اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 13:21  توسط narsis | 

 


گفت: اسیدپاشی به صورت چند خانم در اصفهان چه ربطی به «امر به معروف و نهی از منکر» داره؟!
گفتم: ولی امر به معروف یک فریضه دینی است و کسانی آن را انجام می‌دهند که اعتقادات دینی داشته باشند و کسانی که حتی از کمترین اعتقادات دینی هم برخوردار باشند، می‌دانند که اسیدپاشی یک جنایت و گناه بزرگ است.
گفت: پس چرا برخی از جریانات بدسابقه و آلوده اصرار دارند که انگیزه این اسیدپاشی‌ها را امر به معروف و نهی از منکر معرفی کنند؟!
گفتم: اولا که این خط را بی‌بی‌سی کلید زد، ثانیا؛ مگر در جریان فتنه 88 فتنه‌گران روی قبر خالی عزا نمی‌گرفتند و برای افراد زنده و فراری، مجلس ختم برگزار نمی‌کردند؟!
گفت: مراجعه به تاریخ مکتوب انقلاب نیز نشان می‌دهد که منافقین هم به روی چند نفر اسید پاشیده و این جنایت را به نظام نسبت داده بودند.
گفتم: یعنی عقلشان نمی‌رسد که این اتهامات بعد از کشف اصل ماجرا، به ضرر خودشان تمام می‌شود و مردم متوجه می‌شوند که اسیدپاش‌ها از چه قماشی بوده‌اند!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: پدری به پسربچه دانش‌آموزش گفت؛ زود برو قایم شو، حتما در مدرسه کاری کردی که ناظم اومده سراغت. پسربچه گفت؛ باباجون! شما برو قایم شو، چون بهشون گفتم شما فوت کردید و من مدرسه نمیام!

+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:20  توسط narsis | 
 می‌خواهند انتقام حبس آقای موسوی و کروبی را از مداحان بگیرند
 

 

 
برخی از افراد مغرض مداح ها را هدف گرفته‌اند، علت آن هم این است که آن ها در فتنه رفوزه نداشتند، انتقام حبس آقای موسوی و کروبی را می خواهند از مداحان بگیرند.
 ندای انقلاب، قرار بود با حاج سعید حدادیان گپ و گفتی جامع از کودکی، جوانی، سالهای خون و حماسه، دانشگاه تهران و .. داشته باشیم؛ اما همین که در اولین سالگرد پدرشان در منزلش حاضر شدیم، از دغدغه های مهمتری سخن گفت که حتما باید در طلیعه محرم الحرام مطرح می شد. لذا پای حرفهای او نشستیم. حرفهایی که به قول خودش برای الان نیست و مدتهاست منتظر فرصتی بوده تا آنها را مطرح کند. او در صحبت های خود -به جز یکی دو مورد- وارد مصادیق نشد و کلی سخن گفت. آنچه مقابل دیده گان شماست، گفتگو با این مداح دلسوخته اهل بیت(ع) است.

***در حوزه تبلیغات و رسانه ما در چند سال اخیر با رشد خیره کننده ای مواجه بودیم. به نظر شما نگاه ما در هیات های عزاداری به این مسئله باید چگونه باشد؟
در دو دهه اخیر، به ویژه در ۱۰ سال اخیر، رشد رسانه ای جامعه بشری به حدی رسیده که، آنچه در پستوهای مردم می گذرد، به یکباره در آنتن جهانی پخش می‌شود. چندی پیش بود که در یکی از میادین شمال غرب تهران، دو نفر با هم دعوا کردند که یکی دیگری را کشت، ساعتی نگذشته بود که دیدیم این اتفاق در خارج از کشور بازتاب پیدا کرد.

حال مسئله ای پیش می آید و آن این است که برخی از روش ها در عزاداری و برخی از نمادهای عزاداری، در قومیت و بومیت و در یک جغرافیای ویژه تعریف خود را دارد و مجموعه این ها فرایندی است که مملو از جذابیت هاست؛ اما وقتی قرار شد این مطلب در عرصه جهان اسلام و عرصه جهان بشریت پخش شود، در اینجا الزاماتی را برای ما به وجود خواهد آورد.
ممکن است برخی مطالب در جامعه ما تعریف واحدی داشته باشد؛ اما همین مطلب در یک جامعه و جغرافیای دیگر که صاحب تاریخچه دیگری است و فرهنگ دیگری دارد، تعریف دیگری پیدا کند. وای بر آن زمانی که تعریف معکوس پیدا کند.

من یک مثال می گویم که مصداق آن کاملا روشن است، آن هم مسئله قمه زنی است، اشخاصی که قمه می زدند، در ذهن خودشان قمه زدن را حرکت مثبتی در عزاداری می دانستند، این طور نبود که تعریف جامعی را از آن نداشته باشند. آنها این حرکت را یک مانور نظامی می دانستند. کسی که قمه می زد و با نگاه مثبت این کار را می کرد، اعتقاد داشت که با حرکت خود اعلام می کند که من این قمه را می زنم که اعلام کنم برای امام حسین (ع) چیزی به عنوان درد در عرصه رزم امام حسین(ع) نداریم؛ این برای آن فضاست که یک فرد قمه می زند و می گوید که درد برای من مهم نیست.

اما برادر من، امروز این تعریف از قمه زنی شما در جهان بشریت موضوعیت ندارد، بلکه عکس این است و یک تعریف معکوس است. بدین معنی که جریان اسلام ستیزی راه انداختند. از طالبان گرفته و القاعده تا به داعش رسیده اند. چرا جامعه به اینجا رسیده است؟ چرا زمان شاه این اتفاقات رخ نداده بود؟ چون در جهان حالت انقلاب به این شکل نمی دیدیم.

بعد از انقلاب اسلامی، جهان به این نتیجه رسیده است که دستگاه امام حسین (ع) انقلاب آفرین است. مقام معظم رهبری و امام خمینی (ره) قرار ملاقاتشان با مردم همیشه در حسینیه بوده است. از این حسینی‌تر چه چیزی می خواهید. مردم هر زمان خواستند که امام خمینی(ره) را ببینند، گفتند که به خانه امام حسین(ع) برویم و امام خمینی(ره) را ببینیم. در رابطه با مقام معظم رهبری هم به همین شکل بوده است. زندگی مقام معظم رهبری در حسینیه است، صدور پیام ایشان از حسینیه است، من گاهی اوقات غمگین می شدم و می گفتم که حدیث از سید الشهدا (ع) کم است، بعد با خودم گفتم این ها شاگردان امام حسین(ره) هستند، و منبعث از سیدالشهدا صحبت کردند، اگر حسین بن علی غریب بود، و حدیث کمی از ایشان رسیده است، انقلاب ما عرصه ای به این شکل گذاشته است. از حسینیه جماران و حسینیه امام خمینی، چه مقدار زمینه انقلابات اسلامی و بیداری اسلامی فراهم آمده است.

***وقتی در اینترنت شیعه را جستجو می کنیم نتیجه فقط قمه زنی است
بچه ها می گفتند که ما وقتی در اینترنت شیعه را جستجو می کنیم نتیجه فقط قمه زنی است. ولی وقتی اهل سنت را وارد می کنیم، عکس های نماز می آید، به نظر من این یک جریان است.
این که می بینیم در اتحاد جماهیر شوروی تمام تظاهرات و تجمعات غیر از قمه زنی ممنوع بود، بدون دلیل نیست. آن ها می دانستند که اگر این افراد بیایند و قمه بزنند، مردم مدرن به این نگاه کنند، چون حال و هوای قمه زنی را نمی دانند. آنها برای امام حسین گریه می کنند و رجز می خوانند و قمه می زنند، ولی کسی که این صحنه را می بیند، فقط خون را می بیند و مشمئز می شود.

***تازه می فهمیم که حضرت آقا در قضیه قمه‌زنی تا کجا را دیده بودند
چند نفر مرد سراغ دارید که با دیدن خون حال آن ها دگرگون می شود، درصد کمی از خود شیعه ها در عزاداری ها اهل قمه زنی بودند و درصد قابل ملاحظه ای با این کار مخالف هستند؛ لذا برخی هم اگر این کار را می کنند در خفا انجام می دهند تا مشکلی پیش نیاید، در مکانی خلوت و نه در ملاء عام. حضرت آقا این کار را نفی کردند و مراجع هم تایید فرمودند، و ما هر مقدار که می گذرد می فهمیم که حضرت آقا تا کجا را دیده بود. چون دشمنان می خواستند از قمه زنی ما برای اسلام ستیزی سوء استفاده کنند، تولید اسلام هراسی کنند به جای جذب به اسلام.سید محسن امین گفته بود که "قمه‌زنی حرام است"، برخی از علما در نجف ناراحت شده بودند، برخی گفتند که ما با او کاری نداریم و برخی گفتند که می خواهند او را ببینند و با او صحبت کنند. او هم رفته بود و توضیح داده بود "من یکسال روی مسیحیت کار می کنم آنها هم به شیعه تمایل پیدا می کنند؛ ولی نزدیک عاشورا و قمه زنی که می شود دیگر آنها رها می کنند."

شما فکر می کنید ماموریت داعش چیست، ماموریت آن ها این است که کاری کنند که مردم از اسلام متنفر شوند. ما باید جهان اسلام را ببینیم، شما نمی توانید بگویید که من در فلان نقطه شهر زندگی می کنم و با کسی کار ندارم، اینطور نیست، برنامه شما در چشم دنیا است، دنیا در حال مشاهده است، برای آن چه حرفی دارید.

حال اگر حرف های خوب شما در آن جا تعریف معکوس دارد باید از بعضی از حرف ها چشم پوشی کنید، ما می خواهیم این را بگوییم. از این منظر که بنگریم باید به جذابیت ها بیفزاییم و از دافعه ها بکاهیم. برخی از اعمال ما ممکن است در جامعه بشریت و جهان اسلام دافعه داشته باشد، باید این ها را حذف کنیم. برخی با این استراتژی که گفتم به جای این که خوبی ها را حفظ کنند و بدی ها را حذف کنند، می‌خواهند از ریشه قطع کنند.

***عده‌ای به ظاهر روشنفکر اما تیره‌دل با اصل سیدالشهدا(ع) مخالف هستند
همیشه ما عده ای به ظاهر روشنفکر تیره دل داریم، که با اصل و اساس و وجود سیدالشهدا(ع) مخالف هستند، آن ها می خواهند بزنند، برای این کار و برای این مطلب خود من خیلی کار کردم، من قائل بر این معنا هستم که بخشی از جامعه توده ها هستند، یک بخشی از جامعه فرهیخته ها هستند.

باید مراقب عزاداری های قومی و بومی باشیم. عزاداری های بومی - قومی و هنرهای مقدسی دست به دست هم داده تا این سبک به وجود بیاید. نباشد که قومیت ما را خدشه دار کنند. نکند که تبر به اصل و ریشه ی عزاداری های قومی ما بزنند. از سالهای قبل و حتی قبل از انقلاب سینه زنی در بوشهر و آبادان و خرمشهر و تنگستان، مدل سینه زنی یک شکل مخصوصی است، حال اگر شخصی بر این سینه زنی اسم گذارد و بگوید که این رقص است یا سینه زنی، با این توهم جلو بیاید، این فرد می خواهد اصل و اصول و ریشه این منطقه را بزند. این نیست که شما بگویید که هیچ کس حق ندارد مانند بوشهری ها سینه بزند، خدا به این کارها راضی نیست.

به طور مثال برخی از اقوام در عزا و عروسی کِل می کشند. فرض کنید ما الان جشن گرفتیم - با توجه به اینکه حضرت آقا می فرمایند که مولودی های شما مانند عزاداری هایتان است، به این معنی که آن را طرب انگیز کنید- حال می خواهیم این کار را انجام دهیم، موسیقی که جزو ابزار کار ما نیست، بلکه ما می توانیم از همین شعرها و سرودها استفاده کنیم، حال شخصی کِل هم می کشد، همین کِل کشیدن که ما در عروسی و جشن های خود داریم. به محض اینکه این کار انجام می شود دوباره عده ای انتقاد می کنند که چرا در جشن کِل می کشید. در ایران و کشورهای عربی کِل کشیدن در جشن ها بوده است، ما شادی خود را با کِل کشیدن نشان می دهیم.
خود من هم این کار را بلد نیستم، من یک ضربه که به سینه ام می زنم دچار مشکل می شوم، صدایم می گیرد، من اصلا نمی توانم سینه بزنم، لذا مجالسی که سینه زنی دارد بر شخص من مصداق پیدا نمی کند، می خواهم بدانید این موضوع، مشکل من نیست، ما در دنیایی هستیم که لحظه به لحظه اتفاق رسانه ای جدیدی در آن رخ می دهد، این مطلبی که به شما می گویم طوری نیست که با مشورت سایر مداحان حل شود، باید به آن یک نگاه کلی کرد. این کار باید انجام شود، اما منجر به حذف هنرهای قدسی و بومی عزاداری ما نشود، اصالت ها و سنت ها تخریب نشود، ما باید کاملتر شویم، نه به سمت نقصان برویم.

***چند صباحی است که برخی مدام بر طبل اختلاف روحانیون و علما با مداحان می کوبند.نظر شما در این خصوص چیست؟

یکی از مهمترین توطئه ها این است که همواره برآنند که بین طبقه مداحان با طبقه خیلی بالاتر از آن ها یعنی علما اختلاف بیندازند. درشت بنویسید که ما نوکر علما هستیم. جایگاه ما جایگاه تعارض با علما نیست. ما سرباز علما هستیم. هیچ کدام از افرادی که من به عنوان ذاکر اهل بیت شناختم، هیچ کدام نه تنها تعارضی با ساحت عزیز سلسله روحانیت ندارند، بلکه تمام این ها عاشق این سلسله هستند و هر کسی از علما با تقواتر و نورانی تر بوده او را بیشتر دوست داشتند. این یک توطئه است. مگر ما در حال حاضر چند مداح داریم که مجلس دارند که آن هم لطف خدا به آن هاست. این در مقایسه با منابر عظیم علما خیلی نیست، چون ما در حال حاضر علمایی داریم که در حد ۵۰ نفر هستند، وقتی بالای منبر می روند جمعیت های کلان نزد ایشان می آیند، ضمن این که ما بیش از ۱۰۰ نماز جمعه داریم، کجا برنامه هفتگی ما به اندازه یک نماز جمعه شهر کوچک جمعیت دارد، این ها توطئه است، جمعیت ما به پای هیچ نماز جمعه ای نمی رسد، جمعیت ما به پای منبر علمای بزرگ نمی رسد، اگر هم روزی برسد، یقین بدانید که در خواندن ما علم علما تزریق شده که این جمعیت آمده اند.

ما بدون علما نمی توانیم زندگی کنیم، راه را بلد نیستیم و اصلا کور هستیم، هادی ما علما هستند، این ها صالح هستند که لباس پیامبر را بر تن کرده اند، وگرنه من گناهکارم، ما به علما چسبیده ایم، تا کور شود هر آن که نتواند دید.

نمی توانند رابطه بین ما و این بزرگان را خراب کنند، وقتی می توانند بین دو نفر دشمنی ایجاد کنند که آن ها با هم مساوی باشند، ولی ما کی با آن ها مساوی هستیم، ما خاک پای علما هم نیستیم، ما سرباز علما هستیم. این حرف هایی را که می زنم از روی چاپلوسی نمی گویم، ما به آن ها عشق می ورزیم؛ این در وجود ماست. من در وصیتنامه خود در جنگ نوشتم، آرزو داشتم تا طلبه شوم، آرزو داشتم تا فرزندانم طلبه شوند. ما گرد نعلین طلبگی را با عالم عوض نمی کنیم. درست است که امام(ره) فرمودند، ای کاش که من پاسدار و بسیجی بودم، اما از این طرف هم هست، همه بسیجی ها و همه پاسدارها خاک لعلین پای امام خمینی(ره) را با عالم عوض نمی کنند؛ چون امام خمینی(ره) به ما امام حسین (ع) را نشان داد و ما آثار و برکات آن را هم دیدیم.

***یکی از انتقادهایی که هر از گاهی به هباتهای عزاداری وارد می‌کنند این است که در برخی مجالس از علما استفاده نمی شود. نظرتان در این خصوص چیست؟

اصلا این طور نیست، شما در جلسات ما و علما را توجه کنید، ما همیشه زیر سایه علما بوده ایم. حتی در نسل بعد ما هم این نکته صادق است، به طور مثال آقای هلالی، یک هفته در درب منزل یک عالم می نشیند تا او را به مجلس خود دعوت کند، سایرین هم همینطور هستند، که چه کسانی را دعوت می کنند، گاهی مجتهدین را دعوت می کنند، من نمی دانم این صحبت ها از کجا به وجود می آید. اگر یک روحانی برجسته مداح را قابل بداند و به او قول دهد، مداح بسیار خوشحال می شود.

اصلا مسئله چیز دیگری است. ما واعظ به تعداد کافی نداریم. به قدر لازم هم نداریم. برخی از حرف ها را نمی توانیم جواب دهیم. نماز در جمهوری اسلامی ایران فوق العاده پیشرفت کرده است، فوق العاده از کمیت و کیفیت برخوردار شده است. به جز مساجد، تمام ادارات و مدارس امام جماعت می خواهند، سر ظهر که می شود امام جماعت نیست، من در نهاد رهبری بودم، رئیس کل نهاد رهبری به من گفت که من ۴۰۰ روحانی کم دارم، دانشگاه های ما برای نماز و اقامه ۴۰۰ روحانی کم دارند، یعنی روحانی و منبری کم داریم.

شما اگر خوب نگاه کنید، روحانی که به مجلسی قول نداده باشد پیدا نخواهید کرد، ما روحانی کم داریم. ما در محله های مختلف چندین و چند هیات داریم، از کجا برای آن ها روحانی پیدا کنیم، این هیات ها مداح هم ندارند. البته اشتباهی وجود دارد و این است که هر کسی که بلندگو به دست می گیرد، مداح خطاب می شود، به این شکل نیست، بالاخره همانطور که وقتی بزرگان عمامه بر سر طلاب می گذارند، مداح هم باید تحت تعلیم چند بزرگتر قرار گیرد، و بعد بخواند. همین افراد هستند که مشکل ساز شده اند، در هر محله ای هر کسی که صدای خوبی دارد، چند خط شعر از مداحی بر می دارد که ممکن است اشتباه هم کند، این کار مردمی است، ما توقع نداریم که در هر کوچه ای یک مداح حرفه ای باشد، کمااینکه توقع نداریم در هر محله ای بتوانیم یک روحانی خبره و اهل فن پیدا کنیم. وگرنه روحانی معزز و بزرگ که ما در سایه آن رشد پیدا کردیم و به امید خدا به فضل رسیده ایم، آقایان بزرگواری بودند از نسل گذشته مانند آقای شجاعی، آقای انصاریان، آقای صالحی خوانساری، آقای حق شناس، آقای خوشوقت، آقا مجتبی تهرانی و ...برای مثال آقا مجتبی تهرانی منبر هم داشتند، ما به آن جلسات می رفتیم. بیش از ۴۰ جلسه ایشان راجع به مرگ صحبت می کردند، مردم از این جلسات و منابع استفاده می کردند، جمعیت زیادی در مسجد جامع برای گوش دادن به صحبت های ایشان می آمدند.

***می‌خواهند انتقام حبس آقای موسوی و کروبی را از مداحان بگیرند
اما برخی از افراد مغرض و دشمن مداح ها را هدف گرفته‌اند، علت آن هم این است که آن ها در فتنه رفوزه نداشتند، انتقام حبس آقای موسوی و کروبی را می خواهند از مداحان بگیرند، این افراد از جایگاه خود حرفشان را مستقیم نمی زنند، به کسانی که کنار ما و بالاتر از ما هستند تزریق می کنند، اتفاقا با این که حرف ضعیفی دارند ولی قلم های آن ها قوی است.

شنیدم آقای شریعتی در اواخر عمر خود در یکی از کشورهای خارجی قصد داشت تا روشن فکران را دور هم جمع کند، هر مقدار که سعی کرد این اتفاق رخ نداد؛ ولی شما نگاه کنید یک پرچم سیاه افراشته می‌شود، همه مردم جمع می شوند،. الان شما بخواهید همایشی راه بیندازید و پول غذا بخواهید آن را به شما نمی پردازند، ولی اگر بخواهید برای امام حسین (ع) روضه ای بگیرید، به شما پول خواهند داد. آقای شریعتی می گوید، اسم امام حسین (ع) که به میان می آید، معجزه می شود، او در اواخر عمر خود به این شکل بود. آقای شریعتی می گوید "ما بیهوده با این مسائل مخالفت می کردیم، نام امام حسین (ع) که می آید مردم دور هم جمع می شوند."

***گفتند که طاهری ها و حدادیان ها، جوان ها را بردند
جالب است بدانید در سالی که متجاوز از ۱۰۰ هزار نفر در شب ۲۱ ماه مبارک رمضان به فضل خداوند، به خیابان آزادی[مهدیه امام حسن(ع)] آمده بودند و جلسه داشتند، در آن زمان در یکی از کانون های به اصطلاح روشنفکری، ۶۰ نفر در شب ۲۱ ماه رمضان جمع شدند، خودشان گفتند که طاهری ها و حدادیان ها، جوان ها را بردند. البته ما نبردیم، امام حسین (ع) برد، ما چه کسی هستیم که بخواهیم این کار را انجام دهیم، دستگاه امام حسین (ع) است و مردم عاشق ایشان هستند.

سالی یک بار ۲۲ بهمن در کشور راهپیمایی برگزار می شود. کل دنیا به ما چشم دوخته، دنبال این هستند که چند نفر از پارسال کمتر باشند، که آن را رسانه ای کنند، ولی به فضل خداوند سال به سال به تعداد شرکت کنندگان افزوده می شود، و کمتر نمی شود، مادر ۲۲ بهمن، عاشوراست، مادر جبهه های ما همین روز عاشوراست.

چرا مردم برای برگزاری همایش ها و سمینارهای سیاسی و فرهنگی پول نمی دهند، ولی برای مجلس امام حسین (ع) برنج می خرند، هزینه می کنند، سطح مردم خیلی بیشتر از این آقایان به اصطلاح روشنفکر است. من این را به همه علما عرض می کنم، که بزرگان ما هستند، جریان به اصطلاح روشنفکر که تیره دل هستند، کمر به قتل دستگاه سیدالشهدا(ع) بستند، با ایشان نیستم، ولی بدانید و آگاه باشید که دشمنان به دنبال ریشه کن کردن این دستگاه هستند، گریه برای امام حسین (ع) را نمی خواهند، وقتی مردم به امام حسین (ع) عشق نشان می دهند آن ها را آزار می دهد، مردم با شما چه کار دارند.

چندی پیش یکی از این آقایان روشنفکر راجع به عزاداری ها و نذر دادن های مردم سخنانی را گفته بود که البته بعداً عذرخواهی کرد. بنده خطاب به این اقایان می گویم این همه حماسه و معرفت و عشق و از جان گذشتگی در نوحه ها موج می زند، چرا به آن ها گوش فرا نمی دهید، شما این را ندیدید، این که صغیر و کبیر با هم آمدند این را هم ندیدید، فکر کردید که این افراد از کجا آمده اند، این ها خواهران و برادران شما هستند، چرا چنین حرفی را می زنید.

مواظب باشیم که وسوسه خناس باعث ایجاد تفرقه نشود
در بعضی از امور باید زرنگی بخرج دهیم و تفرقه ایجاد نکنیم، اگر در برخی از موارد حضرت آقا نظر شخصی دارند و هم نظر فقهی برای من و امثال من نظر شخصی ایشان نظر فقهی است، برای امثال من شخصیت ایشان دو نفر نیست، هر دو موضوعیت دارد.

زمانی که پیامبر اکرم (ص) از دنیا رفت، امیر المومنین (ع)، همه دنیا و خلافت را رها کرد و کنار پیکر مقدس پیامبر ماند، این بدن برای ایشان موضوعیت دارد، حال ایشان معصوم است و عصمت تام دارد، ما در رده های پایین که به این فضاها می رسیم یا به طور مثال به یک پدر که می رسیم، شان پدر موضوعیت دارد. شان ولی فقیه برای ما موضوعیت دارد؛ اما این برای من و برای هم اندیشان من است.

گروهی ممکن است بگویند که ما می خواهیم گناه نکنیم و تقوای ما همین مقدار است، چون شرعا اشکال ندارد، ما می خواهیم این طور زندگی کنیم، نظر شما راجع به این افراد چیست، من یک جمله عرض می کنم، می گویم شما و ما دنبال این هستیم که اهل فحشا و منکرات یا مریض های فساد های سیاسی و یا حتی مذاهب و مکاتب و دین های دیگر را به پای دستگاه امام حسین بیاوریم، در این صورت نباید با اندک حرفی، کسی که از کودکی در دستگاه امام حسین (ع) بوده است را طرد کنیم، یکی از آن ها را هم نباید گذاشت تا بروند، باید مدارا کرد.

یعنی شما مراقبت از این معنا را انجام دهید، که قطعا مقام معظم رهبری راضی به تفرقه نیست، قطعا این سنگر، سنگری بوده که خیلی بیش از سنگرهای دیگر مدافع ولایت بود، هست و خواهد بود، مواظب باشید که وسوسه خناس باعث ایجاد تفرقه نشود.

+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:18  توسط narsis | 
 در پی بستری شدن آیت الله یوسف صانعی در یکی ازبیمارستان‌های تهران ،صبح امروز رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در بیمارستان از وی عیادت کرد.

به گزارش ندای انقلاب به نقل از روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پی بستری شدن آیت الله یوسف صانعی در یکی ازبیمارستان‌های تهران ،صبح امروز رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در بیمارستان از وی عیادت کرد در این ملاقات آیت الله هاشمی رفسنجانی ضمن سلام و احوالپرسی، از نزدیک در جریان مداوای آیت الله صانعی قرار گرفت و از درگاه خداوند برای ایشان آرزوی تندرستی و سلامت کامل کرد.
+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:16  توسط narsis | 
 
 
 
سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر سازمان ملل با انتشار بیانیه‌ای خواستار لغو حکم اعدام ریحانه جباری و «برگزاری یک دادگاه منصفانه» برای رسیدگی به اتهامات وی شد.
به گزارش گروه بین‌الملل ندای انقلاب، سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر سازمان ملل با انتشار بیانیه‌ای خواستار لغو حکم اعدام ریحانه جباری و «برگزاری یک دادگاه منصفانه» برای رسیدگی به اتهامات وی شد.
بر اساس گفته «جو استورک» معاون خاورمیانه و شمال آفریقای دیده‌بان حقوق‌بشر، «با توجه به پیش آمدنم سوالات جدی در خصوص روند رسیدگی به این پرونده، در صورتی که (خانم) جباری اعدام شود، مقامات ایرانی با خطر  شراکت در وارد آوردن آسیب غیرقابل جبران به یک شخص روبرو خواهند شد؛ قوه قاضئیه ایران باید سریعاً حکم مرگ را لغو و پرونده این فرد را مجدداً در یک دادگاه عادلانه بررسی کند.»
قوه قضائیه یکی از 3 قوه تشکیل دهنده نظام حکومتی در ایران است و گذشته از استقلال این قوه از دو قوه دیگر، قضات نیز بر اساس قانون در صدور رأی خود از حوزه نفوذ و تأثیر هرگونه عامل داخلی و خارجی خارج هستند.
+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:16  توسط narsis | 
 

 فرهنگ نیوز، روحانی در نهمین سفر استانی خود و در اجتماع مردم زنجان گفت: «ما تابع همان حسینی(ع) هستیم که توبه حر را هم قبول کرد... من در جامعه کسی را نمی‌شناسم که گناهی بالاتر از گناه حر مرتکب شده باشد و (هیچ) عظیم‌الشأنی را در تاریخ بعد از پیامبر(ص) و امام علی(ع) جز اباعبدالله‌الحسین(ع) نمی‌شناسم که در برابر سری که حر برایش خم کرد، گذشت کرده و او را در آغوش کشیده باشد.»

چرا روحانی «حر» را با «سران فتنه» مقایسه کرد؟ در اینکه اظهارات رئیس جمهور در نقل قول از یک واقعه تاریخی و بازتاب روحیه بخشش و بزرگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) صادق بوده اند شکی نیست اما وجه اشتراک بیان این سخنان از سوی روحانی در موقعیت زمانی فعلی سوالی است که البته یافتن پاسخ آن نیز چندان سخت نیست و تنها کافی است نگاهی گذرا بر اتفاقات چند ماه گذشته فضای سیاسی کشور داشته باشیم: نامه تهدید آمیز علی مطهری به روحانی و درخواست برای رفع حصر سران فتنه، آغاز فعالیت اصلاح طلبان برای انتخابت آتی مجلس و حتی ریاست جمهوری با محوریت سران فتنه، تحت فشار قرار گرفتن روحانی از سوی اپوزسیون و رسانه های بیگانه و معاند برای رفع حصر سران فتنه و اینکه نباید فراموش کنیم رسانه های موسوم به جنبش سبز با این امید در حمایت از حسن روحانی (در روزهای انتخاباتی ریاست جمهوری یازدهم) قد علم کردند که او رفع حصر موسوی و کروبی را در دستور کار خود قرار دهد.

حال که وجه اشتراک سخنان روحانی با سران فتنه عیان گردید باید بررسی نمود و دید چه وجوه اشتراکی بین «حر» و «سران فتنه» وجود دارد که دکتر روحانی رئیس جمهور کشورمان حاضر شده با این قیاس زمینه را برای بخشش آنها فراهم نماید.

* حر هیچ‌گاه به جنگ با امام حسین (ع) برنخواست

یکی از نکاتی که در مورد حر بن یزید ریاحی بسیار روایت شده این است که ایشان پیش از آغاز جنگ ندای یاری فرزند پیامبر را لبیک گفت و به سپاه امام حسین(ع) پیوست. درنتیجه او هیچگاه به جنگ با فرزند علی ابن ابیطالب بلند نشد و هیچ هتک حرمتی به جایگاه ایشان نداشت. ماجرای توبه حضرت حر در تاریخ اینگونه آمده است: «وقتی امام حسین(ع) در روز عاشورا پس از موعظه های بسیار، فریاد برآوردند که: "اما مِنْ مُغيثٍ يغيثُنا لِوَجْهِ اللَّهِ تَعالى؟ اما مِنْ ذابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ (آیا فریادرسی هست که به فریاد ما رسد و از خدا جزای خیر بطلبد؟ و آیا کسی هست که شرّ این قوم را از حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باز دارد؟!) بدن "جناب حر" شروع به لرزیدن گرفت و اشک از چشمانش جاری شد. به سمت ابن سعد رفت و با او بگومگویی کرد اما دید که سپاه عهدشکن کوفه، تنها برای جنگ با فرزند زهرای مرضیه(س) به کربلا آمده است. اینگونه بود که به بهانه ای، اسبش را زین کرد و به سمت سپاه امام حسین(ع) به راه افتاد. در حالی که دست بر سر نهاده بود می‌گفت: "اللَّهُمَّ الَيْكَ انبْتُ فَتُبْ عَلَىَّ فَقَدْ ارْعَبْتُ قُلُوبَ اوْلِيائِكَ وَأوْلادِ بِنْتِ نبِيِّكَ (بار خدایا به سوی تو بازگشته‌ام، توبه مرا بپذیر که من رعب و وحشت در دل دوستان تو و فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم افکند.) خدمت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) آمد و با حالتی عجیب توضیح داد که هرگز نمی پنداشت این قوم سر جنگ با ایشان داشته است و از غریب کربلا درخواست کرد تا توبه اش را بپذیرد و... (ابن عثم، الفتوح؛ مقتل للخوارزمی و...) اینجا بود که امام حسین(ع) فرمود: خدا توبه ات را می پذیرد...»

مرروی بر ماجرای توبه «حضرت حر» به خوبی نشان می دهد که ایشان نه تنها مسیر خود را تغییر دادند و قصد حضور در سپاه اباعبدالله(ع) را کردند بلکه در این زمینه با عمرسعد نیز به بگومگو پرداخت و پس از آنکه از تغییر مسیر آنها ناامید شد شخصا مسیر توبه را در پیش گرفت و هیچ‌گاه به جنگ با فرزند علی(ع) برنخواست و در رکاب سید الشهدا(ع) به شهادت رسید.

از سوی دیگر ماجرا در قبال سران فتنه کاملا برعکس است. به عبارت دیگر علاوه بر اینکه موسوی و کروبی هیچ تلاشی برای آرام سازی جو جامعه و خاموش شدن اعتراضات انجام نداند بلکه خودشان نیز چندین بار شخصا در جمع معترضین حاضر شده و یا با انتشار بیانیه های آشوب طلبانه در آتش معرکه دمیدند؛ درحالی که از خواص و مسئولین پیشین جمهوری اسلامی بوده و به روند انتخابات و عدم امکان تقلب به خوبی آگاه بودند.

* توبه پس از محاربه چه حکمی دارد؟

یکی از نکات دیگری که در ماجرای «توبه حر» به وضوح دیده می شود و مهر تاییدی بر «مع الفارق» بودن قیاس سران فتنه با حر ابن ریاحی می زند این است که توبه پس از محاربه و قبل از آن از احکام و حدود مجزایی برخوردارند.

مرحوم راغب در مفردات مي گويد (التوب ترك الذنب علي اجمل الوجوه و هو ابلغ وجوه الاعتذار) توب ترك گناه به بهترين وجه و آن رساترين و گوياترين شكل از اشكال مختلف پوزش خواهي است.

قانونگذار در مواد ۹۸ و ۱۳۷و ۱۵۶و ۱۶۲ و بند ۵ ماده ۲۱۷ به ترتيب توبه زنا كار و شرابخوار و مرتكبين لواط و مساحقه و سارق را بشرطي كه قبل از اداي شهادت شهود صورت پذيرد مسقط حد دانسته است و در ماده ۲۱۱ ميگويد: «هرگاه محارب و مفسد في الارض قبل از دستگيري توبه كند حد ساقط ميشود و اگر بعد از دستگيري توبه كند حد ساقط نميشود.»

اگر قبل از دست يافتن بر محارب او توبه كند حد ساقط مي شود ليكن حقوق مردم مانند قتل و جرح و مالي كه بعهده محارب است با توبه ساقط شدني نيست.

ول تاب بعد الظفر به لم يسقط عنه و حد و لاقصاص و لا غرم (بلاخلاف و لا اشكال) و چنانچه بعد از ظفر يافتن بر محارب، محارب توبه كند حد و قصاص غرامت ساقط نمي شود.

عبارت حضرت امام در صفحه ۴۹۳ جلد دوم تحرير الوسيله نيز تقريباً همين است.

اهمیت مرور این موارد فقهی و قانونی زمانی بیشتر به چشم می آید که بار دیگر یادآوری نماییم در روزهای فتنه ۸۸ اعتماد بخشی از مردم مخدوش شد، چندین نفر کشته شدند، خساران مالی داخلی و بین المللی زیادی به کشور وارد گردید، وجهه جهانی نظام تخریب و در نتیجه دشمنان جری تر و شدت تحریم های ناعادلانه بیشتر از گذشته شد.

البته قطعا این موارد فقهی و حقوقی برای رئیس جمهور حقوقدان ما بسیار آشناست و نگارنده در این زمینه در محضر آقای رئیس جمهور تلمذ می کند اما باز هم این سوال پیش می آید که ایشان با علم بر این موارد چه شده که به فکر قیاس سران فتنه با حر افتاده اند؟!

* حر توبه کرد اما سران فتنه...

یکی از نکاتی که به وضوح در مورد سران فتنه به چشم می آید و عجیب است که چگونه از چشمان تیز بین رئیس جمهور حقوقدان ما پوشیده مانده، این است که حر بن یزید ریاحی از گناهان خود توبه کرد و امام حسین(ع) نیز توبه او را پذیرفت اما اگر آقای روحانی مصادیقی از توبه سران فتنه را سراغ دارند به اطلاع ملت ایران برسانند تا آنها نیز در جریان قرار بگیرند!

شواهد حاکی از آن است که نه تنها سران فتنه از کرده خود در سال۸۸ پشیمان نیستند بلکه همچنان و پس از گذشت ۵ سال از فتنه۸۸ بر دروغ رسوا شده خود اصرار دارند. این اصرار را می توان در گفت‌وگوها و صفحات اجتماعی فرزندان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سخنان سخنگویان آنها به وضوح مشاهده کرد.

حال چه شده که با این وضعیت حسن روحانی ماجرای توبه حرابن ریاحی را به اصرار بر گناه سران فتنه مقایسه می کند؟!

* چند توصیه دلسوزانه به رئیس جمهوری که حقوقدان است نه سرهنگ!

اینکه مردم به یک فرد حقوقدان رای داده اند جای بسی خوشحالی و امیدواری است، اما حقوقدانی زمانی به کار رئیس جمهور می آید که ایشان از علم خود استفاده کنند؛ ورنه هر فردی در کوچه و بازار نیز می تواند بدون توجه به ماده و تبصره های قانونی همه وقایع تاریخی را از ظن خود با یکدیگر قیاس کند و به نتایج دلخواه نیز دست یابد.

از سوی دیگر، در روزهایی که ملت ایران علی رغم اصرار دولت بر خروج از رکود اقتصادی، همچنان تحت سخت ترین فشارهای اقتصادی به سر می برند، از آقای رئیس جمهور و تیم همراهش این انتظار می رود که به جای پرداختن به مسایل حاشیه ای و بر هم زدن جو آرام جامعه (که به اذعان رئیس جمهور پس از جلوس ایشان بر کرسی پاستور بر کشور حکمفرما شده است) به فکر طرح راه حل های اساسی و بنیادین اقتصادی برای بهبود وضع معیشتی مردم باشند.

اما در انتهای این مقال یک سوال بی پاسخ برای نگارنده باقی مانده و آن این که اظهارات رئیس جمهور در محافل عمومی متاثر از چه برنامه هایی است. اینکه ایشان همزمان با هجمه رسانه های بیگانه و ربط دادن ماجرای اسیدپاشی در اصفهان به امر به معروف و نهر از منکر، در جمع مردم زنجان به بررسی زوایای این فریضه الهی می پردازند چه ذهنتی برای مردم عام ایجاد می کند؟ یا اینکه ایشان در اولین سفر استانی پس از نامه تهدید آمیز یک نماینده مجلس و تمرکز اصلاح طلبان بر روی سران فتنه، به یکباره ماجرای «توبه حر» را به میان می کشند؛ چه معنایی دارد؟ کسی می تواند مدعی شود که همه این تقارن‌های زمانی و مکانی و فکری کاملا اتفاقی و بدون برنامه ریزی قبلی است؟! امیدواریم اینگونه باشد و تنها «ابر و باد و مه و خورشید و فلک» دست به دست هم داده اند تا بر طبل «تطهیر سران فتنه» کوبیده شود و لاغیر!

+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:14  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز ، صلاح الدین فاروقی رهبر گروهک تروریستی "جیش العدل" از گروه های منشعب شده از گروهک عبدالمالک ریگی در گفتگوی رپرتاژی با شبکه العربیه به بیان دیدگاه های این گروه و علل اقدامات تروریستی پرداخته است.

وی در گفتگو با شبکه العربیه که سالهاست تریبون گروه های تروریستی شرق کشور تبدیل شده است مدعی شد که با گروه هایی همچون القاعده و داعش ارتباط ندارد و به دنبال تبدیل شدن نظام ایران به یک نظام فدرالی هستند.

سرکرده این گروه که از زمان تاسیس جیش العدل تا کنون شهروندان زیادی را به شهادت رسانده در ادعایی خنده دار گفته که تعرض به حقوق بی گناهان را حرام می داند ولی "فعالیت مسلحانه را بهترین و موثرترین راه" برای مبارزه با جمهوری اسلامی می داند.

سرکرده تروریست جیش العدل که تا کنون شهروندان فراوانی را در جنوب شرق تنها به جرم شیعه بودن به شهادت رسانده در اقدامی فرار به جلو به العربیه گفته است: ما با هیچ اقلیت مذهبی جنگی نداریم!

وی در سخنانی قابل تامل برای اثبات وجود ظلم در ایران به حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ اشاره می کند و در این مصاحبه اعتراف می کند که با گروه های سیاسی و احزاب و تشکل های ایرانی مخالف جمهوری اسلامی ارتباط نزدیکی دارد.

فاروقی در ادامه در اظهاراتی قابل تامل، شورش های خیابانی فتنه گران را در سال ۸۸ «فعالیت مدنی» نامیده و حصر سران فتنه را نشانه نبود آزادی سیاسی در ایران عنوان می کند و تاکید می کند که به همین دلیل بهترین روش مبارزه با جمهوری اسلامی مبارزه مسلحانه است و مسأله حصر نشانه درستی اقدام مسلحانه است.

گفتنی است، در حوادث سال ۸۸ و به خصوص پس از هتک حرمت امام حسین(ع) در روز عاشورای آن سال، عبدالمالک ریگی با صدور بیانیه ای از فتنه سبز و اقداماتشان اعلام حمایت کرد و تاکید کرد که حاضر است به اعضای جنبش سبز برای عملیات خرابکاری در ایران آموزش تروریستی و بمب گذاری بدهد.

لازم به ذکر است به شهادت رساندن چهار نفر از ماموران انتظامی در سیستان و بلوچستان در روزهای اخیر، آخرین اقدام تروریستی جیش العدل در جنوب شرق بوده است.

+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:11  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:10  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز ، ماجرا از آذر ۹۲ آغاز شد. وقتی خانم «آنکه لویکه» نماینده‌ی مشهور رئیس جشنواره‌ی برلین برای انتخاب فیلم‌های ایرانی به سیاق سال‌های گذشته وارد ایران شد و البته این بار به مدد فضای تسامح و تساهل دولت یازدهم، با دست بازتر به تماشای آثار ایرانی نشست تا نزدیک‌ترین این آثار به تفکر جشنواره‌ی خرش‌نشان را برای نمایش در فستیوال برلین انتخاب کند و در نهایت، در یکی از پرترافیک‌ترین و شلوغ‌ترین سال‌های سینمای ایران به جهت حضور کارگردانان مطرح و فیلم‌های مهم، فیلم دوم یکی از کارگردانان جوان را برای نمایش در یکی از بخش‌های جنبی برلین برگزید. یک فیلم سیاسی به نام «عصبانی نیستم».

 رجانیوز؛ البته قصه‌ی «عصبانی نیستم» کمی پیش از این‌ها کلید خورده بود. زمانی که کارگردان جوان این فیلم پس از ساخت فیلم «بغض» چندان موفقیتی کسب نکرد و از همین رو، تلاش نمود تا با استفاده از نمادهای سبز در پوستر فیلم خود، با وجود عدم ارتباط مضمونی، اثر خسته‌کننده و ملال‌آورش جاذبه‌ای فرامتنی ایجاد کند. اما این روش هم جواب نداد و «بغض» دیده نشد. بنابراین، او ناگهان با پیروزی دولت یازدهم در انتخابات، وسوسه شد تا به ماجرای ۸۸ سرک بکشد؛ شاید که این بار کارش دیده شود.

بنابراین در نخستین گام، فیلمنامه‌ای خنثی و اجتماعی به وزارت ارشاد دولت دهم تحویل داد و در آخرین روزهای کاری مسئولان سازمان سینمایی دولت گذشته با اصلاحاتی پروانه‌ی ساخت فیلمش را دریافت کرد، اما در عمل، طی پروسه‌ی تولید، با تغییر صد در صدی فیلمنامه، فیلمی سیاسی در حمایت از فتنه‌ی ۸۸ ساخت و حوالی آذر ماه، نسخه‌ی نخست فیلمش را برای نماینده‌ی سفارت خرس‌نشان به نمایش گذاشت؛ شاید که این بار، بر خلاف دفعات دیگر، بذل توجهی عائد خود و فیلمش شود؛ که شد. «آنکه لویکه» کهنه‌کار، روایت او را از «ایران» پسندید. سرزمینی که مردمانش برای امرار معاش نه یک کلیه، که هر دو کلیه‌ی خود را می‌فروشند، سرزمینی که همه از هم می‌دزدند، ریشوهای طالبان‌مأب حق سایر مردم را پایمال می‌کنند و البته جوانانش یا در دانشگاه به خاک و خون کشیده شده‌اند و یا در زندانند و یا ول معطل و در پی دریافت مجوز!

سکانس فاتحه خوانی بر مزار «ندا آقا سلطان» در فیلم «عصبانی نیستم»

فیلم «آنکه لویکه» را گرفت و او میان آن همه فیلم، «عصبانی نیستم» را پسندید. با همان سکانس مشهور اعدامش در ملأ عام، با همان سکانس صریحش درباره‌ی «ندا آقا سلطان» و فاتحه‌خوانی بر سر مزار او در خیابان، با همان دیالوگ صریح ستاره (باران کوثری) خطاب به نوید (نوید محمدزاده) که وقتی از مهاجرت حرف می‌زند، پاسخ می‌گیرد: «چرا ما بریم، اینا (حکومت) برن...»، با همان سکانس دانشگاه که «نوید» جمهوری اسلامی را با حکومت امیرالمومنین مقایسه می‌کند و می‌گوید: «علی در حکومتش زندانی سیاسی نداشت...»...

اما با وجود همه‌ی این ویژگی‌های مثبت، «عصبانی نیستم» یک ایراد اساسی هم داشت. «فیلم» نبود. «بیانیه» بود و فیلمساز حرفش را به گل‌درشت‌ترین حالت ممکن بیان کرده بود. بنابراین، فیلم در بخش رقابتی جشنواره‌ی «برلین» پذیرفته نشد و در بخش غیررقابتی «پانوراما» به نمایش درآمد.

در همین روزها، کم کم زمزمه‌هایی مبنی بر حمایت فیلم از فتنه در رسانه‌ها شکل گرفت؛ اما از انجا که فیلم دیده نشده بود، نمی‌شد پیرامون آن قضاوت کرد. با این وجود، رایزنی‌ها آغاز شد و نگرانی از فیلم به مسئولان سازمان سینمایی منتقل گردید. در مقابل، مسئولان سازمان سینمایی هم قول دادند و گفتند که که فیلم در حال اصلاح است و «عصبانی نیستم» از یک فیلم سیاسی به یک فیلم اجتماعی تبدیل شده است. بنابراین با این پاسخ، موقتا قائله پایان یافت و همه چیز به نمایش فیلم موکول شد. هر چند که اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس، برای اتمام حجت، هشدارهای لازم را به صورت رسانه‌ای و غیر رسانه‌ای به اطلاع وزارت ارشاد رساندند.

اما در نخستین اکران فیلم در جشنواره‌ی سی و دوم فجر، عیار صداقت مسئولان سازمان سینمایی مشخص شد؛ چرا که فقط پایان فیلم «عصبانی نیستم» (سکانس اعدام) اصلاح شده بود و نود درصد ارجاعات آن به فتنه، هنوز باقی مانده بود. از کتک زدن بسیجی روی پرده گرفته تا رنگ سبز پاشیدن به ماشین استادی که او را «دکتر قلابی» می‌خوانند و کات زدن تصویر تراکت‌های فروش کلیه به عکس مقام معظم رهبری و شعار اقتصادی سال ۹۲. و این‌ها تنها بخشی از موارد سیاسی فیلمی بود که به زعم مسئولان سازمان سینمایی، به یک فیلم اجتماعی تبدیل شده بود.

با عیان شدن موضع وزارت ارشاد به عنوان حامی قسم خورده‌ی «عصبانی نیستم»، اعتراضات قانونی جدی‌تر شد. چنانکه کمیسیون فرهنگی مجلس وارد گود شده و به اکران فیلم‌های حامی فتنه روی پرده‌ی سینمای ایران اعتراض کرد. نتیجه آنکه بالاخره قانون بر بی‌قانونی پیروز شد و فیلمی که هیچ یک از فاکتورهای قانونی را در فرآیند ساخت و اکران رعایت نکرده بود، با اعلام رضایت کارگردان فیلم از داوری در بخش رقابتی جشنواره بیرون کشیده شد و با وجود نامزدی در پنج رشته، نتوانست سیمرغی در اختتامیه دریافت کند. اما این اعلام رضایت، رایگان صورت نگرفته بود. چنانکه تشکرهای پی‌درپی «ایوبی» از کارگردان این فیلم در هر تریبون علنی و غیر علنی و اتفاقات بعدی در ماه‌های آینده، ماهیت برخی از این توافقات پشت پرده را آشکار ساخت.

عوامل فیلم با لباس‌های خاص خود در برلیناله

اما این پایان کار نبود. «عصبانی نیستم» در یک دهن‌کجی آشکار به قانون و البته به وزارت ارشاد، حتی همان اصلاحات مصوب حداقلی را هم در نسخه‌ی ارسالی به جشنواره‌ی برلین رعایت نکرد و با نسخه‌ی کامل روی پرده‌ی کشور خرس‌نشان رفت تا کارگردان و بازیگران فیلم شاید با طراحی لباس خاص‌شان روی فرش قرمز برلین، از کلیه فروشی مردم ایران به نان و نوایی برسد، از نداری یک جوان بگوید و با یوروهای ژرمن‌ها، دارا شود، از جهنم ایران بگوید که شاید چند روزی بیشتر مهمان «بهشت» مفروضش در آلمان شود؛ و چه تجارت کثیفی است تجارت «وطن فروشی» و «حراج آبروی مردم نزد بیگانه»!

چند ماهی گذشت تا اینکه بحث اکران «عصبانی نیستم» دوباره به نقل محافل سینمایی تبدیل شد و ثابت شد که وزارت ارشاد در اکران این فیلم، جدی است. هر چند که دوباره وعده‌ی تبدیل فیلم از یک اثر سیاسی به یک فیلم «اجتماعی» رسانه‌ای شد تا از اعتراضات کاسته شود. اما منتقدین اکران فیلم‌های حامی فتنه که یک بار با همین وعده، راضی به حضور فیلم در جشنواره شده بودند، ترجیح دادند تا این بار، دل به «صداقت امتحان شده‌»‌ی مسئولان دولت راستگویان نبندند و با استفاده از اهرم‌های قانونی نظارتی، مانع اکران فیلم شوند.

حالا این روزها، خبر می‌رسد وزارت ارشاد قصد طغیان در برابر نهادهای قانونی از جمله مجلس و قوه‌ی قضائیه را دارد و حتی با وجود اعلام حوزه‌ی هنری، شهرداری تهران و بنیاد مستضعفان مبنی بر عدم تخصیص سینما به «عصبانی نیستم» در صورت اکران، می‌خواهد به هر نحو ممکن، این فیلم را به نمایش عمومی درآورد. گزاره‌ای که نشان می‌دهد اکران «عصبانی نیستم» به یک امر حیثیتی برای وزارت ارشاد تبدیل شده است.

واقعیت این است که «ایوبی» و مردان سازمان سینمایی، در آزمون صداقت‌سنجی سینماگران نمی‌خواهند بازنده باشند. آنان به شبه‌روشنفکران سینمای ایران «قول» داده‌اند و باید پای «قول» خود بأیستند. آنان خود را نزد طیف خاصی از سینماگران به واسطه‌ی قول‌های رئیس‌جمهور در مناظره‌های انتخاباتی مسئول می‌دانند و نمی‌توانند وعده‌ی «فضای باز» خود را به سینماگران فراموش کنند.

در چنین شرایطی، سینماگران هم به سیاق همیشگی، برای اثبات میزان وفاداری مدیری که وعده‌ی «فضای باز» داده است، تندترین و غیر قابل اکران‌ترین موضوعات خود را روی میز گذاشته‌اند و از «ایوبی» توقع اکران دارند. و مگر همین کار را پیش از این با مرحوم «سیف‌الله داد» که با ژست «آزادی» بر اریکه‌ی سینمای ایران تکیه زده بود، نکردند؟ مگر غیراخلاقی‌ترین مضامین در همین سال‌ها روی پرده جاخوش نکرد؟ مگر سکانس تجاوز یک زن به یک زن دیگر در فیلم «زندان زنان» بدون هر گونه درجه‌بندی سنی، تحت لوای همین وعده‌ی آزادی اکران نشد؟ چنانکه در نهایت «سیف‌الله داد» با رفتن «عطا‌الله مهاجرانی» رفتنی شد و سابقه‌ی درخشان فیلمسازی خود را با یک وعده‌ی توخالی خراب کرد.

 یا حتی مگر سینماگران شبه‌روشنفکر همین ترفند را در مقابل ژست «رفع توقیف»‌های ماه‌های نخست «شمقدری» به کار نبستند تا آنجا که او چند سال بعد در برابر اعتراضات گسترده‌ به موج فیلم‌های خیانت، مجبور شد در چندین گفتگوی رسانه‌ای اعتراف کند که برخی سینماگران از اعتماد او سوءاستفاده کردند و هر چه خواستند ساختند.

حالا همین ماجرا در حال تکرار است. تا بوده همین بوده است. سینماگران شبه‌روشنفکر منتظرند «ایوبی» وعده‌های خود را عملی کند. آنان این بار به خط قرمز نظام یعنی «فتنه‌ی ۸۸» یورش برده‌اند و منتظر پاسخ «الوعده وفا»ی ایوبی هستند. «عصبانی نیستم» هم فقط آغاز راه و یک نماد است. نماد یورش اولیه به ارزش‌های نظام که در صورت اکران، می‌تواند پیام هجوم همه‌جانبه به آن را مخابره کند.

شبه‌روشنفکران بر خلاف ادعاهای گاه به گاه خویش مبنی بر «مهاجرت در صورت توقیف فیلم‌های خود» و «فروختن حق پخش فیلم‌شان به بی‌بی‌سی فارسی» و «هیچ فیلمی در کمد نخواهند ماند»، خوب می‌دانند «اکران» در جمهوری اسلامی یعنی چه. اکران در «جمهوری اسلامی» یعنی گرفتن مجوز پخش یک فیلم در قطاهری مسافربری هنگامی که خانواده‌ای مشغول سفر زیارتی به مشهد هستند؛ یعنی دریافت مجوز پخش یک فیلم در اتوبوس در مسیر «اسالم-خلخال» و «زابل به زاهدان». یعنی فروش فیلم حامی فتنه کنار نیاز یومیه‌ی مردم در سوپرمارکت‌ها. یعنی دیده شدن میلیونی. چرا آنها باید این امکان را از دست دهند؟

اکران «عصبانی نیستم» قرار است آغازگر اکران موج فیلم‌های حامی فتنه باشد. شک نباید کرد که اکران «عصبانی نیستم» منجر به سیل تولیدات مرتبط با فتنه‌ی ۸۸ خواهد شد. چنانکه این سیل در خارج از کشور با تولید سه اثر در یک سال، («گلاب»، «رز سرخ» و «رقصنده‌ی بیابان») آغاز شده است و با اکران «عصبانی نیستم» در داخل ایران نیز ادامه خواهد یافت. چنانکه در سال ۷۸ این اتفاق افتاد و منجر به تولید جریانی از فیلم‌های مرتبط با وقایع ۱۸ تیر ۷۸(از جمله «اعتراض»، «مرد بارانی»، «نسل سوخته»، «متولد ماه مهر» و ...) گردید.

با این توصیفات، اینکه «ایوبی» چه تصمیمی می‌گیرد، فرع ماجراست. «ایوبی» در کشاکش «قول‌»‌هایی که داده گیر کرده است. او روزهای سختی را می‌گذراند. استاد سابق دانشگاه امام صادق (ع)، باید میان «اصول» و «خط قرمز»‌ها و رضایت سینماگران «شبه‌روشنفکر» یکی را انتخاب کند. سرنوشت «شمقدری» و «سیف‌الله داد» هم پیش روی اوست. مدیرانی که با ژست «فضای باز فرهنگی» آمدند و نتوانستند پای همه‌ی هزینه‌های این «ژست»، ایستادگی کنند. از یک طرف «راه طی شده» در برابر اوست و از طرف دیگر سینماگرانی که تهدید کرده‌اند در صورت عدم وفای به عهد «ایوبی»، راهی خارج شده و آثارشان را برای پخش از برنامه‌ی «آپارات» به «بی‌بی‌سی» فارسی خواهند فروخت و همه جا از «ایوبی» در رسانه‌ها انتقاد خواهند کرد. در نتیجه، راستش را بخواهید ماجرا برای رئیس سازمان سینمایی و استاد سابق دانشگاه امام صادق (ع)، «حیثیتی» شده است.

اصل ماجرا، اما کمی دورتر از سازمان سینمایی و اتاق کار «ایوبی» رقم می‌خورد. آنجا که عده‌ای برای آرامش فضا، تن به اکران نسخه‌های ظاهراً اصلاح شده می‌دهند و تصور می‌کنند که ماجرا تمام شده است. در حالی که «عصبانی نیستم» در صورت اکران، در سینمای ایران تکثیر خواهد شد. این یک پیش‌‌گویی نیست؛ این گزاره نتیجه‌ی رصد یک «راه طی شده» است. آیا سینمای ایران دوباره این راه طی شده را خواهد پیمود؟

+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:9  توسط narsis | 
 

پارس نوشت: یاسر هاشمی، فرزند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در بیمارستان بستری شد.

مدیرمسئول روزنامه دانشگاه آزاد در صفحه اینستاگرام خود تصویری از یاسر هاشمی رفسنجانی با بینی بانداژشده را روی تخت بیمارستان منتشر کرد.
 
وی در توضیح عکس نوشت: «عیادت مهندس یاسر هاشمی ساعاتی پس از جراحی انحراف بینی.»
 
ظرف سال‌های گذشته جراحی بینی در میان فرزندان برخی مقامات رایج شده است. بیشتر آنها دلیل عمل جراحی بینی خود را «انحراف» اعلام کرده‌اند.
+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 19:6  توسط narsis | 

 

 فرهنگ نیوز، سؤال اینجاست که ماهی و گربه چه جایگاهی در سینمای ایران و در میان مردم این سرزمین دارد. این سؤالی دووجهی است؛ وجهی از آن به ساختار و کلیت ساخت برمی‌گردد و به اینکه آیا سینما و مردم ما اساساً پذیرش و ظرفیت چنین آثاری را با این حجم از آوانگاردیسم و بداعت و تندی و گزندگی و «خاص» آیت دارد و دارند؟ دوم اینکه این فیلم با چنین داستان و مفهومی چه رهیافتی را دنبال می‌کند و چه رویکردی را عینیت می‌بخشد؟

 
 
ماهی و گربه ساخته شهرام مکری را می‌توان تجربه‌ای جنون آمیز در سینمای آوانگارد و اثری کاملاً شخصی در حوزه خلق آثار «خاص» سینماورزانه دانست که تلاش می‌کند با زیرپاگذاشتن قواعد پذیرفته شده و گام‌های کلاسیک سینمای اصیل، نوعی انفجار جاه طلبانه را در حوزه «خصوصی» سازی امر سینمای عرفی پدید آورد.
 
وقتی فردیت سینماگر در محصولش جلوه گر می‌شود
از جمله ویژگی‌های مهم این سینما جدایی از جریان عادی و عمومی و معمولی و عرفی و رفتن به سمت یک فردیت کاملاً شخصی و خصوصی است که «تجربه» در آن از هرچیز دیگری مهم تر است حتی سینما.
یک پلان- سکانس ۱۳۵ دقیقه‌ای که در فضایی ابهام آلود و ابراندود شکل می‌گیرد و موقعیتی ملهم از خوف و تردید و وهم و جنایت را در آمیزه‌ای از ریسک و جنون، پدیدار می‌سازد.
فیلم، متعلق به جریان فردیت محور روشنفکر و در عین حال نبوغ آسای سینمای ایران است.
 
شهرام مکری؛ از طوفان سنجاقک تا ماهی و گربه
شهرام مکری را با «طوفان سنجاقک» اش شناختیم که درآن دوران، انصافاً شاهکاری بود برای خودش. اثری خلاف آمد عادت که در یک پروسه فیلم کوتاهی توانست موقعیتی کاملاً بدیع و هیجان آور خلق کند مبتنی بر فیلمنامه ای دقیق و کارگردانی و اجرایی خارق العاده و حساب شده. فیلمی که به نوعی واگویه حسی مذهبی و مفهومی دینی و ماورایی هم بود: قضا و قدر و سرنوشت.
 
حکایت یک جاه طلبی جسورانه در سینمای روشنفکری ایران
حالا و در ادامه تجربه‌های خاص مکری، «ماهی و گربه» تجلی بداعت و جاه طلبی جوانانه او شده است آن‌هم در یک ریسک جانانه و اجرای مبتکرانه؛ داستانکی مرعوب کننده و گزنده و تلخ و تاریک، در فرمی هول برانگیز؛ کشتن آدم‌ها و چرخ کردن گوشت آن‌ها در یک کلبه رستوران بین راهی غبارآلود!
ماهی و گربه فیلمی در گونه اسلشر به کارگردانی و نویسندگی شهرام مکری و ساخته سال ۱۳۹۲ است. این فیلم موفق شد یکی از جوایز بخش افق‌های جشنواره فیلم ونیز را در سال ۲۰۱۳ به دلیل «محتوای خلاقانه» از آنِ خود کند.
 
 
یک پلان-سکانس جنون آمیز؛ آینه‌ای برای ذهنیت‌های غریب کارگردان جوان
تمام فیلم ماهی و گربه در یک سکانس پلان اتفاق می‌افتد. شهرام مکری و محمود کلاری همراه با گروه بازیگران فیلم یک ماه تمرین کردند تا بتوانند این تک‌شات طولانی را ضبط کنند.
خود مکری درباره ایده این فیلم معتقد است «ماهی و گربه فیلمی است درباره زمان. درباره اینکه چطور می‌توان در زمان پرسپکتیو ایجاد کرد و آن را درهم ریخت. جذابیت ساخت این فیلم برایم در شیوه اجرایش بود. پافشاری بر روایت داستانی در یک سکانس پلان و تلاش برای اینکه در یک پلان که طبیعتاً زمانی رو به جلو دارد شکست به وجود آورم.»
 
داستانی مخوف در فضایی غریب؛ وقتی ترس و جسارت درهم می‌آمیزد
داستان فیلم از این قرار است که چند دانشجوی دختر و پسر برای شرکت در جشن بادبادک بازی به شمال کشور رفته‌اند. در همسایگی کمپ کوچک آن‌ها کلبه-رستورانی قرار دارد که سه مرد ساکن آن هستند. رستوران به گوشت احتیاج دارد و جز این جوان‌ها شکاری در آن اطراف نیست...
جالب توجه اینکه قصه ماهی و گربه بر اساس یک ماجرای واقعی نوشته شده است. در سال ۱۳۷۷ خبری در رسانه‌ها منتشر شد مبنی بر این‌که رستورانی بین راهی گوشت چرخ‌کرده انسان را می‌پخته است.
 
جشنواره‌های آنور آب، فردیت جدا از جامعه ایرانی را می‌ستایند
ماهی و گربه در عرصه بین المللی هم حضور قابل توجهی داشت و موفق به کسب جوایز مهمی شد. فیلیپ فالاردو سینماگر برجسته جهانی بعد از اهدای جایزه به این فیلم می‌گوید:
«نتیجه حضورم در هیئت داوران جشنواره استانبول! جایزه را دادیم به» ماهی و گربه شهرام مکری، یک فیلم دو ساعت و پانزده دقیقه‌ای بدون قطع که اعجاز فرمی‌اش در خدمت فیلم‌نامه‌ای‌ست بدیع، بازیگوش و تاثیرگذار که با ساختار «پلکان موریس اشر» ی‌اش قوانین روایت داستانی را به چالش می‌کشد. فیلم با طنینی از تریلرهای ترسناک، دلشوره‌های یک نسل را در ایران بازگو می‌کند. هرگز هیچ چیزی شبیه این فیلم ندیده‌ام.
 
جایگاه ماهی و گربه در سینما و جامعه ایرانی
اما همه این‌ها به کنار؛ سؤال اینجاست که ماهی و گربه چه جایگاهی در سینمای ایران و در میان مردم این سرزمین دارد. این سوالی دو وجهی است؛ وجهی از آن به ساختار و کلیت ساخت برمی گردد و به اینکه آیا سینما و مردم ما اساساً پذیرش و ظرفیت چنین آثاری را با این حجم از آوانگاردیسم و بداعت و تندی و گزندگی و «خاص» آیت دارد و دارند؟
دوم اینکه این فیلم با چنین داستان و مفهومی چه رهیافتی را دنبال می‌کند و چه رویکردی را عینیت می‌بخشد؟
در پاسخ به سؤال اول باید گفت که هیچ؛ چنین سینمایی در هنر هفتم ما هیچ جایگاهی ندارد و تقریباً هیچ مخاطبی؛ نباید به یک سینما تک تهرانی بسنده کرد و خود را فریب داد؛ مردم ما این سینما را نه می‌فهمند و نه می‌شناسند و نه دوست دارند و نه برایش بلیط می‌خرند و به سالن می‌روند.
 
 
ماهی و گربه جایگاهی در معراج اخراجی‌ها ندارد
این واقعیت و حقیقت سینمای ماست و باید آن را تحلیل کرد؛ و چه بسا یکی از چیزهایی که کارگردان‌هایی مثل مکری را به فردیت و دنیای به شدت شخصی‌اش سوق داده هم همین رویکردهای عمومی مردم ما به سینما و نوع فیلم‌هایی باشد که فروش و مخاطب اصلی را از آن خود کرده‌اند.
سؤال دوم اما مهم‌تر است؛ اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که نوع ایده و سوژه و داستان و البته مضمون و مفهومی که در این دست آثار، قابل ردیابی و با بسامد بالایی در جریان است در میان چند پیام و محتوای کلی در رفت و آمد است؛ از خودکشی و افسردگی و جنایت گرفته تا ادا و اطوار روشنفکرانه و اصول و رئوس و سبک زندگی‌اش.
 
 
پوچی و نیست انگاری؛ روی دیگر روشنفکری بریده از مردم
در واقع باید گفت فردیت روشنفکر ما در جدایی از مردم و جامعه‌اش، به سمت رویکردهای پوچ گرایانه و نهیلیستی کشیده و دلیل عدم اقبال مردم به این جریان و آثارش نیز از همین جا آب می‌خورد.
جامعه روشنفکری ما راهی را می‌رود که مردم نمی‌روند و دغدغه‌های مردم ما نیز چیزهایی است که روشنفکر به شدت با آن بیگانه است. مردمی که از بام تا شام کار می‌کنند و خرج معیشت خویش درمی آورند به سینما می‌روند تا بخندند و با زن و بچه، لحظاتی را خوش باشند و اگر هم در این میان پیام و محتوایی اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی هم دریافت کنند چه بهتر؛ آن‌ها حقیقتاً حوصله و وقتی برای افاضات روشنفکری و ادا و اطوارهایش ندارند.
دغدغه آن‌ها همین چیزهایی است که گرچه شاید برای جماعت روشنفکر، مبتذل و بی اهمیت جلوه کند، اما برای آن‌ها همه زندگی و یا حداقل بخش مهمی از آن که باید در سینما و تفریحشان جلوه کند، است.
 
جدایی مردم از سینما؛ پاشنه آشیل روشنفکری هنری ایران
و اینجاست که پاشنه آشیل سینمای ما شکل می‌گیرد و فردیت روشنفکر با جمعیت مخاطبان عمومی سینما، مرزبندی مهم و خطیری را پدید می‌آورد. فیلم ماهی و گربه از این نظر هم اثر مهمی است که می‌تواند بستر و بهانه خوب و درستی برای تحلیل و واشکافی این موضوع مهم در سینما و مردم شناسی ایران باشد. فیلمی که با همه بداعت و جسارت و افتخارات جهانی‌اش، در ایران مخاطبی ندارد و مجبور است به یک جایگاه حداقلی در سینما تک پایتخت بسنده کند.

انتهای

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 13:25  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 13:24  توسط narsis | 
 

فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران با بیان کشف سرنخ‌هایی از عاملان اسیدپاشی در اصفهان گفت: نیروی انتظامی با جدیت پیگیر شناسایی عاملان اسیدپاشی اصفهان بوده و دستگاه قضایی شدیدترین برخوردها را با عاملان این حادثه خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری فارس، سرتیپ پاسدار اسماعیل احمدی‌مقدم صبح امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: اسیدپاشی عملی زشت، شنیع و چندش‌آور است، شاید قتل قابل پذیرش‌تر باشد، ولی این عمل جنایتکارانه و بسیار وقیح است.
 
وی تصریح کرد: در ماه‌های اخیر هفت یا هشت مورد اسیدپاشی در اصفهان رخ داده که طی صحبت‌هایی که با قربانیان این حادثه شده سرنخ‌هایی به دست آمده و تعدادی فرد مظنون نیز شناسایی شدند، ولی هنوز انگیزه فرد یا افراد معلوم نیست.
 
فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: بر اساس اظهارات قربانیان در چند روز اخیر به نظر می‌رسد ضارب یک نفر بوده که پیگیری نیروی انتظامی برای شناسایی ضارب ادامه دارد.
 
احمدی‌مقدم تاکید کرد: تاکنون انگیزه عامل اسید پاشی مشخص نشده است، ولی بعضا رسانه‌های خارجی و مغرضین سعی دارند این موضوع را به حجاب و عفاف ربط دهند، که این واقعیت ندارد و خانواده قربانیان از خانواده‌های مومن و مقیدی هستند.
 
وی ادامه داد: چه بسا دستانی بخواهند به این موضوع دامن زده و این حادثه را به موضوع حجاب و عفاف و فساد و فحشا ربط دهند، اما نیروی انتظامی در پیگیری این موضوع مصمم است و دستگاه قضایی شدیدترین برخوردها را خواهد داشت.
 
فرمانده ناجا همچنین با اشاره به شهادت تعدادی از مرزبانان کشور گفت: در مرزهای شرقی کشور طی چند سال گذشته با سرعت عملیات انسداد مرزها آغاز شده و بخشی از مرزها که در حوزه سراوان بوده و پیش از این حد و مرزی برای آن وجود نداشته و جزو مناطق صعب‌العبور محسوب می‌شده است، با همت یگان‌های مهندسی سپاه و نیروی انتظامی کار انسداد مرزها و استقرار واحدهای مرزی سرعت گرفته و دولت هم قول داده اعتبارات خود را در این حوزه به صورت کامل واگذار کند.
 
احمدی‌مقدم تاکید کرد: انسداد راه‌های مرزی و استقرار واحدهای مرزی در بخش‌های مانده در امسال کامل می‌شود و در صورتی که مجلس اعتبارات خوبی لحاظ کند، برای سال آینده به پایان خواهد رسید.
 
وی با اشاره به اینکه اقدامات تروریستی در مناطق مرزی تمرکز دارد، گفت: قطعا با سرعت گرفتن کار انسداد و استقرار واحدهای مرزی مشکلات کمتر و اقدامات تروریستی کاهش می‌یابد.
 
فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برنامه ناجا پیرامون عزاداری‌های سنتی و مقابله با بدعت‌ها خاطر نشان ساخت: ستاد شئون مناسبت‌های مذهبی تابع شورای فرهنگی است و مسئولیت این امر را بر عهده دارد و جلسات خود را در ستاد مربوطه تشکیل داده است، نیروی انتظامی دو وظیفه انتظامی امنیتی و ترافیکی مراسم عزاداری در ماه محرم را بر عهده دارد و مابقی بر عهده ستاد شئون است.
 
احمدی مقدم افزود: نیروی انتظامی در ماه محرم همراه و خادم مردم در چارچوب تصمیمات عمل کرده و حافظ امنیت و روان کننده ترافیک خواهد بود، مردم نیز خود مراقب باشند انحرافات وارد عزاداری‌ها نشود و مراسم عزاداری با شور و شعور حسینی برگزار شود.
 
وی همچنین با اشاره به قانون حمایت از آمران امر به معروف و ناهیان از منکر خاطر نشان کرد: اصل این قانون بسیار خوب است چرا که مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر را ضابطه‌مند می‌کند.
 
فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در ادامه با اشاره به قانون حریم خصوصی که در مجلس در حال پیگیری است، گفت: هر چه که این ابهامات بیشتر مشخص شده، صراحت وجود داشته باشد و مردم با حقوق خود آشنا شوند، ماموران نیروی انتظامی و آمران و ناهیان از منکر نیز بهتر عمل می‌کنند.
 
احمدی‌مقدم در رابطه با عملکرد نیروی انتظامی در استان مرکزی نیز اظهار کرد: استان مرکزی با حمایت استاندار عملکرد بسیار خوبی داشته و با تشکیل قرارگاه سرقت امسال روند نزولی سرقت را در این استان شاهد بودیم.
 
وی تصریح کرد: همچنین کاهش کشته‌های ناشی از حوادث و سوانح رانندگی استان مرکزی بهترین عملکرد را در بین استان‌های دیگر داشته است و بر اساس نظرسنجی تیم‌های دانشگاهی و بازرسی که تاکنون از هشت استان انجام شده، استان مرکزی بالاترین سطح رضایت مردمی را به خود اختصاص داده است.
 
فرمانده نیروی انتظامی ایران مواد مخدر و سرقت را شایع‌ترین جرم نسبت به جرایم دیگر در کشور عنوان کرد و بیان داشت: همه جرایم جنایی از جمله قتل، گروگان گیری، آدم ربایی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف و ... سالانه حدود پنج هزار فقره ثبت می‌شود، این در حالی است که میزان ثبت وقوع سرقت روزانه هزار و 800 تا دو هزار فقره است.
 
وی گفت: اعتیاد پایه همه جرایم است و شایع‌ترین جرایم وابسته به اعتیاد هستند که بهبود شرایط اقتصادی موجب کاهش سرقت خواهد شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 13:17  توسط narsis | 
 

خبرگزاری مهر: ستاد نماز جمعه تهران در خصوص نماز و تشییع پیکر مطهر حضرت آیت الله مهدوی کنی (ره) اطلاعیه ای صادر کرد.

 
متن این اطلاعیه بدین شرح است:
 
تقدیر و مشیت الهی بر آن بود که در آستانه ماه محرم، ایام شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام روح بلند مردی بزرگ از جنس فقاهت، مبارزه، ولایت مداری و تقوا از سرای خاکیان به جایگاه عرشیان پرواز کند. بی شک او فانی فی الله بود و رفتارش رنگ و بوی خدایی داشت و سنگر روح بلندشان هرگز با هواهای نفسانی تسخیر نشد.
 
خبر ارتحال یار دیرین امام و انقلاب، خادم و امین مردم، عالم مجاهد و پارسا، مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ محمدرضا مهدوی کنی رحمت الله علیه موجب تالم خاطر ملت شریف ایران اسلامی، به ویژه عالمان، دانشگاهیان، طلاب، روحانیت انقلابی و عموم پاک سیرتان گردید.
 
نماز بر پیکر مطهر فقیه عالیقدر، مجتهد عظیم الشان، مجاهد نستوه مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ محمد رضا مهدوی کنی (رضوان الله تعالی علیه) یار دیرین امام رهبری فردا در دانشگاه تهران راس ساعت 8:30، توسط مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای مد ظله العالی اقامه خواهد شد.
 
- درب های دانشگاه تهران از ساعت 6:30 به روزی عزاداران باز خواهد شد.
 
- مراسم از ساعت 7 صبح با زیارت عاشورا شروع خواهد شد و با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط قاری ممتاز جناب آقای حسن فردی و مدیحه سرایی مداح اهل بیت (علیهم السلام) حاج سعید حدادیان ادامه خواهد یافت.
 
- لازم به ذکر است؛ پس از اقامه نماز، تشییع پیکر پاک این عالم ربانی از خیابان انقلاب به سمت چهارراه ولیعصر تا خیابان حافظ خواهد بود و سپس در شهر ری در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) مراسم تشییع و تدفین انجام خواهد شد.
 
- از مردم عزیز خواهانیم که از وسائط نقلیه عمومی جهت شرکت در این مراسم استفاده کنند و از آوردن اشیاء حجیم به داخل دانشگاه خودداری نمایند.
 
- شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه و شرکت تهران آماده خدمت رسانی به عزاداران خواهند بود.
 
ستار نماز جمعه تهران این ضایعه دردناک و جانگاه را به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حقش مقام معظم رهبری مد ظله العسالی، مراجع عظام تقلید، روحانیت معظم، دانشگاهیان و عموم ملت بزرگ ایران اسلامی و بیت شریف آن عامل مجاهد، تسلیت و تعزیت عرض نموده و از خداوند متعال برای ایشان علو درجات و رحمت خاصه و برای خانواده های داغدار صبر و شکیبایی و استمرار راه آن فقیه عالیقدر را مسئلت می نماید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 13:16  توسط narsis | 

دانشگاه امام صادق(ع) در اطلاعیه‌ای زمان تشییع پیکر آیت‌الله مهدوی کنی را منتشر کرد.

چه کسی بر پیکر آیت‌الله مهدوی نماز می‌خواند؟ +جزئیات متن اطلاعیه بدین شرح است:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم

ضمن عرض تسلیت ارتحال عالم فقیه حضرت آیت‌الله مهدوی کنی به محضر امام عصر(عج)، مقام معظم رهبری و خدمتگزاران نظام جمهوری اسلامی و شاگردان ایشان به اطلاع همه ارادتمندان حضرت آیت‌الله مهدوی می‌رساند که مراسم تشییع مطهر ایشان پنج‌شنبه ساعت ۸/۳۰ صبح پس از اقامه نماز به امامت ولی امر مسلمین حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب از دانشگاه تهران به سمت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی آغاز می‌شود.

همچنین مراسم وداع با پیکر مطهر ایشان فردا شب پس از نماز مغرب و عشاء در مسجد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام برگزار خواهد شد.

تاریخ برگزاری مراسم های یادبود درگذشت آیت‌الله مهدوی کنی

زمان:شنبه ساعت ۱۵:۳۰ مکان:حسینیه امام خمینی با حضور مقام معظم رهبری

زمان:یک‌شنبه ساعت ۱۵ تا ۱۷مکان: دانشگاه امام صادق علیه السلام

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 19:49  توسط narsis | 
نایب‌رئیس کمیسیون اصل ۹۰ از افزایش امضاهای نامه نمایندگان به قاضی پرونده (م ه) برای برگزاری علنی دادگاه وی به ۱۱۰ امضا خبر داد.
 ندای انقلاب،حجت‌الاسلام حمید رسایی نایب رئیس کمیسیون اصل 90 در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، از افزایش امضاهای نامه نمایندگان خانه ملت به مقیسه قاضی دادگاه "م ه" پیرامون برگزاری علنی دادگاه وی به 110 امضا خبر داد.

وی اضافه کرد: این نامه در ابتدا به امضای هفت تن از نمایندگان رسیده بود و بعد از آن به امضای 30 تن رسید، اما بعد از آنکه وکیل م ه اعلام کرد قصد شکایت از هفت نماینده‌ای را دارد که نامه درخواست علنی شدن دادگاه را امضا کرده‌اند برخی از نمایندگان نیز با مراجعه خواستار امضای نامه مذکور شدند.

رسایی خاطرنشان کرد: تعداد زیادی از نمایندگان هم معتقد بودند که انتشار علنی دادگاه به برخی از شخصیت‌ها و مسئولان نظام که با این فرد نسبت دارند لطمه می‌زند و هر چند که گناه پسر را نباید به نام پدر نوشت، اما به هر ترتیب برای حفظ حرمت آنها موافق علنی شدن نبودند.

رسایی ادامه داد: عده‌ای می‌خواهند این دادگاه را سیاسی جلوه دهند، اما انتشار محتوای آن همه چیز را روشن می‌کند و قطعا انتشار متن کیفرخواست و دفاعیات سبب می‌شود تا حق کسی ضایع نشود.

نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی به ضبط جلسات دادگاه م ه اشاره کرد و افزود: با توجه به ضبط جلسات دادگاه از نخستین جلسه تاکنون درخواست ما این است که مشروح جلسات به صورت علنی برای مردم پخش شود تا همگان از جزئیات جلسه آگاه شوند.

رسایی در خصوص ادعای وکیل م ه مبنی بر شکایت از امضا کنندگان گفت: ما تعداد امضاها را زیاد کردیم و طبعا پیگیری شکایت از 110 نماینده به جای هفت نماینده اگر برای ما آب نداشته باشد، برای وکیل وی حتما نان دارد و البته تشخیص قبول این درخواست با قاضی پرونده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 19:49  توسط narsis | 
 

فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: ایران اسلامی اجازه توسعه رژیم صهیونیستی به منطقه را نمی‌دهد و اکنون به عنوان نقطه مقابل رژیم صهیونیستی تا آخر ایستاده است.
ندای انقلاب، سرلشگر محمدعلی جعفری ظهر امروز در کنگره ۸۶ سردار و ۲۵۰۰ شهید شهرستان نجف آباد با اشاره به نقش مردم نجف آباد در طول دفاع مقدس اظهار کرد: شجاعت و پایمردی مردم مومن و انقلابی نجف‌آباد به خصوص در زمان دفاع مقدس بر کسی پوشیده نیست و سرداران نجف‌آباد نقش مهمی داشته‌اند.

وی با اشاره به شجاعت لشکر ۸ نجف‌اشرف به فرماندهی شهید کاظمی افزود: در زمان جنگ هیچ عملیاتی انجام نمی‌گرفت مگر اینکه لشکر ۸ نجف‌اشرف در آن نقش داشته باشد و این نشانه هوشمندی فرمانده این لشکر را می‌رساند.

فرمانده کل سپاه پاسداران تصریح کرد: یکی از ویژگی‌های خاص مردم نجف‌آباد فرهنگ خاص در تامین رزق حلال است که ‌می‌تواند به عنوان الگو برای کل کشور و نسل آینده باشد.

وی با اشاره به نقش همایش‌ها و یادواره‌ها گفت: این کنگره‌ها سبب می‌شود که هدف شهدا را فراموش نکنیم و در راه مسیر شهدا حرکت کنیم.

سرلشکر جعفری تاکید کرد: اکنون گمشده امروز ما شهدا هستند و آنها کسانی بودند ره صد ساله را یک شبه رفتند.

وی ادامه داد: پیروزی انقلاب اسلامی بعد از حاکمیت ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی به برکت خون شهدا برکات زیادی داشته و توانسته است که به حفظ استقلال بعد از صدها سال وابستگی کمک کند.

فرمانده کل سپاه پاسداران بیان کرد: صدور انقلاب اسلامی به جهان،امنیت کامل و پایدار در کشور و عزت و سربلندی ایران از دستاورهایی است که به برکت خون شهدا ایجاد شده است.

وی با اینکه با وجود اینکه مستکبران توطئه‌هایی را ایجاد کردند که انقلاب را از مسیر خارج شود اما انقلاب به ابر قدرت معنوی جهان تبدیل شده است، گفت: اکنون ایران اسلامی اجازه توسعه رژیم صهیونیستی به منطقه را نداده و به عنوان نقطه مقابل رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 19:48  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز ، اصل ماجرا از آنجا آغاز شد که اعلام شد در اصفهان، به چهره زن جوانی اسید پاشیده شده و اندکی بعد هم اعلام شد این حادثه تکرار شده و این تکرار ادامه یافت! تا آنجا که طی چند روز، ۴ حادثه اسیدپاشی در شهر‌ آرام و مذهبی اصفهان رقم خورد و زمینه‌ای شد برای اما اگرهای فراوان. از یک سو مردم و خانواده‌هایی که این اخبار را می‌شنیدند، نگران سلامت خود و فرزندانشان بودند و از دیگر سو دائما بر التهاب و تب و تاب ماجرا افزوده و بازار شایعات داغ و داغتر می‌شد.

موج‌سواری ضد انقلاب با اسیدپاشی حتی در همان یکی دو روز اول، اخبار دیگری حاکی از اسیدپاشی زنجیره‌ای در تهران و دیگر شهرستان‌ها شایع شد!

اما واقعا ماجرای اسیدپاشی چه بود و چرا در کوتاه‌زمانی با این حجم وسیع و با این شایعات گسترده در جامعه منتشر شد و آرامش روانی جامعه را مختل کرد؟! در این هیاهو اصل موضوع، یعنی آسیب دیدن چند انسان بی‌گناه، عملا به بوته فراموشی سپرده و موضوع تازه‌ای پیش کشیده شد. موضوعی که آشکارا حکایت از یک سناریو داشت! سناریوی پیوند عاملان حادثه اسیدپاشی با حامیان حجاب و عفاف در جامعه! این سناریو آنقدر برای بانیان آن مهم و ارزشمند بود که نه تنها سلامت قربانیان حادثه را فراموش کردند، بلکه حاضر شدند برای آن آبروی آنها را هم به بدترین شکل ممکن مخدوش کنند و آنها را انسان‌هایی لاابالی و بی‌قید نسبت به حجاب و مقدسات نشان دهند!

رد پای روباه!

اولین بار این BBC، بنگاه خبری روباه پیر استعمار بود که ۲ کلیدواژه اسیدپاشی و حجاب را در کنار یکدیکر قرار داد و کوشید این موضوع را به هزار دروغ و نیرنگ در ذهن مخاطب جا بیندازد که اسیدپاشی کار کسانی است که قرار بود برای حجاب و عفاف، امر به معروف و نهی‌از منکر انجام دهند! آنها به مصاحبه و سخنان قبلی  مسئولان انصار حزب‌الله تهران استناد می‌کردند که گفته بودند قصد داریم در «تهران» گشت موتورسوار به راه بیندازیم. گشت‌هایی که حسب گفته مسئولانشان، صرفا به بحث تذکر لسانی می‌پرداختند نه بیشتر. با آنکه همان تذکر لسانی و حرکت گشت‌های موتورسوار هم هرگز رخ نداد و مسئولان انصار صراحتا اعلام کردند از این کار منصرف شده‌اند. BBC ترجیح داد چشمش را به این حقیقت آشکار و اعلام شده ببندد و با دروغ‌پردازی و داستان‌سرایی، سناریوی خود را به پیش ببرد. سناریویی که حتی یک گزاره برای اثبات صحت و درستی آن وجود نداشت، همزمان با BBC، دیگر رسانه‌های آن سوی مرزها هم موج رسانه‌ای را دامن زدند و به سهم خود کوشیدند ایران را ناامن و آشوب‌زده ترسیم کنند! آنها که فراموش کرده بودند چند روز قبل خبرنگار گاردین در ایران از امنیت عجیب و آرامش دلنشین کشورمان گزارش‌ کرده داده بود، آن هم در بین کشورهای همسایه که هر یک به نوعی دستخوش ناامنی و بلوا و آشوب هستند.

زنجیره‌ای‌ها؛ حرکت!

با انتشار گزارش‌های دروغین و جهت‌دار BBC، برخی از زنجیره‌ای‌های داخلی مثل سربازانی که حکم آتش گرفته باشند، دستور کار را فهمیدند و مطیع و رام، موج داخلی را دامن زدند! آنها به تاسی از فرماندهان خارجی، به تیترسازی و گزارش‌پردازی پرداختند و در حالی که کمترین اطلاعی از هویت و نیت عامل یا عاملان این حوادث منتشر نشده بود، آتش کینه‌ها و عقده‌های خود را به روی قشر مومن و مسلمان جامعه گشودند و بی‌هیچ دلیل و مدرکی، آنها را متهم کردند که با این رفتارها قصد دارند به افراد بدحجاب هشدار بدهند! اما این تنها کارکرد آنها نبود. آنها، که هیچگاه مردم و آرامش آنها برایشان مهم نبوده است، در تیترهای خود فضای جامعه را چنان ترسیم کردند که گویی سر هر گذری یک نفر با گالنی اسید ایستاده و منتظر اولین نفر است تا محتوای آن را تماما به سر و روی او بپاشد! حتی از لزوم آموزش تلویزیونی راه‌های برخورد با اسیدپاشی و آسیب‌دیدگان این حوادث سخن گفتند!

تیترها یا تیرهای مسموم!

برای نمونه و شاهدی بر آنچه ذکر شد، چند تیتر از انبوه تیترها و مطالب جهت‌دار و مغرضانه زنجیره‌ای‌ها در چند روز گذشته ارائه می‌شود تا راحت‌تر بتوان قضاوت کرد که اطلاع‌رسانی هدف آنهاست یا تخریب چهره مؤمنین و تشویش اذهان عمومی مردم!

ایران؛ انزجار عمومی از اسیدپاشی در اصفهان
مسئولان دولت، نمایندگان... بر پیگیری ماجرای تکان‌دهنده اسیدپاشی زنجیره‌ای اصفهان و معرفی عاملان آن تأکید کردند.
اسرار؛ هوای اصفهان اسیدی است، تمام شیشه‌ها بالا
اصفهان زیبا، امنیت شهر، زیر سایه اسید و شایعه.
خبر‌ آنلاین؛ احتمال اسیدپاشی به زنان بدحجاب وجود دارد(!)
اسیدپاشی چقدر می‌تواند روی اقتصاد این شهر اثر بگذارد؟
توصیه‌هایی برای مواجهه احتمالی با اسیدپاشی(!)
آرمان؛ اسیدپاش‌ها به بهشت نمی‌روند.
ابتکار؛ اسیدپاشی مشکوک!
ایران؛ دست‌های پنهان در اسیدپاشی اصفهان
آرمان؛ اسیدپاشی مشکوک در اصفهان
توهین به قربانیان مظلوم، باحجاب و با اخلاق

زنجیره‌ای‌ها برای تکمیل سناریوی خود و نسبت دادن این رفتار غیر انسانی به قشر مومن جامعه چاره‌ای نداشتند جز اینکه آسیب‌دیدگان را، بی‌‌حجاب! معرفی کنند! اما واقعا چنین بود!؟

سهیلا یکی از آسیب‌دیدگان است. او ۲۷ ساله و وکیل دادگستری است، دختری با حجاب و از خانواده معظم شهدا! اما زنجیره‌ای‌ها به این حرف‌ها توجهی ندارند و برای رسیدن به هدفشان، پروایی ندارند که دختری تحصیل کرده و وابسته به خانواده شهدا را بی‌حجاب و بدحجاب معرفی کنند! مادر یکی دیگر از آسیب‌دیدگان هم عکس دخترش را با پوشش چادر به خبرنگاران نشان داده و از اینکه گفته می‌شود اسیدپاشی به خاطر بی‌حجابی است گلایه می‌کند، او دلخور است که دختر او، بدحجاب معرفی شده و به این اسم و رسم شناخته شده است. با این همه تا لحظه تنظیم این گزارش، باز هم رسانه‌های زنجیره‌ای از این رفتار زشت و توهین‌آمیز با آسیب‌دیدگان دست بر نداشتند و به جای مرحم نهادن بر زخم کسانی که با توحش و قساوت، با اسید سوخته بودند، روح و آبروی آنها را هدف گرفتند و بی‌هیچ پروا و ابایی آنها را افرادی بی‌قید معرفی کردند که از سوی افرادی تندرو بخاطر بی‌قیدی و بدحجابی تنبیه شده بود‌ند! این دروغ آنقدر تکرار شد که کم کم حتی به مخاطب فرصتی برای اندیشیدن و پرسش از آمار این حوادث داده نشد!

همه آسیب‌دیدگان

به رغم دروغ‌پراکنی‌ها و وحشت‌افزایی در جامعه، دکتر فریدون عابدینی، رئیس بیمارستان سوانح و سوختگی اصفهان بهتر از هر کسی درباره تعداد آسیب‌دیدگان خبر داد. او می‌گوید: کلا در حوادث مختلف ۴ نفر با اسید مورد حمله قرار گرفته‌اند. وی با اشاره به جزیی بودن مصدومیت برخی قربانیان چهار حادثه اسیدپاشی گفت: دو مورد از حادثه اسیدپاشی به حدی  جزیی بود که مصدومین سرپایی درمان و بلافاصله مرخص شدند، اما دو مصدوم دیگر برای ادامه درمان در بیمارستان بستری شدند.

وی افزود: سه تن از مصدومین اصفهانی و چهارمی نیز یک خانم افغانی است که به صورت سرپایی درمان و  مرخص شد.

اسید به چهره حجاب

قشر متدین جامعه سال‌هاست مسئولان قضایی و مسئولان انتظامی کشور را درباره افزایش بی‌حد اراذل و اوباش و حمله و تعدی به نوامیس مردم بویژه بانوان محجبه مورد سوال قرار می‌دهند و بارها رئیس محترم قوه قضائیه را وادار به واکنش در این رابطه کرده‌اند.

حوادث اخیر، نشان داد که برخلاف ادعای دروغگویان و مدعیان، مسلمانان مومن و با شرافت، هرگز دست به رفتارهای غیرانسانی اینچنینی نزده و بر عکس همیشه قربانی این نوع رفتارها بوده‌اند. زمان زیادی از شهادت شهید علی خلیلی نگذشته است که در راه دفاع از ناموس یک زن مسلمان به شهادت رسید. شهید هادی محبی، شهید ناصر ابدام و شهیدان دیگر کاروان  امر به معروف همگی در حال دفاع از ناموس مسلمانان به شهادت رسیدند آنهم در حالیکه اراذل و اوباش به آنها حمله‌ور شده بودند و قصد تعدی و تجاوز داشتند. با این حساب می‌توان به یقین رسید که اسیدپاشی، همانقدر که چشم و چهره دختران معصوم اصفهان را سوزاند، چندین و چند برابر به صورت حجاب و عفاف لطمه زد و آن را سوزاند.

قطعا این موضوع از یک جریان هدفمند و حساب شده حکایت دارد. فراموش نکرده‌ایم که وقتی چند زن مفتضح و هرزه در شهر مقدس قم با وضع زننده دستگیر شدند، صریحا اقرار کردند که توسط افرادی مامور بودند که در قبال اخذ پول با وضع زننده در شهر تردد کنند تا قبح این امر را بشکنند! روی دیگر آن سکه را امروز در حمله به نیروهای ارزشی و مومن شاهدیم.

مومنان، شاکیان اصلی

جای تردید نیست، آنها که مومن و مسلمانند عقلا و شرعا، مبرا از این رفتارهای غیرانسانی هستند و در اتفاقات اخیر، شاکیان اصلی ماجرا هستند. بالاترین دلیلی که می‌توان برای این سخن ذکر کرد، بیانات صریح رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم خراسان‌رضوی است که حتی درباره کسانی که حجاب کامل و درستی ندارند، هرگونه تذکر خشن و توأم با نامهربانی را نفی کردند و تأکید کردند که با روی گشاده، مهربان و اخلاق اسلامی با آنها سخن گفت، دل‌های آنها مومن است و باید با رفتار صالح، زنگار از آینه دل‌هایشان زدود. بدیهی است هیچ‌کس بیشتر از حزب‌الله و مؤمنان به آرمانهای انقلاب و رهبر آن- که حقیقتاً آحاد جامعه را شامل می‌شود- نسبت به سخنان رهبر انقلاب مطیع و عامل نبوده و نیست.

همت عالی مسئولان امنیتی، آرامش‌بخش جامعه

مثل همیشه و در مقابل این همه تشویش و هیاهو، آنچه مردم را به آرامش می‌رساند، سرعت عمل و دقت و هوشیاری عوامل امنیتی و اطلاعاتی کشور است. با این هجمه عجیب رسانه‌ای، باید پذیرفت که موضوع یک حادثه ساده نیست که در لابلای حوادث دیگر پیگیری شود. بلکه یک مسئله خطیر ملی و حیثیتی است. در مرحله بعد، قاطعیت و اقتدار قوه قضائیه است که مردم را به وجود آرامش و ثبات امیدوارتر می‌کند.

دو ماه پیش که یک زن در کرمانشاه هشت زن و مرد را در ایستگاه اتوبوس مورد حمله اسیدپاشی قرارداد و همه را روانه بیمارستان کرد، صرفنظر از سکوت مرگبار زنجیره‌ای‌های پرهیاهوی امروز در آن حادثه تلخ، اگر قوه قضائیه حکم شدید و قاطعی درباره عامل آن حادثه (و حوادث مشابه آن) داده بود، امروز شاهد این رخداد تازه و موج‌سواری ضد انقلاب نبودیم.

آنچه در حال حاضر اهمیت در خور توجه و ویژه‌ای دارد، نخست درمان آسیب‌دیدگان مظلوم این حادثه ‌است که هم از سوی جانی و هم از سوی رسانه‌های بی‌تقوا آسیب دیده‌اند و در مرحله بعد پیگیری قاطع و عاجل برای شناسایی و مجازات عامل یا عاملان حادثه و روشن شدن همه ابعاد ماجرا.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 19:42  توسط narsis | 
از مطهری تا منتجب نیا ؛
 فرهنگ نیوز ، مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردمسالاری به اعتماد مردم به اصولگرایان طی ۱۲ سال گذشته در مجلس شورای اسلامی اشاره می‌کند و دراینبارهمی‌گوید: «اکنون ۱۲ سال است که مجلس شورای اسلامی در دست نیروهای اصولگرا است و احزاب فعال اصلاحطلب عزم جدی خود را جزم کرده‌اند تا با پشتیبانی آحاد جامعه و با برنامهریزی برای همه کرسی‌های نمایندگی مجلس شورای اسلامی، مجلس دهم را از آن خود کنند. حفظ اتحاد و انسجام درون ساختاری، عدم حرکت خارج از محدوده و معیارهای قانونی و آشتی با صندوق‌های رأیسه درس مهمی است که اصلاحطلبان از انتخابات سه دوره اخیر سنارویی برای تطهیر سران فتنه/ از نامه علی مطهری تا فعالیت اصلاحات حول محور موسوی و کروبی مجلس شورای اسلامی آموخته‌اند.»

هر چند اصلاح طلبان به فکر اتحاد و همگرایی افتاده‌اند و برخی چهره‌های سرشناس جبهه اصلاحات برای این امر پیش‌قدم شده‌اند، اما افرادی که از آن‌ها به عنوان محوریت اصلاحات نام برده می‌شود، کسانی هستند که در سال ۸۸ آتش‌بیار معرکه فتنه شده بودند.

حزب اعتماد ملی که پس از سال ۸۸ و نقش تأثیرگذار مهدی کروبی در فتنه ۸۸ به‌عنوان یکی از سران فتنه تا مرز تعلیق پیش رفت اما حالا پس از گذشت حدود ۵ سال از روزهای تلخ فتنه، منتجب نیا (قائم مقام دبیرکل حزب) بار دیگر به این فکر افتاده که تفکرات گذشته خود را بارور کند و به فضای سیاسی کشور باز گردد.

وی که گویا بیش از سایر چهره‌های اصلاحات از همگرایی اصلاح طلبان احساس خطر کرده است، در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب مردمی اصلاحات با اشاره به پیشنهاد تشکیل جبهه واحد اصلاح طلبان می‌گوید: ما هیچ راهی جز انسجام و اتحاد نداریم. این جبهه باید با ظرفیت بالا، سعه صدر داشته و انحصار طلبی از درون نداشته باشد. این‌که هر کسی که حرفش و فکرش با ما کمی زاویه داشت، ما به آن برچسب بدلی بودن بزنیم، بسیار کار غلطی است.

قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی در این دیدار گفت: «بارها به جناب خاتمی نامه نوشتم که اصلاحات را هدایت کنید و از این ظرفیت بالا استفاده کنید. در آن دوران به کروبی می‌گفتیم که شما کاری کنید که وی می‌گفت من چکار کنم شما امر بفرمایید تا من انجام دهم. کروبی به ما می‌گفت برخی بدون هزینه کردن و وقت گذاشتن در نهایت انتظار مدیریت داشتند. همچنین وی می‌گفت دو قوه را در در هشت سال در اختیار داشتیم و هیچ کس آن را از ما نگرفت، بلکه خودمان آن را دو دستی تقدیم کسانی کردیم که هیچ ریشه ای در انقلاب نداشتند.»

رسول منتجب نیا در حالی انسجام اصلاح طلبان را ضروری می‌داند که درباره راهکارهای این انسجام اظهار می‌کند: «در رأس این جبهه نباید با تک محوری عمل شود، بلکه پنج نفر از بزرگان مانند آیت الله هاشمی، خاتمی، عارف، کروبی و موسوی قرار بگیرند، اما ما هنوز دچار انحصارگرایی هستیم. جبهه اصلاحات واقعاً لازم است که از این نوع تفکر بیرون آید. امیدوارم که از این پراکندگی بیرون آییم؛ چرا که پایان آن قطعاً شکست است.»

 

منتجب نیا در حالی از موسوی و کروبی (سران فتنه) به عنوان محوریت تحرکات بعدی اصلاحات نام می‌برد که آن‌ها در حصر هستند و از نگاه مردم مجرم شناخته می‌شوند.

اما اینکه اصلاح طلبان پس از گذشت ۵ سال از فتنه آمریکایی-اسرائیلیاسرائیلی ۸۸ بار دیگر نام موسوی و کروبی را به‌عنوان رهبران خود مطرح می‌کنند، در راستای تطهیر سران فتنه است که طی یک سال گذشته، رنگ جدی تری به خود گرفته است.

هر چند نمایندگان مجلس در مراسم رأی اعتماد به وزرای دولت روحانی تمام تلاش خود را داشتند که افراد با سبقه فعالیت در فتنه ۸۸ به کرسی‌های وزارت نرسند، اما پس از گذشت بیش از یک سال از عمر دولت یازدهم، دستگاه‌های امنیتی خبر حضور برخی چهره‌های سرشناس فتنه ۸۸ را در پست‌های مدیریتی برخی سازمان‌های دولتی و وزارتخانه‌ها تأیید کرده‌اند.

نامه علی مطهری به رئیس جمهور و تهدید او که اگر برای رفع حصر سران فتنه اقدامی نکند، او را به مجلس خواهد کشاند نیز گام دیگری در مسیر تطهیر سران فتنه است که پیش از این از سوی نماینده مردم تهران در مجلس برداشته شده بود.

البته حمایت مطهری از سران فتنه به همین جا ختم نشد و پس از حضور آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در یک برنامه تلویزیونی و ایراد سخنانی در رابطه با سران فتنه، مطهری بار دیگر دست به قلم شد و این بار در نامه ای به آیت الله جنتی، اتهامات ناروایی را به ایشان و همکارانشان در شورای نگهبان روا داشت.

با اندکی مداقه و تأمل می‌توان به این نتیجه رسید که طی یک سال گذشته اصلاح طلبان مسیری را در پیش گرفته‌اند که در نهایت به تطهیر و قبح زدایی از اعمال سران فتنه منجر خواهد شد. این مسیر از روی کار آمدن دولت یازدهم آغاز و قرار است به انتخابات مجلس دهم ختم شود.

از سوی دیگر اصلاح طلبان با تحت فشار قرار دادن شورای نگهبان در نظر دارند که افراد تندرو و فعال در فتنه را بار دیگر در قالب لیست‌های انتخاباتی به عنوان نامزد معرفی کنند و چنانچه شورای نگهبان مهر عدم احراز صلاحیت به آن‌ها بزند، با استفاده از ابزار رسانه‌های زنجیره ای‌شان، صلاحیت شورای نگهبان را زیر سؤال برده و با پیش زمینه ای که از گذشته در اذهان مردم به وجود آورده‌اند، شورای نگهبان را در مقابل افکار مردم قرار دهند.

به نظر می‌رسد تمام این موارد شاخصه‌های مسیری است که اصلاح طلبان استارت آن را زده‌اند و در میانه‌های آن به سر می‌برند؛ اما نکته ای که لازم و ضروری به است، این است که مردم به خوبی آگاهند که گناه سران فتنه با گذشت زمان بخشودنی نبوده و گذشت زمان دلیل موجهی برای بازگشت آن‌ها به رأس فعالیت‌های سیاسی نیست.

البته شاید اصلاحات نیز این افراد را مهره‌های سوخته بدانند و هیچ‌گاه نیز به دنبال بازگرداندن آن‌ها به رأس فعالیت نباشند اما نکته حائز اهمیت آنجاست که اصلاح طلبان قصد  دارند با تجربه سال ۸۸، نظام و ارکان نظارتی آن را تحت فشار قرار دهند که مجلسی ننگین تر از مجلس ششم را رقم بزنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 19:41  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، آیت الله مهدوی کنی رييس مجلس خبرگان رهبری، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز، رئیس دانشگاه امام صادق(ع) و استاد بزرگ درس اخلاق که عصر روز چهار‌شنبه ۱۴ خرداد پس از شرکت در مراسم بیست و پنجمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره)، در منزل خود دچار حمله قلبی شده و پس از انتقال به بیمارستان به کُما رفتند، امروز سه شنبه ۲۹ مهرماه، دعوت حق را لبیک گفتند.

 
آیت‌الله مهدوی‌کنی پس از انقلاب یکی از ۵ روحانی بود که هسته اصلی شورای انقلاب را تشکیل دادند و پس از انقلاب نیز به عنوان وزیر کشور در دولت‌های شورای انقلاب، رجایی و باهنر و جانشین نخست‌وزیر پس از ترور رجایی و باهنر منصوب شدند.
 
 
سایت فرهنگ نیوز چندی پیش طی گفتگویی با حجت الاسلام محمدحسین میرلوحی، نوه گرامی آیت الله مهدوی کنی به بررسی ابعاد شخصیتی این عالم ربانی پرداخته است:
 
فرهنگ نیوز: با توجه به ارتباط نزدیکی که شما با آیت الله مهدوی کنی داشته اید، اگر مایل باشید کمی در خصوص آیت الله مهدوی کنی گفتوگو نماییم. به عنوان مقدمه اگر بخواهیم عملکرد و نقش  آیت الله مهدوی کنی را در دوران قبل و بعد از انقلاب و مشکلات و بحران‌هایی که انقلاب اسلامی آن را پشت سر گذاشته بازخوانی کنیم، چه نکاتی از نظر شما قابل ذکر است؟
 
بسم الله الرحمن الرحیم، شخصیت بزرگوار آیت الله مهدوی کنی در حیطه‌های مختلف انقلاب اسلامی با تمام پارادوکس‌های ظاهری که ممکن است مشاهده شود اما اعتدال واقعی را درعین حال به منصه ظهور می‌گذارد. همانطور که دیده‌ایم همیشه در بحران‌های انقلاب حضرت امام(ره) انتخابِ مردِ بحران برای آن اتفاق را آیت الله مهدوی کنی قرار می‌دادند. در کمیته انقلاب اسلامی چنین چیزی را می‌بینیم که ابتدای انقلابِ شکل گیری سپاه هست. در قائله‌های مختلف نظامی و فرهنگی و اجتماعی هم می‌بینیم که امام این اعتماد را به آیت الله مهدوی کنی کرده‌اند. و در عین حال خط وجودی ایشان یک خط کاملاً معتدل بوده و مبنای ایشان هم مبنای تقوا بود.
 
در عرصه فرهنگ، اثر عظیم ایشان در دانشگاه امام صادق هرچند به لحاظ کمی کوچک اما از لحاظ بردِ بین المللی بسیار عظیم  و سرچشمه از نگاه متقیانه و اعتدال حقیقی دارد و این اعتدال به معنای ایستادن کامل به پای آرمان‌های انقلاب و اهل بیت و کم نگذاشتن برای انقلاب و عدم دخالت سلیقه‌های غیر منصفانه و غیرمتقیانه و صحبت نداشتند و تسلیم بودن در برابر امر و صحبت ولی فقیه می‌باشد. شاید حتی در جایی نظری داشتند اما اظهار می‌داشتند برای مصلحت نظام و انقلاب و برای رضای خدا امر ولی فقیه واجب الاجراست. این‌ها همه معنای حقیقی اعتدال است و نتیجه آن ماندگاری کارها و اثرات آیت الله مهدوی کنی است.
 
بخواهیم باز هم در حیطه‌های فرهنگی مثال بزنیم می‌بینیم که ایشان حتی سیاست شان هم نه با بازی‌های سیاسی آغشته شده بلکه به واسطه ی فرهنگ غنای فرهنگی و ولایی که همیشه در تفکر ایشان دیده‌ایم تجلی پیدا می‌کند.
 
در کلام حضرت امام می‌بینیم که می‌فرمایند رمز پیروزی شما وحدت کلمه است و مقام معظم رهبری هم بارها در سخنانشان به وحدت تاکید داشتند و آیت الله مهدوی کنی فارق از اینکه بخواهند جناح خود را تقویت کنند و برای اینکه همه ی جامعه و نیروهای انقلاب به سمت ظهور آن آرمان بزرگ فرهنگی، آن مرزی که قطعاً اگر درنوردیده شود تمامی آزادی خواهان جهان و تمامی کسانیکه ادعای اعتدال حقیقی دارند موفق می‌شوند، آیت الله مهدوی نیز همان مبنا را ملاک فعالیت‌های سیاسی خودشان قرار می‌دهند.
 
فرهنگ نیوز: همه ی قشر ارزشی و انقلابی جامعه از اتفاقی که برای حاج آقا افتاده است ناراحت و متأثر هستند، داستان‌هایی هم شنیده شد بابت حضور ایشان در مراسم ارتحال که با حال نامساعدی که داشتند تکلیف خود دانستند شرکت کنند، اگر ممکن است با توجه به اخباری که در مورد این قضیه منتشر شد و احتمال داده می‌شود در این اخبار حاشیه سازی هایی هم شده باشد، جریان آن روز و آن اتفاق را واکاوی و بازگو کنید؟
 
اگر بخواهیم یک بار برای همیشه گفته شود و دهان‌های مقرض را ببندیم، بر خلاف آنچه که ادعا می‌شد در ماه‌های قبل هوشیاری ایشان بیشتر شده بود و اینکه گفته می‌شد ایشان را به زور دستگاه نگه داشته بودند و یا آن ملاعنه ای که دهان کثیف خودشان را باز می‌کردند و می‌گفتند ایشان از ابتدا رحلت کرده بودن و این‌ها فقط بازی سیاسی  صحیح نیست و حضور مقام معظم رهبری کاملاً موید این مطلب است.
 
مسئله ی بعد، قصه ای که اتفاق افتاد، آیت الله مهدوی تا قبل از به کما رفتن ۱۵ تا ۲۰ درصد بیشتر قلبشان کار نمی‌کرد ولی با توجه به ارادتی که ایشان به امام داشتند ایشان را به مراسم کشاند و  بعد از اتمام مراسم و معطلی که بود حالا به دلیل ترافیک و این مسائل به منزل که رسیدن ناهار را میل کردند و بعد از چند دقیقه که رفتند تا طبق ساعت قرصشان را بخورند بعد از چند دقیقه خانواده آمدند و دیدند که حاج آقا حالشان بد شده و اورژانسی و سریع ایشان را رساندند به بیمارستان نزدیک دانشگاه و در همان ابتدای امر عملیات احیا انجام شد که جا دارد اینجا از طرف خودم و خانواده ی مهدوی کنی از پزشکان و پرسنل درمانی تشکر کنم که تمام تلاش و توان خود را در طول مدت بیماری آیت الله انجام دادند.
 
فرهنگ نیوز: رهبر معظم انقلاب سه مرتبه به عیادت آیت الله مهدوی کنی رفتند که این حرکت حضرت آقا قطعاً پیام‌های زیادی دارد، پیامی که شما به نظرتان از این حرکت رهبر انقلاب می‌توان دریافت کرد و اگر حضرت آقا نکته و مطلب خاصی در این ملاقات‌ها فرمودند بیان فرمایید.
 
همین که مقام معظم رهبری سه بار بر بالین ایشان حاضر شدند خود نکته ای واضح و عیان درباره مقام و ارزش آیت الله مهدوی کنی است که حتی امام در کنار جمله ی معروف خودشان که گفته بودند ملاک حال فعلی افراد است در مورد آیت الله مهدوی کنی گفته بودند من به ایشان ارادت داشتم و دارم و خواهم داشت.
 
مقام معظم رهبری هم در ملاقاتشان از تیم پزشکی و پرستاری دقیق تمامی مراحل درمان و حال آیت الله مهدوی کنی را پرسیدند که این نشان دهنده اهمیت مسئله است. و این جمله را به اطبا به صورت ویژه گفته بودند که وجود ذی قیمتی در اینجا قرار گرفته و و شما باید توجه و رسیدگی کامل به ایشان بکنید. و اینکه خود حضرت آقا عنایت جدی و کاملی راجع به مسائل پزشکی و درمانی آیت الله مهدوی کنی داشتند این نشان دهنده این است که باید از این تجربیات استفاده کرد که نظیر آیت الله مهدوی کنی بسیار کم است و من خواهش می‌کنم بعضی از آقایان انقلابی و جوانان ما سیره آیت الله مهدوی کنی را مطالعه کنند و شاید به این نتیجه برسیم که ما باید توبه سیاسی بکنیم، شاید این نکته ای بود که در انتخابات اگر فرمایش ایشان توجه نشد خدای متعال ما را مواخذه می‌کند و نیازمند توبه هستیم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 19:40  توسط narsis | 
 
«نسیم» نوشت:
 
چند وقتی است که ماجرای فتنه و توابع آن محل نزاع بین دلسوزان و فعالان فرهنگی و متولیان دولتی فرهنگ شده است؛ از مجوز دادن برای اکران فیلم های مساله دار حامی فتنه و عرض اندام های "علی جنتی" در مقابل اعتراض مجلس و دلسوزان گرفته تا انتصاب های مختلف فعالان آن خیانت بزرگ به مردم در وزارت ارشاد که جدیدترین نمونه آن نیز حضور یکی از فتنه گران در معاونت قرآن و عترت وزارت ارشاد بود که با واکنش های گسترده ای مواجه شد و در نهایت معاون مربوطه، ضمن اعلام بی اطلاعی از سوابق وی، خبر از قطع همکاری با وی داد.
 
اما گویا بنا نیست این وزارت یکبار برای همیشه تکلیف خود با خط قرمزهای قریب به 80 میلیون مردم ایران مشخص کند و بگوید در ماجرای فتنه کدام طرف ایستاده است.
 
سال گذشته بود که طی حکمی از سوی حجت الله ایوبی، کامبیز نوروزی به عنوان مشاور حقوقی سازمان سینمایی منصوب شد؛ فردی که نامش در میان اهالی رسانه با کودتای ننگین آمریکایی علیه رای مردم در سال 88 شناخته شده بود و انتصاب وی به این جایگاه و چگونگی تایید وی از سوی حراست وزارت ارشاد مورد سوال جدی قرار داشت؛ با این حال رسانه ها و اشخاص دلسوز به دلیل جلوگیری از حاشیه سازی برای دولت و با این پیش فرض که حتما مسئولان مربوطه بی اطلاع از سوابق وی، این جایگاه را به نوروزی سپرده اند و در اولین فرصت این روند اصلاح خواهد شد اما گذشت زمان و مواضع تامل بر انگیز مسئولان سازمان سینمایی و وزارت ارشاد آب سردی بر پیکره این باور بود.
در ادامه مروری بر سوابق کامبیز نوروزی خواهیم داشت تا مسئولان سازمان سینمایی خود پاسخگوی افکار عمومی در قبال به کارگیری فعالین فتنه در چنین مناصبی باشند.
 
کامبیز نوروزی، دبیر حقوقی انجمن منحله صنفی روزنامه نگاران ایران بود که در تیر ماه سال 88 و در جریان فتنه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و چندی بعد به اتهام تبلیغ علیه نظام اسلامی، اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به دو سال حبس تعزیری و 76 ضربه شلاق تعزیری محکوم شد که البته در اسفند ماه همان سال سیدمحمود علیزاده طباطبایی، وکیل مدافع وی اظهار داشت که شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر استان تهران، دو سال حبس تعزیری موکل را به یک سال حبس کاهش داد و یک سال حبس و 74 ضربه شلاق را به حالت تعلیق درآورد.1
 
این مطلب بدین معنا است که جرم مشاور محترم فعلی حقوقی سازمان سینمایی در دادگاه صالحه مسجل شد اما به دلایل موارد مختلف، کامبیز نوروزی مشمول عطوفت شناخته گشته و حکم وی به حالت تعلیق در آمد به بیان دیگر رئیس سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران یک مجرم امنیتی را به سمت مشاورت حقوقی خود منصوب کرده است.
 
البته سخن این نیست که مجرمانی که مشمول عطوفت نظام اسلامی شده اند باید از صحنه گیتی محو شوند بلکه جان کلام این است که چه ضرورتی برای انتصاب چنین افرادی در سمت های دولتی وجود دارد؟ آیا هیچ حقوقدان با سابقه روشن و موجه در سراسر کشور پهناور ایران پیدا نمی شد که جناب ایوبی باید دقیقا دست روی شخصی با این سوابق می گذاشت؟
 
صد البته سوال مهمتر متوجه مسئولان محترم حراست وزارت ارشاد است؛ آقایان دقیقا در آن نهاد معظم به چه امری مشغول هستند و اگر در زمینه انتصاب و حضور فتنه گران در مهمترین نهاد فرهنگی دولت حساسیت و جسارت لازم را ندارند اساسا در چه موضوع دیگری بنا است به انجام وظیفه ای که بابت آن حقوق می گیرند بپردازند؟ 
 
پی نوشت:
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 19:37  توسط narsis | 
 
وزیر اطلاعات در بوشهر گفت: با هوشیاری سربازان گمنام امام‌زمان(عج) تحرکات سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه رصد و عناصری که می‌خواستند برای بیگانگان کار تجسسی را انجام دهند شناسایی و به دست عدالت سپرده شده‌اند.
 
به گزارش روابط عمومی استانداری بوشهر، حجت الاسلام سید محمود علوی ظهر امروز در نشست شورای اداری استان بوشهر اظهار کرد: کشورهای استکباری در هر کشوری از آدم‌ها و نیروهای همان جا علیه منافع و امنیت ملی آنجا استفاده می‌کنند که این امر در کشورهای عراق، سوریه و افغانستان نیز انجام شده است. 
 
وی با بیان اینکه امروز نقش دستگاه‌های اطلاعاتی بسیار تعیین کننده است، گفت: استان بوشهر نیز به دلیل همجواری با برخی کشورهایی که مطامع امنیتی و اطلاعاتی نسبت به این خطه از میهن اسلامی دارند از حساسیت بالایی برخوردار است. 
 
وزیر اطلاعات افزود: امروز دوران نبرد سرویس‌های اطلاعاتی است و سرویس‌ها با هم برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود تعامل دارند. 
 
حجت‌الاسلام علوی با اشاره به اینکه سیستم قانونی بدون رهبری صالح و شایسته ناقص است، خاطرنشان کرد: امنیتی که خداوند برقرار می‌کند هدفمند و یک وسیله و ابزاری برای تحقق فرهنگ صحیح الهی، عبودیت و بندگی است. 
 
وزیر اطلاعات گفت: وقتی یک امنیت برای حاکمیت فرهنگ عبودیت است باید یک تلاش امنیتی فرهنگ محور باشد. 
 
وی افزود: تشکیلات امنیتی جمهوری اسلامی نمی‌تواند مانند دیگر سرویس‌های اطلاعاتی کشورها عمل کند چرا که ماموریت‌های این وزارتخانه در چارچوب شرع، قانون و اخلاق نمود پیدا می‌کند. 
 
حجت‌الاسلام علوی تصریح کرد: امنیتی که برای فرهنگ بندگی، اجرای احکام اسلامی و حاکم شدن ارزش‌های دینی در جامعه است نمی‌تواند از راهکار غیراسلامی باشد، بر همین اساس وزارت اطلاعات ماموریت‌های خود را بر محور شرع، اخلاق و قانون قرار داده است. 
 
وزیر اطلاعات با بیان اینکه امنیت حق مردم مسلمان است، گفت: خداوند متعال در صدر ایجاد کنندگان امنیت در جامعه است و امنیت یک نعمت خدادادی بستر‌ساز رشد و تعالی فرهنگ و اقتصاد در سرزمین‌ها است‌. 
 
حجت‌الاسلام علوی لازمه تحقق شعار سال مقام معظم رهبری را درپرتو امنیت دانست و افزود: رسالت حکومت اسلامی برقراری امنیت است همانطور که خداوند برای بندگانش امنیت ایجاد کرده است. 
 
وی در بخش دیگری از سخنان خود با گرامیداشت سالگرد تاسیس وزارت اطلاعات اظهار کرد: ثمره 30 سال تجربه عملکرد اطلاعاتی این وزارتخانه ایجاد آرامش در جامعه است به‌طوری‌که هیچ کس در کشور احساس ناامنی نمی‌کند، طلبه در حوزه، استاد در دانشگاه، فعال اقتصادی در عرصه اقتصاد و فعال فرهنگی با آرامش و امنیت فعالیت خود را انجام می‌دهند. 
 
وزیر اطلاعات یادآور شد: این وزارتخانه در تعامل با سایر نیروهای مسلح، دستگاه‌های قضایی و اجرایی در تحقق استقرار امنیت پایدار، بالنده و پویا که خود زمینه ساز شکوفایی سایر زمینه‌ها است عملکردی موفق دارد. 
 
وی بیان کرد: این وزارتخانه تلاش می‌کند فضای مناسبی را برای سرمایه گذاران، افزایش تولید ملی، ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار و برقراری امنیت در همه ابعاد فراهم کند. 
 
حجت‌الاسلام علوی با قدردانی از تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) در استان بوشهر گفت: در استان بوشهر با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان (عج)، تحرکات سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه رصد و عناصری که می‌خواستند برای بیگانگان کار تجسسی را انجام دهند شناسایی و به دست عدالت سپرده شده‌اند. 
 
وزیر اطلاعات با بیان اینکه استان بوشهر در همه ابعاد نقش تعیین کننده‌ای در کشور دارد، افزود: این استان قطب اقتصادی، صنعتی، نظامی، تجاری و هسته‌ای کشور بوده که جایگاه خاصی به آن در عرصه ملی داده است. 
 
وی با تسلیت ضایعه درگذشت آیت‌الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: تمام زندگانی این عالم ربانی، اسلامی، اخلاقی و تجلی عملی به احکام و معارف اسلامی بود. 
 
حجت‌الاسلام علوی با قدردانی از تلاش‌های مدیرکل سابق اطلاعات استان بوشهر، با بیان اینکه نیروی انسانی مهم‌ترین سرمایه هر دستگاهی است، خاطرنشان کرد: وزارت اطلاعات برای مسئولیت مدیریتی خود در استان‌ها به سبب برخورداری از نیروهای توانمند و مسلط به امور، برای تامین مدیران رده‌های عالی و میانی از نیروهای مومن، متخصص، متعهد و ولایت مدار خود استفاده می‌کند. 
در این آئین از تلاش‌های چهارساله مدیرکل اطلاعات استان بوشهر تجلیل و مدیر کل جدید اطلاعات این استان معرفی شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 19:35  توسط narsis | 

 


گفت: از چالش هسته‌ای چه خبر؟! به کجا رسیده؟!
گفتم: طرف مقابل باج می‌خواهد و ما هم که اهل باج دادن نیستیم.
گفت: کمپین 6 کارگردان چی شد که برای آمریکا پیام ضعف و ذلت فرستاده و گفته بود «هر توافقی از عدم توافق بهتر است»!
گفتم: یکی از آنها که اعلام کرد فریبش داده‌اند و منظورش اعلام ذلت در برابر دشمن نبوده است و 5 نفر دیگر هم که با بی‌محلی روبرو شدند.
گفت: اصلاً چرا درباره چیزی نظر می‌دهند که از آن اطلاعی ندارند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! از قدیم و ندیم گفته‌اند «هر کسی کار خودش، آتیش به انبار خودش»! می‌گویند؛ یارو که خیلی اهل مد و تجملات بود مشغول مشاهده یک بحث هسته‌ای از تلویزیون بود. رفیقش پرسید از مذاکرات چه خبر؟ گفت؛ هیچی! اشتون که همون کت قبلی تنشه! چکمه‌هایش هم که خیلی افتضاحه! ولی ساعتش جدیده!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مهر1393ساعت 11:7  توسط narsis | 
واهمه اصلاحات از همگرایی اصولگرایان؛
فرهنگ نیوز، اتحاد اصولگرایان راهبردی است که پیش‌ازاین نیز بارها نتیجه‌بخش بوده است. از انتخابات شورای شهر گرفته تا مجلس و ریاست جمهوری. اما اکنون اصولگرایان پس از یک تجربه تلخ عدم موفقیت، مجدداً ضرورت این همگرایی را درک کرده‌اند؛ اتحادی که بنا ندارد اختلاف سلایق را از بین ببرد، بلکه هدفش همگرایی و تضارب آرا در مسیر اصولگرایی برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب و مورد قبول کل این جریان است.
اصلاح طلبان بازهم دست به دامان رفسنجانی شدند!
حضور برخی از بزرگان جریان اصولگرایی در این همایش، خود نشان‌دهنده عزم گروه‌های اصولگرا برای همگرایی و اتحاد است، اما برای به نتیجه رسیدن این راهبرد حضور حداکثری جریان‌های اصولگرا ضروری به نظر می‌رسد.
اکنون‌که آوای اتحاد و همگرایی اصولگرایان برخاسته است، بر همه جریان‌هایی که نام اصولگرا را بر خود گذارده‌اند واجب است تا از اختلاف سلایق به عنوان و شکاف تعبیر نکرده و برای همگرایی بیشتر، به این حرکت اتحاد محور بپیوندند، تا بدین‌وسیله هم اتحاد معنا و رنگ و بوی واقعی‌تر به خود گیرد و هم راه اختلاف‌افکنی توسط دیگران بسته شود.

از اهمیت این اتحاد همین بس که برگزاری همایشی با محوریت همگرایی اصولگرایان، واهمه شدیدی در جریان اصلاح‌طلب ایجاد کرده است؛ آن‌چنان که امروز در مطالب و یادداشت‌های متعددی سعی بر سیاه نمایی این اتحاد نمودند و بارها سعی کردند القاء کنند که همگرایی اصولگرایان محقق نخواهد شد.

البته این فعالیت رسانه‌های اصلاح‌طلب در حقیقت نوعی فرار به جلو است، زیرا شکاف در جریان متبوع آن‌ها بارها خودنمایی کرده است و آخرین نمود آن نیز مخالفت با فعالیت حزبی به نام «ندا» زیر پرچم اصلاح‌طلبی بوده است.

همچنین یکی از آخرین واکنش‌ها به همایش همگرایی اصولگرایان که نشان‌دهنده انشقاق و چنددستگی در میان اصلاح‌طلبان است، سخنان حجت‌الاسلام محمد زارع فومنی دبیر کل حزب مردمی اصلاحات است. فومنی در این رابطه پیشنهاد نمود: «هر چه سریع‌تر جبهه متحد اصلاح‌طلبان با محوریت هاشمی رفسنجانی تشکیل شود تا بتوانیم با یک جبهه واحد در انتخابات آینده پیروزی مهمی را به دست آوریم.»

این سخنان فومنی در حالی مطرح‌شده است پیش‌ازاین نیز برخی از هاشمی رفسنجانی درخواست ارائه لیست انتخاباتی نموده بودند که هاشمی به آن‌ها پاسخ داده بود: از ما گذشته است! اما مطرح‌شدن مجدد این درخواست و دست به دامان هاشمی شدن توسط اصلاح‌طلبان، خود نشانه دیگری از اختلافات گسترده میان آنان و درک عدم داشتن مقبولیت و بدنه اجتماعی کافی است. 

فومنی همچنین با اشاره به اتهامات اصلاح‌طلبان به یکدیگر، از آنان خواست تا اختلافات را گسترش ندهند و به یکدیگر اتهام اصلاح‌طلب نبودن نزنند.
دبیر کل حزب مردمی اصلاحات گفت: «نباید این‌گونه تقسیم‌بندی‌ها صورت گیرد بلکه باید همه اصلاح‌طلبان زیر چتر اصلاحات و هاشمی رفسنجانی به یک جبهه واحدی برسند که بتوانیم در انتخابات آینده پیروزی مهمی را به دست آوریم.»

پرواضح است که اتحاد اصولگرایان می‌تواند سد محکمی در برابر کسانی باشد که با آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی در تعارض هستند و همچنین رقیب جدی در آوردگاه‌های سیاسی برای جریان‌های مختلف معتقد به نظام اسلامی و در حقیقت راهبردی برای خدمت و آبادانی و پیشرفت کشورمان خواهد بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مهر1393ساعت 11:4  توسط narsis | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مهر1393ساعت 11:2  توسط narsis | 
آیا واقعا رئیس جمهور به این آمار باور دارد!؟
 
 فرهنگ نیوز، در حالی که به گفته مقامات دولت یازدهم، در ۸ ساله دولت قبل مجموعا ۶۰۰ هزار شغل ایجاد شده بود؛ اینک آمار رسمی نشان می‌دهد طی یک سال اخیر همه آن ۶۰۰ هزار شغل از دست رفته است.

روحانی: ۴۰۰هزار شغل ایجادشد/ مرکزآمار: ۶۹۰هزار نفر بیکارشدند رجا نوشت : انتقاد از آمارهای اشتغالزایی دولت احمدی‌نژاد، فصل مشترک سخنان یک سال اخیر کابینه آقای روحانی درباره عملکرد دولت سابق بوده است.

درباره میزان اشتغالزایی دولت احمدی‌نژاد آمارهای متناقضی از سوی مسئولان دولت یازدهم اعلام شد؛ اما آخرین حرف در این زمین از سوی وزارت کار دولت یازدهم اعلام شد.

آذرماه سال گذشته علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه دولت یازدهم رسما اعلام کرد که در بهترین حالت در ۸ سال دولت احمدی‌نژاد تنها سالانه ۷۵هزار فرصت جدید شغلی ایجاد شد که سرجمع ۸ سال ۶۰۰هزار شغل می‌شود.

دولت ژنرال‌ها هرچند رقم نازل سالانه ۷۵ هزار اشتغالزایی دولت سابق را به تمسخر می‌گرفتند؛ اما اینک با انتشار آمار رسمی مشخص شده نه تنها از تکرار این رقم اشتغالزایی ناموفق بوده‌اند بلکه طی یک سال ۶۹۰ هزار نفر را بیکار کرده‌اند.

جدیدترین گزارش مرکز آمار از وضعیت بیکاری کشور حاوی نکات تکان‌دهنده  و نگران‌کننده‌ای از اوضاع بازار کار کشور است.

در حالی که گزارش مرکز آمار از تک رقمی شدن نرخ بیکاری خبر داده است؛ اما جزئیات این گزارش از بیکار شدن ۶۹۰ هزار نفر طی یک سال اخیر حکایت دارد.

طبق گزارش جدید مرکز آمار، نرخ مشارکت اقتصادی در تابستان امسال نسبت به تابستان سال گذشته نزدیک به ۲ درصد کاهش یافته است.

بدین ترتیب در حالی که تابستان سال گذشته جمعیت فعال کشور ۲۴ میلیون و ۷۵۴ هزار نفر بود این رقم در تابستان امسال به ۲۳ میلیون و ۷۵۶ هزار نفر کاهش یافته است؛ به عبارت دیگر در یک سال اخیر حدود یک میلیون نفر از بازار کار کشور کنار رفته‌اند.

این کاهش ۲ درصدی به معنای آن است که حدود یک میلیون نفر به دلایلی از جمله ناامیدی از یافتن شغل، از بازار کار کشور کنار رفته‌اند. این یک میلیون نفر هم شامل بیکارانی است که از سال‌های قبل بیکار بوده و هم شامل افرادی است که طی یک سال اخیر شغل خود را از دست داده‌اند.

بر اساس ارقام اعلامی مرکز آمار، در تابستان امسال تعداد بیکاران نسبت به تابستان سال گذشته ۳۰۶ هزار نفر کمتر شده است. این کاهش عددی بیکاران، سبب شده نرخ بیکاری به ۵/۹ درصد کاهش یابد؛ اما ارقام مربوط به تعداد شاغلان و جمعیت فعال به خوبی نشان می‌دهد که کاهش بیکاری ناشی از اشتغالزایی نبوده، بلکه به علت افزایش بیکاران ناامید از یافتن شغل بوده که سبب کاهش یک میلیونی جمعیت فعال شده است.

به زبان ساده‌تر اگر دولت توانسته بود در یک سال اخیر ۳۰۶ هزار شغل ایجاد کند بایستی به همین تعداد بر جمعیت شاغلان افزوده می‌شد. ولی ارقام مرکز آمار نشان می‌دهد اتفاقا تعداد شاغلان در همین مدت، ۶۹۰ هزار نفر کاسته شده است.

 

تابستان ۱۳۹۲

تابستان ۱۳۹۳

تغییر

تعداد شاغلان

۲۲۱۹۱۲۴۴

۲۱۴۹۹۷۷۲

۶۹۱۴۷۲-

تعداد بیکاران

۲۵۶۳۶۲۴

۲۲۵۷۱۹۴

۳۰۶۴۳۰-

جمعیت فعال

۲۴۷۵۴۸۶۸

۲۳۷۵۶۹۶۶

۹۹۷۹۰۲-

این ارقام دولتی، نشان می‌دهد که کاهش بیکاری نه به خاطر اشتغالزایی بلکه به خاطر خروج بیکاران ناامید از یافتن کار از بازار کار از آمارها شده است زیرا مطابق تعریف استاندارد بیکاری، فقط افرادی جزو آمار بیکاران محسوب می‌شوند که از سه هفته قبل از هفته آمارگیری دنبال کار رفته باشند.

با توجه به این که یک ساله منتهی به تابستان امسال را می‌توان سال اول عملکرد دولت روحانی دانست، کاهش ۶۵۰ هزار نفری تعداد شاغلان در این مدت، کارنامه نگران‌کننده‌ای برای دولت یازدهم محسوب می‌شود. با استفاده از فرمولی که سال گذشته مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس دولت یازدهم برای محاسبه خالص اشتغال در دولت احمدی‌نژاد استفاده کرد، می‌توان اینطور نتیجه گرفت که خالص اشتغالزایی سال اول دولت یازدهم (تابستان ۱۳۹۲ تا تابستان ۱۳۹۳) منفی ۶۹۰ هزار نفر بوده است.

این در حالی است که طبق محاسبات مسعود نیلی مشاور اقتصادی روحانی، خالص اشتغالزایی در دولت احمدی‌نژاد به طور میانگین سالانه مثبت ۱۴ هزار نفر بود.

* خیاط در کوزه افتاد

اما در حالی که گزارش رسمی مرکز آمار از بیکار شدن ۶۹۰ هزار نفر طی یک سال اخیر خبر می‌دهد، رئیسجمهور در گفتگوی تلویزیونی شب گذشته، اعلام کرد که در سال جاری حداقل ۴۰۰ هزار شغل ایجاد شده است. در همین حال، محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت نیز که شب گذشته در یکی دیگر از شبکه‎های تلویزیونی بصورت زنده حضور یافته بود، با تاکید بر ایجاد اشتغال ۴۰۰ هزار نفری در سال جاری از رسانه‎هایی که در آین آمار شبهه وارد کرده بودند انتقاد کرد، این در حالی است که این مرکز آمار بوده است که در گزارش خود نسبت به آمار ایجاد ۴۰۰ هزار شغل تشکیک جدی وارد کرده است.

آماری که امروز مبنای گزارش رئیس دولت و سخنگوی آن برای اعلام میزان اشتغال در سال گذشته شده است، همان آماری بود که در دولت دهم میزان اشتغال را سالانه یکی دو میلیون اعلام می‎کرد، اما همان زمان مقامات فعلی دولت یازدهم در پاسخ می‌گفتند چون اظهارات مقامات دولت دهم با گزارش مرکز آمار در تناقض است، بنابراین آمارسازی است و باید به گزارش مرکز آمار استناد کرد.

بر همین اساس و بنا بر رویه دولتمردان دولت یازدهم در برخورد با آمار دولتهای گذشته، در زمینه آمار میزان اشتغال، تنها باید به گزارش مرکز آمار استناد کرد که بر این اساس، ۶۹۰ هزار نفر در سال گذشته از کار بیکار شده‎اند.

در غیر این صورت اگر قرار باشد گزارش وزارت کار دولت یازدهم درباره اشتغالزایی ۴۰۰ هزار نفری در سال جاری را بپذیریم باید گزارش وزارت کار دولت دهم مبنی بر اشتغالزایی ۷ میلیون نفری در دولت احمدی‌نژاد را هم بپذیریم.

اما شاید فراتر از این بحث‎های آماری، با یک تحلیل ساده کارشناسی نیز بتوان به این نتیجه رسید که در سایه سیاست‎های سنگین انقباضی دولت و رکود شدید تورمی که دولت را وادار به تهییه لایحه خروج از رکود کرده است، ادعای ایجاد ۴۰۰ هزار شغل ادعایی متناقض و غیرقابل قبول به نظر می‎رسد.

آفتی که این نوع ارائه آمار می تواند برای دولت ایجاد کند، فرو بردن دولت در توهم موفقیت خیالی و فاصله گرفتن از واقعیات عینی اقتصادی است. بهتر است دولت به جای بازی با آمار و چشم امید بستن به مذاکره با آمریکا، واقعیات عرصه اجرایی کشور را ببیند، بپذیرد و برای اداره آن نه مبتنی بر مذاکرات خارجی که مبتنی بر اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی برنامه هایی عینی و عملیاتی و البته مقرون به نتیجه بریزد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مهر1393ساعت 10:58  توسط narsis | 
 
تلنگری که عنصر ضد انقلاب به مسئولان زد به این شکل کنونی که به اقوام یا پولدارترین فرد فروخته شوند و اینگونه خصوصی شوند یا با راهکاری به غیر از این وضع و اوضاعی که برای یک سال در اندازه‌ای بسیار کوچکتر این دو باشگاه واگذار شدند و نتیجه‌اش کنار میز دایره ای نشستن رییس هیات مدیره یکی از بزرگترین باشگاه‌های مردمی ایران و آسیا بود و عوامل موساد، نتیجه اش زیر فشار رفتن سیاسی بود و تحصن انجام نشده اما قریب الوقوع برخی، نتیجه اش از دست رفتن احتمالی بازی با رئال مادرید، نتیجه اش نابودی دایی و خود پرسپولیس .
 
روش واگذاری غلط بود و البته به این دلیل که در این رابطه مطلب زیاد نوشته شد و انتقادهای بسیاری انجام شد و خادم به خاطر این روش واگذاری سوخت و شد گوش شکسته دشمن فوتبال، در این رابطه چیزی نمی نویسیم اما برای آینده چطور؟ آیا راهکار مقابله با چنین داستانهایی که شب و روز رخ می دهند در آن مسیر دیده شده است؟ اگر دیده شده چگونه است؟ با کدامین سازوکار است؟
 
آیا فردای روزگار چنین رخدادهای به وقوع نمی پیوندد؟ تا زمانی که این دو تیم دولتی هستند حراست و نماینده فرهنگی و سیاسی ناظر این قراردادها بود اما امروز چطور؟ برای پرسپولیس اتفاقی رخ داده که معلوم نیست چه زمانی بتوان این تیم را دوباره سرحال دید. این از بازیکن گیری اش و آن از برکناری مربی اش و باز این از بازی دوستانه اش!
 
همه جایش غلط است و به وضوح هم می توان مدعی شد که سیاسی مقصر نیست بلکه مقصر آنست که ایشان را به عنوان عضو هیات مدیره معرفی می کند و ترس‌مان این است که فردای روزگار یکی مثل سیاسی را به عنوان خریدار هم معرفی کند!
 
در آنسوی قصه هم ماجرای استقلال است و بدون هماهنگی رفتن به ینگه دنیایی که حتی یک چشم نگاری یا انگشت نگاری اش مثل بمب اتم در دنیا می پیچد اما اینها می روند ارمنستان و به سفارت آمریکا می روند و درخواست ویزا می کنند و ...بگذریم آنکه باید پاسخگو باشد همان است که این عزیزان را انتخاب کرده و نه خود اینها!
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مهر1393ساعت 10:54  توسط narsis | 
/ روحانی: 400 هزار شغل ایجاد کردیم/ مرکز آمار: 690 هزار نفر طی یک سال اخیر بیکار شده‎اند

گروه اقتصادی – رجانیوز: در حالی که به گفته مقامات دولت یازدهم، در 8 ساله دولت قبل مجموعا 600 هزار شغل ایجاد شده بود؛ اینک آمار رسمی نشان می‌دهد طی یک سال اخیر همه آن 600 هزار شغل از دست رفته است.

انتقاد از آمارهای اشتغالزایی دولت احمدی‌نژاد، فصل مشترک سخنان یک سال اخیر کابینه آقای روحانی درباره عملکرد دولت سابق بوده است.

درباره میزان اشتغالزایی دولت احمدی‌نژاد آمارهای متناقضی از سوی مسئولان دولت یازدهم اعلام شد؛ اما آخرین حرف در این زمین از سوی وزارت کار دولت یازدهم اعلام شد.

آذرماه سال گذشته علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه دولت یازدهم رسما اعلام کرد که در بهترین حالت در 8 سال دولت احمدی‌نژاد تنها سالانه 75هزار فرصت جدید شغلی ایجاد شد که سرجمع 8 سال 600هزار شغل می‌شود.

 

دولت ژنرال‌ها هرچند رقم نازل سالانه 75 هزار اشتغالزایی دولت سابق را به تمسخر می‌گرفتند؛ اما اینک با انتشار آمار رسمی مشخص شده نه تنها از تکرار این رقم اشتغالزایی ناموفق بوده‌اند بلکه طی یک سال 690 هزار نفر را بیکار کرده‌اند.

 

جدیدترین گزارش مرکز آمار از وضعیت بیکاری کشور حاوی نکات تکان‌دهنده  و نگران‌کننده‌ای از اوضاع بازار کار کشور است.

در حالی که گزارش مرکز آمار از تک رقمی شدن نرخ بیکاری خبر داده است؛ اما جزئیات این گزارش از بیکار شدن 690 هزار نفر طی یک سال اخیر حکایت دارد.

 

طبق گزارش جدید مرکز آمار، نرخ مشارکت اقتصادی در تابستان امسال نسبت به تابستان سال گذشته نزدیک به 2 درصد کاهش یافته است.

بدین ترتیب در حالی که تابستان سال گذشته جمعیت فعال کشور 24 میلیون و 754 هزار نفر بود این رقم در تابستان امسال به 23 میلیون و 756 هزار نفر کاهش یافته است؛ به عبارت دیگر در یک سال اخیر حدود یک میلیون نفر از بازار کار کشور کنار رفته‌اند.

این کاهش 2 درصدی به معنای آن است که حدود یک میلیون نفر به دلایلی از جمله ناامیدی از یافتن شغل، از بازار کار کشور کنار رفته‌اند. این یک میلیون نفر هم شامل بیکارانی است که از سال‌های قبل بیکار بوده و هم شامل افرادی است که طی یک سال اخیر شغل خود را از دست داده‌اند.

بر اساس ارقام اعلامی مرکز آمار، در تابستان امسال تعداد بیکاران نسبت به تابستان سال گذشته 306 هزار نفر کمتر شده است. این کاهش عددی بیکاران، سبب شده نرخ بیکاری به 5/9 درصد کاهش یابد؛ اما ارقام مربوط به تعداد شاغلان و جمعیت فعال به خوبی نشان می‌دهد که کاهش بیکاری ناشی از اشتغالزایی نبوده، بلکه به علت افزایش بیکاران ناامید از یافتن شغل بوده که سبب کاهش یک میلیونی جمعیت فعال شده است.

به زبان ساده‌تر اگر دولت توانسته بود در یک سال اخیر 306 هزار شغل ایجاد کند بایستی به همین تعداد بر جمعیت شاغلان افزوده می‌شد. ولی ارقام مرکز آمار نشان می‌دهد اتفاقا تعداد شاغلان در همین مدت، 690 هزار نفر کاسته شده است.

 

تابستان 1392

تابستان 1393

تغییر

تعداد شاغلان

22191244

21499772

691472-

تعداد بیکاران

2563624

2257194

306430-

جمعیت فعال

24754868

23756966

997902-

 

این ارقام دولتی، نشان می‌دهد که کاهش بیکاری نه به خاطر اشتغالزایی بلکه به خاطر خروج بیکاران ناامید از یافتن کار از بازار کار از آمارها شده است زیرا مطابق تعریف استاندارد بیکاری، فقط افرادی جزو آمار بیکاران محسوب می‌شوند که از سه هفته قبل از هفته آمارگیری دنبال کار رفته باشند.

با توجه به این که یک ساله منتهی به تابستان امسال را می‌توان سال اول عملکرد دولت روحانی دانست، کاهش 650 هزار نفری تعداد شاغلان در این مدت، کارنامه نگران‌کننده‌ای برای دولت یازدهم محسوب می‌شود. با استفاده از فرمولی که سال گذشته مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس دولت یازدهم برای محاسبه خالص اشتغال در دولت احمدی‌نژاد استفاده کرد، می‌توان اینطور نتیجه گرفت که خالص اشتغالزایی سال اول دولت یازدهم (تابستان 1392 تا تابستان 1393) منفی 690 هزار نفر بوده است.

این در حالی است که طبق محاسبات مسعود نیلی مشاور اقتصادی روحانی، خالص اشتغالزایی در دولت احمدی‌نژاد به طور میانگین سالانه مثبت 14 هزار نفر بود.

 

* خیاط در کوزه افتاد

اما در حالی که گزارش رسمی مرکز آمار از بیکار شدن 690 هزار نفر طی یک سال اخیر خبر می‌دهد، رئیس‎جمهور در گفتگوی تلویزیونی شب گذشته، اعلام کرد که در سال جاری حداقل 400 هزار شغل ایجاد شده است. در همین حال، محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت نیز که شب گذشته در یکی دیگر از شبکه‎های تلویزیونی بصورت زنده حضور یافته بود، با تاکید بر ایجاد اشتغال 400 هزار نفری در سال جاری از رسانه‎هایی که در آین آمار شبهه وارد کرده بودند انتقاد کرد، این در حالی است که این مرکز آمار بوده است که در گزارش خود نسبت به آمار ایجاد 400 هزار شغل تشکیک جدی وارد کرده است.

آماری که امروز مبنای گزارش رئیس دولت و سخنگوی آن برای اعلام میزان اشتغال در سال گذشته شده است، همان آماری بود که در دولت دهم میزان اشتغال را سالانه یکی دو میلیون اعلام می‎کرد، اما همان زمان مقامات فعلی دولت یازدهم در پاسخ می‌گفتند چون اظهارات مقامات دولت دهم با گزارش مرکز آمار در تناقض است، بنابراین آمارسازی است و باید به گزارش مرکز آمار استناد کرد.

بر همین اساس و بنا بر رویه دولتمردان دولت یازدهم در برخورد با آمار دولت‎های گذشته، در زمینه آمار میزان اشتغال، تنها باید به گزارش مرکز آمار استناد کرد که بر این اساس، 690 هزار نفر در سال گذشته از کار بیکار شده‎اند.

در غیر این صورت اگر قرار باشد گزارش وزارت کار دولت یازدهم درباره اشتغالزایی 400 هزار نفری در سال جاری را بپذیریم باید گزارش وزارت کار دولت دهم مبنی بر اشتغالزایی 7 میلیون نفری در دولت احمدی‌نژاد را هم بپذیریم.

اما شاید فراتر از این بحث‎های آماری، با یک تحلیل ساده کارشناسی نیز بتوان به این نتیجه رسید که در سایه سیاست‎های سنگین انقباضی دولت و رکود شدید تورمی که دولت را وادار به تهییه لایحه خروج از رکود کرده است، ادعای ایجاد 400 هزار شغل ادعایی متناقض و غیرقابل قبول به نظر می‎رسد.

آفتی که این نوع ارائه آمار می تواند برای دولت ایجاد کند، فرو بردن دولت در توهم موفقیت خیالی و فاصله گرفتن از واقعیات عینی اقتصادی است. بهتر است دولت به جای بازی با آمار و چشم امید بستن به مذاکره با آمریکا، واقعیات عرصه اجرایی کشور را ببیند، بپذیرد و برای اداره آن نه مبتنی بر مذاکرات خارجی که مبتنی بر اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی برنامه هایی عینی و عملیاتی و البته مقرون به نتیجه بریزد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مهر1393ساعت 10:51  توسط narsis | 
 وقتی ماجرا با ابراز ندامت عایشه یه پایان رسید
 

 

 
رجبی دوانی با بیان اینکه «حصر عایشه» به دستور امیرالمومنین(ع) برای خاتمه دادن به فتنه جمل بود، گفت که ماجرا با ابراز ندامت عایشه یه پایان رسید.
به گزارش ندای انقلاب، علی مطهری که در ماه‌های اخیر با جدیت پیگیر رفع حصر عوامل فتنه ۸۸ است و از حداکثر ظرفیت خود برای آزادی این دو فتنه­ گر استفاده می­ کند؛ رئیس جمهور را به خاطر ادامه حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، تهدید به سوال کرده است.

در بخشی از اظهارات علی مطهری آمده است: "حصر خانگی آقایان حجت الاسلام کروبی و مهندس میرحسین موسوی سه سال و هشت ماه است که برخلاف اصول متعدد قانون اساسی بدون حکم قضایی و این که آنها اجازه دفاع از خود داشته باشند ادامه دارد. ممکن است حکم اولیه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر حصر خانگی این دو که در شرایط اضطراری صادر شده، برای مدت موقت – مثلا یک ماه – و تا زمان بازگشت شرایط عادی به جامعه، قابل پذیرش باشد اما ادامه آن بدون حکم قضایی قطعا وجاهت قانونی، شرعی و اخلاقی ندارد و خلاف فصل سوم قانون اساسی است. مثل آن است که کسی را بدون محاکمه به حبس ابد محکوم کنیم.

وی در بخش دیگری از نامه خود آورده است: "اصولا این یک سنت غلط در جمهوری اسلامی بوده است که منتقدان خوش سابقه در انقلاب را که احیاناً اتهامی متوجه آنها بوده است، به جای رسیدگی به اتهامشان در حصر قرار داده‌ایم بدون آنکه ضرورتی داشته باشد. گویی انتقاد و اعتراض را به معنی خروج از نظام تلقی کرده‌ایم، حال آنکه کسی می‌تواند انتقادهای اساسی به نظام داشته باشد و زندگی عادی‌اش را بکند، آنچنان که سیره امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بود. آن پیشوای بزرگ مادام که خوارج دست به سلاح نبردند آنها را از حقوق اجتماعی‌شان محروم نکرد و خود می‌فرمود از من در خفا و آشکار انتقاد کنید."

در این راستا دکتر رجبی دوانی پاسخ تاریخی مستدلی به وی داده است. محمدحسین رجبی‌دوانی کارشناس ارشد مسائل تاریخ صدر اسلام و عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع) است. وی فرزندعلامه علی دوانی است. دکتر دوانی مدرک دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی را از دانشگاه تهران گرفت که وی بیشتر به عنوان یک پژوهشگر تاریخ اسلام شناخته می‌شود. وی چندی پیش برای بررسی فتنه‌ها از صدر اسلام و برخورد امام معصومین در مواجهه با فتنه‌ها به و همچنین مشابهت‌های فتنه‌های صدر اسلام و دوره فعلی به تفصیل پاسخ های برخی شبهات مطرح شده در خصوص حصر را داد که گویا آقای علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی آن را نادیده گرفته است.

در ادامه بخش هایی از پاسخ های تفصیلی این کارشناس ارشد مسائل تاریخ صدر اسلام را که مربوط به شبهات نامه علی مطهری به رئیس جمهور کشورمان می شود را ملاحظه می کنید:

"​در ارتباط با فتنه زمان امیرالمومنین علیه السلام، پیامبر اکرم (ص) پیشاپیش این موارد را برای حضرت پیش‌بینی کرده بود و تکلیف آن بزرگوار را هم روشن کرده بود. فرموده بود: «یاعلی (ع) تو بعد از من با سه گروه ناکثین، قاسطین و مارقین مواجه می‌شوی و چاره‌ای جز جنگ و سرکوبی آنها را نداری.

یعنی کسی که بیعت خود را می‌شکند یا در روی نظام حق می‌ایستد یا نظام حق را متهم به خروج از مسیر اسلام می‌کند و براندازی پیشه می‌کند، این‌ها مستحق مقابله و سرکوبی و نابودی هستند. این را پیغمبر (ص) می‌فرماید و این نام‌ها را هم وجود مقدس حضرتش بر مخالفان و دشمنان امیرالمومنین (ع) نهاد. بنابراین کسی که فتنه‌انگیزی می‌کند و این فتنه را تا مرحله براندازی می‌کشاند حکم او سرکوبی و قتل است، مگر رهبر جامعه اسلامی مصلحتی ببیند و به خاطر آن مصلحت حکم الهی را بر او جاری نکند.»

فتنه گران سال ۸۸ دقیقا مثل فتنه‌گران جمل، حکم آنها سرکوبی بود و قتل سران فتنه و هر کسی که در آن عرصه آمده و ایستاد تا وقتی که ایستادگی می‌کند باید سرکوب شود و از میان برود. کسی که امنیت جامعه را به هم زده، خرابی به بار می آورد، متعرض جان و مال و ناموس مردم و اموال عمومی می‌شود، این محارب است و در آن شکی نیست. براندازی نظام را پیشه کرده، حتی اگر سلاح هم در دست نگرفته باشد ولی وقتی تخریب می‌کند و شهر را ناامن می‌کند این محارب است و حکم محارب هم در قرآن مشخص است و سرانی که آنها را به عرصه آوردند و این جسارت و گستاخی را به آنها دادند که این اعمال را انجام دهند، به طریق اولی، به عنوان سران مفسد فی الارض تلقی می‌شوند.

اما همان طور که عرض کردم حضرت آقا با تأسی به سیره پاک امیرالمومنین(ع)، خویشتن‌داری کرد، زیرا این‌ها فضایی را ایجاد کرده بودند، همانطور که آن فتنه‌گران و پیمان‌شکنان عمل کرده بودند و امیرالمومنین (ع) را مقصر در قتل خلیفه سوم تلقی کرده بودند و به جامعه القا کردند و خلیفه سوم به خاطر عملکرد غلطش که چه جنگ روانی درست کردند، چنان مورد نفرت قرار گرفت که انقلاب به پا شد و مردم آن را از بین بردند.

پاسخ قدیمی فرزند علامه دوانی به شبهه تکراری علی مطهری درباره سران فتنه

ولی فتنه‌گران با عملیات روانی شدید چگونه عمل کردند که از خلیفه منفور یک خلیفه مظلوم ساختند و امیرالمومنین (ع) را که به یاری این خلیفه آمده بود تا او را از این سختی‌ها و شقاوتی که خود برای خود ایجاد کرده بود بیرون بیاورد ولی امیرالمومنین (ع) را مؤثر و مقصر در قتل او جلوه دادند، حال آنکه به استناد منابع مهم اهل تسنن که امروزه در اختیار ما هست، همین سران فتنه جمل، خود عاملان مهم براندازی قتل عثمان بودند. عایشه، طلحه، زبیر و عمرعاص، این‌ها کسانی هستند که در قتل عثمان مؤثر بودند و حالا به خون خواهان عثمان تبدیل می‌شوند و امیرالمومنین (ع) باید تاوان پس بدهد و *مردم را هم با سوء‌استفاده از جایگاه همسری پیغمبر، صحابی‌های بزرگ پیغمبر فریب دادند و عده‌ای احساس کردند که وظیفه دارند بیایند و با این‌ها بر ضد امیرالمومنین (ع) که نعوذ بالله مقصر است، همراه شوند و براندازی شود.

در این فتنه هم ما می‌بینیم که این‌ها به این شیوه عمل کردند. فضایی را ایجاد کردند و گروهی را فریب دادند. بنابراین کار این‌ها مقابله بود و درآن شکی نیست ولی امیرالمومنین (ع) که می‌دانست خیلی از مردم هنوز توجیه نشدند. اگر چه حق سران آن فتنه و بازمانده فتنه‌گران، مرگ بود و امیرالمومنین (ع) بعد از جنگ جمل دستور داد، فراری‌ها را تعقیب نکنید، زخمی‌ها را نکشید و کاری به آنها نداشته باشید، خود عایشه که از رئوس این جریان بود را با احترام، در حصر قرار داد که عایشه دیگر حق نداشته باشد به فتنه انگیزی‌های خود ادامه دهد.
حضرت ۴۰ خانم اهل بصره را دستور داد که لباس مردانه بپوشند و صورت‌های خود را بپوشانند و او را از بصره به مدینه ببرند و حق ندارند از آن شهر بیرون بیاید و همانجا باید بمانند تا آخر خلافت امیرالمومنین (ع) ما دیگر تحرکی از عایشه برضد امیرالمومنین (ع) نمی‌بینیم.

در حقیقت امیرالمومنین (ع) او را در یک حصری قرار داد و از مجازات خود صرف‌نظر کرد. نه اینکه حق او مجازات نیست. داریم که وقتی امیرالمومنین (ع) او را سرزنش کرد که این چه فتنه‌ای بود؟ خلاف دستور پیغمبر بیرون آمدی و این وضع را پیش آوردی، تقاضای عفو کرد و امیرالمومنین (ع) هم به حرمت جایگاه همسری پیغمبر (ص) و هم اینکه مصالح حکومت اینگونه ایجاب می‌کرد، او را مجازات نکرد و با احترام به مدینه برگرداند."

نتیجه گیری:

​اولا - علی مطهری به عمد داستان جمل را نادیده گرفته است.

​ ثانیا - ​علی مطهری گفته دست به سلاح بردن ملاک است درحالیکه بیعت شکنی و تلاش برای براندازی نظام اسلامی ملاک است و عایشه خودش دست به سلاح نبرده بود.

ثالثا - علی مطهری گفته اگر حصر هم لازم باشد باید کوتاه باشد درحالیکه عایشه مدت طولانی در حصر بود.
انتهای پیام/
+ نوشته شده در  شنبه 19 مهر1393ساعت 13:51  توسط narsis | 
 
 
دختر زیبایی انگلستان و دانشجوی دانشگاه کمبریج برای همدردی و آگاهی از وضعیت و مشکلات بی خانمانان یک شب کامل را در خیابان به سر برد.

به گزارش گروه بین الملل ندای انقلاب، روزنامه دیلی میل انگلیس نوشت: دختر زیبایی انگلستان و دانشجوی دانشگاه کمبریج برای همدردی و آگاهی از وضعیت و مشکلات بی خانمانان یک شب کامل را در خیابان به سر برد.

این روزنامه در ادامه نوشت: کارینا تیریل که در حال درس خواندن در دانشگاه کمبریج است زیبایی دو چندانی پس از این اقدام خود در حمایت و آگاهی از مشکلات بی خانمانان کسب کرده است.
تیریل که ۲۴ سال سن دارد اقدام خود را در ماندن یک شب در خیابان، متمرکز شدن ذهن مردم به مردمی بی خانمان اعلام کرد .
در حال حاضر در لندن بیش از ۲۴۰۰ بی خانمان وجود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه 19 مهر1393ساعت 13:51  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/08/01 - 93/08/07
93/07/22 - 93/07/30
93/07/05 - 93/07/21
93/07/08 - 93/07/14
93/06/22 - 93/06/31
93/06/05 - 93/06/21
93/06/08 - 93/06/14
93/06/01 - 93/06/07
93/05/22 - 93/05/31
93/05/05 - 93/05/21
93/05/08 - 93/05/14
93/05/01 - 93/05/07
93/04/22 - 93/04/31
93/04/05 - 93/04/21
93/04/08 - 93/04/14
93/04/01 - 93/04/07
93/03/22 - 93/03/31
93/03/05 - 93/03/21
93/03/08 - 93/03/14
93/03/01 - 93/03/07
93/02/22 - 93/02/31
93/02/05 - 93/02/21
93/02/08 - 93/02/14
93/02/01 - 93/02/07
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
92/12/05 - 92/12/21
92/12/08 - 92/12/14
92/12/01 - 92/12/07
92/11/22 - 92/11/30
92/11/05 - 92/11/21
92/11/08 - 92/11/14
92/11/01 - 92/11/07
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو