X
تبلیغات
دانشجو
سال ۹۲ برابر چشم‌انداز امیدوارانه‌ای که به لطف پروردگار و همت مردم مسلمان برای ما ترسیم شده است، سال پیشرفت و تحرک و ورزیدگی ملت ایران خواهد بود.
حماسه اقتصادی‌، حماسه سیاسی
برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی روی آن کلیک کنید

حرم‌خانه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1392ساعت 14:47  توسط narsis | 
برنامه این شبکه جاسوسی ناتمام ماند و طی تماسی که جواد دادستان رییس انجمن هنر در تبعید در پاریس و مسلم منصوری سرپرست سینمای زیرزمینی ایران در آمریکا با عوامل خود در ایران داشته اند، دستور اختفاء و خروج فوری از کشور را به آنان ابلاغ نموده اند
گروه سیاسی - پس از افشاگری پایگاه خبری بولتن نیوز در ارتباط با شبکه جاسوسی فیلمسازان زیرزمینی، که قصد داشتند با ارسال سلسله تصاویر گزینشی از نارضایتی مردم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ تصویر سیاهی از جامعه ایران به دنیا ارسال نمایند.

به گزارش بولتن نیوز، با افشاگری بهنگام، برنامه این شبکه جاسوسی ناتمام ماند و طی تماسی که جواد دادستان رییس انجمن هنر در تبعید در پاریس و مسلم منصوری سرپرست سینمای زیرزمینی ایران در آمریکا با عوامل خود در ایران داشته اند،  دستور اختفاء و خروج فوری از کشور را به آنان ابلاغ نموده اند، در همین ارتباط دو تن به نام های - ( ع . ن  )  و  ( ر . ع )  از عوامل این شبکه جاسوسی از طریق مرزهای غربی به کردستان عراق متواری گشته اند.


 شبکه جاسوسی سینمای زیرزمینی به قصد سیاه نمایی و  در راستای براندازی نرم با پیشنهاد مسلم منصوری  و حمایت  سرویس های جاسوسی غربی در لباس جشنواره های فرهنگی و هنری درسال ۲۰۰۴ در آمریکا آغاز به کار نمود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 16:52  توسط narsis | 


«امین خانواده» نزدیک به ۱۰ سالی می‌شود فعالیتش را در زمینه‌های مختلف خانوادگی مثل مشاوره، ازدواج، همسریابی و مسائلی از این دست انجام می‌دهد.

 خبرآنلاینjhdfds.jpg - 5.07 Kb: «امین خانواده» نزدیک به 10 سالی می‌شود که فعالیتش را در زمینه‌های مختلف خانوادگی مثل مشاوره، ازدواج، همسریابی و مسائلی از این دست انجام می‌دهد.

حجت‌الاسلام «جعفر اردبیلی» صاحب این موسسه و بنیانگذار طرح همسریابی در ایران است. اردبیلی حدود 10 سال قبل زمانی که مشغول تدریس در دانشگاه تهران بود واسطه ازدواج دو جوان شد. در آن زمان یکی از دانشجویان او خاطرخواه دانشجوی دیگری شده بود، بنابراین حجت‌الاسلام اردبیلی ترتیب ملاقات این دو نفر را فراهم کرد و چند ماه بعد آن دو با هم ازدواج کردند. اردبیلی بعد از مدتی تصمیم گرفت با همکاری همسرش «موسسه بین‌المللی فرهنگی امین خانواده» را پایه‌گذاری کند که اصلی‌ترین فعالیتش این است که جوانان را در یافتن همسر مناسب یاری کند. گفت‌وگوی ما را با اردبیلی در خصوص تمام مسائل مربوط به موسسه همسریابی و وضعیت این سایت‌ها بخوانید.

 

* شما چرا لباس روحانیت به تن ندارید؟

حدس می‌زدم که اولین سؤال‌تان این باشد. معمولا همه کسانی که به اینجا می‌آیند همین را می‌پرسند. جوان‌ها اینجا مراجعه می‌کنند برای مشاوره و من برای مشاوره لباس روحانیت نمی‌پوشم.

 

* چه شد که این طرح به ذهن‌تان رسید و دست به اجرایی کردن آن زدید؟

اولین‌بار این فکر در دانشگاه تهران به ذهنم رسید و دلیل اصلی‌اش هم دانشجویانی بودند که در همان دانشگاه درس می‌خواندند. بچه‌های پزشکی در آن دانشکده خیلی درس می‌خواندند. دوره عمومی و تخصصی را که حساب کنید، می‌بینید که شخص 15 سال تمام را صرف درس خواندن کرده. این باعث می‌شد عده‌ای از آنها از ازدواج جا بمانند. نه وقت ازدواج برایشان فراهم می‌شود، نه بخت آن. من آن زمان مسئول فرهنگی دانشکده علوم پزشکی بودم که این احساس به من دست داد دانشجویان می‌توانند از بین خودشان زوج انتخاب کنند.

 

* حالا خودشان وقت نداشتند، خانواده‌هایشان که وقت داشتند؟

دانشجویان به دلیل حجب و حیایی که دارند خصوصا در آن برهه از زمان که جامعه بسته‌تر بود، از انتخاب همسر سرباز می‌زدند و این کار را به خانواده‌ها می‌سپردند. در حالی که انتخاب فیس تو فیس، بهترین انتخاب است. براساس این مسئله ما در دانشگاه کانونی به نام کانون پیوند دانشجویی را تشکیل دادیم که افراد با مراجعه به آن، می‌توانستند همسر مورد علاقه‌شان را بیابند. آنجا کارمان فقط ازدواج بود. ریاست دانشگاه هم بسیار کمک می‌کرد. مدتی طول کشید تا من کارم را وسعت دادم. از دانشگاه بیرون آمدم و سال 79 استارت راه‌اندازی یک موسسه را زدم.

 

* چطور مجوزهای لازم را دریافت کردید؟

کار راحتی نبود. نزدیک به 3 سال دنبال این بودیم تا نظر مساعد مسئولان را جلب کنیم. بالاخره توانستیم این کار را انجام بدهیم و سال 82 موسسه ما افتتاح و به شکل رسمی راه‌اندازی شد.

 

* مجوز این موسسات را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر می‌کند؟

هنوز مجوزی برای این موسسات صادر نشده، اما برای دریافت آن طبق قانونی که به تازگی اعلام کرده‌اند، ثبت‌نام کرده‌ایم تا مجوزهای مختص سایت همسریابی را دریافت کنیم. در خصوص مجوز باید بگویم مسائلی در اطراف ما وجود دارد که برای آنها قانونی نوشته نشده. سایت همسریابی هم همین است. در قانونی نیامده، برای همین الان برایش تمهیداتی در نظر گرفته‌اند که خب ما هم تابع آن هستیم. چون تا قبل از این چیزی به اسم سایت همسریابی نبوده، قطعا کسی هم برای آن قانونی در نظر نگرفته بود.

 

* چرا تا به‌حال برای این کار مجوزی در نظر گرفته نشده؟

این کار از خیلی سال قبل در کشور ما انجام شده، قبلا «خدیجه خانم» و «صدیقه خانم» واسطه ازدواج بودند، الان منِ اردبیلی واسطه هستم. اگر الان یک نفر بیاید به شما بگوید مثلا پسر اصغر آقا شما را می‌خواهد، ناراحت می‌شوید؟ کار ما هم همین است دیگر؛ فقط شیوه‌مان مدرن و امروزی است. درک نکردن این نکته توسط بعضی‌ها برای من بسیار عجیب است.

 

* چرا مردم نسبت به این مسئله گارد دارند؟

خانواده‌ها برایشان خیلی غریب است که یک زن بتواند دست به انتخاب بزند و شریک زندگی‌اش را انتخاب کند، در حالی‌که ما این امکان را فراهم کرده‌ایم. مسئله دیگر نگاهی است که مردم دیگر حتی بعضی از اقشار تحصیلکرده به مراجعان ما دارند. مثلا فکر می‌کنند آدم‌های سالخورده و بی‌سواد که قطعا دارای مشکلات عدیده‌ای هستند به این سایت‌ها مراجعه می‌کنند، در حالی‌که اینگونه نیست.

 

* هیچ آدم دارای مشکلی به شما مراجعه نمی‌کند؟

چرا، قطعا در بین مراجعان انسان‌هایی وجود دارند که درگیر یکسری مشکلات هستند اما خب این در همه جا اتفاق می‌افتد و مخصوص سایت ما نیست. ممکن است تعدادی از این افراد سخت‌گیر بوده یا به دلایلی از ازدواج جامانده باشند، اما مشکل خاص دیگری ندارند.

 

* سیستمی که شما در اینجا به کار می‌گیرید، چه سیستمی است؟

مراحلی که مراجعان اینجا می‌گذرانند، برحسب ضریب خطاست که طی این سال‌ها شاهد آن بوده‌ام. این سیستم را خودم ساخته‌ام و با توجه به تجربیاتی که دارم به نظرم عیب و نقصی ندارد. در موسسه ما در کنار هر چیزی مشاوره نقش اول را دارد. در روند آشنایی، انتخاب، صحبت و هر اتفاق دیگری که بین مراجعان رخ می‌دهد باید مشاوره صورت بگیرد.

 

* شما در اینجا مشاور تخصصی هم دارید؟

بنده به‌عنوان مشاور عمومی، دکتر شیخ‌الاسلام به عنوان روانپزشک و خانم دکتر حسین‌پور، تیمی هستیم که در اینجا فعالیت می‌کنیم؛ در حالی‌که هیچ‌کدام از موسسه‌های فعال دیگر قسمت مشاوره روان‌شناسی و جنسی ندارند.

 

* یعنی این را برای خودتان یک نقطه‌قوت می‌دانید؟ چرا؟

بعد از آشنایی زوجین، ما نمی‌گذاریم کار به عشق برسد و افراد منطق خود را از دست بدهند. تمام ملاقات‌های آنها زیر نظر موسسه است و اگر زمانی متوجه شویم که آنها قرار‌های خارج از نظارت ما گذاشته یا تماسی رد و بدل کرده‌اند قطعا از سیستم ما خارج خواهند شد. مثلث ما را شناخت و پسند، مشاوره و دست آخر تحقیقات تشکیل می‌دهند. به نظر من این فرمول بسیار کارآمد است و این تنها دلیلی است که ما در بین 2269 ازدواج ثبت‌شده‌مان، تنها یک طلاق داشتیم که آن هم مربوط به شخصی است که خارج از سیستم ما عمل کرده و از موسسه کنار گذاشته شده بود.

 

* چرا فکر می‌کنید سیستم شما بهتر از نوع سنتی‌اش جواب می‌دهد؟

چون قبلا این مثلث فقط دو یا سه ضلع داشت. یا به این شکل بود که خانواده‌ها زوج را برای هم انتخاب می‌کردند و مراسم برگزار می‌شد یا اینکه علاوه بر خانواده اشخاص هم یکدیگر را می‌پسندیدند؛ اما در این بین مشاوره هیچ جایی نداشت.

به نظر من گنجاندن مشاوره در این بخش توانسته طلاق را کاهش دهد. طبق آماری که من دارم هر طلاق بیش از 70 میلیون برای دولت و مردم آب می‌خورد. شما خرج جهیزیه، عروسی، خرید وسایل و تمامی اینها را در نظر بگیری رقمی حدودا همین‌قدر می‌شود. من تا الان توانسته‌ام به نوبه خودم 2268 مورد ازدواج بدون طلاق را ثبت کنم. به نظر شما کجای این کار غیرقانونی است؟

 

* شما دارای یک موسسه دارای مجوز هستید. بحث جمع‌آوری سایت‌های همسریابی غیرقانونی دوباره داغ شده. شما موافق نیستید که این سایت‌ها باید جمع‌آوری شوند؟

من هم اعتقاد دارم که برخی از این سایت‌ها عملکرد درستی ندارند. خودم موسسه‌ای را می‌شناسم که در ازای گرفتن 200 هزار تومان 5 شماره تماس افرادی که قصد ازدواج دارند را به شخص می‌دهند و دیگر کاری ندارند چه اتفاقی رخ می‌دهد. بحث من این است که دولت برای ما اتحادیه‌ای تشکیل دهد که آن اتحادیه روی ما نظارت کند و ما هم توسط اتحادیه و رئیس آن ساماندهی شویم.

 

* اینجا پول هم دریافت می‌کنید؟

بله. ما زمانی این کار را خیریه انجام می‌دادیم، اما الان با توجه به مسائلی که وجود دارد هزینه‌ای برای ثبت‌نام در نظر گرفته‌ایم.

 

* چه مسائلی؟

شخص زمانی که این موسسه رایگان کار می‌کرد، پیگیر مسائلش نبود. اما الان در ازای پولی که پرداخت کرده، خودش را مسئول پیگیری می‌داند.

 

* بدترین و بهترین خاطره‌ای که در این سال‌ها دارید، چه بوده؟

بدترین خاطره‌ای که دارم به روزی برمی‌گردد که یک آقایی برای ملاقات با خانمی به دفتر آمده بودند. با اینکه از قبل خانم را تایید کرده بودند، اما زمانی که وارد موسسه شدند، با صدای بلند و بدون در نظر گرفتن روحیات آن خانم گفتند من با ایشان ملاقات نمی‌کنم. آنقدر لحن ایشان زشت و دور از ذهن بود که واقعا شوکه شدم. من هم از در آمدم و علاوه بر خارج کردن آن شخص از سیستم، برخورد تندی از خودم نشان دادم. این بدترین خاطره‌ای بود که من از این سال‌ها دارم.

خاطره خوب هم به خانم و آقایی برمی‌گردد که قصد ازدواج با هم را داشتند. خانم دانشجوی یکی از شهرستان‌ها بود. من خودم به آن شهرستان سفر کردم تا نظر مساعدشان را جلب کنم. آن دو اولین زوجی بودند که توسط موسسه ما ازدواج کردند و الان منتظر به دنیا آمدن سومین فرزندشان هستند.


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 16:22  توسط narsis | 


روزنامه هاآرتص در مطلبی به ضعف جامعه اطلاعاتی اسرائیل از جمله موساد در پیش‌بینی حوادث بین‌المللی به ویژه مسائل پیرامون انتخابات ریاست جمهوری در ایران اذعان کرد.

a5.jpg - 19.22 Kb فارس، روزنامه «هاآرتص» در گزارشی با اشاره به اینکه پیروزی روحانی همه را شگفت‌زده کرد، به بررسی علت این موضوع پرداخت که چرا بخش اطلاعات نظامی اسرائیل حتی نتوانست ذره‌ای نتیجه نهایی انتخابات ایران را پیش‌بینی کند.

این روزنامه اسرائیلی نوشت: پیروزی شگفت‌آور حسن روحانی در دور اول انتخابات ریاست جمهوری ایران نشانه محدودیت در پیش‌بینی رای‌گیری است. البته این موضوع در مواردی که قرار است، رفتار گروه بزرگی از مردم پیش‌بینی شود، صدق می‌کند.

در این مطلب آمده: پیش از بهار عربی، پیش‌بینی نتایج انتخابات در سوریه و مصر بسیار آسان بود و تنها سئوالی که در انتخابات مطرح بود این بود که آیا حمایت قدرت‌های حاکم از رئیس جمهور بعدی 98 یا 99 درصد خواهد بود یا نه. اما ایران همیشه پیچیده‌تر بوده است؛ در سال 2005، محمود احمدی‌نژاد، شهردار سابق تهران کارشناسان را شگفت‌زده کرد وقتی که به دور دوم راه یافت و سپس پیروز شد. در سال 2009، او رقیب اصلاح‌طلب خود را شکست داد. اما شگفت‌آورترین اتفاق، آخر هفته گذشته، با پیروزی حسن روحانی رخ داد و او بر خلاف محمدباقر قالیباف که تنها 16 درصد از آرا را کسب کرده بود، توانست بیش از 50 درصد از آرا مردم را به خود اختصاص دهد.

هاآرتص با بیان مطلب فوق نوشت: اما طرح کلی که جامعه اطلاعاتی اسرائیل (موساد و بخش اطلاعات نظامی) طی چند هفته اخیر در اختیار مقامات سیاسی در اسرائیل قرار داد، حتی اشاره کوچکی به این موضوع نکرده بود. حتی می‌توانیم با اطمینان بگوییم پیش‌بینی سرویس‌های اطلاعاتی در سایر کشورهای غربی نیز درست نبودند. در واقع، اعضا سرویس‌های جاسوسی از احتمال رقابت نزدیک و ارتقا موقعیت روحانی در دور دوم انتخابات سخن گفته بودند.

در بخش دیگری از این مطلب آمده: سیاستمداران اسرائیلی می‌گفتند تفاوت چندانی میان روحانی و رقبای او قائل نیستند چراکه همه آنها به یک اندازه از اسرائیلی‌ها متنفر هستند. اما رسانه‌های اسرائیلی این باره ریسک کردند و بر سر کاندیدایی میانه‌رو شرط بستند.

به نوشته هاآرتص، بحث بر سر اینکه روحانی میانه‌رو چگونه است، هنوز ادامه دارد. روز یکشنبه، آمریکا با خوشبینی محتاطانه‌ای از او استقبال کرد، اسرائیل، اما، از این موضوع، رو ترش کرد. البته برنده انتخابات ایران دقیقا یک اصلاح‌طلب نیست، هر چند حمایت دقیقه 90 اردوگاه اصلاح‌طلبان را کسب کرد.

این روزنامه اسرائیلی با بیان مطالب فوق افزود: با این حال، نمی‌توان هنوز این موضوع را نادیده گرفت که بیشتر کارشناسان نتوانستند ذره‌ای این موضوع را پیش‌بینی کنند. البته این نخستین بار نیست که سرویس‌های اطلاعاتی چنین اشتباهی را مرتکب شده‌اند. آنها سال 2006 نیز از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین شگفت‌زده شدند و یا نتوانستند پیش‌بینی کنند که در پایان سال 2010 بهار عربی آغاز می‌شود.

بر اساس این گزارش، ژنرال آویو کوجاوی، رئیس بخش اطلاعات نظامی اسرائیل در ابتدای مسئولیت خود تجربه بدی در این زمینه داشت. او در نشست کمیته دفاعی و امور خارجه کنست، دو هفته پیش از وقوع انقلاب مصر، پیش‌بینی کرد، نظام حسنی مبارک در مصر پا بر جا می‌ماند.

در این مطلب آمده: به نظر می‌رسد نتیجه انتخابات در ایران یادآور محدودیت‌های سرویس‌های جاسوسی است. در واقع، شمردن تعداد سانتریفیوژهای زیرزمینی از پیش‌بینی الگوی رای‌گیری آسان‌تر است.

هاآرتص در پایان نتیجه‌گیری جالبی کرد: در آینده زمانی که مقامات اسرائیلی بخواهند درباره بحث حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران تصمیم بگیرند و نیز تصمیم بگیرند پیامدهای احتمالی چنین حمله‌ای را برآورد کنند، بهتر است، وزرای کابینه، ژوئن 2013 (نتیجه انتخابات ایران) را به یاد داشته باشند؛ یعنی زمانی که مشخص شد پیش‌بینیِ چگونگیِ پیشروی مسائل، پیچیده و دشوار است.


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 16:16  توسط narsis | 

2 شعر درباره کلید حسن روحانی

صد و پنجمین نشست در حلقه رندان با حضور شاعران و طنزپردازان كشورمان از جمله ناصر فیض، اسماعیل امینی و رضا احسان‌پور در حوزه هنری برگزار و شعرهای طنز جالبی درباره کلید رئیس جمهور منتخب در آن خوانده شد.
مهر، در صد و پنجمین نشست در حلقه رندان که عصر یکشنبه 26 خرداد در حوزه هنری برگزار شد، شاعران و طنزپردازانی همچون عباس احمدی از شهر قم، عباسعلی ذوالفقاری، مهران حسینی از قزوین، مژگان مطهری، ناصر فیض، مجردزاده كرمانی، رضا احسان پور، كاوه جوادی، امید مهدی‌نژاد، فرامرز ریحان‌صفت، حامد عسگری، بابك احمدی، معصومه پاك روان، سعیده موسوی‌زاده از مشهد، اسماعیل امینی و حامد اسحاقی به شعرخوانی پرداختند.

در این برنامه ناصر فیض، مدیر دفتر طنز حوزه هنری شعری از كتاب تازه خود با عنوان فیض بوك خواند كه به شرح زیر است:

13-5-4-10128rohani.jpg - 21.41 Kbدر خانه ما رونق اگر نیست صفا هست» / اما كسی از بنده نپرسیده چرا هست؟!

یك علتش این است كه در كوچه پشتی / همسایه فرهیخته‌ای مثل شما هست!

یك علتش آن است كه در هیچ مكانی / آن قدر صفا نیست كه در خانه ما هست

كمبود نداریم در این خانه كه هر قدر / لازم بشود داخل این خانه هوا هست

از حیث ادای صدقه هیچ غمی نیست / از بس كه سر راه تو انواع گدا هست

صد شكر خدا را كه در این خانه شب و روز / هر چند غذا نیست ولی میل غذا هست

ما بنده اوییم، نه بند شكم خویش / خرما هم اگر نیست، غمی نیست خدا هست

در خانه ما مثل شما ملت ایران / از چاپ یكم تا صد و هشتادم «دا» هست

دنیا به دو قسمت شده تقسیم / كه هر كس ، خواننده «دا» و «من او» نیست یا هست

شادیم كه در یاد شماییم به هر حال / چون مرغ كه در شادی و هنگام عزا هست

هر بار به عذری نرسید از تو پیامی! / تی پاكس چه كاره ست، اگر باد صبا هست؟!

هر چند جزایی نشود شامل حالی / آنقدر مهم نیست قوانین جزا هست!

رضا احسان پور نیز شعری كه حاصل چت او و مصطفا حسن‌زاده بود را خواند كه در زیر می آید:

درد و درمان، كلید روحانی

سخت و آسان، كلید روحانی

خضر دوران، جناب روحانی

آب حیوان، كلید روحانی

مرد و زن هر دو عاشقش هستند

حور و غلمان، كلید روحانی

دست رعیت كلید روحانی

دست سلطان كلید روحانی

نرسد ناگهان-زبانم لال-

دست شیطان كلید روحانی

در تمامی عرصه‌ها بی‌شك

مرد میدان، كلید روحانی‬

به نبرد ایستاده لشگر قفل

با دو گردان كلید روحانی‬

از عبایش طلوع كرد شبی

ماه تابان، كلید روحانی

توی دستش گرفت و بالا برد

گفت: هان! هان! كلید روحانی!

بچه از روبروی تلویزیون

گفت: مامان! كلید روحانی!

عارفان حق زنان به هم گفتند:

شاه عرفان كلید روحانی

به عزیزان كسی شنیدم گفت:

ای عزیزان! كلید روحانی!

روز بعدش نوشته بود كسی

پشت نیسان، كلید روحانی

توی سمنان، كلید روحانی

در خراسان، كلید روحانی

هم به گرگان رسیده شهرت او

هم به زنجان، كلید روحانی

می‌خورد هم به قفل استان‌ها

هم به تهران، كلید روحانی‬

گشته‌ام دورِ سرزمینم را

كل ایران، كلید روحانی

مانده‌ام تا كنون چرا اصلاً

مانده پنهان كلید روحانی؟

‫به گمانم كه بوده تا الان

زیر گلدان، كلید روحانی‬

ای سخنران سخن كه می‌رانی

بوق و فرمان كلید روحانی

‫بوق و فرمان كه هیچ باید گفت:

میل گاردان كلید روحانی!‬

میخ آری، ولی نخواهد رفت

توی سیمان كلید روحانی‬

‫یك نفر كرد توی سیمان، شد

درب و داغان كلید روحانی

نان ما آجر است گرچه شده است

آجرش نان، كلید روحانی!‬

‫ساقیا می‌دهی به ما پس كی

جامی از آن كلید روحانی؟‬

یا به باغم مریز دانه‌ی قفل

یا بباران كلید روحانی

هر سه تایش هزار تومان است

مفت و ارزان، كلید روحانی

كمتر از لنگه كفش كهنه كه نیست

در بیابان كلید روحانی

مصرعی محض واج آرایی

كشك كاشان كلید روحانی!

طبع ما ته كشیده و رفته است

رو به پایان كلید روحانی

نیتم شعر بود و آخر شد

كش تنبان كلید روحانی!

لاجرم قفل ما و دست شما

آه یاران! كلید روحانی...

كاوه جوادیه شاعر و طنزپرداز نیز شعر خوانی خود را با بیت «به نا امیدی از این در مرو، امید اینجاست / فزون تر از عدد قفل‌ها،كلید اینجاست» آغاز كرد.

حامد عسگری نیز در این برنامه ترانه‌ایی عاشقانه خواند.

همچنین اسماعیل امینی شعر طنزی خواند كه به شرح زیر است:

انتخابات است جانم جان! مهم شد كار مردم / عكس كاندیدا چه خندان است بر دیوار مردم

آنكه بر دیدار مردم وقت چندین ماهه می‌داد/ این زمان بسیار مشتاق است بر دیدار مردم

بحث و نقد و گفت‌وگو و پرسش و پاسخ، چه جالب / بعد چندین سال حالا شد مهم افكار مردم

این مهم را یادتان باشد مهم است این مهم است / پای هر نطقی فقط جمعیت بسیار مرد

عاشق افسانه‌های من همه اصناف ملت / حامی برنامه‌های من همه اقشار مردم

لایق پست ریاست هركجا باشد منم من / آمدم این بار با پیگیری و اصرار مردم

آمدم با یك سبد برنامه سنگین و پربار/ تا سر وسامان بگیرد كار مردم بار مردم

با همین برنامه در یك هفته كاری می‌كنم من / كه شود رنگین‌تر از افسانه‌ها بازار مردم

بیمه خواهد بود در دوران من هرچیز و هر كس / كفش مردم، كیف مردم، عینك و شلوار مردم

گشت نسبت‌یابی و اینها شود تعطیل یعنی / دولت ما را چه كار است آن زمان با یار مردم؟

هست آزادی در آن دوران چنان كه در خیابان / هیچ ماموری نباشد خیره در دلدار مردم

آدمی گر چه ادا اطوار هم دارد ولیكن / دولت من نیست پیگیر ادا اطوار مردم

می‌دهم پول و طلا هرماه یك گونی به هركس / تا شود لبریز از پول و طلا، انبار مردم

مطمئنم در زمان دولت كارآفرینم / چند شغله می‌شوند آن عده بیكار مردم

به به از برنامه من، جامع و بی‌نقص و روشن / خیره شد از نور این برنامه چشم و چار مردم

اقتصاد و اجتماع و كار و فرهنگ و سیاست / این من، این برنامه‌ام، شفاف در انظار مردم

سطر سطر آن پر از ظرفیت و تهدید و فرصت / این سخن‌ها گر چه رایج نیست در گفتار مردم

راهبرد و چالش و پیچیدگی‌هایی از این دست / حد این برنامه‌ها بالاتر از پندار مردم

راهكار و اولویت، بااهمیت، اساسی / می‌‌دهد برنامه ام تغییر در رفتار مردم

دولت من دولت پاك است از آلودگی‌ها / می‌شود حتی مفید و بی‌ضرر سیگار مردم

توپ خواهد شد نه تنها وضع انسان‌ها كه حتی / چاق و چله توی گله، بره پروار مردم

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 15:25  توسط narsis | 

پس از پایان یافتن انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نکاتی پیرامون این امتحان و آزمون ملی به نظر می‌رسد که توجه به آنها خالی از فایده نخواهد بود.

flag.png - 297.00 Kbبالأخره انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نیز پایان پذیرفت و رئیس‌جمهور منتخب ملت جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ حسن روحانی، قبای ریاست این جمهوری را بر تن خود دید. باید گفت این انتخابات که تا حدی متفاوت از سایر انتخابات گذشته بود، نشان‌دهنده نکات مختلفی بود که ذکر بعضی از آنها خالی از فایده نیست؛

1. مشارکت 72/7 درصدی آحاد ملت اعم از ایرانیان داخل و خارج از کشور و خلق حماسه سیاسی مد نظر امام خامنه‌ای نشان از آن دارد که فتنه 88 هرگز تردیدی در فرآیند سالم انتخابات جمهوری اسلامی ایران در اذهان عمومی ایجاد ننموده است. باید چنین گفت افرادی که به سلامت انتخابات در جمهوری اسلامی ایران تردیدی داشتند، متوجه شدند که حضور حداکثری مردم خط بطلانی بر این بافته‌های موهوم بود.

2. حضور مردم با افکار و سلایق مختلف در این انتخابات حاکی از آزاد بودن و سلامت کامل انتخابات در جمهوری اسلامی ایران است. کما اینکه عدالت رسانه‌ای صداوسیما، حلقه مفقوده انتخابات آزاد و منصفانه است که در هیچ کشور غربی به هیچ عنوان بروز و ظهور ندارد.

3. درصد مشارکت مردم در انتخابات ایالات متحده امریکا حدود پنجاه درصد و کشورهای عضو اتحادیه اروپا حدود چهل تا پنجاه درصد است. البته شایان ذکر است در برخی از این کشورها انتخابات اجباری است. حال آنکه در کشور ایران با آنکه انتخابات کاملاً اختیاری است، مشارکت بالغ بر 70 درصد بوده است.

4. با حضور گسترده اقشار مردمی و خلق حماسه سیاسی، همان طور که در اقصی نقاط کشور مردم به جشن پرداخته‌اند و از این حماسه‌آفرینی خدای کریم را شاکرند. اما حماسه اقتصادی گام بعدی است که مردم بی‌صبرانه در انتظار تحقق آن از سوی مقامات اجرایی علی‌الخصوص ریاست جمهوری منتخب ملت جناب آقای حسن روحانی هستند.

5. در نهایت کسب اعتماد حداکثری ملت را به ایشان تبریک گفته و آمادگی همکاری همه‌جانبه خود را برای تحقق آرمان‌های امام راحل (قدس سره) و امام خامنه‌ای (حفظه الله) اعلام می‌داریم. باشد که بتوانیم قدمی هرچند کوتاه در این راستا برداشته باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 15:0  توسط narsis | 

وزیر خارجه اسبق بریتانیا می‌گوید روی کار آمدن رئیس‌جمهور جدید ایران امیدی تازه برای حل موضوعات منطقه‌ای است.

خبرگزاری فارس: روی کار آمدن روحانی امید تازه‌ای برای منطقه است/بریتانیا به دنبال روابط کامل دیپلماتیک باشد

به گزارش خبرگزاری فارس، انتخاب «حسن روحانی» به عنوان رئیس‌جمهور جدید ایران واکنش‌های متعدد و مختلفی را در سطح جهان در پی داشته. در همین راستا «جک استراو» وزیر خارجه اسبق بریتانیا که پیش از صدور «بیانیه تهران» مذاکرات متعددی با آقای روحانی داشته، با انتشار یادداشتی در روزنامه «دیلی‌تلگراف» به بررسی پیامدهای انتخاب وی به عنوان رئیس‌جمهور جدید ایران پرداخته است.

استراو در این یادداشت که روز دوشنبه منتشر شده، به توصیف مواضع و خصوصیات رفتاری روحانی پرداخته و نوشته است: وی ذاتا مودب، محترم و خوش مشرب است. او در معامله هم کاملا صریح و عملگرا است، اما در عین حال به شدت حامی منافع ایران، مردمش و انقلاب اسلامی است.

وی با اشاره به ساختار نظام و حکومت در ایران و سوابقی که روحانی در این ساختار دارد، به صحبت‌های «ریچارد دالتون» سفیر سابق بریتانیا در تهران که گفته بود «روحانی در سرتاسر صحنه سیاسی ایران ارتباطاتی دارد»، استناد کرده است.

وزیر خارجه اسبق بریتانیا سپس می‌نویسد: انتخاب روحانی می‌تواند بهترین خبر در این چند سال برای آینده تمام منطقه، ایران، اقتصادش، مسئله هسته‌ای و همچنین موارد مربوط به سوریه، عراق، اسرائیل و فلسطین باشد.

وی سپس هشدار می‌دهد: اما دو خطر وجود دارد. یکی اینکه فکر کنیم هیچ چیز تغییر نکرده و روحانی همان احمدی‌نژاد اما با لباسی بهتر است. این مبنای اصلی صحبت‌های جنگ‌طلبانه‌ای است که «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر اسرائیل در واکنش به پیروزی روحانی بیان کرده است. چنین صحبت‌هایی فکرنشده و نادرست هستند.

استراو ادامه می‌دهد: اما خطر دوم است که تصور کنیم همه‌چیز تغییر کرده، انتظارات زیاد و فوری از روحانی داشته باشیم. دولت ما باید به دنبال ازسرگیری روابط کامل دیپلماتیک با ایران باشد، اما باید این را هم در نظر داشته باشد که روحانی اوایل آگوست سمتش را تحویل می‌گیرد. او باید کابینه‌ای تشکیل دهد و وزرایی برگزیند که مجلس آن‌ها را تائید کند. او باید پیش از مذاکره با غرب، با رهبر و سپاه قدرتمند مذاکره کند. در حالی که مذاکره کردن با وی نکته مثبت بزرگی است، باید در نظر داشت که او یک شیعه و یک ایرانی است و به شدت به این‌ها می‌بالد.

او در پایان به سیاستمداران مقامات فعلی غرب توصیه می‌کند: در برابر او و ملتش بردباری، احترام و درک متقابل خود را نشان دهید. در این صورت است که این احتمال وجود دارد که مذاکرات 10 ساله 1+5 که در سال 2003 در جنوب تهران آغاز شد، سرانجام فرخنده‌ای داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 14:56  توسط narsis | 

اگر سطل آشغال آتش و بانک و اتوبوس آتش بزنند اسمش اعتراض مدنی است ولی اگر در برابرشان اعتراض کنی چماقدار و خشونت طلب می نامندت.

aaaa111384.jpg - 11.87 Kbجهان، مسعود ده نمکی در گزارشی با عنوان "آقای هاشمی! می دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی زند!" در وبلاگش نوشت:
پیام آقای هاشمی بعد از انتخابات اخیر مبنی بر سلامت کامل انتخابات برای کسانی که چهار سال پش با پیام همسر مکرمه ایشان و همفکرانشان قاعده بازی مردم سالاری را به هم زدند و به جای تبریک به رقیب به آتش افروزی پرداختند شگفت انگیز است.

نه فقط حضرت ایشان بلکه عموم کسانی که پرچم مدارا و تسامح و تساهل و دموکراسی و تحمل مخالف و روشنفکری را مانند چماق بر سر منتقدین خود می کوبند تعریف دوگانه ای از دموکراسی دارند. در منظر این دوستان اگر نامزد پیروز فرد مورد نظر آنها باشد ایران بهترین شکل دموکراسی را دارد و اگر نامزد پیروز رقیب یا مخالف آنها باشد تقلب و مهندسی آرا نام می گیرد.

اساسا این گروه همه چیزشان شبیه هم است در حوزه های فرهنگی و اجتماعی و حوزه اندیشه هم اینگونه رفتار می کنند مثلا در همین سینما اگر فیلم مد نظر آنها بفروشد می گویند مخاطب اندیشمند و فرهیخته ولی اگر فیلم از آن فرد هم فکر آنها نباشد می گویند فیلم عوام پسند است و مردم ساده پسندند.

اگر در مطالب و ابراز نظرشان توهین و فحش باشد می گویند آزادی بیان است ولی اگر جواب بدهی می گویند هوچیگری و نقد ناپذیری.

اگر سوال کنند اسمش آزادی اندیشه است ولی اگر سوال کنی می گویند تفتیش عقاید است.

اگر سطل آشغال آتش و بانک و اتوبوس آتش بزنند اسمش اعتراض مدنی است ولی اگر در برابرشان اعتراض کنی چماقدار و خشونت طلب می نامندت.

در یک کلام حوزه سیاست و فرهنگ و مدیریت فقط باید در انحصار آنها باشد و از منظر آنها مخالف خوب مخالف مرده است.

انگار غربی ها هم این منش را دارند نمی دانم کدام یک از هم آموخته اند. القاعده خوب القاعده ای است که شیعه بکشد القائده بد القائده ای است که انسان غربی را بکشد. دیکتاتور خوب دیکتاتوری است که در بحرین شیعه بکشد.

آری این چنین است برادر!

اگر کسانی که در هردوره پیروزی رقیب را به این آسانی می پذیرند و به جای سطل اشغال آتش زدن پیام تبریک برای مخالف خود می فرستند روشنفکر نیستند، توصیه می کنم به این منش خود افتخار کنند ولو اینکه همیشه از نظر اصلاح طلبان و روشنفکر نمایان متهم باشند.

به هر حال امیدوارم مدعیان روشنفکری و دموکراسی آداب برد و باخت را در همه حوزه های فرهنگی و سیاسی یاد بگیرند. و انتخاباتشان مثل جشنواره سینمایی شان نباشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 14:49  توسط narsis | 


مهمدی باقر بیگی بازیگر نقش اول قصه های مجید به عنوان نفر دوم به جمع اعضای منتخب شورای شهر اصفهان پیوست.

imagesfgfg.jpg - 9.27 Kbدانا، ستاد انتخابات استان اصفهان با پایان شمارش آراء چهارمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر اصفهان اسامی ۲۱ نفر از منتخبان مردم اصفهان را اعلام کرد.

بر اساس این اطلاعات از منابع آگاه، مهندس عباس حاج رسولی ها با کسب حدود 90 هزار رای توانسته است بیشترین رای را به خود اختصاص داده و برای چهارمین دوره متوالی عضو شورای اسلامی شهر اصفهان شود.

پس از مهندس حاج رسولی ها بیشترین رای متعلق به مهدی باقربیگی است. "مجید" قصه های کودکی ما توانسته است یکی از بالاترین رای ها را به خود اختصاص دهد.

رسول جزینی(سرمربی تیم ملی کشتی) و ندا واشیانی پور(مجری) از دیگر پدیده های این دوره انتخابات شورای اسلامی شهر بودند که توانسته اند به شورا راه پیدا کنند.

بر اساس این گزارش در میان لیست های مطرح شهر، 10 نفر از لیست خادمان شهر، 8 نفر از لیست فرآیند مدار- 5 نفر از انتخاب شدگان فرآیند و خادمان مشترکند- و 3 یا 4 نفر از لیست حماسه سیاسی، منتخب مردم شده اند. 2 یا 3 نفر نیز از لیست اصلاح طلبان وارد شورای شهر آینده خواهند شد.

محمدمهدی اسماعیلی رئیس ستاد انتخابات استان اصفهان نتیجه نهایی شمارش آرا در حوزه انتخابیه اصفهان را بدین شرح اعلام کرد:
۱- عباس حاج رسولی ها
۲- مهدی باقربیگی
۳- کریم نصراصفهانی
۴- رضا امینی
۵- رسول جهانگیری
۶- محمدرضا فلاح
۷- ندا واشیانی پور
۸- سید احمدعلی عاملی
۹- سید کریم داوودی
۱۰- وحید فولادگر
۱۱- عدنان زادهوش
۱۲- علیرضا نصراصفهانی
۱۳- غلامحسین صادقیان رنانی
۱۴- عبدالرسول جان‌نثاری
۱۵- رسول جزینی درچه
۱۶- نورالله صلواتی
۱۷- ابوالفضل قربانی
۱۸- احمد شریعتی
۱۹- اصغر آذربایجانی
۲۰- فتح الله معین نجف آبادی
۲۱- غلامرضا شیران

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 14:44  توسط narsis | 


به گزارش وبلاگستان بولتن نیوز؛ نویسنده وبلاگ چشم لندن نوشت:

هر از چند گاهی برخی از رسانه ها و ژورنالیست ها دست به افشاگری هایی علیه شبکه من و تو می زنند. این بار رادیو فرانسه طی  مطلبی به برخی از تحرکات مدیران و عوامل شبکه من و تو در بریتانیا اشاره می نماید.



رادیو فرانسه طی خبری به انتشار اولین بیانیه مهدی خزعلی پس از آزادی از زندان پرداخت.

مهدی خزعلی که نهم آبان ماه سال 91 در جلسه ای با حضور براندازان نظام جمهوری اسلامی ایران دستگیر شده بود سه شنبه 14 خرداد 1392 آزاد گردید.

وی که چندی پیش دست به اعتصاب غذا زده بود با حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 به اعتصاب خود پایان داد اما پس از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی بار دیگر به نشانه اعتراض دست به اعتصاب زد.


مهدی خزعلی که سابقه همکاری او با عناصر ضد انقلاب روشن است در اولین اظهاراتش پس از آزادی به حمایت از هاشمی پرداخت و سکوت کنندگان را خائن دانست.

وی در بیانیه ای در وبسایت اش با انتقاد از کسانی که در قبال رد صلاحیت هاشمی سکوت کرده اند، آنان را نان به نرخ روز خواند و نوشت: «شاید حرف هایم به مذاق بعضی ها خوش نیاید اما نان به نرخ روز را نمی توان تحمل کرد. از همه مهمتر اینکه بخواهد به اسم موسی و به شکم عیسی باشد. از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است. دوستانی که اکنون سینه را ستبر کرده و با افتخار دم از اصلاحات می زنند.»

وبسایت مهدی خزعلی

مهدی خزعلی، از فعالان فتنه سال 88، اصلاح طلبانی را که در شرائط فعلی سکوت کرده اند را به باد انتقاد گرفت و با بیان ارتباط های آنان با افراد معلوم الحال سعی کرد طیف تندروها را از سایر اصلاح طلبان جدا کند تا چهره بهتری را از این حزب به نمایش گذارد.

وی که گویا سکوت دوستانش موجب بیان چنین اظهاراتی شده است در ادامه نوشت: «آن آقایانی که با نام اصلاحات در لباس میش جلسات گوناگونی را در تهران و لندن برگزار می کنند و از مشاوره هایشان دریغ نمی کنند. به نفس مشاوره ایرادی نیست اما همکاری با گروهی که خود می دانند چه مرّی را در پیش دارد عین خیانت است

او در ادامه از رفت و آمدهای برخی از دوستانش به فلسطین اشغالی و فراگیری ادبیات ژورنالیستی توسط رژیم صیهونیستی پرده برداشت و نوشت: «شاید طعم و مزه فرا گرفتن ادبیات ژورنالیستی آن هم در کشور اسرائیل مدهوشتان کرده باشد اما حشر و نشر با افرادی که شهرت وطن فروشیشان چنان گوش عالم را پر کرده که خیانت آن ها به زنان ایرانی، صدای همکارانشان در کانادا را هم در آورده است. چقدر نگفتم و لبانم را با سکوت نقره داغ کردم اما اکنون که لب باز کردم وضعیت دگرگون شده است. گرگ ها در این زمان باید لباسشان را بیرون آورند تا این و آن را بد نام نکنند

مهدی خزعلی در  دست نوشته خود ارتباط برخی از سران اصلاح طلب را با  کیوان عباسی، (مدیر شبکه من و تو و هاستلر) افشا نمود و نوشت: «چقدر گفتم جناب عباسی، آن شخصی که با توجه به سبقه تحصیلاتش در اسرائیل توانسته بود برخی از شما را جهت فراگیری ادبیات ژورنالیستی به آنجا منتقل کند، دستش در خیانت به نوامیس ایرانی آلوده است. چرا اعانه به ظلم می کنید؟»

این عنصر ضد انقلاب که اقدامات گسترده ای را علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی انجام داده است در ادامه این بیانیه از انتقال آرشیو چندین ساله رسانه ای جمهوری اسلامی ایران به شبکه من و تو پرده برداشت و مدعی شد گروه آریاییان وطن پرست در سوئد توسط نظام جمهوری اسلامی اداره می گردد.

مهدی خزعلی در قسمتی  از نوشته خود به سناریوی نخ نما شده ای چنگ میزند و ادعای مضحک نفوذی بودن یکی از برنامه سازان شبکه ماهواره ای من و تو را می کند، البته شخصی مثل ناصر اعتمادی کوچکتر از آن است که بخواهد لقب سرباز گمنام امام زمان (عج) را بگیرد؛ او در اینباره می نویسد: «بارها گوش زد کردم که ناصر اعتمادی فردی که اکنون به ظاهر با اسم یک مستند ساز در شبکه لندنی نفوذ کرده است از اعضای همان گروه است. مگر ندیدید دستگیری میم.الف و برخی دیگر زمانی رخ داد که روز به روز رفت آمدهایشان با وی قوی تر می شد و مدام در جلسه های آنان شرکت می کردند؟»

وی که حمایت از هاشمی رفسنجانی و سکوت هم حزبی هایش را دلیل این بیانیه ذکر کرد در پایان نوشت: «اگر نبود خیانت های خوارج گونه شما و اگر نبود سکوت شما در برابر جفای نظام به اسطوره سازندگی هرگز تن به خیزش قلم نمی دادم و سینه مالامال از اسرار جانکاه را نمی گشودم. اکنون که قلم بر دست است و می نویسم نمی دانم چه رخ خواهد داد و یا با افتخار به بهانه افشاگری در بند خواهم رفت و یا مجبور به تکذیب و یا دوباره وبسایتم را محو سازند، اما هیچگاه نمی توانید مرا از آنچه که دیدم و می دانم منع کنید مگر اینکه به خاکم برید.»

نکته قابل توجه اینست که این فقط مهدی خزعلی و رادیو فرانسه نبودند که دست به برملا ساختن تحرکات عوامل شبکه من و تو در بریتانیا زدند. چندی پیش نیز مدیر شبکه کانادایی نگین تی وی در بیانیه ای و در پاسخ به سوالات بینندگانش اعلام کرد، شبکه پورنوی هاستلر تی وی متعلق به کیوان عباسی (مدیر شبکه من و تو) می باشد.

و اما ماجرا به اینجا ختم نشد؛ علاوه بر مهدی خزعلی و رادیو فرانسه که بخش هایی از این جنایات را برملا ساختند، مدتی گذشته نیز یکی از کارکنان جدا شده شبکه من و تو از سوء استفاده مدیران شبکه من و تو از دختران ایرانی خبر داد.

وی در قطعه ای ویدئویی از انتقال دخترانی که جهت تقاضای کار به این شبکه معرفی شدند پرده برداشت. این ویدئو که به صورت تماس با اسکایپ است، یکی از عوامل جدا شده من و تو و برنامه ساز این شبکه ضمن اشاره به زیر نظر بودن کارکنان شبکه من و تو در انگلیس و کنترل تماس های آنان، از سوء استفاده و قاچاق دختران ایرانی توسط مدیریت شبکه من و تو خبر داد. وی در مکالمه اش چنین می گوید: «بعضی از دخترانی که با هزار امید و آرزو برای کار در شبکه معرفی می شدند توسط مدیریت شبکه به کانادا فرستاده و به تلویزویون هاستلر معرفی می شدند.»

انتشار فیلم لو رفته یکی از کارکنان جدا شده شبکه من و تو و اظهارات مدیران شبکه های ماهواره ای همچون نگین تی وی و جم در اینباره جنجال های بسیاری را به دنبال داشته است تا آنجایی که برخی از رسانه های کانادایی وارد عمل شدند که البته تا کنون مسئولین شبکه دولتی من و تو علی رغم شکایت های فراوانی که علیه آنان رخ داده است، پاسخی برای اقدامات زشتشان نداشته اند.

متن کامل اولین اظهارات مهدی خزعلی پس از آزادی:

 بسم الله الرحمن الرحیم

 چند صباحی بود که یاد مصیبت های یاران مولایم حسین (ع) در طول تاریخ صبرم را در تحمل شرائط سنگین زندان افزون می نمود.

اکنون که استقامت در راه حق خود نمایی می کند با شرائطی روبرو هستیم که این نظام دست به خود زنی زده است و برای بقای خود چنگ به هر آویزی می زند. این شرائط به گونه است که زبان در کام باز قفل می کند و عاجز از بیان مظلومیت مردی می شود که شهره سازندگی اش هنوز خاطره های خوشی را در اذهان تداعی می کند. کسی که لقب سردار سازندگی، تنها نمایان گر بخشی از ظرفیت عظیم چند بعدی اوست.

 همانگونه که اشاره کردم امروز بحران عمیق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر همگان آشکار شده است و عبور از بحران، سیاستمدار کهنه کاری را طلب می کند که بتواند با مشی اعتدال و صبر و مدارا، همه گروه های مومن به انقلاب را گرد هم آورده و از تمام توان مدیریتی جامعه برخوردار شود.

این مهم فقط و فقط از عهده فرمانده کل قوا در دوران جنگ و سردار سازندگی پس از جنــگ بـــرمی آید.

حساب برخی از چاپلوسان و چرب زبانان را جدا می کنم اما سر حرف با آنانی دارم که دم از آزاد اندیشی می زنند و حال اینکه خود از اسارت در بند مقام و روزی رنج می برند.

شاید حرف هایم به مذاق بعضی ها خوش نیاید اما نان به نرخ روز را نمی توان تحمل کرد. از همه مهمتر اینکه بخواهد به اسم موسی و به شکم عیسی باشد.

از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است. دوستانی که اکنون سینه را ستبر کرده و با افتخار دم از اصلاحات می زنند.

آن آقایانی که با نام اصلاحات در لباس میش جلسات گوناگونی را در تهران و لندن برگزار می کنند و از مشاوره هایشان دریغ نمی کنند. به نفس مشاوره ایرادی نیست اما همکاری با گروهی که خود می دانند چه مرّی را در پیش دارد عین خیانت است.

شاید طعم و مزه فرا گرفتن ادبیات ژورنالیستی آن هم در کشور اسرائیل مدهوشتان کرده باشد اما حشر و نشر با افرادی که شهرت وطن فروشیشان چنان گوش عالم را پر کرده که خیانت آن ها به زنان ایرانی، صدای همکارانشان در کانادا را هم در آورده است.

چقدر نگفتم و لبانم را با سکوت نقره داغ کردم اما اکنون که لب باز کردم وضعیت دگرگون شده است. گرگ ها در این زمان باید لباسشان را بیرون آورند تا این و آن را بد نام نکنند.

چقدر گفتم جناب عباسی، آن شخصی که با توجه به سبقه تحصیلاتش در اسرائیل توانسته بود برخی از شما را جهت فراگیری ادبیات ژورنالیستی به آنجا منتقل کند، دستش در خیانت به نوامیس ایرانی آلوده است.

چرا اعانه به ظلم می کنید؟ بگذریم از نفوذ برخی از کسانی که هم سر در آبشخور نظام دارند و هم دستی در اپوزیسیون که با انتقال آرشیو چندین ساله رسانه ای این مرز و بوم، رسالت خدمت خود را تکمیل کرده اند.

یادتان هست که می گفتم گروه آریاییان وطن پرست که در ظاهر با هدف آزادی خواهی در سوئد تشکیل شد، سناریوی سربازانی بس گمنام است.

گروهی که شالوده آن با هدف نفوذ در بین سلطنت طلبان کلید خورده است و بیشتر آنان هم اکنون نیز خود را یک اپوزیسیون جلوه می دهند.

بارها گوش زد کردم که ناصر اعتمادی فردی که اکنون به ظاهر با اسم یک مستند ساز در شبکه لندنی نفوذ کرده است از اعضای همان گروه است. مگر ندیدید دستگیری میم.الف و برخی دیگر زمانی رخ داد که روز به روز رفت آمدهایشان با وی قوی تر می شد و مدام در جلسه های آنان شرکت می کردند؟

 اگر نبود خیانت های خوارج گونه شما و اگر نبود سکوت شما در برابر جفای نظام به اسطوره سازندگی هرگز تن به خیزش قلم نمی دادم و سینه مالامال از اسرار جانکاه را نمی گشودم.

اکنون که قلم بر دست است و می نویسم نمی دانم چه رخ خواهد داد و یا با افتخار به بهانه افشاگری در بند خواهم رفت و یا مجبور به تکذیب و یا دوباره وبسایتم را محو سازند، اما هیچگاه نمی توانید مرا از آنچه که دیدم و می دانم منع کنید مگر اینکه به خاکم برید.

مهدی خزعلی

20/03/1392

 سلام علی من اتبع الهدی

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 14:33  توسط narsis | 


به گزارش بولتن نیوز به نقل از ماهستیم، مشارکت بیش از هفتاد درصد ملت ایران در انتخابات ریاست جمهوری در حالی صورت پذیرفت که بسیاری از شبکه های ضدانقلاب در خارج از کشور علاوه بر آنکه تلاش داشتند حضور حماسی مردم را به بیراهه کشانند، عقده درونی خویش را نیز خالی نمایند!
 
 
بر همین اساس یکی از شبکه های ماهواره ای ضدانقلاب تمدید ساعت رای گیری توسط وزارت کشور را بهانه ای برای حمله به نظام قرار داد و در گفتاری تمسخر آمیز این قبیل اقدامات را نشانه ای بر عدم مشارکت مردم عنوان نمود. شهرام همایون مدیر تلویزیون کانال وان دیشب در برنامه ی که مختص به انتخابات ریاست جمهوری بود تلاش داشت تا به هر نحو ممکن انتخابات و البته حضور مردم غیور ایران را به سخره گیرد حال آنکه خود قبل از همه مسخره عام و خاص شد.
 
 
 
تمسخر شهرام همایون در خصوص تمدید ساعت رای گیری در حالی است که شبکه های ضدانقلاب و البته تلویزیون کانال وان عدم تمدید ساعت رای گیری در انتخابات سال 88 [هرچند که چندبار ساعت رای گیری تمدید شد] را بهانه ی برای شبهه افکنی در سلامت انتخابات عنوان کردند؛ حال چطور ممکن است تمدید ساعت رای گیری بهانه ای برای حمله به نظام ج.ا.ا شود خود سوالی دیگر است که تنها باید شهرام همایون و دیگرانی چون او جواب دهند.
 
گفتنی است شهرام همایون با عنوان اینکه "برای چهارمین بار مهلت شرکت در انتخابات به دلیل استقبال مردم تمدید شد، رفت تا ساعت 23 ، شما را به خدا مرغ پخته خنده اش نمی گیرد! این به دلیل استقبال نیست که تو تمدید می کنی بلکه به دلیل عدم استقبال است. [مشارکت حدود 75 درصد در انتخابات خرداد 92]
 
 البته این تمام آنچه که دیشب اتفاق افتاد نبود، شهرام همایون در برنامه دیشب شماره ی در اختیار بینندگان قرار داد که مربوط به صندوق اخذ رای در westin hotel  بود؛ این اقدام تنها برای سوء استفاده و لجن پراکنی شهرام همایون برنامه ریزی شده بود. برخی از بینندگان شاه پرست این شبکه با ادعای اینکه با شماره مذکور تماس گرفتند اظهار داشتند که علیه سیاست های ایران انتقاد کرده اند و طرف مورد نظر (دست اندرکار انتخابات) در پاسخ به آنها گفته است که به من 100 دلار داده اند و گفته اند رای گیری کنم! بعد از آن بود که شهرام همایون صحبت بیننده مورد نظر را قطع و شروع به لجن پراکنی علیه نظام ج.ا.ا کرد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 14:29  توسط narsis | 
"چه خوبه که برگشتی" به هیچ وجه درفضایی واقعی نمی گذرد. این ادعا هیچ ارتباطی نه به مضامینی همچون سنگ درمانی و انرژی سنگ ها دارد و نه حتی به بشقاب پرنده که اتفاقاً این ها در فیلم یا با منطق داستانی (در مورد بشقاب پرنده) یا با منطق نیمبند علمی(درخصوص سنگ درمانی) توجیه می شوند.
گروه فرهنگ و هنر ـ سید علیرضا کیانپور: البته با آن که لحظات خوب و دوست داشتنی در فیلم بسیار زیادند و به هیچ وجه نمی شود منکر نکات مثبت "چه خوبه که برگشتی" شد؛ اما واقعیت این است که در پایان فیلم به همراه این لحظات شیرین، انبوهی از ضعف های فیلمنامه ای و بازیگری و ... نیز در یاد تماشاچی نقش بسته و تا ابد باقی خواهد ماند.

به گزارش بولتن نیوز، بالاخره "چه خوبه که برگشتی" هم به اکران عمومی درآمد و مخاطبان سینما که حالا چندسالی است در غیاب بسیاری از بزرگان سینما دلشان را به نسل جدید کارگردانان ایرانی و خلاقیت‌هایشان خوش کرده اند، می توانند همچون سال های دور به سینما بروند و فیلمی از کارگردانی صاحب سبک و شاید از آن مهم تر، معروف ببینند. کارگردانی که نامش همچون بازیگران سوپراستار، همان قدر که به گوش مخاطبان حرفه ای و اهالی سینما آشناست، به گوش مخاطب غیرحرفه ای و دوستداران عام تر سینما نیز آشنا باشد.

مهرجویی، این کارگردان معروف و دوست داشتنی سینمای ایران پس از درگیری اش با مفاهیمی همچون جهان هولوگرافیک در فیلم "آسمان محبوب" و فنگ شویی در فیلم قبلی اش "نارنجی پوش"، اینبار در "چه خوبه که برگشتی" به سراغ سنگ درمانی، عتیقه جات و حتی چیزهایی عجیب-غریب تر همچون بشقاب پرنده رفته است. در آذرماه سال 85 داریوش مهرجویی با ترجمۀ کتاب "جهان هولوگرافیک" نوشتۀ مایکل تالبوت که توسط نشر هرمس به طبع رسید، درحالی پا به دنیای کتاب گذاشت که اگرچه کتابی که ترجمه کرده بود به سینما یعنی دنیایی که نام مهرجویی در آن شهرت دارد، ارتباطی نداشت اما لااقل ارتباطی سطحی میان آن کتاب و فلسفه(بهتر است بگوییم شبه عرفان های مردم پسند)، یعنی زمینۀ تحصیلی داریوش مهرجویی موجود بود. حالا پس با گذشتن تنها 7سال از انتشار کتاب مذبور، مهرجویی که آن چنان که در مقدمۀ مترجم "جهان هولوگرافیک" نوشته بود، بسیار از آشنایی با مفاهیم فیزیکی غیرعلمی و متافیزیک بازاری و پاپیولار کتاب "جهان هولوگرافیک" هیجان زده شده است، چندین فیلم نسبتاً پرفروش با مضامینی مربوط به آن کتاب ساخته و از بد روزگار(!) کتاب بی ربط "جهان هولوگرافیک" هم به خاطر نام مهرجویی و سطحی نگری عمومی جامعۀ کتاب خوان، به چاپ بیست و ششم رسیده است.

البته آن چه از طرح این مباحث دستگیرمان می شود، نشانی است از، از دست رفتن یک سینماگر صاحب سبک و مولف سینمای ایران و افتادن او به ورطۀ علوم عامه پسند و سطحی نگری ای خطرناک؛ اما فارغ از این سبقۀ ناامیدکنندۀ مهرجویی که در چندسال اخیر شاهدش بودیم، "چه خوبه که برگشتی" را می توان نقطۀ عطف مسیر جدید سینمایی مهرجویی و فیلمی شرافتمندانه تر به مراتب اصیل تر از آثار درجه دویی همچون "آسمان محبوب" و نارنجی پوش" دانست. کمدی فانتزیِ موقعیتی که البته به مدد حضور قدرتمند رضاعطاران در یکی از نقش های اصلی لااقل رضایتی نسبی در مخاطب ایجاد کرده و او را با فیلم همراه کرده و هرازگاه می خنداند.

داستان "چه خوبه که برگشتی" از این قرار است که دکتر دندانپزشکی(فرزاد با بازی حامدبهداد) پس از سال‌ها به ایران می‌آید تا دور ازمسائل و آشفتگی زندگی اش به آرامش برسد. همزمان با ورود فرزادبه خانه اش شی ای قدیمی، مرموز و شبه فضایی توسط دوست قدیمی اش، مهندس(کامبیز با بازی رضاعطاران) پیدا می‌شود. از طرفی پای خانم دکتر یاسمین(با بازی مهناز افشار) و سنگ‌های جادویی اش به واسطۀ دوستی با خالۀ نیمه خل وضع فرزاد (که رویا تیموریان بازی اش کرده است) به خانه و روابط فرزاد و کامبیز باز می شود و حضور این زن در میان دو دوست قدیمی، رفاقت دیرینۀ فرزاد و کامبیز را که سال هاست درهمسایگی هم کنار دریا زندگی می‌کنند، به جدالی بیهوده می‌کشاند.

"چه خوبه که برگشتی" به هیچ وجه درفضایی واقعی نمی گذرد. این ادعا هیچ ارتباطی نه به مضامینی همچون سنگ درمانی و انرژی سنگ ها دارد و نه حتی به بشقاب پرنده که اتفاقاً این ها در فیلم یا با منطق داستانی(در مورد بشقاب پرنده) یا با منطق نیمبند علمی(درخصوص سنگ درمانی) توجیه می شوند. آنچه بر این ادعا صحه می گذارد به شخصیت پردازی آدم های داستان و بیش از آن به موقعیت کلی داستانی و منطق داستانی"چه خوبه که برگشتی" برمی گردد. با این همه "چه خوبه که برگشتی" به لحاظ فیلمنامه ای، کمدی ایست فانتزی که با ایجاد طنزموقعیت سعی می کند از مخاطب خنده بگیرد و البته داستان مشخصی را نمی توان برای آن بازگو کرد. درواقع "چه خوبه که برگشتی" بیش از آن که بر اساس طرح داستانی ای هدفمند از نقطه ای با مختصات مشخص آغاز شده و پس از پیمودن مسیری با جریانات و ماجراهایش، به نقطۀ مشخص دیگری برسد، زاییدۀ اتفاقات و جزئیات غیرداستانی و تصمیمات خلق الساعه و نامعقول آدم های فیلم است. اتفاقاتی که میان آدم هایی نامتعادل با عادت و رفتارهایی معمولاً غیرمسئولانه می افتد. دندانپزشکی که معتاد به قرص های آمفتامین است. مهندسی که لااقل به طور تفننی تریاک می کشد. خانم دکتری که می خواهد با انرژی سنگ های مختلف، دنیایش را تحت کنترل خود در آورده و زندگی را این گونه زندگی کند. آشپز-مستخدمِ احتمالاً خانه زادی(با بازی حسن پورشیرازی) که گویا چندسالی است، تصمیم گرفته با رفتار و ادا و اطواری زنانه دل آقای مهندس را به دست بیاورد و درنهایت خاله خانمی که منتظر بشقاب پرنده و موجودات و آدم هایی از کهکشان های دیگر است.

پیش تر در توصیف شخصیت خاله(با بازی رویا تیموریان) از صفت خل وضع استفاده کردم. آن چه واقعیت دارد اما اصلاً این نیست که یک خالۀ خل وضع میان چند آدم عاقل وعارف گیرافتاده باشد. درواقع آدم های"چه خوبه که برگشتی"همگی مشتی دیوانه اند و هرکدام که شغل جدی تر و دهن پُرکن تری دارد، برخلاف انتظار مشنگ تر و احمق تر نیز هست. مثلاً میزان لودگی و حماقت شخصیت فرزاد(حامد بهداد) که دندانپزشکی است که به تازگی از فرنگ به کشور بازگشته با میزان حماقت کامبیز(رضاعطاران) که یک مهندس معمولی است و البته اصلاً معلوم نیست، واقعاً مهندس است یا فقط مهندس صدایش می کنند، قابل مقایسه نیست. بخش اعظم این ایراد البته به نوع و شیوۀ بازیگری این دو و دیگران مربوط می شود.

در واقع این تفاوت میان شخصیت فرزاد و کامبیز از تفاوت و فاصلۀ غیرقابل انکار بازیِ حامدبهداد و رضاعطاران ناشی می شود. به بیان دیگر اگر شخصیت فرزاد را در "چه خوبه که برگشتی" این قدر احمق و لوده و خل وضع می بینیم به خاطر بازی اغراق شده و بی حساب کتاب حامدبهداد است که این بار هم نقشش را قربانی بازی بیش ازحد انرژیک و دیده شدن بیش از اندازۀ آن کرده است. در عالم هنر هر چیز بسیارمتفاوت و بسیار شدید می تواند یا بسیارخوب باشد یا بسیاربد! این نوع قضاوت شاید درمورد هرچیزی که دو ویژگی"متفاوت بودن" و"شدت" را در اعلی درجۀ خود دارا باشد، اتفاق بیافتد و نظرهای مخالف و موافق، دوقطبی بسیار شدید و سیاه و سفیدی را به وجود بیاورند و دراین مورد می توان این طور نتیجه گرفت که شیوۀ بازی منحصربه فرد حامدبهداد که درسال های اخیر طرفداران و منتقدان بسیاری داشته در"چه خوبه که برگشتی" کاملاً رو شده و متاسفانه طرفداران بازی او(که نگارنده نیز یکی از آنان است) این مباحثه را باخته اند و باید بی هیچ تعصبی اقرار کنند که حامدبهداد دیگر شورش را درآورده و نه تنها بازیگر خوبی نیست؛ بلکه خیلی هم بد بازی می کند.

حالا که این قدر جزئی وارد بحث بازیگری شده ایم، بد نیست چندکلامی هم از بازی خانم تیموریان بگوییم. رویا تیموریان با آن لقب"لیدی" که در دنیای تئاتر یدک می کشد، الگو و اسطورۀ بسیاری از بانوان جوان بازیگر ماست. جایگاهی که بنده هیچ گاه دلیلی برای آن نیافتم و هرچه در بازی این خانم محترم بازیگر دقت می کنم، نکتۀ مثبتی که به او این جایگاه رفیع را در بازیگری ارزانی داشته، نمی یابم و تنها حدسم برای یافتن پاسخ برای این سوال این است که جایگاه بلند خانم تیموریان در بازیگری، بیش از آن که به هنر و قدرت ایشان در بازیگری مربوط باشد، به شخصیت فوق العاده دوست داشتنی و محترم ایشان به عنوان بازیگری پیشکسوت و استاد و معلمی دانشمند بازمی گردد. با این همه فارغ از مسائل شخصیتی که البته بسیار مهم و ارزشمند است، رویا تیموریان بازیگری است انعطاف ناپذیر و بسیار خشک و صورت-سنگی که در همۀ نقش هایش همین یک چهرۀ تکراری را دارد که با لحنی بی حالت و تکراری دیالوگ های مختلف را بیان می کند. تیموریان با آن که در نقش هایی بسیار متفاوت از هم ظاهر می شود، هیچگاه بازی متفاوتی از خود نشان نمی دهد و بسیاری اوقات می توانیم فیلمهایش را هرطور که می خواهیم دوبله کنیم و هر دیالوگی را که خواستیم در دهان هرکدام از شخصیت هایی که بازی می کند، بگذاریم. شاید درست نباشد که بیش از این از بحث اصلی که همانا نقد و بررسی فیلم "چه خوبه که برگشتی" است خارج شویم؛ با این همه از آن جا که بازی و بازیگری یکی از مهمترین المان های فیلم ها و سینمای مهرجویی است، با صحبت از بازیِ بازیگرانِ مهرجویی، چندان هم به بیراهه نرفته ایم. ناگفته نماند که یکی از معدود نقات قوت همین فیلم "چه خوبه که برگشتی" همین بازی بازیگران است و درواقع همان قدر بازی بازیگران اصلی همچون حامدبهداد، بد و آزاردهنده است، بازی بازیگران فرعی(مستخدم خانۀ فرزاد، بچه ها و ...) بسیار خوب، یکدست و دوست داشتنی از آب درآمده و این بی شک به قدرت بازیگردانی داریوش مهرجویی بزرگ مربوط می شود. فارغ از این، شاید اگر رضاعطاران را از فیلم بگیریم، چیز زیادی برای لذت بردن از فیلم باقی نماند. عطاران باوجود این که به سیاق همشگی اش بازی می کند و به مدد شوخی ها و طنزمخصوص به خودش که بارها درفیلم های دیگر نیز به نمایش گذاشته، جلوی دوربین مهرجویی قرار گرفته، اما مهندسی در اشلی متفاوت از آن چه تا پیش از این در سینما دیده بودیم را نمایش می دهد و با همین قدرت شخصیت سازی و حتی با یاری همان تکنیک های منحصربه فرد و تکراری اش، "چه خوبه که برگشتی" را نجات داده است.

با این همه "چه خوبه که برگشتی" با این که به هیچ وجه فیلم مستحکم و حساب شده ای نیست، می توانست با کمی دقت در برخی جزئیات به اثری باارزش و درحکم بازگشتِ دوبارۀ داریوش مهرجویی به سینمای ایران بدل گردد. آری؛ این فیلم می توانست داستانی ظریف را با همین شخصیت ها و همین اتفاق ها روایت کند اگر عناصری زائد مثل بشقاب پرنده به آن وارد نمی شد و باز اگر در وارد کردن برخی شخصیت ها و عناصر ضروری همچون شخصیت "عبدی زبل" که نوجوان شروری است که محور بسیاری از اتفاقات اساسی فیلمنامه قرار می گیرد، کمی دقیق تر و منطقی تر رفتار و عمل می شد.

به هرتفسیر اگر نگوییم فیلم"چه خوبه که برگشتی"امضای مهرجویی را به عنوان کارگردان با خود به همراه دارد، باید اعتراف کنیم که به لحاظ کارگردانی بسیار تروتمیز و خوب از آب درآمده و میزانسن ها، دکوپاژ و طراحی های کلی فیلم واقعاً قابل قبول و دوست داشتنی اند. اما با آن که "چه خوبه که برگشتی" را می توان با دو اثر پیشین مهرجویی یعنی"اجاره نشین ها" و "مهمان مامان" مقایسه کرد، به هیچ وجه نمی توان این فیلم را به لحاظ کیفیت و جایگاه هنری در کنار آن دو اثر به یادماندنی قرار داد.

نکتۀ مهم دیگر درنقد و تحلیل "چه خوبه که برگشتی" ارجاعات سینمایی است دراین فیلم دو ارجاع مهم سینمایی وجود دارد. اولی به کمدی های لورل و هاردی که در همان ابتدای فیلم و در یکی از صحنه های خوب فیلم، هنگامی که کارگر لوله کشی مشغول تعمیر لولۀ ترکیدۀ خانه است، اتفاق می افتد و صحنه هایی از کمدی بزن و بکوب لورل و هاردی از تلوزیون پخش می شود و کارگر به جای کارکردن و تعمیر لولۀ ترکیده به همراه دو کودک و در ادامه همراه با کامبیز(رضاعطاران) به تماشای صحنه های خنده دار آن نشسته و یک ریز و از ته دل می خندد و تماشاچی را هم با خود می خندانند. این استفادۀ حساب شده از کمدی لورل و هاردی یکی از نقاط قوت فیلم است و به نوعی درحکم پیشگویی اتفاقاتی است که در ادامه در "چه خوبه که برگشتی" خواهد افتاد. وجه تشابهی که مهرجویی میان دو شخصیت لورل و هاردی که علی رغم دوستی، همیشه مایۀ بدبختی یکدیگر را فراهم می آورند، با دو شخصیت اصلی فیلمش(کامبیز و فرزاد) دیده آن گاه زیباتر می شود که نوع روابط فرزاد و کامبیز در فیلم هم همان قدر پُرضدوخورد و اکشن طراحی و تصویر شده است. جالب آن که این طور که فیلم نمایش می دهد، این دو از سال های دور باهم شطرنج بازی می کردند که اتفاقاً بازی ای فکری و کم تحرک است. اما درطول فیلم هربار که به بازی شطرنج می نشینند، بازی شان با جرزنی یکی از طرفین(معمولاً فرزاد) خراب شده و باز به ضد و خورد می انجامد.

ارجاع دیگر فیلم که باز به همین شطرنج بازی کردن شخصیت های فیلم نیز مربوط است، به فیلم"شطرنج باز"(1977) ساختۀ کارگردان مطرح و بنام هندی "ساتیا جیت رای" است که در صحنه ای از فیلم، در یک مهمانی خانوادگی عده ای مشغول تماشای آن از تلوزیون هستند. داستان "شطرنج باز" جیت رای از این قرار است که پادشاهی به علّت علاقۀ بیش از حد به بازی شطرنج، آن قدر با وزیرش شطرنج بازی می کند که امور مهم مملکتی را فراموش کرده و در نهایت مملکت کاملاً نابود می شود. در فیلم سینمایی"چه خوبه که برگشتی" هم شرنج بازی کردن های این دو دوست و بیش از آن لجبازی بیش از حدشان برسر مسائل پیش پا افتاده تا جایی پیش می رود که علاوه بر این که هیچ کدام نمی توانند به دختر موردعلاقه شان(خانم دکتر یاسمین با بازی مهناز افشار) برسند، خانه و زندگی شان هم ویران می شود و در پایان با آن که این دو دوست با هم آشتی کرده اند، دیگر آن ها را در خانه شان نمی بینیم. بلکه می بینیم که در کنار ساحل و زیر چتری لم داده و باز هم شطرنج بازی می کنند و باز هم بازی شان خراب شده و البته باز هم به جان هم می افتند.

در ابتدای فیلم از دیواری در خانۀ کامبیز پرده برداری می شود که بنا به رسم دیرین خانوادگی و به عنوان یادگاری، همۀ اعضای خانواده بر روی آن نقاشی ای کشیده اند. نقاشی هایی که در نهایت و در جریان لج و لجبازی میان این دو دوست کاملاً از بین رفته و جز چند عکس که توسط خانم دکتر یاسمین گرفته شده، چیزی از آن باقی نمی ماند. آن چنان که این آخرین فیلم داریوش مهرجویی نیز همچون هر فیلم دیگری پایان یافت و پس از آن، جز لحظاتی شیرین نزد مخاطبش هیچ چیز باقی نماند. البته با آن که لحظات خوب و دوست داشتنی در فیلم بسیار زیادند و به هیچ وجه نمی شود منکر نکات مثبت "چه خوبه که برگشتی" شد؛ اما واقعیت این است که در پایان فیلم به همراه این لحظات شیرین، انبوهی از ضعف های فیلمنامه ای و بازیگری و ... نیز در یاد تماشاچی نقش بسته و تا ابد باقی خواهد ماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 14:9  توسط narsis | 


456.bmp - 148.64 Kbخانواده دانشمند هسته‌ای شهید مصطفی احمدی‌روشن در پیامی با تبریک 'حماسه سیاسی' به امام زمان(عج)، رهبر معظم انقلاب و ملت ایران، برای رئیس‌جمهور منتخب 'آرزوی توفیق برای تحقق مطالبات مردم و ارج نهادن به خون شهدا و رعایت شأنیت خانواده آنان' کردند.

 هابیلیان، متن پیام خانواده شهید احمدی روشن بدین شرح است:

باسمه تعالی

بدینوسیله ضمن عرض تبریک به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج) و رهبر عزیز انقلاب، از ملت بزرگوار، قهرمان و فهیم ایران اسلامی به منظور لبیک به رهبری معظم حضرت امام خامنه‌ای مد ظله‌العالی جهت خلق حماسه سیاسی یعنی حضور پرشور در پای صندوق‌های رای که باعث ناامیدی دشمنان داخلی و خارجی این مرز و بوم و همچنین خوشحالی دوست‌داران نظام مقدس جمهوری اسلامی شد، تشکر می‌کنیم.

همچنین، با تبریک به رییس جمهور منتخب مردم بزرگوار ایران، برای ایشان در راستای تحقق مطالبات این مردم صبور و همیشه در صحنه و همچنین رعایت شانیت مردم و خانواده معظم شهدا و ارج نهادن به خون شهدا از خداوند بزرگ آرزوی توفیق می‌نماییم.

با تشکر

خانواده شهید احمدی روشن

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 12:20  توسط narsis | 

امیدوارم فتنه‌سازان ببینند چطور قاطبه مردم در فرآیندی قانونی و آرام پای صندوق آمدند و بسیار دوستانه و محترمانه کاندیدای مطلوب خود را انتخاب کردند؛ رقبا هم به انتخاب مردم احترام گذاشتند.

fg.jpg - 31.27 Kb 598 ، کسی که وارد رقابت می‌شود باید همان قدر که علاقه به پیروزی دارد و برای آن تلاش می‌کند، آمادگی و ظرفیت شکست هم داشته باشد؛ مهم این است که تعصب به نامزد مورد علاقه به تعصب در لزوم پیروزی تبدیل نشود.

طبیعی است ما و همفکران‌مان روی رأیی که دادیم متعصب باشیم ولی باید اعتراف کنیم در این انتخابات شکست خوردیم؛ حتماً نقص‌ها و ضعف‌هایی داشته‌ایم که اقبال عمومی از ما سلب شد ولی باید وهله اول تحقق حماسه سیاسی را به رهبر فرزانه انقلاب و مردم فهمیم و وقت شناس ایران تبریک بگوییم و در وهله بعد به جناب حجت الاسلام روحانی و هوادارانشان تبریک بگوییم و برای‌شان در خدمت به این مردم مومن و شریف آرزوی توفیق داشته باشیم.

وقتی حضور فراگیر مردم و رقابت منصفانه و جانانه‌شان پای صندوق را دیدم بیش از همه یاد فتنه سازان خود رأی افتادم.

می‌دانم در آن حبس شیک شان تلویزیون دارند و امیدوارم با چشم ببینند چطور قاطبه مردم در فرآیندی قانونی و آرام پای صندوق آمدند و بسیار دوستانه و محترمانه کاندیدای مطلوب خود را انتخاب کردند؛ رقبا هم به انتخاب مردم احترام گذاشتند.

دوست دارم در آن تنهایی و انزوای خودساخته وقتی در رسانه‌ها می‌خوانند حتی رفقای شفیق‌شان هم با پذیرفتن فرآیند قانونی انتخابات رأی داده‌اند چه حالی می‌شوند!

نظام مظلومی که ۴ سال پیش به اتهام جابجا کردن ۱۱ میلیون رأی زخم فتنه چشید، امروز پای ۲۵۰ هزار رأی بیشتر از ۵۰ درصد نامزد پیروز ایستاد.

ما به رئیس جمهور جدید رأی ندادیم و اگر ۱۰ بار دیگر هم انتخابات تکرار شود رأی نمی‌دهیم اما ایشان را عضوی از بدنه همین نظام می‌دانیم؛ محاسنش را می‌ستاییم و خطاهایش را هم به طور جدی نقد می‌کنیم؛ ایشان را رئیس جمهور قانونی ایران عزیز می‌دانیم و حتماً تحقیر و تمسخرش نمی‌کنیم!

ما به کشورمان همیشه افتخار کرده و می‌کنیم؛ به نظام‌مان افتخار می‌کنیم که حتی حاضر نشد نیم درصد در آرای مردم دستکاری کند و به انتخاب مردم احترام گذاشت؛ ما عاشقانه کشورمان را دوست داریم و برایش از دل و جان کار می‌کنیم؛ ناراضی هم باشیم، قهر نمی‌کنیم؛ سطل آشغال آتش نمی‌زنیم؛ عربده کشی خیابانی راه نمی‌اندازیم.

قانون و انتخابات ۹۲ را همان قدر قبول داریم که قانون و انتخابات سال ۸۸ را! یاد گرفته‌ایم در شرایط سخت بیشتر کار کنیم؛ اگر در دوره جناب احمدی نژاد کار کردیم، در دوره جناب خاتمی بیشتر کار می‌کردیم و زین پس نیز ایضاً!

کسی که دین و آرمان دارد ناامید نمی‌شود؛ وقتی شعار انتخاباتی‌مان را «مقاومت» تعیین می‌کنیم و وعده جهاد در برابر همه زورگویان عالم می‌دهیم، به طریق اولی در رقابت درون خانوادگی با هم نوع و هم وطن مان ناامید نمی‌شویم. هر جایی که باشیم برای آینده ایران عزیز کار می‌کنیم؛ رئیس جمهور محترم جدید هم باید بتواند با نیمی از مردم ایران که به او رأی ندادند و اتفاقاً بخش اعظمی از آنها همبستگی فکری-ایدئولوژیک قوی با هم دارند کنار بیاید.

امروز مسئولیت‌مان سنگین‌تر شده است؛ باید اشتباهات‌مان را مرور کنیم و برای آینده طرحی نو درانداخته، حرکتی دوباره را آغاز کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 12:19  توسط narsis | 

پس از پخش نخستین مستند تلویزیونی انتخاباتی سعید جلیلی با عنوان «مردم +1»، اداره جنگلبانی نوشهر مانع از ادامه حضور دامدار افشاگر مافیای قطع درختان در محل کار خود شد.

234535.jpg - 8.43 Kb فارس، پس از پخش نخستین مستند تلویزیونی انتخاباتی سعید جلیلی با عنوان «مردم +1»، اداره جنگلبانی شهرستان نوشهر مانع از ادامه حضور حسین اسلامی ـ دامدار افشاگر در فیلم ـ در محل کار خود شد.

در بخشی از مستند «مردم + 1» با اشاره به وجود مافیا در قطع درختان تنومند جنگل‌های شمال کشور، تصاویری از قطع درختان پخش شد اما جنگلبانی نوشهر در اقدامی عجیب و بجای پرداختن به اصل موضوع و اقدام علیه مافیای قطع درختان، حسین اسلامی ـ دامدار افشاگر در فیلم ـ را از حضور در جنگل، منع و ضمن تخریب اصطبل دام‌های وی، او را با جریمه مالی روبرو کرده و برخی اموال وی را کردند.

بنابر این گزارش اطلاعات رسیده حاکی از کشته شدن 6 راس از دام‌های وی به دلیل تخریب اصطبل و همچنین نابود کردن تمام محصولات لبنی اوست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 12:17  توسط narsis | 
هکرهای ایرانی زیرساخت‌های اساسی آمریکا را هدف قرار داده و در حال پیشبرد توانایی خود برای ایجاد آسیب‌های جدی به شبکه قدرت آمریکا هستند.
بولتن نیوز،وقتي در سال 2010، "ويروس استاکس‌نت" "Stuxnet"  به "تاسيسات هسته‌اي ايران" در "نطنز" حمله کرد، بسياري از مقامات آمريکايي اذعان کردند که اين حمله ويروسي با دستور مستقيم باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا صورت گرفت. در همان زمان برخي از مقامات بلندپايه اطلاعاتي و تحليلگران مستقل امريکايي در دانشگاه کلمبيا از اين اقدام باراک اوباما بسيار خشمگين شده و هشدار دادند اين قبيل اقدامات سايبري عليه کشوري مانند ايران مي‌تواند واکنش‌هاي شديدتري از طرف ايران به همراه داشته باشد.

در حالي که مقامات ايران بارها اعلام کرده‌اند اين کشور به قوانين بين‌المللي احترام گذاشته و مخالف هدف قرار دادن موسسات مالي و اقتصادي ديگر کشورها با حملات سايبري هستند، اما مدتي است مقامات آمريکايي حملات سايبري به بخش انرژي و وب‌سايت‌هاي برخي از بانک‌ها و موسسات مالي اين کشور را به هکرهاي ايراني نسبت مي‌دهند.

به گزارش رويترز، البته اين ادعاهاي مقامات آمريکايي چندان بي‌مورد هم نيست. اين خبرگزاري ادعا مي‌کند شکي نيست که حملات اخير هکرها به بخش انرژي و برخي از بانک‌هاي آمريکايي از داخل ايران انجام شده است، اما احتمال مي‌رود حملات هکرهاي ايراني از سوي شهروندان وطن‌پرست اين کشور انجام شده باشد.


به گزارش وال‌استريت‌ژورنال؛ ايراني‌ها در آخرين سري از حملات سايبري خود، سعي کردند به شبکه‌هاي شرکت‌هاي بخش انرژي آمريکا نفوذ کرده و اطلاعاتي براي ايجاد اختلال يا نابود کردن آن‌ها بدست بياورند. همچنين مقامات آمريکايي هکرهاي ايراني را متهم به پاک کردن هزاران هارد بزرگ‌ترين شرکت نفتي جهان، يعني Saudi Armaco در آگوست سال 2012 کردند.

روزنامه وال استریت ژورنال با استناد به مقامات رسمی آمریکا هکرهای ایرانی را متهم کرد که با دست‌یابی به نرم‌افزارهای جدید کوشیده‌اند که انتقال انرژی در خطوط گاز و نفت در آمریکا را مختل کنند .

یک مقام سابق آمریکا به وال استریت ژورنال گفته است که اختلال در کار شبکه انرژی "می‌تواند سبب نگرانی مردم آمریکا" شود. در گزارش وال استریت ژورنال آمده است که حملات سایبری هکرهای چینی معمولاَ متوجه سرقت اطلاعات و جاسوسی اقتصادی است، اما "حملات سایبری" هکرهای ایرانی بسیار خطرناک ‌بوده، زیرا هدف آنان "آسیب‌رسانی و اخلال‌گری" است.

گرچه هنوز جزئیات این حملات مخفی نگاه داشته می‌شود، اما روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از متخصصان نوشت که مشابهت‌های زیادی میان حملات اخیر و حمله به "شرکت نفت آرامکو" متعلق به عربستان سعودی وجود دارد که در جریان آن دست‌کم ۳۰ هزار کامپیوتر در ماه مه ۲۰۱۲ از کار افتادند.

جمیز لوئیس، کارشناس امنیت سایبری که به عنوان مشاور، اغلب با دولت آمریکا نیز همکاری می‌کند گفت: «این حملات به مرحله خطرناکی رسیده است. ما تنها می‌توانیم واکنش نشان دهیم. ما در آستانه ورود به یک جنگ سایبری هستیم.

لئون پانه‌تا، وزیر سابق دفاع آمریکا در اکتبر سال گذشته از تهدیدات پنهان ایران سخن گفته بود. وی بی آنکه نامی از ایران ببرد درباره حمله به شرکت آرامکو به هکرها هشدار داده بود. در این گزارش آمده است که دولت اوباما حملات سایبری به شرکت‌های انرژی را بیانگر بی‌اعتنایی ایران به هشدار مکرر این کشور تلقی می‌کند.

یک مقام آمریکایی تصریح کرد که چینی‌ها در پی سرقت اطلاعات نظامی و اقتصادی هستند، اما حملات سایبری ایران به منظور آسیب‌رسانی صورت می‌گیرد، بدین دلیل توجه و احتیاط بیشتری را طلب می‌کند.

چرا هکرهاي ايراني از هکرهاي چيني خطرناک‌تر هستند؟

به گزارش پايگاه تحليلي Motherjones، ماه مي‌، ماه بدي براي امنيت سايبري آمريکا بود. اين هفته واشنگتن‌پست، گزارش کرد جاسوس‌هاي سايبري چيني چندين برنامه تسليحاتي آمريکا از جمله هواپيماي جنگنده F-35، برنامه‌هاي نظامي موشک‌هاي بالستيک و ناو نيروي دريايي را هک کردند.

ابتدا اوباما با اذعان به ضعف دفاعي سايبري آمريکا، چين را متهم به نفوذ به شبکه‌هاي نظامي و دولتي اين کشور کرد.

سپس مقامات آمريکايي ادعا کردند هکرهاي ايراني نيز توانسته‌اند وارد شبکه‌ شرکت‌هاي بخش انرژي آمريکا شوند.

اين ادعاي مقامات آمريکايي نشان مي‌دهد که قدرت سايبري ايران بيش از پيش افزايش يافته و حال مي‌توان ايران را در کنار کشورهايي مانند چين و روسيه، در ليست ارتش‌هاي قدرتمند سايبري جهان قرار داد.

اما سوالي که مطرح مي‌شود اين است هکرهاي کدام کشور خطرناک‌تر هستند؟ ايران يا چين؟

به گزارش motherjones، با توجه به گزارشي که نيويورک‌تايمز در فوريه سال جاري درباره حمله چين به سازمان‌هاي دولتي و نظامي آمريکا منتشر کرد، هکرهاي چيني با سرقت انبوه اطلاعات محرمانه نظامي و دولتي، توجه عموم را به خود جلب کرده‌اند.

اما کارشناسان علوم سايبري اعتقاد دارند، گرچه چيني‌ها قابليت بالايي در جنگ سايبري از خود نشان داده‌اند و مي‌توانند اسناد محرمانه نظامي آمريکا را بدزدند، اما حملات ايراني‌ها به مراتب نگران‌کننده‌تر و خطرناک‌تر است، زيرا هکرهايي که ادعا مي‌شود ايراني هستند، زيرساخت‌هاي اساسي آمريکا را هدف قرار داده و در حال پيشبرد توانايي خود براي ايجاد آسيب‌هاي جدي به فضاي سايبري آمريکا هستند.

ریچارد بلتلیچ، مدیر امنیتی شرکت خدمات امنیت سایبری Mandiant، درباره پیچیدگی هکرهای ایرانی می‌گوید: "چینی‌ها در جاسوسی سایبری تبهر دارند و نوع کار آن‌ها کم و بیش شناخته شده است. اما "هکرهای ایرانی" ناشناخته عمل می‌کنند و به همین دلیل اقدامات آن‌ها مخرب‌تر است. آن‌ها به راحتی پیش می‌روند و رایانه‌ها را تخریب می‌کنند و می‌توانند مشکلات بسیاری برای زیرساخت‌های سایبری آمریکا ایجاد کنند.

"جيمز لوييس"، کارشناس امنيت سايبري  "مرکز مطالعات استراتژيک و بين‌الملل آمريکا" و مشاور کاخ سفيد نيز تاييد مي‌کند حملات احتمالي هکرهاي جوانان ايراني به زيرساخت‌هاي اساسي سايبري آمريکا به مراتب خطرناک‌تر از چين بوده و تهديد بسيار بزرگي به شمار مي‌آيند.

بنابراين گزارش، هکرهاي ايراني نشان داده‌اند مي‌توانند اطلاعات اساسي را نابود کرده و علاقه زيادي به آسيب رساندن به سيستم‌هاي کامپيوتري آمريکا دارند.

Motherjones مي‌افزايد، فعاليت‌هاي سايبري ايران از سال 2000 آغاز شد.

بسياري از کارشناسان آمريکايي اعتقاد دارند، قدرت سايبري ايران از آن زمان افزايش پيدا کرد که در سال 2010، ويروس استاکس‌نت به تاسيسات هسته‌اي نظنز حمله کرد. بعدها پنتاگون اين اقدام آمريکا را "استفاده از زور" اعلام کرد و آن را غير قانوني دانست.

از آن زمان به بعد، به تلافي حملات سايبري غير قانوني آمريکا به مراکز  دولتي و هسته‌اي ايران، هکرهاي جوان ايراني که مستقل به نظر مي‌رسند بارها به ايجاد اختلال در شبکه بانک‌هاي آمريکايي اقدام ورزيده‌اند.

کارشناسان اعتقاد دارند گرچه ممکن است زمان زيادي به طول بيانجامد تا هکرهاي ايراني هدف خاص خود را پيدا کرده و روش‌هاي دسترسي به آن را بيابند، اما وقتي ايراني‌ها به اطلاعات مورد نظر دست پيدا مي‌کنند تنها 20 دقيقه زمان نياز است تا قرباني خود را هک کرده و ويروس را تزريق کنند.

کلارک Calrake ديگر کارشناس امور سايبري آمريکا عقيده دارد ايراني‌ها بيشتر به دنبال خرابکاري و ايجاد آسيب هستند تا به دولت آمريکا بفهمانند که در صورت نياز از انجام هيچ اقدامي دريغ نخواهند کرد.

هکرهاي ايراني مي‌توانند به همه جا نفوذ کند، بخش‌هاي مالي وحتي وال‌استريت.

بايگاه آمريکايي آتلانتيک‌واير در گزارشي به قدرت سايبري ايران اشاره کرده و اذعان مي‌کند هکرهاي ايراني خطري جدي براي امنيت سايبري اين کشور به حساب مي‌آيند.

نويسنده اين گزارش اعتقاد دارد اگر اين حملات سايبري توسط هکرهاي ايراني صورت گرفته باشند، احتمالا در پاسخ به تحريم‌هاي ناجوانمردانه‌اي است که دولت آمريکا عليه ايران اجرا کرده است.

يک مقام دفاعي ارشد آمريکايي در مصاحبه با وال‌استريت‌ژورنال که به نظر از قدرت سايبري ايران هراسان است مي‌گويد: هکرهاي ايراني مي‌توانند به همه جا نفوذ کند؛ از بخش‌هاي مالي گرفته تا حتي نفوذ به وال‌استريت.

تهديد سايبري ايران، خطر بالقوه

به گزارش بلومبرگ؛ فرمانده نيروي هوايي آمريکا اعتقاد دارد قدرت سايبري آنقدر قدرت يافته است که بايد از آن ترسيد.

به گفته ژنرال ويليام شلتون، ايراني‌ها در حال انتقام‌جويي از حملاتي هستند که در سال 2010 به تاسيسات هسته‌اي اين کشور انجام شد، اما حملات ايراني‌ها به نسبت‌ خطرناک‌تر از استاکس‌نت است، زيرا هکرهاي ايراني زيرساخت‌هاي امنيت سايبري آمريکا را هدف قرار داده‌اند.

تاسيسات هسته‌اي نطنز در سال 2010 توسط يک ويروس کامپيوتري به نام استاکس‌نت مورد حمله قرار گرفت. اين حمله که گفته مي‌شود با دستور باراک اوباما رييس‌جمهوري آمريکا صورت گرفته است توسط مقامات آمريکايي تاييد شد.

در همان زمان برخي از مقامات بلندپايه اطلاعاتي و تحليلگران مستقل امريکايي مانند ميشا گلني در دانشگاه کلمبيا از اين اقدام باراک اوباما بسيار خشمگين شده و هشدار دادند اين قبيل اقدامات سايبري عليه کشوري مانند ايران مي‌تواند واکنش‌هاي شديدتري از طرف ايران داشته باشد.

بلومبرگ در پايان گزارش خود مي‌نويسد: ايران خطر بزرگي است، زيرا قابليت‌هاي بالقوه‌يي در زمينه قدرت سايبري داشته و هر روز به اين قدرت خود مي‌افزايد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 12:11  توسط narsis | 

رئیس جمهور منتخب، جناب حجت الاسلام روحانی


اگر امروز در کمال آرامش و امنیت پیروز شدید، اگر طرفداران شما در کمال آرامش و امنیت در خیابانها جشن گرفتند، یادتان نرود این آرامش و پیروزی را مرهون شهدایی هستید که در سال 88 برای حفظ جمهوری اسلامی جان دادند، وگرنه امروز نه اسلامی بود نه جمهوری که شما با لباس اسلامی روحانیت رییس جمهوریش باشید ...

بسیجی همیشه مظلوم است، هشت سال جنگید و به برادی کشی متهم شد، هشت ماه در وسط خیابان از آراء مردم در مقابل فتنه دفاع کرد و فحش خورد. حالا هم که به رای مردم احترام گذاشت، مسخره شد! ای کاش رقیبان ما میدانستند که اگر هر گروهی میخواست در مقابل رای مردم (حجت الاسلام روحانی)، بایستد و تمکین نکند بسیج همان برخوردی را با آنها میکرد که در سال 88 کرد.

بسیجی مرد است، از آراء رقیب همچون محافظت میکند که از ناموس خود. حجت الاسلام روحانی از صندوق دولتی بیرون آمد که به تقلب 11 میلیونی متهم بود ولی از 250 هزار رای اضافه بر 50 درصد محافظت کرد تا امروز همان آیت اللهی که دیروز ادعای تقلب داشت به پاک بودن انتخابات اعتراف کند. و ما هم خدا را شاکریم که تحت لوای ولایت طعم شیرین پیروزی 72 درصدی را میچشیم.



 بولتن نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 12:10  توسط narsis | 
 
 
1081574_592.jpg - 18.16 Kbهیأت امر به معروف و نهی از منکر عربستان یک لبنانی را به اتهام "لبخند غیر شرعی" به مدت ۵ روز بازداشت کرد.

سایت "الجزیره العربیه" تأکید کرد این شهروند عربستانی که اخیرا آزاد شده، در سایت خود نوشته است که در منطقه "الفیصلیه" کار می کرد به اتهام "لبخند غیر شرعی" ۵ روز بازداشت شد.
هیأت امر به معروف در عربستان سعودی از قوانین خاصی پیروزی نمی کند و اعضای آن طبق نظر و دیدگاه خود فعالیت می کنند که به عقیده خود عربستانی ها اقدامات این هیأت در بیشتر موارد برخلاف تعالیم اسلام است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 12:5  توسط narsis | 


n00520880-b.jpg - 18.81 Kbرییس سازمان بسیج مستضعفین گفت: ای کاش کاندیداهای ناموفق سال ۸۸ ذره‌ای از اخلاق و منش کاندیداهای انتخابات ۹۲ را داشتند.

تسنیم، سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین در جلسه شورای معاونین و مسئولین اقشار 22 گانه تخصصی بسیج، گفت: از رهبری داهیانه و هدایت‌های حکیمانه امام خامنه‌ای عزیز در خلق حماسه غرور آفرین سیاسی از صمیم جان تشکر می‌کنیم.

نقدی ضمن تشکر از همه کاندیداها به دلیل رعایت اخلاق و آرامش و متانت اظهار داشت: ‌ای کاش کاندیداهای ناموفق سال 88 ذره‌ای از اخلاق و منش کاندیداهای انتخابات 92 را داشتند.

وی به حوادث تلخ سال 88 اشاره کرد و افزود: اگر کاندیداهای ناموفق انتخابات 88 ضمن احترام به آرای ملت، از قانون تمکین می‌کردند نه آن حوادث تاسف‌بار پیش می‌آمد و نه دشمنان انقلاب، امیدوار به حرکات جدید مثل تشدید تحریم‌ها و فشارهای روانی علیه ملت ما می‌شدند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین با تقدیر از برخورد سنجیده کاندیداها تصریح کرد: رفتار خردمندانه کاندیدای منتخب و سایر کاندیداها و هوادارانشان یک الگوی مناسب است که می‌تواند دوره خوبی از رفتار سیاسی و مردمسالاری اسلامی را نوید بدهد.

وی در پایان با تاکید بر روشن شدن حقیقت سلامت نظام انتخاباتی ایران برای جهانیان و رسوایی مدعیان تقلب خاطرنشان کرد: باید مسببان فتنه با عذرخواهی از پیشگاه ملت بویژه خانواده معظم شهدا و جانبازان مظلوم فتنه 88 به جرم بزرگ تاریخی خود اعتراف کنند، اگرچه این اعتراف، آن فجایع بزرگ را جبران نخواهد کرد.

انتهای پیام/

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 12:3  توسط narsis | 


mv.jpg - 21.51 Kbنماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه انتخابات در ایران همواره سالم و دمکراتیک بوده، گفت: باید به دمکراتیک خواندن انتخابات توسط هاشمی رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی بی اعتنایی کرد.

فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با بیان اینکه دنیا از ابتدا می‌دانست که انتخابات ایران سالم‌ترین انتخابات دنیاست، گفت: اینکه دشمنان انقلاب اسلامی بعضاً اتهام تقلب را در خصوص انتخابات در ایران مطرح کردند، به دلیل عصبانیت آنان از نتیجه انتخابات بوده است.

 وی با بیان اینکه روحانی با یک رای شکننده رئیس‌جمهور ایران شد، افزود: اگر خدای‌ناکرده نظام اسلامی اهل خیانت به آرای مردم بود، اجازه نمی‌داند فردی با 51 درصد آرا رئیس‌جمهور شود.

 نماینده تهران در مجلس با اشاره به اظهارت هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه انتخابات92 دمکراتیک ترین انتخابات جهان بوده است، افزود: انتخابات در ایران همیشه سالم بوده و نیازی به تائید یا رد آن توسط افرادی چون هاشمی و خاتمی نیست.

 حسینیان تاکید کرد: همانطور که ادعای دروغ تقلب توسط دشمنان انقلاب و افرادی چون هاشمی، خاتمی و ضدانقلاب موجب بی‌اعتنایی شد باید به اظهار نظر امروز این افراد مثل گذشته بی اعتنایی کرد چون انتخابات92 هیچ تفاوتی با انتخابات 88 و انتخابات گذشته نداشته است.

 وی با بیان اینکه برخی بر اساس نتیجه انتخابات به رای مردم احترام می‌گذارند، گفت: ما اساس انتخابات و رای مردم را محترم می‌دانیم و نتیجه‌ انتخابات را دلیلی برای رد حق و رای مردم نمی‌دانیم.

 

نماینده مردم تهران در مجلس گفت: وقتی وزارت کشور آقای هاشمی انتخابات برگزار کرد، آقای خاتمی که از جریان چپ آنروز بود پیروز شد و زمانی که آقای خاتمی انتخابات برگزار کرد، علی‌رغم تمام تلاشی که دولت و شخص خاتمی برای رای نیاوردن آقای احمدی‌نژاد داشتند، ایشان منتخب مردم شد.

 

حسینیان افزود: اکنون نیز که وزارت کشور آقای احمدی‌نژاد انتخابات را برگزار کرده است آقای روحانی رئیس‌جمهور شده است بنابر این اگر هر فردی کوچکترین شناخت از انتخابات ایران داشته باشد متوجه خواهد شد که تقلب در انتخابات ایران ممکن نیست.

 

وی گفت: انتخابات92 هیچ تفاوتی با انتخابا گذشته نداشته است مگر اینکه برخی خیال می‌کنند آقای روحانی به آنها نزدیک است و حرف متفاوتی می‌زنند لذا باید به تائید یا رد اساس انتخابات توسط افرادی چون هاشمی و خاتمی بی اعتنایی کرد.


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 11:53  توسط narsis | 
مرتضی روحانی فرزند شیخ حسن روحانی یک لکسوسes 350 سوار می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 11:51  توسط narsis | 

جزئیات اسامی منتخبان دوره چهارم شورای اسلامی شهر تهران اعلام شد.

اسامی 31 نفر ازمنتخبین مردم تهران در چهارمین دوره شورای اسلامی شهر اعلام شد که از این تعداد 18 نفر اصولگرا و 13 نفر اصلاح‌طلب هستند.

 

325-11.jpg - 17.19 Kb

ردیف نام و نام خانوادگی اصلاح‌طلب اصولگرا ائتلاف
1 مهدی چمران   * آبادگران ایران اسلامی
2 علیرضا دبیر   * خدمتگزاران آبادانی و پیشرفت
3 حسین رضازاده   * پیشرفت و عدالت ایران اسلامی
4 احمد مسجد جامعی *   نخبگان شورای شهر
5 حبیب کاشانی   * آبادگران ایران اسلامی
6 هادی ساعی   * فراگیر آبادگران
7 مرتضی طلایی   * پیشرفت و عدالت ایران اسلامی
8 پرویز سروری   * خدمتگزاران آبادانی و پیشرفت
9 رضا تقی‌پور   * خدمتگزاران آبادانی و پیشرفت
10 عباس شیبانی   * آبادگران ایران اسلامی
11 الهه راستگو *   آبادگران شهر
12 اسماعیل دوستی *   متخصصین مدیریت شهری
13 احمددنیامالی *   کارآزمودگان مدیریت شهری
14 محمد مهدی تندگویان *   متخصصین مدیریت شهری
15 محمدسالاری *   متخصصین مدیریت شهری
16 فاطمه دانشور *   اصلاح‌طلبان
17 احمد حکیمی‌پور *   اصلاح‌طلبان
18 رحمت‌الله حافظی   * آبادگران ایران اسلامی
19 مجتبی شاکری   * خدمتگزاران آبادانی و پیشرفت
20 محمد حقانی *   متخصصین مدیریت شهری
21 اقبال شاکری   * خدمتگزاران آبادانی و پیشرفت
22 ابوالفضل قناعتی   * آبادگران ایران اسلامی
23 عبدالحسین مختاباد *   اصلاح طلبان
24 معصومه آباد   * آبادگران ایران اسلامی
25 غلامرضا انصاری *   اصلاح طلبان
26 مهدی حجت *   اصلاح‌طلبان
27 عباس جدیدی   * زاگرسیان ایران اسلامی
28 عبدالمقیم ناصحی   * آبادگران ایران اسلامی
29 محمد مهدی مفتح   * آبادگران ایران اسلامی
30 محسن پیرهادی   * پیشرفت و عدالت ایران اسلامی
31 محسن سرخو *   اصلاح طلبان

بر اساس این گزارش محمد مهدی مفتح در انتخابات میان دوره ای مجلس نیز انتخاب شده که در صورت انصراف وی از مجلس در لیست شورای شهر تهران قرار می گیرد در غیر این صورت محمد سلطانی فر جایگزین وی می شود.


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 11:47  توسط narsis | 


liberty.jpg - 15.46 Kbحمله موشکی به کمپ موقت ترانزیت در بغداد منجر به کشته شدن دو تن از اعضای مجاهدین[!] شد.
مرصاد به نقل از انجمن نجات: درحمله موشکی روز جمعه 24خرداد ماه92، تعدادی از ساکنان سایت موقت ترانزیت (کمپ لیبرتی) در نزدیکی فرودگاه بغداد مجروح و دو نفر کشته شدند.
به گفته نمایندگی سازمان ملل درعراق تاکنون آمار دقیقی از شمار مجروحین به دست نیامده است.
بنا بر گزارشها، آقای محمد جواد نقاشان و خانم کلثوم صراحتی در این حمله جان باختند و وضعیت اصغر شریفی و احمد صدف وخیم اعلام شده است.
پیش از این در بهمن ماه گذشته نیز به کمپ لیبرتی حمله دیگری شده بود.
نماینده سازمان ملل درعراق، مارتین کوبلر و آنتونی گوترس رئیس کمیساریای عالی حقوق پناهندگان در سازمان ملل از واقعه پیش آمده ابراز نگرانی کردند و از دولت عراق خواستند برای تامین امنیت ساکنان کمپ تلاش بیشتری کند. آقای کوبلر همچنین از کشورهای سوم خواست تا برای پذیرش ساکنان کمپ موقت پیش قدم شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 11:14  توسط narsis | 
t1505143.jpg - 13.16 Kbرسانه‌های ضد انقلاب و بیگانه فارسی زبان در روزهای پس از انتخابات سعی کردند، به دلخواه خود حوادث انتخابات و پیروزی حجت‌الاسلام حسن روحانی را تفسیر کنند؛ از تفسیر انتخابات به رفرنداوم هسته‌ای و مصادره پیروزی انتخابات توسط جنبش سبز گرفته تا توهین‌ به مردم ایران.

سیرنیوز: به گدر ادامه رصد اخبار رسانه‌های ضد انقلاب و بیگانه فارسی زبان درباره انتخابات، این بار هم به با بررسی این رسانه‌ها به تحلیل برخی رفتارهای ضد انقلاب درباره انتخابات و نتیجه حاصل از آن می‌پردازد:

• مصادره پیروزی حسن روحانی به نفع جنبش سبز

یکی از اقدامات تأمل برانگیز و قابل پیش بینی رسانه‌های ضد انقلاب، مخصوصا وابستگان به جنبش سبز، تلاش آنان برای مصادره پیروزی حجت‌الاسلام حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ، به نفع این جنبش بود؛ این جنبش و رسانه‌های وابسته به آن که در انتخابات 88 نظام را به تقلب در انتخابات محکوم کرده بود، و بعد نیز انتخابات مجلس شورای اسلامی را تحریم کرده بود و همچنان قائل به تقلب نظام در انتخابات‌ در کشور بودند، این بار نیز همین رویه را پیش گرفته و از حضور در انتخابات و دعوت مردم به حضور سرباز زدند.

البته این جنبش حق هم داشت؛ چگونه می‌شد هم قائل به تقلب در انتخابات باشی و هم رأى خود را در نتیجه انتخابات مؤثر بدانی؛ از این رو تمام تلاش این رسانه‌ها این بود که به هر نحوی شده مردم را به عدم حضور در انتخابات تشویق کنند تا شاید به این طریق بتوانند اثبات کنند که مردم دروغ تقلب را باور کرده و به همین دلیل در انتخابات شرکت نکرده‌اند؛ به برخی از اخبار این رسانه‌ها در روزهای نزدیک به انتخابات توجه کنید:

تاکید صریح سه تن از اصلی ترین گردانندگان فتنه 88 بر عدم شرکت در انتخابات در 20 خرداد؛ این تاکید یک راهنمایی به اعضای جنبش نیز هست و آن اینکه شما نیز رأی ندهید

تاکید صریح سازمان مجاهدین و سایت کلمه مبنی بر اینکه رأی مردم خوانده نمی‌شود: توصیه صریح به طرفداران مبنی بر عدم شرکت در انتخابات

تاکید صریح موسوی خوئینی‌ها بر عدم شرکت در انتخابات

این موارد تنها گوشه بسیار کوچکی از تلاش‌ها و توصیه‌های رسانه‌های جنبش سبز، گردانندگان اصلی آن و احزاب و سازمان‌های حامی آن بود برای عدم شرکت در انتخابات و تاکید بر این امر؛ آنان باید هم چنین مواضعی می‌گرفتند؛ آخر ادعای تقلب در انتخابات و شرکت در انتخابات – که به معنی اعتماد به برگزار کنندگان انتخابات است – تناقضی جدی برای این افراد بود؛ از این رو تصمیم نهایی آنان عدم شرکت در انتخابات بود.

اما حال که حسن روحانی ، که خود را حامی گفتمان اعتدال – نه اصلاح طلبی - معرفی کرده، پیروز انتخابات شده است، این رسانه‌ها سعی کردند پیروزی حسن روحانی را پیروزی جنبش سبز توصیف کنند!

البته معلوم نیست چگونه این افراد می‌خواهند ادعا کنند در انتخابات شرکت کرده و به حسن روحانی رأی داده و نظام هم از آرای آنها صیانت کرده است؟ مگر نبود که این افراد اصلا اعتقادی به امانت‌داری نظام نداشتند؟ اگر در ادعای خود صادق بودند و به نظام و امانت داری آن اعتقاد نداشتند، چرا در انتخابات شرکت کردند؟ اگر چنین ادعایی را خود نیز قبول ندارند پس برای چه مخاطبان خود را مدام با دروغ نویسی منحرف می‌کنند و بر حرف و ادعای دروغ خود اصرار می‌ورزند؟

تلاش ابتر رسانه‌های ضد انقلاب در مصادره پیروزی حسن روحانی به نفع خود

این افراد باید بپذیرند که پیروزی حجت‌الاسلام حسن روحانی چندان ارتباط مؤثری با جنبش سبز نداشته و ندارد؛ چه آنکه خود آقای روحانی نیز در بهمن ماه سال 89 به شدت علیه این جنبش موضع گرفته و در سخنانی علیه حوادث 25 بهمن که برای طرفداران این جنبش یک روز مهم محسوب می‌شود، گفت:

"حرکت ۲۵ بهمن گروهي فريب خورده کاملاً محکوم است و قوه قضاييه بايد براساس وظايف ذاتي خود نسبت به اين حرکت ضدانقلابي اقدام کند... در واقع این حركت ضداسلامی و ضد ملی، از یك سو می خواست فریاد قاطعانه ملت ایران در روز ٢٢ بهمن را تحت الشعاع قرار داد و از سوی دیگر وسیله ای برای انحراف افكار مردم منطقه از دشمنان اصلی یعنی آمریكا و رژیم صهیونیستی و شكست اخیر آنان گردد... در حالی كه مردم در روز ٢٢ بهمن به شكلی كاملاً با شكوه حمایت خود را از حركت های آزادی خواهانه در منطقه اعلام كرده بودند، اقدامات نابخردانه و فتنه گرانه صورت گرفته در روز ٢٥ بهمن تنها به نفع استكبار و ضد انقلاب بود.".

نسبتی میان حسن روحانی و جنبش سبز وجود ندارد؛ از طرفی هم که طرفداران این جنبش اگر واقعا به ادعای خود در سال 88 اعتقاد داشته باشند پس نمی توانند در انتخابات شرکت کرده باشند، که در فضای رسانه‌ای هم این را به صراحت نوشتند. پس این افراد چرا اینگونه تلاش دارند که پیروزی آقای روحانی را به نفع خود مصادره کنند؟ جالب اینجاست که این رسانه‌ها در پوشش خبری خود تلاش کرده اند تا یکی از دلایل پیروزی و جشن پس از انتخابات را رفتن احمدی نژاد عنوان کرده و آن را نیز به جنبش سبز پیوند دهند؛ در حالی که مسلم بود که احمدی نژاد دیگر رئیس جمهور ایران نخواهد بود؛ خواه حسن روحانی پیروز می‌شد یا هر کس دیگری!

طرفداران جنبش سبز خود به خوبی می‌دانند که در سال 88 هم رأی آنان خوانده شد؛ مشکل اینجاست که آنها گمان می‌کنند یا باید همیشه خودشان پیروز انتخابات باشند، یا در انتخابات تقلب شده است؛ حال آنکه نظام از آرای همه نامزدها صیانت می‌کند؛ خواه حسن روحانی باشد؛ خواه محمود احمدی نژاد، و خواه موسوی

البته بار دیگر بر این تناقض تاکید می‌کنیم که جنبش سبز اگر بر ادعاهای خود در انتخابات 88 باور و اعتقاد دارد؛ پس بدون شک نمی‌تواند خود را پیروز انتخابات 92 بداند و آن را به نفع خود مصادره کند؛ حتی اگر برخی طرفداران این جنبش – که قاعدتا نباید در انتخابات رأی داده باشند – هم به خیابان آمده و در حمایت از این جنبش شعار بدهند. نمی‌توان هم قائل به تقلب در انتخابات 88 بود و هم در انتخابات 92 شرکت و پیروز هم شد. آن هم در شرایطی که مجری، برگزار کننده و ناظر انتخابات همان نهادها و افراد سال 88 می‌باشند!

یکی دیگر از این ادعاها، نامه تاجزاده به عارف بود که نوشته بود انصراف شما از رقابت، مهندسی انتخابات را به هم زد؛ اول اینکه تاجزاده هم در انتخابات شرکت کرد؛ با اینکه از مدعیان اصلی اتهام تقلب علیه نظام در سال 88 همو بود؛ اینکه حال چرا به نظام اعتماد کرده و در انتخابات شرکت کرده جای سوال است؟ آیا اگر حسن روحانی پیروز نمی‌شد بازهم تقلب شده بود؟ آیا اگر نظام دنبال صیانت از آرای مردم نبود و اهل تقلب در انتخابات بود، برایش کاری داشت بازهم تقلب کند؟

ادعای ساده لوحانه تاجزاده درباره مهندسی انتخابات؛ آیا برای نظام کاری داشت که – بر فرض ادعا و اتهام شما – در این انتخابات هم تقلب کند؟ استدلال‌های ساده لوحانه ای که فقط برای توجیه رفتار خود به کار برده می‌شود امروزه زیاد در بین رسانه‌های ضد انقلاب و امثال تاجزاده دیده می‌شود

کافی است تاجزاده و طرفداران جنبش سبز به نتیجه انتخابات رجوع کنند تا میزان دقت نظام در امانت داری و صیانت از آرای مردم را ببینند؛ حسن روحانی با 7/50 درصد آرا پیروز شد؛ یعنی تنها با 7/0 رای بیش از نصف؛ آیا به عقیده آنان که نظام در انتخابات 88 بیش از 11 میلیون تقلب کرده است، کاری داشت آرای روحانی را به مقدار 0/7 درصد کم کند تا انتخابات به دور بعد رفته و در دور بعد هم او را بازنده اعلام کند؟ این جا اوج امانت‌داری نظام نسبت به رأی مردم که مورد تأکید همیشگی رهبر انقلاب است مشخص می‌شود. هر چند تاجزاده و دیگر حامیان این جنبش خود را به تجاهل بزنند.

• ماهیگیری به سبک دویچه وله

یکی دیگر از تفاسیری که انتظار می‌رفت از نتیجه انتخابات بشود، نسبت دادن انتخابات و نتیجه آن به موضوع انرژی هسته‌ای است؛ از همان ابتدا و نوع تحلیل و خبررسانی رسانه‌های ضد انقلاب این احتمال به صورت جدی وجود داشت که آنان این انتخابات را به نوعی رفراندوم هسته‌ای تعبیر کنند.

از آنجا که حسن روحانی و سعید جلیلی دو نامزد مطرح در این انتخابات، هر دو سابقه مسئولیت پرونده هسته ای ایران را با دو رویکرد متفاوت داشته و در مناظرات نیز بر سر مواضع خود به بحث نشسته بودند، این احتمال وجود داشت که در صورت شکست سعید جلیلی این رسانه‌ها ماهی خود را از این انتخابات بگیرند و آن را به عدم پذیرش مردم ایران از روش سعید جلیلی در مذاکرات تفسیر کنند.

تفسیر جهت دار و مغرضانه دویچه وله از نتیجه انتخابات؛ او با زیرکی تلاش کرده تا شکست جلیلی را شکست سیاست‌های حکومت در امر انرژی هسته‌ای نشان دهد؛ حال آنکه برای انتخاب بهترین نامزد برای ریاست جمهوری، این امر تنها یک معیار است، نه همه آن

این رسانه‌ها بدون توجه به اینکه از معیارهای انتخاب رئیس جمهور، تنها یک معیار آن سیاست خارجی و موضوع هسته‌ای است و اینکه این امر هم جزء سیاست‌های کلان نظام است و در بالاترین سطوح تصمیم گیری می‌شود، انتخابات روز جمعه را به رفراندوم هسته‌ای تفسیر کرده و نتیجه گرفتند که رویکرد نظام در مقاومت در پرونده هسته‌ای، غلط و با عدم پذیرش ملت رو به رو شده است. حال آنکه این تفسیر بسیار غلط از انتخابات است؛ بسیار افرادی هستند که رویکرد جلیلی نسبت به روحانی را بیشتر پسندیده ولی او را برای ریاست جمهوری مناسب نمی‌دانستند؛ گویا این رسانه‌ها از اولی‌ترین اصول دموکراسی و انتخاب هوشمندانه نیز آگاهی ندارند.

کاش این رسانه‌ها بفهمند که حسن روحانی در ایام مسئولیت پرونده هسته‌ای، خودسر عمل نکرده و تابع سیاست‌های حکومت بود و اینگونه نیست که با تغییر یک نفر، مسیر به کلی عوض شود!

• عقده گشایی و توهین گستاخانه به ملت

رسانه‌های ضد انقلاب که نتوانستند حقد و کینه خود را از حضور حماسی مردم در انتخابات پنهان کنند، در برخی مطالب خود به آشکارا به ملت ایران و طرفداران نامزد پیروز در انتخابات توهین‌های بی ادبانه‌ای کردند.

هرچند زبان از نوشتن این توهین‌ها قاصر است و ذکر آن ها را بی ادبی به ساحت ملتی می‌داند که به تبعیت از رهبرش حماسه‌ای سیاسی را رقم زده است، اما تنها برای آگاهی مخاطبان گرامی یک تصویر از تیتر این خبر را در ادامه آورده ایم:

توهین گستاخانه رادیو زمانه به ملت حماسه ساز؛ البته که حضور بیش از 72 درصدی در انتخابات باید هم اینگونه داغ بر دل ضد انقلاب بنشاند

البته ملت ایران هیچ‌گاه به حرفهای پوچ این رسانه‌ها توجهی نداشته و ندارند؛ و همین تبعیت از رهبری و بی‌توجهی به رسانه‌های ضد انقلاب باید هم آنان را به عقده گشایی علیه ملت بکشاند؛ حال آنکه " کی شود دریا به پوز سگ نجس"

امید است حال که ملت ایران حماسه سیاسی مد نظر رهبری را رقم زدند، رئیس جمهور منتخب – حجت الاسلام حسن روحانی – نیز این امر را قدر دانسته و در پاسداری از آرمان‌های انقلاب و خلق حماسه سیاسی گامی بلند بردارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 10:40  توسط narsis | 

کتاب «نور‌الدين پسر ايران» در کمتر از چند ماه به چاپ شصتم رسيد.
aaaa11514.jpg - 14.54 Kb فارس، سيد نورالدين عافي درباره انگيزه خود در خصوص بازگويي خاطرات جنگ در اين کتاب گفت: واقعا نمي‌دانستم اين کتاب تا چه حد مي‌تواند تاثيرگذار باشد. سال 1373 يک شب خواب ديدم مقام معظم رهبري ورقه‌هايي در دست دارد که مي‌خواند و گريه مي‌کند. کسي گفت اين‌ها خاطرات يک جانباز 70 درصد است.

وي ادامه داد: اين خواب فکرم را مشغول کرده بود. لذا تمايل پيدا کردم تا خاطرات را در يک کتاب بيان کنم. خاطره‌ها مربوط به هشت سال زندگي در جنگ است.

عافي با اشاره به اينکه معصومه سپهري زحمات زيادي را براي تدوين کتاب کشيده است، گفت: تدوين اين کتاب حدود 15 سال طول کشيد. من با همسر خانم سپهري در جبهه همرزم بوديم و رفت و آمد زيادي داشتيم. اگر زحمات خانم سپهري نبود امروز کتاب نورالدين پسر ايران شکل نمي گرفت.

اين راوي در ادامه به ديدار خود با مقام معظم رهبري اشاره کرد و افزود: در ديداري که با مقام معظم رهبري داشتم ايشان دست‌هايش را بلند کرد و خطاب به من فرمود: «سلام پسر ايران؛ با اين کتاب من را شاد کردي». مقام معظم رهبري در خصوص اين کتاب به من فرمودند: گاهي با اين کتاب خنديدم و گاهي نيز گريستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 10:20  توسط narsis | 


عناصر معارض جمهوری اسلامی با ابراز تردید نسبت به حسن روحانی می‌گویند او اصلاح‌طلب نیست و منصوب رهبری در شورای عالی امنیت ملی است.

19443_250.jpg - 30.39 Kbدانا، عناصر معارض جمهوری اسلامی با ابراز تردید نسبت به حسن روحانی می‌گویند او اصلاح‌طلب نیست و مستقل از اصلاح‌طلبان به عرصه انتخابات آمده و منصوب رهبری در شورای عالی امنیت ملی است.

در این زمینه «محمدرضا-ی» همکار فراری نشریات زنجیره‌ای به صدای آمریکا گفت: روحانی اصلاح‌طلب نیست و هیچ اصراری هم ندارد که خودش را اصلاح‌طلب بنامد. این در حالی است که آقای عارف خودش را اصلاح‌طلب می‌دانست. اما چون در نظرسنجی‌ها حتی نظرسنجی‌های اصلاح‌طلبانه او دارای رای بالایی نبود، اصلاح‌طلبان از روحانی حمایت کردند.

مرتضی -ک از همکاران متواری گروهک ملی-مذهبی نیز که در پاریس اقامت دارد به یک رسانه اپوزیسیون (رادیو کوچه) گفت: آقای خامنه‌ای ترجیح داده بود از رقابت‌های انتخاباتی دور باشد. آقای روحانی نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی است به ویژه این که روحانی از معتمدین نظام بوده و بخشی از جریان راست هم او را بر دیگر رقبا ترجیح می‌دهند.

وی در مصاحبه با رادیو فردا نیز تصریح کرد: حسن روحانی به اصلاح‌طلبی شهره نیست هر چند هاشمی و کارگزاران و خاتمی از او حمایت کرده‌اند. او مورد اعتماد رهبری بوده است.

از سوی دیگر علیرضا نوری‌زاده به شبکه الجزیره گفت: حسن روحانی به هیچ‌وجه اصلاح‌طلب نبوده و نیست و نماینده رهبری و نزدیک به رهبر و همواره میانه‌رو بوده است.

اصلاح‌طلبان که حامی عارف بودند، در نظرسنجی‌ها دریافتند که عارف حداکثر 10 درصد آرا را کسب می‌کند.

نوری‌زاده گفت: از نظر رهبری این انتخابات یک همه‌پرسی برای نظام ایران بود، زیرا می‌خواهد بگوید جمهوری اسلامی وجهه مردمی دارد. نظام زیرکی به خرج داد و انتخابات شوراهای شهر را با انتخابات ریاست‌جمهوری همزمان کرد.(!) مسئولان نظام هر رای‌دهنده را که پای صندوق‌ها رفت نماد وجهه قانونی و مردمی نظام تلقی می‌کنند.

گفتنی است رجب مزروعی عضو متواری فراکسیون مشارکت در مجلس ششم در مصاحبه با رادیو فردا در شب انتخابات گفته بود: روحانی رای بالایی دارد اما اگر هم شکست بخورد، این مصیبتی برای اصلاح‌طلبان نیست چرا که آنها نیروی اجتماعی خود را دارند و آن بخشی هم که شرکت نکردند، جنبش سبز را می‌سازند. بنابراین شکست روحانی شکست و مصیبتی برای اصلاح‌طلبان نخواهد بود.


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 10:14  توسط narsis | 
در روزهای گذشته مستندی در بی بی سی فارسی با موضوع رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد و انتخابات با نام«مردی با کاپشن بهاری» پخش شد.

بزرگمهر شرف‌الدین، نویسنده و کارگردان مستند مردی با کاپشن بهاری، یکی از نویسندگان و سردبیران چلچراغ محسوب می‌شود که تا همین اواخر هم برای این مجله یادداشت می‌نوشت.


 باشگاه خبرنگاران ،در روزهای گذشته مستندی در بی بی سی فارسی با موضوع رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد و انتخابات با نام«مردی با کاپشن بهاری» پخش شد. جدا از سیاست اطلاعات درست -اطلاعات غلط (Misinformation-disinformation) این مستند برای انتقال اطلاعات نادرست در بین اطلاعات صحیح  به مخاطبش، به سازنده‌ این مستند اشاره‌ای نشده است.

سازنده‌ای که با حمایت این شبکه‌ی بهایی-انگلیسی اقدام به تحقیق، مستند سازی نموده و با استفاده از تصاویر آرشیوی، تصاویر و مستندهای جدید و استفاده تکّه پاره از نقل قول‌های شخصیت‌های سیاسی به غرض‌ورزی و رساندن منظورش که همان ماهی گیری از آب گل‌آلود در وضعیت کنونی و مخدوش کردن تصویر و زحمات جناب رئیس جمهور ایران است. در این مستند همچنین سعی بسیاری شده تا رابطه‌ی ریاست سه قوّه با هم و با رهبری را بسیار سرد، کینه‌ای و پر التهاب نشان دهد.

نام مستند «مردی با کاپشن بهاری» شباهت بسیاری به نام مردی با عبای شکلاتی دارد؛ نامی که توسط چلچراغ برای محمّد خاتمی انتخاب شده بود.

حضور خاتمی در شب یلدای 84 و ملقب شدن به مردی با عبای شکلاتی!

بزرگمهر شرف‌الدین، نویسنده و کارگردان این مستند برای بی‌بی‌سی فارسی است. او که مدرک کارشناسی ادبیات انگلیسی را از دانشگاه تهران کسب کرده، یکی از نویسندگان و سردبیران چلچراغ محسوب می‌شود، تا همین اواخر هم در این مجله به بهانه‌هایی چون مناسبت عید نوروز و ... به عنوان میهمان(به عنوان افتخار این مجله!) به نوشتن یادداشتی عیدانه می‌پرداخت.


او علاوه بر این مستند پس از فتنه‌ 88 مستند خط و نشان رهبر را هم برای این شبکه کار کرده که با جنگ روانی و اطلاعات ضد و نقیض به تخریب وجهه مقام معظم رهبری و جایگاه ولایت فقیه در نظام اسلامی پرداخته بود و بر خلاف مستندهای شلخته و کذب محض محسن مخملباف در باب زندگی رهبر عظیم الشأن انقلاب، با ساختاری ظریف و دقیق به تخریب وجهه ایشان پرداخته بود.

او به جز این دو مستند، مستند افغانستان را نیز ساخته و از ابتدای تأسیس بخش فارسی این شبکه، تهیه کننده ارشد بخش خبر محسوب می‌شود. او در واکنش به توقیف کوتاه چلچراغ، متنی را با نام  توقیف چلچراغ؛ پایان یک رویا؟ در سایت بی‌بی‌سی فارسی نوشت و به توضیح فعالیت‌های این نشریه پرداخت.

درست است که به سادگی نمی‌توانیم بی‌ بی سی فارسی را به مجله‌ چلچراغ و افراد و نویسندگان زیادی که در این نشریه فعالیت کرده‌اند ارتباط داد؛ امّا مستند دیگری با نام Rageh Inside Iran در سالهای ابتدایی دولت محمود احمدی نژاد در فضای رسانه‌ای ایران مورد نقد قرار گرفت، که در این مستند خبرنگاری به نام راجع عمر(که سابقه‌ی خبرنگاری در الجزیره، خبر ITV و خبر بی‌ بی سی را دارد) به گشت و گذار در ایران می‌پردازد و همانند اکثر مستندهایی که توسط شبکه‌های تلویزیونی انگلیسی آمریکایی ساخته می‌شود به سیاه نمایی و نمایش سیاه و خاکستری جامعه می‌پردازد.

در این مستند که برای کانال چهار بی بی سی ساخته شده، راجع به دفتر هفته نامه چلچراغ رفته و مورد استقبال نویسندگان این نشریه قرار می‌گیرد. تصاویر این مستند از وضعیت افراد در داخل این نشریه بسیار تعجّب آور است.

نویسندگان این نشریه با پوششی بسیار بد و حجاب غیر عرف دور هم نشسته و پیش این خبرنگار سفره‌ دل باز می‌کنند. از آنجا که راجع قصد دارد مقاله‌ای درباره‌ی حضورش در ایران را در این نشریه منتشر کند تا به این وسیله با انتشار مطلب در مطبوعات ایرانی آشنا شود، نزد بزرگمهر شرف الدین رفته تا از او یاد بگیرد با چه سیاستی مقاله و یادداشتش را بنویسد.

شرف الدین در حاله که به شدّت سیگار می‌کشد به او توضیح می‌دهد که چگونه با حذف کلماتی از متنش و جایگزین کردن کلمات دیگر هم ممیزی مطبوعات را دور بزند هم بار معنایی یادداشتش را بیشتر و تندتر کند. در نهایت یادداشت او در هفته نامه چلچراغ منتشر شده و او با شیرینی به دفتر مجله می‌رود.

شاید این آغاز ارتباط بزرگمهر شرف‌الدین با شبکه‌ بی ‌بی سی نباشد ولی از همین زمان‌ها بود که حضورش در مجله کمتر شد و پس از مدّتی با دریافت دعوتنامه‌ حضور در تحریریه شبکه فارسی بی بی سی مانند بقیه به بهانه تحصیل به لندن سفر کرد.

به جز او نیما اکبرپور از برنامه‌سازان در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی و مجری برنامه کلیک، از نویسندگان سابق هفته نامه چلچراغ محسوب می‌شود و مدّت زیادی است که در این شبکه فعالیت می‌کند. که این هم باز شاهدی بر این مدعاست.

 بزرگمهر شرف‌الدین حالا یکی از نویسندگان و کارگردانان مستندهای شبکه‌ی بی بی سی فارسی است و دست به ساخت کارهایی می‌زند که ضدیّت با اصل نظام و کشورش دارد.

به نظر می‌رسد کنترل منطقی و اصولی مطبوعات در شرایط کنونی دیگر از فضای ممیزی گاهی سخت و گاهی آسان سابق فاصله گرفته و با تعامل مناسب با نشریات می‌توان از تربیت نیروهای انسانی با منابع کشور برای دشمن و از دست دادن جوانان با استعداد و ضربه زدن به جمهوری اسلامی جلوگیری شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 10:8  توسط narsis | 


این فعال ستاد روحانی ابراز داشت: بنده نه اصلاح طلبم و نه اصولگرا؛ بلکه طرفدار نظامم هستم و از نظر سلامتی هیچ مشکلی ندارم، من طرفدار نظام و پشتیبان ولایت فقیه هستم.

  دانا، انتشار خبری مبنی بر اسید پاشی به صورت رئیس کمیته تبلیغات ستاد دکتر روحانی در شهرستان فسا، خبرنگار شیرازه در ملاقات با فرد حادثه دیده گفتگوی کوتاهی را با وی انجام داده است.

یوسف مهدی پور که رسانه های ضدانقلاب با دستپاچگی نام وی را نیز به غلط قید کردند گفت: موضوع اسیدپاشی نبوده و بعد از این که توسط فرد ناشناسی مورد ضرب و شتم قرار گرفتم، برای معالجه به بیمارستان مراجعه کردم.

مهدی پور در ادامه گفت: چون حدس می زدم از این مسئله سوء استفاده شود، حتی راضی نشدم نیروی انتظامی آن را صورت جلسه کند.

این معلم بازنشسته گفت: اکنون نمی دانم رسانه های ضد انقلاب چطور از این ماجرا با خبر شدند.

مهدی پور تصریح کرد: قطعا رسانه ها از این موضوع سوء استفاده کرده اند. شهادت می دهم در انتخابات در سراسر کشور هیچ اتفاقی نیافتاده و به خوبی در حال برگزاری است.

این فعال ستاد روحانی ابراز داشت: بنده نه اصلاح طلبم و نه اصولگرا؛ بلکه طرفدار نظامم هستم و از نظر سلامتی هیچ مشکلی ندارم، من طرفدار نظام و پشتیبان ولایت فقیه هستم.

ساعاتی قبل بالاترین، کلمه و دیگر رسانه های ضد انقلاب و وابسته به فتنه با بزرگ نمایی از این اتفاق درصدد مظلوم نمایی و القای فضای رعب و وحشت در انتخابات بودند.


+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1392ساعت 16:48  توسط narsis | 

t1504926.jpg - 49.87 Kbرویترز در گزارشی به قلم «جرمی گولکا»، بر جنگ طلبی فرقه تروریستی مجاهدین خلق و تلاش این فرقه برای جلب حمایت دولتمردان آمریکایی تاکید می کند.

بولتن نیوز، در این گزارش آمده است: "تحقیق سال 2009 موسسه رند مجاهدین خلق را به عنوان جنبشی فرقه ای توصیف می کند که دارای ساختاری نظامی بوده و جدایی جنسیتی و وفاداری شبه مذهبی به رهبران مستقر در پاریس از ویژگی های بارز آن است. "

«جرمی گولکا»، به نقل از «پاتریک کلاوسون»، مدیر موسسه تحقیقاتی «سیاست خاور نزدیک» واشنگتن می نویسد:" امیدوارم در دولت امریکا کسانی باشند که درک کنند مجاهدین خلق چیزی نیست که آینده سیاسی ایران به آن تکیه داشته باشد."

در ادامه این گزارش با اشاره به اشتباه استراتژیک آمریکا در اتهام ذخیره سلاح شیمایی توسط رژیم بعث عراق و بهانه قرار گرفتن این موضوع برای حمله به این کشور می افزاید: در پی اعتماد واشنگتن به عراقی های در تبعیدی که امریکا را به سوی جنگ با عراق سوق دادند، اکنون بسیاری از سیاستگذاران آمریکایی نسبت به گروه های در تبعید خاورمیانه دارای سوظن هستند. برای آنان فعالیت های مجاهدین خلق برای تغییر رژیم در ایران یادآور فعالیت های احمد چلبی است که دولت بوش را متقاعد کرد صدام حسین سلاح های کشتار جمعی دارد.

«جرمی گولکا»، نویسنده گزارش رند در این زمینه می گوید:" آنها منکر این واقعیت هستند اما به نظر من موضوع کاملا ساده است: هدف مجاهدین خلق این است که سیاست آمریکا را به سوی حمله به ایران هدایت کنند و بی ثباتی گسترده ای را در ایران به وجود آورده و به این ترتیب بتوانند خود را در دولت جدید جای دهند. " در دولت آمریکا نیز افرادی وجود دارند که بر این عقیده بود و این تردید ها را دارند.

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1392ساعت 15:34  توسط narsis | 

imagesghg.jpg - 7.19 Kbرئیس ستاد انتخابات شهر تهران گفت: بیش از ۵۰ درصد از تهرانی‌ها که واجد شرایط رأی دادن هستند در انتخابات مشارکت کردند.

  فارس: سعید احمدی شهرکی درباره مشارکت مردم در انتخابات اظهار داشت: حدود 5 میلیون و 500 هزار نفر در استان تهران واجد شرایط رأی دادن هستند که از این تعداد حدود 2.5 میلیون نفر معادل بیش از 50 درصد در انتخابات شرکت کرده‌اند.

وی درباره آماری که درباره نامزدهای شورای شهر تهران اعلام می‌شود بیان داشت: تاکنون شمارش آرای نامزدهای انتخابات شورای شهر به اتمام نرسیده و آمارها غیر رسمی است.

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1392ساعت 15:27  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
امام خامنه ای : بعضی ها سعی کردند انتخابات بی رونق شود و یا در موعد مقرر برگزار نشود اما به توفیق الهی ناکام ماندند و بعد از این هم راه به جایی نمی برند.

پیوندهای روزانه
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
92/03/22 - 92/03/31
92/03/05 - 92/03/21
92/03/08 - 92/03/14
92/03/01 - 92/03/07
92/02/22 - 92/02/31
92/02/05 - 92/02/21
92/02/08 - 92/02/14
92/02/01 - 92/02/07
92/01/22 - 92/01/31
92/01/05 - 92/01/21
92/01/08 - 92/01/14
92/01/01 - 92/01/07
91/12/22 - 91/12/30
91/12/05 - 91/12/21
91/12/08 - 91/12/14
91/12/01 - 91/12/07
91/11/22 - 91/11/30
91/11/05 - 91/11/21
91/11/08 - 91/11/14
91/11/01 - 91/11/07
91/10/22 - 91/10/30
91/10/05 - 91/10/21
91/10/08 - 91/10/14
91/10/01 - 91/10/07
91/09/22 - 91/09/30
91/09/05 - 91/09/21
91/09/08 - 91/09/14
91/09/01 - 91/09/07
91/08/22 - 91/08/30
91/08/05 - 91/08/21
91/08/08 - 91/08/14
91/08/01 - 91/08/07
91/07/22 - 91/07/30
91/07/05 - 91/07/21
91/07/08 - 91/07/14
91/07/01 - 91/07/07
آرشيو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو
عهد عتیق
Online User