اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 13:21  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز ، متن زیر که توسط تحلیل گر سایت هافینگتن پست نوشته شده است به معقوله ی پیاده روی اربعین از دیدگاه حرکت عظیم جهان تشییع پرداخته است و این واقعه را رخدادی در کشور عراق بیان کرده است . در حالیکه نقش تمامی شیعیان جهان علی الخصوص ایرانیان و شیعیان ایران در این حرکت سیاسی و فرهنگی عظیم بر کسی پوشیده نیست.

 
این واقعه حج مسلمانان و یا کومبه میلای (یک فستیوال هندی) نیست. واقعه ای است که به نام اربعین شناخته می‌شود. این واقعه بزرگ‌ترین گردهمایی جهان است و با این وجود،احتمالاً شما تا کنون چیزی در مورد آن نشنیده‌اید. نه تنها شرکت کنندگان در این مراسم بیش از تعداد شرکت کنندگان در مراسم حج مکه است (با نسبت 5 برابر) حتی از کومبه میلای که هر سه سال یک بار برگزار می‌شود هم گسترده تر است. خلاصه اینکه، اربعین هر تجمع دیگری را در نظر کوچک می‌کند و در سال گذشته جمعیت آن به مرز 20 میلیون شرکت کننده رسید. این رقم حدود 60% کل جمعیت عراق است.
 
ورای همه ی  این‌ها، اربعین رخدادی منحصر به فرد است، چرا که علیرغم همه ی  هرج و مرج ها و شرایط خطرناک عراق اتفاق میافتد. داعش به شیعیان به چشم دشمن قسم خورده نگاه می‌کند، و به همین دلیل هیچ چیز بدتر از دیدن تجمع عظیم زائران شیعه، برای نشان دادن ایمانشان،گروه‌های تروریستی را خشمگین نمی‌کند.
 
حضور مسیحیان و زرتشتیان در پیاده روی اربعین
اربعین یک ویژگی عجیب دیگر نیز دارد. در حالی که این واقعه صرفاً در ارتباط با امور معنوی شیعیان است،سنی‌ها، حتی مسیحی‌ها،ایزدی‌ها،زرتشتی‌ها و صائبین در هردو فعالیت زیارت و خدمت به سایر زائرین و نیازمندان شرکت می‌کنند. این یک ویژگی منحصر به فرد است که به یک رخداد مذهبی داده شده است و تنها می‌تواند یک معنی داشته باشد: مردم فارغ از رنگ پوست و عقیده‌شان، حسین را به عنوان یک نماد جهانی و بدون مرز آزادی و شفقت می‌شناسند.
 
علت اینکه شما هرگز در مورد این اتفاق چیزی نشنیده‌اید احتمالاً به این حقیقت مربوط است که مطبوعات بیشتر نگران جنبه‌های منفی و جنایت آمیز و شایعات مهیج هستند تا جنبه‌های مثبت و الهام بخش. به خصوص زمانی که پای اسلام به میان می‌آید.
 
اگر تنها صدها نفر از معترضان در لندن به خیابان‌ها بیایند و شعار بدهند و یا در هنگ کنگ راهپیمایی‌هایی اتفاق بیافتد و یا در روسیه مردم تظاهرات ضد پوتین انجام دهند، میگوییم سطح بالایی از دموکراسی در این کشورها وجود دارد و به سرعت در رسانه‌ها منعکس می‌شود، اما یک گردهمایی 20 میلیونی با وجود وحشت و سرو صدای عراق، حتی موفق نمی‌شد به زیرنویس اخبار راه پیدا کند. علیرغم این که این رخداد دارای تمام عناصر حیاتی و ویژگی‌های چشم نواز: ارقام بزرگ و گیج کننده، اهمیت سیاسی، پیام انقلابی، پیشینه تاریخی  و اصل وجود است، یک تحریم غیر رسمی رسانه ای به این رویداد بسیار بزرگ تحمیل شده است. اما زمانی که چنین داستانی نقل می‌شود، آن هم با وجود تبر تحریریه رسانه‌های بزرگ، موجی از شکه شدن‌ها و افکار عمیق را در مردم ایجاد می‌کند.
 
نامی که او هرگز نشنیده بود: حسین
در میان تعداد بی‌شمار افرادی که از این واقعه الهام گرفته‌اند، یک مرد جوان استرالیایی وجود دارد که من سال‌ها پیش او را ملاقات کردم، او به دین اسلام گرویده بود. بدیهی است که هیچ کس تصمیم به ایجاد چنین تغییر بزرگی در زندگی‌اش را به راحتی نمی‌گیرد. او در پاسخ به پرسش‌های من گفت که تمام این داستان برای او از سال 2003 شروع شد. یک روز عصر، زمانی که اخبار نگاه می‌کرد، توسط یک صحنه که نشان می‌داد میلیون‌ها نفر در حال رفتن به سمت یک شهر مذهبی به نام کربلا هستند، جذب شد.آن‌ها شعار نام یک مرد را می‌دادند، نامی که او هرگز نشنیده بود: حسین.
 
برای اولین بار بعد از چند دهه، اعمال دینی که قبلاً در عراق سرکوب می‌شد در حال انجام شدن بود و جهان نگاه اجمالی به آن انداخته بود.
 
 
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟
با سرنگونی رژیم بعثی عراق، مشاهده گران غربی مشتاق بودند که ببینند مردم عراق چگونه در این آزادی از بند آزار و شکنجه دیکتاتوری رفتار خواهند کرد."جمهوری ترس"از هم پاشیده بود و شیشه ی عمر دیو شکسته بود."کربلا کجاست و چرا این همه انسان حاضرند برای رفتن به آنجا سر بدهند و صف کشیده‌اند؟"  "این حسین کیست که همه از او بی چون و چرا اطاعت می‌کنند و برای سوگواری مرگش بعد از 14 قرن چنین صف کشیده‌اند؟"
 
آنچه در آن خبر 60 ثانیه ای گزارش شد او را به شدت تکان داد، چرا که این صحنه‌ها شبیه هیچ کدام از تصورات او نبودند. یک حرارت و اتصال که همه ی زائران را به براده‌های آهن تبدیل کرده و همگی را با هم می‌کشد و به آنچه که تنها می‌توان نام آن را مغناطیس غیر قابل مقاومت حسین نامید نزدیک تر می‌کند. او می‌گوید "اگر می‌خواهید یک دین زنده که تنفس می‌کند را ببینید، به کربلا بروید"
 
چگونه یک مرد که در 1396 سال قبل کشته شده است،می‌تواند این چنین زنده باشد و امروز حضور قابل لمسی را به نمایش بگذارد که باعث شود میلیون‌ها نفر برای او تجمع کنند و برای مشکل او چنان ناراحت باشند که گویی مشکل خودشان بوده است. چگونه است که این مردم با هم دچار مشکل و نزاع نمی‌شوند، علتی جز این که آن‌ها همگی یک علاقه مشترک دارند وجود ندارد. از طرف دیگر اگر شما احساس کرده باشید که کسی خود را برای مبارزه برای حق آزادی شما درگیر کرده است، حقی که با شما عادلانه برخورد شود، حق شما برای یک زندگی با کرامت، شما با او همدردی خواهید کرد چرا که او برای عقاید شما به مبارزه برخواسته است.
 
تراژدی نهایی
حسین، نوه ی  محمد اکرم، در میان مسلمانان به عنوان "شاه شهدا" پذیرفته شده است. او در کربلا در روزی به نام عاشورا در روز دهم ماه اسلامی محرم کشته شد. چرا که از دست دادن و وفاداری با خلیفه ی فاسد و ستمگر، یزید، خود داری کرده بود. او و خانواده و همراهانش توسط یک ارتش 30 هزار نفری در میانه ی صحرا محاصره شدند. از آب و غذا محروم شده و به خوفناک‌ترین شیوه سر زده شدند. از آن روز تا امروز داستان او هزاران بار نقل شده است. به نقل از تاریخدان انگلیسی، ادوارد گیسون "با وجود وقوع این اتفاق در مکان و آب و هوایی بسیار متفاوت،صحنه‌های تراژدی حسین همدلی سردترین قلب‌ها را نیز برمی انگیزد"از آن زمان تا کنون مسلمانان شیعه برای مرگ حسین در روز خاص عاشورا و چهل روز بعد از آن در روز اربعین سوگواری کرده‌اند. یک دوره ی چهل روزه که طول دوره ی عزاداری در سنت اسلام است. امسال اربعین در روز جمعه 12 دسامبر اتفاق خواهد افتاد.
 
سفر طولانی
من به کربلا سفر کردم تا خودم متوجه شوم که چرا این شهر این چنین مستی آور است. آنچه من شاهدش بودم به من اثبات کرد که حتی بزرگ‌ترین دوربین‌ها هم برای به تصویر کشیدن روح این گردهمایی بزرگ و صلح آمیز کوچک است. سیلی از مردان، زنان، کودکان و بیش از همه زنان سیاه پوش از افق تا افق را پر می‌کنند. جمعیت آن‌قدر زیاد است که صدها مایل مسافت را مسدود می‌کند.
 
فاصله ی 425 مایل بین اولین شهر مرزی عراق تا کربلا مسافرتی طولانی با ماشین است و باید به طور غیر قابل تصوری سخت باشد وقتی قرار است این مسیر با پای پیاده طی شود. طی این مسیر برای زائران دوهفته کامل طول می‌کشد. افرادی از تمام گروه‌های سنی خستگی راه رفتن در زیر آفتاب سوزان در طی روز و سرمای استخوان سوز در شب را متحمل می‌شوند.آن‌ها حتی بدون اساسی‌ترین تجهیزات سفر و یا کمپینگ از مسیر زمین‌های ناهموار و تالاب‌های خطرناک سفر می‌کنند.آن‌ها در کنار عشق سوزان و بزرگشان به حسین، چیز زیاد دیگری با خود حمل نمی‌کنند.پرچم‌ها و پارچه نوشته‌ها، هفدفشان را به خود آن‌ها و کل جهانیان یاد آوری می‌کند.
 
آه ای جان، تو بعد از حسین بی ارزشی
"مرگ و زندگی هردو نزد من یکی است، پس بگذار من را مجنون بخوانند"
 
این پیام بخشی از دکلمه عباس، برادر ناتنی و سرلشکر مورد اعتماد حسین است، که او نیز در کربلا در حالی که سعی می‌کرد برای برادر و خواهر زاده‌های تشنه‌اش آب ببرد کشته شد.
 
با این وضعیت خراب امنیت عراق که باعث می‌شود عراق در تیتر خبرهای جهان باشد، هیچ کس شک ندارد که این واقعه از هر لحاظ واقعی و قابل لمس است.
 
 
ناهار، شام و صبحانه مجانی
یک بخش از این مراسم سوگواری که هر مشاهده کننده ای را بهت زده می‌کند دیدن این صحنه است که هزاران چادر که آشپزخانه موقت هستند توسط روستاییان که در منطق اطراف زندگی می‌کنند، در کناره ی مسیر زائران برپا شده است. این چادرها که موکب نام دارد مکان‌هایی هستند که آنچه زائران نیاز دارند را در اختیار آن‌ها می‌گذارند. از غذای تازه و جایی برای استراحت گرفته تا مکالمات بین المللی رایگان برای زائران (که با وجود این وضعیت ناامن در عراق به خانواده‌های خود اطلاع دهند که سلامت اند) پوشک بچه و تا هر رفتار مهربانانه ای، آن هم، همه و همه رایگان. در واقع زائرین نیازی به حمل کردن هیچ چیز جز لباس‌هایشان در این سفر 400 مایلی ندارند. حیرت بیشتر در نوع دعوت از زائرین برای غذا و نوشیدنی است. گردانندگان موکب ها، جلوی زائرین را می‌گیرند، با آن‌ها راه میرند و از آن‌ها خواهش می‌کنند که دعوت آن‌ها را بپذیرند که اغلب شامل یک مجموعه کامل از خدمات مناسب برای پادشاهان است: در ابتدا پاهای شما ماساژداده می‌شود، سپس غذای گرم و خوشمزه تعارف می‌کنند و بعد از آن از شما دعوت می‌شود که استراحت کنید، در حالی که لباس‌های شما شسته و اتو زده می‌شود و بعد از بیداری به شما بازگردانده می‌شود و البته همه ی این کارها رایگان و با مهربانی صورت می‌گیرد.
 
برای به دست آوردن بینش بهتر، این را در نظر بگیرید: پس از رخ دادن زلزله هائیتی و با همدردی و حمایت جهانی، اتحادیه جهانی غذا در بهترین حالت توانست به 500 هزار نفر غذا رسانی کند. ارتش ایالات متحده عملیات متحدی را به راه انداخت و منابع گوناگونی از آژانس‌های فدرال را به خدمت گرفت و در نهایت اعلام کرد که در طی گذشت 5 ماه ازین فاجعه انسانی 4.9 میلیون غذا به دست زلزله زدگان رسیده است حالا این را مقایسه کنید با بیش از 50 میلیون وعده غذایی در هر روز در اربعین، که برابر است با 700 میلیون وعده غذایی برای زائران در طی این مدت از زمان، که تماماً نه به وسیله ی ایالات متحده و خیریه‌های جهانی بلکه به وسیله ی کارگران فقیر و کشاورزانی که در طی سال کار می‌کنند تا بتوانند رضایت زائرین را جلب کنند فراهم می‌شود. همه چیز که شامل امنیت هم می‌شود توسط مبارزان داوطلب فراهم می‌گردد که با یک چشم مواظب داعش هستند و با چشم دیگر زائران را در طی این مسیر راهنمایی می‌کنند. یکی از گردانندگان موکب ها می‌گوید"برای آن که ببینید اسلام چه چیزی را آموزش می‌دهد، به آنچه که چند صد تروریست وحشی انجام می‌دهند توجه نکنید بلکه به فداکاری خاضعانه ای که میلیون‌ها زائر عرب به نمایش می‌گذارند توجه کنید"
 
در واقع نام شیعیان باید در چند زمینه در کتاب ثبت رکوردهای جهانی گینس ذکر شود:بزرگ‌ترین گردهمایی سالانه،طولانی‌ترین میز غذاخوری مستمر، بالاترین میزان غذای رایگان به مردم، بیشترین و بالاترین میزان افراد داوطلب برای خدمت در یک واقعه منحصر که تمام آن‌ها تحت خطر قریب‌الوقوع بمب گذاری‌های انتحاری اتفاق میافتد.
 
صمیمیت بی نظیر
تنها نگاه به انبوه جمعیت، نفس شمارا بند می‌آورد و آنچه که به این نمایش عظیم اضافه می‌شود این است که هرچه شرایط امنیتی بدتر می‌شود افراد بیشتری انگیزه پیدا می‌کنند که تروریست‌ها را به چالش بکشند و به آن‌ها ثابت کنند که نمی‌تواند سد راه زائرین شوند. بنابراین، این مراسم سوگواری تنها یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نشانه ی پر رنگی از مقاومت است.ویدیوهایی که به صورت آنلاین فرستاده شده است نشان می‌دهد که چگونه یک فرد بمب گذار در یک عملیات انتحاری خودش را به وسط جمعیت می‌رساند و منفجر می‌کند تا جمعیت زیادی را از بین ببرد، اما جمعیت شعار سر می‌دهند که:
 
حتی اگر دست و پایمان قطع شود خود را به سرزمین مقدس خواهیم رساند
انفجارهای وحشتناکی که در طی سال اتفاق میافتد به طور غالب زائران شیعه را هدف قرار می‌دهد و جان‌های بی‌شماری را می‌گیرد که نشان دهنده خطراتی است که شیعیان مقیم عراق با آن مواجه‌اند و بیانگر نا امنی است که در کل کشور شیوع می‌کند. با این وجود به نظر نمی‌رسد که خطر مرگ بتواند جلوی مردم را بگیرد. جوان و پیر، عراقی و غیر عراقی، این سفر خطرناک را به جان می‌خرند تا به شهر مقدس برسند.
 
برای یک مشاهده گر آسان نیست که متوجه شود چه چیزی زائران را این چنین به سمت خود می‌کشد. شما زنانی را می‌بینید که بچه‌هایشان را در آغوش گرفته‌اند، پیرمردهایی که در صندلی چرخ دار هستند، افرادی که عصا به دست دارند و حتی افراد نابینایی که با کمک عصای سفید می‌توانند مسیر خود را پیدا کنند. من پدری را دیدم که از بصره کل مسیر را با پسر معلولش پیاده آمده بود. پسرک 12 ساله مبتلا به فلج مغزی بود و نمی‌توانست بدون کمک راه برود، بنابراین پدر در مسیر طولانی از سفر کف پای پسر را روی پای خودش قرار می‌داد و زیر بازوانش را می‌گرفت تا باهم قدم بردارند. این اتفاق مانند داستان فیلم‌های است که برنده اسکار می‌شوند. اما به نظر می‌رسد که هالیوود به قهرمانان افسانه ای بیشتر توجه می‌کند تا قهرمانان زندگی واقعی،آن‌هایی که دلاور و سر سپرده‌اند.
 
 
گنبد طلایی حسین
زائران حرم مطهر حسین و برادرش عباس تنها با احساسی در دلشان به سمت آن‌ها نمی‌روند. این زائرین برای مرگ سختی که آن‌ها داشته‌اند گریه می‌کنند و در پی این کار تعهد خود به آرمان‌های حسین را محکم تر می‌کنند. اولین کاری که زائرین بعد از رسیدن به حرم حسین می‌کنند این است که زیارت نامه را با صدای بلند و موزون می‌خوانند. یک نوشته ی مقدس که خلاصه ای از وضعیت و شرح حال حسین است. در آن متن آن‌ها این گونه آغاز می‌کنند که حسین را وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی می‌خوانند. مفاهیم بسیار عمیقی در نگارش این متن وجود دارد. این مطلب نشان می‌دهد که پیام حسین درباره ی: حقیقت، عدالت وعشق برای مظلومیت به عنوان جزو جدایی ناپذیر از خواسته ی تمام پیامبران الهی بوده است. رفتن مردم به کربلا به این علت نیست که از دیدن صحنه شگفت زده شوند-سرسبزی و نخل‌های پرپشت خرما و یا برای تحسین زیبایی ظاهری مسلمانان  و یا برای خرید و سرگرمی و نه برای دیدن مکان‌های تاریخی و باستانی-آنها می‌روند تا گریه کنند. تا عزاداری کنند و رایحه بهشتی حسین را از نزدیک استشمام کنند.
 
آن‌ها در حالی که برای بزرگ‌ترین فداکاری و جان نساری که تاکنون دیده شده است اشک می‌ریزند و حسرت می‌خورند و وارد حرم مطهر می‌شوند. و این چنین است که هریک از آن‌ها با مردی که هرگز او را ندیده‌اند رابطه ای شخصی برقرار می کنند، با او صحبت می‌کنند و نامش را صدا می‌زنند.آن‌ها به مقبره‌اش چنگ می‌زنند و زمینی را که به ضریح منتهی می‌شود می‌بوسند.آن‌ها به نحوی در و دیوارها را لمس می‌کنند که گویی در حال لمس کردن صورت یک دوست قدیمی و عزیز هستند. این یک چشم انداز زیبا از یک حماسه است. برای فهمیدن آنچه که این مردم را برمی انگیزد باید درکی از شخصیت و جایگاه امام حسین و رابطه روحی کسانی که آمده‌اند تا او را بشناسند  و با دریافت افسانه ی زندگی او ببالند داشت.
 
اگر دنیا حسین، پیامش و جان نساری اش را شناخته بود، همه می‌توانستند ریشه‌های باستانی داعش را پیدا کنند و بفهمند که عقیده ی این گروه برای مرگ و نابودی از کجا سرچشمه می‌گیرد.قرن‌ها پیش بود که در کربلا بشریت شاهد بنیان گذاری وحشیگری و جنایت که در قتل حسین خلاصه شد، بود. این اتفاق مواجهه ظلمت مطلق با نور درخشان بود. مقابله ی فساد با فضیلت. ازین روست که روح حسین تا به امروز زنده مانده است و حضورش با تمام جنبه‌های زندگی این افراد گره خورده. داستان او مبارزه ی قهرمانانه برای زندگی بهتر را تشویق و تحسین می‌کند و هیچ تحریم رسانه ای نمی‌تواند نور او را خاموش کند.
 
"حسین کیست؟"، سوالی با این عمق که می‌تواند باعث شود افراد دین خود را تغییر دهند تنها زمانی می‌تواند پاسخ داده شود که شما با پای پیاده به حرم حسین رفته باشید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 21:5  توسط narsis | 
الیاس نادران در مسیر کربلا و نجف

 

 فرهنگ نیوز، با نزدیک شدن به اربعین سرور و سالار شهیدان خیل کثیری از عاشق امام حسین علیه السلام راهی کربلای معلا شده‌اند تا در حماسه بزرگ پیاده‌روی اربعین شرکت نمایند. برخی از مسئولین و نمایندگان مردم در مجلش شورای اسلامی نیز در این راهپیمایی حضور بهم رسانده‌اند. الیاس نادران نماینده مجلس شورای اسلامی در مسیر کربلا در این خصوص به خبرنگار فرهنگ نیوز گفت: پیاده‌روی باشکوه اربعین یک حرکت عمومی و جمعی است که اختصاص به هیچ مجموعه ای ندارد. همه بحمدالله در این راه خادم‌اند و باید همکاری کنند تا این حرکت ان شاءالله به نحو احسنت انجام گیرد.

سند تحقق پیش گویی امام در مسیر نجف-کربلا/هرقدم در مسیر امام حسین (ع)، دارای رویکرد سیاسی-معرفتی است فرهنگ نیوز: این حرکت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من تصور می‌کنم اگر شرایط فراهم باشد حداقل ۳۰ میلیون ایرانی آمادگی دارند که برای اربعین به کربلا بیایند. همان‌طور که شرایط برای اهل عراق فراهم است و میلیون‌ها نفر از نقاط مختلف عراق با حداقل امکانات در این مراسم شرکت می‌کنند، ملت ما هم مردم قانعی هستند و باید شرایط را برای حضورشان فراهم نماییم.

امام خمینی(ره)فرمودند: راه قدس از کربلا می‌گذرد/ امروز شاهد تجلی فرمایش امام(ره) هستیم

فرهنگ نیوز: نظرتان را در مورد چشم‌انداز این حرکت عظیم بفرمایید، با توجه به اینکه تا چند سال گذشته تصور چنین رویدادی خیلی دور از ذهن بود.

خدا رحمت کند حضرت امام خمینی (ره) را آن زمانی که فرمودند راه قدس از کربلا می‌گذرد، تصور عده ای این بود که ایران باید عراق را اشغال کند و بعدازاین مسیر به قدس برسد ولی امروز به نظر من یکی از جلوه‌های بسیار زیبای فرمایش حضرت امام محقق شده، که ملت ایران و عراق ان شاءالله از همین مسیر اربعین حسینی راهی برای رسیدن به قدس و آزادی قدس شریف باز می‌کنند.

هر قدمی در مسیر اباعبدالله الحسین (ع)، دارای رویکرد سیاسی - معرفتی است

فرهنگ نیوز: آیا این حماسه عظیم را یک حرکت سیاسی- دینی می‌بینید یا صرفا یک حرکت فرهنگی است؟

به‌طورکلی هیچ حرکت مربوط به قیام اباعبدالله غیرسیاسی نیست. منتها باید این سیاست مبتنی بر یک مبانی معرفتی باشد تا ان شاءالله در جهت تنویر افکار عمومی و برای توسعه دین مورد استفاده قرار گیرد.

فرهنگ نیوز: این حرکت چه پیامی برای رژیم صهیونیستی می‌تواند داشته باشد؟

همان‌طور که می‌بینیم وحشت فوق‌العاده‌ای برای آن‌ها در پی دارد. البته به نظر من نه فقط اسرائیل بلکه تمام کسانی که در منطقه قصد مقابله با اسلام راستین، نشر معارف دین و اهل‌بیت رادارند، این حرکت آن‌ها را به واهمه می‌اندازد.

به نظر من تمامی کسانی که مسئولیت دینی دارند می‌توانند از این فرصت برای آگاهی بخشی، افزایش معرفت الهی و ولایی کردن مردم استفاده کنند. اگر آگاهی بخشی در مورد کنه قیام اباعبدالله و ذات زیارت امام حسین (ع) در اربعین به‌درستی انجام پذیرد خود ملت به راه می‌افتند و همان‌طور که در هشت سال جنگ تحمیلی به پیروزی رسیدند می‌توانند ان شاءالله قدس را نیز آزاد سازند.

دشمنان نخواهند توانست در مقابل خیل عاشقان اباعبدالله قد علم کنند

فرهنگ نیوز: در کنار هر حرکت راستین، حرکت‌های انحرافی هم ممکن است به وجود بیاید، نظرتان در مورد آسیب‌های این جریان چیست؟

کاملاً همین‌طور است. دشمنان این ملت، دشمنان دین و معارف اهل‌بیت و دشمنان اباعبدالله حتماً سعی می کنند که بدل بزنند، همان‌طور که اسلام انگلیسی را راه انداختند و یک حرکت‌های انحرافی برای بد جلوه دادن قیام اباعبدالله، زائران و مداحان و روضه خوان‌ها هم انجام دادند.
اما ملت ما بحمدالله بیدارند و عملکرد دشمنان راه به‌جایی نخواهد برد، کما اینکه در این ۱۴۰۰ سال هم خیلی تلاش کردند که قیام امام حسین (ع) را به انحراف بکشند و از آن بهره‌برداری سو کنند ولی به لطف خدا هیچ‌وقت موفق نشدند و بعدازاین هم موفق نخواهند شد.

کوتاهی‌هایی در زمینه اجرایی وجود دارد که به‌راحتی قابل پیش‌بینی و برطرف شدن بود

فرهنگ نیوز: ظاهراً کشور عراق طبق توافقات انجام‌گرفته، روزانه از هر مرز پذیرای پانزده هزار زائر است. درحالی‌که شاهد حضور بیش از سی هزار زائر در هر روز از مرزها هستیم. در رابطه با این مسئله نظرتان را بفرمایید.

اگر از قبل پیش‌بینی می‌شد که چنین استقبالی از ناحیه مردم وجود دارد و با دولت عراق هماهنگی لازم انجام می‌گرفت، پذیرش زائر روزانه تا سقف صد هزار نفر هم به‌سادگی ممکن بود.

فرهنگ نیوز: البته سال گذشته هم شاهد چنین ازدحامی بودیم!

بله پارسال هم این اتفاق افتاد و باید برای امسال تدابیر بهتری اندیشیده می‌شد. بحمدالله دولت عراق محبت کرد و بحث ویزا را منتفی نمود و وقت زائران در مرز کمتر گرفته می‌شود. ولی برای تردد به داخل عراق می‌بایست هماهنگی‌های بهتری انجام می‌شد. از کانکس‌های موقت و نیروی اضافه استفاده می‌شد و همچنین وسایل حمل‌ونقل باید فراهم می‌شد تا افراد را تا محل معینی برسانند و ازآنجا مردم خودشان پیاده می‌رفتند.

بحمدالله استقبال مردم فوق‌العاده است و مهم این است که دولت و مجلس و نهادهای حکومتی باید بتوانند خودشان را همپای مردم با شرایط تطبیق دهند.

فرهنگ نیوز: آیا در رابطه با بحث حمل‌ونقل  نگرانی ای وجود دارد؟ به نظر شما چه تدابیری می تواند اندیشیده شود تا زائران با خیال آسوده از مرزها بازگردنند.

ما آن‌قدر وسایل نقلیه عمومی بلا استفاده در کشور داریم که اگر آن‌ها را ده تا بیست روز در اختیار زائران اباعبدالله قرار دهند هیچ لطمه ای به حمل‌ونقل داخلی کشور هم وارد نمی‌شود.

فرهنگ نیوز: چه اقداماتی از سوی نمایندگان مجلس در این زمینه انجام خواهد گرفت؟

ما تلاشمان را می‌کنیم و تابه‌حال هم سعی کردیم به وظیفه‌مان عمل کنیم. بعدازاین هم وظیفه‌داریم این مسیر را تسهیل کنیم. ان شاءالله که بتوانیم این وظیفه را به‌درستی انجام دهیم.

 دولت، مجلس و نهادهایی که مسئولیتی دارند باید تقاضای مردم را به‌درستی اجابت کنند. به‌موقع تصمیم‌گیری کنند. در این رابطه بحث لغو روادید، افزایش ظرفیت‌های تردد، امکانات برای نقاط اسکان تا قبل از رسیدن به نقطه صفر مرزی و ... مطرح است که باید حل شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 21:2  توسط narsis | 
 

 گروه سیاسی – رجانیوز: حجه الاسلام سید محمود نبویان نماینده مردم تهران در مجلس در گفتگو یا رجانیوز، به پرسش های متعدد ما در زمینه های مختلف پاسخ داد ،وی در خصوص آنچه در مذاکرات مسقط روی داد اظهار داشت: در مسقط آن‌قدر خطوط قرمز ایران از سوی آمریکایی ها نادیده گرفته شد و امریکا با پررویی تمام آمد. در این مذاکرات آقای ظریف ناراحت شد و بلند شدند و آمدند. حداقل این مقدار جای تشکر از آقای ظریف دارد، اما این عقب‌نشینی‌ها پشت سر هم صورت گرفته است و این آقایان متأسفانه با منافع ملت برخورد درستی نکردند و اینها را از دست دادند.

 

به گزارش رجانیوز، متن کامل این گفتگو را در ادامه از نظر می گذارنید:

در حال حاضر و با گذشت یک سال از توافق ژنو وضعیت هسته‌ای ایران چگونه است؟

بسم الله الرحمن الرحیم. با تشکر از دوستان رجانیوز که الحمدلله بسیار قوی در دفاع از نظام و منافع ملت بزرگ ایران ایستادگی می‌کنند.

بنده به مسیر اجمالی پرونده هسته‌ای از پارسال تا کنون اشاره خواهم کرد. متأسفانه قراردادی که در آذر پارسال بسته شد، بسیار به ضرر ملت ایران تمام شد و اکثر منافع هسته‌ای خود را از دست دادیم. آماری را در این زمینه اعلام می‌کنم. در سیزده آذر سال گذشته فقط در گام اول آقای ظریف و آقای عراقچی 28 تعهد دادند که به ضرر ملت ایران تمام شد، یکی از آنها این بود که از 15 هزار و اندی سانتریفیوژ نطنز فقط 8 هزار فعال باشند و بقیه خاموش بمانند، یعنی تقریباً نصف نطنز تعطیل باشد. در فردو تعهد دادند سه‌چهارم را تعطیل کنند. همه 20 درصدی را که داشتیم تعهد کردند نابود کنند. رآکتور 40 مگاواتی اراک را که فقط پنج کشور در جهان توانستند غنی‌سازی با آب سنگین داشته باشند و ایران به این فناوری دست یافته و قرار بود در زمستان سال 92 سوخت مجازی به آن تزریق شود و در بهار امسال سوخت طبیعی به آن تزریق شود و فواید فوق‌العاده زیادی برای ایران داشت. حداقل چهار فایده داشت، از جمله تولید پلوتونیوم، تولید برق، آموزش و مسائل پزشکی.

آقایان تعهد کردند این را کاملاً برچینند. مسائل دیگری را که آقایان تعهد کردند این است که از تولید سانتریفیوژ ایران بیش از 90 درصد حق دارد داشته باشد و آقایان امضا کردند. گفتند در سانتریفیوژهایی که نصب کرده‌اید، حق نصب نسل دوم به بالا را ندارید، آقایان امضا کردند، در حالی که در دولت سابق هزار و خرده‌ای سانتریفیوژ نسل دوم را نصب کرده بودیم، آقایان تعهد دادند از نسل دو اصلاً استفاده نکنند. از طرف دیگر گفتند بازفرآوری reprocessing ممنوع است و اگر ساختمانی هم ساخته‌اید که دستگاه‌های بازفرآوری در آنها نصب شده است، باید بولدوزر بگذارید و تخریب کنید و این آقایان رفتند و امضا کردند. تغییر و توسعه را هم منحصر کردند به موارد جاری، یعنی حق ندارید به نسل‌های بالاتر تغییر و توسعه داشته باشید و آقایان باز امضا کردند. بدتر از هم نظارت‌های بسیار شدید را پذیرفتند و آقایان امضا کردند تقریباً هر اطلاعاتی در حوزه‌های هسته‌ای داریم در اختیار آژانس قرار بدهند که طبیعتاً در اختیار آژانس قرار می‌گیرد. اطلاعات مربوط به سایت‌ها، ساختمان‌های موجود، فعالیت‌های هسته، معادن اورانیوم. نظارت روزانه که قبلاً نداشتند داشته باشند. نظارت‌های مدیریت‌شده بر کارخانه‌های مونتاژ سانتریفیوژ، کارخانه‌های تولید موتورها و از همه بالاتر گام‌های شفاف‌ساز. این «شفاف‌ساز» دایره کار را فوق‌العاده وسیع‌تر می‌کند تا آژانس وسط میدان بیاید، به‌طوری که آژانس اخیراً اعلام کرده است که ایران در اجازه دادن به بازرسی بازرسان آژانس نسبت به مراکز اصلی‌اش در دنیا رتبه اول را دارد. این خیلی خطرناک است. آقایان با امضای قرارداد توافق‌نامه ژنو به اینجا رسیده‌اند. امضا کرده‌اند که غنی‌سازی بالاتر از 5/3 تا 5 درصد را انجام نمی‌دهیم و آن مقداری را هم که غنی‌سازی می‌کنیم، تعهد داده‌اند هیچ چیزی را اضافی نگه نمی‌داریم و بلافاصله تبدیل به اکسید می‌کنیم. اینها مربوط به تعهدنامه ژنو است. جدیداً متأسفانه جلوتر آمده‌اند و آقایان هم پذیرفتند. مثلاً پارسال قرار شد یک‌چهارم فردو کار کند، ولی امسال تقاضا کرده‌اند فردو باید کاملاً تعطیل شود. مقام معظم رهبری می‌فرمایند اینکه خیلی مسخره است که دشمن می‌گوید جایی را که نمی‌توانم به آن آسیب برسانم، باید تعطیل کنید و آقایان هم متأسفانه تعطیل کردند. قرار شد 20 درصدها را نابود و بخشی را به 5 درصد تغییر بدهند که این را هم پذیرفتند انجام ندهند. یعنی ایران به هیچ‌وجه حق داشتن مواد غنی شده را ندارد. الان مطالبات آنها خیلی بیشتر شده است. قبل از اینکه این مطالبات را بگویم، باید به چیزهایی که آنها در قبال پذیرش این مسائل به ما خواهند داد اشاره کنم. آنها صد میلیارد دلار پول ما را دزدیده‌ و بلوکه کرده‌اند و قرار است 2/4 درصد از آن را به ما بدهند. 2/4 درصد هم که معلوم است چطور است. پول به یکی از بانک‌های سوئیس و از آنجا به یکی از کشورهای عربی می‌رود، در آنجا مثلاً کسی باید درهم بخرد و تبدیل به دلار کند و قاچاقی وارد کشور کنند. اصلاً تحریمی برداشته نشده است. نفت را هم گفته‌اند بیشتر از یک میلیون بشکه حق ندارید بفروشید و الان نفتی را که می‌خواهیم به روسیه بفروشیم، دبّه در آورده‌اند که شما تعهد داده و امضا کرده‌اید بیشتر از یک میلیون حق ندارید بفروشید.

به‌رغم اینکه 90 تا 95 درصد حقوق هسته‌ای خودمان را متوقف یا واگذاری کرده‌ایم، پول نفتی را هم که الان می‌فروشیم حق نداریم بفروشیم و 80 درصد آن به 100 میلیون دلار بلوکه شده ملحق خواهد شد. آنها اخیراً 40 میلیارد دلار را بلوکه کرده‌اند. قرار شد پتروشیمی از تحریم برداشته شود که نشد. قرار شد قطعات هواپیما داده شود که حتی یک قطعه هم ندادند. کشتی‌ها قرار بود بیمه شوند، مطلقاً این کار را نکردند. به هیچ تعهدی از طرف آنها عمل نشد. متأسفانه این توافق‌نامه خیلی جای گله دارد. ابهامات فراوانی در آن هست و دوستان ما اصلاً دقت‌های لازم را نداشته‌اند. ایران یک‌سری تعهداتی داده و کمیته‌ای از آن طرف مأمور شده است تا کنترل کند آیا ایران به تعهداتش عمل می‌کند یا نه. آژانس هست، به‌علاوه کشورهای اتحادیه اروپا و امریکا، اما اگر طرف غربی به تعهداتش عمل نکرد چه؟ قرار بود تحریم از پتروشیمی برداشته شود، اما نشد. قرار شد قطعات هواپیما بدهند که ندادند. قرار شد کشتی‌ها را بیمه کنند که نکردند. کدام کمیته بر این موارد نظارت می‌کند؟ در این توافق‌نامه اصلاً به این موضوع اشاره‌ای نداشته و این خیلی جالب است. در گام دوم هم قرار شد به بحث موشکی بپردازند. آقایان رفتند امضا کردند که به بحث موشکی پرداخته شود. در توافق‌نامه جامع هم متأسفانه قرار است پانزده یا 20 سال طول بکشد. هیچ برنامه غنی‌سازی را هم برای ما در نظر نگرفته‌اند، منتهی یک برنامه برای ما در نظر گرفته‌اند با هشت شرط. امریکا باید تشخیص بدهد آیا نیاز داریم یا نه. همین الان اگر امریکا تشخیص بدهد نیاز نداریم، تازه اگر هم نیاز داشته باشیم، امریکا باید تعیین کنند در فردوی نطنز غنی‌سازی کنیم. مکانش را هم رفتند تعهد دادند امریکا معین کند. آیا می‌توانیم پنج درصد غنی‌سازی را داشته باشیم؟ از پنج درصد به پایین را هم طبق توافقی که کرده‌اند، امریکا باید درصدش را تعیین کند. چه مقدار ذخایر باید داشته باشیم؟ این را هم رفته و تعهد داده‌اند امریکا تعیین کند. واقعاً جای گله دارد. بعد هم تعهد داده‌اند باید تمام نگرانی‌های گذشته، حال و آینده آنها را برطرف کنیم. تعهد داده‌اند باید پروتکل‌ الحاقی را کلاً تصویب و اجرا کنیم. اجرای اقدامات مورد توافق شفاف‌ساز، افزایش نظارت و همه اینها را قبول کرده‌ایم، اما اگر تحریم‌ها قرار است برداشته شوند، گفته‌اند Long term است و شاید 20 سال طول بکشد. بعد تخفیف دادند و پنج سال آوردند پایین که پانزده ساله شود. جدیداً هم جلوتر آمده و گفته‌اند 9600 سانتریفیوژ دارید، باید کمتر کنید، تغییر و توسعه فقط روی نسل اول داشته باشید، اراک باید تغییر طراحی شود، ما هشت هزار و 400 و خرده‌ای کیلو اورانیوم بین 5/3 تا 5 درصد داریم. گفته‌اند اینها را باید کم کنید. فردو کلاً باید تعطیل شود. آژانس هم باید به تمام سایت‌ها دسترسی داشته باشد و حتی دانشمندان هسته‌ای‌تان را هم باید در اختیار آژانس قرار بدهید تا اطلاعات جدید را از آنها بگیرند. PMD باید حل شود. دسترسی به موشک‌ها و... در مقابل تحریم‌ها چه می‌شوند؟ گفته‌اند تا پانزده سال آینده شما تعلیق دارید. تازه تعلیق هم باید دو سال راستی‌آزمایی شود. بعد از دو سال این تعلیقات ده سال طول می‌کشند و بعد از آن اگر آژانس راضی شد، PMD ما حل شد، موشکی ما حل شد و گزارشی از مواد اعلام نشده نداشتید، بعد از آن تحریم‌ها را برمی‌داریم. برای ژاپن که این فرآیند 30 سال طول کشید.

این وضعیت اصلاً وضعیت مطلوبی نیست.

 

گفته می شود در مسقط تیم ایرانی تا حدودی متوجه شده که آمریکایی ها به دنبال سیاسی کردن موضوع هسته ای ایران هستند؟ نظر شما در این باره چیست؟

 

در مسقط آن‌قدر خطوط قرمز ایران از سوی آمریکایی ها نادیده گرفته شد و امریکا با پررویی تمام آمد. در این مذاکرات آقای ظریف ناراحت شد و بلند شدند و آمدند. حداقل این مقدار جای تشکر از آقای ظریف دارد، اما این عقب‌نشینی‌ها پشت سر هم صورت گرفته است و این آقایان متأسفانه با منافع ملت برخورد درستی نکردند و اینها را از دست دادند.

 

فلسفه حمایت رهبری از تیم مذاکره کننده کشور چیست؟ این در حالی است که برخی از رسانه های وابسته به دولت معتقدند حمایت های رهبری تماما به این معناست که هیچ نقصی به تیم مذاکره کننده وارد نیست؟ نظر شما دراین باره چیست؟

 

چرا مقام معظم رهبری از مذاکره دفاع می‌کنند و مکررا می‌فرمایند ادامه مذاکرات هم مثل اصل مذاکرات اشکال ندارد؟ می‌بینیم از جهت فنی مذاکرات به نفع ما تمام نشد. تمدید مذاکرات هم به نفعمان تمام نخواهد شد، چون هسته‌ای قفل کرده است و تحریم‌ها هم که سر جایشان هستند. این کجایش به نفع ماست؟

حضرت آقا در 6/9/93 در دیدار با مجمع عالی بسیج مستضعفین فرمودند: «خب، حالا بنده دو سه جمله در این زمینه‌ها عرض می‌کنم. بنده با تمدید مذاکرات مخالف نیستم، همچنانکه و به همان دلیل که با اصل مذاکرات مخالف نبودیم. با اصل مذاکرات هم مخالفت نکردیم و دلیلش را هم برای مردم بیان کردیم. بنده در سخنرانی دلایل آن را هم گفتم. حالا هم با تمدید مذاکرات مخالفت نمی‌کنیم».

سئوال این است آقا در مورد اینکه چرا مذاکره را پذیرفتند چه گفتند؟ آقا در چند جا جواب دادند. در یک جا می‌فرمایند عده‌ای سر کار آمده‌اند و می‌گویند اگر با امریکا رابطه درستی را برقرار کنیم، منطقی حرف بزنیم، با امریکا تعامل، مذاکره و رابطه داشته باشیم، مشکلات حل می‌شوند. مقام معظم رهبری می‌فرمایند این‌طور نیست. آنها اصرار کردند. بالاخره هم آمده و حاکم شده‌ و حکومت را به دست گرفته‌اند و می‌گویند می‌توانیم حل کنیم. آقا می‌فرمایند بیایید انجام بدهید. یک بار این تجربه را انجام دادیم و همه جا را متوقف ساختیم، دو سال در فاصله سال 82 تا 84 کشور را عقب انداختیم. دو باره همان تیمی که در آن سال‌ها دو سال کشور را عقب انداخت، سر کار آمده است و می‌گوید دو باره باید تجربه کنیم و ادعایشان این است که اگر با امریکا رابطه داشته باشیم مشکلاتمان حل می‌شوند. آقا می‌فرمایند بروید مذاکره کنید. بعد خواهید دید این‌طور نیست و خوش‌بین نیستم. پس اصل موافقت با مذاکرات این است که عده‌ای با این تفکر سر کار آمده‌اند. قدرت هم در دستشان است و باید به اینها مجال داد تا معلوم شود درست می‌گویند یا نه. می‌بینیم پیش‌بینی مقام معظم رهبری درست است که هر وقت با امریکا تماس برقرار کردیم شکست خوردیم. پس علت موافقت آقا با مذاکرات این است که هم مردم و هم مسئولین بفهمند رابطه ما با امریکا جز ضرر هیچ نتیجه‌ای در بر ندارد. شما با امریکا در ژنو مذاکره و تعامل داشتید و حاصلش از دست رفتن 90 درصد منافع هسته‌ای ایران و برداشته نشده تحریم‌های ظالمانه است. علت اصلی موافقت آقا با مذاکرات این است، چون همان تیمی که این ادعا را داشت دو باره سر کار آمده است. ایشان در 12/8/92 به مناسبت سیزده آبان خطاب به دانش‌آموزان و دانشجویان می‌فرمایند: «این را هم توجه داشته باشید، مذاکره‌ای که امروز با شش کشور دارد انجام می‌گیرد و امریکا هم جزو این شش کشور است، فقط در مورد مسائل هسته‌ای است و لاغیر» بنابراین وارد مسائل موشکی، سوریه و حزب‌الله حق ندارند بشوند. آقا این‌طور ادامه می‌دهند: «بنده در اول امسال در مشهد مقدس در سخنرانی گفتم مذاکره در موضوعات خاص اشکال ندارد، منتهی گفتم به مذاکره اعتماد ندارم و خوش‌بین نیستم. می‌خواهند مذاکره کنند؟ بکنند. ما هم به اذن الله ضرری نمی‌کنیم. تجربه‌ای در اختیار ملت ایران است که مختصراً عرض خواهم کرد. این تجربه ظرفیت فکری ملت ما را بالا خواهد برد، مثل تجربه‌ای که در سال 82 و 83 در زمینه تعلیق کردیم». در آن سال هم همین تیم آقایان ظریف و روحانی بودند.

«تجربه‌ای که در سال 82 و 83 در زمینه تعلیق غنی‌سازی انجام گرفت که آن وقت جمهوری اسلامی در مذاکره با همین اروپایی‌ها تعلیق را برای مدتی پذیرفت. ما دو سال عقب افتادیم».

یک بار در وزارت امور خارجه با آقای ظریف جلسه‌ای داشتیم. به ایشان گفتم آقا می‌فرمایند کشور دو سال عقب افتاد. آن موقع پرونده هسته‌ای دست چه کسانی بود که کشور عقب افتاد؟ ایشان سرش را پایین انداخت.

«ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد».

با عقب افتادن، چرا به نفع ما تمام شده است؟ این نکته مهم است که آقا می‌فرمایند بگذارید مردم و مسئولینی که باور ندارند، باور کنند مذاکره با امریکا جز ضرر برای ما هیچ چیز دیگری ندارد. آقا می‌فرمایند: «به نفع ما تمام شد، چون فهمیدیم با تعلیق غنی‌سازی امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر تعلیق اختیاری را که البته به نحوی تحمیل شده بود، لکن مسئولین ما قبول کردند، آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانی بگویند اگر یک ذره عقب‌نشینی می‌کردید، همه مشکلات حل می‌شدند و پرونده هسته‌ای ایران عادی می‌شد، اما تعلیق غنی‌سازی برای ما این فایده را داشت که معلوم شد با عقب‌نشینی...»

توجه کنید تعبیر عقب‌نشینی مال من نیست، مال مقام معظم رهبری است. تیم مذاکره‌کننده فعلی عقب‌نشینی کرده است. آقا فرمودند: «ممکن بود عده‌ای بگویند اگر شما عقب‌نشینی می‌کردید، پرونده هسته‌ای ایران عادی می‌شد. آن تعلیق غنی‌سازی این فایده را برای ما داشت که معلوم شد با عقب‌نشینی، تعلیق غنی‌سازی، عقب افتادن کار و تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمی‌شود. طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است. ما این را فهمیدیم، لذا بعد از آن غنی‌سازی را شروع کردیم. امروز وضعیت جمهوری اسلامی با سال 82 فرق کرده است. آن روز سر دو سه سانتریفیوژ چانه می‌زدیم، در حالی که امروز چندین سانتریفیوژ مشغول کارند. جوان‌ها، دانشمندان، محققین و مسئولین ما همت کرده‌ و کارها را پیش برده‌اند. بنابراین از مذاکراتی که امروز در جریان است ضرری نخواهیم کرد. البته بنده همچنان که گفتم خوش‌بین نیستم. فکر نمی‌کنم از این مذاکرات نتیجه‌ای را که ملت ایران انتظار دارد به دست بیاید، لکن تجربه‌ای است و پشتوانه تجربی ملت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد. ایرادی ندارد، اما لازم است ملت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبهه دیپلماسی فعالیت و کار می‌کنند قرص و محکم حمایت می‌کنیم، اما ملت باید بیدار باشد و بداند چه اتفاقی دارد می‌افتد». چرا؟ آقا می‌فرماید: «تا این نکته جا بیفتد مذاکره با امریکا جز ضرر ندارد». نروند عکسش را تبلیغ کنند. «تا بعضی از تبلیغات‌چی‌های مواجب‌بگیر دشمن و بعضی از تبلیغات‌چی‌های بی‌مزد و مواجب از روی ساده‌لوحی نتوانند افکار عمومی را گمراه کنند. یکی از ترفندها و خلاف‌گویی‌ها این است که این‌جور به افکار عمومی مردم القا کنند که اگر در قضیه هسته‌ای تسلیم طرف مقابل شدیم همه مشکلات اقتصادی، معیشتی و... حل خواهد شد. دارند این را تبلیغ می‌کنند. البته تبلیغات‌چی‌های خارجی با شیوه‌های کاملاً ماهرانه تبلیغاتی خط می‌دهند. در داخل هم برخی از روی ساده‌لوحی و بدون اینکه نیت سوئی داشته باشند، بعضی هم از روی غرض دارند همین را تبلیغ می‌کنند که اگر در این قضیه کوتاه آمده و تسلیم شده‌ایم در مقابلِ طرفِ مقابل همه مشکلات اقتصادی و مانند اینها حل خواهد شد. این خطاست. چرا؟ چند علت دارد. مایلم هم شما عزیزانی که در این جلسه تشریف دارید، هم قشر جوان فرهمند، آگاه، پرانگیزه و دانشجویان و دانش‌آموزان سراسر کشور که یک بار هم گفته‌ام شما افسران جنگ نرم هستید روی این مسائل فکر کنید». بعد می‌فرمایند: «یک مسئله این است که دشمنی امریکا با ملت ایران و جمهوری اسلامی اصلاً حول محور هسته‌ای نیست. این خطاست اگر خیال کنیم دعوای ما با امریکا سر قضیه هسته‌ای است. نه! قضیه هسته‌ای بهانه است. قبل از اینکه مسئله هسته‌ای مطرح باشد همین دشمنی‌ها و مخالفت‌ها از اول انقلاب بود. اگر روزی مسئله هسته‌ای حل شد و فرض کنید جمهوری اسلامی عقب‌نشینی کرد، همان‌طور که آنها می‌خواهند، خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد. به‌تدریج ده‌ها بهانه دیگر را پیش می‌کشند. چرا موشک دارید؟ چرا هواپیمای بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستی بد هستید؟ چرا رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه ـ یا به قول خودشان خاورمیانه ـ حمایت می‌کنید؟ چرا و چرا و چرا...»

پس علت اینکه مقام معظم رهبری از مذاکرات حمایت می‌کند، این است که این تجربه در چشم مردم و مسئولین واضح شود. چشمی که به دست دشمن و خارجی‌ها باز شده است باید بسته شود. این چشم باید به دست جوان‌های توانای ما دوخته شود.

حضرت آقا در دیدار با سفرا 22/5/93 دو باره فرمودند. متأسفانه آقای روحانی در دیدار با سفرا گفته بودند فقط با یک کشور تعامل نداریم و آن کشور استثناست که آن هم اسرائیل است. آقا فرمودند نه دو کشور استثناست، هم اسرائیل و هم امریکا. عبارت آقا را می‌خوانم: «در این میان دو استثنا وجود دارد، رژیم صهیونیستی و امریکا». آقا فرمود: «رابطه با امریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاص برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد، بلکه ضرر دارد». آقا می‌خواهند این را به منصه ظهور بگذارد تا مسئولین و مردم بزرگ ما متوجه شوند. مردم توجه می‌کنند، ولی متأسفانه برخی از این مسئولین توجه ندارند. بعضی از قلم به دست‌ها و تبلیغات‌چی‌های مزدور اجانب در داخل و فتنه‌گر توجه کنند که رابطه با امریکا حلال مشکلات نیست و جز ضرر برای کشور چیزی ندارد. الان تحریم‌ها سر جای خودشان هست. رابطه ایجاد کردید، اما هنوز تحریم‌ها سر جایشان هستند و متأسفانه حقوق اصلی‌مان را هم دادیم.

جملات آقا را می‌خوانم. آقا می‌فرمایند: «رابطه با امریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد، بلکه ضرر هم دارد. کدام عاقلی است که دنبال ضرر برود؟ عده‌ای این‌جور وانمود می‌کردند که اگر با امریکا دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود. البته می‌دانستیم این‌طور نیست، اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد. در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان امریکا هیچ ارتباطی نبود، اما در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام می‌شود»، چون خدمت آقا رسیدند و گفتند بگذارید تجربه کنیم، برویم و مذاکره کنیم و حل می‌شود. آقا فرمود خب بروید، اگر اصرار دارید بروید، ولی خوش‌بین نیستم. می‌دانیم نمی‌شود، ولی اگر اصرار دارید بروید تا این تجربه برای همه مسلم شود که رابطه با امریکا جز ضرر چیزی ندارد.

آقا فرمود: «در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس و تجربه‌ای که مطرح شد انجام می‌شود، بنا شد مسئولان در سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند، اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد، بلکه لحن امریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و تریبون‌های عمومی بیان کردند. البته مسئولان ما در جواب طلبکاری آنها پاسخ‌های قوی‌تر و گاه گزنده‌تر داده‌اند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها به هیچ چیز کمک نمی‌کند. امریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند، بلکه تحریم‌ها را هم افزایش داده‌اند. البته می‌گویند این تحریم‌ها جدید نیست، اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه تحریم هم فایده‌ای نداشته است. البته در زمینه ادامه مذاکرات هسته‌ای منع نمی‌کنیم. کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کرده‌ و خوب پیش رفته‌اند دنبال می‌شود، اما این یک تجربه ذی‌قیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با امریکایی‌ها مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است». آقا می‌خواهد همه این را بفهمیم. دو باره آقا فرمودند: «این کار ما را بر افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیمشان جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می‌دهند». متأسفانه این مذاکره‌کنندگان گوش ندادند. هنوز خیال می‌کنند اگر مذاکره و تعامل کنند مشکلات حل می‌شود. جمله آخری را که آقا فرمود و اینها گوش نکردند، این است: «تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره امریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد». این مطلب روشنی است.

باید بدانیم چرا آقا از مذاکره و تمدید مذاکره حمایت می‌کند؟ می‌خواهند این تجربه واضح شود که مسئولینی که امروز به امریکا، دشمنمان خوش‌بین هستید، چون مردم می‌دانند و بصیرت دارند، بدانید این خوش‌بینی درست نیست. بعضی از مسئولین و روزنامه‌نگاران و تبلیغات‌چی‌هایی که بصیرت لازم را ندارند باید بفهمند رابطه با امریکا جز ضرر برای ملت ایران چیز دیگری نیست. الان می‌بینیم همین‌طور است. هر روز اینها جلوتر می‌آیند و منافع هسته‌ای هم می‌رود و از تحریم‌ها هیچی برداشته نشده است. این اصلی‌ترینی است که خود آقا هم فرمودند.

نکته دیگری که آقا در جای دیگری فرمودند و باید از آن درس بگیریم، اقتصاد مقاومتی و نگاه به درون است. تحریم‌ها را که برنداشتند، آقا فرمودند به درک که برنداشتند. نگاه به درون و توان مردم عزیز و جوان‌های ما داشته باشید تا بتوانید کشور را به‌درستی پیش ببرید. از صدر اسلام مثال نمی‌زنم که باز این بحث پیش بیاید که سند دارد یا ندارد، تجربه جنگمان را به عنوان نمونه می‌گویم. آیا امریکا در جنگ مدافع ما بود یا صدام؟ آلمان، فرانسه، انگلستان، عربستان و کلاً 37 کشور طرفدار صدام بودند و او را حمایت می‌کردند. خود امریکا وارد جنگ با ما شد. انگلستان سوپر اتاندارد، فرانسه میراژ، شوروی سابق میگ ، آلمان شیمیایی و کویت پولش را می‌داد، اما ایران چه؟ صدامی که به حمایت امریکا، آلمان، فرانسه و انگلستان اعتماد کرد چه عاقبتی پیدا کرد؟ چه کسی پشتیبان ایران در جنگ بود؟ هیچ‌کس، جز خدای متعال و توان داخلی جوان‌های ما.

سئوالم این است، این همه که در عرصه نظامی رشد کرده‌ایم آنها به ما داده‌اند؟ نه، با توان داخلی. چطور می‌توانیم در زمینه نظامی رشد کنیم؟ ما هیچی نداشتیم، ولی این همه رشد کرده‌ایم. دشمن جرئت چپ نگاه کردن به ما را ندارد. آیا در اقتصاد هم نمی‌توانیم با توان داخلی پیش برویم؟ حتماً باید چشممان به بیرون باشد؟ به درک که تحریم را برنداشتند. کما اینکه در جنگ تحریم را برنداشتند و ما پیروز شدیم. صدام که تحریم نبود شکست خورد، در حالی که ما تحریم بودیم و پیروز شدیم. در مسائل نظامی این همه رشد کرده‌ایم، پس در اقتصاد هم می‌توانیم. باید تجدید نظر کنند. به قول آقا تجربه ذی‌قیمتی است که هر گاه با امریکا تعامل می‌کنیم جز ضرر برای ملت ایران هیچی عایدمان نمی‌شود.

مسئله‌ای که در مورد مذاکرات وین مطرح شده این است که توافقی که برای مذاکرات کرده‌اند یک‌سری جزئیات داشته است، مثل توافق ژنو و non-paper که به وجود آمده بود، ولی در توافق جدیدی که صورت گرفته است، جزئیاتی از آن را ندیده‌ایم و منتشر نشده است، نه از طرف ایرانی و نه از طرف مقابل. البته یکی دو تا از رسانه‌های امریکایی بندهایی از اینnon-paper را منتشر کرده‌اند. در این باره توضیحی بفرمایید که آیا واقعاً این non-paper وجود دارد؟ اگر اطلاع دارید که مبادله‌ای صورت گرفته که در خصوص این مذاکرات تمدید شده است یا پیشنهادتان به طرف ایرانی چیست؟ آیا این non-paper منتشر شود؟

یکی از گلایه‌های اصلی‌ام از تیم مذاکره‌کننده این است که مردم را محرم خودش نمی‌داند و می‌گوید مردم حق ندارند اطلاعاتی داشته باشند، مردم که هیچ، مسئولین مملکت هم حق ندارند. اصلاً مردم بدانند خود آقای ظریف گفت که مرا استیضاح هم بکنید یک کلمه به شما نمی‌گویم. سئوالم این است که شرمن در آنجا به اسرائیل و همه جا گزارش می‌دهد که چه گذشته است، اما مذاکره‌کنندگان خودمان به ملت ایران گزارش نمی‌دهند. نمی‌دانیم دارند چه کار می‌کنند. آیا دارند عقب‌نشینی می‌کنند یا نه؟ به چه دلیل باید فقط افراد محدود و رئیس جمهور از آنچه که در مذاکرات طی میشود خبر داشته باشند و به هیچ جایی گزارش ندهند از مذاکرات، متاسفانه حتی شورای عالی امنیت ملی نیز از آنچه که در مذاکرات میگذرد نیز بی اطلاع است. سخنان آقای ظریف هم در مجلس با کلی گویی از مسائل همراه بوده است . حاصل صحبت‌های آقای ظریف در مجلس آن بوده است که با چند کشور جلسه گذاشته شده است و اختلافاتی وجود دارد و این شد گزارشی که به ما میدهند.

این اعتراض بسیار جدی است و مجلس از آنچه که در مذاکرات میگذرد بی اطلاع است و به صورت پراکنده به نمایندگان مجلس خبر میرسدکه آمریکایی ها دوباره به مواضع اول خودشون برگشتند، برهمین اساس است که رهبر انقلاب میگویند که خوشبین نیستم البته قرآن کریم و عقل هم خوشبینی به اینها را قبول رد میکند.

در پاسخ به اینکه چرا مذاکره میکنید میگویند تحریم پدر مردم را در آورده است،قبول، حال سوال اینجاست که چه کسی این تحریم ها را بر ضد مردم  انجام داده است؟آیا عاقلانه است که کسی که با چاقو روی حلقوم مردم ایران نشسته است قرار است مشکل ما را حل کند، آیا این عاقلانه است؟ باید توجه شود که آمریکا از سر ضعف در مذاکرات آمده است یا این ما هستیم که از سر ضعف پای میز مذاکره آمده‌ایم! در حالی که نظم جدیدی در حال شکل گیری میباشد، پشت پرده مقاومت و پیروزی سوریه در منطقه چه بوده است؟ آیا غیر از این است که در قضیه سوریه ایران در مقابل اسرائیل و اردن و عربستان و دیگر کشورها ایستادگی کرده و پیروز شده است؟ همانطور که ایران در جنگ نیابتی در لبنان آمریکا را شکست داد، آمریکا در سوریه و عراق از ایران نیز شکست خورد و به قول تحلیلگر عرب وضد ایرانی که گقت: سران عرب بیدار باشید که ایران سه پایتخت جهان را تحت سیطره خود گرفته است و به دنبال آن است که پایتخت چهارم را نیز بگیرد!

با این تفاسیر چرا باید القا شود که ما از سر ضعف هستیم ؟ باید به این نکات توجه شود که کدخدای منطقه ایران است. این صحبت ها براساس توهمات نیست بلکه براساس واقعیتی است که در حال رخدادن است میگوییم باید تیم مذاکره کننده نگاهش را تغییر دهد و چشم دوختن به دست دشمن بسیار خطاست واین باید برای مردم نیز جا بیافتد، بنده اینجا دست تک‌تک ملت عزیز را به خاطر تحمل مشکلات میبوسم وان شالله بعضی از مواجب بگیران و تبلیغات‌چی های دشمن مقداری به هوش بیایند

 

این رابطه صمیمی که بین آقای ظریف و طرف آمریکایی برقرار شده است که حتی رسانه های خارجی یکی از دستاوردهای مذاکرات را آب شدن یخ رابطه ایران و آمریکا دانسته بودند،به نظر شما آیا نیاز است با طرف آمریکایی اینطور رابطه برقرار کرد؟

 

یکی از اشتباهاتی که در حال انجام شدن است نیز همین است به همین دلیل است که قرآن کریم میفرماید :  يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا

کفار را نباید به عنوان دوست و ولی برای خود انتخاب کنیم، به عنوان مثال کسی به اندازه شاه که با این‌ها دوست نبود، وقتی شاه فرار میکند حتی او را در آمریکا نگه نمیدارند و این چنین است نحوه برخورد استکبار با دوستانش، حاصل دوستی با سران کفر از نگاه قرآن کریم میفرماید: مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ - كسانى كه غير از خدا را اولياء خود برگزيدند، همچون عنكبوتند كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده و سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است اگر مى‏دانستند!

اینکه به قول شرمن ما در مذاکرات با اسم کوچک همدیگر را صدا میزنیم هیچ حاصلی برای ما در برنخواهد داشت و تقاضایی که از مذاکره کنندگان عزیز داریم آن است که مسائل عقلانی ودینی را در برخود با دشمنان مردم رعایت بکنند و مصداق آیه ی شریفه ی : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ باشند. هرگاه از این مدار عقلانی وخدایی خارج شدیم ضربات بیشتری از دشمن خواهیم خورد، از آقای ظریف تقاضا داریم عزت ملت ایران در برخورد با آمریکا را جدی بگیرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:59  توسط narsis | 
 

بانکی در کانادا حساب دانشجوی ایرانی به دلیل اینکه وی ملیت ایرانی دارد را بست.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه سی بی سی کانادا ، بانک "سی آی بی سی" کانادا حساب دانشجوی ایرانی را به دلیل اینکه وی ملیت ایرانی دارد، بست.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:57  توسط narsis | 
 

14 تشکل‌ دانشجویی شیراز در اعتراض به هتاکی‌های یکی از حامیان فتنه که در روز دانشجو و در دانشگاه علوم پزشکی شیراز صورت گرفت، طی بیانیه‌ای اعلام کردند: عده‌ای بدنبال ایجاد فتنه جدیدی هستند.

به گزارش  فارس به نقل از روابط عمومی سازمان بسیج دانشجویی، 14 تشکل‌ دانشجویی دانشگاه‌های شیراز در اعتراض به هتاکی‌های یکی از حامیان فتنه که در روز دانشجو و در دانشگاه علوم پزشکی شیراز صورت گرفت، بیانیه‌ای صادر کرد.متن این بیانیه بدین شرح است:
 
« در روزهایی که عناصر فتنه و گروه‌های مسئله‌دار با تمام توان، توپخانه خود را به سمت دانشگاه گرفته‌اند؛ ما فرزندان روح الله، کمربند‌های خود را برای مبارزه تا صدور انقلاب و رساندن پرچم به دست صاحب اصلی محکم کرده‌ایم و در این راه از خار و خس‌های بیابان هراسی نداریم.
 
هتاکی‌هایی که در روز دانشجو توسط یک عنصر مزدور و فتنه‌گر در سالن صدرا و سینای دانشگاه علوم پزشکی شیراز، باعث شد تا دانشجویان انقلابی، خواب را بر خود حرام کرده و اقدام به تحصن، مقابل استانداری فارس کنند؛ تحصنی که شروع یک حرکت بزرگ دانشجویی علیه عناصر فساد و فتنه، لیبرال ها و لاشخوران اسلام آمریکایی است.
 
اینها از جفای روزگار است که جریان دانشجویی شیراز، باید به اظهارات سخیف فتنه‌گری با سابقه سیاه، احتکار و اغتشاش پاسخ دهد.
 
فتنه‌گر مورد اشاره در بخش‌هایی از سخنان خود با تاختن به نظام مظلوم اسلامی آن را ارباب و رعیتی می‌نامد، اما مشخص نمی‌کند که ارباب او کیست جز آمریکا و اسلام آمریکایی؟!  این سرمایه رژیم صهیونیستی در ایران، با فراموشی عمدی و یا آلزایمر می‌گوید:« فتنه 88 را اصولگرایان ایجاد کردند».
 
کیست که صدای نه غزه نه لبنان آقایان را نشنیده باشد؟! کیست که آتش زدن مسجد لولاگر را ندیده باشد؟! کیست که آتش زدن بیرق عباس را از خاطر برده باشد؟! کیست که صدای آقایان را از زبان منحوس دشمنان انقلاب علی‌الخصوص شبکه بهایی بی بی سی  و ذوق زدگی مصاحبه اختصاصی آقایان با صدای آمریکا، صدای کشوری که از هواپیمای مسافربری تا دانشمندان هسته ای، هدف مزدورانش است را نشنیده باشد؟! و براستی کیست که صدای طوفان به خروش آمده از سر غیرت مردم ایران را نشنیده باشد؟!
 
براستی جز این است که آقایان کر و کورند؟!
 
آقایان از کدام علی و کدام دین می گویند؟! گویا اینها تاریخ دین را چپکی فهمیدند.
 
حکومت علی با مذاکره اشعری‌ها سقوط کرد. با کودتای قرآن به سرهای بی‌شعور. با کودتای آخوندهای درباری و زر پرستان عقبی فروش. اگر امثال این آقایان در زمان علی(ع) بودند؛ نعوذبالله، قطعا علی را تکفیر می‌کردند و در آن روز که 10 ضربه شمشیر تا پیروزی راه بود؛ فریاد لاحکم الا لله سر داده و دموکراسی، دموکراسی راه می انداختند.
 
حوادث شب 16 آذر در دانشگاه علوم پزشکی شیراز باعث شد دم خروس آقایان بیرون زده و حرف‌ های سیاه دلان و دلدادگان اسلام آمریکایی که چون کینه بدر و احد، بر دلشان سنگینی می کرد؛ بر حلقوم کثیفشان جاری شود.
 
حاشا به غیرت جریان دانشجویی اگر این زبان‌های دراز را نچیند. شرم به جریان دانشجویی اگر آقایان را سر جایشان ننشاند. ننگ به جریان دانشجویی اگر عوامل فتنه و باعث و بانی این حرکت شنیع را از استان بیرون نیاندازد. نفرین بر جریان دانشجویی اگر مقصرین این حادثه را در پیشگاه ملت استیضاح نکند.
 
فرزندان انقلابی امام روح الله با یک عزم پنجاه و هفتی کمر به کور کردن چشم فتنه در استان 15 هزار شهیدی فارس بسته‌اند و تا رسیدن به خواسته‌های مشروع خود؛ از پای نخواهند نشست.
 
ما با آقایان مسئول چه سیاسی چه امنیتی، اتمام حجت می‌کنیم و از آنان سوال می‌کنیم که آیا نمی‌دانستید که دست‌های این مزدور، به فتنه 88 آلوده است؟! اگر نمی‌دانستید که وامصیبتا؟؟!! و اگر می‌دانستید و او را به صحن دانشگاه آوردید؛ گمان این وجود دارد که به دنبال دمیدن به تابوت فتنه و یا ایجاد فتنه ی جدیدی هستید. ما براساس این ظن به فساد، فریاد خواهیم زد.
 
همه بدانند که این استان، جایی برای حضور عناصر فتنه گر نیست. قصور در برنامه شب گذشته از جانب هرکسی چه نهاد‌های امنیتی چه استاندار و دیگران باشد؛ پذیرفتنی نیست.
 
آقایان باید از مردم شهید پرور شیراز عذرخواهی کنند. ما از نماینده محترم ولی فقیه در استان و امام جمعه محترم شیراز می خواهیم، پژواک فریاد دانشجویان در تریبون نماز جمعه، شنیده شود و از نمایندگان مردم فارس در مجلس شورای اسلامی انتظار داریم که به وظیفه انقلابی خود عمل کنند.
 
- انجمن اسلامی مستقل دانشجویان دانشگاه شیراز
 
- انجمن اسلامی مستقل دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز
 
- جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
 
- جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
 
- جنبش دانشجویان عدالتخواه شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه های غیر انتفاعی شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه جامع علمی کاربردی فارس
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شیراز
 
- ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه شیراز
 
- ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز»
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:57  توسط narsis | 
 
 

گروه فرهنگی – رجانیوز: مهدی جمشیدی ، محقق و پژوهشگر حوزه تفکر اجتماعیِ علامه آیت‌الله مرتضی مطهری است که به تازگی کتاب «نظریه فرهنگی استاد مطهری» به قلم وی منتشر و با استقبال قابل توجه محافل حوزی و دانشگاهی قرار گرفته است.

 مهدی جمشیدی در یادداشتی تحقیقی که برای رجانیوز ارسال شده است، با نگاهی به آثار و سیره استاد مطهری در مواجهه با جریانات انحرافی سیاسی و عقیدتی، و با استناد به آثار آن استاد، به این پرسش مهم پاسخ داده است که آیا با وجود انچه تبلیغ می‎شود شیوه و منش سیاسی و فکری علی مطهری، مطابق با سیره فکری و سیاسی پدر است و یا اینکه صرفا یک تشابه اسمی موجب این تداعی در ذهن شده است.

آنچه در ادامه می‎خوانید، دفاعیه‎ای است از استاد مطهری در مقابل آنچه به دلیل رفتار و منش سیاسی پسرش به پای او می‎نویسند:

 

مواضع سیاسی آقای علی مطهری در طول سال‌های گذشته، اغلب مناقشه‌برانگیز بوده و در نظر بسیاری از افراد، «معماگونه» و «توجیه‌ناپذیر» جلوه کرده است. خصوصیّت‌های معماگونگی و توجیه‌ناپذیری از آن‌جا به مواضع سیاسی وی نسبت داده می‌شود که این مواضع با پیشینة سیاسی او همخوان نیست، بلکه آکنده از «تناقض‌ها»ی آشکار و پرسش‌برانگیز است. به نظر می‌رسد خاستگاه و سرچشمة آن دسته از گفتارهای سیاسی وی که چنین رنگ پذیرفته، به شرح زیر باشد:

نخست این‌که او در بخشی از اندیشه‌های اسلامی و انقلابی خود، دچار «دگردیسی» و «تجدیدنظر» شده و «شخصیّت و هویّت فکری» خود را به تدریج، دگرگون ساخته است. و این واقعیّتی است که در همین تاریخ سه دهه‌ای انقلاب اسلامی، نمونه‌ها و شواهد بسیار دارد؛ به طوری که تأمّل در آن‌ها، پذیرش و فهم این قبیل تحولات را آسان می‌کند. جریان چپ سیاسی با آن‌که در دهة شصت، گرفتار تندروی‌های نابجا و غیرموجّه شد، اما از اواخر دهة شصت به این سو، تغییرات فکری و ایدئولوژیکی بسیاری را تجربه کرد؛ تا حدّی که امروز - یا به بیان دقیق‌تر، از نیمة دهة هفتاد به بعد- به اندیشه‌ها و انگاره‌هایی گرایید‌ که در نقطة مقابل و متضّاد دعاوی و برداشت‌هایش در دهة شصت قرار دارد. این «چرخش بزرگ و جمعی»، چرخش‌های دیگران را فهم‌پذیرتر و قابل هضم‌تر می‌سازد. علی مطهری در دورة حاکمیّت اصلاح‌طلبان، یادداشت‌های متعدّدی را به عنوان نقد جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های اصلاح‌طلبان نگاشت که از سوی انتشارات صدرا در کتابی به عنوان «اصلاح‌طلبی» منتشر گشت. مطالعة این اثر - که مدّت‌هاست تجدید چاپ نمی‌شود! - نشان می‌دهد که میان دیروز و امروز او، چقدر فاصله وجود دارد.

دیگر این‌که خصوصیّت تحلیل‌های سیاسیِ علی مطهری، «ساده‌انگاری‌ها» و «ساده‌سازی‌ها»ی بسیار ویرانگر و بدفرجام است. او به شدّت دچار «سطحی‌اندیشی» و «قشری‌گری» در تحلیل و کشف حقیقت شده است. حتی شاید بتوان گفت این عامل، از عامل نخست بسی تأثیرگذار و مهم‌تر بوده است و بیشتر از عهدة تبیین مواضع سیاسی ناموجه و معماگونة او برمی‌آید. برای کسی که با علم «منطق» آشناست و «روش‌شناسیِ تحلیل سیاسی» را آموخته، کاملاً روشن است که «ربط‌های علّی» و «استنتاجات» و «استنباطات» او، از یک ذهنیّت مکانیکی و خطی برخاسته است؛ ذهنیّتی که تمایل گسترده دارد به «ظواهر» و «پوسته‌ها» بسنده کند. همین غفلت از «غور» و «تعمّق» در مسأله و ندیدن اضلاع و جوانب گوناگون است که وی را دچار ساده‌انگاری و ساده‌سازی‌های سیاسی کرده و موجب گشته نیروهای انقلابی حیرت‌زده شوند که چگونه شخصیتی همچون علی مطهری، این اندازه «کج‌» می‌اندیشد و «نسنجیده» و «ناپخته» سخن می‌گوید. نگارنده با چنین حُکمی - که جنبة معرفتی دارد و نه اخلاقی یا روانی- او را از منفعت‌اندیشی و محاسبات سیاسیِ غرض‌ورزانه برکنار داشته و معتقد است که علی مطهری بر اساس اعتقاد و باور سیاسی خود موضع‌ می‌گیرد، اما مشکل آن است که اعتقاد و باورهای سیاسی او، حاصل «خام‌اندیشی‌ها» و «سطحی‌نگری‌ها» است که به تدریج بر روی یکدیگر انباشته ‌شده و چنین حالت ناخوشایندی را برای وی رقم زده است.

یک مصداق روشن از این نوع نگاه، تحلیل او دربارة فتنة اجتماعی سال 1388 ست. وی فتنه‌گران را «منتقد» و «معترض» می‌خواند و معتقد است که نباید منتقدان و معترضان را «معاند» و «معارض» انگاشت و به زندان یا در حصر افکند؛ زیرا منتقد و معترض، خصومت ذاتی و اساسی ندارد و برای رسیدن به مقاصد خویش، دست به سلاح نمی‌برد. این تحلیل، تصویری واژگونه و خلاف واقع از یک واقعیّت اجتماعی است که در قالب فتنه نمایان گشت. اول این‌که آن‌چه که رخ داد، به طور قطع یک «فتنه» بود و نه یک «سوءتفاهم». سوءتفاهم، با مباحثه و محاجّه و ابهام‌زدایی رفع می‌شود، اما فتنه‌گری معلول غرض‌ورزی‌های شیطانی و خباثت‌آلود است و اقامة دلیل و برهان، فتنه‌گر را بر سر جای خود نمی‌نشاند. دوم این‌که فتنة اجتماعی سال 1388، رویدادی «دفعی» و «کوتاه‌مدّت» نبود که بتوان آن را ناشی از «مناظرة انتخاباتی» یا «شیوة مواجهة نیروهای امنیتی و نظامی» دانست، بلکه خاستگاه و ریشة «بلندمدّت» – و شاید ده ساله - داشته است. مدّت‌ها پیش از مناظرة انتخاباتی یا حضور نیروهای امنیتی و نظامی در خیابان، «کمیتة صیانت از آراء» تشکیل شد و گمانه‌زنی‌ها از سوی چهره‌ها و رسانه‌های مولّد فتنه، مطرح گردید. بنابراین، صحنه‌ها از پیش، «طراحی» و «مهندسی» شده بود تا نظام در دام اتّهامی غلتانده شود که نه تنها اعتماد بخش‌هایی از مردم را از آن سلب می‌کند، بلکه این عدّه را بر ضدّ آن می‌شوراند و به خیابان‌ها می‌کشاند. نظریة توطئه، در هر جا که روا و صواب نباشد، در این‌جا به خوبی عهدة تبیین و تعلیل رویدادها برمی‌آید. سوم این که «انتقاد»ی که در چارچوب «قانون» نباشد و «امنیّت جامعه» و «حیثیّت و اعتبار نظام سیاسی» را در عرصة بین‌المللی مخدوش سازد، «معارضه» است نه «انتقاد»، و طبیعی است که هر نظام سیاسی، تنها حرکت‌های قانونی را برمی‌تابد، نه «قانون‌شکنی» و «هرج و مرج» و «اغتشاش» و «خودرأی‌های شخصی و گروهی» را. اگر فتنه‌گران، منتقد بودند به نهادهای قانونی مراجعه می‌کردند و خواستار بازشماری آراء می‌شدند، نه این‌که سلایق و علایق شخصی خود را بر قانون تحمیل کنند و از «اردوکشی خیابانی» برای اعمال فشار بر نظام بهره بگیرند. این حقیقت، کاملاً واضح و تأویل‌ناپذیر است و در مقابل چشم همگان رخ داد. چهارم این‌که اگرچه فتنه‌گران – و شاید هواداران آن‌ها - دست به سلاح نبردند و شورش مسلّحانه بر ضدّ نظام سیاسی نکردند، اما آن‌ها با تهییجات و تحریکات خویش، بخش‌هایی از مردم را به خیابان‌ها کشاندند و چندین ماه، «امنیّت» و «آرامش» و «ثبات» را از جامعه سلب کردند؛ چراکه در این شورش‌های خیابانی، به اموال عمومی تعدّی شد(آتش زدن اتوبوس و بانک و ...)، برخی از نیروهای نظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند یا حتی به شهادت رسیدند و زمنیه نیز برای اقدامات مسلّحانة برخی از گروه‌های ضدّ انقلاب – توده‌ای‌ها، سلطنت‌طلب‌ها، منافقین، بهایی‌ها و ... - فراهم گردید. فتنه‌گران، شخصاً دست به سلاح نبردند، اما نتیجه همان شد که اگر چنین می‌کردند، می‌شد. ملاک این است که «امنیّت جامعه» مخدوش نشود و امنیّت جامعه – دست‌کم در جوامع کنونی- تنها با «حرکت‌های مسلّحانه» تخریب نمی‌شود، بلکه «عملیّات روانی» و «انقلاب‌ رنگی» تأثیری جدّی‌تر دارند. تجربه نشان داده است که با تکیه بر همین نوع جنبش‌ها و جریان‌های غیرمسلّحانه، نظام‌های سیاسی دست‌خوش تحوّلاتی در ابعاد انقلاب شده‌اند. نبابراین، تحرّکات غیرمسلّحانه نیز قادر هستند که موجودیّت نظام سیاسی را به چالش کشید و آن را دگرگون سازند.‌

نکتة بسیار مهمی که در این یادداشت کوتاه بر آن تمرکز می‌کنم این است که «قواعد» و «بنیان‌ها»یی که علی مطهری بر اساس آن‌ها، موضع‌گیری سیاسی می‌کند، کاملاً با آن‌چه که در اندیشه و عمل استاد شهید علامة مطهری (رحمه الله علیه) به چشم می‌خورد، «ناسازگار» و «متضّاد» است. با علم به این امر که به احتمال قوی، علی مطهری با خواندن این قبیل یادداشت‌ها - که از دلسوزی و حُسن نیّت نویسندگان آن برمی‌خیزد - از راه رفته باز نخواهد گشت و چارچوبی که بر ذهنش سایه افکنده را تغییر نخواهد داد، تنها مسألة جدّی برای نگارنده «حیثیّت» و «اعتبار» و «منزلت» استاد شهید است. ایشان قطعاً یکی از بزرگ‌ترین و عالی‌ترین سرمایه‌های فرهنگی و معرفتی انقلاب اسلامی به شمار می‌آید؛ اما بیم آن می‌رود که «تحلیل‌های سطحی و کم‌مایه» این فرزند، قدری جایگاه پدر را مخدوش ‌سازد. به هر حال،  مسأله هر چه هست، همین «انتساب» است. در غیر این صورت، بسیارند کسانی که در جریان‌های سیاسیِ اصلاح‌طلب و اعتدال‌طلب حضور دارند و مواضعی شدیدتر و ناصواب‌تر از علی مطهری برمی‌گزینند و سال‌هاست که در کج‌اندیشی و کج‌روی، غوطه‌ورند. مسألة نگارنده «اعتبار» و «آبروی» استاد شهید است که تا اندازه‌ای – و نه به‌طور مطلق - به عملکردها و اندیشه‌های فرزندانش گره خورده است. این وضعیّت به‌طور خاص آن‌گاه که مخاطبان از تودة مردم باشند، اهمیّت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا این قبیل اذهان، به «تعمیم‌های ناروا» گرایش دارند و چه بسا خطای فرزند را به پای پدر بنویسند و بر همین اساس، از استاد شهید فاصله گرفته و یا اندکی به ایشان بدبین شوند.

نگارنده چاره را در این دید که با رجوع به «واقعیّت‌های تاریخی»، نشان دهد که قواعد حاکم بر موضع‌گیری‌های سیاسیِ علی مطهری، با سیرة سیاسی و فرهنگی استاد شهید، هیچ‌گونه تناسب و تطابقی ندارد، بلکه با آن ضدّیّت کامل دارد. در حقیقت، علامه مطهری را حَکَم قرار داده و به سیرة ایشان استنادمی‌کنیم؛ شخصیّتی که علی مطهری همچنان به او باور دارد. آقای علی مطهری، به مضامینی که علامه مطهری در ماه‌های پایانی حیات ظاهری خویش بیان کرده بنگرید: آزادی عقیده، صحیح نیست(آیندة انقلاب اسلامی ایران، ص 38)؛ قائلان به عقاید باطل، مجاز به نشر عقاید خود در محافل دانشجویی نیستند(همان، صص 42- 41)؛ قائلان به عقاید باطل، به واسطة نفاق و دوگانگی و عدم صراحت، قصد اغفال دارند(همان، ص 42)؛ اکنون به عنوان آزادی عقیده، دروغ گفته می‌شود(همان، صص 43-42)؛ آزادی اغفال‌گری، منافق‌صفتی و توطئه‌چینی مجاز نیست(همان، ص 43)، نیروهای مارکسیستی با توجیه وحدت و یگانگی شعارها، حقیقت نظرات شان را پنهان کرده‌اند(همان، ص 43)؛ نیروهای مارکسیستی به شرط عدم التقاط، مجال فعالیّت دارند(همان، ص 44)؛ رویّة گروهک فرقان، مبتنی بر اغفال و توطئه است(همان، صص 45- 44)؛ گروه‌های سیاسی به شرط عدم توطئه‌گری و فریب‌کاری، در بیان نظرات‌شان آزاد هستند(همان، ص 46)؛ ادغام معارف اسلام با عقاید باطل – یعنی التقاط - مصداق توطئه‌گری و فریب‌کاری است (همان، ص 46)؛ جریان‌های معرفتیِ معارض، تا مرز عدم خیانت، در بیان اندیشه‌های‌شان آزاد هستند(همان، صص 49- 48)؛ ایدئولوژی نسبت به مبارزه، اصالت دارد(همان، صص 90- 89)؛ آزادی غیر از هرج و مرج است(همان، ص 94)؛ اظهار عقاید باطلب به صورت اغواء و اغفال و در جمع متوسطان و ضعفای معرفیت، جایز نیست(همان، ص 95)؛ اغفال و اغوا و اضلال، مجاز نیست(همان، ص 96 و ص 112)؛ کامیابی انقلاب اسلامی، وابسته به استقلال و خلوص ایدئولوژیک و مکتبی آن است(همان، ص 99 و ص 96)؛ مکتب‌های التقاطی پیش از آن‌که مکتب‌های الحادی، برای حیات اسلام مضر هستند(همان، ص 97)؛ دولت‌ اسلامی به گروه‌های غیراسلامیِ غیراغفال‌گر، جواز فعالیّت می‌دهد، ولی ماهیّت معرفتی آن‌ها را تأیید نمی‌کند(همان، صص 113- 112)؛ جریان‌هایی که ماهیّت انقلاب اسلامی را مادّی یا آزادی‌خوهانه از نوع غربی تفسیر می‌کنند، هر دو انقلاب ضربه می‌زنند(همان، ص 146).‌‌

با این توضیح، در واقعیّت‌های تاریخی زیر درنگ کنید:

(یکم). در طول دهة چهل و حداقل تا نیمة دهة پنجاه، «سازمان مجاهدین خلق ایران» یک گروه مبارز اسلامی تصوّر می‌شدند که در مسیر براندازی حکومت پهلوی فعالیّت می‌کنند. در این دوره، حتی بخش‌های وسیعی از روحانیّت نیز با این سازمان، همکاری نزدیک و صمیمانه داشته و از تأیید آن‌ها پروا نداشتند. فراتر از این، کمک‌های مالی فراوانی نیز به این سازمان می‌شد که ظاهراً بیش از دیگران، آقای هاشمی‌رفسنجانی چنین می‌کرد. در این میان، تعداد بسیار کمی از روحانیون - که شاید به عدد انگشتان یک دست نیز نمی‌رسید- با سازمان مرزبندی می‌کردند و از جمله، بلکه در سطحی فراتر از همه، علامه مطهری قرار داشت. البته امام خمینی نیز با آن‌که در آن دورة تاریخی در ایران به سر نمی‌بردند، و در نتیجه شناخت تفصیلی و جزیی از ماهیّت فکری سازمان نداشتند، اما هیچ‌گاه این سازمان را تأیید نکرد و حتی به توصیة یاران و شاگردان نزدیک خود اعتنا نکرده و کمترین سخنی در مقام تأیید این گروه بر زبان جاری نساخت. حتی شهید بهشتی نیز با آن‌که به برخی از اندیشه‌های اعضای سازمان انتقاد داشت، با سیرة عملیِ علامه مطهری مخالفت می‌کرد و مواضع سیاسی او را مخالف «وحدت» و «همگرایی» نیروهای انقلابی می‌انگاشت. نقل شده که چون نزاع میان مطهری و بهشتی در این‌باره بالا گرفت و روحانیّت نیز به تبع آن، دوپاره شد، مسأله به امام خمینی - که در نجف و در تبعید بودند- ارجاع داده شد که امام در پاسخ، جانب علامه مطهری را گرفته و تصریح کردند سازمان به اسلام، اعتقاد واقعی ندارد و «تظاهر به اسلام» می‌کند و از این‌رو، «ائتلاف و همراهی سیاسی» با آن‌ها خطاست. علامه مطهری همواره از سوی نیروهای انقلابی و حتی دوستان نزدیک خود مورد فشار و سرزنش قرار می‌گرفت که نباید مبارزه و انقلاب را فرع بر «مباحثات ایدئولوژیک و اعتقادی» انگاشت و به این دلیل، در صفوف نیروهای انقلابی، «شکاف» و «انشقاق» ایجاد کرد، اما مطهری که بیش از دیگران از «بصیرت» و «عمق‌اندیشی» بهره برده بود، بر همین مدار حرکت کرد. تقابلات علامه مطهری با سازمان مجاهدین خلق، مصادیق بسیاری دارد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم: «ممانعت از خوانده شدن اعلامیّة مادران اعضای کشته شدة سازمان در مراسم استقبال از امام خمینی در بهشت‌زهرا»، «تأکید بر پایین کشیدن پرچم سازمان در مراسم راهپیمایی به هر قیمتی»، «معدوم کردن عکسی که اعضای سازمان با امام خمینی در محل استقرار ایشان گرفته بودند»، «جلوگیری از نفوذ اعضای سازمان به درون شورای انقلاب»، «انتقال امام از مدرسة رفاه به مدرسة علوی به دلیل دور کردن امام از دسترسی اعضای سازمان»، «مخالفت با انتصاب لاهوتی به سمت ریاست کمیتة انقلاب به دلیل این‌که وی به اعضای سازمان گرایش دارد» و ... . همگی این‌ها نشان از قاطعیّت و جدّیّت و شفافیّت علامه مطهری در «مرزبندی با نیروهای دگراندیش» دارد.

(دوم). مسأله دربارة «علی شریعتی»، بسیار حادتر و پیچیده‌تر بود. علامه مطهری معتقد بود که شریعتی به «مارکسیسم» گراییده و دچار «التقاط» شده است، حال آن‌که در فضای غالب، شریعتی به عنوان چهره‌ای انقلابی و اسلامی شناخته می‌شد. تشخیص علامه مطهری آن بود که نوشته‌های شریعتی به دلیل آلودگی به آفت التقاط و پاره‌ای آسیب‌های دیگر، اندیشة دینی نسل جوان را معیوب می‌سازد و پیامدهای خطرناک به دنبال خواهد داشت، اما بسیاری از نیروهای انقلابی و حتی روحانی، به سختی از شریعتی دفاع می‌کردند و علامه مطهری را به «جزم‌اندیشی» و «بدبینی» و «اختلاف‌افکنی» متّهم می‌ساختند. تعابیری که علامه مطهری در نامه‌ای که به امام خمینی نوشته و در آن به توصیف افکار و نظریات شریعتی پرداخته، «صریح» و «تند» است و نشان می‌دهد که ایشان از این ناحیه، به شدّت «احساس خطر» می‌کرده است. به هر حال، سخن علامه مطهری غالب نگشت و اندیشه‌های شریعتی به معبری برای گراییدن بخش‌هایی از جوانان انقلابی به گروهک‌های التقاطی تبدیل گشت.

(سوم). «اکبر گودرزی»، جوان بیست و پنج ساله‌ای بود که «گروهک فرقان» را تأسیس کرده و در برخی از مساجد تهران، به عرضة «تفاسیر مارکسیستی و مادّی از قرآن کریم» می‌پرداخت و به دنبال آن، جزوه‌هایی را نیز با همین عنوان منتشر می‌کرد. هیچ فردی به اندازة مطهری در این‌باره حساسیّت به خرج نداد و به میدان ستیز با التقاط‌گری و دگراندیشیِ گروهک فرقان نپرداخت. او علاوه بر این‌که در سخنرانی‌های عمومی خود به مخالفت صریح با موج افکار مارکسیستی و التقاطی می‌پرداخت، در مقدّمة کتاب «علل گرایش به مادّی‌گری» نیز آشکارا به انتقاد مستدل و مستند از اندیشه‌های به اصطلاح تفسیری گروه فرقان پرداخت، اما چندی بعد، پاسخ استدلال‌های مطهری با گلوله داده شد و در نخستین بهار انقلاب، مغز متفکّر انقلاب اسلامی به شهادت رسید.

ریشة اصلی و عمدة شهادت مطهری را باید در همین «مرزبندی‌ها» و «التقاط‌ستیزی» دانست. مطهری به «خلوص انقلاب»، «تصفیه و پالایش»، «تفکیک خودی از غیر خودی»، «صیانت از اصالت فکری و ایدئولوژیک انقلاب»، می‌اندیشید و سرانجام، جان شریف خود را در این راه مقدّس نثار کرد. علامه مطهری اجازه نداد که «تحمّل مخالف»، «جذب حداکثری»، «وحدت و ائتلاف»، «تکثّر صداها»، «آزادی بیان» و ... سبب شود که اندیشه‌ها و شخصیّت‌ها و گروه‌های دگراندیش در نهضت و انقلاب نفوذ کنند و آن را از درون دچار فروپاشی و اضمحلال و استحاله نمایند. چنین رویّه و سنّت کم‌نظیری، علامه مطهری را به یک شخصیّت متمایز و برجسته تبدیل کرد و او را در قلّة «بصیرت» نشاند. آن‌چه علامه مطهری در خشت خام می‌دید، دیگران در آینه نیز نمی‌دیدند. مطهری بسیار از زمانة خود فراتر بود و به این سبب، تنها و تک‌رو بود. علامه مطهری، شهید راه التقاط‌ستیزی و مرزبندی با دگراندیشان متجدّد بود.

علامه مطهری چه در ساحت نظر و چه در ساحت عمل، بسیار سخت‌گیر و حسّاس بود و به هیچ‌رو، به «وحدت» و «آزادی» اصالت نمی‌داد، بلکه «خلوص» اسلام و انقلاب برای او اصالت داشت. در نتیجه، هرگاه که میان صیانت از خلوص اسلام و انقلاب از یک سو، و استقرار وحدت و آزادی تزاحم می‌افتاد، جانب امر نخست را می‌گرفت و دومی را «تحدید» و «تقیید» می‌کرد. در تفکّر او، وحدت نباید به معنی نفی خلوص ایدئولوژیکِ نیروهای اسلامی و یا نفوذ نیروهای دگراندیش در بدنة انقلاب باشد. او همواره بر «مرزبندی» و «خط‌کشی» پا می‌فشرد و اجازه نمی‌داد «ائتلاف‌های سیاسی»، «شکاف‌های ایدئولوژیک» را کمرنگ سازند. علامه مطهری با قاطعیت و اوج تنهایی، «نفوذی‌ها» را از قطار انقلاب پیاده کرد و به زودی، هزینة آن را نیز پرداخت. علامه مطهری چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب، قائل به «خودی» و «غیرخودی» بود، هم در «عرصة معرفتی» (دین‌پژوهی) و هم در «عرصة سیاسی». تفسیر او نیز از خودی‌ها و غیرخودی‌ها، بسیار «تنگ‌تر» و «محدودتر» از سایر نیروهای انقلابی بود. او معتقد بود که غیرخودی‌های سیاسی، حقّ حضور در «نظام سیاسی» را ندرند، اما می‌توانند در «جامعة سیاسی» فعالیّت کنند، به شرط آن‌که «التقاط» نورزند و «توطئه» کنند. در غیر این صورت، «حقّ» فعالیّت در این محدوده نیز از آن‌ها سلب می‌شود. التقاط و توطئه، «خط قرمزها»ی علامه مطهری بود و بر سر آن‌ها با هیچ‌کس مصالحه نمی‌کرد و هیچ استثنایی قائل نمی‌شد. از این‌رو، ایشان «دشمنان بسیار»ی را برای خود ساخته بود که از عصبانیّت و ناخشنودی به خود می‌پیچیدند.

چنانچه امروز علامه مطهری در حیات ظاهری به سر می‌برد، آیا «التقاط اسلام با لیبرالیسم» را تحمّل می‌کرد و با جریان‌های سیاسیِ اصلاح‌طلب و اعتدال‌طلب، هم‌داستان و هم‌‌خوان می‌شد؟! علامه مطهری که آن اندازه نسبت به التقاط اسلام با مارکسیسم حسّاس بود و برداشت مارکسیستی از اسلام و قرآن کریم را همچون «تجاور به وحی» قلمداد می‌کرد، چگونه می‌توانست با کسانی هم‌نشین شود که نوالتقاطی‌های دورة پس از انقلاب به شمار می‌آیند؟! چرا پس از آن‌که شکاف‌های فکری مهدی بازرگان – رئیس دولت موقت - با امام خمینی آشکار شد و او در سخنرانی‌های خود شروع به کنایه‌پراکنی و انتقاد نسبت به امام کرد، علامه مطهری تأکید کرد که دولت بازرگان را به سبب این‌که نمی‌داند تمام بدنة اجتماعی خود را مرهون حمایت‌ها و هواداری‌های امام است، باید «دولت کودن‌ها» خواند؟! علامه مطهری که «آشوب و آشفتگی معرفتی و ایدئولوژیک» را بر نمی‌تابید و از تفاسیر مارکسیستی یک جوان در تهران، احساس خطر می‌کرد، چگونه «شورش» و «فتنه‌ای» که میرحسن موسوی و مهدی کروبی برپا کردند را برمی‌تابید و خواستار آزادی‌شان می‌شد؟! علامه مطهری که امام خمینی را «مرشد» و «مراد» و «ولی» خود می‌انگاشت و امر او را بر خواست خود، مطلقاً ترجیح می‌داد، آیا ممکن بود که در مقابل نظرات سیاسیِ ولی‌فقیه زمانه، «اجتهاد» کند و «فتنه» را «فتنه» نشمارد و با «فضاسازی» تلاش کند تا ولی‌فقیه را در موضع انفعال قرار بدهد؟! به راستی، چرا علامه مطهری برای گروه‌های دگراندیش حتی این اندازه حقّ قائل نبود که «نظرات دین‌شناسانة» خود را در جامعه مطرح کنند؟! چرا علامه مطهری برای این قبیل جریان‌های متفاوت دگراندیش، «سهم سیاسی» قائل نبود و اجازه نمی‌داد آن‌ها در ادارة انقلاب مشارکت کنند تا به این واسطه، از انقلاب فاصله نگیرند؟! این پرسش‌ها، پرسش‌هایی است که سزاوار است آقای علی مطهری دربارة آن‌ها اندیشه کند و بنگرد روش و رویّة امروز ایشان، تا چه اندازه با سیره و رفتار سیاسی استاد شهید مطابقت دارد؟!

علی مطهری پیش از آن‌که نسبت به پدیدة «التقاط» حساس باشد، دغدغة «ساپورت‌پوشی» خانم‌ها را دارد، حال آن‌که علامه مطهری به سبب التقاط‌ستیزی‌های‌ش و شاید مقدّمه‌ای که در نقد التقاطی‌اندیشیِ گروهک فرقان در کتاب «علل گرایش به مادّی‌گری» نگاشت به شهادت رسید، نه کتاب «مسألة حجاب». علامه مطهری، یک متفکّر و مصلح اجتماعیِ تک‌بُعدی نبود، بلکه به مقولات و چالش‌های مختلفی می‌نگریست و نسبت به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد، اما همة این‌ها را در عرض یکدیگر و هم‌رتبه و هم‌وزن نمی‌انگاشت. ذهنی که اسیر قشری‌گری است، تنها بر حسب ظاهر داوری می‌کند – هر چند ظواهر هم جزء شریعت است - و از باطن غفلت می‌ورزد و به مناسک و شعائر دینی اصالت می‌دهد، نه به تفکّر و اندیشه. علامه مطهری، بسیار و بسیار بیش از آن‌که از بدحجابی زنان در دورة حاکمیّت طاغوت رنج می‌برد، نسبت به «اسلام انقلابی» که نیروهای التقاطی و مارکسیستی آن را مطرح می‌کردند دغدغه داشت. از این‌رو، کسانی که او را الگوی عمل سیاسی و اجتماعی خود قرار داده‌اند، امروز باید در برابر «اسلام رحمانی» موضع‌گیری و صف‌بندی کنند. اگر «اسلام انقلابی»، همة اسلام نیست، بلکه محصول مواجهة گزینشی و دلبخواهانة با اسلام است، «اسلام رحمانی» نیز چنین حُکمی دارد. چه «اسلام نقلابی» که به آموزه‌های مارکسیستی اصالت می‌داد و چه «اسلام رحمانی» که در آغوش آموزه‌های لیبرالیستی شکل گرفته است، هر دو به یک اندازه، اسلام اصیل و حقیقی را تخریب و تضعیف می‌کنند. علامه طهری که دیروز آن‌چنان بی‌پروا و شجاعانه در برابر «اسلام انقلابی» ایستاد و از خلوص و جامعیّت اسلام دفاع کرد، اگر امروز در حیات ظاهری به سر می‌برد، قطعاً به «اسلام رحمانی» روی خوش نشان نمی‌داد و کج‌اندیشی‌ها و تفسیر به رأی‌ها و محافظه‌کاری‌ها و سازش جویی‌های آن را برنمی‌تابید.

در پایان باید اشاره کنم که ارادت عمیق حقیر نسبت به استاد مطهری و این‌که در طول بیش از یک دهة گذشته، اهتمام خود را مصروف مطالعه و تحلیل و تعلیقه‌نویسی آثار ایشان کرده‌ام (و دو جلد کتاب در این‌باره نگاشته‌ام و اثر سوم نیز به نیمه رسیده است)، موجب شد آشکارا به انتقاد از رویّه‌ای رو آورم که آقای علی مطهری در پیش گرفته و چنانچه ایشان مدّعی قرار داشتن در مسیر و مدار آن متفکّر شهید است، می‌باید به پرسش‌های پیش‌گفته، پاسخ گوید و نشان دهد که برخلاف جهت‌گیری استاد، حرکت نمی‌کند. در همین‌جا نیز اعلام می‌کنم که به عنوان یک جوان که شارح و مفسّر اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی استاد مطهری هستم، حاضرم در یک «مناظرة علمی و عمومی» با ایشان شرکت کنم و دربارة این پرسش‌ها و انتقادات، به گفتگوی رو در رو و صریح بپردازم تا تمایزات سیره و الگوی رفتار سیاسی و اجتماعی علامه مطهری با آن‌چه که در عمل ایشان به چشم می‌خورد، نمایان‌تر و شفاف‌تر گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:56  توسط narsis | 
 

سخنرانی «فائزه هاشمی» در مشهد مقدس در پی اعتراض شدید دانشجویان انقلابی لغو شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهدمقدس، ظهر امروز جمعی از دانشجویان انقلابی مقابل دانشکده حقوق دانشگاه ازاد مشهد در پی حضور «فائزه هاشمی» در این دانشگاه به اعتراض و تجمع پرداختند.
 
در پی این اعتراض، سخنرانی «فائزه هاشمی» تا این لحظه لغو شده است.
 
تا پیش از این قرار بود «فائزه هاشمی» در دانشکده مهندسی دانشگاه آزاد مشهد سخنرانی کند اما بدون اطلاع‌رسانی مراسم سخنرانی به دانشکده حقوق منتقل شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:55  توسط narsis | 
/ جلسات اینها ضد دین است و ائمه را قبول ندارند و میگویند فقط باید با خود خدا ارتباط گرفت

گروه فرهنگی - رجانیوز: فرقه انحرافی عرفان حلقه که با طرح مسئله اتصال به شعور کیهانی ادعای برطرف کردن برخی بیماری ها و مشکلات روحی و جسمی را دارد، حالا بعد از حدود دو دهه فعالیت در ایران مشکلات اسفباری را به جامعه ما تحمیل نموده است. آسیب های وارده به کسانی که وارد این عرفان شده و خود را در اختیار این افراد قرار داده اند صرفا آسیب های روحی، اجتماعی و خانوادگی نیست.

به گزارش رجانیوز، متاسفانه علی رغم ممنوعیت قانونی برگزاری کلاس های عرفان حلقه و دستگیری موسس این عرفان پیروان و مسترهای این عرفان همچنان به طور مخفیانه و گردشی کلاس های خود را برگزار کرده و قربانیان بیشتری می گیرند. آنچه از نظر می گذرانید مصاحبه خبرنگار «نسیم» با خانم ز.م.ع مادر دختری 25 ساله است که پس از حضور در کلاس های مخفیانه عرفان حلقه دچار آسیب جسمی شدید شده است.

نسیم: دختر شما قبل از حضور در جلسه عرفان حلقه و دریافت تشعشع دفاعی توسط مستر چه بیماری ای داشت که شما برای درمان آن به افراد عرفان حلقه مراجعه و اعتماد کردید؟

م.ع: حدود 5 سال پیش ما در جاده مشهد دچار سانحه تصادف شدیم که همسرم در این تصادف از دنیا رفت و همه ما آسیب شدید دیدیم. دخترم که گویا ضربه شدیدی به سرش وارد شده بوده و ما متوجه نشده بودیم؛ بعد از یک سال و نیم لخته خونی در مغزش دیده شد و پزشکان احتمال دادند که لخته خون به علت تصادف باشد؛ احتمال این که این لخته از بیماری روماتیسم ناشی شده باشد نیز وجود داشت؛ الان تمام این احتمالات رد شده است حتی می گویند اصلا بیماری روماتیسم وجود نداشته است.
پس از دیده شدن لخته خون در مغزش یک دست و یک پای دخترم کمی بی حس شده بود و خودش بی حال بود.  با فیزیوتراپی و کار درمانی مشکل بی سی دست و پایش مرتفع شده بود اگرچه کاملا حل نشده بود.

نسیم: چگونه و از چه طریقی با عرفان حلقه آشنا شدید؟

م.ع: حدود 5 یا 6 ماه پیش، از طریق یکی از اقوام که خود و فرزندانش در کلاس های عرفان حلقه شرکت می کنند به این کلاس ها معرفی شدیم، می گفتند بسیاری از بیماری‌های آن ها با شرکت در این کلاس ها و اتصال برقرار کردن، درمان شده است؛ گفتند رئیس این کلاس ها آقای م. ع. ط است که اکنون زندانی است، پرسیدم کارش خلاف است؟ گفتند نه، فقط نمی گذارند کار کنند؛ حتی به من نگفتند این مسئله دینی یا غیر دینی است، تنها از انرژی نام بردند.


به من گفتند کلاس های عرفان حلقه در یک مکان برگزار نمی‌شود، مکان کلاس ها گردشی بود؛ خانمی که ادعا می کردند مستر است را به خانه من آوردند؛ زمانی که کار انرژی دادن را انجام بود، معرف ما به این عرفان با حال مضطرب  دست های خود را به هم می مالید، علت این نگرانی را جویا شدیم گفت: بعضی ها پس از دریافت تشعشع به حالت کما می روند، بعد از انرژی دادن این حرف را گفت و بیان کرد خدا رو شکر بر روی دختر شما انرژی دادن چنین اثری نگذاشته است.


خانم مستر که البته حجاب خوب و مناسبی هم نداشت و دیدن ظاهر او مرا نسبت به اینکه کاری برای بهبود دخترم از دستش بر بیاید مردد کرده بود به من و فرزندان دیگرم گفت که بنشینید و اتصال بگیرید؛ از من اجازه خواست تا خانه را پاکسازی کند. من ابتدا گمان می کردم قصد دارند اتاق ها را ببینند، من مخالفت کردم اما مستر توضیح داد که هرگونه دعای دست نویس که در منزل دارید را برای من بیاورید و باید از خانه دور شود؛ من تمای دعاهایی که در خانه داشتم را به مستر دادم وی نیز همه را از من گرفت و با خود برد. دعاهایی مانند لا حول ولا قوه الا بالله و... بود.


مستر به محض دادن تشعشع دچار آب ریزش بینی و عطسه شد؛ این مستر ظاهر اسلامی نیز نداشت، بعد از رفتن او به بچه ها گفتم کسی که با این قیافه آمده است چطور می تواند به ما کمک کند؟ مستر به ما گفت کسی غیر از خانواده خودتان در این جلسه نباشد؛ به همه ما گفته شد اتصال بگیرید؛ من در بدن خود احساس مور مور شدن داشتم؛ برای پسرم این کارها مسخره بود و مستر این موضوع را متوجه شد؛ بعد از رفتن مستر پسرم گفت که من اصلا اتصال نگرفتم و تنها به شما می خندیدم و تا زمانی که ائمه حضور دارند نیازی به این مسائل پوچ نیست؛ فکر پسرم در آن زمان بهتر از ما کار کرد.

 

نسیم: این خانم مستر برای حضور در منزل شما از شما مبلغی درخواست کرد؟

م.ع: خیر؛ ما هزینه ای پرداخت نکردیم ولی کسانی که کلاس می رفتند ماهی پنجاه هزار تومان پرداخت می کردند.

نسیم: پس از حضور مستر در منزل شما و تشعشعی که به دخترتان داد چه اتفاقی افتاد؟

م.ع: مستر به دخترم گفت روزی 5 بار در ساعت های مشخص اتصال برقرار کن. هر جایی که امکان داشت اتصال می گرفتند، به طور مثال دخترم در ماشین در حال اتصال گرفتن بود؛ چشم ها را بر هم می گذاشت و تنها به جسم خودش فکر می کرد؛ تا این مرحله مسئله بدی رخ نداد، من گمان می کردم افکار مثبت است؛ زمانی که اتصال از بین رفت، حال او بد شد؛ بعد از دو هفته که اتصال نگرفت حالش بد شد.
به مدت سه روز در بیمارستان بستری شد؛ بدنش سست شده بود؛ بیمارستان کاری برای او نکردند؛ وقتی به خانه آوردیم خوب شده بود؛ وقتی دلیل این بد شدن حال را پرسیدیم گفتند از رها کردن اتصال است، باید دوباره اتصال بگیرید؛ گفتند اتصال ها را شدیدتر کند.


معرف ما به عرفان حلقه خیلی اصرار داشت که دخترم را با خود به جلسات عرفان حلقه ببرد اما من نمی گذاشتم تا اینکه یک روز در ماه رمضان، روز 22 رمضان بود به نظرم، راضی شدم که دخترم را تنها به جلسه ببرند. دخترم تنها در جلسه آن ها حضور پیدا کرد، حدود چهار ساعت در آن جلسه بود؛ زمانی که از جلسه بازگشت و از اتفاقات جلسه از او پرسیدیم، گفت حوصله صحبت کردن ندارم، من بعد از این پای خود را در جلسات اینها نمی گذارم، جلسات اینها ضد دین است و ائمه را قبول ندارند و  میگویند فقط باید با خود خدا ارتباط گرفت.

نسیم: درباره جزئیات اتفاقاتی که در آن جلسه رخ داده بود چه گفت؟

م.ع: دخترم گفت که سه مرد در جمع آن ها حضور داشتند، چند نفر روزه بودند؛ تعدادی از خانم های جمع با وجود حضور سه مرد حجاب نداشتند، دخترم با حالت ناخوشایندی گفت در ایام شهادت قرمز پوشیده بودند. گویا یک خانم و یک آقا به طور همزمان به دخترم تشعشع داده بودند. از آن روز به بعد بدن دخترم روز به روز بی حال و بی حس می شد؛ همین امر سبب شد من کار خود را تعطیل کنم؛ دخترم  برای این که از نظر جسمانی روبراه شود تنها اتصال می گرفت؛ حتی او را کاردرمانی می بردم.
از وقتی که دخترم در جلسه عرفان حلقه شرکت کرد تا ده روز بعد که حالش بهم خورد، در این بین روزی برادرم به خانه ی ما آمده بود، دخترم در حضور جمع به طرز وحشتناکی سر و کله اش را تکان داد، به گونه ایی که گمان می کردید قرار است چیزی از بدن او خارج شود؛ ما خیلی وحشت کردیم، وقتی پرسیدم چطور شد؟ سریع خود را جمع و جور کرد و گفت چیزی نیست.

دخترم را روز چهارشنبه به جلسه عرفان حلقه بردند تا جمعه بعد یعنی ده روز بعد هر روز بی حال تر می شد تا اینکه روز جمعه صبح با شنیدن صدایی عجیب از خواب بیدار شدم؛ دخترم را در حالت بدی دیدم که نمی توانست حرف بزند و بدنش سست شده بود؛ تا به بیمارستان برسیم دو ساعتی طول کشید؛ بر روی تخت بیمارستان آرام و قرار نداشت و همواره زوزه می کشید.
صدای زوزه به گونه ایی بود که دو تا پرستار وقتی دخترم را دیدند، گفتند انگار این دختر تسخیر شده است؛ بعد از تزریق آرامبخش این کار ادامه داشت ولی صدایی نداشت و تنها فشاری همانند درد زایمان بر او وارد می شد؛ این فشار از صورت او آغاز می شد و بعد از چند دقیقه آرام می شد؛ من از این صحنه ها فیلمبرداری کردم.
در بیمارستان چنان تب بدن دخترم بالا می رفت که در یک تشت یخ پر می کردم و پاهای او  را داخل تشت می گذاشتیم؛ به مدت بیست روز چنین تبی را داشت؛ ۳۷ روز در بیمارستان در قسمت آی سی یو بستری بود.

نسیم: پس از آن دخترتان در چه وضعیتی بود؟

م.ع: بعد از آن تمام بدن دخترم به حالت فلج در آمد حتی نمی توانست گردن خود را نگه دارد. جویدن غذا، تف کردن، مک زدن و... برای دخترم امکان پذیر نیست؛ حتی نمی تواند آب بینی و دهانش را کنترل کند، با کار کردن اکنون می تواند گردن خود را کمی تکان دهد؛ روزی یک ساعت به او ورزش می دهم؛ فیزیوتراپی برده ام، اکنون می تواند بایستد ولی نمی تواند راه برود؛ بعد از دو سه قدم می بینم انگشتان کج و قفل می شود و من متوجه می شوم چیزی مانع حرکت او می شود.

مات شدن چشمان دخترم، لرزش بدنش و... هنوز وجود دارد؛ با کاردرمانی دست های دخترم کار می کند؛ هوشیاری و شنوایی کامل دارد؛ چشمانش گاهی در زمان صحبت با ما مات می شود، در این زمان حواس او به ما است ولیکن چشمانش این گونه می شود؛ در این زمان چشمانش حالت عادی ندارد، قبل از حضور دخترم در جلسات عرفان حلقه چنین چیزی در او ندیده بودم.
این که نمی تواند غذایی بخورد برای من بسیار ناراحت کننده است؛ تنها دست ها، تکان دادن گردن و... بهتر شده است؛ هم چنان گردن ول می شود، آب دهانش کنترل شده نیست و....؛ زمانی که اوایل فیزیوتراپی بود می توانست بر روی پای خود بایستد ولی اکنون این گونه نیست؛ احساس می کنم چیزی مانع خوب شدن دخترم می شود.

من می فهمم این مشکلات از بیماری او نیست، چرا که به طور مثال در هنگام غذا دادن چنان سر و کله ش را تکان می دهد که هر کسی ببیند می ترسد ولی دخترم می خندد!

دخترم به یکی از نزدیکان گفته بود من افرادی را می بینم ولی گفتند اگر بگویی که ما را می بینی، مادرت را اذیت می کنیم؛ به دخترم گفتم من هر روز قرآن می خوانم، نمی توانند من را اذیت کنند، تو هر چه می بینی بگو، ولیکن او تنها گریه کرد؛ می خواهد حرف بزند ولیکن نمی تواند حرفی بزند.

اعضای عرفان حلقه به من گفتند به دلیل دریافت زودهنگام دفاعی این اتفاق افتاده است؛ گفتند دخترت مدت کوتاهی است که در این جلسات حضور دارد پس زمان دادن دفاعی نبوده است؛ به پلیس امنیت اخلاقی شکایت کردیم؛ ما را به پزشک قانونی برای مشاوره فرستادند؛ معرف ما به عرفان حلقه نیز به دادگاه احضار شده.


البته حدود 5 سال پیش وقتی دخترم به جهت فوت پدرش بسیار ناراحت بود از طریق تلفن ما با عرفان حلقه ارتباط گرفتیم. خانمی تلفنی ما را متصل می کرد. دخترم پس از اتصال گفت وارد خانه یکی از دوستان شدم وقتی اعضای خانه در حال گفتگو بودند من صحبت های شخصی آنان را ناخواسته و به طور واضح می شنیدم. بعد از دیدن این عوارض ارتباطمان را قطع کردیم و دیگر با آن خانم تماس نگرفتیم. تا اینکه من چند وقت پیش بعد از اینکه دخترم حالش بدتر شد و به حالت فلج کامل در امد دوباره با این خانم تماس گرفتم. این خانم هم گفت که این عرفان را در همان سال های اول رها کردم ، اما ادعا کرد: من در ضمن آشنایی با این عرفان به خدا نزدیک تر شده ام.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:54  توسط narsis | 

 

یک صفحه شبکه اجتماعی خارجی که علیه داعش فعالیت می‌کند دیدگاه خود را درباره چگونگی پیداش داعش با انتشار یک عکس-کاریکاتور بیان کرد. در توضیح این کاریکاتور آورده شده است که «آنها دیروز داعش را متولد کردند آیا امروز آنها را می‌کشند؟»
 

عکس‌-کاریکاتور/ پدر و مادر داعش

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 20:2  توسط narsis | 
پیاده‌روی اربعین، از میدان امام حسین(ع) تا حرم سیدالکریم(ع)
فرهنگ نیوز، در روز شنبه 22 آذر 1393 مصادف با اربعین حسینی، عزاداران سید و سالار شهیدان از میدان امام حسین(ع) به سوی حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به پیاده‌روی می‌پردازند.


مخصوص جاماندگان اربعین این حرکت خودجوش مردمی به تاسی از زائران پیاده اباعبدالله حسین(ع) که هر ساله از مسیرهای گوناگون خود را به حرم مطهر این امام بزرگوار می‌رسانند، برگزار می‌شود.

امسال نیز در روز شنبه 22 آذر 1393، عاشقان حسینی راس ساعت 6:30 صبح در میدان امام حسین(ع) گرد هم آمده و از ساعت 7 صبح راهپیمایی به سمت حرم سیدالکریم(ع) آغاز می‌شود.

دلسوختگان سید و سالار شهیدان مسیر 14 کیلومتری را از میدان امام حسین(ع) آغاز و با گذر از ایستگاه‌های میدان شهدا، میدان خراسان، میدان شوش و سه‌راه ورامین (شهرری)، طبق زمان برنامه‌ریزی شده ساعت 11:15 به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) شرفیاب می‌شوند.

بر اساس این گزارش امسال نیز عاشقان حضرت اباعبدالله(ع) در مسیر پیاده روی عزاداران ایستگاه‌های پذیرایی متعددی را بنا خواهند نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 20:1  توسط narsis | 
آینده تروریست‌های تکفیری؛
 فرهنگ نیوز، در طول دو دهه گذشته گروه های تروریستی متعددی در کشورهایی نظیر افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، لبنان، مصر و... به فعالیت پرداخته اند. وجه تمایز داعش و تا حدودی جبهه النصره نسبت به گروه هایی چون طالبان، شبکه حقانی، تحریک طالبان پاکستان، الشباب و بوکو حرام در حضور گسترده نیروهای خارجی در این دو جبهه می باشد. بر اساس برآوردهای سازمان ملل متحد قریب به 15 تروریست های اروپایی در برزخ ماندن یا بازگشتن هزار خارجی هم اکنون مشغول فعالیت در دو کشور عراق و سوریه در قالب گروه افراط گرای داعش هستند. از میان خارجی های گروه داعش و همچنین النصره، بخش عمده ای را تروریست های اروپایی تشکیل می دهند.

بر اساس گزارش هایی که تا کنون شورای امنیت سازمان ملل متحد منتشر نموده، این تروریست ها از هشتاد کشور جهان به داعش پیوسته که برخی دارای تابعیت شیلیایی یا حتی نروژی می باشند. تروریست های فوق از طرق مختلفی نظیر ورود به ترکیه و دعوت از طریق شبکه های اجتماعی توانسته اند به عضویت داعش در آیند. نکته جالب در این زمینه حضور فعال برخی زن های خارجی جهت پیوستن به داعش می باشد.

خصومت کشورهای عربی، اروپایی و آمریکا با حکومت بشار اسد در سوریه موجب گردید که دول فوق نسبت به حضور برخی اتباع خود در سوریه با دیده اغماض نگریسته و با چشم پوشی نسبت به آنها، تمام هم و غم خویش را در تضعیف و یا سرنگونی اسد قرار دهند. افزایش فعالیت داعش و پیشروی آنها بسوی عراق فضایی از رعب و نگرانی را در سطح بین المللی ایجاد نمود که نهایتا کشورهای اروپایی و آمریکا جهت رفع نگرانی و حفظ منافع بنیادینشان به محکومیت داعش پرداخته و اقدام به حملاتی پراکنده تحت آنچه ائتلاف جهانی نامیده می شود مبادرت ورزند.

استقامت و پایداری حکومت اسد در دفع معارضین، تشکیل گروه های مردمی در عراق و سوریه جهت مقابله با داعش، پیشروی ارتش عراق با حمایت های منطقه ای ایران و در نهایت حملات هوایی ائتلاف ضد داعش موجب گردید به مرور زمان نیروهای داعش از حالت تهاجمی خارج شده و به حالت دفاعی درآیند.  بازپس گیری مناطق کلیدی در سوریه و عراق یکی پس از دیگری فضایی از ناخرسندی و یاس را در میان اعضای داعش بوجود تا آنجا که رسانه ها خبر از تلاش برخی ستیزه جویان خارجی بویژه اروپایی ها برای برگشت به کشورهایشان منتشر نموده اند.

در رابطه با چرایی این رویداد دو دلیل عمده قابل ذکر است:

الف) بخش عمده ای از تروریست های خارجی داعش جهت تجربه زندگی جدید توام با داشتن قدرت اقدام به حضور و عضویت در این گروه نموده اند. بطور نمونه پدر یکی از تروریست های داعش که از جمهوری آذربایجان به عضویت این گروه درآمده است پس از تلاش های مکرر من جمله حضور در سوریه جهت بازگشت فرزندش بدین امر موفق نگردید. وی در این رابطه اظهار داشته که فرزندش با داشتن قدرت زیاد، در اختیار داشتن مدرن ترین سلاح ها و ماشین ها، اختیار تام در برخوردهای خشونت آمیز با مخالفان، در اختیار داشتن تجارب جنسی متعدد بواسطه حضورگسترده زنان  و تجاوز به زنان و دختران اسیر شده در سوریه، زندگی جدیدی را آغاز نموده که میلی به بازگشت به کشورش ندارد.

اکنون و با تضعیف روز افزون موقعیت داعش در عراق و سوریه و کشته شدن روزانه شماری کثیری از تروریست های این گروه، خارجی ها بویژه اروپایی ها درصدد رایزنی جهت بازگشت به کشورشان هستند.

ب) شماری از خارجی ها به واسطه تبلیغات داعش با نیت جهاد عازم سوریه و عراق گردیدند، اما مشاهده اقدامات جنایات کارانه این گروه زمینه سرخوردگی آنها را فراهم آورده و تلاش نموده اند که به کشورهایشان بازگردند. روزنامه فیگارو فرانسه در گزارشی اخیرا به ارتباط گیری شماری از شهروندان این کشور که به عضویت داعش درآمده اند با والدینشان خبر داده و از آنها خواسته اند که زمینه بازگشتشان را فراهم نمایند. فیگارو نوشته که آنها اقداماتی متفاوت از آنچه در ذهن می پنداشته اند در سوریه و عراق مشاهده نموده اند. سامرا کسینوویچ و سابینا سلیموویچ دو دختر اتریشی پیوسته به داعش اخیرا در نامه ای به پدر و مادرشان نوشته اند: دیگر نمی توانم خشونتی را که جزئی از زندگی ام شده است را تحمل کنم و خواستار بازگشت به کشورم هستم.

انتشار اخباری مبنی بر بازداشت شمار گسترده ای از اعضای سرخورده داعش که به انگلستان یا فرانسه بازگشته اند موجب شده که تروریست های اروپایی داعش، اکنون در برزخی قرار گرفته که نه راه پیش دارند و نه راه پس. تزلزل و شکست داعش سبب گردیده که این تروریست ها با وخامت اوضاع قصد بازگشت را در سر به پرورانند اما آینده مبهمی نیز بواسطه بازگشت شان به کشورهای اروپایی در پیش خواهند داشت.

بر اساس گزارش های سازمان ملل متحد بیشترین اروپایی های عضو داعش متعلق به روسیه (عمدتا چچنی)، فرانسه، بریتانیا و آلمان می باشند. سران اروپا و آمریکا مکررا در ماه های اخیر از خطر بازگشت آنها به کشورهایشان خبر داده و بیان داشته اند حضور این افراد موجب کاهش امنیت اروپا و آمریکا خواهد شد. وزیر کشور آلمان اعلام نموده که کشورش در حال برنامه ریزی برای بازگشت شهروندان این کشور از سوریه و عراق است چرا که آنها خطراتی برای امنیت آتی این کشور محسوب می شوند. دولت فرانسه نیز عمده بازگشتی ها را بازداشت نموده و مابقی را تحت نظارت شدید قرار داده است. نگرانی از رجعت تروریست ها، اوباما رئیس جمهور آمریکا را هم مجبور به اظهار نظر نموده است. وی بیان داشته افرادی که باز می گردند بدلیل داشتن پاسپورت اروپایی، احتمال مسافرت به آمریکا و ایجاد ناامنی در این کشور را دارند.

روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز اخیرا نوشته است که سازمان‌های امنیتی اروپا بیم آن دارند که این تروریست‌ها پس از بازگشت از سوریه و عراق پایه  مستحکمی برای سال‌ها حملات تروریستی در غرب باشند. فایننشال تایمز می نویسد در صورت اقدامات تروریستی این افراد در سال‌های آتی احتمال وقوع حوادث به مراتب شدیدتر از 11 سپتامبر در غرب خواهیم بود.

نگرانی سازمان های امنیتی اروپا و آمریکا از بازگشت شهروندان تروریست خود در حالی است که در ابتدای شکل گیری داعش و النصره، ممانعتی از سوی این دولت ها مبنی بر حضور شهروندانشان در سوریه به عمل نیامد و به حمایت از به اصطلاح تروریست های خوب (ارتش آزاد) و سکوت در برابر قدرت گیری تروریست های بد (داعش و النصره)  پرداختند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 20:1  توسط narsis | 
از شعار آزادی بیان تا عمل؛

 

فرهنگ نیوزجای تاسف است که باید بگوییم شواهد نشان دهند آن است که آقای دکتر روحانی سخنان و وعده های انتخاباتی خود و پس از آن را به فراموشی سپرده‌اند و امروز پس از گذشت حدود یک سال و نیم از روی کار آمدن دولت تدبیر، در روزی که نماد و سمبل آزادی خواهی یکی از فرهیخته ترین اقشار جامعه می باشد، شاهد امنیتی ترین جو حاکم بر دانشگاه ها هستیم.

تحقق شعار آزادی بیان در روز دانشجو! با وجود آنکه آقای روحانی در مهرماه امسال از عدم حضور نمایندگان دانشجویی در آیین آغاز سال تحصیلی مکدر شده بودند، مراسم 16 آذر امسال نیز مانند بسیاری دیگر از مراسم های دانشجویی آقای رئیس جمهور، کم اهمیت‌ترین عنصر دانشگاه و دانشجو است و تدابیر از قبل تدارک دیده شده، فضای این روز را هر چه بیشتر به سمت امینتی شدن پیش می برد.

یک یادآوری مهم 

پیش از شرح ماوقع تاسف بار امروز دانشگاه ها، لازم است تا خدمت جناب رئیس جمهور چند فراز از وعده ها و شعارهای انتخاباتی ایشان را یادآوری کنیم تا شاید از این طریق اندکی از فضای به وجود آمده کاسته شود.

حجت الاسلام حسن روحانی به عنوان کاندیدای یازدهمین دوره ریاست جمهوری در مسجد جامع ساری در پاسخ به این سوال که چقدر در دولت خود به احزاب مخالف اجازه فعالیت می‌دهید، با مهم قلمدادکردن بحث انتقاد و آزادی بیان اظهار داشته بود:

«مساله آزادی بیان و نقد و فعالیت احزاب، به عنوان یک اصل اساسی در کشور است. کشوری می تواند به رشد و توسعه دست پیدا کند که آزادی بیان و نقد در آن وجود داشته باشد،‌ در واقع توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی امکان پذیر نیست.»

علاوه بر این، آقای روحانی در برنامه اجتماعی و فرهنگی خود اعلام کرده بود:

«امنیت مردم منحصراً جلوگیری از ورود بیگانگان به کشور نیست. یکی از موارد امنیت، امنیت مال، حیثیت، جان و آزادی بیان ملت است.»

حال باید دید که این شعارها و برنامه های اعلام شد در یکی از مهم ترین روزهای تقویم ایرانی تا چه میزان محقق شده است.

از لغو سخرانی افراد انقلابی تا سانسور اتحادیه های قانونی دانشجویی

نخستین اقدام سوال برانگیز دولت در روز دانشجو و پاسداشت مقام وی، لغو گسترده سخرانی افراد انقلابی و اصولگرا در دانشگاه های کشور بود و این اقدام در حالی صورت پذیرفت که هماهنگی بسیاری از این جلسات، هفته ها قبل صورت پذیرفته بود و ناگهان از سوی مسئولان دانشگاه های کشور لغو شد.

سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دانشگاه صنعتی قم، سخنرانی مدیرمسئول روزنامه کیهان به مناسبت 16 آذر در دانشگاه امیرکبیر، سخنرانی سیدمحمود نبویان در دانشگاه آزاد اراک، سخنرانی منصوره کرمی همسر شهید علی محمدی در آستانه 16 آذر و روز دانشجو در دانشگاه هنر اسلامی تبریز و سخنرانی پیام فضلی نژاد در دانشگاه اصفهان، جملگی در این روز لغو و به بسیج دانشجویی این دانشگاه ها اجازه برگزاری مراسم داده نشد!

در کنار موج الغاء سخنرانی های بسیج دانشجویی، وزارت علوم در یک حرکت خلق الساعه به فکر مهندسی مراسم روز دانشجو با حضور رئیس جمهور افتاد و با وجود وعده به تشکل های دانشجویی برای اجازه سخنرانی در مراسم روز دانشجو در دانشگاه علوم پزشکی ایران و با حضور رئیس جمهور، یک شب مانده به مراسم، برنامه را تغییر داد.

در همین راستا علیرضا امیرآبادی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت:

« شب گذشته به یکباره زمان سخنرانی ما را کاهش دادند که این بی‌احترامی به جامعه دانشگاهی است. بر همین اساس شورای بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران به این نتیجه رسید که در یک فرصت مناسب‌تر نقطه نظراتمان را به ایشان بیان کنیم.

جای تاسف دارد در روزی که متعلق به دانشجو است، اتحادیه‌های قانونی دانشجویی توسط دولت سانسور می‌شوند و از طرف دیگر زمان سخنرانی اختصاص داده شده برای صحبت برخی دانشجویان نیز کاهش می‌یابد.»

اعتراض به شوی تبلیغاتی وزرات علوم در روز دانشجو نه یک اعتراض صرف از سوی یک تشکل دانشجویی بلکه به یک موج گسترده اعتراضی در میان همه تشکل ها قانونی دانشجویی تبدیل شده است و علاوه بر بسیج دانشجویی، اتحادیه انجمن اسلامی مستقل، جنبش عدالتخواه دانشجویی، جامعه اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت نیز با صدور بیانیه هایی نسبت به عملکرد مسئولان برگزاری مراسم روز دانشجو به شدت معترض شدند.

حال از مسئولان محترم دولتی و شخص رئیس جمهور باید پرسید که چرا در این روز باید شاهد چنین اقداماتی از سوی آنها باشیم و امید داشته باشیم که در مراسم امسال حداقل برای افرادی که اجازه سخرانی می یابند، امکان همراه داشتن متن سخرانی وجود داشته باشد(یاد آوری: در مراسم مهرماه امسال به دانشجوی نخبه ای که برای سخرانی انتخاب شده بود به دلیل مسائل امنیتی! اجازه همراه داشتن متن سخرانی داده نشد) و آئین روز دانشجو محلی صرف برای گرفتن عکس یادگاری رئیس جمهور با دانشگاهیان نباشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 19:59  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز،  در این قسمت  از سری کمیک استریپ های "گلاب به روتوون" به موضوع  روش های بهتر برای دانشجو نماییدن پرداخته ایم! در قسمت های قبلی نیز به موضوع های بحران کم آبی و آنفولانزای سلفی پرداخته شد.

به گفته بزرگان اهل علم، دانشجویان گرانبها ترین سرمایه ها برای یک کشور در حال توسعه هستند که آینده کشور را می سازند، دانشجویانی که با کمیت و کیفیت تحصیل خود در سطوح عالی علمی می توانند به پیشرفت وضعیت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یک کشور کمک شایانی  بدهند. اما شوربختانه شاهد هستیم در این راه پیش فراز و نشیب بسیاری از دانشجویان مصیر (هدف غایی و متعالی) خود را به کلی به فراموشی می سپارند و به حاشیه های این مکان علمی عمر می گذرانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 19:52  توسط narsis | 
 

در یکی از شهرهای استان مرکزی، در حالی که سرکرده یکی از این کلاس‌ها به خاطر سوء استفاده از شاگردان خود دستگیر شده است، کلاس‌های عرفان کیهانی همچنان در حال برگزاری است.

به گزارش دانا، چندسالی است که برگزاری کلاس‌های عرفان کاذب به ویژه عرفان کاذب کیهانی در کشور به طور غیرقانونی زیاد شده است.
 
این کلاس‌ها با سوء استفاده از حس کمالجویی شرکت‌کنندگان در این کلاس‌ها، مفاهیم غلطی را با تحریف آیات و روایات در اختیار شاگردان قرار می‌دهند.
 
 این کلاس‌ها با نام درمانگری به دنبال سرکیسه کردن مردم ‌و همه فعالیت‌هایش غیرقانونی بوده و این فرقه در اجرای برنامه‌های خود گاهی از حدود موازین شرعی نیز عبور کرده و در حال حاضر افراد موجه با سرکردگان این فرقه همراهی نمی‌‌کنند.
 
خبرها حاکی از آن است که در یکی از شهرهای استان مرکزی، در حالی که سرکرده یکی از این کلاس‌ها به خاطر سوء استفاده از شاگردان خود دستگیر شده است، کلاس‌های عرفان کیهانی همچنان در حال برگزاری است.
این کلاس‌ها به طور گردشی در منزل اعضاء آن به سرکردگی یک خانم در حال برگزاری است که همه شرکت‌کنندگان آن خانم بوده و از نظر روحی و جسمی بیمار هستند.
 
این کلاس ها به طور منظم و در 8 ترم برگزار می شود که هزینه هر ترم برای شرکت‌کنندگان مبلغ 50 هزار تومان است.
 
مربی این کلاس‌ها از شاگردان خود خواسته است تا با نوشتن نامه‌های جداگانه برای مجلس، ریاست جمهوری، قوه قضائیه  اعلام کنند که بیماری خود را توسط این عرفان کاذب درمان کرده‌اند تا از این طریق بتوانند سر کرده این عرفان کاذب را از زندان آزاد کنند.
 
بر اساس این گزارش، مریدان این عرفان کاذب سعی دارند تا با مشروعیت بخشیدن به کلاس های خود، زمینه آزاد شدن سرکرده خود را فراهم کنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 19:48  توسط narsis | 
 

قیمت آب و برق در قالب تبصره هدفمندی یارانه‌ها در لایحه بودجه ۹۴ افزایش می یابد.

 به گزارش فارس، لایحه بودجه ۹۴ پیش بینی کرده است در قالب هدفمندی یارانه ۱۰۰ درصد منابع حاصل از افزایش قیمت برق و آب در سال‌های ۹۳ و ۹۴ به حساب خاصی نزد خزانه‌داری کل کشور واریز و بر اساس مفاد ماده ۸ قانون هدفمند کردن یارانه‌ها به قسمت آب و برق اختصاص یافت.
 
امروز یکشنبه دومین لایحه بودجه دولت یازدهم در حالی توسط رئیس جمهور تقدیم مجلس شد که در آن نشان می دهد قیمت آب و برق در قالب هدفمندی یارانه‌ها افزایش یابد.
 
پس از گذشت گذشت ۷ سال از انحلال سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی امسال بار دیگر این سازمان احیا شده و اولین بودجه دولت یازدهم با آرم سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به مجلس ارائه شده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 19:48  توسط narsis | 
انگلیس در ازاء حمایت از دیکتاتوری آل‎خلیفه، در سواحل بحرین پایگاه نظامی دایر می‎کند/
 
گروه بین‎الملل – رجانیوز: «دموکراسی‎خواهی یا دیکتاتورپروری»؛ مطلوب و خواسته دولت انگلیس در منطقه خاورمیانه چیست!؟ شاید اگر مشتری دائمی رسانه اصلی ملکه انگلیس یعنی بی‎بی‎سی باشیم، این تصور را خواهیم داشت که قطعا دولت انگلیس و رسانه رسمی این کشور یعنی بی‎بی‎سی به دنبال ترویج دموکراسی خصوصا در منطقه خاورمیانه بوده است، اما امضاء تفاهم‎نامه با دولت دیکتاتور بحرین در حاشیه اجلاس منامه، که این روزها بحث آن به آرامی در میان رسانه‎ها مطرح شده است، از واقعیت دیگری درباره این دولت موذی پرده بر می‎دارد.

 

به گزارش رجانیوز، تنها چند روز پس از برگزاری یک انتخابات نمایشی توسط حکومت دیکتاتوری بحرین و در حالی که بایکوت این انتخابات توسط مردم، بحران مشروعیت آل خلیفه را جدی‎تر از پیش کرده است،  فیلیپ هموند وزیر امور خارجه انگلیس در اجلاسی در منامه حاضر شد تا در حاشیه این اجلاس با حاکم دیکتاتور بحرین، قرارداد تاسیس پایگاه دریایی در سواحل بحرین را در ازاء حمایت سیاسی از این دولت دیکتاتوری ببندد.

آنچنان که رسانه‎های انگلیسی خبر داده‎اند، این کشور با هدف بازگشت به منطقه‎ای که نزدیک به 45 سال پیش از آن خارج شده، با دولت دیکتاتور بحرین وارد مذاکره شده، توافق نوشته و قرار شده است تا با هماهنگی این دولت دیکتاتور و در ازاء حمایت سیاسی از آن در بندر مناسلمان پایگاه نظامی تاسیس کند.

این در حالی است که از سال‎ها پیش ساکنین بحرین، تحت حاکمیت و مدیریت اقلیتی وابسته به عربستان که از ساکنان بومی این منطقه نیز نبوده‎اند، قرار گرفته و حق هرگونه فعالیت آزادانه سیاسی از آنها صلب شده است.

فضای خفقان در بحرین به حدی بود که با شکل‎گیری بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه، اعتراضات گسترده‎ای نیز در این کشور شکل گرفت که با سرکوب شدید و کشتار مردم بحرین توسط حکومت دیکتاتور آل خلیفه مواجه شد.

 

نمونه ای از گزارش های بی‎بی‏‎سی درباره انقلاب بحرین

شدت برخورد غیر انسانی با معترضین و در معرض نابودی قرار گرفتن دولت آل خلیفه آنقدر جدی بود که حتی امریکا که به صورت سنتی در این کشور پایگاه نظامی تشکیل داده و از این حکومت استفاده خاص استراتژیک خود را می‎کرد، نه تنها به تدریج این تکیه‎گاه را در منطقه سست قلمداد کرده است بلکه در مواردی برای حفظ پرستیژ حقوق بشری خود به انتقاد از روند غیر انسانی برخورد آل خلیفه با مردم این کشور پرداخته است.

در آخرین تلاش، دولت آل خلیفه با برگزاری یک انتخابات نمایشی تلاش کرد تا مشروعیت ظاهری برای خود دست و پا کند  که البته با تحریم انتخابات از سوی اکثریت جریانات سیاسی و مردمی بحرین مواجه شد.

 

استقبال کامرون از دیکتاتور بحرین در لندن

حال و با وجود این بحران جدی سیاسی و مشروعیتی برای دولت آل خلیفه، دولت انگلیس به کمک این دولت آمده تا از آن حمایت کند و البته بهای این حمایت را نیز تاسیس یک پایگاه نظامی جدید در سواحل بحرین قرار داده است.

و جالب آنجاست که کارمندان فارسی زبان ملکه در بی‎بی‎سی نیز ترجیح داده‎اند نه تنها دیگر در مذمت دیکتاتوری و دیکتاتور پروری ننویسند، بلکه روند حقوق بشر در بحرین را رو به بهود! گزارش کنند.

این نکته را بی‎بی‎سی فارسی به نقل از فیلیپ هموند اینگونه گزارش کرده است: «وزیر امور خارجه بریتانیا ضمن اذعان به مساله نقض حقوق بشر در بحرین گفته است که اوضاع در آنجا در حال بهبودی است و در انتخابات اخیر، چهارده نماینده شیعه، از جمله سه زن، به پارلمان راه یافته‌اند.»

شاید دانستن این واقعیت که وجود حکومت‎های دیکتاتور، مطلوب‎ترین گزینه برای تامین منافع دولت انگلیس در منطقه خاورمیانه است، این روزها و با امضاء این قرارداد امنیتی بیشتر از قبل ملموس شده باشد، اما برای آنها که با تاریخ سر و کار دارند، تنها بازخوانی ماجرای کودتای 28 مرداد در ایران کافی است تا بدانند آیا دولت انگلیس دموکراسی‎خواه است یا دیکتاتور پرور!؟

 

لشگر بی‎بی‎سی به سرکردگی روسپی مشهور تهران در کودتای 28 مرداد

در آن روزها هم وقتی دست انگلیس از منفعتی بزرگ چون نفت ایران به مدد نهضت ملی مردم ایران قطع شد، چاره را نه در تثبیت دموکراسی نوپای ایرانی که در پرورش یک دیکتاتور جدید در ایران دید و این شد که اسم رمز کودتای 28 را باز هم رسانه ملکه یعنی «بی‎بی‎سی» اعلام کرد، تا در تاریخ ثبت شود که آنچه منافع ملکه را و انگلیس را تامین می‎کند، حکومت دیکتاتورهاست، حتی اگر سربازان فارسی زبان ملکه در بی‎بی‎سی فارسی چیز دیگری بنویسند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 19:46  توسط narsis | 
 انصراف 5 اتحادیه دانشجویی از حضور در نشست نمایشی با حضور روحانی

 گروه سیاسی – رجانیوز: هنوز یکهفته از اظهارات حسن روحانی در جمع مردم گرگان مبنی بر پایان دوران افراطی‎گری و فضای امنیتی نگذشته است که که اخبار مختلف از لغو گسترده برنامه های دانشجویی در دانشگاه های سراسر کشور بمناسبت 16 آذر و روز دانشجو حکایت می کند.

به گزارش رجانیوز، هفته گذشته بود که رئیس جمهور با شور و حرارتی خاص در جمع مردم گرگان اعلام کرد: «از وعده‎ای که به شما دادم و از راه خودم باز نخواهم ایستاد، دوران افراط و فضای امنیتی به سر آمده است.» بلافاصله پس از این سخنان بود که بسیاری از رسانه‎ها از یک 16 آذر متفاوت در دومین سال استقرار دولت تدبیر و امید خبر دادند و آنچنان که از شواهد پیداست این مهم عملی شده است.

در حالی که اخبار دریافتی از دانشگاه‎های مهم سراسر کشور حاکی از لغو سخنرانی چهره‎های منتقد دولت در برنامه‎های روز 16 آذر دانشگاه‎هاست، شواهد امر حاکی از آن است که آقای روحانی نیز قرار است بمناسبت روز دانشجو در یک جمع گزینش شده به سخنرانی بپردازد، موضوعی انصراف 5 اتحادیه اصلی دانشجویی کشور از حضور در این برنامه نمایشی را موجب شده است.

 مشخص است نیست علت نگرانی دولت و چهره‎های اصلی آن از حضور در جمع‎های دانشجویی و پاسخ به پرسش‎های دانشجویان چیست، اما آنچه واضح است این است که از ظاهرا دولتمردان دل خوشی از حضور در محافل دانشجویی ندارند.

لغو سخنرانی همسر شهید علیمحمدی و جایگزینی پزشکیان در دانشگاه هنر تبریز!

 به گزارش رجانیوز، به گفته ی مسولین بسیج دانشجویی دانشگاه هنر اسلامی تبریز، مقرر شده بود خانم دکتر منصوره کرمی همسر شهید دکتر مسعود علی محمدی به عنوان سخنران روز دانشجوی این دانشگاه حضور داشته باشد و مورد موافقت مسئولین دانشگاه هم قرار گرفته بود و تمامی هماهنگی ها با همسر شهید انجام شده و بلیتهای هواپیما نیز تهیه گردیده بود اما بعد از جلسه شورای فرهنگی این دانشگاه ، این برنامه به دلایل نامربوط و غیر منطقی لغو شد.

به گزارش سایت محلی زیتون،در این جلسه مقرر شد تا از دکتر پزشکیان نماینده اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی به عنوان سخنران دعوت به عمل آید!

لغو سخنرانی شریعتمداری در دانشگاه امیرکبیر

روز گذشته نیز رضا صراف معاون فرهنگی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به فارس گفت که مسئولان این دانشگاه برای حضور حسین شریعتمداری در این دانشگاه موافقت نکرده اند.

لغو سخنرانی رسایی در دانشگاه صنعتی قم

صبح امروز 16 آذر نیز 598 خبر داد برنامه سخنرانی حجت الاسلام حمید رسایی در دانشگاه صنعتی قم لغو گردید. این برنامه که با دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی قم به مناسبت روز دانشجو برنامه ریزی شده بود پس از مخالفت شدید برخی از مقامات دولتی توسط مدیران این دانشگاه لغو شد.

لغو سخنرانی پیام فضلی نژاد در دانشگاه اصفهان

همزمان محمد افشاری، مسئول بسیج دانشگاه اصفهان در گفتگو با نسیم از لغو برنامه روز 16 آذر بسیج دانشجویی توسط مسئولین دانشگاه اصفهان خبر داد و اظهار داشت: بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان قصد داشت برنامه‌ای به مناسبت 16 آذر روز دانشجو با حضور پیام فضلی‌نژاد برگزار کند و از یک هفته پیش نیز روال قانونی و نامه‌نگاری‌های لازم در این خصوص را صورت داده بود، اما در روز چهارشنبه هفته گذشته، مجوز برگزاری برنامه بصورتی کاملا غیرقانونی از سوی هیأت نظارت بر تشکل‌های اسلامی دانشگاه صادر نشد.

افشاری افزود: این تنها برنامه‌ای نیست که از سوی دانشگاه لغو شده است بلکه برنامه بسیج دانشجویی دانشکده ادبیات این دانشگاه نیز با ممانعت حراست دانشکده بصورت کاملاً غیر قانونی لغو شد؛ این در حالی است که برنامه چندی پیش "مصطفی ملکیان" در همین دانشکده که جنجال زیادی نیز به پا کرد، از سوی مسئولین دانشگاه و با وجود مخالفت نهاد رهبری، مجوز برگزاری گرفته بود.

لغو سخنرانی سید محمود نبویان در دانشگاه آزاد اراک

اما صبح امروز یکشنبه 16 آذر برنامه سخنرانی سیدمحمود نبویان نماینده مجلس شورای اسلامی در دانشگاه آزاد اراک نیز لغو شد. برنامه سخنرانی نبویان حدود یک ماه قبل اطلاع‌رسانی شده بود و برگزار کننده این برنامه بسیج دانشجویی بود.

لغو سلسله سخنرانی های منتقدان دولت در دانشگاه های سراسر کشور در حالی صورت می گیرد که پیش از این رییس جمهور چندین بار بر لزوم سعه صدر، شنیدن سخنان منتقدان، روحیه نقد پذیری و ... تاکید کرده است و همزمان بسیاری از چهره های حامی دولت، اصلاح طلبان و حتی فعالان فتنه سال 88 به راحتی در دانشگاه های مختلف سراسر کشور حضور یافته و به ایراد نظرات خود می پردازند.

 

اما اخبار عجیب روز دانشجوی امسال به این موارد ختم نمی شود و در حالی که از چند روز قبل اعلام شد آقای روحانی به مناسبت 16 آذر به دانشگاه علوم پزشکی ایران خواهد رفت، مسئولان برگزاری برنامه و وزارت علوم، اعلام کرده اند که حاضران این نشست تعدادی از برگزیدگان! سراسر کشور خواهند بود و فضایی برای بیان دیدگاه برخی فعالان نیز فراهم خواهد شد.

همین طراحی عجیب برای جلسه رئیس جمهور و نمایشی بودن آن، موجب شده است تا اتحادیه های دانشجویی مختلف با صدور بیانه های متعددی اعلام کنند این نشست نمایشی و یک طرفه را تحریم کرده و در آن شرکت نخواهند.

 

اتحادیه انجمن اسلامی مستقل: برای دفاع از آزاداندیشی در مراسم 16 آذر حاضر نمی‌شویم

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل طی نامه‌ای به ریاست جمهور اعلام کرد: حضور رئیس جمهور در روز دانشجو و در دانشگاه و در یک برنامه واقعا دانشجویی، فرصتی مهم برای ظهور و بروز مردم سالاری دینی است که نباید با گلخانه‌ای برگزار کردن آن در حق آن جفا کرد.

در بخش دیگری از نامه این اتحادیه خطاب به روحانی آمده است: آیا خبر دارید که چیدمان سخنرانان جلسه شما منتسب به یک طیف سیاسی هستند و ظاهرا تصویری که قرار است در محضر شما از دانشگاه ارائه گردد، تصویری هم سو و بی انتقاد از سیاست های دولت است؟ آیا واقعا شما اینگونه می پسندید؟

به نظر می رسد در دولت شما هم عده ای به دنبال تشکیل تشکل های دولت ساخته هستند. آیا خبر دارید که عده ای ورای قانون به اتحادیه های دانشجویی اجازه صحبت در جلسه شما را نداده اند و عده ای بدون مکانیزم های مشخص قرار است منویات برخی دولت مردان را با شما مطرح کنند؟ آیا واقعا شما اینگونه می پسندید؟

با این اوصاف اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور در دفاع از آزادی و آزاداندیشی در جلسه شما حاضر نخواهند شد مگر آنکه با نظر جنابعالی شرایط اظهار نظر و پرسشگری همه اتحادیه‌های قانونی دانشجویی فراهم شود و ما نیز در این جلسه در کنار باقی اتحادیه های دانشجویی بتوانیم نقطه نظرات اعضای اتحادیه را به گوش شما برسانیم.

 

دفتر تحکیم وحدت: دولت خود را طرفدار آزادی بیان می داند اما دو سال است حاضر به شنیدن حرف دانشجویان نیست

در بیانیه دقتر تحکیم وحدت خطاب به روحانی نیز آمده است: در آستانه 16 آذر امسال یعنی در دومین سال دولت یازدهم امیدوار بودیم که بالاخره اتحادیه‌های دانشجویی هم بتوانند پس از دو سال، نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را از فضای موجود جامعه و عملکرد دولت جنابعالی در حضور شما و بدون واسطه به سمع و نظرتان برساند. اما متاسفانه این بار هم به مانند دفعات گذشته، با نمایندگان دانشجویی منتخب دولت برای سخنرانی به عنوان نمایندگان دانشجویان روبرو هستیم.

روندی که امسال نیز  شاهد آن هستیم هر چند که قابل انتظار بود، اما برای دولتی که خود را طرفدار آزادی بیان می‌داند مایه تاسف است. دولتی که با استفاده از تمام تریبون‌ها به تبلیغ چهره انتقادپذیر خود می‌پردازد، اما دو سال است که فضای انتقاد را بر اتحادیه‌های دانشجویی بسته است.

حضرتعالی در مهرماه امسال از عدم حضور نمایندگان دانشجویی مکدر شده بودید و ما امید داشتیم با توجه به ناراحتی شما، این رویه اصلاح شود و اتحادیه‌های بزرگ دانشجویی بتوانند دغدغه‌های خود را مطرح کنند. اما متاسفانه با استدلال‌های عجیب و خنده‌دار وزارتین علوم و بهداشت این فرصت از دفتر تحکیم وحدت به عنوان با سابقه ترین اتحادیه دانشجویی نیز سلب شد.

جنبش عدالتخواه: حضور روحانی در دانشگاه نباید برای عکس یادگاری گرفتن با دانشجویان باشد

جنبش عدالتخواه دانشجویی نیز با صدور بیانیه ای ضمن اعلام تحریم جلسه یک طرفه رییس جمهور با کارمندان و افراد گزینش شده در جلسه با آقای روحانی اعلام کرد: آیا به راستی حضور مسئولان در دانشگاه یک حضور صرفا تشریفاتی برای گرفتن عکس با دانشجویان است؟

آیا حضور در دانشگاه برای برگزاری میتینگ حامیان دانشگاهی روحانی است به همان سبک ستادهای انتخاباتی؟ یا این که کارکرد این حضورها چیز دیگری باید باشد؟!

اگر جز این است، قاعدتا در فضایی آزاد و محترمانه نمایندگان اتحادیه‌های رسمی دانشجویی می‌بایست به ارائه دیدگاه در جلسه دیدار با رئیس جمهور می‌پرداختند. اما گویا تمهیدات برگزاری جلسه جز این است.

به رئیس جمهور متذکر می‌شویم که شنیدن صدای منتقدان را تهدید فرض نکنند بلکه به عنوان فرصتی بی بدیل از آن استفاده کنند. جنبش عدالتخواه دانشجویی  رسما امتناع خود از حضور در این مراسم را اعلام میکند.

 

جامعه اسلامی دانشجویان: چرا فقط نورچشمی های دولت می توانند مقابل روحانی صحبت کنند؟

جامعه اسلامی دانشجویان نیز با صدور بیانیه ای اعلام کرد: متاسفانه طی دوبار حضور جناب آقای دکتر روحانی در دانشگاه، جلسه‌ای که باید با حضور و شنیدن نقطه نظرات نمایندگان دانشجویان درهم می‌آمیخت با حضور کارمندان و برخی اساتید، تبدیل به جلسه‌ای خشک و بی‌روح و سخنرانی یک طرفه شده است.

در ادامه این بیانیه آمده است: چگونه در مراسمی که به نام روز دانشجو برگزار می‌شود مهم‌ترین و بزرگترین اتحادیه‌های دانشجویی کشور که نماینده ده‌ها دفاتر خود در دانشگاه های سراسر کشور هستند از حضور و سخنرانی در این مراسم محروم می‌شوند و تنها دو تشکل دانشجویی فرصت حضور و سخنرانی پیدا می کند؟

این رویه در صورتی است که انجمن اسلامی دانشگاه تهران تنها یک دفتر و نهایتا یک دانشگاه است و چون وابسته به جریان نور چشمی وابسته به اصلاح طلبان است امکان حضور و سخنرانی را پیدا می‌کند.

لذا جامعه اسلامی دانشجویان به عنوان اتحادیه ای دانشجویی اعتراض خود را نسبت به نحوه چینش سخنرانان مراسم روز 16 آذر اعلام می دارد و خدمت رئیس جمهور محترم از راه دور سلام و آرزوی توفیق روز افزون در جهت اجرای آرمان های اسلام ناب و منویات امام راحل و مقام معظم رهبری را از خداوند متعال برای ایشان می‌کند.

 

بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران: به احترام دانشجویان، از سخنرانی مقابل رییس جمهور خود داری می کنیم

در همین راستا علیرضا امیرآبادی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران نیز در گفتگو با فارس گفت:  بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران به احترام دانشجویان و جامعه دانشگاهی از سخنرانی و ارائه نقطه نظرات در حضور رئیس جمهور در مراسم 16 آذر انصراف داده است.

این فعال دانشجویی تصریح کرد: ما به احترام جمهوریت نظام و رئیس جمهور قانونی کشورمان علیرغم اینکه دوستانمان اطلاع داده بودند که سخنرانی ما زینت المجلس خواهد بود،‌ آمادگی خود را برای سخنرانی در حضور رئیس جمهور اعلام کردیم.

امیرآبادی افزود: اما شب گذشته به یکباره زمان سخنرانی ما را کاهش دادند که این بی‌احترامی به جامعه دانشگاهی است. بر همین اساس شورای بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران به این نتیجه رسید که در یک فرصت مناسب‌تر نقطه نظراتمان را به ایشان بیان کنیم.

مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران در پایان خاطرنشان کرد: جای تاسف دارد در روزی که متعلق به دانشجو است، اتحادیه‌های قانونی دانشجویی توسط دولت سانسور می‌شوند و از طرف دیگر زمان سخنرانی اختصاص داده شده برای صحبت برخی دانشجویان نیز کاهش می‌یابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 19:45  توسط narsis | 
 

گروه سیاسی - رجانیوز: نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اظهارات یکی از مشاوران رئیس جمهور در مورد جامعه زنده گفت: تقی‌زاده ملعون سرش را از گور بیرون آورده است و می‌گوید دارید روی من را سفید می‌کنید.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی امروز یکشنبه در پایان صحن علنی مجلس شورای اسلامی در تذکر شفاهی با تبریک روز دانشجو گفت: متأسفانه امروز روز دانشجو مانند سال گذشته به دلیل تنگ‌نظری‌ها بدون حضور تشکل‌های دانشجویی برگزار شد و فرصتی برای بیان نقطه نظرات آنها اختصاص داده نشد.
 
وی افزود: آقای روحانی فقط خودش صحبت کرد و باز هم به مجلس حمله کرد؛ چند ماه قبل هم زمان بازگشایی دانشگاه‌ها همین اتفاق افتاد و آقای روحانی ابراز تأسف کرد که چرا برنامه‌ریزی جلسه به شکلی بوده که برای تشکل‌ها وقت نگذاشته‌اند.
 
به گزارش فارس، رسایی خاطرنشان کرد: ایشان می‌گویند من آمده بودم به دانشگاه برای شنیدن نه حرف زدن؛ آقای روحانی چرا امروز تأسف دیروز خود را جبران نکردید؟ اگر قرار است رئیس جمهور روز دانشجو برود به دانشگاه و برای کارمندان صحبت کند خب روز کارمند بروند به دانشگاه چرا روز دانشجو می‌روند.
 
 
 
وی با اشاره به پیام رئیس جمهور به همایش اعتدال خاطرنشان کرد: ایشان می‌گویند پیام اصلی اعتدال این است که بگذاریم افراد حرف‌شان را بزنند اما امروز سخنرانی همسر شهید علی‌محمدی آقای حسین شریعتمداری، چند نفر از نمایندگان و از جمله خود من را در دانشگاه‌ها لغو کردند.
 
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: ایشان در دانشگاه می‌گویند اقلیتی خوشحال نیستند، بروند خوشحالی‌شان را جای دیگر جبران کنند؛ آقای روحانی! برو داخل صف نانوایی تا ببینی آن اقلیتی که خوشحال نیستند چه کسانی هستند و چرا خوشحال نیستند؟
 
وی با اشاره به سی شاخصی که یکی از کسانی که در رسانه‌های دولتی از او به عنوان مشاور رئیس جمهور یاد می شود برای جامعه زنده معرفی کرده است، بیان داشت: او می‌گوید جامعه‌ای زنده است که دانمارک به شهروندان آن ویزا دهد.
 
رسایی گفت: چقدر خودباختگی و غرب‌زدگی! تقی‌زاده ملعون سرش را از گور بیرون‌ آورده است و می‌گوید دارید روی من را سفید می‌کنید.
 
نماینده مردم تهران در انتها تصریح کرد: غرب زده‌ها! ای کسانی که به اسم اعتدال نفوذ کرده‌اید. این اعتدال نیست کاریکاتور اعتدال است. دروغ است دروغ.
 
گفتنی است حامد زارع مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی قم در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه  فارس در واکنش به لغو سخنرانی رسایی در مراسم 16 آذر این دانشگاه گفت: ما مجوز برگزاری 16 آذر را با حضور حجت‌الاسلام رسایی از دو هفته قبل گرفته بودیم اما صبح امروز رئیس دانشگاه با رسایی تماس گرفت و اینگونه ادعا کرد که این برنامه مجوز ندارد.
 
وی افزود: گویی این اقدام تحت فشار استانداری قم اتخاذ شده است چرا که خود مسئولان دانشگاه اعلام کردند که ما می‌خواهیم مراسم 16 آذر را با حضور استاندار در دانشگاه برگزار کنیم.
 
زارع در پایان خاطرنشان کرد: در حقیقت ماجرا اینگونه است که مسئولان برای حضور استانداری قم در مراسم 16 آذر سخنرانی رسایی را در دانشگاه ما لغو کردند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 19:44  توسط narsis | 
 هجمه به منتقدان تیم هسته ای و حضور گزینشی دانشجویان به رویه تبدیل شده است؟

گروه سیاسی – رجانیوز: رئیس‌جمهور بار دیگر در محیط دانشگاه منتقدان سیاست‌های دولت به ویژه در حوزه سیاست خارجی را مورد هجمه قرار داد.

 

به گزارش رجانیوز، آقای روحانی که به مناسبت روز دانشجو صبح امروز در دانشگاه علوم پزشکی ایران حضور پیدا کرده بود در اظهاراتی منتقدان دولت خود را «یک عده آدم تازه به دوران رسیده» خطاب کرد و به آنان توصیه کرد «دل نگران» آینده کشور نباشند:

«آنها که مسئولیت سیاست خارجی را به عهده دارند و همه کارشناسان افرادی و چهره‌های دیگر هستند که سوابق‌شان در انقلاب مشخص است... سابقه مسئولان و کارشناسان سیاست خارجی در انقلاب مشخص است، یک عده تازه به دوران رسیده که به آنها احترام هم می‌گذاریم نمی‌خواهد نسبت به آینده و ارزش‌های انقلاب و اسلام دل‌نگران باشند»

 

هجمه رئیس جمهور به منتقدان سیاست‌های هسته‌ای دولت در محیط دانشگاه گویا به یک رویه تبدیل شده است چه آنکه آقای روحانی بهمن ماه سال گذشته در جمع روسای دانشگاهیان در اظهاراتی که با واکنش گسترده رسانه‌ها و مردم روبرو شد منتقدان توافق ژنو را «یک عده معدود کم سواد» خطاب کرد.

وی در جمع روسای دانشگاه ها گفته بود: «لااقل این توافق ژنو اولین گشایش برای دانشگاه و برای پول دانشجوها بود؛ فقط یک عده معدود که از جای معدود تغذیه می‌شوند. آنها باید حرف بزنند. آنها هم البته حرف بزنند اشکال ندارد، نقد کنند اشکال ندارد؛ چرا یک عده کم‌سواد بیایند حرف بزنند؟ استادان دانشمند ما بزرگان دانشگاه ما خصوصی چرا حرف می‌زنند ولی نمی‌آیند در میدان.»

اما علاوه بر این مراسم روز دانشجو که با حضور رئیس جمهور برگزار می شود یک ویژگی دیگری دارد و آن این دانشجویان به صورت گزینش شده در این مراسم حاضر شده و اجازه صحبت کردن به نمایندگان تشکل های دانشجویی منتقد دولت داده نمی شود.

در اعتراض به این اقدام چهار تشکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل، دفتر تحکیم وحدت و بسیج دانشجویی در مراسم 16 آذر با حضور رئیس جمهور حاضر نشدند.

در بخشی از  بیانیه اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل خطاب به آقای روحانی آمده است:

«آیا شنیده اید که تدارک دهندگان جلسه ۱۶ آذر به دنبال برگزاری یک مراسم گلخانه ای از حضور رئیس جمهور در دانشگاه و ارائه تصویری کاریکاتوری و نمادین از این جلسه هستند؟ آیا واقعا شما اینگونه می پسندید؟

ما اعتقاد داریم که حضور رئیس جمهور در روز دانشجو و در دانشگاه و در یک برنامه واقعا دانشجویی، فرصتی مهم برای ظهور و بروز مردم سالاری دینی است که نباید با گلخانه ای برگزار کردن آن در حق آن جفا کرد.

آیا خبر دارید که چیدمان سخنرانان جلسه شما منتسب به یک طیف سیاسی هستند و ظاهرا تصویری که قرار است در محضر شما از دانشگاه ارائه گردد، تصویری هم سو و بی انتقاد از سیاست های دولت است؟ آیا واقعا شما اینگونه می پسندید؟»

با این حال آنچه که مشخص است امنیتی کردن فضای دانشگاه و و حق اظهارنظر قائل نشدن برای دانشجویان مخالف با فلسفه روز دانشجو در تضاد است.

شایسته است رئیس جمهور که به مناسبت های مختلف درباره دستاوردهای دولت خود سخنرانی می کند و این سخنرانی ها نیز در بخش های مختلف خبری صدا و سیما و رسانه های متعدد وابسته به دولت منتشر می شود، حداقل در روز دانشجو پای صحبت دانشجویان با هر سلیقه و دیدگاهی بنشیند و از سمبولیک کردن مراسم روز دانشجو جلوگیری کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 19:39  توسط narsis | 
واکنش علی معلم دامغانی به اعطای نشان شوالیه

به گزاشر فرهنگ نیوز، علی معلم دامغانی رئیس فرهنگستان هنر در واکنش به حضور هنرمندان در سفارت فرانسه و دریافت نشان شوالیه به فارس گفت: حقیقت این است که این عنایت‌ها سود ارجمندانی که این طرف هستند نیست. برای اینکه هنوز دعوا و دعوی باقی است و نمی‌شود که 2 لشکر روبروی هم ایستاده باشند و از سوی لشکر دشمن به سالاران این لشکر جایزه بدهند. معنی این بد است و هوشمندان زیر بار این مسئله نمی‌روند و علیزاده یکی از آنها است.

کاش شجریان قدر خود را می‌شناخت وی افزود: افرادی مثل شجریان و مهرجویی و ... با این روش خود را داوری می‌کنند و مردم هم روی این داوری حساب می‌کنند که این آدم نمی‌خواهد این طرفی باشد؛ بلکه می‌خواهد آن طرفی باشد و می‌خواهد از لشکر دشمن جایزه بگیرد و من هم به خاطر همین در این محفل شرکت نمی‌کنم. این اراده همان افراد است که باید مسئله را متوجه شوند و این یک مقابله است و در مقابله انسان هیچ منتی را از دشمن نمی‌پذیرد.

رئیس فرهنگستان هنر در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اگر به شما پیشنهاد دهند تا نشان شوالیه را دریافت کنید گفت: شاید به من هم پیشنهاد داده باشند! ولی ببینید به چه دلیل باید به من پیشنهاد بدهند؟ زیرا آنها دنیایشان مثل دنیای ما نیست و ما را بدوی و عقب‌افتاده می‌دانند و به خاطر عقب‌افتادگی به کسی شوالیه‌گری نمی‌دهند. اینها به کسی این انگ را می‌زنند که بگویند این مثل خود ما و از جنس خود ما است.

وی گفت: این جوایز علاقه آنها به تبلیغ را نشان می‌دهد اما اینکه این طرفی‌ها این جایزه را رد یا قبول کنند یک ظرافتی می‌خواهد و انسان خردمند باید ارزیابی کند که اگر می‌ارزد بپذیرد و اگر ارزش ندارد و فردا موجب ملالت و پشیمانی وی می‌شود آن را نپذیرد.

معلم در ادامه به نحوه انتخاب‌‌ها اشاره کرد و گفت: به هر حال آنها برای خودشان کار می‌کنند. بعد از میرزا عبدالله که در ردیف‌های آوازی کار کرده کسی که بیش از همه در اشاعه آن کوشیده و اثر تولید کرده شجریان است اما این آدم 3- 2 اشتباه در این اواخر دارد. مثلا کاری دارد که عوام را به وی نزدیک می‌کند و در افطارها مردم از وی یاد کرده و برایش دعا می‌کنند. ولی برای چه گفت این اثر را بردارند و پخش نکنند؟ در حالی که به نظرم این از خردمندی نمی‌تواند باشد. یا اینکه این اواخر برخی حرکات جلفی را روی صحنه انجام داده و این در حالی است که وی از باوقارترین شخصیت‌های هنری در اجرا است و حرکاتی از او سر می‌زند که برای پسرش است و به نوجوانان اختصاص دارد. حال آن که وی استاد است و این این حرکات از وی بعید است و باید به قول شاعر: «گوشه‌ای بنشین و سنگین شو» باشد. ای کاش وی قدر خود را می‌شناخت ولی در عین حال فراموش نمی‌کنیم که یک حقی دارد و این آخر عمری برگردد و استادی تمام عیار در موسیقی ردیف شود زیرا  از آنان که قرآن می‌خوانند تا آنان که موسیقی پاپ کار می‌کنند تکیه‌شان بر موسیقی ردیف است. چون موسیقی شرق از مصر تا پکن همین موسیقی ردیف است.

وی در پایان به عضویت حسین علیزاده در فرهنگستان هنر اشاره کرد و گفت: شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اعضای پیوسته و وابسته فرهنگستان جواز صادر می‌کند و عضویت آنها را تأیید می‌کند. ما در مورد تمام هنرمندان چه آنهایی که شوالیه گرفته و چه آنهایی که نگرفته‌اند این درخواست را برای شورا می‌فرستیم و آنها باید تشخیص دهند که یک نفر عضو پیوسته فرهنگستان باشد یا خیر. من در اینجا اختیار اظهارنظر ندارم و فقط باید کار فرهنگی کنم و آنها را معرفی کنم و رد و تأیید آنها اول بر عهده خودشان و اعمالشان است بعد در ید کسانی است که آن اعمال را محاسبه خواهند کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 22:19  توسط narsis | 
 
به گزارش فرهنگ نیوز، پایگاه اینترنتی «الکفیل» وابسته به عتبه مبارکه حضرت‌ابالفضل عباس(ع) هر ساله و در زمان‌های مختلف سال از مشتاقانی که توانایی حضور در کربلای معلی را نداشته‌اند ثبت‌نام می‌کند که خادمان آن بارگاه ملکوتی به نیابت از آنها زیارت کنند.
ثبت‌نام زیارت نیابتی امام‌حسین در اربعین
تسنیم-این صفحه برای تمامی محبان و مشتاقان زیارت اهل بیت در سراسر جهان است، که بُعد مسافت مانع رسیدن ایشان به کربلای معلی و زیارت بارگاه منور حضرت عباس(ع) جهت تجدید میثاق با آن حضرت و یا طلب حوائج دنیوی و یا اخروی شده‌است، تهیه گردیده است.

شما می توانید با ثبت نام در این صفحه ، به خدام آن بارگاه ملکوتی نیابت داده تا از جانب خود و یا بستگانتان (چه آنان که در قید حیاتند و چه آنانکه به رحمت ایزدی پیوسته‌اند) زیارت نموده و دو رکعت نماز زیارت بجای آورند.

برای ورود به صفحه ثبت‌نام «زیارت نیابتی امام‌حسین(ع) در روز اربعین» به این لینک مراجعه کنید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 22:18  توسط narsis | 
 

 به گزارش فرهنگ نیوز، روزگاری که با صدام می‌جنگیدیم، او تصور نمی‌کرد که روزی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده لشکر 41 ثارالله سپاه در جنگ تحمیلی، فرمانده نیروهای عراقی در مقابله با داعشی‌ها و تکفیری‌ها بشود و محمدباقر قالیباف فرمانده لشکر 5 نصر خراسان در هفته‌ی منتهی به اربعین شهردار کربلا شود.

قالیباف شهردار کربلا می‌شود وقتی سرداران ایرانی در جنگ با صدام، فرمانده نیروهای عراقی و شهردار کربلا می‌شوند

به گزارش گروه استان‌ها دفاع پرس، روزگاری که با صدام می‌جنگیدیم، او تصور نمی‌کرد که روزی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده لشکر 41 ثارالله در جنگ تحمیلی، فرمانده نیروهای عراقی در مقابله با داعشی‌ها و تکفیری‌ها بشود و محمدباقر قالیباف فرمانده لشکر 5 نصر خراسان در هفته‌ی منتهی به اربعین شهردار کربلا شود.

اینقدر عملیات‌های کربلا را ادامه خواهیم داد تا به کربلای حسینی برسیم

سردار قاسم سلیمانی در آغاز عملیات کربلای یک در جمع رزمندگان گفته است: انشاالله قلب امام زمان(عج) را با قطره‌های خونمان روشن خواهیم کرد و به اماممان خواهیم گفت: اماما، رهبرا، زعیما، ای کسی که حاضریم اگر خدا هزاران جان به ما بدهد، در راهت فدا کنیم، امام! هرگز چون کوفیان که علی را تنها گذاشتند تنهایت نخواهیم گذاشت و شما با نیروی ایمانتان نه با کلاشینکف، توپ، تانک و خمپاره، با نعره‌ی الله اکبرتان خواهید دید در آن شب چگونه دشمن از این نعره‌های الله اکبر فرار می‌کند یا تسلیم می‌شود. انشاالله این پیروزی بزرگ را به دست خواهید آورد و این طرح را که، طرح کربلای یک نام دارد اینقدر کربلاها را ادامه خواهیم داد که به کربلای امام حسین علیه السلام برسیم.

قالیباف شهردار کربلا می‌شود

محمدباقر قالیباف که اکنون شهردار تهران است، از پاسداران سپاه است که در سال‌های جنگ تحمیلی فرماندهی لشکر 5 نصر خراسان را بر عهده داشته است. برادر وی در عملیات کربلای 4 به شهادت رسید.

به گفته‌ی وی براساس توافق‌های صورت گرفته با مقامات عراقی طی هفته منتهی به اربعین سیدالشهدا(ع) امور شهری کربلای معلی به شهرداری تهران واگذار شده است تا شهرداری تهران پذیرای زائران و عزاداران حسینی باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 22:8  توسط narsis | 
علی مطهری در حصر ساده لوحی؛
 
فرهنگ نیوز- محمدحسین امینی: آقای دکتر علی مطهری در آخرین پرده از نمایش های ظاهرا عدالت طلبانه و در واقع ساده لوحانه، در دانشگاه فردوسی مشهد مجددا پیرامون حصر خانگی سران خیانت کار فتنه 88 سخن رانده اند و ضمن ابراز این عقیده که «حصر بدون حکم قضایی، ظلم است»، پا را پیش تر گذارده و ضمن غیرعادلانه دانستن نظر رهبر انقلاب و بیان اینکه «ایشان از نظر خودشان دارند مطابق عدالت رفتار میکنند. از نظر خودشان میگویند که داریم لطف میکنیم به اینها، منتها من میگویم که من این نظر را قبول ندارم. به نظر من این کار عادلانه نیست» ، با کمال اعتماد به نفس، و با لحنی حق به جانب ادامه داده اند که «پیغمبر اسلام هم نمیتواند بگوید حکم فلان کس سنگین است، بدون محاکمه، بدون دفاع، بدون شنیدن دفاعیات آنها حکم صادر کند».

قبل از اینکه ایشان بطور کامل باعث شده باشند که امثال نگارنده از فتنه 88 کاسبی کنیم(!)، لازم است جهت روشن شدن زمین این بازی خسته کننده، به خلاصه ترین نوعی که ممکن است، به تیتر برخی خیانت های کسانی که آقای مطهری نگران «مظلوم واقع شدن» شان هستند اشاره شود، تا شاید ابتدا قدری مشخص شود که وقتی گفته می‌شود «نظام اسلامی از حق خود گذشته است که اینها الان فقط در حصر خانگی هستند» منظور دقیقا چیست.

موسوی و کروبی، مشخصا خواستند دیکتاتوری راه بیندازند. آنها اراده کردند که با اتکا به امر و حکم ولی فقیه، رای مردم ایران را وتو کنند. این دو خائن، به واضح ترین شکل ممکن به دنبال «برگرداندن مناسبات شاهنشاهی» بودند. مناسباتی که طی آن، نظر و مصلحت دید شاه، میتوانست بر رای همه ی مردم اولویت داشته باشد.
جزئیات حصر «آقای نماینده»! این دو نفر، همه تلاششان را کردند که از طریق لابی با رهبر انقلاب، نتیجه آراء مردم ایران را به هیچ بگیرند، تلاشی که با مخالفت صریح رهبر عظیم الشان انقلاب مواجه شد. این ناجوانمردان، در میان بهت و تعجب همه ی نخبگان و دلسوزان و دغدغه مندان جامعه ی مظلوم ایران، با وقاحت تمام، تلاش کردند که «جمهوری اسلامی» دیگر «جمهوری» نباشد و عملا به نظامی تبدیل شود که «رای مردم» در آن با یکسری لابی میان سیاستمداران و مقام ولایت فقیه قابل «دور زدن» و «به هیچ انگاشته شدن» است.
به این ترتیب، آنها مشغول براندازی بی سر و صدای چیزی بودند که تا آن روز نامش جمهوری اسلامی بود و مشغول تلاش برای برپا کردن نظامی بودند که هرچه بود، دیگر جمهوری نبود که بخواهد جمهوری اسلامی باشد.

شاخص خباثت این افراد نیز در تلاشی قابل مشاهده است که از فردای انتخابات سال 88 برای اثرگذاری بر تصمیمات رهبر فرزانه انقلاب صورت دادند. در واقع آنها با برگزاری جلسات حضوری و ارسال پیامهای گوناگون قصد داشتند نظام را به وسیله ی خود نظام براندازند و مردم را بوسیله ی ولی امرشان دور بزنند. که البته بصیرت های «از جانب پروردگار آمده» ی محصول تهجدها و ارتباط‌های قلبی این رهبر الهی با خدای متعال، مقاصد شوم آنان را دست نیافتنی کرد. نظام ما همچنان جمهوری اسلامی ماند، و آنها پس از یک هفته خباثت و ترفندبازی، از ولی امر هوشمند خود پاسخ گرفتند که «بنده زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت».(1)

این کینه توزان، پس از ناامید شدن از رهبر، تصمیم به انتقام از او گرفتند. لذا همه دیدند که شعارهای خیابانی به سمت رهبر مظلوم اما مقتدرمان برگشت، و آنها که ادعای دروغین و منافقانه ی حمایتشان از نظام و امام و رهبری گوش فلک را کر کرده بود، نسبت به شعار علیه رهبری سکوت کردند تا مثلا رهبر انقلاب تاوان تصمیم شان به نفع ملت ایران و به ضرر فتنه گران را پس دهند.
البته بخشی از کینه های این دو فتنه گر علی الخصوص میرحسین موسوی به اصطلاح از نوع بدری و حنینی بود و  به دورانی برمیگشت که او نخست وزیر نه چندان مطلوب رییس جمهوری بود که حالا رهبر جامعه اسلامی است.

موسویِ خیانتکار البته دست خود را دو روز مانده به انتخابات در مصاحبه با تایم انگلیس رو کرده بود. آنجا که به صراحت از او نقل شده که «تظاهرات های خیابانی هفته گذشته، طبیعت ساختار قدرت را بطور اساسی تغییر داده و در نتیجه رهبری عالی ایران را برای توجه بیشتر به افکار عمومی تحت فشار میگذارد».(2) حرفها و اقداماتی که به قول علی اکبر ناطق نوری «بوی خون می‌داد»(3) و نشان می‌داد که گویی موسوی عمیقا اراده کرده است که حسین غلام کبیری ها و ندا آقاسلطان ها پر پر شوند.

ما البته خبر نداریم که آقای مطهری دقیقا چند حرف دیگر از حرف‌های رهبری نظام را قبول ندارند، اما اگر این یکی را قبول داشته باشند، رهبر انقلاب در خطبه های 29 خرداد 88 تصریح کردند که «زورآزمائی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‌سالاری است»(4) و پس از این هشدار از سوی رهبر جمهوری اسلامی، باز شاهد دعوتهای مکرر از مردم و یا تهییج آنها در مناسبت های مختلف بودیم. هرچند رهبر انقلاب تاکید کرده بودند که «اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها، آنهایند»(5) و او باز به کار خود ادامه داد. پس موسوی بنا را بر «شکستن اراده ی رهبر انقلاب» گذاشته بود، حتی به این قیمت که خونهای مردم به گردنش بیفتد.
حتی به این قیمت که حامیان خودش کشته شوند.
حتی به این قیمت که 79 باب مغازه به آتش کشیده شوند.
حتی به این قیمت که 143 شعبه بانک تخریب شود.
حتی به قیمت اینکه بیش از 30 نفر جان خود را از دست بدهند.(6)
حتی به این قیمت که بسیجیان نازنین و همچنان گمنام حضرت روح الله پر پر شوند.
حتی به این قیمت که ناامنی به جایی برسد که در یکی از مناطق تهران از پشت بام سنگ و آجر و حتی صندلی بر سر مامورین بیندازند.
حتی به قیمت اینکه ناامنی به جایی برسد که پدر و مادر پا به سن گذاشته، در ام القرای جهان اسلام به فرزندانشان التماس کنند که هنگام خروج از خانه محاسنشان را کوتاه کنند تا نکند جانشان به خطر بیفتد!
حتی به این قیمت که در عاشورای پر حزن 88، نیروی یگان ویژه ناجا را مجبور کنند که برای کتک نخوردن و نجات پیدا کردن به ولی امر مسلمین جهان توهین کند.
حتی به این قیمت که آشوبگرانی را «مردم خداجو» بنامد که مامور نظام را عریان میکنند و با عربده های «بخاطر ندا... بخاطر ندا» بر پشت او مینشینند و از او میخواهند که مثل حیوان بع بع کند!
و حتی به قیمت رخداد همه ی آن حوادثی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هیچ‌وقت جسارت آنرا نکرد که فیلمهای فاش و موجود و علنی آن را برای مردم ایران پخش کند تا هم مردم ایران ذات این ناانسان ها را بهتر بشناسند، هم عرصه بر مدافعین مظلومیت این گرگها تنگ تر شود.

کروبی خائن نیز، بدون داشتن مدارک متقن به نظام جمهوری اسلامی تهمت سهمگین «تجاوز جنسی در زندانها» را وارد کرد و وقتی کمیته های حقیقت یاب تشکیل شدند، مشخص شد که این شیخ ساده لوح، منفعت طلبی کرده و بدون تحقیق تهمت زده. البته او خباثتش را مرتکب شده بود و دیگر کاری نمی‌شد کرد. او بابت همه ی حمایت‌هایش از نظام جمهوری اسلامی از مردم عذر خواست(!) و این جمله را ابراز کرد که اینچنین اتفاقاتی در زندان شاهنشاهی هم نمی افتاده! (که نشان می‌داد شیخ قصه ی ما نفعش است شکنجه گاه کمیته مشترک شاهنشاهی را از یاد ببرد).

ما البته خبر نداریم که آقای مطهری دقیقا چند حرف دیگر از حرفهای رهبری نظام را قبول ندارند اما اگر این یکی را قبول داشته باشند، رهبر انقلاب تصریح کردند که پس از انتخابات، جرایم و جنایاتی واقع شد اما «زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمی بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را میبندید؟! این همه زحمت کشیده بشود، ..... یک عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فردای انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این کار کوچکی است؟! این جرم کمی است؟!»(7).

شرح جرایم موسوی و کروبی خیانتکار بسیار طولانی است؛ اما از حجم پرونده که بگذریم، چرا آقای دکتر مطهری این اندازه نگران ظلمی هستند که ممکن است به اینها روا شده باشد؟ مگر خود این اشخاص کم ظرفیت، کم به این ملت و مردمسالاری در این مملکت ظلم کرده اند؟ و مگر آقای مطهری نماینده این مردم نیستند؟ مگر قسم نخورده اند که از حقوق ملت دفاع کنند؟ این دو نفر دقیقا حقوق ملت را تضییع کرده اند. چرا وظیفه نمایندگی شان را از یاد برده اند؟ نباید از کسانی که وکالت شان را بر عهده دارند دفاع کنند؟ آقای مطهری وکیل مردم اند یا وکیل ظالمانی مثل موسوی و کروبی؟

یک) آقای مطهری از این سخن گفته اند که «پیامبر اسلام هم نمیتواند بدون محاکمه و شنیدن دفاعیات حکم صادر کند». بماند که هنوز در مورد فتنه 88، هیچ‌کس «حکم رسمی» فتنه گران را هنوز اعلام نکرده است و صرفا برگزاری دادگاه آنها به تاخیر انداخته شده و از فتنه گری شان ممانعت به عمل آمده. اما اگر آقای مطهری واقعا فکر میکنند که «حکم حصر» صادر شده است و واقعا مایلند بررسی شود که آیا «حکمِ بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات» ممکن است شرعی باشد یا ممکن نیست، مشکلی نیست. اجمالا به اطلاعشان میرسانیم که اقلّ دلیل بر امکان شیء، وقوع آن است:

1. حکم اعدام، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات:
در جریان فتح مکه، يكى از اصحاب شعار میداد که «الْيَوْمُ يَوْمُ الْمَلْحَمَه» یعنی امروز تلافى میكنيم. پیامبر اسلام فرمود: چرا اين شعار؟ بگوييد «الْيَوْمُ يَوْمُ الْمَرحمه» یعنی امروز روز رحمت است. اما حضرت فرمودند: «سه نفر را بكشيد» به دليل اينكه اين سه نفر كار فرهنگى میكردند، البته آن روز فيلم و روزنامه و كامپيوتر و اينترنت نبود، اما آنها شعر می ساختند و حضرت را هجو و تحقير میكردند، پس فرمودند «حتى اگر اينها به مسجد الحرام در مكه و به پرده هاى كعبه پناه بردند آنها را بگيريد و اعدام كنيد»(8).

2. حکم قصاص، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات

حضرت امام علی (ع): الا لا تقتلن بی الاّ قاتلی «وقتی کشته شدم، بعد از من، فقط قاتلم را اعدام کنید و بس»،
انظروا اذا انا مّت من ضربته هذه، فاضربوه ضربتاً بضربة «وقتی با این زخم از دنیا رفتم، او را فقط با یک ضربت از بین ببرید و قصاص کنید. یک ضربت، در مقابل یک ضربت»(9).

3. حکم اعدام، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات

«...مؤلف کتاب آیات شیطانی - که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است - همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است انشاءالله. ضمناً اگر کسی دسترسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد»(10).
«سلمان رشدی اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامی همّ خود را به کار گیرد تا او را به درک واصل گرداند. حضرت امام اضافه کردند: اگر غیر مسلمانی از مکان او مطلع گردد و قدرت این را داشته باشد تا سریعتر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آنچه را که در قبال این عمل می خواهد به عنوان جایزه و یا مزد عمل به او بپردازند»(11).

4. حکم تعزیر، اخراج از کار و حتی پیش بینی اعدام، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات

«بسمه تعالی
آقای محمد هاشمی مدیر عامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی
با کمال تأسف و تأثر روز گذشته (روز شنبه 8 بهمن) از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است تعزیر و اخراج می گردد و دست اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثابت شود قصد توهین در کار بوده است، بلاشک فرد توهین کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسؤولین بالای صدا و سیما خواهد شد. البته در تمامی زمینه ها قوه قضاییه اقدام می نماید. روح الله الموسوی الخمینی»(12).

5. حکم اعدام، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات
در غائله کردستان، حضرت امام خمینی(ره) هدف فتنه ‏انگیزان را محو اسلام در کردستان دانستند و درباره عوامل آن فرمودند: «باید با فوریت این ریشه های فساد را بکنند، مهلت به این ریشه های فساد ندهند. سران اینها قابل هدایت نیستند اینها از یهود بنی قریظه بدترند و اینها باید اعدام شوند. تمام کردستان به استثناء این چند عددی که سران آنها هستند در امان هستند»(13).

6.  اعلام حکم حبس ابد و اعدام، قبل از محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات

حضرت امام خمینی (ره) درخصوص محاکمه شاه ملعون و شرایط پس از فرار وی فرمودند:«ایشان باید محاکمه بشود و اگر چنانچه فرار هم بکند هر جا باشد باید محاکمه بشود و اقل چیزی که بر اوست، علاوه بر اینکه باید جرائمی را که مرتکب شده جبران بکند، حبس ابد است، ولی همه می دانند که او دست به کشتارهای عمومی زده است و باید اعدام بشود».(14)

7. حکم عام و اسلامی اعدام، بدون هیچ نیازی به محاکمه و طبعا پیش از شنیدن دفاعیات

«كسى اگر جسارت به حضرت زهرا كند، اجازه فقيه هم لازم نيست، همانجا میشود او را كشت. ما اگر به زهرا (س)، به امامان معصوممان (ع)، به پيغمبرمان (س) جسارت شود اعدام قطعى است، توبه هم ندارد، به همين خاطر امام (ره) فرمود سلمان رشدى را هر كجا هست اعدام كنيد و اگر توبه هم بكند، توبه اش قبول نيست».(15)

دو) در مورد گزاره ی نخ نما شده ی «حصرِ بدون حکم قضایی، ظلم است» نیز فعلا بسنده میکنیم به این نکته واضح و ساده که اگر حصر خانگی یا محدود کردن افراد بدون برگزاری دادگاه و شنیدن دفاعیات شان «ظلم» بود، آنچنان که تاریخ شناس زبردست کشورمان جناب آقای دکتر محمدحسین رجبی دوانی اخیرا یادآور شدند، امیرالمومنین (ع) مرتکب آن نمی‌شدند.
علی (ع) با وجود اینکه حق داشتند عایشه را بابت فتنه جمل محاکمه و مجازات کنند اما از مجازات او به حرمت رسول الله (س) درگذشتند و صرفا او را به «محصور بودن» محکوم کردند. محصور بودنی که هرگز جزای متناسب با جرم عایشه نبود اما رافت اسلامی و مصلحت جامعه سبب میشد که به همین اندازه کفایت شود. طبق نقل آقای دکتر دوانی از تاریخ اسلام، حصر عایشه در مدینه و محدودیت های وضع شده برای او تنها زمانی برداشته شد که او رسما ابراز ندامت کرد.(16)

سه) دقیقا از چه زمانی شان فقیهِ حاکم و جانشین رسول الله (ص) از شان قاضی کمتر شده است؟! مطابق رای قریب به اتفاق علما، قضاوت از کمترین حقوق و شئون فقیه و خصوصا فقیهِ حاکم بوده و «قضاوت یک منصب و مقام شرعی و یکی از شؤون فقیه جامع الشرایط در کنار افتا و ولایت و یکی از مهمترین ارکان حکومت اسلامی است»(17) مضافا، کسی که به عنوان نمونه حق دارد و میتواند حکم اعدام هاشم آغاجری که اتفاقا توسط قاضی دادگاه صادر شده است را «بدلیل اهمیت مساله دم» ملغی اعلام کند و از جمله بگوید «پرونده همدان، مصداق سب النبي نيست و حكم صادره مطابق با موازين شرعي نمي‌باشد»(18)، چطور نمی‌تواند زمان برگزاری دادگاه دو فتنه گر حقیر و فراموش شده را بنابر مصالحی که تشخیص می‌دهد عقب بیندازد؟! چرا اینقدر در فهم امور بدین واضحی و روشنی ساده لوحی نشان داده می‌شود؟         

چهار) به نصیحت و خیرخواهی امام (ره) در موضوع مرحوم منتظری نباید نگاه تاریخی داشت. این واقعه فقط تاریخ نیست، درس است. درسی که چه بسا روزی درباره یک یک ما راهگشا باشد. آنگاه که انسان می‌بیند وقتی وارد «امر سیاسی» می‌شود، به سادگی با ولی امر هوشمند و آگاه زمانه ی خود به اختلاف نظر برمیخورد، و ضمنا این «اختلاف نظر داشتن با او» را نیز نمی‌تواند و قادر نیست که نزد خود نگه دارد و ناخواسته، فاش و علنی اش میکند، و ناخودآگاه بر فضای «عیبجویی های بیجا از ولی امر مسلمین» دامن میزند، و ناخواسته بر آفتاب خاک میپاشد، و ندانسته فهم های شاذ و نادر خود را که در میان فرهیختگان و عقول کمتر خریداری ندارد منتشر میکند، چه خوب، و چه و شایسته است، و به نظر میرسد چقدر نزدیک به خیر است که با الهام از نصیحت حضرت امام (ره) به مرحوم منتظری، و با استفاده ی روزآمد از آن ماجرای درس آموز تاریخی، و با جرات به خرج دادن، و با پذیرش مردانه ی «ساده لوحی سیاسی» و اعتراف صادقانه به «زدن ساز مخالف با قریب به اتفاق خیرخواهان سیاست شناس جامعه»، صادقانه و مومنانه، برود سراغ کار علمی اش، و گرمی بخش محفل دانشگاهیان باشد.

آقای دکتر علی مطهری هم استاد فلسفه اند، هم در امور فرهنگی صاحب نظر و باتجربه. جا دارد حالا که کار بدینجا رسیده و میرسد، برادرانه نصیحت کنیم که برای شادی روح پدر شهیدشان هم که شده - که بر گردن همه ی ما حق ویژه دارند - از سیاست فاصله ی جدی بگیرند.

به نظر میرسد اگر ایشان این نصیحت مشفقانه را نپذیرند، دیری نخواهد پایید که شوربختانه و البته بازهم ناخواسته، و مشخصا بدلیل سادگی سیاسی، بخش هایی از جامعه را گرفتار «چاهنمایی های بی منظور خویش» خواهند نمود، آنچنان که مرحوم منتظری ناخواسته و به تعبیر حضرت امام (ره) «از سر ساده لوحی» چنین کردند.

آقای دکتر مطهری حیف اند،
و البته نام «مطهری»، بسیار هم حیف تر است...

پی نوشت ها:

1-      بنده زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت

2-      the remarkable street demonstrations of the past week…

3-      در گفتگوی تلفنی ناطق نوری و موسوی چه گذشت؟

4-      خطبه های نمازجمعه تهران، 29 خرداد 1388

5-      خطبه های نمازجمعه تهران، 29 خرداد 1388

6-      فتنه نسخه ای بود که دیگران برای ما تجویز کرده بودند

7-      در دیدار جمعی از نخبگان علمی کشور

8-      حجت الاسلام قرائتی، برنامه درسهایی از قرآن، تفسیر سوره یوسف، جلسه 30، 13 بهمن 1379

9-      نامه 47 نهج البلاغه، از وصيت ‏هاى آن حضرت به حسن و حسين عليهما السلام

10-  پیام امام ره درباره انتشار کتاب کفرآمیز آیات شیطانی، 25 بهمن 1367، صحیفه نور، جلد 21، صفحه 263

11-  اطلاعیه دفتر امام ره در مورد توبه سلمان رشدی ، 29 بهمن 1367، صحیفه نور، جلد 21، صفحه 268

12-  نامه امام ره به مدیر عامل صدا و سیما در ارتباط با پخش یک برنامه توهین آمیز از رادیو، 9 بهمن 1367، صحیفه نور، جلد 21، صفحه 251

13-  بیانات امام ره در جمع گروهی از دانشجویان و کارکنان عضو انجمن های اسلامی استان خراسان، 8 شهریور 1358، صحیفه نور، جلد 9، صفحه 371

14-  مصاحبه امام خمینی با تلویزیون سی بی اس، 15 دی 1357، صحیفه نور، جلد 5، صفحه 343

15-  حجت الاسلام قرائتی، برنامه درسهایی از قرآن، مبارزه با طاغوت، 19 بهمن 1385

16-  «حصر عایشه» به دستور امیرالمومنین(ع) برای خاتمه دادن به فتنه جمل

17-  امام خمینی؛ قضا و قضاوت

18-  درباره پرونده آغاجري هنوز تعيين تكليف نشده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 21:40  توسط narsis | 
/ دولت هزینه هایش را به مردم تحمیل میکند

 

سایت فرارو از رسانه های حامی دولت یازدهم، در گزارشی کم سابقه در انتقاد از سیاست های اقتصادی دولت یازدهم نوشت:

 

قیمت نان 30 درصد گران می شود. به گفته سخنگوی دولت چون طی چند سال اخیر قیمت نان گران نشده بود، به نانوایی ها اجازه داده شده "تا 30 درصد" نان را گران کنند. با توجه به نرخ تورم 20 درصدی در کشور چرا دولت ناگهان تصمیم به افزایش قیمت نان، آن هم با شیب زیاد گرفته است؟

 این در حالیست که نعمت‌الله ترکی معاون برنامه‌ریزی استاندار تهران اعلام کرده که میزان افزایش به طور میانگین 30 تا 35 درصد است و ممکن است در برخی موارد کمتر یا بیشتر باشد.

طبق مصوبه دولت از این پس قیمت هر قرص نان لواش که پیش از این 160 تومان بود اکنون 225 تومان اعلام شد. نان بربری از 500 تومان به 700 تومان، نان تافتون از 300 تومان به 425 تومان و نان سنگک از 600 تومان به 800 تومان رسید.

نان گران شود، سفره مردم کوچک تر می‌شود

مهدی تقوی اقتصاددان در گفتگو با فرارو گفت: «این اقدام دولت یعنی تبدیل شدن آن به دولت قیمت گذار. در صورتی که گمان می کردیم دیگر زمان تصمیم های اینچنین ناگهانی تمام شده، تصمیم اخیر دولت باعث شد که به این باور برسیم که قصد دارد در مسیر گذشتگان حرکت کند و اشتباهات آنان را تکرار کند. هیچ توجیه اقتصادی ای هم برای این کار وجود ندارد.»

وی در پاسخ به این سوال که آیا قیمت نان آغاز فار سوم هدفمندی یارانه هاست گفت: «اجرای هدفمندی یارانه ها سیاست نادرستی بود که تبعات فراوانی را داشت. به همین ترتیب عقلانی نیست که دولت بخواهد مجددا در این مسیر قدم بگذارد.»

تقوی افزود: «قبل از اجرای فاز دوم هدفمندی دولت اعلام کرد که افرادی که نیاز به یارانه ندارند از دریافت آن انصراف دهند. خیلی افراد حقوق بگیر بودیم برای کمک به اهداف دولت از دریافت یارانه خود انصراف دادند. اما حال افزایش 30 تا 40 درصدی نان نه تنها با آن سیاست منافات دارد، بلکه گویی نوعی بی عدالتی به افردی است که انصراف داده اند و خیلی دور از انتظار نیست که بخواهند دوباره به سمت یارانه بازگردند.»

وی تصریح کرد: «هیچ منطق و توجیهی برای این کار از سوی دولتمردان وجود ندارد. تصویب چنین اقدامی از سوی وزیر اقتصاد که فردی مسلط بر اقتصاد است بعید بود. چون دولت وظیفه دارد که در راستای افزایش رفاه و بهزیستی مردم تلاش کند، نه آنکه خانوارها را فقیرتر کند.»

وی افزود: «تنها چیزی که می توان در این مورد گفت این است که شاید دولت با کاهش قیمت نفت و کم شدن درآمدهایش، دیگر قصد دادن یارانه به آرد را ندارد و نمی تواند این هزینه ها را پرداخت کند به همین دلیل فشار را به مردم منتقل کرده است.»

این اقتصاددان با اشاره به این که اقشار آسیب پذیر بیشترین ضرر را می کنند گفت: «در ایران نان، جزو کالای اساسی مردم است و قسمت بیشتر سبدکالایی اقشار کم درآمد را به خود اختصاص داده است. حال با گران کردن این کالای اساسی، سفره خانوارها از این هم کوچک تر خواهد شد.»

وی ادامه داد: «گویا دولت، ماری آنتوانتی عمل کرده است. همچون زمانی که او در فرانسه اعلام کرد که" اگر نان گران است، شیرینی بخورید." حال با گران بودن تمام کالای سبد غذایی، مردم چگونه می توانند ادامه دهند؟ این کار افراد فقیر را فقیرتر خواهد کرد.»

تحمیل فشارها به مردم از سوی دولت

محمد قلی یوسفی استاد دانشگاه و اقتصاددان در گفتگو با فرارو در این باره گفت: «متاسفانه یکی از نواقص اقتصادی کشور ما آن است که قیمت بعضی کالا ها و حتی کالاهای اساسی توسط دولت تعیین می شود. از جمله آن نان است. این امر هزینه هایی برای دولت دارد. حال با توجه به کاهش درآمدها دولت دیگر قادر نیست به قدر گذشته به این کالا سوبسید دهد.»

وی افزود: «به همین دلیل دولت قصد دارد تا هزینه های خودش را کاهش دهد. در کشورهای دیگر مخصوصا کشورهایی که ثبات طولانی ای در اقتصاد خود دارند و با بحران مواجه نمی شوند، به صورت طبیعی به مردم یارانه داده می شود اما در جوامعی مثل ما بیشتر سیاست های اقتصادی دولت منجر به افزایش تورم می شود. یعنی به عبارت دیگر این خود دولت است که با سیاست های نادرست جیب مردم را خالی و قدرت خرید آنان را کاهش می دهد.»

وی تصریح کرد: «در بسیاری از موارد می بینیم که دولت هزینه های خودش را به مردم تحمیل می کند. هزینه هایی که در مورد سیاست های پولی و ارزی به مردم تحمیل شده و آنان بانی آن نیستند. بلکه دولت است که با بی ثباتی اقتصادش به این فشارها دامن می زند. در صورتی که دولت باید خود تاوان ندانم کاری خودش را بدهد نه مردم.»

به گفته این اقتصاددان، گرانی نان بیش از همه بر اقشار کم درآمد فشار خواهد آورد. او گفت: «دولت خود باید به فکر دخل و خرجش باشد و در جهت رفاه مردم حرکت کند. تا جایی که مردم راضی باشند و در تصمیم ها نیز مشارکت داشته باشند. اما در حال حاضر دولت به دلیل فشارهای حاکم بر بودجه ناچار به دنبال تامین درآمد خود است. یکی از این روش ها افزایش قیمت نان است.»

وی در پاسخ به این سوال که دولت قصد دارد فاز سوم هدفندی را آغاز کند یا نه اظهار کرد: «نمی توان به صورت قطعی گفت که قصد دولت چیست. دولت فعلی سیاست شفاف بلند مدتی را تا به امروز دنبال نکرده است. بلکه دیدیم که تنها به صورت گزینشی و یا ناگهانی تصمیم گیری می کند. مواردی که قبلا هیچ گونه آگاهی و یا حتی آمادگی درباره آنان به مردم داده نشده است. در خصوص آغاز فاز سوم هدفمندی یارانه ها هم باید دید فشارهای به وجود آمده بر بودجه دولت تا کجا پیش خواهد رفت.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 21:38  توسط narsis | 
 
 طنز - م.ر.سیخونکچی:

1

- داداش جون موهات رو چطوری اصلاح کنم؟ عادی یا فشن؟!

- اصلاح نکن داداش... کوتاه کن!

- همون دیگه... شما مدلش رو بگو، من سه سوته اصلاح می‌کنم!

- آقا جون! من میگم می‌خوام کوتاه  کنم شما هی میگی اصلاح...

- گرفتی ما رو داداش جون؟ خب اصلاح کنم کوتاه میشه دیگه...

- زرشک... اصلاح کنی کوتاه که نمیشه هیچی، زیاد هم میشه!

- جل الخالق... مگه میشه؟

- چرا نمیشه؟ می‌خوای امتحان کن...

(قیچ... قیچ...قیچ...)

- عه! راست میگی‌ها... زیاد شد!

- موهای تو اینجوریه یا موهای همه؟

- موهای همه... از دیشب که سخنگوی دولت گفته دولت قیمت نان رو گرون نمیکنه اما به نانواها، اجازه میده تا 30 درصد قیمت نان رو اصلاح کنن، کلا دیگه هر کی موهاش رو اصلاح کنه، موهاش زیاد میشه!

 

2

- قربون بابای گلم برم!

- چی میگی باباجون؟

-الهی من فدات بشم!

- حربف رو بزن پسرم...

- دورت بگردم...

- دِ حرف بزن دیگه...

- باباجون... میگم شما نمی‌خوای پول تو جیبی من رو اصلاح کنی؟

- چه عجب... یکی تو این خونه پیدا شد دلش به حال من بدبخت بسوزه و هی جیب ما رو جارو نکنه...

- مخلصیم... ما اینیم دیگه... حالا اگر بشه از این ماه یه سی چهل درصدی بزاری روش خیلی خوب میشه.

- بزارم روش... مگه نگفتی اصلاح؟

- چرا دیگه... این اصلاحه دیگه!

- زرشک! پس چرا مثل بچه آدم نمیگی زیادش کن؟

- خب اینجوری باکلاس تره!

- باکلاس‌تره یا ما رو گاگول فرض کردی؟ هان؟ بزنم تو سرت؟

- نه بابا... چرا عصبانی میشی بابا جون؟ خود سخنگوی دولت تو اخبار میگفت دولت قیمت نان رو گرون نمیکنه اما به نانواها، اجازه میده تا 30 درصد قیمت نان رو اصلاح کنن...

- حالا گیرم ما به چشم اون آقا خوش تیپه ما گلابی اومدیم! و سر کارمون گذاشته... تو هم باید اینجوری حرف بزنی... وایسا الان حالیت میکنم...

 

3

- آقا ببخشید چند دقیقه وقت دارید؟

- امرتون رو بفرمایید!

- می‌خواستیم اگر بشه این چند جمله رو به مردم بفرمایید ما ضبط کنیم.

-حالا چرا من؟

- آخه شما خیلی شیک حرف میزنید... بزنم به تخته خوش تیپ هم هستید... خلاصه همه چی تمومید!

- خب مگه اینها لازمه؟

- بله دیگه... راستش ما میخوایم یه چیزی رو به مردم بگیم... گفتیم یه نفر مثل شما بگه که مردم فکر نکنن به شعورشون توهین شده! لطفا راست راست تو چشمای مردم نگاه کنید و خیلی شیک این رو بگید!

 

- برگه رو بدید ببینم مگه چی می‌خواید بگید... «دولت تصمیمی برای افزایش قیمت...»

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 21:35  توسط narsis | 
/ «لغو همه تحریم ها» چه شد؟

گروه سیاسی- رجانیوز: صبح روز سه شنبه دکتر محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان برای شرکت در همایش «دیپلماسی هسته ای» به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی رفت و در جمع اساتید و دانشجویان این دانشگاه درباره آخرین تحولات پرونده هسته ای ایران سخنرانی کرد.

به گزارش رجانیوز، دکتر ظریف در این همایش طی اظهاراتی ضمن دفاع از عملکرد دولت یازدهم در عرصه دیپلماسی هسته ای در یک یک سال و نیم گذشته بخش اعظمی از وقت خود را به تبیین «دستاوردهای ایران» طی این مدت اختصاص داد.
 
 
اما در شرایطی که شاید بسیاری از دانشجویان و اساتید حاضر در این همایش انتظار داشتند تا از زبان وزیر امور خارجه کشورمان به عنوان سکاندار اصلی دستگاه دیپلماسی ایران، «دستاوردهای عینی» و مشخص مذاکرات 18 ماه گذشته را بشنوند، توجه در محورهای اصلی سخنان آقای ظریف نشان می دهد عمده اظهارات وی بیان «کلیات» و اظهارات «شعارگونه» ای است که تحت هر شرایط می توان با استناد به آنها، به عنوان «دستاوردهای هر مذاکره و گفتگویی» یاد کرد و عجیب تر آنکه در صحبتهای آقای ظریف هیچ اشاره ای به آنچه که از قبل به عنوان وعده های مذاکراتی از جمله «لغو تحریم ها» خبر داده شده بود، سخنی به میان نیامد.
 
به عنوان مثال، وزیر خارجه در بخشی از سخنانش در راستای تشریح آنچه که دستاوردهای مذاکرات در یک سال و نیم گذشته نام گذاری کرد، گفت:
 
«شرایطی که به صورت ظالمانه از سوی برخی بازیگران در صحنه بین‌المللی در دنیا بر جمهوری اسلامی تحمیل شده و ما آن را به صورت کلی پروژه ایران هراسی و اسلام هراسی معرفی می‌کردیم به شدت خدشه دار شده و رو به زوال است و رنگ و بوی خود را از دست داده است.»
 
این اظهارات در حالی از سوی آقای ظریف به عنوان یک دستاورد برای مذاکرات هسته ای بیان شده است که مشخص نیست دقیقا با چه معیاری می توان امروز ادعا کرد پروژه ایران هراسی و اسلام هراسی از بین رفته است؟
 
آیا انتساب جنایات داعش توسط رسانه های بین المللی به اسلام و یا ادعای مقامات آمریکا و اروپا مبنی بر تلاش ایران برای ساختن بمب اتمی که همچنان مانند گذشته بیان می شود، در یک سال و نیم گذشته متوقف شده است؟ و اساسا آیا غرب بنای پایان دادن به دروغ های رسانه ای خود علیه اسلام و ایران را دارد؟ یا در هر صورت، بیان این ادعاهای دروغین بخشی از سیاست ثابت رسانه ای طرف مقابل برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بوده و خواهد بود؟
 
وزیر خارجه در بخش دیگری از سخنانش نیز با بیان اینکه «جمهوری اسلامی ایران یک الگوی رفتاری نشان داده که در آن برخورد و مواضع منطقی و مسئولانه، ویژگی‌های این الگوی رفتاری است»، دستاورد دیگر مذاکرات را «روشن دانستن افق آینده برای ایران» دانست.
 
همانطور که پیداست این بخش از سخنان آقای ظریف نیز بیش از آنکه حاوی بیان دستاورد واقعی و عینی مذاکرات 18 ماه گذشته باشد، بیشتر شبیه بیانیه و شعارهای کلی است که هر فرد و گروهی می تواند با استناد به آنها، از موفقیت و کسب دستاورد در مذاکرات سخن بگوید و واقعا مشخص نیست روشن دانستن افق آینده یا ارائه الگویی از مواضع منطقی در مذاکرات دقیقا با چه معیارهایی قابل اندازه گیری و استناد هستند؟
 
آقای ظریف در ادامه بیان دستاوردهای مذاکرات پر چالش یک سال و نیم گذشته برای مردم ایران، گفت: «هیچ کس دیگر نمی‌‌تواند بر طبل جنگ علیه این مردم بکوبد.» و این ادعا نیز در حالی است که به نظر می رسد وزیر خارجه کشورمان اطلاعات دقیقی از مواضع گستاخانه و جنگجویانه مقامات امریکایی طی ماه های گذشته علیه ایران ندارد، چنانچه بعد از توافق ژنو تا کنون نزدیک به ده مورد، آمریکایی ها با تاکید بر روی میز بودن «همه گزینه ها» صراحتا از تهدید نظامی علیه مردم ایران سخن گفته اند. (اینجا را بخوانید)
 
جدول تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران بعد از توافق ژنو تا تاریخ 5 بهمن 92
 
 
وزیر امور خارجه کشورمان همچنین در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر اینکه بوسیله مذاکرات یک سال و نیم گذشته «فضای امنیتی علیه ایران پاشیده»، «احترام ایران افزایش یافته» و «بنگاه‌های اقتصادی برای آمد صف کشیده‌اند»، این موارد را به عنوان دستاوردهای مذاکرات هسته ای نام برد اما از آنجایی که برای هر یک از این موارد، مثالهای نقض متعددی وجود دارد، طبیعی است پذیرفتن این موارد به عنوان «دستاوردهای مذاکرات هسته ای» بیش از هر چیز به مثابه شوخی با افکار عمومی است، چرا که همچنان بسیاری از شرکت های جهانی به خاطر همکاری های کوچک اقتصادی با ایران توسط آمریکا مورد تحریم قرار می گیرند و از طرف دیگر اهانت های پی در پی مقامات آمریکایی علیه ایران ادامه دارد، چنانچه چندی قبل وندی شرمن معاون وزیر خارجه آمریکا در اظهاراتی عجیب اعلام کرد در DNA  ایرانیان ژن فریبکاری وجود دارد! و بعد از وی نیز مشاور و حامی اصلی مالی اوباما مردم ایران را «حرام‎زاده» خطاب کرد.
 
در هر صورت به نظر می رسد اظهارات کلی، مبهم و شعارگونه آقای ظریف در دانشگاه علامه بیش از هر زمان دیگر گویای این است که واقعا مذاکرات یک سال و نیم گذشته در عمل دستاورد مشخص، ملموس و با ارزشی برای مردم ایران نداشته و در این میان حتی ضررهای بزرگ و بعضا جبران ناپذیری نیز داشته است که اولین آن، رسمیت بخشیدن به روحیه قلدرمآبانه و زورگویانه آمریکاست که در عین تحریم ایران، پای میز مذاکره نیز توانسته بسیاری از دستاوردهای هسته ای ایران را به تعلیق بکشاند.
 
از طرف دیگر، متهم شدن ایران به «تذبذب» در میان بسیاری از مردم جهان به خاطر مذاکره با آمریکا پس از سه دهه مقاومت، خسران بزرگ دیگری است که مشخص نیست چگونه می توان آن را با مذاکرات بی فایده یک سال گذشته جبران کرد و همچنین پابرجا بودن تحریم ها و ادامه زیاده خواهی آمریکا همزمان با ادبیات تند و گستاخانه مقامات این کشور علیه مردم ایران، باعث شده تا امروز کمتر انسان واقع بین و منصفی به حل مشکلات کشور توسط مذاکرات هسته ای خوش بین باشد، چه رسد به آنکه برای آن دستاوردی نیز قائل باشد.
 
 
همچنین در حالی جمهوری اسلامی ایران در سایه مذاکرات بی فایده یک سال و نیم گذشته مجبور به تعلیق بسیاری از دستاوردهای هسته ای خود شده و حتی اورانیوم های غنی شده 20% خود را اکسید کرده که بدون تردید بازگشت به این نقطه و از سرگیری مجدد فعالیت های هسته ای و انباشت مجدد اورانیوم غنی شده 20%، مستلزم گذشت ماه ها زمان و هزینه مجدد است و با این اوصاف حتی بهانه لازم برای شروع مجدد این فعالیت ها نیز دیگر مثل گذشته برای طرف مقابل اقناع کننده نیست چرا که اگر به عنوان مثال ایران در سال 89 با این استدلال که به غنی سازی 20% برای رفع احتیاج راکتور تهران نیاز دارد تا بتواند از آن برای حل مشکلات بیماران خاص استفاده کند، دیگر نمی تواند با این استدلال کار خود را مجددا آغاز کند چرا که اگر به چنین دستاوردی نیاز داشته، پس چرا یک بار بخش زیادی از آن را تبدیل به سوخت کرده است؟!
 
از سوی دیگر باید توجه داشت که اطلاعات از دست رفته در جریان بازرسی های بیش از حد و خارج از عرف مذاکرات یک سال ونیم گذشته آژانس به خارج از کشور نیز از نکات قابل توجهی است که دیگر تحت هیچ شرایطی جبران پذیر نیست و براستی باید از وزیر خارجه محترم کشورمان پرسید چگونه می توان در برابر این همه دستاورد برای آمریکا و اروپا در سایه مذاکرات هسته ای 18 ماه گذشته، با بیان برخی جملات کلی، کلیشه ای و شعاری مدعی شد «افق روشن برای آینده» یا «متوقف شدن پروژه ایران هراسی» جزو دستاوردهای بزرگ این مدت بوده است؟ آیا اساسا «لغو تحریم ها» می تواند روزی جزو دستاوردهای تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان باشد یا قرار است به اسم رسیدن به این نقطه، بیان برخی کلیات و شعارها افکار عمومی را سرگرم سازد و نقطه اصلی مورد انتظار مردم که لغو همه تحریم ها در سایه مذاکرات هسته ای است، هیچ گاه رخ ندهد؟
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 21:29  توسط narsis | 
 

بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در پی حضور دکتر ظریف در این دانشگاه و عدم اجازه به دانشجویان برای پرسش از وی، بیانیه ای صادر کرد که متن کامل آن را از نظر می گذرانید:

با درود و سلام به روح پاک امام راحل و شهیدان انقلاب اسلامی همان کسانی که در راه استقلال و عزت ایران اسلامی ایستادگی کردند و ذره ای از مواضع انقلابی و اصولی خود کوتاه نیامدند. همان هایی که راضی نشدند قطره ای از دریای بیکران پیشرفت های ایران اسلامی کاسته شود حتی به قیمت از دست دادن جانشان. جوانانی که در بحبوحه ی تحریم های ظالمانه زورگویان عالم در زمینه های مختلف علمی از جمله تولید انرژی صلح آمیز هسته ای، جان فشانی کردند و بدون هیچ کمکی از شرق و غرب پرچم مقدس جمهوری اسلامی را برفراز قله های علم و دانش در عالم برافراشتند.

امروز پس از گذشت حدود یک سال و نیم از شروع به کار دولت "تدبیر و امید" برای نخستین بار شاهد حضور وزیر محترم امور خارجه در بزرگترین دانشگاه علوم انسانی کشور بودیم که نکاتی در این زمینه قابل توجه به نظر می رسد:

1. جناب آقای دکتر ظریف دقایقی را به سخنرانی در زمینه ی دستاوردهای مذاکرات هسته ای پرداختند و بدون شنیدن سخنان تشکلهای دانشجویی و حتی اساتید دانشگاه، همایش را ترک کردند. جای سوال است که دولتی که رئیس آن مدعی پایان یافتن دوران تریبون های یکطرفه است، چرا حاضر به شنیدن نظرات دانشجویان در زمینه مذاکرات هسته ای نیست؟
 
2. از آنجاییکه پیش بینی می شد اجازه صحبت به تشکلها داده نشود، بسیج دانشجویی دانشگاه علامه نظرات خود را بر روی پلاکاردهایی که حاوی سخنان گهربار مقام معظم رهبری بود نوشته تا به اطلاع تیم مذاکره کننده برسد اما این مسئله سریعا" با برخورد عجیب حراست دانشگاه مواجه گردید که این هم شاید یکی از دستاوردهای آزاد اندیشی در دولت تدبیر و امید باشد.
 
3.انتظار ما به عنوان دانشجو این است که بتوانیم جزئیات مذاکرات را نه از روزنامه های واشنگتن پست و نیویورک تایمز و هاآرتز ، بلکه از زبان وزیر محترم امور خارجه کشورمان بشنویم و در همایش کاملا" علمی (دیپلماسی هسته ای) نظرات علمی دانشجویان هم در فضای آرام و صمیمی شنیده شود.
 
در پایان امیدواریم که تمدید مذاکرات هسته ای به تعطیلی واحدهای تولید انرژی هسته ای کشورمان و مخدوش شدن استقلال و عزت ایران اسلامی منتهی نشود چرا که بسیج دانشجویی همواره دلسوز همه دولتها بوده و در راستای حمایت از مواضع انقلابی مسئولان و همچنین تیم مذاکره کننده از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.
 
                                                                                                                                                                                                والسلام علی من اتبع الهدی                                                                                                                             
بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی 
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 21:29  توسط narsis | 
 

 چند ساعت قبل از آنکه حسن روحانی رییس جمهور کشورمان در جمع مردم گلستان تاکید کند دوران امنیتی کردن فضای جامعه گذشته است، محمد جواد ظریف وزیر خارجه در حالی به دانشگاه علامه طباطبایی برای سخنرانی در جمع دانشجویان این دانشگاه پا گذاشت، که فضای این دانشگاه به خاطر حضور وی نسبتا امنیتی شده بود.

به گزارش رجانیوز، همایش دیپلماسی هسته ای که صبح امروز سه شنبه در دانشگاه علامه طباطبایی با حضور وزیر خارجه و تعدادی از معاونان وی برگزار شد، حواشی مختلفی داشت که مهم ترین آنها را به روایت خبرنگار رجانیوز می خوانید:

*از صبح امروز فضای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی جو نسبتا امنیتی و متفاوتی به خود گرفته بود و سالن شهید بهشتی این دانشکده از معدود دفعاتی بود که مملو از دانشجویان بود، دانشجویانی که آمده بودند تا سخنان وزیر خارجه کشورمان را درباره تحولات اخیر هسته ای گوش کنند.

* از ساعت 9 به بعد نیز کلاسه ای دانشکده تعطیل شد تا دانشجویان راحت تر برای در سالن حضور یابند.

* در حین صحبت های ظریف تعدادی از دانشجویان با بالا بردن دست نوشته هایی که حاوی جملاتی از رهبر انقلاب بود، نسبت به «اعتماد به آمریکا» و «گره زدن سرنوشت کشور به مذاکرات» واکنش نشان دادند. بر روی این دست نوشته ها جملاتی با مضمون «ما به اعتماد آمریکا احتیاجی نداریم»، «مساله هسته ای بهانه است» و «اگر مذاکرات هسته ای به نتیجه نرسید روی پای خود بایستید» نوشته شده بود اما همین اقدام ساده با برخورد سریع حراست مواجه شد، بگونه ای که بلافاصله ماموران حراست برای گرفتن دست نوشته ها از دانشجویان اقدام کردند و حتی کارت دانشجویی یکی از آنها را ضبط کردند!
 
 
* در مجموع علیرغم برخی پیش بینی ها، به خاطر اجازه ندادن مسئولان برگزاری برنامه به دانشجویان برای پرسش و پاسخ با وزیر خارجه حتی به صورت کتبی، این برنامه به صورت سرد و یک طرفه برگزار شد و در نهایت زمانی که ظریف تاکید کرد ما در جهان هیچ ابرقدرتی نداریم و تنها ابرقدرت خداست، دانشجویان او را مورد تشویق قرار دادند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 21:27  توسط narsis | 
/ امریکاستیزی دانشجویان موجب شد تا «روز دانشجو» خلق شود
 

گروه سیاسی - رجانیوز:دکتر سعید جلیلی در همایش «توسعه اقتدار ایران در شرایط تحریم» که در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میشود به  سخنرانی پرداختند.

به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دکتر جلیلی، نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی با اشاره به سالگرد ۱۶ آذر گفت:۱۶ آذر فریاد ۶۰ سال آزادی‌خواهی یک ملت است که از حلقوم دانشگاه‌ها فریاد کشیده شده است و بی‌شک بدون ارزیابی این ۶۱سال نمی‌توانیم درکی درست و تبیین صحیح از آینده داشته باشیم.

وی در ادامه افزود: ۱۶آذر از این جهت مهم است که جرقه رویارویی دو قدرت در جامعه ایران شدو آنچه که اهمیت دارد شناخت ماهیت طرفین این رویارویی است.

جلیلی اظهار کرد: اقتدار جمهوری اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که برخی قدرت‌ها که در جنگ جهانی دوم به پیروزی رسیده بودند با تکیه بر این موفقیت و قدرت خود، مناسباتی را در جهان شکل دادند و به دنبال آن دیدیم که در کشور ما نیز حضور یافته و قدرت خود را در داخل کشور ما نیز به منصه ظهور گذاشته، اما حادثه شگرف در این میان، رویارویی دانشجویانی در ۱۶ آذر بود که این قدرت را شکست و پیام انقلاب اسلامی را مانند سایر عرصه‌های مبارزه با سلطه به جهانیان اعلام کرد.

وی افزود: آنچه مورد توجه بوده این است که باید بررسی شود در ۱۶آذر دانشجویان یک طرف موضوع بوده و این قدرت‌ها طرف دیگر، و ببینیم این دو طرف آیا از لحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در موقعیت برابری بودند یا خیر، شاید در آن زمان حرکت دانشجویان در ۱۶ آذر و شهادت سه دانشجو آنقدر جدی تلقی نشد، اما امروز با بررسی آن حادثه و اینکه امکانات و مختصات دو طرف در چه وضعیتی بوده پی به عظمت این مبارزه می‌بریم.

مسئول سابق تیم مذاکره کننده هسته ای درباره قدرت طلبی زورگویان گفت: همان زمان پس از آنکه چند قدرت در جنگ جهانی دوم به پیروزی رسیدند مناسباتی را در جهان شکل داده و امروز نیز این انحصار طلبی ابر قدرت‌ها را در انرژی هسته‌ای و حتی NPT می‌بینیم که فقط چند قدرت می‌تواند از سلاح هسته‌ای برخوردار باشند.

وی عنوان کرد: امروز قدرت‌های جهانی مناسبات خود را بر مبنای زور و تزویر قرار داده که به عنوان مثال کسی که خود دارای سلاح هسته‌ای است کشور دیگر را متهم به استفاده از سلاح هسته‌ای می‌کند و یا در مورد حقوق بشر نیز همین موضع دیده می‌شود.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: اگر بدترین جنایات در غزه صورت بگیرد، شورای امنیت می‌تواند احساس نگرانی نکند، قطعنامه صادر نکند و حتی پشتیبانی کرده و در عین حال می‌تواند مدعی حقوق بشر نیز بشود و این همان زور به علاوه تزویر است.

جلیلی خاطرنشان کرد: حادثه‌ای که عرض می‌کنم مرتبط با زمان دوری نبوده و حدود ۲۰ سال از این واقعه می‌گذرد، در کشوری به نام رواندا که حتی ممکن است نامش را هم نشنیده باشید در کمتر از سه ماه یک‌میلیون انسان در آن کشته شد و حتی یک قطعنامه‌ای هم از شورای امنیت ندیدیم و حتی افکار عمومی نیز نسبت به این مسئله آگاهی نداشت، این همان مناسباتی است که آنها شکل دادند یعنی کار خود را پیش برده و سلطه دارند، اما جامه ریا و تزویر برای توجیه اعمال خود بر آن می‌پوشانند.

استاد دانشگاه امام صادق(ع) افزود: نکته اینجاست که واقعیات از نظر آنان برای مثال این است که در کشور رواندا در کمتر از سه ماه یک میلیون نفر کشته می‌شود و این مسئله به هیچ‌وجه نشان داده نشده و در برابر آن چند سانتریفیوژ در نطنز موضوع مهمی است که آنان مدام افکار عمومی را نسبت به آن آگاه کرده و واقعیتی است که از نظر آنان همه باید بدانند.

وی خاطرنشان کرد: واقع‌نگری از نگاه سلطه یعنی واقعیات گزینشی که برخی حوادث بزرگ، برخی حذف و برخی تحریف می‌شوند و راهکار بعدی آنها این است که اگر انکار حقیقت نشد و انصراف از آن صورت نگرفت باید حقیقت را پذیرفت؛ یعنی اینکه کار خودشان را انجام می‌دهند و می‌گویند باید حقیقت را بپذیرید، در سال‌های اخیر بیش از ۳۵۰ بار آمریکا مداخله نظامی داشته و باید ببینیم منطقش چیست که این مسئله را در قرآن کریم می‌بینیم که چنین افرادی بر مبنای زور و قدرت‌شان می‌خواهند سلطه داشته و در حقیقت همان زور خود را عملیاتی کنند.

جلیلی تصریح کرد: برای مثال ببینید فردی مانند حاج قاسم سلیمانی با عنوان مرد قدرتمند در رسانه نیوزویک مطرح می‌شود، فردی که از روستاهای ایران بوده و امروز این چنین در مورد اقتدار و قدرت حاج قاسم سلیمانی حرف می‌زند و اینها همه به آن پیام انقلاب اسلامی و آن اقتدار جمهوری اسلامی ایران بازگشته که سبب چنین پیروزی‌هایی می‌شود.

وی افزود: در زمینه اقتدار هسته‌ای هم باید گفت اقتدار هسته‌ای یعنی جوان دانشگاهی مانند شهید شهریاری که بر مبنای ایمان قوی خود پا در رکاب خدمت به انقلاب گذاشته و دشمنان هر چه مانع‌تراشی می‌کنند وی از تمامی موانع عبور می‌کند و این ایمان آگاهانه سبب اقتدار جمهوری اسلامی ایران می‌شود.

جلیلی گفت: باید متوجه این موضوع باشیم که جریان تحریمی و جریان تکفیری دو لبه یک قیچی هستند و آمریکا فکر می‌کند می‌تواند ما را شکست دهد، اما باید به صراحت گفت که ما با نرم‌افزار انقلاب اسلامی، آمریکا را حتی در سخت‌افزار شکست داده‌ایم و امروز آنان با تمام توان آمده‌اند تا ما را نسبت به حقیقت خود دچار تردید کنند.

دانشجویان بعد از اتمام سخنرانی با حضور پشت تریبون سوالات خود را از دکتر جلیلی مطرح نمودند . وی در جواب یکی از دانشجویان گفت: این فشاری که امروز دشمن به بهانه هسته‌ای به ایران وارد می‌کند باید دید علتش چیست،آنچه که نظام انجام می‌دهد دفاع از حق انجام کار علمی در دانشگاه‌هاست، دشمن نمی‌تواند مانع پیشرفت ما شود، یک تمدن جدید در حال شکل‌گیری و ارائه مدلی جدید به دنیاست، رهبر معظم انقلاب دو اصل را برای این تمدن جدید مد نظر دارند، اول دفاع از حقوق ملت و دوم ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی. دفاعی که امروز ما می‌کنیم دفاع از حقوقمان است و ملت چنان در این دفاع جدی است که هیچ کسی نمی‌تواند خللی در آن ایجاد کند.

دکتر جلیلی با اشاره به اداعاهای پوچ آمریکا درباره فعالیتهای هسته ای ایران گفت: دشمن نمی‌فهمد انقلابی را که چنین موفقیت‌هایی را داشته نمی‌تواند از حقوق و قانونی و موفقیت‌های خود محروم کند. با وجود ادعای نگرانی که آمریکا نسبت به فعالیت سانتریفیوژها در ایران دارد ما در مذاکرات با آنها مطرح کردیم، چرا شما نگران جان شهروندان خود نیستید، بر اساس گزارش رسمی نهادهای آمریکایی ۱۷۸کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غنای بالا سال‌ها قبل در این کشور مفقود شده و هنوز پیدا نشده است. هر بار مصاحبه بنده را بایکوت کردند، موضوع اینجاست که مسئله هسته‌ای برای آنان بهانه است، وگرنه اگر قرار باشد موضوع ما بحث روابط با جامعه جهانی باشد، ۱۳۰ کشور عضو جنبش عدم تعهدها بوده که سالی دوبار در شورای حکام در حمایت از ایران بیانیه می‌دهند و بر همین مبنا باید مسیر خود را براساس باورها و اعتقادات خود پیش گرفته و لحظه‌ای از پیشرفت غافل نباشیم و جنبش دانشجویی نیز امروز پیشتاز دفاع از انقلاب اسلامی است.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان درباره حصر خانگی سران فتنه گفت: باید دید فتنه در چه شرایطی در کشور شکل گرفت، این اتفاقات در زمانی افتاد که جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف در حال کسب موفقیت‌های بزرگ در منطقه و جهان بود. در ۲۰ خرداد آن سال اوباما نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت و در آن اذعان کرد که مشکلات منطقه بدون ایران حل نمی‌شود. اما برخی بر اساس توهمات خود چنین پیروزی بزرگی را زیر سوال بردند.

وی افزود: فتنه یعنی ایجاد تردید، یعنی ایجاد تردید برای عموم مردم، و دشمن در آن مقطع به دنبال این بود که راه پشتوانه مردی از انقلاب را سد کند، نباید اجازه داد کسانی چنین تردیدهایی را ایجاد کنند، تدبیر رهبری بود که اجازه دادند واقعیات برای مردم مشخص شود. حصر ربطی به فتنه ندارد، فتنه در سال ۸۸ اتفاق افتاد اما حصر پس از آن بود، کسانی که از آنها به عنوان سران فتنه یاد می‌شود افرادی هستند که یک سال بعد حصر شدند، چون دیدیم که این افراد در حال شکل دهی فتنه جدیدی هستند

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آذر1393ساعت 21:26  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/09/05 - 93/09/21
93/09/08 - 93/09/14
93/09/01 - 93/09/07
93/08/22 - 93/08/30
93/08/05 - 93/08/21
93/08/08 - 93/08/14
93/08/01 - 93/08/07
93/07/22 - 93/07/30
93/07/05 - 93/07/21
93/07/08 - 93/07/14
93/06/22 - 93/06/31
93/06/05 - 93/06/21
93/06/08 - 93/06/14
93/06/01 - 93/06/07
93/05/22 - 93/05/31
93/05/05 - 93/05/21
93/05/08 - 93/05/14
93/05/01 - 93/05/07
93/04/22 - 93/04/31
93/04/05 - 93/04/21
93/04/08 - 93/04/14
93/04/01 - 93/04/07
93/03/22 - 93/03/31
93/03/05 - 93/03/21
93/03/08 - 93/03/14
93/03/01 - 93/03/07
93/02/22 - 93/02/31
93/02/05 - 93/02/21
93/02/08 - 93/02/14
93/02/01 - 93/02/07
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
92/12/05 - 92/12/21
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو