انتخابات 1400 ایران قوی لیست شورای شهر تهران قوی

مهدی چمران ۲۵۷۴

پرویز سروری ۴۶۱۸

مهدی اقراریان ۱۵۷۱

سید محمد آقامیری ۱۵۶۵

محمد آخوندی ۱۲۷۱

ناصر امانی ۱۶۲۷

مهدی بابائی ۱۷۵۱

جعفر بندی شربیانی ۱۸۸۱

مهدی پیرهادی ۲۱۸۹

سید جعفر تشکری هاشمی ۲۲۵۱

نرجس سلیمانی ۴۶۶۵

زهرا شمس احسان ۴۸۶۷

احمد صادقی ۴۹۶۷

مهدی عباسی ۵۴۱۹

سید احمد علوی ۵۵۶۸

علی اصغر قائمی۵۸۲۵

حبیب کاشانی ۵۹۲۹

میثم مظفر ۶۶۴۵

نرگس معدنی پور ۶۶۵۲

علیرضا نادعلی شهرستانکی ۶۹۴۵

سوده نجفی ۶۹۷۶

انتخابات 1400 لیست شورای شهر تهران خبرگان مجلس رئیس جمهور

کاریکاتور/رقابت الپهلوی‌و‌منافقین برای‌گدایی از آل‌سعود

به گزارش سرویس چندرسانه ای شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در این سفر پنهانی مقامات سعودی در جهت رسیدن به اهداف شوم خود و برای ایجاد اخلال در امنیت ملی ایران، مبلغی به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار آمریکا به رضا پهلوی هدیه داده‌اند

مخاطب‌ بنده حضرات آیات مکارم و نوری نبودند

جهان نيوز، حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در دوره معرفت رضوی دانشگاه آزاد اسلامی در جمع دانشجویان، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه، « شما گفتید ریشه سکولاریسم در حوزه است، آیا با مواضع برخی مراجع نظر شما تغییر کرده است؟» گفت: سخنی که از آقایان نقل شد با آنچه من گفتم منافاتی نداشت. یعنی مربوط به یک مطلب نبود. 

مخاطب‌ بنده حضرات آیات مکارم و نوری نبودند/ فضاسازی اخیر از تهران هدایت و در قم اجرا شد/ امام حرف‌هایی را زده که من اصلا جرأت نمی‌کنم بگویم!/ سکولاریسم در حوزه را رهبری دو یا سه بار مطرح کردند

وی ادامه داد: من احتمال قوی می‌دهم تمام سخنانی که بنده در مدرسه فیضیه داشتم مطالعه نشده و تمام فیلم سخنرانی را ندیدند. چون آنچه به عنوان پاسخ داده شد، اصلا چیزهایی نبود که ربطی به آنچه که من گفتم داشته باشد.

ازغدی تاکید کرد: به طور مثال من سوالی پرسیدم که آیا اگر کسی چهارتا حاشیه و شرح بخواند مرجع می‌شود؟ ولی دیدم دوستان آن را به صورت خبری نقل کرده‌اند، اینگونه که فلانی گفته کسی که چندتا حاشیه و شرح بخواند مرجع می شود! من راجع به اینها بحث کردم و اصلا من سوالی گفتم نه خبری! ما راجع به اینها بحث کردیم نه راجع به مراجع موجود، بعد اینکه من سؤالی مطرح کردم نه اینکه خبری، ولی متأسفانه اینگونه برداشت شده که این سخنان توهین به فلان چیز است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: متاسفانه برخی مواقع مسائل درست منتقل نمی‌شود و یا اینکه درست خوانده نمی‌شود. یک بخشی هم حتما به دلیل عدم اشراف به مطالب گفته شده بوده است.

رحیم‌پور ازغدی تصریح کرد: من اصلا معتقدم آنچه که گفتم و به آن معتقدم مبنای انقلاب اسلامی بوده و حرف‌های صریح و تعابیری است که امام(ره) در سخنرانی‌های مختلف و حتی در وصیت‌‌نامه خود گفته و سخنانی که امام در این باره داشته یکی دو تا نیست.

وی گفت: امام حرف‌هایی را زده که من اصلا جرأت نمی‌کنم بگویم! امام می‌گوید افعی‌های خوش خط و خال حوزه! چه کسی جرأت می‌کند این حرف‌ها را بزند؟ خوب شد من این حرف را نزدم، وگرنه می‌گفتند فلانی گفته در حوزه افعی داریم.

این استاد حوزه تصریح کرد: خیلی جالب است، اینها حرف‌های امام است و ما جرأت نمی‌کنیم آنها را بگوییم! برخی از انتقادهایی که شهید بهشتی و شهید مطهری کرده را ما جرأت نمی‌کنیم بگوییم، ممکن است بگویند اینها توهین به حوزه، روحانیت و مراجع است. 

وی ادامه داد : تعبیر سکولاریسم در حوزه را رهبر انقلاب دو سه بار به کار بردند، در خود قم که ایشان رفتند، گفتند سکولاریزم در حوزه یعنی اینکه بگوییم ما فقط به فقه، مباحث احکام دین در حوزه عبادات، نماز، روزه، نجاسات و معاملات شخصی و اینها کار داریم وگرنه این همه مسائل شخصی، اجتماعی، تمدنی و حکومتی است که اگر حوزه نظر ندهد و دیدگاه‌های اسلامی، مکتبی را با متد جواهری اعلام نکند، آن وقت سکولاریسم غرب جای آن را می‌گیرد چنانچه در خیلی جهت‌ها گرفته است. بیشتر از ۹۵ درصد و اکثر قریب به اتفاق درس‌های خارج از فقه حوزه به همین مسائل پرداخته است. 

رحیم‌پور ازغدی تصریح کرد: بنده طلبه هستم، طلبه مشهد، قم و سالها در کنار این آقایان بوده‌ام و بحث ما این است که خطر سکولاریسم در حوزه خیلی بیشتر از سکولاریسم در دانشگاه است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآور شد: سکولاریسم دانشگاه، سکولاریسم عریان است و ترجمه از منابعی است که می‌گوید دین از دنیا و تمدن جداست، سکولاریسم در حوزه عریان نیست و پنهان است و از موضع حمله به دین نیست، از موضع دفاع دین است، ولی تعریف سکولاریسمی از دین است.

وی افزود: اصلا ولایت فقیه یعنی اینکه با فقه غیرحکومتی نمی‌توانی حکومت کنی. امام وقتی می‌گوید اجتهاد در حوزه‌ها برای حکومت اسلامی کافی نیست، یعنی همین. بحث ولایت مطلقه فقیه که امام مطرح می‌‌کند که مصلحت نظام را با مسائل فقهی تعریف کنید، شرایط زمان و مکان را بفهمید، مسائل جدید را بفهمید، این نیست که استفتاء کنند یک مسئله خاص را و همان را ما بگویند ما جواب دادیم.

رحیم‌پور ازغدی اضافه کرد: بحث ما این بوده و هست که باید صد تا در خارج فقه داشته باشیم یکی بیاد بحث خارج فقه شهرسازی و معماری بگوید، یکی فضای مجازی را، یکی خانواده را با شرایط جدید. با سوالات جدید به سراغ منابع برویم، نباید طوری از واقعیات اجتماعی غافل شویم که سر ما کلاه بگذارند. جریانات سیاسی و موج‌های رسانه‌ای سناریو تعریف کنند و معنای حرف‌ها را عوض کنند.

وی گفت: در مدرسه فیضیه ما ده‌ها مطلب گفتیم، برخی از اینها را هیچ کس نشنید، همانجا به درس‌های علوم انسانی در دانشگاه‌ها اشکال کردند و برخی رشته‌ها در دانشگاه، خطر بی‌سوادی در دانشگاه هم مطرح است،‌ این را کسی مطرح نمی‌کند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: اصلا موضوع آن جلسه در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی بود، در مورد اینکه می‌گویند این طلبه‌ها و آخوندها بردند و خوردند! در صورتی که شما می‌دانید این طلبه‌ها همه با ۵۰۰ - ۴۰۰ هزار تومان در ماه زندگی می‌کنند.

رحیم‌پور ادامه داد:‌ آنجا بحث عدالتخواهی بود؛ اینکه مسئولان فاسد باید مجازات شوند، ده‌ها پلاکارد بود که هیچ‌کدام از این پلاکاردها را هیچ‌کس نشان نداد، یک پلاکارد که نمی‌دانم چه کسی بود و اصلا من هم آن را ندیدم و گفتند که قبل از جلسه شما بوده و جمع شده است، شد تمام جلسه و مابقی جلسه همه حذف شد.

وی تاکید کرد: بحث ما بحث مبارزه با فساد اقتصادی بود و اینکه روحانیت و فیضیه باید در کنار مستضعفین، مردم و کسانی که مشکلات اقتصادی دارند باشند و اینکه باید عدالت اقتصادی قاطع  اجرا شود و اینها همه گم شد، ولی یک تابلو که معلوم نبود از کجا آمده برجسته شد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآور شد: جالب این است که من همه تابلوها را خواندم تا نگویند که سانسور می‌کنیم ولی چنین تابلویی ندیدم. اصلا فرض کنید چنین تابلویی بوده است، ولی چرا باید چنین مسائلی مطرح شود که بگویند اینها تهدید به قتل کردند! البته من فهمیدم که این فضاسازی برای چه بوده، یک کار رسانه‌ای بود که از تهران هم هدایت می‌شد و در قم اجرا شد.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: به نظر من این موضوع برای جلسه‌ای بود که رئیس‌جمهور را خواستند تا برای اقتصاد برجامی و گرانی‌ها توضیح دهد و اینکه چرا مشکلات ما با توصل به آمریکا درست نشد، به نظرم خواستند این مسائل در مجلس مطرح نشود.
وی اظهار داشت: آقای روحانی دو یا سه بار در مجلس گفت که در فیضیه می‌خواستند من را بکشند! معلوم بود که اینها حاشیه‌سازی است. آیا آن بچه‌طلبه‌ای که آن تابلو را بالا برده، زده مرحوم هاشمی را کشته و آمده آنجا اعتراف به قتل کرده و حالا هم می‌گوید می‌خواهم شما را هم بکشیم؟!

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: هزاران هزاران طلبه و مردم قم آمدند و می‌گویند ما همراه مردم و کنار مستضعفین هستیم و نسبت به مفاسد اقتصادی معترضیم، ولی یک دفعه همه اینها محو می‌شود و یک تابلو را علم می‌کنند و تمام یک ساعت و نیم صحبت‌ها را بگویند در مورد توهین به مرجعیت و حوزه بود، اگر اینها توهین است پس از منظر برخی از آقایان، اول باید امام را محاکمه کنید!

ازغدی تاکید کرد: سکولاریسم در حوزه را رهبری دو یا سه بار مطرح می‌کنند. اصلا مخاطب بنده آیت‌الله نوری همدانی، آیت الله مکارم و اینها نبودند، کسان دیگری بودند، ولی یک عده با شیطنت خود و انتقال نادرست مطالب به آقایان، طوری رفتار کردند که انگار ما به اینها داریم می‌گوییم.

وی گفت: تفکر شیعه اینگونه نیست که یک طلبه سر درس به بالاترین استاد خودش هم اشکال می‌کند و آن هم باید جواب بدهد، ما در شیعه این چیزها را نداریم، مخاطب من این آقایانی که می‌گویند نبودند، اصلا این آقایان در حوزه‌های خود به اندازه خودشان کار کرده‌اند، مخاطب من کسان دیگری بودند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در خاتمه با خنده گفت: البته من می‌ترسم از این جلسه هم یک چیزهای درآورند و بگویند که فلان حرف زده شده! خواهش می‌کنم اگر انتقال می‌دهید، کامل انتقال دهید نه اینکه یک تکه از آن را پخش کنید

در حیرتم به چه دلیل مطلبم درباره آزادسازی خرمشهر از صفحه‌ام برداشته شده است

پرویز پرستویی بازیگر کشورمان صبح امروز پست اینستاگرامی را به مناسبت سالروز سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر منتشر کرد(اینجا) که ساعاتی بعد از روی صفحه اش حذف شد.

وی پس از این اتفاق دوباره همان تصاویر را منتشر کرد و نوشت:

دوستان عزیزم
امروز سوم خرداد روز آزاد سازی خرمشهره
وبخاطر همدردی کردن با بازماندگان، قهرمانان بی ادعا و جان برکف که باعث آزاد سازی خرمشهر یا بهتر بگم خونین شهر شدن پستی گذاشتم که هم یاد آور آن روزمان باشد.
وهم به مسئولین و دولتمردان یاد آوری کنیم که خرمشهر را این مردان خدا آزاد کردن وبر ماست که همیشه بیادشان باشیم ومبادا یادمان برود که هرچه داریم از همین شهدا و جانبازان و مفقودین است .
اما نمیدانم به چه دلیل این پست از اینستای بنده برداشته شده ودر حیرتم که چه اتفاقی افتاده لطفا مرا توجیه کنید که دلیل این کار چیست؟

 

خرمشهر آزاد شد،‌ یادمان نرود، خرمشهر را این مردان خدا آزاد کردند.

می دانم با دیدن این صحنه ها، کلی کامنت خواهم داشت که تو رو خدا این پست و بردارید، آدم حالش بد میشه ولی من میگم اشکالی نداره بزار حالمون بد بشه، بذار مسئولین و دولتمردان ببینند و این دسته بندی ها رو کنار بگذارند. چپ گراو راست گرا، این خط کشی ها رو کنار بگذارند واز اهداف این شهدا و جانبازان و مفقودین پاسداری کنند و احساس مسئولیت کنند و با همدلی و خلوص برای حفظ ایران زمین تلاش کنند.

چرا که آن ها زمانی که از مملکت و اعتقاداتشان پاسداری میکردند، به هیچ خط کشی فکر نمی کردند، جز حفظ خاک و سرزمین عزیزمان ایران؛ نه به دنبال قدرت بودن و نه طلبی از کسی داشتن و نه دارند.

ما همگی برای قطره قطره خونی که این عزیزان ریختند مسئولیم، نیستیم!؟

روح همه قهرمانان سرزمینمان شاد ویادشان گرامی

مسئولان، نخبگان و افراد مؤثر در تصمیمات کلان هدفهای مشخص پروژه نفوذند

 

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار دو هزار و پانصد نفر از فرماندهان بسیج، این نهاد را «نماینده پر برکت و بالنده مجموعه ملّت» خواندند و ضمن تبیین روشهای دشمنی استکبار با ملّت ایران تأکید کردند: ملّت ایران در نزاع و جنگ واقعی جبهه استکبار با «جبهه هویت خواه و استقلال طلب»، به وظایفش در دفاع از مظلومان به ویژه ملّت شجاع فلسطین و انتفاضه ی کرانه باختری عمل خواهد کرد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان بسیج | دانلود فایل

 

حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک ۵ آذر سالروز فرمان تشکیل بسیج، آن را هنر امام(ره) و پدیده ای ابتکاری و مبارک خواندند و گفتند: تشکیل گروههای مقاومت در برخی کشورها و در دوران مبارزه با اختناق، سابقه داشته است اما اینکه گروههای مقاومت بعد از مرحله پیروزی باقی بمانند، بالنده تر شوند و از لحاظ کمیّت و کیفیّت توسعه یابند فقط مخصوص بسیج است.


رهبر انقلاب اسلامی در تعریف دقیق بسیج گفتند: بسیج برخاسته از متن مردم و نماینده مجموعه ملّت است و بسیجیان آحاد مردمی هستند که با هدف والای الهی و با روحیه خستگی ناپذیر، در هر میدانی که لازم باشد، حضور پیدا می کنند و استعداد خود را بروز می دهند و از خطرات این راه نیز نمی هراسند.


حضرت آیت الله خامنه ای بروز و توسعه استعدادهای مردمی در قالب بسیج را یکی از حقایق شگفت آور بسیج خواندند و خاطرنشان کردند: علاوه بر سرداران نام آور و بزرگ دفاع مقدس، افراد برجسته ای نیز که در عرصه علم و فناوری همچون شهدای هسته ای، کارهای بزرگی انجام داده و می‌دهند، در واقع بسیجی بوده و هستند.


ایشان از جمله ویژگیهای مهم بسیج را حضور در عرصه های مختلفِ نظامی، علمی، فناوری، هنری، فرهنگی و اقتصاد مقاومتی برشمردند و افزودند: به مسئولان دولت سفارش کرده ام که در اقتصاد مقاومتی از ظرفیت بسیج استفاده شود اما فرماندهان بسیج باید بسیار مراقب باشند زیرا مسائل مالی و اقتصادی از مواردِ بسیار لغزنده و از دام های دشمن است.


رهبر انقلاب اسلامی هدف بسیج از حضور در عرصه های مختلف را دفاع از آرمانها، ارزشها و هویت انقلابی و ملّی در مقابل دشمن «غدار، زرنگ، متقلّب و شیطان صفت» خواندند و گفتند: دولت امریکا امروز مظهر دشمنی استکبار با ملت ایران است.


ایشان با تأکید بر اینکه اکنون درگیری اصلی در عرصه جهانی میان جبهه¬ی حرکت استکباری به سردمداری امریکا و جبهه ی حرکت ارزشی و استقلال ملی و هویتی با محوریت جمهوری اسلامی ایران است، افزودند: استکبار علاوه بر سازمانها و دستگاههای سیاسی، از قدرت مالی و پشتوانه کمپانی ها و شرکت های بزرگ صهیونیستی برخوردار است و در واقع جبهه ی استکبار با استفاده از مثلثِ زر و زور و تزویر در حال برنامه ریزی مستمر است.


رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: تزویر در عملکرد دستگاههای سیاسی و دیپلماسی استکبار یعنی در همان حالی که به شما لبخند می زنند و شما را در آغوش می گیرند، خنجر خود را در قلبتان فرو می کنند.


ایشان با اشاره به ضرورت هوشیاری دائم در مقابل شیوه های مختلف «دشمنی سخت و نرم استکبار» خاطرنشان کردند: از جمله موضوعات بسیار مهم در دشمنی نرم، استفاده از پروژه  «نفوذ» است.
رهبر انقلاب افزودند: برخی به طرح موضوع نفوذ واکنش نشان دادند و گفتند که از این موضوع، استفاده جناحی می شود البته اگر کسانی از آن استفاده جناحی می کنند، کار اشتباهی است، اما این حرفها نباید موجب غفلت از اصل موضوع «نفوذ» و فراموشی آن شود.


حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: مهم این است که بدانیم و باور کنیم که دشمن در حال طراحی و برنامه ریزی در این زمینه است.


رهبر انقلاب «نفوذ موردی» و «نفوذ شبکه ای و جریانی» را دو روش عمده طراحان و برنامه ریزان این پدیده برشمردند.


ایشان در تبیین نفوذ موردی که نمونه های زیادی در گذشته و حال دارد، خاطرنشان کردند: در این شیوه که در دستگاههای سیاسی، حکومتی و حتی دینی سابقه ای طولانی دارد، عناصر نفوذی با زدن ماسکِ رفتاری یا گفتاری و در چهره دوست، در خانه افراد مورد نظر یا دستگاه و تشکیلات فرد مسئول ورود می کنند.


حضرت آیت الله خامنه ای «جمع آوری اطلاعات» و «جاسوسی» را از جمله اهداف نفوذ موردی خواندند اما تأکید کردند: هدف مهمتری که در نفوذ موردی تعقیب می شود «تصمیم سازی» است.
ایشان افزودند: در روش تصمیم سازی، فرد نفوذی تلاش می کند نگاه مسئول یا شخص مؤثر در حرکتهای جامعه و کشور را در قبال مسائل مختلف تغییر دهد تا او همان تصمیمی را بگیرد و  حرکتی را انجام دهد که آنها می خواهند.


رهبر انقلاب «نفوذ جریانی و شبکه ای» را خطرناک تر از روشهای دیگر خواندند و افزودند: در این روش، دشمن عمدتاً با دو وسیله ی «پول و جاذبه های جنسی»، در درون ملّت و در داخل کشور شبکه سازی می کند تا آرمانها، باورها، و در نتیجه سبک زندگی را تغییر دهد.


حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در نفوذ بسیار خطرناک جریانی، مجموعه ای از افراد با هدفی دروغین، با روشهای متفاوت با هم مرتبط می شوند تا نگاه آنها به مسائل مختلف به تدریج تغییر کند و شبیه نگاه دشمن شود.


رهبر انقلاب این تغییر نگاه را زمینه ساز تغییر آرمانها، باورها و ارزشها دانستند و گفتند: به این ترتیب بیگانگان، بدون شناخته شدن و به خطر افتادن، اهداف خود را محقق می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای مسئولان، مدیران، نخبگان و افراد مؤثر در تصمیمات کلان را هدفهای مشخص پروژه نفوذ خواندند و بار دیگر تأکید کردند: نباید با استناد به سوءاستفاده احتمالی و جناحی برخی اشخاص، اصل قضیه نفوذ و اهمیّت این مسئله را کمرنگ جلوه داد.


ایشان «مسائل حاشیه ای» را مکمل جریان نفوذ خواندند و افزودند: در این قضیه، کسانی که بر ارزشها و اصالتها پای می فشرند به افراطی گری و تندروی متهم می شوند تا در سایه سکوت آنها و تضعیف تدریجی ارزشها و آرمانها، زمینه تحقق اهداف پروژه نفوذ فراهم شود.


رهبر انقلاب در همین زمینه با انتقاد شدید از کسانی و جریانهایی که با اتهام افراطی گری، بسیج را تخطئه می کنند افزودند: نمی گوییم این افراد و جریانها، این کار را آگاهانه انجام می دهند اما با این اتهامات، دانسته یا ندانسته، خاکریز مستحکمِ بسیج را تضعیف و پروژه خطرناک نفوذ دشمن را تکمیل می کنند.


ایشان با توصیه و نصیحت به کسانی که از جایگاهها و تریبون های مختلف، حامیان اصالتها و بنیانهای انقلاب را تضعیف و تخطئه می کنند، افزودند: نباید هرکسی از ارزشها و محکمات انقلاب و امام(ره) گفت با اتهام جناحی گری و افراطی گری روبرو شود.


حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به رشد و بالندگی و «تأثیرگذاری و برکات مستمر بسیج» خاطرنشان کردند: آینده بسیج، درخشان است اما باید مراقب آفاتی بود که بویژه از درون، درخت تنومند بسیج را تهدید می کند.


رهبر انقلاب غرور، غفلت ناشی از غرور و ورود به مسابقه زرق و برق دنیوی را از جمله آفات درونی دانستند که بسیج و بسیجیان باید کاملاً مراقب آنها باشند.


حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین اولویتهای بسیج، تقوا و بصیرت را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: باید صحنه داخلی کشور، رد پای دشمنان و نقاط استحکام درونی را خوب درک کنیم و جایگاه رفیع و پر عزت ملّت ایران را در منطقه و جهان بشناسیم.


ایشان با انتقاد از کسانی که با احساس حقارت در مقابل غرب، تواناییها و ظرفیّتهای عظیم ملّت ایران را انکار می کنند افزودند: البته در داخل، ضعفهایی وجود دارد اما نباید با شیفتگی در مقابل بیگانگان و تحقیر ملّت، جایگاه مهم ایران در منطقه و جهان و دستاوردها و تواناییهای این مردم «بزرگ، عزیز و شرافتمند» را نادیده گرفت.


حضرت آیت الله خامنه ای آمادگی روزافزون را از دیگر اولویتهای بسیج خواندند و تأکید کردند: نمی توانیم در نزاع جبهه استکبار با جبهه ارزشها و استقلال طلبی بی تفاوت باشیم و بر همین اساس مواضع جمهوری اسلامی ایران در قضایای مختلف منطقه بویژه موضوع فلسطین و مسائل بحرین، یمن و سوریه و عراق کاملاً روشن و منطقی است.


رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه هدف اصلی جبهه استکبار به فراموشی سپرده شدن آرمان فلسطین است، گفتند: با وجود همه تلاشهای جبهه استکبار و حتی همراهی دولتهای عربی، انتفاضه مردم فلسطین در کرانه باختری آغاز شده است.


حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به عملکرد ظالمانه رسانه های استکباری درخصوص موضوع فلسطین، خاطرنشان کردند: این رسانه ها، مردمی را که در اعتراض به اشغال سرزمین خود و نابودی خانه هایشان، سنگ پرتاب می کنند، تروریست می نامند! و در حمایت از گروهی که زندگی و آبروی فلسطینی ها را نابود کرده است، می گویند «از خود دفاع می کند».


ایشان افزودند: آیا چنین برخورد و نگاهی به موضوع فلسطین، خطا و ظلم کوچکی است که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت و بی تفاوت بود.


رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ما از حرکت مردم فلسطین با همه وجود و هرگونه و تا هر زمان که بتوانیم، دفاع خواهیم کرد.


حضرت آیت الله خامنه ای به موضوع بحرین نیز اشاره کردند و گفتند: گناه مردم بحرین چیست؟ آیا آنها خواهان چیزی جز حق رأی برای هر یک از مردم هستند؟ آیا این، دموکراسی نیست! مگر غربی ها مدعی حمایت از دموکراسی نیستند؟


ایشان با اشاره به فشار و اهانت به مردم بحرین و تحقیر آنها از جانب یک اقلیت ظالمِ صاحب قدرت افزودند: کار این اقلیت ظالم به جایی رسیده است که به مقدسات و عزاداری محرم مردم بحرین توهین می کند.


رهبر انقلاب اسلامی همچنین به ماهها حملات بی وقفه به مردم مظلوم یمن اشاره کردند و گفتند: در چنین شرایطی دستگاههای مدعی دموکراسی و حقوق بشر، از کسانی که مردم یمن را آماج حملات قرار داده اند، حمایت می کنند.


حضرت آیت الله خامنه ای در مورد مسائل سوریه و عراق نیز خاطرنشان کردند: جبهه استکبار، در این دو کشور از خبیث ترین و شقی ترین تروریست ها حمایت می کنند و در سوریه اصرار دارند که نحوه تشکیل حکومت از طرف آنها مشخص  شود.


ایشان گفتند: شما چکاره هستید و چه حقی دارید که از آن طرف دنیا، برای مردم سوریه تعیین تکلیف می کنید. هر ملتی باید حکومت خود را، خودش تعیین کند.


رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: بسیج می تواند تبیین کند که مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال فلسطین، سوریه، عراق، یمن و بحرین، منطقی ترین مواضعی است که یک انسان منصف و عاقل می تواند اتخاذ کند.


حضرت آیت الله خامنه ای در پایان، بسیج را یک ذخیره و گنج بی پایان خواندند و تأکید کردند: به توفیق الهی، ملت ایران این گنج با ارزش را حفظ و بیشتر استخراج خواهد کرد و به کمک این همت ها و اراده ها و بصیرت ها، به اوج تعالی و ترقی مورد نظر خود خواهد رسید و کاری هم از دست دشمنان بر نخواهد آمد.


پيش از بيانات رهبر معظم انقلاب سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بسیج را مولود معنوی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی خواند و گفت: بسیج در حال مهیاسازی خود برای بعهده گرفتن نقشهای جهانی در مسیر نیل به آرمانهای انقلاب اسلامی و تغییر موازنه به سود مستضعفان و مسلمانان است.


سردار سرتيپ محمدرضا نقدی رييس سازمان بسيج مستضعفين نيز در سخنانی با اشاره به تحقق خواسته امام راحل مبنی بر گسترش بسیج در همه اقشار،خاطرنشان کرد: بسیجیان تا آخرین قطره خون پای عهدی که با شهیدان بسته اند، ایستاده و تا نابودی ظلم از پای نخواهند نشست. 

اصلاح‌طلب‌جدیدBBc نگران نفوذ شد!

 

کیهان نوشت: علی مطهری می‌گوید درباره نقد فرهنگی دشمن نگران شده است.


وی ضمن سخنانی در دانشگاه علم و صنعت با عنوان «نفوذ، از توهم تا واقعیت» گفت: بحث نفوذ همواره وجود داشته است ولی رهبر انقلاب به خاطر مسئله برجام گفتند که مراقب باشید از طریق این مسئله دشمنان نفوذ نکنند و این یک نوع هشدار بود تا مراقبت بیشتری صورت بگیرد.


مطهری خاطر نشان کرد:  می‌توان گفت تا حدودی در بحث فرهنگی نفوذ صورت گرفته است. الان وقتی زندگی خودمان را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تا چه حدی سبک زندگی غربی رواج پیدا کرده و متاسفانه گزارش‌های مایوس‌کننده‌ای در رابطه با نفوذ فرهنگ دشمن وجود دارد.


وی در عین حال گفت: نفوذ نباید به عنوان یک ابزار در دست برخی‌ها برای بیرون کردن رقبا از صحنه قرار گیرند.


وی افزود: در گذشته نیز حدود ۳۰ الی ۴۰ نفر از خبرنگاران را بازداشت کرده است و ما از وزارت اطلاعات خواستیم در این خصوص توضیح دهد و البته از توضیحاتی که دادند قانع نشدیم. در توضیحاتی که ارائه شد نهایت این بود که یک خبرنگار با یک خبرنگار بی‌بی‌سی صحبت کرده است. مگر یک خبرنگار چه چیزی از اسرار نظام دارد که بخواهد به دشمنان بگوید. البته بعداً معلوم شد هدف از این کار این بود که در رسانه یک رعبی ایجاد کنند و الان من بدبینم که نکند دوباره چنین جریانی باشد.


این نماینده مجلس افزود: امروز برخی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران نگران این هستند که نکند ما را دستگیر کنند و این خیلی بد است.


مطهری توضیح نداده که اولا در قبال نفوذ فرهنگی دشمن و کوتاهی مسئولان وزارت ارشاد که صراحتا می‌گویند ما دل آرامیم نه دلواپس، چه اقدامی انجام داده و چه قدر بازخواست کرده است؟ ثانیا چرا آقای مطهری به ارتباط برخی از مدعیان روزنامه‌نگاری با شبکه دولتی انگلیس که زیر نظر وزارت خارجه MI۶  فعالیت می‌کند حساس نیست و از این امر قبح‌زدایی می‌کند؟ آیا به همین دلیل نیست که بی‌بی‌سی به وی لقب اصلاح‌طلب جدید می‌دهد و آیا فرار ده‌ها خبرنگار از کشور و استخدام‌ رسمی در BBC  و VOA  در خدمت اهداف مطبوعاتی و فرهنگی جبهه استکبار سند نفوذ و خیانت نیست؟
ثالثا نفوذی مهره دشمن است و نه رقیب  انتخاباتی و آقای مطهری همان‌گونه که نقش‌آفرینی جبهه استکبار (مثلث آمریکا و انگلیس و اسرائیل) در فتنه و آشوب ۸۸ را به رقابت‌های انتخاباتی و دعواهای حیدری-نعمتی، احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی و موسوی ‌فرو می‌کاست، اکنون نیز سپر بلای جریان نفوذی می‌شود که اذعان می‌کند واقعیت دارد.

بایکوت مصلحتی "دزدی بزرگ دکل نفتی" در رسانه‌های زنجیره ای

 

رسانه های زنجیره ای که سعی می کنند خود را داعیه دار مقابله با فساد معرفی کنند تا جایی به موضوع دکل نفتی پرداختند که گمان می کردند متهم گم شدن این دکل ها در دولت دهم بوده است اما هنگامی که پای آقازاده وزیر اصلاحات به میان آمد دیگر پیگیری موضوع دکل را متوقف کردند.

راه دانا: در اواسط سال ۹۳ یک مقام آگاه در وزارت نفت اعلام کرد که علیرغم گذشت یک سال از پرداخت کل بهای ۸۷ میلیون دلاری یک دستگاه دکل حفاری نفتی از سوی یک شرکت ایرانی به یک فروشنده خارجی، هنوز خبری از این دکل نیست و دو نهاد نظارتی احتمال وقوع فساد در این پرونده را بررسی می‌کنند.

بعد از تشکیل پرونده تحقیق و تفحص از عملکرد شرکت تأسیسات دریایی از سوی کمیسیون انرژی در مجلس شورای اسلامی، مشخص شد دکل دیگری هم سال‌ها پیش خریداری شده اما به دلیل مشکلات متعدد سال‌هاست که در بندر شارجه مانده و اساسا در کشور مورد استفاده قرار نگرفته است.

در همین راستا، تخلفات احتمالی مطرح شده از سوی نمایندگان از ابتدای تشکیل شرکت تاسیسات دریایی تا کنون به خصوص در دولت‌های هشتم، نهم و دهم رخ داده‌اند، اما نکته جالب اینجا است که رسانه‌های جریان سیاسی خاص در آن زمان یعنی ۹ یا ۱۰ ماه پیش تمایلی به انعکاس این اخبار نشان ندادند و در عین حال، به طور کلی از تخلفات مربوط به قبل از دولت‌های نهم و دهم چشم پوشیدند. چنانکه امروز هم از نقش پسر یکی از وزرای مشهور دوره اصلاحات در دلالی دکل‌های نفتی و از جمله دکل اخیر سخنی نمی‌گویند.

خبرها حاکی از آن بود که دکل فورچونا (که به نام شرکت فروشنده یعنی «دین» نیز مشهور شده است) در حال حاضر به شرکت دیگری فروخته شده و در حال حفاری است اما دکل گلوبال پرل که در زمان مدیر منصوب زنگنه و نزدیک به یکی از خانواده‌های بسیار قدرتمند ایران خریداری شد به حدی در طوفان کاترینا آسیب دیده بود که اساسا بازسازی و استفاده از آن امکان‌پذیر نشده است.

جنجال ها بر سر این دکل ها به روزنامه ها کشیده شده است و هر کدام به تناسب و فراخور سمت و سوی سیاسی خود این موضوع را مطرح می کنند، اما آنچه که در این میان نباید نادیده گرفته شود محاکمه متخلفان در این موضوع است.

برخی از سایت ها و رسانه های زنجیره ای که در ابتدا گمان می کردند دکل های گم شده در دولت نهم و دهم گم شده است، با مانور بر روی این موضوع سعی کردند این موضوع را نیز به جنجالی برای تخریب دولت دهم تبدیل کنند.

با ادامه ماجرا و روشن شدن ابعاد این موضوع رسانه های زنجیره ای با سکوت درباره دکل های گم شده از کنار آن گذشتند؛ این در حالی بود که ماجرای دکل نفتی تا مدت ها به صدر اخبار رسانه های زنجیره‌ای و اصلاح طلب تبدیل شده بود.

نکته جالب توجه در این رسانه ها این است که این رسانه ها با گذشت یک هفته بعد از بازداشت فرزند مهاجرانی در این رابطه تا کنون خبر یا واکنشی از این موضوع منتشر نکرده اند.

این در حالی بود که در ماجرای مرتضوی و رحیمی این رسانه ها بیش از دو ماه متوالی تیترها و اخبار خود را به این موع اختصاص داده بودند و آن را نمونه ای از فساد دولت دهم می دانستند.

باید این سوال را از رسانه های زنجیره ای پرسید که چرا درباره فساد به این بزرگی در دولت اصلاحات مسیر سکوت را در پیش گرفته اند؟

رسانه های زنجیره ای که سعی می کنند خود را داعیه دار مقابله با فساد معرفی کنند تا جایی به موضوع دکل نفتی پرداختند که گمان می کردند متهم گم شدن این دکل ها در دولت دهم بوده است اما هنگامی که پای آقازاده وزیر اصلاحات به میان آمد دیگر پیگیری موضوع دکل را متوقف کردند.

تهیه کننده رسانه ملی، روزنامه اش را به یک ضدانقلاب تقدیم کرد!

 

یکی از تهیه کنند‌گان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، روزنامه خود را به یک ضدانقلاب فاسد تقدیم کرد!

کیهان نوشت: محمدرضا شفیعی مدیرمسئول روزنامه فرهنگی هنری صبا شماره دوم آذر خود را به مناسبت سالمرگ غلامحسین ساعدی به این نویسنده ضددین و عضو سازمان منافقین تقدیم کرده است.

 

این درحالی است که شفیعی، یکی از تهیه کننده پروژه های پرهزینه و الف ویژه سیما است که از حمایت ویژه مدیریت سیما نیز برخوردار است.


غلامحسین ساعدی عضویت در حزب توده، عضویت در کمیته مهار انقلاب که در روزهای پایانی حکومت پهلوی شکل گرفت، عضویت در کانون منحله نویسندگان ایران،عضویت در شورای مرکزی منافقین، استهزاء رفراندوم ۱۲ فروردین ۵۸ و…  در کارنامه خود دارد. ساعدی در آذر سال ۱۳۶۴ در پاریس خودکشی کرد. در یکی از گزارش های داخلی ساواک: «غلامحسین ساعدی به لحاظ اخلاقی بسیار فاسد و در ارزیابی‌ها فردی زن‌باره، مریض، دائم‌الخمر، خیالباف، حراف، اغراق‌گو، دروغ پرداز و…» توصیف شده است. گفتنی است پیش از این دفتر پژوهش‌های موسسه کیهان در جلد هشتم از مجموعه کتابهای نیمه پنهان به بررسی فعالیت‌ها و آثار غلامحسین ساعدی پرداخته بود.

خانم ابتکار! چرا از نقد هراس دارید؟

 

مدیریت سیاسی حاکم بر سازمان محیط زیست در دو سال گذشته باعث دور شدن آن از وظایف خود شده و در حالی که همه دلسوزان به این مسأله معترض هستند منتقدین به سیاسی کاری متهم می‌شوند و با این بهانه سعی در خاموش کردن هرگونه صدای نقادی می‌شود.

محمدباقر صدوق معاون اسبق سازمان حفاظت محیط  زیست و چهره ماندگار محیط زیست ایران به دنبال اعتراض‌ها و انتقادات به عملکرد رئیس سازمان محیط زیست برخورد با منتقدان و کارکنان معترض را نقطه ضعف سازمان محیط زیست دانسته و در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده، آورده است:

«مدیریت سیاسی حاکم بر سازمان محیط زیست در دو سال گذشته باعث دور شدن آن از وظایف خود شده و در حالی که همه دلسوزان به این مسأله معترض هستند منتقدین به سیاسی کاری متهم می‌شوند و با این بهانه سعی در خاموش کردن هرگونه صدای نقادی می‌شود.

این در حالی است که هدف نقد همواره اصلاح امور است و سخنوران و سخندانان ان را تشخیص سره از ناسره و گزینش بهینه تعریف می‌کنند.

 

در تیر ماه گذشته مصاحبه‌ای با عنوان می‌خواهند سازمان محیط زیست را منحل کنند از سرکار خانم ابتکار در زیست بوم منتشر شد که حاکی از تلاش ایشان برای راندن منتقدین از صحنه با چوب سیاست بود. ایشان یکبار دیگر، منتقدین را دلواپس و دایه مهربان تر از مادر نامیده و دولت فعلی را به جهت اظهار نظرهای متعدد رئیس جمهور درباره محیط زیست دولت محیط زیستی معرفی کرده و منتقدین را فاقد بینش برای تشخیص مصلحت و منافع ملی نامیدند . اینگونه موضع گیری ایشان چندی بعد در جریان مواجهه با اعتراض کارکنان سازمان نیز تکرار شد.

در این رابطه چند نکته را باید متذکر شد:

 

١- انتساب منتقدین به جناح‌های سیاسی و سعی در ساکت کردن آنها با این اتهام روشی است کهنه و نخ نما که متاسفانه در این دو سال به طور مکرر شاهد آن بودیم و این رویکرد از ابتدای حضور مجدد خانم ابتکار در سازمان، آنقدر تکرار شد که نهایتا مقام معظم رهبری در ١٧ اسفند سال گذشته تذکرات جدی مبنی بر غیر سیاسی و جناحی و شخصی بودن محیط زیست ابراز فرمودند. ولی کجاست گوش شنوا؟!

 

۲- سرکار خانم ابتکار چرا این همه تلاش می‌کنند تا خود و تیمشان را تنها حامیان و حافظان محیط زیست معرفی کرده و دیگران را حتی به اعلام نظر در این مورد محق نمی دانند؟ چرا خود را مادر می‌دانند و دیگران را دایه؟ محیط زیست نه از آن ایشان و دیگری و نه حتی از آن این نسل و نسل گذشته است. ای کاش یک بار برای همیشه خود را نه مادر و متولی وصاحب اختیار محیط زیست بلکه مسئول و پاسخگو در برابر آن بدانند.

 

۳- بر کسی پوشیده نیست که آقای دکتر روحانی به کرات در مورد مسائل محیط زیست مواضع جدی گرفته‌اند اما قضاوت مردم و متخصصین و صاحبنظران به صرف گفتار و ادعا نیست! بلکه عملکرد دولت را که در پیشانی آن سازمان محیط زیست است می بینند. و اتفاقا یکی از انتقادهای جدی بر عملکرد مدیریت سازمان در دوسال اخیر این است که چرا علیرغم مواضع رئیس جمهور محترم سازمان و محیط زیست را اینقدر به حاشیه رانده‌اند و جز شعار و تبلیغات هیچ خروجی ملموسی ندارند.

 

۴- اتفاقا امروزه مشخص می‌شود انتقاد کسانی که در سال‌های پیش کوچکترین مسائل را تیتر یک رسانه‌های خود می کردند و در این دوسال در برابر مسائلی چون واگذاری آشوراده، سدسازی در جنگل‌ها، باران اسیدی و آلودگی هوا، قلع و قمع حیات وحش و تنوع زیستی، واگذاری غیر فنی قرق ها، مجوزهای معادن.تخریب جنگل ها.خشک شدن تالاب‌ها و.... سکوت کرده اند چقدر سیاسی بوده؟!!

 

سرکار خانم ابتکار شما در جایگاه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مسئولیت حفظ محیط زیست برای حال و آینده را دارید نه دفاع از جایگاه سیاسی دولت متبوع خود. اگر لحظه‌ای احساس کردید که وجهه و منافع سیاسی دولت متبوع و حزب و گروه سیاسی خود را بر مسئولیت خطیر حفظ جان مردم ارجح می‌دانید، بدانید که در برابر خدا و مردم مسئول هستید و البته متأسفانه تمام شواهد از جمله همین نوشته‌ها و موضعگیری‌هایتان چنین رویکردی را نشان می‌دهد.»

اطلاعیه دفتر آیت‌الله مکارم در پی ادعای کسالت معظم‌له در عدم دیدار با وزیر ارشاد

 

انتقادها و ایرادهای اساسی آیت‌الله مکارم به عدم اصلاح موارد تذکر داده شده دلیل عدم دیدار معظم له با وزیر ارشاد است/ تأمّلی بر آسیب‌ها و چالش‌های فرهنگی در جامعه اسلامی از منظر آیت‌الله مکارم شیرازی

اخیراً دیده میشود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارزشهای انقلاب را یکی پس از دیگری زیر پا میگذارد و شکایت پشت سر هم از وزارت ارشاد اسلامی مطرح میشود؛ داد مردم بلند شده است مردم از ما توقع دارند که تذکر دهیم؛ امیدواریم این تذکرات سبب هوشیاری شود و افرادی که در وزارت ارشاد هستند مردم انقلابی را ناراحت نکنند.
گروه معارف - رجانیوز: «اخیراً دیده میشود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارزشهای انقلاب را یکی پس از دیگری زیر پا میگذارد و شکایت پشت سر هم از وزارت ارشاد اسلامی مطرح میشود؛ داد مردم بلند شده است مردم از ما توقع دارند که تذکر دهیم؛ امیدواریم این تذکرات سبب هوشیاری شود و افرادی که در وزارت ارشاد هستند مردم انقلابی را ناراحت نکنند.»
 
به گزارش رجانیوز، در روزهای اخیر و پس از اتخاذ مواضع عجیب و دور از ذهن سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توجیه عدم دیدار حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) با وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی که با ادعای نادرست کسالت معظم‌له عجین گردید، هم چنین طرح ادّعای مبالغه آمیز این مقام مسئول در وزارت ارشاد مبنی بر حمایت اکثریت مراجع عظام تقلید از اقدامات و رویکردهای مثبت وزارت ارشاد! در حالی مطرح گردید که  هشدار و انتقاد روز افزون دغدغه مندان عرصۀ دین و فرهنگ به ویژه از سوی رهبر معظم انقلاب(مدظله) و نیز حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) و دیگر مراجع معظم تقلید به روند نامطلوب فرهنگی کشور در دولت های مختلف به ویژه در دولت تدبیر و امید، مجالی برای طرح برخی ادعاهای اغراق آمیز از روند مدیریت فرهنگی کشور باقی نمی­‌گذارد.
 
از این رو دفتر معظم له نیز در راستای تنویر افکار عمومی انتقادها و ایرادهای اساسی معظم له به عدم اصلاح بخشى از مسائل مربوط به كتاب‌هاى منتشر شده و بخشى از فيلم‌ها و برخی از موسيقى‌های منتشر شده توسط وزارت ارشاد را به عنوان مهمترین دلیل در عدم دیدار معظم له با وزیر ارشاد مورد توجه قرار داد.
 
حال با این تفاسیر لزوم واکاوی آسیب­‌ها و چالش‌های فرهنگی کشور به ویژه پیامدهای برخی از سیاست‌گذاری‌ها و رویکردهای نادرست فرهنگی از سوی متولیان فرهنگی کشور و ضرورت مواجهۀ مطلوب با آموزه‌های وارداتی غرب، با بهره‌گیری از منویات راهبردی حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) در عرصۀ تحول فرهنگی کشور امری انکار ناپذیر است که در این نگاشته به مخاطبان گرامی ارائه می­گردد.
 
چیستی فرهنگ
 
در وهلۀ نخست باید گفت فرهنگ، مجموعه امورى است كه به روح و فكر انسان، شكل مى‏ دهد و انگيزه اصلى او را به سوى مسائل مختلف، فراهم مى‏ سازد.[۱]مجموعه عقائد، تاريخ، آداب و رسوم جامعه، ادبيّات و هنر، همان فرهنگ جامعه است.[۲]
 
ضرورت بهره گیری از فرهنگ غنی اسلامی در جامعه
 
بدیهی است كه فرهنگ هر قوم و ملّتى هر چه باشد در پرورش صفات اخلاقى اثر تعيين كننده‏اى دارد؛ فرهنگ هاى عالى و شايسته، افرادى با صفات عالى پرورش مى‏ دهد، و فرهنگ هاى منحط و آلوده، عامل پرورش رذايل اخلاقى است[۳]؛ لذا فرهنگ قوی و نیرومند اسلام خود ضامن حفظ اسلام است و ما باید امیدوارانه آن را اشاعه دهیم.[۴]زیرا ما یک فرهنگ غنی اسلامی داریم و نباید ترس به خود راه دهیم بلکه با قدرت و غنای این فرهنگ کارها را انجام می دهیم و مثل سی و چند سال قبل، گام هایی به جلو بر می داریم.[۵]
 
لذا با این تفاسیر باید گفت مسائل فرهنگی برای ما یک امر حیاتی و سیاسی است که نظم و استقلال کشور ما وابسته به آن است.[۶]
 
پیامدهای اجرای فرهنگ منحط در ترویج رذایل اخلاقی
 
بی شک باید گفت  سنّت ها و بدعت های نادرست راه را براى رذائل اخلاقى در بدترين اشكالش هموار مى‏ سازد؛ و بدترين رذائل را در رديف بهترين فضائل قرار مى‏ دهد؛ و اين آسیب نشانه ای است بر اين كه فرهنگ قوم و ملّت، يكى از انگيزه‏ هاى مهّم گرايش به فضائل يا رذائل است و آنان كه مى‏ خواهند با رذائل اخلاقى مبارزه كنند، بايد در اصلاح فرهنگ هاى فاسد بكوشند.[۷]
 
به عنوان نمونه؛ در يك كنفرانس‏ بزرگ جهانى كه در سالهاى اخير در پكن پايتخت چين درباره حقوق زن برگزار شد، گروه عظيمى از كشورهاى شركت كننده در آن كنفرانس اصرار داشتند كه اين سه اصل در برنامه كنفرانس جاى گيرد: آزادى روابط جنسى زنان؛ مشروع بودن همجنس گرايى آنان؛ و آزادى سقط جنين؛ كه با جنجال عظيمى از سوى بعضى از كشورهاى اسلامى از جمله كشور ما رو به رو شد.[۸]
 
بديهى است هنگامى كه نمايندگان به اصطلاح تحصيل كرده اقوام و ملّتها از اين گونه كارهاى زشت و ننگين به عنوان حقوق زن دفاع كنند و فرهنگى بر اساس آن پديد آيد، چه رذائل اخلاقى در ميان اقوام و ملل شايع مى‏ گردد! رذائلى كه آثار زيانبار آن نه تنها در مسأله تهذيب اخلاق، بلكه در زندگى اجتماعى و اقتصادى آنها نيز نمايان مى‏ شود.[۹]
 
فقدان نظارت بر محتوای کتاب؛ چالش کلیدی در عرصۀ فرهنگ
 
گفتنی است دو گروه در جامعه فعالیت های انحرافی دارند، نخست افرادی که دارای انحراف فکری و سلیقه‌ای و مخالف مبانی دینی هستند و با چاپ کتاب‌های خود، کج اندیشی را تبلیغ می کنند و گروه دیگر افرادی اند که اعتقادی به اسلام ندارند و در پوشش قرآن بر ضد قرآن کار می کنند.[۱۰]
 
در تشریح این مسأله باید گفت «نوگرايى‏» در مقابل «سنّت‏ گرايى‏» است و نوگرايى همتاى «دين‏ ستيزى‏» و لازمه آن دست كم، «دين‏ زدايى‏» يا لااقل دين را از حوزه اجتماع عقب زدن و به مسائل فردى منحصر كردن است. فرهنگ‏ امروز غرب، بر اساس تحوّل، تطوّر و مبارزه با سنن دينى مسيح پى‏ريزى شده است، ستيز با دين هدفى است كه سكولاريزم در پرتو اصولى است که آن را تعقيب مى‏ كند تا بعداً آن را نسبت به هر دينى بسط و تعميم دهد، هر چند مشكلات آيين مسيحيّت كنونى را نداشته باشد. اين نكته قابل دقّت است كه چگونه مى‏توان مشكلات فرهنگ‏ مذهبى را كه با فرهنگ‏ مذهب ديگر مانند اسلام قابل مقايسه نيست به آن تسرّى داد.[۱۱]
 
بنابراین و از آنجا که امروز حرف نخست را رسانه‌ها می زنند و یکی از این اموری که هنوز جدی گرفته نشده است،‌ مساله مطالعه کتاب است[۱۲]. لذا کتاب را باید هم­چون شمشیر دو لبه دانست و گفت اگر از کتاب به خوبی استفاده شود،‌ می‌تواند جامعه‌ای پاک و نمونه بسازد؛ و اگر کتاب فاسد و مفسدی نوشته شود می تواند جامعه‌ای شرور و فاسد بسازد، و افراد خائن را تربیت کند.[۱۳]
 
حال با این اوصاف  مشاهده می­ کنیم امروز دشمنان تلاش می‌کنند از طریق کتاب و فعالیت های غیراخلاقی جوانان ما را گمراه کند. لیکن ما نباید در برابر این هجمه سکوت کنیم بلکه باید به مقابله با آن بپردازیم و به موازت کارهای منفی دشمن به جوانان خوراک مثبت بدهیم،[۱۴]
 
بدین نحو که افزون بر تولید و تدوین کتاب‌های قوی و غنی باید عده‌ای در کنار این پژوهش‌های انجام گرفته به بررسی کتاب‌های چاپ شده بپردازند؛ زیرا گاهی برخی مسائل اسلامی در کتاب‌ها مطرح می شود و در قالب دینی به جوانان مطلب ارائه می‌کنند؛ اما در لابه لای نوشته های خود القائات باطل را می گنجانند که نیاز به دقت و بررسی دارد.[۱۵]
 
لیکن امروزه مسائل زشت در لباس زیبا عرضه می شود، مثل عرفان­ های کاذب که متأسفانه از سطح توده مردم فراتر رفته و به قله مسائل اجتماعی و سیاسی نفوذ کرده است. این چالش خطرناک در حالی است که اگر کشوری که خدای نکرده مجریان دست اولش به مسائل خرافی و عرفان­ های کاذب متوسل می‌شود معلوم نیست تکلیف چنین کشوری چه می‌شود.[۱۶]
 
یقیناً ترویج عرفان های کاذب نوعی جنگ روانی دشمنان در قالب جاسازی افکار و مطالب انحرافی در علوم وارداتی از غرب است،[۱۷] لذا  باید مراقب این مطالب انحرافی جاسازی شده باشیم و شطینت های به نام علم غربی ها را کنار بگذاریم.[۱۸]
 
از این رو در کنار حوزه هاى فرهنگى، آسیب ها همیشه وجود دارد و در این میان، حوزه کتاب به علت شیطنت دشمنان و ناآگاهى بعضى دوستان از آسیب هاى بیشترى برخوردار است که باید به شدت مراقب آن باشیم، در غیر این صورت آسیب هاى جدى از این ناحیه خواهیم دید.
 
لیکن با این تفاسیر امروزه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر نحوه تولید و انتشار کتاب‌ها نظارت کامل ندارد، لذا گاهی دیده می‌شود کتاب هایی منتشر می‌شود که با مبانی اسلامی، اخلاقی و اجتماعی سازگاری ندارد[۱۹]، به عنوان نمونه اخیراً یک مشت کتاب هایی برای برآمدن حاجات منتشر می شود و از فروش آنها درآمدی کسب می کنند، مردم مراقب باشند بسیاری از این کتاب ها مملو از خرافات است.[۲۰]
 
در تشریح این مدعا باید گفت در یکی از این کتاب ها آمده است که هر کس هفت روز روزه بگیرد و فلان آیه قرآن را فلان مقدار تکرار کند و فلان اذکار را بگوید روز هفتم فردی از در وارد می شود و کیسه ای در دست دارد که ۱۵ سکه در آن است که هرچه مصرف کند تمام نمی شود.[۲۱]در حالی که باید مردم را توجه داد اگر دعا و توسل می خواهند به مفاتیح الجنان، مفاتیح نوین، زاد المعاد مرحوم علامه مجلسی و دیگر کتب معتبر مراجعه کنند، نه یک مشت کتب مملو از خرافات.
 
بنابراین کتب مشکوک باید برچیده شود و اصلا از سوی مسؤولان و ارشاد اجازه چاپ و انتشار آنها داده نشود چراکه باعث بدبینی مردم به دین و مذهب می شود،[۲۲] بلکه باید حوزه کتاب، گسترش یافته و سطح علمى و نوآورى کتب بالا برود، ولى امروز متأسفانه نهضت ترجمه اى به راه افتاده و یا با جمع آورى از کتاب هاى دیگر، کتاب جدید تدوین مى کنند[۲۳].
 
از این رو باید گفت گرچه وسواس از نگاه اسلام امری پسندیده نیست؛ اما وسواس در کتاب پسندیده است .لیکن سخنانی از وزارت ارشاد به گوش می‌رسد که نگران کننده است؛ به راستی چرا می گویند ممیزی نباشد؟ به راستی چرا به تعطیلی روزنامه موهن اعتراض می کنند؟[۲۴]بدون شک اینها مسائل زیان باری است که اگر ادامه یابد خطرناک است. گرچه ما بارها نسبت به این مسائل تذکر و هشدار داده ایم و هزینه های آن را نیز می پردازیم.[۲۵]
 
فروپاشی نهاد خانواده؛ پیامد اعطای مجوز برای فیلم های هنجار شکن
 
بدون شک اعطای مجوز از سوی وزارت ارشاد به برخی از فیلم های نامناسب مورد انتقاد و اعتراض جدی است، زیرا یکی از عوامل افزایش طلاق همین فیلم هایی نامناسبی است که متاسفانه امضای ارشاد نیز پای آن است اما بدآموزی دارد، متأسفانه  برخی از این فیلم ها، ارزش های دفاع مقدس را زیر سؤال می برد، برخی بسیجیان را و برخی نیز حجاب چادر را زیر سوال می برند.[۲۶]
 
هم چنین متاسفانه در داخل برنامه صحیحی برای مبارزه با مفاسد فرهنگی و اخلاقی نداریم، لذا در این عرصه نیاز به برنامه بسیار جامع داریم، یک وقت باخبر می شویم تشکیلاتی که مربوط به ارشاد اسلامی است فیلم هایی از دست شان خارج شد، که بدآموز است. و مایه تخریب مبانی اخلاقی خانواده ها می شود.[۲۷]
امروزه متاسفانه طلاق در حال زیاد شدن و مساله بی حجابی و مجالس سوء در حال گسترش است و برخی از فیلم هایی که با اجازه ارشاد منتشر می شود عجیب به نظر می رسد.[۲۸]
 
بنابراین وزارت فرهنگ و ارشاد که پسوند «اسلامی» دارد، باید توجه داشته باشند که این پسوند مسؤولیت آور است، و مراقب باشند جامعه را به سوی ارزش های اسلامی سوق دهند و بر چاپ و انتشار کتب و صدور مجوز برای فیلم ها دقت کافی را داشته باشند.[۲۹]
 
تک خوانی زنان؛ شاخصۀ ترویج فساد و اباحه گری
 
با کمال تأسف باید اذعان نمود جسور شدن برخی افراد و اظهارات تأمّل برانگیز در خصوص درخواست صدور مجوز برای پخش صدای خوانندگان زن، بسیار تأسّف برانگیز است، عدّه ای آمده اند و در مغالطه ای آشکار گفته اند که فقها دلیلی ندارند برای این که صدای زن نباید پخش شود، و چرا علما و فقها می گویند خواننده زن نباشد؛ این طرز سخن گویی جسورانه سابقه ندارد.[۳۰]
 
افرادی که جسور شده و مدعی شده اند که فقها دلیل خود را بر ممنوعیت پخش صدای خوانندگان زن و موسیقی از نوع حرام بگویند، خبر ندارند که یک طلبه بیست سال درس می خواند تا به مرحله اول اجتهاد برسد‌ و یک مرجع تقلید نیز سی یا چهل سال باید تلاش کند تا به این مرحله برسد، حال یک خواننده و نوازنده بیاید و از خود فتوایی بدهد،در حالی که تک خواني زن در محلي که نامحرم حضور دارد يا صداي او را مي شنود حرام است، لذا وزارت و فرهنگ ارشاد بداند تکرار این کارها سبب می شود مردم فاصله بگیرند.[۳۱]
 
لزوم اهتمام دولت به  مسائل فرهنگی
 
متاسفانه باید تصریح نمود امروزه  مسائل فرهنگی بدون متولّی باقی مانده و هیچ ارگان و نهادی خود را در این مسأله، مسؤول نمی داند.[۳۲] این چالش فرهنگی در حالی است که سلاح های خوبی داریم ولی در مقابل سلاح های آموزه های غربی متفاوت است. آن چیزی که ما داریم، فرهنگ غنی است. و اگر این فرهنگ غنی را بگیرند، واقعا خلع سلاح می شویم.[۳۳]
 
مسأله فرهنگی، تنها فرهنگی نیست بلکه سیاسی هست، و پایگاه نظام ما در مسأله فرهنگی است و باید در آن دقت به خرج داد.[۳۴]
 
بنابراین مسائل فرهنگی در صورت عدم رسیدگی به سرعت به مسائل سیاسی تبدیل می شود. اگر فرهنگ کشور عوض شود، این جوان دیگر جان برکف نخواهد بود و بسیج نخواهیم داشت و پشتوانه های نظام از بین می رود.[۳۵]
 
لذا مسئولین محترم از فرافکنی در مسائل فرهنگی دست بردارند؛ اخیراً دولتمردان می­گویند متولی این کار یعنی امور فرهنگی علما هستند؛ شکی نیست که علما در زمینه مسائل فرهنگی وظیفه سنگینی دارند و باید وظیفه خود را در قبال موضوعات فرهنگی و اخلاقی و ارزشی اسلام انجام دهند، همان گونه که دیگران نیز مسؤولیت دارند. لیکن دولتمردان با این سخن می­خواهند خودشان را معاف کنند؛ در حالی که اشتباه است.[۳۶]
 
از این رو نمی توان گفت رسانه ها به ویژه رسانه ملی، دولت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دانشگاه ها و مراکز دیگر هیچ مسؤولیتی در قبال مسائل فرهنگی ندارند؛ همه مسؤول هستند تمام ارگان ها،‌ نهادها، دانشگاه ها و دبستان ها... زیرا همه طرفدار نظام اسلامی هستند.[۳۷]
 
ضرورت تدوین برنامۀ جامع فرهنگی
 
حقيقت اين است كه بروز تضادهای متعدد اجتماعی و فرهنگی، همه به خاطر اين است كه متأسفانه يك فرهنگ‏ جامع و مدوّن اسلامى كه قابل استفاده عموم باشد و اين مفاهيم را يك يك بررسى كند در دست نداريم.[۳۸]
 
افسوس كه در اثر نواقص برنامه‏ هاى فرهنگى، و تربيت‏هاى غلط، روز به روز سطح افكار بسيارى از جوانان ما پايين‏ تر آمده و وضع اخلاقى آنان تاسّف‏ انگيزتر مى‏شود، واقعاً به موازات اين اوضاع تأثير تبليغات مسموم در افكار آنان بيشتر مى‏ گردد، و اگر به زودى فكر اساسى براى اين موضوع نشود، و با يك نقشه صحيح به اصلاح فرهنگ‏ نپردازند چيزى نمى‏ گذرد كه اميد اصلاح بدل به يأس قطعى شده و كار به جايى خواهد رسيد كه سر كلافه از دست خود آنان هم بدر مى‏ رود، آن گاه بايد ناظر صحنه‏ هاى تأثر آور و شاهد حوادث دردناك و ناگوارى باشيم.[۳۹]
 
لذا برنامه ای جامع برای حل مسائل فرهنگی و اخلاقی با ضمانت اجرایی قوی تدوین گردد که ضمانت اجرایی داشته باشد، لیکن باید توجّه داشت ذکر کلیّات دربارۀ مسائل فرهنگی فایده ندارد.[۴۰] نباید در مسائل فرهنگی تنها شعاری برخورد کنیم، بلکه باید برنامه ریزی دقیق انجام داد و برای مسائل فرهنگی متولی خاصی یافت تا دچار آسیب نشویم. [۴۱]
 
رسالت دولت در مقابله با مظاهر فساد هنجارشکنانه در جامعه
 
در تبیین این مسأله بایدگفت الزاماً دولت موظف است که از نهادها و ارگان های زیر مجموعه خود اصلاح وضعیت هنجار شکنانه را شروع کند، از سویی دیگر مجلس نیز باید طرحی کاربردی برای مبارزه با مفاسد اخلاقی تصویب کند،[۴۲] زیرا مسائل اخلاقی مورد نظر دشمن است و آنها سرمایه گذاری بسیار زیادی در این عرصه کرده اند و ما باید بیش از هر زمانی مراقب باشیم.[۴۳]
 
این که شنیده می شود مسأله عفاف و حجاب تحویل ارشاد داده شده است، من نمی دانم اگر این مسأله مهم به دست ارشاد بیافتد آیا کاری انجام می دهند یا معنای آن تعطیل شدن است؟[۴۴]
 
رویکرد مسامحه در برابر چالش های فرهنگی موجب می شود ارشاد اسلامی به ارشاد غیراسلامی تبدیل شود، برخی گمان نکنند که در دولت جدید همه مسائل را می توانند تغییر دهند. [۴۵]
 
سخن آخر:
 
در خاتمه باید گفت مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى حساس است و با نهادهاى دیگر فرق دارد و انتظار از این وزارتخانه بسیار بالا است،[۴۶] چراکه اگر مسائل فرهنگی حل و فصل نشود نظام و کشور به خطر می افتد.[۴۷]
 
اخیراً دیده می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارزش‌های انقلاب را یکی پس از دیگری زیر پا می‌گذارد و شکایت پشت سر هم از وزارت ارشاد اسلامی مطرح می‌شود؛ داد مردم بلند شده است[۴۸] مردم از ما توقع دارند که تذکر دهیم؛ امیدواریم این تذکرات سبب هوشیاری شود و افرادی که در وزارت ارشاد هستند مردم انقلابی را ناراحت نکنند.[۴۹]
 
واقعیت این است که وضعیت کنونى عرصه فرهنگ نه تنها از نظر بنده بلکه از دیدگاه هیچ یک از مراجع مطلوب نیست و البته مجموعه اى از علل و عوامل داخلى و خارجى در ایجاد این وضع دخالت داشته است، به طور مشخص در مورد ارشاد هم باید گفت که بخش قابل توجهى از هرج و مرجى که در عرصه مطبوعات چاپ و نشر کتاب، موسیقى و سینما و... مشاهده مى شود ناشى از قصور و ضعف این نهاد در انجام وظیفه نظارتى است. در واقع اگر ارشاد وظیفه خود را به درستى انجام دهد براى برخورد با تخلفاتى که در حوزه نظارتى این وزارتخانه انجام مى شود، نوبت به قوه قضائیه نمى رسد. اعتراضات گذشته ما هم به این نهاد متوجه سیاست هاى حاکم بر این وزارتخانه بوده نه شخص؛ که با رفتن او، این انتقادات هم منتفى شود.[۵۰]
 
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) makarem.ir
-------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
[۱] اخلاق در قرآن، ج‏۱، ص: ۱۸۵
[۲] همان.
[۳] اخلاق در قرآن، ج‏۱، ص: ۱۸۷
[۴] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه)  در دیدار مسوولین ستاد جشنواره فرهنگی امام رضا(علیه السلام)، http://makarem.ir.
[۵] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۹۲/۰۶/۲۱.
[۶] بیانات حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اعضای فراکسیون روحانیان مجلس شورای اسلامی ،۱۳۸۹/۱۲/۱۰.
[۷] اخلاق در قرآن، ج‏۱، ص: ۱۹۰.
[۸] اخلاق در قرآن، ج‏۱، ص: ۱۹۱.
[۹] همان.
[۱۰] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی  دردیدار با اعضای اداره کل تبلیغات اسلامی، http://makarem.ir.
[۱۱] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۵۰.
[۱۲] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله) در دیدار معاون پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی،۱۳۹۰/۰۲/۲۶.
[۱۳] همان.
[۱۴] همان.
[۱۵] همان.
[۱۶] همان.
[۱۷] همان.
[۱۸] بیانات حضرت آیت العظمی الله مکارم شیرازی (مدظله) در دیدار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و اعضای کانون دانشگاهیان ایران اسلامی، ۱۳۹۰/۰۶/۱۸ .
[۱۹] همان.
[۲۰] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) ، درس خارج فقه ، مسجد اعظم قم،۱۳۹۲/۰۲/۱۴.
[۲۱] همان.
[۲۲] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) ،درس خارج فقه ، مسجد اعظم قم،۱۳۹۲/۰۲/۱۴.
[۲۳] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان قم، http://makarem.ir.
[۲۴] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در جمع اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی. http://makarem.ir.
[۲۵] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس،۱۳۹۲/۰۹/۰۴.
[۲۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه)  ، درس خارج فقه،۱۳۹۱/۰۱/۲۱.
[۲۷] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه)  ، درس خارج فقه،۱۳۹۱/۰۱/۳۱.
[۲۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار اعضای فراکسیون رهروان ولایت مجلس شورای اسلامی،۱۳۹۱/۰۷/۲۳.
[۲۹] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه)  ، درس خارج فقه،۱۳۹۲/۰۹/۲۲.
[۳۰] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) درس خارج فقه ، مسجد اعظم قم،.۱۳۹۲/۸/۱
[۳۱] همان.
[۳۲] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار اعضای فراکسیون روحانیان مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۹/۱۲/۱۰.
[۳۳] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۹۲/۰۶/۲۱.
[۳۴] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،۱۳۹۲/۰۶/۲۳.
[۳۵] همان.
[۳۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) ، درس خارج فقه،۱۳۹۳/۰۶/۱۹.
[۳۷] همان.
[۳۸] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۳۰.
[۳۹] فيلسوف نماها ؛ ص.۳۹
[۴۰] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار اعضای فراکسیون رهروان ولایت مجلس شورای اسلامی،۱۳۹۱/۰۷/۲۳.
[۴۱] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار اعضای فراکسیون روحانیان مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۹/۱۲/۱۰.
[۴۲] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار اعضای فراکسیون رهروان ولایت مجلس شورای اسلامی،۱۳۹۱/۰۷/۲۳.
[۴۳] همان.
[۴۴]  بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس۱۳۹۲/۰۹/۰۴.
[۴۵]  همان.
[۴۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان قم، http://makarem.ir.
 [۴۷]  بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) در دیدار اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس، ۱۳۹۲/۰۹/۰۴.
[۴۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه، مسجد اعظم قم، ۱۳۹۳/۱۱/۱۵.
[۴۹] همان.
[۵۰] مصاحبه روزنامه کیهان با  حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، http://makarem.ir.

فاطمی نیا: اربعین یعنی غلبه علم بر جهالت

فاطمی نیا: اربعین یعنی غلبه علم بر جهالتفرهنگ نیوز، استاد سیدعبدالله فاطمی‌نیا از اساتید اخلاق در خصوص توصیه‌هایی برای زائران پیاده‌روی اربعین گفت: در زیارت اربعین می‌خوانیم که حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام جان در کف دست نهاد تا مردم را از جهالت بیرون بیاورد؛ «وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ».
 
وی تصریح کرد: راهپیمایی اربعین، تجلی این است که ما بدانیم نهضت امام حسین(ع) نهضت علم بود و اربعین یعنی غلبه علم بر جهالت.
 
این استاد اخلاق خطاب به زائران حسینی در روز اربعین اظهار داشت: کسانی که در راهپیمایی عظیم اربعین شرکت می‌کنند مراقب انجام فرائض و واجباتشان باشند و مردم را با اخلاقشان به حضرت سیدالشهدا(ع) دعوت کنند چرا که مکتب امام حسین(ع) مکتب لطافت، محبت و آدم‌سازی است.
 
فاطمی‌نیا خاطرنشان کرد: وقتی اباعبدالله الحسین(ع) مشاهده کرد سرباز دشمن، اشتباهی به سوی خیام حسینی رفته است فرمودند: از چهره تو پیداست که تشنه‌ای، اسبت هم تشنه است بیا آب بخور! آن فرد نقل می‌کند وقتی می‌خواستم آب بنوشم دهانه مَشک،‌ منحرف شد و امام حسین با دست خویش دهانه مشک را گرفت و فرمودند: راحت آب بنوش.

آمانو: ایران بازرسی های فراتر از پروتکل الحاقی را هم پذیرفته

 

مسئولانی که بازرسی های فراپروتکلی را « غیرممکن» میدانستند چرا ساکتند؟

تاکید آمانو بر موافقت دولت با بازرسی ها فراپروتکلی در حالی است که پیش از این مقامات دولتی در واکنش به منتقدان ، چنین نظارت هایی را کاملا تکذیب می کردند و ادعا داشتند بازرسی های آژانس مدیریت شده خواهد بود. حتی عباس عراقچی در واکنش به نقل قول یکی از نمایندگان مجلس مبنی بر پذیرش بازرسی های فراپروتکلی از سوی ایران ، منتقدان و رسانه های خبری منتشر کننده این اظهارنظر را به «خدا واگذار کرده بود».
گروه بین الملل – رجانیوز: پیش بینی های رجانیوز درباره نحوه اجرای برجام مورد به مورد در حال تحقق است و این بار مدیرکل آژانس انرژی اتمی تایید کرد دسترسی هایی که تیم ایرانی در اختیار بازرسان آژانس قرار داده، دسترسی های فراتر از پروتکل الحاقی بوده است.
 
به گزارش رجانیوز، یوکیا آمانو در هفتادمین نشست عادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره دسترسی های بازرسان آژانس به اماکن ، تاسیسات و اطلاعات سری ایران گفت: ایران اضافه بر «توافق پادمانی» با آژانس، پروتکل الحاقی را هم اجرا خواهد کرد. این، ابزاری قوی برای راستی‌آزمایی است که به آژانس دسترسی‌های بیشتری به اطلاعات و اماکن ایران می‌دهد.
 
آمانو سپس به اختیارات بازرسی‌های فراپروتکلی اعطا شده به آژانس تحت برجام پرداخت و با بیان اینکه ایران با اجرای برخی اقدامات شفاف‌ساز اضافی هم موافقت کرده تصریح کرد این اقدامات فراتر از پروتکل الحاقی هستند و به آژانس در درک بهتر فعالیت‌های هسته‌ای ایران کمک خواهد کرد.
 
تاکید آمانو بر موافقت دولت با بازرسی ها فراپروتکلی در حالی است که پیش از این مقامات دولتی در واکنش به منتقدان ، چنین نظارت هایی را کاملا تکذیب می کردند و ادعا داشتند بازرسی های آژانس مدیریت شده خواهد بود. حتی عباس عراقچی در واکنش به نقل قول یکی از نمایندگان مجلس مبنی بر پذیرش بازرسی های فراپروتکلی از سوی ایران ، منتقدان و رسانه های خبری منتشر کننده این اظهارنظر را به «خدا واگذار کرده بود».
 
رسانه های وابسته به دولت نیز که در جریان مذاکرات هسته ای و پس از آن کاملا در جهت سیاست های تیم مذاکره کننده هسته ای بودند هرگونه نقد و انتقاد را برنتابیده و سعی در توجیه نقدهای کارشناسان برمی آمدند.
 
به عنوان مثال روزنامه شهروند ۲۵ خرداد سال جاری در گزارشی نوشت:  « بازرسی‌های ویژه آژانس و یا آنچه برخی از رسانه‌های داخلی از آن تحت عنوان نظارت‌های فراپادمانی یاد می‌کنند این روزها به یکی از مواضع منتقدان تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای تبدیل شده است. از سویی اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای معتقدند چنین دسترسی‌هایی هرگز به آژانس داده نشده و در مذاکرات و تعهدات طرف ایرانی نیز چنین موضوعی ذکر نشده است  ....»
 
اما رجانیوز پس از انتشار متن توافق لوزان در گزارش های متعدد به نادیده گرفته شدن خطوط قرمز نظام و همچنین پذیرش نظارت های فراتر از پروتکل به مقامات دولتی و نمایندگان مجلس هشدار داده بود.
رجانیوز، ۵ خرداد ماه سال جاری در گزارشی با عنوان  « فاجعه ای هولناکتر از پروتکل؛ موافقت تیم ایرانی با بازرسی های فراتر از پروتکل » نوشته بود: 
 
همانگونه که از متن بيانيه لوزان برمي آيد، در اين بيانيه تاکيد شده که براي روشن شدن موضوعات گذشته و حال، بين ايران و ۱+۵ درباره دسترسي هاي بيشتر توافق صورت گرفته است. البته چارچوب اين دسترسي هاي فراتر از پروتکل مشخص نشده،  اما براي روشن شدن ابعاد «دسترسي هاي بيشتر» که همان دسترسي هاي فراتر از پروتکل است  بايد به گزارش هاي آژانس رجوع کنيم چرا که در گزارش هاي آژانس ابعاد اين بازرسي هاي تشريح شده است.
در گزارش هاي فصلي مديرکل آژانس ابعاد بازرسي هاي مورد نظر اين نهاد قيد شده است.  بررسي آخرين گزارش فصلي آمانو که در تاريخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۳ منتشر شد و بر اساس پاراگراف ۵۸ و ۶۳و  ۷۴ ، ايران بايد به همه سايت ها (سايت هاي هسته اي و غيرهسته اي که تاسيسات نظامي نيز شامل آن مي شود) ، اشخاص و پرسنل (شامل دانشمندان و افراد تاثيرگذار در صنعت هسته اي ايران ومقامات نظامی) ، تجهيزات و مواد و اسناد و اطلاعات مورد نظر کارشناسان آژانس، اجازه دسترسي بدون تاخير بدهد.
 
برخی زوایا و ابعاد برجام در حالی پس از ۴ ماه منتشر می شود که مقامات دولتی در این مدت نسبت به نقاط ضعف عدیده و خطرناک برجام سکوت کرده و حتی آن را (احتمالا به علت فهم بد برجام) به گونه ای دیگر و به عنوان امتیاز کسب شده از سوی ایران تفسیر می کردند؛ مانند نابودی راکتور اراک به بهانه آنچه که نوسازی راکتور توسط آمریکا و چین خوانده می شد و یا  موضوع بازرسی های فراتر از پروتکل که حتی بعد از برجام تیم ایرانی آن را تکذیب می کرد. 
 
پیش از این نیز رجانیوز درباره نابودی راکتور آب سنگین اراک، نابودی ذخایر اورانیوم، برچیده شدن هزاران دستگاه سانترفیوژ، باقی ماندن بدنه اصلی تحریم ها، منوط شدن رفع تحریم ها به راستی آزمایی آژانس و .... هشدار داده بود که تمامی این موارد از سوی تیم مذاکره کننده هسته ای تکذیب شده بود. با این حال آنچه در آستانه گزارش آمانو درباره PMD اهمیت مضاعف پیدا کرده، مختومه شدن یا نشدن این موضوع از سوی آژانس است. مقامات دولتی که ادعا می کنند گزارش آمانو سبب می شود شورای حکام موضوع PMD  را به صورت رسمی مختومه اعلام کند و در صورتی که این اتفاق نیافتد برجام کان لم یکن تلقی می شود، آیا پس از ارائه گزارش آمانو نیز چنین موضعی را اتخاذ می کنند؟

کاریکاتور/ آش دهن سوز برای فرانسه

 

فرهنگ نیوز: سوریه قربانی سیاست های جنگ طلبانه آمریکا در منطقه شده و این کشور ائتلافی از کشورهای غربی را مانند فرانسه بهمراه خود وارد کارزار سوریه کرده است. آنها با حمایت از مخالفان مسلح بشار اسد، باعث به وجود آمدن تروریست های تکفیری دو آتشه ای شده اند که در حال حاضر قدرت زیادی کسب کرده و نیمی از خاک سوریه را به اشغال خود در آورده اند. جمعه شب فرانسه، طعم تلخ حمایت مالی و نظامی از تروریست هایی را چشید که تا 4 سال قبل، قدرت انجام چنین عملیات های را نداشتند. آتشی که غرب در منطقه برافروخته، دامن خود آنها را نیز گرفته است.

راهبرد اصلاح‌طلبان در بازتولید ادبیات عبور از خطر

راهبرد اصلاح‌طلبان در بازتولید ادبیات عبور از خطر  فرهنگ نیوز، "مجلس دهم باید مجلس بزرگان باشد"، " مجلس دهم باید مجلس عقلا باشد"، " مجلس دهم باید مجلس اصلاح طلبان باشد"، گزاره هایی از این دست نقل مجالس و اظهارات کسانی شده که در انتظار اسفندماه نشسته اند و از مجلسی می گویند که بیش از 12 سال است که به کام آنها نچرخیده است. 

در این میان، ایجاد فوبیا از مجلس اصولگرایی توسط اصلاح طلبان در صدر یکی از اولویت های اصلی آنها در مبارزات انتخاباتی مجلس دهم قرار گرفته است. در این راهبرد می بایست چهره ای از مجلس کنونی به نمایش گذاشته شود تا افکار عمومی به سمت اصلاح طلبان و حامیان دولت گرایش پیدا کنند. چهره ای که در آن نمایندگان کنونی تندرو و ضد منافع کشور لقب داده می شوند و تمامی خسارت ها وخسران های داخلی و خارجی در چند سال اخیر به آنها نسبت داده می شود. 

آنها، مجلس کنونی را عامل اصلی عدم تحرک دولت تدبیر و امید و توسعه کشور می دانند که نمایندگان آن هیچ درکی از موقعیت کشور ندارند و در حال زد  وبندهای سیاسی و اقتصادی هستند. ایجاد چهره ای ناکارآمد از مجلس کنونی در اذهان مردم و دادن نسخه شفابخش اصلاح طلبی برای تمامی دردهای کشور، در حال اجرایی شدن است. 

این فرآیند از شروع دولت یازدهم آغاز شد. دوقطبی تندرو- میانه رو شکل گرفت. در این دوقطبی، نیروهای اصولگرا و منتقد و مخالق دولت در قطب تندرو جای گرفتند و در قطب دیگر، اصلاح طلبان، حامیان دولت و  توابین اصولگرا جای داده شدند. توابین اصولگرا کسانی هستند که از نظر دوقطبی سازان، در حمایت از دولت و برنامه های آن گام برمی دارند و اظهار نظر می کنند.

در ادامه پروژه دوقطبی سازی فضای سیاسی کشور و تندرو نامیدن تمامی منتقدان و مخالفان دولت که مخالف اصلاح طلبان نیز ارزیابی می شدند، در موضوعاتی مانند، مذاکرات هسته ای و سوال و استیضاح وزرای دولت، این دوقطبی سازی پررنگ تر شد. بر اساس این روند، نمایندگان مخالف از بازماندگان تفکر دولت قبلی هستند که باید آنها را در انتخابات پیش رو تسویه کرد. همچنین کار تسویه بازماندگان احمدی نژاد در دولت نیز باید با سرعت بیشتری در آستانه انتخابات پیگیری شود. تغییر استانداران، فرمانداران و بخشداران و مدیران دولتی، در این راستا صورت گرفته است تا تفکر احمدی نژادیسم در دولت باقی نماند.

ایجاد ترس از آینده در صورت باقی ماندن ترکیب فعلی مجلس، در انتخابات گذشته نیز تکرار شده است. در سال 88، یکی از کاندیداهای اصلی فتنه، در مقابل دوربین حاضر شد و دلیل حضور خود را خطراتی گفت که ایران را به خاطر مدیریت احمدی نژاد، تهدید می کنند. در انتخابات ریاست جمهوری 92 نیز با بیان اینکه کشور در لبه پرتگاه قرار دارد و ادامه تفکر و مدیریت مشابه احمدی نژاد که منظور سعید جلیلی بود، ایران را به درون دره پرتاب می کند، خود را ناجی ملت و کشور معرفی کردند. 

در تبلیغات ریاست جمهوری 92، حامیان دولت فعلی اعلام می کردند که احمدی نژاد و سیاست های آن در 8 سال زمامداری دولت، باعث رکودهای بزرگی در اقتصاد شده است و نسخه 100 روزه برای خروج از بحران را ارائه دادند. در سیاست داخلی و خارجی نیز تجویزهایی داشتند که ایران را از انزوا خارج کرده و به پاسپورت ایرانی عزت دوباره تزریق خواهند کرد. هر چند بررسی این ادعاها در این یادداشت مدنظر نیست اما دو سال مدیریت دولت نشان داد آنچه در اقتصاد انجام داد، به رکود عمیقی ختم شده و در سیاست خارجی نیز، کشوری مانند عربستان هر روزه برای ایران رجزخوانی می کند بدون اینکه پاسخ درخوری از سوی دستگاه دیپلماسی به آنها داده شود و همچنین، کشورهای کوچک جهان نیز در دادن ویزا به ایرانیان طاقچه بالا می گذارند. ایران هراسی که مسئولان سیاست خارجی قول کاهش آن را با مذاکره و تعامل داده بودند با نگاهی به رسانه ها و شبکه های اجتماعی، مشاهده می شود که این سیاست از سوی کشورهای غربی و عربی دنبال می شود بدون اینکه تغییری در آن حاصل شده باشد. 

حال در آستانه انتخابات مجلس دهم و خبرگان رهبری، حجم گسترده ای از ادبیات خطر و عبور از آن توسط اصلاح طلبان و حامیان دولت تولید می شود. با نگاهی به اظهارات شخصیت های اصلاح طلب آنها ترکیب فعلی مجلس را افرادی نالایق و ناآگاه معرفی می کنند و ضرورت ورود افراد عاقل و با سواد را گوشزد می کنند که از قضا خود را دسته دوم معرفی می کنند.

صدای آژیر خطر اصلاح طلبان در آستانه انتخابات معمولا با صدای بلندی شنیده می شود. اصلاح طلبان اعلام می کنند که اگر ترکیب مجلس بعدی تغییر نکند و آن چیزی نشود  که مدنظر آنهاست، کشور به قهقرا می رود و اقتصاد و سیاست و فرهنگ بر روی زمین می مانند. آنها لزوم پیشبرد توسعه و پیشرفت کشور را هماهنگی مجلس و دولت می دانند. مجلس باید بر اساس این راهبرد، به مجلس همسو با دولت و حتی پیشروتر از دولت تبدیل شود. اسحاق جهانگیری، معاون دولت و عضو اصلاح طلب آن، در ابتدای سال عنوان کرده بود که ترکیب مجلس بعدی باید همسو با دولت باشد وگرنه بسیاری از برنامه ها عملی نخواهد شد. 

اما مجلس کنونی که منتخب مردم در 4 سال قبل هستند، چرا در حال حاضر در سیبل انتقادات و توهین های مخالفانشان قرار دارند و آنها را ضد منافع ملی و بدون اندیشه می خوانند. در همین مجلس بیشترین همکاری ها با دولت یازدهم صورت گرفت. وزاری پیشنهادی حسن روحانی در زمان رای به کابینه، رای های بالایی گرفتند، دو برنامه بودجه تصویب شد و مهمتر از آن، مذاکرات هسته ای و نتیجه آن یعنی برجام، از مجلس کنونی عبور کرد. وظیفه ذاتی مجلس در نظارت و تصویب طرح ها و لوایح بر اساس برنامه ها انجام شد. در تمامی مجالس با توجه به تعدد نمایندگان انتقادهایی در نحوه عملکرد وارد است اما اینکه گفته می شود این مجلس کشور را در وضعیت خطیری قرار داده و باید ترکیب آن تغییر کند تا ایران به چاه نیفتد، آدرس غلطی است که اصلاح طلبان و حامیان دولت، برای تسخیر کرسی های مجلس به این شیوه غلط، به مخاطبان می دهند. 

باید یادآوری کرد که اصلاح طلبان، تجربه کسب اکثریت مجلس را در دوره ششم دارند. عملکرد آن مجلس به نحوی افراطی بود که صدای رئیس دولت اصلاحات و رئیس مجلس آن دوره را نیز درآورده بود. طرح برخی از مسائل در مجلس توسط نمایندگان افراطی باعث شد تا مجلس به کمپین مبارزه با نظام تبدیل شود و تهدیدات هر روزه آنها برای استعفاء، بسیاری از طرح ها و لوایح اجرایی و اقتصادی کشور را با چالش روبه رو ساخته بود. 

وطن‌فروشی با حقوق ثابت ارزی

۴ماموریت بازداشت‌شدگان رسانه‌ای

اعضای شبکه فعالان رسانه ای که اخیرا بازداشت شده اند ۴ ماموریت را در داخل ایران بر عهده داشته و برای انجام آن بطور مستمر و با رعایت اصول حفاظتی حقوق دریافت می کرده اند.

مهر: منابع مطلع می گویند شبکه شبه رسانه ای داخلی که اخیرا با آن برخورد شد، یک شبکه ریشه دار، هوشمند، دارای ارتباطات ارگانیک، وسیع و طولانی مدت با نهادهای مرتبط با سرویس های اطلاعاتی امریکا، انگلستان و هلند در بیرون از ایران بوده است.

دو هفته پیش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد شبکه ای از فعالان حوزه های رسانه و شبکه های اجتماعی را بازداشت کرده است. اطلاعات تازه دریافت شده نشان می دهد این شبکه اگرچه ظاهرا مشغول کار رسانه ای بوده و در فضای رسانه ای کشور حضور داشته، اما در واقع به طور کامل اصول پنهان کاری از جمله ایجاد پوشش، ملاحظات حفاظتی و استفاده از نام مستعار در تولیداتش را رعایت می کرده و در زمانی طولانی به این شکل با بیرون از ایران مرتبط بوده است.

منابع مرتبط با موضوع به خبرگزاری مهر گفتند این شبکه داخلی، مرتبط با یک «سلسله مراتب هدایت و کنترل» در بیرون از ایران بوده که افرادی همچون «حسین باستانی»، «مسعود بهنود» و «م -ع» آن را در قالب نهادهایی همچون بی بی سی فارسی و وب سایت روزآنلاین اداره می کرده اند.

این شبکه در گام نخست ماموریت جمع آوری اطلاعات مختلف از داخل ایران و ارسال به بیرون کشور را بر عهده داشته و این امر را به طرق بسیار متنوعی انجام می داده است.

در گام دوم، اعضای این شبکه ماموریت تولید گزارش و تحلیل و ارسال به خارج از ایران جهت انتشار در وب سایت های مرتبط با اپوزیسیون با هدف سیاه نمایی، پرونده سازی حقوق بشری، ایجاد اختلاف در داخل ایران و پیش برد اهداف غرب برای کنترل افکار عمومی در ایران را بر عهده داشته اند.

در گام سوم، اعضای این شبکه با هدف شبکه سازی در داخل ایران با کارکردهای متنوع اطلاعاتی و عملیاتی، فعالیت می کرده است.

چهارمین هدف نیز نزدیک شدن به چهره های مشهور و فعال سیاسی و رسانه ای با هدف خط دهی به آنها یا ایجاد اختلاف در میان آنها بوده است.

نکته مهم درباره اعضای این شبکه، دریافت حقوق ثابت ماهیانه (برخی به ریال و برخی به دلار و یورو) از خارج از ایران است. تعدادی از اعضای قدیمی تر شبکه چیزی حدود یک دهه است که ماهیانه از مبدا خارجی پول دریافت می کنند.

گفتنی است در پرداخت این مبالغ تمامی اصول حفاظتی مراعات می شده است(دریافت از صرافی ها و همچنین دریافت با چند واسطه) و همچنین مبلغ دریافتی کاملا متعارف بوده است به گونه ای که این افراد می توانستند با دستمزدهایی مشابه به جای وطن فروشی و ارتباط با بیگانگان، به کار شرافتمندانه رسانه ای در داخل کشور بپردازند.

اسناد پیوست نمونه هایی از صورتحساب های پیشنهادی حسین باستانی خطاب به نویسندگان مطالب است که بنا به مصالح امنیت ملی و مسائل قانونی نام افراد در آن نمایش داده نشده است.

موسوی لاری: دست همراهان خورد، عمامه‌ام افتاد!

 

در حالی که رسانه‌های اصلاح‌طلب از افتادن عمامه موسوی لاری توسط معترضین در ورامین خبر می‌دادند، عضو مجمع روحانیون مبارز به "شرق" گفت: عده‌ای از ناراضی‌ها جلوی در سالن همایش تجمع کرده بودند. در مسیری که به سمت بالا حرکت می‌کردیم، دست همراهان خورد و عمامه از سر من افتاد

به گزارش «نسیم» قبلا برخی از رسانه‌های اصلاح طلب با ارائه تصویری متشنج از زمان برگزاری همایش اصلاح‌طلبان در ورامین، عامل ناآارمی در این مراسم و افتادن عمامه حجت الاسلام موسوی لاری را افرادی معرفی کردند که قبلا همین رسانه های اصلاح طلب به ‌آنها نام دلواپس داده بودند. 

عبدالواحد موسوی‌لاری اما در گفتگوی خود با «شرق» به تشریح آنچه روی داده می‌پردازد. او البته تأکید دارد آنچه رخ داده امری طبیعی بوده است و بنای پیگیری هم ندارد. وی می‌گوید: «عده‌ای از ناراضی‌ها به همراه نماینده مجلس، جلوی در سالن همایش تجمع کرده بودند. در مسیری که به سمت بالا حرکت می‌کردیم، دست همراهان خورد و عمامه از سر من افتاد». .

او در پاسخ به اینکه آیا به لباس روحانیت او از سوی دلواپسان جسارت شده یا نه می‌گوید: «همین حضور و داد و فریاد، جسارت است»

خاطرات رفسنجانی به حافظ اسد رسید

 

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی‌رفسنجانی، خاطره‌ای از دیدارش با بشار اسد را منتشر کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام،  هاشمی‌رفسنجانی، خاطره‌ای از دیدارش با بشار اسد را منتشر کرد.

سایت هاشمی نوشت «بشار اسد در آخرین دیدارش با آقای هاشمی گفته بود پدرم به من وصیت کرد که اگر روزی در اداره کشور یا زندگی شخصی ات به مشکلی برخورد کردی ،حتما با آقای هاشمی مشورت کن و از ایشان راه حل بخواه.»

این در حالی است که هاشمی رفسنجانی در جریان سفر به مازندران بشار اسد را به استفاده از سلاح شیمیایی متهم کرد. 

هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دوازدهمین مراسم سالگرد آیت‌الله اسماعیل صالحی مازندرانی که در مسجد جامع سوادکوه شمالی برگزار شد،بعنوان سخنران اظهاراتی را در باب تحولات منطقه بالاخص سوریه اشاره کرد که این سخنان با واکنش هایی روبرو شد.

وی گفته بود: «مردم سوریه بیش از ۱۰۰ هزار کشته و ۸ میلیون آواره دادند در داخل و خارج، زندان ها پر از مردم، زندان ها جا ندارد بعضی از ورزشگاه ها را گرفتند، آنها را پر کردند شرایط بدی بر مردم حاکم است مردم از یک طرف از طرف خود حکومتشان بمباران شیمیایی می شوند و از طرف دیگری امروز منتظر بمب های آمریکا باید بمانند.»

 

طنز/ پدر دلسوخته روی پله‌های بی‌بی‌سی!

 
گروه طنز رجانیوز - ریحانه نسیمی:

 

گروه طنز رجانیوز - ریحانه نسیمی:
هیچ چیز مثل دیدن این پدرهایی که زندگیشون رو وقف بچه‌شون کردن اما بچه‌شون ناخلف از آب دراومده دل آدم رو نمی‌سوزونه. خدایی هم خیلی زور داره که برای رفاه حال بچه‌ت همه‌کاری کرده باشی، اما طرف بجای اینکه درس بخونه و برای خودش کسی بشه، یا معتاد بشه، یا دزد یا لات و... . خیلی زور داره که بعد از بازنشستگی باز هم از خروسخون تا بوق سگ هی دنده عوض کرده باشی تو ترافیک تهران و با بدبختی پول دانشگاه بچه رو جور کرده باشی و اونوقت ببینی شازده‌ت زده توی جاده خاکی...
 
دیروز یکی از اینا رو دیدم. دلم کباب شد براش. نه اینکه فکر کنید طرف راننده تاکسی بود ها، نه؛ طرف بیشتر از اینا بدبختی کشیده بود. نشسته بود روی پله‌های ورودی بی‌بی‌سی و زار می‌زد. چند نفر هم جمع شدن بودن دورش و سعی می‌کردن آرومش کنن اما فایده نداشت. با هق‌هق و فین‌فین می‌گفت: بخدا من هیچی برا این پسرا کم نذاشتم... هر کاری می‌شد کردم... ای خدا...
 
«پونه قدوسی» مجری بی‌بی‌سی رفت براش یه لیوان آب آورد و چون دید «صادق صبا» داره میاد، زود لیوان رو داد دست این بنده خدا و فلنگ رو بست!
 
پدر دلسوخته ادامه داد: رفتم پیش این پادشاه گور به گور شده سعودی و خم و راست شدم تا تونستم کاری کنم که خرج تحصیل یکی از این تن لش ها رو بدن... مگه به این سادگی‌ها سفارت عربستان توی لندن حاضر میشد اینا رو بورس کنه؟! شبهای الجناردیه که یادتونه؟!
همه سر تکون دادند...
 
این بنده خدا ادامه داد: اینجا هم که هر روز دارم پای این ملکه انگلیسی رو میبوسم و مجیزشون رو میگم تا چند غاز بندازن جلوم و بتونم خرج این مفت خورها رو بدم... فقط مونده برم برای سلطان برونئی بولتن روزانه در بیارم و در باب آزادی خواهی ابوبکر البغدادی حرف بزنم! اونوقت این پدرسوخته‌ها بجای درس خوندن شدن کلاهبردار و زورگیر و دکل دزد!
 
 
دیگه هق هق بهش امون نداد... زد زیر گریه... بقیه هم تک و توک گریه میکردن... واقعا حرفاش تاثیرگزار بود. برگشتم به بغل دستیم گفتم این بنده خدا کیه و چی شده؟ گفت مگه خبر نداری؟ گفتم نه! گفت بابا این بنده خدا مهاجرانی، وزیر ارشاد خاتمیه دیگه... چند روز پیش پسرش رو بخاطر فساد اقتصادی تو ماجرای دکل نفتی گرفتن!
 
گفتم آهان

غلامرضا سازگار

ای خو گرفته با نفست عطر احمدی
ای پیشتر ز بعثت احمد محمّدی

ای بارها سلام تو را بر رسول خود
ابلاغ کرده ذات خداوند سرمدی

چون شمع با فروغ نبوّت گداختی
پیش از نزول وحی نبی را شناختی

ای بر تو لحظه لحظه سلام پیمبران
خاک در تو سجده گه خیل سروران

پیش از پیمبری پیمبر به روی او
چشم تو دید آنچه ندیدند دیگران

در قلب تو کتاب کمالش نوشته بود
سر خط مادریت به آلش نوشته بود

بی دامن تو خنم رسل کوثری نداشت
نخل بلند آرزوی او بری نداشت

حتی علی که جان عزیز محمّد است
در ملک بی حدود خدا همسری نداشت

ای همدم رسول خدا در نزول وحی
ای دامن تو مرکز نور بتول وحی

تو وصل بر رسول و زهستی جدا شدی
تو آفتاب بیت سراج الهدی شدی

نیزار وحی مثل علی شیر مرد داشت
ای شیر زن تو تالی شیر خدا شدی

دارائی تو هدیه به پروردگار شد
در جنگ اقتصاد نبی ذوالفقار شد

تو دیگر و زنان جهان جمله دیگرند
سادات عالمت پسرانند و دخترند

دارائی تو تیغ علی، خلق مصطفی
در پیشبرد فتح نبّوت برابرند

دامان پاک تو ثمرش یازده ولی است
این رتبه ات بس است یازده ولی است

این رتبه ات بس است که داماد تو علی است
در دور بت پرستی و تاریکی حجاز

بودت رخ نیاز به درگاه بی نیاز
پیش از نزول وحی الهی تو و علی

خواندید با رسول خدا در حرم نماز
چون تو که با رسول خدا همسری کند؟

دُرّ یتیم آمنه را مادری کند
ای تکیه گاه خواجه لولاک شانه ات

ای لحظه لحظه ذکر محمِّد ترانه ات
بر یازده ستاره توحید آسمان

روی منیر فاطمه خورشید خانه ات
در بیت آفتاب مه تام کیست، تو

اوّل زن مجاهد اسلام کیست، تو
پیغمبر خدا به تو عرض ارادتش

زهراست هم کلام تو پیش از ولادتش
گوئی که با تو گرم سخن بود فاطمه

حتی به لحظه های غروب شهادتش
با آنکه سالها زجهان چشم بسته ای

انگار دور بستر زهرا نشسته ای
ای ام پاک نبی، ام مؤمنین

ای مادر بزرگ امامان راستین
روزی که یار هر دو جهان یاوری نداشت

روزی که آن معین بشر بود بی معین
مردانه ایستادی و کردی حمایتش

تا ماند جاودانه چراغ هدایتش
ای قامتت به قائم توحید قائمه

دشمن شدند با تو دغل دوستان همه
از هست خویش دست کشیدی و ذات حق

بخشید گوهری به تو مانند فاطمه
الحق توئی توئی تو که کفو پیمبری

شایسته ای که بهر نبی کوثر آوری
آزرد ای فرشته حق اهرمن تو را

زخم زبان زدند به هر انجمن تو را
از بس که ریخت عطر قداست پیکرت

پیراهن رسول خدا شد کفن تو را
از بس بلند بود مقام و جلال تو

گردید سال حزن نبی ارتحال تو
روح مقدّست چو به پرواز می شود

درهای غم به قلب نبی باز می شود
در فصل خردسالی و آغاز زندگی

بی مادریِّ فاطمه آغاز می شود
اشک نبی برای تو ای جان پاک، ریخت

با دست خویش بر تن پاک تو خاک، ریخت
با رفتن تو یار محمّد زدست رفت

خورشید روزگار محمّد زدست رفت
شد حمله ور به گلبن دین لشکر خزان

تو رفتی و بهار محمّد زدست رفت
زیبد که با هزار زبان در ثنای تو

53 میلیارد تومان بودجه و سکوت در برابر تحریف امام؟!

کیهان نوشت: متولی صیانت از اندیشه‌های امام خمینی(ره) با وجود دریافت بودجه هنگفت، به مسئولیت خود عمل نمی‌کند!

وبسایت‌ الف در این‌باره نوشت: چند سالی است که برخی سیاسیون درصدند تا چهره‌ای از امام ترسیم کنند که نه تنها بر کسانی که دوران ۱۰ ساله رهبری امام خمینی را درک کرده‌اند بلکه حتی برای آنان که در سال‌های بعد از رحلت امام شخصیت و تفکر وی را شناخته‌اند، ناملموس و غیرقابل پذیرش است.
وقتی حضرت آقا در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) به صراحت از تحریف امام سخن می‌گویند که: «تحریف شخصیت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط‌ مستقیم ملت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمدا به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد.» مشخص می‌شود که این خوانش غیرطبیعی به جایی رسیده است که ادامه آن امامی متفاوت از آنچه بود را به آیندگان معرفی خواهد کرد.
نویسنده می‌افزاید: موسسه‌ای که وظیفه «تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)» را به عهده گرفته سر بزنگاه‌هایی که امام مبدع استکبارستیزی در این کشور به «موافقت با حذف شعار مرگ بر آمریکا» متهم می‌شود، غایب است و جای خالی‌اش اجازه تحریفات بیشتر را فراهم می‌کند.
لایحه بودجه ۹۴ در حالی به تصویب مجلس رسید که موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) رقمی در حدود ۵۳ میلیارد تومان را در ردیف بودجه به خود اختصاص داده است. عناوینی مثل «برنامه‌ریزی و ساماندهی اجرای مراسم ملی و مذهبی در کشور»، «برنامه حمایت و هدایت فعالیت‌های فرهنگی-دینی»، «برنامه ساختمان‌ها و تجهیزات»، «برنامه توسعه نشر و ترویج کتاب‌خوانی» برای این موسسه لحاظ شده است در حالی که از اصلی‌ترین وظیفه موسسه در این روزها که بازخوانی اندیشه درست و حقیقی امام و پاسخگویی به شبهات و نقل‌قول‌های یک شبه(!) است، به راحتی در این بودجه عریض و طویل مورد غفلت واقع شده است.

به جاسوس سیا گفتند شاهدت کو؟گفت منافقین!

کیهان نوشت: حضور معاون پیشین مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در میتینگ سازمان تروریستی منافقین، بار دیگر بر بی‌اعتباری آژانس صحه گذاشت.

اولی هاینونن در میتینگ اخیر منافقین حضور داشت. او در مصاحبه با شبکه وابسته به این سازمان تروریستی گفته است: اطلاعات فاش شده از سوی سازمان مجاهدین ]منافقین[ درباره برنامه مخفی هسته‌ای ایران باید جدی گرفته شود و در آژانس بررسی شود.
وی می‌گوید: به نظرم باید چنین اتهاماتی جدی گرفته شود و این یک عامل خوب برای بحث درباره برنامه هسته‌ای ایران است.
ارتباط هاینونن با سازمان منافقین در حالی است که پیش از این اسناد جاسوسی وی برای سازمان سیا در رسانه‌های غربی منتشر شده است. در واقع آمریکا و انگلیس و اسرائیل از طریق ارتباط دادن  عناصری مانند هاینونن با سازمان منافقین، سعی کردند پاپوش شبه حقوقی علیه جمهوری اسلامی ایران درست کنند اما ۱۲ سال بازرسی بی‌سابقه آژانس، قوی‌ترین سند مبنی بر دروغ بودن فضاسازی‌های مذکور داشت.
سازمان منافقین بیش از ۱۷ هزار شهروند ایرانی- اعم از مسئولان و مردم عادی- را به شکلی سبعانه به شهادت رسانده است.  این سازمان پس از بن‌بست در داخل کشور، به رژیم جنایتکار صدام پناه برد و در سرکوب شیعیان و کردها به عنوان مزدور رژیم بعث فعالیت کرد اما سر آمدن عمر رژیم بعث، آغاز سرگردانی‌ها و فلاکت‌های تازه‌تر منافقین بود.

اعمال شب نیمه ماه رجب :امشب همه گناهان به حسنات تبدیل می شود/ شبی استثنایی برای مسلمانان

 
فرهنگ نیوز: بر اساس روایات برخی از ایام سال مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است تا به واسطه آن فیض، رحمت و غفران الهی به سمت زمین سرازیر گردد. هر چند در تمامی روزها و شبهای سال درهای رحمت الهی گشوده است. اما برخی روزها از جایگاه ویژه ای برخوردارند که یکی از آنها شب پانزدهم رجب می باشد.
 امشب همه گناهان به حسنات تبدیل می شود/ شبی استثنایی برای مسلمانان
شب پانزدهم رجب و روز آن، يكي از شب ها و روزهاي مهم سال است و براي عبادت پيشگان و عارفان، از ايام ويژه سال به حساب مي آيند. درهاي رحمت الهي در اين شب و روز بر روي خلق گشوده مي باشد و راه ها و درهاي غضب الهي و بدفرجامي، بسته و يا بسيار كم رمق مي باشد.
 
نبي مكرم اسلام(ص) درباره عظمت شب نيمه رجب فرمود: اذا كان ليله النصف من رجب امر الله تعالي خزان ديوان الخلائق و كتبه اعمالهم، فيقول لهم: انظروا في ديوان عبادي و كل سيئه و جدتموها فامحوها و بدلوها حسنات.
 
يعني: هرگاه شب نيمه رجب فرار رسد، خداوند سبحان به خزانه داران و كاتبان اعمال بندگان دستوري مي دهد و به آنان مي فرمايد: در دفتر اعمال بندگان من نگاه كنيد، هر گناه و بدي در آن ديديد، در اين شب آن ها را محو كرده و تبديل به حسنات نماييد.
 
درهاي رحمت الهي در اين شب و روز بر روي خلق گشوده مي باشد و راه ها و درهاي غضب الهي و بدفرجامي، بسته و يا بسيار كم رمق مي باشد.هم چنين آن حضرت درباره روزه گرفتن روزهاي 13، 14 و 15 و اقامه نماز و تهجد در شب هاي آن بسيار تأكيد نمود و براي آن ثواب فراواني بيان كرد.
 
الف - شب نيمه رجب.
 
اعمال عبادي اين شب شريف عبارتند از:
 
1- غسل.
 
2- احيا و شب زنده داري.
 
3- زيارت امام حسين(ع).
 
4- شش ركعت نماز (به نحوي كه در شب سيزدهم بيان شد (1) ).
 
5- سي ركعت نماز، كه در هر ركعت، پس از حمد، ده بار سوره توحيد (قل هو الله احد) قرائت گردد.
 
6- دوازده ركعت نماز، كه در هر ركعت، سوره حمد، سوره توحيد (قل هو الله احد)، سوره فلق (قل اعوذ برب الفلق)، سوره ناس (قل اعوذ برب الناس)، آيه الكرسي (الله لا اله الا هو الحي القيوم) و سوره قدر (انا انزلناه في ليله القدر) را چهار بار بخواند و پس از سلام نماز، چهار بار بخواند: الله الله ربي، لا اشرك به شيئا و لا اتخذ من دونه وليا. و هر چه مي خواهد بخواند.
 
ب ـ روز نيمه رجب
 
اين روز، روز مباركي است و اعمال عبادي آن عبارتند از:
1- غسل.
2- زيارت امام حسين(ع).
3- ده ركعت نماز سلمان فارسي(رض)، بدين گونه كه در هر ركعت، پس از حمد، سه بار سوره توحيد (قل هو الله احد) و سه بار سوره كافرون (قل يا ايها الكافرون) را قرائت كند و پس از هر سلام نماز، دست هاي خويش را بلند و بگويد: لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد، يحيي و يميت و هو حي لا يموت بيده الخير و هو علي كل شي قدير، الها احدا، فردا، صمدا، لم يتخذ صاحبه و لا ولدا.
4- چهار ركعت نماز بخواند و پس از سلام نماز، دست ها را پهن كند و بگويد: اللهم يا مذل كل جبار و يا معز المومنين انت كهفي …
5- عمل "ام داوود" كه مهمترين اعمال اين روز شريف است.
 
هر كسي كه مي خواهد آن را انجام دهد، روزهاي سيزده، چهارده و پانزدهم رجب را روزه بگيرد و در روز پانزدهم در نزديكي ظهر، غسل كند و به هنگام ظهر، نماز ظهر و عصر را به جاي آورد و نمازش را در جايي خلوت به جاي آورده و كسي و يا چيزي وي را به خود مشغول نسازد و ركوع و سجود نماز را به نيكويي انجام دهد.
 
سپس به سوي قبله بنشيند و سوره حمد را صد بار، سوره توحيد (قل هو الله احد) را صد بار، آيه الكرسي (لا اله الا هو الحي القيوم) ده بار و آن گاه سوره هاي ذيل را يكبار به طور كامل بخواند: سوره انعام، سوره بني اسرائيل، سوره كهف، سوره لقمان، سوره يس، سوره صافات، سوره فصلت (حم)، سوره شوري (حم، عسق)، سوره دخان (حم)، سوره فتح (انا فتحناك لك)، سوره واقعه، سوره ملك (تبارك الذي)، سوره قلم (ن و القلم)، سوره انشقاق (اذا السماء انشقت) و ما بعدش تا آخر قرآن كريم را بخواند و چون از خواندن آيات قرآن، فراغت حاصل كرد، در حالي كه به سمت قبله است، اين دعا را بخواند: صدق الله العظيم، الذي لا اله الا هو الحي …
 
هرگاه شب نيمه رجب فرار رسد، خداوند سبحان به خزانه داران و كاتبان اعمال بندگان دستوري مي دهد و به آنان مي فرمايد: در دفتر اعمال بندگان من نگاه كنيد، هر گناه و بدي در آن ديديد، در اين شب آن ها را محو كرده و تبديل به حسنات نماييد.
 
پس از دعا، بر زمين سجده كند و دو طرف صورت خود را بر خاك گذارد و بگويد: اللهم لك سجدت و بك آمنت، فارحم ذُلّي و فاقتي و اجتهادي و تضرّعي و مَسكنتي و فقري اليك يا ربّ.
 
در اين حال، كوشش نما كه اشكي از چشمانت جاري شود، اگر چه اندك باشد و اين علامت استجابت مي باشد.
 
گفتني است كه عمل "ام داوود" را امام صادق(ع) به "ام خالد بربريه" مادر رضاعي خود و مادر داوود بن حسن مثني بن امام حسن مجتبي(ع) آموخت و آن زن صالحه اين عمل را در نيمه رجب انجام داد و از خداوند متعال مسئلت كرد، كه فرزندش داوود بن حسن مثني را از حبس و شكنجه منصور دوانقي (دومين خليفه عباسي) رهايي بخشد. چيزي نگذشت كه فرزندش از حبس منصور در عراق رهايي يافت و در نزد مادرش در مدينه حاضر گشت.
 
آن گاه، داوود به همراه مادرش ام خالد بربريه، جهت عرض تقدير و تشكر به محضر امام صادق(ع) حضور يافتند و امام صادق(ع) به وي فرمود: منصور دوانقي شبي ]همان شبي كه ام داوود دعا كرد[ اميرمؤمنان علي(ع) را در خواب ديد و آن حضرت به منصور فرمود: فرزندم را آزاد گردان و الا تو را در آتش مي اندازم. منصور، پايين پايش را نگه كرد و ديد پر از آتش فروزان است. از خواب بيدار شد و بدنش به لرزه درآمد و در همان حال دستور آزادي تو را صادر كرد.

30 دقیقه ابتکار را صدا زدیم اما نیامد!

فارس: جمعی از فعالان حیات وحش در تجمعی مقابل سازمان حفاظت محیط زیست نگرانی‌های خود را نسبت به مرگ ۷ قلاده پلنگ ایرانی طی یک ماه اعلام کردند اما ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست علی‌رغم حضور در تجمع‌های غیرمرتبط، در میان این تجمع‌کنندگان حضور نیافت.

 



ر تجمع دوست‌داران حیات وحش در مقابل سازمان محیط زیست که با شعار "پلنگ ایران کجاست، محیط زیست حفاظت" آغاز شد، شرکت کنندگان با در دست داشتن تصاویر پلنگ‌های کشته شده از ریاست سازمان محیط زیست خواستند پاسخگو باشد.
 
درخواستی که بی جواب ماند صداهایی که به گوش رئیس سازمان محیط زیست نرسید و در این جمع نیامد.
 
اما مجید خرازیان مقدم، مدیرکل دفتر حیات وحش سازمان با حضور در جمع تجمع کنندگان توضیحاتی در رابطه با برنامه های در دست اقدام سازمان برای حفاظت از پلنگ ایرانی ارائه داد.
 
شادی مدرس، فعال حقوق حیوانات، پس از تقدیم "بیانیه حامیان حیات وحش برای حفاظت از پلنگ ایرانی" به این مقام مسئول درخواست کرد که سازمان حفاظت محیط زیست در اسرع وقت با بیمه کردن خسارات ناشی از حمله پلنگ به دامداران و همچنین اعمال محدودیت سرعت در جاده های مناطق حادثه خیز از انقراض پلنگ ایرانی پیشگیری کند.
 
مقدم با تاکید بر اینکه علت عمده نابودی پلنگ در کشور، نگرانی دامداران از آسیب احتمالی پلنگ به دامهاست وعده داد: به زودی با همکاری بیمه گذاران نسبت به بیمه کردن خسارات وارده توسط پلنگ به دامداران از سوی سازمان اقدام خواهد شد. اما حل معضل تصادفات جاده ای نیازمند زمان و بررسیهای کارشناسانه بیشتری است.
 
این مقام مسئول در پاسخ به این سوال که چه کسی مسئولیت بیهوشی ناشیانه که منجر به مرگ پلنگ شیراز در تهران شد را به عهده خواهد گرفت؟ گفت: به بزودی بررسی‌های لازم را انجام میدهیم و نتیجه را اعلام می‌کنیم.
 
متن بیانیه حامیان حیات وحش برای حفاظت از پلنگ ایرانی که رونوشت آن به فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی ارسال شده به این شرح است:
 
«سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار
 
ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست
 
با سلام و احترام
 
روند فزاینده اتلاف پلنگ ایرانی خصوصا طی یک ماه گذشته در سراسر کشور، علاقمندان حیات وحش را بر آن داشت تا پس از بررسی علل عمده از بین رفتن این گونه باارزش جانوری، مراتب نگرانی خود را نسبت به انقراض پلنگ ایرانی به سازمان حفاظت محیط زیست بعنوان متولی حیات وحش ایران، اعلام کرده و برای حفظ این گونه از خطر انقراض درخواست اقدام عاجل کنند.
 
طی یک ماه گذشته خبر نابودی ۷ قلاده پلنگ ایرانی در رسانه ها منتشر شد:
 
   - مرگ پلنگ مصدوم جاده بموی شیراز به دلیل استفاده ناشیانه از داروی بیهوشی جهت عمل جراحی فک در تهران در اسفند ماه سال گذشته
 
   -  کشتار پلنگ با سنگ و چوب پس از زیر گرفتن با وانت در بردسیر کرمان توسط دامداران در پنجم فروردین ماه سال جاری
 
   - مرگ پلنگ بر اثر برخورد با خوروهای عبوری در کازرون در دهم فروردین ماه
 
   - کشف لاشه پلنگی در منطقه حفاظت شده جنگل خواجه که به گفته روستاییان بوسیله طعمه مسموم و یا شلیک گلوله تلف شده در سیزدهم فروردین ماه (کشتاری که ۲۰ روز توسط اداره محیط زیست خراسان رضوی مسکوت ماند)
 
   - مرگ یک پلنگ در ارتفاعات پشتکوه فارس بوسیله طعمه مسموم چوپانان محلی در شانزدهم فروردین ماه
 
   - کشتار وحشیانه یک پلنگ در شهرستان ایوان در استان ایلام توسط دامداران در نوزدهم فروردین ماه
 
   - مرگ پلنگی بر اثر تغذیه از طعمه مسموم در تربت جام در سی ام فروردین ماه
 
با بررسی هفت مورد اتلاف پلنگ ایرانی طی یک ماه گذشته که پنج مورد از آن ناشی از اقدام تدافعی دامداران برای حفاظت از دامها و دو مورد آن ناشی از تصادفات جاده ای بوده است، دو عامل عمده سقوط پلنگ ایرانی در سراشیبی انقراض مشخص میشود. دو دلیل عمده ای که با راه حل های کوتاه مدت تا حد زیادی قابل کنترل می باشند.
 
لذا بدینوسیله از ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست، بعنوان تنها متولی حفاظت از پلنگ ایرانی درخواست میکنیم در اسرع وقت دستورات لازم جهت عقد تفاهم نامه با شرکتهای بیمه گذار جهت بیمه عمر و حادثه پلنگ ایرانی و مسئولیت در قبال شخص ثالث را مبذول دارند تا با پوشش دادن خسارت وارده به دامداران بر اثر حمله پلنگ، مهمترین عامل کشتار پلنگ در کشور از میان برداشته شود.
 
همچنین از ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست تقاضا داریم با استمداد از وزارت راه و ترابری اقدامات لازم جهت اِعمال محدودیت سرعت کنترل شده در جاده های مناطق حفاظت شده، پارکهای ملی و حتی مناطق آزادی که احتمال عبور حیات وحش از آنها میرود را معمول دارند تا گامی موثر جهت جلوگیری از اتلاف گونه های باارزش حیات وحش از قبیل پلنگ، یوز، کاراکال، گربه جنگلی، خرس سیاه و قهوه ای و غیره برداشته شود.
 
در پایان از ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست درخواست میکنیم راه حل های میان مدت و بلند مدت برای حفاظت از پلنگ ایرانی از قبیل جلوگیری از ورود دامها به مناطق حفاظت شده و تخریب زیستگاه ها، جلوگیری از کشتار نشخوارکنندگانی که خوراک پلنگ محسوب میشوند و نابودی آنها پلنگ را برای تغذیه به روستاها می‌کشاند، منسوخ کردن دامپروری سنتی و زمینه سازی برای گسترش دامپروری صنعتی، فرهنگسازی در جوامع محلی و آموزش کودکان و از طرفی احداث زیرگذر و روگذر مشابه بافت طبیعی منطقه برای عبور حیات وحش از جاده های مناطق حفاظت شده را در دستور کار سازمان قرار دهند.
 
دیروز، گذشتگان، ارزش ببر مازندران و شیر ایرانی را نمی‌دانستند و امروز جهان ارزش پلنگ و یوز ایرانی را به خوبی میداند. امروز حفظ این میراث ارزشمند برای فرزندان ایران بر عهده ماست.
 
به امید روزهایی سبز برای حیات وحش رو به نابودی سرزمینمان ...»

وقتی علم بازیچه سیاست بازان می شود، سقوط رتبه علمی ایران در سکوت مسئولان!

فارس: سقوط جایگاه ایران در تولید علم در دو سال اخیر امری است که با یک مراجعه سطحی به پایگاه‌های رتبه‌بندی جهانی مانند ISI یا اسکوپوس کاملا قابل مشاهده است ولی وزارت علوم که این مساله را انکار می‌کند در آخرین آمار خود که از زبان دهقانی سرپرست ISC نقل کرده است، ایران را صاحب رشد می‌داند.

البته وزارت علوم با اعلام رشد علمی ایران در ۱۵ سال اخیر آمار غلط ارائه نداده ولی با سیاست‌کاری خاصی آمار دو سال اخیر که سقوط علمی ایران را درپی دارد اعلام نکرده و برای اعلام جایگاه ایران از رشد تولید علم در ۱۵ سال گذشته استفاده کرده است در حالیکه اگر فقط دو سال اخیر را بررسی کنیم با سقوط چند پله‌ای ایران در تولید علم رو به رو هستیم.

جعفر مهراد استاد علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شیراز و سرپرست سابق ISC که در زمان فعالیت خود در این پایگاه به طور مداوم آمار به روز ارائه می‌داد در گفت‌وگویی در دی‌ماه سال ۹۳ آخرین آمار تولید علم ایران را ارائه کرد و از کاهش تولید علم خبر داد.

به گفته مهراد، پژوهشگران ایرانی در طول سال ۲۰۱۴ میلادی تعداد ۲۶ هزار و ۴۹۴ مدرک تولید کردند که از سوی پایگاه استنادی تامسون رویترز که در ایران به آی اس آی معروف است ثبت و نمایه شد.

میزان تولیدات علمی ایران در سال ۲۰۱۳ میلادی نیز از سوی مهراد، ۲۹ هزار و ۹۸۵ مدرک اعلام شد که در مقایسه با سال ۲۰۱۲ میلادی که ایران موفق به تولید۳۰ هزار و ۱۸۵ مدرک شده است تعداد۲۰۰ مدرک کمتر است.

همچنین در پایگاه اسکوپوس در سال ۲۰۱۲ کشورمان ۴۰ هزار و ۱۰۴ مقاله نمایه کرده اما در سال ۲۰۱۳ ایران با کاهش بیش از ۱۰۰۰ مقاله نسبت به سال ۲۰۱۲، ۳۹ هزار و ۹۹ مقاله در اسکوپوس نمایه کرد.

با این وجود وزارت علوم در تازه‌ترین آمار منتشر شده خود حرفی از سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ به میان نمی‌آورد و آماری از ۱۵ سال گذشته را ارائه می‌دهد به طوریکه محمد جواد دهقانی، رئیس مرکز منطقه‌ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) گفته است: براساس مدارک علمی ثبت شده در پایگاه‌های استنادی آی.اس.آی و اسکوپوس تا اردیبهشت ۱۳۹۴ سهم جمهوری اسلامی ایران از تولید علم دنیا در ۱۵ سال گذشته رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است.

این مساله که از سوی دهقانی بیان شده است خبر جدیدی نبوده و همگان می‌دانند که رشد علمی کشور در ۱۵ سال اخیر شتاب قابل توجهی گرفت و دست آوردهای گوناگون علمی توسط دانشجویان ایرانی پی در پی خبرساز می‌شد به طوریکه یک پای ثابت همه پیشرفت‌های چشمگیر کشور در صنایع فضایی و ماهواره‌ها، فناوری هسته ای، علوم نانو، رباتیک، دانشجویان دانشگاه‌های ایران بودند و این دستاوردها در سال‌های پایانی دولت گذشته، در رتبه بندی‌های علمی جهانی نیز خود را نشان داد و کشورمان رتبه نخست جهان در سرعت رشد علمی را کسب کرد.

همچنین دهقانی با افتخار گفته است: ایران در حال حاضر یک و نیم درصد از علم دنیا را تولید می‌کند و این در حالی است که در سال ۲۰۰۰ تنها سیزده صدم درصد از علم دنیا به ایران اختصاص داشت و سهم تولید علم ایران از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ مرتبا افزایش یافته است.

این خبر اشتباه نیست و جای افتخار هم دارد ولی دهقانی که به سهم یک و نیم درصدی از تولید علم دنیا اشاره کرده است به این امر اشاره نکرده که این آمار سقوط ما را در سال های اخیر نشان می دهد به طوریکه در سال ۲۰۱۲ کشورمان  ۱.۶ درصد تولید علم دنیا را به خود اختصاص داد. اما در سال ۲۰۱۳ که نیمی از آن تحت مدیریت تیم کنونی بوده، سهم ایران از تولید علم دنیا نیز به ۱.۵ درصد کاهش یافته و این مساله در نمودار زیر مشهود است.

 

نمودار زیر نیز به ما می گوید میزان تولید علم در بازه‌ زمانی ۲۰۱۰-۲۰۱۲ نسبت به دوره‌ نخست (۱۹۹۸-۲۰۰۰)، رشدی ۱۶۰۰ درصدی را تجربه کرده است.

 

همچنین دهقانی در حالی از ارتقای رتبه ایران از رتبه ۴۸ به جایگاه ۱۶ در ۱۵ سال اخیر خبر می‌دهد که رتبه ایران در تیرماه ۹۲ جایگاه ۱۵ اعلام شده بود و دهقانی از این مساله صحبتی به میان نمی‌آورد که جایگاه ۱۶ سقوط ما را دربر داشته است.

به هر حال جامعه دانشگاهی انتظار شنیدن اخبار به روزتر و جدیدترین آمار را از وزارت علوم دارد.

من حقوق دان نیستم!

محمد صالح فرگاه


در بررسی روند پرونده هسته ای در دولت یازدهم به ماجراهای جالبی برمی خوریم. مذاکرات اولیه هسته ای در مسقط در آبان ۹۲توسط تیم مذاکره کننده دولت جدید از سرگرفته شد و اولین نتیجه آن و توافق نامه ژنو در ۳ آذر ۹۲ بود که رئیس جمهور آن را تظیم قدرت های جهانی در برابر ایران خواند و به مناسبت آن توافق به رهبر انقلاب نامه نوشت و این موفقیت! را تبریک گفت. توافق ژنو که بدلیل گام های نامتوازن آن و حجم تحمیل در آن پیشتر در نشریه ۹دی به جام زهر تعبیر شده بود یک توافق مادر است که در همان توافق اشاره شده طرفین مذاکره فرصت دارند تا ظرف ۶ماه گام نهایی را طی کنند و در صورت عدم توافق در زمان مذکور می تواند تا زمان مذاکرات یکسال تمدید شود. اما در یکسال پس از توافق ژنو فقط روزهای اول آن به تبلیغات پرحجم دولت گذشت و پس از آن تبلیغات جای خود را به تخطئه منتقدین توافق داد و شاید زنجیره سرکوب ها و اهانت ها به منتقدین از همان ۳آذر ۹۲ آغاز شد.

البته در این یکسال وین های متعددی برگزار شد که نتیجه آن فقط تمدید ۷ماهه مذاکرات در سالگرد توافق ژنو یعنی ۳آذر ۹۳ شد و بنا شد تا تیر ۹۴ متن توافق نامه نهایی تدوین شود. اینجا این سوال پیش می آید که چرا تیم مذاکره کننده ظرف ۱۶ماه، موفق به تنظیم یک توافق نامه جامع نشده است و یا حداقل چرا در توافق ژنو تعهد داده است که ظرف یکسال این توافق صورت بگیرد. ذکر این نکته لازم است که این تمدید ۷ماهه نیاز به یک توافق حقوقی با حضور همه اعضا دارد که این امر محقق نشد و صرفا بصورت یک مصاحبه رسانه ای اعلام شد. اما در اواسط این مهلت ۷ماهه کنگره اعلام نمود تا در جلسه ۲۴ مارس تصمیم دارد تا موضوع تصویب تحریم های جدیداز تیر۹۴ را در دستور کار خود قرار بدهد و همین عاملی شد تا ناگهان تیم مذاکره کننده ایران و آمریکا تصمیم بگیرند تا در کنار دریاچه لوزان سوییس به مذاکره و گاهی پیاده روی بپردازند. ۹روز مذاکره خاتمه یافت و بازهم طرفین توافق موفق نشدند تا متن توافق نهایی را تنظیم کنند یعنی همان اتفاقی که در وین رخ داد اما این بار خانم موگرینی نماینده اتحادیه اروپا که جایگزین اشتون شده است و ظریف مسوول تیم مذاکره کننده هسته ای، نه متن توافق جامع، نه متن راه حل هایی برای توافق جامع، نه بیانیه ای شامل درک مشترک برای راه حل هایی برای رسیدن به توافق جامع، بلکه بیانیه ای مطبوعاتی بنام بیانیه لوزان منتشر کردند که با تاکید شدید ظریف فقط یک چرک نویس است.

اما مطابق عرف دیپلماتیک پس از انتشار متن هر توافق نامه ای طرفین اقدام به انتشار فهم خود از توافق نامه می کنند که به فکت شیت fact sheet یا گزاره برک مشهور است. اما تیم مذاکره کننده ایران پس از توافق ژنو اقدام به انتشار فکت شیت ننمود و متن توافق نامه و ضمائم آن را نه فقط برای ملت ایران حتی برای نمایندگان مجلس نیز محرمانه می خواند و مدام بندهای فکت شیت آمریکایی توافق ژنو را تکذیب می کرد. بنابراین ظریف این بار در صفحه توییتر خود پیشاپیش فکت شیت آمریکایی را غیرمعتبر دانست و از ملت ایران درخواست کرد که به آن توجه نکنند و البته در کنار آن طرف ایرانی هیچ چیزی جز متن بیانیه مطبوعاتی و ترجمه آن که توسط وزارت خارجه صورت گرفت منتشر نکرد. پس از این عراقچی، ظریف و دیگر حامیان دولت در مواجهه با این سوال که آیا مواضع مقامات آمریکایی در مورد بیانیه لوزان را قبول دارید یا خیر؟ پاسخ عجیبی می دادند که ما فقط باید به گفته های مقامات رسمی و داخلی خودمان اعتماد کنیم و به مواضع طرف آمریکایی اصلا نباید توجه شود. در پاسخ به این صحبت باید گفت:
از اساس چرا قضاوتی میان مواضع طرف ایرانی و آمریکایی وجود دارد. مگر مذاکره برای برطرف کردن همین تفاوت ها نیست. بنابراین چرا در مورد یک بیانیه مشترک فهم های متفاوتی وجود دارد مگر آقای ظریف هم پس از رئیس جمهور ادعا نمیکند که حقوقدان است. پس این چه متن حقوقی است و چه بیانیه مشترکی است و چه مذاکراتی صورت گرفته که مقامات ایرانی باید مدام مواضع مقامات آمریکایی را تکذیب کنند.


توافق ژنو نیر دارای فکت شیت بود که همواره توسط مقامات ایرانی تکذیب می شد اما با گذشت زمان و در جسات بعدی مذاکره مشاهده می شد که همان مواضع و بندهای فکت شیت آمریکایی درجلسات مذاکره پیگیری می شود وهیچ بعید نیست که در مورد بیانیه لوزان نیز چنین باشد.  
در صحبت های مقامات ایرانی و تشریح بیانیه لوزان اشتراکات فراوان و تفاوت هایی اندک بامتن فکت شیت آمریکایی مشاهده می شود که موضوع بسیار جالب اینجاست که اشتراکات فراوان مربوط به تعهدات طرف ایرانی و تفاوت ها مربوط به تعهدات آمریکایی است. به این معنا که آنچه ایران موظف است انجام دهد با دقت فراوان جزییات آن بیان شده است و طرفین آن را پذیرفته اند  اما در مورد تعهدات آمریکا آنقدر کلی توافق شده است که هر طرف برداشت جداگانه ای دارد و این یعنی جلسات متعدد دیگر برای این که برای طرف آمریکایی تعهدی ایجاد شود.


با نگاه خوش بینانه که آمریکا اجازه دهد تعهدات طرف آمریکایی شفاف گردد جز آمریکا چه کسی مجری این تعهدات خواهد بود؟ پس اگر همان مجری فهم متفاوتی از اجرای تعهدات داشته باشد مهم نیست و ما فقط باید به فهم طرف ایرانی توجه کنیم؟


اگر طبق درخواست ظریف و سخنان حامیان دولت نبایستی به مواضع طرف آمریکایی توجه کرد پس چرا محتوای مذاکرات برای ملت ایران محرمانه است؟ همانطور که مقامات آمریکایی به تشریح دقیق مذاکرات حتی برای کنگره رژیم اشغالگر قدس می پردازند بهتر است همه چیز برای مردم عزیز ایران شفاف باشد تا مجبور نشوند به مواضع طرف دیگر بپردازند. درهمین راستا رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی به تیم مذاکره کننده دستور دادند تا متن فکت شیت طرف ایرانی که به تشریح بیانیه لوزان می پردازد منتشر گردد که پس از تکذیب و تایید های مکرر در نهایت تیم مذاکره کننده اعلام کرد همین سخنان شفاهی ما فکت شیت است با این که صدور این جمله توسط حقوقدانان کمی عجیب است اما در این نوشتار سوالاتی مطرح خواهیم کرد که با پاسخ تیم مذاکره کننده همان فکت شیت شفاهی ایجاد شده و قابل انتشار خواهد بود. متن این بیانیه که به گفته و تاکید ظریف و دیگر حامیان دولت فقط یک چرک نویس است و لازم الاجرا نیست و مشخص نیست که به چه علتی برای یک چرکنویس این همه پروپاگاندای تبلیغاتی و پیام های تبریک صورت می گیرد، دارای ابهامات فراوان است که در ادامه به آن می پردازیم و امیدواریم حقوقدانان و تیم مذاکره کننده هسته ای با رفع این ابهامات به توافقی دست یابند که حقوق هسته ای ایران حفظ شود وتمامی تحریم ها بصورت یکجا لغو شود. توافقی خوب و نه هر توافقی. پس از آن که وزارت خارجه اقدام به ترجمه و انتشار متن بیانیه نمود، ظریف در مصاحبه ای تلویزیونی گفت که این متن فقط ترجمه بخشی از تعهدات است نه ترجمه بیانیه؛ بنابراین در این یادداشت نیز مبنا را بر همان متن انگلیسی بیانیه لوزان قرار می دهیم این درحالیست که یکی از نیروهای نظامی به عنوان نماینده مجلس و حامی بیانیه لوزان در اظهار نظری عجیب گفته بود که بدلیل آن که ما فارسی زبان هستیم نباید به متن بیانیه مراجعه کنیم!

 



  ۱- چرک نویس یا سند حقوقی لازم الاجرا؟


پس از بیان مقدمه در پاراگراف های اول و دوم، پاراگراف سوم بیانیه با این جمله آغاز می شود This is a crucial decision یعنی این یک تصمیم مهم است. از کلمه تصمیم برمی آید که این چرک نویس یک سند حقوقی است که لازم الاجرا است و حتی اگر در جای جای همین بیانیه نیز عبارت iran agreed  به معنای «ایران پذیرفت»، به چشم می خورد.


  ۲- یک یا چند برنامه غنی سازی؟


حرف کوچک a در عبارت  As Iran pursues a peaceful nuclear programme در آغاز پاراگراف بعدی کافی است تا برنامه غنی سازی کشوری پیشرفته در صنعت هسته ای به نام ایران، بجای چندین برنامه غنی سازی به فقط یک برنامه هسته ای محدود شود و این به معنای محدودیت در میزان، نوع، استفاده و ... است .


  ۳- محدودیت فراتر از NPT؟


در بند ۴ NPT اشاره شده است که طبق این معاهده همه کشورها اجازه تحقیق و تولید و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای دارند و این یعنی چرخه کامل سوخت هسته ای؛ اما به ادعای تیم مذاکره کننده هسته ای حق غنی سازی بصورت رسمی در NPT اشاره نشده است درحالیکه در تشریحی که در مصوبه کنفرانس آژانس انرژی اتمی اشاره شده است بند ۴ NPT همان معنای حق غنی سازی بصورت کامل است لذا وقتی در متن بیانیه به عبارت  Iran’s enrichment capacity, enrichment level and stockpile will be limited for specified durations  اشاره می شود یعنی ظرفیت و سطح غنی سازی و انباشت آن به یک دوره زمانی محدود limit می شود. البته این ها عبارت، تشریح همان جمله ای است که در سنگ بنای کج توافق ژنو گذاشته شده بود مبنی بر اجازه به ایران برای پرداختن به صرفا یک برنامه محدود هسته ای.


  ۴- فقط نطنز؟


وجود عبارت there will be no other enrichment facility than Natanz جلوگیری از ایجاد هر تاسیسات غنی سازی جدید جلوگیری خواهد نمود. ملسما این محدودیت که توسط یک حقوقدان حرفه ای آمریکایی در متن گنجانده شده است به این دلیل است که ایران می توانست ادعا کند که همین محدودیت ها برای تأسیسات پیشین بوده ولی با این جمله به ظاهر ساده، تمامی فعالیت های جدید کور می شود در واقع این بیانیه لوزان یک گام عقب نشینی نسبت به توافق ژنو است زیرا در ژنو بحث از محدودیت مکانی بود اما در لوزان این بحث کلی شفاف شده و فقط به نطنز محدود شده است .



  ۵- تخلف صریح از خط قرمز


عبارت  Iran’s research and development on centrifuges will be carried out on a scope and schedule that has been mutually agreed  به دنبال محدود کردن تحقیق و توسعه در استفاده از سانتیریفیوژها درباره دامنه (scope) و جدول زمانبندی (schedule) آن است یعنی صراحتا طرف ایرانی محدودیت در تحقیق و توسعه را پذیرفته است. درحالیکه رهبر انقلاب در بیانات روز ملی فناوری هسته ای در سال ۹۳ فرمودند که حرکت علمی هسته ای کشور به هیچ وجه نباید متوقف و یا حتی کند شود. البته همه این محدودیت ها ناشی از گنجاندن یک کلمه ساده در توافق ژنو بود. «جاری» (current). در آن متن زهرآگین اشاره شده بود که تحقیق و توسعه جاری با شرایط خاص ادامه خواهد یافت و این یعنی خبری از تحقیق و توسعه جدید نخواهد بود.


  ۶- فردو؛ غار توریستی یا سایت غنی سازی؟


این که رهبر انقلاب بصورت تصریحی فرمودند ماهیت فردو باید حفظ شود یعنی اهدافی که برای آن، فردو تاسیس شده است باید پابرجا بماند که شامل ۱. غنی سازی  ۲. تحقیق و توسعه  ۳. محل انبار ذخایر اورانیوم غنی شده؛ که حتی اگر یکی از این موارد تعطیل شود یعنی ماهیت فردو تغییر کرده است.
اما آمریکایی ها که فعالیت غنی سازی در نطنز را پذیرفته اند در بیانیه لوزان هر سه هدف تاسیس فردو و در واقع هرسه ماهیت فردو را از بین برده اند و این فقط یک دلیل دارد که آن را رهبر انقلاب در دیدار با مسولان نظام در تاریخ ۱۶تیرماه ۱۳۹۳ فرمودند آنها در مورد تأسیسات فُردو می‌گویند چون این تأسیسات قابل دسترسی و ضربه‌زدن نیست، بنابراین باید تعطیل شود که این سخن، خنده‌آور است!


درادامه متن بیانیه آمده Fordow will be converted from an enrichment site into a nuclear, physics and technology centre.  یعنی سایت فردو بایستی از یک سایت غنی سازی امن تبدیل به یک مرکز علمی شود. کدام عقل سلیمی در بیابان ها به فاصله چند ده کیلومتری شهر و ۷۰ متر زیر صخره های کوهستانی، مجموعه ای را به نام مرکز هسته ای، فیزیک و فناوری ایجاد می کند. در حالیکه همان کار را می توان در دانشگاه ها و آزمایشگاه های معمولی انجام داد. سایت فردو که در واقع پدافند سایت های دیگر غنی سازی بود تبدیل به یک آزمایشگاه زیرزمینی می شود. حتی تحقیقات هم در فردو نامحدود نیست و باعبارت in agreed areas of research یعنی فقط در محدوده های توافق شده محدود شده است؛ اما حتی معلوم نیست به چه چیزی محدود شده است و فقط به ذکر عبارت محدوده های توافق شده بسنده شده است که نیازمند یک فکت شیت و یا یک بیانیه جدید است.  بکاربردن کلمات کاملا باز و مبهم یکی از ترفند آمریکایی ها است تا از پذیرفتن تعهد برای خود سرباز بزنند. برای مثال آمریکایی ها برای تعهد خود از کلمه persue یعنی پیگیری کردن استفاده می کنند که به هیچ وجه بار تکلیفی ندارد و هرکسی می تواند ادعا کند که پیگیری کردم اما به نتیجه نرسید. مثال آن توافق الجزایر است که آمریکا بعد از آن که همه تعهدات نوشته شد توانست با ذکر عبارت کوتاه "حتی الامکان" راهی برای عمل نکردن به کلیه تعهدات را برای خود بازگذارد. در این جا نیز واژه encourage  یعنی تشویق استفاده شده است و در موضوع همکاری های بین المللی هیچ تکلیفی به دوش نهادهای بین المللی و کشورها گذاشته نمی شود. درجمله پایانی پاراگراف، There will not be any fissile material at Fordow.  نیز یکی از ماهیت های سه گانه مبنی بر محل انباشت ذخایر اورانیوم بصورت تصریحی رد شده است.


  ۷- تاسیسات هسته ای اراک به مثابه زمین فوتبال!


عطش سیری ناپذیر آمریکا پس از تعلیق فعالیت های نطنز وفردو به سراغ اراک آمد اما این بار با پیشنهادی ظاهر فریب تحت عنوان An international joint venture will assist Iran.  باید از خود بپرسید چرا آمریکا یک همکاری بین المللی را متعهد می کند تا به ایران کمک کند. بگذریم که اینجا بازهم از کلمه گنگassist  استفاده شده است و نه تامین یا حتی فروش. اگر دچار خوش بینی ساده لوحانه به غرب نباشیم باید از این امتیاز طرف آمریکایی احساس خطر کنیم بخصوص که در فکت شیت امریکایی این کمک توضیح داده شده و تامین کامل مالی آن توسط امریکا پذیرفته شده است. هدف چیست؟ باز طراحی و بازسازی راکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک به منظور عدم تولید پلوتونیوم با درجه نظامی. توجه به چند نکته ضروری است. اول این که این پروژه از سال ۱۹۹۵ در بعضی کشورها نظیر کانادا و ژاپن آغاز شده است اما هنوز بعد از ۲۰سال به نتیجه نرسیده است. پس ادامه کار راکتور اراک به آینده ای نامعلوم موکول شده است. دوم این که دلیل این کار عدم تولید پلوتونیوم بادرجه نظامی عنوان شده است درحالی که اقای دکتر صالحی در یکی از مصاحبه های خودعنوان کرد که ما تعهد دادیم تا با نظارت آژانس بر فعالیت های ایران امکان استفاده آن در زمینه نظامی از بین برود (لازم به ذکر است که به لحاظ فنی اگر پلوتونیوم بیش از ۳تا۴ هفته در قلب راکتور باقی بماند آغشته به سم می شود و دیگر متناسب برای حوزه نظامی (Weapon Grade) نیست. این درحالیست که ایران تعهد داده است تا نگهداری پلوتونیم در قلب راکتور به مدت یکسال باشد.)   اما طرف آمریکایی که نگران است، این تعهد را نمی پذیرد و از قرار معلوم ایران مجبور است قلب راکتور تحقیقاتی را منهدم یا از ایران خارج نماید ماجرا به این ختم نمی شود؛ عبارت There will be no reprocessing یعنی ایران موظف است که دیگر بازفرآوری انجام ندهد. بازفرآوری فعالیتی است که از طریق آن پلوتونیوم به دست می آید و وقتی راکتور تحقیقاتی اراک کار نمی کند چرا بایستی بازفرآوری نیز تعطیل شود. طرف امریکایی برای محکم کاری در بیانیه این جمله را نیز گنجانده که the spent fuel will be exported یعنی سوخت تضعیف شده (spent fuel) که قابل بازفرآوری بود و از آن پلوتونیوم به دست می آید را نیز باید از کشور خارج نمود. یعنی هم ماده اولیه هم دستگاه تبدیل و خود فرایند تبدیل از بین می رود که اگر حتی یکی از آنها نبود دسترسی به پلوتونیوم محقق نمی شد. پلوتونیومی که می توانست به سادگی از کارکرد نظامی خارج شده و برای استفاده های صلح آمیز نظیر سوخت راکتور نسل جدید در اختیار قرار گیرد. و همه این ها ناشی از جمله غیر دیپلماتیک و غیرحقوقی است که درژنو ذکر شده است: رفع تمامی نگرانی ها درباره اراک. بااین وصف راکتور تحقیقاتی اراک متوقف می شود و در واقع تحقیقات نیز متوقف می شود  جدای از آنکه تعدادی از رادیوایزوتوپ های پزشکی که نیاز کنونی بسیاری از بیماران است فقط بوسیله راکتورآب سنگین تولید می شود و در حال حاضر بایستی با قیمت چند برابری داروها را بخریم؛ البته به شرطی که به ایران بفروشند.


  ۸- نظارت برای جاسوسی!


طبق NPT نظارت قانونی بر فعالیت های هسته ای تعریف شده که اگر کشوری تصمیم بگیرد تا به تاسیسات هسته ای گاز تزریق کند، باید حداقل ۶ ماه قبل به آژانس اطلاع دهد. حال ایران علاوه بر ان پی تی، برای اولین بار پروتکل الحاقی را پذیرفته و علاوه برآن از عبارت «استفاده از فناوری مدرن» و «دسترسی پیشرفته» مطرح شده است. اما توضیحی داده نشده است که این «فناوری مدرن» یعنی چه و «دسترسی پیشرفته» به چه چیز است؟ فقط امیدواریم فکت شیت آمریکایی که فناوری مدرن را دوربین آنلاین و دسترسی پیشرفته را دریافت اسناد و اطلاعات و مدارک مربوط به دانشمندان هسته ای، چارت سازمانی ، مکان چند مرکز نظامی خاص، تجهیزات مورد استفاده، آزمایش های انجام شده ونتایج ازمایش ها عنوان کرده اندصحیح نباشد. دربیانیه ذکر شده است که همه این موارد به این منظور به کار رفته است: to clarify past and present issues. یعنی شفاف سازی در مورد مسائل گذشته و حال PPI (Past and Present Issues) .
با توجه به این که ایران بجز تاسیاست نظامی اجازه بازدید از همه مکان ها را در اختیار بازرسان آژانس قرار داده بود، گنجاندن عبارت PPI بجای PMD که به معنای ابعاد احتمالی نظامی (P M D) است در واقع همان دسترسی به آن مراکز نظامی است. البته PMD شامل ۱۱ نقطه برای بازدید بود اما PPI محدودیت تعداد نیز ندارد و هرجایی که به نظر امریکا مشکوک باشد بایستی مورد بازرسی آژانس قرار گیرد حتی منزل مسکونی شهروندان. پس از این حجم از تعهدات شفاف و دقیق برای طرف ایرانی، بیانیه در دو جمله کلی به تعهدات طرف مقابل می پردازد.


  ۹- بازی با کلمات با هدف واژگون سازی هدف ایران در مذاکرات: «لغو یکجای تمام تحریم ها»


تنها دلیلی که به تیم مذاکره کننده هسته ای اجازه داده شد تا امتیازاتی را از طریق استراتژی نرمش قهرمانانه به طرف مقابل بدهند کسب تعهدی ۳کلمه ای برای طرف مقابل بود: «لغو یکجای همه تحریم ها» اما طرف آمریکایی بارها با این تعهد بازی کرده است در توافق ژنو از کلمه lift استفاده شده که به معنای خاتمه یافتن (طبق ترجمه وزارت خارجه) است اما طرف امریکایی آن را به «تعلیق» تعبیر کرده بود و جالب آن که همین عبارت از متن ژنو دوباره در ابتدای بیانیه لوزان نوشته شده است. پس از این بازی با کلمه lift، در توافق ژنو ادامه این بازی در بیانیه لوزان به این صورت است که بحث در مورد تحریم ها به دو قسمت تقسیم شد و تحریم های اتحادیه اروپا با عبارت terminate به معنای «خاتمه دادن» بیان شد و تحریم های آمریکا با عبارت cease، که با مراجعه به دیکشنری می توان معنی cease را دریافت : temporary stop یعنی «توقف موقت» که همان معنای «تعلیق» می دهد.
از این بدتر آن که طبق متن بیانیه چیزی به اسم خاتمه دادن به تحریم اروپا یا تعلیق تحریم امریکا وجود ندارد بلکه خاتمه دادن به پیاده سازی تحریم اروپا The EU will terminate the implementation of … و تعلیق اجرای تحریم امریکا the US will cease the application of ... است یعنی تمام قوانین آن و زیرساختهای تحریم باقی می ماند و بلافاصله قابلیت بازگشت تحریم ها وجود دارد پس حتی اگر terminate و cease هردو به معنای لغو هم باشند وقتی امکان بازگشت سریع آن وجود دارد تبدیل به همان معنای «تعلیق» تحریم ها می شود. پس کلمه «لغو» محقق نخواهد شد.


حال ببینیم یکجا بودن لغو تحریم ها را چگونه از بین برده اند؟ عبارت the IAEA-verified implementation by Iran of its key nuclear commitments  بیانگر آن است که هر اقدامی درباره تحریم ها منوط به گزارش تاییدی اژانس انرژی اتمی درباره فعالیت های هسته ای است یعنی همه آن نظارت های فراتر از قانون بایستی اجرا شود و سپس اژانس پس از بررسی تایید کرده و گزارش خود را به شورای امنیت ارائه بدهد و در صورت تایید انها تحریم ها تعلیق می شود. اما شاهد هستیم که درسالهای اخیر گزارش های آژانس همگی دارای جهت گیری بوده اند و همین گزارش اخیر آژانس پس از آن که هیچ مورد مشکوکی پیدا نکردند بدون آن که به شفافیت و صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران اذعان کنند بیان کردند که هنوز نقاط مبهمی وجود دارد. گذشته از آن ترکیب آرای شورای حکام به گونه ای است که همیشه مخالفین ایران بیشتر از موافقین ایران بوده اند و در گذشته که عربستان  و قطر به نفع ایران رأی می دادند ترکیب آرای شورا حکام ۱۹ به ۱۳ به ضرر ایران بود و حالا ۲رای منفی بیشتر یعنی ۲۱ به ۱۱ خواهد بود. لذا نتیجه رای گیری گزارش آژانس را می توان حدس زد. درحالی که امکان آن بود تا بجای محول کردن تایید فعالیت ایران به آژانس انرژی اتمی آن را به یک تیم مشترک با حق رای مساوی سپرد. حتی با فرض بسیار بعید تایید آژانس، تعلیق تحریم ها یکجا نخواهد بود. در نهایت، آیا این تعلیق مدت دار شامل همه تحریم ها می شود؟ جواب خیر است؛ تحریم های اتحادیه اروپا فقط تحریم های مرتبط با هسته ای، آن هم نه تمامی تحریم های مرتبط با هسته ای بلکه فقط تحریم های اقتصادی و مالی؛ که این تخصیص زدن به این دوحوزه نسبت به توافق ژنو که تمامی تحریم های اروپا را شامل می شد نیز عقب نشینی محسوب می شود و تحریم های امریکا نیز نه همه تحریم ها، بلکه فقط تحریم های مرتبط با هسته ای و نه همه آنها بلکه تحریم های اقتصادی و مالی و نه همه تحریم های اقتصادی و مالی مرتبط با هسته ای، بلکه فقط تحریم های ثانویه آن. (تحریم های ثانویه به معنای تحریم شرکت هایی است که هیچ سهامدار آمریکایی ندارند و داخل خاک امریکا نیز نمی باشند) و تمامی تحریم های اولیه به قوت خود باقی می ماند. البته همه این تحریم ها به شرطی است که فقط مرتبط با هسته ای باشد؛ یعنی اگر هم بدلیل هسته ای و هم بدلیل ادعای دیگر آنها نظیر نقض حقوق بشر یا حمایت از تروریسم باشد نیز آن تحریم پابرجا می ماند. به عبارت دیگر از همه ۲۸ تحریم، فقط ۵ تحریم برداشته خواهد شد.


  ۱۰- قطعنامه ای بجای قطعنامه ها؟


بدترین جملاتی که نه یک حقوقدان معمولی و نه یک دیپلمات تازه کار آن را می پذیرد این جمله است A new UN Security Council Resolution will endorse the JCPOA.  با این جمله پذیرفتیم که یک قطعنامه قانونی علیه ایران صادر شود و اگر از این توافق تبعیت نکنیم مواجهه ما با جامعه جهانی خواهد بود و نه فقط چند کشور و تخطی از این توافق پرونده ایران را مستقیم به شورای امنیت ارجاع داده و همه چیز برای حمله نظامی به ایران فراهم می شود. در بیانیه ذکر شده که در این قطعنامه تمامی تحریم های مرتبط با هسته ای گذشته از بین می رود ولی چیزی در مورد این که چه تحریم های جدیدی در آن گنجانده می شود ذکر نشده است بخصوص که در تدوین این قطعنامه نقش ایران حداقلی است. این یعنی همان چک سفید امضاء. بنیان کج توافق ژنو که تحمیل ناکام جام زهری دیگر به رهبرانقلاب است به بیانیه لوزان رسید. فقط امیدواریم که متن توافق جامع رویه ای خلاف گذشته داشته باشد و در این فرصت ۳ ماهه اشکالات فراوانی که در بیانیه لوزان به چشم می خورد در متن توافق جامع از بین برود

پیام تبریک عجیب ظریف به وزیر جدید سعودی

دانا: طی چند روز گذشته، وزارت امور خارجه رسما اعلام کرد؛ « وزیر امور خارجه کشورمان با ارسال پیامی خطاب به عادل بن احمد الجبیر انتصاب وی را به سمت وزیر خارجه عربستان سعودی تبریک گفت. محمدجواد ظریف در این پیام ابراز امیدواری کرده است که در دوره مسئولیت جدید عادل‌بن‌احمد الجبیر شاهد گسترش روابط دو ملت و دو دولت جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی باشیم»!

این پیام تبریک به خاطر فاصله میان دوکشور ایران و عربستان و همچنین اختلافات زیادی که این دو کشور دارند موجب شد تا واکنش های زیادی را به همراه داشته باشد.

 

در حالی که کمتر از چند ماه از تعرض دو افسر کشور خائن الحرمین به دو نوجوان ایرانی گذشته و سران این کشور اسرائیلی هیچ گونه معذرت خواهی بهخاطر این موضوع نکردند، انتظار می رفت تا بهبود روابط ایران و عربستان و همچنین عذرخواهی رسمی مجرمان رابطه‌ای میان این دو کشور بر قرار نشده و پیام تبریکی هم ارسال نشود.

از طرف دیگر عده زیادی از حجاج ایرانی به خاطر تعرضات گسترده این رژیم اسرائیلی به یمن و کشتن هزاران یمنی بی پناه از سفر به مکه انصراف داده و سفر مکه تعداد زیادی از حجاج به خاطر عدم محاکمه مأموران فرودگاه جده لغو شده بود.

واکنش روزنامه چاپ لندن به این پیام تبریک

روزنامه العرب چاپ لندن هم در واکنش به این اقدام نوشت: عربستان سعوی ایران را به حمایت مالی و نظامی از شورشیان حوثی متهم کرد. در همین حال، هدف عملیات نظامی عربستان در یمن کاهش نفوذ ایران در این کشور است. این پیام تبریک موجب شگفتی برخی شد، زیرا ایران در چند سال گذشته به تلاش برای طراحی ترور الجبیر هنگامی که سفیر عربستان سعودی در آمریکا متهم شده بود.

این روزنامه خاطرنشان کرد: ناظران سیاسی بر این باورند پیام تبریک به ضعیف شدن ایران پس از حمله به یمن وناکامی های ایران در سوریه اشاره می کند. از این رو، ایران می خواهد از تغییراتی که پادشاه عربستان سعودی در حکومت ایجاد کرده است بهره برداری کند تا از شدت درگیری های که به نفع تهران نیست، بکاهد.

 

همانطور که واکنش ها به این پیام تبریک نشان می دهد، این پیام تبریک نه تنها نتوانست در عرصه دیپلماسی اقتدار کشور را نشان دهد، بلکه در حقیقت این تلقی به وجود آمد که ایران در مقابل عربستان به خاطر اوضاع یمن تسلیم شده و حتی نوعی موافقت با اقدامات وحشیانه سعودی ها تلقی شد.

ارسال پیام تبریک در حالی که تعداد محدودی از کشور ها پیام تبریک خود را به عربستان روانه کردند و این کشورها حامیان و طرفداران رژیم کودک‌کش سعودی بودند خواه نا خواه ایران را در زمره کشورهای همراه با عربستان قرار داد در حالی که جنایت های این رژیم صهیونیستی صدای برخی از جوامع بین المللی را هم در آورده است.

 

شریعتمداری، سردبیر روزنامه کیهان در واکنش به این پیام تبریک نوشت: بدون کمترین تردید می‌توان گفت که نه فقط در افکار عمومی مردم جهان و مخصوصا ملت‌های مسلمان، بلکه در عرف شناخته شده دیپلماتیک نیز، پیام تبریک آقای ظریف (بی‌آن که بدانند و یا خدای نخواسته بخواهند) غیر از اعلام حمایت از جنایات وحشیانه آل‌سعود علیه ملت مسلمان و مظلوم یمن، هیچ معنا و مفهوم دیگری ندارد.

 

قطعاً این پیام تبریک واکنش‌های بیشتری را به دنبال خواهد داشت و در عواقب این پیام تبریک متوجه مردم یمن، مردم ایران و مردم انقلابی منطقه خواهد بود.

روش برخورد امام هادی با جریانات فکری

روش برخورد امام هادی با جریانات فکریفرهنگ نیوز، بدیهی است که جریان‎های فکری و کلامی مسموم و منحرف و اندیشه های آنان در نقاط مختلف تاریخ بشریت وجود داشته و همواره این مسأله از دغدغه های جوامع انسانی است و به جرأت می توان گفت که جهان معاصر در یکسری از بحران‎های فکری فرو رفته و این مسأله قابل مقایسه با هیچ دوره ای نیست.


از سویی از این مسأله نمی توان به سادگی عبور کرد که در طول تاریخ همواره تاثیرگذاری و تاثیرپذیری، یکی از ویژگی های آدمی بوده و تاکنون کسی منکر این حقیقت آشکار نشده است. چه بسا تفکر و اندیشه انسانی ناخودآگاه، تحت تأثیر یک سلسله روحیات و علایق و گرایش های مثبت قرار گیرد و فضای فکری وی از اندیشه ها، آرای رایج و حاکم بر جامعه علمی متأثر شود؛ از این رو بدیهی است که عناصر داخلی یا بیرونی در شکل گیری آراء و عقاید و افکار موثر افتد. همچنان که پیامبران و ائمه معصومین(ع) از این ویژگی به نحو مطلوب بهره برده اند. اما در این میان برخی نیز از این فضا سوءاستفاده کرده و به طرح افکار انحرافی خویش به دلایل گوناگونی پرداخته اند.

جامعه‎ عصر امام هادی(ع) نیز از این امر مستثنی نبوده و به سبب رشد و گسترش فرهنگ های بیگانه و نشر عقاید و افکار گوناگون آنان از دوره های پیشین به ویژه عصر امام رضا(ع) و امام جواد(ع) شاهد بحران هایی هستیم که در ادامه به تبیین این جریانهای فکری و کلامی و معرفی آنان و نیز شیوه های برخورد امام هادی(ع) با ایشان خواهیم پرداخت.
اما آنچه اهمیت دارد این حقیقت است که تأثیرپذیری(مستقیم و غیرمستقیم) جریان ها بدین معنا نبوده که سبب جهت گیری کلی تفکرات جامعه ی شیعه شود؛ چرا که اسلام شیعی بطور کلی همه ی ابعاد تکامل و ترقی بشر را مدنظر قرار داده و به این موضوع ارزش ویژه ای داده است.
به عبارتی دیگر، تأثیرپذیری بدان معنا نیست که افکار شیعه در دامن گرایش دیگری تولد یافته و یا متکی بر آن باشد، بلکه تفکرات شیعی به هیچ وجه از گرایش ها و افکار انحرافی تأثیر نپذیرفته، بلکه توسط ائمه معصوم(ع) بر سایر جریانهای فکری و کلامی نیز تأثیرات فراوانی را گذاشته است.

انحراف شناسی جریان‌های فکری و کلامی در اندیشه امام هادی(ع)

از نگاه حضرت هادی(ع)، مهمترین ریشه ها و علل انحرافات در جریانهای فکری و کلامی کج اندیش و منحرف آن عصر عبارت از جهل به نفس، غفلت از خویشتن خویش، خود فراموشی و خود فریبی می باشد، که البته این نگاه می تواند در همه ی اعصار صادق باشد؛ چرا که اگر انسان نداند، دارای چه فطرت و سرشت الهی، غایت و هدف متعالی، ظرفیت و استعداد وجودی و مقام و منزلتی در دستگاه آفرینش است، یا از این حقایق غفلت نماید دچار فراموشی و نسیان می گردد و گرفتار انحراف درحوزه های فکری، عقلی و عقیدتی می شود که در این حال، نه تنها خویشتن خویش را گم کرده و دچار از خودبیگانگی، خودباختگی، خیانت به نفس و مرگ تدریجی خواهد شد، چه بسا افکار و افعال انحرافی خود را عین هدایت و خوشبختی بپندارد که نوعی خودفریبی تدریجی و ناپیدا می باشد و به تدریج در میان جامعه نیز تسری پیدا خواهد کرد.

همانگونه که جامعه در عصر امام هادی(ع) نیز دچار چنین وضعیتی شده بود. بر این اساس می توان مهمترین علل گرایش جریانات فکری و کلامی به عقاید و افکار انحرافی و مسموم سازی فضای جامعه از منظر امام هادی(ع)را به دلایل ذیل دانست:

1)خدافراموشی

امام هادی(ع) با استشهاد به فرمایش پیامبراکرم(ص) فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛هرکس خودش را نشناخت، مطمئنا خالق خود را هم نمی شناسد».(1)
بر مبنای این بینش، اگر انسان در اثر نادانی، غفلت از حقیقت خویش و فراموشی خدای سبحان، به خود فراموشی برسد در واقع از هسته ی مرکزی که همان فطرت الهی، توحیدی و کمال طلب است فاصله می گیرد که نتیجه ی آن«خودکشی تدریجی و نامرئی» یا «مرگ ارزشهای فطری و گرایشهای عالی انسانی» است.
همانگونه که قرآن کریم نیز در این رابطه می فرماید:«و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسهم انفسهم اولئک هم الفاسقون».(2)
بنابراین طبق فرمایش امام هادی(ع) و نیز قرآن کریم، ریشه انحرافات این جریانات فکری و کلامی در آن عصر، جهل به خویشتن بود که در نتیجه عدم معرفت به خدا(خداشناسی) و نیز عدم معرفت به غیرخود(دگرشناسی) حاصل شده بود. حضرت از این امر با عنوان اهمال یا سهل انگاری نسبت به خود و سرنوشت خویشتن یاد می کند.
همانگونه که امام علی(ع) نیزاین امر را به زیبایی به تصویر می کشند: «جسم را شش حال است: صحت، مرض، مرگ، حیات، خواب و بیداری. روح را نیز چنین است: حیاتش علم، مرگش جهل، مرضش شک، صحتش یقین، خوابش غفلت و بیداریش مایه حفظ اوست».(3)

2)گمراهی معرفتی

امام هادی(ع) با استناد به آیه ای از قرآن کریم، گمراهی معرفتی را دومین علل انحراف شناسی جریانات فکری آن روزگار معرفی می کنند: «قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا».(4)
طبق فرمایشات قرآنی حضرت، ریشه گمراهی«عملی» در گمراهی«علمی و معرفتی» می باشد، زیرا این گروه های فکری و کلامی منحرف و کج اندیش از طریق غیر مستقیم و غیرفطری عملی را انجام می دهند و به خودفریبی می پردازند که در پی آن منکر را معروف و زشت را زیبا می بینند، نفس آنها کارهایشان را که جز انحراف و انحطاط اخلاقی و خطای عملی نیست، نیکو جلوه می دهد: «بل سولت لکم انفسکم امرا»(5) و نفس فریب خورده از درون و شیطان از برون، اعمال آنها را زینت می دهند: «زین لهم اعمالهم الشیطان».(6)
به تعبیر آیه یاد شده، آنها گمان می برند که افکار، اندیشه، انگیزه، اخلاق و اعمال زشت آنها حُسن و خوب است. یعنی نفس مسئوله و اماره از درون(علت قریب) و شیطان از برون(علت بعید) آنها را دچار سوء فاعلی و سوء فعلی نموده ولی در نظر آنان عملشان بصورت حسن فاعلی و فعلی نشان داده می شود که این انحرافی بس بزرگ و خطرناک برای فرد و جامعه است، زیرا سبب سقوط، نزول و انحطاط خواهد شد؛ چنانکه اقوام عاد، ثمود، بنی اسرائیل و... دچار آن شدند.

3)هواپرستی

گناه و پیروی از هواهای نفسانی، عاملی ویرانگر است که قلب آدمی را تاریک می کند و قابلیت درک حقایق را از آن می گیرد. آنگاه که قلب انسان از درک حقایق محروم گردد، استعدادهای مثبت او ازمیان میرود و استعدادهای منفی او رشد می کند. نتیجه این فرآیند آن خواهد شد که شخصیت انسان تا مرز الحاد و بی دینی تنزل یابد: «ثم کان عاقبه الذین اساواالسوآی ان کذبوابایات الله وکانوا بهایستهزوون»،(7) همان گونه که جریان های فکری و کلامی منحرف در عصر امام هادی(ع) نیز دچار چنین وضعیتی شده بودند.
در این باره که هواپرستی درقلب، آنان را از تشخیص درست بازداشت و مانع حرکت تکاملی شان شد، امام هادی(ع) به نقل از جد گرامیشان امام رضا(ع) فرمودند: «هیچ چیزی بدتر از گناه قلب انسان را تباه نمی کند؛ زیرا قلب که دچار خطا شود بر آن حالت می ماند تا آنکه آلودگیها بر آن چیره شود و آن را واژگون کند».(8)
بنابراین از دیدگاه امام هادی(ع)، جامعه ای که «هواپرستی» در آن متبلور باشد و پیروی از تمنیات، امیال و هواهای نفسانی بر آن حاکم گردد، جامعه ای بیمار و منحرف می گردد. به همین جهت است که در آموزه های اسلامی نیز آمده که «ان اخوف مااخاف علیکم اثنان، اتباع الهوی و طول الامل».(9)

4)ایمان تقلیدی

یکی از عواملی که در رشد و تعالی انسان تاثیر بسزایی دارد،ایمان است. انسان در صورتی می تواند کمالات وجودی خود را بروز دهد و حرکت تکاملی خود را آغاز کند که با نور ایمان، فراروی خویش را روشنی بخشد(10) و در پرتو آن راه رشد و بالندگی را بپیماید.
پس بدیهی است به هر اندازه که ایمان در درون انسان تقویت گردد به همان میزان رفتار آدمی جهتگیری صحیح تری را دارد و در نتیجه احتمال آسیب نیز به حداقل ممکن خواهد رسید. به عبارتی اگر ایمان تقلیدی با باورهای قلبی، حمایتهای عقلانی و بینشی همراه گردد، از آسیب پذیری آن جلوگیری می شود. اما اگر این ایمان بر پایه معرفت عقلی نباشد، احتمال آسیب پذیری آن زیاد است.
به همین دلیل امام هادی(ع) ایمان عقلی را به ایمان قلبی گره می زند و به نقش سازنده ی این مساله در رشد و بالندگی شخصیت انسان اشاره می نماید: «یرفع الله الذین امنوا؛ خداوند کسانی از شما را که ایمان آورده اند بلند مرتبه می گرداند»(11) و از سویی به جریان های فکری و کلامی مسموم و منحرف با آیه ای دیگر از قرآن تمسک جسته و میفرماید: «بی تردید بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی هستند که کفر ورزیده اند»(12). این مساله از دیدگاه امام هادی(ع) به این سبب است که ایمان، هم جهت تکاملی را تعیین می کند و هم مسیر را روشن می سازد.

جریان‌های فکری و کلامی عصر امام هادی(ع)

بدیهی است قطعا شناخت جریان های فکری و کلامی دوران امام هادی(ع) و شیوه های برخورد حضرت علاوه بر طرح چارچوب تئوریک و نظری پیرامون این امر، مستلزم درکی جامع، نخست از وضعیت فکری- فرهنگی عصر امام(ع) و سپس معرفی هریک از جریانات منحرف است که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
الف.جامعه شناختی فکری- فرهنگی عصر امام هادی و شاخص ترین جریانهای فکری و کلامی موجود
پس از تصرف سرزمینهای زیادی در اقصی نقاط دنیا توسط سپاهیان اسلام، شهرهای مختلف جهان از شرق آسیا تا غرب آفریقا و جنوب اروپا تحت سیطره حکومت یکپارچه مکتب اسلام در آمدند و ملیت های گوناگون با زبان، آداب، رسوم و فرهنگ های متفاوت پا به جهان اسلام گذاشتند.
بدیهی است این فرهنگ ها در یکدیگر آمیخته شده و از هم تأثیر می پذیرفتند و به این ترتیب فرهنگ های ایرانی، رومی و نیز آفریقایی و اروپایی وارد فرهنگ اسلامی شد.
در عصر امام صادق(ع) فلسفه ها و خطوط فکری گوناگونی با هجوم به جامعه اسلامی، شک و شبهه هایی را گسترش داد. اندیشه تصوف دامنه دارشد و افکار گوناگون فقهی و نیز عمل به رای، قیاس و استحسان شکل گرفت.
امام باقر و امام صادق(ع) از شرایط و جو انتقال علوم استفاده نموده، به تشکیل جلسات مناظره در زمینه های گوناگون علوم جدید و نیز تربیت شاگردان پرداختند. بدین جهت چون پُربار ترین حلقه های درسی آن زمان در زمینه های مختلف مناظرات و مباحث علمی این بزرگواران بود، طالبان و صاحب نظران علوم برای تبادل نظر و استفاده بیشتر در مناظرات ایشان شرکت نموده و به طرح سوالات خود می پرداختند و ایشان به پاسخگویی و بیان نظرات خود مبادرت می نمودند.
لذا بر این مبنا برای تبیین اصول مذهب شیعه و اشاعه ی فقه و تفکر شیعی در قالب همین جلسات بهترین بهره را بردند و پایه های مذهب شیعه که از زمان حیات رسول خدا پی ریزی شده بود، در زمان این بزرگواران محکم و استوار گشت؛ چنانکه پس از ایشان، در عصر امام کاظم(ع) نیز با وجود تمامی فشارها و اختناقها، انسانهایی پرورش یافتند که هرکدام استوانه ای در فقه و کلام شیعی به حساب آمدند و اگر انحرافاتی در سطح جامعه شیعیان مشاهده می شد، این مسأله از سوی افراد ضعیف النفسی بود که جز در شرایط خاصی زمینه ی رشد نداشتند.(13)
دوران امامت امام هادی(ع) نیز از نظر فرهنگی، گرایشها و کشمکشهای فکری و اعتقادی از موقعیت و گستردگی ویژه ای برخوردار بود و بحثهای علمی و اعتقادی و برخورد افکار و بینشهای گوناگون با یکدیگر نسبت به موضوعات دیگر، جایگاه ویژه ای داشت. اظهار تمایل حکمرانان عباسی این دوره چون سایر ادوار گذشته نسبت به مسائل علمی و فرهنگی، باز شدن دروازه های علوم فلسفه و کلام ملتهای دیگر بر روی مسلمانان و ترجمه ی بسیاری از کتابهای علمی آنان به زبان عربی، راه یافتن دو تن از امامان شیعه- امام رضا و امام جواد(ع)- همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، به دستگاه خلافت و فراهم آمدن موقعیت استثنایی برای بحث و مناظره با دانشمندان سران مکتبها و گروههای مختلف، از مهمترین عوامل پیدایش این شرایط بود.
پیدایش چهره های برجسته ی علمی در زمینه های مختلف دانشهای عقلی و نقلی در این دوره نشانه ی بارز دیگری بر گستردگی سفره ی دانش بشری در این مقطع زمانی بود.
در چنین جوی اصطکاک افکار و بینش ها با یکدیگر امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است، به ویژه با توجه به این واقعیت که زمامداران عباسی از این جریان به عنوان حربه ای برای ایجاد اختلاف در جامعه ی اسلامی و مشغول کردن مسلمانان به خود و تضعیف موقعیت امامان شیعه و مبانی فکری و عقیدتی آنان استفاده می کردند.
به هر سوی از آشفته بازاری که از نظر اعتقادی و فکری در جامعه حاکم گشته بود، نمی توان به سادگی عبور کرد که در این مساله نقش حکومت نیز بی تأثیر نبود؛ چرا که به واقع این زمامداران عباسی بی رغبت نبودند که مردم به ظاهر آزادانه دارای هرگونه اعتقاد فکری باشند و آنان نیز با خیالی آسوده به حکومت داری خویش بپردازند.
به هر تعبیر با این اوضاع آشفته، چه بسیار سوداگران و منفعت طلبانی بودند که جز به تجاوز و تعدی کارشان نینجامید و در این راه از هیچ نیرنگی در پیشبرد مقاصدشان دریغ نکردند که دامنه ی این مسأله حتی به تحریف تحریک، مسموم و انحراف افکار و فرهنگ جامعه نیز کشیده شد.
در این عصر چندین جریان فکری و کلامی عمده همچون واقفیه، غلات، مفوضه، جبریه، صوفیه و مجسمیه، اشاعره و معتزله جامعه را با بحرانهای فراوان عقیدتی- فکری مواجه ساخته بودند.

واقفیه

یکی از فرقه های منحرف در باب جریانهای فکری و کلامی دوران امامت امام هادی(ع) واقفیه بودند که امامت علی بن موسی الرضا(ع) را نپذیرفته و پس از شهادت پدر گرامی ایشان، امام موسی بن جعفر(ع) متوقف در ولایت پذیری ائمه شده و در امامت و رهبری جامعه دچار ایستایی شدند؛ آنان با انکار امامان پس از امام کاظم(ع) و موضع گیری در مقابل امامان، حتی مردم را نیز از پیروی ایشان منع می کردند(14) و گستاخی بیشتر زمانی بود که حتی حاضر می شدند پیرامون مسکوت نگه داشتن مسأله ی امامت، مبالغی را نیز به عنوان رشوه بپردازند.(15) در رأس گروه منحرف واقفیه افرادی چون علی بن حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی، عثمان بن عیسی و حمزه بن ربیع بودند.
اینان در پیشبرد اهداف خود که تا عصر امام هادی(ع)نیز همچنان ادامه داشت از سه شیوه ی ذیل بهره می جستند:
1. بهره برداری از اصل قائمیت: واقفیه در پیشبرد باطل خود از اصل قائمیت استفاده کردند و تبلیغ می کردند، امام موعود و غایب که ظهور خواهد کرد، موسی بن جعفر(ع) است.
علی بن جعفر می گوید «مردی نزد برادرم موسی بن جعفر(ع)آمد و از آن حضرت راجع به امر امامت سوال کرد. حضرت فرمود: گروهی پس از مرگ من با تکیه بر اصل قائمیت فتنه به پا خواهند کرد و می گویند موسی بن جعفر(ع)همان امام قائم است و حال آنکه قائم موعود چندین سال بعد از من خواهد آمد».(16)
2. عیب تراشی: واقفیه تبلیغ می کردند که چون حضرت رضا(ع) عقیم است و فرزندی ندارد، نمی تواند امام باشد.
ابن قیاما که از سردمداران واقفیه بود، نامه ای به حضرت رضا(ع) نوشت که چگونه مدعی امامت هستی، در حالی که فرزند نداری؟ امام رضا(ع) در پاسخ او نوشت: «از کجا می دانی که مرا فرزندی نباشد و دیری نپاید که خداوند پسری به من عنایت خواهد کرد که به وسیله ی وجود مبارکش حق و باطل را از یکدیگر جدا می کند».(17)
محمدبن فضیل می گوید:به حضرت رضا(ع) عرض کردم فدایت شوم،عاقبت کار آنان که در امامت به پدرتان موسی بن جعفر(ع) درنگ کرده اند، چگونه است؟ فرمود: «خدا لعنت کند آنان را که چه دروغ بزرگی می گویند، آنان می پنداراند که من عقیم هستم و امامت من و فرزندانم را بعد از موسی بن جعفر(ع) انکار می کنند».(18)
3. عدم غسل پدر: طبق اعتقاد شیعه هرگاه امامی از دنیا برود، باید امام بعد امور مربوط به غسل و کفن و نماز او را انجام دهد، واقفیه می گفتند، چون حضرت رضا(ع) برای غسل پدرش به بغداد نرفت، پس امام نیست.
وقتی این سخن در عصر امام هادی(ع) نیز مطرح گشت، ایشان همان کلام جدش امام رضا(ع) را تکرار فرمودند که اگر این کار برای علی بن الحسین(ع) در حالی که زندانی و دربند بوده است و از طریق عبیدالله بن زیاد در زندان کوفه به سر می برده است، امکان دارد که به نحوی از زندان خارج شود که زندانبان ها متوجه نشوند و در مراسم غسل پدر(امام حسین) شرکت نماید، برای کسی که امامت را صاحب است و زندانی و اسیر نیست به طریق اولی امکان دارد که از مدینه به بغداد آید و متولی امور مربوط به غسل و کفن پدر خود شود.(19)

غلات

غلات انسان هایی تندرو، افراطی و بی منطق بودند که درباره امامت، مبالغه ی بیش از اندازه نموده و امام را تا سرحد الوهیت و پرستش بالا می بردند و با بهره گیری از عقاید انحرافی خویش بسیاری از واجبات الهی را حرام و بسیاری از گناهان کبیره را بر خود حلال شمرده بودند. در خصوص پدید آمدن این گروه در تشیع هرچند علل بسیاری برای آن بر شمرده اند اما به نظر می رسد این موضوع در سه علت مهم و عمده ی دشمن ستیزی، اباحه گری و عشق افراطی قابل رهیابی است و عقاید این گروه نیز در دو بخش قابل بررسی است: یک بخش عقایدی است که به هیچ وجه با عقاید شیعه اشتراکی نداشته و به خود غلات اختصاص دارد و بخش دیگرعقایدی است که اصل آنها در عقاید شیعه بوده و غلات آن را بصورت انحرافی تفسیر کرده اند.
عقاید مختص به غلات عبارتند از: اعتقاد به الوهیت و خدایی امامان و رهبران برخی از فرقه های غلات، اعتقاد به نبوت امامان یا رهبران برخی از فرقه ها مانند ادعای نبوت برای مختار ثقفی، اعتقاد به حلول جزء الهی در حضرت علی(ع)و برخی از امامان، اعتقاد به تناسخ، تشبیه یا جسم انگاری خداوند متعال.
برخی عقاید به ظاهر مشترک میان غلات و شیعه وجود دارد که به هیچ وجه ائمه به آن معتقد نیستند و عبارتند از: عقیده وصایت و جانشینی حضرت علی(ع)، اعتقاد به مهدویت، رجعت، بداء و تاویل قرآن.
سرکردگان این فرقه ی انحرافی در عصر امام هادی(ع) عبارت بودند از: علی بن حسکه قمی،محمدبن نصیر نمیری،حسن به محمد معروف به ابن بابا قمی،فارس بن حاتم قزوینی و قاسم بن یقطین قمی.
علی بن حسکه معتقد به الوهیت و ربوبیت امام هادی(ع) و رسالت و نبوت خود و سقوط همه ی واجبات و فرایض دینی بود. محمد بن نصیر نمیری نیز با ابن حسکه در مسائل بالا هم عقیده بود، علاوه بر آنکه قائل به تناسخ بود و ازدواج با محارم و همچنین لواط را روا می شمرد.

مفوضه

در کنار فرقه ی منحرفی غلات، گروهی دیگر به نام مفوضه بودند که با استناد به این آیه از قرآن کریم«لمن شاء منکم ان یستقیم» و امثال این آیات عوام را فریب می دادند و نیز ادعا داشتند خداوند جهان و پدیده ها را آفرید و انسان را خلق کرد و به این دنیا آورد، تکالیف و مقررات را معین کرده و کار خلق را به خودشان واگذار نموده است و دیگر کاری به کار آنها ندارد، در حالی که این اندیشه نوعی خلع خدا از قدرت می باشد.

جبریه

جبر را می توان به معنای نفی فعل اختیاری از انسان و انتساب همه ی افعال به خدا دانست. شهرستانی ضمن بیان این مطلب، جبریه- یعنی طرفداران عقیده جبر- را دارای اصنافی می داند که از آن جمله جبریه خالصه و جبریه متوسطه هستند. گروه نخست برای انسان هیچگونه قدرت و عملی قائل نیستند و تمام افعال انسان را به خدا نسبت می دهند. گروه دوم، برای آدمی قدرتی را اثبات می کنند اما آن را در فعل او موثر نمی دانند.(20)
در عصر امام هادی(ع) همچون ایام پدران بزرگوارش نیز این نظریه- جبریه- مسلمانان را روزگاری دراز به خود مشغول داشت و با بروز درگیری های سخت مباحث کلامی که میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی درآن ادوار واقع شد، بر تفرقه و چند دستگی آنها افزود که در نتیجه گروهی قائل به جبر شدند. این فرقه انحرافی نیز مردم را با این آیه از قرآن کریم گمراه می کردند که: «فمنهم من هدی الله فمنهم من حقت علیه الضلاله؛ از امتها کسانی بودند که خدایشان هدایت کرد و گروهی از آنان گمراهی شان محقق شد».(21)

صوفیه

از دیگر فرقه های منحرف از جریانهای فکری و کلامی که با رخنه در جامعه ی اسلامی، در عصر امام هادی(ع) نیز سبب بدنامی شیعه و تشویش افکار عمومی جامعه مسلمانان شده بود، «تصوف»بود. پیروان این مکتب، با نمایاندن چهره ای زاهد، عارف، خداپرست، بی میل به دنیا و پاک و منزه از پستی ها و آلایش های دنیایی، مردم را گمراه می کردند. آنها نیز چون سایر فرقه ها از همگی این عنوانها در راستای اهداف سودجویانه خود در زمینه های گوناگون بهره مند می شدند.
آنها در اماکن مقدسی چون مسجد پیامبر(ص) گرد هم می آمدند و به تلقین اذکار و اوراد با حالتی خاص می پرداختند، به گونه ای که مردم با دیدن حالت آنها می پنداشتند با پرهیزگارترین افراد روبرو هستند و تحت تأثیر رفتارهای عوام فریبانه ی آنان قرار می گرفتند.(22)

مجسمیه

این فرقه که برداشتهای غلطی از آیاتی چون «یدالله فوق ایدیهم» و «ان الله علی العرش استوی» داشتند، خداوند سبحان را جسم می پنداشتند و به مجسمیه شهرت یافتند. همچنین آنان برداشتهای بسیارسطحی و ابتدایی از دین داشتند و از درک مجردات و چیزهایی که از سیطره جسم و ماده خارج است، بسیار ناتوان بودند. از این رو همواره بسیاری از حقایق هستی را که خارج از دایره ماده بود، انکار می کردند یا آن را تا عالم ماده پایین می کشیدند. کم کم آنها و اندیشه های بدوی و یکسویه شان دربین شیعیان رسوخ کرد و عقاید آنان را نیزتحت تاثیر سطحی نگری و کوته بینی خود قرار داد.

اشاعره

اشاعره نیز گروه منحرف دیگری از جریانهای فکری و کلامی در عصر امام هادی(ع) بودند که می پنداشتند، خداوند را در روز رستاخیز خواهند دید. حتی آنها بر این عقیده بودند که خداوند با همین چشم مادی قابل دیدن است.

معتزله

اعتزال در لغت به معنای کناره گیری است و نام معتزله بر دو گروه در فرهنگ اسلامی اطلاق شده است. یک دسته معتزله‎ی سیاسی اند و دسته‎ی دیگر که محل بحث ماست، معتزله کلامی می باشند. در اندیشه ی معتزله، عقل و احکام عقلی نقشی اساسی و تعیین کننده در کشف و استنباط عقاید دینی و نیز استنباط و دفاع از این عقاید را بر عهده دارد.
این گروه اعتقاد داشتند که هر مسأله ای را باید بر خرد آدمی عرضه کرد و تنها با یافتن توجیهی عقلانی برای آن، قابل پذیرش خواهد بود. مبنا و اساس این مکتب بر این عقیده استوار بود که «همه ی معارف اعتقادی معقول است»[الملل و النحل،ج1،ص42]و جایی برای تعبد در عقاید وجود ندارد؛ همچنین معتزله مانند دیگر متکلمان به نقل نیز رجوع می کردند، اما مفاد و محتوای نصوص دینی تنها در صورت توافق با عقل قابل قبول بود؛ در غیر این صورت به تاویل و توجیه نصوص می پرداختند.
به اعتقاد معتزله، کلام الهی مخلوق و حادث است و اعتقاد به قدیم بودن قرآن کفر است. در مقابل، تمام اصحاب حدیث و عامه اهل سنت، به قدیم بودن قرآن اعتقاد داشتند. مأمون به تشویق و حمایت معتزله، دستوری صادر کرد که بر طبق آن، معتقدان به قدم قرآن باید تادیب می شدند.

روش‌های برخورد حضرت با ایشان

هدایت آفرینی و بصیرت افزایی

امام هادی(ع) در تحقق بخشی گام نخست خویش در برخورد با جریانهای فکری و کلامی عصرشان شیوه های هنرمندانه ای را نیز از خود به یادگار گذاشته است که در سه مولفه ی شرایط و آداب، مهارتها و فنون و نیز اهداف و آرمانها در برخورد با جریان های فکری و کلامی جهت هدایت آفرینی و بصیرت افزایی برای سرکردگان و افراد این جریانهای فکری و کلامی و نیز مردم قابل طرح و بررسی است.

شناخت موضوع مورد بحث و گفت‌وگو

امام هادی(ع) در جریان گفتگوها و برخوردهای هدایت افزای خویش با جریانهای فکری و کلامی به این مساله اعتقاد داشتند که هریک از دو طرف بحث بایسته است نسبت به آن تفکری که در صدد اثبات و یا نفی آن هستند، شناخت کافی داشته باشند؛ چرا که از دیدگاه ایشان ناآگاهی از آن فکر و جزئیاتش،گفت و گو را به دشنام و ناسزاگویی های بی جهت و نیز جدل و مغالطات جدلی تبدیل می کند که آن وسیله و پوششی است برای جبران ضعف دفاع طرفین بحث. در حالی که اگر آنان نسبت به موضوع بحث شناخت و آگاهی داشته باشند، به خوبی می دانند چگونه بحث را آغاز و در آن وارد شوند و چگونه با روشن بینی و آرامش فکری و استدلال قوی،متانت کلام و نیز تکیه بر دلایل متقن آن را به پایان برسانند.
شاید استدلال های امام هادی(ع) در این زمینه تکیه بر کلام الهی است: «ان الذین یجادلون فی آیات الله بغیر سلطان اتاهم ان فی صدورهم الا کبر ما هم ببالغه فاستعذ بالله انه هو السمیع البصر؛ کسانی که در آیات خدا مجادله می کنند، بدون آنکه هیچ حجتی داشته باشند، در سینه هایشان نیست مگر(آرزوی) بزرگی ای که هرگز بدان نرسند، به خدا پناه جوی که او شنوا و بیناست»(23)، «بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یاتهم تاویله کذلک کذب الذین من قبلهم فانظر کیف کان عاقبه الظالمین؛ بلکه چیزی را که به علم آن نرسیده اند و از تاویل آن بی خبرند، دروغ شمرده اند.کسانی که پیش از آنها بودند نیز چنین تکذیب کردند، بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود».(24)
بنابراین افرادی که بدون احاطه و شناخت موضوع وارد«میدان محاوره و گفت و شنود»می شوند، ناگزیرند پایان کار خود را در دوراهی و تکذیب حق و واقعیت ختم نمایند.

ایجاد محیط آرام برای بحث آزاد

شاید ضروری ترین مسأله در یک گفتگو برای فکر شخصی انسان، وجود محیط آرام و دور بودن از جَوِ خشونتی است که انسان را از بازگشت به خویشتن و اندیشه و تفکر صحیح و منطقی باز می دارد، چرا که انسان در حالت رضا و خوشنودی خود، گاهی تابع محیط اجتماعی می شود که جامعه تحت تأثیر جو خشونت شورانگیزی فکر مشخصی را تأیید و یا رد می کند، که به طور ناخودآگاه انسان تسلیم آن جو می شود، گویا انسان در آن جوِ عمومی گداخته و ذوب می شود و مسأله ای که انسان، آزادی فکر و شخصیت خاص و ممتاز خود را از دست می دهد.
تاریخ گواهی می دهد که امام هادی(ع) در برخوردهای خویش با جریان های فکری و کلامی علاوه بر این که خود این مسأله را- ایجاد محیط آرام- رعایت می نمودند، حتی بر حرکت اطرافیان خویش نیز نظارت می کردند و از این که محیط، علیه طرف مقابل، متشنج و ناآرام باشد، ناخرسند می شدند.
هنگامی که حضرت هادی(ع) با علی بن حسکه یکی از سرکردگان منحرف غلات به بحث می نشیند و وی را در نظریاتش که معتقد بود که امام هادی(ع) خدا و خالق جهان هستی است و من هم نماینده او هستم به بن بست می کشاند، حاضران با خندیدن شروع به ناامنی جَو می نمایند و آرامش محیط را بر هم میزنند، اما امام هادی(ع) که متوجه متشنج شدن محیط شده است، ضمن نهی آنان از این عمل فرمودند: «...آرام باشید من از چنین سخنانی بیزاری می جویم و از چنین گفتاری به خدا پناه می جویم...».(25

رعایت اخلاق اسلامی و اصرار بر اصول دینی

یکی دیگر از آدابی که امام هادی(ع)در برخورد با جریانهای فکری و کلامی در سیره بصیرت افزایشان به کار می بستند، رعایت اخلاق اسلامی و اصرار بر اصول متعالی اسلام بود؛ چرا که حضرت باور داشتند به عنوان داعی الی الله وظیفه و رسالتی جز هدایتگری و روشنگری در جهت اعتلای کلمه ی حق ندارند. بر این اساس در تمامی برخوردهای خویش با ایشان از بالاترین(سرکردگان) تا پایین ترین(پیروان) از آسیب های اخلاقی و مهلکات شخصیتی هم چون: عُجب، حسد، تکبر، غرور، نفاق، دورویی، تعصب و...پرهیز نموده و در عوض با جایگزینی اصل انصاف و منطق به اثبات حقانیت کلام و سخنان خویش می پرداختند.
از باب نمونه امام هادی(ع)در گفتگوهایی که با برخی از مروجین افکار منحرف در طرح شبهات و به تشنج کشیدن فضای جامعه- انجام داده اند،مواردی چند از این قبیل را به وی متذکر شده اند،از جمله اینکه:«هر چه می خواهید از ما بپرسید اما انصاف را فرو منهید و از باطل حذر کنید».(26)

تفکرآفرینی و تصحیح اشتباهات

تفکرآفرینی و تصحیح اشتباهات یکی دیگر از تلاش های هنرمندانه ی همراه با حکمت امام هادی(ع) در برخورد با جریانهای فکری و کلامی است؛ چرا که ایشان باور دارند گاه فردی به دلیل شرایط محیطی و یادگیری های غلط و تجربیاتی بد، از دیدگاهی نادرست به رخدادها و وقایع پیرامون خود می نگرد و طبعا عملکرد او نیز- که بر همین تصورات وجمع بندیهای غلط استوارگردیده است- اشتباه خواهد بود.
از این رو حضرت در بخشی از اهداف خویش به دنبال اعطای بینش تفکر و اصلاح نگرش افراد در این گونه جریان های فکری و کلامی است که به زیبایی نیز در برخوردهای ایشان با آنان به عنوان یک روان شناس زُبده آن را به کار گرفته است.

وفاق و همگونی اجتماعی

امام هادی(ع)به عنوان رهبریِ اسلامی در راستای پیگیری اهداف و آرمانهای خویش در برخورد با جریانهای فکری و کلامی دورانشان ثابت نمود که وفاق و همگونی اجتماعی در جامعه محقق نخواهد شد،مگر با حرمت نهادن به اصول مشترک بین همه ی ادیان و مذاهب و نیز تکریم همه ی شخصیت های دینی از سایر فرق و نحل؛چرا که اگر انسان درگفتگوها تنها درصدد تثبیت نظریات و آراء خویش باشد،تنها به اثبات منطق خویش اقدام نموده است.
اعمال چنین بینش دانش افزایی از سوی امام هادی(ع)اجرای همان دستورالعمل قرآنی خطاب به رسول اکرم است که:«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله؛...بگو ای اهل کتاب!بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما،بعضی دیگر را- غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد».(27)
لذا امام هادی(ع)نیز با بهره جستن از این بینش قرآنی در گفتگو با این گروههای منحرف فکری و کلامی پیرامون مباحثی چون توحید،پیامبران الهی و نزول کتابهای آسمانی و...اصل وفاق و همگونی اجتماعی را تجلی می بخشیدند.
چند جریان فکری و کلامی عمده همچون واقفیه، غلات، مفوضه، جبریه، صوفیه، مجسمیه، اشاعره و معتزله جامعه ی عصر امام هادی(ع) را با بحران های فراوانی که از تأثیرات آنها در پیدایش فرق انحرافی گوناگون به سادگی نمی توان عبور نمود، مواجه ساخته بودند؛ جریان های فکری و کلامی منحرفی که در چارچوب تئوریک و نظری اندیشه های امام هادی(ع) نشأت یافته از خدا فراموشی، گمراهی معرفتی، هواپرستی و ایمان تقلیدی می بودند.
حال نکته ی حائز اهمیت این است که هرچند برخی این دوره را بسیار طلایی و شکوفا به لحاظ ترجمه آثار علمی بسیار از زبانهای گوناگون یونانی، فارسی، سریانی، هندی، لاتین و... به عربی می دانستند، اما به حق امام هادی(ع) نیز چون پدر و جد گرامی شان با علم به این قضیه که همگی این افراد در کار خویش یقینا حُسن نیت نداشته و سعی می نمایند تا از این بازار داغ انتقال علوم به محیط اسلام فرصتی برای نشر افکار، عقاید و اندیشه های منحرف و مسموم خود به دست آورند، به مقابله با ایشان اقدام نمودند.
حضرت با چنین بینشی و با آگاهی از جامعه شناختی عصر خویش در دو گام اساسی انقلاب فکری عمیقی ایجاد کردند تا در برابر این امواج سهمگین عقاید و افکار مسموم برخوردهای مناسبی را اتخاذ نمایند.
بنابراین امام هادی(ع) در گام نخست برخورد با این جریان های فکری و کلامی از قبیل افکار و ادیان پیشین، عقاید خرافی، جریان های الحادی، التقاطی و نیز آراء و اندیشه های فلسفی و... با راهبرد هدایت آفرینی و بصیرت افزایی به خَلق شیوه های کاربردی در برخوردهایشان پرداختند؛ چرا که ایشان در این راه وامدار خاندان پاک و گرامیشان بودند، لذا توانستند به زیباشناختی شیوه هایی در این برخوردهای حکیمانه دست یابند که قطعا بهره گیری از آن در امور تبلیغ دین برای مبلغان محترم نیز سودمند است.
به واقع روشهای هنرمندانه ی امام هادی(ع)در گام نخست در برخورد با جریانهای فکری و کلامی با لحاظ نمودن شرایط و آداب،مهارتها و فنون و نیز اهداف و آرمانها را می توان همچون اضلاع مثلثی در شخصیت امام هادی(ع)در برخورد با این گروههای منحرف از هر جریان فکری و کلامی تصور نمود که هر انسان منصف در هر جایگاه و مرتبه ای را نخست به ژرف اندیشی و سپس به تصدیق و تحسین وا می دارد.
*زهرا شیخوند

---------------------------------------------------------------
منابع:
1- حرعاملی، وسائل الشیعه، ج18، ص280
2- حشر/19
3- شریف، شرح الغرر و الدرر، ج2، ص329
4- کهف/104-103
5- یوسف/18
6- عنکبوت/38
7- روم/10
8- طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص440
9- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج7، ص83
10- بقره/257
11- مجادله/11
12- انفال/55
13- جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص403
14- هادی منش، تلاشها و مبارزات امام هادی، ص33
15- بحارالانوار، ج11، ص112
16- طوسی، رجال کشی، ص459؛ به نقل از سیره امام رضا(ع)، ص196
17- شیخ کلینی، اصول کافی، ج1، ص320
18- رجال کشی، ص450
19- مسعودی، اثبات الوصیه، ص199
20- شهرستانی، الملل و النحل، ج1، ص85
21- نحل/36
22- تلاش ها و مبارزات امام هادی، ص32
23- غافر/56
24- یونس/39
25- وسائل الشیعه، ج18، ص554
26- وسائل الشیعه، ج18، ص554
27- آل عمران/64

 

تفاهم لوزان فقط 125هزارم درصد از نیاز ایران را تامین می کند / فقط اجازه غنی سازی برای 2 هفته برق هست

.

 

 

اگر مفاد تفاهم‌نامه لوزان عیناً در توافق نهایی تیرماه 94 تأیید شود، ما دست‌کم برای مدت ۱۰ سال، به رفع شدنِ ۲.۵ درصد نیازمان در داخل کشور قانع شده‌ایم و ۹۷.۵ درصد از نیازمان را باید از منابع خارجی تأمین کنیم

فرهنگ نیوز - محمدحسین امینی: دکتر علی‌اکبر صالحی، 17 تیر 1393 در رابطه با زمان مورد نیاز برای تفاهم لوزان فقط 125هزارم درصد از نیاز ایران را تامین می کند /  فقط اجازه غنی سازی برای 2 هفته برق هسته ای داریم!رسیدن 190 هزار سو گفت: «نیاز ما برای یک فاصله زمانی موردتوافق هشت‌ساله‌ی آینده برای تأمین سوخت نیروگاه اتمی بوشهر حدوداً 190 هزار سو است تا بتوانیم پس از پایان این قرارداد، سوخت موردنیاز این نیروگاه، راکتور تحقیقاتی تهران و همچنین راکتور آب‌سنگین اراک را تأمین کنیم.»[1]

حداکثر پنج سال تا 190 هزار سو
سید عباس عراقچی، 22 تیر 1393 : «در مورد بحث غنی‌سازی، موضع ما روشن و منطقی است. همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند برنامه غنی‌سازی ما بر اساس نیاز واقعی کشور طراحی‌شده، و این نیاز واقعی مربوط به تأمین سوخت رآکتورهای قدرتی یا همان نیروگاه‌های برق هسته‌ای خواهد بود. بنابراین این نیاز عملی باید حتماً در نظر گرفته شود و باید با توجه به این نیاز برای برنامه غنی‌سازی ایران پارامترهای لازم تعریف شود. با توجه به این‌که سوخت بوشهر طی چند سال آینده توسط دولت روسیه تأمین می‌شود ما عجله‌ای نداریم برای آنکه به آن مرحله برسیم؛ بلکه چشم‌اندازی را برای خودمان در نظر گرفتیم و به سمت آن چشم‌انداز حرکت می‌کنیم. البته این‌که می‌گویم عجله‌ای نداریم، در فاصله همان 2 یا سه و یا حداکثر 5 سالی است که مقام معظم رهبری به آن اشاره فرمودند.»[2]

فعلاً 10 سال با 5 هزار سو!!
متن تفاهم‌نامه لوزان، 13 فروردین 1394: «بر اساس راه‌حل به‌دست‌آمده، دوره زمانی برنامه جامع اقدام مشترک در خصوص برنامه غنی‌سازی ایران 10 ساله خواهد بود... از 19 هزار سانتریفیوژ فعلی ایران، 6000 سانتریفیوژ باقی خواهد ماند که 5000 تا[3] در نطنز خواهد بود. به‌جز نطنز در نقطه‌ی دیگری غنی‌سازی صورت نخواهد گرفت.»

از «حصول 190 هزار سو در 5 تا 8 سال» در تیر 93، تا «۵ هزار سو ثابت برای 10 سال!» در فروردین 94 حرکتی از 100 به حدود ۲.۵ انجام گرفته است!

اگر مفاد تفاهم‌نامه لوزان عیناً در توافق نهایی تیرماه 94 تأیید شود، ما دست‌کم برای مدت ۱۰ سال، به رفع شدنِ ۲.۵ درصد نیازمان در داخل کشور قانع شده‌ایم و ۹۷.۵ درصد از نیازمان – برای همین تهران، بوشهر و اراک فعلی – را باید از منابع خارجی تأمین کنیم.

رهبر انقلاب، 27 مرداد 1389 ما می‌خواهیم سوخت را توليد كنيم. چندين هزار مگاوات. ما به سوخت هسته‌اى نياز داريم. نيروگاه‌هاى هسته‌اى بايد به وجود بيايد. خوراك اين نيروگاه‌ها بايد در داخل توليد بشود. اگر قرار شد براى خوراك اين نيروگاه‌ها به خارج متوسل بشويم و محتاج باشيم، امور كشور نخواهد گذشت. بنابراين حق ماست و دنبال اين را خواهيم گرفت.[4]

تنها غنی کنندگان اورانیوم در جهان عبارت‌اند از اعضای 1+5، ژاپن، هلند، کره شمالی، هند، پاکستان و ایران. گرچه درست است که میگویند «معمولاً» کشورهای سازنده‌ی نیروگاه تحویل سوخت آن را نیز تضمین می‌کنند، اما تا امروز چه چیزی در مورد ایران «معمولی» بوده است؟! مهندس حسین آب نیکی از مدیران ارشد سابق صنعت غنی‌سازی، رییس مرکز توسعه سازمان انرژی اتمی ایران و از نزدیک‌ترین دوستان و همکاران شهید احمدی روشن در مصاحبه‌ای می‌گوید «نه در توافق ژنو و نه در بیانیه لوزان هیچ کشور خارجی متعهد به تأمین سوخت نیروگاه بوشهر نشده است.»[5]
 

علی‌اکبر صالحی، 20 فروردین 94: نمی‌توانیم میلیاردها دلار هزینه کنیم و نیروگاه بسازیم ولی تأمین سوخت را به دیگران واگذار کنیم که اگر نخواستند بدهند، ‌میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری معلق بماند![6]

 
125 هزارمِ درصد از چشم‌انداز!

اولین منفعت غنی‌سازی و صنایع بومیِ مرتبط برای ایران رفعِ بدون وابستگیِ سه نیاز داخلی بود: 1.سوخت نیروگاه برق بوشهر، 2.سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، 3.سوخت رآکتور آب‌سنگین اراک.

مصطفی سالاری استاندار بوشهر ۱۹ فروردین ۹۴ در گفتگو با ایرنا می‌گوید که «شبکه سراسری اکنون نیازی به برق تولیدی نیروگاه اتمی بوشهر ندارد! لذا این نیروگاه از ساعت 23 دیشب، به مدت حدود دو ماه از مدار خارج شد تا امکان در مدار بودن نیروگاه در ایام اوج مصرف شبکه سراسری در تابستان سال آینده فراهم شود.»[7]

حالا بیایید فرض کنیم زمانی خواهد رسید که شبکه سراسری به برق این نیروگاه هسته‌ای نیاز پیدا کند! در آن زمان، یعنی درحالی‌که نیروگاه تولید برق بوشهر روشن باشد و کار کند و بهانه‌ای در کار نباشد، این نیروگاه 2 درصد نیاز کشور را تأمین می‌کند.[8] در همین وضعیت - و بدون اینکه نیاز دو رآکتور دیگری[9] که با روسیه قراردادش را خواهیم بست را در نظر بگیریم - میزان غنی‌سازی تفاهم شده در لوزان می‌تواند سوخت موردنیاز ما را برای حدود «2 هفته از سال!» برآورده کند.

از طرفی طبق مصوبه مجلس و هدف گزاریِ انجام‌شده قرار است که 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای تولید در کشور شود. مهندس حسین آب نیکی از مدیران ارشد سابق صنعت غنی‌سازی و رییس مرکز توسعه سازمان انرژی اتمی ایران و در مصاحبه‌ای می‌گوید 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای نیازمند حدود ۳ میلیون سو ظرفیت غنی‌سازی است![10]

به گفته علیرضا منادی عضو هیئت‌رئیسه مجلس، فریدون عباسی رئیس وقت سازمان انرژی اتمی در نشست غیرعلنی 21 فروردین 92 در مجلس شورای اسلامی گزارشی از روند پیشرفت‌ها و فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان به نمایندگان ارائه داد و ازجمله گفت «این سازمان قصد دارد با تکیه‌بر توان دانشمندان خود، 20 راکتور هسته‌ای را جهت تولید 20 هزار مگاوات برق احداث کند... تولید 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای توسط نیروگاه‌های کشور در 5 سال آینده محقق خواهد شد.»[11] و کمتر از 9 ماه بعد، با تغییر دولت و روی کار آمدن دولت آقای حسن روحانی، علی‌اکبر صالحی رئیس جدید سازمان انرژی اتمی در هفتم دی 1392 در برنامه نگاه یک می‌گوید «نیروگاه‌های برق هسته‌ای گران‌قیمت هستند... باید نحوه تأمین مالی این طرح مشخص شود همچنین به دنبال چرخه سوخت لازم هم باید باشیم... در افق بلندمدت حدود 25 سال طول می‌کشد تا ما به 20 هزار مگاوات برسیم!»[12] یعنی ظرف 9 ماه و با تغییر دولت، 5 سال تبدیل می‌شود به 25 سال تا کاملاً روشن باشد که حتی حساب‌وکتاب فنی و صنعتی هم از این دولت به آن دولت کلی توفیر دارد!!

به‌هرحال جای شکرش باقی است که کسی در اصلِ «چشم‌انداز بودنِ 20 هزار مگاوات» شک ندارد! ما از این چشم‌انداز 20هزار مگاواتیِ مصوب مجلس شورای اسلامی اکنون به 5 درصد آن (یعنی 1000 مگاوات) دست‌یافته‌ایم، که این 1000 مگاوات را هم با فرض نهایی شدنِ مفاد تفاهم لوزان، تنها 2 هفته در سال می‌توانیم «تأمینِ سوخت» کنیم و برای باقی زمان‌ها (حدود 50 هفته دیگر!) نیاز به واردات سوخت خواهیم داشت.[13] لذا با یک حساب سرانگشتی و ساده، بروندادِ «صنعت غنی‌سازی» ما دست‌کم برای مدت 10 سال، عبارت خواهد بود از تأمین «2.5 درصد از 5 درصد!» از چشم‌انداز مصوب مجلس!

پرسش به‌سادگی اینجاست که صنعتی که قرار است به مدت ده سال، 2.5 درصد از 5 درصد - یعنی 125 هزارم درصد![14] – از  چشم‌انداز مصوب و رسمی کشور را تأمین کند چقدر «وجود» خواهد داشت؟!

تحقیق و توسعه روی کاغذ!

منفعت دوم غنی‌سازی و صنایع مرتبط را «ایجاد بسترهای بسیار مناسب برای رشد و توسعه در همه شاخه‌های علمی و فنی و صنعتی کشور» دانسته‌اند. بدین ترتیب ما صنعت هسته‌ای را صرفاً برای سوخت نیروگاه‌ها و رآکتورهای تحقیقاتی‌مان نخواسته‌ایم.

از سوی متصدیان مذاکرات نیز گفته و تأکید شده بود که در این مورد اجازه اعمال محدودیت نمی‌دهند و حتی گفته می‌شود که مجوز تحقیق و توسعه در تفاهم‌نامه لوزان اخذ شده است.

اما مهدی محمدی کارشناس مسائل سیاسی 17 فروردین 94 در خلال مناظره تلویزیونی با محمدحسن بهشتی پور کارشناس هسته‌ای گفت «یکی از اصلی‌ترین کارهایی که تیم ما به دنبال آن بوده اینکه تحقیق و توسعه‌ی بدون محدودیت را تضمین کنند. آن چیزی که در متن بیانیه مشترک آمده این است که در تحقیق و توسعه، راجع به تعداد، گستره و جدول زمانی دو طرف باید توافق کنند... این البته صراحت ندارد که برنامه تحقیق و توسعه ما محدود شود ولی صراحت هم ندارد که محدود نشود!... دروغ‌گویانِ آمریکایی‌ در فکت‌شیتِ خود گفته‌اند که بر تعداد ماشین‌های پیشرفته ما محدودیت اعمال می‌شود... مجموعه‌ای که محدود شود دیگر تحقیق و توسعه نیست و دانشی در آن تولید نمی‌شود.»[15]

همچنین مهندس حسین آب نیکی از مدیران ارشد سابق صنعت غنی‌سازی می‌گوید «اینکه گفته‌شده در طول ده سالی که محدودیت‌ها را پذیرفتیم ماشین سانتریفیوژ IR8 مان را تست می‌کنیم و به صنعتی سازی می‌رسانیم و بلافاصله بعد از رفع تعلیق می‌توانیم با استفاده از ماشین با سوی ۲۴ (که ۲۴ برابر ماشین‌های فعلی ظرفیت تولید دارد) صنعت غنی‌سازی‌مان را توسعه دهیم، محل تأمل است. باید به این نکته توجه کنیم که زمانی می‌توانیم این کار را بکنیم که در طول این سال‌ها بتوانیم ماشین IR8 را علاوه بر یک ماشین به تعداد چند ده ‌تایی و نیز یک زنجیره و چند زنجیره برسانیم و تولید، تست، نصب و گاز دهی کنیم. وقتی توانستیم این مراحل را انجام بدهیم یعنی فرآیند تحقیق و توسعه در مورد این ماشین طی شده است. بعد می‌توانیم بگوییم که این ماشین تولید و تحقیقاتش تمام شده است و آماده ورود به عرصه تولید صنعتی است. لذا حتی اگر زمانی این محدودیت‌هایی که ما می‌پذیریم رفع شد ماه‌ها و شاید سال‌ها زمان لازم داریم تا بتوانیم فرآیند صنعتی سازی ماشین IR8 یا هر ماشین دیگری را به سرانجام برسانیم.»[16]

پس کارشناسان بر این باورند که اگر ایران اجازه تزریق گاز را فقط برای سانتریفیوژهای IR1 - مستقر در نطنز - داشته باشد، و یا اگر تعداد و گستره و جدول زمانی تحقیقات ما به هر نحوی محدود گردد، موفق به تحقیق و توسعه در صنایع غنی‌سازی نخواهیم شد.

اگر منفی نبافیم چه می‌شود؟!

یک‌بار اجازه بدهیم - دست‌کم در ذهنمان - همه‌چیز خوب پیش برود! تصور کنیم الآن یک ماه پس از توافق نهایی است! دیدید بیهوده بدبین بودیم؟! تحریم‌ها چهار نوع بود. تحریم‌های شورای امنیت که به‌طور کامل در همان هفته دوم لغو شدند و در قطعنامه جدید صادرشده هم هیچ اشاره‌ای به هیچ شکلی از تحریم نشده است! تحریم‌های اتحادیه اروپا هم که چون به‌کلی هسته‌ای بودند طبق مفاد توافقنامه فوراً لغو شدند. و اما در مورد آمریکا، هرچند کنگره 2.5 ماه پیش طرحی داد که اوباما هم گفت «وتو نمی‌کنم!» و در آن طرح قرار بر این بود که اوباما حق نداشته باشد تحریم‌ها را برای مدت 30 روز لغو کند و باید منتظر نظر کنگره شود و غیره، اما آن طرح بالاخره یا توسط اوباما وتو شد یا اصلاً رأی نیاورد یا هرچه! خلاصه اینکه تمام ۱۷ دستور تحریمی رئیس‌جمهور آمریکا – که 11 موردش را همین اوبامای بدکردار صادر کرده بود! – توسط شخص او و فوراً و بدون مزاحمت کنگره لغو شد. فقط ماند ۵ قانون تحریمیِ مصوب کنگره که لاجرم باید توسط خود کنگره لغو می‌شد و هیچ راه دیگری هم نداشت. اما با توجه به اینکه ما اصلاً به امور داخلی آمریکا کاری نداشتیم و فقط با دولت آمریکا طرف حساب بودیم و به همین دلیل محکم‌کاری‌هایمان را هم در متن توافق نهایی انجام دادیم، کنگره نیز دست‌آخر مجبور شد که ۵ قانون تحریمی خود را لغو کند. حالا دیگر هیچ تحریم هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی وجود ندارد.

آیا دردسر بزرگ‌تری در پیش است؟

رهبر انقلاب، 18 اسفند 1384 برخي دولت‌های غربي حق استفاده ايران از انرژي هسته‌اي را به رسميت شناخته‌اند؛ به رسميت شناختن اين حق مسلم و قانوني،‌ امتيازي ظاهري و پوچ و بي‌معناست، چراکه اين حق در معاهدات جهاني به رسميت شناخته‌شده و براي استفاده از آن نيازي به اروپایی‌ها براي به رسميت شناختن آن نداريم.[17]

در بهترین حالت، و اگر همه‌چیز خیلی خوب پیش برود، امتیازی که طرف مقابل به ما داده عبارت از این است که «حق مسلم ما» را به رسمیت شناخته است! و از «تحریم» ما صرف‌نظر کرده است. یعنی مشخصاً در مورد اول به «وظیفه» خود عمل کرده، و در مورد دوم دست از «رفتار غیرمنطقی» خود برداشته است.

و اما در سوی دیگر، ما، صنعت غنی‌سازی اورانیوم را برای دست‌کم ده سال به وضعی برده‌ایم که «تقریباً وجود نداشته باشد» (در حالِ تأمین نیازهای 125 هزارمِ درصد از چشم‌انداز!) ، همچنین توسعه علمی و تحقیقاتی در این صنعت را نیز به خاطر عدم توان تزریق گاز به سانتریفیوژهای جدیدتر بسیار محدود و عملاً بی‌فایده و تزئینی کرده‌ایم. یعنی مشخصاً در مورد اول به «چشم‌انداز مصوبِ حوزه انرژی» بی‌توجهی کرده‌ایم و در مورد دوم به «استعدادِ توسعه علمی کشور.»

پس حتی در بهترین سناریو، طرف مقابل تنها به یکی از وظایفش تن می‌دهد و دست از لجاجت می‌کشد، حال‌آنکه ما به یکی از چشم‌اندازهایمان بی‌توجه می‌شویم و رشد استعدادهایمان را نیز عقب می‌اندازیم. و باز توجه داریم که این‌ها بهره‌های مترتب بر وقوع «بهترین سناریو» هستند که وقوع آن به‌هیچ‌وجه ضمانت نشده است.

گرچه نگارنده حتی با فرض وقوع بهترین حالت هم متوجه نوعِ بُرد-بُردِ موردنظر نمی‌شود! اما یک‌چیز را خیلی خوب می‌توان متوجه شد: حتی اگر همه‌چیز دقیقاً طبق سناریوی خوب پیش برود، طرف غربی با احتمال بالایی دچار یک تلقی خیلی مهم، خیلی دردسرساز و البته خیلی غلط[18]! می‌شود: «اگر به ایران فشار اقتصادیِ "کافی" وارد شود، ممکن است بتوان به جسمِ بی‌جانِ فرضیه‌ی «تغییر رفتار» جان تازه‌ بخشید!»

و تجربه نشان داده که یک تلقیِ غلط، هرچقدر مهم‌تر و مؤثرتر باشد، خارج کردن آن از ذهنِ نتیجه‌گرای غربی‌ها سخت‌تر و پُردردسرتر و زمان‌برتر است.

پانوشت:

[1] - ایران برای تامین سوخت نیروگاه بوشهر به ۱۹۰هزار سو غنی سازی نیاز دارد

[3] - از نوع IR1

[8] - نیاز کشور به برق حدود 50 گیگاوات است و توان نیروگاه بوشهر 1 گیگاوات.

[9] - تا ۹ سال ديگر قرار است 2 واحد رآکتور جديد برق هسته‌ای هزار مگاواتي در داخل سايت هسته‌ای بوشهر اضافه شود که ظرفيت 1000 مگاواتی فعلی به 3000 مگاوات برسد.

[10] - همان مورد 5

[13] - «نیروگاه بوشهر در سال به 30 تن سوخت نیاز دارد... نطنز و فردو با 10 هزار ماشین سانتریفیوژ کنونی هم باید سال‌ها کار کنند تا سوخت یک سال بوشهر را تأمین کنند...» مشروح سخنان صالحی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، 21 فروردین 94

[14] - کاملاً روشن است که اگر یک درصد را به 8 بخش تقسیم کنید، یکی از آن هشت بخش می‌شود 125 هزارم درصد!!!

[16] - همان مورد 5

[18] - مسئله‏ انرژى هسته ‏اى‏، براى ما فقط اين نبود كه ما مى‏خواستيم يك فناورى داشته باشيم، ديگران مى‏خواستند ما نداشته باشيم؛ بخش ديگر قضيه اين بود كه قدرت‌های متجاوز،زورگو مى‏خواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند.دیدار با هیات دولت 2 فروردین 87.