی جنسی را هم اضافه کرد که همین اتفاق از نظر روانی بسیار آسیب رسان است و در چنین شرایطی، خانواده ای باقی نمی‌ماند که بخواهد فرزندی هم در آن شکل بگیرد.
 
آیا چنین اتفاقاتی به صورت آگاهانه در جوامع رخ داده است؟
اتفاقاتی که در تنظیم خانواده افتاده، مقداری آگاهانه و بخشی از آن ناآگاهانه بوده است. با درایت کامل طب سنتی را ریشه کن و سپس طب امروزی را وارد کردند و با درایت کامل داروهای ضدبارداری را نیز وارد کردند، همان‌طور که به راحتی گوشت گاو و گوساله وارد سبد غذایی اکثر خانواده‌ها شده است. خانواده‌ها آنقدر به روغن نباتی و سرخ کردنی عادت کرده‌اند که وقتی به آن‌ها می گوییم روغن حیوانی بخورید، می گویند چربی خون می‌گیرند! این‌ها به خاطر این است که ریشه ای روی فرهنگ مردم کار شده است.
 
پوشش آقایان و خانم‌ها در گذشته چطور بوده که امروزه مدهای جدید باعث شده که آن‌ها از نظر توان جنسی و باروری دچار مشکل شوند؟
کمربندهایی که آقایان در گذشته استفاده می‌کردند، شال بود و برای هر منطقه، جنس متناسب با اقلیم آن مورد استفاده قرار می‌گرفت. در مناطق سردسیر از شال پشمی و در مناطق گرمسیر از شال‌های نخی و پنبه ای استفاده می‌شد. امروزه شال را از لباس مردها گرفته‌اند و به جای آن کمربندهای سربی جایگزین شده است که اصلاً مناسب نیستند؛ پوشش خانم‌ها هم به گونه ای بود که نیازی به شال نداشتند
 
تغییر نوع پوشش مردم، ریشه در فرهنگ وارداتی دارد و با یک برنامه حساب شده به جامعه ما رسوخ کرده است. ما هم اگر می‌خواهیم کاری کنیم، باید حساب شده پیش برویم. ابتدا باید آسیب شناسی و دشمن شناسی شود تا مردم باور کنند. البته میزان زمان برای رسیدن به نقطه مطلوب مشخص نیست، شاید به تلاش‌های مضاعفی نیاز باشد، اما متاسفانه برای آگاهی دادن در این زمینه محدودیت وجود دارد.
 
شما در صحبت‌های خود به تغذیه اشاره کردید. برای داشتن یک خانواده سالم که تولید نسل سالمی را نیز داشته باشد، چه توصیه‌هایی دارید؟
وقتی تغذیه مناسب نداشته باشیم، اعضای بدن دچار مشکل می‌شود و خون به بافت‌های بدن نمی‌رسد. وقتی خون به بافت‌های بدن نرسد، آن‌ها به درستی کار نخواهندکرد. یکی از این بافت‌ها آلت تناسلی است؛ چه تخمک‌ها چه اسپرم‌ها، به تبعیت چنین اتفاقی به درستی ساخته نمی‌شود یا اصلاً ساخته نمی‌شود، و تا جایی پیش می‌رویم که تعداد افرادی که دچار تنبلی تخمدان هستند به شدت افزایش پیدا می‌کنند.
 
 
فولیکول‌ها تا یک مرحله پیش می‌روند و سپس از نظر طب سنتی سوده ای است که جلوی آن را می‌گیرد و نمی‌گذارد رشد کامل داشته باشد. در چنین شرایطی تخمک از فولیکول پر و باعث کیست می‌شود که به آن PSO می گویند. این عدم رشد در آقایان نیز وجود دارد. اسپرم‌ها تکامل پیدا نمی‌کنند یا سر آن‌ها یا دم آن‌ها رشد نمی‌کند. قدرت، حرکت و تعداد آن‌ها کم می‌شود یا ماده مغذی آن مشکل دارد. تمام این‌ها به خاطر خون رسانی نادرست است که به تغذیه غلط برمی گردد.
 
برخی درباره مضرات گوشت قرمز بر باروری هم نکاتی را مطرح می‌کنند!
گوشت قرمز نهی شده نیست، تنها گوشت گاو و گوساله نهی شده است. گوشت گوسفند و شترمرغ خوب هستند. گوشت مرغ‌های امروزی هم چندان خوب نیستند و کیفیت آن‌ها به پای مرغ‌های قدیم نمی‌رسد. حتی می‌بینیم که در برخی از شبکه‌ها، مردم را به خوردن سوسیس و کالباس به عنوان اینکه غذای خوبی است، تشویق می‌کنند. تمام این‌ها باعث سودا می‌شود که عاملی است برای به وجود آمدن بیماری‌های بسیار خطرناک.
 
 
لطفاً درباره سودا کمی توضیح بفرمایید. 
سودا یعنی چیزی که سبب خشکی و سردی بدن می‌شود و هر عضوی که دچار سردی شود دچار اسپاسم خواهدشد. متاسفانه روش‌های درمانی هم به گونه ای است که این بیماری را تشدید می‌کند و به سمت بهبودی نمی‌برد. سبک زندگی، به خصوص در کلان‌شهرها سودازاست. همه این‌ها موجب تشکیل نطفه ای با مشکلات فراوان خواهد شد.
 
از طرف دیگر، باید بر روی یکسری از مزاج‌ها نیز کار شود تا نطفه سالم شکل بگیرد؛ مزاج‌هایی که این روزها به آن توجه زیادی نمی‌شود، از جمله بو. پیامبر بخشی از درآمد خود را صرف خرید عطر می‌کرد و این روزها ادکلن جایگزین عطر شده که به خاطر داشتن الکل اثر معکوس دارد، چون مزاج را برمی گرداند؛ یعنی برخلاف آنچه که در اسلام آمده، برای سرد مزاج ایجاد سردی بیشتر و برای گرم مزاج ایجاد گرمی می‌کند. این در حالی است که حنا و بنفشه، عکس ادکلن عمل می‌کنند و برای مزاج بسیار مفید است.
 
از صحبت‌های شما می‌توان به این نتیجه رسید که برای داشتن یک خانواده سالم باید به پوشش، تغذیه و فرهنگ درست در خانواده و جامعه، به صورت ویژه و خاص توجه کرد.
درست است، اما در کنار این موارد باز هم علت‌های فراوان دیگر وجود دارد که باعث می‌شود میزان ناباروری‌ها در جامعه زیاد شود. با وجود چنین معضلاتی مفهوم کنترل جمعیت با آن شیوه در نظر گرفته شده چندان ارتباط پیدا نمی‌کند. بهتر است خانواده با توجه به شرایطی که دارد، تصمیم بگیرد چه تعداد فرزند بیاورد، اما در این روزها، فرهنگ به گونه ای است که حتی یک خانواده اگر از نظر مالی و فرهنگی توان این را داشته باشد که بتواند ۲ تا ۳ فرزند داشته باشد، به یک خانواده بی فرهنگ تبدیل می‌شود که این اتفاق خطرناک‌تر از آن چیزی است که تا الان درباره آن صحبت شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 شهریور1393ساعت 16:21  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز، این روزها موضوع فیلترینگ سایت ها بصورت خودجوش! از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نقل محافل سیاسی تبدیل شده است. موضوعی که اتفاقا واکنش چهره های سرشناسی از اهالی فرهنگ و سیاست را نیز برانگیخته است.

انتقاد منتقدان به این اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از آن سو است که براساس قانون وظیفه فیلترینگ برعهده قوه قضاییه (کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه)  است نه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی!

البته بحثی که فارق از اقدام خلاف قانون وزارت ارشاد، حساسیت منتقدان را برانگیخته، فیلترینگ گزینشی است که هیئت نظارت بر مطبوعات در پیش گرفته. عده ای این اقدام را سیاسی و بر خلاف شعارهای وزارت ارشاد می دانند و «عدم مجوز» را تنها بهانه ای برای توجیه کار می پندارند؛ حال آنکه اگر هم چنین توجیهی از سوی ارشادیان قابل قبول باشد آنها باید بپذیرند که مسیر غیرقانونی نمی تواند مقابل یک اقدام غیر قانونی دیگر را بگیرد.

موید گزینشی و سیاسی بودن فیلترینگ چند ماه اخیر را می توان فیلتر شدن سایت «دانا» و ارائه مجوز به «بهار نیوز» عنوان کرد. بی شک همه «دانا» را به عنوان یکی از منتقدان دولت می شناختند و گذشتنش از دم تیغ فیلتر ارشاد، شائبه های زیادی را به همراه داشت. این شائبه ها زمانی بیشتر رنگ واقعیت به خود می گیرد که با اندکی مداقه می توان سایت هایی نظیر «بهار نیوز» را در بین رسانه های خبری یافت که همچنان به دنبال فرش قرمز پهن کردن برای «میرحسین موسوی» است!

این سایت مقاله ای را به عنوان «دو مهندس؛ بهزاد و میرحسین» به قلم علیرضا کفایی در حالی روی خروجی خود قرار داده که به صراحت در هدر سایت عنوان شده است که «بهار نیوز دارای پروانه فعالیت از هیئت نظارت بر مطبوعات است»!

اکنون حامیان موج فیلترینگ وزارت ارشاد باید پاسخ دهند که جز سیاسی بودن چه توجیهی برای تازه ترین اقدام جنجالی ارشاد قابل پذیرش است. وقتی یک سایت منتقد فیلتر می شود و سایتی دیگر که سنگ «فتنه گران» را به سینه می زند با پرچم «پروانه فعالیت از هیئت نظارت بر مطبوعات» به حیات خود ادامه می دهد، چه پاسخی برای مردمی که در ۹دی خواستار محاکمه سران فتنه بودند، دارد؟!

بهار نیوز در بخشی از مقاله خود در رابطه با میرحسین موسوی و بهزاد نبودی ضمن تایید اقدامات فتنه گرانه میرحسین موسوی در سال۸۸، تاکید می کند: «جمله معروفی که مهندس بهزاد نبوی در دادگاه‌های سال ۸۸ با صراحت بیان نمود که "به میرحسین موسوی خیانت نمی کنم" جدای از ایستادگی و پایمردی چریک پیر، آموزشی است به همه سیاسیون و احزاب و تشکلها که نباید در روند فعالیتهای سیاسی و اجتماعی اعوجاج و تردید به خود راه دهند و مي‌بایست در مبارزات سیاسی و کنشهای اجتماعی با قاطعیت بر راه و آرمانی که آن را حق مي‌یابند تاکید و ابرام داشت حتی اگر هزینه های سنگینی جون زندان و صرف جوانی و محرومیتهای غیرقانونی را بر انسان تحمیل کنند.»

کفایی در ادامه این مقاله با تطهیر اقدامات ضدانقلابی بهزاد نبوی می نویسند: «بهزاد نبوی نمونه یک فرد کاملاً تشکیلاتی و حزبی و دارای اصول ثابت سیاسی و عقیدتی است که در سالهای متمادی مبارزه در قبل از انقلاب که بارها توسط ساواک دستگیر و زندانی و تحت شکنجه قرار گرفت همواره امانتدار همرزمان خود و وفادار به آرمانها بود و پس از انقلاب نیز در برابر همه اتهام های واهی که بر او وارد کردند هیچ گاه نتوانستند اراده وی را در هم بشکنند و حتی با وجود کهولت و کبر سن در این سالهای اخیر و از ۸۸ به این سو که او را به زندان افکندند به هیچ روی خللی در عزم و اراده وی حاصل نشد و همچنان بر اهداف و نظر حقی که یافته بود ایستاد و درس سیاست ورزی حکیمانه به همه سیاسیون و احزاب داد.»

بهارنیوز که به سبک رسانه های ضدانقلاب مقاله خود را منتشر کرده، صراحتا از اقدامات خلاف واقع نظام جمهوری اسلامی دم می زند، خطاب به حامیان سابق میرحسین موسوی و اصلاح طلبانی که از فتنه۸۸ اعلام برائت کرده اند، می گوید: «آنان که با خاموش شدن چراغ‌ها و در دل تاریکی از میدان گریختند و فکر و شخصیت خود را معامله کردند باید بدانند که روز روشن خواهد آمد و رازها گشوده و رسوا خواهند شد.»

هرچند مقام معظم رهبری در پنجم شهریور سال جاری و در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت صراحتا فرمودند که «مسئله فتنه و فتنه گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همانگونه که در جلسه رأی اعتماد خود بر فاصله گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند»، اما کارنامه یک ساله وزارت ارشاد پر است از همراهی با فتنه گران که در این مقال فرصتی برای برشمردن آنها نیست.

به نظر می رسد در دوره ای که مشت فتنه گران باز و همکاری آنها با سرویس های جاسوسی غرب عیان شده است، ارائه مجوز فعالیت به یک سایت حامی فتنه که وظیفه انتشار مقالاتی در تمجید میرحسین موسوی را بر عهده دارد، هیچ توجیه عقلانی و سیاسی ندارد!

عدم قبول توجیه مردان وزارت ارشاد در امر غیرقانونی فیلترینگ سایت ها زمانی بیشتر نمود پیدا می کند که شاهد باشیم همزمان که یک سایت حامی میرحسین موسوی مجوز فعالیت می گیرد، از سوی دیگر سایت منتقد دولت فیلتر می شود و این همان سیاست یک بام و دو هوایی است که وزارت ارشاد در پیش گرفته.

سیاست یک بام و دو هوای امروز وزارت ارشاد زمانی بیشتر به چشم می آید که مداقه ای در اظهارات اخیر آقای وزیر ارشاد داشته باشیم. زمانی که ایشان گفته بودند: «اینکه گفته می‌شود ما از هنرمندانی که با منافع انقلاب منافات دارند نیز حمایت می‌کنیم، درست نیست!»

آیا هنوز هم آقای وزیر می تواند چنین ادعایی مطرح کند؟!! سوالی که پاسخش تنها نزد ملت ایران است و بس!

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 شهریور1393ساعت 16:13  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/07/08 - 93/07/14
93/06/22 - 93/06/31
93/06/05 - 93/06/21
93/06/08 - 93/06/14
93/06/01 - 93/06/07
93/05/22 - 93/05/31
93/05/05 - 93/05/21
93/05/08 - 93/05/14
93/05/01 - 93/05/07
93/04/22 - 93/04/31
93/04/05 - 93/04/21
93/04/08 - 93/04/14
93/04/01 - 93/04/07
93/03/22 - 93/03/31
93/03/05 - 93/03/21
93/03/08 - 93/03/14
93/03/01 - 93/03/07
93/02/22 - 93/02/31
93/02/05 - 93/02/21
93/02/08 - 93/02/14
93/02/01 - 93/02/07
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
92/12/05 - 92/12/21
92/12/08 - 92/12/14
92/12/01 - 92/12/07
92/11/22 - 92/11/30
92/11/05 - 92/11/21
92/11/08 - 92/11/14
92/11/01 - 92/11/07
92/10/22 - 92/10/30
92/10/05 - 92/10/21
92/10/08 - 92/10/14
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو