اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 13:21  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز، عصر روز گذشته جلسه هیئت وزیران با حضور مسئولان ستاد اقامه نماز کشور در محل نهاد ریاست جمهوری برگزار شد که بیش از یک ساعت به موضوع اقامه نماز در دولت و جامعه پرداخته شد. این جلسه همزمان با اذان مغرب آغاز و نماز مغرب به امامت حجت‌الاسلام حسن روحانی اقامه شد.


در این جلسه، حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز انتظارات و درخواست‌های ستاد متبوع خود را در حضور حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور محترم مطرح کرد.

* صدها شهرک بی‌مسجد داریم
توصیه‌های قرائتی به روحانی
وی با ابراز خرسندی از حضور در جلسه هیأت دولت ابزار داشت: خداوند را شاکرم دقایقی در هیأت دولت فرصتی پیدا شد تا نکاتی را خدمت شما عرض کنم. ابتدا از زحمات ریاست جمهوری و هیأت دولت تشکر می‌کنم، تشکر من از کوثر نماز است: «انا اعطیناک الکوثر*فصل...» و مسئولیت و امکانات و محبوبیت شما کوثر است که شکرش نمازست. ما باید در همه مشکلات از نماز کمک بگیریم «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ». نماز ذکر خداست به دلیل «اقم الصلوة لذکری» و بی‌توجهی به آن زندگی ما را پر از نکبت می‌کند «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً».

وی در ادامه افزود: اگر می خواهیم در مشکلات خدا ما رها نکند ما باید یاد او باشیم: «فاذکرونی اذکرکم». قرآن اولین وظیفه شما را اقامه نماز و زکات و امر به معروف دانسته است. مهمترین روزنه آسیب ها یا غفلت است یا شهوت و درمان غفلت نماز و درمان شهوت ازدواج است و هر دو یک اثر دارند با نماز که ذکر خداست «تطمئن القلوب» و با همسر «لتسکنوا الیها». اگر نماز را باید با شتاب خواند، اقدامات نمازی نیز باید با شتاب باشد. «حیّ علی الصلوة»

رئیس ستاد اقامه نماز در ادامه ابراز داشت: بحمدالله در ساخت مساجد، نمازخانه ها در جاده ها، در صدا و سیما و فیلم ها و اشعار و جشنواره ها و کتاب ها اقدامات بسیاری شده اما قرآن می فرماید باید روز به روز بهتر شد. «یا ایها الذین امنوا امنوا» زیرا ابزار غفلت هر روز توسعه می یابد که اگر اقدام جدی نشود خدای ناکرده مصداق این آیه هستیم «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات»

وی در ادامه سخنان خود در موضوع مسجد گفت: خداوند اول مسجد ساخت بعد شهر «ان اول بیت» ولی ما صدها شهرک بی مسجد داریم. ما حرفی نداریم شرمنده خدا، پیامبر و اهل بیت و شهدا باشیم ولی برای ما شرمندگی نزد شاه عباس خجالت آور است که او بگوید من برای تعداد کمی از زائران امام حسین بدون ماشین و قطار و نفت صدها سال قبل کاروانسراها ساختم ولی شما برای میلیون ها نسل نو آن هم برای نماز واجب باز هم عقب هستید.

* نماز مسئولین خوب‌نمایی است نه خودنمایی

این مفسر قرآن کریم اظهار داشت: دو رکعت نماز ظهر عاشورا آن هم در برابر ۳۰ تیر چه پیامی دارد؟ با اینکه همه مردم که به مکه می روند یا برای حج است یا عمره ولی بنیانگذار حج زن و بچه خود را در سرزمین بی آب و گیاه آواره کرد نه برای حج نه برای عمره بلکه برای نماز «ربنا انی اسکنت من ذریتی .... ربنا لیقیموا الصلوة». حج با تمام ستادها و بعثه ها و تبلیغات و بودجه ها و تدبیرها تنها قبله نماز است.

حجت‌الاسلام قرائتی در بحث اهمیت نماز ابراز داشت: ندای نماز از حین تولد با اذان در گوش نوزاد شروع می شود و تا ورود به قبر با ماست. نماز در طبیعت اثر می گذارد چه زمین لرزه باشد چه آسمان بی باران. نماز هم کلید بهشت است که قرآن به مؤمنینی که در نماز خاشع‌اند می فرماید «اولئک هم الوارثون الذین یرثون الفردوس» و هم ترک آن کلید دوزخ است «ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین» حضرت علی علیه السلام در نامه ۲۷ خطاب به محمد بن ابی بکر می فرماید: «واعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلاتک»اولین سوال در قیامت نماز است. «اول ما یحاسب به العبد الصلوه». پیامبر نیز در آخرین لحظات عمرشان کلمه نماز را تکرار کردند تا از دنیا رفتند.

وی در ادامه افزود: نماز مسئولین در جمع همکارانشان ریا نیست به عبارت دیگر این کار خوب‌نمایی است نه خودنمایی. این کار شما امر به معروف عملی است. (خدا نیز در آیه صلوات ابتدا خودش صلوات می فرستد بعد به دیگران بخشنامه می کند.) اگر برای نماز هزینه بگذارید در عوض هزینه های دادگاه، طلاق، اعتیاد، انحرافات اقتصادی و اخلاقی کاهش می یابد.

ایشان در ادامه گفتند: نماز دولتی نشود ولی دولت نمازی شود. هر وزیری یک جلسه با معاونان خود مخصوص نماز حداقل هر فصل یکبار داشته باشد. اسناد بالادستی برای هر دستگاه از پیام مقام معظم رهبری و آیین نامه توسعه و ترویج نماز آماده شده که از آن استفاده شود. بحمدالله در سلامت جسمی گام های تازه ای برداشته اید پس در سلامت معنوی نیز کاری انجام دهید. (در قرآن ۱۱۵ بار کلمه دنیا آمده و ۱۱۵ بار کلمه آخرت) .

* درنظرگرفتن «خانه عالِم» برای مسکن مهر

رئیس ستاد اقامه نماز در ادامه انتظارات خود را از برخی دستگاهها این گونه مطرح کرد: وزارت آموزش و پرورش، علوم، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی کاری ویژه برای نماز انجام دهند. ستاد نماز کارهای خود را با کمسیون فرهنگی مطرح می کند بنابراین هر چه آنجا مصوب شد مصوبه دولت باشد. در مسکن مهر و امثال آن به تناسب جمعیت، واحدی به نام «خانه عالم» در نظر گرفته شود. قوانینی برای ازدواج که «لتسکنوا الیهاست» و برای نماز که «تطمئن القلوب» است مصوباتی داشته باشید. هر کس مسجدی ساخت از مالیاتش کم شود. بانک ها برای کسانی که مسجدی می سازند خدمات ویژه بدهند و جزییاتش در کمیسیون فرهنگی تصویب شود.

حجت‌الاسلام قرائتی به موضوع آیین نامه توسعه و ترویج فرهنگ نماز اشاره کرد و گفت: در ماده هفده آیین‌نامه توسعه و ترویج فرهنگ نماز که به شرح زیر است، عمل شود: معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور موظف است نسبت به پیش بینی بودجه مورد نیاز برنامه های ترویج و توسعه فرهنگ اقامه نماز دستگاه های اجرایی در موافقت نامه های متبادله با آنها اقدام نماید.

این استاد اخلاق و معلم قرآن در ادامه افزود: با همه مشکلات مبلغی را برای نماز و مهدویت کشور در نظر بگیرید زیرا قرآن می فرماید و من قدر علیه رزقه فلینفق یعنی آن گاه که در تنگدستی هستید باز هم کمک کنید.

رئیس ستاد اقامه نماز گفت: در پایان بار دیگر از همه شما و جناب آقای روحانی دوست حدود پنجاه ساله ام تشکر می کنم و از اقامه نماز دو روز عاشورا که یک اذان عملی و دعوت عملی بود متشکرم. از همه وزرا می خواهم هر فصلی نیم ساعت با معاونین و مدیران خود راجع به وضع نماز حوزه مسئولیتی خود بپردازند که خداوند می فرماید این تلاش و تدبیر سبب باز شدن راه های زیاد الهی است «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا»

وی ادامه داد: در بازرسی از مراکز تحت امر به نمازخانه ها نیز توجه بشود و در ارزیابی کارمندان از اقامه نماز آنان غفلت نشود. جناب آقای دکتر روحانی امروز شخص جنابعالی و همکارانتان مصداق روشن «مکناهم فی الارض» هستید و اقامه نماز کار شماست اکنون که این دوست قدیمی حرکتی انجام داده شما از هیچ نوع حمایتی دریغ نفرمایید تا شاید در پایان عمر و زمان ملاقات کلمه « اشهد انک قد اقمت الصلوة» را بشنوید زیرا که در حدیث می خوانیم نماز به بعضی می گوید «کرمتنی کرمک الله» ولی به بعضی دیگر می گوید «ضیعتنی ضیعک الله».

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:36  توسط narsis | 


در بخشی از این اطلاعیه آمده است: سردار سرتیپ پاسدار محمد علی الله دادی از فرماندهان شجاع، مخلص و خردمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که نقش آفرینی‌های مؤثر وی در دوران دفاع مقدس و سپس در فرماندهی سپاه الغدیر استان یزد برای همیشه ماندگار و الهام بخش نسل‌های امروز و فردای میهن اسلامی خواهد بود.

این اطلاعیه افزوده است: این فرمانده مؤمن و ولایت‌مدار که در مقام مستشاری برای کمک به دولت و ملت سوریه در مقابله با تروریست‌های تفکیری- سلفی به این کشور عزیمت کرده بود، مشورت‌های تعیین کننده‌ای در راستای توقف و خنثی سازی جنایات و توطئه‌های این فتنه صهیونیستی تروریستی در جغرافیای سوریه ارائه و نام و یاد خود را در زمره مدافعین و حامیان مقاومت اسلامی و ضد صهیونیستی ثبت کرد.
اطلاعیه‌ سپاه پاسداران درباره‌شهادت‌ سردار الله‌ دادی
در ادامه این اطلاعیه با اشاره به نحوه شهادت سردار الله دادی آمده است: گروهی از رزمندگان و نیروهای مقاومت اسلامی همراه با سردار رشید اسلام محمد علی‌الله دادی در حین بازدید از منطقه «قنیطره» مورد حمله بالگرد نظامی رژیم صهیونیستی قرار گرفتند که بر اثر این جنایت این سردار دلاور همراه با تعدادی از اعضای حزب الله به شهادت‌ رسیدند.

این اطلاعیه با تاکید بر اینکه بی تردید شهادت سردار الله دادی و رزمندگان حزب الله عزم و اراده مقاومت اسلامی در عرصه‌ مقابله با رژیم صهیونیستی و پی‌گیری آرمان‌های اسلام عزیز را جدی‌تر خواهد کرد، تصریح کرد: اقدام جنایت‌کارانه رژیم صهیونیستی در نقض حریم هوایی کشور سوریه بار دیگر نشان‌ داد که فتنه تروریستی داعش و جریان‌های تکفیری در چارچوب سیاست‌ها و برنامه‌های نظام سلطه و صهیونیسم و با هماهنگی سران کاخ سفید و رژیم اشغالگر قدس، علیه امت اسلامی طراحی شده است و برای دست‌یابی به اهداف و مقاصد شیطانی خود هیچ گونه پای بندی به قوانین بین المللی و اصول اخلاقی و انسانی ندارد.

در پایان این اطلاعیه با تبریک و تسلیت شهادت سردار الله دادی و تعدادی از رزمندگان حزب الله و مقاومت اسلامی به محضر حضرت ولی عصر (عج)، مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و ملت‌های لبنان، سوریه و ایران آمده است: برنامه‌های تشییع، تدفین و گرامیداشت سردار رشید اسلام سرتیپ پاسدار محمد علی الله‌دادی متعاقباً به آگاهی مردم ایران خواهد رسید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:35  توسط narsis | 
 فرهنگ نیوز، سال گذشته در مراسم ختم والده سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه، پسر جوانی پشت سر او ایستاده بود که شاید به چشم بسیاری آشنا نمی آمد ولی چهره جذابش پشت سر حاج قاسم نظرها را جلب می کرد.


پسر جوان که در طول مراسم درست پشت سر سردار ایستاده بود، گاهی بوسه‌ای بر شانه او می‌زد و هر چند دقیقه یکبار هم در گوشی باهم حرف می‌زدند و حاج قاسم گه‌گداری او را در کنار خود می‌ایستاند و به برخی فرماندهان هم معرفی‌اش می‌کرد.

هر کس او را نمی شناخت، با معرفی سردار، لبخندی بر لبانش می‌نشست و پسر جوان را بغل می‌کرد و می‌بوسید.

5 سال قبل بود که برای اولین بار او را در تلویزیون دیده بودیم. پدرش روز 23 بهمن 1386 در محله کفرسوسه دمشق به دست تروریست‌های موساد ترور شد و شهادتش، او را از گمنامی درآورد و حالا پسر او که نام عموی شهیدش را بر وی گذاشته بودند، مانند پسر، در کنار حاج‌قاسم ایستاده بود.

او «جهاد عماد مغنیه» فرزند سردار بی‌بدیل حزب‌الله، شهید عماد مغنیه(حاج رضوان) بود.

ارتباط جهاد با حاج قاسم چیزی فراتر از رابطه یک پسر با دوست پدرش بود و هرکس نمی دانست گمان می کرد «جهاد» پسر فرمانده است.

جهاد عماد مغنیه ساعاتی  قبل در حمله بالگردهای رژیم صهیونیستی به شهرک «مزرعة الامل» در منطقه قنیطره سوریه به همراه چند تن از فرماندهات حزب الله لبنان به شهادت رسید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:34  توسط narsis | 
 

 

رنجنامه ي بسيج دانشجويي دانشگاه صدا و سيما به وزير محترم امور خارجه:

 

بسمه تعالی

جناب آقاي دکتر ظريف

وزير محترم امور خارجه

سلام علیکم

اين روزها بغض و كينه انقلابي فرزندان معنوي حضرت روح الله در جهان، از توهين به پيامبر مکرم اسلام  در نشريه شارلي ابدو متراكم شده است. اقدامي که احساسات نزديک به 2 ميليارد مسلمان در جهان را جريحه دار کرده تا صحنه بسياري از کشورهاي اسلامي به محکوميت اين اقدام هتاکانه تبديل شود. حال در چنين اوضاعي،برخي اقدامات نابجا آن هم از سوي مقام هاي بلندپايه ام القراي جهان اسلام که مرکز مقاومت در جهان است پسنديده و مورد پذيرش هيچ کس نيست. ديگر نمي توان شاهد برخي از اقدامات نابجا و تسامح و تساهل ها بود. عدم درک و رعايت آرمان هاي بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي و ملت مسلمان و انقلابي ايران در مبارزه قاطعانه با استکبار كه ضربه اي مسلم بر چهره استکبارستيز انقلاب اسلامي وارد ساخته است، كاسه صبر ما را لبريز ساخته است.

کشوري که در بسياري از عرصه ها پيشگام و مرکز استکبارستيزي در جهان و مقاومت به شمار مي رفت اين روزها با برخي اقدامات حضرت عالي و مجموعه تحت مديريت شما در صف ظالمين و مستکبران در اذهان عموم جهانيان تصور مي شود. فضاي متلاطم جهان اسلام و حوادث چند روز گذشته ، ما را بر آن داشت تا رنج نامه اي را در چند نكته خدمتتان عرض نمائيم:این نامه سرگشاده را رنجنامه ای بدانید از سوی فرزندان پير جماران که کمال شان را در تبعیت محض از امام خامنه ای می دانند. البته رنجنامه ای که در بطن خود کینه ای مقدس از مستکبران و ظالمان جهان را نگه داشته است. رنجنامه ای که فقط رنجنامه نیست؛ مطالبه ای است در مسیر تحقق آرمان هاي واقعي حضرت روح الله و نائب برحقش حضرت امام خامنه اي. این مطالبات را خوب بخوانید که دیگر زمان آزمون و خطا در وزارت امور خارجه به پایان رسیده است. مردم مسلمان،مبارز و انقلابي ايران، ديگر نمي توانند شاهد برخي اقدامات نابجا و به دور از شان انقلاب اسلامي باشند.

1-  قدم زدن درکنار ساحل، خنده هاي بيش از حد شما در کنار وزير امور خارجه کشوري که دستانش با خون هزاران مسلمان و بيگناه در جهان آلوده است و سفر شما به کشوري که در اين روزها موج جديد اسلام هراسي را با انتشار تصاوير توهين آميز به پيامبر رحمت و مهرباني کليد زده است گرچه شايد گویی که در ظاهر هيچ ارتباطي با هم ندارند، اما نکاتی در اینجا هست که تصویر مشترکی را از اقدامات آن وزارت محترم و بلکه بالاتر دولت و نظام جمهوري اسلامي ايران در اذهان عمومی جهانيان ترسیم می کند. متاسفانه شما و مجموعه تحت مديريت تان در قبال اين اقدامات توهين آميز نشريه شارلي ابدو که با چراغ سبز دولت فرانسه صورت گرفت نه تنها هيچ واکنش جدي و در خور شان ملت مسلمان، مبارز و انقلابي ايران نشان نداديد، بلکه بلافاصله  با سفر به اين کشور و ديدار با مقامات دولت فرانسه و ابراز خرسندي از بهبود روابط ديپلماسي، عملا در نگاه جهانيان به عنوان تائيد کننده اين حرکت سخيف و وقيحانه ديده شديد.

2-   متاسفانه مقامات فرانسه اين بارهم به مانند استقبال رئيس جمهور وقت فرانسه از رئيس دولت اصلاحات آداب ديپلماتيک را در نحوه استقبال و نوع نشست و برخاست در برابر شما رعايت نکردند و شما که رئيس جمهور کشورمان با تعابيري به مانند پرسابقه ترين و بهترين ديپلمات از شما ياد کردند هيچ دم برنياورديد.

آقاي دکتر ظريف متاسفانه اين رعايت نشدن اداب ديپلماتيک در يک سال و نيم اخير بارها تکرار شده و ما را نگران کرده است که اين به رويه اي هميشگي تبديل شود. به عنوان نمونه استقبال غير ديپلماتيک نخست وزير انگليس از دکتر روحاني رئيس جمهور محترم و اظهارات گستاخانه وي عليه مردم ايران بعد از اين ديدارو آقاي وزير امور خارجه گرچه ملت انقلابي و صبور و بصير از کنار برخي اقدامات نابجا و اشتباهات شما در گذشتن از منافع ملي و خطوط قرمز هسته اي تاکنون گذشته است، اما اجازه نخواهد داد که شما و مجموعه مديريت جنابعالي حيثيت و غرور ملي که حاصل زحمات و خون شهداست يک شبه بر باد دهيد. اين روزها درد نه از مسامحه و مصالحه است؛ بلکه فراتر از آن درد خطر از بين رفتن استقلال کشور و ميدان داري تقي زاده ها و آخوند زاده هايي است که همه چيز را خلاصه در غرب کرده بودند.

3-  آقاي ظريف اگر چه اجازه داده شد که در مذاکرات هسته اي آمريکا هم حضور داشته باشد. ملت ايران اين اجازه را نداده است که با مذاکرات دوجانبه متعدد و بي حاصل جناب عالي با آمريکا و خنده ها و قدم زدن هاي جنابعالي با دولتمردان مستکبر آمريکايي در پيش ديدگان جهانيان حاصل مقاومت 36 ساله انقلاب اسلامي را يک شبه بر باد دهيد.

به راستي حاصل يک و نيم سال مذاکرات هسته اي چه بوده است. اضافه شدن و تشديد بيش از هفت بار تحريم از سوي آمريکا و بيش از 3 بار از سوي اتحاديه اروپا بعد از توافق ژنو، تهديد بيش از 13 باره ايران به حمله نظامي توسط دولتمردان مستکبر آمريکايي، اقدام دولت آمريکا در مصادره اموال و دارايي هاي بنياد علوي در خارج از کشور، اقدام بي سابقه دولت امريکا در راه ندادن سفير و نماينده پيشنهادي کشورمان به سازمان ملل(در حالي که رئيس دولت تدبير و اميد پيش از انتخابات از بازگرداندن اعتبار به گذرنامه ايراني گفت، هم اکنون بيش از 330 روز است که کشورمان در سازمان ملل به لطف سياست خارجه قوي جناب عالي هيچ نماينده اي ندارد )، اظهارات گستاخانه و بي شرمانه آمريکا بعد از مذاکرات هسته اي که با صراحت معاون وزير امور خارجه آمريکا دي ان اي مردم ايران را با فريب و نيرنگ يکي دانست...

آقاي دکتر ظريف چرا قبول نمي کنيد که مذاکره با آمريکا نه تنها در يک سال و اندي که گذشت هيچ اثري در لغو کليه تحريم ها و برسميت شناختن حقوق هسته اي مطابق معاهده ان پي تي نداشت بلکه آنها را پر روتر و گستاخ تر کرد.

4-  بغض هر دانشجوي متعهد به آرمان‌هاي انقلاب و اصول نظام قريب به يک سال و نيم است که از تساهل ها و تسامح هاي جناب عالي و مجموعه تحت مديريت تان ، در برخورد با زياده خواهي ها و اقدامات و اظهارات گستاخانه مقامات آمريکايي در گلو مانده.جناب آقاي دکتر ظريف ما دانشجويان به توصيه ولي امر مسلمين جهان حمايت از شما را بر خود فريضه اي مي دانيم كه عدم پيگيري آن عقوبت اخروي را در پي خواهد داشت. و ضمن حمايت قاطع از تمامي اقدامات حضرتعالي و مجموعه تحت مديريت در دفاع از منافع ملي و خواسته هاي بحق مردم و رهبري،از شما انتظار داريم که در مذاکرات آينده شان ملت انقلابي و استکبار ستيز ملت ايران را در جهان نگه داريد و از ذره اي از حقوق مسلم ملت ايران در برابر مستکبران زياده خواه آمريکايي کوتاه نياييد.

5-  در پایان ما دانشجويان بسيجي دانشگاه صدا و سيما امیدواریم شما و مجموعه تحت مديريت جنابعالي بيش از پيش رهنمودهاي امام راحل و نائب برحقش حضرت امام خامنه اي را چراغ راه خود در جاده پر پيچ و خم ديپلماسي قرار دهيد باشد که سه خواسته اصلي ملت و رهبري و ما دانشجويان که همان 3 اصل عزت، مصلحت و حکمت است تحقق يابد. ان شاء ا... مطالبه گری ما دانشجویان همواره ادامه خواهد داشت . و تيم مذاکره کننده بداند که در زیر ذره بین دانشجویان خواهد بود. و البته تيم مذاکره کننده بداند که حمایت و دعای خیرمان نیز از سربازان مطیع ولایت مطلقه فقیه، لحظه ای قطع نخواهد شد.

بسيج دانشجويي دانشگاه صدا و سيما

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:26  توسط narsis | 
 

دبیرکل حزب‌الله لبنان در پیامی دوکلمه‌ای به صهیونیست‌ها هشدار داده و اعلام کرده است "پناهگاه‌هایتان را حاضر کنید."

به گزارش ایسنا، پس از حمله روز گذشته نظامیان صهیونیست به عناصر مقاومت و حزب‌الله در بلندی‌های جولان، امروز سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان خطاب به صهیونیست‌ها تنها به این بسنده کرد که "جهزوا ملاجئکم!" (پناهگاه‌هایتان را حاضر کنید)
 
این پبام که بدون هیچ توضیحی و به دو زبان عبری وعربی با عکسی از دبیرکل حزب‌الله بر روی خروجی سایت شبکه المنار قرار گرفته، در واقع اعلام جنگ نصرالله به رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:25  توسط narsis | 
 

دانشجویان و مردم انقلابی در بیانیه پایانی تجمع مقابل سفارت فرانسه اعلام کردند: از رئیس جمهور می‌خواهیم واکنش درخور نسبت به حرکت نسنجیده وزیر امور خارجه ابراز داشته و وزارت خارجه را ملزم به اخراج سفیر فرانسه از کشورمان کند.

به گزارش سایت سازمان بسیج دانشجویی،  بیانیه پایانی تجمع دانشجویان و مردم انقلابی در مقابل سفارت فرانسه صادر شد. در این بیانیه اعلام شده است: شوربختانه و با کمال تاسف پس از این هتک حرمت بی شرمانه به ساحت ملکوتی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) و در حالی که ملت شریف ایران منتظر برخورد قاطع دستگاه دیپلماسی کشورمان با دولت فرانسه بودند، جناب آقای ظریف وزیر خارجه دولت یازدهم در اقدامی نسنجیده و مغایر با اصول انقلاب اسلامی و حتی مغایر با اصول شناخته شده و مورد پذیرش دیپلماتیک، تنها دو روز پس از انتشار این کاریکاتورهای ننگین، به پاریس سفر کرده و با وزیر امورخارجه دولت فرانسه دیدار کرد.
متن کامل بیانیه به شرح ذیل است:
 
« روند رو به رشد گرایش به اسلام در بین مردم کشورهای غربی، حاکمان این کشورها را به تکاپوی جلوگیری از امواج خروشان این حرکت با سیاه نمایی چهره رحمانی اسلام ناب محمدی انداخته است. حمله مشکوک و پرابهام هفته گذشته مترسک‌های ریش‌دار صهیونیست‌ها، با ادعای دروغین دفاع از اسلام، به دفتر مجله دست چندم و مبتذل نویس شارلی ابدو در فرانسه، بار دیگر بهانه مورد نیاز سردمداران تفکر الحاد را برای تنگ کردن فضا بر مسلمانان و ترسیم چهره ای خشن از اسلام، به دست آنان داد. اگرچه اصل داستان تعریف شده توسط دولت فرانسه در این باره خود دارای شبهات فراوانی است. مردم هوشیار و نکته سنج جهان چگونه می‌توانند باور کنند که بنا به ادعای دولت فرانسه، در یک اقدام مضحک که بیشتر به سکانسی از یک فیلم کمدی می‌ماند تا یک ماجرای واقعی، تروریست‌ها با در دست داشتن کارت‌های شناسایی خود به دفتر این نشریه حمله کرده و سپس کارت‌های خود را برجای گذارند تا احتمالا دولت فرانسه را درتکمیل این داستان مضحک یاری کنند! ادعایی که یادرآور ادعای حیرت انگیز سناریونویسان حادثه یازدهم سپتامبر مبنی بر سالم ماندن کارت‌های شناسایی هواپیماربایان در انفجار مهیب برج‌های دوقلوست. به راستی چگونه است که تروریست‌ها در تمامی اقدامات تروریستی، کارت‌های شناسایی خود را به همراه دارند؟
 
به فاصله کوتاهی از این حادثه مشکوک، تیغه دوم قیچی غرب برای بریدن ریشه اسلام گرایی در اروپا به حرکت درآمده و نشریه شارلی ابدو در اقدامی غیرانسانی و غیراخلاقی که نشان دهنده فاصله عمیق صاحبان تاریک اندیش آن با تمدن و فرهنگ و آزادی اندیشه است، اقدام به انتشار کاریکاتورهایی توهین آمیز علیه پیامبر رحمت و مهربانی کرده و به خیال خام خود تلاش کردند تا از این طریق و در جایگاه غریقی که برای جلوگیری از غرق شدن چنگ به هر خس و خاشاکی می‌اندازد، در برابر امواج اسلام خواهی مردم اروپا که برآمده از آگاهی آنان نسبت به شکست و به بن بست رسیدن لیبرالیسم است؛ مانعی هرچند موقت و کوتاه مدت ایجاد کنند.
 
حاکمان کاخ الیزه اکنون در برابر این سوال منطقی قرار دارند که آیا زمانی که با رویای سقوط حکومت مشروع و قانونی سوریه، به ایجاد گروه‌های خونریز و تروریستی می‌پرداختند، حساب بازگشت این تروریست‌ها به کشورهایشان در اروپا را نیز کرده بودند؟
 
دانشجویان بسیجی و انقلابی ایران، هم صدا با ملت شریف و مسلمان این کشور و همه مسلمانان بلکه آزادیخواهان جهان، ضمن محکوم کردن سناریوی پرابهام حمله تروریستی در پاریس، توهین بی شرمانه گردانندگان نشریه فرانسوی به پیامبر اعظم را که تحت تاثیر حمایت‌های بی دریغ دولت این کشور انجام گرفت، محکوم کرده و به دولت مردان فرانسه پیشنهاد می‌کنیم که به جای توسل به این اقدامات بی شرمانه، در مورد حقیقت پیام اسلام و دلیل گرایش روزافزون مردم خسته از لیبرالیسم در اروپا، به این دین الهی بیشتر بیندیشند و بدانند که با خاک پاشیدن به رخ خورشید نمی‌توانند از تابش انوار آن جلوگیری کنند.
 
شوربختانه و با کمال تاسف پس از این هتک حرمت بی شرمانه به ساحت ملکوتی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) و در حالی که ملت شریف ایران منتظر برخورد قاطع دستگاه دیپلماسی کشورمان با دولت فرانسه بودند، جناب آقای ظریف وزیر خارجه ی دولت یازدهم در اقدامی نسنجیده و مغایر با اصول انقلاب اسلامی و حتی مغایر با اصول شناخته شده و مورد پذیرش دیپلماتیک، تنها دو روز پس از انتشار این کاریکاتورهای ننگین، به پاریس سفر کرده و با وزیر امورخارجه دولت فرانسه دیدار کرد.
 
دانشجویان انقلابی ملت ایران و فرزندان معنوی حضرت امام روح الله (رحمت الله علیه) از وزارت خارجه و شخص وزیر محترم می خواهند تا هرچه سریعتر نسبت به تشریح دلایل این اقدام غیرقابل پذیرش خود اقدام کرده و ضمن عذرخواهی از ملت ایران و مسلمانان جهان، مقدمات اخراج سفیر این دولت هتاک از کشور را فراهم کند. همچنین از رئیس جمهوری نیز می‌خواهیم در کوتاهترین زمان ممکن، واکنش درخور نسبت به این حرکت نسنجیده جناب ظریف ابراز داشته و ایشان و وزارت خارجه را ملزم به اخراج سفیر فرانسه از کشورمان و جلوگیری از بازگشت او تا زمان عذرخواهی رسمی دولت آن کشور از پیشگاه رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) و همه مسلمانان جهان بکند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:22  توسط narsis | 
 

سایت امت اسلامی نوشت:

با افزایش حصر در نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی و مصر، مصاحبه‌ای توسط پایگاه اطلاع‌رسانی امت اسلامی با سید محمدجعفر رضوی کارشناس ارشد مسائل فلسطین انجام شد. وی در این مصاحبه به موضوع چرایی حصر و بحران موجود در غزه اشاره کردند.

 
*السیسی با حمایت غرب محاصره‌ی غزه را تشدید کرده است
 
رضوی با بیان اینکه در حال حاضر گروه‌های مقاومت در نوار غزه محصور هستند بیان کرد : بین نوار غزه و مناطق کرانه‌ی باختری تفاوت است. در حال حاضر گروه‌های مقاومت در نوار غزه به‌شدت محصورند. این حصر اعم از محاصره‌ی نظامی، اقتصادی، جغرافیایی و… است. تا جایی که السیسی رئیس‌جمهوری مصر با همکاری اسرائیل و آمریکا در پازل محاصره‌ی نوار غزه شرکت و آن را تکمیل نموده است. تا جایی که امروز شاهد هستیم تنها راه ارتباطی با بیرون از غزه یعنی تونل‌ها نیز توسط مصر منهدم یا تعطیل می‌شود. همین چند روز گذشته ما این موضوع را شاهد بودیم. و در کنار آن تشکیلات خودگردان در کرانه‌ی باختری به دنبال سازش است و به حرکت خود ادامه می‌دهد.
 
*راه شکستن نوار غزه فشار سیاسی بر دولت صهیونیستی است
 
وی افزود : بعد از جنگ غزه و شکست پروژه‌های محمود عباس در سازمان ملل و نداشتن راهکار دیگر، تنها راهکار موجود برای گروه‌های مقاومت تلاش برای شکست محاصره‌ی نوار غزه است. درواقع گروه‌های مقاومت با استفاده از زیرساخت‌های بین‌المللی و مجامع بین‌المللی اقداماتی را انجام دهند تا از افکار عمومی بهره‌گیری و درنهایت با فشارهای سیاسی جهان محاصره‌ی غزه را در هم شکنند.
 
*قرار دادن فلسطینی در برابر فلسطینی راهبرد غرب و اسرائیل می‌باشد
 
این کارشناس مسائل فلسطین گفت : متأسفانه در کرانه‌ی باختری همکاری میان تشکیلات خودگردان و اسرائیلی‌ها کار را برای مقاومت سخت‌تر و پیچیده‌تر نموده است. لذا آنچه در کرانه‌ی باختری مؤثر و قابل به ثمر نشستن است، مقاومت و اقدامات مردمی جهت انتفاضه و ایستادگی است. اما باید این ایستادگی در حجم وسیع‌تر و با نوع متفاوت‌تری صورت گیرد تا متفاوت از دو انتفاضه‌ی قبلی باشد.
 
رضوی با تشریح اوضاع کرانه‌ی باختری و همکاری میان تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی تشریح کرد: الآن هر اقدامی در کرانه‌ی باختری توسط فلسطینی‌ها رخ دهد با مخالفت و مواجهه دستگاه امنیتی تشکیلات خودگردان مواجهه می‌شود. قرار گرفتن فلسطینی‌ها در برابر فلسطینی‌ها، راهبردی است که مدت‌ها اسرائیل و آمریکا به دنبال آن بوده‌اند. لذا مانع اصلی در حال حاضر در برابر ملت فلسطین،تشکیلات خودگردان و به‌نوعی فلسطینی‌هایی هستند که سازش‌کارند. بر همین اساس راهکاری که می‌توان برای رفع مشکل کرانه‌ی باختری پیشنهاد داد همان راهکار مقاومت و ادامه‌ی آن می‌باشد. به عبارت دقیق‌تر تسلیح کرانه‌ی باختری، همان چیزی که مقام معظم رهبری فرمودند، تنها راه خروج از بحران کنونی فلسطین می‌تواند باشد.
 
*اوضاع غزه در شرایط بدتر از ۱۲ سال گذشته‌ی خود قرارگرفته است
 
وی با تأکید بر حمله‌ی نظامیان مصری به قایق‌های ماهیگیری مردم ساکن در غزه بیان کرد: غزه در بدترین وضعیت موجود طی ۱۲ سال گذشته‌ی خود به سر می‌برد. در وضعیتی که حتی می‌توان گفت دوران مبارک و مرسی هم به این صورت نبود. در وضعیت حاضر، از نظر اقتصادی تقریباً تونل‌هایی که غزه را به‌نوعی با مصر مرتبط می‌کردند همشان تخریب‌شده‌اند . تا جایی در ابتدای این هفته و هفته گذشته چند تونل متعلق به فلسطینی‌ها کشف و تعطیل شدند.
 
*تشکیلات به دنبال تسلیم مقاومت است
 
رضوی ادامه داد: مصر مسیر مرز را منطقه‌ی ویژه اعلام کرد و از نظر امنیتی نیز این منطقه را به‌شدت کنترل می‌کند . یعنی تنها راه نفس کشیدن نوار غزه که رفح بود را به‌نوعی از راه تونل‌ها این تنفس انجام می‌شد بسته‌شده است. از سمتی سرزمین‌های اشغالی هم این نوع رفتار دنبال می‌شود. تا جایی که صد در صد نواز غزه در تنگنای قرار دارد و هیچ راه خروجی و وردی به نوار غزه موجود نیست. تنها راهکاری که از سوی رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان به‌عنوان عامل بازسازی غزه مطرح می‌شود تسلیم گروه‌های مقاومت و از بین رفتن آن در این منطقه است.
 
*حماس هیچ ارتباطی با گروه‌های تروریستی صحرای سینا ندارد
 
وی به موضوع بهانه‌تراشی مصر در زمینه‌ی حصر غزه و اتهام زنی این کشور علیه مقاومت اشاره کرد و گفت : السیسی نیاز به بهانه‌هایی دارد تا این محاصره را در تنگنا قرار دهد و فشارهایش را افزار دهد. حماس رسماً و به‌دفعات اعلام کرده است هیچ نوع همکاری‌ای با گروه‌های تروریستی فعال در سینا ندارد .
 
همه می‌دانند گروه‌های تروریستی مختلفی که در سینا هستند عمدتاً از جانب عربستان و قطر حمایت می‌شوند و خود عربستان سعودی است که از این افراد حمایت می‌کند.
 
حماس هم به‌دفعات عدم ارتباطش را با آنان اعلام کرده چه رسمی و چه غیررسمی و چه در اظهارات مسئولانش این عدم ارتباط تأکید شده است. سؤالی که در اینجا مطرح می‌باشد این است، چگونه السیسی ادعا می‌کند که مرز را بسته و هیچ نوع ترددی در این منطقه نیست اما مدعی ارتباط گروه‌های تروریستی با حماس است که خود این زیر سؤال بردن السیسی را به دنبال دارد. اگر ارتباطی میان حماس و این گروه‌ها وجود داشته باشد مصر باید به نوع امنیتی که در منطقه‌ی رفح بر قرار کرده است شک کند. وقت خود مصر اعلام می‌کند، ما کلاً مرز را بستیم و امنیتش در اختیار خودمان است . چطور حماس می‌تواند با این افراد ارتباط داشته باشد؟ مصری‌ها خودشان مرز را کور کرده‌اند و از بین بردند. در واقع ادعای این ارتباط یک نوع بهانه‌جویی السیسی برای ادامه‌ی حصر و وضعیت کنونی و تنگ‌تر کردن حصار نوار غزه است.
 
*غزه محصور کامل است
 
این کارشناس مسائل غزه ادامه داد: اما از حیث محصور بودن نوار غزه کاملاً بسته‌شده است اما در عین اینکه محاصره صد در صد و همه‌ی جهت‌ها در نوار غزه صورت پذیرفته، گاهاْ در گذشته از بخش‌هایی در سرزمین‌های اشغالی کالاهایی از گذرگاه‌هایی مانند بیت حانون وارد می‌شود اما آن‌ها هم به خاطر همکاری‌ای که تشکیلات خودگردان دارد با اسرائیل انجام می‌دهد، قطع‌شده است. در حال حاضر به خاطر خرابی‌های پس از جنگ پنجاه‌روزه شاهد بدتر شدن شرایط ساکنان غزه هستیم. تا جایی که غزه در رکود کامل اقتصادی به سر می‌برد. امکانات اولیه‌ای مثل آب، برق و سکونت اولیه که انسان بتواند در محلی استراحت کنه و شب را بگذراند امروز در نوار غزه وجود ندارد. وضعیت نوار غزه از نظر معیشتی در بدترین شرایط قرار داشته و بدترین وضعیتی که حتی نشود تصور کرد. به‌گونه‌ای که اولین‌ترین امکانات در نوار غزه در حال حاضر وجود ندارد و ما تبعات آن را امروزه شاهد هستیم و می‌بینیم هر روز تعداد زیادی از جوانان فلسطینی تلاش می‌کنند از راه دریا، از راه غیرقانونی از غزه به کشورهای دیگر پناه ببرند و از فلسطین خارج شوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:22  توسط narsis | 
 

 مجله فرهنگی «هفت راه» نوشت: فیلم سینمایی «گرگ وال‌استریت» ساخته‌ی جنجالی مارتین اسکورسیزی قرار است به زودی در شبکه نمایش خانگی توزیع شود. این فیلم داستان ماجراهای صعود و افول یک دلال بازار بورس به نام جوردن بلفورت را بازگویی می کند که از راه تقلب به ثروت کلانی رسید و تمام آن را در خوشگذرانی های افراطی خرج کرد.

nflmalq0tyhj6uf9p6et

به گزارش «هفت راه»، نکته‌ی جالب و تامل‌برانگیز اما این است که این فیلم به دلیل وجود صحنه‌های فراوان و افراطی از روابط جنسی و استفاده از مواد مخدر یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۳ بود و حتی در آمریکا نیز بعد از اعتراضات مخالفان که معتقد بودند این فیلم به انحطاط اخلاقی و افراط روی پرده سینما شکوه و زیبایی بخشیده است، توانست با محدودیت‌های فراوان و با درجه سنی R به اکران برسد و حالا قرار است در بین خانواده‌های ایرانی بصورت گسترده توزیع شود.

انتقادات از این فیلم به حدی بود که زمان اکران آن در آمریکا گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه یک عضو آکادمی اسکار در مراسم اکران ویژه این فیلم قبل از ایام کریسمس به مارتین اسکورسیزی حمله لفظی کرده و گفته است: “شرم بر تو “. اعتراض مخالفان حتی شامل دیالوگ‌های این فیلم هم می‌شد و به عنوان مثال در این فیلم بیش از ۵۰۰ مورد فحش رکیک به کار برده می شود!

جز این‌ها حتی در اتفاقی نادر سه مجموعه سینمای زنجیرهای و دو سالن سینمای روسیه به جرم تبلیغ مصرف مواد مخدر با نمایش فیلم ن «گرگ وال استریت» در مجموع بیش از ۱۱۲ هزار دلار جریمه شدند.

«گرگ وال استریت» اما در کشورهای دیگری نیز حاشیه‌ساز بود و به عنوان مثال هیئت طبقه بندی فیلم در کنیا این فیلم را به دلیل “صحنه های بیش از حد از برهنگی، سکس،‌ هرزگی، عیاشی و فحاشی” ممنوع کردند و حتی مسئولان این هیئت ‌ده‌ها نفر از قاچاقچیان نسخه‌های غیرقانونی این فیلم توقیف شده را دستگیر کردند.

با این وجود اما این فیلم قرار است به زودی توسط شرکت «سینما۲۴» در شبکه نمایش خانگی توزیع شود. فیلمی که به دلیل صحنه‌های جنسی و مصرف مواد مخدر در کشور تولیدکننده هم حاشیه‌های فراوانی ایجاد کرد و با این حذف این صحنه‌ها هم عملا بیش از نیمی از فیلم کوتاه خواهد شد و درواقع فیلمی برای توزیع باقی نخواهد ماند، جز یکسری صحنه‌های بی‌ربط به هم که توزیعش تنها جیب پخش‌کننده را پر خواهد کرد و جز ضرر چیزی برای مصرف‌کننده ندارد.

با این اوصاف اما سوال اساسی از شورای پروانه نمایش فیلم‌های ویدئویی و مدیران شبکه نمایش خانگی است که مجوز پخش چنین فیلم‌هایی را صادر می‌کنند و در این بین مدیران شرکت‌ها  طبعا به فکر سود بیشتر خود هستند نه مخاطب.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:21  توسط narsis | 
پناهیان: وقتی آمریکا به اسلام حمله می‌کند چه جای حرف زدن از صلح حدیبه است

تجمع اتحادیه‌ها و تشکل‌های دانشجویی، دانشجویان و اقشار مختلف مردم در اعتراض به توهین نشریه فرانسوی «شارلی‌ابدو» به پیامبر گرامی اسلام دقایقی پیش در مقابل سفارت فرانسه برگزار شد.

به گزارش فارس، حاضرین در این تجمع با در دست داشتن پلاکارد، پوستر و دست نوشته‌هایی انزجار خود را از اقدام توهین آمیز این نشریه فرانسوی اعلام کردند.
 
دانشجویان با سر دادن شعارهای لبیک یا رسول‌الله، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس از حمایت‌های دولت‌های غربی از اقدام نشریه شارلی‌ابدو انتقاد کردند و خواستار اخراج حامیان تروریسم از کشور شدند.
 
تجمع‌کنندگان دقایقی با مداح این مراسم هم‌صدا شدند و به سینه‌زنی پرداختند. همچنین اعتراض کنندگان تهرانی خواستار اقدام انقلابی وزارت خارجه و اخراج سفیر فرانسه شدند. 
 
احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این تجمع دانشجویان گفت: غرب ادعا می‌کند مدافع حقوق بشر است و در همان حقوق بشر آمده است که انسانها در انتخاب عقیده‌های مختلف آزاد هستند و باید به عقیده‌های افراد احترام گذاشت.
 
وی ادامه داد: شما به ادعای خودتان می‌گویید که هرکس حق دارد عقیده خود را داشته باشد و نمی‌توان به آن توهین کرد پس چگونه اجازه می‌دهید به عقاید مسلمانان توهین ‌شود؛ این یک تناقض آشکار در رفتار دولت فرانسه است.
 
نماینده مجلس ادامه داد: اینکه عده‌ای به داخل یک نشریه بریزند و در آنجا کشتار انجام دهند ثمره اقدامات فرانسه است؛ این حرکت به احتمال زیاد نقشه خود غربی‌هاست تا اسلام را بدنام کنند زیرا این کشور از همین تروریست‌ها در عراق، سوریه و دیگر نقاط حمایت کرده است.
 
توکلی در ادامه با انتقاد از عملکرد وزارت امور خارجه پس از توهین نشریه فرانسوی به ساحت پیامبر، گفت: در حالیکه چنین اقداماتی از سوی غرب و فرانسه علیه اسلام صورت می‌گیرد آیا باید مقامات وزارت امور خارجه آن رفتار را انجام می‌دادند؟
 
http://jahannews.com/images/docs/files/000402/nf00402676-1.jpg
 
وی ادامه داد: رهبر انقلاب شما را فرزند انقلاب خواند و شما نیز باید اقدام متناسب انجام دهید.
 
این نماینده مجلس افزود: آیا آن اهانت به ساحت پیامبر یک «آخ»از سوی وزارت امور خارجه نمی‌خواست که شما آن سفر غیر خوشایند را انجام دادید؟
 
وی در ادامه خطاب به برخی جریان‌های داخلی اظهار داشت: کسانی که در داخل به کمپین ضد اسلام پیوسته‌اند آیا نمی‌دانند که پیامبر اسلام وجه مشترک همه اقوام ایرانی و وحدت‌بخش مسلمانان است.
 
توکلی خاطرنشان کرد: این جریان‌ها اگر فهم و غیرت دارند باید آن را به کار بگیرند و اقدامات ضد اسلامی را محکوم کنند.
 
لزوم برخورد شایسته و انقلابی مسئولان با کشورهای اهانت‌کننده به پیامبر اسلام
 
علی عبدی عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل هم در تجمع دانشجویان و اقشار مختلف مردم در مقابل سفارت فرانسه که در رابطه با اهانت نشریه فرانسوی شارلی ابدو به پیامبر گرامی اسلام برگزار شد، گفت: امروز اینجا جمع شده‌ایم که اتفاقات مکرری که از دولت‌های غربی سر زده و قلوب ملت‌های مسلمان را آزرده کرده است را پاسخ دهیم و این اقدامات را محکوم کنیم.
 
http://jahannews.com/images/docs/files/000402/nf00402676-2.jpg
 
وی افزود: توهین به مقدسات اسلام سابقه ۱۴۰۰ ساله دارد اما امروز به برکت پیروزی انقلاب و قدرتمند شدن آن توهین به مقدسات اسلام خصوصا در مکان‌هایی که دولت‌های غربی نفوذ بیشتری دارد، شدت گرفته است.
 
وی ادامه داد: اگر بخواهند نور اسلام را خاموش کنند نه تنها به نتیجه نخواهند رسید بلکه به همت نفس قدسی پیامبر اسلام روز به روز گسترش بیشتری خواهد داشت.
 
وی خاطرنشان کرد:‌ این توهین‌ها زیر چتر حمایتی مفهومی مضحک آزادی بیان مطرح می‌شود. در حالی که پوشش حجاب بانوان در کشورهایی مانند فرانسه محدود وغیرقانونی اعلام شده است، حال چطور در چنین کشوری توهین به دین را آزاد اعلام و پوشش حجاب ممنوع می‌شود.
 
وی تصریح کرد: چرا کشورهایی که خود را مدعی آزادی بیان می‌دانند کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام را آزاد ولی ساختن مسجد را ممنوع می‌کند. چرا در این کشورها اجازه بیان مباحثی پیرامون هولوکاست و اهانت به رژیم صهیونیستی را نمی‌دهند.
 
این فعال دانشجویی با بیان اینکه یکی از شعارهای انتخاباتی روحانی بحث افزایش ارزش پاسپورت و گذرنامه‌های ایرانی در جهان بود، افزود: به نظر شما آیا امروز واقعا چنین اتفاقی رخ داده است. آیا این توهین‌هاکه امروز به مسلمانان در کشورهای اروپایی می‌شود شایسته برخورد انقلابی مسئولان جمهوری اسلامی نیست؟
 
وی به پیاده‌روی وزیر امور خارجه کشورمان با وزیر خارجه آمریکا اشاره کرد و افزود: آیا به جای این موضوع بهتر نبود برخوردی انقلابی، محکم و شایسته شان جمهوری اسلامی با آمریکا که ام‌الافساد است، صورت گیرد.
 
http://jahannews.com/images/docs/files/000402/nf00402676-3.jpg
 
 
میرحاجی:
دستگاه دیپلماسی سفیر فرانسه را از کشور اخراج کند
 
محسن میرحاجی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران هم در این تجمع گفت: مردم و دانشجویان اینجا جمع شده‌اند که به سفیر بی‌کفایت فرانسه بگویند «لبیک یا محمد» و بگویند که اگر سفارت فرانسه را خراب نمی‌کنند به خاطر فرمان امام(ره) و رهبر‌شان است.
 
وی افزود: ما همیشه پشت سر پیامبر‌مان هستیم. از آقای ظریف و دستگاه دیپلماسی توقع اقدام انقلابی نداریم ولی می‌خواهیم حداقل با نماینده شیطان بزرگ قدم نزند و سفیر فرانسه را از کشور اخراج کند.
 
میرحاجی تصریح کرد: کشور ما یک کشور حسینی است و ما دانشجویان بسیجی و مردم انقلابی اجازه نمی‌دهیم به اسلام توهین شود.
 
وی با اشاره به فعالیت سفارت فرانسه در ایران گفت: در این سفارت ناموس ملت را بی‌حجاب می‌کنند و معلوم نیست مسئولان در وین چه کاری انجام می‌دهند.
 
این مسئول دانشجویی با اعلام اینکه حرکات نشریات و مسئولان فرانسوی خدشه‌ای به پیامبر اسلام وارد نمی‌کند.
 
  جای تعجب است، کشورهایی که فرقه‌ها را ایجاد می‌کنند و اتحادیه مضحکی برای از بین بردن آنها تشکیل داده‌اند
 
سلیم ملازنی دانشجوی اهل سنت دانشگاه مذاهب در تجمع مقابل سفارت فرانسه هم عنوان کرد: امروز روزی است که ما مسلمانان نتیجه تفرقه را دیدیم. عده‌ای در فرانسه پیامبر ما را مورد توهین قرار دادند. کشورهای غربی به خاطر منافع خود همچنان درحال ایجاد تفرقه میان مسملانان و تشکیل گروه‌های تکفیری هستند.
 
اسلام دین تکفیری نیست.اسلام دین رحمت، عطوفت و صلح است.جای تعجب است کشورهایی که فرقه‌ها را ایجاد می‌کنند و اتحادیه مضحکی برای از بین بردن آنها تشکیل داده‌اند.ما مسلمانان شیعه و سنی هر گونه عملیات تروریستی را محکوم میکنیم. توهین به مقدسات را محکوم می‌کنیم.
 
http://jahannews.com/images/docs/000402/n00402676-t.jpg
 
دانشجویان مسلمان ضمن اعتراض خود در توهین به پیامبر، هر گونه عملیات تروریستی را متوجه همان کشورهای غربی و آمریکا و انگلیس و فرانسه می‌دانیم.
 
پهلوان:
توهین به مقدسات اسلامی نتیجه‌ای جز ناامن ساختن کشورهای غربی ندارد
 
علی پهلوان دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان هم در تجمع اعتراضی دانشجویان که عصر امروز در مقابل سفارت فرانسه برگزار شد، ضمن محکوم کردن اقدام توهین‌آمیز نشریه فرانسوی گفت: ۱۴۰۰ سال است که اسلام به عنوان دین صلح، برابری و برادری، همه را به عدالت، مهربانی و خداپرستی دعوت می‌کند.
 
وی افزود: اکنون مسلمانان جهان مواجه با جنگ پایان‌ناپذیری هستند که به آنها تحمیل می‌شوند. اشرار یهودی که ما آنها را صهیونیست می‌دانیم سال‌ها نفرت علیه مسیحیت و مسلمانان را تجربه کرده است و اینک برای انتقام‌گیری و تکلیف مسلمانان را در دستور کار خود قرار داده است.
 
وی در ادامه به حمایت انگلیس، عربستان، آمریکا به داعش و القاعده اشاره کرد و افزود: اقدام توهین‌آمیز نشریه فرانسوی به پیامبر اسلام و مقدسات اسلامی نتیجه‌ای جز ناامن‌ ساختن کشورهای غربی و تشکیل گروه‌های تروریستی ندارد.
 
پهلوان اضافه کرد: اگر به حکم قتل در مورد سلمان رشدی عمل می‌شد امروز کسی اجازه توهین به پیامبر اسلام را به خود نمی‌داد.
 
این فعال دانشجویی در خاتمه گفت: از قوه قضائیه می‌خواهیم ضمن پیگیری قضایی اقدام توهین‌آمیز این نشریه فرانسوی اقداماتی انجام دهد تا دیگر به مقدسات مسلمانان توهین نشود.
 
پناهیان: فرانسه،دانمارک، انگلستان و سایر کشورهای غربی پیاده نظامند
 
حجت الاسلام پناهیان هم در این تجمع عنوان کرد: همه می‌دانیم فرانسه،دانمارک، انگلستان و سایر کشورهای حقیر در این فتنه سیاه و بازی نفرت انگیز جز پیاده نظامی بیش نیستند. فرانسه و انگلستان که مانند سگ قلاده به گردن خود را دست آمریکا سپردند بدانند ما هنوز جنایات دفاع مقدس را فراموش نکرده‌ایم.
 
هنوز خون شهیدانمانم را فراموش نکرده و نمی‌کنیم. امروز بسیج دانشجو، طلبه، بسیج ملت ایران برای تسویه گذشته نیامدند بلکه برای نفرت و بغض خود در اینجا حاضر شدند و تجمع امروز معنای دیگری دارد. این فریاد به اربابان آمریکا و انگلیس برسد. اگر امریکا خود را در پرتگاه نابودی نمی‌دید دست به این جنایت نمی‌زد.
 
آمریکا بدان اگر مرگ بر امریکا هشدار بود به محمد قسم تا مرگ تو را نبینیم دست از مبارزه بر نخواهیم داشت. تا نیستی و نابودی کامل استکبار از پای نمی‌نشینیم. مبارزه با دشمن ریشه در سنت رسول خدا دارد.
 
‫شما مستکبران خوب تشخیص دادید که اسلامی که پرچم انقلاب اسلامی را به جهان عرضه کرده غیر از اسلام امریکایی است.اسلام ما اسلام عزت و غیرت است. بیداری اسلامی نه تنها موجش جهان را برداشته و دیکتاتورهای شما را ذلیل کرده است بلکه در امریکا و انگلیس از مسلمانان جوان الگو می‌گیرد.بیداری اسلامی امروز اروپا را به لرزه در آورده است. اسلامی می‌خواهیم که عدالت را مستقر کند و حق مظلوم را از ظالم بگیرد.‬
 
ما درس آموختگان رهبر و ابرحریفی هستیم که شما را ذلیل کرد.به دیپلمات‌ها و وزیر امور خارجه می‌گویم: آخرین باری که مقام معظم رهبری که به نص قانون اساسی باید سیاست‌های کشور را تعیین کند، به شما فرمود سیاست محوری که شما باید اعمال کنید سیاست تعاملی ضد نظام سلطه است.
 
مقام معظم رهبری در بین ۵۰ هزار فرمانده پایگاه مقاومت بسیج در محرم سال گذشته گفت: شما باید از صدق زینب کبری(س) الگو بگیرید، زینب هیچ گاه پشت به دشمن نکرد. ضدیت نظام سلطه ولی پشت به دشمن نکنید.
 
حالا که آمریکا به قدرت اسلام و رسول اکرم(ص) حمله می کند چه جای حرف زدن از صلح حدیبه است. اصل دعوی جهاد با مستکبر است، صلح استثناء است ولی امروز روز استثناء نیست. اهانت به پیغمبر اکرم(ص) اهانت به ساحت مقدس الله است.
 
اگر ما مسلمان موحدیم، اگر همه مسیحی‌ها، زرتشتی‌ها و همه ادیان الهی موحد هستند همه باید یکپارچه اقدام کنند، فرانسه بازیچه دست آمریکاست پس مرگ بر آمریکا. دسته‌ها، هیئت‌ها و مساجد و تکایا و یک و نیم میلیون راهیان کربلا بدانید که امروز کربلای شماست. امروز باید همانطور که وقتی حرم حضرت زینب(س) تهدید شد به میدان آمدید مسئول باشید و به میدان بیاید.
 
شرمنده‌ایم که وزیر امور خارجه در این چکاچک ستیز دشمنان هوس کرده با وزیر امور خارجه آمریکا قدم بزند پس باید بگوییم وزیر امور خارجه اقتدار اقتدار.
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 18:20  توسط narsis | 
کمپین جهانی "عشاق محمد"
 
 
فرهنگ نیوز،  در پی اهانت دوباره نشریه شارلی ابدو فرانسه  به ساحت نبی مکرم اسلام (ص)، بهنوش بختیاری با انتشار تصویر زیر در صفحه شخصی اینستاگرام خود ضمن اظهار علاقه به پیامبر اسلام ، تنفر از تروریسم و محکوم کردن توهین به پیامبران الهی از کمپین «من عاشق محمدم» به زبان فرانسوی حمایت کرد.

متن پیام بهنوش بختیاری در صفحه ای  اینستاگرام خود به شرح زیر است:

......J'adore mohammad.. Je suis de'testele terrorisme. Je condomne insuite aux messagers de dieu

من محمد را دوست دارم....از تروریسم متنفرم.....توهین به پیامبران الهی را محکوم میکنم..به زبان فرانسه نوشتم..................یاعلی.

+ نوشته شده در  شنبه 27 دی1393ساعت 13:5  توسط narsis | 
 

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 دی1393ساعت 13:1  توسط narsis | 
 

 برنامه این هفته گفت‌وگوی روز با موضوع انحرافات در شیعه و با محوریت قرار دادن «شیعه انگلیسی» به معرفی و حواشی و خواستگاه فکری این جریان پرداخت.

به گزارش خبرگزاری فارس، برنامه این هفته گفت‌وگوی روز با موضوع انحرافات در شیعه و با محوریت قرار دادن «شیعه انگلیسی» به معرفی و حواشی و خواستگاه فکری این جریان، با حضور سجاد نوروزی و حجت الاسلام مهدی مسائلی کار‌شناسان سیاسی و مذهبی و با اجرای علی فروغی برگزار شد.
 
در آغاز مجری – کار‌شناس برنامه با اشاره به اینکه اولین بار در مسجد مقدس جمکران بحث تشیع انگلیسی و جریانی که در شیعه وجود دارد توسط حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی بیان شده و پس از ایشان استاد رحیم‌پور ازغذی و آیت‌الله اراکی در این رابطه اقدام به روشنگری نموده‌اند. همچنین رهبر انقلاب نیز صراحتا از شیعه انگلیسی نام بردند و مختصات این جریان را بیان نمودند، لذا بنا داریم به تشریح مسائل و مصائب مربوط به این جریان در فضای داخلی کشور و بین المللی بپردازیم.
 
فرقه‌ای که با اسلام سیاسی مخالف است
نوروزی ضمن بیان مقدمه بحث توضیح داد: در حال حاضر مهم‌ترین تهدیدی که شیعیان با آن مواجه‌اند تفکر تکفیری و وهابی است. این تفکر در عراق و سوریه و سایر بلاد اسلامی خودش را نشان می‌دهد و به اشکال مختلف، مشکل آفرین است. حتی نحوه قضاوت جهانیان نسبت به اسلام تحت تاثیر بوق‌های تبلیغاتی و حرکت هدفمند آن‌ها هستند شکل خاصی پیدا کرده است. در چنین فضایی که شیعه با چنین مخاطره عظیمی مواجه است، پدیده خاصی به نام «شیعه انگلیسی» هم بروز و ظهور پیدا کرده است. چرایی نام‌گزاری این جریان به «شیعه انگلیسی» جالب توجه است. جدا از اینکه سرآمدان این جریان در لندن اقامت دارند، مقام معظم رهبری نیز در این زمینه فرمایش ارزشمندی دارند: انگلیس را به چه می‌شناسیم؟ به فرقه‌سازی و به اینکه سعی می‌کند از درون جریان‌های پویندهٔ اجتماعی، یارگیری کند و جریان‌های موازی را طراحی کند تا برش مکتبی را منقطع کند.
از بیان استاد ازغدی وام می‌گیرم که این جریان سر و صدای زیادی دارد، این‌ها در لندن هستند، حتی ممکن است در قم یا مشهد هم باشند، همانطور که در سوریه و عراق هم هستند. در وهلهٔ اول تکثر عجیبی در بلاد دارند ولی وقتی به حیطه مدنی آن‌ها نگاه می‌کنیم چنین تکثری را نمی‌بینیم. ولی برای اینکه این سر و صدا در جاهای مختلف شنیده شود یک تفکیک وظیفه صورت گرفته است. در باب معرفی و ذات اصلی این جریان به مردم باید گفت به طور مشخص با یک جریانی مواجهیم که به بعضی وجوب «انجمن حجتیه» نزدیک هستند. این‌ها با جمهوری اسلامی مخالفند چرا که با اسلام، سیاسی مخالفند، ریشه این گروه که در قم و در خاندانی به نام شیرازی است، آن‌ها اجتهاد را به صورت وراثتی نسل به نسل در خود منتقل می‌کنند و تقریبا هیچ عالم برجسته‌ای این‌ها را تایید نکرده است. ما پدیده‌ای در کشورهای همجوارمان داریم به نام: شیعه‌کشی، یک عده به قصد قربت، شیعه می‌کشند (جدا از اینکه تکفیری‌ها عقاید خاص خودشان را دارند) یک علت دیگر در این میان وجود دارد و آنهم توهین این جریان به مقدسات اهل‌سنت است که در حجم عظیم رسانه‌ای تکثیر می‌شود.
نوروزی درپاسخ به اینکه چه بستر اجتماعی و فکری فراهم شد که تفکر تکفیری سلفی بر پایهٔ آن طی طریق کند، گفت: قطعا و یقینا اقداماتی که جریان شیعه انگلیسی انجام داد تقویت کننده مسیر حرکتی سلفی‌ها وتکفیری‌ها بود.
 
تفکر «شیعه انگلیسی» در سب و لعن خلاصه شده است
نوروزی در مورد مصداق عینی برای شناخت این جریان گفت: طلبهٔ جوانی که به تعبیر سیدحسن نصرالله از معاریف شیعه نیست، در کویت بر فراز منبر به همسر پیامبر(ص) توهین کرد و این را به عنوان یکی از واجبات شیعه مطرح کرد، سپس از کویت اخراج و به لندن رفت و در کمال شگفتی آنجا کتابی ۵۰۰ صفحه‌ای و با عنوانی مشئمز کننده منتشر می‌کند (با وجود اینکه در لندن اگر بخواهید یک سخنرانی در روز عاشورا داشته باشید باید از هزار فیلتر رد شوید)، آقای یاسر الحبیب به راحتی مجالس سب و لعن برگزار می‌کند، و باعنوان اینکه ما اصل تولی و برائت داریم، رکیک‌ترین و اهانت بار‌ترین توهین‌ها را به اهل سنت مطرح می‌کنند.
 سال‌ها پیش مقامات ارشد مالزی از مقامات جمهوری اسلامی ایران درخواست کردند برای مقابله با بهائیت که در مالزی بسیار پیشرفت کرده است، مبلغ دینی بفرستید. چرا که شیعه الگوی موفقی است تا بتواند جلوی این فرقه بهائیت قد علم کند و بدین شکل ما بتوانیم مردم مالزی را از این منجلاب نجات بدهیم. مبلغین دینی به آنجا رفتند و فضای حب اهل‌بیت پا گرفت، ناگهان سر و کله این جریان در مالزی پیدا شد و شروع به سب و لعن و فحاشی به مقدسات اهل سنت کردند، مسلمین در آنجا دو قسمت شدند. شروع به دیوارنویسی علیه یکدیگر کردند، در ‌‌نهایت دولت مالزی مذهب شیعه را ممنوع اعلام کرد.
در سوریه هم وضعیت به همین شکل بوده است، این جریان در کنار حرم حضرت زینب دارای دفتر و دم و دستگاه تبلیغ بودند اما تا سلفی‌ها در حوادث اخیر سوریه به حرم حضرت زینب(س) نزدیک شدند دفا‌تر خود را جمع کردند و حاضر به دفاع از حرم حضرت زینب نشدند. اگر حزب الله لبنان و مدافعین حرم و حمایت مستقیم جمهوری اسلامی نبود، ممکن بود فاجعه بزرگی برای مسلمین و شیعیان اتفاق بیفتد. نمونه مشخص دیگر در عراق است، شیعیان در عراق اکثریت‌اند اما حتی یک نماینده از معتقدین به این جریان در انتخابات پارلمانی عراق رای نیاورد. ویژگی مشخص این جریان کثرت سر و صدا و قلت حضور مدنی است.
 
حجت‌الاسلام مهدی مسائلی نیز در مورد نسبت این جریان با اسلام اصیل، گفت: در حادثه عاشورا و قیام حضرت سیدالشهدا(ع)، تمام اقشار مسلمانان و حتی مسیحیان هم نقش پررنگی دارند، اما متاسفانه این جریان در صدد هستند که جاذبه‌های تشیع را که می‌تواند برای مسلمان و غیرمسلمان الگوپذیری داشته باشد از بین ببرند، و صریحا خود عزاداری‌ها را هدف قرار می‌دهند و از همین جا هم افراط گرایی در عزاداری را مطرح می‌کنند؛ عزاداری را به نحوی انجام می‌دهند که در نگاه انسان‌ها خشن و فجیع باشد و به صورت‌های آن هم تنوع می‌دهند.
قمه زنی باعث وهن شیعه شده است
مجری ـ کار‌شناس برنامه با ذکر اهداف مشخص این جریان در عزاداری‌ها که یکی لعن و سب و دیگری قمه زدن است از حجت الاسلام مسائلی سوال کرد: آیا در مذهب ما و علمای ما در سده‌های گذشته قمه زنی وجود داشته و چگونه وارد شیعه شده است؟
وی در پاسخ گفت: در مورد قمه زنی سنتی از عصر قاجاریه بوجود آمده و گسترش یافته، مقام معظم رهبری سخنی دارند که آنچه از علما و فقهای گذشته نقل شده این است که اگر قمه زنی ضرر جدی نداشته باشد جایز است. سپس ایشان بیان می‌کنند آیا تخریب تشیع در سایر مسلمانان و انظار جهانیان، زایل کردن خون شهدای انقلاب و خدشه دار کردن حب اهل بیت در زمان کنونی ضرر نیست؟ اگر شما این اصل را انکار کنید حقیقت را انکار می‌کنید و آنقدر تعصب مذهبی بر شما غالب شده که حقیقت را که با یک جستجوی سادهٔ «شیعه» و «عزاداری» در اینترنت و تصاویری که مشاهده می‌کنید گواهی می‌دهد که این کار می‌تواند بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به تشیع وارد کند. الان اگر دشمنان می‌خواستند اسلام را تخریب کنند شاید نمی‌توانستند کاری که امروز داعش در تخریب چهرهٔ اسلام می‌کند را انجام دهند. اقدامات برخی شیعیان متعصب که نمی‌خواهند حقیقت را درک کنند بالا‌ترین ضربه‌ها را به تشیع می‌زند.
 
دوری کردن از تفکر، تعقل و اجتهاد در جریان شیعه انگلیسی
نوروزی سپس توضیح داد: خط تفکر اصولی در شیعه در مقابل تحولات جدید، به واسطه باز بودن باب اجتهاد مقهور و تسلیم نیست. آیت الله جوادی آملی در کتاب خود با عنوان «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی» که چکیده آن این است که عقل در کنار نقل، منبع معرفت دینی است. اما در این جریانات ما چنین مسایلی را نمی‌بینیم. همه چیز در نظر این طیف تقریبا حرام است، اساسا در مقابل تحولات جدید حرفی برای گفتن ندارند، این‌ها تنها کارویژهٔ مشخصی که در حال انجام آن هستند تبدیل شیعه از یک عقیده به یک فرقه است. ما برای کسب معرفت قرب الی الله عزاداری می‌کنیم، اما این جریان با کارهای عجیب مثل از روی خار راه رفتن، از روی زغال گذشتن، قمه زدن و.... عزاداری را به یک مناسک فرقه‌ای فرو کاهیده‌اند.
 برای ما شکل عزاداری موضوعیت دارد یا محتوایی که به قصد معرفت انجام می‌دهیم؟ جریان تشیع انگلیسی باعث شده ما در نظر دیگران شبیه هندو‌ها و بودیسم و... شویم که هرچند وقت دور هم جمع می‌شوند و کارهای عجیبی می‌کنند، یعنی یک نهضت شورانگیز عاشقانه و عاقلانه‌ای که شیعه مدیونش است، در نظر این‌ها در حد یک مناسک تقلیل پیدا می‌کند.
 
چرا شیعه انگلیسی؟
حجت الاسلام مسائلی در مورد اینکه چرا این جریان به «شیعه انگلیسی» گفته می‌شود گفت: در بعضی موارد انگلیس و سازمانهای جاسوسی این کشور نقش مستقیم در هدایت این جریان دارد اما ادعا نمی‌کنیم که همه افرادی که به این تفکر کمک می‌کنند و آن را گسترش می‌دهند انگلیسی هستند بلکه مرادمان این است که این تفکر، مطلوب انگلیس است. تفکری است که در راه اهداف سلطه گرایانه استکبار مخصوصا انگلیس، فعالیت می‌کند، این تفکر حتی در درون تشیع مواجهه به وجود می‌آورد. آن‌ها همچون وهابیت انحصارگرایی دارند و یک پکیج عقایدی بر خودش مسلط کرده تا سایر مسلمانان را از دایره تشیع خارج کند، حتی در برخی موارد، نسبت‌های ناروایی را به علمای اسلام می‌دهند. در اخبار جدید، اعتقاد به علوم عقلی بین علمای ما وجود داشته است اما اینهابه شکل عوامانه وارد این بحث‌ها می‌شوند و عنصر تکفیر و رد علمای شیعه را بین مردم گسترش می‌دهند. یاسر الحبیب و مصطفی شیرازی همواره آیت الله بهجت را تکفیر می‌کنند. این‌ها بدین خاطر با ایشان دشمنی می‌کنند که آیت الله بهجت عرفان نظری و علوم عقلی را نزد علمای بزرگ نجف مثل آیت الله قاضی فرا گرفته بود و این منشا تکفیر اینهاست. و این گونه شیعیان را روبروی هم قرارمی دهند و مشغول یکدیگرمی کنند و مانعی برای تشیع انقلابی که بر محور مقاومت در برابر استکباران و ظلم ستیزی است ایجاد کرده‌اند. یعنی هم مبارزهٔ بیرونی هم مبارزهٔ درونی ایجاد می‌کنند تا از قدرت تشیع بکاهند.
علی فروغی در ادامه سوال کرد: چطوراین‌ها این تعداد شبکه بدون تبلیغات دارند؟ چگونه این همه شبکه و منابع مالی دارند؟ فضای فعالیت آن‌ها در اروپا و آمریکا و کشورهای دیگر چگونه شکل گرفته است؟ و در یک جمله هزینه رسانه‌های بدون تبلیغ این‌ها چطور تامین می‌شود؟
نوروزی در پاسخ گفت: رسانه اگر روی پای خودش بایستد باید متکی به تبلیغاتش باشد، علیرغم گفته‌های ایشان غیر ممکن است که بتوانند با وجوهات شرعی، حدود سی شبکه را تامین کنند. مگر اینکه یک مرجع در جهان تشیع داشته باشیم و آن هم ایشان باشد تا تمام وجوهات شرعی به سمتشان سرازیر بشود!!
در لندن طراحی دیگری هم شکل گرفته، شبکه وهابیت و این‌ها هم زمان فعالیت می‌کنند و به یکدیگر ناسزا می‌گویند. این آزادی بیان نیست بلکه یک جریان هدفمند و هدایت شده جهت اختلاف افکنی بین مسلمین است، این جریان با تکثیر عقایدش به شکل تصنعی و نه به صورت اجتماعی می‌کوشد خودش را پرچمدار شیعه نشان بدهد.
یک طلبهٔ افغانی در آمریکا (واشنگتن) یک دوربین در مقابل خودش داده و صبح تا شب به جمهوری اسلامی، مرجعیت شیعه، و به مقدسات اهل سنت توهین می‌کند و جالب است که فصل مشترک تمام اینهایی که اهل توهین به اهل سنت هستند عناد و دشمنی و رویکرد خباثت آمیز به جمهوری اسلامی است. در قضیه مصر که آیت الله اراکی هم اشاره کرده‌اند داستان شیخ شحاته چه بود و چه بر سرش آمد؟ همین فرقه شیرازی که رسانه در اختیار دارند ایشان را به یکی از شبکه‌هایشان بردند و سب عایشه همسرپیامبر را از دهان ایشان بیرون کشیدند و نتیجه این شد که سلفی‌ها به محل اقامت ایشان حمله کردند و او را کشتند و استدلالشان این بود که نشسته‌اید و به مادر مسلمانان توهین می‌شود.
 جمهوری اسلامی با اینکه قائل به شهادت حضرت زهراست و هرگز از عقایدش دست نخواهد کشید اما با این وجود وحدت عملی در مواجهه با دشمن را لازم می‌داند چرا که اهل سنت را از خانواده خود می‌داند.
 
سکوت در قبال توهین به پیامبر و خدشه دار کردن روز عاشورا در سال ۸۸
 
مهدی نوروزی در انتها گفت: امیدوارم اگر واقعا اهل برائتند، که البته اصل اساسی آن هم جهاد است، همین الان فتوا دهند و مقلدان خود را به دفاع از عتبات متبرکه در عراق و در سوریه بخوانند. قطعا اگر پیروز شوند اجر ثواب و جهاد می‌برند و اگر به فیض شهادت برسند نیز به مرتبه بالایی می‌رسند.
حجت الاسلام مسائلی نیز در پایان برنامه بیان کرد: آنچه که در شناخت این جریان مهم به نظر می‌رسد این است که جریان شیعه انگلیسی، فکر اصلی تشیع و مرزهای فکری آن را پوشیده می‌دارد و نقاط حاشیه‌ای، انحرافی را برجسته می‌کند و ازآن به عنوان تفکر شیعه به مردم ارائه می‌دهد. خیلی از مباحث اصلی که باید مطرح شود از آن غفلت می‌کند، این طیف حتی به جسارت‌هایی که در این چندسال اخیر به اعتقادمان شد، در توهین به پیامبر و توهین به امام حسین بعد از فتنه ۸۸ عکس العملی نداشته‌اند.
در پایان برنامه گفتگوی روز، علی فروغی، مجری کار‌شناس برنامه با اشاره به ماموریت اصلی برنامه گفت: همواره تلاش کرده‌ایم در عرصه‌های مختلف به روشنگری بپردازیم و انشاا... زوایای پنهان جریان شیعه انگلیسی در برنامه‌های بعدی مورد واکاوی جدی تری قرار خواهد گرفت.
برنامه رادیویی گفتگوی روز هر شب ساعت ۲۰ از رادیو گفت‌و‌گو پخش می‌شود.
+ نوشته شده در  شنبه 27 دی1393ساعت 13:0  توسط narsis | 


انهدام گروهک تروریستی شرق کشور فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان تصریح کرد: آخرین عملیاتی که این گروه انجام داده بودند در حدود ۴ ماه پیش و در پاسگاه رئیس‌آباد بود هنگامی که همکاران ما برای ابلاغ ارجاع قضایی به روستایی در شهرستان سرباز رفته بودند در کمین این گروه قرار گرفته و این تروریست‌ها پرسنل ما را به رگبار بستند که از آن روز، نیروی انتظامی عزم خود را جزم کرده است تا دستگاهی را که بدین ترتیب اقدام به تله‌گذاری و کمین‌گذاری می‌کنند شناسایی و دستگیر کنند.

سردار رحیمی ادامه داد: در شروع کار دو نفر از تروریست‌ها را به همراه سه قبضه سلاح و یک دستگاه خودرو و یک دستگاه موتورسیکلت دستگیر کردیم و در یک کار فنی و پیچیده جنایی بعد از ۲۰ روز آن دو نفر لب به اعتراف گشودند و اعتراف کردند که عضو یک گروه هستند که عملیات‌های مختلفی را علیه مردم و پلیس انجام می‌دهند.

این مقام ارشد انتظامی به دیگر اعترافات اعضای دستگیر شده این گروه اشاره کرد و اظهار داشت: این افراد اعتراف کردند که وجوهی را از طریق فردی که در یکی از کشورهای عربی فعالیت دارد دریافت می‌کنند بدین ترتیب که آن فرد که در کشور عربی سکونت دارد به حساب یک نفر در استان مبالغی را واریز کرده و از آن طریق این افراد حقوق خود را دریافت می‌کردند که مبلغ کف برای هر عملیات ۴۰۰ هزار تومان و سقف آن یک میلیون تومان بود که به تناسب هر عملیات برای آنها تخصیص می‌شد.

فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان به آغاز شکل‌گیری این گروه در سال ۸۶ پرداخت و گفت: آنها فعالیت خود را از سال ۸۶ در سطح استان آغاز کرده و تلاش آنها آن بود که حتی به اندازه رگبار بستن به سوی یک مأ‌مور یا تیراندازی در سطح شهر به سمت پلیس فقط ناامنی ایجاد کنند تا رؤسای آنها بتوانند بهره‌برداری رسانه‌ای کنند.

وی ادامه داد: وقتی از آنها سؤال شد که چرا معلمان را شهید کردند گفتند دستور این بوده که باید تمام معلمان از اینجا بروند.

فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان گزیده‌ای از جنایات این گروه را به صورت ذیل بیان کرد:

- به شهادت رساندن مولوی شهید مصطفی جنگ زهی امام جمعه اهل سنت راسک شهرستان سرباز که به دلیل حمایت از نظام جمهوری اسلامی و رهبری دستور به شهادت آن داده بودند.

- به شهادت رساندن معلم شهید جواد نوروزی
- به شهادت رساندن معلم شهید محمد اسلامی
- به شهادت رساندن معلم شهید عیسی شهرکی
- به شهادت رساندن بسیجی پایگاه نصیرآباد به دلیل همکاری با سپاه
- به شهادت رساندن کارمند ثبت ‌احوال در شهرستان سرباز
- به شهادت رساندن دو نفر از پرسنل نیروی انتظامی در ایست و بازرسی سرباز
- به شهادت رساندن دو سرباز هنگ مرزی

- ترور یک نفر در چابهار به دلیل همکاری با نظام جمهوری اسلامی
- ترور ۴ نفر دیگر به دلیل همکاری با جمهوری اسلامی
- اقدام به ترور ناموفق کارمند ثبت‌احوال
- کارگزاری تله انفجاری در مسیر یگان امداد نیروی انتظامی
- اجرای تله انفجاری در مسیر خودروهای پلیس راه جکیگور
- اجرای تله انفجاری و کارگزاری بمب در مسیر خودروی هنگ مرزی در ۴ منطقه
- بمب‌گذاری و تله ناموفق در مسیر پاسگاه جنگل
- ... و حمله به گشت پلیس رئیس‌‌آباد

که سرآغاز عملیات دستگیری این گروه بود.

وی ادامه داد: تعدادی از افراد این گروه متواری‌اند که اشرافیت اطلاعاتی پلیس در این زمینه خوب است و به زودی دستگیر خواهند شد.

فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان تصریح کرد: سه نفر از این افراد اعتراف کردند که در عملیات به شهادت رساندن مولوی نیز شرکت داشته‌اند.

این مقام ارشد انتظامی با بیان این مطلب که اعضای این گروه در بازه زمانی یک تا ۳ ماهه در آن طرف مرز آموزش می‌دیدند به بیان جزئیات این آموزش پرداخت و گفت: اکثر اعضای گروه در افغانستان و پاکستان در مدت زمانی یک تا ۳ ماهه آموزش‌هایی چون ساختن بمب و عملیات‌های نظامی را می‌دیدند و از طرف دیگر از لحاظ عقیدتی نیز آموزش دیده و بعد از آموزش به داخل کشور وارد شده و اقدام به کار تروریستی می‌کردند.

وی در پاسخ به سؤالی در مورد ارتباط این گروه با باقیمانده گروهک ریگی یا داعش اظهار داشت: این گروه از طرف فردی که در یکی از کشورهای عربی فعالیت داشت تأمین مالی می‌شدند.

فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان خاطرنشان کرد: خانواده ۳ معلم شهید شده با قاتلان این معلمان روبه‌رو شدند و حتی پدر و مادر معلم شهید شهرکی نیز با قاتل صحبت کردند و می‌توان گفت که در بخش معلمان قاتلان آنها دستگیر شده‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 دی1393ساعت 13:57  توسط narsis | 
کاربردهای همه پرسی؛
فرهنگ نیوز: اخیرا که یکی از مسئولان صحبت از "همه پرسی" کرد، کمی در مورد "همه پرسی" فکر کردم و به این نتیجه رسیدم این همه پرسی چقدر چیز خوبی است و بعد این سئوال برایم مطرح شد که چرا ما اینقدر از "همه پرسی" کم استفاده می کنیم؟!

یکی از کاربردهای "همه پرسی" در مراسم های خواستگاری است؛ بطوریکه نظر همه پرسیده می شود، اول عمو و عمه و خاله دایی و مادر و پدر نظرشان را می گویند و بعد هم اگر حسش بود نظر عروس و داماد  را هم می پرسند؛ (البته نظر آنها چندان مهم نیست، چون آنها هم فقط یک رای دارند و یحتمل با آن یک رای نتیجه همه پرسی چندان تفاوت نکند!)

طنز/ همه پرسی از مراسم خواستگاری تا اتاق عمل! در همین راستا پیشنهاد می شود از این پس در بقیه موارد هم "همه پرسی" صورت گیرد:

درآوردن قلب از پا!

در اتاق عمل: واقعا چرا برخی ها، فقط و فقط به این دلیل که دو کلاس بیشتر درس خوانده اند همواره باید تصمیم گیر باشند؟! پیشنهاد می شود در اتاق عمل به جای آنکه دکتر جراح حرف اول و آخر را بزند، همه پرسی صورت گیرد! در این همه پرسی نباید کسی جا بماند، از دربان بیمارستان گرفته تا نیروی های خدماتی و آشپز و ... هم باید رای خود را اعلام کنند!

نتیجه همه پرسی: چی؟! بیمار مُرد زیرا شما پای بیماری که مشکل قلبی را داشت عمل کردید؟! ... چی؟! می خواستین قلبش را از توی پایش در بیاورید؟! ... نظر اکثریت این بود؟! ... ببینین! اون یک چیز دیگه بود، شماها قاطی کردین! بعضی ها در خصوص دقت در خرید کفش می گن پا مثل قلب دوم آدمه، نه اینکه واقعا قلب آدمه! افتاد؟!

منزلتان ویران شد؟!

در منزل و هنگام ترکیدگی لوله آب: از در و دیوار منزلتان آب می چکد؟! چرا هزینه بیخود انجام دهید تا یک نفر آدم غریبه بیاید و در خصوص اینکه ترکیدگی لوله از کجای آن اتفاق افتاده اظهار نظر کند؟!

به جای زنگ زدن به لوله کش، اقدام به انجام یک همه پرسی کنید و از اهالی ساختمان بپرسید فکر می کنند بهتر است به این ترکیدگی لوله رسیدگی بشود یا نشود؟!

نتیجه همه پرسی: چی؟! منزلتان ویران شد؟! ... نتیجه همه پرسی این بود که بیخیال لوله کش شوید و ترکیدگی منجر به منهدم شدن خانه یتان شد؟!

"مهران رجبی" در دروازه تیم ملی فوتبال؟!

ترکیب تیم ملی و بازیگران تلویزیون: ما بینندگان سریال ها و فوتبال این حق را داریم که با انجام یک همه پرسی اعلام کنیم دوست داریم چه کسی را کجا ببینیم! حیف "حقیقی" نیست برود داخل دروازه و هی توپ بخورد توی صورتش؟!

نتیجه همه پرسی: چی؟! تیم ملی شونصدتا گل خورد؟! ... نتیجه همه پرسی این بود که "حقیقی" بازیگر شود و "مهران رجبی" به جای او در دروازه تیم ملی بایستد؟!

چرا اینقدر اسیر مدرنیته شده ایم؟!

در تاکسی: چرا اینقدر اسیر مدرنیته شده ایم؟! چرا استفاده از تاکسی‌متر؟! چرا راننده تاکسی در هنگامی که مسافر به مقصد رسید کرایه را از طریق همه پرسی معین نمی کند؟!

نتیجه همه پرسی: چی؟! کلا یک تاکسی هم دیگر در شهر نیست؟! همه راننده ها مجبور به فروختن خودروهایشان شدند؟! ... آهان! نتیجه همه پرسی در همه موارد اینگونه می شد که راننده هیچ پولی از مسافر نگیرد؟! عجب!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 دی1393ساعت 13:54  توسط narsis | 
تضعیف نهادهای مهم کشور؛
فرهنگ نیوز: در روزهایی که توطئه آل سعود و آمریکا، همزمان با تمدید و فرسایشی شدن مذاکرات هسته‌ای موجب سقوط قیمت نفت و وارد شدن فشار مضاعف به اقتصاد کشور شده است، برخی افراد معتقدند دفاع از فتنه‌گران و ایجاد التهاب سیاسی، خدمت به کشور محسوب می‌شود!

در این بین هستند افرادی که بر کرسی نمایندگی ملت در مجلس شورای اسلامی تکیه زده‌اند اما از تعیین جایگاه و میزان اهمیت مسائل و مشکلات کشور عاجز هستند.
حصر، رفع حصر، جنجال و جلب توجه چرا؟
خطوط تبلیغاتی «پروژه جنجال‌سازی» درباره «حصر سران فتنه»، از شاخصه‌های مختلفی برخوردار است که با کمی تحلیل می‌توان آن را ادامه تبلیغات رسانه‌های زنجیره‌ای طی «فتنه 88» تا امروز دانست.
برخی از این خطوط آن‌چنان واضح از سوی افراد شناخته شده و بازوی رسانه‌ای جریانات خاص و بدخواهان نظام دنبال می‌شود که جای هیچ‌گونه کتمان و تکذیبی باقی نمی‌گذارد:
دلایل اصرار بر رفع حصر سران فتنه چیست؟  
1)      ادعاهای کذب و نسبت‌های ناروا به مسئولان کشور و نظام
اینکه بعضاً ادعا می‌شود فلان مسئول قضایی یا یکی از مسئولان اجرایی کشور طی سال‌های پس از وقوع فتنه، به موضوعاتی همچون «وقوع تقلب» و یا «بی‌گناهی سران فتنه» تأکید کرده است، روشی نخ‌نما و حربه لو رفته رسانه‌های زنجیره‌ای است.

هم‌زمان با وقوع اغتشاشات سال 88 که قبل، حین و بعد از برگزاری انتخابات دور دهم ریاست‌جمهوری در تهران و بعضی از شهرهای بزرگ کشور به وقوع پیوست، همواره پیامک‌های جعلی، ایمیل‌های انبوه، مطالب وبلاگی با منابع نامشخص و ادعاهای متعدد از سوی فتنه‌گران، فضا را آلوده و مخدوش کرد.
ادعای دروغین کشته شدن 72 تن از حامیان جنبش سبز، ادعای وقوع تقلب در انتخابات به دلیل آنکه یکی از سران فتنه داماد لرستان و فرزند آذربایجان است و چندین مورد دیگر، به‌قدری مضحک بود که وقتی چند تن از کشته‌های جعلی انتخابات، جلوی دوربین‌های تلویزیونی حاضر شده و مصاحبه کردند، سکوت رسانه‌های زنجیره‌ای فتنه، اسباب خنده مردم را فراهم کرد.
در این مسیر روسای فعلی و سابق قوه قضائیه و حتی رییس‌جمهور سابق کشور نیز از گزند ادعاهای حامیان فتنه مصون نمانده‌اند.

2)      تضعیف جایگاه شورای امنیت ملی و تشکیک در جایگاه قانونی آن
خطی که موضوع «رفع حصر از سران فتنه» می‌کوشد آن را با جنجال‌سازی مبدل به دغدغه نخست مملکت کند، یقیناً جایگاه «شورای امنیت ملی» را زیر سؤال برده و با هدف تضعیف جایگاه آن وارد عرصه شده است.

تشکیک در جایگاه قانونی این شورا چنان با آرامی و خزنده در حال انجام است که کمتر توجه کسی را جلب می‌کند. فراموش نکنیم که همزمان با روی کار آمدن دولت «تدبیر و امید» و تعیین امیر «شمخانی» به ریاست آن، وظیفه این شورا در مذاکرات هسته‌ای بنابر نظر دولت «اعتدال» به وزارت خارجه محول شد و همزمان هجمه‌ها و فشارها بر روی «حسن روحانی» برای لغو مصوبه «حصر سران فتنه» که خروجی «شورای امنیت ملی» است، آغاز شد.

ناگفته نماند که سیاست و زیرکی خاص رییس‌جمهور در برخورد با این تلاش‌ها چنان بوده است که نه صدای منتقدان بلند شود و نه حامیان «اصلاح‌طلب» دولت «تدبیر و امید» بهانه‌ای برای گله داشته باشند. همین رفتار وی سبب شد تا جریان خاصی که قصد تضعیف «شورای عالی امنیت ملی» را دارد، با اهداف مختلف وارد فاز جنجال‌سازی رسانه‌ای شود. و مفاهیمی همچون «امنیت ملی» و «مصلحت نظام» را به بهانه تلاش برای «رفع حصر فتنه‌گران» زیر سؤال ببرد.

3)      ارائه تفاسیر ناقص، مخدوش، غیر کارشناسی و شبهه برانگیز از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
متأسفانه در طیف مدعی روشنفکری و حامیان «فتنه»، بسیاری از افراد چنان خود را متخصص همه امور می‌دانند که هم درباره اقتصاد به ارائه تحلیل مبادرت می‌ورزند و هم درباره روابط بین‌الملل. همین افراد خود را در جایگاه جامعه‌شناس و حتی حقوقدان نیز فرض کرده و بدون اطلاع از محتوای اصول قانون اساسی، اقدام به ارائه تفسیر درباره آن می‌کنند.

البته این تفاسیر با هدف تضعیف نظام و ارکان آن ارائه می‌شود که در جای خود قابل بحث است.

4)      سوءاستفاده از عناوینی همچون «امنیت»، «مصالح ملی» و «مصلحت نظام» در جهت اهداف معاندان انقلاب اسلامی
اینکه برخی مدعی هستند کلماتی همچون امنیت، مصلحت نظام و یا مصلح ملی ممکن است تعابیر مختلف داشته باشد، مغلطه تکراری دشمنان انقلاب است.
جریان خبرساز رسانه‌های زنجیره‌ای مدعی آن است که تعابیر نادرست از کلمات و اصطلاحات مورد اشاره سبب شده است تا فتنه‌گران به حصر خانگی دچار شوند!
این حرف می‌تواند صحیح باشد اگر فراموش کنیم که فتنه 88 دقیقاً چه خیانتی در حق کشور مرتکب شد.
اگر از یاد ببریم که فتنه‌گران با آشوب داخلی، هم زمینه افزایش تحریم‌ها را فراهم کردند، هم به ایجاد اختلاف در کشور پرداختند شاید این ادعا درست باشد.

فتنه88 و موضوع ادعای تقلب، تهمت ناجوانمردانه به نظام و مردم ایران اسلامی بود که باعث شد جشن بزرگ ملی و حماسه حضور حداکثری مردم در انتخابات که می‌توانست منشأ قدرت‌نمایی ملی در سطح جهانی باشد، بهانه اغتشاش، آتش‌زن اموال عمومی، حمله به مساجد و اهانت به مقدسات دینی کشور باشد و تا مرحله سر دادن شعار «جمهوری ایرانی» به پیش برود.

5)      تلاش برای ایجاد انحراف در وظیفه ذاتی و شرعی قوه قضائیه
قوه قضائیه مانند شورای امنیت ملی، از جمله سنگرهایی است که اصحاب فتنه 88 هرگز نتوانستند اثرگذاری خاصی روی آن داشته باشند و تا امروز نیز این دو ستون محکم نظام، قدرتمندانه عمل کرده و همچون سد محکمی در برابر حملات مختلف ایستادگی کرده‌اند.

اصحاب فتنه می‌کوشند تا هم دادگاه را جایگاه فتنه‌گری جلوه دهند و هم متهم را در مقام مدعی! این هدف میسر نمی‌شود مگر با تضعیف جایگاه قوه قضائیه. به همین سبب خط تضعیف قوه قضائیه در حال پیگیری از سوی حامیان فتنه 88 است.
با این تفاسیر باید درک کنیم که فتنه و حامیان فتنه اگر گاه و بیگاه از تریبون‌های گوناگون اقدام به حمایت از فتنه 88 می‌کنند، نه‌تنها برخلاف ادعاهای خود، خیرخواهانه و بدون حب و بغض سخن نمی‌گویند، بلکه رفتار آن‌ها نتیجه‌ای جز تأمین خواسته‌های دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران (که تضعیف جایگاه و به حاشیه بردن اسلام و ایران است) ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 دی1393ساعت 13:53  توسط narsis | 
 

 مفسر قرآن کریم گفت: منشأ کفر خودخواهی است و اومانیسم باید بفهمد و بداند انسان جانشین خداست و از سوی خدا باید دستور بگیرد نه جایگزین خدا شود که حرف خود را بزند و این خطر اومانیسم است.

به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی پیش از ظهر امروز در درس تفسیر قرآن کریم که در مسجد اعظم برگزار شد، اظهار کرد: اگر کسی حقایق را در دنیا مشاهده نکند، بینش او در دنیا به شر و فساد است و در قیامت جهنم و اهل جهنم را مشاهده می‌کند. 
 
وی خاطرنشان کرد: برخی بیان می‌کنند، اگر منافق کور برانگیخته می‌شود، از کجا متوجه می‌شود که مومنان دارای نور هستند، در پاسخ به آنها باید گفت که آنها می‌فهمند، مومنان نورانی هستند.
 
این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه انبیا و اولیا در بهشت پیشاپیش هستند و مومنان به دنبال آنها قرار می‌گیرند، ولی درجات آنها متفاوت است، گفت: تفاوت اساسی بهشت و جهنم این است که در جهنم همیشه بسته بوده ولی در بهشت باز است، بیگانه نمی‌تواند وارد شود و آشنا حاضر نیست که خارج شود، این باز بودن در نعمت است.
 
وی خاطرنشان کرد: کسانی که با ربا، رشوه، داعشی‌ و امثال آنها مردم را به بند کشیدند، در قیامت در زنجیر بسته می‌سوزند.
 
آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه انسان جانشین خدا است و جایگزین او نیست و نباید رها شود و حرف خود را بزند، گفت: منشا کفر خودخواهی است و اومانیسم باید بفهمد و بداند انسان جانشین خداست و از سوی خدا باید دستور بگیرد نه جایگزین خدا شود که حرف خود را بزند و این خطر اومانیسم است.
 
وی خاطرنشان کرد: زمانی‌که افرادی وارد بهشت می‌شوند، می‌گویند خدا وعده داد و به وعده‌اش عمل کرد، بهشت کسب کردنی نیست، تمام مردم اگر میهمان بهشت شوند به اندازه همه آنها بهشت وسعت دارد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 دی1393ساعت 13:49  توسط narsis | 
 

تحلیلگران فلسطینی با اشاره به اینکه منافع گروه‌های افراط‌گرا در منطقه با منافع رژیم صهیونیستی گره خورده، تاکید کردند که با توجه به مصوبه‌های اخیر فرانسه در حمایت از قضیه فلسطینی رد پای موساد در حادثه تروریستی پاریس بوضوح پیداست.

به گزارش فارس، تحلیلگران امور اسرائیل دست داشتن موساد را در طراحی حمله به تحریریه نشریه فکاهی شارلی ابدو در پاریس را بعید نمی دانند چرا که تاریخچه سرویس جاسوسی صهیونیست‌ها مملو از عملیات های تروریستی است و شناسنامه سیاه آن با مهر عملیات‌های تروریستی مشکوکی پر شده که تل آویو به نفع طرح صهیونیستی خود بکارگرفته است.
«عبدالستار قاسم»، استاد علوم سیاسی دانشگاه ملی النجاح نابلس در این باره به خبرنگار فارس گفت: طراحی حمله پاریس از سوی اسرائیل احتمالی وارد است و اگر بازپرسان و ماموران تحقیق حادثه پاریس این نتیجه برسند که موساد حمله را طراحی کرده است این خبر هرگز منتشر نشده و در خفا پنهان خواهد ماند.
 
رسانه‌های فرانسوی نیز دیروز سه شنبه خبر دادند «ایرلک فریدو» افسر پلیس فرانسه که مامور تحقیق درباره حمله به حادثه شارلی ابدو و کشته شدن 12 نفر بود، در دفتر خود در شهر «لیموژ» دست به خودکشی زد واین قضیه سوالات زیادی را در نزد تحلیلگران ایجاد می کند.
 
استاد دانشگاه النجاح تاکید کرد: منافع اسرائیل با عاملان حمله به نشریه فرانسوی گره خورده بود.
 
«عبدالرحمن شهاب»، مدیر مرکز مطالعات اسرائیل اطلس نیز با اشاره به احتمال دست داشتن اسرائیل در حمله پاریس گفت: تاریخ موجودیت اسرائیل سرشار از توطئه هاست و پیش بینی می‌شود که سرویس موساد سازمانی را که حمله تروریستی پاریس را انجام داد برای این جرم تحریک کرده باشد.
 
منافع اسرائیل با گروه های افراطی در منطقه گره خورده است
 
شهاب به خبرنگار فارس گفت: اسرائیل و گروه‌های تندرویی که مدعی مسلمان بودن هستند منافع مشترکی با یکدیگر دارند که از جمله این منافع بازسازی کامل منطقه و ترسیم نوین نقشه ژئو سیاسی آن است.
 
وی تاکید کرد:گروه‌های تکفیری برای اسرائیلی‌ها و غربی هایی که به دنبال طراحی نقشه راهبردی تقسیم منطقه هستند گام اول را که از بین بردن مرزهای کنونی کشورها و رفع موانع است،برداشته اند.
 
مدیر مرکز مطالعات اطلس تاکید کرد: به آتش کشیدن منطقه و مواجه کردن آن با هرج و مرج و مخدوش کردن چهره اسلام همگی پدیده‌هایی است که ورود کشورهای غربی به منطقه را توجیه می‌کند تا به دروغ پیام آوران صلح و حافظان امنیت باشند اما در اصل هدف مطلوب صهیونیست‌ها را که تقسیم جدید منطقه است پیاده می کنند به گونه‌ای که منافع امنیتی اسرائیل تامین شود.
 
«راسم عبیدات»، تحلیلگر سیاسی از قدس شریف نیز گفت: تروریسمی که اروپا آن را تغذیه و حمایت کرد کاملا مسئول حادثه شارلی ابدو است و باید گفت اروپا شریک جرم است، صرف نظر از اینکه غرب هیچ گاه کسی را به خاطر توهین به پیامبر اعظم (ص) و دین اسلام مجازات نکرده است اگرچه این قضیه بهانه ای برای توجیه اقدام تروریستی نیست و تنها موجب تخریب بیش تر چهره دین اسلام  و کینه فرانسوی ها نسبت به اسلام و مسلمین می شود.
 
عبیدات گفت: به اعتقاد من دست های پنهانی مرتبط با اسرائیل و راست گراهای افراطی فاشیست در فرانسه در پس حادثه شارلی هستند.
این تحلیلگر سیاسی افزود: با اینکه مخالفت آمریکا با پیش‌نویس قطعنامه پایان اشغالگری رژیم صهیونیستی بر کرانه باختری و تعیین چارچوب زمانی برای تشکیل کشور فلسطین، مانع تصویب این قطعنامه شد، رژیم صهیونیستی از رای مثبت فرانسه به این قطعنامه و رای ممتنع انگلیس به آن انتقاد کرد.
 
«یووال اشتاینیتز» وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی پس از آن در گفت وگو با کانال 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت: « رای مثبت فرانسه و رای ممتنع انگلیس به این قطعنامه تهاجم دیپلماتیکی به خطرناکی موشک‌های حماس به شمار می‌آید، بنابراین اقدام فرانسه تمرد اروپایی از سیاست آمریکا در قبال قضیه فلسطین بود.
 
اسرائیل می خواهد فرانسه به خط تبعیت از سیاست آمریکا در منطقه بازگردد
 
عبیدات گفت: فرانسه بود که اروپا را به سمت و سوی موضع گیری مثبت در قبال قضیه فلسطین سوق داده است و با این حال کشورهای اروپایی از سیاست‌های سرکوبگرانه اسرائیل در حق فلسطین به تنگ آمده و در صورت تیره شدن روابط این تل آویو است که متضرر می شود بنابراین برای اینکه سوئد و به دنبال آن دیگر کشورهای اروپایی راه فرانسه را در پیش نگیرند نقشه اسرائیل این بود که فرانسه را به خط پیروی از آمریکا و اسرائیل بازگرداند.
 
تحلیلگر سیاسی فلسطین با تاکید بر اینکه رد پای اسرائیل در حادثه شارلی وجود دارد گفت:اقدام فوری اسرائیل در محکوم کردن حمله پاریس و تلاش برای مرتبط کردن این حمله با آنچه تروریسم فلسطینی خوانده می شود خود جای بحث زیادی دارد و با این حادثه زمینه برای تندروهای فرانسوی در تشدید نژادپرستی و اسلام ستیزی را فراهم کرد و همه این ها اهرم فشاری بر مواضع رسمی فرانسه در حمایت از قضیه فلسطین و کشورهای عربی خواهد شد.
 
«یوسی گال»، سفیر رژیم صهیونیستی در پاریس نیز اخیرا با هشدار نسبت به عواقب به رسمیت شناختن کشور فلسطین از سوی پارلمان فرانسه، این امر را موجب بازگشت دوباره خشونت‌ها به این کشور و بحرانی شدن اوضاع دانست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 دی1393ساعت 13:49  توسط narsis | 
تبلیغات رایگان دولتی هم جواب نداد/

گروه فرهنگی – رجانیوز: چند ماه قبل و در همان آغاز راه گروه سینمایی «هنر و تجربه» نوشتیم که این مسیری است که انتهای آن معلوم است. این راهی است که کشورهای اروپایی پیش از ما رفته‌اند و حالا نتیجه‌اش به وضوح مشخص است. سینمایی ورشکسته که اگر حمایت‌های دولتی نباشد یک روز هم سرپا نمی‌ماند. 

به گزارش "رجانیوز"، مدیران سینمایی ما اما ظاهرا قرار است راه رفته‌ی کشورهایی مثل فرانسه را بار دیگر بروند. به همین دلیل گروهی راه می‌اندازند تا با بودجه‌های دولتی از فیلم‌هایی حمایت کنند که برخی‌شان را مخاطب بی‌گناه حتی با مشوق و جایزه هم نمی‌تواند تا انتها تحمل کند. فیلم‌هایی که اساسا «سینما» نیستند اما سازندگان و حامیان دولتی‌شان آن‌ها را با لفظ «سینمای متفکر» و «سینمای مخاطب خاص» می‌نامند تا شاید حداقل درد بی‌توجهی مردمی را کمی التیام ببخشند.
 
 
در همین زمینه، بعد از مدت‌ها اما بالاخره مدیران گروه «هنر و تجربه» میزان مخاطب آثار این گروه را بصورت رسمی اعلام کرده‌اند. آماری که نشان می‌دهد بصورت میانگین میزان مخاطب هرکدام از آثار این گروه-حتی با تبلیغات رایگان و نشریه‌ی رایگان دولتی- تنها حدود سه هزارنفر است و این یعنی شکست مطلق آثار هنر و تجربه و تحقق چیزی که پیش‌بینی می‌شد.
 
به گزارش روابط عمومی گروه سینمای هنر و تجربه میزان فروش فیلمها هفت میلیارد و پانصد میلیون ریال اعلام شده است که حدود ۱۴۰ هزار مخاطب در ۲۱۶۰ سانس به تماشای این فیلمها در ۵ سالن سینما نشسته اند .
 
ماهي و گربه، يك شب، از تهران تا بهشت، بيداري براي سه روز، تابور، آفتاب مهتاب زمین، روایت ناپدید شدن مریم، آشنایی با لیلا، من از سپیده صبح بیزارم، پوسته و پرویز ۱۱ فیلم سینمایی هستند که در این مدت اکران شده اند.
 
 
هم چنین ۵ فیلم مستند «شش قرن و شش سال»، «۰۲۱»، «از ایران یک جدایی»، «خاطراتی برای تمام فصول» و «عروسک» در ۳ باکس نمایشی و ندامتگاه، تهران پايتخت ايران است و اون شب كه بارون اومد فیلمهای مستند کلاسیک شیردل و «یک اتفاق ساده» سهراب شهید ثالث ، دو فیلم « مسافر» و «لباسی برای عروسی» از کیارستمی و ۳ فیلم مستند تاریخ سینما «دشت بژین، شعر سینما و مردی با دوربین فیلمبرداری» در کنار حدود ۲۰ فیلم کوتاه به نمایش درآمده اند. در این مدت فیلم سینمایی خارجی «سزار بايد بميرد» نیز اکران شده است.
 
بر اساس این آمار اکران بیش از 40 فیلم بلند و مستند و کوتاه و حتی فیلم‌های غیرایرانی توانسته است تنها 750 میلیون تومان فروش داشته باشد، یعنی حتی کمتر از فروش یک فیلم متوسط و این قطعا به معنای شکست سیاست‌های حمایتی مدیران سینمایی از سینمای به اصطلاح تجربی بی‌مخاطب اما پرمدعای شبه‌روشنفکری است.
 
 
این حمایت‌های دولتی هم در حدی است که بر اساس مصوبه شوراي سياستگذاري سينماي هنر و تجربه، فروش فيلم‌ها در سينماهاي طرف قرارداد برخلاف عرف رایج اکران فیلم در سینمها بصورت كامل و بدون كسر هزينه‌هاي حق‌السهم سينماها، هزينه‌هاي آماده‌سازي و تبليغات و حق السهم دفتر پخش به صاحبان اثر پرداخت مي گردد و پرداخت حق‌السهم سینماها و هزینه‌ی تبلغیات هم برعهده دولت است.
 
با این اوصاف به نظر می‌رسد سینمای بی‌مخاطب شبه‌روشنفکری یکبار دیگر نیز در یک آزمون واقعی و در اکران عمومی پاسخ خود را از سوی مردم گرفته است، سینمای گلخانه‌ای که یکبار در دهه شصت مورد حمایت دولتی قرار گرفت و باعث حال و روز امروز سینمای ایران شد و پس از سال‌ها بازهم از سوی مدیرانی فرانسه‌رفته در حال حمایت است. این ‌بار باید منتظر ماند و دید مدیران ارشاد چه زمانی از رفتن یک راه رفته دست خواهند کشید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 دی1393ساعت 13:46  توسط narsis | 
توهین مکرر یک تیم رسانه‌ای به اسلام، اتفاقی نیست؛
 آیا قرار نیست «سندروم توهین به اسلام» تیم قوچانی جراحی و درمان شود!؟

گروه سیاسی – رجانیوز: «اگر اتفاقی بود، یکبار بود.» این عبارت، یکی از شعارهای تبلیغاتی یکی از آموزشگاه‌ها کنکور است که در سال‌های اخیر به طور مکرر از تلویزیون پخش شده است اما انگار کاربرد آن را باید در تحولات سیاسی کشور هم درنظر گرفت؛ مخصوصا زمانی که یک تیم رسانه‌ای علنا و صریحا بر توهین به دین اسلام، پافشاری می‌کند. 

به گزارش رجانیوز، مشخص نیست تا چه زمانی باید هتاکی و توهین سازمان یافته و برنامه‌ریزی شده تیم رسانه‌ای به مدیریت «محمد قوچانی» به دین مبین اسلام و احکام شرعی ادامه پیدا کند تا دستگاه های مسئول به فکر برخورد جدی با این افراد بیفتند؛ برخوردی که نباید محدود به توقیف یک روزنامه باشد. 

همین چند ماه پیش بود که روزنامه «آسمان» در شماره‌های ابتدایی خود به دلیل انتشار مطلبی علیه حکم قصاص و غیرانسانی خواندن این حکم صریح اسلامی توقیف شد. حالا و در جدید‌ترین شاهکار این تیم رسانه‌ای که اتفاقا باز هم در شماره‌های ابتدایی انتشار روزنامه «مردم امروز» صورت گرفته، نشریه هتاک و فاسد «شارلی ابدو» که سابقه طولانی در ارائه مطالب هجو و کاریکاتورهای موهن از پیامبر اعظم (ص) و مفاهیم اسلامی دارد، مورد تبلیغ و تایید قرار گرفته است. 

نکته قابل تامل انتشار تیتر و عکس فوق در صفحه اول روزنامه «مردم امروز» آنهم بدون کمترین اشاره‌ای به سابقهٔ موضوع و کاریکاتورهای موهن و یا تعرّض حداقلی به این شعار که در واقع تحریک کننده احساسات و عواطف مذهبی جمعیت میلیاردی مسلمانان است، اینگونه برداشت می‌شود که گویا گردانندگان روزنامه مردم امروز هم این شعار را پسندیده و به‌طور غیر مستقیم و از زبان یک هنرپیشه آمریکایی آن را تکرار می‌کنند. 

البته مردم مدت‌هاست که می‌دانند این‌ها «شارلی هستند» و هیچ ابایی از زیر سوال بردن اعتقادات و ارزش‌های مقدس ایرانیان ندارند ولی این حجم از کینه‌توزی نسبت به اسلام و پیامبر رحمت (ع) قطعا نمی‌تواند اتفاقی و سهوی باشد؛ چرا که این تیم رسانه‌ای سابقه طولانی در انجام اینگونه اقدامات توهین آمیز دارد؛ همانطور که توانسته رکورد توقیف و تعطیلی نشریات را به نام خود ثبت کند. 

اما آیا پاسخ این خط رسمی و دائمی توهین به دین مبین اسلام، تنها توقیف نشریه است؟ قطعا پاسخ منفی است. با محمد قوچانی و تیم نویسندگانش باید متناسب با این رویکرد ضددینی برخورد شود تا از تکثیر این رویکرد مسموم در فضای رسانه‌ای کشور جلوگیری شود. 

چرا باید به جریانی که علنا به دنبال طرح مسائل ضداسلامی و حمایت از جریانات مخالف مسلمانان در جهان است و برای نشریه‌ای که وقیحانه‌ترین مطالب و کاریکاتور‌ها را درباره پیامبر اعظم (ص) و مقدسات دینی بیش از یک میلیارد مسلمان جهان منتشر می‌کند، تبلیغ می‌رود، اجازه فعالیت مطبوعاتی داد؟ چرا با این جریان ساماندهی شده و منسجم برخورد قاطع بر اسسا قانون مجازات اسلامی صورت نمی‌گیرد؟ 

نشریه‎ای که روزنامه قوچانی و کارگزارنی ها از زبان کلونی بیان کرده اند که علاقمند هستند تا «آن» باشند، امروز کاریکاتوری توهین آمیز از نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه و آله را در تیراژی یک میلیونی چاپ و منتشر کرده است تا دست مریزادی گفته باشد به همه آنهایی که اعلام کرده اند، «شارلی» هستند!

شاید تا کنون سابقه نداشته باشد که یک تیم رسانه ای در داخل کشور اینچنین علنی رویکردهای توهین آمیز به اسلام را به نمایش بگذارد، بر همین اساس لازم است هر چه سریعتر فکری به حال «سندرم توهین به اسلام» در فضای مطبوعاتی ایران نمود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 دی1393ساعت 13:44  توسط narsis | 
 

مجموعه «قصه های انقلاب» این هفته فرار شاه و 9 بار تلاش وی برای خروج از کشور را دستمایه روایت پردازی خود قرار داده است.

به گزارش فارس، پادشاهی که ادعا داشت ایران را به دروازه های تمدن بشری می رساند و پیشرفت را برای ایرانیان به ارمغان خواهد آورد خود آنقدر شیفته غرب و دنیای خارج از کشورش بود که بارها قصد فرار از سرزمینش را داشت و دو بار هم این کار را انجام داد؛ یک بار در سال 1332 که البته با کودتایی آمریکایی باز هم بر مسند قدرت نشست و دیگر بار، در 26 دی 57 که آخرین حضورش در ایران بود و برای همیشه ملت مسلمان از دست او رهایی یافتند.
محمدرضا شاه پهلوی با آن همه دبدبه و کبکبه 9 بار قصد فرار از کشور را داشت؛ در فاصله سال های 1320 تا 1357، او هر بار که مشکلی به وجود می آمد چمدان هایش را می بست تا عازم خارج از کشور شود.
 
مجموعه «قصه های انقلاب» در جدیدترین قسمت خود و به بهانه فرا رسیدن 26 دی سالروز فرار همیشگی شاه از ایران، به سراغ این موضوع رفته و زندگی سیاسی و اجتماعی محمدرضا شاه را به تصویر می کشد.
 
مستند آرشیوی بوده و از تکنیک کامیک موشن برای روایت بهتر و بازسازی وقایع تاریخی استفاده شده است.
 
این قسمت از قصه های انقلاب برای پخش از شبکه افق سیما در روز پنجشنبه 25 دی ماه ساعت 18 و تکرار آن روز بعد ساعت 14در نظر گرفته شده است.
 
مهدی شاه محمدی این مجموعه را برای شبکه افق تهیه و کارگردانی می کند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 دی1393ساعت 13:43  توسط narsis | 
فرهنگ نیوز ، متن زیر که توسط تحلیل گر سایت هافینگتن پست نوشته شده است به معقوله ی پیاده روی اربعین از دیدگاه حرکت عظیم جهان تشییع پرداخته است و این واقعه را رخدادی در کشور عراق بیان کرده است . در حالیکه نقش تمامی شیعیان جهان علی الخصوص ایرانیان و شیعیان ایران در این حرکت سیاسی و فرهنگی عظیم بر کسی پوشیده نیست.

 
این واقعه حج مسلمانان و یا کومبه میلای (یک فستیوال هندی) نیست. واقعه ای است که به نام اربعین شناخته می‌شود. این واقعه بزرگ‌ترین گردهمایی جهان است و با این وجود،احتمالاً شما تا کنون چیزی در مورد آن نشنیده‌اید. نه تنها شرکت کنندگان در این مراسم بیش از تعداد شرکت کنندگان در مراسم حج مکه است (با نسبت 5 برابر) حتی از کومبه میلای که هر سه سال یک بار برگزار می‌شود هم گسترده تر است. خلاصه اینکه، اربعین هر تجمع دیگری را در نظر کوچک می‌کند و در سال گذشته جمعیت آن به مرز 20 میلیون شرکت کننده رسید. این رقم حدود 60% کل جمعیت عراق است.
 
ورای همه ی  این‌ها، اربعین رخدادی منحصر به فرد است، چرا که علیرغم همه ی  هرج و مرج ها و شرایط خطرناک عراق اتفاق میافتد. داعش به شیعیان به چشم دشمن قسم خورده نگاه می‌کند، و به همین دلیل هیچ چیز بدتر از دیدن تجمع عظیم زائران شیعه، برای نشان دادن ایمانشان،گروه‌های تروریستی را خشمگین نمی‌کند.
 
حضور مسیحیان و زرتشتیان در پیاده روی اربعین
اربعین یک ویژگی عجیب دیگر نیز دارد. در حالی که این واقعه صرفاً در ارتباط با امور معنوی شیعیان است،سنی‌ها، حتی مسیحی‌ها،ایزدی‌ها،زرتشتی‌ها و صائبین در هردو فعالیت زیارت و خدمت به سایر زائرین و نیازمندان شرکت می‌کنند. این یک ویژگی منحصر به فرد است که به یک رخداد مذهبی داده شده است و تنها می‌تواند یک معنی داشته باشد: مردم فارغ از رنگ پوست و عقیده‌شان، حسین را به عنوان یک نماد جهانی و بدون مرز آزادی و شفقت می‌شناسند.
 
علت اینکه شما هرگز در مورد این اتفاق چیزی نشنیده‌اید احتمالاً به این حقیقت مربوط است که مطبوعات بیشتر نگران جنبه‌های منفی و جنایت آمیز و شایعات مهیج هستند تا جنبه‌های مثبت و الهام بخش. به خصوص زمانی که پای اسلام به میان می‌آید.
 
اگر تنها صدها نفر از معترضان در لندن به خیابان‌ها بیایند و شعار بدهند و یا در هنگ کنگ راهپیمایی‌هایی اتفاق بیافتد و یا در روسیه مردم تظاهرات ضد پوتین انجام دهند، میگوییم سطح بالایی از دموکراسی در این کشورها وجود دارد و به سرعت در رسانه‌ها منعکس می‌شود، اما یک گردهمایی 20 میلیونی با وجود وحشت و سرو صدای عراق، حتی موفق نمی‌شد به زیرنویس اخبار راه پیدا کند. علیرغم این که این رخداد دارای تمام عناصر حیاتی و ویژگی‌های چشم نواز: ارقام بزرگ و گیج کننده، اهمیت سیاسی، پیام انقلابی، پیشینه تاریخی  و اصل وجود است، یک تحریم غیر رسمی رسانه ای به این رویداد بسیار بزرگ تحمیل شده است. اما زمانی که چنین داستانی نقل می‌شود، آن هم با وجود تبر تحریریه رسانه‌های بزرگ، موجی از شکه شدن‌ها و افکار عمیق را در مردم ایجاد می‌کند.
 
نامی که او هرگز نشنیده بود: حسین
در میان تعداد بی‌شمار افرادی که از این واقعه الهام گرفته‌اند، یک مرد جوان استرالیایی وجود دارد که من سال‌ها پیش او را ملاقات کردم، او به دین اسلام گرویده بود. بدیهی است که هیچ کس تصمیم به ایجاد چنین تغییر بزرگی در زندگی‌اش را به راحتی نمی‌گیرد. او در پاسخ به پرسش‌های من گفت که تمام این داستان برای او از سال 2003 شروع شد. یک روز عصر، زمانی که اخبار نگاه می‌کرد، توسط یک صحنه که نشان می‌داد میلیون‌ها نفر در حال رفتن به سمت یک شهر مذهبی به نام کربلا هستند، جذب شد.آن‌ها شعار نام یک مرد را می‌دادند، نامی که او هرگز نشنیده بود: حسین.
 
برای اولین بار بعد از چند دهه، اعمال دینی که قبلاً در عراق سرکوب می‌شد در حال انجام شدن بود و جهان نگاه اجمالی به آن انداخته بود.
 
 
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟
با سرنگونی رژیم بعثی عراق، مشاهده گران غربی مشتاق بودند که ببینند مردم عراق چگونه در این آزادی از بند آزار و شکنجه دیکتاتوری رفتار خواهند کرد."جمهوری ترس"از هم پاشیده بود و شیشه ی عمر دیو شکسته بود."کربلا کجاست و چرا این همه انسان حاضرند برای رفتن به آنجا سر بدهند و صف کشیده‌اند؟"  "این حسین کیست که همه از او بی چون و چرا اطاعت می‌کنند و برای سوگواری مرگش بعد از 14 قرن چنین صف کشیده‌اند؟"
 
آنچه در آن خبر 60 ثانیه ای گزارش شد او را به شدت تکان داد، چرا که این صحنه‌ها شبیه هیچ کدام از تصورات او نبودند. یک حرارت و اتصال که همه ی زائران را به براده‌های آهن تبدیل کرده و همگی را با هم می‌کشد و به آنچه که تنها می‌توان نام آن را مغناطیس غیر قابل مقاومت حسین نامید نزدیک تر می‌کند. او می‌گوید "اگر می‌خواهید یک دین زنده که تنفس می‌کند را ببینید، به کربلا بروید"
 
چگونه یک مرد که در 1396 سال قبل کشته شده است،می‌تواند این چنین زنده باشد و امروز حضور قابل لمسی را به نمایش بگذارد که باعث شود میلیون‌ها نفر برای او تجمع کنند و برای مشکل او چنان ناراحت باشند که گویی مشکل خودشان بوده است. چگونه است که این مردم با هم دچار مشکل و نزاع نمی‌شوند، علتی جز این که آن‌ها همگی یک علاقه مشترک دارند وجود ندارد. از طرف دیگر اگر شما احساس کرده باشید که کسی خود را برای مبارزه برای حق آزادی شما درگیر کرده است، حقی که با شما عادلانه برخورد شود، حق شما برای یک زندگی با کرامت، شما با او همدردی خواهید کرد چرا که او برای عقاید شما به مبارزه برخواسته است.
 
تراژدی نهایی
حسین، نوه ی  محمد اکرم، در میان مسلمانان به عنوان "شاه شهدا" پذیرفته شده است. او در کربلا در روزی به نام عاشورا در روز دهم ماه اسلامی محرم کشته شد. چرا که از دست دادن و وفاداری با خلیفه ی فاسد و ستمگر، یزید، خود داری کرده بود. او و خانواده و همراهانش توسط یک ارتش 30 هزار نفری در میانه ی صحرا محاصره شدند. از آب و غذا محروم شده و به خوفناک‌ترین شیوه سر زده شدند. از آن روز تا امروز داستان او هزاران بار نقل شده است. به نقل از تاریخدان انگلیسی، ادوارد گیسون "با وجود وقوع این اتفاق در مکان و آب و هوایی بسیار متفاوت،صحنه‌های تراژدی حسین همدلی سردترین قلب‌ها را نیز برمی انگیزد"از آن زمان تا کنون مسلمانان شیعه برای مرگ حسین در روز خاص عاشورا و چهل روز بعد از آن در روز اربعین سوگواری کرده‌اند. یک دوره ی چهل روزه که طول دوره ی عزاداری در سنت اسلام است. امسال اربعین در روز جمعه 12 دسامبر اتفاق خواهد افتاد.
 
سفر طولانی
من به کربلا سفر کردم تا خودم متوجه شوم که چرا این شهر این چنین مستی آور است. آنچه من شاهدش بودم به من اثبات کرد که حتی بزرگ‌ترین دوربین‌ها هم برای به تصویر کشیدن روح این گردهمایی بزرگ و صلح آمیز کوچک است. سیلی از مردان، زنان، کودکان و بیش از همه زنان سیاه پوش از افق تا افق را پر می‌کنند. جمعیت آن‌قدر زیاد است که صدها مایل مسافت را مسدود می‌کند.
 
فاصله ی 425 مایل بین اولین شهر مرزی عراق تا کربلا مسافرتی طولانی با ماشین است و باید به طور غیر قابل تصوری سخت باشد وقتی قرار است این مسیر با پای پیاده طی شود. طی این مسیر برای زائران دوهفته کامل طول می‌کشد. افرادی از تمام گروه‌های سنی خستگی راه رفتن در زیر آفتاب سوزان در طی روز و سرمای استخوان سوز در شب را متحمل می‌شوند.آن‌ها حتی بدون اساسی‌ترین تجهیزات سفر و یا کمپینگ از مسیر زمین‌های ناهموار و تالاب‌های خطرناک سفر می‌کنند.آن‌ها در کنار عشق سوزان و بزرگشان به حسین، چیز زیاد دیگری با خود حمل نمی‌کنند.پرچم‌ها و پارچه نوشته‌ها، هفدفشان را به خود آن‌ها و کل جهانیان یاد آوری می‌کند.
 
آه ای جان، تو بعد از حسین بی ارزشی
"مرگ و زندگی هردو نزد من یکی است، پس بگذار من را مجنون بخوانند"
 
این پیام بخشی از دکلمه عباس، برادر ناتنی و سرلشکر مورد اعتماد حسین است، که او نیز در کربلا در حالی که سعی می‌کرد برای برادر و خواهر زاده‌های تشنه‌اش آب ببرد کشته شد.
 
با این وضعیت خراب امنیت عراق که باعث می‌شود عراق در تیتر خبرهای جهان باشد، هیچ کس شک ندارد که این واقعه از هر لحاظ واقعی و قابل لمس است.
 
 
ناهار، شام و صبحانه مجانی
یک بخش از این مراسم سوگواری که هر مشاهده کننده ای را بهت زده می‌کند دیدن این صحنه است که هزاران چادر که آشپزخانه موقت هستند توسط روستاییان که در منطق اطراف زندگی می‌کنند، در کناره ی مسیر زائران برپا شده است. این چادرها که موکب نام دارد مکان‌هایی هستند که آنچه زائران نیاز دارند را در اختیار آن‌ها می‌گذارند. از غذای تازه و جایی برای استراحت گرفته تا مکالمات بین المللی رایگان برای زائران (که با وجود این وضعیت ناامن در عراق به خانواده‌های خود اطلاع دهند که سلامت اند) پوشک بچه و تا هر رفتار مهربانانه ای، آن هم، همه و همه رایگان. در واقع زائرین نیازی به حمل کردن هیچ چیز جز لباس‌هایشان در این سفر 400 مایلی ندارند. حیرت بیشتر در نوع دعوت از زائرین برای غذا و نوشیدنی است. گردانندگان موکب ها، جلوی زائرین را می‌گیرند، با آن‌ها راه میرند و از آن‌ها خواهش می‌کنند که دعوت آن‌ها را بپذیرند که اغلب شامل یک مجموعه کامل از خدمات مناسب برای پادشاهان است: در ابتدا پاهای شما ماساژداده می‌شود، سپس غذای گرم و خوشمزه تعارف می‌کنند و بعد از آن از شما دعوت می‌شود که استراحت کنید، در حالی که لباس‌های شما شسته و اتو زده می‌شود و بعد از بیداری به شما بازگردانده می‌شود و البته همه ی این کارها رایگان و با مهربانی صورت می‌گیرد.
 
برای به دست آوردن بینش بهتر، این را در نظر بگیرید: پس از رخ دادن زلزله هائیتی و با همدردی و حمایت جهانی، اتحادیه جهانی غذا در بهترین حالت توانست به 500 هزار نفر غذا رسانی کند. ارتش ایالات متحده عملیات متحدی را به راه انداخت و منابع گوناگونی از آژانس‌های فدرال را به خدمت گرفت و در نهایت اعلام کرد که در طی گذشت 5 ماه ازین فاجعه انسانی 4.9 میلیون غذا به دست زلزله زدگان رسیده است حالا این را مقایسه کنید با بیش از 50 میلیون وعده غذایی در هر روز در اربعین، که برابر است با 700 میلیون وعده غذایی برای زائران در طی این مدت از زمان، که تماماً نه به وسیله ی ایالات متحده و خیریه‌های جهانی بلکه به وسیله ی کارگران فقیر و کشاورزانی که در طی سال کار می‌کنند تا بتوانند رضایت زائرین را جلب کنند فراهم می‌شود. همه چیز که شامل امنیت هم می‌شود توسط مبارزان داوطلب فراهم می‌گردد که با یک چشم مواظب داعش هستند و با چشم دیگر زائران را در طی این مسیر راهنمایی می‌کنند. یکی از گردانندگان موکب ها می‌گوید"برای آن که ببینید اسلام چه چیزی را آموزش می‌دهد، به آنچه که چند صد تروریست وحشی انجام می‌دهند توجه نکنید بلکه به فداکاری خاضعانه ای که میلیون‌ها زائر عرب به نمایش می‌گذارند توجه کنید"
 
در واقع نام شیعیان باید در چند زمینه در کتاب ثبت رکوردهای جهانی گینس ذکر شود:بزرگ‌ترین گردهمایی سالانه،طولانی‌ترین میز غذاخوری مستمر، بالاترین میزان غذای رایگان به مردم، بیشترین و بالاترین میزان افراد داوطلب برای خدمت در یک واقعه منحصر که تمام آن‌ها تحت خطر قریب‌الوقوع بمب گذاری‌های انتحاری اتفاق میافتد.
 
صمیمیت بی نظیر
تنها نگاه به انبوه جمعیت، نفس شمارا بند می‌آورد و آنچه که به این نمایش عظیم اضافه می‌شود این است که هرچه شرایط امنیتی بدتر می‌شود افراد بیشتری انگیزه پیدا می‌کنند که تروریست‌ها را به چالش بکشند و به آن‌ها ثابت کنند که نمی‌تواند سد راه زائرین شوند. بنابراین، این مراسم سوگواری تنها یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نشانه ی پر رنگی از مقاومت است.ویدیوهایی که به صورت آنلاین فرستاده شده است نشان می‌دهد که چگونه یک فرد بمب گذار در یک عملیات انتحاری خودش را به وسط جمعیت می‌رساند و منفجر می‌کند تا جمعیت زیادی را از بین ببرد، اما جمعیت شعار سر می‌دهند که:
 
حتی اگر دست و پایمان قطع شود خود را به سرزمین مقدس خواهیم رساند
انفجارهای وحشتناکی که در طی سال اتفاق میافتد به طور غالب زائران شیعه را هدف قرار می‌دهد و جان‌های بی‌شماری را می‌گیرد که نشان دهنده خطراتی است که شیعیان مقیم عراق با آن مواجه‌اند و بیانگر نا امنی است که در کل کشور شیوع می‌کند. با این وجود به نظر نمی‌رسد که خطر مرگ بتواند جلوی مردم را بگیرد. جوان و پیر، عراقی و غیر عراقی، این سفر خطرناک را به جان می‌خرند تا به شهر مقدس برسند.
 
برای یک مشاهده گر آسان نیست که متوجه شود چه چیزی زائران را این چنین به سمت خود می‌کشد. شما زنانی را می‌بینید که بچه‌هایشان را در آغوش گرفته‌اند، پیرمردهایی که در صندلی چرخ دار هستند، افرادی که عصا به دست دارند و حتی افراد نابینایی که با کمک عصای سفید می‌توانند مسیر خود را پیدا کنند. من پدری را دیدم که از بصره کل مسیر را با پسر معلولش پیاده آمده بود. پسرک 12 ساله مبتلا به فلج مغزی بود و نمی‌توانست بدون کمک راه برود، بنابراین پدر در مسیر طولانی از سفر کف پای پسر را روی پای خودش قرار می‌داد و زیر بازوانش را می‌گرفت تا باهم قدم بردارند. این اتفاق مانند داستان فیلم‌های است که برنده اسکار می‌شوند. اما به نظر می‌رسد که هالیوود به قهرمانان افسانه ای بیشتر توجه می‌کند تا قهرمانان زندگی واقعی،آن‌هایی که دلاور و سر سپرده‌اند.
 
 
گنبد طلایی حسین
زائران حرم مطهر حسین و برادرش عباس تنها با احساسی در دلشان به سمت آن‌ها نمی‌روند. این زائرین برای مرگ سختی که آن‌ها داشته‌اند گریه می‌کنند و در پی این کار تعهد خود به آرمان‌های حسین را محکم تر می‌کنند. اولین کاری که زائرین بعد از رسیدن به حرم حسین می‌کنند این است که زیارت نامه را با صدای بلند و موزون می‌خوانند. یک نوشته ی مقدس که خلاصه ای از وضعیت و شرح حال حسین است. در آن متن آن‌ها این گونه آغاز می‌کنند که حسین را وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی می‌خوانند. مفاهیم بسیار عمیقی در نگارش این متن وجود دارد. این مطلب نشان می‌دهد که پیام حسین درباره ی: حقیقت، عدالت وعشق برای مظلومیت به عنوان جزو جدایی ناپذیر از خواسته ی تمام پیامبران الهی بوده است. رفتن مردم به کربلا به این علت نیست که از دیدن صحنه شگفت زده شوند-سرسبزی و نخل‌های پرپشت خرما و یا برای تحسین زیبایی ظاهری مسلمانان  و یا برای خرید و سرگرمی و نه برای دیدن مکان‌های تاریخی و باستانی-آنها می‌روند تا گریه کنند. تا عزاداری کنند و رایحه بهشتی حسین را از نزدیک استشمام کنند.
 
آن‌ها در حالی که برای بزرگ‌ترین فداکاری و جان نساری که تاکنون دیده شده است اشک می‌ریزند و حسرت می‌خورند و وارد حرم مطهر می‌شوند. و این چنین است که هریک از آن‌ها با مردی که هرگز او را ندیده‌اند رابطه ای شخصی برقرار می کنند، با او صحبت می‌کنند و نامش را صدا می‌زنند.آن‌ها به مقبره‌اش چنگ می‌زنند و زمینی را که به ضریح منتهی می‌شود می‌بوسند.آن‌ها به نحوی در و دیوارها را لمس می‌کنند که گویی در حال لمس کردن صورت یک دوست قدیمی و عزیز هستند. این یک چشم انداز زیبا از یک حماسه است. برای فهمیدن آنچه که این مردم را برمی انگیزد باید درکی از شخصیت و جایگاه امام حسین و رابطه روحی کسانی که آمده‌اند تا او را بشناسند  و با دریافت افسانه ی زندگی او ببالند داشت.
 
اگر دنیا حسین، پیامش و جان نساری اش را شناخته بود، همه می‌توانستند ریشه‌های باستانی داعش را پیدا کنند و بفهمند که عقیده ی این گروه برای مرگ و نابودی از کجا سرچشمه می‌گیرد.قرن‌ها پیش بود که در کربلا بشریت شاهد بنیان گذاری وحشیگری و جنایت که در قتل حسین خلاصه شد، بود. این اتفاق مواجهه ظلمت مطلق با نور درخشان بود. مقابله ی فساد با فضیلت. ازین روست که روح حسین تا به امروز زنده مانده است و حضورش با تمام جنبه‌های زندگی این افراد گره خورده. داستان او مبارزه ی قهرمانانه برای زندگی بهتر را تشویق و تحسین می‌کند و هیچ تحریم رسانه ای نمی‌تواند نور او را خاموش کند.
 
"حسین کیست؟"، سوالی با این عمق که می‌تواند باعث شود افراد دین خود را تغییر دهند تنها زمانی می‌تواند پاسخ داده شود که شما با پای پیاده به حرم حسین رفته باشید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 21:5  توسط narsis | 
الیاس نادران در مسیر کربلا و نجف

 

 فرهنگ نیوز، با نزدیک شدن به اربعین سرور و سالار شهیدان خیل کثیری از عاشق امام حسین علیه السلام راهی کربلای معلا شده‌اند تا در حماسه بزرگ پیاده‌روی اربعین شرکت نمایند. برخی از مسئولین و نمایندگان مردم در مجلش شورای اسلامی نیز در این راهپیمایی حضور بهم رسانده‌اند. الیاس نادران نماینده مجلس شورای اسلامی در مسیر کربلا در این خصوص به خبرنگار فرهنگ نیوز گفت: پیاده‌روی باشکوه اربعین یک حرکت عمومی و جمعی است که اختصاص به هیچ مجموعه ای ندارد. همه بحمدالله در این راه خادم‌اند و باید همکاری کنند تا این حرکت ان شاءالله به نحو احسنت انجام گیرد.

سند تحقق پیش گویی امام در مسیر نجف-کربلا/هرقدم در مسیر امام حسین (ع)، دارای رویکرد سیاسی-معرفتی است فرهنگ نیوز: این حرکت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من تصور می‌کنم اگر شرایط فراهم باشد حداقل ۳۰ میلیون ایرانی آمادگی دارند که برای اربعین به کربلا بیایند. همان‌طور که شرایط برای اهل عراق فراهم است و میلیون‌ها نفر از نقاط مختلف عراق با حداقل امکانات در این مراسم شرکت می‌کنند، ملت ما هم مردم قانعی هستند و باید شرایط را برای حضورشان فراهم نماییم.

امام خمینی(ره)فرمودند: راه قدس از کربلا می‌گذرد/ امروز شاهد تجلی فرمایش امام(ره) هستیم

فرهنگ نیوز: نظرتان را در مورد چشم‌انداز این حرکت عظیم بفرمایید، با توجه به اینکه تا چند سال گذشته تصور چنین رویدادی خیلی دور از ذهن بود.

خدا رحمت کند حضرت امام خمینی (ره) را آن زمانی که فرمودند راه قدس از کربلا می‌گذرد، تصور عده ای این بود که ایران باید عراق را اشغال کند و بعدازاین مسیر به قدس برسد ولی امروز به نظر من یکی از جلوه‌های بسیار زیبای فرمایش حضرت امام محقق شده، که ملت ایران و عراق ان شاءالله از همین مسیر اربعین حسینی راهی برای رسیدن به قدس و آزادی قدس شریف باز می‌کنند.

هر قدمی در مسیر اباعبدالله الحسین (ع)، دارای رویکرد سیاسی - معرفتی است

فرهنگ نیوز: آیا این حماسه عظیم را یک حرکت سیاسی- دینی می‌بینید یا صرفا یک حرکت فرهنگی است؟

به‌طورکلی هیچ حرکت مربوط به قیام اباعبدالله غیرسیاسی نیست. منتها باید این سیاست مبتنی بر یک مبانی معرفتی باشد تا ان شاءالله در جهت تنویر افکار عمومی و برای توسعه دین مورد استفاده قرار گیرد.

فرهنگ نیوز: این حرکت چه پیامی برای رژیم صهیونیستی می‌تواند داشته باشد؟

همان‌طور که می‌بینیم وحشت فوق‌العاده‌ای برای آن‌ها در پی دارد. البته به نظر من نه فقط اسرائیل بلکه تمام کسانی که در منطقه قصد مقابله با اسلام راستین، نشر معارف دین و اهل‌بیت رادارند، این حرکت آن‌ها را به واهمه می‌اندازد.

به نظر من تمامی کسانی که مسئولیت دینی دارند می‌توانند از این فرصت برای آگاهی بخشی، افزایش معرفت الهی و ولایی کردن مردم استفاده کنند. اگر آگاهی بخشی در مورد کنه قیام اباعبدالله و ذات زیارت امام حسین (ع) در اربعین به‌درستی انجام پذیرد خود ملت به راه می‌افتند و همان‌طور که در هشت سال جنگ تحمیلی به پیروزی رسیدند می‌توانند ان شاءالله قدس را نیز آزاد سازند.

دشمنان نخواهند توانست در مقابل خیل عاشقان اباعبدالله قد علم کنند

فرهنگ نیوز: در کنار هر حرکت راستین، حرکت‌های انحرافی هم ممکن است به وجود بیاید، نظرتان در مورد آسیب‌های این جریان چیست؟

کاملاً همین‌طور است. دشمنان این ملت، دشمنان دین و معارف اهل‌بیت و دشمنان اباعبدالله حتماً سعی می کنند که بدل بزنند، همان‌طور که اسلام انگلیسی را راه انداختند و یک حرکت‌های انحرافی برای بد جلوه دادن قیام اباعبدالله، زائران و مداحان و روضه خوان‌ها هم انجام دادند.
اما ملت ما بحمدالله بیدارند و عملکرد دشمنان راه به‌جایی نخواهد برد، کما اینکه در این ۱۴۰۰ سال هم خیلی تلاش کردند که قیام امام حسین (ع) را به انحراف بکشند و از آن بهره‌برداری سو کنند ولی به لطف خدا هیچ‌وقت موفق نشدند و بعدازاین هم موفق نخواهند شد.

کوتاهی‌هایی در زمینه اجرایی وجود دارد که به‌راحتی قابل پیش‌بینی و برطرف شدن بود

فرهنگ نیوز: ظاهراً کشور عراق طبق توافقات انجام‌گرفته، روزانه از هر مرز پذیرای پانزده هزار زائر است. درحالی‌که شاهد حضور بیش از سی هزار زائر در هر روز از مرزها هستیم. در رابطه با این مسئله نظرتان را بفرمایید.

اگر از قبل پیش‌بینی می‌شد که چنین استقبالی از ناحیه مردم وجود دارد و با دولت عراق هماهنگی لازم انجام می‌گرفت، پذیرش زائر روزانه تا سقف صد هزار نفر هم به‌سادگی ممکن بود.

فرهنگ نیوز: البته سال گذشته هم شاهد چنین ازدحامی بودیم!

بله پارسال هم این اتفاق افتاد و باید برای امسال تدابیر بهتری اندیشیده می‌شد. بحمدالله دولت عراق محبت کرد و بحث ویزا را منتفی نمود و وقت زائران در مرز کمتر گرفته می‌شود. ولی برای تردد به داخل عراق می‌بایست هماهنگی‌های بهتری انجام می‌شد. از کانکس‌های موقت و نیروی اضافه استفاده می‌شد و همچنین وسایل حمل‌ونقل باید فراهم می‌شد تا افراد را تا محل معینی برسانند و ازآنجا مردم خودشان پیاده می‌رفتند.

بحمدالله استقبال مردم فوق‌العاده است و مهم این است که دولت و مجلس و نهادهای حکومتی باید بتوانند خودشان را همپای مردم با شرایط تطبیق دهند.

فرهنگ نیوز: آیا در رابطه با بحث حمل‌ونقل  نگرانی ای وجود دارد؟ به نظر شما چه تدابیری می تواند اندیشیده شود تا زائران با خیال آسوده از مرزها بازگردنند.

ما آن‌قدر وسایل نقلیه عمومی بلا استفاده در کشور داریم که اگر آن‌ها را ده تا بیست روز در اختیار زائران اباعبدالله قرار دهند هیچ لطمه ای به حمل‌ونقل داخلی کشور هم وارد نمی‌شود.

فرهنگ نیوز: چه اقداماتی از سوی نمایندگان مجلس در این زمینه انجام خواهد گرفت؟

ما تلاشمان را می‌کنیم و تابه‌حال هم سعی کردیم به وظیفه‌مان عمل کنیم. بعدازاین هم وظیفه‌داریم این مسیر را تسهیل کنیم. ان شاءالله که بتوانیم این وظیفه را به‌درستی انجام دهیم.

 دولت، مجلس و نهادهایی که مسئولیتی دارند باید تقاضای مردم را به‌درستی اجابت کنند. به‌موقع تصمیم‌گیری کنند. در این رابطه بحث لغو روادید، افزایش ظرفیت‌های تردد، امکانات برای نقاط اسکان تا قبل از رسیدن به نقطه صفر مرزی و ... مطرح است که باید حل شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 21:2  توسط narsis | 
 

 گروه سیاسی – رجانیوز: حجه الاسلام سید محمود نبویان نماینده مردم تهران در مجلس در گفتگو یا رجانیوز، به پرسش های متعدد ما در زمینه های مختلف پاسخ داد ،وی در خصوص آنچه در مذاکرات مسقط روی داد اظهار داشت: در مسقط آن‌قدر خطوط قرمز ایران از سوی آمریکایی ها نادیده گرفته شد و امریکا با پررویی تمام آمد. در این مذاکرات آقای ظریف ناراحت شد و بلند شدند و آمدند. حداقل این مقدار جای تشکر از آقای ظریف دارد، اما این عقب‌نشینی‌ها پشت سر هم صورت گرفته است و این آقایان متأسفانه با منافع ملت برخورد درستی نکردند و اینها را از دست دادند.

 

به گزارش رجانیوز، متن کامل این گفتگو را در ادامه از نظر می گذارنید:

در حال حاضر و با گذشت یک سال از توافق ژنو وضعیت هسته‌ای ایران چگونه است؟

بسم الله الرحمن الرحیم. با تشکر از دوستان رجانیوز که الحمدلله بسیار قوی در دفاع از نظام و منافع ملت بزرگ ایران ایستادگی می‌کنند.

بنده به مسیر اجمالی پرونده هسته‌ای از پارسال تا کنون اشاره خواهم کرد. متأسفانه قراردادی که در آذر پارسال بسته شد، بسیار به ضرر ملت ایران تمام شد و اکثر منافع هسته‌ای خود را از دست دادیم. آماری را در این زمینه اعلام می‌کنم. در سیزده آذر سال گذشته فقط در گام اول آقای ظریف و آقای عراقچی 28 تعهد دادند که به ضرر ملت ایران تمام شد، یکی از آنها این بود که از 15 هزار و اندی سانتریفیوژ نطنز فقط 8 هزار فعال باشند و بقیه خاموش بمانند، یعنی تقریباً نصف نطنز تعطیل باشد. در فردو تعهد دادند سه‌چهارم را تعطیل کنند. همه 20 درصدی را که داشتیم تعهد کردند نابود کنند. رآکتور 40 مگاواتی اراک را که فقط پنج کشور در جهان توانستند غنی‌سازی با آب سنگین داشته باشند و ایران به این فناوری دست یافته و قرار بود در زمستان سال 92 سوخت مجازی به آن تزریق شود و در بهار امسال سوخت طبیعی به آن تزریق شود و فواید فوق‌العاده زیادی برای ایران داشت. حداقل چهار فایده داشت، از جمله تولید پلوتونیوم، تولید برق، آموزش و مسائل پزشکی.

آقایان تعهد کردند این را کاملاً برچینند. مسائل دیگری را که آقایان تعهد کردند این است که از تولید سانتریفیوژ ایران بیش از 90 درصد حق دارد داشته باشد و آقایان امضا کردند. گفتند در سانتریفیوژهایی که نصب کرده‌اید، حق نصب نسل دوم به بالا را ندارید، آقایان امضا کردند، در حالی که در دولت سابق هزار و خرده‌ای سانتریفیوژ نسل دوم را نصب کرده بودیم، آقایان تعهد دادند از نسل دو اصلاً استفاده نکنند. از طرف دیگر گفتند بازفرآوری reprocessing ممنوع است و اگر ساختمانی هم ساخته‌اید که دستگاه‌های بازفرآوری در آنها نصب شده است، باید بولدوزر بگذارید و تخریب کنید و این آقایان رفتند و امضا کردند. تغییر و توسعه را هم منحصر کردند به موارد جاری، یعنی حق ندارید به نسل‌های بالاتر تغییر و توسعه داشته باشید و آقایان باز امضا کردند. بدتر از هم نظارت‌های بسیار شدید را پذیرفتند و آقایان امضا کردند تقریباً هر اطلاعاتی در حوزه‌های هسته‌ای داریم در اختیار آژانس قرار بدهند که طبیعتاً در اختیار آژانس قرار می‌گیرد. اطلاعات مربوط به سایت‌ها، ساختمان‌های موجود، فعالیت‌های هسته، معادن اورانیوم. نظارت روزانه که قبلاً نداشتند داشته باشند. نظارت‌های مدیریت‌شده بر کارخانه‌های مونتاژ سانتریفیوژ، کارخانه‌های تولید موتورها و از همه بالاتر گام‌های شفاف‌ساز. این «شفاف‌ساز» دایره کار را فوق‌العاده وسیع‌تر می‌کند تا آژانس وسط میدان بیاید، به‌طوری که آژانس اخیراً اعلام کرده است که ایران در اجازه دادن به بازرسی بازرسان آژانس نسبت به مراکز اصلی‌اش در دنیا رتبه اول را دارد. این خیلی خطرناک است. آقایان با امضای قرارداد توافق‌نامه ژنو به اینجا رسیده‌اند. امضا کرده‌اند که غنی‌سازی بالاتر از 5/3 تا 5 درصد را انجام نمی‌دهیم و آن مقداری را هم که غنی‌سازی می‌کنیم، تعهد داده‌اند هیچ چیزی را اضافی نگه نمی‌داریم و بلافاصله تبدیل به اکسید می‌کنیم. اینها مربوط به تعهدنامه ژنو است. جدیداً متأسفانه جلوتر آمده‌اند و آقایان هم پذیرفتند. مثلاً پارسال قرار شد یک‌چهارم فردو کار کند، ولی امسال تقاضا کرده‌اند فردو باید کاملاً تعطیل شود. مقام معظم رهبری می‌فرمایند اینکه خیلی مسخره است که دشمن می‌گوید جایی را که نمی‌توانم به آن آسیب برسانم، باید تعطیل کنید و آقایان هم متأسفانه تعطیل کردند. قرار شد 20 درصدها را نابود و بخشی را به 5 درصد تغییر بدهند که این را هم پذیرفتند انجام ندهند. یعنی ایران به هیچ‌وجه حق داشتن مواد غنی شده را ندارد. الان مطالبات آنها خیلی بیشتر شده است. قبل از اینکه این مطالبات را بگویم، باید به چیزهایی که آنها در قبال پذیرش این مسائل به ما خواهند داد اشاره کنم. آنها صد میلیارد دلار پول ما را دزدیده‌ و بلوکه کرده‌اند و قرار است 2/4 درصد از آن را به ما بدهند. 2/4 درصد هم که معلوم است چطور است. پول به یکی از بانک‌های سوئیس و از آنجا به یکی از کشورهای عربی می‌رود، در آنجا مثلاً کسی باید درهم بخرد و تبدیل به دلار کند و قاچاقی وارد کشور کنند. اصلاً تحریمی برداشته نشده است. نفت را هم گفته‌اند بیشتر از یک میلیون بشکه حق ندارید بفروشید و الان نفتی را که می‌خواهیم به روسیه بفروشیم، دبّه در آورده‌اند که شما تعهد داده و امضا کرده‌اید بیشتر از یک میلیون حق ندارید بفروشید.

به‌رغم اینکه 90 تا 95 درصد حقوق هسته‌ای خودمان را متوقف یا واگذاری کرده‌ایم، پول نفتی را هم که الان می‌فروشیم حق نداریم بفروشیم و 80 درصد آن به 100 میلیون دلار بلوکه شده ملحق خواهد شد. آنها اخیراً 40 میلیارد دلار را بلوکه کرده‌اند. قرار شد پتروشیمی از تحریم برداشته شود که نشد. قرار شد قطعات هواپیما داده شود که حتی یک قطعه هم ندادند. کشتی‌ها قرار بود بیمه شوند، مطلقاً این کار را نکردند. به هیچ تعهدی از طرف آنها عمل نشد. متأسفانه این توافق‌نامه خیلی جای گله دارد. ابهامات فراوانی در آن هست و دوستان ما اصلاً دقت‌های لازم را نداشته‌اند. ایران یک‌سری تعهداتی داده و کمیته‌ای از آن طرف مأمور شده است تا کنترل کند آیا ایران به تعهداتش عمل می‌کند یا نه. آژانس هست، به‌علاوه کشورهای اتحادیه اروپا و امریکا، اما اگر طرف غربی به تعهداتش عمل نکرد چه؟ قرار بود تحریم از پتروشیمی برداشته شود، اما نشد. قرار شد قطعات هواپیما بدهند که ندادند. قرار شد کشتی‌ها را بیمه کنند که نکردند. کدام کمیته بر این موارد نظارت می‌کند؟ در این توافق‌نامه اصلاً به این موضوع اشاره‌ای نداشته و این خیلی جالب است. در گام دوم هم قرار شد به بحث موشکی بپردازند. آقایان رفتند امضا کردند که به بحث موشکی پرداخته شود. در توافق‌نامه جامع هم متأسفانه قرار است پانزده یا 20 سال طول بکشد. هیچ برنامه غنی‌سازی را هم برای ما در نظر نگرفته‌اند، منتهی یک برنامه برای ما در نظر گرفته‌اند با هشت شرط. امریکا باید تشخیص بدهد آیا نیاز داریم یا نه. همین الان اگر امریکا تشخیص بدهد نیاز نداریم، تازه اگر هم نیاز داشته باشیم، امریکا باید تعیین کنند در فردوی نطنز غنی‌سازی کنیم. مکانش را هم رفتند تعهد دادند امریکا معین کند. آیا می‌توانیم پنج درصد غنی‌سازی را داشته باشیم؟ از پنج درصد به پایین را هم طبق توافقی که کرده‌اند، امریکا باید درصدش را تعیین کند. چه مقدار ذخایر باید داشته باشیم؟ این را هم رفته و تعهد داده‌اند امریکا تعیین کند. واقعاً جای گله دارد. بعد هم تعهد داده‌اند باید تمام نگرانی‌های گذشته، حال و آینده آنها را برطرف کنیم. تعهد داده‌اند باید پروتکل‌ الحاقی را کلاً تصویب و اجرا کنیم. اجرای اقدامات مورد توافق شفاف‌ساز، افزایش نظارت و همه اینها را قبول کرده‌ایم، اما اگر تحریم‌ها قرار است برداشته شوند، گفته‌اند Long term است و شاید 20 سال طول بکشد. بعد تخفیف دادند و پنج سال آوردند پایین که پانزده ساله شود. جدیداً هم جلوتر آمده و گفته‌اند 9600 سانتریفیوژ دارید، باید کمتر کنید، تغییر و توسعه فقط روی نسل اول داشته باشید، اراک باید تغییر طراحی شود، ما هشت هزار و 400 و خرده‌ای کیلو اورانیوم بین 5/3 تا 5 درصد داریم. گفته‌اند اینها را باید کم کنید. فردو کلاً باید تعطیل شود. آژانس هم باید به تمام سایت‌ها دسترسی داشته باشد و حتی دانشمندان هسته‌ای‌تان را هم باید در اختیار آژانس قرار بدهید تا اطلاعات جدید را از آنها بگیرند. PMD باید حل شود. دسترسی به موشک‌ها و... در مقابل تحریم‌ها چه می‌شوند؟ گفته‌اند تا پانزده سال آینده شما تعلیق دارید. تازه تعلیق هم باید دو سال راستی‌آزمایی شود. بعد از دو سال این تعلیقات ده سال طول می‌کشند و بعد از آن اگر آژانس راضی شد، PMD ما حل شد، موشکی ما حل شد و گزارشی از مواد اعلام نشده نداشتید، بعد از آن تحریم‌ها را برمی‌داریم. برای ژاپن که این فرآیند 30 سال طول کشید.

این وضعیت اصلاً وضعیت مطلوبی نیست.

 

گفته می شود در مسقط تیم ایرانی تا حدودی متوجه شده که آمریکایی ها به دنبال سیاسی کردن موضوع هسته ای ایران هستند؟ نظر شما در این باره چیست؟

 

در مسقط آن‌قدر خطوط قرمز ایران از سوی آمریکایی ها نادیده گرفته شد و امریکا با پررویی تمام آمد. در این مذاکرات آقای ظریف ناراحت شد و بلند شدند و آمدند. حداقل این مقدار جای تشکر از آقای ظریف دارد، اما این عقب‌نشینی‌ها پشت سر هم صورت گرفته است و این آقایان متأسفانه با منافع ملت برخورد درستی نکردند و اینها را از دست دادند.

 

فلسفه حمایت رهبری از تیم مذاکره کننده کشور چیست؟ این در حالی است که برخی از رسانه های وابسته به دولت معتقدند حمایت های رهبری تماما به این معناست که هیچ نقصی به تیم مذاکره کننده وارد نیست؟ نظر شما دراین باره چیست؟

 

چرا مقام معظم رهبری از مذاکره دفاع می‌کنند و مکررا می‌فرمایند ادامه مذاکرات هم مثل اصل مذاکرات اشکال ندارد؟ می‌بینیم از جهت فنی مذاکرات به نفع ما تمام نشد. تمدید مذاکرات هم به نفعمان تمام نخواهد شد، چون هسته‌ای قفل کرده است و تحریم‌ها هم که سر جایشان هستند. این کجایش به نفع ماست؟

حضرت آقا در 6/9/93 در دیدار با مجمع عالی بسیج مستضعفین فرمودند: «خب، حالا بنده دو سه جمله در این زمینه‌ها عرض می‌کنم. بنده با تمدید مذاکرات مخالف نیستم، همچنانکه و به همان دلیل که با اصل مذاکرات مخالف نبودیم. با اصل مذاکرات هم مخالفت نکردیم و دلیلش را هم برای مردم بیان کردیم. بنده در سخنرانی دلایل آن را هم گفتم. حالا هم با تمدید مذاکرات مخالفت نمی‌کنیم».

سئوال این است آقا در مورد اینکه چرا مذاکره را پذیرفتند چه گفتند؟ آقا در چند جا جواب دادند. در یک جا می‌فرمایند عده‌ای سر کار آمده‌اند و می‌گویند اگر با امریکا رابطه درستی را برقرار کنیم، منطقی حرف بزنیم، با امریکا تعامل، مذاکره و رابطه داشته باشیم، مشکلات حل می‌شوند. مقام معظم رهبری می‌فرمایند این‌طور نیست. آنها اصرار کردند. بالاخره هم آمده و حاکم شده‌ و حکومت را به دست گرفته‌اند و می‌گویند می‌توانیم حل کنیم. آقا می‌فرمایند بیایید انجام بدهید. یک بار این تجربه را انجام دادیم و همه جا را متوقف ساختیم، دو سال در فاصله سال 82 تا 84 کشور را عقب انداختیم. دو باره همان تیمی که در آن سال‌ها دو سال کشور را عقب انداخت، سر کار آمده است و می‌گوید دو باره باید تجربه کنیم و ادعایشان این است که اگر با امریکا رابطه داشته باشیم مشکلاتمان حل می‌شوند. آقا می‌فرمایند بروید مذاکره کنید. بعد خواهید دید این‌طور نیست و خوش‌بین نیستم. پس اصل موافقت با مذاکرات این است که عده‌ای با این تفکر سر کار آمده‌اند. قدرت هم در دستشان است و باید به اینها مجال داد تا معلوم شود درست می‌گویند یا نه. می‌بینیم پیش‌بینی مقام معظم رهبری درست است که هر وقت با امریکا تماس برقرار کردیم شکست خوردیم. پس علت موافقت آقا با مذاکرات این است که هم مردم و هم مسئولین بفهمند رابطه ما با امریکا جز ضرر هیچ نتیجه‌ای در بر ندارد. شما با امریکا در ژنو مذاکره و تعامل داشتید و حاصلش از دست رفتن 90 درصد منافع هسته‌ای ایران و برداشته نشده تحریم‌های ظالمانه است. علت اصلی موافقت آقا با مذاکرات این است، چون همان تیمی که این ادعا را داشت دو باره سر کار آمده است. ایشان در 12/8/92 به مناسبت سیزده آبان خطاب به دانش‌آموزان و دانشجویان می‌فرمایند: «این را هم توجه داشته باشید، مذاکره‌ای که امروز با شش کشور دارد انجام می‌گیرد و امریکا هم جزو این شش کشور است، فقط در مورد مسائل هسته‌ای است و لاغیر» بنابراین وارد مسائل موشکی، سوریه و حزب‌الله حق ندارند بشوند. آقا این‌طور ادامه می‌دهند: «بنده در اول امسال در مشهد مقدس در سخنرانی گفتم مذاکره در موضوعات خاص اشکال ندارد، منتهی گفتم به مذاکره اعتماد ندارم و خوش‌بین نیستم. می‌خواهند مذاکره کنند؟ بکنند. ما هم به اذن الله ضرری نمی‌کنیم. تجربه‌ای در اختیار ملت ایران است که مختصراً عرض خواهم کرد. این تجربه ظرفیت فکری ملت ما را بالا خواهد برد، مثل تجربه‌ای که در سال 82 و 83 در زمینه تعلیق کردیم». در آن سال هم همین تیم آقایان ظریف و روحانی بودند.

«تجربه‌ای که در سال 82 و 83 در زمینه تعلیق غنی‌سازی انجام گرفت که آن وقت جمهوری اسلامی در مذاکره با همین اروپایی‌ها تعلیق را برای مدتی پذیرفت. ما دو سال عقب افتادیم».

یک بار در وزارت امور خارجه با آقای ظریف جلسه‌ای داشتیم. به ایشان گفتم آقا می‌فرمایند کشور دو سال عقب افتاد. آن موقع پرونده هسته‌ای دست چه کسانی بود که کشور عقب افتاد؟ ایشان سرش را پایین انداخت.

«ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد».

با عقب افتادن، چرا به نفع ما تمام شده است؟ این نکته مهم است که آقا می‌فرمایند بگذارید مردم و مسئولینی که باور ندارند، باور کنند مذاکره با امریکا جز ضرر برای ما هیچ چیز دیگری ندارد. آقا می‌فرمایند: «به نفع ما تمام شد، چون فهمیدیم با تعلیق غنی‌سازی امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر تعلیق اختیاری را که البته به نحوی تحمیل شده بود، لکن مسئولین ما قبول کردند، آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانی بگویند اگر یک ذره عقب‌نشینی می‌کردید، همه مشکلات حل می‌شدند و پرونده هسته‌ای ایران عادی می‌شد، اما تعلیق غنی‌سازی برای ما این فایده را داشت که معلوم شد با عقب‌نشینی...»

توجه کنید تعبیر عقب‌نشینی مال من نیست، مال مقام معظم رهبری است. تیم مذاکره‌کننده فعلی عقب‌نشینی کرده است. آقا فرمودند: «ممکن بود عده‌ای بگویند اگر شما عقب‌نشینی می‌کردید، پرونده هسته‌ای ایران عادی می‌شد. آن تعلیق غنی‌سازی این فایده را برای ما داشت که معلوم شد با عقب‌نشینی، تعلیق غنی‌سازی، عقب افتادن کار و تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمی‌شود. طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است. ما این را فهمیدیم، لذا بعد از آن غنی‌سازی را شروع کردیم. امروز وضعیت جمهوری اسلامی با سال 82 فرق کرده است. آن روز سر دو سه سانتریفیوژ چانه می‌زدیم، در حالی که امروز چندین سانتریفیوژ مشغول کارند. جوان‌ها، دانشمندان، محققین و مسئولین ما همت کرده‌ و کارها را پیش برده‌اند. بنابراین از مذاکراتی که امروز در جریان است ضرری نخواهیم کرد. البته بنده همچنان که گفتم خوش‌بین نیستم. فکر نمی‌کنم از این مذاکرات نتیجه‌ای را که ملت ایران انتظار دارد به دست بیاید، لکن تجربه‌ای است و پشتوانه تجربی ملت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد. ایرادی ندارد، اما لازم است ملت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبهه دیپلماسی فعالیت و کار می‌کنند قرص و محکم حمایت می‌کنیم، اما ملت باید بیدار باشد و بداند چه اتفاقی دارد می‌افتد». چرا؟ آقا می‌فرماید: «تا این نکته جا بیفتد مذاکره با امریکا جز ضرر ندارد». نروند عکسش را تبلیغ کنند. «تا بعضی از تبلیغات‌چی‌های مواجب‌بگیر دشمن و بعضی از تبلیغات‌چی‌های بی‌مزد و مواجب از روی ساده‌لوحی نتوانند افکار عمومی را گمراه کنند. یکی از ترفندها و خلاف‌گویی‌ها این است که این‌جور به افکار عمومی مردم القا کنند که اگر در قضیه هسته‌ای تسلیم طرف مقابل شدیم همه مشکلات اقتصادی، معیشتی و... حل خواهد شد. دارند این را تبلیغ می‌کنند. البته تبلیغات‌چی‌های خارجی با شیوه‌های کاملاً ماهرانه تبلیغاتی خط می‌دهند. در داخل هم برخی از روی ساده‌لوحی و بدون اینکه نیت سوئی داشته باشند، بعضی هم از روی غرض دارند همین را تبلیغ می‌کنند که اگر در این قضیه کوتاه آمده و تسلیم شده‌ایم در مقابلِ طرفِ مقابل همه مشکلات اقتصادی و مانند اینها حل خواهد شد. این خطاست. چرا؟ چند علت دارد. مایلم هم شما عزیزانی که در این جلسه تشریف دارید، هم قشر جوان فرهمند، آگاه، پرانگیزه و دانشجویان و دانش‌آموزان سراسر کشور که یک بار هم گفته‌ام شما افسران جنگ نرم هستید روی این مسائل فکر کنید». بعد می‌فرمایند: «یک مسئله این است که دشمنی امریکا با ملت ایران و جمهوری اسلامی اصلاً حول محور هسته‌ای نیست. این خطاست اگر خیال کنیم دعوای ما با امریکا سر قضیه هسته‌ای است. نه! قضیه هسته‌ای بهانه است. قبل از اینکه مسئله هسته‌ای مطرح باشد همین دشمنی‌ها و مخالفت‌ها از اول انقلاب بود. اگر روزی مسئله هسته‌ای حل شد و فرض کنید جمهوری اسلامی عقب‌نشینی کرد، همان‌طور که آنها می‌خواهند، خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد. به‌تدریج ده‌ها بهانه دیگر را پیش می‌کشند. چرا موشک دارید؟ چرا هواپیمای بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستی بد هستید؟ چرا رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه ـ یا به قول خودشان خاورمیانه ـ حمایت می‌کنید؟ چرا و چرا و چرا...»

پس علت اینکه مقام معظم رهبری از مذاکرات حمایت می‌کند، این است که این تجربه در چشم مردم و مسئولین واضح شود. چشمی که به دست دشمن و خارجی‌ها باز شده است باید بسته شود. این چشم باید به دست جوان‌های توانای ما دوخته شود.

حضرت آقا در دیدار با سفرا 22/5/93 دو باره فرمودند. متأسفانه آقای روحانی در دیدار با سفرا گفته بودند فقط با یک کشور تعامل نداریم و آن کشور استثناست که آن هم اسرائیل است. آقا فرمودند نه دو کشور استثناست، هم اسرائیل و هم امریکا. عبارت آقا را می‌خوانم: «در این میان دو استثنا وجود دارد، رژیم صهیونیستی و امریکا». آقا فرمود: «رابطه با امریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاص برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد، بلکه ضرر دارد». آقا می‌خواهند این را به منصه ظهور بگذارد تا مسئولین و مردم بزرگ ما متوجه شوند. مردم توجه می‌کنند، ولی متأسفانه برخی از این مسئولین توجه ندارند. بعضی از قلم به دست‌ها و تبلیغات‌چی‌های مزدور اجانب در داخل و فتنه‌گر توجه کنند که رابطه با امریکا حلال مشکلات نیست و جز ضرر برای کشور چیزی ندارد. الان تحریم‌ها سر جای خودشان هست. رابطه ایجاد کردید، اما هنوز تحریم‌ها سر جایشان هستند و متأسفانه حقوق اصلی‌مان را هم دادیم.

جملات آقا را می‌خوانم. آقا می‌فرمایند: «رابطه با امریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد، بلکه ضرر هم دارد. کدام عاقلی است که دنبال ضرر برود؟ عده‌ای این‌جور وانمود می‌کردند که اگر با امریکا دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود. البته می‌دانستیم این‌طور نیست، اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد. در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان امریکا هیچ ارتباطی نبود، اما در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام می‌شود»، چون خدمت آقا رسیدند و گفتند بگذارید تجربه کنیم، برویم و مذاکره کنیم و حل می‌شود. آقا فرمود خب بروید، اگر اصرار دارید بروید، ولی خوش‌بین نیستم. می‌دانیم نمی‌شود، ولی اگر اصرار دارید بروید تا این تجربه برای همه مسلم شود که رابطه با امریکا جز ضرر چیزی ندارد.

آقا فرمود: «در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس و تجربه‌ای که مطرح شد انجام می‌شود، بنا شد مسئولان در سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند، اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد، بلکه لحن امریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و تریبون‌های عمومی بیان کردند. البته مسئولان ما در جواب طلبکاری آنها پاسخ‌های قوی‌تر و گاه گزنده‌تر داده‌اند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها به هیچ چیز کمک نمی‌کند. امریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند، بلکه تحریم‌ها را هم افزایش داده‌اند. البته می‌گویند این تحریم‌ها جدید نیست، اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه تحریم هم فایده‌ای نداشته است. البته در زمینه ادامه مذاکرات هسته‌ای منع نمی‌کنیم. کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کرده‌ و خوب پیش رفته‌اند دنبال می‌شود، اما این یک تجربه ذی‌قیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با امریکایی‌ها مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است». آقا می‌خواهد همه این را بفهمیم. دو باره آقا فرمودند: «این کار ما را بر افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیمشان جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می‌دهند». متأسفانه این مذاکره‌کنندگان گوش ندادند. هنوز خیال می‌کنند اگر مذاکره و تعامل کنند مشکلات حل می‌شود. جمله آخری را که آقا فرمود و اینها گوش نکردند، این است: «تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره امریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد». این مطلب روشنی است.

باید بدانیم چرا آقا از مذاکره و تمدید مذاکره حمایت می‌کند؟ می‌خواهند این تجربه واضح شود که مسئولینی که امروز به امریکا، دشمنمان خوش‌بین هستید، چون مردم می‌دانند و بصیرت دارند، بدانید این خوش‌بینی درست نیست. بعضی از مسئولین و روزنامه‌نگاران و تبلیغات‌چی‌هایی که بصیرت لازم را ندارند باید بفهمند رابطه با امریکا جز ضرر برای ملت ایران چیز دیگری نیست. الان می‌بینیم همین‌طور است. هر روز اینها جلوتر می‌آیند و منافع هسته‌ای هم می‌رود و از تحریم‌ها هیچی برداشته نشده است. این اصلی‌ترینی است که خود آقا هم فرمودند.

نکته دیگری که آقا در جای دیگری فرمودند و باید از آن درس بگیریم، اقتصاد مقاومتی و نگاه به درون است. تحریم‌ها را که برنداشتند، آقا فرمودند به درک که برنداشتند. نگاه به درون و توان مردم عزیز و جوان‌های ما داشته باشید تا بتوانید کشور را به‌درستی پیش ببرید. از صدر اسلام مثال نمی‌زنم که باز این بحث پیش بیاید که سند دارد یا ندارد، تجربه جنگمان را به عنوان نمونه می‌گویم. آیا امریکا در جنگ مدافع ما بود یا صدام؟ آلمان، فرانسه، انگلستان، عربستان و کلاً 37 کشور طرفدار صدام بودند و او را حمایت می‌کردند. خود امریکا وارد جنگ با ما شد. انگلستان سوپر اتاندارد، فرانسه میراژ، شوروی سابق میگ ، آلمان شیمیایی و کویت پولش را می‌داد، اما ایران چه؟ صدامی که به حمایت امریکا، آلمان، فرانسه و انگلستان اعتماد کرد چه عاقبتی پیدا کرد؟ چه کسی پشتیبان ایران در جنگ بود؟ هیچ‌کس، جز خدای متعال و توان داخلی جوان‌های ما.

سئوالم این است، این همه که در عرصه نظامی رشد کرده‌ایم آنها به ما داده‌اند؟ نه، با توان داخلی. چطور می‌توانیم در زمینه نظامی رشد کنیم؟ ما هیچی نداشتیم، ولی این همه رشد کرده‌ایم. دشمن جرئت چپ نگاه کردن به ما را ندارد. آیا در اقتصاد هم نمی‌توانیم با توان داخلی پیش برویم؟ حتماً باید چشممان به بیرون باشد؟ به درک که تحریم را برنداشتند. کما اینکه در جنگ تحریم را برنداشتند و ما پیروز شدیم. صدام که تحریم نبود شکست خورد، در حالی که ما تحریم بودیم و پیروز شدیم. در مسائل نظامی این همه رشد کرده‌ایم، پس در اقتصاد هم می‌توانیم. باید تجدید نظر کنند. به قول آقا تجربه ذی‌قیمتی است که هر گاه با امریکا تعامل می‌کنیم جز ضرر برای ملت ایران هیچی عایدمان نمی‌شود.

مسئله‌ای که در مورد مذاکرات وین مطرح شده این است که توافقی که برای مذاکرات کرده‌اند یک‌سری جزئیات داشته است، مثل توافق ژنو و non-paper که به وجود آمده بود، ولی در توافق جدیدی که صورت گرفته است، جزئیاتی از آن را ندیده‌ایم و منتشر نشده است، نه از طرف ایرانی و نه از طرف مقابل. البته یکی دو تا از رسانه‌های امریکایی بندهایی از اینnon-paper را منتشر کرده‌اند. در این باره توضیحی بفرمایید که آیا واقعاً این non-paper وجود دارد؟ اگر اطلاع دارید که مبادله‌ای صورت گرفته که در خصوص این مذاکرات تمدید شده است یا پیشنهادتان به طرف ایرانی چیست؟ آیا این non-paper منتشر شود؟

یکی از گلایه‌های اصلی‌ام از تیم مذاکره‌کننده این است که مردم را محرم خودش نمی‌داند و می‌گوید مردم حق ندارند اطلاعاتی داشته باشند، مردم که هیچ، مسئولین مملکت هم حق ندارند. اصلاً مردم بدانند خود آقای ظریف گفت که مرا استیضاح هم بکنید یک کلمه به شما نمی‌گویم. سئوالم این است که شرمن در آنجا به اسرائیل و همه جا گزارش می‌دهد که چه گذشته است، اما مذاکره‌کنندگان خودمان به ملت ایران گزارش نمی‌دهند. نمی‌دانیم دارند چه کار می‌کنند. آیا دارند عقب‌نشینی می‌کنند یا نه؟ به چه دلیل باید فقط افراد محدود و رئیس جمهور از آنچه که در مذاکرات طی میشود خبر داشته باشند و به هیچ جایی گزارش ندهند از مذاکرات، متاسفانه حتی شورای عالی امنیت ملی نیز از آنچه که در مذاکرات میگذرد نیز بی اطلاع است. سخنان آقای ظریف هم در مجلس با کلی گویی از مسائل همراه بوده است . حاصل صحبت‌های آقای ظریف در مجلس آن بوده است که با چند کشور جلسه گذاشته شده است و اختلافاتی وجود دارد و این شد گزارشی که به ما میدهند.

این اعتراض بسیار جدی است و مجلس از آنچه که در مذاکرات میگذرد بی اطلاع است و به صورت پراکنده به نمایندگان مجلس خبر میرسدکه آمریکایی ها دوباره به مواضع اول خودشون برگشتند، برهمین اساس است که رهبر انقلاب میگویند که خوشبین نیستم البته قرآن کریم و عقل هم خوشبینی به اینها را قبول رد میکند.

در پاسخ به اینکه چرا مذاکره میکنید میگویند تحریم پدر مردم را در آورده است،قبول، حال سوال اینجاست که چه کسی این تحریم ها را بر ضد مردم  انجام داده است؟آیا عاقلانه است که کسی که با چاقو روی حلقوم مردم ایران نشسته است قرار است مشکل ما را حل کند، آیا این عاقلانه است؟ باید توجه شود که آمریکا از سر ضعف در مذاکرات آمده است یا این ما هستیم که از سر ضعف پای میز مذاکره آمده‌ایم! در حالی که نظم جدیدی در حال شکل گیری میباشد، پشت پرده مقاومت و پیروزی سوریه در منطقه چه بوده است؟ آیا غیر از این است که در قضیه سوریه ایران در مقابل اسرائیل و اردن و عربستان و دیگر کشورها ایستادگی کرده و پیروز شده است؟ همانطور که ایران در جنگ نیابتی در لبنان آمریکا را شکست داد، آمریکا در سوریه و عراق از ایران نیز شکست خورد و به قول تحلیلگر عرب وضد ایرانی که گقت: سران عرب بیدار باشید که ایران سه پایتخت جهان را تحت سیطره خود گرفته است و به دنبال آن است که پایتخت چهارم را نیز بگیرد!

با این تفاسیر چرا باید القا شود که ما از سر ضعف هستیم ؟ باید به این نکات توجه شود که کدخدای منطقه ایران است. این صحبت ها براساس توهمات نیست بلکه براساس واقعیتی است که در حال رخدادن است میگوییم باید تیم مذاکره کننده نگاهش را تغییر دهد و چشم دوختن به دست دشمن بسیار خطاست واین باید برای مردم نیز جا بیافتد، بنده اینجا دست تک‌تک ملت عزیز را به خاطر تحمل مشکلات میبوسم وان شالله بعضی از مواجب بگیران و تبلیغات‌چی های دشمن مقداری به هوش بیایند

 

این رابطه صمیمی که بین آقای ظریف و طرف آمریکایی برقرار شده است که حتی رسانه های خارجی یکی از دستاوردهای مذاکرات را آب شدن یخ رابطه ایران و آمریکا دانسته بودند،به نظر شما آیا نیاز است با طرف آمریکایی اینطور رابطه برقرار کرد؟

 

یکی از اشتباهاتی که در حال انجام شدن است نیز همین است به همین دلیل است که قرآن کریم میفرماید :  يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا

کفار را نباید به عنوان دوست و ولی برای خود انتخاب کنیم، به عنوان مثال کسی به اندازه شاه که با این‌ها دوست نبود، وقتی شاه فرار میکند حتی او را در آمریکا نگه نمیدارند و این چنین است نحوه برخورد استکبار با دوستانش، حاصل دوستی با سران کفر از نگاه قرآن کریم میفرماید: مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ - كسانى كه غير از خدا را اولياء خود برگزيدند، همچون عنكبوتند كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده و سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است اگر مى‏دانستند!

اینکه به قول شرمن ما در مذاکرات با اسم کوچک همدیگر را صدا میزنیم هیچ حاصلی برای ما در برنخواهد داشت و تقاضایی که از مذاکره کنندگان عزیز داریم آن است که مسائل عقلانی ودینی را در برخود با دشمنان مردم رعایت بکنند و مصداق آیه ی شریفه ی : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ باشند. هرگاه از این مدار عقلانی وخدایی خارج شدیم ضربات بیشتری از دشمن خواهیم خورد، از آقای ظریف تقاضا داریم عزت ملت ایران در برخورد با آمریکا را جدی بگیرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:59  توسط narsis | 
 

بانکی در کانادا حساب دانشجوی ایرانی به دلیل اینکه وی ملیت ایرانی دارد را بست.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه سی بی سی کانادا ، بانک "سی آی بی سی" کانادا حساب دانشجوی ایرانی را به دلیل اینکه وی ملیت ایرانی دارد، بست.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:57  توسط narsis | 
 

14 تشکل‌ دانشجویی شیراز در اعتراض به هتاکی‌های یکی از حامیان فتنه که در روز دانشجو و در دانشگاه علوم پزشکی شیراز صورت گرفت، طی بیانیه‌ای اعلام کردند: عده‌ای بدنبال ایجاد فتنه جدیدی هستند.

به گزارش  فارس به نقل از روابط عمومی سازمان بسیج دانشجویی، 14 تشکل‌ دانشجویی دانشگاه‌های شیراز در اعتراض به هتاکی‌های یکی از حامیان فتنه که در روز دانشجو و در دانشگاه علوم پزشکی شیراز صورت گرفت، بیانیه‌ای صادر کرد.متن این بیانیه بدین شرح است:
 
« در روزهایی که عناصر فتنه و گروه‌های مسئله‌دار با تمام توان، توپخانه خود را به سمت دانشگاه گرفته‌اند؛ ما فرزندان روح الله، کمربند‌های خود را برای مبارزه تا صدور انقلاب و رساندن پرچم به دست صاحب اصلی محکم کرده‌ایم و در این راه از خار و خس‌های بیابان هراسی نداریم.
 
هتاکی‌هایی که در روز دانشجو توسط یک عنصر مزدور و فتنه‌گر در سالن صدرا و سینای دانشگاه علوم پزشکی شیراز، باعث شد تا دانشجویان انقلابی، خواب را بر خود حرام کرده و اقدام به تحصن، مقابل استانداری فارس کنند؛ تحصنی که شروع یک حرکت بزرگ دانشجویی علیه عناصر فساد و فتنه، لیبرال ها و لاشخوران اسلام آمریکایی است.
 
اینها از جفای روزگار است که جریان دانشجویی شیراز، باید به اظهارات سخیف فتنه‌گری با سابقه سیاه، احتکار و اغتشاش پاسخ دهد.
 
فتنه‌گر مورد اشاره در بخش‌هایی از سخنان خود با تاختن به نظام مظلوم اسلامی آن را ارباب و رعیتی می‌نامد، اما مشخص نمی‌کند که ارباب او کیست جز آمریکا و اسلام آمریکایی؟!  این سرمایه رژیم صهیونیستی در ایران، با فراموشی عمدی و یا آلزایمر می‌گوید:« فتنه 88 را اصولگرایان ایجاد کردند».
 
کیست که صدای نه غزه نه لبنان آقایان را نشنیده باشد؟! کیست که آتش زدن مسجد لولاگر را ندیده باشد؟! کیست که آتش زدن بیرق عباس را از خاطر برده باشد؟! کیست که صدای آقایان را از زبان منحوس دشمنان انقلاب علی‌الخصوص شبکه بهایی بی بی سی  و ذوق زدگی مصاحبه اختصاصی آقایان با صدای آمریکا، صدای کشوری که از هواپیمای مسافربری تا دانشمندان هسته ای، هدف مزدورانش است را نشنیده باشد؟! و براستی کیست که صدای طوفان به خروش آمده از سر غیرت مردم ایران را نشنیده باشد؟!
 
براستی جز این است که آقایان کر و کورند؟!
 
آقایان از کدام علی و کدام دین می گویند؟! گویا اینها تاریخ دین را چپکی فهمیدند.
 
حکومت علی با مذاکره اشعری‌ها سقوط کرد. با کودتای قرآن به سرهای بی‌شعور. با کودتای آخوندهای درباری و زر پرستان عقبی فروش. اگر امثال این آقایان در زمان علی(ع) بودند؛ نعوذبالله، قطعا علی را تکفیر می‌کردند و در آن روز که 10 ضربه شمشیر تا پیروزی راه بود؛ فریاد لاحکم الا لله سر داده و دموکراسی، دموکراسی راه می انداختند.
 
حوادث شب 16 آذر در دانشگاه علوم پزشکی شیراز باعث شد دم خروس آقایان بیرون زده و حرف‌ های سیاه دلان و دلدادگان اسلام آمریکایی که چون کینه بدر و احد، بر دلشان سنگینی می کرد؛ بر حلقوم کثیفشان جاری شود.
 
حاشا به غیرت جریان دانشجویی اگر این زبان‌های دراز را نچیند. شرم به جریان دانشجویی اگر آقایان را سر جایشان ننشاند. ننگ به جریان دانشجویی اگر عوامل فتنه و باعث و بانی این حرکت شنیع را از استان بیرون نیاندازد. نفرین بر جریان دانشجویی اگر مقصرین این حادثه را در پیشگاه ملت استیضاح نکند.
 
فرزندان انقلابی امام روح الله با یک عزم پنجاه و هفتی کمر به کور کردن چشم فتنه در استان 15 هزار شهیدی فارس بسته‌اند و تا رسیدن به خواسته‌های مشروع خود؛ از پای نخواهند نشست.
 
ما با آقایان مسئول چه سیاسی چه امنیتی، اتمام حجت می‌کنیم و از آنان سوال می‌کنیم که آیا نمی‌دانستید که دست‌های این مزدور، به فتنه 88 آلوده است؟! اگر نمی‌دانستید که وامصیبتا؟؟!! و اگر می‌دانستید و او را به صحن دانشگاه آوردید؛ گمان این وجود دارد که به دنبال دمیدن به تابوت فتنه و یا ایجاد فتنه ی جدیدی هستید. ما براساس این ظن به فساد، فریاد خواهیم زد.
 
همه بدانند که این استان، جایی برای حضور عناصر فتنه گر نیست. قصور در برنامه شب گذشته از جانب هرکسی چه نهاد‌های امنیتی چه استاندار و دیگران باشد؛ پذیرفتنی نیست.
 
آقایان باید از مردم شهید پرور شیراز عذرخواهی کنند. ما از نماینده محترم ولی فقیه در استان و امام جمعه محترم شیراز می خواهیم، پژواک فریاد دانشجویان در تریبون نماز جمعه، شنیده شود و از نمایندگان مردم فارس در مجلس شورای اسلامی انتظار داریم که به وظیفه انقلابی خود عمل کنند.
 
- انجمن اسلامی مستقل دانشجویان دانشگاه شیراز
 
- انجمن اسلامی مستقل دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز
 
- جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
 
- جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
 
- جنبش دانشجویان عدالتخواه شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه های غیر انتفاعی شیراز
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه جامع علمی کاربردی فارس
 
- بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شیراز
 
- ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه شیراز
 
- ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز»
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:57  توسط narsis | 
 
 

گروه فرهنگی – رجانیوز: مهدی جمشیدی ، محقق و پژوهشگر حوزه تفکر اجتماعیِ علامه آیت‌الله مرتضی مطهری است که به تازگی کتاب «نظریه فرهنگی استاد مطهری» به قلم وی منتشر و با استقبال قابل توجه محافل حوزی و دانشگاهی قرار گرفته است.

 مهدی جمشیدی در یادداشتی تحقیقی که برای رجانیوز ارسال شده است، با نگاهی به آثار و سیره استاد مطهری در مواجهه با جریانات انحرافی سیاسی و عقیدتی، و با استناد به آثار آن استاد، به این پرسش مهم پاسخ داده است که آیا با وجود انچه تبلیغ می‎شود شیوه و منش سیاسی و فکری علی مطهری، مطابق با سیره فکری و سیاسی پدر است و یا اینکه صرفا یک تشابه اسمی موجب این تداعی در ذهن شده است.

آنچه در ادامه می‎خوانید، دفاعیه‎ای است از استاد مطهری در مقابل آنچه به دلیل رفتار و منش سیاسی پسرش به پای او می‎نویسند:

 

مواضع سیاسی آقای علی مطهری در طول سال‌های گذشته، اغلب مناقشه‌برانگیز بوده و در نظر بسیاری از افراد، «معماگونه» و «توجیه‌ناپذیر» جلوه کرده است. خصوصیّت‌های معماگونگی و توجیه‌ناپذیری از آن‌جا به مواضع سیاسی وی نسبت داده می‌شود که این مواضع با پیشینة سیاسی او همخوان نیست، بلکه آکنده از «تناقض‌ها»ی آشکار و پرسش‌برانگیز است. به نظر می‌رسد خاستگاه و سرچشمة آن دسته از گفتارهای سیاسی وی که چنین رنگ پذیرفته، به شرح زیر باشد:

نخست این‌که او در بخشی از اندیشه‌های اسلامی و انقلابی خود، دچار «دگردیسی» و «تجدیدنظر» شده و «شخصیّت و هویّت فکری» خود را به تدریج، دگرگون ساخته است. و این واقعیّتی است که در همین تاریخ سه دهه‌ای انقلاب اسلامی، نمونه‌ها و شواهد بسیار دارد؛ به طوری که تأمّل در آن‌ها، پذیرش و فهم این قبیل تحولات را آسان می‌کند. جریان چپ سیاسی با آن‌که در دهة شصت، گرفتار تندروی‌های نابجا و غیرموجّه شد، اما از اواخر دهة شصت به این سو، تغییرات فکری و ایدئولوژیکی بسیاری را تجربه کرد؛ تا حدّی که امروز - یا به بیان دقیق‌تر، از نیمة دهة هفتاد به بعد- به اندیشه‌ها و انگاره‌هایی گرایید‌ که در نقطة مقابل و متضّاد دعاوی و برداشت‌هایش در دهة شصت قرار دارد. این «چرخش بزرگ و جمعی»، چرخش‌های دیگران را فهم‌پذیرتر و قابل هضم‌تر می‌سازد. علی مطهری در دورة حاکمیّت اصلاح‌طلبان، یادداشت‌های متعدّدی را به عنوان نقد جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های اصلاح‌طلبان نگاشت که از سوی انتشارات صدرا در کتابی به عنوان «اصلاح‌طلبی» منتشر گشت. مطالعة این اثر - که مدّت‌هاست تجدید چاپ نمی‌شود! - نشان می‌دهد که میان دیروز و امروز او، چقدر فاصله وجود دارد.

دیگر این‌که خصوصیّت تحلیل‌های سیاسیِ علی مطهری، «ساده‌انگاری‌ها» و «ساده‌سازی‌ها»ی بسیار ویرانگر و بدفرجام است. او به شدّت دچار «سطحی‌اندیشی» و «قشری‌گری» در تحلیل و کشف حقیقت شده است. حتی شاید بتوان گفت این عامل، از عامل نخست بسی تأثیرگذار و مهم‌تر بوده است و بیشتر از عهدة تبیین مواضع سیاسی ناموجه و معماگونة او برمی‌آید. برای کسی که با علم «منطق» آشناست و «روش‌شناسیِ تحلیل سیاسی» را آموخته، کاملاً روشن است که «ربط‌های علّی» و «استنتاجات» و «استنباطات» او، از یک ذهنیّت مکانیکی و خطی برخاسته است؛ ذهنیّتی که تمایل گسترده دارد به «ظواهر» و «پوسته‌ها» بسنده کند. همین غفلت از «غور» و «تعمّق» در مسأله و ندیدن اضلاع و جوانب گوناگون است که وی را دچار ساده‌انگاری و ساده‌سازی‌های سیاسی کرده و موجب گشته نیروهای انقلابی حیرت‌زده شوند که چگونه شخصیتی همچون علی مطهری، این اندازه «کج‌» می‌اندیشد و «نسنجیده» و «ناپخته» سخن می‌گوید. نگارنده با چنین حُکمی - که جنبة معرفتی دارد و نه اخلاقی یا روانی- او را از منفعت‌اندیشی و محاسبات سیاسیِ غرض‌ورزانه برکنار داشته و معتقد است که علی مطهری بر اساس اعتقاد و باور سیاسی خود موضع‌ می‌گیرد، اما مشکل آن است که اعتقاد و باورهای سیاسی او، حاصل «خام‌اندیشی‌ها» و «سطحی‌نگری‌ها» است که به تدریج بر روی یکدیگر انباشته ‌شده و چنین حالت ناخوشایندی را برای وی رقم زده است.

یک مصداق روشن از این نوع نگاه، تحلیل او دربارة فتنة اجتماعی سال 1388 ست. وی فتنه‌گران را «منتقد» و «معترض» می‌خواند و معتقد است که نباید منتقدان و معترضان را «معاند» و «معارض» انگاشت و به زندان یا در حصر افکند؛ زیرا منتقد و معترض، خصومت ذاتی و اساسی ندارد و برای رسیدن به مقاصد خویش، دست به سلاح نمی‌برد. این تحلیل، تصویری واژگونه و خلاف واقع از یک واقعیّت اجتماعی است که در قالب فتنه نمایان گشت. اول این‌که آن‌چه که رخ داد، به طور قطع یک «فتنه» بود و نه یک «سوءتفاهم». سوءتفاهم، با مباحثه و محاجّه و ابهام‌زدایی رفع می‌شود، اما فتنه‌گری معلول غرض‌ورزی‌های شیطانی و خباثت‌آلود است و اقامة دلیل و برهان، فتنه‌گر را بر سر جای خود نمی‌نشاند. دوم این‌که فتنة اجتماعی سال 1388، رویدادی «دفعی» و «کوتاه‌مدّت» نبود که بتوان آن را ناشی از «مناظرة انتخاباتی» یا «شیوة مواجهة نیروهای امنیتی و نظامی» دانست، بلکه خاستگاه و ریشة «بلندمدّت» – و شاید ده ساله - داشته است. مدّت‌ها پیش از مناظرة انتخاباتی یا حضور نیروهای امنیتی و نظامی در خیابان، «کمیتة صیانت از آراء» تشکیل شد و گمانه‌زنی‌ها از سوی چهره‌ها و رسانه‌های مولّد فتنه، مطرح گردید. بنابراین، صحنه‌ها از پیش، «طراحی» و «مهندسی» شده بود تا نظام در دام اتّهامی غلتانده شود که نه تنها اعتماد بخش‌هایی از مردم را از آن سلب می‌کند، بلکه این عدّه را بر ضدّ آن می‌شوراند و به خیابان‌ها می‌کشاند. نظریة توطئه، در هر جا که روا و صواب نباشد، در این‌جا به خوبی عهدة تبیین و تعلیل رویدادها برمی‌آید. سوم این که «انتقاد»ی که در چارچوب «قانون» نباشد و «امنیّت جامعه» و «حیثیّت و اعتبار نظام سیاسی» را در عرصة بین‌المللی مخدوش سازد، «معارضه» است نه «انتقاد»، و طبیعی است که هر نظام سیاسی، تنها حرکت‌های قانونی را برمی‌تابد، نه «قانون‌شکنی» و «هرج و مرج» و «اغتشاش» و «خودرأی‌های شخصی و گروهی» را. اگر فتنه‌گران، منتقد بودند به نهادهای قانونی مراجعه می‌کردند و خواستار بازشماری آراء می‌شدند، نه این‌که سلایق و علایق شخصی خود را بر قانون تحمیل کنند و از «اردوکشی خیابانی» برای اعمال فشار بر نظام بهره بگیرند. این حقیقت، کاملاً واضح و تأویل‌ناپذیر است و در مقابل چشم همگان رخ داد. چهارم این‌که اگرچه فتنه‌گران – و شاید هواداران آن‌ها - دست به سلاح نبردند و شورش مسلّحانه بر ضدّ نظام سیاسی نکردند، اما آن‌ها با تهییجات و تحریکات خویش، بخش‌هایی از مردم را به خیابان‌ها کشاندند و چندین ماه، «امنیّت» و «آرامش» و «ثبات» را از جامعه سلب کردند؛ چراکه در این شورش‌های خیابانی، به اموال عمومی تعدّی شد(آتش زدن اتوبوس و بانک و ...)، برخی از نیروهای نظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند یا حتی به شهادت رسیدند و زمنیه نیز برای اقدامات مسلّحانة برخی از گروه‌های ضدّ انقلاب – توده‌ای‌ها، سلطنت‌طلب‌ها، منافقین، بهایی‌ها و ... - فراهم گردید. فتنه‌گران، شخصاً دست به سلاح نبردند، اما نتیجه همان شد که اگر چنین می‌کردند، می‌شد. ملاک این است که «امنیّت جامعه» مخدوش نشود و امنیّت جامعه – دست‌کم در جوامع کنونی- تنها با «حرکت‌های مسلّحانه» تخریب نمی‌شود، بلکه «عملیّات روانی» و «انقلاب‌ رنگی» تأثیری جدّی‌تر دارند. تجربه نشان داده است که با تکیه بر همین نوع جنبش‌ها و جریان‌های غیرمسلّحانه، نظام‌های سیاسی دست‌خوش تحوّلاتی در ابعاد انقلاب شده‌اند. نبابراین، تحرّکات غیرمسلّحانه نیز قادر هستند که موجودیّت نظام سیاسی را به چالش کشید و آن را دگرگون سازند.‌

نکتة بسیار مهمی که در این یادداشت کوتاه بر آن تمرکز می‌کنم این است که «قواعد» و «بنیان‌ها»یی که علی مطهری بر اساس آن‌ها، موضع‌گیری سیاسی می‌کند، کاملاً با آن‌چه که در اندیشه و عمل استاد شهید علامة مطهری (رحمه الله علیه) به چشم می‌خورد، «ناسازگار» و «متضّاد» است. با علم به این امر که به احتمال قوی، علی مطهری با خواندن این قبیل یادداشت‌ها - که از دلسوزی و حُسن نیّت نویسندگان آن برمی‌خیزد - از راه رفته باز نخواهد گشت و چارچوبی که بر ذهنش سایه افکنده را تغییر نخواهد داد، تنها مسألة جدّی برای نگارنده «حیثیّت» و «اعتبار» و «منزلت» استاد شهید است. ایشان قطعاً یکی از بزرگ‌ترین و عالی‌ترین سرمایه‌های فرهنگی و معرفتی انقلاب اسلامی به شمار می‌آید؛ اما بیم آن می‌رود که «تحلیل‌های سطحی و کم‌مایه» این فرزند، قدری جایگاه پدر را مخدوش ‌سازد. به هر حال،  مسأله هر چه هست، همین «انتساب» است. در غیر این صورت، بسیارند کسانی که در جریان‌های سیاسیِ اصلاح‌طلب و اعتدال‌طلب حضور دارند و مواضعی شدیدتر و ناصواب‌تر از علی مطهری برمی‌گزینند و سال‌هاست که در کج‌اندیشی و کج‌روی، غوطه‌ورند. مسألة نگارنده «اعتبار» و «آبروی» استاد شهید است که تا اندازه‌ای – و نه به‌طور مطلق - به عملکردها و اندیشه‌های فرزندانش گره خورده است. این وضعیّت به‌طور خاص آن‌گاه که مخاطبان از تودة مردم باشند، اهمیّت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا این قبیل اذهان، به «تعمیم‌های ناروا» گرایش دارند و چه بسا خطای فرزند را به پای پدر بنویسند و بر همین اساس، از استاد شهید فاصله گرفته و یا اندکی به ایشان بدبین شوند.

نگارنده چاره را در این دید که با رجوع به «واقعیّت‌های تاریخی»، نشان دهد که قواعد حاکم بر موضع‌گیری‌های سیاسیِ علی مطهری، با سیرة سیاسی و فرهنگی استاد شهید، هیچ‌گونه تناسب و تطابقی ندارد، بلکه با آن ضدّیّت کامل دارد. در حقیقت، علامه مطهری را حَکَم قرار داده و به سیرة ایشان استنادمی‌کنیم؛ شخصیّتی که علی مطهری همچنان به او باور دارد. آقای علی مطهری، به مضامینی که علامه مطهری در ماه‌های پایانی حیات ظاهری خویش بیان کرده بنگرید: آزادی عقیده، صحیح نیست(آیندة انقلاب اسلامی ایران، ص 38)؛ قائلان به عقاید باطل، مجاز به نشر عقاید خود در محافل دانشجویی نیستند(همان، صص 42- 41)؛ قائلان به عقاید باطل، به واسطة نفاق و دوگانگی و عدم صراحت، قصد اغفال دارند(همان، ص 42)؛ اکنون به عنوان آزادی عقیده، دروغ گفته می‌شود(همان، صص 43-42)؛ آزادی اغفال‌گری، منافق‌صفتی و توطئه‌چینی مجاز نیست(همان، ص 43)، نیروهای مارکسیستی با توجیه وحدت و یگانگی شعارها، حقیقت نظرات شان را پنهان کرده‌اند(همان، ص 43)؛ نیروهای مارکسیستی به شرط عدم التقاط، مجال فعالیّت دارند(همان، ص 44)؛ رویّة گروهک فرقان، مبتنی بر اغفال و توطئه است(همان، صص 45- 44)؛ گروه‌های سیاسی به شرط عدم توطئه‌گری و فریب‌کاری، در بیان نظرات‌شان آزاد هستند(همان، ص 46)؛ ادغام معارف اسلام با عقاید باطل – یعنی التقاط - مصداق توطئه‌گری و فریب‌کاری است (همان، ص 46)؛ جریان‌های معرفتیِ معارض، تا مرز عدم خیانت، در بیان اندیشه‌های‌شان آزاد هستند(همان، صص 49- 48)؛ ایدئولوژی نسبت به مبارزه، اصالت دارد(همان، صص 90- 89)؛ آزادی غیر از هرج و مرج است(همان، ص 94)؛ اظهار عقاید باطلب به صورت اغواء و اغفال و در جمع متوسطان و ضعفای معرفیت، جایز نیست(همان، ص 95)؛ اغفال و اغوا و اضلال، مجاز نیست(همان، ص 96 و ص 112)؛ کامیابی انقلاب اسلامی، وابسته به استقلال و خلوص ایدئولوژیک و مکتبی آن است(همان، ص 99 و ص 96)؛ مکتب‌های التقاطی پیش از آن‌که مکتب‌های الحادی، برای حیات اسلام مضر هستند(همان، ص 97)؛ دولت‌ اسلامی به گروه‌های غیراسلامیِ غیراغفال‌گر، جواز فعالیّت می‌دهد، ولی ماهیّت معرفتی آن‌ها را تأیید نمی‌کند(همان، صص 113- 112)؛ جریان‌هایی که ماهیّت انقلاب اسلامی را مادّی یا آزادی‌خوهانه از نوع غربی تفسیر می‌کنند، هر دو انقلاب ضربه می‌زنند(همان، ص 146).‌‌

با این توضیح، در واقعیّت‌های تاریخی زیر درنگ کنید:

(یکم). در طول دهة چهل و حداقل تا نیمة دهة پنجاه، «سازمان مجاهدین خلق ایران» یک گروه مبارز اسلامی تصوّر می‌شدند که در مسیر براندازی حکومت پهلوی فعالیّت می‌کنند. در این دوره، حتی بخش‌های وسیعی از روحانیّت نیز با این سازمان، همکاری نزدیک و صمیمانه داشته و از تأیید آن‌ها پروا نداشتند. فراتر از این، کمک‌های مالی فراوانی نیز به این سازمان می‌شد که ظاهراً بیش از دیگران، آقای هاشمی‌رفسنجانی چنین می‌کرد. در این میان، تعداد بسیار کمی از روحانیون - که شاید به عدد انگشتان یک دست نیز نمی‌رسید- با سازمان مرزبندی می‌کردند و از جمله، بلکه در سطحی فراتر از همه، علامه مطهری قرار داشت. البته امام خمینی نیز با آن‌که در آن دورة تاریخی در ایران به سر نمی‌بردند، و در نتیجه شناخت تفصیلی و جزیی از ماهیّت فکری سازمان نداشتند، اما هیچ‌گاه این سازمان را تأیید نکرد و حتی به توصیة یاران و شاگردان نزدیک خود اعتنا نکرده و کمترین سخنی در مقام تأیید این گروه بر زبان جاری نساخت. حتی شهید بهشتی نیز با آن‌که به برخی از اندیشه‌های اعضای سازمان انتقاد داشت، با سیرة عملیِ علامه مطهری مخالفت می‌کرد و مواضع سیاسی او را مخالف «وحدت» و «همگرایی» نیروهای انقلابی می‌انگاشت. نقل شده که چون نزاع میان مطهری و بهشتی در این‌باره بالا گرفت و روحانیّت نیز به تبع آن، دوپاره شد، مسأله به امام خمینی - که در نجف و در تبعید بودند- ارجاع داده شد که امام در پاسخ، جانب علامه مطهری را گرفته و تصریح کردند سازمان به اسلام، اعتقاد واقعی ندارد و «تظاهر به اسلام» می‌کند و از این‌رو، «ائتلاف و همراهی سیاسی» با آن‌ها خطاست. علامه مطهری همواره از سوی نیروهای انقلابی و حتی دوستان نزدیک خود مورد فشار و سرزنش قرار می‌گرفت که نباید مبارزه و انقلاب را فرع بر «مباحثات ایدئولوژیک و اعتقادی» انگاشت و به این دلیل، در صفوف نیروهای انقلابی، «شکاف» و «انشقاق» ایجاد کرد، اما مطهری که بیش از دیگران از «بصیرت» و «عمق‌اندیشی» بهره برده بود، بر همین مدار حرکت کرد. تقابلات علامه مطهری با سازمان مجاهدین خلق، مصادیق بسیاری دارد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم: «ممانعت از خوانده شدن اعلامیّة مادران اعضای کشته شدة سازمان در مراسم استقبال از امام خمینی در بهشت‌زهرا»، «تأکید بر پایین کشیدن پرچم سازمان در مراسم راهپیمایی به هر قیمتی»، «معدوم کردن عکسی که اعضای سازمان با امام خمینی در محل استقرار ایشان گرفته بودند»، «جلوگیری از نفوذ اعضای سازمان به درون شورای انقلاب»، «انتقال امام از مدرسة رفاه به مدرسة علوی به دلیل دور کردن امام از دسترسی اعضای سازمان»، «مخالفت با انتصاب لاهوتی به سمت ریاست کمیتة انقلاب به دلیل این‌که وی به اعضای سازمان گرایش دارد» و ... . همگی این‌ها نشان از قاطعیّت و جدّیّت و شفافیّت علامه مطهری در «مرزبندی با نیروهای دگراندیش» دارد.

(دوم). مسأله دربارة «علی شریعتی»، بسیار حادتر و پیچیده‌تر بود. علامه مطهری معتقد بود که شریعتی به «مارکسیسم» گراییده و دچار «التقاط» شده است، حال آن‌که در فضای غالب، شریعتی به عنوان چهره‌ای انقلابی و اسلامی شناخته می‌شد. تشخیص علامه مطهری آن بود که نوشته‌های شریعتی به دلیل آلودگی به آفت التقاط و پاره‌ای آسیب‌های دیگر، اندیشة دینی نسل جوان را معیوب می‌سازد و پیامدهای خطرناک به دنبال خواهد داشت، اما بسیاری از نیروهای انقلابی و حتی روحانی، به سختی از شریعتی دفاع می‌کردند و علامه مطهری را به «جزم‌اندیشی» و «بدبینی» و «اختلاف‌افکنی» متّهم می‌ساختند. تعابیری که علامه مطهری در نامه‌ای که به امام خمینی نوشته و در آن به توصیف افکار و نظریات شریعتی پرداخته، «صریح» و «تند» است و نشان می‌دهد که ایشان از این ناحیه، به شدّت «احساس خطر» می‌کرده است. به هر حال، سخن علامه مطهری غالب نگشت و اندیشه‌های شریعتی به معبری برای گراییدن بخش‌هایی از جوانان انقلابی به گروهک‌های التقاطی تبدیل گشت.

(سوم). «اکبر گودرزی»، جوان بیست و پنج ساله‌ای بود که «گروهک فرقان» را تأسیس کرده و در برخی از مساجد تهران، به عرضة «تفاسیر مارکسیستی و مادّی از قرآن کریم» می‌پرداخت و به دنبال آن، جزوه‌هایی را نیز با همین عنوان منتشر می‌کرد. هیچ فردی به اندازة مطهری در این‌باره حساسیّت به خرج نداد و به میدان ستیز با التقاط‌گری و دگراندیشیِ گروهک فرقان نپرداخت. او علاوه بر این‌که در سخنرانی‌های عمومی خود به مخالفت صریح با موج افکار مارکسیستی و التقاطی می‌پرداخت، در مقدّمة کتاب «علل گرایش به مادّی‌گری» نیز آشکارا به انتقاد مستدل و مستند از اندیشه‌های به اصطلاح تفسیری گروه فرقان پرداخت، اما چندی بعد، پاسخ استدلال‌های مطهری با گلوله داده شد و در نخستین بهار انقلاب، مغز متفکّر انقلاب اسلامی به شهادت رسید.

ریشة اصلی و عمدة شهادت مطهری را باید در همین «مرزبندی‌ها» و «التقاط‌ستیزی» دانست. مطهری به «خلوص انقلاب»، «تصفیه و پالایش»، «تفکیک خودی از غیر خودی»، «صیانت از اصالت فکری و ایدئولوژیک انقلاب»، می‌اندیشید و سرانجام، جان شریف خود را در این راه مقدّس نثار کرد. علامه مطهری اجازه نداد که «تحمّل مخالف»، «جذب حداکثری»، «وحدت و ائتلاف»، «تکثّر صداها»، «آزادی بیان» و ... سبب شود که اندیشه‌ها و شخصیّت‌ها و گروه‌های دگراندیش در نهضت و انقلاب نفوذ کنند و آن را از درون دچار فروپاشی و اضمحلال و استحاله نمایند. چنین رویّه و سنّت کم‌نظیری، علامه مطهری را به یک شخصیّت متمایز و برجسته تبدیل کرد و او را در قلّة «بصیرت» نشاند. آن‌چه علامه مطهری در خشت خام می‌دید، دیگران در آینه نیز نمی‌دیدند. مطهری بسیار از زمانة خود فراتر بود و به این سبب، تنها و تک‌رو بود. علامه مطهری، شهید راه التقاط‌ستیزی و مرزبندی با دگراندیشان متجدّد بود.

علامه مطهری چه در ساحت نظر و چه در ساحت عمل، بسیار سخت‌گیر و حسّاس بود و به هیچ‌رو، به «وحدت» و «آزادی» اصالت نمی‌داد، بلکه «خلوص» اسلام و انقلاب برای او اصالت داشت. در نتیجه، هرگاه که میان صیانت از خلوص اسلام و انقلاب از یک سو، و استقرار وحدت و آزادی تزاحم می‌افتاد، جانب امر نخست را می‌گرفت و دومی را «تحدید» و «تقیید» می‌کرد. در تفکّر او، وحدت نباید به معنی نفی خلوص ایدئولوژیکِ نیروهای اسلامی و یا نفوذ نیروهای دگراندیش در بدنة انقلاب باشد. او همواره بر «مرزبندی» و «خط‌کشی» پا می‌فشرد و اجازه نمی‌داد «ائتلاف‌های سیاسی»، «شکاف‌های ایدئولوژیک» را کمرنگ سازند. علامه مطهری با قاطعیت و اوج تنهایی، «نفوذی‌ها» را از قطار انقلاب پیاده کرد و به زودی، هزینة آن را نیز پرداخت. علامه مطهری چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب، قائل به «خودی» و «غیرخودی» بود، هم در «عرصة معرفتی» (دین‌پژوهی) و هم در «عرصة سیاسی». تفسیر او نیز از خودی‌ها و غیرخودی‌ها، بسیار «تنگ‌تر» و «محدودتر» از سایر نیروهای انقلابی بود. او معتقد بود که غیرخودی‌های سیاسی، حقّ حضور در «نظام سیاسی» را ندرند، اما می‌توانند در «جامعة سیاسی» فعالیّت کنند، به شرط آن‌که «التقاط» نورزند و «توطئه» کنند. در غیر این صورت، «حقّ» فعالیّت در این محدوده نیز از آن‌ها سلب می‌شود. التقاط و توطئه، «خط قرمزها»ی علامه مطهری بود و بر سر آن‌ها با هیچ‌کس مصالحه نمی‌کرد و هیچ استثنایی قائل نمی‌شد. از این‌رو، ایشان «دشمنان بسیار»ی را برای خود ساخته بود که از عصبانیّت و ناخشنودی به خود می‌پیچیدند.

چنانچه امروز علامه مطهری در حیات ظاهری به سر می‌برد، آیا «التقاط اسلام با لیبرالیسم» را تحمّل می‌کرد و با جریان‌های سیاسیِ اصلاح‌طلب و اعتدال‌طلب، هم‌داستان و هم‌‌خوان می‌شد؟! علامه مطهری که آن اندازه نسبت به التقاط اسلام با مارکسیسم حسّاس بود و برداشت مارکسیستی از اسلام و قرآن کریم را همچون «تجاور به وحی» قلمداد می‌کرد، چگونه می‌توانست با کسانی هم‌نشین شود که نوالتقاطی‌های دورة پس از انقلاب به شمار می‌آیند؟! چرا پس از آن‌که شکاف‌های فکری مهدی بازرگان – رئیس دولت موقت - با امام خمینی آشکار شد و او در سخنرانی‌های خود شروع به کنایه‌پراکنی و انتقاد نسبت به امام کرد، علامه مطهری تأکید کرد که دولت بازرگان را به سبب این‌که نمی‌داند تمام بدنة اجتماعی خود را مرهون حمایت‌ها و هواداری‌های امام است، باید «دولت کودن‌ها» خواند؟! علامه مطهری که «آشوب و آشفتگی معرفتی و ایدئولوژیک» را بر نمی‌تابید و از تفاسیر مارکسیستی یک جوان در تهران، احساس خطر می‌کرد، چگونه «شورش» و «فتنه‌ای» که میرحسن موسوی و مهدی کروبی برپا کردند را برمی‌تابید و خواستار آزادی‌شان می‌شد؟! علامه مطهری که امام خمینی را «مرشد» و «مراد» و «ولی» خود می‌انگاشت و امر او را بر خواست خود، مطلقاً ترجیح می‌داد، آیا ممکن بود که در مقابل نظرات سیاسیِ ولی‌فقیه زمانه، «اجتهاد» کند و «فتنه» را «فتنه» نشمارد و با «فضاسازی» تلاش کند تا ولی‌فقیه را در موضع انفعال قرار بدهد؟! به راستی، چرا علامه مطهری برای گروه‌های دگراندیش حتی این اندازه حقّ قائل نبود که «نظرات دین‌شناسانة» خود را در جامعه مطرح کنند؟! چرا علامه مطهری برای این قبیل جریان‌های متفاوت دگراندیش، «سهم سیاسی» قائل نبود و اجازه نمی‌داد آن‌ها در ادارة انقلاب مشارکت کنند تا به این واسطه، از انقلاب فاصله نگیرند؟! این پرسش‌ها، پرسش‌هایی است که سزاوار است آقای علی مطهری دربارة آن‌ها اندیشه کند و بنگرد روش و رویّة امروز ایشان، تا چه اندازه با سیره و رفتار سیاسی استاد شهید مطابقت دارد؟!

علی مطهری پیش از آن‌که نسبت به پدیدة «التقاط» حساس باشد، دغدغة «ساپورت‌پوشی» خانم‌ها را دارد، حال آن‌که علامه مطهری به سبب التقاط‌ستیزی‌های‌ش و شاید مقدّمه‌ای که در نقد التقاطی‌اندیشیِ گروهک فرقان در کتاب «علل گرایش به مادّی‌گری» نگاشت به شهادت رسید، نه کتاب «مسألة حجاب». علامه مطهری، یک متفکّر و مصلح اجتماعیِ تک‌بُعدی نبود، بلکه به مقولات و چالش‌های مختلفی می‌نگریست و نسبت به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد، اما همة این‌ها را در عرض یکدیگر و هم‌رتبه و هم‌وزن نمی‌انگاشت. ذهنی که اسیر قشری‌گری است، تنها بر حسب ظاهر داوری می‌کند – هر چند ظواهر هم جزء شریعت است - و از باطن غفلت می‌ورزد و به مناسک و شعائر دینی اصالت می‌دهد، نه به تفکّر و اندیشه. علامه مطهری، بسیار و بسیار بیش از آن‌که از بدحجابی زنان در دورة حاکمیّت طاغوت رنج می‌برد، نسبت به «اسلام انقلابی» که نیروهای التقاطی و مارکسیستی آن را مطرح می‌کردند دغدغه داشت. از این‌رو، کسانی که او را الگوی عمل سیاسی و اجتماعی خود قرار داده‌اند، امروز باید در برابر «اسلام رحمانی» موضع‌گیری و صف‌بندی کنند. اگر «اسلام انقلابی»، همة اسلام نیست، بلکه محصول مواجهة گزینشی و دلبخواهانة با اسلام است، «اسلام رحمانی» نیز چنین حُکمی دارد. چه «اسلام نقلابی» که به آموزه‌های مارکسیستی اصالت می‌داد و چه «اسلام رحمانی» که در آغوش آموزه‌های لیبرالیستی شکل گرفته است، هر دو به یک اندازه، اسلام اصیل و حقیقی را تخریب و تضعیف می‌کنند. علامه طهری که دیروز آن‌چنان بی‌پروا و شجاعانه در برابر «اسلام انقلابی» ایستاد و از خلوص و جامعیّت اسلام دفاع کرد، اگر امروز در حیات ظاهری به سر می‌برد، قطعاً به «اسلام رحمانی» روی خوش نشان نمی‌داد و کج‌اندیشی‌ها و تفسیر به رأی‌ها و محافظه‌کاری‌ها و سازش جویی‌های آن را برنمی‌تابید.

در پایان باید اشاره کنم که ارادت عمیق حقیر نسبت به استاد مطهری و این‌که در طول بیش از یک دهة گذشته، اهتمام خود را مصروف مطالعه و تحلیل و تعلیقه‌نویسی آثار ایشان کرده‌ام (و دو جلد کتاب در این‌باره نگاشته‌ام و اثر سوم نیز به نیمه رسیده است)، موجب شد آشکارا به انتقاد از رویّه‌ای رو آورم که آقای علی مطهری در پیش گرفته و چنانچه ایشان مدّعی قرار داشتن در مسیر و مدار آن متفکّر شهید است، می‌باید به پرسش‌های پیش‌گفته، پاسخ گوید و نشان دهد که برخلاف جهت‌گیری استاد، حرکت نمی‌کند. در همین‌جا نیز اعلام می‌کنم که به عنوان یک جوان که شارح و مفسّر اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی استاد مطهری هستم، حاضرم در یک «مناظرة علمی و عمومی» با ایشان شرکت کنم و دربارة این پرسش‌ها و انتقادات، به گفتگوی رو در رو و صریح بپردازم تا تمایزات سیره و الگوی رفتار سیاسی و اجتماعی علامه مطهری با آن‌چه که در عمل ایشان به چشم می‌خورد، نمایان‌تر و شفاف‌تر گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:56  توسط narsis | 
 

سخنرانی «فائزه هاشمی» در مشهد مقدس در پی اعتراض شدید دانشجویان انقلابی لغو شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهدمقدس، ظهر امروز جمعی از دانشجویان انقلابی مقابل دانشکده حقوق دانشگاه ازاد مشهد در پی حضور «فائزه هاشمی» در این دانشگاه به اعتراض و تجمع پرداختند.
 
در پی این اعتراض، سخنرانی «فائزه هاشمی» تا این لحظه لغو شده است.
 
تا پیش از این قرار بود «فائزه هاشمی» در دانشکده مهندسی دانشگاه آزاد مشهد سخنرانی کند اما بدون اطلاع‌رسانی مراسم سخنرانی به دانشکده حقوق منتقل شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:55  توسط narsis | 
/ جلسات اینها ضد دین است و ائمه را قبول ندارند و میگویند فقط باید با خود خدا ارتباط گرفت

گروه فرهنگی - رجانیوز: فرقه انحرافی عرفان حلقه که با طرح مسئله اتصال به شعور کیهانی ادعای برطرف کردن برخی بیماری ها و مشکلات روحی و جسمی را دارد، حالا بعد از حدود دو دهه فعالیت در ایران مشکلات اسفباری را به جامعه ما تحمیل نموده است. آسیب های وارده به کسانی که وارد این عرفان شده و خود را در اختیار این افراد قرار داده اند صرفا آسیب های روحی، اجتماعی و خانوادگی نیست.

به گزارش رجانیوز، متاسفانه علی رغم ممنوعیت قانونی برگزاری کلاس های عرفان حلقه و دستگیری موسس این عرفان پیروان و مسترهای این عرفان همچنان به طور مخفیانه و گردشی کلاس های خود را برگزار کرده و قربانیان بیشتری می گیرند. آنچه از نظر می گذرانید مصاحبه خبرنگار «نسیم» با خانم ز.م.ع مادر دختری 25 ساله است که پس از حضور در کلاس های مخفیانه عرفان حلقه دچار آسیب جسمی شدید شده است.

نسیم: دختر شما قبل از حضور در جلسه عرفان حلقه و دریافت تشعشع دفاعی توسط مستر چه بیماری ای داشت که شما برای درمان آن به افراد عرفان حلقه مراجعه و اعتماد کردید؟

م.ع: حدود 5 سال پیش ما در جاده مشهد دچار سانحه تصادف شدیم که همسرم در این تصادف از دنیا رفت و همه ما آسیب شدید دیدیم. دخترم که گویا ضربه شدیدی به سرش وارد شده بوده و ما متوجه نشده بودیم؛ بعد از یک سال و نیم لخته خونی در مغزش دیده شد و پزشکان احتمال دادند که لخته خون به علت تصادف باشد؛ احتمال این که این لخته از بیماری روماتیسم ناشی شده باشد نیز وجود داشت؛ الان تمام این احتمالات رد شده است حتی می گویند اصلا بیماری روماتیسم وجود نداشته است.
پس از دیده شدن لخته خون در مغزش یک دست و یک پای دخترم کمی بی حس شده بود و خودش بی حال بود.  با فیزیوتراپی و کار درمانی مشکل بی سی دست و پایش مرتفع شده بود اگرچه کاملا حل نشده بود.

نسیم: چگونه و از چه طریقی با عرفان حلقه آشنا شدید؟

م.ع: حدود 5 یا 6 ماه پیش، از طریق یکی از اقوام که خود و فرزندانش در کلاس های عرفان حلقه شرکت می کنند به این کلاس ها معرفی شدیم، می گفتند بسیاری از بیماری‌های آن ها با شرکت در این کلاس ها و اتصال برقرار کردن، درمان شده است؛ گفتند رئیس این کلاس ها آقای م. ع. ط است که اکنون زندانی است، پرسیدم کارش خلاف است؟ گفتند نه، فقط نمی گذارند کار کنند؛ حتی به من نگفتند این مسئله دینی یا غیر دینی است، تنها از انرژی نام بردند.


به من گفتند کلاس های عرفان حلقه در یک مکان برگزار نمی‌شود، مکان کلاس ها گردشی بود؛ خانمی که ادعا می کردند مستر است را به خانه من آوردند؛ زمانی که کار انرژی دادن را انجام بود، معرف ما به این عرفان با حال مضطرب  دست های خود را به هم می مالید، علت این نگرانی را جویا شدیم گفت: بعضی ها پس از دریافت تشعشع به حالت کما می روند، بعد از انرژی دادن این حرف را گفت و بیان کرد خدا رو شکر بر روی دختر شما انرژی دادن چنین اثری نگذاشته است.


خانم مستر که البته حجاب خوب و مناسبی هم نداشت و دیدن ظاهر او مرا نسبت به اینکه کاری برای بهبود دخترم از دستش بر بیاید مردد کرده بود به من و فرزندان دیگرم گفت که بنشینید و اتصال بگیرید؛ از من اجازه خواست تا خانه را پاکسازی کند. من ابتدا گمان می کردم قصد دارند اتاق ها را ببینند، من مخالفت کردم اما مستر توضیح داد که هرگونه دعای دست نویس که در منزل دارید را برای من بیاورید و باید از خانه دور شود؛ من تمای دعاهایی که در خانه داشتم را به مستر دادم وی نیز همه را از من گرفت و با خود برد. دعاهایی مانند لا حول ولا قوه الا بالله و... بود.


مستر به محض دادن تشعشع دچار آب ریزش بینی و عطسه شد؛ این مستر ظاهر اسلامی نیز نداشت، بعد از رفتن او به بچه ها گفتم کسی که با این قیافه آمده است چطور می تواند به ما کمک کند؟ مستر به ما گفت کسی غیر از خانواده خودتان در این جلسه نباشد؛ به همه ما گفته شد اتصال بگیرید؛ من در بدن خود احساس مور مور شدن داشتم؛ برای پسرم این کارها مسخره بود و مستر این موضوع را متوجه شد؛ بعد از رفتن مستر پسرم گفت که من اصلا اتصال نگرفتم و تنها به شما می خندیدم و تا زمانی که ائمه حضور دارند نیازی به این مسائل پوچ نیست؛ فکر پسرم در آن زمان بهتر از ما کار کرد.

 

نسیم: این خانم مستر برای حضور در منزل شما از شما مبلغی درخواست کرد؟

م.ع: خیر؛ ما هزینه ای پرداخت نکردیم ولی کسانی که کلاس می رفتند ماهی پنجاه هزار تومان پرداخت می کردند.

نسیم: پس از حضور مستر در منزل شما و تشعشعی که به دخترتان داد چه اتفاقی افتاد؟

م.ع: مستر به دخترم گفت روزی 5 بار در ساعت های مشخص اتصال برقرار کن. هر جایی که امکان داشت اتصال می گرفتند، به طور مثال دخترم در ماشین در حال اتصال گرفتن بود؛ چشم ها را بر هم می گذاشت و تنها به جسم خودش فکر می کرد؛ تا این مرحله مسئله بدی رخ نداد، من گمان می کردم افکار مثبت است؛ زمانی که اتصال از بین رفت، حال او بد شد؛ بعد از دو هفته که اتصال نگرفت حالش بد شد.
به مدت سه روز در بیمارستان بستری شد؛ بدنش سست شده بود؛ بیمارستان کاری برای او نکردند؛ وقتی به خانه آوردیم خوب شده بود؛ وقتی دلیل این بد شدن حال را پرسیدیم گفتند از رها کردن اتصال است، باید دوباره اتصال بگیرید؛ گفتند اتصال ها را شدیدتر کند.


معرف ما به عرفان حلقه خیلی اصرار داشت که دخترم را با خود به جلسات عرفان حلقه ببرد اما من نمی گذاشتم تا اینکه یک روز در ماه رمضان، روز 22 رمضان بود به نظرم، راضی شدم که دخترم را تنها به جلسه ببرند. دخترم تنها در جلسه آن ها حضور پیدا کرد، حدود چهار ساعت در آن جلسه بود؛ زمانی که از جلسه بازگشت و از اتفاقات جلسه از او پرسیدیم، گفت حوصله صحبت کردن ندارم، من بعد از این پای خود را در جلسات اینها نمی گذارم، جلسات اینها ضد دین است و ائمه را قبول ندارند و  میگویند فقط باید با خود خدا ارتباط گرفت.

نسیم: درباره جزئیات اتفاقاتی که در آن جلسه رخ داده بود چه گفت؟

م.ع: دخترم گفت که سه مرد در جمع آن ها حضور داشتند، چند نفر روزه بودند؛ تعدادی از خانم های جمع با وجود حضور سه مرد حجاب نداشتند، دخترم با حالت ناخوشایندی گفت در ایام شهادت قرمز پوشیده بودند. گویا یک خانم و یک آقا به طور همزمان به دخترم تشعشع داده بودند. از آن روز به بعد بدن دخترم روز به روز بی حال و بی حس می شد؛ همین امر سبب شد من کار خود را تعطیل کنم؛ دخترم  برای این که از نظر جسمانی روبراه شود تنها اتصال می گرفت؛ حتی او را کاردرمانی می بردم.
از وقتی که دخترم در جلسه عرفان حلقه شرکت کرد تا ده روز بعد که حالش بهم خورد، در این بین روزی برادرم به خانه ی ما آمده بود، دخترم در حضور جمع به طرز وحشتناکی سر و کله اش را تکان داد، به گونه ایی که گمان می کردید قرار است چیزی از بدن او خارج شود؛ ما خیلی وحشت کردیم، وقتی پرسیدم چطور شد؟ سریع خود را جمع و جور کرد و گفت چیزی نیست.

دخترم را روز چهارشنبه به جلسه عرفان حلقه بردند تا جمعه بعد یعنی ده روز بعد هر روز بی حال تر می شد تا اینکه روز جمعه صبح با شنیدن صدایی عجیب از خواب بیدار شدم؛ دخترم را در حالت بدی دیدم که نمی توانست حرف بزند و بدنش سست شده بود؛ تا به بیمارستان برسیم دو ساعتی طول کشید؛ بر روی تخت بیمارستان آرام و قرار نداشت و همواره زوزه می کشید.
صدای زوزه به گونه ایی بود که دو تا پرستار وقتی دخترم را دیدند، گفتند انگار این دختر تسخیر شده است؛ بعد از تزریق آرامبخش این کار ادامه داشت ولی صدایی نداشت و تنها فشاری همانند درد زایمان بر او وارد می شد؛ این فشار از صورت او آغاز می شد و بعد از چند دقیقه آرام می شد؛ من از این صحنه ها فیلمبرداری کردم.
در بیمارستان چنان تب بدن دخترم بالا می رفت که در یک تشت یخ پر می کردم و پاهای او  را داخل تشت می گذاشتیم؛ به مدت بیست روز چنین تبی را داشت؛ ۳۷ روز در بیمارستان در قسمت آی سی یو بستری بود.

نسیم: پس از آن دخترتان در چه وضعیتی بود؟

م.ع: بعد از آن تمام بدن دخترم به حالت فلج در آمد حتی نمی توانست گردن خود را نگه دارد. جویدن غذا، تف کردن، مک زدن و... برای دخترم امکان پذیر نیست؛ حتی نمی تواند آب بینی و دهانش را کنترل کند، با کار کردن اکنون می تواند گردن خود را کمی تکان دهد؛ روزی یک ساعت به او ورزش می دهم؛ فیزیوتراپی برده ام، اکنون می تواند بایستد ولی نمی تواند راه برود؛ بعد از دو سه قدم می بینم انگشتان کج و قفل می شود و من متوجه می شوم چیزی مانع حرکت او می شود.

مات شدن چشمان دخترم، لرزش بدنش و... هنوز وجود دارد؛ با کاردرمانی دست های دخترم کار می کند؛ هوشیاری و شنوایی کامل دارد؛ چشمانش گاهی در زمان صحبت با ما مات می شود، در این زمان حواس او به ما است ولیکن چشمانش این گونه می شود؛ در این زمان چشمانش حالت عادی ندارد، قبل از حضور دخترم در جلسات عرفان حلقه چنین چیزی در او ندیده بودم.
این که نمی تواند غذایی بخورد برای من بسیار ناراحت کننده است؛ تنها دست ها، تکان دادن گردن و... بهتر شده است؛ هم چنان گردن ول می شود، آب دهانش کنترل شده نیست و....؛ زمانی که اوایل فیزیوتراپی بود می توانست بر روی پای خود بایستد ولی اکنون این گونه نیست؛ احساس می کنم چیزی مانع خوب شدن دخترم می شود.

من می فهمم این مشکلات از بیماری او نیست، چرا که به طور مثال در هنگام غذا دادن چنان سر و کله ش را تکان می دهد که هر کسی ببیند می ترسد ولی دخترم می خندد!

دخترم به یکی از نزدیکان گفته بود من افرادی را می بینم ولی گفتند اگر بگویی که ما را می بینی، مادرت را اذیت می کنیم؛ به دخترم گفتم من هر روز قرآن می خوانم، نمی توانند من را اذیت کنند، تو هر چه می بینی بگو، ولیکن او تنها گریه کرد؛ می خواهد حرف بزند ولیکن نمی تواند حرفی بزند.

اعضای عرفان حلقه به من گفتند به دلیل دریافت زودهنگام دفاعی این اتفاق افتاده است؛ گفتند دخترت مدت کوتاهی است که در این جلسات حضور دارد پس زمان دادن دفاعی نبوده است؛ به پلیس امنیت اخلاقی شکایت کردیم؛ ما را به پزشک قانونی برای مشاوره فرستادند؛ معرف ما به عرفان حلقه نیز به دادگاه احضار شده.


البته حدود 5 سال پیش وقتی دخترم به جهت فوت پدرش بسیار ناراحت بود از طریق تلفن ما با عرفان حلقه ارتباط گرفتیم. خانمی تلفنی ما را متصل می کرد. دخترم پس از اتصال گفت وارد خانه یکی از دوستان شدم وقتی اعضای خانه در حال گفتگو بودند من صحبت های شخصی آنان را ناخواسته و به طور واضح می شنیدم. بعد از دیدن این عوارض ارتباطمان را قطع کردیم و دیگر با آن خانم تماس نگرفتیم. تا اینکه من چند وقت پیش بعد از اینکه دخترم حالش بدتر شد و به حالت فلج کامل در امد دوباره با این خانم تماس گرفتم. این خانم هم گفت که این عرفان را در همان سال های اول رها کردم ، اما ادعا کرد: من در ضمن آشنایی با این عرفان به خدا نزدیک تر شده ام.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:54  توسط narsis | 

 

یک صفحه شبکه اجتماعی خارجی که علیه داعش فعالیت می‌کند دیدگاه خود را درباره چگونگی پیداش داعش با انتشار یک عکس-کاریکاتور بیان کرد. در توضیح این کاریکاتور آورده شده است که «آنها دیروز داعش را متولد کردند آیا امروز آنها را می‌کشند؟»
 

عکس‌-کاریکاتور/ پدر و مادر داعش

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آذر1393ساعت 20:2  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/10/22 - 93/10/30
93/09/05 - 93/09/21
93/09/08 - 93/09/14
93/09/01 - 93/09/07
93/08/22 - 93/08/30
93/08/05 - 93/08/21
93/08/08 - 93/08/14
93/08/01 - 93/08/07
93/07/22 - 93/07/30
93/07/05 - 93/07/21
93/07/08 - 93/07/14
93/06/22 - 93/06/31
93/06/05 - 93/06/21
93/06/08 - 93/06/14
93/06/01 - 93/06/07
93/05/22 - 93/05/31
93/05/05 - 93/05/21
93/05/08 - 93/05/14
93/05/01 - 93/05/07
93/04/22 - 93/04/31
93/04/05 - 93/04/21
93/04/08 - 93/04/14
93/04/01 - 93/04/07
93/03/22 - 93/03/31
93/03/05 - 93/03/21
93/03/08 - 93/03/14
93/03/01 - 93/03/07
93/02/22 - 93/02/31
93/02/05 - 93/02/21
93/02/08 - 93/02/14
93/02/01 - 93/02/07
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو