X
تبلیغات
دانشجو
اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 13:21  توسط narsis | 
 

 
علیرضا شهبازی امروز در همدان اظهار داشت: بعد از روی کار آمدن دولت جدید، نگرانی‌هایی مبنی بر حضور عناصر افراطی‌ در دانشگاه به وجود آمد که قصد دنبال کردن مقاصد سیاسی خود را با استفاده از فضای جدید دارند.
به گزارش "ندای انقلاب"، علیرضا شهبازی امروز در گفت‌وگو با فارس در همدان اظهار داشت: بعد از روی کار آمدن دولت جدید، نگرانی‌هایی مبنی بر حضور عناصر افراطی‌ در دانشگاه به وجود آمد که قصد دنبال کردن مقاصد سیاسی خود را با استفاده از فضای جدید دارند.
وی افزود: هنوز زمان زیادی از طرح شعارهای حمایتی از فتنه‌گران در مراسم‌هایی چون ۱۶ آذر، در برخی دانشگاه‌ها نمی‌گذرد که نمایشی زننده از حامیان فتنه در مراسم جشن هسته‌ای دانشگاه امیرکبیر و سخنرانی دکتر عارف در دانشگاه فردوسی اجرا شد.

مسئول واحد سیاسی جامعه اسلامی دانشگاه بوعلی سینا افزود: از این نکته نیز نباید غافل شد که باب اهانت و توهین به برخی مراجع عظام و علمای دینی نیز در برخی نشریات سیاسی در دانشگاه‌ها باز شده است.

وی در تشریح این مطلب گفت: اخیراً نشریه «امروز» که چندی پیش یکی از اعضای منتسب به آن (الف.ب دانشجوی رشته علوم اجتماعی ورودی ۹۱)، به گروهک تروریستی کومله پیوست، در اقدامی تأمل‌برانگیز که یادآور هتک حرمت علما در نشریات زنجیره‌ای ایام اصلاحات است، به علامه مصباح یزدی توهین کرد.

شهبازی ادامه داد: گردانندگان نشریه «امروز» در دانشگاه بوعلی، که بعضاً مواضع ساختارشکنانه خود را در قالب این نشریه ظهور و بروز می‌دهند، این بار به علامه مصباح حمله کرده و وی را تئوریسین افراط و خشونت نامیدند.

وی ابراز داشت: نویسنده این یادداشت موهن مدعی شده یاران و همراهان امام (ره) کنار رفته‌اند و کسانی که هیچ وقت ما را درک نکرده اند، مفسر انقلاب شده‌اند.

مسئول واحد سیاسی جامعه اسلامی دانشگاه بوعلی ادامه داد: این نویسنده این طور وانمود کرده که دلسوزان انقلاب که بهترین سال‌های عمر خود را صرف مبارزه کرده‌اند و به زندان رفته‌اند، به حاشیه و حصر رانده شده و عده‌ای متحجر و مقدس‌نما صاحب انقلاب شده‌اند.

وی ادامه داد: همچنین در یادداشت دیگری در این نشریه این طور جلوه می‌دهند که آیت‌الله مصباح یزدی به جمهوری اسلامی نیز اعتقادی ندارد!

شهبازی ابراز داشت: هتاکی به آیت‌الله مصباح‌یزدی و طرح مطالبی این‌چنینی علیه ایشان در نشریه «امروز» در حالی صورت می‌گیرد که در زمان دوم خرداد و حاکمیت عناصر لیبرال، نیز ایشان به دلیل پایداری بر اصول انقلاب و دفاع از حریم ولایت آماج توهین‌های این چنینی از جانب رسانه‌های وابسته بودند، چنان که موج این تخریب‌ها موجی از اعتراض‌ها را در قم نیز برانگیخت.

وی ادامه داد: دفاع جانانه آیت‌الله مصباح از چارچوب نظری انقلاب اسلامی در مقابل موج گسترده شبهات و حملات نظری به حریم انقلاب در دوره حاکمیت اصلاحات، هرچند توهین‌ها و جسارت‌های فراوانی را از سوی جریان مدعی در آن دوران برای ایشان به دنبال داشت اما موجب شد رهبر معظم انقلاب از ایشان به عنوان «مطهری زمان» یاد کرده و از مجاهدت نظری ایشان در عرصه دفاع از حریم نظری گفتمان انقلاب اسلامی تجلیل کنند.

مسئول واحد سیاسی جامعه اسلامی دانشگاه بوعلی سینا ادامه داد: سال‌ها شاگردی و دم‌خور بودن علامه مصباح یزدی با شخصیتی بزرگی چون آیت‌الله بهجت، موجب شده بود تا این عالم برجسته در مقابل انبوهی از توهین‌ها و جسارت‌ها، اخلاقی‌ترین برخوردها و واکنش‌ها را داشته باشند.

وی گفت: این نگاه اخلاقی به عالم سیاست در ایام اخیر و ماجرای تشکیل جبهه پایداری نیز ادامه داشت و ایشان در دیدارهای مختلف خود با شورای مرکزی این جبهه، بیشترین و مهم‌ترین توصیه‌ها را به مباحث اخلاقی اختصاص داده و با توصیه به خویشتنداری در برابر تخریب و تهمت تلاش خود را برای ایجاد فضایی اخلاقی برای رقابت نیروهای انقلاب انجام دادند.

شهبازی در پایان خواستار رسیدگی و برخورد قاطع با عوامل توهین به علامه مصباح یزدی شد و گفت: این برخورد باید به گونه‌ای باشد تا دیگر کسی جرأت توهین به علمای اسلام در دانشگاه را پیدا نکند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 12:2  توسط narsis | 

 

 
سایت بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید بهشتی، نظراتی منتشرنشده از شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی پیرامون «حجاب» را منتشر کرده است.
به گزارش "ندای انقلاب" به نقل از تاریخ ایرانی، آخرین نظر ایشان در باب حجاب زن مسلمان حدود ۱۰ روز پیش از شهادت در جلسه توصیه‌های اخلاقی حزب جمهوری اسلامی بیان شده و میان این رأی و آرای پیشین تفاوتی وجود ندارد. نکته جالب اینکه بر خلاف نظر برخی از روحانیون که نظرات مترقی شهید بهشتی در باب حجاب را مربوط به دوره زندگی ایشان در آلمان می‌دانند و معتقدند نظر ایشان پس از انقلاب و در آخرین لحظات عمر تغییر کرده بود، رأی آخر شهید بهشتی در باب حجاب زن مسلمان آنقدر صریح و گویاست که راه را بر تفاسیر دلبخواه و من عندی از آرای ایشان می‌بندد.

به بخشی از این سخنرانی توجه کنید:

«ما در تابستان سال جاری در مناطق کوهستانی لبنان بودیم. من از اهالی آنجا پرسیدم آیا زنان هم به مساجد می‌روند؟ در پاسخ گفتند: نه در اینجا زنان به مسجد نمی‌روند. پرسیدم چرا؟ در پاسخ مسائل مختلفی را گفتند، چون بعضی از زنان در لبنان تقریباً بدون حجابند و اگر آنها بدون حجاب وارد مسجد شوند، برای مجالس و مجامع مسجدی صورت خوبی ندارد. اگر مسلمانان به این نحو (یعنی بدون حجاب) وارد مسجد شوند و در مساجد شرکت کنند، به نظر می‌آید که اسلام این‌گونه خواسته است. بعضی‌ها هم به نحو دیگری می‌خواستند ثابت کنند. اما با یک ساعت بحث توانستم مردم را در آنجا راضی کنم که زنان از این نظر می‌توانند و باید در هر صورت به مساجد بیایند. آنها هم گفتند: بله، بله کاملا حق با شماست. ما از حالا سعی می‌کنیم این مساله را برطرف کنیم. بعضی از بانوانی که در آنجا بودند بسیار خرسند شدند که در آنجا من این بحث را در میان گذاشته‌ام و آنها گفتند: ما علاقه‌مندیم که به مساجد برویم و می‌خواهیم بدانیم و اسلام را بشناسیم و غیر از مساجد امکان کمتری برای این کار را داریم.

این فقط یک مثال بود اما من معتقدم که این ممنوعیت یا این وضعیت که زنان در بخشی از لبنان اجازه وارد شدن به مساجد را ندارند، به یک سنت بسیار بسیار قدیمی اعراب برمی‌گردد و بر پایه آن سنت پایه‌ریزی شده است که اعراب با زنانشان سخت‌گیرانه برخورد و رفتار می‌کردند. این‌طور نیست؟ به عقیده من دلیل واقعی این برخورد مردان در بخشی از لبنان با زنان از این جهت است. در هر صورت این‌طور است و من نمی‌توانم طبعا بگویم که در شهر‌ها و روستاهای ایران هم زنان به مساجد می‌روند، شما کاملا حق دارید. از این جهت در حقیقت ما از ایران نمی‌شنویم که آیا زنان اجازه شرکت در مسجد را دارند؟ برای من هم یک چیز جدیدی است. چرا نمی‌توانند؟ مسلم است که زنان در مساجد شرکت می‌کنند! چرا؟ چون ما در سراسر ایران می‌توانیم مطلع شویم که زنان می‌توانند به مساجد وارد شوند.

البته زنان و مردان را به وسیله یک پرده در هنگام خواندن نماز جدا می‌کنند. من گفتم این کار نیز ضروری نیست چون بهترین و بالا‌ترین مثال در این مورد حضور زنان و مردان در مساجد مقدس در مکه است. اگر حضور زنان و مردان در مساجد بزرگ را می‌توان دید، پس چرا در جای دیگر و در مساجد دیگر نتوانند مردان و زنان حضور داشته باشند؟

اسلام می‌خواهد که زنان پوشش داشته باشند و چرا این‌گونه است؟ چون اسلام می‌خواهد زن در محیط و جامعه این‌گونه ظاهر نشود که تمام زیبایی‌های زن قابل دیدن باشد و زنان به نشان دادن زیبایی‌هایشان در برابر چشمان مردان الزام ندارند. آیا زن الزام دارد زیبایی‌هایش را نشان دهد؟ نه! آیا زن می‌تواند زیبایی‌هایش را نشان دهد؟ آیا اجازه دارد؟ نه! من یک بار در یک جمعی بودم و همین موضوع هم در آنجا بحث شد و آقایی در آنجا پرسید مثلا چرا باید زنان حجاب داشته باشند؟ آیا زنان می‌توانند هر کاری را که بخواهند انجام دهند؟ من گفتم طبعا و مسلما بله. بعضی از خانم‌ها در آنجا هم بودند. من گفتم بله. مثلا اگر زنان پوشش داشته باشند، نمی‌توانند چیزی که من می‌گویم را بفهمند؟ آیا نمی‌توانند نظراتشان را بیان کنند؟ آنها هر کاری را می‌توانند انجام دهند. فقط روابط زن و مرد به صورت روابط خانوادگی تعیین شده است. این‌طور نیست؟» (۱)

در پرسش و پاسخ دیگری شهید بهشتی تاکید می‌کند که اسلام حجاب را برای احترام به زن مقرر کرده است. نیز در این متن، حکم حجاب زنان غیرمسلمان و زنان بادیه‌نشین را بیان می‌کند: «این حجابی که در اسلام عرض کردم زن سرش را بپوشاند، تنش را بپوشاند، دست و صورتش باز باشد، بیاید بیرون؛ این حجاب را هم اسلام به عنوان احترام به زن مقرر کرده است. صریح قرآن این است. اصلا صریح دین ما این است و لذا زن مسلمانی که بی‌حجاب می‌آید بیرون، دیگر مرد واجب نیست به او نگاه نکند. البته نه نگاه از روی شهوت؛ نگاه از روی شهوت که حرام است مطلقا.

ولی نگاه معمولی به موی سر زنی که خودش را بی‌حجاب می‌آورد بیرون، حرام نیست دیگر. برای اینکه آن زن خودش احترام خودش را از بین برده. اگر غیرمسلمان باشد، همین‌طور دیگر. فرقی نمی‌کند. باز نه از روی شهوت. این مطلب را من تکرار کنم؛ نه از روی شهوت، نه نگاه‌های هوس‌آلود، فقط نگاه طبیعی، نگاه عادی، نگاهی که به یک مرد می‌کند. در صورتی که به یک زنی که معمولا خودش را در حجاب نگه می‌دارد، یک خانمی الان خودش را در حجاب نگه‌ می‌دارد. در این اتاق نشسته، خیال می‌کند مردی نمی‌آید. اینجا اگر این مرد بداند که این سرش باز است، بیاید داخل، نگاه کند، حرام است. برای اینکه این آمده احترام او را هتک کرده. بنابراین مسأله حجاب و حرام بودن نگاه به موی زن، احترام اسلام به زن است. این صریح آیه قرآن است و صریح روایات ماست و لذا در روایات از امام سوال می‌کنند. خدا رحمت کند مرحوم شیخ هادی شیرازی به این مطلب فتوا می‌داد.

از امام سوال می‌کنند که این زن‌های بادیه‌نشین که موی سرشان را نمی‌پوشانند و به شهر می‌آیند، اینکه ما به آنها نگاه می‌کنیم، چطور است؟ فرمود حرام نیست نگاه کردن به آنها؛ برای اینکه آنها خودشان این حق را شکستند و اگر به آنها بگویید نکن، به گوششان نمی‌رود. البته تعبیر روایت این است: «لاَنَّهُنَّ اذا نُهینَ لا یَنْتَهینَ». بنابراین حتی مسأله حجاب در اسلام احترام به زن است. یعنی برای بالا بردن شخصیت زن است.» (۲)

شهید بهشتی در مصاحبه دیگری به تاریخ مهر ۱۳۵۹ یکی از صریح‌ترین آرای خود را در باب حجاب زن در اسلام بیان می‌کند:

«پوششی که اسلام برای بانوی مسلمان می‌خواهد، بیش از هر چیز در جهت نگهبانی از عزت و کرامت زن و عزت و کرامت جامعه به صورت یک کل و پاکی و طهارت رابطه زن و مرد در خارج از دایره زناشویی و خانواده است.

کسانی که این پوشش را و نقش آن را و معنی والای آن را تحریف می‌کنند و آن را به صورت بندی بر پای زن و بر ضد آزادی او معرفی می‌نمایند یا به راستی هوس‌کیشانی ناآگاهند و یا هواپرستانی آگاه که آگاهانه می‌کوشند تا رابطه زن و مرد در خدمت هوا و هوس آن دو باشند. راستی اگر قرار است بانویی در خدمت پزشکی، آموزش، مخابرات، دفترداری، ماشین‌نویسی و یا خدمات سودمند دیگر باشد و به راستی اگر قرار است این کار‌آیی و مهارت و فن در خدمت جامعه قرار گیرد، چرا این بانوی فعال دارای «پوشش اسلامی» نباشد؟

نمی‌گویم حتما چادر، چادر یکی از انواع پوشش اسلامی است و مانتو شلوار و روسری بلند نوعی دیگر و این نوع دوم پوششی است متناسب برای فعالیت که زن در این پوشش می‌تواند هم پوشیده باشد، هم فعال.» (۳)

شهید دکتر بهشتی در سخنرانی دیگری با عنوان «آزادی در اجتماع» که به تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۵۹ ایراد کرده ضمن تاکید بر نقش ایمان در حجاب زن در اسلام اشاره‌ای به نوع و اندازه پوشش زنان و تربیت صحیح اخلاقی کرده تا تربیت اجتماعی صورت صحیحی به خود گیرد. بخشی از این سخنرانی را با هم می‌خوانیم: «یک نمونه نقش مؤثر تربیت عفت نفس در زن و مرد در تنظیم و بهبود برخورد اجتماعی زن و مرد در صحنه حج دیده می‏‌شود. یک آزمایشی که هر سال تکرار می‏‌شود.

درست است که باید به کمک بسیاری از نظامات اجتماعی دیگر جلوی طغیان جنسی را گرفت اما نقش ایمان، نقش عامل معنوی، نقش عفت متکی به ایمان را در این مورد نباید نادیده بگیریم و رفقا با کمال تأسف در جامعه دینی ما این نقش رو به ضعف است. حجاب زن رو به ضعف است و بسیار بد است. زن باید در جامعه طوری بیاید که لااقل هوس‏‌انگیزی او کم بشود و حالا ما نمی‌گوییم از بین برود اما کم بشود. خیلی فرق است بین یک زنی که اندامش پوشیده است (سرش) مو‌هایش پوشیده، دستش پوشیده، تنش پوشیده، پا‌هایش پوشیده حالا یا با چادر یا با روسری و پالتو و شلوار ولی بالاخره پوشیده و بین زنی که نیمه‌برهنه می‏‌آید بیرون. رعایت حجاب اسلامی در کم کردن فساد جنسی، فساد اخلاقی ناشی از بی‏‌بندوباری جنسی درست است و ما باید روی آن تکیه کنیم اما این فقط یک پایه مطلب است.

یک پایه بزرگ مطلب، تربیت زن و مرد مسلمان است به طوری که در برخورد با یکدیگر مواظب باشند که چه می‏‌کنند و کجا هستند. قرآن (یک جا به زن و مرد مسلمان می‏‌گوید) یک جا به زنان مسلمان می‏‌گوید پوشیده بیایید. بیش از یک جا به زن و مرد مسلمان می‏‌گوید در برخورد با یکدیگر چشم‏‌چرانی و هیزی نکنید. ای پیغمبر به مردان مسلمان بگو در برخورد با زنان چشمشان را به آنها ندوزند و به زنان مسلمان بگو که در برخورد با مردان به آنها چشم ندوزند. هیز به هم نگاه نکنند، برخوردشان برخوردی پاک و نگاهشان نگاهی پاک باشد.»

آخرین رأی شهید بهشتی در باب حجاب مربوط به سخنرانی در جلسه حزب جمهوری اسلامی در ۲۷ خرداد ۱۳۶۰، ۱۰ روز قبل از شهادت ایشان است. شهید بهشتی در این نظر صریحا تاکید می‌کند که نوع و اندازه حجاب از نظر او به عنوان یک اسلام‌شناس چیست و وظایف مسلمانان دیگر در قبال زنان مسلمان با این پوشش اسلامی چگونه تعریف می‌شود:

«ما اعلام کرده‏‌ایم که شلوار و روپوشی که تنگ نباشد و روسری کامل، پوشش اسلامی است. مبادا در حزب نسبت به این پوشش حساسیت بی‏‌جا باشد. دیگر دوباره از مواضع قطعی اعلام شده‏‌مان برنگردید. چادر پوشش است، شلواری که تنگ نباشد و روپوشی که تنگ نباشد و روسری‌ای که کافی باشد هم پوشش کامل اسلامی است. بنابراین، اگر خواهری با این پوشش بیاید در حزب - یا در مناطق، حوزه‏‌ها یا کلاس‏‌ها - مبادا خواهر یا برادری متعرض او بشود و به او انتقاد کند. این انتقاد نابه‌جا و غیر وارد است. مواضع مشخص خودمان را رعایت کنیم.»(۵)

منابع:

۱- «جایگاه زن در اسلام». منتشر نشده. آرشیو بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید بهشتی.

۲- منتشر نشده. آرشیو بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید بهشتی.

۳- نقش اجتماعی و حقوقی زن در اسلام. علی محمدی گرمساری. ۱۳۶۰ قم.

۴- «آزادی در اجتماع». منتشر نشده. آرشیو بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید بهشتی.

۵- حزب جمهوری اسلامی، گفتار‌ها، گفت‌وگو‌ها، نوشتار‌ها. شهید آیت‌الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی. بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی. انتشارات روزنه، تهران۱۳۹۰، ص ۲۰۴.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 12:2  توسط narsis | 
بولتن سازی جعلی برای مسئولان دولتی در خبرگزاری ایرنا
 

برخی اخبار از تشکیل تیمی در خبرگزاری رسمی دولت(ایرنا) تحت عنوان رصد رسانه های منتقد دولت با هدف بسترسازی برای ایجاد بدگمانی دولت علیه این رسانه ها خبر می دهند.
به گزارش ندای انقلاب، یک تیم وابسته به چند تن از اعضای یک سایت خبری که برخی گردانندگان آن هم‌اکنون در دستگاه‌های دولتی سمت‌هایی دارند، تحت عنوان رصد رسانه‌های منتقد دولت، روزانه مطالب مجعول یا تحریف و تقطیع شده به برخی مسئولان ارشد دولت می‌دهند تا زمینه بدگمانی به منتقدان و بی‌اعتنایی دولت به نقدهای رسانه‌ای را فراهم کنند.

گفته می‌شود این رصدگران با وجود جاروکشی‌های دقیق حتی صفحات حاشیه‌ای‌سازی نشریات منتقد، مطالب چندان دندان‌گیری برای پرونده‌سازی و بولتن‌سازی وارونه پیدا نمی‌کنند.

کیهان در ادامه خبر خود نوشته که مدتی است اقدام مشابهی در خبرگزاری ایرنا علیه رسانه‌های منتقد دولت انجام می‌شود.


حسین باستانی بولتن نویس محمد خاتمی که پس از فرار از کشور در بی بی سی مشغول به کار شد

مشابه همین کار در دولت اصلاحات و در دفتر رئیس‌جمهور از سوی برخی روزنامه‌نگاران وابسته به حزب مشارکت انجام می‌گرفت اما به تدریج برخی از همان بولتن‌نویسان- نظیر حسین باستانی- هویت واقعی خود را علنی کرده و به لندن و برخی دیگر از پایتخت‌های اروپایی گریختند و در خدمت شبکه‌هایی نظیر بی‌بی‌سی و... درآمدند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 12:0  توسط narsis | 

 

 
پایگاه خبری "ندای انقلاب": جریان حق و باطل درطول تاریخ پر فراز ونشیب و آدمی همواره در حال پیکار بوده اند وصفحات تاریخ مملو از مصاف های این دو جریان است.جریان حق که راهبری آن بر عهده اولیا،اوصیا و انبیایی الهی است همیشه از یک شعار وگفتمان برخوردار بوده اما در مقابل رهبری جریان باطل بر گردن سرسپردگان جریان ظلم و جور طاغوت بوده است و امری که در میان تقابل این دو جریان وجود دارد تغییر چهره دائم جریان ظلم است که در هر دوره ای نقابی رنگین بر صورت کریه خود زده است.این جریان را گاه در شکل گوساله سامری و گاه در هیکل بتان جاهلی و گاه در شمایل زاهدان و صوفیان اسلامی می بینیم؛ و آن زمان جریان باطل خطرناک می شود که ردای نفاق پوشیده و در لباس دین در آید و آن سان است که تشخیص سره از ناسره دشوار شده و منافقین از پشت خنجر به حنجر اسلام می زنند.

مسلماً فرقه منافقین قادر نیست و نخواهد بود که جوانان کشورمان را به سادگی دهه اول و دوم انقلاب فریب داده و به دام بیندازد و حرکتهای چندساله اخیر جوانان هوشیار در داخل و خارج ایران گواه آشکار این واقعیت است، بخصوص در یکسال گذشته که همین هوشیاری، زمینه را برای توهین و تهدید مکرر از سوی چماقداران مجازی این فرقه خطرناک به مردم و بخصوص جوانان فراهم کرده و شاهد بودیم که خشم خود را بر آنان با انواع واژه های ناپسند نثار می کردند.

در هرحال، لازم است باز هم این نکته را برای کسانی که بدلایل سنی آشنایی چندانی با این فرقه مخرب تروریستی ندارند یادآور شویم الارغم شعارهای رنگارنگ تحت عنوان دمکراسی، برابری و حقوق بشر که مریم رجوی و سایر رهبران این جریان ضدمردمی و ضد ایرانی سر می دهند، کینه عجیبی از دانشجویان و بخصوص دختران ایرانی در دل مسعود و مریم رجوی وجود دارد و با اینکه بسیاری از اعضای جدا شده بارها این تناقض ظاهری و باطنی را افشا کرده اند، آنان همچنان به مردم فریبی خود ادامه می دهند تا بلکه بتوانند نسلهای جدیدتر را به دام بکشانند.
مریم رجوی در این روزها به سختی در تلاش است تا از هر امکانی برای فضاسازی و به خشونت کشیدن جامعه استفاده نماید. کسانی که به تاکتیکها و استراتژی این فرقه آشنایی داشته باشند بخوبی می دانند که سران منافقین جز با بحران سازی، خونریزی و ارعاب در جامعه نمی توانند دوام بیاورند.

با چنین دیدگاهی نمی توان امید داشت که در یک صبح دل انگیز بهاری مریم و مسعود رجوی از خواب بیدار شده و با عشق و علاقه در مسیر آرامش، آسایش و رفاه مردم، شعار همدلی و دوستی و صلح بدهند. به همین علت است که می بینیم از سیمای آزادی و سایتهای رنگارنگ تا شبکه های مجازی مثل فیسبوک پر از شعارهای «خون چکان» قرون سابق مثل «بکشید، آتش بزنید، شورش کنید، دار بزنید و سر ببرید» شده است، و از دانشجویان و زندانیان و... می خواهند تا دست به قیام و اعتصاب غذا بزنند.

سوالی که پیش می آید اینکه چرا در این شرایط که جامعه بعد از مدتهای طولانی می خواهد به آرامش نسبی برسد و مردم تلاش می کنند همدلی بیشتری از خود نشان دهند و با دولت منتخب خودشان پیوند بخورند، مریم رجوی اینگونه به ترویج و تشویق خونریزی و برادرکشی مشغول شده است؟

آخرین پیام مریم رجوی در همین باب، خطاب به خانواده زندانیان بند ۳۵۰ اوین بود که جز عوامل بیگانه و جاسوس آنها هستند. مریم رجوی به خاطر اینکه نیروهای مخبر خود را از دست داده‌است و خود را شکست خورده می‌بیند از آنها درخواست می‌کند که دست به اعتراض زده و شورش به راه اندازند.

البته جداشدگان بخوبی می دانند که وی با ارسال چنین پیامهایی تنها یک هدف را دنبال می کند و آن دلخوشی دادن به نیروهای متناقض و روحیه باخته اش است و اینکه صدای اعتراض آنان را که به اعتصاب غذای اجباری مشغول هستند در نطفه خفه کند.

مریم رجوی درسهای خود را از محضر استادش مسعود بخوبی یاد گرفته است. آنچه در این گونه مواقع برای ما مهم است اینکه اجازه ندهیم این فرقه خطرناک براحتی هر خطی را جهت کشانیدن کشورمان ایران به سوی این مسائل پیش ببرد. شناخت اینگونه ترفندها و بازکردن آن برای نسل جدید موجب می شود که نوجوانان نیز در مقابل هرگونه فرقه خطرناکی از این قبیل مصونیت پیدا کنند و براحتی در دام نیفتند.

در پایان نیز ما نسل جوان و فعالان سایبری آزاد و مستقل کشور تنها سوالی را مطرح می کنیم و از مسئولین امر انتظار پاسخگویی داریم:

چرا در مورد زندانیانی که جاسوسان رسانه های غربی هستند و از داخل زندان نیز به حرکات ضد نظام خود ادامه می دهند و در صورتی که برای آنها حداقل مجازات ممکن در نظر گرفته شده است هیچ اقدام موثر در مورد تشدید مجازات صورت نمی گیرد و همچنین خانواده هایی که چه دانسته یا ندانسته در خط و مسیر دشمنان این ملت و مردم قرار گرفته اند اقدامی موثر و برخوردی جدی نمی شود؟

اینگونه مماشات و خوش رفتاری با دشمنان از حق و عدالت به دور است و ما به عنوان گروهی از جوانان این انقلاب خواستار تشدید مجازات برای این افراد هستیم و در صورت ندادن جوابی قاطع از سوی مسئولین برای این افراد و اربابان بیگانه آنها این وظیفه را ما دنبال کرده و در مقابل اینگونه دشمنان که در صدد ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند بی پروا تا پای جان ایستاده ایم.
ما فعالان سایبری، نمی‌توانیم نسبت به مطالبات جدی خود در زمینه‌ی عدالت‌خواهی، آرمان‌خواهی و حق‌طلبی، سستی و کوتاهی از خود نشان دهیم. چرا که رهبر ما حضرت امام خامنه‌ای ما را دعوت به دوری از محافظه‌کاری و استمرار مطالبه‌گری نموده است.
منبع: پایگاه خبری مجاهدین
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:59  توسط narsis | 
انتشار تصویر مصافحه سفیر عربستان سعودی با آیت الله هاشمی رفسنجانی موجی از خشم در میان فعالان در شبکه های اجتماعی در عربستان برانگیخت تا جایی که برخی جوانان معترض از منطقه قطیف در شرق عربستان خطاب به خاندان سعود اعلام کردند: قدرتنمایی و ستمگری تان فقط برای مردم خودتان است.
به گزارش فارس، جوانان عربستانی روز سه شنبه، یک روز پس از انتشار تصویر سفیر عربستان در تهران در دیدار با آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، در صفحات توئیتر خود از دیدار سفیر کشورشان در تهران با علی اکبر هاشمی رفسنجانی انتقاد کردند و بوسه سفیر بر پیشانی رئیس مجمع تشخصی مصلحت نظام را به تمسخر گرفتند.

این جوانان که عمدتا به سیاست های داخلی خاندان سعودی اعتراض دارند، با انتقاد از رویکرد رژیم آل سعود در برخورد با اقلیت شیعیان در این کشور و سرکوب آنها تاکید کردند که درحالی که شیعیان در عربستان به دلیل شیعه بودن مورد غضب هستند وگاهی به «مزدوری برای ایران» متهم می شوند، نماینده عربستان بر پیشانی یکی از سران ایران بوسه می زند.

جوانان عربستانی در این خصوص «هشتگ السفیر _ السعودی _ فی _ ایران #» را راه انداختند و موج اعتراضات به خاندان سعودی را تحت این عنوان به راه انداختند.


یکی از این فعالان با نام کاربری «Lama Al-Qatify» که به نظر می رسد از منطقه قطیف عربستان باشد، خطاب به سران سعودی تأکید می کند که «به شیعیان عربستان عیب میگیرند که آدم های ایرانید اما خودشان سر ایرانی ها را می بوسند.. بزدلان.. شما ستمگری و قدرتنمایی تان فقط برای مردم داخل است».

یکی دیگر از فعالان نیز در مطلب خود تصریح می کند که آل سعود به بهانه مبارزه با شیعیان جوانان را به سوریه می فرستد تا [در مبارزه با آنچه آنان را جریان علوی میخوانند] کشته شوند و آنگاه خودشان برپیشانی یک شیعه ایرانی بوسه می زنند.


البته در این میان مخالفان نظام سوریه هم در شبکه اجتماعی توئیتر با الفاظ رکیک و فحاشی  به سفیر عربستان در تهران و دیگر مقامات عربستانی، آنها را متهم به دست داشتن در کشتار آنچه آن را «مجاهدان» خواندند و همچنین به توافق پنهانی با متحدان نظام سوریه متهم کردند. این مخالفان در حقیقت به اختلافات درونی گروهک های مسلح در سوریه اشاره کردند. گروهک هایی که برخی از آنان از حمایت عربستان برخورداند و با گروهک های مسلح مورد حمایت دیگر کشورها، می جنگندند.



قطری ها هم در صفحات اجتماعی با انتقاد از رفتار سیاست خارجی عربستان از اینکه ریاض سفیر خود در دوحه فراخوانده و اینگونه سفیرش در تهران رفتار می کند خشمگین هستند.

عبدالرحمن بنغرمان شهری، سفیر جدید عربستان سعودی در جمهوری اسلامی ایران روز گذشته ، با حضور در دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی، با وی دیدار کرد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:57  توسط narsis | 


دست‌اندرکاران ناکام و ورشکسته فتنه سبز درصدد به بازی گرفتن دولت در جنجال اخیر بند 350 زندان اوین هستند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، کیهان در ستون خبرهای ویژه خود نوشت: در این زمینه دیروز سایت کلمه که از پاریس به روزرسانی می‌شود، از دولت خواست سکوت نکند. به ادعای این رسانه نفاق، بازداشتی‌های فتنه سال 88 بسیج‌گران رأی روحانی در انتخابات سال گذشته بوده‌اند؟!  و این در حالی است که پیش از این تحرکات فتنه‌گران از جمله در 25 بهمن 89 را به شدت محکوم کرده است.

اما جالب‌تر از اقدام سایت کلمه، اقدام ارگان گروهک ملی- مذهبی (مستقر درپاریس) بود که صراحتا نوشت: سبزها در حال نبرد رسانه‌ای با حاکمیت هستند و سکوت دولت اگر بشکند وزنه یکی از طرفین دعوا سنگین‌تر می‌شود. زیرا اگر دولت وقایع رخ داده را انکار کند انتقادها علیه آن  از سوی سبزها افزایش خواهد یافت اما اگر محکوم کند برای سبزها پیروزی رسانه‌ای خواهد بود(!) زیرا توانسته‌اند بخشی از حاکمیت را با فشار رسانه‌ای در مقابل بخشی دیگر قرار دهند!
یادآور می‌شود نوبخت سخنگوی دولت دیروز درباره ادعای رسانه‌های وابسته به فتنه‌گران درخصوص بند 350 اوین، گفت: رئیس‌جمهور طبق قانون‌اساسی و هیئت وزیران براساس وظایف‌شان، در هیچ یک از مواردی که حقوق شهروندان نادیده گرفته شود، سکوت نخواهد کرد ولی یک وقت است این فعالیت با اعلام‌نظر انجام می‌شود و یک وقت هم با اعمال وظیفه‌ پیگیری می‌شود افرادی که زندانی هستند، حقوقی دارند و اینکه مجازات شوند، این هم قانونی است. این مسئله در حال گزارش‌گیری است و مطمئنا پس از دریافت اطلاعات کافی از سوی طرفین، این مسئله پیگیری خواهد شد.
افراطیون فتنه‌گر بارها از دولت با ادبیاتی نظیر دولت‌گذار و رحم اجاره‌ای اصلاح‌طلبان یاد کرده‌اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:55  توسط narsis | 



در حالی که خود دولت نیز واکنش رسانه های بیگانه را بزرگنمایی خوانده است چرا رسانه ها و روزنامه های زنجیره ای در داخل اظهارات و جریان رسانه های معاند در خارج از کشور را در داخل کشور پیش می گیرند؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، جمعه هفته گذشته خبرهایی در خصوص بند 350 زندان اوین منتشر شد که واکنش های زیادی را به همراه داشت.

برخی از رسانه های زنجیره ای در داخل هم صدا با رسانه های معاند نظام در خارج از کشور به بازتاب خبرهای کذب از این اتفاق پرداختند.

آنچه که مسلم است و بر اساس فیلم های گرفته شده توسط این بازرسی ها، تعداد معدودی از زندانیان سیاسی در این بند که در حین بازرسی ها متوجه شدند منافعشان به خطر می افتد با شکستن شیشه ها سعی در درگیری با ماموران بارسی را داشته اند.

وسایل مکشوفه طی این بازرسی نشان می دهد که این زندانیان که به خاطر فتنه انگیزی در جریان فتنه 88 و هم چنین به خطر انداختن منافع ملی به زندان افتاده بودند، حتی در داخل زندان نیز برای رسانه های خارج از کشور خوراک خبری آماده می کردند.

کشف تعدادی سیم کارت و همچنین تبلت نشان داد که چه کسی خبرهای کذب از وضعیت ایران را به احمد شهید مخابره می کرده است و باعث وضع قطعنامه های جدید علیه ایران شده است.

قطعاً خیانت این افراد در حق ملت ایران قابض اغماض نیست؛ اما انچه که مهم است برخی از رسانه های داخلی و روزنامه های زنجیره ای با بزرگ نمایی این موضوع سعی دارند تا دولت یازدهم را در آستانه ورود به فاز دوم هدفمندی یارانه ها وارد حاشیه کنند.

محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت نیز روز گذشته در جمع خبرنگاران با اشاره به اتفاقات اخیر در بند 305 زندان اوین تاکید کرد: حق نداریم هیچ اقدام خلاف قانونی علیه زندانیان انجام دهیم .
 
نوبخت با بیان اینکه تیمی برای بررسی موضوع در دولت تشکیل شده است اقدام رسانه‌های خارجی را در خصوص این اتفاق بزرگنمایی خواند.
در حالی که خود دولت نیز واکنش رسانه های بیگانه را بزرگنمایی خوانده است چرا رسانه ها و روزنامه های زنجیره ای در داخل اظهارات و جریان رسانه های معاند در خارج از کشور را در داخل کشور پیش می گیرند؟

اصلاح‌طلبان پیش از این نیز در جریان انصراف از یارانه ها به جای تشویق مردم به انصراف از یارانه ها، به دفن یک جاسوس در کشور پرداختند و در این مرحله حساس از یاری دولت سر باز زدند.

قطعاً بر دولت نیز پوشیده نیست که پس از انتخابات یازدهم و سهم خواهی اصلاح‌طلبان از دولت، برخی از اصلاح طلبان پای خود را از حد معمول فراتر گذاشته و برای دولت خط و نشان هم کشیدند.

بهتر است این رسانه ها و روزنامه های زنجیره ای به جای پرداختن به حواشی یک جاسوسی از زندان ها برای معاندین و دشمنان جمهوری اسلامی، به دولت کمک کنند تا فاز دوم هدفمندی یارانه ها را به نحو احسن اجرا کند و یا به تعبیر مناسب لطفاً اصلاح‌طلبان پوست خربزه زیر پای دولت نیندازند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:54  توسط narsis | 


تغییر در معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور با واکنش سازندگان فیلم تبلیغاتی دکتر روحانی در انتخابات مواجه شده است.

به گزارش  خبرنگار شبکه اطلاع رسانی دانا، تغییر در معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور با واکنش سازندگان فیلم تبلیغاتی دکتر روحانی در انتخابات مواجه شده است.

نهاوندیان اخیرا علیرضا معزی را که معاون ارتباطات دفتر بود به عنوان دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت منصوب کرد و به جای وی پرویز اسماعیلی  را در سمت معاونت ارتباطات گماشت.
در پی این انتصاب، حسین دهباشی  سازنده فیلم انتخاباتی روحانی در صفحه اجتماعی خود نوشت: «سیدعلی میرفتاح»، مدیر بخش رسانه‌های نوشتاری ستاد اطلاع‌رسانی آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری، پیشنهاد کرد که اسم دومین فیلم تبلیغاتی مستندی را که برای تلویزیون می‌ساختم بگذاریم «من سرهنگ نیستم!». برگرفته از ضد حمله طوفانی روحانی در جواب قالیباف در خلال آخرین مناظره تلویزیونی کاندیداها. پیشنهاد حرفه‌ای و محشری بود. دم شما گرمی گفتم و پذیرفتم. اما هنوز کار تدوین تمام نشده بود که تماس‌ها و توصیه‌های مخالف با این ایده‌ ناب و جذاب شروع شد. از جمله تماس‌های مکرر تلفنی و مشفقانه از جناب «مهندس نعمت‌زاده» رئیس ستاد انتخاباتی ما که خبر می‌داد، اسم و حتی پلان‌هایی از کار ما توسط عوامل نفوذی قالیباف در دفترمان لو رفته و بدتر آنکه «پرویز اسماعیلی»، مشاور سابق ناجا و سخنگوی ستاد تبلیغاتی قالیباف در تدارک مستندی انتقام‌جویانه است با عنوان وهن‌آمیز «من خائن نیستم!» حق انتخابی در کار نبود.
وی می‌افزاید؛ نگارنده و جناب میرفتاح و بقیه همکاران‌مان آدم‌های مستقل و بی‌پناهی بودیم در برابر اصطلاحا بروبچ‌ بالا! در نهایت با بی‌میلی قبول کردم که اسم مستند دوم عوض شود تا به اصطلاح شر بخوابد. باری، کمتر از یک سال از آن روزها می‌گذرد. الانی که این کلمات را می‌نویسم، چند ساعتی می‌شود که برای همان حضرت «پرویز اسماعیلی» سخنگوی قالیباف و طراح متلک «من خائن نیستم!» و... غیره، حکم «معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور» را زده‌اند. «سیدعلی میرفتاح»؟ کجا باید باشد خب؟ مزد تلاش یکی از بهترین روزنامه‌نگارانی که در همه عمر دیده‌ام در به قدرت رسیدن آقای روحانی، جز این نبود که خانه‌نشین شود. پ.ن: اندر احوالات مراتب معرفت مشاوران موثر و آشنا و ناآشنا و دوگانه‌سوز آقای رئیس‌جمهور ذکر نشد.
پا گرفتن این قبیل رقابت‌ها در حالی است که حسین دهباشی چند ماه پیش با حکم ترکان به عضویت هیئت مدیره منطقه آزاد کیش درآمد اما گویا با پیش کشیدن نام میرفتاح، خواسته سنگ خود را در ماجرای انتصابات دفتر رئیس‌جمهور به سینه بزند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:53  توسط narsis | 

تاجیک: اگر دولت نتواند برای چالش های پیش رو تدبیر کند، کلیدش بسیاری از درها را به روی خودش خواهد بست/ مرعشی: منتقد سیاست های داخلی دولت روحانی هستیم

گروه سیاسی- رجانیوز: هر روز که می گذرد، بخش بیشتری از اصلاح طلبان نسبت به دولت یازدهم معترض می شوند و برای شنیدن صدای آنها نیاز نیست سری به رسانه های منتقد دولت زد بلکه روزانه تعدادی از آنها در گفتگو با روزنامه ها و سایت های حامی دولت نسبت به اقدامات عجیب و غریب دولت روحانی هشدار می دهند و ضمن تلاش برای خط کشی با اشتباهات آن، درصدند تا اعلام کنند دولت یازدهم چندان هم ارتباطی با اصلاحات ندارد!

به گزارش رجانیوز، اگرچه چندی قبل غلامحسین کرباسچی با انتقاد از همین منش اصلاح طلبان لب به اعتراض گشوده بود و اعلام داشت که «اگر از الان (شما اصلاح طلبان) بخواهيد فكر كنيد كه مي توانيم كنار بايستيم تا در اشتباهات هزينه ندهيم، نه جوانمردانه است و نه كار سياسي به اين معناست. اگر اصلاح طلبان بخواهند اين گونه رفتار كنند، بعيد مي دانم مردم به اين نوع اصلاح طلبي راي دهند.» اما امروز چهارشنبه سوم اردیبهشت 93 محمد رضا تاجیک مشاور محمد خاتمی در دوران اصلاحات طی گفتگویی تفصیلی با روزنامه شرق با اشاره به کم شدن حمایت اصلاح طلبان از دولت در همین 9 ماه گذشته، گفت:
 
«اگرچه معتقدم از شدت و گستره این حمایت کاسته شده، اما جریان اصلاحات با نگرشی‌ عقلایی و با تحلیلی ناظر به شرایط حال و آینده کشور و نیز با حفظ فاصله انتقادی خود، کماکان از دولت حمایت می‌کند. اما مطمئنم این حمایت امری زمان- ‌پرورده و شرایط‌ - پرورده است و چنانچه دولت تدبیر و امید نتواند برای چالش‌های پیشاروی جامعه تدبیری درخور و بهنگام بیندیشد، کلیدش بسیاری از درها را به روی خودش خواهد بست و حامیانش را پشت درهای بسته رها خواهد کرد.»
 
وی در بخش دیگری از سخنان هشدار گونه اش نیز می گوید: «دولت اعتدال که به نظر می‌رسد در حال تبدیل‌شدن به دولت اختلاط است، باید سریع‌تر خود را جمع‌وجور و گرایش‌های متفاوت و گاه متضاد درونی خود را تعدیل کند و تا دیر نشده کلید تدبیر خود را به‌کار گیرد.»
 
تاجیک در پایان نیز ضمن گلایه تلویحی از اینکه هنوز مفهوم اعتدال توسط حامیان دولت به خوبی تبیین نشده است، می گوید: «هنوز در میان اعتدالیون، تعریف مشخصی از مفهوم اعتدال و نسبت آن با عقل و عقلانیت وجود ندارد. اگرچه از یک منظر نظری اعتدال می‌تواند با نوعی از عقلانیت رابطه داشته باشد، اما هنوز متنی در این زمینه از سوی اعتدالیون در دسترس نداریم تا ما و دیگران را با این مفاهیم و رابطه میان آنان آشنا کند.»
 
این اظهارات تاجیک در حالی بیان شده است که روز گذشته نیز حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران در گفتگو با روزنامه اعتماد صراحتا اعلام داشته بود نسبت به سیاست های داخلی حسن روحانی انتقاد جدی دارد: «در عرصه سياست داخلي همه سياست‌هاي دولت را تاييد نمي‌كنيم. ما منتقد وزارت كشور بوده و هستيم. تاكيد مي‌كنم كه ما حامي آقاي روحاني هستيم اما در عرصه سياست داخلي كاملا زاويه انتقادي داريم.»
 
به نظر می رسد بیان این اظهارات انتقادی از سوی اصلاح طلبان نسبت به دولت یازدهم، نشانه تردیدهای جدی آنها درباره کارآمدی آن در شرایط کنونی است و اتفاقاتی همچون تخصیص پرحاشیه سبد کالا به بخشهایی از مردم، پاسخ منفی مردم به انصراف از دریافت یارانه، سیاست خارجی مبهم دولت و تحقیرهای پی در پی آمریکا در چند ماه گذشته و ... روشن ترین نشانه هایی است که سبب شده بسیاری از اصلاح طلبان در همین 9 ماه اول آغاز به کار دولت، برای جدا کردن خط حمایت خود از دولت، از یکدیگر سبقت بگیرند.
 
اما در عین حال باید توجه داشت که جریان کارگزاران که پشتوانه اصلی دولت یازدهم محسوب می شود، بیش از دیگر اصلاح طلبان درصدد است تا با میدان داری برای «حمایت مشروط» از دولت و طرد کردن دیگر اصلاح طلبانی که برای سهم خواهی از دولت به صف شده اند، جریان حمایت و انتقاد از دولت را مدیریت کنند، این نکته ای است که بخشهایی از سخنان مرعشی در گفتگوی روز گذشته اش با روزنامه اعتماد و خبر دادن وی از راه افتادن روزنامه، سایت و تجدید حیات کارگزاران سازندگی برای این امر، بیشتر این گزاره را توضیح می دهد: «حزب كارگزاران روزنامه يي را به عنوان ارگان خبري در دست طراحي دارد. در آينده سايت اينترنتي براي حزب خواهيم داشت و از طريق آن با مخاطبان خود ارتباط برقرار خواهيم كرد و به طور كلي با برگزاري سلسله جلسات و سمينارها ارتباط مان را خواهيم داشت ... (همچنین) در شوراي قبل كميته‌يي تعيين شد براي احياي حزب، آن كميته بررسي‌هايي را انجام داد.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:51  توسط narsis | 

کیهان- پیتر آیزنمن، معمار آمریکایی و طراح یادمان هولوکاست برلین، در روزهای 23 و 24 اردیبهشت‌ماه در برج میلاد سخنرانی خواهد کرد.

سومین همایش بین‌المللی معماری معاصر با پشتیبانی دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی در حالی برگزار می‌شود که سخنران اصلی این همایش، معمار یادمان هولوکاست برلین است. این یادمان که نماد قربانیان یهودی واقعه جعلی موسوم به «هولوکاست» در اروپا می‌باشد، در مرکز شهر برلین و در فضایی به وسعت 19000 متر مربع طراحی شده است.
 
سفر پیتر آیزنمن به خاک جمهوری اسلامی ایران در حالی است که کشورهای غربی و مدافعان رژیم صهیونیستی، همواره مواضع بسیار تندی علیه منتقدان هولوکاست اتخاذ کرده‌اند.
 
برای نمونه، همایش بین‌المللی بررسی هولوکاست که در سال 1385 در ایران برگزار شد، با واکنش خصمانه این کشورها روبرو شد. وزارت امور خارجه آلمان، در آن سال، علاوه بر توقیف گذرنامه 13 نفر از منتقدان هولوکاست، کاردار ایران در برلین را احضار و اعتراض شدید خود را اعلام کرد و دولت آمریکا نیز طی بیانیه‌ای، برگزاری این همایش را شرم‌آور اعلام کرد.
 
پیتر آیزنمن، علاوه بر تلاش برای مظلوم‌نمایی رژیم جعلی اسرائیل، ارتباطات نزدیکی با اعضای ایرانی شورای راهبردی بنیاد معماری فرقه انحرافی اسماعیلیان نزاری آقاخانی دارد. محسن «م» از اعضای این شورا، رابط این فرقه انحرافی با این معمار آمریکایی است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:51  توسط narsis | 

از رابطه‌ی یک نوجوان سیزده ‌ساله با یک زن میانسال تا خودفروشی به بهانه یک گالن بنزین؛ سازمان سینمایی چه کسانی را به «اردوی کن» می‌برد؟+ فیلم

گروه فرهنگی-رجانیوز: سال‌های گذشته همیشه در ایام نزدیک به برگزاری جشنواره‌ی کن، خروجی رسانه‌ها پر می‌شد از مطالب انتقادی درباره‌ی حضور پرشمار مدیران سینمایی نهادهای مختلف در کاروان اعزامی به جشنواره‌ی فیلم «کن»؛ مدیرانی که غالباً بعد از بازگشت هم چندان مایل نبودند تا در مورد دستاوردهای سفر تفریحی سینمایی خود صحبت کنند. اما حالا امسال با وجود عدم حضور اسامی مدیران سینمایی دولت تدبیر و امید در لیست مسافران کن، به نظر می‌رسد تدبیر جدیدی اتخاذ شده که خود محل تأمل و ایراد است.

به گزارش رجانیوز، در 19 فروردین ماه سال جاری خبری اعلام شد مبنی بر اینکه برگزیدگان سه گرایش از سه بخش سی ودومین جشنواره بین المللی فیلم فجر و برگزیدگان بهترین فیلم از سی‌امین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کوتاه تهران و هفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی سینماحقیقت به جشنواره‌ی کن امسال اعزام خواهند شد. در ادامه‌ی این خبر به اسامی هنرمندان اعزامی هم اشاره‌ای شده بود:
 
«نرگس آبیار» کارگردان فیلم «شیار 143» و «مصطفی کیایی» کارگردان فیلم «خط ویژه» از بخش آرای مردمی، «تقی علی‌قلی‌زاده» تهیه‌کننده‌ی فیلم «رستاخیز» و برگزیده‌ی جایزه بهترین فیلم در بخش سودای سیمرغ، «سید جمال ساداتیان» تهیه‌کننده‌ی فیلم «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» و برگزیده‌ی بهترین فیلم در بخش سودای سیمرغ، «بهروز افخمی» برگزیده جایزه‌ی بهترین فیلمنامه در بخش سودای سیمرغ برای فیلم «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»، «احمدرضا درویش» کارگردان فیلم «رستاخیز» و برگزیده‌ی جایزه بهترین کارگردانی در بخش سودای سیمرغ، «جمشید محمودی» کارگردان فیلم «چند متر مکعب عشق» و برگزیده‌ی جایزه‌ی بهترین کارگردانی در بخش نگاه نو، «محمدهادی نائیجی» نویسنده‌ی فیلمنامه «حق سکوت» وحائز رتبه‌ی اول در بخش نگاه نو، «هومن سیدی» کارگردان فیلم «سیزده» و برگزیده‌ی جایزه‌ی ویژه هیات داوران در بخش نگاه نو سی و دومین جشنواره‌ی بین المللی فیلم فجر، «مرتضی رزاق کریمی» تهیه‌کننده‌ی فیلم «خاطراتی برای تمام فصول» برگزیده‌ی بهترین فیلم از هفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم حقیقت و «محمد نصیری» کارگردان فیلم داستانی «جاده‌ی فرعی» برگزیده‌ی بهترین فیلم از سی‌امین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، هیات اعزامی هنرمندان ایرانی به جشنواره‌ی کن سال جاری را تشکیل خواهند داد.»
 
با نگاهی به این لیست و این به اصطلاح ابتکار سازمان سینمایی، آنچه در نگاه اول ایجاد سوال می‌کند این است که آیا سابقه دارد که جشنواره‌های بین‌المللی دیگر نیز همچون «جشنواره فجر» و یا «جشنواره‌ی درجه الف فیلم کوتاه تهران»، برگزیدگان خود را به عنوان جایزه به جشنواره‌ای دیگر –ولو جشنواره‌‌ی معتبری مثل جشنواره‌ی کن- اعزام کند؟ آیا اصولا چنین کاری حرفه‌ای است؟ اگر این چنین است، کدام جشنواره‌ی بین‌المللی چنین رویه‌ای دارد که به برگزیدگانش نوید حضور در جشنواره‌ای دیگر را ‌دهد؟ این همه تبلیغ مفت و مجانی و الگوسازی از جشنواره‌ای که سال‌هاست سینمای ایران را تحریم کرده و در عوض به محل نمایش فیلم‌های بدون مجوز افراد معلوم‌الحالی همچون «جعفر پناهی» و «محمد رسول‌اف» آن هم در بخش‌های جنبی جشنواره تبدیل شده است، چه دلیلی دارد؟
 
 
جالب‌تر آن است که این تصمیم سازمان سینمایی با این دلیل عجیب توجیه شده است که این فیلمسازان برای عرضه‌ی فیلم‌های خود به کن اعزام شده‌اند و کسی هم نیست که پاسخ دهد در تمام این سال‌ها که فیلمسازان ایرانی در بازار کن شرکت کرده‌اند، چه دستاوردی در جهت حضور گسترده‌ی بین‌المللی –نه در جشنواره‌ها که در عرصه‌ی اکران بین‌المللی- کسب کرده‌اند که امسال به وقوع چنین اتفاقی امیدوار باشیم؟ چرا مدیران گزارشی از نتایج اقدامات سال‌های گذشته در جهت اکران بین‌المللی فیلم‌های سینمای ایران در کشورهای دیگر نمی‌دهند تا به جز مدیران سینمایی، دیگران هم از علل این حضور پرهزینه و پرسروصدا مطلع شوند؟
 
حتی اگر فرض را بر این بگیریم که این فیلم‌ها برای معرفی به جشنواره‌های خارجی به کن اعزام شده‌اند، باز هم روند انتخاب فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های خارجی موید آن است که این جشنواره‌ها برای انتخاب فیلم‌های ایرانی سازوکاری به جز رصد آثار سینمای ایران در بازارهای این چنینی دارند. مگر نه این است که جشنواره‌ی «کن» سال‌هاست جریان اصلی (Main Stream) سینمای ایران را تحریم کرده و از میان تولیدات بدون مجوز و یا فیلم‌هایی که خود سفارش آنها را می‌دهد و در ساخت آنها مشارکت می‌کند –همچون «گذشته»، «یک خانواده‌ی محترم» و «ازدواج موقت»- لیست بخش‌های فرعی و غیررقابتی خود را پر می‌کند؟ و مگر نه این است که جشنواره‌های دیگر همچون برلین برای انتخاب فیلم‌های ایرانی معمولاً نماینده‌ی خود -مثل خانم آنکه لویکه- را به ایران می‌فرستند تا آزادانه با دیدن آثار سینمای ایران، فیلم‌های دلخواه خود را انتخاب کنند؟ پس این ژست فروشنده بودن در بازارهای فرمالیته‌ای‌ که ایران در آن بیشتر نقش خریدار را ایفا می‌کند، از کجا می‌آید؟
 
عجیب‌تر آن است که این اردوی تشویقی «کن» بعضاً نصیب فیلمسازانی شده است که با نگاهی به خلاصه داستان آثار آنها، هم می‌توان در علت برگزیده بودن آثار آنها در جشنواره‌های دولتی و هم در چرایی حضور آنها در لیست اردوی کن ایجاد تشکیک نمود. چنانکه به طور مثال می‌توان توأمان بابت برگزیده شدن فیلم کوتاهی همچون «جاده‌ی فرعی» در جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران و نیز حضور سازنده‌اش در کاروان هنرمندان اعزامی به کن تأسف خورد. فیلم کوتاهی که خلاصه داستان آن به شرح زیر است:
 
 
«دختر و پسر جوانی که نسبتی جز دوستی با هم ندارند، سوار بر یک پیکان فرسوده‌ی قدیمی در جاده‌ای فرعی در حال حرکت هستند. دختر بدون اطلاع خانواده‌اش راهی این سفر شده است. ناگهان ماشین از حرکت می‌ایستد و مشخص می‌شود که بنزین ماشین بر خلاف آنچه که آمپر بنزین نشان می‌دهد، تمام شده است. مرد جوان گالن بنزینی را در دست می‌گیرد تا برای ماشین‌های گذری تکان دهد شاید که بایستند و او را یاری کنند. اما هیچ ماشینی در آن جاده‌ی فرعی برای او و همراهش نمی‌ایستد. در حالی که مرد جوان ناامید شده است، دختر پیشنهاد می‌دهد که پسر در ماشین بنشیند و او گالن بنزین را برای ماشین‌ها تکان دهد. پسر در حالی که مطمئن است این تدبیر هم جواب نخواهد داد، موافقت می‌کند. اما بر خلاف تصور او، اولین ماشینی که از راه می‌رسد، می‌ایستد. بعد از صحبتی میان دختر و راننده‌ی ماشین، دختر به سمت دوست‌پسرش می‌آید و می‌گوید آنها هم بنزین ندارند، اما می‌گویند چند کیلومتر جلوتر یک پمپ بنزین است. پسر تا بیاید تصمیمش را بگیرد، دختر سوار ماشین می‌شود و می‌رود و پسر به انتظار می‌نشیند. مدتی می‌گذرد. خبری از دختر نیست. چند ساعتی سپری می‌شود. کم کم غیرت مرد جوان برانگیخته می‌شود. او تصمیم عجیبی می‌گیرد. خود را به باک بنزین ماشین می‌رساند. زیپ شلوارش را پایین می‌کشد و در باک بنزین ادرار می‌کند. سپس پشت فرمان می‌نشیند و و آن را روشن می‌کند. ماشین از شدت مردانگی موجود در ادرار مرد جوان روشن می‌شود و حرکت می‌کند. اما کمی جلوتر دوباره از حرکت می‌ایستد.... حالا دیگر هوا تاریک شده است و دختر جوان با گالنی بنزین از راه می‌رسد. ماشین در سکوت به راه می‌افتد. به سمت مسیری نامعلوم در جاده‌ای فرعی...»
 
Get the Flash Player to see this player.
 
این خلاصه داستان فیلم کوتاهی است که در جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران که با مدیریت «هاشم میرزاخانی» -رئیس انجمن سینمای جوان در دولت دهم- به عنوان فیلم برتر انتخاب شده و حالا به انتخاب مدیران سینمایی دولت یازدهم قرار است عازم اروی تشویقی کن شود. حکایت خودفروشی به خاطر یک گالن بنزین! و البته جای شگفتی است که چگونه در دوران مدیریت فردی همچون «هاشم میرزاخانی» که داعیه‌ی حزب‌اللهی بودنش در تصدی جایگاه ریاست انجمن سینمای جوان توسط او نقش مهمی داشت، چنین فیلمی با چنین مضمونی انتخاب و مهم‌ترین جایزه را می‌گیرد.
 
 
از دیگر سو، حضور «هومن سیدی» با فیلم غیراخلاقی و فوق خشن «سیزده» در سیاهه‌ی اسامی کاروان اعزامی به کن، از دیگر شگفتی‌های این لیست است که البته بیش از هر چیزی، ریشه در انتخاب بامزه‌ی هیئت داوران بخش «نگاه نو» سی و دومین جشنواره‌ی فیلم فجر دارد. فیلمی که با وجود پرداختن به رابطه‌ی غیراخلاقی مبهم یک پسر سیزده ساله با همسایه‌ی میانسالش با بازی «ویشکا آسایش» و نیز علاقه‌ی همزمان او به یک دختر مردپوش خلافکار با بازی «آزاده صمدی» و البته خشونت افسارگسیخته در فیلم، سیمرغ ویژه‌ی هیئت داوران جشنواره‌ی سی و دوم را دریافت کرد؛ سیمرغی که با گشاده‌دستی «هومن سیدی» به رئیس‌جمهور تقدیم شد.
 
با این توصیفات به نظر می‌رسد که سازمان سینمایی جمهوری اسلامی و مدیر فرانسه رفته‌ی آن فعلاً اهتمام خاصی به ترویج جشنواره‌ی فیلم «کن» دارد؛ حتی اگر قرار باشد فیلم‌های غیراخلاقی را به عنوان جایزه به جشنواره‌ای بفرستیم که سال‌هاست سینمای ایران را تحریم کرده است. شاید این روزها باید فریادهای «ابراهیم حاتمی‌کیا» را درباره‌ی سینمای سفارتی و سینماگران دوپاسپورته جدی‌تر گرفت. به خصوص وقتی که سیاست رسمی سینمایی مملکت هم ترویچ چنین سینمایی است...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:51  توسط narsis | 

پس از تفتیش بند ۳۵۰ زندان اوین و کشف وسائل ارتباطی، مشخص شد برخی عناصر فعال در فتنه ۸۸ نقش گزارشگر رسانه‌های بیگانه را بازی کرده و با یک پروژه مشترک بدنبال تظلم‌خواهی هستند. قطع ارتباط این عناصر با نگرانی شدید شبکه‌های تبلیغاتی غرب مواجه شده است که خبر از ارتباط عمیق این عناصر با بیگانگان می‌دهد.

به گزارش فارس، پنجشنبه 28 فروردین خبری از سوی رسانه‌های معاندنظام مبنی براینکه  محکومین بند 350 زندان اوین در آنچه که به آن اعتراض از نحوه «بازررسی» یاد شده مورد تهاجم ماموران قرار گرفته‌اند، منتشر شد. در این میان اما نکته جالب توجه آن است که چرا باید برخی زندانیان از تفتیش و بازررسی بند خود در هراس باشند؟

شاید ادعای رخداد این حادثه یک‌بار برای همیشه مشخص کند که چگونه وسایل ارتباطی به داخل محیط زندان انتقال داده می‌شود و از سویی دیگر اخبار معنی‌دار توسط چه افرادی در اختیار سرویس‌های جاسوسی به همراه نوادگان آن‌ها یعنی بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا قرار می‌گیرد.

 * حمله‌ای که ساخته شد/ از «اوین» تا «لندن»

 مخابره ساختگی درگیری بین نیروهای انتظامی و زندانیان بند 350 اوین، خبر از طراحی توطئه جدیدی از سوی ناامیدان فتنه 88 برای ساخت معجونی از مظلوم‌نمایی با چاشنی سیاه‌نمایی می‌داد.

پس از انتشار این ادعا از سوی سایت کلمه، اولین بار زنگ‌ها برای خط بی‌بی‌سی فارسی وابسته به خاندان سلطنتی انگلیس به صدا درآمد و روایتی ساختگی در این باره منتشر شد.

این شبکه وابسته به وزارت امور خارجه  انگلیس، با پرداختن به این موضوع به مصاحبه با مادر یکی از محکومین می‌پردازد که در این مکالمه وی به این شبکه می‌گوید: «ما هیچ خبری نداریم و به شدت نگران هستیم، [شنیده‌ایم] تعدادی مجروح و تعدادی را با ضرب و شتم به انفرادی بردند. خود این بی‌‌خبری ما را در این چند ساعت نگران کرده است.»

البته مشخص نیست وقتی این شخصی «هیچ‌گونه خبری ندارد» چطور وارد جزئیات می‌شود و سناریویی از پیش طراحی شده را شرح می‌دهد!

مادر یکی از این متهمین در این خصوص ادعا می‌کند: «سال‌ها است که تلفن ندارند (این درحالی است که در جریان بازرسی‌ها تعداد زیادی گوشی موبایل کشف شد) از این هفته تا آن هفته بی‌خبریم، تا دوشنبه (زمان ملاقات) ببینید به ما چه می‌گذرد. چرا می‌خواهند به اذیت و آزار ما اضافه کنند، سرگردان هستم که از کجا خبر بگیرم، نمی‌دانم صدایم را چگونه به گوششان برسانم، چرا به ما هیچ خبری نمی‌دهند، آخر چه اتفاقی آنجا افتاده است؟

* وقتی «بازرسی همیشگی» سوژه ماجراجویی می‌شود

اما آیا واقعاً برخوردی صورت گرفته است؟ این سؤالی بود که برای مخاطبان ایجاد شده بود و همه می‌خواستند بدانند چه موضوعی باعث شده است عناصری که در خوش خدمتی به بیگانگان همواره در ردیف اول بوده‌اند اینطور علیه جمهوری اسلامی تاخت‌وتاز می‌کنند.

«بازررسی» از جمله قوانینی است که در هر بازداشتگاهی وجود دارد و بصورت روتین نیز انجام می‌شود، بر همین اساس، این اولین نقطه‌ فضاسازی رسانه‌های غربی بود. 

اما مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری کشورمان در تشریح جزئیات این خبر، گفت: «طبق مقررات زندان، روزانه از بندهای مختلف بازدید و بازرسی می‌شود، که در یکی از این بازرسی‌ها در دو اتاق، زندانیان برای بازرسی مقاومت نشان دادند و این مقاومت منجر به درگیری شد.»

همچنین رئیس سازمان زندان‌ها نیز در یکی از برنامه‌های صداوسیما در واکنش به اتفاقات بند 350 زندان اوین توضیح داد که چگونه در بازرسی‌ها سعی شده بود هیچ برخوردی صورت نگیرد و در تصاویر مستند نیز نشان داده شد که حتی با عبور از ملاقات «کابینی» برای راحتی افراد زندانی، دیدارهای حضوری ترتیب داده شده بود تا بدین ترتیب هرگونه بهانه‌جویی از آنها گرفته شود. 

 * تصاویر مستند دروغ می‌گوید یا شنیده‌ها؟

در ادامه تصاویر پخش شده مشخص شد که برخی زندانیان با پرتاب شی به سمت شیشه‌های محوطه هواخوری و شکسته شدن آن به عمد، دست خود را در شیشه‌های شکسته  فرو می‌کردند تا با ایجاد جراحت، از «خون» به مقصود برسند.

  

شبکه سلطنتی بریتانیا همراه با صدای آمریکا با تحریف واقعیت مدعی شد لباس شخصی‌ها به داخل اندرزگاه هجوم برده‌اند و این درحالی است که ماموران بازداشتگاه همگی در حین کار، لباس شخصی به تن دارند و تنهانیروهای یگان با لباس فرم به انجام وظیفه می‌پردازند.

در قسمتی دیگر بصورت مستند نشان داده شد برای ارتباط بهتر ماموران با زندانیان، شخصی از خود زندانی‌ها به عنوان نماینده بند معرفی شده است در حالیکه که تریبون‌های غربی عنوان می‌کنند زندانیان از هیچ حقی برخوردار نیستند.

جای تعجب دارد با وجود اینکه انجام بازررسی و اظهارات زندانیان به تصویر کشیده شد اما هیچگونه آثاری از جراحت در زندانیان دیده نشد ولی اصرار بر تکرار ادعاهای ضدحقوق بشری در ایران با بسته‌بندی‌های گوناگون ادامه دارد!

در ادامه همین جریان‌سازی‌ها سازمان عفو بین‌الملل نیز با صدور بیانیه‌ای از مسئولان ایرانی خواست به وضعیت جسمی زندانیان مصدوم رسیدگی کنند و امکانات پزشکی در اختیار مجروحان بگذارند.

قطب‌های یک فضاسازی آشکار شده است؛ سازمان‌های خودساخته‌ حقوق بشری همیشه پیش‌قدم هستند و امروز بند 350 زندان اوین نیز دستاویزی شده است تا مقاصد دیگری در قالب این موضع بیان شود.

 * دیروز ندا آقا سلطان و ترانه موسوی؛ امروز بند 350 اوین

 در جریان اردوکشی‌های خیابانی سال 88 نام ترانه موسوی به عنوان یکی از کشته‌شدگان مطرح و گفته شد او در جریان درگیری‌ها کشته شده است. سناتور مک کاتر نماینده سنای امریکا نیز در جلسه علنی نه تنها از وی نام برد که حتی عکس او را نیز در سنای آمریکا به نمایش گذاشت تا ارتباطی واقعی بین داخل و آنسوی مرزها مشخص شود؛ اما حیرت‌انگیز آنکه مشخص شد چنین شخصی وجود خارجی ندارد و حتی فراخوان داده شد که اگر ترانه موسوی چهارمی هم وجود دارد خود را معرفی کند، اما هیچ‌گاه خبری نشد!

* زندانی یا گزارشگر بی‌بی‌سی؟ / وقتی خانواده زندانی نقش کاتالیزور را بازی می‌کند

در کنار برخی مجرمین که با مماشات مامورین، وقایع را آنطور که دلخواه است بازگو می‌کنند، خانواده برخی از عناصر فعال در فتنه 88 در اعتراض به آنچه بدرفتاری خوانده می‌شود بسرعت روی خط شبکه‌های معاند می‌آیند تا تنور دروغ‌پراکنی را داغ‌تر کنند.

 با توجه به سابقه ارسال اخبار از داخل زندان به رسانه‌های بیگانه و ارتباط خانواده برخی از این زندانیان با این شبکه‌ها می‌شود گفت وقایع اخیر ریشه در اقدام دیروز آنها دارد و باید می‌دانستند این بی‌پروایی‌ها می‌تواند توسط شبکه عظیم تبلیغاتی غرب تبدیل به «داستان پردازی» شود.

 *پیوند رسانه‌های داخلی با بی‌بی‌سی/ سرنخ در دستان اصلاح‌طلبان است

همچنین در ادامه این فضاسازی‌ها تعدادی از رسانه‌های نزدیک به جناح اصلاحات با «تردید‌افکنی» کمک بسزایی به جریان تبلیغاتی غرب ‌کردند.

 * وقتی ضد انقلاب برای از دست دادن «رابط‌ها» نگران است/پشت پرده ارتباطات افشا شد

 با این همه اما جریان ضدانقلاب با نگرانی خاصی در حال رصد کردن این موضوع است که نشان می‌دهد ضربه‌ای سخت به ساختار جوسازی‌های غرب وارد شده است.

رادیو فردا وابسته به اسرائیل پس از اینکه در تفتیش بدنی زندانیان، وسائل ارتباطی ضبط شد و دیگر از گزارش‌های آنلاین از درون زندان خبری نبود با موضعی منفعلانه این موضوع را نادیده گرفته و در صفحه وبسایت خود نشانی از پیگیری ماجرا بروز نمی‌دهد.

همچنین یکی دیگر از روزنامه‌های حامی جریان فتنه خواسته با طفره رفتن از پرداختن به این موضوع در شماره روز 3 اردیبهشت خود، کذب بودن این اتفاق را سانسور کرد.

دیگر روزنامه نزدیک به جریان اصلاحات نیز در روزهای پس از این اتفاق تنها با اخبار ترحم برانگیز بدنبال آن است که نشان دهد مسئولان داخلی برای پیگیری این موضوع تلاش گسترده‌ای را آغاز کرده اند.

بی‌بی‌سی فارسی هم با ادامه دادن این جریان در مطلبی که در سایت خود منتشر کرده است،اینطور می‌نویسد: « قابل درک است که حکومت ایران، تمایل به مدیریت کم‌هزینه بحرانی داشته باشد که در پی حمله به بند 350 و با مسئولیت مستقیم سازمان زندان ها ایجاد شده است. اما به نظر می رسد که تنها نتیجه تلاش‌هایی که تاکنون برای حل این بحران صورت گرفته، جلب توجه رسانه‌ها به مسئولین در سازمان زندان‌ها بوده که اظهارات او، به گونه‌ای روزافزون برای حکومت پرهزینه است»

به این ترتیب به صورت علنی این شبکه با فرار رو به جلو به پیش‌داوری پرداخته است و عجولانه اعتراف می‌کند که از رسانه ها «جلب توجه» صورت گرفته است.

همین خط‌های آشکار نشان می‌دهد تلاش صورت گرفته برای موج‌سازی نتیجه نداده و با ناراحتی تمام هرچند بصورت غیرمستقیم غربی‌هابه شکست القاء پروژه وارونه‌نمایی اعتراف می‌کنند.

ارتباطات که تا دیروز برقرار می‌شد قطع شده است؛ با سوختن مهره‌هایی همچون اردشیر امیرارجمند که دلالی سیاسی انجام می‌داد حالا آخرین امیدهای جریان فتنه نیز از بین رفته است و مشخص شده است دیگر خبری از تماس‌هایی که تا دیروز به راحتی برقرار می‌شد نیست.

به این ترتیب باید تاکید کرد عناصر فعالی که در جریان فتنه 88 در داخل زندان و یا خارج از آن با ترفندهای خاص به جاسوسی می‌پرداختند،حالا تمام نقشه‌ها را نقش بر آب می‌بینند.

* سهل انگاری بدون هزینه نیست

از سویی دیگر در کنار همه این وقایع، تجهیزات ارتباطی متنوعی که از زندانیان امنیتی کشف شده است، ماجرا را کمی تاسف‌بار می‌کند، اینکه چگونه سهل‌انگاری، تبدیل به «وسیله»ای برای تهمت علیه نظام می‌شود، جای پرسش دارد.

وجود سیم‌کارت‌های گوناگون و گوشی‌های موبایل نشان می‌دهد مراقبت‌های لازم از سوی مسئولان ذی‌ربط صورت نگرفته است و این نکته تاثیر بسزایی در کمک به اجرای نقشه‌های فرصت‌طلبانه کرده است.

سهل‌انگاری بدون هزینه نیست؛ دیدارهای آزادانه برخی محکومین با خانواده نیز تعجب برانگیز است؛ افرادی که در ساختن «کوه» از «کاه» خبره هستند به خوبی می‌دانند هیچ فرصتی را نباید از دست داد و رفتن فرصت خسارت‌آور است.

قبلا نیز دختر میرحسین موسوی در جریان ملاقات خود با پدرش با طرح یک موضوع خلاف واقع سعی کرد نشان دهد ماموران امنیتی او را مورد آزار قرار داده‌اند و به این ترتیب به تهیه خوراک پرداخت که وجود سابقه رفتارهای اینچنینی می‌تواند یک هشدار جدی باشد.

البته پس از بروز این اتفاقات آیت االه آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه روز 3 اردیبهشت طی نامه ای غلامحسین اسماعیلی را از ریاست سازمان زندان‌ها برکنار کرد و در سمتی دیگر وی را منصوب نموده تا نشان‌دهنده برخورد قاطع نظام با اهمال‌گران باشد.

* شکست پروژه رفع حصر سرفصل یک ماجرا/ آیا اصلاح‌طلبان از روحانی ناامید شده‌اند؟

رئیس دولت تدبیر و امید در میتینگ انتخاباتی خود، درست چند روز پیش از رای‌گیری 24 خرداد، در پاسخ به درخواست برخی حامیانش مبنی بر آزادی معترضان به نتایج انتخابات ابراز امیدواری کرد همه زندانیان از جمله مجرمان امنیتی آزاد می‌شوند تا به این‌صورت «انتظار» با «توقع» برای اصلاح‌طلبان هم‌ردیف شود و تندروها همواره این مطالبه را از وی داشته باشند.

امروز باید این پرسش را از شخص رئیس جمهور پرسید  که آیا این رفتارها را می‌بیند و چگونه می‌شود یک نظام مظلوم با امواج تهمت‌ها مقابله کند اما شخص رئیس جمهور تنها سکوت اختیار ‌کند؟

مردمی که حماسه سیاسی 24 خرداد 92 را رقم زدند تحمل این سازهای ناکوک را ندارند و این سؤال را مطرح می کنند که چرا دولت قاطعانه عمل نمی‌کند؟ اگر صبرها تمام شود سیاست «لبخند» پاسخ نمی‌دهد و این قابل چشم‌پوشی نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:49  توسط narsis | 

 علیرغم آنکه رقم نهایی انصراف دهندگان از دریافت یارانه توسط سخنگوی دولت دو میلیون و چهارصد هزار نفر (کمتر از 4% کل مردم کشور) اعلام شد، بازخوانی تیتر برخی روزنامه ها طی روزهای گذشته جالب توجه است.

به گزارش رجانیوز، روزنامه اطلاعات از جمله رسانه هایی بود که طی روزهای گذشته با پیش گویی نسبت به میزان انصرافی ها از دریافت یارانه، اعلام داشته بود مردم به فراخوان دولت پاسخ مثبت داده اند و میلیون ها نفر نسبت به دریافت یارانه انصراف داده اند. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:48  توسط narsis | 

 نماینده مردم تهران در مجلس از قول مشاور رئیس‌جمهور گفت: شخص حجت‌الاسلام روحانی نیز از حواشی پیش‌آمده در جشن روز زن در سعد‌آباد ناراحت شده و تذکراتی در این مورد داده است.

حمید رسایی در گفت‌وگو با  فارس، در مورد جشن مجموعه حافظیه به میزبانی همسر رئیس‌جمهور به مناسبت روز زن گفت: بعد از انتشار اخبار این جشن با یکی از یاران نزدیک رئیس‌جمهور تماس گرفتم و به ایشان گفتم که بررسی‌های من نشان می‌دهد که این اخبار درست است و قصد دارم از تریبون مجلس هم آن را تذکر بدهم، لذا انصاف حکم می‌کند از درون دولت هم گزارش دقیقی در این مورد بگیرم.
 
وی ادامه داد: ایشان بعد از بررسی موضوع طی تماسی آنچه رخ داده بود را بر حسب گزارش‌های دریافتی‌اش به بنده گفت.
 
نماینده مردم تهران گفت: اکثر مواردی که ایشان گفت با آنچه بنده شنیده بودم تطبیق می‌کرد؛ به ایشان گفتم که آیا قبول دارید که برگزاری مراسم جشنی با این کیفیت شاید برای مردم عادی بلااشکال باشد ولی به نام ریاست جمهوری و همسر رئیس جمهور پذیرفتنی نیست؟
 
رسایی از قول مشاور رئیس‌جمهور ادامه داد: ایشان به بنده گفت که شخص حجت‌الاسلام روحانی نیز از حواشی پیش‌آمده در جشن ناراحت شده و تذکراتی در این مورد داده است، لذا من هم از تذکر خود در صحن مجلس منصرف شدم چرا که قصد من توجه دادن متولیان برنامه به اشتباه خود بود و باتوجه به تذکر رییس‌جمهور به متولیان برنامه دلیلی برای تذکر علنی نمی دیدم؛ الان هم به دلیل بی‌انصافی کسانی که به منتقدین حمله می‌کنند، این مصاحبه را انجام دادم.
 
وی با اشاره به اینکه مسئولین نباید از منتقدین ناراحت شوند و به آنها تهمت بزنند که پول گرفته‌اند تا انتقاد کنند، اظهار کرد: این ادبیات شایسته آقای نوبخت نیست شاید در دوره قبل کسانی برای انتقاد از دولت پول می‌گرفته‌اند و الان قیاس به نفس می‌کنند ولی امروز بیان این تذکرات از بابت تسویه حساب‌های سیاسی نیست.
 
رسایی با اشاره به اتفاقات مشابه در دولت احمدی‌نژاد گفت: اکثر رسانه‌‌ها و چهره‌هایی که امروز به این مراسم ایراد می‌گیرند و انتقاد می‌کنند، دیروز هم به آن مراسم‌ها انتقاد داشتند و همین نشان می‌دهد که انتقادات سیاسی نیست ولی کسانی که دیروز به‌خاطر کوچکترین مسأله‌ای تیتر می‌زدند و انتقاد می‌کردند الان توجیه‌گر شده‌اند و این یعنی سیاسی‌کاری.
 
نماینده تهران در مجلس گفت: در دولت قبل وقتی ما تذکری می‌دادیم همین روزنامه‌ها تیتر می‌زدند که وضع دولت آنقدر خراب شده که هوادارانش هم انتقاد می‌کنند، در حالی که تذکرات ما خطاب به این افراد چه آقای روحانی و چه آقای احمدی‌نژاد از باب امر به معروف و نهی از منکر است و اتفاقاً تذکراتی که رسانه‌ها و مردم هم به خود ما نمایندگان می‌دهند نیز از همین باب است.
 
وی با رد اخباری مبنی بر توزیع پنج سکه میان هر کدام از میهمانان گفت: آنچه ما شنیدیم اهدای سکه به برخی از میهمانان بود و نه اهدای سکه به همه مدعوین؛ آقای حسینیان هم در نطق خود در مجلس به این موضوع وارد نشد، زیرا که صحت نداشت و رسانه‌ها نیز نباید بر روی شایعاتی که تأیید نشده است مانور دهند.
 
وی با تأکید بر اینکه اصل برگزاری این جشن در کاخ سعدآباد با کیفیتی که دولت خودش در تکذیبیه تأیید کرده قابل دفاع نیست، بیان کرد: چنین جشن‌هایی ممکن است به نام اهل بیت(ع) آغاز شده و سپس به جاهای دیگر کشیده شود؛ خلق و خوی خانواده مسئولین باید در همان سطح مردم عادی باقی بماند و الا فرق ما با حکومت شاهان در چیست؟
 
رسایی با یادآوری اینکه برگزاری اینگونه جشن‌ها در خانواده رهبر معظم انقلاب چه اکنون و چه در زمان ریاست جمهوری‌شان سابقه نداشته است، گفت: چرا باید این رفتارها مجدداً در بین رده مسؤلان و خانواده‌های آنها باب شود.
 
وی گفت: آنچه من از ویژگی‌های خانواده رئیس‌جمهور شنیده‌ام، ایشان یک خانم سنتی و مذهبی است و ابتکار برگزاری چنین برنامه‌ای از سوی او بعید است اما تغییرات، کم‌کم در هر فرهنگی ایجاد می‌شود؛ در این موضوع هم باید دید چه کسی این پوست موز را زیر پای دولت گذاشته است.
 
نماینده مردم تهران در مجلس در پایان گفت: رئیس‌جمهور محترم نباید از انتقادات برآشفته شود که «آلة الریاسة سعة الصدر» بنابراین ضمن به خرج دادن سعه صدر در برابر منتقدان، شاید مناسب‌تر باشد که رئیس جمهور جلوی این رفتارهای خارج از چارچوب و افراطی‌ در عرصه فرهنگ را بگیرد.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:48  توسط narsis | 

 روزنامه آرمان که از آن به عنوان روزنامه خاندان هاشمی رفسنجانی یاد می شود، در آخرین شماره منتشر شده خود در روز چهارشنبه 3 اردیبهشت 93 عکس یکی از محکومان فتنه 88 را به چاپ رسانده است.

فیض ا... عرب سرخی از اعضای افراطی حرب منحله سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که پس از فتنه 88 مدتها در زندان بود. وی در دوره اصلاحات نیز مدتی معاون وزیر بازرگانی بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:44  توسط narsis | 

آقای نوبخت! کسی بهتر از برخی اعضای دولت بلد نیست حاشیه سازی کند، به جای حمله به منتقدان ریز مخارج ضیافت سعدآباد را اعلام کنید + بازخوانی حواشی خود ساخته دولتی ها در 9 ماه گذشته

گروه سیاسی- رجانیوز: واکنش ها به ضیافت اشرافی و پرحاشیه همسر رییس جمهور در کاخ سعد آباد ادامه دارد و پس از آنکه نهاد ریاست جمهوری با صدور اطلاعیه ای مبهم، اعلام کرد میزبانی این برنامه به عهده همسر آقای روحانی بوده و در این مراسم تنها تعدادی از دختر بچه ها به ابراز شادمانی پرداخته اند و به «برخی» از حضار سکه بهار آزادی هدیه داده شده! این بار سخنگوی دولت در توجیه این اقدام، ضمن حمله به منتقدان دولت گفت: «عده ای کارشان همین است که پول بگیرند تا برای دولت حاشیه درست کنند.»

به گزارش رجانیوز، نوبخت با بیان اینکه آنها (منتقدان دولت) هر روز می‌خواهند یک مساله کوچک را تبدیل به سوژه کنند، تصریح کرد: «دولت درگیر مسائل بزرگی مثل مذاکرات و هدفمندی است و ما هم نباید وقت خود را صرف پاسخگویی به چنین مسائلی کنیم.»
 
این اظهارات عجیب از سوی آقای نوبخت که یادآور ادبیات چندماه قبل رییس جمهور در «بی سواد» خواندن منتقدان توافق ژنو است، در حالی بیان می شود که هر فرد منصفی می تواند به راحتی قضاوت کند آیا دولت خودش با دست خودش و با هزینه بیت المال مشغول به حاشیه سازی است و یا منتقدان دولت پول می گیرند تا برای دولت حاشیه سازی کنند؟
 
به عبارت دیگر، باید از دولت محترم، رییس جمهور و سخنگوی دولت سوال کرد آیا برگزاری یک برنامه پرحاشیه در کاخ سعد آباد به میزبانی همسر رییس جمهور، امری ضروری بوده است که حتما باید انجام می شده است؟ و اگر هم اصراری برای برگزاری این برنامه وجود داشته، حتما باید در کاخ سعد آباد و با حواشی خاص و اهدای سکه به برخی از حضار صورت می گرفته است؟
 
مروی بر بعضی از حواشی خودساخته دولتی ها برای دولت
 
البته این اولین مورد از حواشی خودساخته دولت برای خودش نیست، بلکه مروری بر عملکرد 9 ماه گذشته دولت تدبیر و امید نشان می دهد بسیاری از وزرا و اعضای دولت تبحر خاصی در ایجاد حاشیه برای کلیت دولت دارند و به نظر می رسد اگر با منطق آقای نوبخت بخواهیم به مساله نگاه کنیم، ظاهرا این بعضی از وزرای دولت هستند که پول گرفته اند تا دائما برای دولت حاشیه سازی کنند!
 
به عنوان مثال، از همان روزهای آغاز به کار دولت، حضور تعدادی از وزرا در شبکه های اجتماعی فیلتر شده نشان داد برخی از دولتی ها علاقه ویژه ای به ایجاد حاشیه و انجام کارهای غیر طبیعی دارند. این مساله بویژه در عملکرد وزیر خارجه نمود آشکاری داشت که گاهی اوقات پاسخ برخی کامنت های طنز مخاطبان را هم می داد و در یک برهه زمانی نیز بعد از آنکه بر روی صفحه فیس بوک وی عبارات تندی علیه نظام جمهوری اسلامی نوشته شد، بلافاصله اعلام کرد که صفحه او مورد هک قرار گرفته است.
 
همان موقع نیز این پرسش بوجود آمد که اساسا وزیر خارجه یک کشور به چه علت اصرار دارد در یک شبکه اجتماعی که کنترل آن در دست مخالفان درجه یک نظام جمهوری اسلامی است، حاضر شود و از آن طریق با مخاطبان ارتباط برقرار کند؟ آیا بهتر نبود وی از طریق یک وب سایت رسمی به این کار می پرداخت؟
 
دفن خوانندگان زیر زمینی ساکن آمریکا در قطعه هنرمندان با هزینه 100 میلیونی از بیت المال
 
 
 
ماجرا از این قرار بود که سال گذشته پس از درگیری و قتل دو نفر از خوانندگان گروه سگ های زرد در آمریکا، با همکاری مسئولان وزارت ارشاد جنازه آنها در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران دفن شد. همان موقع سوالات فراوانی از وزیر ارشاد پرسیده شد که چرا افرادی که در سابقه کاری شان جز اقدامات مبتذل  وجود ندارد، باید با هزینه بیت المال در قطعه هنرمندان که ظرفیت کمی نیز دارد دفن شوند؟ آیا این کار در جهت الگو سازی نسبت به هنرمندان ارزشی و تعالی بخش جامعه است و یا در عمل تقدیر از ضد ارزش ها به اسم جامعه هنری محسوب می شود؟
 
انتشار خبر درست کردن استخر و سونا در نهاد ریاست جمهوری با مبلغ 7 میلیارد
 
مورد دیگر نیز انتشار خبر بازسازی بخشهایی از نهاد ریاست جمهوری طی روزهای گذشته و ساخت سونا در آن بوده است که حدود 7 میلیارد تومان هزینه در بر داشته است.
 
این خبر، مورد استناد حجه الاسلام حسینیان نماینده مردم تهران نیز قرار گرفت و در نطق روز سه شنبه 2 اردیبهشت 93 وی مورد اشاره قرار گفت: «آقای روحانی! آیا بهتر نیست به جای سخت‌گیری بر مردم، جلوی ولخرجی‌ها را بگیرید، بی‌سونا و استخر هم می‌شود برای مردم کار کرد.»
 
لازم به ذکر است که موارد مورد اشاره تنها بخشی از حواشی خودساخته دولتی ها طی 9 ماه گذشته بود که عمدتا نیز با هزینه بیت المال صورت گرفته و  به نظر می رسد سخنگوی محترم دولت نیز بهتر است به جای آنکه با حمله به منتقدان، آنها را به دریافت پول جهت حاشیه سازی برای دولت متهم کند، ضمن دیدن واقعیات و تغییر ادبیات خود، نسبت به ایجاد حواشی دولتی ها برای کلیت دولت، حساس تر بوده و به همکاران خود در این باب، توصیه های لازم را مطرح سازد.
 
و در نهایت درباره ضیافت اشرافی پر حاشیه نیز بهتر است دولت محترم ضمن پخش فیلم مراسم و همچنین ریز مخارج این برنامه، به جای کلی گویی و حمله به منتقدان، به سوالات افکار عمومی نسبت به این ماجرا پاسخ دهد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:43  توسط narsis | 
سرمقاله روزنامه مردم‌سالاری/
بسیاری استدلال می‌کنند که اگر یارانه نقدی نگیرند، ‌دولت آن را به جیب خود خواهد ریخت و هرگز به مصارف عمومی نخواهند رسید و تغییری محسوسی در رفاه عمومی ایجاد نخواهد شد.
روز گذشته از جانب دولت اعلام شد که 2میلیون و چهارصد هزار نفر از دریافت یارانه نقدی انصراف داده‌اند. این در شرایطی است که برآوردهای دولت تا پیش از این برای تعداد انصراف دهندگان بسیار بیشتر از این بود. طبق اعلام طیب نیا وزیر اقتصاد، بیش از ده میلیون نفر شناسایی شده‌اند،‌ که نیازی به یارانه ندارند و در صورت ثبت نام نیز به آنها یارانه پرداخت نخواهد شد. بنا بر این برآوردها هم پرواضح است که دولت در متقاعد کردن مردم برای نگرفتن یارانه شکست خورده است، اما فراتر از آن می‌توان این آمار را آنقدر افزایش داد که به جرات بتوان گفت حدود 20 میلیون ایرانی می‌توانند بدون گرفتن یارانه دچار مشکلی در تامین مخارج خود نشوند. پس آنانکه انصراف داده‌اند، ‌تنها حدود 10 درصد از بی‌نیازان به یارانه هستند. اما اینکه چرا دولت در متقاعد کردن مردم شکست خورد را از چند منظر می‌تواند دید؛‌

1- فرهنگ عمومی:‌ از منظر فرهنگی، اغلب مردم چندان خود را به جامعه متعهد نمی‌دانند از این رو، جامعه بیشتر محلی برای استحصال و انتفاع است تا آنکه تلاش برای ساختنش شود. اکثر ایرانیان تلاش می‌کنند تا بیشترین بهره را از جامعه ببرند در حالیکه کمترین تعهد را نسبت به آن دارند. بنابراین در شرایطی اینچنینی کمتر کسی حاضر می‌شود تا از منافع خود در راستای اهداف اجتماعی بگذرد،‌ هر قدر هم که گفته شود، اعتبار پس‌انداز شده در مواردی همچون تامین اجتماعی، محیط زیست و... که منافعش به همه می‌رسد، هزینه خواهد شد،‌ کمتر کسی به آن وقعی می‌گذارد.

2- کارنامه دولت‌های گذشته: متاسفانه در دولت‌های گذشته آنقدر وعده و وعید داده شده و عمل نشده است که آسیب جدی به اعتماد مردم به دولت وارد شده است. در واقع بسیاری استدلال می‌کنند که اگر یارانه نقدی نگیرند، ‌دولت آن را به جیب خود خواهد ریخت و هرگز به مصارف عمومی نخواهند رسید و تغییری محسوسی در رفاه عمومی ایجاد نخواهد شد. به این مساله باید افزود که ناکارآمدی ارگان‌های دولتی و اتلاف منابع نیز بسیار موثر است. دولت در ایران در حالتی کلی به نهادی عریض و طویل تبدیل شده است که بیش از آنکه برای حال جامعه مفید باشد مضر است، ‌زیرا علاوه بر تطویل روند اداری، کاغذبازی و رانت خواری، ناشایسته سالاری و... سبب اتلاف منابع عمومی می‌شود. همچنین کارمندان دولتی بسیاری بیش از تعداد مورد نیاز است. هر وزیر و مدیری چندین مشاور دارد،‌در هر اتاقی چندین کارمند نشسته اند،‌چندین کارشناس و بازرس و... در هر اداره‌ای وجود دارند که بسیاری به درستی نمی‌دانند نقش آنها چیست و در مجموع کارمندان دولت به قدری زیاد، ‌کم بهره و پرهزینه هستند، که این استدلال را در پیش می‌گذارد که اگر دولت به دنبال صرفه جویی است چرا از خود شروع نمی‌کند؟ چرا دولت باید این همه کارمند داشته باشد،‌ که برخی از آنها دریافتی‌های چند ده میلیونی دارند؟ به راستی اگر دولت بخواهد در خود خانه تکانی واقعی انجام دهد،‌چند درصد از این کارمندان باقی خواهند ماند؟

و نهایتا، ‌آنچه که مردم را به دولت کم اعتماد می‌کند، ‌فساد مالی گسترده‌ای است که در سال‌های گذشته در ارگان‌های دولتی اتفاق ‌افتاد. اختلاس‌ها و دست‌اندازی‌هایی به بیت‌المال که سال‌هاست به ارقام چند میلیارد دلاری رسیده است. اختلاس‌هایی که در تمام آنها پای چندین و چند مقام حکومتی نیز به میان کشیده شده است. زمانی که چنین سرقت‌هایی از بیت‌المال صورت می‌گیرد،‌ بسیاری از خود می‌پرسند، چرا من باید از این مبلغ ناچیز بگذرم تا جمع شود و چند نفر به یکباره آن را به جیب بریزند؟

3- تبلیغات: ‌عامل مهم دیگر، قطعا شیوه تبلیغات برای مجاب کردن مردم به انصراف بوده است. گذشته از اینکه بمباران تبلیغاتی یارانه بگیران که تقریبا از تمام رسانه‌های منسوب به دولت انجام می‌گرفت، ‌نمی‌توانست شیوه‌ای مناسب باشد، و بیش از آنکه مجاب کننده باشد، ‌خسته کننده بود،‌ شیوه آن نیز کاملا به طور عکس عمل می‌کرد. یک شیوه این تبلیغات این بود که در مصاحبه با مردم عامی از آنها پرسیده می‌شد که آیا یارانه خواهند گرفت یا نه، ‌و اکثریت قریب به اتفاق آنها پاسخ منفی می‌دادند. صدا و سیما انگار فراموش کرده بود که آن کسانی که با آنها مصاحبه می‌کند،‌ همین مردم کوچه و خیابان هستند.

یعنی صداوسیما از هر 5 نفر حتی به یک نفر نیز برخورد نمی‌کرد که قصد گرفتن یارانه را دارد؟ این سوال چنین به ذهن متبادر می‌کرد که اغلب افراد دروغ می‌گویند و صرفا در مقابل دوربین چنین می‌گویند و برای یارانه نیز ثبت نام خواهند کرد. بد نیست امروز صداوسیما مجددا از مصاحبه شوندگان بپرسد که آیا ثبت نام کرده‌اند یا خیر. و شیوه بدتر صدا و سیما برای مجاب کردن مردم،‌ مصاحبه با چهره‌های مشهور بود. کسانی که با در آمدهای چند ده میلیونی یا حتی میلیاردی اعلام می‌کردند که از گرفتن یارانه انصراف خواهند داد و بلافاصله این سوال را در اذهان ایجاد می‌کرد که آیا این نماینده مجلس یا آن فوتبالیست هم تا الان یارانه می‌گرفته است؟

در مجموع تمام این عوامل و شاید عوامل دیگری موجب شد تا دولت در رسیدن به اهدافش مبنی بر انصراف داوطلبانه مردم از گرفتن یارانه شکست بخورد. آنچه که احتمالا دولت روحانی را به سمت انصراف اجباری از گرفتن یارانه در ماه‌های آینده سوق خواهد داد که قطعا برایش بدون هزینه نخواهد بود که از مهمترین آنها نیز تصادم با برخی از بنگاه‌های قدرت در ایران است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:40  توسط narsis | 
بسیاری از کارشناسان سیاسی معتقد هستند روحانی برای اصلاح‌طلبان پل عبوری است تا از وضعیت اغما به پویایی برسند.
 به گزارش پایگاه 598 به نقل از مشرق، بسیاری از کارشناسان سیاسی معتقد هستند روحانی برای اصلاح‌طلبان پل عبوری است تا از وضعیت اغما به پویایی برسند. در روزهای گذشته شاهد این بودیم که شخصیت ها و چهره های مختلف اصلاح طلب از طریق روزنامه های زنجیره ای انتقادات خود را نسبت به عملکرد حسن روحانی آغاز کردند.

حمایت ما از دولت کاهش پیدا کرده است/ اعتدال در حال تبدیل شدن به اختلاط است

محمدرضا تاجیک فعال سیاسی اصلاح‌طلب در تایید پروژه «مستاجر 4 ساله» اصلاح‌طلبان در گفت‌وگو با روزنامه شرق اظهار داشته است که از امروز از شدت و گستره حمایت اصلاح‌طلبان به دولت کاسته شده است.

مشاور رئیس جمهور و رئیس «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری» در دوران خاتمی در این گفت‌وگو تاکید کرده که حمایت از دولت تدبیر و امید امری، زمان‌پرورده است و چنانچه دولت تدبیر و امید نتواند برای چالش‌های پیش روی جامعه تدبیری بیندیشد کلیدش بسیاری درها را به روی خودش خواهد بست و حامیانش را پشت درهای بسته رها خواهد کرد.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است که دولت «اعتدال» در حال تبدیل‌شدن به دولت «اختلاط» است و باید سریع‌تر خود را جمع‌وجور و گرایش‌های متفاوت و گاه متضاد درونی خود را تعدیل کند و تا دیر نشده کلید تدبیر خود را به‌کار گیرد.

تاجیک در پاسخ به این پرسش که عده‌ای معتقدند دولت روحانی در مقایسه با دولت خاتمی عقلانی‌تر عمل می‌کند. آیا اعتدال به معنای عقلانی عمل‌کردن است؟ می‌گوید: این ادعا بنیانی ندارد؛ تجربه یک‌سال گذشته نیز نشانی از این شناسه و تمایز ندارد.

وی درباره راهبرد حمایت اصلاح‌طلبان از دولت اعتدال از ابتدا تا به حال و ادامه آن در آینده می‌گوید: اگرچه معتقدم از شدت و گستره این حمایت کاسته شده، اما جریان اصلاحات با نگرشی‌ عقلایی و با تحلیلی ناظر به شرایط حال و آینده کشور و نیز با حفظ فاصله انتقادی خود، کماکان از دولت حمایت می‌کند. اما مطمئنم این «حمایت» امری زمان - ‌پرورده و شرایط‌ - پرورده است و چنانچه دولت تدبیر و امید نتواند برای چالش‌های پیشاروی جامعه تدبیری درخور و بهنگام بیندیشد، کلیدش بسیاری از درها را به روی خودش خواهد بست و حامیانش را پشت درهای بسته رها خواهد کرد.


زیباکلام: محبوبیت روحانی کم شده است

صادق زیباکلام در روزنامه اعتماد نوشت: بیش از ۹۰ درصد جمعیت کشور خود را مستحق دریافت یارانه اعلام کرده‌اند. آیا به راستی اینچنین است و ۹۰ درصد جمعیت ایران گرفتن ۴۵۵۰۰ تومان در ماه برایشان ضروری است؟

از آنجا که هیچ مکانیزم علمی و سازوکار اصولی نه از جانب دولت و نه از جانب مجلس برای تشخیص یارانه‌بگیرها وجود نداشت، دولت فقط از مردم به صورت عام خواهش و تمنا کرد که آنها که تمکن مالی مناسبی دارند ثبت‌نام نکنند. اما استدعا، خواهش و تمنای دولت ظاهرا حاصلی به بار نیاورد و همانطور که پیش‌تر گفتیم بیش از ۹۰ درصد مردم مجددا ثبت‌نام کرده‌اند.

اصولگرایان که منتظر فرصت بودند بلافاصله از نمد توجه نکردن مردم به استدعا و تقاضای دولت روحانی یک کلاه شیک و آبرومند دوختند و با مسرت نوشتند و گفتند که دولت روحانی محبوبیتش را از دست داده.
به زعم اصولگرایان، اگر مردم این دولت را قبول می‌داشتند و برایش تره خرد می‌کردند، محض گل روی دولت تدبیر و امید هم که شده بود دست کم بخشی از آن ۱۹ میلیونی که به او رای دادند ثبت‌نام نمی‌کردند.

حرف اصولگرایان اتفاقا درست است. اگر دولت از محبوبیت بالایی برخوردار می‌بود و اگر کسر قابل توجهی از مردم برای آن وزن و اعتباری قائل می‌شدند، در آن صورت میلیون‌ها نفر که واقعا هم نیازی به این ۴۵۵۰۰ تومان ندارند، نباید ثبت‌نام می‌کردند. اما اصولگرایان متوجه نیستند که با طرح این استدلال دارند شاخه‌یی را می‌برند که فقط روحانی و دولتش به روی آن ننشسته‌اند بلکه قدری بالاتر، خود اصولگرایان هم اتفاقا همان‌جا نشسته‌اند. به عبارت دیگر، گر حکم شود که مست گیرند، خیلی‌های دیگر هم اتفاقا مشکل پیدا می‌کنند.

آیا اصولگرایان مطمئن هستند که اگر در زمان دولت طیبه آنها می‌بود و آقای احمدی‌نژاد از مردم خواسته بودند که ثبت‌نام نکنند آیا غیر از این می‌شد که در زمان آقای روحانی اتفاق افتاد؟ اتفاقا و با توجه به اینکه حامیان آقای احمدی‌نژاد بیشتر اقشار و لایه‌های کم‌درآمدتر جامعه هستند، آمار ثبت‌نام نکرده‌ها حتی در دولت آقای احمدی‌نژاد از این هم کمتر می‌شد. اصولگرایان فراموش کرده‌اند که بسیاری از نمایندگان و چهره‌های شاخص اصولگرایان از مردم خواستند که ثبت نام نکنند.

اگر بی‌اعتنایی مردم به تقاضای دولت روحانی در انصراف از ثبت‌نام را حجتی بر کاهش و افت جایگاهش بدانیم در آن صورت این فقط دولت علیه نیست که با مشکل افت جایگاه و بی‌اعتنایی مردم روبه‌رو شده، دیگران هم وضع خیلی بهتری ندارند.

مرعشی: منتقد سیاست‌های روحانی‌ هستم

«روزنامه اعتماد» که از روزنامه های زنجیره ای اصلاحات به حساب می آید - به مدیرمسئولی الیاس حضرتی- روز گذشته پرونده ویژه ای را به «حزب کارگزاران سازندگی» اختصاص داد. حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران در گفتگو با روزنامه اعتماد گفت: «ما سياست‌هاي كلي آقاي روحاني را تاييد مي‌كنيم اما در عرصه سياست داخلي همه سياست‌هاي دولت را تاييد نمي‌كنيم. ما منتقد وزارت كشور بوده و هستيم. تاكيد مي‌كنم كه ما حامي آقاي روحاني هستيم اما در عرصه سياست داخلي كاملا زاويه انتقادي داريم.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:40  توسط narsis | 
دست‌اندرکاران ناکام و ورشکسته فتنه سبز درصدد به بازی گرفتن دولت در جنجال اخیر بند ۳۵۰ زندان اوین هستند.
به گزارش پایگاه 598، کیهان نوشت: در این زمینه دیروز سایت کلمه که از پاریس به روزرسانی می‌شود، از دولت خواست سکوت نکند. به ادعای این رسانه نفاق، بازداشتی‌های فتنه سال ۸۸ بسیج‌گران رأی روحانی در انتخابات سال گذشته بوده‌اند؟! و این در حالی است که پیش از این تحرکات فتنه‌گران از جمله در ۲۵ بهمن ۸۹ را به شدت محکوم کرده است.

اما جالب‌تر از اقدام سایت کلمه، اقدام ارگان گروهک ملی- مذهبی (مستقر درپاریس) بود که صراحتا نوشت: سبزها در حال نبرد رسانه‌ای با حاکمیت هستند و سکوت دولت اگر بشکند وزنه یکی از طرفین دعوا سنگین‌تر می‌شود. زیرا اگر دولت وقایع رخ داده را انکار کند انتقادها علیه آن از سوی سبزها افزایش خواهد یافت اما اگر محکوم کند برای سبزها پیروزی رسانه‌ای خواهد بود(!) زیرا توانسته‌اند بخشی از حاکمیت را با فشار رسانه‌ای در مقابل بخشی دیگر قرار دهند!

یادآور می‌شود نوبخت سخنگوی دولت دیروز درباره ادعای رسانه‌های وابسته به فتنه‌گران درخصوص بند ۳۵۰ اوین، گفت: رئیس‌جمهور طبق قانون‌اساسی و هیئت وزیران براساس وظایف‌شان، در هیچ یک از مواردی که حقوق شهروندان نادیده گرفته شود، سکوت نخواهد کرد ولی یک وقت است این فعالیت با اعلام‌نظر انجام می‌شود و یک وقت هم با اعمال وظیفه‌ پیگیری می‌شود افرادی که زندانی هستند، حقوقی دارند و اینکه مجازات شوند، این هم قانونی است.این مسئله در حال گزارش‌گیری است و مطمئنا پس از دریافت اطلاعات کافی از سوی طرفین، این مسئله پیگیری خواهد شد.

افراطیون فتنه‌گر بارها از دولت با ادبیاتی نظیر دولت‌گذار و رحم اجاره‌ای اصلاح‌طلبان یاد کرده‌اند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:39  توسط narsis | 
کشورهای غربی این روزها به موازات مذاکرات هسته ای، موضوع حقوق بشر را در مورد ایران مطرح می کنند. موضوعی که مورد اشاره رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته است و ایشان در این زمینه بیان داشته اند که « اگر روزی بر فرض محال هم، موضوع هسته‌ای مطابق خواسته آمریکا، حل شود، آمریکایی‌ها مسائل دیگر را پیش خواهند کشید»
به گزارش پایگاه 598 به نقل از فردا؛ جنجال سازی و آب و تاب دادن به ماجرای بازرسی بند 350 اوین این روزها خوارکی برای رسانه های بیگانه و معاند شده است. موضوعی که با گزارش قوه قضائیه از نحوه بازرسی و اشیاء کشف شده در این روند حکایت از مسائل دیگری دارد. رسانه های غربی در چند روز گذشته در گزارشی خلاف واقع ادعا کردند که در طی این بازرسی‌ها زندانیان این بند که عمدتا زندانیان سیاسی هستند مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. اما اینکه این گزارش ها چطور و چگونه به شبکه های خارجی مخابره شده است و چه منبعی این مسائل را مطرح کرده است؟ سئوالی است که باید پاسخ آن را در اشیاء کشف شده در بازرسی چند روز گذشته یافت.

در طی این بازرسی تعدادی تبلت، لپ تاپ و وسایل ارتباطی کشف شد که گفته می شود این وسایل ارتباطی عمدتا برای ارتباط گیری زندانیان با شبکه های معاند بوده است. اما نکته جالب توجهی که ذهن بسیاری را در میان هیاهو رسانه های غربی و فشار سیاسی به خود مشغول کرده این است که به واقع اگر فضای زندان اوین آنقدر که این رسانه ها از آن دم می زنند چطور وسایل ارتباطی مثل گوشی همراه و لپ تاپ به آن راه پیدا می کند. این درحالی است که افرادی که با محیط های نظامی و امنیتی آشنا هستند و یا حداقل خدمت سربازی رفته اند می دانند که ورود وسایل ارتباطی به این اماکن با چه مشکلاتی همراه است.

جالب اینجاست که این سیم‌کارت‌ها اصولا برای ارتباط‌گیری خانواده‌های زندانیان نبوده و عمدتا به منظور ارتباط‌ با عوامل ضد انقلاب خارج از کشور، شبکه‌های نفاق و از جمله BBC فارسی مورد استفاده قرار گرفته است و به همین دلایل مسئولین زندان اوین بیان داشته است که با این اوصاف وظیفه بازرسی‌ها از این پس با قوت و قدرت بیشتری تداوم پیدا خواهد کرد.

ادعای ضرب و شتم زندانیان نیز در همین راستا قابل توجه است. بازرسی بند 350 اوین اول با جابه جایی زندانیان آغاز می شود تا مامورین بتوانند در این زمینه نسبت به بازرسی زندان عمل کنند اما زندانیانی که در این روند بیم آن داشته اند که تجهیزات ارتباطی به روزشان لو برود با قیل و قال و هیاهو سعی کرده اند که فضا را متشنج کنند.

در این باره غلامحسین اسماعیلی رییس سازمان زندان ها بیان می کند: «در بازرسی صورت گرفته عده ای از زندانیان مقاومت کردند و بیرون نمی رفتند که همکاران ما آنها را جابجا کردند و آنان نیز در مقابل به همکاران ما توهین و ناسزا گفته، در را شکانده و خرابکاری کردند.»

از قیل و قال رسانه های غربی تا مداخله خانم اشتون 

اما این موضوع چنان توسط رسانه های غربی در بوق و کرنا شد و تحلیل های مغرضانه  و دروغ واقع  با محور نقض حقوق بشر در ایران ارائه شد که صحنه برای ورود خانم کاترین اشتون به ماجرا فراهم گردید.

«مایکل مان» سخنگوی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت «کاترین اشتون» گزارش‌های منتشر شده در مورد اتفاقات زندان اوین را بررسی می‌کند تا «ماهیت واقعی» آن مشخص شود.

البته موضوع دخالت های خانم اشتون در مسائل داخلی ایران به بهانه حقوق بشر موضوع تازه ای نیست و چندی پیش نیز وی در سفر به ایران در یک ملاقات مخفیانه با یکی از مجرمین ماجرای اغتشاشات سال 88 دیدار کرد که این موضوع به عنوان مداخله مستقیم در کشورمان بود و مورد انتقاد بسیاری از فعالان سیاسی و مسئولان قرار گرفت. اشتون در سفر به تهران فراتر از برنامه تعریف شده و با نقض آشکار مسائل عرف بین الملل، به طور آشکار در فرایند‌های روابط بین‌الملل در مسائل داخلی ایران دخالت کرد.

کشورهای غربی این روزها به موازات مذاکرات هسته ای،  موضوع حقوق بشر را در مورد ایران مطرح می کنند. موضوعی که مورد اشاره رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته است و ایشان در این زمینه بیان داشته اند که « اگر روزی بر فرض محال هم، موضوع هسته‌ای مطابق خواسته آمریکا، حل شود، آمریکایی‌ها مسائل دیگر را پیش خواهند کشید» و اکنون نیز همه شاهد هستند که سخنگویان دولت آمریکا از موضوعات حقوق بشر و توانایی موشکی و دفاعی ایران، سخن به میان می‌آورند.

"کریستوف اشترسر" (Christoph Strässer) مسئول امور حقوق بشر دولت آلمان نیز در گفتگو با بخش فارسی دویچه وله نیز گفته است که با وجود وعده‌هایی که روحانی برای بهبود وضعیت حقوق بشر و شهروندی داده، در این حوزه عملا تغییری حاصل نشده است. وی تاکید می‌کند فشار بر دولت ایران برای رعایت حقوق بشر باید بیشتر شود.

به نظر می رسد تلاشی آغاز شده تا موضوع حقوق بشر به پرونده‌ای مفتوح علیه جمهوری اسلامی‌ ایران در سازمان‌های بین المللی مطرح شود و این موضوع اگرچه مشروعیت‌های حقوقی برای برخوردهای شدید علیه کشورمان را ندارد، ولی از آنجا که افکارعمومی ‌نسبت به حقوق بشر حساسیت بیشتری دارد، می‌تواند برای کشورهای غربی به عنوان کاتالیزور و تشدید کننده فضای جهانی علیه ایران قابل استفاده باشد.

البته در این روند مبحث حقوق بشر، امري تکنيکي نيست که صرفاً با پاره‌اي مذاکرات و توافقات فني چون مسئله هسته‌اي با آن روبه‌رو شويم. با شبهات «حقوق بشر» هدف آنست چهره رحماني نظام را چون چهره شيطاني به نمايش درآورند. برخورد منفعلانه در اين موضوع تبعات جبران‌ناپذيري براي نظام اسلامي که مي‌کوشد خود را در جهان چونان الگو مطرح سازد خواهد داشت.

ادامه این مساله سبب ایجاد یک حلقه کاذب اتهامی در مقابل ایران می شود و افکار عمومی را نسبت به کشورمان دراین زمینه حساس می کند که به نظر می رسد که مقامات مسئول در سیاست خارجه و دیگر مسئولین امر بایستی نسبت به این مسائل حساسیت بیشتری به خرج دهند و در مقابل اظهار نظرهای مغرضانه واکنش مناسبی نشان دهند که این ذهنیت که ایران درزمینه حقوق بشر کوتاهی می کند در افکار عمومی ایجاد نشود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اردیبهشت1393ساعت 11:39  توسط narsis | 
 
 

حمیدرضا سلیمانی از فعالان فتنه 88 در حال دیدن برنامه مهدی خزعلی!
حمید رضا سلیمانی از اعضا ستاد روحانیون میرحسین موسوی، عضو فعال سرای اهل قلم(وابسته به مهدی خزعلی)، از حامیان و فعالین جریان فتنه در فضای مجازی و جزو بازداشت شدگان سرای اهل قلم است که اخیرا در جلسه رسانه‌های اصلاح طلب با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز شرکت کرده است و در این نشست به تملق گویی از هاشمی رفسنجانی پرداخته است.


منبع:سراج 24
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 20:5  توسط narsis | 
القای همسویی دولت ایران با سیاست‌های آمریکا بر سر موضوعاتی همچون عدم صدور ویزا برای نماینده دولت در سازمان ملل، از جمله محورهای رسانه‌های ضد انقلاب به شمار می‌رود.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران سایت دیده بان  نوشت: رصد دقیق رسانه های ضد ایرانی در روزهای اخیر نشان از آن دارد که مولفه های متعدد حاکم بر آنها گزینه "انحراف افکار عمومی" در داخل و ایجاد تضاد میان نهادها و مردم بشدت خودنمایی می کند.

 

در متن زیر به برخی از محورهای رسانه های ضد انقلاب در روزهای اخیر اشاره شده است:

* اصرار بر فریبکاری دولت در اجرای سیاست ها پس از انتخابات

* وجود اختلافات گسترده جناحی در حوزه مناسبات ایران با سایر کشور ها بالاخص در موضوع مذاکره

* نمایشی یکسویه در رویه ایران در مذاکرات و عدم پرداختن به عملکرد آمریکایی ها

* سیاهنمایی و مانور بشدت گسترده در موضوع فیلترینگ در ایران و القای فشار و تنگنا در این حوزه میان ایرانیان

* القای تناقض میان دولتمردان با مردم و سایر نهادها همچون سپاه به جهت تضعیف وحدت ملی

* القای همسویی دولت ایران با سیاست های آمریکا بر سر موضوعاتی همچون عدم صدور ویزا برای نماینده دولت در سازمان ملل

* القای وادادگی داخلی ایران در موضوع تسخیر لانه جاسوسی پس از سالها و فشار رسانه ای درپی عدم صدور ویزا برای ابوطالبی

* عدم اظهار نظر ایرانیان در موضوع درگیری های اوکراین بجهت تقابل آمریکا و روسیه و جایگاه ایران در این بین

* القای ایجاد بحرانهای اقتصادی در پی عدم به نتیجه رسیدن مذاکرات کارشناسی هسته ای

* ایجاد اختلاف بین گروه های داخلی در موضوع زنان پس از سخنان مقام معظم رهبری

* القای فضای بحرانی در موضوع منابع انرژی بجهت ایجاد فضا برای شرکت های خارجی در راستای تداخل درامور داخلی ایران

* القای عدم چشم انداز مناسب در موضوعات اقتصادی در ایران

* ایجاد اختلاف میان گروه های مردمی در موضوع هدفمندی یارانه ها

* طرفداری از اعمال تحریم های غرب علیه ایران

* ایجاد ابهام در موضوع توافقنامه هسته ای برای سانسور اهداف غربی ها در پس مذاکرات

* سوق دادن ایران به ایجاد رابطه با کشورهای حامی تروریسم در منطقه

* تضعیف جایگاه مقاومت در ایران بجهت تغییر فضای حمایتی در داخل

* ظرفیت سازی برای نهادینه شدن فعالیت جریان های بظاهر مردمی برای شکل دادن به تحرکات خیابانی

* اختلاف افکنی مستمر در موضوع قومیت ها
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 20:3  توسط narsis | 
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 19:57  توسط narsis | 

 
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی از ثبت‌نام ۷۱ میلیون ایرانی برای دریافت یارانه، انصراف زیر ۷ میلیون نفر شامل کمتر از ۳.۵ میلیون نفر در داخل و کمتر از ۳.۵ میلیون نفر در خارج کشور خبر داد و گفت: مجموع انصرافی‌ها حدود ۷.۵ درصد است.
به گزارش "ندای انقلاب"، ابراهیم نکو درباره تعداد انصراف دهندگان از یارانه نقدی در مرحله جدید اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها اظهار داشت: در حالت کلی طبق آمار دریافتی از سوی مسئولان حدود ۷.۵ درصد از مردم در این مرحله ثبت‌نام نکرده و از دریافت یارانه نقدی انصراف داده‌اند.

وی افزود: البته از این رقم بخش بزرگی مربوط به ایرانیان خارج‌نشین یا کسانی که در خارج به سر می‌برند، است از همین رو بدون لحاظ این افراد باید گفت در دور جدید ثبت‌نام برای دریافت یارانه نقدی تنها ۳.۵ الی ۴ درصد از مردم از ثبت‌نام خودداری کرده و انصراف داده‌اند.

این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با تأکید بر اینکه نمایندگان منتظر اعلام آمار مکتوب و رسمی در این باره از سوی دولت هستند، گفت: دولت باید برای اعلام قیمت‌های واقعی پیش‌قدم شود و هرچه سریع‌تر آمار انصرافی‌ها را اعلام کند.

نکو با بیان اینکه ۷۱ میلیون نفر از ایرانیان داخل کشور نسبت به دریافت یارانه نقدی ثبت‌نام کرده‌اند تصریح کرد: در این مرحله کمتر از ۷ میلیون نفر ثبت‌نام نکرده‌اند که بدون لحاظ خارج‌نشینان باید گفت فقط سه و نیم میلیون نفر در داخل کشور انصراف داده‌اند.

وی با اشاره به اینکه آمار انصراف ۳.۵ الی ۴ درصدی هم باید برای دولت قابل توجه باشد، گفت: دولت باید از این آمار به‌عنوان موفقیت یاد کند چرا که از بین ۷۷ میلیون نفر باز هم تعدادی از مردم به توصیه دولت گوش کرده و نسبت به دریافت یارانه نقدی اقدام نکرده‌اند.

این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس تأکید کرد: دولت باید در شیوه اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها تجدیدنظر کند تا مردم بیشتر از گذشته به انصراف از دریافت یارانه نقدی تشویق شوند؛ یکی از دلایل عدم انصراف مردم در این دوره افزایش تورم و گرانی کالاها بود چرا که مردم نگران هستند در دور جدید هم شاهد گرانی و تورم باشند.

نکو ضمن اشاره به اینکه بسیاری از مردم یارانه نقدی را کمکی برای جبران خسارت می‌دانند، گفت: دولت باید در جهت کاهش نرخ تورم و مدیریت قیمت‌ها به‌گونه‌ای عمل کند که مردم متوجه شوند اگر از دریافت یارانه انصراف دهند این مبلغ صرف تولید، بهداشت و درمان می‌شود و در نتیجه مردم منفعت می‌برند. 
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 19:56  توسط narsis | 
وقت ازدواج شما زمانی می‌رسد که شرایط ساختن یک زندگی مشترک را داشته باشید و مهم‌تر از آن به آمادگی درونی برای این کار رسیده باشید.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران سایت تبیان نوشت: تصمیم هیجانی در هر شرایطی بد است اما گاهی وقت ها بدون آن که متوجه باشید برای ازدواج به طور هیجان زده عمل می کنید و آن وقت که هیجان تان خوابید، چشم باز می کنید و می بینید از انتخابتان پشیمانید. این موقعیت ها را بخوانید و سعی کنید از آنها دوری کنید.

 

* وقتی همه جو زده هستند

به تازگی کسی از اطرافیان تان ازدواج کرده و شما در جو عروسی و خواستگاری و ذوق و شوق آن هستید؟ فکر می کنید چه خوب می شود خانواده تان در مدت کوتاهی دو عروسی را تجربه کند؟ این یکی از بدترین موقعیت ها برای تصمیم به ازدواج است. یک جو زدگی محض! در چنین موقعیتی شما فقط شیرینی های ازدواج را می بینید و چشم تان را روی خیلی از واقعیت ها خواهید بست.

در چنین مواردی احتمال خطا کردن بالاتر می رود چون همه چیز تحت تاثیر یک هیجان کاذب پیش می رود. اما این هیجان ماندگار نیست و بالاخره ایرادهای کار بیرون خواهد زد.

 

* کپی برداری از دیگران

وقتی مدام خودتان را در شرایط مقایسه با دیگران قرار می دهید و سعی می کنید معیارهای ازدواجتان را با زوج های موفق فامیل تنظیم کنید یعنی هنوز به آمادگی کافی برای ازدواج نرسیده اید. شما فقط بخش کوچکی از زندگی دیگران را می بینید و همه واقعیت را درباره آنها نمی شنوید و نمی دانید. بنابراین، اگر سعی کنید درباره طرف مقابل تان مطابق با اصول زندگی دیگران قضاوت کنید، بازنده خواهید بود. بگذارید یک مثال بزنیم. شما خواستگاری دارید که شکاک و بددل است. اما با نگاه به زندگی دوستتان به خود می گویید: خب شوهر فلانی هم بددل است اما توانسته اند زندگی کنند. این یعنی چشم بستن روی واقعیت و تنزل دادن معیارهای خود در حد زندگی دیگران. بدون این که فکر کنید روحیات شما با روحیات دوستتان برای پذیرفتن این اخلاق متفاوت است. یک خصلت بد واقعا می تواند زندگی شما را بهم بریزد در صورتی که کسی دیگر ممکن است به هزار و یک دلیل توان تحمل کردن این خصلت بد را داشته باشد.

 

* سوگواران خاموش

تازه یک شکست را در رابطه خود تجربه کرده اید و اطرافیان اصرار دارند با ازدواج، شکست عاطفی قبلی تان را فراموش کنید. یا خودتان فکر می کنید اگر وارد یک رابطه تازه شوید، قبلی را از یاد می برید و راحت تر با اوضاع کنار می آیید. این یکی از رایج ترین و البته بزرگترین اشتباهات در ازدواج است. اشتباهی که نتیجه ای جز شکست ندارد. جایگزین کردن شاید درمانی موقتی به نظر برسد اما بعد از مدتی می تواند چشم شما را باز کند و ببینید از انتخابتان هدفی جز آرام کردن موقتی خود یا انتقام گرفتن از دیگران نداشته اید. به خود زمان بدهید تا دوره سوگواری تان را بگذرانید، اشتباهات زندگی تان را پیدا و اصلاح کنید و بعد از دوره نقاهت به فکر یک رابطه تازه بیفتید.

 

* وقتی تازه فاز عوض کرده اید

زمانی که تازه فازتان را عوض کرده اید اصلا وقت مناسبی برای ازدواج نیست. یعنی چی؟ بگذارید بیشتر مطلب را باز کنیم. برای هر کدام از ما اتفاق می افتد که در مقطعی از زندگی ریلمان را عوض کنیم و جنبه های جدیدی از زندگی را تجربه کنیم. مثلا افتاده اید در فاز مهاجرت و تصمیم دارید خیلی زود برای ادامه تحصیل راهی کشور دیگری شوید. در این شرایط ممکن است جذب افراد مشابه شوید و به کسی گرایش پیدا کنید که در فاز مشابه شما وجود دارد. اما همه چیز به همین سادگی نیست. گاهی تغییر فازهای ما از این عمیق تر است.

اگر به تازگی جنبه اعتقادی زندگی تان قوی تر شده، گرایش های مذهبی، فکری، عقیدتی یا اجتماعی تازه ای پیدا کرده اید، اعتیادتان را ترک کرده اید و... برای ازدواج کمی دست نگه دارید. ازدواج نیاز به افراد مواج ندارد. شما باید در فاز خودتان به ثبات برسید تا بتوانید شناخت بهتری از خود پیدا کرده و بر اساس آن به انتخاب همسر بپردازید. اگر به تازگی چنین تغییرات عمیق شخصیتی را تجربه کرده اید به احتمال زیاد جذب افرادی شبیه خودتان می شوید اما ممکن است این تغییرات ناگهانی چندان در شما ماندگار نباشد و چند سال بعد متوجه شوید انتخاب تان با معیارهای شما جور در نمی آید. ازدواج باید وقتی انجام شود که فرد نوسان های شخصیتی را پشت سر گذاشته و به ثباتی نسبی در عقاید، روحیات، برنامه های زندگی و تمایلات خود رسیده باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 19:55  توسط narsis | 


+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 19:51  توسط narsis | 


یک سناتور فرانسوی که در هیأت پارلمانی این کشور عازم تهران شده است از حامیان بزرگ سرکرده گروهک تروریستی منافقین بوده و مقالات و سخنرانی‌های متعددی در حمایت از این گروه انجام داده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،  به نقل از افکار نیوز، در هیأت اعزامی پارلمان فرانسه به ایران که قرار است امروز وارد کشورمان شوند یکی از سناتورهای حامی منافقین نیز حضور خواهد داشت. 

ناتالی گوله، نماینده مجلس سنای فرانسه و عضو کمیسیون روابط خارجی و نیروهای دفاعی، در صفحه توئیتر خود با اشاره به سفر این هیأت پارلمانی فرانسوی به کشورمان نوشت: "در هیأت اعزامی به ایران سناتور [فیلیپ] دالیه یکی از حامیان بزرگ [مریم] رجوی [از سرکردگان گروهک منافین] نیز حضور دارد."

وی در ادامه نوشت: "امیدوارم وی افکار خودرا در ایران تغییر دهد." 

هیأت فرانسوی امروز (۲ اردیبهشت) وارد تهران می‌شود و تا ۹ اردیبهشت در کشورمان حضور خواهند داشت.

ریاست این هیأت بر عهده فیلیپ مارینی، رئیس کمیسیون مالی پارلمان فرانسه، است. علاوه بر دالیه، میشل آندره، آیمری دو مونتسکیو، ژرارد میکل و ژان کلود فروکن نیز در این هیأت حضور دارند.

حسین شیخ الاسلام، مشاور امور بین‌الملل رئیس مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با رسانه‌ها اعلام کرده که این هیأت به دعوت غلامرضا مصباحی مقدم رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس به ایران سفر می‌کند.

بررسی ها نشان می‌دهد که فیلیپ دالیه بارها در حمایت از گروهک منافقین سخنرانی داشته است از جمله در سال ۲۰۰۸ که در حضور اعضای این گروهک به آنها وعده همکاری به منظور مقابله با جمهوری اسلامی ایران را می‌دهد. 

وی همچنین عضو گروه دوستی پارلمان فرانسه و اسرائیل و از مخالفان سرسخت برنامه هسته‌ای ایران است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 19:50  توسط narsis | 


دولت در مورد هزینه‌های جشن کاخ سعد آباد به مردم توضیح دهد/منابع مالی این جشن باید مشخص شود

نماینده مردم اراک در مجلس شورای اسلامی گفت: دولت باید در این خصوص پاسخ دهد و منابع مالی آن را تشریح کند.

محمد حسن آصفری، دبیر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی دانا، در خصوص برپایی جشنی که از سوی همسر رئیس جمهور در کاخ سعد آباد برگزار شده بود، اظهار داشت: دولت باید در این خصوص پاسخ دهد و منابع مالی آن را تشریح کند.

وی افزود: دولت باید به مردم و نمایندگان پاسخ دهد که هزینه‌های جشن کاخ سعد آباد از کجا آمده است؟

نماینده مردم اراک ادامه داد: دولت از یک سو از مردم می خواهد با توجه به خالی بودن خزانه با نگرفتن یارانه نقدی به دولت کمک کنند تا اهدافش را پیش ببرد و از یک سو چنین جشن هایی با چند صد میلیون تومان هزینه برگزار می‌کند.

دبیر کمیسیون امنیت ملی خاطرنشان کرد: جای تاسف دارد که دولت در این شرایط و مغایر با اظهاراتش چنین خرج‌هایی می‌کند.

وی همچنین در خصوص ورود و یا عدم ورود مجلس به این موضوع گفت: ما باید بررسی بیشتری کنیم و بعدا در این زمینه تصمیم گیری خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 19:50  توسط narsis | 


جدیدترین استراتژی سایت آیت‌الله/مسئله

سایت هاشمی در سال جاری از ابتدای فروردین ماه، مطالبی با محوریت زنان و حجاب و مغایر با بیانات رهبری منتشر کرده است.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی دانا، سایت هاشمی در سال جاری از ابتدای فروردین ماه، مطالبی با محوریت زنان و حجاب منتشر کرده است.

این سایت با بهره گیری از فضای بین الملل که تبعیض علیه زنان را در ایران برجسته می کنند، هاشمی را همراه با طیف های مختلف زنان معرفی می کند.

 

هاشمی رفسنجانی در سخنانی که در سایت رسمی او انتشار یافته گفته است: اگر فکر کنیم که همه وقت فعال خانم‌ها باید صرف خانه داری و بزرگ کردن بچه شود، این با عقل و منطق و واقعیت‌های زندگی منطبق نیست. اگر مسئولیت خانه داری به خانم‌ها و سایر کار‌ها در جامعه به آقایان واگذار شود، در این صورت هم به زنان ستم شده است و هم به مردان جامعه.

این درحالی است که مقام معظم رهبری( مدظله العالی) در دیدار با زنان در روز شنبه فرمودند: اشتغال زنان مسئله‌ای درجه دو است و مسئولیت زن، اول در خانه است.

سایت هاشمی در جای دیگر ضمن بازخوانی اظهارات خود در سال 67 گفته است: خشکه مقدس‌ها فکر نکنند که این افتخار است که پای بچه‌هایشان را ازمدرسه و تحصیل ببرند. گذشت آن زمانی که این مسئله افتخار به حساب می‌آمد. دوران خشکه مقدس‌ها به سر آمده است.

این اظهارات در حالی صورت می گیرد که در حال حاضر شرایط تحصیل در جامعه ایران برای همه به وجود آمده و یکسان است.

به نظر می رسد این سایت همچنان در پی بزرگ نمایی آیت الله با ارائه اظهارات و خاطراتی به دور از واقعیت و مغایر با وصیت نامه امام خمینی (ره) است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اردیبهشت1393ساعت 19:49  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/02/01 - 93/02/07
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
92/12/05 - 92/12/21
92/12/08 - 92/12/14
92/12/01 - 92/12/07
92/11/22 - 92/11/30
92/11/05 - 92/11/21
92/11/08 - 92/11/14
92/11/01 - 92/11/07
92/10/22 - 92/10/30
92/10/05 - 92/10/21
92/10/08 - 92/10/14
92/10/01 - 92/10/07
92/09/22 - 92/09/30
92/09/05 - 92/09/21
92/09/08 - 92/09/14
92/09/01 - 92/09/07
92/08/22 - 92/08/30
92/08/05 - 92/08/21
92/08/08 - 92/08/14
92/08/01 - 92/08/07
92/07/22 - 92/07/30
92/07/05 - 92/07/21
92/07/08 - 92/07/14
92/07/01 - 92/07/07
92/06/22 - 92/06/31
92/06/05 - 92/06/21
92/06/08 - 92/06/14
92/06/01 - 92/06/07
92/05/22 - 92/05/31
92/05/05 - 92/05/21
92/05/08 - 92/05/14
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو