سیامک مختاری مستندساز و از برندگان فانوس طلایی دومین جشنواره عمار، مستند زندگی شهید رضایی‌نژاد را می‌سازد.

خبرگزاری فارس: مستند زندگی شهید رضایی‌نژاد ساخته می‌شود

مرصاد به نقل از فارس، سیامک مختاری مستندساز و از برندگان فانوس طلایی دومین جشنواره عمار، گفت: فیلم زندگی شهید داریوش رضایی‌نژاد نگاهی به سبک زندگی این شهید دارد.

وی با اعلام اینکه این فیلم مرحله تدوین اولیه خود را پشت سر گذاشته است، افزود: با بازبینی تهیه‌کننده فیلم، کار تدوین نهایی انجام خواهد شد.

مختاری با ذکر این نکته که این فیلم نگاهی انسانی به دردودل دختر خردسال این شهید دارد، ادامه داد: در بخش‌های دیگری از این مستند نیز به وضعیت همسر و مادر شهید پرداخته شده است.

این کارگردان با اشاره به  این نکته که شهید رضایی‌نژاد جوانی از تبار قهرمانان کرد کشور بود، گفت: چنین شخصیتی آنچنان از نظر علمی به درجات بالایی می‌رسد که خار چشم آمریکا و صهیونیست می‌شود و آنها ناچار به ترور وی می‌شوند.

بنابر این گزارش، تهیه‌کنندگی این فیلم را «عود سیمین» به عهده دارد و مختاری نیز پیش از این مستند آذرخش را با موضوع شهدای 16 آذر سال 1332 کارگردانی کرده بود.

داریوش رضایی‌نژاد سومین شهید هسته‌ای است که در اول مرداد 1390 توسط صهیونیست‌ها ترور شد و به شهادت رسید.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 16:31  توسط narsis | 


«آقا مصطفا» چند برگی از زندگی و شهادت دانشمند شهید مصطفی احمدی‌روشن است که در قالب مینی مال نگاشته شده و به بازروایی حوادث و رخدادهای تولد تا شهادت شهید احمدی روشن می‌پردازد.

مرصاد به نقل از فارس کتاب «آقا مصطفا» چند برگی از زندگی و شهادت دانشمند شهید مصطفی احمدی روشن به قلم احسان ترابی و مهدی نوری روانه کتابفروشی‌ها شد. این کتاب که به بازروایی حوادث و رخدادهای تولد تا شهادت شهید احمدی روشن می‌پردازد در قالب مینی مال نگاشته شده است.

نویسندگان کتاب در مقدمه نوشته‌اند:

مثل آن وقت‌ها که هر روز شهیدی توی کوچه پس کوچه‌ها تشییع می‌شد، آقا مصطفا که شهید شد حال و هوای شهر ما هم تغییر کرد. عده‌ای دوربین کول گرفتند و افتادند پی مستندسازی ماجرا، کسانی مجلس یادبود گرفتند. شاعرانی شعر گفتند. روزنامه‌نگارانی تیتر و مصاحبه تنظیم کردند. تصویرگران پوستر و بنر ساختند. ما هم شدیم قلمدار! مهم نبود که کی چه کار می‌کند و خوب می‌شود کارها یا نه! مهم این بود که هیچ کس به هیچ کس تکلیف نکرد که بنشین و یک کتاب و الخ بساز! هر کس هر کاری کرد، مثل همان سال‌ها برای دل خودش کرد.

 

 

در یکی از روایت‌های کتاب آمده است:

توی جلسه اگر حس می‌کرد راه درست دارد کج می‌شود، رگ گردنی می‌شد. آستین‌هایش را بالا می‌زد و می‌گفت: «تماشا کنید! این پوست و استخوان مال طبقه سوم جامعه است. لای پر قو بزرگ نشده‌ام. درد را هم می‌فهمم. نمی‌گذارم راه مردم دور شود» یکبار هم دو تا از بچه‌های نطنز را ناحق اخراج کردند. آنقدر ایستاد و پا فشاری کرد تا با سلام و صلوات برشان گرداندند.

در بخش دیگری از این کتاب می‌خوانیم:

گفتند بیا رئیس ایران خودرو باش! گفت: نه! گفتند توی وزارت نفت پست بگیر! گفت: نه!  همین صنعت هسته‌ای ماندن می‌خواهد. زرنگ بود مصطفا. بوهایی شنیده بود. نرفت و رسید!

کتاب «آقا مصطفا» از سوی انتشارات یاران شاهد با شمارگان 3000 نسخه و به قیمت 2000 تومان راهی بازار نشر شده است. علاقه‌مندان برای تهیه این کتاب می‌توانند با شماره‌ 88829523 تماس حاصل فرمایند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 13:12  توسط narsis | 
محمود دلخواسته یکی از فعالین ضد انقلاب وابسته به گروهک موسوم به ملی مذهبی‌ها که گرایشات ضد جنگ دارد پرده از تمایلات و سیاست‌های جنگ طلبانه مدیران بی بی سی برداشت.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران ؛ وی که از برخورد بی بی سی با مقاله‌اش بسیار عصبانی بود در يادداشتي مي‌نويسد :" برنامه پرگار بی بی سی با اینجانب تماس گرفت و پیشنهاد کرد که در بحث آزادی با آقای"مجید محمدی" ( از فعالین ضد انقلاب معتقد به براندازی ) در رابطه با محاصره اقتصادی و جنگ شرکت کنم. از آنجا که از نظریات جنگ طلبانه اقای مجید محمدی اطلاع داشتم و در پی فرصتی بودم که ایشان را به چالش بکشم، از این دعوت استقبال کردم. برایم چهار سوال فرستاده شد و پیشنهاد شد که پاسخ به سوالات را بصورت مقاله‌ای در آورده و برای برنامه پرگار بفرستم تا بعد از پخش بحث آزاد، در سایت بی بی سی منتشر شود".

وی در ادامه با اشاره به سیستم گزینشی و سیاست‌های پنهان حذف نظرات مخالف در بی بی سی اظهار می دارد :"وقتی سوالات را دیدم و با توجه به سیاست حاکم بر بی بی سی، به این نتیجه رسیدم که اگر در مقاله، نظرات واقعی خود را بیان کنم، به احتمال بسیار زیاد اجازه نخواهند داد که در بحث شرکت کنم. با این وجود تصمیم گرفتم نظرات خود را در شفافیت و صراحت کامل بیان کنم. بعد از فرستادن مقاله، برنامه پرگار تماس گرفت و گفت که به این علت که نظراتم بطور صد در صد مخالف نظرات آقای محمدی نیست! از دعوت کردن من عذر خواستند ( بعد از اقای دکتر لاهیجی دعوت کرده بودند که نظراتشان شاید ۷۰% موافق اقای محمدی بود.)"

این ضد انقلاب با اعلام سانسور کردن مقالاتش در بی بی سی می گوید:" مسئولان بی بی سی در عین حال اطلاع دادند که مقاله را سایت بی بی سی منتشر خواهند کرد. ولی مقاله هیچوقت منتشر نشد و علت عدم انتشار را هم با اینجانب در میان نگذاشتند"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 13:5  توسط narsis | 
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: اعترافات خبرنگاران آمريکايي و اسرائيلي در کتاب "جاسوسي براي آخرالزمان" كه در آن اعتراف کرده‌اند در ترور دانشمندان هسته‌اي کشورمان نقش داشتند، نشان‌دهنده نهايت گستاخي آنهاست و ما به دادگاه لاهه شکايت خواهيم کرد.


مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران: محمد اسماعيلي با اشاره به انتشار کتاب «جاسوسي براي آخرالزمان» توسط 2 خبرنگار آمريکايي و انگليسي که در آن اعتراف کرده بودند در ترور دانشمندان هسته‌اي کشورمان نقش داشتند، اظهار داشت:‌ هميشه پس از عمليات تروريستي مستکبران آمريکايي و اسرائيلي به عمليات خود اعتراف مي‌کنند اما هيچ نهادي از جامعه ملل با آنها برخورد نمي‌کند.

وي گفت: ‌در موضوع ترور دانشمندان هسته‌اي، 2 نفراز خبرنگاران آمريکايي و اسرائيلي در کتاب «جاسوسي برا‌ي آخرالزمان» صراحتا اعلام کردند که درترور دانشمندان هسته‌اي کشورمان نقش داشته‌اند و به همين خاطر ما از دست آنها به دادگاه لاهه شکايت مي‌کنيم.

عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در ادامه با اشاره به اينکه اميدي براي به نتيجه رسيدن شکايت نداريم، اذعان داشت: مجامع بين‌المللي ابزار آمريکا و صهيونيست‌ها بوده و به اين خاطر نمي‌توان اميدي به نتيجه گرفتن از شکايات‌مان داشته باشيم.

اسماعيلي ادامه داد: اين اعترافات نهايت گستاخي اسرائيل را نشان مي‌دهد اما چون نهادهاي بين‌المللي مانند شوراي امنيت مانند ابزاري در دست صهيونيست‌ها است، نمي‌توان به نتيجه آن خيلي دل بست.

نماينده مردم زنجان وطارم خاطرنشان کرد: ما بايد اين شکايت را انجام دهيم چون آيندگان نسبت به اين موضوع قضاوت مي‌کنند و حداقل بايد افکار عمومي دنيا را نسبت به موضوعات و اتفاقات آگاه نماييم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 10:25  توسط narsis | 
چند ماه ها قبل برخی از سر حلقه های این گروهک تروریستی که به خارج از مرز ها گریخته بودند به بهانه عضو گیری از میان جوانان کرد وارد برخی روستا های استان کردستان شده بودند که با عدم استقبال مردم و جوانان مواجه شدند . . .

مرصاد به نقل از صراط  - شنیده ها حاکی از آن است که تعدادی ازعناصر گروهک تروریستی پژاک ، فعالیت خود را در برخی از مرزهای غربی و شمال غربی کشور افزایش داده اند .

بر اساس گفته های یک شاهد عینی طی هفته های گذشته به علت حضور برخی از عناصر گروهک تروریستی پژاک در تعدادی از روستاهای شهرستان بانه درگيري شدیدی میان نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه مسلح موسوم به " گريلاهايمان " رخ داده است که منجر به هلاکت تعدادی از تروریست های پژاک در این منطقه شده است .

بر اساس اخباری که بر روی سایت خبری گروهک تروریستی پژاک درج شده است ، یکی از سرکردگان این گروهک تروریستی با اعتراف به اینکه گروهک پژاک از لحاظ ساختاری و بدنه اجتماعی بسیار ضعیف شده است اعلام کرده : عناصر مسلح این گروه تروریستی به علت کمبود امکانات و ضعف نیروی انسانی در درگیری اخیر خود با سپاه پاسداران متحمل شکست های سنگینی شده اند .

حضور گروه های مسلح پژاک در مناطق مرزی ایران در حالی صورت می پذیرد که در پی عقب نشینی این افراد از مرزهای غربی کشور که به علت برخورد شدید سپاه پاسداران با عوامل این گروه تروریستی صورت گرفته بود ، سپاه به این گروهک اعلام آتش بس داده بود ، اما عوامل پژاک با سوء استفاده از موقعیت اعلام شده ، یکبار دیگر در صدد تثبیت موقعیت خود در منطقه بر آمده اند .

گفتنی است چند ماه قبل برخی از سر حلقه های این گروهک تروریستی که به خارج از مرز ها گریخته بودند به بهانه عضو گیری از میان جوانان کرد وارد برخی روستا های استان کردستان شده بودند که با عدم استقبال مردم و جوانان مواجه شدند .

انتشار اخبار فوق نشان از آن دارد که علی رقم اختصاص بودجه های کلان به گروهک تروریستی پژآک توسط ایالات متحده ، این گروهک تروریستی به علت عدم اقبال از سوی مردم کردستان روز به روز به سوی انزوا و نابودی پیش می رود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 10:24  توسط narsis | 
افتضاح ديگر برنامه "نوبت شما" مربوط به چند روز پيش مي شود. ماجرا از اين قرار بود كه دو تن از مخاطبان که به گفته بی بی سی یکی از تهران و دیگری از اهواز با این شبکه تماس گرفته بودند، دقیقا جملات مشابهی را درباره تاثیر تحریم ها بر زندگی مردم ایران بیان کردند...

مرصاد به نقل از بولتن نيوز: شبكه دولتي- سلطنتي بي بي سي فارسي كه با هدف تاثيرگذاري بر روي مخاطبان فارسي زبان به‌خصوص مردم ايران چند سالي است كه آغاز به كار كرده و در باطن ماهيتي ندارد جز مبارزه با اهداف جمهوري اسلامي، اين روزها با مشكلات و بحران‌هاي عديده‌اي روبرو شده است.



به گزارش بولتن، بخشي از اين مشكلات به چگونگي و شيوه‌هاي توليد و تنظيم و ارائه‌ خبر اين شبكه باز مي‌گردد. ماهيت عنادگونه بي بي سي با جمهوري اسلامي تا بدانجا پيش رفته كه حتي سعي مي‌كند با كنار هم گذاشتن اخبار دروغ و غلط و نيز شايعات، و جهت‌دار كردن حرفه‌اي آن، به اهداف مورد نظر خود دست پيدا كند. همين امر موجب شده كه مخاطبين اين شبكه روز به روز كمتر شوند. كارشناسان رسانه معتقدند كه يك رسانه ممكن است براي مدتي بتواند افكار عمومي را در جهت مطلوب خود سوق دهد اما هنگامي كه ماهيت اخبار دروغ و اهداف مغرضانه‌ آن مشخض شد، ديگر نمي‌تواند سوار بر موج افكار عمومي بشود. چرا كه ديگر اصل مهم "اعتماد" به آن رسانه براي مردم از بين رفته است. موضوعي كه به نظر مي رسد امروزه در مورد بي بي سي فارسي شاهد آن هستيم. اين موضوع را مي توان حتي در گفتگوهاي تلفني برخي مخاطبان بي بي سي نيز به خوبي ملاحظه كرد.

بخش ديگر مشكلات بي بي سي به عوامل اجرايي آن و افتضاحات اخلاقي كه در آن شبكه رخ داده بر مي‌گردد. كه معلوم نيست آيا بي بي سي يك "شبكه خبري" است يا يك "نايت كلاب"! همين چندي پيش بود كه خبر رابطه جنسي "صادق صبا"، مدير بخش بي بي سي فارسي و "پونه قدوسي"، مجري برنامه "نوبت شما" منتشر شد و بار ديگر آبرو و حيثيت اين رسانه را به باد داد.


وسعت این خبر و سکوت سنگین ۲ نفر دخیل در این ماجرا تا آنجا پیش رفت که حتی رسانه های ضدانقلاب مجبور به انتشار این خبر شدند و خبر دادند که این مجری از شبکه بی بی سی حذف شده است.در برنامه نوبت شما نیز یکی از مخاطبان بی بی سی فارسی پس از لحظاتی در حال بیان ماجرای این تجاوز بر روی آنتن زنده بود که مجری برنامه مذکور بلافاصله سخنان آن مخاطب را قطع و تاکید کرد که مجبوریم "به خاطر رعایت حال آن مجری"! چنین تماس هایی را قطع کنیم.

بخش ديگر و شايد مهم‌ترين بخش مشكلات و بحران‌هاي اين شبكه دولتي به برخي برنامه‌هاي آن و چگونگي نحوه اجراي آن مربوط مي شود. به طور مثال برنامه "نوبت شما" كه اين روزها دائما در حال سوتي دادن است به‌طوري كه موجبات خنده مخاطبان داخلي و خارجي را فراهم كرده است.

شبکه بی بی سی فارسی با وجود لینک کردن برنامه نوبت شما به رادیو بی بی سی، همچنان در حال از دست دادن بینندگان خود است. یکنواخت شدن برنامه از یک سو و قضاوت های یک طرفه از سوی دیگر، افزایش تماس های مخالف اهداف شبکه و کلافه شدن مجری و در ادامه قطع تماس بینندگان را پی دارد.

برنامه نوبت شما که در اصطلاح قرار بود یک برنامه تحلیلی توسط خود مردم باشد و هرکسی بتواند به راحتی از طریق تلفن و ایمیل و پیامک به ارائه نظرات خود به صورت آزادانه بپردازد عملا به محلی برای القائات فکری جریان های هدایت کننده بی بی سی تحت نام مردم تبدیل شد.

نوبت شما برنامه ای مخاطب محور است که تاکید زیادی بر گذاشتن بار اصلی برنامه روی مخاطب دارد اما در عمل تئوری های از پیش طراحی شده آن به نحوی است که همه چیز از جمله ارائه نظرات مخاطبان را تحت الشعاع قرار می دهد.



یکی از معمول ترین کارهای این برنامه قطع سخنان کسی است که در جهت مواضع از پیش تعیین شده نوبت شما صحبت نمی کند. این قطع مکالمه به بهانه های مختلف از جمله قطع ارتباط، ضعیف بودن صدا و... تنها در مورد افرادی صورت می گیرد که سوالات برنامه و پاسخ های از پیش طراحی شده را به چالش می کشند.

در این راستا بی بی سی در يكي از اقدامات خود سعی کرد تا تماسی را وصل کند که در آن تماس، مخاطب مورد نظر به مجری برنامه "پونه قدوسی" که هنوز هم مساله تجاوز به وي از ذهن بینندگان پاک نشده بود، فحاشی کند تا در آینده بی بی سی با استناد به آن، حرفی برای گفتن داشته باشد و مدعی شود که برخی از مخاطبانی که از ایران تماس می گیرند در راستای تخریب این شبکه صحبت می کنند و این مساله دلیل فیلتر شدن تماس ها از ایران است.

نکته جالب این است که بی بی سی برای رسیدن به خواسته خود اقدام به پخش کلماتی خلاف عفت عمومی کرد و نشان داد برای اثبات حقی برای خود، برای هیچ مرزی حتی مرزهای اخلاقی احترامی قائل نیست. اما پونه قدوسی، مجری این برنامه، نتوانست سناریوی طراحی شده شبکه را اجرایی کند و تمام نقشه های بی بی سی را نقش بر آب کرد و آن کلمه ای را که نباید بیان می کرد، گفت. مجری برنامه هنگام خداحافظی با این مخاطب که به ظاهر از ایران تماس گرفته بود، گفت: "معذرت می خواهم از بی ادبی این همکار! ...."

افتضاح ديگر برنامه "نوبت شما" مربوط به چند روز پيش مي شود. ماجرا از اين قرار بود كه دو تن از مخاطبان که به گفته بی بی سی یکی از تهران و دیگری از اهواز با این شبکه تماس گرفته بودند، دقیقا جملات مشابهی را درباره تاثیر تحریم ها بر زندگی مردم ایران بیان کردند.

در تماس اول شخصی که خود را " محسن از تهران" معرفی کرد درباره تاثیر تحریم ها گفت: "با عرض تشکر از تحریم های اروپا! با توجه به اینکه کشور ما در حالت تحریم قرار دارد، امید این را داریم که با این تحریم ها دولت تحت فشار بیشتری قرار بگیرد و قدرت سرکوب آن در داخل پایین بیاید، ملت ایران به جایی رسیده که با تحریم ها علیه دولت خودش احساس خشنودی می کند.

درست است که نان را گران می خریم ولی با تحت فشار بیشتر قرار گرفتن دولت ایران، لا اقل این را می فهمیم که کشورهای اروپایی به فکر مردم هستند و با وجود تحریم ها، فشار بیشتری به دولت می آورند تا فشار سرکوب پایین بیاید، از آن ها تشکر می کنیم."

وی در این بازی نمایشی در پاسخ به اینکه "تقصیر تأثیر تحریم را به چه کسی باید مربوط دانست؛ دولت ایران یا دولت های غربی؟" گفت: "اگر دولت ایران با دنیا سر آشتی داشته باشد، چرا باید همه دنیا ما را تحریم بکنند؟ این در واقع نشأت گرفته از سرکشی دولت ایران است نه کشورهای اروپایی[!]"

در نمایش بعدی شخصی که خود را "علی از اهواز" معرفی کرد، در تماس با شبکه دولتی بی بی سی، با تکرار سخنان "محسن" _که به نظر می رسید آنها را از روی نوشته ای می خواند_ گفت: "جا دارد در این جا از تحریم های اروپایی تشکر کنم، با توجه به اینکه کشور ما در حالت تحریم قرار دارد، امید این را داریم که با این تحریم ها دولت تحت فشار بیشتری قرار بگیرد و قدرت سرکوب آن در داخل پایین بیاید، ملت ایران به جایی رسیده که با تحریم ها علیه دولت خودش احساس خشنودی می کند، درست است که نان را گران می خریم ولی با تحت فشار بیشتر قرار گرفتن دولت ایران، لا اقل این را می فهمیم که کشورهای اروپایی به فکر مردم هستند و با وجود تحریم ها، فشار بیشتری به دولت می آورند تا فشار سرکوب پایین بیاید، از آن ها تشکر می کنیم."

اين ماجرا آن قدر براي مديران اين شبكه دولتي گران تمام شد كه در واکنشی فوری، دو تن از مجریان اصلی نوبت شما یعنی پونه قدوسی و سیاوش اردلان را از کار برکنار کردند.

مجموع اين موضوعات موجب شده تا كارشناسان نسبت به آينده اين شبكه، با ترديد و ابهام سخن گويند. آنها معتقدند كه به احتمال زياد در آينده اي نه چندان دور، شاهد ورشكستگي و انحلال بي بي سي فارسي خواهيم بود. چرا كه نه به لحاظ اقتصادي، توجيه مالي دارد و نه اينكه توانسته در اهداف ترسيم شده براي خود به سرانجام مطلوبي برسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 10:20  توسط narsis | 

نماینده هاشمی رفسنجانی برای مذاکره با گروه های اصلاح طلب گزارشی از فعالیت های خود را به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ارائه کرده است.


مرصاد به نقل از محدوده ،قدرت الله علیخانی ضمن دیدار با هاشمی رفسنجانی در منزل وی از ضعف ساختار در بدنه جریان اصلاح طلبان سخن به میان آورده و تصریح کرده است که بزرگترین مشکل در شرایط کنونی نداشتن رسانه تاثیر گذار برای این جریان است.


وی همچنین با اشاره به قدرت گرفتن رسانه های ارزشی بر اقدامات عاجلی برای کنترل رسانه های این جریان تاکید کرده است.

 

علیخانی در ادامه گفته است باید زمینه های ارتباط گیری با خبرنگاران این رسانه ها را برای تاثیرگذاری،فراهم ساخت.


وی در خاتمه خطاب به هاشمی گفته است که فضای کنونی همچون دوم خرداد 76 نیست و نباید امید به تکرار این فضا داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 10:18  توسط narsis | 

مدیر کانال یک: «امثال بنده که خیلی ادعا داریم و فکر می کنیم خیلی آدم های باهوشی هستیم، گاهی اوقات بدون آنکه بفهمیم آلت دست می شویم.»

مرصاد به نقل از جام نیوز، "شهرام همایون" مدیر و مجری تلویزیون ماهواره ای "کانال یک" (ChannelOne) "اکبر گنجی" را یکی از نفوذی های جمهوری اسلامی در میان اپوزیسیون معرفی کرد و گفت: «جالب است! امثال بنده که خیلی ادعا داریم و فکر می کنیم خیلی آدم های باهوشی هستیم، گاهی اوقات بدون آنکه بفهمیم آلت دست می شویم.»

همایون در توضیح منظور خود یادآوری کرد: «به خاطر دارید که اکبر گنجی در زندان اعتصاب غذا کرده بود و او را به بیمارستان برده بودند. چه هیاهو و جنجالی درست شده بود! شب ها عده ای دور خانه اش جمع می شدند و شمع روشن می کردند. ماها هم چه سینه هایی چاک می دادیم! خود بنده هم از همه "خر تر" ؛ خودم را می گویم... خب خر هم اسم بدی نیست. آن هم یکی از موجودات خداست. اصلا ما چرا لفظ خر را برای توهین استفاده می کنیم؟!»

وی در ادامه افزود: «به یاد دارید که در اوج روزهای 22 و 25 خرداد سال 88، بنده به شما عرض کردم این اتفاقی که در حال رخ دادن است، برخلاف آن چیزی که فکر می کنید، باعث سقوط جمهوری اسلامی نمی شود بلکه باعث بقای آن است. شما نمی دانید من چه زجری کشیدم و چه بلایی بر سرم آوردند؟! بسیاری از پشتوانه های مالی خودم را به خاطر حمایت نکردن از جنبش سبز از دست دادم. من به این حرکتی که در حال انجام شدن بود اعتقادی نداشتم. من جنبش سبز را اقدامی برای فریب مردم می دانستم. همین طور هم شد و نتیجه اش این شد که جمهوری اسلامی و سرانش به اوج رفتند.»


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 10:4  توسط narsis | 


«رژه افتخار» ‌‌نهایت دموکراسی مطلوب است؛ انتهای برقراری دموکراتیک حقوق به تعبیر رسانه دولتی بریتانیا است. شاید برخی بگویند که بی‌بی‌سی فارسی برای قبح شکنی اینگونه مسائل که در فضای اجتماعی و فرهنگی ایرانیان «خط قرمز» محسوب می‌شود، دست به بزرگنمایی و انتشار آنان می‌زند. این مساله اگرچه پربیراه هم نیست و یکی از دستورالعمل‌های اصلی رسانه‌های غربی درباره جامعه ایرانی پیگیری این خط مشی است اما واقعیت ماجرا این است که ایران و غیرایران ندارد. این، ‌‌نهایت آن چیزی است که بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، فاکس نیوز و غیره به دنبال ارائه آن به عنوان سبک زندگی مطلوب در جهان برای همه مردمان هستند. 

مرصاد به نقل از رجانیوز: «رژه همجنس بازان» را باید نقطه اوجی دانست که لیبرال دموکراسی قرار است به آن برسد. نمایش جهان‌گیر شدن دموکراسی مطلوب در جهان از دریچه رسانه‌های خبری مانند بی‌بی‌سی، کمترین انتظاری است که می‌توان از آن‌ها داشت. تمام تلاش این رسانه‌ها برای قبولاندن این گزاره به افکار عمومی است که آنچه پس از استقرار دموکراسی مد نظر ما جاری خواهد شد محوریت انسان و خواسته های اوست آنهم به هر شکل و شیوه ای که بتوان تصور کرد. رسانه های زاده تمدن غرب اساسا برای این ساخته شده اند که دستاوردهای تمدنی این قرن را به نمایش بگذارند و بر این اساس اشکالی که ندارد هیچ بلکه تصویر «رژه افتخار» را باید به عنوان نماد پیروزی و حاکمیت تمام  عیار لیبرال دموکراسی در صفحات نخست خود به نمایش بگذارند.

البته بی‌بی‌سی هم دست روی نقطه خوبی برای جبران سیر سقوطی بازدیدکنندگان خود گذاشته است. طبیعی است وقتی با تحلیل‌های سیاسی تکراری و بعضا بامزه و خنده‌دار که حتی دیگر برای مخاطبان ثابت آن هم جذابیتی ندارد، نمی‌توان افراد را به سایت خود جذب کرد، باید هم برای جبران «کمبود تعداد کلیک» به سراغ شیوه های مرسوم رسانه های زرد رفت و جاذبه های جنسی را بهانه ای برای افزایش کلیک های سایت قرار داد.

تلویزیون دولتی انگلیس نشان داده که در این عرصه به طور حرفه‌ای و عالی عمل می‌کند و دقیقا در زمانی که دچار ریزش مخاطب شده و دیگر ضدانقلاب هم برنامه‌هایش را تحویل نمی‌گیرد، اقدام به انتشار مطالب زرد و جنسی به منظور بالا بردن بازدیدکنندگان خود می‌کند؛ ماجرایی که با وجود ادعای مدیران این شبکه، چندین بار تاکنون تکرار شده و بی‌بی‌سی را از این لحاظ هم ردیف سایت‌های غیراخلاقی قرار داده است.

بی‌بی‌سی نشان داده علاقه خاصی به همجنس‌بازی دارد؛ چرا که تقریبا امکان ندارد برنامه‌ای مربوط به همجنس‌بازی حتی در دورافتاده‌ترین مناطق جهان برگزار شود و گزارش تمام رنگی رسانه دولتی بریتانیا از آن وجود نداشته باشد.

دموکراسی مطلوب برای ایران هم از منظر بی‌بی‌سی، ایرانی است که تنها به زن و رقص و عیاشی محدود شده باشد. نگاهی به فستیوال‌هایی که تحت نام ایرانیان خارج از کشور برگزار می‌شود، تایید می‌کند که ایران و ایرانی تنها تا زمانی مورد احترام غرب و رسانه‌های پروپاگاندا محورش است که در فرهنگ غربی غوطه‌ور باشند و ادعایی در مبانی فرهنگی خود نداشته باشند و مشغول ارائه نمایش‌هایی باب میل آنان باشند.

حدود چهار ماه از آخرین پیام نوروزی رئیس جمهور ایالات متحده خطاب به مردم ایران که به طور ویژه توسط بی‌بی‌سی هم تبلیغ شد، می‌گذرد؛ پیامی که تلاش شده بوده در آن از المان‌های ملی‌گرایی و وطن دوستی برای تاثیرگذاری بر مردم استفاده شود: «شما مردم جوان ایران، هم فرهنگ باستانی ایران و هم توان شکل دادن به کشوری را که در برابر خواست‌های شما پاسخگو باشد در خود دارید. استعداد، امید‌ها و گزینه‌های شما به آینده ایران شکل خواهند داد و به روشن ساختن جهان یاری می‌دهند. و هر چند که زمانه تاریک جلوه می‌کند، می‌خواهم بدانید که من با شما هستم.»

اما رویکرد این شبکه خبری نشان می‌دهد که فرهنگ ایرانی – حتی فارغ از فرهنگ اسلامی ایرانیان – مورد تایید و مطلوب آنان نیست و باید به سمتی دیگر تغییر کند. خوشحالی بی‌بی‌سی فارسی هم از همین جهت است که می‌تواند ‌‌قله نظام لیبرال دموکراسی را برای مخاطبین خود به نمایش بگذارد و کیف کند از عینیت یافتن آرمانشهر دموکراتیک در صفحات رسانه خود و این شوق را با مخاطبین لیبرال‌دموکراسی‎دوستش به اشتراک بگذارد. یقینا منظور بی‌بی‌سی از «بسط دموکراسی در جهان» همین رژه همجنس‌بازان است که اگر غیر از این بود و در پارادایس دموکراسی، احترام به نظر مردم و شهروندان، ایده‌آل بود، رسانه‌های غربی اینقدر در حمایت از دیکتاتورهای مرتجع منطقه خاورمیانه سنگ تمام نمی‌گذاشتند و برای فلان شیخ و فلان شیخ‌زاده رپرتاژ تبلیغاتی نمی‌رفتند.

اگر دموکراسی مطلوب چیزی غیر از «رژه افتخار» بود و مخالفت با دیکتاتوری و جنایت در راس آن قرار داشت، اکنون آل خلیفه درحال شخم زدن بحرین و راه انداختن دریای خون تحت سکوت رسانه‌های دموکراسی دوست نبود. کوتاه بیایید دوستان؛ اینجا آخر خط لیبرال دموکراسی است. به اندیشه پایانی بشر خوش آمدید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 10:3  توسط narsis | 

فصلنامه «نگاه نو» به مدير مسئولي «علي ميرزايي» (از مديران ارشد اقتصادي دولت هاي سازندگي و اصلاحات) كه پيوندهاي تنگاتنگي با حلقه لائيك هاي آمريكايي و باند سلطنت طلبان دارد، فردا پنجشنبه (22 تير) با همكاري «دائره المعارف بزرگ اسلامي» مراسم «جايزه مهتاب ميرزايي» را برگزار مي كند تا از مروجان الحاد و فراماسونري در ايران تجليل نمايد. اين نشريه پيش از اين نيز جايزه خود را به مروجان همجنس گرايي و مترجمان سكولار مانند «عزت الله فولادوند» اهداء كرده است.
مرصاد به نقل از کیهان: «نگاه نو» كه پاييز 1370 با حمايت مالي و صاحب امتيازي «محمد تقي بانكي» (از نزديكان بهزاد نبوي و محسن سازگارا و مديرعامل شركت ملي فولاد ايران) و سردبيري (خشايار ديهيمي» (مروج ليبراليسم راديكال و هوادار نهضت آزادي) با امكانات «دولت سازندگي» منتشر شد، يكي از ارگان هاي مطبوعاتي تفكر انگليسي محسوب مي شود كه همواره از «آيزايا برلين» (جاسوس برجسته ام.آي.6 و فراماسونر انگليسي) به عنوان «پدر فكر آزادي مدرن» ياد مي كند.
«علي ميرزايي» (مدير نگاه نو) از مدتها پيش با دعوت از نويسندگان لائيك و پادوهاي رسانه اي سرويس اطلاعات و امنيت هلند مانند «عبدي كلانتري»، «مهرداد درويش پور» (مفسر صداي آمريكا)، «محمدرضا نيكفر» (مفسر راديو زمانه) اين نشريه را به محفل و ارگاني براي ترويج رويكردهاي دين ستيزانه تبديل كرده است. كلانتري كه از شاگردان «آرامش دوستدار» (داراي نام مستعار بابك بامدادان؛ نويسنده بهايي مسلك مقيم آلمان كه توهين هاي فراوانش به مقدسات ديني زبان زد است) به شمار مي رود، از 4 سال گذشته مديريت بخش انديشه «راديو زمانه» را برعهده دارد. «عبدي كلانتري» اكنون به همراه ديگر نويسندگان ضد دين «راديو زمانه» مانند «محمدرضا نيكفر» (نويسنده مقيم آلمان كه يك سكولار دو آتشه محسوب مي شود) در زمره همكاران فصلنامه «نگاه نو» به شمار مي روند، چنانكه در آخرين شماره (بهار 1391) اين فصلنامه مقاله اي از كلانتري با عنوان «شرايط آزادانديشي» چاپ شده كه در آن اصلي ترين شاخص هاي ايدئولوژي ماسوني ستوده شده است.
ترويج علوم انساني سكولار و ادبيات اروتيكال- جنسي غربي از مأموريت هايي است كه اين فصلنامه در 2 دهه گذشته به صورت آشكار و گاهي با استفاده از بودجه بيت المال دنبال كرده است، اما در سال هاي گذشته محفل «نگاه نو» توانسته است تا به نفوذ خود در لايه هاي مديريتي اصلاح طلبان عمق بيشتري بخشد و روابط نزديكي را با «دائره المعارف بزرگ اسلامي» (به مديريت «كاظم موسوي بجنوردي» كه از بودجه بيت المال استفاده ويژه كرده و مي كند) برقرار سازد تا جايي كه دوره هاي گذشته «جايزه مهتاب ميرزايي» در «مركز همايش هاي بين المللي رايزن» (متعلق به دائره المعارف) برگزار شده و نيز برخي از اعضاي شوراي علمي همين دائره المعارف (مانند عزت الله فولادوند كه از مبلغان همجنس گرايي است) به عنوان برنده اين جايزه معرفي شده اند!
«ژانت آفاري» (نويسنده بهايي و عضو بنياد اشرف پهلوي)، «مسعود نيلي» (كارشناس اقتصادي اصلاح طلبان)، «سيمين بهبهاني» (شاعره درباري و مديحه سراي فرح پهلوي)، «فريبرز رئيس دانا» (از محكومان پروژه كودتاي مخملي)، «هرمز همايون پور» (از كارگزاران انتشارات آمريكايي فرانكلين)، پرويز دوايي (سينمايي نويس مقيم پراگ)، «مهرداد اسكويي» (از عوامل باند سيامك پورزند)، «حسن كريم زاده) (كاريكاتوريست مورد حمايت صهيونيستها) و... از همكاران فصلنامه «نگاه نو» مي باشند.
اكنون اين سؤال مطرح است كه مسئولان مربوطه در مقابل اينگونه اقدامات خصمانه و آشكار چه اقدامي انجام داده و يا خواهند داد؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:57  توسط narsis | 

«نمي دانم به چه چيزي اعتقاد داري؟ اصلا نمي دانم به چيزي هم اعتقاد داري يا نه؟ ولي به شرفم و به ايراني بودنم قسم كه نوشته ات در سايت روزآنلاين حالم را به هم زد! يك جوري قلم زده اي كه انگار همه عمر و جواني از دست داده ات را در مبارزه گذرانده اي؟ هنوز گزارشي را كه از محفل مخفي رفقاي حزب در خيابان ژاله تهران براي ساواك فرستاده بودي و اسم و مشخصات من و عمويم را هم به عنوان اعضاي حزب توده و اخلالگران ضد سلطنتي به آن ضميمه كرده بودي جلوي چشمم رژه مي رود. حالا تصورش را بكن كه وقتي من و بعضي ديگر از رفقاي توده اي، نوشته رومانتيك تو را در سايت روزآنلاين مي خوانيم بايد چه حالي داشته باشيم غير از اين كه بگوئيم؛ سركار خانم نوشابه اميري! حالمان را به هم زدي!»
مرصاد به نقل از کیهان: مطلب فوق را امير شيرنگي از اعضاي سابق حزب توده كه چند سالي در رژيم شاه زنداني بوده است در وبلاگ شخصي خود و در واكنش به يادداشت «نوشابه اميري» در سايت روزآنلاين نوشته است. نوشابه اميري در اين يادداشت به معرفي بخشي از كتاب در دست تاليف خود پرداخته. نوشابه اميري در اين بخش از كتاب تلاش مي كند صحنه اي احساسي و رقت انگيز از سرگرداني خانواده زندانياني را كه براي پرس وجو از حال نزديكان زنداني خود به دفتر دادستان مراجعه كرده اند، به تصوير بكشد. در بخشي از كتاب آمده است؛
«-حاج آقا، شوهرم را روز 17بهمن...
حرفم را قطع كرد:
- خبري نيست، برو.
اصرار كردم؛
- حتي يك تلفن هم نزده
انگار چندش اش شده باشد گفت:
- مگر قرار است بزند!
- نمي دانم! قانونا حق ندارد؟
كلمه قانون انگار او را آتش زد
- تو از قانون حرف نزن!
... جاسوس ها، كثافت ها، بايد همه تون رو مثل سگ بكشن!...»
شيرنگي در وبلاگ خود نوشته است «سركار خانم نوشابه اميري! اولين شرط مبارزه صداقت است كه نه ما در حزب توده از آن بهره اي داشتيم و نه شما و همسر محترمتان!
آقاي هوشنگ اسدي كه كوپل خبرچين ساواك بوديد. من بعد از انقلاب 57 بار ديگر در جريان ضربه سال 61 حزب توده بازداشت شدم و در آنجا بازجوي من كه جواني حدود 28 ساله بود، گزارش دستنويس شما از جلسه رفقاي حزب توده در خيابان ژاله را كه براي ساواك فرستاده بوديد به من نشان داد. حتما بنده و عمويم را به خاطر مي آوريد و دستنوشته خودتان را هم. خانم نوشابه! شما و حرف از مبارزه؟ من دل خوشي از رژيم ندارم ولي شما فقط به اين علت كه من و امثال من در محفل خيابان ژاله به نظام اقتصادي رژيم پهلوي اعتراض داشتيم نام ما را به عنوان «اخلالگران ضد نظام شاهنشاهي» به ساواك گزارش كرده بوديد. ولي رژيم اسلامي حزب ما- منظورش حزب توده است- را تا زماني كه طرح كودتاي آن فاش نشده بود، به عنوان يك حزب رسمي تحمل كرد و حتي زنده ياد كيانوري دبيركل وقت حزب ما در تلويزيون رژيم با آيت الله بهشتي به مناظره نشست. رژيم كنوني ايران به زندانيان سياسي اجازه تماس تلفني مي دهد. مرخصي مي دهد و زندانيان از درون زندان عليه رژيم بيانيه مي دهند. خانم نوشابه اميري تصديق بفرماييد كه يادداشت شما حالم را به هم زد.»
گفتني است هوشنگ اسدي، همسر نوشابه اميري نيز عضو و نفوذي ساواك در حزب توده بود كه بعد از انقلاب و افشاي اسامي روزنامه نگاران عضو ساواك، كميته انضباطي حزب توده تصميم به اخراج هوشنگ اسدي از حزب گرفت ولي با وساطت كيانوري و تعهد هوشنگ اسدي كه ادامه فعاليت وي به عنوان «عضو فعلا در قرنطينه» پذيرفته شد و حزب توده براي توجيه اين اقدام خود اعلام كرد كه هوشنگ اسدي نفوذي حزب توده در ساواك بوده است! در پي اين اقدام حزب توده، گروهك فدائيان خلق- شاخه اقليت- با صدور يك اعلاميه- سال 60- چند نمونه از دستنوشته هاي هوشنگ اسدي و نوشابه اميري را كه در آن به طور جداگانه، جلسات مخفي حزب توده و اعضاي آن را به ساواك لو داده بودند، منتشر كرد و در پايان اطلاعيه اين پرسش را مطرح كرده بود كه اگر آقاي هوشنگ اسدي و خانم نوشابه اميري نفوذي حزب توده در ساواك بوده اند، چرا فقط اسناد خبرچيني آنها به نفع ساواك در دست است و از خبررساني آنها به نفع حزب توده و عليه ساواك هيچ نشانه اي وجود ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:55  توسط narsis | 

مشاور كروبي طي يادداشتي در وبلاگ شخصي خود اعلام كرد قصد دارد خود را از صحنه سياست بازنشسته كند البته هنوز به نتيجه اي قطعي در اين مورد نرسيده است!
مرصاد به نقل از کیهان: مجتبي واحدي در مقدمه يادداشت خود هشدار هم داده است كه رسانه هاي داخلي و طرفدار نظام جمهوري اسلامي از اين خبر ذوق زده نشوند چرا كه اين بازنشستگي به معناي نااميدي وي نيست، اما نكته جالب استدلال هاي مشاور كروبي براي اين تصميم است.
او براي اين تصميم دو دليل ذكر كرده و در توضيح دليل نخست نوشته است: «نخستين دليل، وضعيتي است كه در داخل اردوي اصلاح طلبان وجود دارد و متاسفانه، انرژي گروهي از اصلاح طلبان، صرف مقابله با من مي شود... گروهي از دوستانم براي بازگشت بي قيد و شرط به داخل حاكميت و در واقع پذيرش وضعيت اسف انگيز حاكم بر كشور، با يكديگر مسابقه گذاشته اند.»
مشاور كروبي در ادامه مدعي شده اين رويكرد عده اي از اصلاح طلبان، كمك به ظالم و موجب عذاب الهي است اما ننوشته است كه دريافت مواجب از سفارت اسرائيل، روباه پير و عمله سازمان سيا شدن مشمول چه حكمي است!
مجتبي واحدي دليل دوم خود را ذكر نكرده و گفته است براي رفع مشكلاتش با اپوزيسيون خارج نشين مذاكراتي داشته اما آنها هم دست رد به سينه او زده اند. وي در پايان هم متذكر شده است كه براي اتخاذ تصميم نهايي حتما با مشاوراني مشورت خواهد كرد و از نظرات آنها بهره خواهد برد. البته بهتر است وي در انتخاب مشاوران خود دقت كند چرا كه مشاوران كروبي حتي نتوانستند او را در غلبه به آراي باطله ياري كنند و در نهايت نيز با طناب آنان به ته چاه فتنه رفت.
واحدي در انتها اعلام كرده است براي آغاز اين بازنشستگي تا مدتي در فيس بوك و ساير شبكه هاي اجتماعي تنها خواننده خواهد بود. اظهارات «وي» خواننده را به ياد پشه اي مي اندازد كه به درخت مي گفت محكم باش كه مي خواهم بلند شوم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:53  توسط narsis | 


مرصاد به نقل از کیهان:

گفت: مشاور فراري كروبي كه به آمريكا پناهنده شده و به استخدام راديو آمريكا درآمده بود، اعلام كرده قصد دارد از عرصه سياست بازنشسته شود و نوشته كه رسانه هاي داخلي نبايد از اين خبر ذوق زده شوند!
گفتم: اتفاقا رسانه هاي داخلي از بازنشستگي او خيلي هم غمزده مي شوند چون يكي از خنده دارترين سوژه ها براي اوقات فراغت خوانندگان كيهان بود.
گفت: سايت بالاترين فاش كرده كه مديريت راديو آمريكا به خاطر كم مايه بودن مجتبي واحدي قصد اخراج او را داشته ولي مشاور كروبي قول داده در يك فرجه چند ماهه با مطالعه سايت ها و خبرها خود را به سطح قابل قبول مديريت اين راديو برساند.
گفتم: پس بگو كه چرا در اعلام بازنشستگي خود گفته است؛ فعلا چند ماهي را به مطالعه سايت ها و خبرها مي گذرانم!
گفت: چه عرض كنم؟! تازه طوري وانمود كرده كه انگار راديو آمريكا از بازنشستگي 6ماهه وي ناراحت شده است!
گفتم: از يارو پرسيدند چرا سر و كله ات شكسته و باندپيچي شده؟ گفت؛ نامزدم برام گل پرتاب كرد. گفتند؛ گل كه كله را نمي شكند؟ و يارو يواشكي گفت؛ آخه با گلدون پرتاب كرد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:52  توسط narsis | 


 

چند روزی بیشتر از برگزاری کنکور دانشگاه سراسری و آزاد نمی‌گذرد و هنوز یاد و خاطره تب و تاب کنکور و استرس‌های وارده ناشی از آن، از یاد و خاطره کنکوری‌های عزیز نرفته است.

اینکه چرا لشکر عظیم کنکوری‌ها، راه دیگری جز کنکور را برای ادامه مسیر زندگی انتخاب نکرده و اصولاً رفتن به دانشگاه، زمینه‌ساز موفقیت‌های کل زندگی آدمی‌زاد است، یک سوال بسیار عمیق و البته مهم است. آن‌قدر مهم که سالیان سال، کارشناسان، متفکران، تئوریسین‌ها، دانشمندان، وزرا، وکلا و خیلی‌های دیگر برای یافتن جوابش، در حال سعی و کوشش و تلاش بیهوده بوده‌اند! چرا بیهوده؟ به سبب آنکه تاکنون جوابی برای آن یافت نشده است!

پلان اول:

هر چی موفقیت تو دنیا وجود داره، حاصل حضور موفقیت‌آمیز شما تو کنکوره! یعنی اصلاً زندگی و آینده شغلی و ازدواج و حل معضل تورم و رفع تبعات زیست محیطی سوراخ شدن لایه اوزون و بقیه معضلات بشری، راه‌حلی جز این نداره که شما تو کنکور شرکت کنین و کسب موفقیت فرموده و یک عالمی را از نگرانی برهانید.

ناگفته پیداست که کسب این موفقیت، فقط و فقط از طریق مطالعه و مطالعه و مطالعه امکان پذیر بوده و هر چه حجم کتب خوانده شده از سوی شما، بیشتر باشد، احتمال کسب موفقیت بیشتر خواهد بود.

پلان دوم:

ورود به دانشگاه یه خاصیت خیلی مهم داره و اون هم بلد شدن روش‌های موفقیت تو یه محیط کاملا سالم و فرهنگی و رقابتیه!

کمتر کسی رو می‌تونین پیدا کنید که راه‌های کسب موفقیت رو تو دانشگاه یاد نگیره و یا خلاقیت و نوآوری، مسیر پیشرفت خودش رو باز نکنه. خلاقیت و نوآوری تو این زمینه به قدری رایجه که معمولاً دانشجوها تحت تأثیر اسن فضای مثبت، خودشون نوآوری‌های جدید می‌کنن و اینجوری، روش‌های تازه‌ای واسه رسیدن به موفقیت رو ابداع و به جامعه دانشگاهی معرفی می‌کنن.

پلان سوم:

باید به‌خاطر داشته باشیم، شادی پس از فارغ‌التحصیلی، حق مسلمی است که هیچ کس را توان آن نیست تا اقدام به محروم سازی شما از انجام آن کند. شما در روز فارغ‌التحصیلی، اصولاً روی زمین نبوده و در آسمان‌ها دارید برای خودتان پرواز می‌کنید و هزار جور نقشه برای پیروزی در زندگی و رسیدن به آرزوهای خودتون ترسیم می‌کنین.

هستند کسانی که می‌گویند: «برو مدرکت رو بذار در کوزه، آبش رو بخور» که البته یک مشت انسان‌های بی‌ادب بوده و دارند از زور حسودی و نداشتن چشم دیدن موفقیت شما، منفجر می‌شن. برای همینه که نباید اونا رو جدی بگیرین.

پلان چهارم:

هرگز فراموش نکنین که شما با خواندن خروار خروار کتاب و جزوه در دوران قبل از کنکور و بعد از اون هم تو دانشگاه، آینده خودتون رو تضمین کردین. این تضمین به معنی اینه که شما مثل خیلی از فارغ‌التحصیل‌های دیگه، ممکنه کمی دیرتر به آرزوهاتون برسین اما غصه نخورین چون این مشکل برای هر فارغ‌التحصیلی پیش میاد. کافیه جای غصه خوردن، یه ذره صبر و تحمل داشته باشین و برای پیدا کردن کار، به هر کسی که می‌شناسین مراجعه کنین.

فراموش نکنین که تو این زمینه، توقع نداشته باشین کوه عظیم کتاب‌ها و جزوات خونده شده در دوران تحصیلات دانشگاهی، کمک زیادی بهتون بکنه چون اصلاً اون چیزی که اونجا یادتون می‌دن، به هر چیزی ممکنه ربط داشته بشه مگر به نحوه و روش یافتن کار مناسب.

نمک نیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:50  توسط narsis | 

مرصاد به نقل از فارس: غلامحسین الهام در گفتگو با رجانیوز گفت: آقای خاتمی در یک نشستی، وقتی افراد جمع شده در آن جلسه، شعار "مرگ بر احمدی‌نژاد" سردادند، گفت: مرگ بر افراد نگویید، بگویید "مرگ بر تفکر احمدی‌نژاد".

خبرگزاری فارس: خاتمی: شعار مرگ بر تفکر احمدی‌نژاد بدهید

* پایگاه اطلاع رسانی دولت: رییس جمهور در آغاز نشست هیئت دولت اظهار داشت: «وقتی عده‌ای در تهران با حرکتی مشکوک و هماهنگ‌ شده به خیابان‌ها می‌آیند و اموال عمومی را آتش می‌زنند، مدعیان حقوق بشر پیدا می‌شوند اما وقتی یک زن بی‌گناه در دادگاه آلمان وحشیانه قطعه قطعه می‌شود، از کسی صدا در نمی‌آید؟»

 

* سرلشکر فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در رنجنامه مکتوب خویش خطاب به امام زمان (عج) نوشت: «تصادفی نبود که در 30 خرداد 88، 30 خرداد سال 60 را بازسازی کردند. با تخریب، کشتار و آشوب به پایگاه‌های بسیج و مسجد خدا یورش آوردند. در 30 خرداد آشوبگران و منافقان با چهره‌ای جدید که چندان هم بی ارتباط با منافقان سابق نیستند، بر ملت یورش آوردند. زخم ترکش‌های جنگ تحمیلی و جای گلوله‌های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در کوچه و بازار و تن بسیجیان و نیروهای انتظامی - این حافظان امنیت مردم با قمه و ضربات سنگ و شعله‌های آتش، گشودند به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و کودکان رهگذر هم رحم نکردند و منافقانه سلاح اهدایی امریکا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند، تا به خیال خام خود با کمک رسانه‌های بیگانه ناجا و بسیج را متهم کنند. غافل از اینکه مسئولان با حکمت و تدبیر، بکار بردن سلاح را به خاطر پیشگیری از هر گونه آسیب به مردم منع کرده بودند و نیروهای حافظ امنیت هیچگاه سلاحی در دست نداشتند و بکار نبردند.

 

ماموران حفظ امنیت و مدافعان حریم قانون کتک خوردند، زخمی شدند، شهید شدند، بی رحمانه آنها را زیر چرخ‌های ماشین گرفتند اما صبورانه با جانشان از مردم دفاع کردند؛ در مقابل آنها برای کشته‌های دروغی خود عزاداری کردند از آنجا که آشوبگران در بین مردم پنهان شده بودند، دست حافظان امنیت برای برخورد با آنها بسته بود و لذا خساراتی بر مردم تحمیل گردید و ما نیز به عنوان حامیان مردم و مسئولان برقراری امنیت شرمنده شدیم لیکن می‌دانیم که ملت فهیم خود به این موضوع واقفند و عذر خدمتگزاران خود را می‌پذیرند.»

 

* محسن رضایی در بیانیه ای اعلام کرد: «حوادث پس از انتخابات باعث شده سوالاتی بوجود بیاید. انتخاباتی که به هر حال در کنار اوج گیری جنبش حماسی ملت ایران یک نزاع سیاسی هم در درون آن بین نامزدها اوج گرفت. این عامل در کنار مدیریت انتخاباتی و ساختارهای ناقص آن، بی‌تدبیری‌ها، کج سلیقگی‌ها و ... در فرآِیند برگزاری انتخابات از یک سو و سوء مدیریت مطالبات و اعتراضات مدنی هواداران موجب شد تا محیط سیاسی و جنبش اجتماعی مردم تحت الشعاع قرار گیرد و به سوی بحران وسوء استفاده غرب کشیده شود.» وی در ادامه بیانیه خویش تاکید کرد: «معتقدم که آقایان میرحسین موسوی ، احمدی نژاد و کروبی و سایر فعالان سیاسی راهی جز کنار هم نشستن برای منافع ملی را ندارند.» و در پایان اعلام داشت: «مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگیریم و دوست را بخاطر یک خطا، دشمن به حساب بیاوریم. از آن طرف عده‌ای هم، باید مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نکنند و فریب حرف‌های او را نخورند.»

 

* حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در نشست خبری خود اظهار داشت: «کسانی که مشروعیت رئیس‌جمهور را بر نمی‌تابند، مقابل ملت می‌ایستند و همچنین کسانی که مشروعیت انتخابات را برنمی‌تابند، باید پاسخگوی اغتشاشات باشند و بگویند چرا قلب دشمنان این نظام و انقلاب را شاد کردند.»

 

* روزنامه اعتمادملی: «وجیهه مرصوصی همسر سعید حجاریان از وضعیت مساعد سعید حجاریان خبر داد و تمام اخبار منتشر شده درباره وضعیت همسرش را تکذیب کرد.»

 

* غلامحسین الهام در گفتگو با رجانیوز گفت: « آقای خاتمی در یک نشستی، وقتی افراد جمع شده در آن جلسه، شعار "مرگ بر احمدی‌نژاد" سردادند، گفت: مرگ بر افراد نگویید، بگویید "مرگ بر تفکر احمدی‌نژاد".»

 

منبع: کتاب 8 ماه نبرد مقدس


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:48  توسط narsis | 
ابراز تأسف لاریجانی برای مطهری/ 

دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه: «برخورد با فتنه گران که مرتکب بزرگ ترین ظلم درحق ملت ما شدند، نه ربطی به فعالیت سیاسی دارد و نه ربطی به زندانی سیاسی بودن و ما نباید در این مهلکه به این مغالطه گرفتار شویم»

مرصاد به نقل از جام نیوز، خبرنامه ضدانقلاب "گویا" (GooyaNews) سه شنبه 20تیر (July.10) واکنش دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه به اظهارات اخیر علی مطهری، نماینده مجلس، را بازتاب داد.

به نوشته گویا، دکتر "محمدجواد لاریجانی" در خصوص ادعای مطهری مبنی بر "بدرفتاری با زندانیان سیاسی" گفت: «ابتدا باید تعریفی از زندانی سیاسی ارائه کرد و بعد بر اساس آن قضاوت کرد که آیا این سخن درست است یا خیر؟ زندانی سیاسی یعنی کسی که در چارچوب قوانین، فعالیت سیاسی کرده اما او را به ناحق به زندان انداخته اند چرا که حاکمان و گردانندگان نظام، کار او را دوست نداشته اند. بر اساس این تعریف، در نظام جمهوری اسلامی هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد یعنی کسی نیست که فعالیت سیاسی قانونی انجام داده باشد و چون حکومت از کار او خوشش نمی آمده و آن را دوست نداشته، به زندان افتاده باشد. این اتهامی است که دشمنان نظام ما از امریکا و اسرائیل گرفته تا ضدانقلاب داخل و خارج از جمله منافقین و تروریست ها از روز اول پیروزی انقلاب تا کنون وارد می کرده اند. اما نکته دوم مربوط به بدرفتاری با زندانیان است. اصولا بدرفتاری با زندانیان چه سیاسی باشند و چه غیرسیاسی، محکوم است. بدرفتاری با زندانیان خلاف شرع و قانون است. البته در هر کشوری با وسعت و جمعیت ایران چنین اتفاقی محتمل است. یعنی بعید نیست که در گوشه ای از این کشور پهناور نسبت به یک زندانی یک رفتار خلافی انجام شود. با این همه، حتی همین موارد نیز به محض کشف شدن قاطعانه مورد پیگرد قرار می گیرد؛ همانطور که در موارد معدود در گذشته اینچنین بوده و از این پس نیز چنین خواهد بود. منتهی نحوه بیانی که القا کند که اولا در ایران زندانی سیاسی وجود دارد و ثانیا بدرفتاری در زندان ها یک رویه دائمی و روتین است، حرفی است خلاف واقع، جفایی است در حق ملت ایران، ناسپاسی است نسبت به نظام مقدس اسلامی و همصدایی است با دشمنان صهیونیست و ضدانقلاب و دشمنانی که هر بار در چنین موقعیت هایی با همین عناوین به نظام حمله می کنند.»

 بر پایه این گزارش، آقای لاریجانی اضافه می کند: «من متأسفم که این نماینده عزیز مرتکب چنین خبط بزرگی شده است. این اتهامی است که بعد از ماجرای فتنه 88، امریکا و ایادی او علیه نظام ما مطرح کردند. گویی آنان که در فتنه 88 وارد شده بودند یک فعالیت سیاسی قانونی را انجام داده بودند. در حالی که آنان در یک "کودتای تمام عیار" بر علیه جمهوریت نظام و اصل نظام وارد شده بودند. کودتایی که مورد حمایت کامل آمریکا و اسرائیل صهیونی و ایادی مختلف آن ها در داخل و خارج بود. برخورد با این افراد خاطی که مرتکب بزرگ ترین ظلم درحق ملت ما شدند، نه ربطی به فعالیت سیاسی دارد و نه ربطی به زندانی سیاسی بودن و ما نباید در این مهلکه به این مغالطه گرفتار شویم.»

 دکتر محمدجواد لاریجانی ادامه داد: «من تعریفی از زندانی سیاسی در ابتدای عرضم ارائه کردم. آن هایی که در جریان فتنه 88 زندانی شدند -و البته عمده آن ها تا کنون آزاد شده اند- مصداق زندانی سیاسی نیستند. همان طور که اشاره کردم آنان که در فتنه 88 وارد شدند، با درجات مختلفی که در این فتنه آلوده شدند، کار خلاف قانون و شرع انجام دادند و بر اساس قانون با آن ها برخورد شده است. اگر بدرفتاری هم شده باشد با قوه قضائیه شده است. کارنامه قوه قضائیه در دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر کودتاگران فتنه 88 بسیار درخشان بود چرا که عملکرد آن در درجه اول مشی قانونی داشته و ثانیا قاطعانه و هوشمندانه بوده است. در کنار این قاطعیت و اقتدار، دستگاه قضایی با مجرمان فتنه 88 با عطوفت اسلامی و گذشت که برازنده نظام قدرتمندی چون جمهوری اسلامی ایران است رفتار کرده و بر همین اساس، جمع قابل توجهی از این زندانیان مورد عفو و تخفیف های فراوان قرار گرفته اند که این مسیر ادامه خواهد داشت.»

 

دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در خصوص اتهاماتی که علی مطهری متوجه شخص وی نموده است [مناقشات مربوط به اراضی کشاورزی لاریجانی] پاسخ داد: «اولا بنده افتخار می کنم که کشاورز و دامدار هستم. کشاورزی در خانواده ما یک سنت است. مواردی که علیه من در رسانه ها تبلیغ شده باعث افتخار من است. من افتخار می کنم که با زحمت بیش از 20 سال توانسته ام ولو یک وجب از خاک میهنم را آبادتر کنم. نکته ای که باید در اینجا تأکید کنم این است که ضدانقلاب و دشمنان نظام بدانند قوه قضائیه هیچ خط قرمزی ندارد؛ چه جواد لاریجانی و چه هرکس دیگری، مانند هر شهروند دیگری باید پاسخگو باشد. من باید به ضدانقلاب بگویم که در هر دادگاهی که فراخوانده شوم با کمال افتخار شرکت می کنم و احکام قضایی دادگاه های جمهوری اسلامی را چه به نفع من باشد و چه به ضرر من، بر چشم خواهم گذاشت.»
وی در توضیح افزود: «مناقشات ارضی در زمین های زراعی در ایران بسیار رایج و البته قابل حل است. اینها مهم نیست. یعنی مالکیت اراضی کشاورزی که من روی آن ها کار کرده ام برایم به اندازه بال مگسی ارزش ندارد. افتخار من تنها به آباد شدن میهن عزیز و تولید ولو یک کیلو گندم داخلی بیشتر است. ضدانقلاب باید بداند که جواد لاریجانی نه زیرخاکی از این کشور خارج کرده، نه گونی های اسکناس جابجا کرده و نه ال سی های تقلبی به این سو و آن سو فرستاده است. جواد لاریجانی مانند بقیه کشاورزان ایران در زمین خود گندم و جو کاشته است.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:46  توسط narsis | 
در چند روز گذشته، خبر انتشار کتابی توسط دو خبرنگار اسرائیلی درباره عوامل ترور دانشمندان هسته‌ای ایران، به سرخط اخبار رسانه‌های جهان راه پیدا کرده است؛ اما بررسی دقیق‌تر مباحث مطرح در این کتاب، از وجود سیاستی حساب شده از سوی رژیم صهیونیستی درباره ایران حکایت دارد.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران، در چند روز گذشته، خبر انتشار کتابی توسط دو خبرنگار اسرائیلی درباره عوامل ترور دانشمندان هسته‌ای ایران، به سرخط اخبار رسانه‌های جهان راه پیدا کرده است؛ اما بررسی دقیق‌تر مباحث مطرح در این کتاب، از وجود سیاستی حساب شده از سوی رژیم صهیونیستی درباره ایران حکایت دارد.

به گزارش «تابناک»، دو خبرنگار اسرائیلی به نام «دن راویو» و «یوسی ملمن» در کتابی با نام «جاسوسان علیه آرماگدون: پشت پرده جنگ‌های سری اسرائیل»، به بررسی عملیات تروریستی سری سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد)، به ویژه ترور دانشمندان هسته ای ایران به دست آنها پرداخته است.

ادعای اصلی نویسندگان کتاب «جاسوسان علیه آرماگدون: پشت پرده جنگ‌های سری اسرائیل»

در این کتاب ادعا شده که یک واحد ویژه موساد به نام «کیدون» به معنای سرنیزه، مسئولیت ترور دانشمندان هسته‌ای ایران را بر عهده داشته است. مؤلفان کتاب در توضیح عملیات این واحد می‌نویسد که نیروهای کیدون، از شیوه‌های عملیاتی منحصر به فردی بهره می‌گیرند که تا اندازه بسیاری ناشناخته است.

اما نکته مهم در این کتاب، طرح این ادعاست که بر خلاف آنچه عموم می‌پندارند، ترورهای رخ داده در ایران، نه به دست عوامل ایرانی آموزش دیده توسط این سازمان، بلکه توسط خود نیروهای اسرائیلی کیدون انجام گرفته است.

نویسندگان این کتاب می‌گویند، عوامل گروه کیدون با شیوه‌های خاص تغییر نام و چهره، می‌توانند به راحتی به درون ایران رفت و آمد کرده و عملیات‌های مورد نظر خود را انجام دهند.

بنابراین، آنها مدعی هستند که افراد بازداشت شده در ایران به اتهام ترور دانشمندان هسته‌ای ـ چه آنها که پیش از این اعدام شده اند و چه آنها که به تازگی دستگیر شده‌اند‌ ـ واقعاً دخالتی در این ماجرا نداشته‌‌اند.


سناریوی پنهان انتشار این کتاب چیست؟

اما با نگاهی دقیق‌تر به مضمون ادعاهای مطرح از سوی این دو نویسنده، می‌توان به وجود سناریویی منسجم از سوی رژیم صهیونیستی برای بی‌اعتبار کردن جمهوری اسلامی ایران پی برد. در حقیقت، ادعاهای مطرح در این کتاب، می‌تواند از دو راه مرتبط، در راستای اهداف این رژیم عمل کند.

از یک سو، طرح ادعای رفت‌و‌آمد آزادانه عوامل صهیونیستی به درون ایران، با هدف ضعیف نشان دادن دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی کشور مطرح می‌شود و هدف از آن، زیر سؤال بردن اقدامات دستگاه‌های امنیتی کشور است.

در این کتاب ادعا شده که مأموران کیدون با تغییر قیافه و پاسپورت‌های جعلی، بار‌ها به ایران وارد شده و پس از انجام عملیات‌های خود، به راحتی آنجا را ترک می‌کنند!

این در حالی است که در این زمینه، کنترل‌های دقیق و حساب شده‌ای از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی کشور انجام می‌گیرد و با توجه به سابقه کنترل و دستگیری عوامل مظنون در موارد اینچنینی، طرح این ادعا، چیزی جز فضاسازی علیه ایران نیست.

از سوی دیگر، طرح این ادعا که افراد شناسایی و دستگیر شده در ایران توسط وزارت اطلاعات، نقشی در ترور‌ها نداشته‌اند، می‌تواند این فرصت را در اختیار رژیم صهیونیستی بگذارد که در هنگام محاکمه و محکومیت این افراد در دادگاه، با بی‌نگاه معرفی کردن آن‌ها، احتمالاً یک موج جدید رسانه‌ای به راه بیندازد و از این طریق، ضمن اعمال فشار بر ایران، از جاسوسان خود نیز دفاع کند.

حتی اگر این دو مورد نیز رخ ندهد، کمترین منفعت رژیم صهیونیستی این خواهد بود که با رد موضوع دستگیر شدن عواملش در ایران، از لطمه خوردن ابهت دستگاه جاسوسی‌اش در سطح دنیا جلوگیری کند.

این در حالی است که جاسوسان دستگیر شده، پیش از این نیز در موارد متعددی ضمن اعتراف به فعالیت‌های خود در ایران، به جزییات دقیقی از ارتباطات خود با رژیم صهیونیستی و عملیات‌های خود اشاره کرده‌اند که جای هیچ شک و شبهه‌ای درباره درستی اعترافات آن‌ها باقی نمی‌گذارد.

هدف از انتشار این کتاب چیست؟

به این ترتیب، روشن است که انتشار این کتاب، بدون آگاهی و یا حتی بدون فرمان سران رژیم صهیونیستی نبوده و این کار با هدفی مشخص انجام گرفته است. البته در تأیید این مدعا همین بس که نویسندگان این کتاب، خود اذعان دارند در تهیه مطالب خود، با بالا‌ترین مقامات جاسوسی کنونی و سابق رژیم صهیونیستی مصاحبه و گفت‌و‌گو کرده‌اند؛ کیست که نداند مصاحبه با افرادی در چنین سطح، کاری نیست که از عهده هر خبرنگار معمولی برآید؟!

اما در این میان، نکته‌ای که باقی می‌ماند، این است که مقامات کشورمان باید با هشیاری نسبت به این سناریو، از ابزار این رژیم علیه خود آن بهره گیرند. در حقیقت، حال که دو خبرنگار مدعی هستند با شواهد دقیق، از دست داشتن رژیم اسرائیل در ترور دانشمندان ایرانی آگاه شده‌اند، دولت ایران باید ضمن استفاده از این موضوع و برجسته ساختن آن در مجامع جهانی برای محکوم کردن این رژیم از آن سود جوید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:8  توسط narsis | 
یک مظنون به انجام اقدامات تروریستی در انگلیس که از شبه نظامیان وابسته به اقاعده بوده، با نقض حکم ممنوعیت سفر از سوی وزارت کشور انگلیس، پنج بار در یک روز از نزدیک پارک المپیک لندن عبور کرده و توسط ماموران دستگیر شد.

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، روزنامه ساندی تلگراف بدون اشاره به منبع خبر نوشت: تروریست مظنون که گفته می شود یک بمبگذاری انتحاری مرتبط با القاعده است، پس از اینکه پنج بار از کنار المپیک لندن عبور کرد از سوی ماموران امنیتی دستگیر شد.

هرچند منابع امنیتی در گفت و گو با ان.بی.سی گفتند که مظنون در آن مدت هرگز به پارک وارد نشده است.

"انی" متهم اهل کشور سومالی است و با نام اختصاری CF شناخته می شود. به گفته مقامات انگلیسی، وی تلاش کرده که به افغانستان سفر کند و تحت آموزش های تروریستی قرار گیرد. این متهم 24 ساله ظاهراً از ممنوعیت های سختی که وزارت کشور انگلیس برای وی اعمال کرده، عبور کرده است.

از ممنوعیت های وی حضور در اطراف محوطه برگزاری المپیک است. «جلوگیری از تروریسم و اقدامات تجسسی» دستورات قانونی هستند که حرکارت، موارد استفاده از کامپیوتر و افراد قابل ملاقات فرد مظنون را محدود می کنند.


"CF" در لباس خود یک برچسب الکترونیکی دارد که حرکاتش را از طریق جی.پی.اس دنبال می کند و همین برچسب باعث شناسایی اش در اطراف پارک شد.

با نزدیک شدن هرچه بیشتر به بازی های المپیک مسئولان برگزاری این بازی ها نگرانی و دلهره بیشتری خواهند داشت چرا که گزارش های زیادی از اقدامات و تهدیدات گروه های مخالف برگزاری این بازی ها به دست مسئولان لندنی رسیده است.

درست روز بعد از اینکه سازمان دهندگان بازی های المپیک، میزبانی را در روز ششم جولای 2005 به لندن اعطا کردند، این شهر شاهد برترین حادثه کل دوران صلحش بود. در آن روز چهار بمبگذار انتحاری باعث کشته شدن 52 مسافر سیستم حمل و نقل شهری در سه ایستگاه قطار و یک اتوبوس شهری شدند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:7  توسط narsis | 


وزارت دارایی آمریکا در حال بررسی پرونده حمایت شخصیت‌های سیاسی این کشور از گروهک تروریستی منافقین و موارد نقض قوانین فدرال برای حذف نام این گروهک از فهرست سازمانهای تروریستی است.

خبرگزاری فارس: وزارت دارایی آمریکا پرونده جانبداری مقامات این کشور از منافقین را بررسی می‌کند

مرصاد به نقل از فارس، روزنامه آمریکایی واشنگتن پست گزارشی درباره تحقیق‌های وزارت دارایی آمریکا درباره رایزنی برخی شخصیت‌های سیاسی این کشور برای حمایت از گروهک تروریستی منافقین منتشر کرد.

بر اساس این گزارش، آمریکایی‌های حامی منافقین طی سال گذشته از "باراک اوباما" رئیس‌جمهور کشورشان و "هیلاری کلینتون" وزیر خارجه خواسته بودند که نام مجاهدین خلق را از فهرست سازمانهای تروریستی حذف کنند.

علاوه بر این ده‌ها نفر از شخصیت‌های سیاسی از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکراتیک بارها به صراحت از منافقین حمایت کرده بودند.

به گزارش واشنگتن پست، ده‌ها هزار دلار برای برگزاری کنفرانسهای مختلف منافقین هزینه شده است و وزارت دارایی آمریکا در حال بررسی احتمال نقض قوانین مبارزه با تروریسم در آمریکا است.

ضمن اینکه اقدام شخصیت‌های سیاسی آمریکا در رایزنی به جای سازمان‌های خارجی نیازمند داشتن مجوز ویژه برای فعالیت به مانند یک گروه فشار است اما از آنجا که در قانون آمریکا، حامیان مجاهدین خلق به گروه فشار شناخته نمی شوند، بنا براین امکان نقض قوانین این کشور از سوی این طرف‌ها وجود دارد.

آمریکایی های حامی منافقین خود را یک لابی نمی‌دانند بلکه مدعی کمک سیاسی به دولت آمریکا هستند.


+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 18:15  توسط narsis | 


بن بست های امروز منافقین در عراق و غرب، حمایت های آشکار و پنهان دولتمردان غربی و آمریکایی از این فرقه و فضای سیاسی ابتدای دهه ۶۰ از جمله دیگر مواردی بود که در گفتگوی زنده تلویزیونی نگاه دو با دبیرکل بنیاد هابیلیان مطرح شد.

***

مجری: ما مهمان تلفنی هم داریم. سلام عرض می کنم خدمت آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان.

شریعتمداری: سلام علیکم و رحمه الله. من در خدمت شما هستم.

مجری: جناب شریعتمداری شما فضای سیاسی سال ۶۰ را چطور می بینید. سالی که در آن ترورهای بسیاری را شاهد بودیم.

شریعتمداری: اگر اجازه بدهید می خواهم به این نکته اشاره کنم که منافقین دو برنامه جداگانه داشتند؛ یکی انتخاب مسئولان برای ترور که این انتخاب بعدها هم معلوم شد به عهده خودشان نبوده و در این زمینه فقط عامل بودند، یعنی ترور آیت الله شهید بهشتی، انفجار در نخست وزیری، ترور افرادی مثل شهید هاشمی نژاد یا ترور شهدای محراب. اینها کسانی بودند که منافقین در این زمینه دستورالعمل را اجرا می کردند یعنی خودشان انتخاب نمی کردند. بخش دیگری از عملیاتشان به تعبیر خودشان «آتش به اختیار» بود. یعنی اینکه هرکسی که در خیابان ها یا در هر کجا می بینید که ظاهرش نشان می دهد از نیروهای طرفدار نظام است حق دارید که ترورش کنید. بنابراین منافقین را به عنوان یک گروهی که خودش تصمیم می گرفت نمی شود ارزیابی کرد. در ظاهر عامل انفجار در ریاست جمهوری و شهادت شهید باهنر و شهید رجایی شخصی به نام کشمیری است و عامل انفجار در حزب جمهوری اسلامی و شهدای همانند شهید بهشتی و ۷۲ تن دیگر، کلاهی است اما هیچ کدام از اینها را شما بعداً در لیست منافقین نمی بینید. یعنی اینها بعد از انجام به بیرون می روند و شواهدی است که اینها در حقیقت به نوعی عامل و مأمور انتقال نظر بودند که شواهد هم همین را نشان می دهد. خود رجوی هم از قبل همین سیستم خبر رسانی را داشت اما وی تنها بازمانده مرکزیت سازمان منافقین بود که اعدام نشد. آن موقع در زندان سیاسی هم این بحث مطرح بود که چطور تو یکی اعدام نشدی و وی در پاسخ می گفت بله بعضی از گروه ها و احزاب چپ فرانسوی مانع اعدام من شدند. ضمن اینکه بعدها یکی از چهره های فرانسوی هم اعتراف کرد و گفت من مانع اعدامش شدم و آن هم بعد از گزارشی که کاظم رجوی داد. کاظم رجوی برادر مسعود رجوی که از همان موقع در سوئیس بود در پاریس بود و اسنادش موجود است که از عوامل CIA است. ماجرا را باید از این زاویه نگاه کرد. اما همان طور که جناب هاشمی نژاد هم اشاره کردند مردم بودند که این جریان را از وسط خیابان ها جارو کردند. مردم هم ایستادگیشان، مقاومتشان، حضورشان در تشییع شهدا، اطلاعاتی که به مراکز اطلاعاتی می دادند خوب و در حقیقت همه اینها باعث شد که آنها جمع شوند. اگر اجازه بدهید به یک نکته ای اشاره کنم که مغفول مانده بود و امروزه هم از نگاه دشمنان ما تا حدودی مغفول است. ببینید اقداماتی مثل عملیات ترور یا کودتا در نظام هایی مؤثر است که کانون قدرت در یک نقطه متمرکز است. ولی در جمهوری اسلامی که من معتقدم تنها نظام اسلامی دنیا است، مسئولان، نمایندگان قدرت هستند و قدرت اصلی در اختیار مردم است که تحت رهبری ولی امر مسلمین قرار دارد، بنابراین همان طور که شما شاهد بودید وقتی به این کانون حمله می شود ممکن است افرادی بزرگی را از دست بدهیم اما به قول شهید آوینی اینها در حقیقت به دست می آیند. به عبارت دیگری ساختار نظام بهم نمی ریزد. ببینید در فاصله ای نزدیک به ۲ ماه، رئیس جمهور، نخست وزیر، چندین وزیر، رئیس دیوان عالی کشور، ده ها نماینده مجلس و تعداد زیادی از مسئولین ترور می شوند و به شهادت می رسند. کمترین اینها کافی است که یک حکومت قدرتمند را ساقط کنند. ببینید چنین اتفاقی نمی افتد و این از همان ویژگی های خاص مردم سالاری دینی است که به قول مقام معظم رهبری چندی پیش فرمودند این برگرفته از دموکراسی و معنی متداولش نیست بلکه یک نوع خاص است که در ایران اسلامی برگرفته از مبانی است و مردم نظام را برخاسته از باورهای درونی خودشان می بینند.

مجری: تلاقی اقداماتی که منافقین انجام می دادند در داخل کشور با جنگ تحمیلی را چطور می بینید. اقدامات منافقین چقدر توانست مؤثر واقع شود و آنها توانستند به اهدافشان برسند؟

شریعتمداری: ببینید وقتی یک گروه تروریتی دست به ترور می زند و بعد از کشور فرار می کند نشانه این است که حرکتش با شکست رو به رو شده است. همان موقع یک گزارشی توسط یکی دیگر از گروه های ضد انقلاب به نام پیکار منتشر شد که این گزارش را اتحادیه کمونیست ها هم به عنوان یک گزارش مطرح کرده بودند. در آنجا سازمان منافقین اعتراف می کند اشتباه این بود که موج بزرگی را که فقط با اشاره رهبری امام بر می خواست را اصلا ندیدند. این موج را شما ببینید. بعد از اینکه اینها از ایران فرار می کنند فرانسه می روند و بعد از فرانسه به عراق می روند این نشان دهنده جنگ تمام عیار بر علیه تمام مردم ایران است، یعنی به بیان دیگر این نشان می دهد که منافقین به این نتیجه رسیده اند که جز به عنوان ابواب جمعی ارتش عراق هیچ جایگاهی ندارند، یعنی گروه سیاسی نیستند. دقت بفرمایید یک وقت می گوییم گروه سیاسی اند، یک موقع می گوییم گروه تروریستی اند. یعنی یک گروه تروریستی هستند که فقط آتش به اختیاراند. در یکی از شماره های نشریه مجاهد وقتی در داخل کشور منتشر می شد، مطلب خاصی منتشر شد؛ صدام در یکی از سخنرانی هایش درزمانی که هنوز تازه جنگ آغاز شده بود، از منافقین تعریف کرد و این مسأله تیتر اول نشریه منافقین شد. ظاهران تیتر بر علیه صدام بود و آنها مدعی بودند صدام اگر اهل آزادی و دموکراسی است باید به گروه های مخالفی که در عراق هستند آزادی بدهد اما بر خلاف آن دست به ترور می زند اما بعد از مدتی منافقین در چرخشی آشکار، به عراق رفتند. بنابراین اینکه منافقین در پی تشکیل حکومت بودند یک توهم محض است و اصلاً منافقین در این قد و قواره نبودند و خودشان هم این را می دانند. آنها صرفاً یک مأموریتی داشتند و مأموریتشان را انجام دادند و بعد هم واقعاً با توده های عظیم مردم رو به رو شدند و شکست شان امروزه مشخص است و شما هم با اخباری که منتشر نمودید، به انواع خیانت هایی این فرقه در زمان حضور در عراق اشاره کرده اید.

مجری: آیا شما هم کدهای دیگری از سر سپردگی منافقین را مد نظر داید که برای بینندگان بیان بفرمایید و به امروز منافقین هم یک اشاره بفرمایید که الان در چه وضعیتی هستند؟

شریعتمداری: منافقین بعد از اینکه از ایران به فرانسه رفتند، زمانی که با آنها مسئولان دولت فرانسه برای تحویل این افراد تماس گرفته و اعلام شد این افراد تروریست در کشور ما دست به ترور زدند، پاسخ صریح آنها این بود که در مورد بعضی از گروه ها حرفی نداریم اما در مورد منافقین و در مورد رجوی و بنی صدر می گفتند این مسأله در اختیار ما نیستند و آمریکایی ها باید اجازه بدهند و این گروه همانی بود که زمانی افتخار می کرد که یکی از ژنرال های آمریکایی را در داخل کشور ترور کردند. اما وضعیت امروزشان وضعیت بسیار فلاکت بار است و بعد از اینکه عراق به دست نیروهای اسلام گرا افتاد، طبعاً اردوگاه اشرف هم قرار شد تعطیل شود، مخصوصاً که اینها در دوران صدام دستشان به خون بسیاری از مردم عراق چه شیعیان و چه کردها آلوده است، بنابراین در عراق هم نمی توانند حضور داشته باشند. در این فاصله از اردوگاه هم بیرون نمی آمدند، به خاطر اینکه اگر در بین مردم آفتابی می شدند حتماً با آنها برخوردهای خیلی سختی می شد، چون مردم عراق کینه عجیبی از اینها داشته و دارند. الان هم هیچ کشوری آنها را قبول نمی کند. جالب است که آمریکا این گروه را در لیست تروریستی قرار داده و اخیراً قرار شده از این لیست درآورد اما در عین حال دولتمردان آمریکایی حاضر نیستند به آنها جایی در این کشور بدهند و قرار شد در اختیار اسرائیلی ها قرار بگیرند که این نشانه آخرین نفس ها است.

مجری: از شما ممنونم. جناب هاشمی نژاد سازمان های حقوق بشری در مقابل لیست ۱۷ هزار شهید ترور ما چه کرده اند؟

هاشمی نژاد: در مورد سازمان منافقین چندین گزارش تهیه شده است. بخشی از آن گزارش ها را خود آمریکایی ها تهیه کردند بخشی از این گزارش ها را سالانه وزارت خارجه آمریکا تهیه می کند وقتی که لیست گذاری های سالیانه را بررسی می کنند و مجدداً می خواهند اینها را به روز رسانی کنند، وضعیت سازمان منافقین را هم بررسی می کنند. سازمان دیده بان حقوق بشر در مورد اینها گزارش تهیه کرده، سیستم امنیتی آلمان چند سال پیش گزارش تهیه کرده بود همه اینها اذعان دارند که سازمان منافقین جنایات و ترورهای فراوانی انجام داده است. جالب است که در تمام این گزارش ها فصل مشترکی به نام تروریست و جنایتکار بودن منافقین وجود دارد. در تمام این گزارش ها حتی گزارش هایی که همین چند سال پیش به سفارت پنتاگون و توسط مؤسسه رند در آمریکا تهیه شده بود نیز این نکته مورد تأکید قرار گرفته است. در این گزارش آمده است که منافقین هزاران هزار از مردم بی گناه ایران را به شهادت رساندند و به شدت مورد نفرت مردم ایران هستند، ضمن اینکه هنوز وضعیت تروریستی شان به قوت خود باقی است و هنوز در وضعیتی هستند که در هر جامعه ای که باشند برای آن جامعه خطر ایجاد می کنند. اما طبق صحبت جناب شریعتمداری، تناقض دوگانه در رفتار آمریکایی ها و غربی ها را که در مورد منافقین می بیینیم و کاملاً مشخص است با وجود چنین گزارشاتی، منافقین همچنان مورد حمایت آمریکایی ها هستند.

مجری: چرا مورد حمایت اند؟

هاشمی نژاد: سازمان منافقین در سال ۱۹۹۷ در لیست گروه های تروریستی آمریکا قرار گرفت اما همزمان وابستگان به این سازمان در شبکه های تلویزیونی آمریکا به عنوان مهمان و کارشناس صحبت می کردند. آنها در کنگره رفت و آمد می کردند. بعضی افراد کنگره را با پول خریده و با خود همراه می کنند. اخیراً هم بر طبق گزارش وزارت خزانه داری آمریکا، به صراحت اعلام شده بسیاری از سیاست مداران کشور آمریکا از این فرقه پول گرفته و برای این گروهک سخنرانی کردند اما هیچ برخوردی با این سازمان انجام نمی شود. اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۳ اینها را به لیست گروه های تروریستی خود منتقل کرد اما آنها از همان زمان در همه کشورهای اروپایی با برخی مقامات اروپایی آزادانه رفت و آمد می کنند و این نشان می دهد که غرب و آمریکایی ها با وارد کردن این فرقه به لیست تروریستی تلاش کردند خود را از اتهام حمایت از تروریسم مبرا کنند اما از ماهیت اینها و از وجود امتیازهای مالی این گروهک برای چهره های سیاسی خود استفاده کنند. البته در پس این موضوع بحث دیگری هم وجود دارد که جناب آقای شریعتمداری به آن اشاره فرمودند و آن هم این است که هیچ کشوری اینها را نپذیرفته است. ابزارهای کشورهای غربی و آمریکا در مقابله با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بسیار محدود است. یکی از سیاست مداران آمریکایی همان زمان که منافقین به عراق رفتند به صراحت گفت ما از منافقین حمایت می کنیم و در مواردی که می خواهیم دست به اعمال کثیف بزنیم که خودمان رویمان نمی شود انجام دهیم، از وجود این سازمان استفاده می کنیم، پس این تعاریف نشان می دهد همان طور که جناب شریعتمداری فرمودند، این سازمان اساساً مزدور و ابزار دست است؛ یک روز به دست صدام است، یک روز در فرانسه ترورها را مدیریت و در ایران اجرا می کند، در جنگ مزدور صدام می شوند، وقتی آمریکایی ها وارد عراق می شوند تا صدام را سرنگون کنند بلافاصله مزدور آمریکایی ها می شوند و روزی که اسرائیلی ها کمک لازم دارند به این رژیم خدمات مزدوری می دهند. آلمان و فرانسه دو گزارش از اینها تهیه کردند در مورد تخلفات اجتماعی این فرقه در این دو کشور. همین حالا سازمان منافقین در کشور فرانسه از سال ۲۰۰۳ در مورد اقدامات جنایتکارانه و خودسوزی، پرونده دارد، اینها موارد متعدد تخلفات پول شویی دارند، منافقین به نام افرادی که اصلاً وجود ندارند هنوز دارند حق بیمه می گیرند و همه اینها در پرونده های منافقین در اروپا ثبت شده است اما یک نفر در این موارد بازداشت نمی شود و این نشان می دهد در پس این جریان یک حمایت زنجیره ای در بین کشورهای غربی و آمریکا وجود دارد که از این ابزار می خواهند علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند.

مجری: و همواره مورد حمایت رسانه های غربی و خواست رسانه های ضد انقلاب هم هستند.

هاشمی نژاد: کاملاً. مثلاً شبکه فاکس نیوز از فرد مشخص سازمان منافقین همواره به عنوان تحلیل گر سیاسی استفاده می کند اما دست خط همین به اصطلاح تحلیلگر وجود دارد که برای انجام خودسوزی اعلام آمادگی کرده است و این مسأله قطعاً چیزی نیست که از چشم سیستم های امنیتی آمریکا دور بماند. اما چرا در کشورهای خودشان اینها را نمی پذیرند، دلیلش کاملاً واضح است. اروپایی ها و آمریکایی ها بیش از همه می دانند خطر وجود این سازمان برای جوامع شان چقدر زیاد است، لذا می خواهند این تروریسم را در منطقه تزریق کنند تا بتوانند از ابزار منافقین به عنوان فشار بر دولت عراق و ایران استفاده کرده و هم زمان جامعه خودشان را از خطر مصون کنند.

مجری: مهمان تلفنی دیگری داریم. آقای گرمابدری کارشناس مسائل سیاسی. سلام آقای گرمابدری.

گرمابدری: سلام علیکم و رحمه الله. در خدمت شما هستم.

مجری: تاریخ مصرف گروهک منافقین تمام شده است اما به نظر شما چرا نهادها و رسانه های غرب و ضد انقلاب غربی برای رسیدن به اهدافشان از این گروهک استفاده می کنند؟

گرمابدری: اوج تاریخ سازمان را باید در آدم کشی، ترور و خیانت به ملت، مملکت و انقلاب دید اما آنها دوران اصلی جولان خودش را با فروپاشی و سقوط حکومت صدام پشت سر گذاشته و الان در وضعیت بسیار ذلیلی قرار گرفته اند و حاضرند به اعمال بسیار پست تر از آنچه که در زمان صدام تن داده بود، تن دهد. این نقطه ضعفی برای غربی ها که از منافقین استفاده می کنند اما به واسطه اینکه در این مدت در کشور ما درباره اینها اطلاع رسانی خیلی خوبی شده و منافقین در نزد ملت ما کاملاً رسوا هستند، با وجود طمعی که دشمنان ما به منافقین دارند، آنها در داخل با محدودیت های بسیار زیادی مواجه شدند و حالا حتی می توان گفت منافقین در مقام مزدور، جاسوس و خائن هم دیگر همانند گذشته کارایی قابل توجهی برای دشمنان ایران ندارند و می بینید غربی ها هم مثل گذشته از اینها دفاع و حمایت نکرده و برایشان فرصت ایجاد نمی کنند و نشانه آشکار آن هم عدم حمایت غربی ها از منافقین در جریان اخراج از پادگان اشرف است. اگر اینها مجموعه کارآمدی بودند و هنوز می توانستند خدمات خیانت آمیزشان به غربی ها را ادامه بدهند، یقیناً مشکل اینها بسیار قبل از رسیدن به این مرحله حل شده بود.

مجری: آیا می توان موضوع استرداد را هم می توانیم پیگیری کنیم؟

هاشمی نژاد: طبیعتاً بخشی از این بحث بر می گردد به استرداد کسانی که دستشان به خون ملت ایران آغشته است. از این سری پرونده ها هم در ایران وجود دارد و هم در عراق که البته دولت عراق پرونده های بیشتری دارد.

مجری: آیا شما هم به وسیله بنیاد هابیلیان کاری در این زمینه انجام داده اید؟

هاشمی نژاد: خانواده های شهدا منبع اصلی پرونده ها هستند. در این زمینه همکاری بسیار زیادی با قوه داشته ایم.

مجری: در مورد شهید هاشمی نژاد هم اگر خاطره یا صحبتی دارید بفرمایید.

هاشمی نژاد: شهید هاشمی نژاد همانند مرحوم شهید مطهری جزء اولین بنیان گذاران تقابل با انحرافات فکری بود که در دهه های قبل از پیروزی انقلاب این بنیان را پایه گذاری کردند و کتب متعددی هم در این خصوص نوشتند و جزء اولین پرچم داران مبارزه با انحرافات فکری بودند و تا زنده بودند این مسیر را ادامه دادند و در حقیقت، شهید راه تقابل با التقاط، انحراف و کج روی هایی بودند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بعضی تلاش داشتند به وجود بیاورند و نوک حمله دشمن هم واقع شدند و یکی از اولین کسانی بودند که مورد هدف کینه دشمن قرار گرفتند.

مجری: چطور به شهادت رسیدند؟

هاشمی نژاد: شهید هاشمی نژاد و ۴ شهید محراب ما، ۵ نفر کسانی هستند که به شیوه انتحاری که در حقیقت مبدع این شیوه هم سازمان منافقین بود به شهادت رسیدند و فردی که اجیر کرده بودند برای این قضیه با بستن بمب به خودش، هم خودش به درک واصل شد و هم شهید هاشمی نژاد را به شهادت رساند، ضمن اینکه سرکردگان منافقین این عملیات فجیع و جنایت بزرگ را به عهده گرفته بودند.

مجری: شما آن موقع چند سالتان بود؟

هاشمی نژاد: من ۱۶ سالم بود.

مجری: خیلی ممنونم جناب هاشمی نژاد از شما.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 18:13  توسط narsis | 
درگيري درون محفلي فرود فولادوند سركرده گروهک تروريستي حامي ربع پهلوي (تندر) که چندي قبل با انفجار تروريستي در حسينيه رهپويان شيراز تعدادي از هموطنانمان را به شهادت رساندند باعث راه افتادن موجي از افشاگري‌ها ميان اعضاي اين گروهك تروريستي شده است.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران؛فردي كه خود ار در سطح فضاي مجازي با عنوان كژدم معرفي مي كند با درگير شدن با مديران سايت گروهك تروريستي تندر دست به افشاگري و تهديد عليه دوستان سابق خود زده است و عنوان كرده كه در چند روز آينده چند فايل صوتي و تصويري از فسادي گسترده ميان اعضاي گروهك تروريستي تندر را در سطح فضاي مجازي منتشر مي‌كند.

نويسنده وبلاگ کژدم در ابتداي افشاگري خود عليه اين گروهك تروريستي سلطنت طلب مي‌نويسد: چندی است که عناصر تشکل تندر؛ که تحت نام انجمن پادشاهی ایران فعالیت میکند؛ افراد خود را در فیسبوک روانهٔ میدان کرده مبنی بر اینکه مطالب وبلاگ مرا نخوانند و پستهای مرا در فیسبوک و سایر امکانات اینترنتی باز نکنند؛ زیرا دارای ویروس است.

از سوی دیگر آقای جمشید شارمهد این ژنرال مخبط در یک حرکت سخیف نام مرا از عنوان نویسندهٔ مقالاتی که توسط من نوشته شده اند و در آن وبسایت(وبسايت گروهك تندر) منتشر گردیده اند برداشته است. اما در پی درخواستهای مکرر من از جمشید شارمهد که این مقالات را حذف کنند؛ ایشان دست به شارلاتانیسم جدیدی زده تلاش میکند که نام مرا از روی نوشته ها نیز حذف کند، ژنرال شارمهد؛ نعل وارونه به خودش زده است.

کژدم در ادامه ضمن تهديد كردن اعضاي گروهك تندر به فسادي که تا مغز استخوان در ميان اعضاي انجمن پادشاهي نفوذ كرده مي‌گويد: مطلب دیگر آنکه در چند روز آینده چند فایل ویدیویی و صوتی را منتشر مي‌كنم که فساد تا مغز استخوان نفوذ کرده در گره تندر را به سمع تمامی مبارزان برسانم.

وي در بخش ديگري از نوشته خود با بيان اينکه شكل گيري گروهك تندر همانند رشد علف هرزي است که بايد از بين برده شود مينويسد: نخستین گام در جهت تشکیل انجمن پادشاهی؛ از میان بردن علفهای هرزی مانند تشکل «تندر» است که تلاش دارند نام انجمن پادشاهی ایران را به لجن بکشند.

وي با نام بردن از علفهاي هرز ديگر حامي ربع پهلوي ميگويد: من به تشکل آقای «هوشنگ رادخو» و یا تشکل بی محتوای لندن متعلق به خانم رزیتا منطقی کاری ندارم زیرا بیش از ديگر تشكل‌ها سخیف هستند.



+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 18:12  توسط narsis | 
حكايت خواننده‌ كاباره‌اي دربار فاسد پادشاهي با بازيگران فيلم فارسي‌هاي قبل از انقلاب و ورود اشرف پهلوي به زندگي خصوصي اين خواننده كاباره‌اي حكايت عجيبي شده است.
مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ حكومت فاسد دربار خاندان پهلوي در ايران قبل از انقلاب زمينه را براي رشد قارچ گونه كاباره‌ها و خواننده‌هاي كاباره‌اي محيا كرده بود. در آن زمان اولويت اول دربار فاسد پادشاهي خواننده‌هاي دربار و كاباره‌اي شده بودند.

امكاناتي كه محدود به كاباره‌اي‌ها شده بود

همه امكانات براي خواننده‌هاي مبتذل خوان آن دوره محيا بود، از استوديوهاي پيشرفته و مجهز گرفته تا منابع مالي گسترده و بي حسابي كه صرف هنر سخيف اين خواننده‌ها مي‌شد.در اين ميان فائقه آتشين يا همان گوگوش به واسطه برخي خصوصيت‌هاي ضد اخلاقي‌اش سوگلي دربار شده بود.بازي در فيلم‌هاي مبتذل فارسي و رابطه‌هاي پشت پرده با عوامل فيلم فارسي‌هاي قبل از انقلاب او را تبديل به چهره‌اي پرسر و صدا كرده بود.

خواننده‌هاي اصيل خوان پشت خواننده‌هاي كاباره‌اي

درست در همين زمان‌ها بود كه خوانند ه‌هاي اصيل خوان براي داشتن حداقل امكانات دست و پا مي‌زدند.دوره سخت خواننده‌هاي سنتي خوان در ايران دقيقا مصادف با پادشاهي خواننده‌هاي كاباره‌اي در استوديوهاي پيشرفته تهران بود.در زماني كه گوگوش در بهترين استوديوهاي تهران آهنگ‌هاي دست چندمي خود را اجرا مي‌كرد، خواننده‌هاي اصيل خوان ايراني مجبور بودند تا ساعت‌ها پشت در استوديو بمانند و دست آخر هم با برخورد زننده حلقه‌هاي متصل به دربار كه در استوديوهاي پادشاهي كار مي‌كردند آنجا را ترك مي‌كردند.آوازخواني در يك استوديوي خوب و با امكانات يكي از عقده‌هاي خواننده‌هاي اصيل خوان آن دوره بود.

از روابط پشت پرده و بي پرواي تا ازدواج با بهروز وثوق

گوگوش خواننده‌ درجه يك كاباره‌اي آن زمان تبديل به بازيگر، رقاصه و خواننده به اصطلاح هنرمند و خواننده درجه يك قبل از انقلاب شده بود.روابط پشت پرده و بي پرواي گوگوش در پشت صحنه فيلم‌هاي فارسي پاي او را به اين فيلم‌ها باز كرده بود.در جريان همين بي پروايي‌ها بود كه گوگوش، خانم كلكسيونر شوهر در ايران، با بهروز وثوق آشنا و در آبان ماه سال 54 با او ازدواج كرد.


            عشق مشترك گوگوش و اشرف پهلوي

درست درهمان زمان بود كه اشرف علاقه خاصي به بهروز وثوق پيدا كرده بود و براي رسيدن به هواي نفساني خود حاضر بود دست به هر كاري بزند.سرانجام زور دربار فاسد پهلوي و اشرف به بهروز وثوقي چربيد تا وي به خواننده كاباره‌اي اعلام كند كه ديگر نمي‌تواند با او زندگي كند.البته در اين ميان گوگوش هم بيكار ننشسته بود و فرمان هواهاي نفساني خود را به سمت يكي از خواننده‌هاي قبل از انقلاب(د.الف) چرخانده بود.


اشرف پهلوي اكنون در سن 93 سالگي در شرايطي كه به انواع بيماري ها دچار است، زندگي مي كند


اشرف پهلوي كه از اين مناعت طبع گوگوش به وجد آمده بود، شرايط استفاده از استوديوهاي پيشرفته آن دوره را براي او اسان‌تر كرده بود تا شرايط براي خواننده‌هاي اصيل خوان به مراتب سخت‌تر شود و آنها بيش از پيش عقده ضبط صدا در استوديوهاي با كيفيت را در سر بپرورانند.

رقبا و دشمنان ديروز، دوستان امروز

حالا با گذشت بيش از سه دهه از آن دوره شرايط به قدري متفاوت شده كه باور آن قدري سخت شده است.

خواننده مبتذل خوان چندين ازدواج ناموفق ديگر هم داشته، او حالا ژست روشنفكري هم مي‌گيرد، وارد اردوگاه اپوزوسيون خارج نشين شده و هر از گاهي ادعاي جديدي مي‌كند و از همه مهمتر با حلقه بهايي وابسته به صهيونيست‌ها به گونه‌اي گره خورده است كه عضو فعال شبكه بهايي ساخته من و تو شده و براي القاي تفكرات بهايي تبليغ مي‌كند و برنامه مي‌سازد.


اما شرايط در آن سو هم خيلي فرق كرده است.همان خواننده‌هايي كه روزي ديدن چهره خواننده كاباره‌اي برايشان كراهت داشت و ژست مبارزه عليه هنر مبتذل گوگوش را مي‌گرفتند حالا عكس گرفتن در كنار او را براي خود افتخار مي‌دانند.خواننده‌هاي اصيل خواني كه به لطف مبارزه انقلاب اسلامي با ابتذال زمان طاغوت در جامعه كنوني ايران زماني جايگاهي مردمي داشتند حالا با بر خوردن با يك مبتذل خوان كاباره‌اي همه اعتبار آبروي خود را از دست مي‌دهند و ديگر جايگاه گذشته را در انظار عمومي نخواهند داشت.


البته از دست دادن جايگاه در ميان مردم هنر دوست ايران با افت صداي انها هم مواجه شده است.

اي كاش خواننده‌هايي كه روزي به موقعيت گوگوش حسادت مي‌كردند و عقده‌هاي بسيار از او به دل داشتند در همان روزهايي كه در اوج بودند و هنرمندي مي‌كردند در كنار اين خواننده كاباره‌اي قرار مي‌گرفتند و با افتخار با او عكس يادگاري مي‌گرفتند.


 

وظيفه متوليان هنر اين است كه از نسل جديد هنر در همه عرصه فكري و انديشه اي داشته باشند و راهي براي صيانت از شخصيت آنها بيابند تا اين نسل هميشه در اوج باشند.چه زماني كه صدائي و سيمائي دارند يا كه در دوران بازنشستگي قرار گيرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 18:10  توسط narsis | 

کشیش صفا مدعی شد که خداوند به او گفته است که هزار نفر ماهانه به شبکه او کمک خواهند کرد.

مرصاد به نقل از جام نیوز،مدیر شبکه مسیحی "نجات" برای چندمین بار از مردم خواست که از ورشکسته شدن شبکه اش جلوگیری کنند.

کشیش "رضا صفا" با بیان اینکه شبکه اش هزینه های زیادی دارد که او نمی تواند از عهده اش بر آید گفت:«خدا روزی با من صحبت کرد و گفت که هزار نفر را به تو می دهم که هر ماه به تو کمک کنند.»

 او که ظاهرا از اینکه وعده خدا پس از چند سال محقق نشده است ناراحت بود افزود:«در این چند سال هفتاد نفر حاضر شده اند که به شبکه ما کمک کنند و شما هم می توانید به جمع ما بپیوندید.»
گفتنی است که کشیش صفا در این چند سال صدها بار از مردم درخواست کمک کرده و این سخنان را بر زبان آورده است و معلوم نیست خدایی که این وعده را به او داده است،چرا خود به شبکه نجات کمک نمی کند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 17:57  توسط narsis | 

مجری یکی از شبکه های وهابی مدعی شد که محیط های دینی سرطان زاست.

مرصاد به نقل از جام نیوز، ملازاده مجری شبکه وهابی وصال در برنامه زنده موسوم به «اصلاح» گفت: «محیط های دینی و دعوتی سرطان زاست. ما فکر می کردیم محیط های دینی بهترین محیط هاست، ولی وقتی آدم وارد دعوت می شود درست مثل بازار صرافان است، بلاتشبیه صرافان. مثل بازار برده فروشان است. هر کسی به طرف خودش می کشد.»

از سخن این مجری وهابی فهمیده می شود که وی محیط دینی را خوب درک نکرده و آن را با فضای مسموم و آلوده به خیانت و سیاست بازی که در شبکه های ماهواره ای وجود دارد اشتباه گرفته است. وگرنه در یک محیط پاک دینی که به دستورات خداوند عمل شود و به سوی حق دعوت گردد که هیچ اصطکاک و مشکلی بین افراد پیش نمی آید.

در ادامه افزود: «همه ضربه هایی که آدم می خورد از دعوتگران امثال خودش است. من متأسفم که بیشتر از این نمی توانم [مطلب را] باز کنم. من یک روز این مطالب را می نویسم کما اینکه چیزهایی نوشته ام. اما خیلی دردآور است و همه جا اینطور است. این بین عجم و عرب و اینها ندارد.»
در آموزه های اسلامی بسیار تأکید شده کسی که می خواهد دیگران را به سوی حقیقت متعال رهنمون شود، می بایست خود را به فضایل و مکارم اخلاق آراسته کند و عمل او با سخنانش برابری کند تا بتواند در مسند انبیا قرار گیرد. خوب است آقای ملازاده دقت کند کسانی را که «دعوتگر» می خواند در واقع افرادی هستند که همچون خود او به دین و میهن و هموطنان خود پشت کرده و آلت دست دشمنان اسلام و ایران گشته اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 17:55  توسط narsis | 
مقام معظم رهبري پس از حوادث 18 تير 78 طي ديداري با اقشار مختلف مردم فرمودند: حرف من به دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد؛ دشمن را خوب بشناسيد؛ مبادا از شناسايى دشمن غفلت كنيد؛ غريبه‌هايى را كه در لباس خودى خودشان را در همه جا داخل مى‌كنند بشناسيد، دست‌هاى پنهان را ببينيد. هيچ كس به‌خاطر غفلت ستايش نمى‌شود.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران، مقام معظم رهبري پس از حوادث كوي دانشگاه در 18 تير 78 در ديدار با اقشار مختلف مردم در تاريخ 21 تير 78 بيانات و منويات مهمي درخصوص اين حوادث بيان كردند كه امروز و پس از گذشت 13 سال از آن رويداد، بازخواني اين بيانات در آستانه 21 تير مي‌تواند بيانگر بسياري از حقايق باشد؛ در ادامه متن كامل بيانات ايشان در آن تاريخ آمده است.

«برادران و خواهران عزيز؛ خيلى خوش آمديد. حرف‌هاى گفتنى زياد است؛ اما مطلبى كه از نظر من مهم‌تر از همه است و ذهن مرا مشغول كرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجويان است. اين حادثه تلخ، قلب مرا جريحه‌دار كرد؛ حادثه غيرقابل قبولى در جمهورى اسلامى بود.

حمله به منزل و مأوا و مسكنِ جمعى - بخصوص در شب يا در هنگام نماز جماعت - به هيچ وجه در نظام اسلامى قابل قبول نيست. جوانان اين كشور - چه دانشجويان و چه غير دانشجويان - فرزندان من هستند و هرگونه چيزى كه براى اين مجموعه‌ها مايه اضطراب و ناراحتى و اشتباه در فهم باشد، براى من بسيار سخت و سنگين است. هركسى بوده، فرق نمى‌كند؛ چه در لباس نيروى انتظامى، چه در غير آن. مسلماً با كسانى‌ كه در نظام جمهورى اسلامى تخلّف مى‌كنند، بايد برخورد شود اما با كسى كه تخلّفى نكرده است؛ كسى‌كه در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محيط جوان دانشجويى، كار بسيار خطا و ناروايى است اگر برخورد شود.

براى من، حادثه خيلى تلخى بود

اين كه صد نفر يا دويست نفر از كوى دانشگاه خارج شدند و حرفهايى زدند و شعارهايى دادند، بهانه و مجوّزى نمى‌شود براى اين‌كه كسانى، در هر لباس و با هر نامى، وارد آن محيط شوند و كارهاى ناروايى انجام دهند؛ بخصوص وقتى كه نام مقدّس نيروى انتظامى در ميان مى‌آيد، عملى كه موجب شود نيروى انتظامى بدنام گردد، قضيه را سخت‌تر مى‌كند. شما مى‌دانيد كه امروز نيروى انتظامى در اطراف كشور، در جاده‌ها، در مرزها، در برخورد با اشرار، چه جانفشانيهايى مى‌كند و چه زحماتى مى‌كشد. چقدر از اينها براى حفظ امنيت ما، جان خود را از دست مى‌دهند. با اين حال، به‌وسيله چند نفر عملى انجام شود كه چهره اين خدمتگزاران در نظر بعضى تيره گردد؛ آيا اين انصاف است؟! يا آن طورى كه نقل كرده‌اند، بعضى با آوردن نام مقدّس «يا حسين» و «يا زهرا» وارد اتاق دانشجوى بسيجى يا دانشجوى جانباز شوند و او را از خواب بپرانند، يا آن‌طور حوادثى را به‌وجود آورند؛ آيا اين درست است؟! اينها قلب را مى‌فشارد. اين همه جوان مؤمن، عاشقان امام حسين، عاشقان فاطمه زهرا، در همه جاى كشور، در خدمت اسلام، در خدمت كشور، در طول دوران دفاع مقدّس، در هر خطرى كه اين كشور را تهديد كند، سينه سپر مى‌كنند و وارد مى‌شوند اما بعد كسانى با استفاده از اين نام‌ها حوادثى را به‌وجود آورند. براى من، حادثه خيلى تلخى بود. البته من تأكيد كردم كه اطراف اين حادثه تحقيق شود و بروند حادثه را درست بسنجند. قرار شد رئيس جمهور محترم و مسؤولان، هيأت تحقيقى را تعيين كنند؛ من هم ممكن است خودم كسى را در اين هيأت بگذارم.

حرف من به دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد

من چند حرف دارم؛ يك حرف با دانشجويان، يك حرف با عموم ملت ايران، يك حرف، بخصوص با شما جوانان، يك حرف هم با دشمن. حرف من به دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد؛ دشمن را خوب بشناسيد؛ مبادا از شناسايى دشمن غفلت كنيد. غريبه‌هايى را كه در لباس خودى خودشان را در همه جا داخل مى‌كنند بشناسيد؛ دستهاى پنهان را ببينيد. هيچ كس به‌خاطر غفلت ستايش نمى‌شود. هيچ‌كس به‌خاطر چشم‌ها را بر هم گذاشتن، مدح نمى‌شود. اگر بر آدم غافل ضربه‌اى وارد شد، اوّل كسى كه مسؤول و مذموم است، خود اوست؛ مراقب باشيد. دانشجو، قشر فاخر و با ارزشى است. دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعى مى‌كنند بلكه بتوانند دانشجويان را در مقابل نظام قرار دهند؛ اما موفّق نشدند؛ بعد از اين هم موفّق نخواهند شد. اگر يك عدّه نفوذى خواستند از فرصتى استفاده كنند و از آب گل‌آلودى ماهى بگيرند - وارد اجتماع دانشجويان شدند و شعارهايى درست كردند و حرفهايى زدند - خيال نكنند كه ما اشتباه خواهيم كرد؛ نه، ما اشتباه نخواهيم كرد. ما مخاطب و طرفِ خودمان را مى‌شناسيم. دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به اين كشور است. دشمن است كه مى‌خواهد با نام دانشجو يا با نام نفوذ در ميان دانشجويان، فساد و تباهى كند؛ خود دانشجويان بايستى هوشيارانه متوجّه باشند.

در يك چنين موقعيّت و فصل حسّاسى مثل اين فصل سال - فصل امتحانات دانشجويى، فصل كنكور؛ كه همه خانواده‌هايى كه جوانى دارند، اين فصل كه مى‌شود، همه همّت خودشان را مى‌گذارند كه جوانشان حواسش جمع باشد و بتواند در امتحان يا در كنكور موفّق شود - آن كدام دستى است، آن كدام دشمن آينده اين مملكت و دانشگاه اين مملكت است كه اين طور جوانان را به يك سمت انحرافى مى‌كشاند، سرگرمى درست مى‌كند و تشويق مى‌نمايد به اين كه سراغ درس و سراغ امتحان نرويد؛ اجتماع كنيد؟! اوّل كسى كه اين جا بايد هوشيارانه چشم خود را باز كند و تصميم بگيرد، خودِ دانشجوست.

اگر امنيت ملى نباشد هيچ دولتى نمى‌تواند كار كند

به ملت ايران هم عرض مى‌كنم: اى ملت بزرگ و شجاع كه بيست سال است دشمنى را كه انقلاب از اين كشور بيرون راند، با قدرت پشت در نگه داشتيد و نگذاشتيد كه اين دشمن از هيچ منفذى وارد شود؛ بهوش باشيد. اين معناى حرفهاى مكرّرى است كه من در اين چند سال به ملت ايران و به مسؤولان عرض كرده‌ام كه دشمن درصدد نفوذ است. هر پنجره‌اى پيدا كند، وارد خواهد شد؛ هوشياريتان را بيشتر كنيد. دشمن، امنيت ملى ما را هدف گرفته است. امنيت ملى براى يك ملت، از همه چيز واجبتر است. اگر امنيت ملى نباشد هيچ دولتى نمى‌تواند كار كند؛ براى سازندگى، هيچ سنگى روى سنگ گذاشته نخواهد شد. وقتى كه هرج و مرج و ناامنى باشد، هيچ مشكلى از مشكلات مملكت حل نخواهد شد؛ نه اقتصاد مردم، نه فرهنگ مردم، نه مسائل اجتماعى مردم، نه مسائل سياسى مردم. وقتى امنيت نبود، همه اينها از بين خواهد رفت. دشمن اين را هدف گرفته است. اين را ملت ايران در همه جاى كشور بايد بفهمد؛ كه البته مى‌فهمد و مى‌داند. بحمداللَّه ملت هوشيار است.

اگر عكس مرا هم آتش زدند و يا پاره كردند، بايد سكوت كنيد

يك حرف هم به شما جوانان عرض مى‌كنم. جوانان عزيز! شما اميدهاى انقلاب و اسلاميد. رفتار شما مى‌تواند اين مملكت را در جهت شكوفايى، با سرعت به پيش ببرد. وقتى جوان مملكت هوشيارانه، با تدبير، با حلم و با توجه به موقعيّتها، حرف بزند و تصميم بگيرد و عمل كند، كشور گلستان خواهد شد. وقتى هيجانات كور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد كرد. بارها گفته‌ام، باز هم تكرار مى‌كنم؛ من معتقدم كه جوان مملكت بايستى در همه ميدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط. اين‌گونه حركاتى كه ملاحظه شد كسانى به دانشگاه حمله كنند، ناشى از بى‌انضباطى است؛ با هر نامى انجام گيرد، غلط و محكوم است. اگر با نام دفاع از دين هم انجام گيرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولايت هم انجام گيرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‌ام در اجتماعات كسانى كه مخالفند، هيچ كس نبايد رفتار خشونت‌آميز داشته باشد؛ چون اين، دشمن را خوشحال مى‌كند. بارها ما اين حرف را گفتيم، چرا گوش نكردند؟! چرا گوش نمى‌كنند؟! حتّى اگر يك حرفى كه خون شما را به جوش مى‌آورد به زبان آورند - مثلاً فرض كنيد اهانت به رهبرى كردند - باز هم بايد صبر و سكوت كنيد. اگر عكس مرا هم آتش زدند و يا پاره كردند، بايد سكوت كنيد. نيرويتان را براى آن روزى كه كشور به آن نيازمند است، براى آن روزى كه نيروى جوان و مؤمن و حزب‌الّلهى بايد در مقابله با دشمن بايستد، حفظ كنيد، والاّ حالا فرض كنيم يك جوان، يا يك دانشجوى فريب‌خورده‌اى هم حرفى زد و كارى كرد؛ چه اشكالى دارد؟ من از او صرف‌نظر مى‌كنم.

دشمنان بدانند كه خواب برگشتن آمريكا به اين مملكت، يك خواب پريشان و غيرقابل تعبير است

و اما يك مطلب به دشمن مى‌گويم؛ هر كه هست و هرجا هست. دشمنان اصلى ما در سازمانهاى جاسوسى، طرّاحان اين قضايا هستند. اين پولى كه مجلس امريكا تصويب كرد كه بايد براى مبارزه با نظام ايران صرف شود، اين پول و چندين برابر اين پولها كجا مصرف شد؟! معلوم است؛ براى همين‌طور طرّاحيهايى مصرف مى‌شود؛ شكّى نيست. اين دشمنان بدانند كه خواب برگشتن امريكا به اين مملكت، يك خواب پريشان و غيرقابل تعبير است. اين عناصر داخلىِ حقير، اين عناصر سياسىِ مطرود و منفور، كه ملت اينها را مثل دندان فاسدى بيرون آورد و به يك طرف پرتاب كرد، هجده، نوزده سال است كه كمين گرفته‌اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بكشند. اينها هم بدانند كه اشتباه كردند؛ در همين قضيه هم اشتباه كردند، خودشان را لو دادند و چهره خودشان را مشخص كردند. درست است كه به دستگاه اطّلاعاتى ما آن ضربه ناجوانمردانه را وارد كردند؛ به دستگاه انتظامى ما هم در اين‌جا اين ضربه را وارد كردند، اما عناصر خدمتگزار و سربازان مخلص و بدون نام و نشان جمهورى اسلامى، اطّلاعات را كسب مى‌كنند و مى‌فهمند كه چه كسى در كجاست و چه‌كار مى‌كند. نمى‌توانند اين ملت را با اين روشها از صحنه مبارزه در راه استقلالشان، در راه اسلام عزيزشان و در راه مبارزه با دشمنانشان عقب برانند.

اى سيّد و مولاى ما! پيش خداى متعال گواهى بده كه ما در راه خدا تا آخرين نفس ايستاده‌ايم

يك نكته هم به اين خطّ و خطوط سياسى عرض كنيم. آقايانى كه سردمداران خطوط سياسى و گرايشهاى سياسى هستيد، حالا برسيد به اين حرفى كه ما مى‌گوييم شما خوديها وقتى سر قضاياى بيهوده اين‌طور با هم درگير مى‌شويد، دشمن سوء استفاده مى‌كند؛ بفرماييد، اين يك نمونه؛ ديديد دشمن چطور استفاده كرد؟! ديديد دشمن چگونه نيش خود را زد؟! اين مسائل را كنار بگذاريد. البته ما اصرار نداريم كه همه يك طور فكر كنند؛ اما براى كار سياسى و درگيرى سياسى، حدّى قائل شويد و خطّ قرمزى بگذاريد. بى‌حساب و كتاب با هم مبارزه نكنيد كه آن‌قدر مشغول شويد كه به دشمن اجازه دهيد اين‌طور بيايد و داخلِ اين ميدانها بشود. سرِ اين قضيه قانون مطبوعات و سرِ قضاياى گوناگون ديگر، چه جنجال و چه دعوايى به راه افتاد! همه‌اش مسائل خطّ و خطوط! براى چه؟ براى اين كه قانونى در مجلس تصويب مى‌شود! من به يك جريان سياسى خاص اشاره نمى‌كنم؛ خطاب من به همه است. براى من، آن خطّ و اين خط و هر خطّ سياسى و سليقه سياسى ديگر، تفاوت نمى‌كند. براى من، مناط و ملاك، راه خدا و راه امام و راه اسلام و حفظ كشور و رعايت مصالح مردم و حفظ آينده كشور مطرح است. براى من فرقى نمى‌كند كه فلان كس متعلق به خطّ «الف» است، فلان كس متعلّق به خط «ب» است. من به همه عرض مى‌كنم؛ شما هم هشيار باشيد.

آخرين جمله را هم به امام و مقتداى خودمان ولىّ‌عصر ارواحنافداه عرض كنيم: اى سيّد و مولاى ما! پيش خداى متعال گواهى بده كه ما در راه خدا تا آخرين نفس ايستاده‌ايم. بزرگترين آرزو و افتخار بنده اين است كه در اين راهِ پُرافتخار و پُرفيض و پُربهجت، جان خودم را تقديم كنم. ان‌شاءاللَّه خداوند متعال شما را موفّق و مؤيّد بدارد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌»

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 13:2  توسط narsis | 
گروهک تروريستي منافقين اخيرا با انتشار بيانيه اي ناخواسته پرده از حقايقي برداشت که نشان از تامين منابع مالي هنگفت اين گروهک تروريستي از منابع آمريکايي و انگليسي دارد.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ در بيانيه منتشر شده از سوي گروهک تروريستي منافقين آمده است؛ طي چهار ماه گذشته هزينه سوخت ژنراتورهاي ليبرتي بيش از يک ميليون دلار بوده است. با اين وجود جالب است که گروهک تروريستي منافقين مدعي عدم حمايت مجامع بين المللي از آنهاست و گله مندند مخارج شان را تامين نمي کنند!

با توجه به اينکه گروهک تروريستي منافقين از منابع تجاري و اقتصادي مستقلي برخوردار نيست و دائما دست گدايي به سوي نهادهاي غربي دراز کرده و مي کند هر از چندگاهي با برگزاري تجمعاتي هزينه هاي هنگفتي را صرف اعمال ضد بشري خود مي کند. سوالي که در اينجا مطرح مي شود اين است منافقين چگونه مخارج خود را تامين مي کند؟

چطور حمايتي از اين گروهک تروريستي نمي شود ولي از سوي ديگر شاهد برگزاري تجمعات،سخنراني ها و ... باصرف هزينه هاي هنگفت اين گروهک در کشورهايي خاص هستيم.

به عنوان مثال کمپاني آمريکايي-انگليسي "براون لويد جيمز" که از سال 2011 به استخدام منافقين درآمد،تنها بابت ارائه مشاوره در 2 ماه مه و ژوئن 40 هزار دلار دريافت کرد.

اين شرکت طي مدت قرارداد خود با منافقين وظيفه لابي گري و اجير کردن سخنران و راه اندازي تظاهرات براي گروهک تروريستي منافقين را بر عهده داشت.

از سوي ديگر نيز يک آژانس آمريکايي به نام "هري واکر" فعاليتي مشابه کمپاني "براون لويد جيمز" را براي منافقين انجام مي دهد و مشغول فعاليت براي منافقين، برگزاري جلسات و سخنراني ها در هتل هاي مجلل و استخدام سخنران است "هوارد دين" (رئيس پيشين حزب دموکرات) نيز اعتراف کرده که وي توسط اين شرکت براي سخنراني در جلسات منافقين استخدام شده و دستمزد مي گيرد.

شرکت "اسپيکرز قرن 21" در پنسيلوانيا سخنران کرايه مي دهد و همچنين براي لابي جهت خروج منافقين از ليست تروريستي و حمايت از مريم رجوي در آمريکا توسط شوراي ملي مقاومت استخدام شده است.

گفتني است؛ اين کمپاني براي تحليل گران يک بانک فکري در واشنگتن جهت سخنراني در کنفرانسي در ژنو با پرداخت هزينه سفر،هتل و دستمزد 10 هزار دلاري براي هر سخنران، دعوت نامه ارسال کرد.

شرکت "اکزکيوتيو اکشن" متعلق به "کن ليوينگتون" است که در عين حال عضو "کميته سياست ايران" (به رياست "ريموند تنتر" که براي حمايت و لابي منافقين تاسيس شده) است. ليوينگتون از جنگ طلبان شناخته شده آمريکا است و تا به حال چند گزارش در محکوميت موضع رسمي آمريکا عليه منافقين ارائه داده است.

شرکت وي همچنين تعدادي تجمع و کنفرانس در حمايت از "منافقين" برگزار کرده است.اين شرکت ها و جوامع پوششي منافقين،همچنين جمع کردن و استخدام سياهي لشکر براي تظاهرات و گردهمايي هاي اين فرقه را بر عهده دارند. مانند مناسبت هاي 17 ژوئن 2012 در فرانسه که با پرداخت پول و سفر مجاني، تعدادي شهروند خارجي را که هيچ تناسبي با منافقين و عقايد شوم آنها نداشتند صرفا به خاطر دادن پول،غذا و گشت و گذار در نقاط مختلف فرانسه اجير کرده يا تجمع اندک اوت امسال در مقابل وزارت خارجه آمريکا که رسانه ها از قول شرکت کنندگان خارجي گزارش دادند که اصلا راجع به موضوع تظاهرات بي خبر بوده و مابه ازاي دريافت پول در تظاهرات شرکت کرده بودند.

مقامات و سخنرانان استخدامي در آمريکا که همگي مجبور به اعتراف شده اند بابت هر سخنراني در تجمعات مربوط به منافقين،علاوه بر هزينه هاي سفر و هتل درجه يک،پول دريافت مي کنند؛ شامل: "جان بولتون نماينده سابق آمريکا در سازمان ملل، مايکل موکيسي دادستان کل آمريکا (2009-2007)، تام ريج وزير امنيت آمريکا، هوارد دين رئيس پيشين حزب دموکرات، باب فيلنر نماينده کنگره آمريکا، تام تانکريدو نماينده تندروي آمريکايي و يکي از کانديداهاي رياست جمهوري 2008، ژنرال جيمز جونز (مشاور سابق امنيت ملي اوباما)، ژنرال وسلي کلارک، ژنرال آنتوني زيني، ژنرال هيو شلتون، ژنرال پيتر پيس، ژنرال جيمز کاناوي، اندرو کارد وزير پيشين ترابري و رئيس دفتر بوش، لوئيس فري رئيس FBI در سال هاي (2001-1993)، بيل ريچاردسون وزير بازرگاني دولت اوباما،لي هميلتون رئيس سابق کميته روابط خارجي کنگره آمريکا، رودي جولياني شهردار سابق نيويورک، مايکل ريس (مشاور ميت رامني)، ادوارد رندل رئيس پيشين حزب دموکرات آمريکا، آنيتا مک برايد فرستاده ويژه آمريکا در امور زنان در افغانستان، کراولي (سخنگوي سابق وزارت خارجه آمريکا) و همچنين روساي سابق "سيا" جيمز وولي، پورتر گاس،مايکل هيدن و ... هستند.

يک مقام وزارت خارجه آمريکا که به قراردادهاي سخنراني آشناست به کريستين ساينس مانيتور توضيح داد که معمولا به هر سخنران براي يک سخنراني 20 دقيقه اي 20 هزار دلار پيش پرداخت مي شود و علاوه بر هزينه سفر، 25 هزار دلار هم در پايان کار پرداخت مي کنند.

علاوه بر آنچه گفته شد آگهي هاي تمام صفحه منافقين در روزنامه نيويورک تايمز و واشنگتن پست هر کدام بالغ بر 175 هزار دلار خرج دارد.کرايه سالن ها و هتل هاي مجلل براي برگزاري جلسات و کنفرانس ها بسيار هنگفت است.

برآورد شده است که هر جلسه با 10 سخنران استخدامي حداقل 500 هزار دلار هزينه در بر دارد.

آنچه ذکر شد تنها مختصري از مخارج و هزينه هاي هنگفت گروهک تروريستي منافقين است.اما آنچه مهم است اينکه گروهک تروريستي منافقين رفته رفته به زمان خروج کامل از پادگان اشرف و اسکان در کمپ ليبرتي نزديک مي شود ولي با ادعاي نداشتن منبع مالي اقداماتي انجام مي دهد که بسيار هزينه بر است. براين اساس مي توان گفت اين گروهک براي تامين منابع مالي اش علاوه بر دريافت کمک مالي مستقيم از سوي کشورهاي غربي در فعاليت هايي نظير پولشويي و تجارت کثيف از جمله تجارت اسلحه ،تجارت انسان و ... نيز نقش دارد تا با اينگونه اقدامات ضد بشري، ادامه حيات داده و مخارج و هزينه هاي سرسام آورش را تامين کند.

گزارش:شيما قاسم نژاد

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 13:1  توسط narsis | 

 
اختلافات با کادر رهبری گروهک های کومله بدلیل سواستفاده جنسی از دختران کرد افزایش یافته است
مرصاد به نقل از ندای انقلاب ، اخبار بدست آمده از اردوگاه های متعلق به گروهک های کرد مسلح در خاک عراق حکایت از تشدید اختلافات داخلی بدلیل رواج تجاوزات جنسی به دختران پیشمرگ دارد.
بر اساس اعلام منابع خبری ندای انقلاب در یک ماه گذشته اختلافات "محمد شافعی سیادره" با کادر رهبری گروهک های کومله بدلیل سواستفاده جنسی از دختران کرد افزایش یافته است.
این مسئله باعث شده تا "فاروق بابامیری" از اعضای دفتر سیاسی گروهک کومله در انگلستان از دیگر اعضای گروهک در خارج درخواست کرده به حرفهای محمد شافعی توجهی نکنند.
وی در خصوص دلایل این خواسته می گوید: محمد شافعی حق ندارد ، مسئله را به شیوه دیگری جلوه دهد و بگوید من با رهبری مشکل سیاسی دارم، زیرا او با ارتباط غیر اخلاقی آبروریزی کرده و می خواهد با این کارها خودش را تطهیر نماید.
ارتباط غیر اخلاقی "محمد شافعی" با پیشمرگان و کادرهای زن به ویژه "نشات شریفی" به صورت علنی در اردوگاه موجب افزایش اختلافات و درگیری های درون گروهی شده است.


+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 13:0  توسط narsis | 
علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور برای بار دوم تهدید به ترور شده است. براساس این گزارش، طی هفته جاری، نامه‌ای تهدیدآمیز علیه جوانفکر،‌ با پیک موتوری به دبیرخانه موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران تحویل داده شده است.

سايت شبكه ايران مدعی شد:  علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور برای بار دوم تهدید به ترور شده است.
 
علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور برای بار دوم تهدید به ترور شده است. براساس این گزارش، طی هفته جاری، نامه‌ای تهدیدآمیز علیه جوانفکر،‌ با پیک موتوری به دبیرخانه موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران تحویل داده شده است.
 
پیش از این نیز فرد دیگری با ارسال یک نامه مشابه، با ذکر مشخصات خود،‌ جوانفکر را به مرگ تهدید کرده بود. وی با شکایت جوانفکر تحت تعقیب قرار گرفت اما سرپرست موسسه فرهنگی-مطبوعاتی ایران پس از مواجه شدن با اظهار ندامت وی، از پیگیری شکایت خود صرف نظر کرد.
 
جوانفکر از دستگاه های ذیربط درخواست کرده است تا به فوریت این مساله را مورد رسیدگی قرار دهند و عاملان و آمران اینگونه تهدیدها شناسایی و تحت تعقیب قرار گیرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 12:59  توسط narsis | 
پونه قدوسی در صفحه فیس بوک "نوبت شما" خطاب به بینندگان تلویزیون بی بی سی فارسی چنین نوشت:"سلام من پونه ام،امروز آخرین برنامه من در نوبت شماست،چونکه دارم به بخش دیگه ای از بی بی سی می رم".

مرصاد به نقل از بولتن نیوز، روز گذشته اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه به خاطر سوتی پونه قدوسی و سیاوش اردلان در برنامه " نوبت شما "، این دو مجری مهمترین برنامه تلویزیون فارسی بی بی سی (BBCPersian) که مأموریت تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایرانیان را با توسل به شیوه های گوناگون عملیات روانی تعقیب می کند، از کار برکنار شدند.

این اخبار در حالی بر روی سایتهای مختلف خبری قرار گرفت که روز گذشته پونه قدوسی در برنامه " نوبت شما" اعلام کرد که این آخرین اجرای وی در تلویزیون بی بی سی فارسی خواهد بود. پونه قدوسی در صفحه فیس بوک "نوبت شما" خطاب به بینندگان تلویزیون بی بی سی فارسی چنین نوشت: «سلام من پونه ام،امروز آخرین برنامه من در نوبت شماست،چونکه دارم به بخش دیگه ای از بی بی سی می رم.

اما ماجرا از این قرار است که برنامه " نوبت شما" چند روز پیش یک گاف بزرگ داد؛ گویا عدم وقوف و إشراف گردانندگان بی بی سی به زیرمجموعه های خود باعث شد که عوامل این شبکه با صرف نظر از اصول حرفه ای سعی کردن تا دوباره یک سناریوی واحد را با جملاتی دقیقا عین یکدیگر، از زبان دو به اصطلاح مخاطب که ظاهرا از دو موقعیت جغرافیایی مختلف با نوبت شما تماس گرفته بودند، روی آنتن شبکه ببرند. موضوعی که از دید رسانه های ایران دور نماند و عاملی شد برای مضحکه عوامل پشت صحنه و مدیران بی بی سی فارسی، به خصوص صادق صبا!.

به هر حال به نظر می رسد گردانندگان بی بی سی فارس از  برکناری دو مجری فوق که به طور عام و خاص خود را در اختیار صادق صبا قرار داده بودند دو هدف را مد نظر خود دارند:  

1- برای اعاده آبروی از دست رفته، وانمود کنند حرکت ظاهر کودکانه ولی در اصل برنامه ریزی شده یادشده ارتباطی با سیاست های شبکه نداشته، بلکه تنها تخلف دو تن از عوامل پیش پا افتاده بوده که بی بی سی بدون فوت وقت با آن ها برخورد کرده است.

2- "صادق صبا" [مدیر بی بی سی فارسی] و "لیلا خدابخشی" [سردبیر نوبت شما] که با برملا شدن این ترفند کودکانه، موقعیت خود را متزلزل دیدند، قبل از بازخواست شدن از سوی مسؤولان سرویس جهانی بی بی سی و مقامات ذیربط در وزارت خارجه انگلیس، دو نیروی جزء را قربانی کرده اند تا مسؤولیت تمام رخدادهای مسأله دار شبکه را به گردن آن ها بیندازند و دیگر کسی خودشان را مورد مؤاخذه قرار ندهد.

اما مشکل اصلی اینجاست که به کارگیری شیوه های عملیات روانی مانند آنچه شرحش گذشت، همیشه از روش های بسیار جدی و جاری در برنامه های بی بی سی بوده و این دو کارمند جزء فقط مجری سیاست های دیکته شده مدیران رده بالای شبکه بوده اند. در واقع آن ها از خود اختیار و اجازه ای نداشته اند که بتوانند سرخود چنین رویه ای را در پیش بگیرند.

به علاوه، همین که بی بی سی فارسی آن دو [پونه و سیاوش] را اخراج نکرده، بلکه به جابجا کردنشان بسنده نموده است نشان می دهد که بنگاه دروغ پراکنی انگلیس این تغییر ظاهری را صرفا با انگیزه تطهیر خود انجام داده است، نه تصحیح رویکردهای غلط و غیرحرفه ای شبکه

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 12:57  توسط narsis | 

در مقاله‌اي جديد فاش شده است يک واحد ترور در آژانس جاسوسي اسرائيل (موساد) موظف به کشتن دانشمندان ايراني است.

مرصاد به نقل از رجا: به گزارش پرس تی وی اين مقاله که روز شنبه (۱۷ تير، ۷ جولاي) در وب سايت خبري سي‌بي‌اس (CBS) منتشر شد، برگرفته از کتابي جديد تحت عنوان "جاسوسان عليه آرماگدن (جنگ نهايي): درون جنگ‌هاي سري اسرائيل" نوشته دان رابيو، خبرنگار سي‌.بي.‌اس و يوسي ملمان، خبرنگار اسرائيلي است.

اين مقاله، اطلاعاتي مشروح درباره چگونگي آموزش ماموران و انجام عمليات جاسوسي يک واحد فوق سري موساد در ايران، موسوم به کيدون (لفظ عبري معادل سرنيزه) ارائه مي‌دهد.

در اين مقاله آمده است، اين کتاب که تحقيقي در مورد ۵۰ سال اقدامات تروريستي و آدمکشي توسط موساد است، نتيجه‌گيري مي‌کند تمام تروريست‌هاي فعال در ايران، اسرائيلي‌هايي هستند که با استفاده از گذرنامه‌هاي جعلي به ايران سفر کرده‌اند.

آموزش اعضاي کيدون هر عنصري را که براي يک عمليات جاسوسي لازم است، شامل مي‌شود. عوامل اين واحد همچنين با عمليات شناسايي رمز و ارتباطات محافظت شده مورد آموزش قرار مي‌گيرند.

در ادامه اين مقاله آمده است کيدون بسيار سري و تفکيک شده است و واحدهاي آن در خارج از مقر موساد مستقر هستند.

اين مقاله همچنين تاکيد مي‌کند، هدف کيدون از اقداماتش، ايجاد اختلال در برنامه انرژي هسته‌اي ايران است.

دان رابيو پس از انتشار کتاب و مقاله به آسوشيتدپرس تصريح کرد، عوامل موساد وارد ايران شده و با استفاده از خانه‌هايي که در پيش از انقلاب در اختيار آن‌ها بوده است، عمليات خود را اجرا کرده‌اند.

همچنين يوسي ملمان نيز پس از انتشار کتاب "جاسوسان عليه آرماگدن: درون جنگ‌هاي سري ايرائيل" در گفت‌وگو با آسوشيتدپرس تاکيد مي‌کند که اسرائيل حمله ويروس يارانه‌اي فليم (شعله) را براي ايجاد اتلال در برنامه هسته‌اي ايران طراحي کرده است.

وي مي‌افزايد: اين ويروس توسط يگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائيل با کمک آژانس امنيت ملي امريکا اجرا شده است.

ايران نيز مي‌گويد، مصطفي احمدي روشن، داريوش رضايي نژاد، مجيد شهرياري و مسعود علي محمدي، دانشمندان اين کشور همگي توسط ماموران اسرائيل کشته شده‌اند.

احمدي روشن و راننده وي (رضا قشقايي) ژانويه ۲۰۱۲ بعد از اين که يک موتور سوار بمبي مغناطيسي را به خودروي آن‌ها چسباند، کشته شدند.

افراد مسلح همچنين ۲۳ جولاي ۲۰۱۱ (۱ مرداد ۹۰) رضايي نژاد را در نزديکي خانه‌اش در تهران ترور کردند. رضايي نژاد و همسرش در مسير مهدکودک فرزند خود بودند که دو مرد موتور سوار به آن‌ها نزديک شدند. افراد مسلح نام وي را صدا کرده و هنگامي که اين دانشمند ۳۵ ساله روي خود را برگرداند، وي را در ناحيه گردن هدف گلوله قرار دادند.

تروريست‌ها همچنين ۲۹ نوامبر ۲۰۱۰ (۸ آذر ۱۳۸۹) به خودروهاي مجيد شهرياري و فريدون عباسي، اساتيد دانشگاه بمب‌هايي را متصل و سپس منفجر کردند. در اين حملات، شهرياري فورا جان سپرد اما دکتر عباسي و همسر وي جان سالم به در بردند.

مسعود علي محمدي، مدرس دانشگاه تهران نيز ژانويه ۲۰۱۰ بر اثر انفجار يک موتور سيکلت بمب گذاري شده جان خود را از دست داد. اين انفجار در نزديکي خانه اين مدرس دانشگاه در منطقه قيطريه واقع در شمال تهران روي داد.

امريکا، رژيم اسرائيل و بعضي از متحدان آن‌ها تهران را به پيگيري اهداف نظامي در برنامه انرژي هسته‌اي‌اش متهم کرده و اين اتهام کذب را دستاويزي براي اعمال تحريم عليه اين کشور و تهديد آن به حمله نظامي قرار داده‌اند.

با وجود اين، ايران مي‌گويد به عنوان يکي از امضا کنندگان پيمان منع گسترش سلاح‌هاي اتمي (ان‌پي‌تي) و يکي از اعضاي آژانس بين المللي انرژي اتمي، از حق توسعه و دستيابي به فناوري هسته‌اي براي مقاصد صلح آميز برخوردار است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1391ساعت 12:56  توسط narsis | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد_صل الله علیه و آله_

پیوندهای روزانه
افسران
شجره طیبه صالحین تهران بزرگ
پایگاه اطلاع رسانی مرصاد
مبین
نظریه پردازیهای بها
انقلاب های رنگارنگ/
روی خط ولایت
از همه رنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
93/09/05 - 93/09/21
93/09/08 - 93/09/14
93/09/01 - 93/09/07
93/08/22 - 93/08/30
93/08/05 - 93/08/21
93/08/08 - 93/08/14
93/08/01 - 93/08/07
93/07/22 - 93/07/30
93/07/05 - 93/07/21
93/07/08 - 93/07/14
93/06/22 - 93/06/31
93/06/05 - 93/06/21
93/06/08 - 93/06/14
93/06/01 - 93/06/07
93/05/22 - 93/05/31
93/05/05 - 93/05/21
93/05/08 - 93/05/14
93/05/01 - 93/05/07
93/04/22 - 93/04/31
93/04/05 - 93/04/21
93/04/08 - 93/04/14
93/04/01 - 93/04/07
93/03/22 - 93/03/31
93/03/05 - 93/03/21
93/03/08 - 93/03/14
93/03/01 - 93/03/07
93/02/22 - 93/02/31
93/02/05 - 93/02/21
93/02/08 - 93/02/14
93/02/01 - 93/02/07
93/01/22 - 93/01/31
93/01/05 - 93/01/21
93/01/08 - 93/01/14
93/01/01 - 93/01/07
92/12/22 - 92/12/29
92/12/05 - 92/12/21
آرشيو
برچسب‌ها
لباس (1)
چگونه است (1)
دانشگاه های دنیا (1)
دانشجویانِ (1)
پیوندها
جا مانده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

دانشجو